Telegram
نقدآگین
📺 اثبات الوهیت مسیح با قرآن
— برهان منطقیِ یوحنای دمشقی و واکنشِ فرقِ اسلامی
🔸راهب قدیس یوحنای دمشقی (یوحنا منصور ابن سرجون، ۶٧۶ - ٧۴٩ میلادی)، آخرین نفر از آباء کلیسای شرقی، در دمشق تحت فرمانروایی خلافت اموی زندگی میکرد. بدلیل فصاحت کلامش به او لقب "زریندهان / ذهبیالفم" دادند. او پیش از راهب شدن، مناصب عالی اداری در دربار خلافت داشت.
🔸انگیزهٔ اصلی یوحنا از مناظرات با علمای مسلمان، سختیها و فشارهایی بود که بر مسیحیان آن دوران وارد میشد. او در اثر مشهور خود، "هراطقة"، اسلام را بعنوان "بدعت صدم مسیحیت" طبقهبندی کرد، با این باور که اسلام یک انحراف الهیاتی از دین مسیح است.
استدلال یوحنای دمشقی: کلمهالله، نامخلوق است
استدلال محوری یوحنا برای اثبات الوهیت عیسی مسیح، برمبنای استفاده از منطق فلسفی و اشاره به آیات قرآن بود. خلاصهٔ این جدال منطقی در دربار اموی به شرح زیر است:
* پرسش از علما: آیا قرآن "کلام خدا" (کلمهالله) است؟
* پاسخ مسلمین: بله.
* پرسش از علما: آیا عیسی بن مریم نیز "کلمهالله" است؟
* پاسخ مسلمین: بله، بر اساس آیهٔ قرآن: (...قطعا مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستادهٔ خدا و کلمهٔ اوست که آن را به مریم القا نمود و روحی از جانب او؛ سورهٔ نساء: ١٧١).
* پرسش کلیدی و منطقی: آیا کلام خدا (قرآن) مخلوق است یا نامخلوق (ازلی)؟
* پاسخ سنتی مسلمین: نامخلوق، چرا که از ازلیت خداوند است.
🔻نتیجهگیری منطقی یوحنا:
🔻یوحنا برای تقویت استدلال خود به نکات دیگری نیز اشاره کرد:
واکنشِ فرقههای اسلامی
حجت یوحنا، به دلیل صلابت منطقیاش (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن)، علمای مسلمان را وادار به ارائهٔ پاسخهایی برای دفاع از توحید اسلامی کرد:
١. پاسخ معتزله: پذیرش عقیدهٔ "مخلوق بودن قرآن" 💡
معتزله (که به اهمیت دادن به عقل و منطق شهرت داشتند)، قویترین پاسخ را دادند:
٢. پاسخ سلفیه (اهل حدیث)
گروههایی مانند احمد ابن حنبل که بر تقدیس نص و پرهیز از تأویل عقلی تأکید داشتند، در برابر استدلال یوحنا دچار مشکل شدند:
نتیجهگیری
یوحنای دمشقی با مهارت در استفاده از منطق و متون مقدس حریف، توانست علمای مسلمان را وادار به بازنگری در مفهوم کلام خدا کند.
غلبهٔ استدلال: از منظر جدل فلسفی، استدلال یوحنا (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن) بسیار محکم بود و چارهای جز پاسخ عقلی برای طرف مقابل باقی نگذاشت.
اهمیت فلسفه: این مناظرات اهمیت فلسفه و منطق را در بحثهای دینی نشان میدهد؛ علومی که مورد اهتمام مسیحیان بود، اما توسط برخی گروههای مسلمان (سلفیه) طرد میشد، و همین امر باعث ضعف آنان در مناظرات عقلی گردید.
هدف متعالی: انگیزهٔ او در نهایت، اثبات برابری و جلوگیری از تحقیر مسیحیان با استفاده از منطق مورد احترام دربار خلافت بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برهان منطقیِ یوحنای دمشقی و واکنشِ فرقِ اسلامی
🔸راهب قدیس یوحنای دمشقی (یوحنا منصور ابن سرجون، ۶٧۶ - ٧۴٩ میلادی)، آخرین نفر از آباء کلیسای شرقی، در دمشق تحت فرمانروایی خلافت اموی زندگی میکرد. بدلیل فصاحت کلامش به او لقب "زریندهان / ذهبیالفم" دادند. او پیش از راهب شدن، مناصب عالی اداری در دربار خلافت داشت.
🔸انگیزهٔ اصلی یوحنا از مناظرات با علمای مسلمان، سختیها و فشارهایی بود که بر مسیحیان آن دوران وارد میشد. او در اثر مشهور خود، "هراطقة"، اسلام را بعنوان "بدعت صدم مسیحیت" طبقهبندی کرد، با این باور که اسلام یک انحراف الهیاتی از دین مسیح است.
استدلال یوحنای دمشقی: کلمهالله، نامخلوق است
استدلال محوری یوحنا برای اثبات الوهیت عیسی مسیح، برمبنای استفاده از منطق فلسفی و اشاره به آیات قرآن بود. خلاصهٔ این جدال منطقی در دربار اموی به شرح زیر است:
* پرسش از علما: آیا قرآن "کلام خدا" (کلمهالله) است؟
* پاسخ مسلمین: بله.
* پرسش از علما: آیا عیسی بن مریم نیز "کلمهالله" است؟
* پاسخ مسلمین: بله، بر اساس آیهٔ قرآن: (...قطعا مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستادهٔ خدا و کلمهٔ اوست که آن را به مریم القا نمود و روحی از جانب او؛ سورهٔ نساء: ١٧١).
* پرسش کلیدی و منطقی: آیا کلام خدا (قرآن) مخلوق است یا نامخلوق (ازلی)؟
* پاسخ سنتی مسلمین: نامخلوق، چرا که از ازلیت خداوند است.
🔻نتیجهگیری منطقی یوحنا:
اگر:
۱. قرآن، کلام خدا و نامخلوق است.
۲. و مسیح نیز کلام خدا است.
۳. پس، مسیح نیز نامخلوق است.
۴. و هرچه نامخلوق باشد، ازلی است و در نتیجه اله و شایستهٔ پرستش است.
🔻یوحنا برای تقویت استدلال خود به نکات دیگری نیز اشاره کرد:
"و روح منه": چون مسیح "روح خدا" است و روح خداوند از او جدا نیست، پس مسیح خود، خداوند است.
تولد معجزهآسا: تولد او از باکره، خود گواهی بر ماهیت الهی است.
قدرتهای الهی: توانایی مسیح در آفرینش (خلق پرنده از گِل) و زنده کردن مردگان، که این تواناییها مختص ذات خالق است و به انسان بخشیده نمیشود.
نبوتهای عهد عتیق: اشاره به پیشگویی اشعیا نبی که میگوید: "اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند" (به معنای خدا با ماست)، که الوهیت او را از پیش تأیید میکند.
واکنشِ فرقههای اسلامی
حجت یوحنا، به دلیل صلابت منطقیاش (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن)، علمای مسلمان را وادار به ارائهٔ پاسخهایی برای دفاع از توحید اسلامی کرد:
١. پاسخ معتزله: پذیرش عقیدهٔ "مخلوق بودن قرآن" 💡
معتزله (که به اهمیت دادن به عقل و منطق شهرت داشتند)، قویترین پاسخ را دادند:
راه حل رادیکال: آنها اعلام کردند که قرآن (کلام خدا) مخلوق و حادث است؛ یعنی در زمان مشخصی آفریده شده و ازلی نیست.
ابطال حجت: با پذیرش این که "کلام خدا" (قرآن) مخلوق است، حجّت یوحنا باطل میشد. زیرا در این صورت، "کلام خدا" (مسیح) نیز میتواند مخلوق باشد و دیگر ضرورتاً الوهیت را ایجاب نمیکند.
ارزش عقلی: این گروه برای مقابلهٔ فکری با یوحنا، از عقل بهره گرفتند و نزاع را در سطح فکر در برابر فکر نگه داشتند.
٢. پاسخ سلفیه (اهل حدیث)
گروههایی مانند احمد ابن حنبل که بر تقدیس نص و پرهیز از تأویل عقلی تأکید داشتند، در برابر استدلال یوحنا دچار مشکل شدند:
پرهیز از منطق: آنها فاقد یک پاسخ منطقی مستقیم و فلسفی بودند.
گریز و اکتفا به نص: به آیات توحیدی (مثل سورهٔ اخلاص) بسنده کردند و از پاسخ مستقیم به ادلهٔ یوحنا (مانند معنای کلمهالله و روحمنه) خودداری کردند.
تکفیر: آنها نه تنها نتوانستند پاسخی به یوحنا بدهند، بلکه معتزله را نیز به دلیل قول به مخلوق بودن قرآن (که در واقع پاسخی دفاعی در برابر یوحنا بود) تکفیر کردند.
عجز عقل: این گروه، حکم کردند که عقل بشری عاجز از درک مقاصد الهی است و نباید در امور ایمان دخالت کند. یوحنا این موضع را فرار از مناظره و شکست در جدل منطقی قلمداد کرد.
نتیجهگیری
یوحنای دمشقی با مهارت در استفاده از منطق و متون مقدس حریف، توانست علمای مسلمان را وادار به بازنگری در مفهوم کلام خدا کند.
غلبهٔ استدلال: از منظر جدل فلسفی، استدلال یوحنا (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن) بسیار محکم بود و چارهای جز پاسخ عقلی برای طرف مقابل باقی نگذاشت.
اهمیت فلسفه: این مناظرات اهمیت فلسفه و منطق را در بحثهای دینی نشان میدهد؛ علومی که مورد اهتمام مسیحیان بود، اما توسط برخی گروههای مسلمان (سلفیه) طرد میشد، و همین امر باعث ضعف آنان در مناظرات عقلی گردید.
هدف متعالی: انگیزهٔ او در نهایت، اثبات برابری و جلوگیری از تحقیر مسیحیان با استفاده از منطق مورد احترام دربار خلافت بود.
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕فرزند خدا در یهود و یونان
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
(۱/۲)
🍂 در دنیا ادیان زیادی وجود دارد، اما از بین همۀ آنها، مسیحیت و اسلام در رأس هستند.
🍂 سَنت (قدیس) توماس آکویناس، فیلسوفِ ایتالیایی و متالِّه مسیحی، بهشکلی جدی در دفاع از مسیحیت نوشتهاست. او در یکی از آثارش به رد بدعتها میپردازد و در آن، بزرگترین بدعت را اسلام، بعنوان آموزههای محمد، معرفی میکند.
🔻آکویناس اینطور شروع میکند که:
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد با وعدۀ لذتهای جسمانی و هوسآلودی که تبلیغ میکرد، به سرعت پیروانی جذب کرد. بعنوان مثال، در سورۀ ۴ آیه ۲۴ قرآن میخوانیم که:
🔺این زنها، زنانی هستن که اسیر جنگی یا بردهاند، و مسلمانها میتوانند از این بردهها و اسیرها برای رابطه جنسی استفاده کنند.
🍂 این موضوع در حدیث سُنن ابی داوود شمارۀ ۲۱۵۵ هم روشنتر توضیح داده شده که یک حدیث صحیح است و زمینۀ تاریخیِ آیۀ قرآنی بالا را مشخص میکند:
رسولالله در جریان جنگ حنین یک گروه نظامی به الطاس فرستاد. آنها با دشمنشان روبرو شدند و با آنها جنگیدند؛ آنها را شکست دادند و اسیر کردند. بعضی از یاران پیامبر خدا میخواستند با اسیران زن رابطه داشته باشند، به خاطر اینکه شوهر آنها از مشرکین بودند. پس خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که
🔺این حدیث درباره یک عملیات نظامی صحبت میکند که در آن، خیلی از مردهای مسلمان تشویق شدند تا با اسیران زن و زندانیان جنگ رابطه برقرار کنند، اما خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که به آنها حق و مجوز میدهد تا از کنیزان خود بهرۀ جنسی ببرند (تجاوز کنند).
