📺 زکریای رازی - نقد قرآن و پیامیر
🎙#اشکان (یوتیوب «دانش و فلسفه»)
🔸در این ویدئو بهتفصیل به آراء محمد بن زکریای رازی دربارهٔ ادیان، پیامبری و نهاد روحانیت پرداختهام. آنچه امروز از نقدهای صریح او میدانیم، عمدتاً از خلال گزارشهایی است که در کتابهایی مانند «اعلام النبوة» ابوحاتم رازی باقی مانده؛ زیرا متأسفانه اکثر آثار اصلی زکریای رازی – بهویژه رسالههای انتقادی او دربارهٔ ادیان، نبوت و وحی – در طول تاریخ گم شده یا عمداً نابود شدهاند.
🔸با این حال همین باقیماندههای پراکنده نشان میدهد که زکریای رازی یکی از جدیترین و رادیکالترین منتقدانِ نظام پیامبری، خلافت و امامت در جهان اسلام بوده است؛ کسی که با زبانی بیپروا از تقلید مذهبی، روایتپرستی، خشونت دینی، تبعیض معرفتی پیامبران، و تناقضگویی اهل روایت سخن میگفت.در این ویدئو بهتفصیل به دیدگاههای فلسفی محمد بن زکریای رازی دربارهٔ نبوت، امامت و رهبری دینی پرداختهام.
🔸بر اساس متونی مانند اعلامالنبوه نشان میدهم که رازی وحی و نبوت را در تضاد با عدالت الهی میدانست. از نگاه او اگر خداوند حکیم و رحیم است، نباید حقیقت و هدایت را فقط به گروهی محدود بدهد و دیگر انسانها را محتاج، تابع و دچار تفرقه بگذارد. رازی میگوید چنین نظامی با عدالت خدا هماهنگ نیست و ادیان تاریخی نه تنها موجب همبستگی نیستند، بلکه سرچشمهٔ خصومت، کینه، جنگهای مذهبی و کشتارهای فراوان شدهاند. او بر این باور بود که معیار هدایت نباید روایت و تقلید باشد، بلکه عقل، تجربه و فهم همگانی انسانهاست.
@fargasht22
🌾 @Naqdagin
🎙#اشکان (یوتیوب «دانش و فلسفه»)
🔸در این ویدئو بهتفصیل به آراء محمد بن زکریای رازی دربارهٔ ادیان، پیامبری و نهاد روحانیت پرداختهام. آنچه امروز از نقدهای صریح او میدانیم، عمدتاً از خلال گزارشهایی است که در کتابهایی مانند «اعلام النبوة» ابوحاتم رازی باقی مانده؛ زیرا متأسفانه اکثر آثار اصلی زکریای رازی – بهویژه رسالههای انتقادی او دربارهٔ ادیان، نبوت و وحی – در طول تاریخ گم شده یا عمداً نابود شدهاند.
🔸با این حال همین باقیماندههای پراکنده نشان میدهد که زکریای رازی یکی از جدیترین و رادیکالترین منتقدانِ نظام پیامبری، خلافت و امامت در جهان اسلام بوده است؛ کسی که با زبانی بیپروا از تقلید مذهبی، روایتپرستی، خشونت دینی، تبعیض معرفتی پیامبران، و تناقضگویی اهل روایت سخن میگفت.در این ویدئو بهتفصیل به دیدگاههای فلسفی محمد بن زکریای رازی دربارهٔ نبوت، امامت و رهبری دینی پرداختهام.
🔸بر اساس متونی مانند اعلامالنبوه نشان میدهم که رازی وحی و نبوت را در تضاد با عدالت الهی میدانست. از نگاه او اگر خداوند حکیم و رحیم است، نباید حقیقت و هدایت را فقط به گروهی محدود بدهد و دیگر انسانها را محتاج، تابع و دچار تفرقه بگذارد. رازی میگوید چنین نظامی با عدالت خدا هماهنگ نیست و ادیان تاریخی نه تنها موجب همبستگی نیستند، بلکه سرچشمهٔ خصومت، کینه، جنگهای مذهبی و کشتارهای فراوان شدهاند. او بر این باور بود که معیار هدایت نباید روایت و تقلید باشد، بلکه عقل، تجربه و فهم همگانی انسانهاست.
@fargasht22
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 نضر بن حارث و شکست محمد
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 حافظ و یزید؛ مسلم یا منتقد دین؟
📕حافظ و یزید؛ امامِ روشنفکری دینی
📕حافظ و تمسخر شخصیتهای قرآنی
📕یا جام باده یا قصه کوتاه!
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب - صمد و صنم نزد حافظ-
📺 تمسخر نمادهای شریعت -مضمونپردازی بیباکانۀ حافظ-
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
📺 آیا حافظ زرتشتی شدهبود؟
📺 آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است
.➖➖➖
#نقد_ادیان
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ضرر شریعت بیش از نفع آن است!
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
🎙#احمد_قبانچی
بخش اول: اصل دین و تأیید عقلی ✨
🔸استدلال القبانچی با تفکیک دقیق میان «اصل دین» و «تشریعات» یا «شریعت» آغاز میشود. او تصریح میکند که اصل ایمان به خدا، صفات او (مانند رحیم بودن، لطیف بودن و خیرخواهی برای بندگان) و قوانین کلی اخلاقی، مورد تأیید عقل است.
🔸ایمان به حکم عقل: او اشاره میکند که حتی علمای اسلام نیز میپذیرند که وجود و صفات الهی از طریق عقل قابل اثبات هستند. بنابراین، عقل حکم میکند که خداوندی با چنین صفاتی، هرگز قوانینی را وضع نمیکند که ظالمانه، قبیح یا دروغین باشند و باعث ستم شوند، چرا که این اعمال با لطف و خیرخواهی او در تضاد هستند.
🔸نتیجهگیری اولیه: در نتیجه، ایمان به وجود یک خالق مهربان و عادل، به خودی خود، نه تنها مضر نیست، بلکه امری مورد پذیرش عقلی است.
بخش دوم: نقد قاطع بر تشریعات و قوانین دینی (شریعت) 💔
🔻بخش اصلی انتقاد متوجه تشریعاتی است که در طول تاریخ به نام دین و توسط انبیاء آورده شدهاند. القبانچی معتقد است این قوانین در عمل، نتایج معکوس و مخربی داشتهاند:
🔸ایجاد نفاق و کینه: این تشریعات باعث برانگیختن حس حقد، فرقهگرایی، و کینه نسبت به دیگران شدهاند و هرگز به ایجاد یک جامعهی سالم و متحد منجر نشدهاند.
🔸تاریخ ستمبار حکومتها: او به تاریخ حکومتهای اسلامی، از جمله بنیامیه، بنیعباس و عثمانی، اشاره میکند و میگوید که تمامی این حکومتها، حکومتهای ظلم، استبداد و ستم بودهاند. این ستمها از اجرای همان تشریعات و قوانین دینی نشأت گرفته است.
🔸انتقاد از غزو و تجاوز: قوانین مربوط به غزو (جهاد ابتدایی) و تجاوز به سرزمینهای دیگر، مورد انتقاد جدی قرار میگیرد. او با اشاره به مردمی که در سرزمینهایی مانند سوریه، عراق و مصر با امنیت زندگی میکردند و بر دین خود (مانند مسیحیت) بودند، این پرسش را مطرح میکند که چرا باید به آنها حمله کرد، کشته شوند، اموالشان غارت شود و میلیونها زن، دختر و کودک به عنوان اسیر و برده گرفته شوند.
🔸نتیجهی فرهنگی: این اعمال را همجی و شیطانی خوانده و نتیجه میگیرد که این قوانین موجب تخریب تمدنها و غارتگری شدهاند.
بخش سوم: اصل قرآنی "ضرر برتر از منفعت" و تطبیق آن ⚖️
🔻برای اثبات این مدعا که باید کل قوانین شرعی کنار گذاشته شوند، القبانچی از یک قاعدهی منطقی در قرآن بهره میبرد که در مورد حرمت شراب و قمار ذکر شده است:
🔸قاعدهی حکم: در قرآن آمده است که در شراب و قمار "اثم و گناه (ضرر) آنها بیشتر از نفعشان است" (اثمهما اکبر من نفعهما). از این آیه استنباط میشود که:
🔸تطبیق بر شریعت: او این قاعده را بر کلیهی تشریعات و قوانین دینی تعمیم میدهد و نتیجه میگیرد: هرچند ممکن است ادیان در برخی جنبهها فوایدی داشته باشند، اما ضرر کلی این تشریعات و قوانین بیش از نفع آنهاست.
🔸نتیجه: بنابراین، از نظر منطقی و حتی با استناد به منطق خود قرآن، مجموعهی قوانین شرعی باید به دلیل غلبهی ضرر، حرام و غیرقابل اجرا تلقی شود.
بخش چهارم: راهحل نهایی و لزوم الغای شریعت 🚫
🔻راهحل نهایی مطرح شده برای حل این تناقض، تفکیک و الغای کامل بخش مضر دین است:
1️⃣ تأکید بر تفکیک: مشکل تنها زمانی حل میشود که به وضوح میان «اصل دین» (ایمان به خدا) و «شریعت» (قوانین) تفکیک قائل شویم.
2️⃣ فراخوان به الغا: او به صراحت و قاطعانه اعلام میکند که:
3️⃣ نتیجهگیری نهایی: با کنار گذاشتن شریعت، که منبع ظلم، تفرقه و استبداد در تاریخ بوده است، و حفظ اصل ایمان به خدا که امری لطیف و عقلانی است، میتوان به دینداری سالم و دور از آفات رسید.
🔺این مجموعه استدلالها، کلیت دیدگاه مطرح شده در ویدیو را تشکیل میدهد که بر نقد ریشهای و لزوم کنار گذاشتن قوانین شرعی، به دلیل پیامدهای منفی گستردهی آنها، تأکید دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
🎙#احمد_قبانچی
بخش اول: اصل دین و تأیید عقلی ✨
🔸استدلال القبانچی با تفکیک دقیق میان «اصل دین» و «تشریعات» یا «شریعت» آغاز میشود. او تصریح میکند که اصل ایمان به خدا، صفات او (مانند رحیم بودن، لطیف بودن و خیرخواهی برای بندگان) و قوانین کلی اخلاقی، مورد تأیید عقل است.
🔸ایمان به حکم عقل: او اشاره میکند که حتی علمای اسلام نیز میپذیرند که وجود و صفات الهی از طریق عقل قابل اثبات هستند. بنابراین، عقل حکم میکند که خداوندی با چنین صفاتی، هرگز قوانینی را وضع نمیکند که ظالمانه، قبیح یا دروغین باشند و باعث ستم شوند، چرا که این اعمال با لطف و خیرخواهی او در تضاد هستند.
🔸نتیجهگیری اولیه: در نتیجه، ایمان به وجود یک خالق مهربان و عادل، به خودی خود، نه تنها مضر نیست، بلکه امری مورد پذیرش عقلی است.
بخش دوم: نقد قاطع بر تشریعات و قوانین دینی (شریعت) 💔
🔻بخش اصلی انتقاد متوجه تشریعاتی است که در طول تاریخ به نام دین و توسط انبیاء آورده شدهاند. القبانچی معتقد است این قوانین در عمل، نتایج معکوس و مخربی داشتهاند:
🔸ایجاد نفاق و کینه: این تشریعات باعث برانگیختن حس حقد، فرقهگرایی، و کینه نسبت به دیگران شدهاند و هرگز به ایجاد یک جامعهی سالم و متحد منجر نشدهاند.
🔸تاریخ ستمبار حکومتها: او به تاریخ حکومتهای اسلامی، از جمله بنیامیه، بنیعباس و عثمانی، اشاره میکند و میگوید که تمامی این حکومتها، حکومتهای ظلم، استبداد و ستم بودهاند. این ستمها از اجرای همان تشریعات و قوانین دینی نشأت گرفته است.
🔸انتقاد از غزو و تجاوز: قوانین مربوط به غزو (جهاد ابتدایی) و تجاوز به سرزمینهای دیگر، مورد انتقاد جدی قرار میگیرد. او با اشاره به مردمی که در سرزمینهایی مانند سوریه، عراق و مصر با امنیت زندگی میکردند و بر دین خود (مانند مسیحیت) بودند، این پرسش را مطرح میکند که چرا باید به آنها حمله کرد، کشته شوند، اموالشان غارت شود و میلیونها زن، دختر و کودک به عنوان اسیر و برده گرفته شوند.
🔸نتیجهی فرهنگی: این اعمال را همجی و شیطانی خوانده و نتیجه میگیرد که این قوانین موجب تخریب تمدنها و غارتگری شدهاند.
بخش سوم: اصل قرآنی "ضرر برتر از منفعت" و تطبیق آن ⚖️
🔻برای اثبات این مدعا که باید کل قوانین شرعی کنار گذاشته شوند، القبانچی از یک قاعدهی منطقی در قرآن بهره میبرد که در مورد حرمت شراب و قمار ذکر شده است:
🔸قاعدهی حکم: در قرآن آمده است که در شراب و قمار "اثم و گناه (ضرر) آنها بیشتر از نفعشان است" (اثمهما اکبر من نفعهما). از این آیه استنباط میشود که:
اگر ضرر چیزی (حتی با وجود داشتن اندکی منفعت) بر نفع آن غلبه کند، آن چیز حرام و مردود است.
🔸تطبیق بر شریعت: او این قاعده را بر کلیهی تشریعات و قوانین دینی تعمیم میدهد و نتیجه میگیرد: هرچند ممکن است ادیان در برخی جنبهها فوایدی داشته باشند، اما ضرر کلی این تشریعات و قوانین بیش از نفع آنهاست.
🔸نتیجه: بنابراین، از نظر منطقی و حتی با استناد به منطق خود قرآن، مجموعهی قوانین شرعی باید به دلیل غلبهی ضرر، حرام و غیرقابل اجرا تلقی شود.
بخش چهارم: راهحل نهایی و لزوم الغای شریعت 🚫
🔻راهحل نهایی مطرح شده برای حل این تناقض، تفکیک و الغای کامل بخش مضر دین است:
1️⃣ تأکید بر تفکیک: مشکل تنها زمانی حل میشود که به وضوح میان «اصل دین» (ایمان به خدا) و «شریعت» (قوانین) تفکیک قائل شویم.
2️⃣ فراخوان به الغا: او به صراحت و قاطعانه اعلام میکند که:
"باید کلیهی تشریعات اسلامی، الغا شود، چرا که مضر و تبدیل به قوانین همجی و شیطانی شدهاند."
3️⃣ نتیجهگیری نهایی: با کنار گذاشتن شریعت، که منبع ظلم، تفرقه و استبداد در تاریخ بوده است، و حفظ اصل ایمان به خدا که امری لطیف و عقلانی است، میتوان به دینداری سالم و دور از آفات رسید.
🔺این مجموعه استدلالها، کلیت دیدگاه مطرح شده در ویدیو را تشکیل میدهد که بر نقد ریشهای و لزوم کنار گذاشتن قوانین شرعی، به دلیل پیامدهای منفی گستردهی آنها، تأکید دارد.
🔻قبانچی
📻 کفرِ خدا به خدای ادیان
📺 رازِ "نغمۀ الهی"؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 کجای این آیات معجزست؟
📺 اعجاز ادبی قرآن؟!
📺 محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
📺 آیا ادعای بنای کعبه توسط ابراهیم صحیح است؟
📺 نقدِ ادلۀ وجود امام زمان
📺 طول عمر امام مهدی؟
📺 مهدی منتظر: بین اسطوره و نیاز روانی
📕گفتگوی قبانچی با خداناباوران عرب
🔻مجموعۀ صندوقچۀ اسلام
📺 مقدمهای بر زبان قرآن و کلمات بیگانه در آن
📺 راز وحی: قرآن از کجا آمده؟
📺 مراحل تطور قرآن در دورهٔ مکی
📺 پیروزیِ محمد
📺 محمد و یهود
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
.
#نقد_اسلام #نواندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
⭕️ چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ ✍🏻 #محمد_مالجو 🍂 چپ نمیتواند از سایۀ خود بگریزد. چپِ محورِ مقاومتی نیز، گرچه اسباب شرمساری، بخشی از پیکر چپ ایران است، لکهای فضاحتبار در تاریخ پرشکوه چپ. 🍂 چپ محور مقاومتی در ایران زاییدۀ جریانی است که تضاد با امپریالیسم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی: از جنایاتِ صدام در مقابلِ جنایاتِ آمریکا و اسرائیل دفاع میکنم!
(۱)
🎙#مصطفی_دانشگر
🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی در زندانهایش باکی نداشت، ولی بیژن عبدالکریمی، در آنجا نیز از بشار اسد و محور مقاومت (که حماس علیه آن و حزبالله بود) دفاع کرد، و حتی یک متن در نقد و افشا و اعتراض و فریاد بر این حد از قساوت از او بروز نکرد تا به امروز؛ اما همین او، صبح و شام به خطاها و جنایات رخ داده در دوران جولانی میپردازد. جنایت جنایت است، اما چگونه حتی آمار بزرگتر برای کسی که در این ویدیو بهخطا از امار میگوید، عاملی برای تحریک وجدانش نشد؟
🔸در بسیاری از تحلیلهای بیژن عبدالکریمی، آمریکا بعنوان عامل «شرّ برتر» و منشأ اصلی خشونت در خاورمیانه معرفی میشود؛ درحالیکه دیکتاتورهای منطقه—از صدام تا بشار—بدلیل حضور در محور ضدآمریکایی، مورد دفاع، تخفیف یا چشمپوشی قرار میگیرند. یکی از محورهای مهم در این رویکرد، ادعای مشهور اوست مبنی بر اینکه
۱. تلفات واقعی دوران صدام حسین: تصویری از خشونت سیستماتیک
🔸دوره حکومت صدام (۱۹۷۹–۲۰۰۳) یکی از خونبارترین دورههای تاریخ مدرن خاورمیانه است. برخلاف برخی شمارشهای حداقلی، تلفات واقعی بسیار گستردهتر و سیستماتیکتر است. با لحاظ جنگ ایران–عراق، اعدامها، نسلکشی کردها و سرکوبهای داخلی، تصویر کامل چنین است:
۱. جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)
* تلفات عراقی: حداقل ۵۰۰,۰۰۰ کشته
* صدام آغازگر جنگ بود و طبق حقوق بینالملل «مسئول اصلی» شناخته میشود.
* این جنگ، بزرگترین منبع تلفات انسانی عراقیها در دوران صدام است.
۲. عملیات انفال (۱۹۸۸)
* ۵۰,۰۰۰ تا ۱۸۲,۰۰۰ کشته عراقی (کردهای عراق)
* شامل اعدام، ناپدیدشدن قهری، پاکسازی قومی و نابودی حدود ۴,۵۰۰ روستا.
* در حقوق بینالملل: نسلکشی.
۴. حمله شیمیایی به حلبچه (۱۹۸۸)
* ۳,۲۰۰ تا ۵,۰۰۰ کشته عراقی (شهروندان کرد)
* یکی از فجیعترین حملات شیمیایی قرن بیستم.
* مصداق روشن جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت.
۵. سرکوب قیام شیعیان ۱۹۹۱
* ۶۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ کشته عراقی
* شامل کشتار شهری، سوزاندن مناطق مسکونی، اعدام میدانی، و دفنهای دستهجمعی.
۶. اعدامها، تصفیههای سیاسی و کشتار امنیتی داخلی
* دهها هزار کشته عراقی
(روشنفکران، کمونیستها، کردهای فیلی، شیعیان جنوب، مخالفان حزبی، اعضای خانوادهها و عشیرههای منتقد)
* بخشی از سیاست سیستماتیک ترور دولتی و حذف رقبا.
مجموع تلفات عراقی (نادیدن تلفات حداقل ۵۰۰ هزار ایرانی و تلفات کویتیها)
حداقل: ۶۳۳,۲۰۰ نفر
حداکثر: حدود ۸۲۷,۰۰۰ نفر
(وابسته به برآوردهای جنگ ایران–عراق؛ بدون احتساب مهاجران، معلولان و تلفات غیرمستقیم.)
این ارقام نشان میدهند که صدام یکی از مرگبارترین دیکتاتورهای قرن بیستم است.
۲. تلفات ناشی از حمله آمریکا به عراق (۲۰۰۳ به بعد)
برآورد تلفات پس از ۲۰۰۳ بسیار متغیر است، زیرا جنگ، اشغال، درگیریهای فرقهای، ترورهای القاعده، جنگ داخلی و سپس ظهور داعش به هم تنیدهاند.
۱. برآوردهای محافظهکارانه
* پژوهشهای دانشگاهی و موسسات بینالمللی:
۱۲۶ هزار کشته غیرنظامی مستقیم
۱۷۰–۲۰۰ هزار کشته کل (نظامی + غیرنظامی)
۲. برآوردهای میانی
* پروژه *Iraq Body Count* و منابع مشابه:
۱۸۰ تا ۲۵۰ هزار کشته (مستقیم)
جمعبندی تلفات ناشی از حمله آمریکا:
دامنهای بین ۲۰۰,۰۰۰ تا بیش از ۲۵۰,۰۰۰ نفر
(بسته به روششناسی و تعریف «تلفات جنگ.»)
🔻اما نکتهٔ بنیادی: این تلفات متعلق به واحدهای متفاوتی از عاملان خشونت است:
* آمریکا و متحدانش
* ارتش جدید عراق
* القاعده
* داعش
* شبهنظامیان شیعه
* قبایل مسلح
* درگیریهای فرقهای
و نسبتدادن تمام این قربانیان به «آمریکا» از نظر علمی نادرست است؛ درست همان اندازه که نسبتدادن تمام تلفات جنگ داخلی سوریه به «روسیه» غلط است.
۳. آیا با این آمار میتوان گفت «آمریکا بیشتر از صدام کشت»؟
ظاهر امر این است که در برخی برآوردهای حداکثری مثل شرکت ORB (بر اساس پیمایش میدانی): ۹۴۶,۰۰۰ تا ۱,۱۲۰,۰۰۰ کشته (شامل مرگهای غیرمستقیم: بیماری، نبود خدمات، ناامنی، و…) ، ممکن است تلفات جنگ پس از ۲۰۰۳ از تلفات دوران صدام بیشتر به نظر برسد. اما این گزاره، با توجه به چهار عامل مهم، تحلیل نادرستی ارائه میدهد:
۱. تفاوت ماهیت تلفات
خشونت صدام:
* برنامهریزیشده، سازمانیافته، حکومتی، هدفمند، ایدئولوژیک.
خشونت پس از ۲۰۰۳:
* ترکیبی از اشغال، جنگ داخلی، تروریسم سازمانیافته، درگیریهای فرقهای و فروپاشی ساختار دولت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱)
🎙#مصطفی_دانشگر
🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی در زندانهایش باکی نداشت، ولی بیژن عبدالکریمی، در آنجا نیز از بشار اسد و محور مقاومت (که حماس علیه آن و حزبالله بود) دفاع کرد، و حتی یک متن در نقد و افشا و اعتراض و فریاد بر این حد از قساوت از او بروز نکرد تا به امروز؛ اما همین او، صبح و شام به خطاها و جنایات رخ داده در دوران جولانی میپردازد. جنایت جنایت است، اما چگونه حتی آمار بزرگتر برای کسی که در این ویدیو بهخطا از امار میگوید، عاملی برای تحریک وجدانش نشد؟
🔸در بسیاری از تحلیلهای بیژن عبدالکریمی، آمریکا بعنوان عامل «شرّ برتر» و منشأ اصلی خشونت در خاورمیانه معرفی میشود؛ درحالیکه دیکتاتورهای منطقه—از صدام تا بشار—بدلیل حضور در محور ضدآمریکایی، مورد دفاع، تخفیف یا چشمپوشی قرار میگیرند. یکی از محورهای مهم در این رویکرد، ادعای مشهور اوست مبنی بر اینکه
آمریکا بیشتر از صدام در عراق آدم کشت
۱. تلفات واقعی دوران صدام حسین: تصویری از خشونت سیستماتیک
🔸دوره حکومت صدام (۱۹۷۹–۲۰۰۳) یکی از خونبارترین دورههای تاریخ مدرن خاورمیانه است. برخلاف برخی شمارشهای حداقلی، تلفات واقعی بسیار گستردهتر و سیستماتیکتر است. با لحاظ جنگ ایران–عراق، اعدامها، نسلکشی کردها و سرکوبهای داخلی، تصویر کامل چنین است:
۱. جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)
* تلفات عراقی: حداقل ۵۰۰,۰۰۰ کشته
* صدام آغازگر جنگ بود و طبق حقوق بینالملل «مسئول اصلی» شناخته میشود.
* این جنگ، بزرگترین منبع تلفات انسانی عراقیها در دوران صدام است.
۲. عملیات انفال (۱۹۸۸)
* ۵۰,۰۰۰ تا ۱۸۲,۰۰۰ کشته عراقی (کردهای عراق)
* شامل اعدام، ناپدیدشدن قهری، پاکسازی قومی و نابودی حدود ۴,۵۰۰ روستا.
* در حقوق بینالملل: نسلکشی.
۴. حمله شیمیایی به حلبچه (۱۹۸۸)
* ۳,۲۰۰ تا ۵,۰۰۰ کشته عراقی (شهروندان کرد)
* یکی از فجیعترین حملات شیمیایی قرن بیستم.
* مصداق روشن جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت.
۵. سرکوب قیام شیعیان ۱۹۹۱
* ۶۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ کشته عراقی
* شامل کشتار شهری، سوزاندن مناطق مسکونی، اعدام میدانی، و دفنهای دستهجمعی.
۶. اعدامها، تصفیههای سیاسی و کشتار امنیتی داخلی
* دهها هزار کشته عراقی
(روشنفکران، کمونیستها، کردهای فیلی، شیعیان جنوب، مخالفان حزبی، اعضای خانوادهها و عشیرههای منتقد)
* بخشی از سیاست سیستماتیک ترور دولتی و حذف رقبا.
مجموع تلفات عراقی (نادیدن تلفات حداقل ۵۰۰ هزار ایرانی و تلفات کویتیها)
حداقل: ۶۳۳,۲۰۰ نفر
حداکثر: حدود ۸۲۷,۰۰۰ نفر
(وابسته به برآوردهای جنگ ایران–عراق؛ بدون احتساب مهاجران، معلولان و تلفات غیرمستقیم.)
این ارقام نشان میدهند که صدام یکی از مرگبارترین دیکتاتورهای قرن بیستم است.
۲. تلفات ناشی از حمله آمریکا به عراق (۲۰۰۳ به بعد)
برآورد تلفات پس از ۲۰۰۳ بسیار متغیر است، زیرا جنگ، اشغال، درگیریهای فرقهای، ترورهای القاعده، جنگ داخلی و سپس ظهور داعش به هم تنیدهاند.
۱. برآوردهای محافظهکارانه
* پژوهشهای دانشگاهی و موسسات بینالمللی:
۱۲۶ هزار کشته غیرنظامی مستقیم
۱۷۰–۲۰۰ هزار کشته کل (نظامی + غیرنظامی)
۲. برآوردهای میانی
* پروژه *Iraq Body Count* و منابع مشابه:
۱۸۰ تا ۲۵۰ هزار کشته (مستقیم)
جمعبندی تلفات ناشی از حمله آمریکا:
دامنهای بین ۲۰۰,۰۰۰ تا بیش از ۲۵۰,۰۰۰ نفر
(بسته به روششناسی و تعریف «تلفات جنگ.»)
🔻اما نکتهٔ بنیادی: این تلفات متعلق به واحدهای متفاوتی از عاملان خشونت است:
* آمریکا و متحدانش
* ارتش جدید عراق
* القاعده
* داعش
* شبهنظامیان شیعه
* قبایل مسلح
* درگیریهای فرقهای
و نسبتدادن تمام این قربانیان به «آمریکا» از نظر علمی نادرست است؛ درست همان اندازه که نسبتدادن تمام تلفات جنگ داخلی سوریه به «روسیه» غلط است.
۳. آیا با این آمار میتوان گفت «آمریکا بیشتر از صدام کشت»؟
ظاهر امر این است که در برخی برآوردهای حداکثری مثل شرکت ORB (بر اساس پیمایش میدانی): ۹۴۶,۰۰۰ تا ۱,۱۲۰,۰۰۰ کشته (شامل مرگهای غیرمستقیم: بیماری، نبود خدمات، ناامنی، و…) ، ممکن است تلفات جنگ پس از ۲۰۰۳ از تلفات دوران صدام بیشتر به نظر برسد. اما این گزاره، با توجه به چهار عامل مهم، تحلیل نادرستی ارائه میدهد:
۱. تفاوت ماهیت تلفات
خشونت صدام:
* برنامهریزیشده، سازمانیافته، حکومتی، هدفمند، ایدئولوژیک.
خشونت پس از ۲۰۰۳:
* ترکیبی از اشغال، جنگ داخلی، تروریسم سازمانیافته، درگیریهای فرقهای و فروپاشی ساختار دولت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی: از جنایاتِ صدام در مقابلِ جنایاتِ آمریکا و اسرائیل دفاع میکنم!
(۲)
🎙#مصطفی_دانشگر
۲. مسئولیت مستقیم vs مسئولیت ساختاری
* صدام: عامل مستقیم نسلکشی کردها، اعدامها و شروع جنگ ایران–عراق.
* آمریکا: عامل مستقیم بخشی از تلفات، اما عامل غیرمستقیم فروپاشی دولت و درگیریهای پسینی.
۳. نقش جنگ ایران–عراق
بزرگترین بخش قربانیان دوران صدام (حدود ۱ میلیون نفر، و ۵۰۰ هزار نفر از عراقیها) حاصل جنگی است که صدام آغاز کرد؛ جنگی که ربطی به آمریکا ندارد و در پرونده اخلاقی صدام، نقش بنیادی دارد.
. فروکاستن جنایت به عدد
ترور حکومتی، شکنجه سیستماتیک، پاکسازی قومی و حملات شیمیایی با تلفات جنگیِ غیرمتمرکز قابل مقایسه نیستند. اعداد خام همیشه بیانگر «ماهیت اخلاقی» خشونت نیستند.
۴. پارادوکس ایدئولوژیک: از صدام تا بشار اسد
🔻رویکردی که صدام را در برابر آمریکا تطهیر میکند، در قبال بشار اسد نیز تکرار میشود:
* جنگ سوریه: حدود ۵۰۰ هزار کشته
* میلیونها آواره
* صدها هزار زندانی سیاسی
* بمبارانهای روسیه و سوریه
* استفاده از سلاح شیمیایی در برخی موارد
* نابودی شهرها مثل حلب، حمص و غوطه
🔺با وجود این، عبدالکریمی اسد را به دلیل «مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل» در جایگاه مثبت قرار میدهد.
📌این رویکرد بر اساس منطق اخلاق انتخابگرانه عمل میکند:
خشونت هر که در جبهه ضدآمریکایی باشد، قابلتوجیه و هر که نباشد، غیرقابلتوجیه.
۵. نتیجهگیری
با لحاظکردن آمار کامل تلفات دوران صدام—از جنگ ایران–عراق تا انفال، حلبچه، قیام ۱۹۹۱ و اعدامهای سیاسی—تصویر چنین است:
👈صدام: حداقل: ۶۳۳,۲۰۰ نفر و حداکثر: حدود ۸۲۷,۰۰۰ نفر [صرفا عراقی، بدونِ احتساب حداقل ۵۰۰ هزار ایرانی و کشتههای کویتیها و جانبازان و معلولان شیمیایی و...]
👈حمله آمریکا + جنگهای پسینی: ۱۷۰ هزار تا ۲۵۰ هزار (و در یک قربانی (بسته به برآورد)
🔺🔺🔺اما این مقایسه صرفاً عددی، ماهیت متفاوت خشونتها، مسئولیتهای حقوقی، نوع جنایت و ابتکار عمل سیاسی را نادیده میگیرد.
ادعای
🔺از نظر تاریخی دقیق نیست، از نظر روششناختی مخدوش است، و از نظر اخلاقی تقلیلگرایانه است.
🔺همزمان، دفاع از حکومتهایی همچون بشار اسد، که خود یکی از خونبارترین دولتهای قرن حاضر است، پارادوکسی بنیادین در دستگاه اخلاقیــسیاسی عبدالکریمی ایجاد میکند.
🔺خشونت، حتی اگر از سوی دشمنِ دشمن باشد، از بار مسئولیت اخلاقی نمیکاهد.
📌📌📌📌بیژن عبدالولایی، پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
🔻دربارۀ انصاف و تعهد این استاد حکومت آخوندی به آمار و اعداد و واقعیت، این پست را نیز مرور کنید:
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲)
🎙#مصطفی_دانشگر
۲. مسئولیت مستقیم vs مسئولیت ساختاری
* صدام: عامل مستقیم نسلکشی کردها، اعدامها و شروع جنگ ایران–عراق.
* آمریکا: عامل مستقیم بخشی از تلفات، اما عامل غیرمستقیم فروپاشی دولت و درگیریهای پسینی.
۳. نقش جنگ ایران–عراق
بزرگترین بخش قربانیان دوران صدام (حدود ۱ میلیون نفر، و ۵۰۰ هزار نفر از عراقیها) حاصل جنگی است که صدام آغاز کرد؛ جنگی که ربطی به آمریکا ندارد و در پرونده اخلاقی صدام، نقش بنیادی دارد.
. فروکاستن جنایت به عدد
ترور حکومتی، شکنجه سیستماتیک، پاکسازی قومی و حملات شیمیایی با تلفات جنگیِ غیرمتمرکز قابل مقایسه نیستند. اعداد خام همیشه بیانگر «ماهیت اخلاقی» خشونت نیستند.
۴. پارادوکس ایدئولوژیک: از صدام تا بشار اسد
🔻رویکردی که صدام را در برابر آمریکا تطهیر میکند، در قبال بشار اسد نیز تکرار میشود:
* جنگ سوریه: حدود ۵۰۰ هزار کشته
* میلیونها آواره
* صدها هزار زندانی سیاسی
* بمبارانهای روسیه و سوریه
* استفاده از سلاح شیمیایی در برخی موارد
* نابودی شهرها مثل حلب، حمص و غوطه
🔺با وجود این، عبدالکریمی اسد را به دلیل «مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل» در جایگاه مثبت قرار میدهد.
📌این رویکرد بر اساس منطق اخلاق انتخابگرانه عمل میکند:
خشونت هر که در جبهه ضدآمریکایی باشد، قابلتوجیه و هر که نباشد، غیرقابلتوجیه.
۵. نتیجهگیری
با لحاظکردن آمار کامل تلفات دوران صدام—از جنگ ایران–عراق تا انفال، حلبچه، قیام ۱۹۹۱ و اعدامهای سیاسی—تصویر چنین است:
👈صدام: حداقل: ۶۳۳,۲۰۰ نفر و حداکثر: حدود ۸۲۷,۰۰۰ نفر [صرفا عراقی، بدونِ احتساب حداقل ۵۰۰ هزار ایرانی و کشتههای کویتیها و جانبازان و معلولان شیمیایی و...]
👈حمله آمریکا + جنگهای پسینی: ۱۷۰ هزار تا ۲۵۰ هزار (و در یک قربانی (بسته به برآورد)
🔺🔺🔺اما این مقایسه صرفاً عددی، ماهیت متفاوت خشونتها، مسئولیتهای حقوقی، نوع جنایت و ابتکار عمل سیاسی را نادیده میگیرد.
ادعای
«آمریکا بیشتر از صدام آدم کشت»
🔺از نظر تاریخی دقیق نیست، از نظر روششناختی مخدوش است، و از نظر اخلاقی تقلیلگرایانه است.
🔺همزمان، دفاع از حکومتهایی همچون بشار اسد، که خود یکی از خونبارترین دولتهای قرن حاضر است، پارادوکسی بنیادین در دستگاه اخلاقیــسیاسی عبدالکریمی ایجاد میکند.
🔺خشونت، حتی اگر از سوی دشمنِ دشمن باشد، از بار مسئولیت اخلاقی نمیکاهد.
📌📌📌📌بیژن عبدالولایی، پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
حتی عراق صدام را بر عراق آزاد امروز ترجیح میدهد، و نقل به مضمون میگوید اگر صدام چند صد هزار نفر را میکشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کردهبود! یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیشدستانهای در سرکوب حمایت میکند؛ چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده [همۀ اینها هم در همین مناظرۀ اخیر].
🔻دربارۀ انصاف و تعهد این استاد حکومت آخوندی به آمار و اعداد و واقعیت، این پست را نیز مرور کنید:
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕عبدالکریمی و روسوفیلها
📕چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ
📕بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
📕پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#نقدخند #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی: از جنایاتِ صدام در مقابلِ جنایاتِ آمریکا و اسرائیل دفاع میکنم! (۱) 🎙#مصطفی_دانشگر 🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی…
🔺چنین کسی عملا از کشتار و جنایت و سرکوب و شکنجههای پیشدستانۀ تمام حکومتهای دیکتاتوری منطقه و تاریخ و حتی نازیها، حمایت میکند و دقیقا مشابه با یک افسر عقیدتی - سیاسیِ ایدهآل و رئیسِ شکنجهگرانِ حزب نازی و حزب بعث عمل میکند.
🔺اگر اپوزیسیونی بهواقع وجود داشت، این حد از رذالتِ علنی که از کشتن و شکنجه و سرکوبِ انسانها، بهاسم دفاع در مقابل حملۀ احتمالی غرب، را بیپاسخ نمیگذاشت و به تماشای این حد از بیارزشسازیِ جانِ انسانها و فلسفه و دانشگاه نمینشست.
🔺این افراد بهظاهر صبحوشام از غزه و مظلومیت مردم فلسطین میگویند، اما حتی برای همان مردم فلسطین و غزه هم کوچکترین ارزشی بهشکل ذاتی قائل نیستند و آنها را صرفا ابزاری برای پیشبرد ایدئولوژی غربستیزشان میبینند، اگر روزی اکثریت اهل غزه و فلسطین هم مثل سوریها بگویند از محور مقاومت بیزارند و میخواهند به راهحل دو کشوری با اسرائیل از طریق مذاکره برسند، میگویند اکثریتی پفکنمکی هستند و ذهنشان توسط آپاراتوس نظام سلطه هیپنوتیزم شده و پشیزی ارزش ندارند؛ در واقع کشتهشدن فلسطینیها بهشکل کور برای اینها ارزشمندتر است تا مواجهه معقول و با کمترین هزینه با مسالهشان؛ وگرنه:
🔺نتانیاهو و اسرائیل اگر جنایت میکند، این را در حق مردم خودش نمیکند و نمیتواند بکند، و توجیه جنایتهای خارج از مرزیاش را بیان میکند، اما کسی مثل بیژن عبدالکریمی اگر یک اسرائیلی بود، نهتنها از جنایتهای اسرائیل در حق فلسطینیها حمایت میکرد، بلکه امثال نتانیاهو را توجیه میکرد که در حدود داخلی نیز از هر جنایتی که میتوانند، بدون هر مرز اخلاقی، بهره ببرند برای اینکه دشمنان (مثلا اسلامگرایان یا جبهۀ ایران یا چپها) قدرتمند نشوند، یا حملهای به اسرائیل نکنند.
🔺وقتی یک استاد فلسفه برای حفظ جایگاه و تریبونهایش چنین میکند و ذرهای از قضاوت روشنفکران و تاریخ و حتی عاقبت خودش پس از تغییر حکومت شرم ندارد، یک آخوند و سپاهی و بسیجی که چهار خط کتاب منطق و فلسفه و تاریخ حکومتهای فاشیستی و نازیستی را نخواندهاند و اصلا درکی از حقوق ذاتی انسانها و کرامت ذاتی آنها ندارند، چه توجیهات دمدستیتری برای مشروعسازیِ هر نوع جنایت طرح میکنند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔺اگر اپوزیسیونی بهواقع وجود داشت، این حد از رذالتِ علنی که از کشتن و شکنجه و سرکوبِ انسانها، بهاسم دفاع در مقابل حملۀ احتمالی غرب، را بیپاسخ نمیگذاشت و به تماشای این حد از بیارزشسازیِ جانِ انسانها و فلسفه و دانشگاه نمینشست.
🔺این افراد بهظاهر صبحوشام از غزه و مظلومیت مردم فلسطین میگویند، اما حتی برای همان مردم فلسطین و غزه هم کوچکترین ارزشی بهشکل ذاتی قائل نیستند و آنها را صرفا ابزاری برای پیشبرد ایدئولوژی غربستیزشان میبینند، اگر روزی اکثریت اهل غزه و فلسطین هم مثل سوریها بگویند از محور مقاومت بیزارند و میخواهند به راهحل دو کشوری با اسرائیل از طریق مذاکره برسند، میگویند اکثریتی پفکنمکی هستند و ذهنشان توسط آپاراتوس نظام سلطه هیپنوتیزم شده و پشیزی ارزش ندارند؛ در واقع کشتهشدن فلسطینیها بهشکل کور برای اینها ارزشمندتر است تا مواجهه معقول و با کمترین هزینه با مسالهشان؛ وگرنه:
چطور کسی میتواند از مظلومیت مردمی بیگانه بگوید، اما از تاکتیکِ توجیهیای مشابه با بنیامین نتانیاهو دربارۀ کشتار فلسطینیها، برای کشتار مردمِ خودش و مردم عراق و سوریه حمایت کند؟!!
🔺نتانیاهو و اسرائیل اگر جنایت میکند، این را در حق مردم خودش نمیکند و نمیتواند بکند، و توجیه جنایتهای خارج از مرزیاش را بیان میکند، اما کسی مثل بیژن عبدالکریمی اگر یک اسرائیلی بود، نهتنها از جنایتهای اسرائیل در حق فلسطینیها حمایت میکرد، بلکه امثال نتانیاهو را توجیه میکرد که در حدود داخلی نیز از هر جنایتی که میتوانند، بدون هر مرز اخلاقی، بهره ببرند برای اینکه دشمنان (مثلا اسلامگرایان یا جبهۀ ایران یا چپها) قدرتمند نشوند، یا حملهای به اسرائیل نکنند.
🔺وقتی یک استاد فلسفه برای حفظ جایگاه و تریبونهایش چنین میکند و ذرهای از قضاوت روشنفکران و تاریخ و حتی عاقبت خودش پس از تغییر حکومت شرم ندارد، یک آخوند و سپاهی و بسیجی که چهار خط کتاب منطق و فلسفه و تاریخ حکومتهای فاشیستی و نازیستی را نخواندهاند و اصلا درکی از حقوق ذاتی انسانها و کرامت ذاتی آنها ندارند، چه توجیهات دمدستیتری برای مشروعسازیِ هر نوع جنایت طرح میکنند؟
📕عبدالکریمی و روسوفیلها
📕چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ
📕بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
📕پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#نقدخند #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی: از جنایاتِ صدام در مقابلِ جنایاتِ آمریکا و اسرائیل دفاع میکنم!
(۱)
🎙#مصطفی_دانشگر
🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی…
(۱)
🎙#مصطفی_دانشگر
🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی…
Telegram
نقدآگین
📺 دستنوشتههایی دربارۀ پیامبر عرب
— آیا محمد همان علی است؟
(۱)
🔸این ویدیو عمدتاً بر اساس نظریات نقد تاریخنگاری اسلامی متأخر (Revisionist School of Islamic Studies) بنا شده و بر اساس اسناد خارجی (سریانی، بیزانسی، چینی و...) به دنبال یافتن محمد تاریخی در پس پرده محمد سنتی/عباسی است.
***
📚 در جستجوی محمد تاریخی بر اساس منابع خارجی
🔸این متن خلاصهای تحلیلی از مباحث مطرح شده در ویدیوی زنده کانال «نهاية أسطورة» است که به بررسی انتقادی و تجدیدنظرطلبانه سیره نبوی بر پایه منابع تاریخی غیر اسلامی میپردازد.
1️⃣ ضعف سیره نبوی متأخر و لزوم رجوع به منابع معاصر
🔸بخش ابتدایی بحث بر این نکته تأکید دارد که سیره نبوی (چه صحیح و چه ضعیف) بیش از یک قرن و نیم پس از وفات پیامبر تدوین شده است. این تأخیر زمانی، سیره را در جایگاه ضعف قرار میدهد، زیرا عمدتاً بر پایه نقلهای شفاهی و «عنعنه» (از فلان، از فلان) استوار است [نقدآگین: این نوع نقل شفاهی بیشتر در زمره موروثات مردمی، شایعات و اساطیر جای میگیرد تا حقایق تاریخی، و در پژوهشهای علمی معاصر مورد استناد قرار نمیگیرد].
🔸پژوهش علمی به جای اتکا به «قال فلان و حدثنا فلان»، بر باستانشناسی (Archaeology)، مسکوکشناسی (Numismatics)، کُدیکولوژی و فیلولوژی (متنشناسی تطبیقی) تکیه دارد.
✅ راهکار پیشنهادی:
برای استخراج حقایق تاریخی که سیره عباسی ممکن است به دلایل دینی یا سیاسی نادیده گرفته باشد، باید نصوص سریانی، عبرانی، بیزانسی و سایر منابع معاصر آن دوره را به صورت تطبیقی (Comparative) بررسی کرد. هدف این رویکرد، «خارج کردن محمد تاریخی از لابلای سیره عباسی» است.
2️⃣ شواهد اولیه بر وجود «محمد» به عنوان یک رهبر نظامی/سیاسی
🔻منابع خارجی که با دوره ظهور اسلام معاصر بودهاند، وجود شخصیتی به نام یا ملقب به «محمد» یا «المُحمّد» را تأیید میکنند.
📌دکترین یعقوبی (Doctrina Jacobi): این مخطوطه تأیید میکند که این «پیامبر» یک محارب و سفّاک بوده است. این منبع شهادت میدهد که محمد سوار بر ارابهای جنگی وارد اورشلیم شده و خونریزی میکرد.
🔺نتیجهگیری اولیه: به جای انکار وجود محمد، باید به دنبال محمد تاریخی در پس لایههای انباشته دینی و اسطورهای بود. منابع خارجی تأکید دارند که این رهبر عرب جنگجو و خونریز بوده است.
3️⃣ تمرکز بر «عرش محمد» و معمای علی/ابا تراب و معاویه
🔻بحث محوری در این بخش، تطبیق «محمد» با شخصیتهای دیگر و معمای «عرش محمد» است.
3.1. حولیات مارونیه (Maronite Chronicles)
🔻این مخطوطه که در شام توسط مسیحیان مارونی نوشته شده، نخستین منبع خارجی است که همزمان به سه نام محمد، معاویه و ابا تراب (علی) اشاره میکند.
📌محل قتل علی: مخطوطه میگوید علی (ابا تراب) در محراب خود در حیره (نزدیک نجف) به قتل رسید، نه در مسجد کوفه (خلاف روایت عباسی).
* بیعت با معاویه: معاویه به حیره رفت و از همه قبایل عرب آنجا بیعت گرفت [نه در شام یا مدینه].
[نقدآگین: حیره (یا al-Ḥīrah) یک شهر باستانی است که از لحاظ جغرافیایی در جنوبمرکزی عراق قرار داشت. این شهر در نزدیکی نجف امروزی واقع شده است. در دوره قدیم، حیره در دشت بینالنهرین، بین رود فرات و صحرای اطراف، موقعیت داشت. از نظر تاریخی، حیره مرکز حکومت لخمیان بوده است، که تحت نفوذ شاهنشاهی ساسانی نیز بودند]
💒 مرکز تنصیب: بسیاری از عربها در قدس (اورشلیم) جمع شدند و معاویه را پادشاه (ملک) قرار دادند و
🔺این نشان میدهد که در آن زمان، قدس مرکز مقدس تجمع عربها بوده است نه مکه یا مدینه.
🔸عرش محمد: مخطوطه ذکر میکند که معاویه «از رفتن به عرش محمد امتناع ورزید» و تخت خود را در دمشق قرار داد. این عبارت دلالت دارد که محمد نیز یک پادشاه و صاحب تخت بوده و عرش او در جایی غیر از دمشق قرار داشته است. با توجه به بیعت معاویه در حیره و قتل علی در آنجا، حیره به احتمال زیاد همان عرش محمد بوده است.
3.2. سندی از جورج رَشینا (George of Resh'ina)
📌این سند سریانی (حدود ۶۵۱-۶۵۴ میلادی) به صراحت از معاهده صلح معاویه با بیزانس صحبت میکند و سپس به جنگ معاویه با ابا تراب، امیر حیره میپردازد و میگوید معاویه، ابا تراب را در صفین شکست داد.
🔺این روایت با قصه صلح و حکمیت در صفین (روایت عباسی) در تضاد است و تأکید میکند که علی (ابا تراب) شاهزاده حیره بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا محمد همان علی است؟
(۱)
🔸این ویدیو عمدتاً بر اساس نظریات نقد تاریخنگاری اسلامی متأخر (Revisionist School of Islamic Studies) بنا شده و بر اساس اسناد خارجی (سریانی، بیزانسی، چینی و...) به دنبال یافتن محمد تاریخی در پس پرده محمد سنتی/عباسی است.
***
📚 در جستجوی محمد تاریخی بر اساس منابع خارجی
🔸این متن خلاصهای تحلیلی از مباحث مطرح شده در ویدیوی زنده کانال «نهاية أسطورة» است که به بررسی انتقادی و تجدیدنظرطلبانه سیره نبوی بر پایه منابع تاریخی غیر اسلامی میپردازد.
1️⃣ ضعف سیره نبوی متأخر و لزوم رجوع به منابع معاصر
🔸بخش ابتدایی بحث بر این نکته تأکید دارد که سیره نبوی (چه صحیح و چه ضعیف) بیش از یک قرن و نیم پس از وفات پیامبر تدوین شده است. این تأخیر زمانی، سیره را در جایگاه ضعف قرار میدهد، زیرا عمدتاً بر پایه نقلهای شفاهی و «عنعنه» (از فلان، از فلان) استوار است [نقدآگین: این نوع نقل شفاهی بیشتر در زمره موروثات مردمی، شایعات و اساطیر جای میگیرد تا حقایق تاریخی، و در پژوهشهای علمی معاصر مورد استناد قرار نمیگیرد].
🔸پژوهش علمی به جای اتکا به «قال فلان و حدثنا فلان»، بر باستانشناسی (Archaeology)، مسکوکشناسی (Numismatics)، کُدیکولوژی و فیلولوژی (متنشناسی تطبیقی) تکیه دارد.
✅ راهکار پیشنهادی:
برای استخراج حقایق تاریخی که سیره عباسی ممکن است به دلایل دینی یا سیاسی نادیده گرفته باشد، باید نصوص سریانی، عبرانی، بیزانسی و سایر منابع معاصر آن دوره را به صورت تطبیقی (Comparative) بررسی کرد. هدف این رویکرد، «خارج کردن محمد تاریخی از لابلای سیره عباسی» است.
2️⃣ شواهد اولیه بر وجود «محمد» به عنوان یک رهبر نظامی/سیاسی
🔻منابع خارجی که با دوره ظهور اسلام معاصر بودهاند، وجود شخصیتی به نام یا ملقب به «محمد» یا «المُحمّد» را تأیید میکنند.
📌دکترین یعقوبی (Doctrina Jacobi): این مخطوطه تأیید میکند که این «پیامبر» یک محارب و سفّاک بوده است. این منبع شهادت میدهد که محمد سوار بر ارابهای جنگی وارد اورشلیم شده و خونریزی میکرد.
🔺نتیجهگیری اولیه: به جای انکار وجود محمد، باید به دنبال محمد تاریخی در پس لایههای انباشته دینی و اسطورهای بود. منابع خارجی تأکید دارند که این رهبر عرب جنگجو و خونریز بوده است.
3️⃣ تمرکز بر «عرش محمد» و معمای علی/ابا تراب و معاویه
🔻بحث محوری در این بخش، تطبیق «محمد» با شخصیتهای دیگر و معمای «عرش محمد» است.
3.1. حولیات مارونیه (Maronite Chronicles)
🔻این مخطوطه که در شام توسط مسیحیان مارونی نوشته شده، نخستین منبع خارجی است که همزمان به سه نام محمد، معاویه و ابا تراب (علی) اشاره میکند.
📌محل قتل علی: مخطوطه میگوید علی (ابا تراب) در محراب خود در حیره (نزدیک نجف) به قتل رسید، نه در مسجد کوفه (خلاف روایت عباسی).
* بیعت با معاویه: معاویه به حیره رفت و از همه قبایل عرب آنجا بیعت گرفت [نه در شام یا مدینه].
[نقدآگین: حیره (یا al-Ḥīrah) یک شهر باستانی است که از لحاظ جغرافیایی در جنوبمرکزی عراق قرار داشت. این شهر در نزدیکی نجف امروزی واقع شده است. در دوره قدیم، حیره در دشت بینالنهرین، بین رود فرات و صحرای اطراف، موقعیت داشت. از نظر تاریخی، حیره مرکز حکومت لخمیان بوده است، که تحت نفوذ شاهنشاهی ساسانی نیز بودند]
💒 مرکز تنصیب: بسیاری از عربها در قدس (اورشلیم) جمع شدند و معاویه را پادشاه (ملک) قرار دادند و
او در جُلجُثه (محل به صلیب کشیدن مسیح) نماز خواند و سپس به قبر مریم تبرک جست.
🔺این نشان میدهد که در آن زمان، قدس مرکز مقدس تجمع عربها بوده است نه مکه یا مدینه.
🔸عرش محمد: مخطوطه ذکر میکند که معاویه «از رفتن به عرش محمد امتناع ورزید» و تخت خود را در دمشق قرار داد. این عبارت دلالت دارد که محمد نیز یک پادشاه و صاحب تخت بوده و عرش او در جایی غیر از دمشق قرار داشته است. با توجه به بیعت معاویه در حیره و قتل علی در آنجا، حیره به احتمال زیاد همان عرش محمد بوده است.
3.2. سندی از جورج رَشینا (George of Resh'ina)
📌این سند سریانی (حدود ۶۵۱-۶۵۴ میلادی) به صراحت از معاهده صلح معاویه با بیزانس صحبت میکند و سپس به جنگ معاویه با ابا تراب، امیر حیره میپردازد و میگوید معاویه، ابا تراب را در صفین شکست داد.
🔺این روایت با قصه صلح و حکمیت در صفین (روایت عباسی) در تضاد است و تأکید میکند که علی (ابا تراب) شاهزاده حیره بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دستنوشتههایی دربارۀ پیامبر عرب
— آیا محمد همان علی است؟
(۲)
4️⃣ معمای تدوین قرآن (الفرقان) و نقش علی/ابا تراب
4.1. نامه لئون سوم به عمر بن عبدالعزیز
این نامه مشهور از سوی امپراتور بیزانس به عمر بن عبدالعزیز، حاوی ادعاهای صریحی است:
🔷 نویسندگان فرقان:
📌🔻لئون صراحتاً میگوید که:
🔺ادیده گرفتن محمد: در این اتهام به تألیف، نامی از محمد برده نشده است، بلکه فقط ابا تراب (علی) و سلمان فارسی ذکر شدهاند.
🔻تحریف فرقان توسط حجاج: لئون میگوید حجاج (که احتمالاً لقب دینی به معنای مشرّع بوده نه نامِ یک شخص خاص):
🔻 آثار ابا تراب: لئون اشاره میکند که:
🔺این با روایات شیعه که میگویند قرآن تحریف شده و نام علی و اهل بیت از آن حذف شده، همخوانی دارد.
5️⃣ شخصیت عمر بن خطاب در منابع خارجی
5.1. سند اسقف جبرائیل (Bishop Gabriel of Tur Abdin)
📌 این سند که مربوط به حدود سال ۶۴۸ میلادی است، قدیمیترین و تنها سند خارجی است که به وجود شخصی به نام عمر بن الخطاب اشاره میکند.
‼️منصب عمر: عمر بن خطاب در آن زمان، حاکم محلی شهر کوچک جزیرتا (شهری در مرز ترکیه، سوریه و عراق امروزی) بود، نه خلیفه مسلمانان.
🔸تعامل با مسیحیان: این حاکم، که از «ابناء هاجر» توصیف شده، با خوشحالی به اسقف مسیحی (جبرائیل) اجازهنامه میدهد که در کلیساها و صومعهها، ناقوسهای چوبی را ممنوع نکنند، جزیه نپردازند و ۲۳ راهب را از مالیات معاف میکند.
🔺این تصویر از یک حاکم محلی مهربان با مسیحیان، کاملاً در تضاد با شخصیت خلیفه مقتدر و جهانگشای سیره عباسی است.
6️⃣ مخطوطات چینی و معمای شاهنشاهی عرب
🔻مخطوطات چینی نیز حاوی اطلاعات عجیبی هستند که سیره سنتی را به چالش میکشند.
🔸محل سلطنت: مملکت عرب در غرب فارس (شام و عراق) قرار داشت.
🔸پیامبر/مؤسس فارسی: مؤسس این دولت یک فارسی بوده که روحی (احتمالاً جبرئیل) به او در به دست آوردن سلاحهای تیز کمک کرده است تا مردم را بکشد و سپس پارسیان را به پیروی خود خوانده است.
🔸شاهنشاهی: گفته میشود که دولت عرب در زمان مرگ ملک اصلی (مؤسس/علی) ۳۴ سال عمر داشته است (حدود ۶۵۴-۶۵۵ م، همزمان با صفین).
🔺این تطبیق زمانی، تأییدکننده این است که علی (ابا تراب/پیامبر فارسی؟) همان ملک اصلی بوده که توسط معاویه شکست خورده و کشته شده است.
🔺پادشاه دوم و سوم: در سالهای ۶۵۱ تا ۶۵۶ میلادی، گفته میشود که پادشاه کنونی، سومین رهبر (القائد الثالث) یا پادشاه دومِ (الملک الثانی) عربها بوده است (شخصی مانند معاویه).
6.1. شواهد حجرالاسود
🔸یکی از مخطوطات چینی، ماجرای یافتن یک سنگ سیاه با نقشی به رنگ سفید را توسط مؤسس (فارسی) در تپههای موتینا (احتمالاً ماد در فارس) روایت میکند که بر رویش نوشته شده بود:
🔺سنگ سیاه یا حجرالاسود، در اصل سنگ مقدس اله «اِیل» (الله) بوده که از دیرباز در معبد حمص مورد پرستش رومیان قرار داشته است. این نشان میدهد که تقدس حجرالاسود به دوران باستان و رومیان بازمیگردد و بخشی از مشروعیتبخشی به پادشاهی عرب بوده است.
7️⃣ ضعف سیره رسمی و ضرورت نقد تطبیقی
🔸روایت سیره نبوی (شامل خلفای راشدین) که عمدتاً بر اساس نقلهای شفاهی و متأخر (حدود ۱۵۰ سال پس از وقایع) تدوین شده، از نظر تاریخی ضعیف است. پژوهشهای آکادمیک بر شواهد عینی (مسکوکات، باستانشناسی) و نصوص معاصر خارجی (سریانی، بیزانسی، چینی) تکیه دارند تا «محمد تاریخی» را از لایههای اسطورهای و سیاسی سیره عباسی بیرون بکشند.
7.1. نقد متون متأخر (تاریخ زقنین)
📌 تاریخ زقنین که حدود ۱۴۰ سال پس از هجرت نوشته شده، تقریباً عیناً از سردیهی رسمی عباسی (محمد ۷ سال، ابوبکر ۲ سال، عمر ۱۲ سال، عثمان ۱۲ سال، دوره فترت صفین ۵.۵ سال، معاویه ۲۰ سال) کپیبرداری کرده است. [به دلیل تأخیر زیاد، این مخطوطه از نظر پژوهشگران تجدیدنظرطلب اعتبار معاصرت و استقلال ندارد].
8️⃣ شواهد مسکوکشناسی و معمای «محمد» پادشاه
🔸مسکوکات ضرب شده در فلات ایران در دوره فترت پس از ساسانیان، شواهد مهمی در مورد هویت سیاسی «محمد» به دست میدهند.
🪙 سکه محمد در کرمان (سال ۳۸ یا ۳۹ هجری / ۶۵۹ م): این سکه که در کرمان (ایران کنونی) ضرب شده، [قدیمیترین سند عینی حاوی نام «محمد»] است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا محمد همان علی است؟
(۲)
4️⃣ معمای تدوین قرآن (الفرقان) و نقش علی/ابا تراب
4.1. نامه لئون سوم به عمر بن عبدالعزیز
این نامه مشهور از سوی امپراتور بیزانس به عمر بن عبدالعزیز، حاوی ادعاهای صریحی است:
🔷 نویسندگان فرقان:
📌🔻لئون صراحتاً میگوید که:
ای عمر، ابا تراب و سلمان فارسی این فرقان را تألیف کردهاند، با وجود شایعاتی که نزد شما هست که خدا آن را از آسمان نازل کرده است.
🔺ادیده گرفتن محمد: در این اتهام به تألیف، نامی از محمد برده نشده است، بلکه فقط ابا تراب (علی) و سلمان فارسی ذکر شدهاند.
🔻تحریف فرقان توسط حجاج: لئون میگوید حجاج (که احتمالاً لقب دینی به معنای مشرّع بوده نه نامِ یک شخص خاص):
کتابهای قدیمی شما را جمعآوری و با نسخههایی که خود با هوی و هوس تألیف کرده بود، جایگزین میکرد. او این کار را در میان مردمی که لهجههای متفاوتی داشتند (عراق و فارس)، آسان انجام داد.
🔻 آثار ابا تراب: لئون اشاره میکند که:
برخی از اعمال (آثار) ابا تراب از این تخریب حجاج جان سالم به در برد.
🔺این با روایات شیعه که میگویند قرآن تحریف شده و نام علی و اهل بیت از آن حذف شده، همخوانی دارد.
5️⃣ شخصیت عمر بن خطاب در منابع خارجی
5.1. سند اسقف جبرائیل (Bishop Gabriel of Tur Abdin)
📌 این سند که مربوط به حدود سال ۶۴۸ میلادی است، قدیمیترین و تنها سند خارجی است که به وجود شخصی به نام عمر بن الخطاب اشاره میکند.
‼️منصب عمر: عمر بن خطاب در آن زمان، حاکم محلی شهر کوچک جزیرتا (شهری در مرز ترکیه، سوریه و عراق امروزی) بود، نه خلیفه مسلمانان.
🔸تعامل با مسیحیان: این حاکم، که از «ابناء هاجر» توصیف شده، با خوشحالی به اسقف مسیحی (جبرائیل) اجازهنامه میدهد که در کلیساها و صومعهها، ناقوسهای چوبی را ممنوع نکنند، جزیه نپردازند و ۲۳ راهب را از مالیات معاف میکند.
🔺این تصویر از یک حاکم محلی مهربان با مسیحیان، کاملاً در تضاد با شخصیت خلیفه مقتدر و جهانگشای سیره عباسی است.
6️⃣ مخطوطات چینی و معمای شاهنشاهی عرب
🔻مخطوطات چینی نیز حاوی اطلاعات عجیبی هستند که سیره سنتی را به چالش میکشند.
🔸محل سلطنت: مملکت عرب در غرب فارس (شام و عراق) قرار داشت.
🔸پیامبر/مؤسس فارسی: مؤسس این دولت یک فارسی بوده که روحی (احتمالاً جبرئیل) به او در به دست آوردن سلاحهای تیز کمک کرده است تا مردم را بکشد و سپس پارسیان را به پیروی خود خوانده است.
🔸شاهنشاهی: گفته میشود که دولت عرب در زمان مرگ ملک اصلی (مؤسس/علی) ۳۴ سال عمر داشته است (حدود ۶۵۴-۶۵۵ م، همزمان با صفین).
🔺این تطبیق زمانی، تأییدکننده این است که علی (ابا تراب/پیامبر فارسی؟) همان ملک اصلی بوده که توسط معاویه شکست خورده و کشته شده است.
🔺پادشاه دوم و سوم: در سالهای ۶۵۱ تا ۶۵۶ میلادی، گفته میشود که پادشاه کنونی، سومین رهبر (القائد الثالث) یا پادشاه دومِ (الملک الثانی) عربها بوده است (شخصی مانند معاویه).
6.1. شواهد حجرالاسود
🔸یکی از مخطوطات چینی، ماجرای یافتن یک سنگ سیاه با نقشی به رنگ سفید را توسط مؤسس (فارسی) در تپههای موتینا (احتمالاً ماد در فارس) روایت میکند که بر رویش نوشته شده بود:
«هر کس آن را داشته باشد، پادشاه میشود.»
🔺سنگ سیاه یا حجرالاسود، در اصل سنگ مقدس اله «اِیل» (الله) بوده که از دیرباز در معبد حمص مورد پرستش رومیان قرار داشته است. این نشان میدهد که تقدس حجرالاسود به دوران باستان و رومیان بازمیگردد و بخشی از مشروعیتبخشی به پادشاهی عرب بوده است.
7️⃣ ضعف سیره رسمی و ضرورت نقد تطبیقی
🔸روایت سیره نبوی (شامل خلفای راشدین) که عمدتاً بر اساس نقلهای شفاهی و متأخر (حدود ۱۵۰ سال پس از وقایع) تدوین شده، از نظر تاریخی ضعیف است. پژوهشهای آکادمیک بر شواهد عینی (مسکوکات، باستانشناسی) و نصوص معاصر خارجی (سریانی، بیزانسی، چینی) تکیه دارند تا «محمد تاریخی» را از لایههای اسطورهای و سیاسی سیره عباسی بیرون بکشند.
7.1. نقد متون متأخر (تاریخ زقنین)
📌 تاریخ زقنین که حدود ۱۴۰ سال پس از هجرت نوشته شده، تقریباً عیناً از سردیهی رسمی عباسی (محمد ۷ سال، ابوبکر ۲ سال، عمر ۱۲ سال، عثمان ۱۲ سال، دوره فترت صفین ۵.۵ سال، معاویه ۲۰ سال) کپیبرداری کرده است. [به دلیل تأخیر زیاد، این مخطوطه از نظر پژوهشگران تجدیدنظرطلب اعتبار معاصرت و استقلال ندارد].
8️⃣ شواهد مسکوکشناسی و معمای «محمد» پادشاه
🔸مسکوکات ضرب شده در فلات ایران در دوره فترت پس از ساسانیان، شواهد مهمی در مورد هویت سیاسی «محمد» به دست میدهند.
🪙 سکه محمد در کرمان (سال ۳۸ یا ۳۹ هجری / ۶۵۹ م): این سکه که در کرمان (ایران کنونی) ضرب شده، [قدیمیترین سند عینی حاوی نام «محمد»] است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دستنوشتههایی دربارۀ پیامبر عرب
— آیا محمد همان علی است؟
(۳)
🔺ویژگیها: این سکه دارای نمادهای زرتشتی/ساسانی (آتشدان) است و نام «محمد» صرفاً به دو زبان پهلوی و عربی روی آن نوشته شده است.
🔺نتیجهگیری: عدم وجود القاب دینی (مانند رسول الله، بسم الله یا لا اله الا الله) بر این سکه در دورهی خلافت ادعایی علی، نشان میدهد که این «محمد» صرفاً نام یک حاکم/پادشاه محلی بوده که مانند سایر حکام (بشر بن مروان، مصعب بن زبیر، حجاج) سکه به نام خود ضرب کرده است. این سکه، محمد را در جایگاه یک ملک قرار میدهد، نه یک پیامبر (آن هم خاتم انبیا).
🪙 سکه زرنج افغانستان (سال ۴۰ هجری): سکه دیگری با نام «مهمت» (محمد) در زرنج افغانستان با نمادهای ساسانی ضرب شده است که همین نکته را تأیید میکند.
9️⃣ هویت علی/ابا تراب و اتصال به «عرش محمد»
🔸مداخله کنندگان در بحث، گرچه در مورد وحدت شخصیت «محمد» و «علی» اختلاف نظر داشتند، اما در خصوص هویت منطقهای علی و ماهیت پادشاهی محمد اتفاق نظر داشتند.
🔻برخی منابع (مانند نامه لئون سوم) به ابا تراب و سلمان فارسی اتهام تألیف الفرقان را میدهند، اما نام محمد را ذکر نمیکنند. این موضوع، [فرضیه همپوشانی یا ادغام هویتها] را تقویت میکند، به ویژه با توجه به اینکه:
۱. محمد یک پادشاه (ملک) بوده و عرش او در حیره بوده است.
۲. ابا تراب (علی) نیز امیر حیره بوده و در حیره به قتل رسیده است.
۳. معاویه «از رفتن به عرش محمد امتناع ورزید» پس از قتل علی.
🔺این شواهد نشان میدهد که درک معاصران این بوده که محمد یک شاه بوده و علی در مقام امیر حیره، یا وارث تخت او بوده و یا هویت تاریخیاش با او ادغام شده است. بنابراین، معاویه با کشتن علی/ابا تراب، نه تنها یک خلیفه، بلکه یک رقیب شاهی (ملک) را از بین برده است.
9.1. نقد جغرافیایی «یثرب»
🔸با وجود اینکه برخی مخطوطات سریانی محمد را «ملک بر مدینه» معرفی میکنند، شواهد قوی جغرافیایی و تاریخی از جمله ماجرای ابن اسحاق در حیره، سکههای در شرق ایران و موقعیت علی در حیره، نشان میدهند که مرکزیت پادشاهی محمد احتمالاً نه در یثرب حجاز، بلکه در حیره یا قلمروهای شمالیتر (عراق/شام) قرار داشته است.
0️⃣1️⃣ منابع خارجی و ماهیت نظامی-قومی جنبش اولیه
🔸مخطوطات سریانی، عربهای مهاجم را با نامهایی خاص معرفی میکنند که دلالت بر ماهیت قومی و نظامی جنبش دارد: * طیای محمد: مورخان سریانی عربها را «طیای محمد» مینامیدند (طائیهای محمد). این عبارت نه به یک «اسلام» دینی، بلکه به «میلیشیای محمد» یا اتباع نظامی و قومیِ یک رهبر خاص اشاره دارد.
10.1. الغساسنه و المناذره
🔸 الغساسنه (حامیان بیزانس) و المناذره (حامیان ساسانیان) قبایل عربی بودند که توسط امپراتوریها حمایت میشدند و حکومتشان به هیچ وجه مستقل نبود. این موضوع نشان میدهد که قدرت عربها تا پیش از حملات محمد/علی، صرفاً در قالب میلیشیاهای محلی وابسته تعریف میشده است.
1️⃣1️⃣ نتیجهگیری: از پیامبر تا پادشاه
🔸با توجه به حجم اسناد معاصر خارجی و شواهد مسکوکات، تصویر غالب از محمد در دوره اولیه یک پادشاه یا رهبر نظامی کاریزماتیک است که دولتش در غرب فلات ایران (احیره) بنیان گذاشته شد و جانشینانش (مانند علی/ابا تراب و معاویه) بر سر تخت و تاج او (عرش محمد) درگیر جنگهای شاهی شدند.
🔺نتیجه نهایی سیره رسمی عباسی صرفاً یک روایت سیاسی-دینی متأخر است که وقایع تاریخی (جنگهای شاهی بین خاندانهای با ریشه ساسانی/عربی در عراق/شام) را به یک چارچوب اعتقادی (پیامبر، خلافت راشده، و فتوحات حجازی) منتقل کرده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا محمد همان علی است؟
(۳)
🔺ویژگیها: این سکه دارای نمادهای زرتشتی/ساسانی (آتشدان) است و نام «محمد» صرفاً به دو زبان پهلوی و عربی روی آن نوشته شده است.
🔺نتیجهگیری: عدم وجود القاب دینی (مانند رسول الله، بسم الله یا لا اله الا الله) بر این سکه در دورهی خلافت ادعایی علی، نشان میدهد که این «محمد» صرفاً نام یک حاکم/پادشاه محلی بوده که مانند سایر حکام (بشر بن مروان، مصعب بن زبیر، حجاج) سکه به نام خود ضرب کرده است. این سکه، محمد را در جایگاه یک ملک قرار میدهد، نه یک پیامبر (آن هم خاتم انبیا).
🪙 سکه زرنج افغانستان (سال ۴۰ هجری): سکه دیگری با نام «مهمت» (محمد) در زرنج افغانستان با نمادهای ساسانی ضرب شده است که همین نکته را تأیید میکند.
9️⃣ هویت علی/ابا تراب و اتصال به «عرش محمد»
🔸مداخله کنندگان در بحث، گرچه در مورد وحدت شخصیت «محمد» و «علی» اختلاف نظر داشتند، اما در خصوص هویت منطقهای علی و ماهیت پادشاهی محمد اتفاق نظر داشتند.
🔻برخی منابع (مانند نامه لئون سوم) به ابا تراب و سلمان فارسی اتهام تألیف الفرقان را میدهند، اما نام محمد را ذکر نمیکنند. این موضوع، [فرضیه همپوشانی یا ادغام هویتها] را تقویت میکند، به ویژه با توجه به اینکه:
۱. محمد یک پادشاه (ملک) بوده و عرش او در حیره بوده است.
۲. ابا تراب (علی) نیز امیر حیره بوده و در حیره به قتل رسیده است.
۳. معاویه «از رفتن به عرش محمد امتناع ورزید» پس از قتل علی.
🔺این شواهد نشان میدهد که درک معاصران این بوده که محمد یک شاه بوده و علی در مقام امیر حیره، یا وارث تخت او بوده و یا هویت تاریخیاش با او ادغام شده است. بنابراین، معاویه با کشتن علی/ابا تراب، نه تنها یک خلیفه، بلکه یک رقیب شاهی (ملک) را از بین برده است.
9.1. نقد جغرافیایی «یثرب»
🔸با وجود اینکه برخی مخطوطات سریانی محمد را «ملک بر مدینه» معرفی میکنند، شواهد قوی جغرافیایی و تاریخی از جمله ماجرای ابن اسحاق در حیره، سکههای در شرق ایران و موقعیت علی در حیره، نشان میدهند که مرکزیت پادشاهی محمد احتمالاً نه در یثرب حجاز، بلکه در حیره یا قلمروهای شمالیتر (عراق/شام) قرار داشته است.
0️⃣1️⃣ منابع خارجی و ماهیت نظامی-قومی جنبش اولیه
🔸مخطوطات سریانی، عربهای مهاجم را با نامهایی خاص معرفی میکنند که دلالت بر ماهیت قومی و نظامی جنبش دارد: * طیای محمد: مورخان سریانی عربها را «طیای محمد» مینامیدند (طائیهای محمد). این عبارت نه به یک «اسلام» دینی، بلکه به «میلیشیای محمد» یا اتباع نظامی و قومیِ یک رهبر خاص اشاره دارد.
10.1. الغساسنه و المناذره
🔸 الغساسنه (حامیان بیزانس) و المناذره (حامیان ساسانیان) قبایل عربی بودند که توسط امپراتوریها حمایت میشدند و حکومتشان به هیچ وجه مستقل نبود. این موضوع نشان میدهد که قدرت عربها تا پیش از حملات محمد/علی، صرفاً در قالب میلیشیاهای محلی وابسته تعریف میشده است.
1️⃣1️⃣ نتیجهگیری: از پیامبر تا پادشاه
🔸با توجه به حجم اسناد معاصر خارجی و شواهد مسکوکات، تصویر غالب از محمد در دوره اولیه یک پادشاه یا رهبر نظامی کاریزماتیک است که دولتش در غرب فلات ایران (احیره) بنیان گذاشته شد و جانشینانش (مانند علی/ابا تراب و معاویه) بر سر تخت و تاج او (عرش محمد) درگیر جنگهای شاهی شدند.
🔺نتیجه نهایی سیره رسمی عباسی صرفاً یک روایت سیاسی-دینی متأخر است که وقایع تاریخی (جنگهای شاهی بین خاندانهای با ریشه ساسانی/عربی در عراق/شام) را به یک چارچوب اعتقادی (پیامبر، خلافت راشده، و فتوحات حجازی) منتقل کرده است.
🔻اودون لافونتن
📻«جغرافیای قرآن» علیه تاریخسازی عباسی
— مکه: دریانوردی، کشاورزی و دامداری؟!
🔻پاتریشیا کرون
📺 علی بن ابیطالب یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
📺 تجارت مکیان و ظهور اسلام
📺 هاجریسم (۱ کرون) (۲: سبئوس)
🔻جی. اسمیت
📺 محمد و تاریخ؟ (ج ۱ | ج ۲)
📺 دکترین یعقوب از پیامبر اسلام میگوید؟
📺 نقد تاریخی قرآن: فراتر از روایت سنتی
📺 مکه یا بکه؟ مکه چگونه به قرآن افزوده شد؟
🔻جغرافیای قرآن
📺 آفرینشِ قرآن
📕تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
📕پژوهشی بر ریشههای قرآن
📕قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
🔻بازنگری تاریخ اسلام
📺 تناقض حملات صلیبی
📓پروژۀ محمدسازى (اول |دوم)
📺 بررسی انتقادی تاریخ میلاد محمد
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓راز بزرگ اسلام
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
🔻کعبه - مکه
📺 لشکر فیلها و مکه؟!
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا» از توهم تا واقعیت
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📺 ابن زبیر هویتتراش
📺 مکه یا بکه؟
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتوم پترا
🗄 پترانامه
.
#بازنگری #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا مدارس کلاهبرداریای بزرگاند؟
🎙#جیانگ_شوئکین (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#جیانگ_شوئکین (+)
🔻جیانگ شوئکین
📺 مرگ از طریقِ بروکراسی
📺 چگونه پول جای خدا را گرفت
📺 این چنین گفت زرتشت
📺 مردی که ایمان را به علم تبدیل کرد
📺 «بهشت گمشده»: کتاب مقدسِ جوامع مخفی
📺 ندای مسیحایی: در ذهنِ سه رهبر چه میگذرد؟
.
#سیاست #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 «اهل سنت کافر و نجساند» — چون امامت را قبول ندارند [علامه حلی] 🎙آیتالله #کمال_حیدری 🔻حیدری: نقد امامت و خمس 📺 امامت جزء اصول دین است؟! 📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست! 📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد! 📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
🎙آیتالله #کمال_حیدری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی
📺 خدا هم مقدس نیست و قابلِ رد و بحث است
📺 وفق قرآن میتوان زنان را کتک زد؟
🔻بدعتهای شیعه
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتها
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
📺 از وصیتِ غیرشیعیان تا شیعیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 امامت جزء اصول دین است؟!
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
🔻سندیتسنجی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
.
#بازنگری #نقد_شیعه #تشیع
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻سالهای سال #بهرام_مشیری این چنین روشنگری میکرد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
گفتن این صحبتها هیچ ضرورتی نداشت؛
اما چون با نام دین و شیعه دارین تاریخ این سرزمین رو پاک میکنین
و زندگی مردمو سیاه کردین، مجبورم اینارو بگم،
🔻بهرام مشیری
📻 «دزدانِ مدینه» از زبان فردوسی
📻 علی شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
📺 نمونههایی از مهملات کتبِ دینی
📺 شیعیان و ظهور امام زمان
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻بدعتهای شیعه
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتها
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
📺 از وصیتِ غیرشیعیان تا شیعیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 امامت جزء اصول دین است؟!
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
🔻سندیتسنجی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
.
#نقد_شیعه #نقد_اسلام #ایران #حافظه_تاریخی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی: از جنایاتِ صدام در مقابلِ جنایاتِ آمریکا و اسرائیل دفاع میکنم! (۱) 🎙#مصطفی_دانشگر 🔸بشار اسد و نظام بعثیاش حدود نیممیلیون سوری را قتل عام کرد و چند میلیون سوری را بیخانمان و آواره و پناهندۀ کشورها، و از هیچ شکنجۀ وحشیانه و جنونآمیزی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 بیژن عبدالکریمی و ثبتِ رکورد تازهای از وقاحت و دریدگی
— سفیدشویی و دفاعِ بدونِ روتوش از صدام حسین!
🔻احمد زیدآبادی در مناظره با بیژن عبدالکریمی گفت:
🔻او ادامه داد:
🔻عبدالکریمی در پاسخ گفت:
📌 جانبازان جنگ و آزادگان و خانوادههای جانبازان و شهدا و آزادگان فقط تماشا کنند که برای چه حکومتی عزیزانشان کشته شد، و اسیر و معلول و شمیایی و بیمارِ اعصاب و روان، که ایدئولوگِ آن حکومت (و نویسندهی کتاب درسی مدارسش)، عملا به تطهیرِ یکی از وحشیترین جانیان جهان و قاتلِ فرزندانِ ایران و شیعیانِ عراق پرداخته تا ایدئولوژیِ آمریکاستیزی را تا آخرین طبقاتِ جهنم، با تشبه به مراد مجنونِ غربستیز و روانپریشش، احمد فردید، توجیه کند.
📌 این ذاتِ نجس و لجنِ ایدئولوژیِ پوچگرا و مرگپرست و پیشوامحورِ چپِِ غربستیزِ شیعیست، که خونها و هزینههای ملتها، هرچقدر هم عظیم و ویرانگر باشند، ذرهای برای رهبران و ایدئولوگها پشیزی ارزش ندارد (گفتمانِ شهیدپروری و شهادت اصلا یعنی همین: اجر شما با الله است، و ما مسئول اقتصاد ویران و بیکاری و تورم دو رقمی ممتد و اختلاسها و بیآبی و بیبرقی و... نیستیم؛ حتی در اینها هم شما ملت مسئولید: بخاطر بیحجابی یا بخاطر انتخاب روسای جمهوری که سجدههایشان برای ولیفقیه ارضا کننده نیست)؛ همه را برای ایدئولوژی و البته منافع اولیگارشی حاکم فدا میکنند و همیشه هم از خون شهدا برای سرکوبِ خود مردم و توجیه جنایت علیه مردم بهره میبرند. نمونه دیگر پفیوزی بیژنوار، رحیم پور ازغدی بود که میگفت برای این نظام فلانقدر کشته شدند، شما هم بیایید تا ما شما را بکشیم و با خونِ خود و قتلعام شدن توسط ما، نظام را عوض کنید!
👈📕 تحلیل آماری و استانداردهای دوگانه بیژن عبدالکریمی در دفاع از جنایاتِ صدام حسین
📌📌📌📌بیژن عبدالولایی، پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
🔻دربارۀ انصاف و تعهد این استاد حکومت آخوندی به آمار و اعداد و واقعیت، این پست را نیز مرور کنید:
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سفیدشویی و دفاعِ بدونِ روتوش از صدام حسین!
🔻احمد زیدآبادی در مناظره با بیژن عبدالکریمی گفت:
هر چند هم آمریکا را جنایتکار عالم بدانید چه کسی در دنیا تحمل میکند که قذافی که هیچ قید و بندی ندارد و یک آدم مستبد است و هر کاری دلش بخواهد میکند یک کشور را اداره کند؟
🔻او ادامه داد:
شما با کارهایتان صورت افرادی مانند صدام، اسد و قذافی را سفید میکنید.
🔻عبدالکریمی در پاسخ گفت:
کسی صورت صدام را سفید نمیکند و من وضعیت امروز عراق را نگاه میکنم و در مورد گذشته عراق از [جنایاتِ] صدام در برابر جنایات آمریکا دفاع میکنم.
📌 جانبازان جنگ و آزادگان و خانوادههای جانبازان و شهدا و آزادگان فقط تماشا کنند که برای چه حکومتی عزیزانشان کشته شد، و اسیر و معلول و شمیایی و بیمارِ اعصاب و روان، که ایدئولوگِ آن حکومت (و نویسندهی کتاب درسی مدارسش)، عملا به تطهیرِ یکی از وحشیترین جانیان جهان و قاتلِ فرزندانِ ایران و شیعیانِ عراق پرداخته تا ایدئولوژیِ آمریکاستیزی را تا آخرین طبقاتِ جهنم، با تشبه به مراد مجنونِ غربستیز و روانپریشش، احمد فردید، توجیه کند.
📌 این ذاتِ نجس و لجنِ ایدئولوژیِ پوچگرا و مرگپرست و پیشوامحورِ چپِِ غربستیزِ شیعیست، که خونها و هزینههای ملتها، هرچقدر هم عظیم و ویرانگر باشند، ذرهای برای رهبران و ایدئولوگها پشیزی ارزش ندارد (گفتمانِ شهیدپروری و شهادت اصلا یعنی همین: اجر شما با الله است، و ما مسئول اقتصاد ویران و بیکاری و تورم دو رقمی ممتد و اختلاسها و بیآبی و بیبرقی و... نیستیم؛ حتی در اینها هم شما ملت مسئولید: بخاطر بیحجابی یا بخاطر انتخاب روسای جمهوری که سجدههایشان برای ولیفقیه ارضا کننده نیست)؛ همه را برای ایدئولوژی و البته منافع اولیگارشی حاکم فدا میکنند و همیشه هم از خون شهدا برای سرکوبِ خود مردم و توجیه جنایت علیه مردم بهره میبرند. نمونه دیگر پفیوزی بیژنوار، رحیم پور ازغدی بود که میگفت برای این نظام فلانقدر کشته شدند، شما هم بیایید تا ما شما را بکشیم و با خونِ خود و قتلعام شدن توسط ما، نظام را عوض کنید!
👈📕 تحلیل آماری و استانداردهای دوگانه بیژن عبدالکریمی در دفاع از جنایاتِ صدام حسین
📌📌📌📌بیژن عبدالولایی، پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیشدستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کردهبود:
حتی عراق صدام را بر عراق آزاد امروز ترجیح میدهد، و نقل به مضمون میگوید اگر صدام چند صد هزار نفر را میکشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کردهبود! یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیشدستانهای در سرکوب حمایت میکند؛ چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده [همۀ اینها هم در همین مناظرۀ اخیر].
🔻دربارۀ انصاف و تعهد این استاد حکومت آخوندی به آمار و اعداد و واقعیت، این پست را نیز مرور کنید:
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕عبدالکریمی و روسوفیلها
📕چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ
📕بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
📕پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#نقدخند #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin