نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘تفکر نقادانه و ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپِ ایرانی
(۱/۲)
✍🏻 #آرین_اکبری


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘ضرورتِ تفکر انتقادی و نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپِ ایرانی
(۲/۲)
✍🏻 #آرین_اکبری

🔸امیدوارم افرادی که دم از تفکر نقاد میزنند بفهمند که تفکر نقاد اگر در سطوح مخالف مورد استفاده نگیره فرقی با نگاه های خرافی نداره. تفکر نقاد صدور یک رای واحد نیست که مثلا تفکر نقاد میگه «تعصب چیز خوبی نیست» خیر! تفکر نقاد جابجا کردن دوربین از زوایای مختلف و از ارتفاع مختلف به یک پدیده هست.

🔸این مسئله نیاز به ساعت‌ها بحث و توضیح داره. ولی در کل ابتدا باید هدف ملی مشخص بشه یعنی زمین بحث معلوم بشه. بعد که توافق کردیم در این زمین داریم بازی میکنیم ، با قوانین این زمین و شرایط بحث کنیم.
الان زمین بازی اکثر ماها که قبولش داریم این هست:
«ملی گرایی در شرایط فعلی به نفع تک تک ما مردمی هست که توی شناسنامه هامون خورده ایرانی»

قبول؟ حالا که توی این تیم هستیم دیگه باید بخاطرش محکم توی بوق و شیپور فوت کنیم، به تاریخش افتخار کنیم و ... چرا؟! چون در‌حال سقوط به دسته های پایین هستیم و نیاز داریم در برابر فرهنگ تحمیلی که یکپارچگی ما رو و در نتیجه هویت ما رو خدشه دار کرده، دفاع کنیم. پس تعصب در اینجا غیر عقلانی نیست و با توجه به هدف عین عقلانیت هست.  اگر این رو درک نمیکنید دیگه مشکل از جای دیگه هست!!

🔺پس این اتفاقا در نهایت از نظر من نتیجه خوبی داشت. هرچند خودش بد بود ولی باعث شد وطن دوستان واقعی حالا چه از سر فهم یا چه از سر تعصب یک تجدید میثاق کنند و نمادهای ملی یکبار دیگر سر زبان‌ها بیافتن که به نظرم خوب بود.

🔸اما آیا این خانم اشتباه نابخشودنی کرد؟ هر نکته جایی و مکانی دارد همینه. کاری به عمدی و غیر عمدی بودن قضیه ندارم. ایشون اشتباه کوچکی کرد ولی نتیجه بزرگی داشت. اشتباه کوچک و بزرگ دو جنبه داره. ممکنه کسی اشتباه کوچکی کنه و گاز رو باز بزاره ولی یه شهر به آتیش کشیده بشه. من مخالف برخورد قهری شدید با این خانم هستم ولی جامعه باید واکنش نشون بشه.

🔺این موضوع بسیار ظریف هست و صحبت در موردش به این سادگی نیست. پس در مورد مجازات قانونی ایشون من مخالفم و معتقدم همین واکنش مردم کافی هست. اینجوری آزادی بیان زیر سوال نمیره . ایشون آزادانه بیان کرد مردم هم آزادانه جواب دادند و بیان کردند. اونجایی آزادی بیان زیر سوال میره که دولت بیاد برای ایشون جرم انگاری کنه. وگرنه تا قبل از جرم انگاری آزادی بیان توسط حمله مردم نقض نشد. چون مردم هم هرکس آزادانه جواب داد. امیدوارم درک کنید چی میگم.

📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕
"بر کوروش بچه‌زنا لعنت!"
تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخ‌زدایی از هویت ملی
📻 توهین به شاهنامه و کار روشنفکر
📺 اُرگاسم با اشعار فردوسی
📺 توهین به فردوسی، خودنمایی رسانه‌ای
📺 نامزد ترامپیست کنگره در حال سوزاندن قرآن
📺 اگر‌ بجای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟
📕آیا آزادی بیان مطلقه؟
📕در دفاع از آزادی بیان
📕در دفاع از آزادیِ ابتذال
📕تفاوت شوخی و توهین
📕«از شوخی نباید رنجید»؛ پیش‌فرض مخربی که آزادی را ناقص می‌کند

.


#تفکر_انتقادی #چپ_ایرانی #نقد_چپ  #نقد_روشنفکران #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 نقد اصلاح‌طلبان (+) — قسمت دوم: تناقضاتِ اصلاح‌طلبی 🎙 #علیرضا_صالحی 🔸اول از همه بگویم که چای را با بستنی نخوردم وگرنه می‌شدم اصلاح‌طلب! :) من فقط بستنی خوردم. 🔸این دومین جلسه من در نقد اصلاح‌طلبان و در حضور آنهاست که در اوایل مردادماه برگزار شد و دقیقا…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مقدسات مشروع (قسمت یکم)
(۱/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان

🍂 پس از افسون‌زدایی و با آغاز عصر مدرن، برخی باورهای کهن که با علم‌گرایی قابل اثبات نبودند تحت عنوان امر مقدس نامگذاری و به یکی از امور نامشروع اجتماعی تبدیل شدند. تا پیش از این، امر مقدس مشروعیت اجتماعی داشت و بجز رویکرد فلسفی که در آن "حقیقت" خود مشروعیت نخبگانی داشت، مقدسات در سطوح مختلف اجتماع اعم از سیاست و فرهنگ منفی تلقی نمی‌شدند. درواقع جوامع پیشامدرن با همان امر مقدس به امور زندگی می‌پرداختند و از آن معنایی برای انتخاب و مسیر خود استخراج می‌کردند که آن را موجه می‌کرد. اما این توجیه با چرخش پارادایمی جهان جدید دیگر مورد قبول واقع نشد و این نگاه پوزیتیویستی و علم‌گرایانه بود که می‌بایست هر انتخاب و هر جهان‌بینی را در تمامی اقشار اجتماعی و سبک‌های مختلف زیستن توجیه‌پذیر کند. تا جایی که حتا اموری کاملا انتزاعی مانند هنر و تخیل ادبی نیز از این قاعده مستثنا نبود.

🍂 حالا دیگر خود واژه‌ی "مقدس" نه تنها توجیهی نداشت بلکه ماهیت آن نامشروع شده بود. این عقل و خرد بود که می‌توانست به چیزها مشروعیت ببخشد و باعث شد تمامی باورهای پیشین چه در سطح روزمره و چه در سطح کلان دوباره مورد بازبینی قرار گیرند و در پیشگاه عقل حساب پس بدهند.

🔺اما افسون‌زدایی هم نتوانست آنچنان موفق از کار درآید چرا که زندگی هر روز برای آدمیان درس‌های فراوانی داشت که عقل سرد و محض قادر نبود مانند گذشته مشروعیتی برای آن دست و پا کند. زندگی در جامعه بیش از پیش نیازمند همان امر مقدس شد اما دیگر دستاویزی برای حل مساله در بساط خود نداشت.

🍂 در نگاه انسان امروز، امر مقدس درواقع همان امر نامقدس محسوب می‌شود و این نامقدس بودن باورهای پیشین به این معناست که دیگر مشروعیت آن‌ها توانایی لازم برای ساخت معنا را ندارد و همین امر است که امروزه ما را نیازمند بازبینی دوباره بر اساس مفاهیمی همچون "مشروعیت" و "امر مقدس" کرده است. این نیاز آنچنان حیاتی است که می‌توان گفت جدال سنت و مدرنیته هنوز به پایان نرسیده است.

🍂 برای نظر بر ظرافت این بحث که مسبب بسیاری از نزاع‌های اجتماعی می‌شود باید ماهیت امر مقدس دوباره مورد بررسی قرار گیرد و با این پرسش آغاز شود که آیا امر مقدس برای جوامع خطرناک است یا خیر؟ برای این کار نیز نیاز داریم تا مثال‌های روشنی بزنیم. بعنوان مثال پرچم هر کشور جزو دسته‌ی امور مقدس انگاشته می‌شود. این‌که چرا پرچم امر مقدس محسوب می‌شود به نقش حیاتی آن در حفظ انسجام و یکپارچگی جوامع برمی‌گردد. درواقع آنچه امروزه امر مقدس می‌نامیم برخلاف گذشتگان ریشه در باورهای متافیزیکی ندارد، بلکه ریشه در صورت‌های عینی و کارکردی آن‌ دارد.

🍂 اگرچه علم‌گرایان و دشمنان خرافات بر این باورند که:
هیچ‌چیز مقدس نیست و امر مقدس یعنی امری خرافی که در ضدیت با عقل و خِرد است،

🔺اما واقعیات اجتماعی چیز دیگری می‌گویند؛ و آن هم این است که هیچ جامعه‌ای وجود ندارد مگر این‌که امر مقدس در آن تعریف شده باشد. علم‌گرایان در حوزه‌های مختلف علوم‌انسانی و علوم‌طبیعی آنچنان بر طبل دفاع از عقل می‌کوبند که واقعیتی اجتماعی با عنوان "نیاز به امر مقدس" را در جامعه نمی‌بینند. نیازی که انسان کهن به خوبی دریافته بود.

🍂 بر این اساس که امر مقدس امروزه و با شروع عصر مدرن تعریفی جدا از تعاریف متافیزیکی جهان گذشته دارد، امور مقدس موجود در جوامع را می‌توان براساس نوع مشروعیت آن مورد بررسی قرار داد؛ یعنی به این نکته توجه شود که امر مقدس یا توسط جامعه مشروع انگاشته می‌شود یا نامشروع تلقی می‌شود؟

🍂 امر مقدس مشروع در دوران مدرن یا براساس کارکرد آنی آن شناخته می‌شود مانند پرچم یک کشور، و یا براساس کارکرد طولانی‌مدت مانند آثار تاریخی. درواقع امری مشروع است که بتواند در یکی از این دو دسته قرار بگیرد؛ یعنی یا بتواند "نیاز فردی" امروز ما را به بهترین شکل برآورده کند، و یا نیازهای بلندمدت و "همگانی" را پوشش بدهد.

🍂 با این توصیف می‌توانیم دریابیم که چرا بعنوان مثال کتاب شاهنامه و یا نهاد پادشاهی، و حتا در مواردی فردی‌تر مانند حریم خصوصی جزو دسته‌ی مقدسات مشروع به حساب می‌آیند؛ و چرا افسون‌زدایی کردن از آن‌ها خطراتی به مراتب بیش‌تر از مقدس ماندن آن‌ها دارد. علت اصلی آن را باید در چرایی مشروعیت داشتن آن‌ها در نظر گرفت. بعبارتی باید به این نکته فکر کرد که مشروعیت چیست و چرا یک جامعه و افراد آن تصمیم می‌گیرند چیزی دارای مشروعیت باشد یا خیر.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘مقدسات مشروع (قسمت یکم)
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان

🍂 طی سال‌های اخیر که جامعه‌ی ایران تلاش کرد جهان مدرن را بفهمد و خود را بر آن منطبق کند، نسبت به امر مقدس رویکردی اتخاذ کرد که می‌توان آن را نه نوعی واکنش دارای عقلانیت، بلکه واکنش احساسی در نظر گرفت. درواقع حساسیت بالا و بیش از حد جامعه‌ای که از جهان مدرن جا مانده بود باعث شد که نسبت به عقلانیت عصر مدرن دچار اشتباهی بزرگ شود؛ یعنی این اشتباه نظری که تصور کرد هر آنچه مقدس است پس لاجرم مشروعیت ندارد. وضعیتی فکری که از سوی نخبگان دانشگاهی که مدرنیته و تمدن را اشتباهی فاحش می‌دانستند، به سمت رویکرد نظری جامعه سرازیر شد و نظام فکری جامعه را دچار آشوب کرد.

📌 آن‌هایی که تصور می‌کردند مدرن شدن یعنی ابطال کل مجموعه‌ی فکری چهارچوب‌های گذشته، باعث شدند تا روندی در ایران شکل بگیرد که آن را دیگر نه تنها نمی‌توان علیه امر مقدس نامید، بلکه تفکری است که علیه "مشروعیت" به پا خاسته است. تفکری که مشروع بودن چیزها را بهانه‌ای برای حمله به ساختار فکری ایرانیان می‌داند. از این منظر، امر مشروع حالا دیگر در تمامی حوزه‌ها دشمنان بسیار پیدا کرده است که حتا رویکرد علمی را نیز به خطر انداخته است. رویکردی که می‌توانست علت عینی و عقلانی امور مقدس و مشروع جامعه را نیز توضیح دهد.

🔺به همین خاطر نیاز است تا بار دیگر بر این مساله تاکید کنیم که مقدسات مشروع چه هستند و چه مقدساتی وجود دارند که باید مشروعیت‌زدایی شوند. موضوعی که به آن در آینده در شماره‌های بعدی خواهم پرداخت و ظرافت‌های مهم آن را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.

📕هر تعصبی بد است؟
ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپ
📕بقره‌ای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
روان‌شناسیِ اسلاموفیل‌ها: چرا ملی‌گرایی را شرک و بیماری می‌دانند؟
📺  نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کین‌خوییِ ‌مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخ‌زدایی از هویت ملی
📻 خنجر امت بر رگ خانواده و ملت
📺 اگر‌ جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟

🔻محبوبه زمانیان
📕فرشچیان در آیینۀ داوینچی
📕پروپاگاندا
📕مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
📕تاریخچۀ غرب‌ستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران (محسن رنانی و شبه‌علم)
📕انقلابِ فرهنگیِ مردم: عبور از فمینیسم، چپ‌گرایی و توهمات پسااستعماری
📕بی‌سوادیِ عمومی دربارۀ سلامت روان
📕اهمیت «آبرو» و ضربات عرفان‌‌‌گرایی به آن
📕در باب اهمیتِ درکِ تمایزِ «سلبریتی» و «پوپولیست»
📕در بابِ ترسناک‌ترین بحران
📕نقد سخن آرش حیدری درباره سوژه مستاجر
📕در وصف کتاب‌هایی که از درمانِ درد ما عاجزند
📕نقد و بررسیِ «ادا در بیاریم کلا…»
📕اسنوبیسم چیست؟
📕خود واقعی، فریب بزرگ
📕چگونه «کوچینگ» و موفقیت‌های فوری، فرهنگ را به بن‌بست می‌رسانند؟

.


#جامعه #جامعه‌شناسی #نقد_فرهنگ #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘در بی‌فرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»

✍🏻#نیما_قاسمی

🍂 در حدی که من مطالعه کردم، هیچ دولت استعمارگر غربی به آداب و رسوم مستعمره خود بی‌احترامی نکرده است؛ این در حالی‌ست که برخی از این مستعمرات، واقعا در مراحل ابتدایی فرهنگ بوده‌اند و به تعبیر عامیانه تازه از درخت پایین آمده بودند!

🍂 انسان‌شناسان اوائل قرن بیستم مانند ارنست کاسیرر از اصطلاح primitive برای توصیف ذهنیت یا فرهنگ مردم جوامع «ابتدایی» استفاده کردند اما در نیمه دوم قرن بیستم، این اصطلاح غیرمودبانه دانسته شد و من خودم خاطرم هست که یک استاد دانشگاه‌های غربی به من یادآوری کرد که دیگر از این اصطلاح استفاده نمی‌شود.

🍂 حساسیت به اتخاذ یک زبان مودبانه ازهمان اوائل قرن بیستم هم وجود داشت: یکی از دلایل حمله به اثر سترگ جیمز فریزر، «شاخه زرین»، استفاده او از اصطلاح «وحشی» (savage) بوده است: فریزر ذیل مبحث «آیین‌های انتقال شر»، می‌نویسد که:
وقتی ابزار انتقال شر، انسان یا یک موجود زنده مانند سگ باشد، رفتارهای وحشیانه و غیرانسانی گزارش شده است. او از آیین‌های حرف می‌زد که (به عنوان نمونه) انسان زنده‌ای را از درخت آویزان می‌کردند و آن قدر با نیزه به پک و پهلویش می‌زدند، تا پایین‌تنه‌اش کنده شود و بیافتد و فقط بالاتنه از درخت آویزان بماند! آنگاه تلقی می‌کردند که پاک شده‌اند و سال نو را با خوبی و خوشی آغاز می‌کنند!

ویتگنشتاین به خودش اجازه داد که بگوید:
فریزر خودش وحشی‌تر از این وحشی‌هاست چون آیین این مردم، ظریف‌تر از تعبیر فریزر است!


🍂 بگردید ببینید استعمار غربی کجا به مردم یک جامعه گفت که شاعر بزرگتان، روایت کردن بلد نبوده است!؟ کجا گفت حساسیت به ارجمندی مفاخر فرهنگی، مثل گاوپرستی‌ست!؟ پارثا چترجی که خودش بنیان‌گذار دپارتمانی‌ست که به بهانه علم، محتوای سیاسی و مشخصا ضدغربی تولید می‌کند، اقرار می‌کند که توجه پژوهشگران بریتانیایی به سنت‌های درام‌نویسی در سانسکریت، موجب بازیابی میراث فرهنگی در بنگال غربی شد! درست همان‌طور که من و شمای ایرانی لشگری از محققان غربی را از زمان شاه عباس می‌شناسیم که برای فهم و بازیابی میراث کهنسالمان به ما خدمات شایانی کردند (من در مجموعه «تاریخ شاه» که با مرتضی اسماعیل‌پور برگزار کردیم، نام تعدادی از آنها را با توضیح می‌آورم). سوال من این است که این «نوابیغ» که تلقی می‌کنند فقط اسلام واقعیت دارد و قبل از اسلام چیزی نبوده است، خود چه کسانی هستند!؟ اگر واقعا این قدر در هویت اسلامی خود فرورفته‌اند باز دلیل نمی‌شود که نادانی خود را مستمسک توهین به یک مملکت کهن بکنند.

🍂 تصور من این است که اینها البته نه اتفاقی‌ست و نه عموما از روی نادانی؛ ما ایرانیان شکاف عمیقی در هویت خود داریم و آنها که خود را در وهله اول مسلمان یا شیعه قلمداد می‌کنند، نسبت به فرهنگ ایرانی، جدا احساس بیگانگی دارند. برای یک ایدئولوگ شیعی مثل مجلسی، ترجمه کتاب‌های یونانی همان قدر «تهاجم فرهنگی» به اسلام بوده که ترجمه کتاب‌های ایرانی مانند کلیله و دمنه!

📌 وقتی تاریخ را می‌سنجیم نمی‌توانیم از این فکر خودداری کنیم که اسلام‌گرایان فرهنگی، تاریخا نماینده یا سخنگوی اشغالگران ایرانند؛ اشغالگران یا استعمارگرانی که به هیچ‌وجه بهتر از ما ایرانیان نبودند و چیزی در چنته نداشتند تا در بده‌بستانی که نامش «استعمار» است به مستعمره خود بدهند یا به آنها بیاموزانند. بنابراین آن ادب و فرهیختگی که استعمارگر غربی با مستعمره خود داشت، از اینها انتظار نمی‌رود. اینها تاریخا اشغالگرانی بی‌فرهنگ بوده‌اند که تا همین امروز نسبت به ایران و ایرانی، احساس حقارت شدیدی دارند!

🔺اینکه یکی از اینها می‌گوید چون نام من «زینب» است این طور به من حمله می‌کنند، خیلی معنا دارد. واقعیت این است که «زینب»ها حمله می‌کنند! به چه کسی؟ به فردوسی! کل پروژه فردوسی، دفاع شیک و فاخر در برابر همین زینب‌ها بود. ما بیش از هزار سال است که در حال دفاع از خود هستیم! دفاع از موجودیت فرهنگی خود…

🔻کین‌خویی و ایران‌ستیزیِ خلجی
📕بقره‌ای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
روان‌شناسیِ اسلاموفیل‌ها: چرا ملی‌گرایی را شرک و بیماری می‌دانند؟
📺  نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کین‌خوییِ ‌مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ

📕اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕هر تعصبی بد است؟
ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپ
📕 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخ‌زدایی از هویت ملی
📻 خنجر امت بر رگ خانواده و ملت
📺 اگر‌ جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟

.


#استمرارطالبان #ایران‌ستیزان #ایران‌ستیزی #نقد_اسلام #چپ_ایرانی #مهدی_خلجی



🌾 @Naqdagin | @nimaghaasemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آزادی بیان در «جنگ داخلی»

✍🏻 #یاشار_جیرانی

🍂 سخن گفتن از آزادی بیان وقتی یک جامعه درگیر «جنگ داخلی» است، معنای چندانی ندارد. منظور جنگ داخلی در معنای متعارف و دم‌دستی آن نیست: یعنی زمانی که دو گروه سیاسی داخلی به مرحله‌ی بالفعل درگیری با سلاح می‌رسند. منظور جنگ داخلی در معنای جان لاکی یا فلسفی آن است: یعنی زمانی که دوگانه‌ی دوست و دشمن با همان شدتی که بر دشمن خارجی به کار بسته می‌شود بر دشمن داخلی نیز به کار بسته شود. زمانی که بخشی از اعضای یک جامعه بخش دیگر را نه به‌عنوان رقیب بلکه به‌منزله‌ی دشمنانی ببینند که قابلیت نابودی شیوه‌ی زندگی آنها و نهایتاً حذف فیزیکی یا کشتارجسمانی آنان را دارند. زمانی که دشمن داخلی دقیقاً به اندازه‌ی دشمن خارجی خطرناک تلقی می‌گردد. زمانی که اطاعت یا نقض قانون دیگر معیار واقعی و مؤثر تمایز دوست ــ دشمن عمومی نیست و دوست و دشمن عمومی کسی تلقی می‌شود که با عقیده‌ی خصوصی یا شیوه‌ی زندگی من تقابل دارد.

🍂 در چنین شرایطی، هر سخن عمومی معنایی «سیاسی» می‌یابد:‌ یعنی سخنی که فارغ از معنای تحت‌اللفظی و بی‌واسطه‌اش (مثلاً سخنی در باب یک امر تاریخی) می‌تواند به ابزاری برای تهدید شیوه‌ی زندگی و تقویت دشمن داخلی منجر گردد. در چنین موقعیتی، هر سخنی می‌تواند به مثابه‌ی صورتی از «توطئه»ی دشمن داخلی تفسیر شود.

📌 این موقعیت سیاسی ــ‌ اجتماعی برای تبلیغ و موعظه در باب آزادی بیان مستعد و مناسب نیست. مهمتر از این، آزادی بیان در نهایت قانون و رژیم لیبرالی مستقر را پیش‌فرض می‌گیرد (برای تعیین محدوده‌ی مشروع آزادی بیان)؛ بدون این زمینه‌ی واقعی، آزادی بیان یا صرفاً «معنویت» روشنفکر لیبرال در «بیابان» است یا صورت زمختی از ریاکاری سیاسی است که در بلندمدت به ضرر «آرمان» آزادی بیان است: اینکه هرگاه با سخنی موافق یا همدل باشیم از آزادی بیان دفاع کنیم و هرگاه با آن مخالف بودیم…

🔺دقت کنید استدلال من این نیست که «مصلحت» حکم می‌کند آزادی بیان را نقض کنیم یا چون در مقطع حساسی هستیم. این استدلال‌ها تابع مفهوم «حزم سیاسی» هستند و می‌توانند درست باشند یا نباشند. بگذارید آن را به زبان و شیوه‌ای هابزی دوباره بیان کنیم: آزادی بیان «حق قانونی» است و مبنا و تضمین خود را از وجود دولت و قانون می‌گیرد. خصیصه‌ی جامعه‌ای که دچار جنگ داخلی در معنای موسع کلمه است («وضع جنگی» لاک) این است که قانون در آن ساقط شده است: در «وضع استثنا» قرار دارد.

🔺ما در اینجا با تقابل عقیده‌ها و شیوه‌های زندگی خصوصی مواجه هستیم که برای تبدیل شدن به قانون یا عقیده‌ی عمومی با هم «می‌جنگند». در این موقعیت، همه‌ی معیارهای آزادی بیان دلخواهانه و تابع عقیده و شیوه‌ی زندگی خصوصی طرفین دعواست.
مثلاً در مناقشه‌ی کنونی، باید پرسید اگر فرد مذکور به جای توهین به اسطوره‌های ملی مثلاً به زنان توهین می‌کرد مواضع حامیان آزادی بیان چقدر جا‌به‌جا می‌شد.


🍂 درنهایت، واضح است که بدون تعیین حدود و معیارهای آزادی بیان این ارزش صوری و بی‌معناست. بنابراین، (در نبود معیار عمومی ناشی از اراده‌ و رضایت عمومی یا همان قانون) همه‌ی طرفین لاجرم در حال نقض آزادی بیان خواهند بود (براساس معیارهای خصوصی طرف دیگر). پس، در این موقعیت توسل به آزادی بیان صرفاً به این معناست که شما موضعی را که مورد تهاجم قرار گرفته از عناصر ذاتی و ضروری شیوه‌ی زندگی خود نمی‌دانید (نه اینکه با آن مخالفید). تردیدی نیست که شما می‌توانید برای آزادی بیان یا «بنیاد» آزادی بیان مؤثر و واقعی بجنگید (یا برای تأسیس نظم سیاسی که دایره‌ی آزادی بیان آن گسترده باشد و رعایت شود) اما در این جنگ «نمی‌توانید» آزادی بیان را رعایت کنید (چون موقعیت به واسطه‌ی تکثر تلقی‌ها از محدوده‌ی آزادی بیان شما را به نقض آن مجبور می‌کند).

📌 اگر اصرار کنید در موقعیتی به آزادی بیان متوسل شوید که امکان توسل به آن نیست (در نتیجه تصویری ریاکارانه از آن ساخته می‌شود) همان سرنوشتی را برای آن رقم می‌زنید که بر سر «ارزش‌های دینی» در تئوکراسی‌ها آمد: آن را به امری مبتذل و توخالی بدل می‌کنید.

📺 اگر‌ جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟
📕هر تعصبی بد است؟
ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپ
📕مقدسات مشروع
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕در بی‌فرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»

.


#سیاست #فلسفه_سیاسی #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin | BARU