🍂 آیات و حدیثهایی از این دست نشان میدهند که محمد مردانِ جزیرهالعرب را با تمسک به خواستههای نفسانی گمراه کرد؛ بهطوریکه اگر یک مرد ۵۰ زن کنیز داشتهباشد، میتواند از همۀ آنها برای رابطۀ جنسی استفاده کند.
🍂 آکویناس ادامه میدهد و میگوید که:
🔻یکی از این داستانها که محمد آموزش داده یا در قرآن شناخته شدهاست، از سورۀ مائده آیه ۱۱۰ میآید که در آن میخوانیم:
🍂 این داستان «عیسی که یک پرنده گلی درست میکند و به ان زندگی میبخشد»، عینا از «انجیل کودکی توماس» کپی شدهاست که یک متن جعلی و خرافی و غیرتاریخی دربارۀ سالهای اولیه زندگی عیسی است.
🍂 قرآن و محمد این داستان را به طور کامل از این متن جعلی کپی کرده و ادعا میکند که واقعیست. من این داستان را به طور عمیق در یک ویدیو دیگر بررسی کردهام.
🔻او همچنین درباره محمد جزئیات بیشتری میگوید:
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد معجزهای نداشته یا حداقل معجزهای که قابل اثبات باشد ارائه نکرده تا اعتبار ادعاهایش بعنوان پیامبر خدا را نشان دهد.
🍂 یکی از معجزات ادعاییِ اسلام، شکافتن ماه در سورۀ ۵۴ است که هیچ شاهد عینی در دنیا وجود نداشته که چنین ادعایی را دیدهباشد و رویدادی بزرگ مثل شکافتن ماه به دو نیمه را گزارش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🍂 در دنیا ادیان زیادی وجود دارد، اما از بین همۀ آنها، مسیحیت و اسلام در رأس هستند.
🍂 سَنت (قدیس) توماس آکویناس، فیلسوفِ ایتالیایی و متالِّه مسیحی، بهشکلی جدی در دفاع از مسیحیت نوشتهاست. او در یکی از آثارش به رد بدعتها میپردازد و در آن، بزرگترین بدعت را اسلام، بعنوان آموزههای محمد، معرفی میکند.
🔻آکویناس اینطور شروع میکند که:
از سوی دیگر، کسانی که اشتباهات این فرقه را معرفی کردند، به شیوهای متضاد عمل کردند، همونطور که از محمد مشخص است، مردم را با وعدۀ «لذتهای جسمانی (کنیز و غنیمت و حوری و خوراکیهای بهشتی)» و به وعدههایی که تمایل به دنیاپرستی بنا بر آنها تحریک میشود، وسوسه کرد.
او همچنین دستوراتی مطابق با وعدههایش طرح کرد و اختیار لذتهای جسمانی را آزاد گذاشت، که برای انسانهای شهوتران اطاعت از آن آسان است.
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد با وعدۀ لذتهای جسمانی و هوسآلودی که تبلیغ میکرد، به سرعت پیروانی جذب کرد. بعنوان مثال، در سورۀ ۴ آیه ۲۴ قرآن میخوانیم که:
"و بر شما حرام شدهاند همه زنان شوهردار، مگر آنهایی که کنیزان و اسیرانی که بدست میآورید".
🔺این زنها، زنانی هستن که اسیر جنگی یا بردهاند، و مسلمانها میتوانند از این بردهها و اسیرها برای رابطه جنسی استفاده کنند.
🍂 این موضوع در حدیث سُنن ابی داوود شمارۀ ۲۱۵۵ هم روشنتر توضیح داده شده که یک حدیث صحیح است و زمینۀ تاریخیِ آیۀ قرآنی بالا را مشخص میکند:
رسولالله در جریان جنگ حنین یک گروه نظامی به الطاس فرستاد. آنها با دشمنشان روبرو شدند و با آنها جنگیدند؛ آنها را شکست دادند و اسیر کردند. بعضی از یاران پیامبر خدا میخواستند با اسیران زن رابطه داشته باشند، به خاطر اینکه شوهر آنها از مشرکین بودند. پس خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که
«همه زنهای شوهردار بر شما حرام هستند، به جز "ما ملکت ایمانکم"».
🔺این حدیث درباره یک عملیات نظامی صحبت میکند که در آن، خیلی از مردهای مسلمان تشویق شدند تا با اسیران زن و زندانیان جنگ رابطه برقرار کنند، اما خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که به آنها حق و مجوز میدهد تا از کنیزان خود بهرۀ جنسی ببرند (تجاوز کنند).
🍂 آیات و حدیثهایی از این دست نشان میدهند که محمد مردانِ جزیرهالعرب را با تمسک به خواستههای نفسانی گمراه کرد؛ بهطوریکه اگر یک مرد ۵۰ زن کنیز داشتهباشد، میتواند از همۀ آنها برای رابطۀ جنسی استفاده کند.
🍂 آکویناس ادامه میدهد و میگوید که:
درسهای حقیقتی که او آموزش داد، تنها چیزهایی بودند که هر مردی با عقل متوسط خود بهراحتی میتوانست بفهمد. در واقع، او حقایق را با هم و قصههای بسیار مخلوط کرد؛ اکثرا نیز عقایدی نادرست را آموزش داهاست.
🔻یکی از این داستانها که محمد آموزش داده یا در قرآن شناخته شدهاست، از سورۀ مائده آیه ۱۱۰ میآید که در آن میخوانیم:
«در روز قیامت، خدا به عیسی، پسر مریم میگوید: ای عیسی! نعمت من را بر تو و مادرت به یاد بیاور که تو را با روحالقدس یاری دادم تا در کودکی و بزرگسالی با مردم سخن گفتی. و اینکه به تو نوشتن، حکمت، تورات و انجیل آموختم. و اینکه از گل پرندهای درست کردی به ارادهام و در آن دمیدی و آن پرندهای واقعی شد، پرندهای به خواست من».
🍂 این داستان «عیسی که یک پرنده گلی درست میکند و به ان زندگی میبخشد»، عینا از «انجیل کودکی توماس» کپی شدهاست که یک متن جعلی و خرافی و غیرتاریخی دربارۀ سالهای اولیه زندگی عیسی است.
🍂 قرآن و محمد این داستان را به طور کامل از این متن جعلی کپی کرده و ادعا میکند که واقعیست. من این داستان را به طور عمیق در یک ویدیو دیگر بررسی کردهام.
🔻او همچنین درباره محمد جزئیات بیشتری میگوید:
او هیچ نشانهای از قدرتهای فراطبیعی (معجزه)، که خود بهتنهایی میتوانست دلیلی بر الهی بودن الهام او از یک وجودِ غیرقابل مشاهده (که فقط میتواند از خدا باشد) باشد، نداشتهاست.
اما او ادعا کرد که «با قدرت شمشیر فرستاده شدهاست»؛ که این نشانه حتی برای دزدان و ستمگران هم کم نیست!
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد معجزهای نداشته یا حداقل معجزهای که قابل اثبات باشد ارائه نکرده تا اعتبار ادعاهایش بعنوان پیامبر خدا را نشان دهد.
🍂 یکی از معجزات ادعاییِ اسلام، شکافتن ماه در سورۀ ۵۴ است که هیچ شاهد عینی در دنیا وجود نداشته که چنین ادعایی را دیدهباشد و رویدادی بزرگ مثل شکافتن ماه به دو نیمه را گزارش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو کوثر برای ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
کسانی که از اول به او ایمان آوردند، مردان حکیم و آگاه به مسائل الهی و انسانی نبودند، بلکه مردانی وحشی بودن که در بیابانها زندگی میکردند و کاملاً نسبت به تعالیم قدیمی الهی ناآگاه بودهاند، و این کثرت جمعیتی از این دست مردان و نیروی نظامی بود که دیگران را مجبور به تسلیم کردن به شریعت و دین او کرد.
این نیروی افراد مسلح سازماندهیشده بود که بخش زیادی از پیشرفت محمد را ساخت و به او قدرت زیادی در میان مسلمانان بخشید.
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
جنگیدن بر شما مؤمنان واجب شده، هرچند که نخواهید و از آن اکراه داشتهباشید.
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
هیچ یک از وحیهای الهی پیامبران در دورانهای گذشته، گواهی بر تصدیق او نبودهاند، بلکه او تقریباً تمام آموزههای عهد عتیق و عهد جدید را با داستانهای پر از افسانهاش خراب کرد؛ همانطور که این امر را میتوان با بررسیِ شریعتش دید.
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو کوثر برای ترجمه
🗄پست مرتبط
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین #نقد_اسلام #نقد_قرآن#مسیحیت #آکویناس #توماس_آکویناس #اسلام #قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نسبت محمد با «ده فرمان»: احترام یا نقض مکرر؟
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۱/۳)
🔸این ویدیو به بررسی ادعای مطرح شده در یک بحث جنجالی میپردازد: اگر معیار اخلاق و فضیلت، وصایای دهگانه الهی باشد که اساس اخلاقی ادیان ابراهیمی را شکل داده، آیا محمد، پیامبر اسلام، این وصایا را محترم شمرد یا بخش مهمی از آنها را بطور جدی زیر پا گذاشت؟ برای یافتن پاسخ، زندگی و اعمال محمد، آنگونه که در کتب تراث اسلامی آمده، در برابر موازین اخلاقی این فرمانها قرار داده میشود.
1️⃣ فرمان اول نقض شده:
محمد با بالا بردن جایگاه خود تا حدی که در کنار خدا قرار گرفت (مانند عبارت "اطیعوا الله و رسوله")، در حقیقت از خود مقامی قدسی ساخت تا همتراز خدا قرار گیرد. ایمان یک مسلمان تنها با گفتن "محمد رسولالله" کامل میشود و این خود نوعی شرک آشکار است؛ زیرا انسان را با خدا شریک میکند.
واقعه غرانیق: در مبطن این ادعا، به واقعه غرانیق اشاره میشود که محمد تحت فشار قریش، شفاعت بتهایی چون لات، عزی و منات را تأیید کرد ("تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن لترتج"). این اقرار به مقام خدایان قریش، به وضوح نقض وصیت اول و توحید خالص بود، و نشان میدهد که محمد برای منافع شخصی، سیاسی یا کسب تعاطف، حاضر بود این اصل را زیر پا بگذارد. تبرئه بعدی این عمل و نسبت دادن آن به القای شیطان نیز غیرقابل قبول است، چرا که اگر شیطان بتواند بر کلام مدعی نبوت نفوذ کند، اساس وحی زیر سؤال میرود. عمل محمد مصداق آشکار "شرک صریح" بود؛ امری که حتی هارون، با وجود عدم ادعای نبوت، تحتِ شدیدترین فشارهای قوم در نبودِ موسی نیز بدان تن نداد.
✂️ در اینجا جهتِ فهمِِ دقیقتر این نقد، بد نیست که برشی از مقاله منتشره در نقدآگین با عنوانِ فرعیِ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟» را بازخوانی کنیم:
🔸توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
🍂 یکی از ظریفترین و در عین حال رادیکالترین نقدهایی که میتوان بر ادیان ابراهیمی وارد کرد، آن است که این ادیان، بهرغم ادعای گوشکرکنِ توحیدیشان، در عمل، ساختاری مبتنی بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی و تقدستراشی پدید آوردهاند. در این میان، اسلام – بهویژه در روایت شیعی آن – بهنحوی شگفتانگیز دچار همان وضعیتی شده که خود در متون مقدسش از آن برحذر میداشتهاست. اگر از منظر ذن بودیسم به پدیدهی "توحید اسلامی" بنگریم، آنچه رخ داده نه عبودیت خالصِ امر مطلق و حقیقت، که «تجسد عمیقترین لایههای شرک» در دل مفهوم توحید است.
⁉️توحید و اخلاص برای خدا یا بندگیِ اشخاصِ بهاصطلاح مقدس و سازندگان و حافظان قصه و روایتِ آنها؟
🍂 اسلام در نظریهی کلامی خود بر نفی هرگونه شریک برای خدا تأکید دارد: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا: بگویید "لا اله الا الله" تا رستگار شوید»؛ اما این یکتاپرستی، در بستر تاریخی و عینی، بویژه سنتهای حدیثی، فقهی، آموزههای شیعی و حتی عرفانی (آغشته به انواع غلو و روابط مرید-مرادی)، دگرگون شدهاست. آنچه در عمل میبینیم، نظامیست پر از واسطه، شخصیت، روایت، شفیع، و سلسلهمراتب. در سنت شیعی، محمد تنها آغازگر یک زنجیره نیست؛ بلکه نقطهی مرکزی یک نظام سلسلهمراتبی است که از امامان معصوم عبور کرده، به فقهای جامعالشرایط و نهایتاً به شبکهی گستردهای از روحانیان، سادات، و حتی امامزادهها منتهی میشود.
🔺🔻این ساختار، از منظر ذن بودیستی، شکل ظریف و جدیای از پرستش شخصیت است. در ذن، آموزهی بنیادی آن است که هیچ تصویری از حقیقت، حتی "بودا و آموزههایش"، نباید جایگزین حقیقت و تجربۀ مستقیم سالک شود. یکی از کوآنهای مشهور در سنت "رنزای ذن" چنین میگوید:
🔺این جمله پارادوکسیکال نیست؛ دعوتیست برای رهایی از واسطه، از اَشکالِ تثبیتشدۀ معنا، و از تقدیس افراد یا روایتها؛ حقیقت امری ذهنی و قابل انتقال نیست، امری درونی و شهودی با تجربۀ مستقیمِ جویندۀ آن است. مهمترین مانع حقیقت، واسطهها، و در نهایت، خود ذهن (انواع تصورات و پیشفرضها و فیلترها) است.
🔺در ذن، حقیقت تجربهپذیر است نه موروثی، نه نقلمحور، و نه وابسته به یک نهاد دینی. اما در اسلام، و بویژه تشیع، آنچه حقیقت تلقی میشود، دقیقاً در گرو پذیرش بیچونوچرای یک رشتۀ تاریخیِ واسطههاست.
▪️برای نمونه بنگرید به آنچه مسلمانان و شیعیان مجبورند هر روز چندین بار بشنوند و تکرار کنند: اشهد ان محمد رسول الله (و اشهد ان علی ولی الله).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۱/۳)
🔸این ویدیو به بررسی ادعای مطرح شده در یک بحث جنجالی میپردازد: اگر معیار اخلاق و فضیلت، وصایای دهگانه الهی باشد که اساس اخلاقی ادیان ابراهیمی را شکل داده، آیا محمد، پیامبر اسلام، این وصایا را محترم شمرد یا بخش مهمی از آنها را بطور جدی زیر پا گذاشت؟ برای یافتن پاسخ، زندگی و اعمال محمد، آنگونه که در کتب تراث اسلامی آمده، در برابر موازین اخلاقی این فرمانها قرار داده میشود.
1️⃣ فرمان اول نقض شده:
"غیر از من خدای دیگری نداشته باش." ☝️
محمد با بالا بردن جایگاه خود تا حدی که در کنار خدا قرار گرفت (مانند عبارت "اطیعوا الله و رسوله")، در حقیقت از خود مقامی قدسی ساخت تا همتراز خدا قرار گیرد. ایمان یک مسلمان تنها با گفتن "محمد رسولالله" کامل میشود و این خود نوعی شرک آشکار است؛ زیرا انسان را با خدا شریک میکند.
واقعه غرانیق: در مبطن این ادعا، به واقعه غرانیق اشاره میشود که محمد تحت فشار قریش، شفاعت بتهایی چون لات، عزی و منات را تأیید کرد ("تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن لترتج"). این اقرار به مقام خدایان قریش، به وضوح نقض وصیت اول و توحید خالص بود، و نشان میدهد که محمد برای منافع شخصی، سیاسی یا کسب تعاطف، حاضر بود این اصل را زیر پا بگذارد. تبرئه بعدی این عمل و نسبت دادن آن به القای شیطان نیز غیرقابل قبول است، چرا که اگر شیطان بتواند بر کلام مدعی نبوت نفوذ کند، اساس وحی زیر سؤال میرود. عمل محمد مصداق آشکار "شرک صریح" بود؛ امری که حتی هارون، با وجود عدم ادعای نبوت، تحتِ شدیدترین فشارهای قوم در نبودِ موسی نیز بدان تن نداد.
✂️ در اینجا جهتِ فهمِِ دقیقتر این نقد، بد نیست که برشی از مقاله منتشره در نقدآگین با عنوانِ فرعیِ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟» را بازخوانی کنیم:
🔸توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
🍂 یکی از ظریفترین و در عین حال رادیکالترین نقدهایی که میتوان بر ادیان ابراهیمی وارد کرد، آن است که این ادیان، بهرغم ادعای گوشکرکنِ توحیدیشان، در عمل، ساختاری مبتنی بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی و تقدستراشی پدید آوردهاند. در این میان، اسلام – بهویژه در روایت شیعی آن – بهنحوی شگفتانگیز دچار همان وضعیتی شده که خود در متون مقدسش از آن برحذر میداشتهاست. اگر از منظر ذن بودیسم به پدیدهی "توحید اسلامی" بنگریم، آنچه رخ داده نه عبودیت خالصِ امر مطلق و حقیقت، که «تجسد عمیقترین لایههای شرک» در دل مفهوم توحید است.
⁉️توحید و اخلاص برای خدا یا بندگیِ اشخاصِ بهاصطلاح مقدس و سازندگان و حافظان قصه و روایتِ آنها؟
🍂 اسلام در نظریهی کلامی خود بر نفی هرگونه شریک برای خدا تأکید دارد: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا: بگویید "لا اله الا الله" تا رستگار شوید»؛ اما این یکتاپرستی، در بستر تاریخی و عینی، بویژه سنتهای حدیثی، فقهی، آموزههای شیعی و حتی عرفانی (آغشته به انواع غلو و روابط مرید-مرادی)، دگرگون شدهاست. آنچه در عمل میبینیم، نظامیست پر از واسطه، شخصیت، روایت، شفیع، و سلسلهمراتب. در سنت شیعی، محمد تنها آغازگر یک زنجیره نیست؛ بلکه نقطهی مرکزی یک نظام سلسلهمراتبی است که از امامان معصوم عبور کرده، به فقهای جامعالشرایط و نهایتاً به شبکهی گستردهای از روحانیان، سادات، و حتی امامزادهها منتهی میشود.
🔺🔻این ساختار، از منظر ذن بودیستی، شکل ظریف و جدیای از پرستش شخصیت است. در ذن، آموزهی بنیادی آن است که هیچ تصویری از حقیقت، حتی "بودا و آموزههایش"، نباید جایگزین حقیقت و تجربۀ مستقیم سالک شود. یکی از کوآنهای مشهور در سنت "رنزای ذن" چنین میگوید:
«اگر بودا را دیدی، او را بکش.»
🔺این جمله پارادوکسیکال نیست؛ دعوتیست برای رهایی از واسطه، از اَشکالِ تثبیتشدۀ معنا، و از تقدیس افراد یا روایتها؛ حقیقت امری ذهنی و قابل انتقال نیست، امری درونی و شهودی با تجربۀ مستقیمِ جویندۀ آن است. مهمترین مانع حقیقت، واسطهها، و در نهایت، خود ذهن (انواع تصورات و پیشفرضها و فیلترها) است.
🔺در ذن، حقیقت تجربهپذیر است نه موروثی، نه نقلمحور، و نه وابسته به یک نهاد دینی. اما در اسلام، و بویژه تشیع، آنچه حقیقت تلقی میشود، دقیقاً در گرو پذیرش بیچونوچرای یک رشتۀ تاریخیِ واسطههاست.
▪️برای نمونه بنگرید به آنچه مسلمانان و شیعیان مجبورند هر روز چندین بار بشنوند و تکرار کنند: اشهد ان محمد رسول الله (و اشهد ان علی ولی الله).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نسبت محمد با «ده فرمان»: احترام یا نقض مکرر؟
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۲/۳)
✂️ ادامۀ بازخوانیِ برشی از مقالۀ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟»:
🎯 محوریتِ شرک در الهیات اسلام و قرآن
✅ سورهی محمد (۴۷)، آیهی ۳۳:
🔺مفسران گفتهاند: اگر از محمد اطاعت نکنید، اعمالتان نزد خدا باطل و بیاثر میشود حتی اگر عمل خوب باشد. این یعنی معیار قبولی عمل، تجربهی قلبی و نیت شخصی نیست؛ بلکه پذیرش و اطاعت از واسطه (پیامبر) است.
✅ سورهی نساء (۴)، آیهی ۶۵:
🔺یعنی ایمان واقعی بدون تسلیم به داوری محمد پذیرفته نمیشود—حتی اگر فرد خدا را بپرستد یا نیت پاک داشته باشد.
✅ سورهی آلعمران (۳)، آیهی ۳۱:
🔺عشق و محبت به خدا بدون پیروی از واسطهی تاریخی (پیامبر) نزد خدا کافی نیست.
✂️ پایان بازخوانی
2️⃣ فرمان دوم نقض شده:
محمد به وصیت "قتل نکن" احترام نگذاشت و در عوض، زندگی او مملو از خون و خشونت بود. او دهها غزوه و سریه را از بدر تا خیبر رهبری کرد که در آن بیرحمانه مخالفانش را کشت.
نمونهها:
محمد هر کسی را که با او مخالفت میکرد، ترور میکرد یا به قتل میرساند؛ از جمله: کعب بن اشرف، الشاعره عصماء بنت مروان [شاعر و مادری که در حال شیر دادن نوزادش ترور شد]، و العجوز ام قرفه که بیرحمانه بین دو شتر شقه شد. همچنین، او در واقعه بنیقریظه، دستور قتل صدها مرد و نوجوان یهودی را در یک روز صادر کرد. او با این اعمال، نه رسول رحمت، بلکه فردی بود مشتاق و مسرع به خونریزی و کشتار.
🔻او آشکار گفتهاست:
🔻در این باره بد نیست رجوعی به «نقدهای یهودیان و مسیحیان به اسلام و محمد» (از مقالۀ «اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود») کنیم، که از تاریخنگاریِ مسیحیای به اسم «دکترینی یعقوب نو غسلتعمید یافته» نقل میکند:
3️⃣ فرمان سوم نقضشده:
زندگی محمد پر از زنان، جواری و اسرا بود و وصیت "زنا نکن" توسط او به طور کامل نقض شد.
نمونهها:
* صفیه بنت حیی: محمد پدر و شوهر صفیه را کشت، تمام قبیله او را قتلعام کرد و سپس در همان روز با او رابطه جنسی برقرار کرد (تجاوز به روح و روان و عواطف انسانی و بدن)، در حالی که صفیه در عده نبود. این عمل نه ازدواج، بلکه تجاوز و زنا محسوب میشود.
* ماریه قبطیه: محمد در خانه یکی از همسران خود (حفصه) و بر روی بستر او، با کنیزش ماریه رابطه جنسی برقرار کرد. این عمل زنای صریح و خیانت به همسر بود. هنگامی که حفصه او را دید، محمد برای فرونشاندن خشم او قسم خورد که ماریه را بر خود حرام میکند، اما بعداً آیاتی از سوره تحریم نازل شد که عمل او را توجیه کرد و او را از تحریم آنچه خدا حلال کرده، منع نمود. این امر نشان میدهد که وحی در خدمت توجیه رغبتهای جنسی و خیانتهای شخصی محمد قرار داشت؛ و حرمت قسم و عهد و تعهد در رابطه زناشویی را نیز مقابل تمایلات نفسانی، خوار و خفیف و بیارزش جلوه میداد.
* جواز تجاوز به زنان اسیر شوهردار: وفق آیه سورۀ نساء، علیرغم ادراک عرفی قباحتش توسط اعراب.
4️⃣ فرمان چهارم نقضشده:
در اسلام، "غزوات" همان سرقت و غارت سازماندهیشده است. اموال، زنان، اراضی و غنائم قبایل مغلوب بین جنگجویان تقسیم میشد و محمد، یک پنجم (خمس) از آن را برای خود برمیداشت؛ خود حکم خمس مصداقِ دزدی و پول زور از دزدیِ دزدان محسوب میشود. این غارتها که از بدر تا خیبر ادامه داشت، تجاوز آشکار به دارایی دیگران و نقض وصیت "دزدی نکن" است.
5️⃣ فرمان پنجم نقضشده:
محمد خود را "نبی" معرفی کرد. اگر با توجه به اعمال غیراخلاقی و غیرانسانی او (قتل، سرقت، شهوترانی به اسم خدا) او را پیامبر خدا ندانیم، پس در حال ارائه شهادت دروغ به بشریت بوده است و به این ترتیب، پنجمین نقض فرمان نیز رخ دادهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۲/۳)
✂️ ادامۀ بازخوانیِ برشی از مقالۀ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟»:
🎯 محوریتِ شرک در الهیات اسلام و قرآن
✅ سورهی محمد (۴۷)، آیهی ۳۳:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا اطاعت کنید و از پیامبر نیز اطاعت کنید و اعمال خود را باطل مسازید.»
🔺مفسران گفتهاند: اگر از محمد اطاعت نکنید، اعمالتان نزد خدا باطل و بیاثر میشود حتی اگر عمل خوب باشد. این یعنی معیار قبولی عمل، تجربهی قلبی و نیت شخصی نیست؛ بلکه پذیرش و اطاعت از واسطه (پیامبر) است.
✅ سورهی نساء (۴)، آیهی ۶۵:
«به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند، مگر آنگاه که تو را در آنچه میانشان نزاع میشود، داور قرار دهند…»
🔺یعنی ایمان واقعی بدون تسلیم به داوری محمد پذیرفته نمیشود—حتی اگر فرد خدا را بپرستد یا نیت پاک داشته باشد.
✅ سورهی آلعمران (۳)، آیهی ۳۱:
«بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید، تا خدا شما را دوست بدارد…»
🔺عشق و محبت به خدا بدون پیروی از واسطهی تاریخی (پیامبر) نزد خدا کافی نیست.
✂️ پایان بازخوانی
2️⃣ فرمان دوم نقض شده:
"قتل نکن."
محمد به وصیت "قتل نکن" احترام نگذاشت و در عوض، زندگی او مملو از خون و خشونت بود. او دهها غزوه و سریه را از بدر تا خیبر رهبری کرد که در آن بیرحمانه مخالفانش را کشت.
نمونهها:
محمد هر کسی را که با او مخالفت میکرد، ترور میکرد یا به قتل میرساند؛ از جمله: کعب بن اشرف، الشاعره عصماء بنت مروان [شاعر و مادری که در حال شیر دادن نوزادش ترور شد]، و العجوز ام قرفه که بیرحمانه بین دو شتر شقه شد. همچنین، او در واقعه بنیقریظه، دستور قتل صدها مرد و نوجوان یهودی را در یک روز صادر کرد. او با این اعمال، نه رسول رحمت، بلکه فردی بود مشتاق و مسرع به خونریزی و کشتار.
🔻او آشکار گفتهاست:
«امر شدهام که مردم را بکشم تا زمانی که شهادت دهند که خدایی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ اوست».
🔻در این باره بد نیست رجوعی به «نقدهای یهودیان و مسیحیان به اسلام و محمد» (از مقالۀ «اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود») کنیم، که از تاریخنگاریِ مسیحیای به اسم «دکترینی یعقوب نو غسلتعمید یافته» نقل میکند:
«او دروغین است، زیرا پیامبران با شمشیر نمیآیند. در حقیقت، کارهای هرج و مرجگرایانهای امروز انجام میشود، و من میترسم که اولین مسیحی که آمد، همان فرستاده خدا بوده و ما به جای آن، برای دریافت ضد مسیح آماده میشویم...
به تو میگویم که هیچ حقیقتی در این بهاصطلاح پیامبر یافت نمیشود، جز خونریزی از مردمان.
او همچنین میگوید که کلیدهای بهشت را در اختیار دارد، که این باورنکردنی است».
3️⃣ فرمان سوم نقضشده:
"زنا نکن."
زندگی محمد پر از زنان، جواری و اسرا بود و وصیت "زنا نکن" توسط او به طور کامل نقض شد.
نمونهها:
* صفیه بنت حیی: محمد پدر و شوهر صفیه را کشت، تمام قبیله او را قتلعام کرد و سپس در همان روز با او رابطه جنسی برقرار کرد (تجاوز به روح و روان و عواطف انسانی و بدن)، در حالی که صفیه در عده نبود. این عمل نه ازدواج، بلکه تجاوز و زنا محسوب میشود.
* ماریه قبطیه: محمد در خانه یکی از همسران خود (حفصه) و بر روی بستر او، با کنیزش ماریه رابطه جنسی برقرار کرد. این عمل زنای صریح و خیانت به همسر بود. هنگامی که حفصه او را دید، محمد برای فرونشاندن خشم او قسم خورد که ماریه را بر خود حرام میکند، اما بعداً آیاتی از سوره تحریم نازل شد که عمل او را توجیه کرد و او را از تحریم آنچه خدا حلال کرده، منع نمود. این امر نشان میدهد که وحی در خدمت توجیه رغبتهای جنسی و خیانتهای شخصی محمد قرار داشت؛ و حرمت قسم و عهد و تعهد در رابطه زناشویی را نیز مقابل تمایلات نفسانی، خوار و خفیف و بیارزش جلوه میداد.
* جواز تجاوز به زنان اسیر شوهردار: وفق آیه سورۀ نساء، علیرغم ادراک عرفی قباحتش توسط اعراب.
4️⃣ فرمان چهارم نقضشده:
"دزدی نکن."
در اسلام، "غزوات" همان سرقت و غارت سازماندهیشده است. اموال، زنان، اراضی و غنائم قبایل مغلوب بین جنگجویان تقسیم میشد و محمد، یک پنجم (خمس) از آن را برای خود برمیداشت؛ خود حکم خمس مصداقِ دزدی و پول زور از دزدیِ دزدان محسوب میشود. این غارتها که از بدر تا خیبر ادامه داشت، تجاوز آشکار به دارایی دیگران و نقض وصیت "دزدی نکن" است.
5️⃣ فرمان پنجم نقضشده:
"شهادت دروغ نده."🤥
محمد خود را "نبی" معرفی کرد. اگر با توجه به اعمال غیراخلاقی و غیرانسانی او (قتل، سرقت، شهوترانی به اسم خدا) او را پیامبر خدا ندانیم، پس در حال ارائه شهادت دروغ به بشریت بوده است و به این ترتیب، پنجمین نقض فرمان نیز رخ دادهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نسبت محمد با «ده فرمان»: احترام یا نقض مکرر؟
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۳/۳)
🔺🔻علاوه بر این، خدایی که محمد در قرآن معرفی کردهاست، خود اهل «دروغ مصلحتی» و «گمراه ساختن» و «مهر زدن به قوای شناختی» و «مکاری» است:
6️⃣ فرمان ششم نقضشده:
محمد، با آن همه سفارش به تقوا و خشیت الهی و خوف از روز سختِ قیامت در قرآن، آشكارا به همسر پسرخواندهاش، زید بن حارثه، چشم طمع دوخت، و بجای توبیخ شهوتِ پیرانهسری خود و ساختِ یک الگوی اخلاقی برای امت اسلامی، این مواجهه را در قرآن آورد و برای آن از زبانِ اللهِ زبانبسته توجیه شرعی نیز تراشید؛ یعنی بجای دعوت به خودکنترلی در پیری و حفظ و احترام به سنتهای حسنۀ بشری، به نقض سنتهای اخلاقی اعراب پرداخت، آن هم با توسل به امضای خدا!
البته این تنها نمونۀ این امر نبود. قباحت عمل رذالتآمیزِ تعرض به زنان شوهردار اسیر (که خود اعراب نیز از آن شرم داشتند و بد میدانستند) را نیز با توسل به اسم خدا شکست، و کاری کرد که برای قرونِ متمادی، این تعرض و تجاوز عملی اخلاقی و الهی و مقبولِ خدای خالقِ بیشمار کهکشان جلوه کند.
قصه زینب بنت جحش:
هنگامی که زید در خانه نبود، محمد به خانه او وارد شد و زینب را در حالتی دید که کمی از پوشش او برداشته شده بود. شهوت زنان در دل محمد برافروخته شد و جملهای گفت که نشاندهنده دلباختگی او به زینب بود. پس از آن، زید متوجه شد که محمد همسر او را میخواهد و پیشنهاد طلاق داد. پس از طلاق، آیاتی (احزاب ۳۷) نازل شد که مستقیماً محمد را به ازدواج با زینب فرمان دادند و رسم "تبنی" (پسرخواندگی) را لغو کردند. این ازدواج نه تنها وصیت "چشم طمع" را شکست، بلکه منجر به لغو قانونی شد که سرنوشت میلیونها کودک را تحت تأثیر قرار داد؛ تنها به این دلیل که محمد به همسر پسرش شهوت رانده بود. این عمل، نشان از عدم رجاحت عقل و اخلاق در یک فردی دارد که ادعای نبوت میکند.
چشم طمع اسلام: از قبایل یهود تا ایران و روم و کل دنیا
فرمان چشم طمعنبستن به اموالِ همسایه، با مصادرۀ اموال و همسران و دخترانِ تمام قبایل یهودی شبهجزیره با بهانهجوییهای سطحی، نقض شد، و سر انجام در چشمطمع بستن به اموالِ ایرانیان و رومیان و تبدیل شدنِ اسلام به ایدئولوژی جهادی - غارتیِ امپراتوری عربی امتداد یافت. وضعیتی که در عمل، ایرانیانِ امروز و پس از ۱۴ قرن نیز گرفتار آن چشم طمعآلودِ ایدئولوژی اسلام در حکم جهاد ابتداییاند.
7️⃣ فرمان هفتم نقضشده:
سومین فرمان از وصایای دهگانه در بایبل یهودیان / مسیحیان است.
جایگاه فرمان در وصایای دهگانه
این فرمان معمولاً به این صورت ترجمه و تفسیر میشود:
تفسیر اصلی: این فرمان نه تنها شامل سوگند دروغ به نام خداست، بلکه هرگونه استفادهٔ سبک، بیاحترامی یا نادرست از نام خداوند را ممنوع میکند؛ یعنی استفاده از نام خدا برای اهداف شخصی، جادویی، یا سوگندهایی که وزن اخلاقی ندارند.
مواردی که تا اینجا برشمرده شد، از موارد استفادۀ باطل از نام خدا برای مقاصد فردی و تمایلات تنانه بود. بیحرمتسازی نامِ خدا و امر مطلق برای امیال شخصی و سیاسی، عملا به تضعیفِ معنویت و اخلاق توسط اسلام در طول تاریخ انجامیدهاست. به همین خاطر فقها که دستپروردگانِ چنین نظام بیحرمتسازی بودهاند، از تکفیرگران و سرکوبگران فلاسفه و عرفا و مصلحان اجتماعی بودهاند؛ چرا که احیای مستقل و جدیِ عقل و معنویت و وجدانِ اخلاقی را در تضاد با آموزههای دگماتیک و غیراخلاقیِ قرآن و حدیث مییافتند.
💡نتیجهگیری
هنگامی که زندگی محمد در برابر وصایای دهگانه قرار میگیرد، تناقضهای صریح و آشكاری پدیدار میشود: قتل، غارت، شهوترانی و جعل وحی برای برآورده کردن رغبتهای شخصی. این اعمال نشان میدهند که محمد نه تنها حافظ وصایای الهی نبود، بلکه تمامی آنها را برای رسیدن به اهداف سیاسی، نظامی و جنسی خود نقض کرد. چگونه ممکن است فردی که قوانین اساسی و بنیادی الهی را میشکند، رسولی از جانب خدا باشد؟ این سؤال اصلی است که باید به آن پاسخ داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۳/۳)
🔺🔻علاوه بر این، خدایی که محمد در قرآن معرفی کردهاست، خود اهل «دروغ مصلحتی» و «گمراه ساختن» و «مهر زدن به قوای شناختی» و «مکاری» است:
سورهٔ انفال، ۴۳: «هنگامی را که خداوند آنان را در خوابت به تو کم نشان داد؛ و اگر آنان را به تو زیاد نشان میداد، قطعاً سست میشدید و در کار [جنگ] با یکدیگر به نزاع میپرداختید، ولی خداوند [شما را] سالم نگاه داشت؛ زیرا او به آنچه در سینههاست داناست».
6️⃣ فرمان ششم نقضشده:
"به همسر همسایهات طمع نورزی، و به خانهاش، غلام و کنیزش، گاوش و الاغش یا هیچچیز دیگری که مال اوست، طمع نکنی." 💖
محمد، با آن همه سفارش به تقوا و خشیت الهی و خوف از روز سختِ قیامت در قرآن، آشكارا به همسر پسرخواندهاش، زید بن حارثه، چشم طمع دوخت، و بجای توبیخ شهوتِ پیرانهسری خود و ساختِ یک الگوی اخلاقی برای امت اسلامی، این مواجهه را در قرآن آورد و برای آن از زبانِ اللهِ زبانبسته توجیه شرعی نیز تراشید؛ یعنی بجای دعوت به خودکنترلی در پیری و حفظ و احترام به سنتهای حسنۀ بشری، به نقض سنتهای اخلاقی اعراب پرداخت، آن هم با توسل به امضای خدا!
البته این تنها نمونۀ این امر نبود. قباحت عمل رذالتآمیزِ تعرض به زنان شوهردار اسیر (که خود اعراب نیز از آن شرم داشتند و بد میدانستند) را نیز با توسل به اسم خدا شکست، و کاری کرد که برای قرونِ متمادی، این تعرض و تجاوز عملی اخلاقی و الهی و مقبولِ خدای خالقِ بیشمار کهکشان جلوه کند.
قصه زینب بنت جحش:
هنگامی که زید در خانه نبود، محمد به خانه او وارد شد و زینب را در حالتی دید که کمی از پوشش او برداشته شده بود. شهوت زنان در دل محمد برافروخته شد و جملهای گفت که نشاندهنده دلباختگی او به زینب بود. پس از آن، زید متوجه شد که محمد همسر او را میخواهد و پیشنهاد طلاق داد. پس از طلاق، آیاتی (احزاب ۳۷) نازل شد که مستقیماً محمد را به ازدواج با زینب فرمان دادند و رسم "تبنی" (پسرخواندگی) را لغو کردند. این ازدواج نه تنها وصیت "چشم طمع" را شکست، بلکه منجر به لغو قانونی شد که سرنوشت میلیونها کودک را تحت تأثیر قرار داد؛ تنها به این دلیل که محمد به همسر پسرش شهوت رانده بود. این عمل، نشان از عدم رجاحت عقل و اخلاق در یک فردی دارد که ادعای نبوت میکند.
چشم طمع اسلام: از قبایل یهود تا ایران و روم و کل دنیا
فرمان چشم طمعنبستن به اموالِ همسایه، با مصادرۀ اموال و همسران و دخترانِ تمام قبایل یهودی شبهجزیره با بهانهجوییهای سطحی، نقض شد، و سر انجام در چشمطمع بستن به اموالِ ایرانیان و رومیان و تبدیل شدنِ اسلام به ایدئولوژی جهادی - غارتیِ امپراتوری عربی امتداد یافت. وضعیتی که در عمل، ایرانیانِ امروز و پس از ۱۴ قرن نیز گرفتار آن چشم طمعآلودِ ایدئولوژی اسلام در حکم جهاد ابتداییاند.
7️⃣ فرمان هفتم نقضشده:
«نام خدا را به باطل مبر» («نام خداوند، پروردگارت را، بیهوده مبر»)
سومین فرمان از وصایای دهگانه در بایبل یهودیان / مسیحیان است.
جایگاه فرمان در وصایای دهگانه
این فرمان معمولاً به این صورت ترجمه و تفسیر میشود:
«نام یهوه (خداوند)، خدای خود را، به بیهودگی مبر (یا باطل مبر)، زیرا خداوند کسی را که نام او را به بیهودگی برد، بیگناه نخواهد شمرد.»
تفسیر اصلی: این فرمان نه تنها شامل سوگند دروغ به نام خداست، بلکه هرگونه استفادهٔ سبک، بیاحترامی یا نادرست از نام خداوند را ممنوع میکند؛ یعنی استفاده از نام خدا برای اهداف شخصی، جادویی، یا سوگندهایی که وزن اخلاقی ندارند.
مواردی که تا اینجا برشمرده شد، از موارد استفادۀ باطل از نام خدا برای مقاصد فردی و تمایلات تنانه بود. بیحرمتسازی نامِ خدا و امر مطلق برای امیال شخصی و سیاسی، عملا به تضعیفِ معنویت و اخلاق توسط اسلام در طول تاریخ انجامیدهاست. به همین خاطر فقها که دستپروردگانِ چنین نظام بیحرمتسازی بودهاند، از تکفیرگران و سرکوبگران فلاسفه و عرفا و مصلحان اجتماعی بودهاند؛ چرا که احیای مستقل و جدیِ عقل و معنویت و وجدانِ اخلاقی را در تضاد با آموزههای دگماتیک و غیراخلاقیِ قرآن و حدیث مییافتند.
💡نتیجهگیری
هنگامی که زندگی محمد در برابر وصایای دهگانه قرار میگیرد، تناقضهای صریح و آشكاری پدیدار میشود: قتل، غارت، شهوترانی و جعل وحی برای برآورده کردن رغبتهای شخصی. این اعمال نشان میدهند که محمد نه تنها حافظ وصایای الهی نبود، بلکه تمامی آنها را برای رسیدن به اهداف سیاسی، نظامی و جنسی خود نقض کرد. چگونه ممکن است فردی که قوانین اساسی و بنیادی الهی را میشکند، رسولی از جانب خدا باشد؟ این سؤال اصلی است که باید به آن پاسخ داد.
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📕تجاوز به زن شوهردار اسیر/کنیز
📺 بردگان جنسی و روشنفکری دینی
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۱/۳)
🔸این ویدیوی تحلیلی درباره ابوالحسن احمد بن یحیی بن اسحاق راوندی (متوفی ۹۱۱ م)، متفکر ایرانی قرن سوم هجری، معروف به «ابن راوندی»، به بررسی زندگی پرتحول و مهمترین نقدهای او بر اسلام میپردازد. ابن راوندی به دلیل دیدگاههای رادیکال خود در نفی نبوت و الهی بودن قرآن، به عنوان یکی از برجستهترین ملحدین و لاادریون تاریخ تمدن اسلامی شناخته میشود که آثار او، اگرچه اغلب مفقود شدهاند، تأثیر عمیقی بر متکلمان پس از خود گذاشت.
۱. زندگی و چرخشهای فکری 🔁
ابن راوندی، متولد ۸۲۷ میلادی در قریهی راوند نزدیک اصفهان، شخصیتی پیچیده و پرتناقض در تاریخ کلام اسلامی است.
* آغاز معتزلی: او در ابتدای حیات علمی خود، یکی از متکلمان برجستهی معتزله بود. اما به دلایلی نامعلوم، به سرعت از این مکتب روی گرداند و در کتاب مشهور خود، «فضیحة المعتزلة»، به تندی به نقد عقاید معتزلیان پرداخت.
* گرایش کوتاه به تشیع: پس از آن، برای مدتی کوتاه به اسلام شیعی متمایل شد و کتاب «الامامة» را به نگارش درآورد.
* حرکت نهایی به الحاد: نقطهی عطف زندگی فکری او، معاشرت با استادش، ابوعیسی وراق بود. این آشنایی او را به انکار کامل ادیان و تبدیل شدن به یک ملحد و لاادری سوق داد.
* نقل قولهای منتقدان: بیشتر آرای ابن راوندی از طریق اقتباسها و ردیههای منتقدانش، به ویژه خیاط معتزلی در کتاب «الانتصار» (که پاسخی به اثر مفقودشدهی ابن راوندی به نام «الزمرد» بود)، به ما رسیده است.
۲. محور اصلی نقد: بشرى بودن مطلق قرآن و نبوت 📜
ابن راوندی به طور ریشهای ایده رسالت الهی و آسمانی بودن متون مقدس را رد میکرد و بر این باور بود که قرآن اثری بشری است.
الف. رد اعجاز بلاغی و نظم قرآن
ابن راوندی ادعای اعجاز قرآن را به شدت زیر سوال میبرد و معتقد بود از نظر فصاحت و بلاغت، قرآن به مراتب پایینتر از اشعار و نظم عربی است.
* برتری شعر جاهلی: او تأکید میکرد که شعرای عرب آثاری با فصاحت و معنای والاتر از قرآن دارند.
* اختلاف مفسران، دلیل بر ضعف: او اختلاف شدید مفسران در شرح و تفسیر آیات قرآنی را دلیلی بر فساد در نظم و عدم وضوح متن میدانست؛ در حالی که شعرای فصیح، ابهام کمتری در انتقال معنا دارند.
* نقد سوره کوثر: او با تمسخر به سوره «الکوثر» اشاره میکرد و میپرسید کدام وجه بلاغی و اعجاز در این سوره وجود دارد که آن را مقدس میسازد؟
* اولویت کتابهای نافع: وی میگفت اگر ملاک اعجاز، سودمندی باشد، کتابهایی مانند هندسهی اقلیدس که منشأ نفع علمی و عملی هستند، به مراتب لایقترند تا کتابی که حاوی آیات «دعوت به قتال و کراهیت و نژادپرستی» است.
ب. چالش ترجمهناپذیری و جهانی بودن رسالت
او این ادعای اسلام مبنی بر رسالت جهانی را با واقعیت ترجمهناپذیری قرآن متعارض میدید.
* ضعف قرآن: او میپرسید اگر قرآن معجزهی جهانی است، چرا برای عجم و غیرعربزبانان هیچ اعجازی ندارد؟
* عدم قابلیت ترجمه: ابن راوندی اصرار داشت که قرآن به درستی قابل ترجمه به زبانهای دیگر نیست و ترجمههای موجود تنها شرحهای ناقص و پر از عیب هستند. بنابراین، چگونه متنی که پیام خود را نمیتواند به کل جهان منتقل کند، میتواند یک «رسالت جهانی» باشد؟
۳. نقد بر الهیات و قصص قرآنی 😒
ابن راوندی به طعن و تمسخر بسیاری از توصیفات الهیاتی و روایی در قرآن میپرداخت و آنها را مضحک و غیرعقلانی میخواند.
الف. عدم عدالت و حکمت الهی
* قصهی ثمود و ناقه: او زیر سوال میبرد که چگونه یک الههی رحیم و عادل، یک قوم کامل را با زنان و اطفالشان، تنها به خاطر کشتن یک ناقه هلاک میکند؟ [نقد قصۀ ناقۀ صالح (قسمت یک)، قسمت دوم]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۱/۳)
🔸این ویدیوی تحلیلی درباره ابوالحسن احمد بن یحیی بن اسحاق راوندی (متوفی ۹۱۱ م)، متفکر ایرانی قرن سوم هجری، معروف به «ابن راوندی»، به بررسی زندگی پرتحول و مهمترین نقدهای او بر اسلام میپردازد. ابن راوندی به دلیل دیدگاههای رادیکال خود در نفی نبوت و الهی بودن قرآن، به عنوان یکی از برجستهترین ملحدین و لاادریون تاریخ تمدن اسلامی شناخته میشود که آثار او، اگرچه اغلب مفقود شدهاند، تأثیر عمیقی بر متکلمان پس از خود گذاشت.
۱. زندگی و چرخشهای فکری 🔁
ابن راوندی، متولد ۸۲۷ میلادی در قریهی راوند نزدیک اصفهان، شخصیتی پیچیده و پرتناقض در تاریخ کلام اسلامی است.
* آغاز معتزلی: او در ابتدای حیات علمی خود، یکی از متکلمان برجستهی معتزله بود. اما به دلایلی نامعلوم، به سرعت از این مکتب روی گرداند و در کتاب مشهور خود، «فضیحة المعتزلة»، به تندی به نقد عقاید معتزلیان پرداخت.
* گرایش کوتاه به تشیع: پس از آن، برای مدتی کوتاه به اسلام شیعی متمایل شد و کتاب «الامامة» را به نگارش درآورد.
* حرکت نهایی به الحاد: نقطهی عطف زندگی فکری او، معاشرت با استادش، ابوعیسی وراق بود. این آشنایی او را به انکار کامل ادیان و تبدیل شدن به یک ملحد و لاادری سوق داد.
* نقل قولهای منتقدان: بیشتر آرای ابن راوندی از طریق اقتباسها و ردیههای منتقدانش، به ویژه خیاط معتزلی در کتاب «الانتصار» (که پاسخی به اثر مفقودشدهی ابن راوندی به نام «الزمرد» بود)، به ما رسیده است.
۲. محور اصلی نقد: بشرى بودن مطلق قرآن و نبوت 📜
ابن راوندی به طور ریشهای ایده رسالت الهی و آسمانی بودن متون مقدس را رد میکرد و بر این باور بود که قرآن اثری بشری است.
الف. رد اعجاز بلاغی و نظم قرآن
ابن راوندی ادعای اعجاز قرآن را به شدت زیر سوال میبرد و معتقد بود از نظر فصاحت و بلاغت، قرآن به مراتب پایینتر از اشعار و نظم عربی است.
* برتری شعر جاهلی: او تأکید میکرد که شعرای عرب آثاری با فصاحت و معنای والاتر از قرآن دارند.
* اختلاف مفسران، دلیل بر ضعف: او اختلاف شدید مفسران در شرح و تفسیر آیات قرآنی را دلیلی بر فساد در نظم و عدم وضوح متن میدانست؛ در حالی که شعرای فصیح، ابهام کمتری در انتقال معنا دارند.
* نقد سوره کوثر: او با تمسخر به سوره «الکوثر» اشاره میکرد و میپرسید کدام وجه بلاغی و اعجاز در این سوره وجود دارد که آن را مقدس میسازد؟
* اولویت کتابهای نافع: وی میگفت اگر ملاک اعجاز، سودمندی باشد، کتابهایی مانند هندسهی اقلیدس که منشأ نفع علمی و عملی هستند، به مراتب لایقترند تا کتابی که حاوی آیات «دعوت به قتال و کراهیت و نژادپرستی» است.
ب. چالش ترجمهناپذیری و جهانی بودن رسالت
او این ادعای اسلام مبنی بر رسالت جهانی را با واقعیت ترجمهناپذیری قرآن متعارض میدید.
* ضعف قرآن: او میپرسید اگر قرآن معجزهی جهانی است، چرا برای عجم و غیرعربزبانان هیچ اعجازی ندارد؟
* عدم قابلیت ترجمه: ابن راوندی اصرار داشت که قرآن به درستی قابل ترجمه به زبانهای دیگر نیست و ترجمههای موجود تنها شرحهای ناقص و پر از عیب هستند. بنابراین، چگونه متنی که پیام خود را نمیتواند به کل جهان منتقل کند، میتواند یک «رسالت جهانی» باشد؟
۳. نقد بر الهیات و قصص قرآنی 😒
ابن راوندی به طعن و تمسخر بسیاری از توصیفات الهیاتی و روایی در قرآن میپرداخت و آنها را مضحک و غیرعقلانی میخواند.
الف. عدم عدالت و حکمت الهی
* قصهی ثمود و ناقه: او زیر سوال میبرد که چگونه یک الههی رحیم و عادل، یک قوم کامل را با زنان و اطفالشان، تنها به خاطر کشتن یک ناقه هلاک میکند؟ [نقد قصۀ ناقۀ صالح (قسمت یک)، قسمت دوم]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۲/۳)
* افتخار به فتنهانگیزی: او از اینکه خداوند در قرآن به «فتنهانداختن میان مردم» افتخار میکند، حیرتزده بود.
ب. تمسخر توصیف بهشت و جهنم
ابن راوندی معتقد بود توصیفات قرآن از لذتها در بهشت، سادهانگارانه و دور از ذوق است.
* لباس و خوراکی: وی میگفت: شیر، عسل و زنجبیل از نوشیدنیهای لذیذ و مورد اشتها نیستند و استبرق (دیباج ضخیم) لباس مورد علاقهی کسی در بهشت نخواهد بود.
* جهل الهی در جزئیات: او با تمسخر آیه مربوط به لباس، نتیجه میگرفت که این نشان میدهد نویسندهی متن (که او را بشر میدانست) حتی تفاوت بین آنچه پوشیده میشود و آنچه گسترده میشود را نمیداند.
👕 نقد ابن راوندی: «جهل الهی» در توصیف لباس بهشت
ابن راوندی برای اثبات بشری بودن قرآن، به توصیف لباس بهشتیان حمله میکند. او معتقد بود این توصیفات دارای اشتباهات لغوی و عرفی هستند که تنها از یک نویسندهی انسانی ناآگاه سر میزند، نه از خداوند.
۱. آیه مورد استناد 📜
آیه کلیدی مورد بحث در این نقد، آیهای است که به لباسهای بهشتیان اشاره دارد. برای مثال:
🔻آیهی ۳۱ سوره الکهف (بخشی از توصیفات بهشت):
۲. نقد ابن راوندی 🧐
🔻نقد ابن راوندی دقیقاً بر واژههای سُندُس و اِستَبرَق متمرکز است. ابن راوندی در مورد سُندُس (که نوعی حریر نازک و ظریف است و در توصیف لباس بهشتیان آمده) میگوید که:
🔻همچنین، در مورد اِستَبرَق (که نوعی حریر ضخیم و خشن یا دیباج است)، او میپرسد:
۳. نتیجهگیری
🔻به عقیدهی ابن راوندی، اشتباه در تمییز بین «آنچه میپوشند» و «آنچه میگسترانند»، و همچنین وعدهی دادن لباس ضخیم در بهشت، نشان میدهد که:
* نویسندهی متن، با وجود تسلط نسبی بر زبان عربی، در جزئیات و عرف دچار خطا شده است.
* اگر این متن کلام خدا بود، هرگز چنین اشتباهات جزئی و عدم دقت در لذتشناسی را در توصیفات بهشت نداشت.
🔺بنابراین، این "جهل الهی در جزئیات" دلیلی محکم بر بشری بودن نویسندهی قرآن است.
* تلذذ از عذاب: در مورد جهنم، او عمل تکراری «عوض کردن پوست سوختهی انسان» برای تداوم عذاب را نوعی «تلذذ الهی از شکنجه» میدید که با رحمت در تضاد است.
پ. تناقضات کیهانی
* نجوم برای رجم شیاطین: او آیاتی که میگویند خداوند ستارگان را برای رجم شیاطین خلق کرده است، مورد انتقاد قرار میداد. وی میگفت نویسندهی قرآن نمیدانسته که حجم ستارگان دهها برابر زمین است و شیاطین هم ارواحی غیرمادی هستند؛ لذا این قضیه یک «شذوذ (کجفهمی) فکری و جنون» است که بشرى بودن قرآن را اثبات میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۲/۳)
* افتخار به فتنهانگیزی: او از اینکه خداوند در قرآن به «فتنهانداختن میان مردم» افتخار میکند، حیرتزده بود.
ب. تمسخر توصیف بهشت و جهنم
ابن راوندی معتقد بود توصیفات قرآن از لذتها در بهشت، سادهانگارانه و دور از ذوق است.
* لباس و خوراکی: وی میگفت: شیر، عسل و زنجبیل از نوشیدنیهای لذیذ و مورد اشتها نیستند و استبرق (دیباج ضخیم) لباس مورد علاقهی کسی در بهشت نخواهد بود.
* جهل الهی در جزئیات: او با تمسخر آیه مربوط به لباس، نتیجه میگرفت که این نشان میدهد نویسندهی متن (که او را بشر میدانست) حتی تفاوت بین آنچه پوشیده میشود و آنچه گسترده میشود را نمیداند.
👕 نقد ابن راوندی: «جهل الهی» در توصیف لباس بهشت
ابن راوندی برای اثبات بشری بودن قرآن، به توصیف لباس بهشتیان حمله میکند. او معتقد بود این توصیفات دارای اشتباهات لغوی و عرفی هستند که تنها از یک نویسندهی انسانی ناآگاه سر میزند، نه از خداوند.
۱. آیه مورد استناد 📜
آیه کلیدی مورد بحث در این نقد، آیهای است که به لباسهای بهشتیان اشاره دارد. برای مثال:
🔻آیهی ۳۱ سوره الکهف (بخشی از توصیفات بهشت):
"أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۚ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا"
"... در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته میشوند و لباسهایی سبز از جنس سُندُس و اِستَبرَق میپوشند، در حالی که در آنجا بر تختها تکیه زدهاند..."
۲. نقد ابن راوندی 🧐
🔻نقد ابن راوندی دقیقاً بر واژههای سُندُس و اِستَبرَق متمرکز است. ابن راوندی در مورد سُندُس (که نوعی حریر نازک و ظریف است و در توصیف لباس بهشتیان آمده) میگوید که:
سُندُس در عرف عربی زمان، بیشتر برای فَرش کردن و زیرانداز استفاده میشده (ما یُفترَش)؛ نه به عنوان پیراهن (ما یُلبَس).
🔻همچنین، در مورد اِستَبرَق (که نوعی حریر ضخیم و خشن یا دیباج است)، او میپرسد:
مردم به بهشت میروند تا از لذت و راحتی کامل برخوردار شوند. چرا باید در آنجا لباسهای ضخیم و زبر بپوشند، نه لباسهای لطیف و دلنشین؟
۳. نتیجهگیری
🔻به عقیدهی ابن راوندی، اشتباه در تمییز بین «آنچه میپوشند» و «آنچه میگسترانند»، و همچنین وعدهی دادن لباس ضخیم در بهشت، نشان میدهد که:
* نویسندهی متن، با وجود تسلط نسبی بر زبان عربی، در جزئیات و عرف دچار خطا شده است.
* اگر این متن کلام خدا بود، هرگز چنین اشتباهات جزئی و عدم دقت در لذتشناسی را در توصیفات بهشت نداشت.
🔺بنابراین، این "جهل الهی در جزئیات" دلیلی محکم بر بشری بودن نویسندهی قرآن است.
* تلذذ از عذاب: در مورد جهنم، او عمل تکراری «عوض کردن پوست سوختهی انسان» برای تداوم عذاب را نوعی «تلذذ الهی از شکنجه» میدید که با رحمت در تضاد است.
پ. تناقضات کیهانی
* نجوم برای رجم شیاطین: او آیاتی که میگویند خداوند ستارگان را برای رجم شیاطین خلق کرده است، مورد انتقاد قرار میداد. وی میگفت نویسندهی قرآن نمیدانسته که حجم ستارگان دهها برابر زمین است و شیاطین هم ارواحی غیرمادی هستند؛ لذا این قضیه یک «شذوذ (کجفهمی) فکری و جنون» است که بشرى بودن قرآن را اثبات میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۳/۳)
۴. نقد بر مناسک و روایات نبوی 🕌
الف. مناسک حج به مثابه وثنیت
ابن راوندی مناسک حج را صرفاً عادات وثنی و بتپرستانه میدانست. او اعمالی مانند طواف و تقبیل حجرالأسود را مشابه عادات وثنی میدید و کسانی که این کارها را انجام میدهند، «اغبیاء و مغفلین» (کودنها و فریبخوردگان) توصیف میکرد. او به قول مشهور عمر بن خطاب (که حجر را سنگی میخواند که نه ضرر میرساند و نه نفع) اشاره میکند تا نشان دهد حتی صحابه نیز به این اعمال اعتقادی نداشتند.
ب. تناقضات نبوی و کذب در معجزه
* معجزهی پنهانی: او معجزاتی چون اسراء و معراج را فاقد ارزش اثباتی میدانست، زیرا در خفا رخ دادهاند. او میگفت معجزه باید در معرض دید و سمع همگان باشد تا دلیلی بر نبوت باشد.
* ورقة بن نوفل و منافع شخصی: او به رابطه نزدیک محمد و ورقة بن نوفل اشاره میکرد و ادعا میکرد که ورقه یا دیگران، آیات را برای پیامبر مینوشتهاند، به ویژه آیاتی که مربوط به منافع و رغبات شخصی او (مانند ازدواجها و طلاقها) بودند؛ نه برای هدایت بشریت.
✍🏻 نتیجهگیری
ابن راوندی، با تکیه بر عقلگرایی انتقادی، تمامی پایههای اعتقادی اسلام، از بلاغت قرآن گرفته تا حکمت الهی در قصص و مشروعیت مناسک، را به چالش کشید. او به این نتیجه رسید که اسلام، نه یک رسالت آسمانی، بلکه برساختهای بشری و ناقص است که توسط محمد به دلایل شخصی، سیاسی و نظامی تدوین شده است. اندیشههای رادیکال او، اگرچه توسط منتقدانش سرکوب و مفقود شد، نام او را به عنوان یکی از مهمترین منتقدان دین در تاریخ فکری جهان اسلام ماندگار کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آرای او در باب اسلام و آیات قرآن
(۳/۳)
۴. نقد بر مناسک و روایات نبوی 🕌
الف. مناسک حج به مثابه وثنیت
ابن راوندی مناسک حج را صرفاً عادات وثنی و بتپرستانه میدانست. او اعمالی مانند طواف و تقبیل حجرالأسود را مشابه عادات وثنی میدید و کسانی که این کارها را انجام میدهند، «اغبیاء و مغفلین» (کودنها و فریبخوردگان) توصیف میکرد. او به قول مشهور عمر بن خطاب (که حجر را سنگی میخواند که نه ضرر میرساند و نه نفع) اشاره میکند تا نشان دهد حتی صحابه نیز به این اعمال اعتقادی نداشتند.
ب. تناقضات نبوی و کذب در معجزه
* معجزهی پنهانی: او معجزاتی چون اسراء و معراج را فاقد ارزش اثباتی میدانست، زیرا در خفا رخ دادهاند. او میگفت معجزه باید در معرض دید و سمع همگان باشد تا دلیلی بر نبوت باشد.
* ورقة بن نوفل و منافع شخصی: او به رابطه نزدیک محمد و ورقة بن نوفل اشاره میکرد و ادعا میکرد که ورقه یا دیگران، آیات را برای پیامبر مینوشتهاند، به ویژه آیاتی که مربوط به منافع و رغبات شخصی او (مانند ازدواجها و طلاقها) بودند؛ نه برای هدایت بشریت.
✍🏻 نتیجهگیری
ابن راوندی، با تکیه بر عقلگرایی انتقادی، تمامی پایههای اعتقادی اسلام، از بلاغت قرآن گرفته تا حکمت الهی در قصص و مشروعیت مناسک، را به چالش کشید. او به این نتیجه رسید که اسلام، نه یک رسالت آسمانی، بلکه برساختهای بشری و ناقص است که توسط محمد به دلایل شخصی، سیاسی و نظامی تدوین شده است. اندیشههای رادیکال او، اگرچه توسط منتقدانش سرکوب و مفقود شد، نام او را به عنوان یکی از مهمترین منتقدان دین در تاریخ فکری جهان اسلام ماندگار کرد.
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 خیام؛ ناقدی رادیکالتر از روشنفکران ایرانی
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📕رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕عمر خیام پرومته ایران
📺 حافظ و یزید؛ مسلم یا منتقد دین؟
📕حافظ و یزید؛ امامِ روشنفکری دینی
📕حافظ و تمسخر شخصیتهای قرآنی
📕یا جام باده یا قصه کوتاه!
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب - صمد و صنم نزد حافظ-
📺 تمسخر نمادهای شریعت -مضمونپردازی بیباکانۀ حافظ-
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
📺 آیا حافظ زرتشتی شدهبود؟
📺 آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #بزرگان_ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 «خاستگاههای یکتاپرستی بایبل: زمینه چندخدایی اسرائیل و متون اوگاریتی»
— چکیدهی صوتی کتاب
@NolanWrites
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چکیدهی صوتی کتاب
@NolanWrites
🔻افسانهها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📺 «الوهیم» یا «العالین»
— «کثرت در وحدتِ خدایان» سامی
📺 ارجحیت آتن بر بیتالمقدس-مکه
📺 قرآن از الله یا محمد؟
.
#نقد_ادیان #خلاصه_کتاب #نقد_یهودیت#یهودیت #ادیان_سامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧۲. شورای الهی
👑 شورای الهی: از خانوادۀ پدرسالار اوگاریت تا دربار یهوه در اسرائیل باستان 🏰
🔸در این قسمت به بررسی عمیق مفهوم شورای الهی (پانتئون) در خاور نزدیک باستان، بهویژه در متون اوگاریت (سوریه) و اسرائیل باستان (کتاب مقدس) میپردازیم و تحولات این ساختار را در طول زمان تحلیل میکنیم.
🔻 سرتیتر موضوعات مطروحه:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👑 شورای الهی: از خانوادۀ پدرسالار اوگاریت تا دربار یهوه در اسرائیل باستان 🏰
🔸در این قسمت به بررسی عمیق مفهوم شورای الهی (پانتئون) در خاور نزدیک باستان، بهویژه در متون اوگاریت (سوریه) و اسرائیل باستان (کتاب مقدس) میپردازیم و تحولات این ساختار را در طول زمان تحلیل میکنیم.
🔻 سرتیتر موضوعات مطروحه:
۱. شورای الهی در اوگاریت (مدل خانوادۀ پدرسالار)
* اصطلاحات رایج: بررسی واژههایی چون "پَهر ایلم" (انجمن خدایان)، "پَهر بِن ایلم" (انجمن پسران الهی) و ابهام در معنی پَهر (گروه یا محل جلسه).
* ساختار خاندان ال (خدای اصلی): تحلیل متن "کت ۱.۱۶۵" به عنوان فهرست اعضای خانوادۀ ال، شامل همسرش اَشِرت و پسرانش.
* نظام چهار طبقهای پانتئون:
* طبقۀ ۱ (رئیس): ال و همسرش اشرت (ملکۀ مادر).
* طبقۀ ۲ (فرزندان سلطنتی): خدایان فعال و جنگجویی مثل بَعل (خدای طوفان)، عَنات، اَشْتَرْت و خدایان طبیعی (یم، موت، شَپَشو، یَریه).
* طبقۀ ۳ (سنتگر متخصص): کَثار و حَسیس (سازندۀ جادویی سلاح و قصر).
* طبقۀ ۴ (خدمتکاران/سربازان): خدایان کوچکتر، پیامآوران و یاران نظامی.
۲. شورای الهی و تکامل یکتاپرستی در اسرائیل باستان
* مدل اولیه (کنعانی): شواهد باستانشناسی (کتیبههای کُنتِلت اَجرود) نشان میدهد که در ابتدا یهوه (خدای ملی اسرائیل) در کنار همسرش اَشیره قرار داشته است.
* تحول به یکتاپرستی (قرن ۸ ق.م.): با فعالیت انبیا و اصلاحات دینی، ایدۀ «زوج الهی» کنار گذاشته شد و یهوه به خدای واحد و تنها خدای پرستش تبدیل شد.
* وضعیت خدایان سابق: خدایان بزرگ کنعانی (معادل طبقۀ دوم اوگاریت) مانند رَشَف و دِبِر به سطح خدمتکاران یا همراهان نظامی یهوه تنزل یافتند.
* مَزمور ۸۲ و نقطۀ عطف: بررسی متن بحثبرانگیز مزمور ۸۲ که در آن یهوه خدایان دیگر (پسران عِلیون) را داوری و محکوم به مرگ میکند.
* فرضیۀ همگرایی: نظریهای که میگوید یهوه در واقع یکی از پسران خدای برتر (اِل/عِلیون) بود و با جذب خصوصیات اِل، به ریاست پانتئون ارتقا یافت (احتمالاً تا قبل از قرن ۸ ق.م.).
* کاتبان و سانسور: نسخۀ رایج تورات که میگوید خدا ملتها را بر اساس تعداد "پسران اسرائیل" تقسیم کرد، احتمالاً یک تغییر عمدی و متأخر برای حذف باور قدیمیتر "پسران خدا/الهی" است.
۳. کارکرد و اهمیت شورای الهی
* توضیح نظم و حاکمیت: شورا راهی برای اندیشیدن به نظم جهان و حاکمیت الهی بود.
* حل چالش وحدت در کثرت: نحوۀ آشتی دادن ارادۀ واحد با نمودهای متعدد قدرت الهی (خدایان مختلف).
* تفاوت با بابل: مقایسه با پانتئون بابلی (مَردوخ): در متون متأخر اسرائیلی، اعضای شورا (فرشتگان) فاقد اراده و قدرت مستقل بودند، در حالی که در اِنوما اِلیش خدایان دیگر همچنان هویت مستقل داشتند.
* مدل خانواده در برابر بروکراسی: ساختار اوگاریتی بیشتر شبیه خانوادۀ پدرسالار سلطنتی بود تا یک بروکراسی اداری (برخلاف بینالنهرین). در کتاب مقدس نیز ساختار بیشتر شبیه دربار پادشاهی با مشاوران و خدمتکاران است.
💡 فکر نهایی: مفهوم شورای الهی، ابزاری منعطف بود که در پاسخ به بحرانهای تاریخی و فرهنگی (مثل ظهور امپراتوری آشور) تکامل یافت و از یک خانوادۀ بزرگ به یک دربار متمرکز حول یک حاکم واحد تبدیل شد.
🔻قسمتهای قبل
📻 ۱. خدایان انسانوار و هیولاهای الهی
🔻افسانهها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 الله و یهوه؛ خدایانی دائمالغضب
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 الله و خواستههایش
📺 دگرگشتِ یهوه
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📺 کابالا چیست؟
📺 ادیان درباره خدا نمیگویند
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #خلاصه_کتاب #نقد_یهودیت#یهودیت #ادیان_سامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 فیلمی تاریخی از بیژن پیش بابا ننۀ مظلومش 😂🤣 🔸وقتی فلسفه از تبیین چیزها بهمثابه همان که هستند، و بهطور کلی از عقل گذر میکند، به سالاد کلماتی تبدیل میشود که تنها ظاهر تفکر را دارند، نه جوهرش را. در چنین وضعی، واژهها جای واقعیت را میگیرند و معنا قربانی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨😂🐝 وقتی خرافات عقل رو نیش میزنه!
❗️یه گروه مسلمون رفتن سراغ زنبورا تا با خوندنِ سورۀ نحل، ثابت کنن زنبورا به مومنین نیش نمیزنن!
❓آیا الله که وفق قرآن به زنبورها وحی میکند و هدایتشان، نمیتوانست در یکی از این وحیها از زنبورهای محترم بخواهد که آبروداری کنند، و با نشاندادنِ اندکی کظم غیض، یک کرامت و معجزهای جلوی دوربین در کنند؟ الله که برای دعواها و امیال زناشویی محمد، بسرعتِ برق و باد وحی نازل میکرد، قمر زمین (ماه) را هم بنا به روایات و باورهای مسلمانان به دو نیمه تقسیم کرده برای عرب صحرانشین، کاری داشت با یک سیگنالِ کوتاهِ وحی به این زنبورهای کافر، آبرویِ مومنان و قرآنِ منتسب به خودش را حفظ کند؟
❓اینکه ادعاهایی به چنین بزرگی را نتوان با هیچ آزمایشی آزمود و از طرف دیگر، استدلالهای متکلمان و خود قرآن (از جمله در بحث تحدی یا عقلانیتر بودنِ توحیدِ تکخدایی بر بر تثلیث یا دیگر صور خداباوری) نیز پر از خطا و مغلطههای ابتداییاند، به چه حقیقتی جز این هدایتمان میکند که باید این کتاب و دین را از مبنای قانونگذاری و حکومتداری بیرون گذاشت؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❗️یه گروه مسلمون رفتن سراغ زنبورا تا با خوندنِ سورۀ نحل، ثابت کنن زنبورا به مومنین نیش نمیزنن!
❓آیا الله که وفق قرآن به زنبورها وحی میکند و هدایتشان، نمیتوانست در یکی از این وحیها از زنبورهای محترم بخواهد که آبروداری کنند، و با نشاندادنِ اندکی کظم غیض، یک کرامت و معجزهای جلوی دوربین در کنند؟ الله که برای دعواها و امیال زناشویی محمد، بسرعتِ برق و باد وحی نازل میکرد، قمر زمین (ماه) را هم بنا به روایات و باورهای مسلمانان به دو نیمه تقسیم کرده برای عرب صحرانشین، کاری داشت با یک سیگنالِ کوتاهِ وحی به این زنبورهای کافر، آبرویِ مومنان و قرآنِ منتسب به خودش را حفظ کند؟
❓اینکه ادعاهایی به چنین بزرگی را نتوان با هیچ آزمایشی آزمود و از طرف دیگر، استدلالهای متکلمان و خود قرآن (از جمله در بحث تحدی یا عقلانیتر بودنِ توحیدِ تکخدایی بر بر تثلیث یا دیگر صور خداباوری) نیز پر از خطا و مغلطههای ابتداییاند، به چه حقیقتی جز این هدایتمان میکند که باید این کتاب و دین را از مبنای قانونگذاری و حکومتداری بیرون گذاشت؟
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی
.
#نقدخند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی (+)
🔸این ویدیو به روابط و ازدواجهای بحثبرانگیز پیامبر اسلام با دو زن یهودی به نامهای صفیه و ریحانه پس از جنگ و اسارت میپردازد.
🔻صفیه بنت حی بن اخطب:
* دختر رئیس قبیله بنینظیر، صفیه در ۱۷ سالگی پس از حمله به خیبر به اسارت گرفته شد.
* محمد پیش از ازدواج با صفیه، پدر (حی بن اخطب) و شوهرش (کنانه بن ربیع) را کشته بود و شوهرش را برای یافتن گنجینه شکنجه کرد.
* محمد صفیه را که در ابتدا سهم یکی از یارانش بود، به دلیل جایگاه بالای اجتماعیاش، برای خود برداشت.
* به او حق انتخاب بین بازگشت به نزد قومش (که اکثراً کشته یا تبعید شده بودند) یا پذیرش اسلام و ازدواج با پیامبر داده شد، که ویدیو آن را «اجبار» تلقی میکند.
🔻ریحانه بنت زید:
* ریحانه از طایفه بنیقریظه بود که مردانشان اعدام شدند.
* او پیشنهاد ازدواج محمد با قاتل خانوادهاش را نپذیرفت و ترجیح داد به عنوان کنیز (برده) نزد او بماند.
* ریحانه تا آخر عمر بر دین یهود اصرار داشت، اما مجبور به اسلام آوردن شد و با وجود خشم پیامبر، از سر کردن حجاب امتناع میکرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو به روابط و ازدواجهای بحثبرانگیز پیامبر اسلام با دو زن یهودی به نامهای صفیه و ریحانه پس از جنگ و اسارت میپردازد.
🔻صفیه بنت حی بن اخطب:
* دختر رئیس قبیله بنینظیر، صفیه در ۱۷ سالگی پس از حمله به خیبر به اسارت گرفته شد.
* محمد پیش از ازدواج با صفیه، پدر (حی بن اخطب) و شوهرش (کنانه بن ربیع) را کشته بود و شوهرش را برای یافتن گنجینه شکنجه کرد.
* محمد صفیه را که در ابتدا سهم یکی از یارانش بود، به دلیل جایگاه بالای اجتماعیاش، برای خود برداشت.
* به او حق انتخاب بین بازگشت به نزد قومش (که اکثراً کشته یا تبعید شده بودند) یا پذیرش اسلام و ازدواج با پیامبر داده شد، که ویدیو آن را «اجبار» تلقی میکند.
🔻ریحانه بنت زید:
* ریحانه از طایفه بنیقریظه بود که مردانشان اعدام شدند.
* او پیشنهاد ازدواج محمد با قاتل خانوادهاش را نپذیرفت و ترجیح داد به عنوان کنیز (برده) نزد او بماند.
* ریحانه تا آخر عمر بر دین یهود اصرار داشت، اما مجبور به اسلام آوردن شد و با وجود خشم پیامبر، از سر کردن حجاب امتناع میکرد.
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📕تجاوز به زن شوهردار اسیر/کنیز
📺 بردگان جنسی و روشنفکری دینی
📺 گناهی به نام زن بودن در اسلام
📻 زن در چشم علی
📺 طبق اسلام زن باید در خانه بماند!
📕حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام
📕نامه علی دربارۀ زنان
📺 مغالطهٔ علی علیه زنان
📺 مردهریگ اسلام و رهائی زن ایرانی
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه!
📺 محمد و یهود
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 گناه آمنه و نبوغ خدیجه
📺 زنی که محمد را شکست داد!
.
#نقد_اسلام #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 زنان در نظر علمای اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 قرآن و جواز کتک زدن زنان؟
📻 زن در چشم علی
📕نامه علی دربارۀ زنان
📺 مغالطهٔ علی علیه زنان
📺 طبق اسلام زن باید در خانه بماند!
📕حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام
📺 مردهریگ اسلام و رهائی زن ایرانی
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه!
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📕تجاوز به زن شوهردار اسیر/کنیز
📺 بردگان جنسی و روشنفکری دینی
📺 گناهی به نام زن بودن در اسلام
📺 محمد و یهود
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 گناه آمنه و نبوغ خدیجه
📺 زنی که محمد را شکست داد!
.
#نقد_اسلام #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا وفق قرآن میتوان زنان را کتک زد؟
🎙آیتالله #کمال_حیدری
❗️کشفِ معنی صحیح آیه بعد از حدودِ ۱۴۰۰سال!
🔸آیتالله کمالِ حیدری ظاهراً ایراداتی که مخالفین به آیه ۳۴ نساء و معنیِ مشهور آن وارد کردند را صحیح میداند، لذا ایشان معنا و تفسیرِ شاذ (نادر و در مقابلِ مشهور) ارائه میدهند، میگویند:
⁉️ اینجا جنابِ استاد حیدری که الحق انسان باسوادی در زمینهی دین اسلام است، برای این معنای خود هرجا لازم است روایات رو نفی میکنند و میگویند این معنا ناشی از «عینکِ روایی» است؛ چنانچه اینگونه است پس چرا خود به روایات استناد کردید؟ آیا "ضرب" در قرآن به معنای زدن نیامده؟!
🔻ببینیم در کتابِ «مفردات راغب» که یکی از معتبرترین کتبِ معنای کلمات قرآن است، چه نوشته شده:
🔸(ضرب) [ ضرب ]: زدن دو چیز به یکدیگر و به تصوّر اختلاف ضرب نوع (زدن در تفسیرش اختلاف هست مثل زدن چیزی با دست و عصا و شمشیر و مانند آنها)
🔻در آیه:
🔻و آیاتِ:
📖ترجمه مفردات راغب |راغب اصفهانی ص۸۳۴
•••••☆☆•••
🔸جنابان استاد عبدالکریم سروش و آیتالله حیدری!
آیا شما دو بزرگوار جایی امضاء دادهاید که در صورت مواجهه با ایرادات قرآن، حتما باید آنها را توجیه کنید، ولو این توجیه خود دارای ایراد باشد؟ خصوصا جناب حیدری که میگویند حتی پرونده ی این قضیه که خدا وجود دارد برای من باز است و محلِ مناقشه! [اینجا]
💎@asre_roshangary
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙آیتالله #کمال_حیدری
❗️کشفِ معنی صحیح آیه بعد از حدودِ ۱۴۰۰سال!
🔸آیتالله کمالِ حیدری ظاهراً ایراداتی که مخالفین به آیه ۳۴ نساء و معنیِ مشهور آن وارد کردند را صحیح میداند، لذا ایشان معنا و تفسیرِ شاذ (نادر و در مقابلِ مشهور) ارائه میدهند، میگویند:
آیه سخنی از کتک زدن نمیکنه بل به مردان می گوید از خانه دور شوید! [01:18] .
همچنین توجیهاتی که مسلمانان طرح کردن مبنی بر "کتک زدنِ لطیفانه" را قبول ندارند [05:15]
⁉️ اینجا جنابِ استاد حیدری که الحق انسان باسوادی در زمینهی دین اسلام است، برای این معنای خود هرجا لازم است روایات رو نفی میکنند و میگویند این معنا ناشی از «عینکِ روایی» است؛ چنانچه اینگونه است پس چرا خود به روایات استناد کردید؟ آیا "ضرب" در قرآن به معنای زدن نیامده؟!
🔻ببینیم در کتابِ «مفردات راغب» که یکی از معتبرترین کتبِ معنای کلمات قرآن است، چه نوشته شده:
🔸(ضرب) [ ضرب ]: زدن دو چیز به یکدیگر و به تصوّر اختلاف ضرب نوع (زدن در تفسیرش اختلاف هست مثل زدن چیزی با دست و عصا و شمشیر و مانند آنها)
🔻در آیه:
(فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ - ۱۲ انفال)
چون پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که با شما هستم، مؤمنان را پایداری دهید که در دل کافران رعب میافکند و روی گردنها و انگشتانشان بزنید.
🔻و آیاتِ:
(فَضَرْبَ الرَّقاب - ۴/ محمد)
پس گردنها را بزنید. (در میدان نبرد، جهاد) ⚔️🗡
(فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها - بقره)
پس گفتیم: پارهای از آن (گاو) را بر آن (کشته) بزنید (تا زنده شود و قاتل خود را معرفی کند). 🐂🔨
(أن اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ - ۱۶۰ (اعراف)
که (ای موسی) با عصایت بر سنگ بزن. 🪨🦯
(فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ - ۹۳ صافات) (۱)
پس پنهانی به سوی آنها (بتها) رفت و ضربهای محکم با دست راست بر آنها فرود آورد. 💪🔨🗿
(يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ - ۵۰/ انفال)
(فرشتگان) بر چهرههای اهل دوزخ میزنند. 😇💥😡
📖ترجمه مفردات راغب |راغب اصفهانی ص۸۳۴
•••••☆☆•••
🔸جنابان استاد عبدالکریم سروش و آیتالله حیدری!
آیا شما دو بزرگوار جایی امضاء دادهاید که در صورت مواجهه با ایرادات قرآن، حتما باید آنها را توجیه کنید، ولو این توجیه خود دارای ایراد باشد؟ خصوصا جناب حیدری که میگویند حتی پرونده ی این قضیه که خدا وجود دارد برای من باز است و محلِ مناقشه! [اینجا]
💎@asre_roshangary
📺 زنان در نظر علمای اسلام
📻 زن در چشم علی
📕نامه علی دربارۀ زنان
📺 مغالطهٔ علی علیه زنان
📺 طبق اسلام زن باید در خانه بماند!
📕حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام
📺 مردهریگ اسلام و رهائی زن ایرانی
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه!
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📕تجاوز به زن شوهردار اسیر/کنیز
📺 بردگان جنسی و روشنفکری دینی
📺 گناهی به نام زن بودن در اسلام
📺 محمد و یهود
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 گناه آمنه و نبوغ خدیجه
📺 زنی که محمد را شکست داد!
.
#نواندیشی #نقد_اسلام #نقد_قرآن #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin