This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ولایتِ مطلقۀ مافیا
— یا امامزمان ادرکنی:)
🔸#جلال_رشیدی_کوچی (نماینده ردصلاحیت شده) از قدرت مافیای خودرو در خرید و رد صلاحیتِ نامزدهایی که خریده نشوند با خرج پولهای کلان میگوید.
🔸گویا امام زمانِ پنهان و غایب از انظار عمومی که ولیفقیه را نائب و جانشینش میدانند، و کاظم صدیقی در وصفش گفتهبود:
همان مجمعِ مافیای کاسب تحریم، از خودروساز و واکسنساز (مخبر) تا کشتیدار/نفتفروشانی چون شمخانی و زنجانی و مابقی خاندانها در حوزه آیفون و فیلترشکن و... است!
🔺نکته اینجاست: مافیایی که روی تعرفه سنگین بر واردات و اقتصاد دستوری و غیر رقابت و فیلترینگ رشد میکند، نیاز شدیدی به چماق ولایتی دارد که با شورای نگهبان، هرکس که ملت بدو اعتماد دارد را ردصلاحیت کند، و هرکس که به سیستم و مافیا ابراز وفاداری مطلق کند، و تمام فضایل انسانیاش را بفروشد، تایید صلاحیت کند. انحصارطلب جذبِ انحصارطلبی میشود که ملت را به اسم دین محدود کند و مطیعان و بزدلان را نمایندهشان؛ مافیا حامیاش میشود تا انحصار خود را تامین و تضمین کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یا امامزمان ادرکنی:)
🔸#جلال_رشیدی_کوچی (نماینده ردصلاحیت شده) از قدرت مافیای خودرو در خرید و رد صلاحیتِ نامزدهایی که خریده نشوند با خرج پولهای کلان میگوید.
🔸گویا امام زمانِ پنهان و غایب از انظار عمومی که ولیفقیه را نائب و جانشینش میدانند، و کاظم صدیقی در وصفش گفتهبود:
«امام زمان به من گفته که مقام معظم رهبری از مایه؛ از ما اهل بیته»،
همان مجمعِ مافیای کاسب تحریم، از خودروساز و واکسنساز (مخبر) تا کشتیدار/نفتفروشانی چون شمخانی و زنجانی و مابقی خاندانها در حوزه آیفون و فیلترشکن و... است!
🔺نکته اینجاست: مافیایی که روی تعرفه سنگین بر واردات و اقتصاد دستوری و غیر رقابت و فیلترینگ رشد میکند، نیاز شدیدی به چماق ولایتی دارد که با شورای نگهبان، هرکس که ملت بدو اعتماد دارد را ردصلاحیت کند، و هرکس که به سیستم و مافیا ابراز وفاداری مطلق کند، و تمام فضایل انسانیاش را بفروشد، تایید صلاحیت کند. انحصارطلب جذبِ انحصارطلبی میشود که ملت را به اسم دین محدود کند و مطیعان و بزدلان را نمایندهشان؛ مافیا حامیاش میشود تا انحصار خود را تامین و تضمین کند.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مقام انسانیت و آخوندهای نطفهشناس
— حکومت مستضعفینِ «امامزمان» و حکومت مستکبرینِ «شیطانِ بزرگ»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— حکومت مستضعفینِ «امامزمان» و حکومت مستکبرینِ «شیطانِ بزرگ»
📕نماز زمبه/زامبی بس است
📺 ولایتِ مطلقۀ مافیا
📕از "مرگ بر آمریکا" تا "سلام" بر روشناییای که قرنها با آن فاصله داریم!
📕آزادی در ایالات متحده
📺 شکوهِ آزادی در آمریکا
💼 پراکندگی قدرت در ایالات متحد
📕بدون آمریکا، توییتر و اینستاگرام فقط خیال بود!
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
.
#سلام_بر_آمریکا #حکومت_اسلامی #اقتصاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📅 ۲۹ آبان ۱۳۵۸ (محمد عبدالله قحطانی) 🔸#در_چنین_روزی دویست مسلمان تندروی سنی در مسجدالحرام مکه سر به شورش برداشتند و شش هزار حاجی را به گروگان گرفتند. عربستان تنها دو هفته بعد با کمک نیروهای تکاور پاکستان و فرانسه توانست این شورش را سرکوب کند. 🔸گروگانگیران…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶ سال پیش #در_چنین_روزی، ۱۶ آذر ۱۳۹۸ اولین مورد ویروس کرونا د در چین شناسایی شد. اگرچه دیر اما شیوع این ویروس را اعلام کرد و ۱۰ بهمن #سازمان_بهداشت_جهانی در سراسر دنیا اخطار جدی شیوع ویروس کرونا را اعلام کرد.
اکثریت قریب به اتفاق کشورها، تمامی پروازهای بینالمللی را تعطیل و سازوکار مقابله با ویروس کرونا را اعلام کردند. در ج.ا اما نه تنها هیچ تدبیری دستکم تا قبل از برگزاری انتخابات اسفند اندیشیده نشد، بلکه اساس آن انکار هم شد، ع.خ ابتدا آن را دروغ استکبار جهانی برای کمرنگ شدن انتخابات اعلام کرد، سپس چند دعا از صحیفه سجادیه را برای گذراندن این «بلای نه چندان جدی» معرفی کرد و سپس در یک #حکم_حکومتی علنی اعلام کرد: #ورود_واکسن_آمریکایی_و_انگلیسی_ممنوع تا مافیای برکت، به ریاست محمد مخبر، با جانِ ایرانیان سودِ نجومی کند؛ البته تمام مقامات ج.ا واکسن سفید(فایز)شان تامین شد!
آمار دقیق #کشته_شدگان_کرونا در ایران هرگز اعلام نشد، اما آمارهای غیررسمی و تخمین جمعیتیِ مرگومیر ایران، آماری بین ۱۰۰ تا ۱۸۰ هزار نفر اعلام شدهاست. این بزرگترین جنایت به رهبری ع. خ، و دومین جنایت پس از آبان خونین ۹۸ بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اکثریت قریب به اتفاق کشورها، تمامی پروازهای بینالمللی را تعطیل و سازوکار مقابله با ویروس کرونا را اعلام کردند. در ج.ا اما نه تنها هیچ تدبیری دستکم تا قبل از برگزاری انتخابات اسفند اندیشیده نشد، بلکه اساس آن انکار هم شد، ع.خ ابتدا آن را دروغ استکبار جهانی برای کمرنگ شدن انتخابات اعلام کرد، سپس چند دعا از صحیفه سجادیه را برای گذراندن این «بلای نه چندان جدی» معرفی کرد و سپس در یک #حکم_حکومتی علنی اعلام کرد: #ورود_واکسن_آمریکایی_و_انگلیسی_ممنوع تا مافیای برکت، به ریاست محمد مخبر، با جانِ ایرانیان سودِ نجومی کند؛ البته تمام مقامات ج.ا واکسن سفید(فایز)شان تامین شد!
آمار دقیق #کشته_شدگان_کرونا در ایران هرگز اعلام نشد، اما آمارهای غیررسمی و تخمین جمعیتیِ مرگومیر ایران، آماری بین ۱۰۰ تا ۱۸۰ هزار نفر اعلام شدهاست. این بزرگترین جنایت به رهبری ع. خ، و دومین جنایت پس از آبان خونین ۹۸ بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دینِ «قبلِ بعثتِ محمد» از «اسلامِ تاریخی - فقاهتیِ» این هزاروخوردهای ساله بهمراتب بهتر بود
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی اردستانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی اردستانی
🔻سلیمانی اردستانی
🏞 بیت دزدان در مراسح ترحیم زمینخوار
📺 ناقدان اسلام موید قرائت شیعه؟
📺 حکومتِ اوباش
📺 آشکار شدنِ ماهیت و تاریخِ روحانیت
📺 یک سوال و قیامتِ آخوندهای مفتخور
📺 این هم «استاد اخلاقِ» اصلاحطلبان حکومتی!
📕"جایگاهِ شرمآورِ مادر" در اسلام
📺 در قرآن مجازات اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلام افتضاحه
📻 دفاع از بشار؛ تکلیف یا مصلحت؟!
📺 نقد حکم ارتداد
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 حق عدم بیعت
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]
.
#نواندیشی #آخوندیسم #حکومت_اسلامی#حوزه_علمیه #فقه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چند نکته در حواشی اخیر
— شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 این روزها بحث از برخی سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی داغ است و بعد از مناظره اخیرش با حامد کاشانی، پیرامون وفات یا شهادت فاطمه، بحث شدت بیشتری یافت.
🍂 با تمام اینها به نظرم سلیمانی بهتر بود اولا به این مباحث وارد نمیشد و ثانیا حالا که بحثی در انداخته، از همان ابتدا نقد کلامی - الاهیاتی خود پیرامون موضوع را بر سر «قرائت مرسوم» نگه دارد و سپس با گذراندن مستندات تاریخی در مناظره شرکت کند.
🍂 به هر صورت من در این نوشته، در پی دفاع از او نیستم؛ چه اینکه دفاع من چندان ثمرهای هم ندارد. اما میخواهم به برخی مسائلی که در حملهی به او مطرح میشود، پاسخ دهم.
الف) آیا شهادت فاطمه مسألهای اعتقادی است؟
🍂 پاسخ من به این پرسش، خیر است. مسائلی مانند نوع مرگ، سنوسال یا تاریخ درگذشت، در گام اول، هیچ ربط اعتقادی ندارد. ما باید نخست در نگاه بیطرفانهی تاریخی و البته مبتنی بر روش تاریخ، با مستندات معتبر یا قرائن موجه، این شهادت را ثابت کنیم. اگر ثابت نشود که با هیچ دلیل و توجیهی نمیتوان باور اعتقادی به نحوهی درگذشت عادی یک پیشوای دینی داشت؛ ولی اگر ثابت گردد، دغدغه ما نسبت به مصائب پیشوای دینی، میتواند برایمان برساخت اعتقادی داشته باشد.
🍂 چنین موضوعاتی هم با حکم فقهی یا تذکرات اعتقادی یا منبر و هیئت حل نمیشود، زیرا به عنوان مثال، اکثریت شیعیان در طول تاریخ باور داشته و دارند که پیامآوراسلام به مرگ طبیعی درگذشته است. اثبات شهادت او با مستنداتی که در دست داریم، بسیار سخت است. در مسألهی شهادت فاطمهیزهرا مستندات چه بسا کمتر از شهادت پیامآوراسلام دستمان را پُر کند، به خصوص اینکه مستندات معارض هم دارند. در نتیجه نه اینکه شهادت فاطمهیزهرا اثباتناشدنی باشد، بلکه خریط فن تاریخ را میخواهد، نه فقیه و متکلم و مداح.
ب) آیا رد شهادت پیشوایان شیعی، اولاً ضربهای به اعتقادات میزند و ثانیاً سابقهای در میان قدما دارد؟
🍂 رد شهادت به گام اول، یعنی «اثبات تاریخی شهادت» برمیگردد، نه اینکه مصائب و مظلومیت انکار شود. به عبارتی ادعا این نیست که «پیشوای دینی با اینکه شهید شده، هیچ ارزش اعتقادی برای آن نباید باشد» یا «مصائب او اهمیتی ندارد»، بلکه ادعا چُنین است که اساساً شهادتی اتفاق نیفتاده است؛ پس رد شهادت به لحاظ تاریخی، اساساً خارج از موضوع اعتقادی خواهد بود.
🍂 علاوه بر این، رد شهادت پیشوایان دینی، سابقهای بس طولانی دارد. شیخ صدوق، محدث بزرگ شیعه، باور داشته که تمامی ائمهی أهلالبیت به شمشیر یا سم، شهید شدهاند و انکار شهادت خروج از اسلام را در پی دارد. (الإعتقادات، ص۹۷)
🔺اما شیخ مفید، فقیه بزرگ شیعه، باور و نظر استاد خود را رد میکند. او معتقد است ما تنها بر شهادت امام علی، امام حسن، امام حسین و امام موسی کاظم دلیل بر شهادت داریم و دربارهی دیگران نیز، هیچ دلیل معتبری مبنی بر شهادت نبوده و گفتهای بر شهادت آنان «ارجاف: دروغ» است و همگی به مرگ عادی از دنیا رفتهاند. (تصحیح الإعتقاد، ص۱۱۰) این گفتهی شیخ مفید، طبیعتاً شامل فاطمهیزهرا نیز خواهد بود.
⁉️آیا شیخ مفید، به دلیل انکار شهادت، مرتد یا منحرف است؟
ج) آیا هر سخنی، لزوماً به معنای توهین به پیشوای دینی است؟
🍂 بد سخن گفتن یا بیادبی دربارهی پیشوایان دینی، هرچند ناخوشایند است، اما «توهین» و باعث «کفر و ارتداد» نیست. علاوه بر این لزوماً هر سخنی که به نظر ما بد یا بیادبی باشد، «توهین» محسوب نمیشود. بگذارید مثالی بزنم؛ همهی ما حجر بن عدی را از یاران مخلص و نزدیک امام حسن میشناسیم. ولی در جریان صلح معاویه بن أبیسفیان با امام حسن، نقل شده که حجر بن عدی نزد او رفت و گفت:
نیز نقل شده که گفت:
🔺❓حال آیا حجر بن عدی بهصرف یک بدگفتاری، توسط امام حسن یا امام حسین، مرتد اعلام و تکفیر شد؟ یا به او گفتند که منحرف است؟ خیر! درحالیکه تمام فقیهان شیعه او را ستودهاند و الان دارای بارگاه و ضریح است.
🔺تمامی این موارد نشان میدهد که اگر سخنان سلیمانی اردستانی - حتی بر پایهی ندانستهها - اشتباه باشد؛ تکفیر، تفسیق و فحاشی به او، عملی اخلاقی و دینی نیست. اگر بر پایهی این بیاناتی که شنیدهایم، مُجاز به تکفیر و تفسیق او باشیم، آیا دربارهی گذشتگانِ بزرگ شیعه هم چنین خواهیم بود؟ یا با آنان روادارانه برخورد کرده و نظرشان را به «اختلاف نظر» تفسیر میکنیم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 این روزها بحث از برخی سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی داغ است و بعد از مناظره اخیرش با حامد کاشانی، پیرامون وفات یا شهادت فاطمه، بحث شدت بیشتری یافت.
🍂 با تمام اینها به نظرم سلیمانی بهتر بود اولا به این مباحث وارد نمیشد و ثانیا حالا که بحثی در انداخته، از همان ابتدا نقد کلامی - الاهیاتی خود پیرامون موضوع را بر سر «قرائت مرسوم» نگه دارد و سپس با گذراندن مستندات تاریخی در مناظره شرکت کند.
🍂 به هر صورت من در این نوشته، در پی دفاع از او نیستم؛ چه اینکه دفاع من چندان ثمرهای هم ندارد. اما میخواهم به برخی مسائلی که در حملهی به او مطرح میشود، پاسخ دهم.
الف) آیا شهادت فاطمه مسألهای اعتقادی است؟
🍂 پاسخ من به این پرسش، خیر است. مسائلی مانند نوع مرگ، سنوسال یا تاریخ درگذشت، در گام اول، هیچ ربط اعتقادی ندارد. ما باید نخست در نگاه بیطرفانهی تاریخی و البته مبتنی بر روش تاریخ، با مستندات معتبر یا قرائن موجه، این شهادت را ثابت کنیم. اگر ثابت نشود که با هیچ دلیل و توجیهی نمیتوان باور اعتقادی به نحوهی درگذشت عادی یک پیشوای دینی داشت؛ ولی اگر ثابت گردد، دغدغه ما نسبت به مصائب پیشوای دینی، میتواند برایمان برساخت اعتقادی داشته باشد.
🍂 چنین موضوعاتی هم با حکم فقهی یا تذکرات اعتقادی یا منبر و هیئت حل نمیشود، زیرا به عنوان مثال، اکثریت شیعیان در طول تاریخ باور داشته و دارند که پیامآوراسلام به مرگ طبیعی درگذشته است. اثبات شهادت او با مستنداتی که در دست داریم، بسیار سخت است. در مسألهی شهادت فاطمهیزهرا مستندات چه بسا کمتر از شهادت پیامآوراسلام دستمان را پُر کند، به خصوص اینکه مستندات معارض هم دارند. در نتیجه نه اینکه شهادت فاطمهیزهرا اثباتناشدنی باشد، بلکه خریط فن تاریخ را میخواهد، نه فقیه و متکلم و مداح.
ب) آیا رد شهادت پیشوایان شیعی، اولاً ضربهای به اعتقادات میزند و ثانیاً سابقهای در میان قدما دارد؟
🍂 رد شهادت به گام اول، یعنی «اثبات تاریخی شهادت» برمیگردد، نه اینکه مصائب و مظلومیت انکار شود. به عبارتی ادعا این نیست که «پیشوای دینی با اینکه شهید شده، هیچ ارزش اعتقادی برای آن نباید باشد» یا «مصائب او اهمیتی ندارد»، بلکه ادعا چُنین است که اساساً شهادتی اتفاق نیفتاده است؛ پس رد شهادت به لحاظ تاریخی، اساساً خارج از موضوع اعتقادی خواهد بود.
🍂 علاوه بر این، رد شهادت پیشوایان دینی، سابقهای بس طولانی دارد. شیخ صدوق، محدث بزرگ شیعه، باور داشته که تمامی ائمهی أهلالبیت به شمشیر یا سم، شهید شدهاند و انکار شهادت خروج از اسلام را در پی دارد. (الإعتقادات، ص۹۷)
🔺اما شیخ مفید، فقیه بزرگ شیعه، باور و نظر استاد خود را رد میکند. او معتقد است ما تنها بر شهادت امام علی، امام حسن، امام حسین و امام موسی کاظم دلیل بر شهادت داریم و دربارهی دیگران نیز، هیچ دلیل معتبری مبنی بر شهادت نبوده و گفتهای بر شهادت آنان «ارجاف: دروغ» است و همگی به مرگ عادی از دنیا رفتهاند. (تصحیح الإعتقاد، ص۱۱۰) این گفتهی شیخ مفید، طبیعتاً شامل فاطمهیزهرا نیز خواهد بود.
⁉️آیا شیخ مفید، به دلیل انکار شهادت، مرتد یا منحرف است؟
ج) آیا هر سخنی، لزوماً به معنای توهین به پیشوای دینی است؟
🍂 بد سخن گفتن یا بیادبی دربارهی پیشوایان دینی، هرچند ناخوشایند است، اما «توهین» و باعث «کفر و ارتداد» نیست. علاوه بر این لزوماً هر سخنی که به نظر ما بد یا بیادبی باشد، «توهین» محسوب نمیشود. بگذارید مثالی بزنم؛ همهی ما حجر بن عدی را از یاران مخلص و نزدیک امام حسن میشناسیم. ولی در جریان صلح معاویه بن أبیسفیان با امام حسن، نقل شده که حجر بن عدی نزد او رفت و گفت:
«سلام بر تو ای خارکنندهی مؤمنان» (الإمامة و السیاسة، ۱۶۳؛ مقاتلالطالبین، ص۴۴؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۴)،
نیز نقل شده که گفت:
«ای کاش قبل از این روز مرده بودی و چنین اتفاقی نمیافتاد». (قاموس الرجال، ج۳، ص۱۳۱).
🔺❓حال آیا حجر بن عدی بهصرف یک بدگفتاری، توسط امام حسن یا امام حسین، مرتد اعلام و تکفیر شد؟ یا به او گفتند که منحرف است؟ خیر! درحالیکه تمام فقیهان شیعه او را ستودهاند و الان دارای بارگاه و ضریح است.
🔺تمامی این موارد نشان میدهد که اگر سخنان سلیمانی اردستانی - حتی بر پایهی ندانستهها - اشتباه باشد؛ تکفیر، تفسیق و فحاشی به او، عملی اخلاقی و دینی نیست. اگر بر پایهی این بیاناتی که شنیدهایم، مُجاز به تکفیر و تفسیق او باشیم، آیا دربارهی گذشتگانِ بزرگ شیعه هم چنین خواهیم بود؟ یا با آنان روادارانه برخورد کرده و نظرشان را به «اختلاف نظر» تفسیر میکنیم؟
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
.
#نواندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله…
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله…
Telegram
نقدآگین
📘اسناد سریانی افشاگرِ «بشری بودنِ» قرآن
✍🏻 #سراج_حیانی
🍂 مسلمانان همواره ادعا کردهاند که قرآن در گزارشهای خود منحصربهفرد است و تنزیلی از آسمان بشمار میرود که باطل از هیچ سو بدان راه ندارد. اما با نگاهی ساده به تاریخ و تنها با خواندن آنچه اقوام اطراف اعراب نوشتهاند، میبینیم که این ادعاها از بین میروند و متن قرآن، حقیقت خود را آشکار میسازد: متنی صرفا رونوشتبردار از اساطیر و خرافاتی که در اطرافش منتشر بودهاند و درباره آنها طوری سخن میگوید که گویی حقیقتاً رخ دادهاند، درحالیکه فقط قصههای پیرزنها بودهاند...
🍂 برای وضوح کامل، ابتدا منابع سریانی، محتوای آنها و زمان نگارششان را ذکر میکنم و سپس به این خواهیم پرداخت که چگونه قرآن درباره همین موضوع سخن گفته است.
🍂 قصهای که توسط اتین افسوسی، یک یونانی، روایت شده و یعقوب سروجی آن را در سال ۴۹۰ میلادی به سریانی نقل کرده، درباره ۷ خوابیده (و در برخی روایتها ۸ نفر) است که بدلیل آزار و اذیت حاکم، به غاری پناه میبرند و در آنجا ۳۰۷ سال میخوابند. سپس بیدار میشوند و میبینند که حاکم تغییر کرده است.
1️⃣ این قصه بعنوان یک اندرز مسیحی تدوین شده است که یادآور رستاخیز مسیح از مرگ است، نه یک اتفاق تاریخی واقعی.
2️⃣ این قصه درباره جوانانی است که در زمان آزار و اذیت مسیحیان در دوران امپراتور رومی دِسیوس فرار کرده و در دوران تئودوسیوس بیدار شدند، زمانی که شهر بهطور کامل به مسیحیت گرویده بود.
3️⃣ قصه باورهای مسیحی را، مانند برخاستن از مرگ، تمجید میکند؛ امری که اسلام وقوع آن برای عیسی را انکار کرده و میگوید او اصلاً کشته نشد.
4️⃣ این قصه نه در تورات و نه در اناجیل ریشه ندارد، و قطعاً پس از گسترش مسیحیت (بر اساس باور به الوهیت مسیح) ظهور کرده است. نویسنده آن نیز یک مسیحی معتقد به تثلیث بوده است.
📖 و اما قرآن
🔻اکنون به قرآن میپردازیم:
1️⃣ در سوره کهف، میبینیم که قرآن این قصه را با جزئیاتش برگرفته است. این خود ایرادی بزرگ است؛ زیرا چگونه میتوان به قصهای استناد کرد که نویسندهاش مسیحی مؤمن به تثلیث بوده و از طریق آن، باورهایی مسیحی را تمجید میکند که خود قرآن، وقوع آنها را انکار میکند؟ کمترین چیزی که میتوان گفت این است که این کار نشان از جهل یا تناقض دارد!
2️⃣ چرا قرآن تعداد جوانان را مشخص نکرده و میگوید:
🔺این اختلاف در تعداد، در منابع سریانی رخ داده است (قصه، ریشه یونانی دارد که در آن اختلافی در تعداد وجود ندارد). منابع سریانی گاهی تعدادشان را هشت نفر و در دفعات دیگر هفت نفر ذکر کردهاند. مولف قرآن تحت تأثیر این اختلافات قرار گرفته و تعداد را مبهم گذاشته است. این بدان معناست که او نتوانسته به ریشه یونانی قصه رجوع کند و از تعداد مطمئن شود، بلکه تحت تأثیر اختلافاتی قرار گرفته که نتیجه نقل قصه به سریانی بودهاند.
📌 این امر ثابت میکند که منابع محمد سریانی بودهاند. اگر محمد هوشیار و دارای آگاهی گسترده بود، تحت تأثیر اختلافات ناشی از اشتباهات مترجمان سریانی قرار نمیگرفت. بیان محمد مبنی بر اینکه تعداد آنها قابل دانستن نیست، بزرگترین دلیل بر این است که محمد (یا مترجم او) از منابع سریانی نقل میکند و از آنها فراتر نمیرود و هنگامی که دچار خطا میشوند، آن خطاها را نیز نقل میکند. این نشان میدهد که او یک فریبکار ماهر نبوده است.
3️⃣ قصه با هدف اندرز و یادآوری رستاخیز مسیح و همراهی خداوند با مؤمنان روایت شده، پس چگونه قرآن آن را میگیرد و از آن طوری سخن میگوید که گویی حقیقتاً رخ داده است؟ این چه خدایی است که میان قصههای ادبی و موعظهها با حقیقت تمایز قائل نمیشود؟
4️⃣ روایات اسلامی میگویند که یهودیان از محمد در مورد جوانانی که داستانی عجیب داشتند پرسیدند و به همین دلیل سوره کهف نازل شد! پس چگونه محمد با یک قصه مسیحی به آنها پاسخ میدهد؟! یهودیان که به مسیحیت ایمان ندارند، برای آزمودن نبوت محمد، امکان ندارد درباره یک قصه مسیحی سؤال کرده باشند! این بدان معناست که محمد پاسخ صحیح را نداده و در این آزمون شکست خورده است.
🔻در پادکست زیر بشکلی جامعتر به این موضوع پرداختیم؛ حتما گوش بدهید و همرسانی کنید:
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #سراج_حیانی
🍂 مسلمانان همواره ادعا کردهاند که قرآن در گزارشهای خود منحصربهفرد است و تنزیلی از آسمان بشمار میرود که باطل از هیچ سو بدان راه ندارد. اما با نگاهی ساده به تاریخ و تنها با خواندن آنچه اقوام اطراف اعراب نوشتهاند، میبینیم که این ادعاها از بین میروند و متن قرآن، حقیقت خود را آشکار میسازد: متنی صرفا رونوشتبردار از اساطیر و خرافاتی که در اطرافش منتشر بودهاند و درباره آنها طوری سخن میگوید که گویی حقیقتاً رخ دادهاند، درحالیکه فقط قصههای پیرزنها بودهاند...
🍂 برای وضوح کامل، ابتدا منابع سریانی، محتوای آنها و زمان نگارششان را ذکر میکنم و سپس به این خواهیم پرداخت که چگونه قرآن درباره همین موضوع سخن گفته است.
🍂 قصهای که توسط اتین افسوسی، یک یونانی، روایت شده و یعقوب سروجی آن را در سال ۴۹۰ میلادی به سریانی نقل کرده، درباره ۷ خوابیده (و در برخی روایتها ۸ نفر) است که بدلیل آزار و اذیت حاکم، به غاری پناه میبرند و در آنجا ۳۰۷ سال میخوابند. سپس بیدار میشوند و میبینند که حاکم تغییر کرده است.
1️⃣ این قصه بعنوان یک اندرز مسیحی تدوین شده است که یادآور رستاخیز مسیح از مرگ است، نه یک اتفاق تاریخی واقعی.
2️⃣ این قصه درباره جوانانی است که در زمان آزار و اذیت مسیحیان در دوران امپراتور رومی دِسیوس فرار کرده و در دوران تئودوسیوس بیدار شدند، زمانی که شهر بهطور کامل به مسیحیت گرویده بود.
3️⃣ قصه باورهای مسیحی را، مانند برخاستن از مرگ، تمجید میکند؛ امری که اسلام وقوع آن برای عیسی را انکار کرده و میگوید او اصلاً کشته نشد.
[مثل اینکه کتاب بهاییها بگوید «فاطمه کشته و به در کوبیده نشد»، و بعد، قصۀ روضهخوانی برای تقویتِ باور به کراماتِ فاطمه پس از شهادتش، در آن ذکر شود بعنوان امر واقع و وحی غیبیِ خدا]
4️⃣ این قصه نه در تورات و نه در اناجیل ریشه ندارد، و قطعاً پس از گسترش مسیحیت (بر اساس باور به الوهیت مسیح) ظهور کرده است. نویسنده آن نیز یک مسیحی معتقد به تثلیث بوده است.
📖 و اما قرآن
🔻اکنون به قرآن میپردازیم:
1️⃣ در سوره کهف، میبینیم که قرآن این قصه را با جزئیاتش برگرفته است. این خود ایرادی بزرگ است؛ زیرا چگونه میتوان به قصهای استناد کرد که نویسندهاش مسیحی مؤمن به تثلیث بوده و از طریق آن، باورهایی مسیحی را تمجید میکند که خود قرآن، وقوع آنها را انکار میکند؟ کمترین چیزی که میتوان گفت این است که این کار نشان از جهل یا تناقض دارد!
2️⃣ چرا قرآن تعداد جوانان را مشخص نکرده و میگوید:
خواهند گفت: آنها ۳ تن بودند و چهارمیشان سگشان. گروهی دیگر میگویند: ۵ تن بودند و ششمیشان سگشان. همه از روی حدس است. میگویند: «۷ تن بودند و هشتمیشان سگشان» بگو: «پروردگارم از تعداد آنها آگاهتر است و جز عدهای قلیل آنها را نمیدانند!»
🔺این اختلاف در تعداد، در منابع سریانی رخ داده است (قصه، ریشه یونانی دارد که در آن اختلافی در تعداد وجود ندارد). منابع سریانی گاهی تعدادشان را هشت نفر و در دفعات دیگر هفت نفر ذکر کردهاند. مولف قرآن تحت تأثیر این اختلافات قرار گرفته و تعداد را مبهم گذاشته است. این بدان معناست که او نتوانسته به ریشه یونانی قصه رجوع کند و از تعداد مطمئن شود، بلکه تحت تأثیر اختلافاتی قرار گرفته که نتیجه نقل قصه به سریانی بودهاند.
📌 این امر ثابت میکند که منابع محمد سریانی بودهاند. اگر محمد هوشیار و دارای آگاهی گسترده بود، تحت تأثیر اختلافات ناشی از اشتباهات مترجمان سریانی قرار نمیگرفت. بیان محمد مبنی بر اینکه تعداد آنها قابل دانستن نیست، بزرگترین دلیل بر این است که محمد (یا مترجم او) از منابع سریانی نقل میکند و از آنها فراتر نمیرود و هنگامی که دچار خطا میشوند، آن خطاها را نیز نقل میکند. این نشان میدهد که او یک فریبکار ماهر نبوده است.
3️⃣ قصه با هدف اندرز و یادآوری رستاخیز مسیح و همراهی خداوند با مؤمنان روایت شده، پس چگونه قرآن آن را میگیرد و از آن طوری سخن میگوید که گویی حقیقتاً رخ داده است؟ این چه خدایی است که میان قصههای ادبی و موعظهها با حقیقت تمایز قائل نمیشود؟
4️⃣ روایات اسلامی میگویند که یهودیان از محمد در مورد جوانانی که داستانی عجیب داشتند پرسیدند و به همین دلیل سوره کهف نازل شد! پس چگونه محمد با یک قصه مسیحی به آنها پاسخ میدهد؟! یهودیان که به مسیحیت ایمان ندارند، برای آزمودن نبوت محمد، امکان ندارد درباره یک قصه مسیحی سؤال کرده باشند! این بدان معناست که محمد پاسخ صحیح را نداده و در این آزمون شکست خورده است.
🔻در پادکست زیر بشکلی جامعتر به این موضوع پرداختیم؛ حتما گوش بدهید و همرسانی کنید:
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
.
#بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 مخزن واقعیِ قرآن: الله یا جبرئیل؟ نه، علی «همهچیز»الله!
🔸این موجوداتِ «عربده-احساس-نقل»محور، در حوزههای علمیه تربیت شدهاند و آموزش دیدهاند (و نه سرویسِ امنیت روسیه و انگلستان)، و تکتک سخنان غالیانه که علی را از هر بشر و غیر بشری بالاتر میبرد، از جمله ملائک و محمد (و در جایگاهِ خودِ اللهِ وحیکننده قرار میدهد)، نشانهی آشکار مکتبِ عرفانی-گنوسی و شرکیست که قرآن و اسلامِ غالب در تضادِ آشکار با آن قرار دارد و اساسا در مبارزه با چنین دیدی در مسیحیت، قرآن یا جنبشِ قرآنی، در میان یهودی - مسیحیان شکل گرفتهاست.
🔸اینکه یک بچهشیعه یا آخوند و مرجع تقلید، چنین سخنانی را مشمئزکننده نمیداند و استغفرالله و معاذالله نمیگوید و برای خلعِ لباس چنین روحانیونی که فراوان هستند و منبرها و رسانهها را پر کردهاند، غیرتی نمیشود، اما پرسشهای منطقیِ سلیمانی اردستانی آزارش میدهد و به فحاشیِ جنسی و تحقیر قیافه و... او میاندازدش، و یا وهابیها را گمراهتر میداند و لایقِ لعنت، نه کل ساختارِ مشرکانهی تشیع را، دقیقا از این ناشی میشود که حوزهها و مدارس دینی چیزی جز نظیرِ این عقاید غالیانه را با طیفهای مخلف بازگو نمیکنند.
🔻اما دو نکته دیگر:
1️⃣ نکته اول، طبق تحقیقاتی که تا اینجا گردآوری و تالیف کردهایم، از جمله یادداشت بالا [📕اسناد سریانی افشاگرِ «بشری بودنِ» قرآن] و پادکست و مقالهی مرتبط با آن [📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی! - کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"]، گویا علی «همهچیزالله» نیز از منابعِ محدودِ و اشتباهِ سریانی وحیاش را دریافت کرده، و در پاسخ به سوالاتِ علمای یهود، یک باختِ کامل هتریکطور را رقم زده و آبرویی برای علم مطلقِ الهی و این همه مداحانِ اهل غلو نگذاشتهاست. بنا بر شواهد مختلف، احتمالا «فرآیند تالیف قرآن و ماهیتِ مولفانِ آن» و «تاریخِ شکلگیری اسلام» بسیار متفاوتتر از آن چیزیست که عامهی مسلمانان و ناقدانِ اسلام سنتی بدان خو کردهاند.
2️⃣ نکته دوم، بخشی جالب و مرتبط از خلاصه کلیپ 📺 دستنوشتههایی دربارۀ پیامبر عرب؛ آیا محمد همان علی است؟ را بخوانیم:
4.1. نامه لئون سوم به عمر بن عبدالعزیز
این نامه مشهور از سوی امپراتور بیزانس به عمر بن عبدالعزیز، حاوی ادعاهای صریحی است:
🔷 نویسندگان فرقان:
📌🔻لئون صراحتاً میگوید که:
🔺ادیده گرفتن محمد: در این اتهام به تألیف، نامی از محمد برده نشده است، بلکه فقط ابا تراب (علی) و سلمان فارسی ذکر شدهاند.
🔻تحریف فرقان توسط حجاج: لئون میگوید حجاج (که احتمالاً لقب دینی به معنای مشرّع بوده نه نامِ یک شخص خاص):
🔻 آثار ابا تراب: لئون اشاره میکند که:
🔺این با روایات شیعه که میگویند قرآن تحریف شده و نام علی و اهل بیت از آن حذف شده، همخوانی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این موجوداتِ «عربده-احساس-نقل»محور، در حوزههای علمیه تربیت شدهاند و آموزش دیدهاند (و نه سرویسِ امنیت روسیه و انگلستان)، و تکتک سخنان غالیانه که علی را از هر بشر و غیر بشری بالاتر میبرد، از جمله ملائک و محمد (و در جایگاهِ خودِ اللهِ وحیکننده قرار میدهد)، نشانهی آشکار مکتبِ عرفانی-گنوسی و شرکیست که قرآن و اسلامِ غالب در تضادِ آشکار با آن قرار دارد و اساسا در مبارزه با چنین دیدی در مسیحیت، قرآن یا جنبشِ قرآنی، در میان یهودی - مسیحیان شکل گرفتهاست.
🔸اینکه یک بچهشیعه یا آخوند و مرجع تقلید، چنین سخنانی را مشمئزکننده نمیداند و استغفرالله و معاذالله نمیگوید و برای خلعِ لباس چنین روحانیونی که فراوان هستند و منبرها و رسانهها را پر کردهاند، غیرتی نمیشود، اما پرسشهای منطقیِ سلیمانی اردستانی آزارش میدهد و به فحاشیِ جنسی و تحقیر قیافه و... او میاندازدش، و یا وهابیها را گمراهتر میداند و لایقِ لعنت، نه کل ساختارِ مشرکانهی تشیع را، دقیقا از این ناشی میشود که حوزهها و مدارس دینی چیزی جز نظیرِ این عقاید غالیانه را با طیفهای مخلف بازگو نمیکنند.
🔻اما دو نکته دیگر:
1️⃣ نکته اول، طبق تحقیقاتی که تا اینجا گردآوری و تالیف کردهایم، از جمله یادداشت بالا [📕اسناد سریانی افشاگرِ «بشری بودنِ» قرآن] و پادکست و مقالهی مرتبط با آن [📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی! - کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"]، گویا علی «همهچیزالله» نیز از منابعِ محدودِ و اشتباهِ سریانی وحیاش را دریافت کرده، و در پاسخ به سوالاتِ علمای یهود، یک باختِ کامل هتریکطور را رقم زده و آبرویی برای علم مطلقِ الهی و این همه مداحانِ اهل غلو نگذاشتهاست. بنا بر شواهد مختلف، احتمالا «فرآیند تالیف قرآن و ماهیتِ مولفانِ آن» و «تاریخِ شکلگیری اسلام» بسیار متفاوتتر از آن چیزیست که عامهی مسلمانان و ناقدانِ اسلام سنتی بدان خو کردهاند.
2️⃣ نکته دوم، بخشی جالب و مرتبط از خلاصه کلیپ 📺 دستنوشتههایی دربارۀ پیامبر عرب؛ آیا محمد همان علی است؟ را بخوانیم:
4.1. نامه لئون سوم به عمر بن عبدالعزیز
این نامه مشهور از سوی امپراتور بیزانس به عمر بن عبدالعزیز، حاوی ادعاهای صریحی است:
🔷 نویسندگان فرقان:
📌🔻لئون صراحتاً میگوید که:
ای عمر، ابا تراب و سلمان فارسی این فرقان را تألیف کردهاند، با وجود شایعاتی که نزد شما هست که خدا آن را از آسمان نازل کرده است.
🔺ادیده گرفتن محمد: در این اتهام به تألیف، نامی از محمد برده نشده است، بلکه فقط ابا تراب (علی) و سلمان فارسی ذکر شدهاند.
🔻تحریف فرقان توسط حجاج: لئون میگوید حجاج (که احتمالاً لقب دینی به معنای مشرّع بوده نه نامِ یک شخص خاص):
کتابهای قدیمی شما را جمعآوری و با نسخههایی که خود با هوی و هوس تألیف کرده بود، جایگزین میکرد. او این کار را در میان مردمی که لهجههای متفاوتی داشتند (عراق و فارس)، آسان انجام داد.
🔻 آثار ابا تراب: لئون اشاره میکند که:
برخی از اعمال (آثار) ابا تراب از این تخریب حجاج جان سالم به در برد.
🔺این با روایات شیعه که میگویند قرآن تحریف شده و نام علی و اهل بیت از آن حذف شده، همخوانی دارد.
🔻اهل غلو و شیعه
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو؟
📕خطبۀ بیان
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📺 بازخوانیِ سیمایِ علیبنعبدمناف
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📺 اگر علی خلق نمیشد؟!
📺 یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی (پرفسور امیرمعزی)
🔻شیعه = شرک
📺 خداوندگار شیعه: علی!
📺 نقشِ الوهیِ بیبی
📺 صد تن خاک از کجا؟؟؟
📕ساختار مشرکانۀ تشیعها
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
— «یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم
📺 اعتراف به شرکِ شیعه
📕تشیع: مذهبتراشی سیاسی ایرانیان
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📺 شیعه شرک جلی نیست و وارونهسازی قرآن و ایدئولوژی محمد؟!
📺 خاصترین آیات دربارۀ شرک
🔻گنوسیسم
📓انجیل به روایت دیگران
📺 ۷ کتابِ ممنوعه گنوسی
📻 کتبِ ممنوعۀ گنوسی
📺 انجیل توماس
📻 مارسیون و گنوسیسم
📺 انجیل مریم و آغاز گنوسیسم
📓ام الکتاب
📓آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
📻 بازشناسی دروزیان معاصر
📕سلمان و قرآن و مغالطه در کلام نبوی
📕تناضات مسیح بهروایت قرآن
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
🔻علی تاریخ یا برساخت؟
📺 علی بن ابیطالب یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
📻 علی: تاریخی یا برساخته؟ (یک - دو)
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
.
#بازنگری #نقد_شیعه #نقد_اسلام #گنوسیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 امیر کبیر و مادرش 🤌🏻 اجرای بینظیر سروین و سینا . #هنر ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from آثار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 صحنۀ کاملترِ فینال کارناوال
از جمله اجرای سروین ضابطیان و سینا ساعی | صحنه امیرکبیر و مادرش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
از جمله اجرای سروین ضابطیان و سینا ساعی | صحنه امیرکبیر و مادرش
.
#هنر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 عقلانیتستیز بودنِ وجوبِ حج در اسلام
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی اردستانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی اردستانی
📘آنچه باید در مورد مارتین لوتر بدانیم!
۱. کی بود؟
یک راهب آلمانی قرن شانزدهم، تحصیلکرده، دقیق، و البته کمی هم کلهشق. یعنی از همان تیپ آدمهایی که وقتی میبینند سیستم کج است، نمیتوانند خفهخون بگیرند.
۲. مشکلش با کلیسا چه بود؟
کلیسای کاتولیک آن زمان فروش «بَخششنامه» راه انداخته بود؛ پول بدهی، بهشت رزرو میشود (بهشت را می فروختند همان کاری که ملایان هم میکنند ). لوتر این کاسبی کثیف را به چالش کشید و ۹۵ تز معروفش را چسباند به درِ کلیسای ویتنبرگ.
۳. حرف اصلیاش چه بود؟
– نجات انسان فقط با ایمان است، نه با پول دادن به کشیش.
– کتاب مقدس بالاتر از پاپ است.
– مؤمن باید مستقیم با خدا سروکار داشته باشد، نه با واسطهگری کلیسا.
۴. چه شد؟
کلیسا سریع او را تکفیر کرد. امپراتور هم او را مفسد اعلام کرد. اما لوتر عقب نکشید و نتیجهاش شد انفجار بزرگ:
اصلاحات دینی (Reformation)
که بعدها پروتستانتیسم را ساخت و اروپا را زیرورو کرد.
۵. کارهای مهمش:
– ترجمه《کتاب مقدس》به آلمانی که زبان و سواد مردم را متحول کرد.
– دفاع سرسختانه از آزادی وجدان.
– شکستن انحصار کلیسا روی تفسیر دین.
۶. نقدهای جدی به او:
هیچکس فرشته نیست؛
لوتر نوشتههای ضدیهودی تندی دارد که بعدها دردسرساز شد. همین بخشِ تاریک شخصیتش هنوز محل بحث است.
۷. چرا مهم است؟
چون کاری کرد که از دست هیچ آخوند و کشیش منتقدی برنمیآمد:
سیستم فاسد دینی را از ریشه تکان داد.
قدرت کلیسا را شکست.
و راه ساختن دنیای مدرن باز شد؛ آزادی اندیشه، فردگرایی، چاپ انبوه کتاب و سواد عمومی.
بدون شک اردستانی میتواند چنین کاری را تکرار کند اما این بار در اسلام و تشیع
🔻سلیمانی اردستانی
📺 دینِ «قبلِ بعثتِ محمد» از «اسلامِ تاریخی - فقاهتیِ» این هزاروخوردهای ساله بهمراتب بهتر بود
🏞 بیت دزدان در مراسح ترحیم زمینخوار
📺 ناقدان اسلام موید قرائت شیعه؟
📺 حکومتِ اوباش
📺 آشکار شدنِ ماهیت و تاریخِ روحانیت
📺 یک سوال و قیامتِ آخوندهای مفتخور
📺 این هم «استاد اخلاقِ» اصلاحطلبان حکومتی!
📕"جایگاهِ شرمآورِ مادر" در اسلام
📺 در قرآن مجازات اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلام افتضاحه
📻 دفاع از بشار؛ تکلیف یا مصلحت؟!
📺 نقد حکم ارتداد
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 حق عدم بیعت
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]
🔻احمد قبانچی ۱
📺 نقد سورۀ هُمزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟!
📺 رازِ "نغمۀ الهی"؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
🔻احمد قبانچی ۲
📺 ضرر شریعت بیش از نفع آن است!
— لزوم الغای شریعتِ اسلام بدلیلِ «غلبۀ ضرر بر منفعت»
📕گفتگوی قبانچی با خداناباوران عرب
📺 آیا ادعای بنای کعبه توسط ابراهیم صحیح است؟
📻 کفرِ خدا به خدای ادیان
🔻احمد قبانچی ۳
📺 مهدی منتظر: بین اسطوره و نیاز روانی
📺 نقدِ ادلۀ وجود امام زمان
📺 طول عمر امام مهدی؟
.
#نواندیشی #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اغتشاشِ الهیاتی در "ایوان سلیمان"
— گسستها از ابراهیم تا پیامبر اسلام
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔺جانکلام، آن جمله آخر کمپبل است که رو به جمعیت میپرسد "قصه آشنا نیست؟" و صدای چند خنده میآید!
🍂 برای مردم غربی، قصهی تاریخهستیِ زرتشت، کاملا آشناست که همان قصه مسیحیت است! برای ما شیعیان هم آشناست که همان قصه شیعه است؛ اما برخلاف شیعه دقیقاً قصه قرآن نیست. قرآن خلاف مسیحیت و تشیع، "منجی" (مسیح و امام) ندارد، بلکه "لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی" دارد. [بار گناه کسی را جز خودش نخواهد کشید]. پس خلاف مسیحیت و تشیع در قرآن صِرفِ تمسک به هیچ منجیای خلاصی دهنده از گناهان نیست. مسلمان در قاموس قرآن "مسئولِ" کردار خویش است، مسیح و امامی نیست تا پیش خدا برایش "پارتیبازی" بکند! ابلیس قرآن هم استقلال اهریمن مزدیسنایی را ندارد؛ او رقیبِ الله نیست، رخصتی طفیل خواستِ الهی است برای فتنهگری در میدان انسانی.
🍂 شیطان در مسیحیت نامجمل است. تبارشناسیاش به "خدای شر" گنوزیس میرسد، ولی مسکوتش نهادهاند چون ناقض توحید میشود! تفلسف الهیات مسیحی، دردسر آن شد. الهیات غیرفلسفی یهودیت و اسلام اجازه "گشادبازیهای" کلان در درامالهیاتی را میداد که در یهودیت عرصه اساطیر بود و در اسلام میدان شاعرانگی.
🔺چنان گشادبازیهای بیانسجامی برای مسیحیت که مبتلای به فلسفه شده بود، ممکن نبود. از این جهت بود که مسیحیت میبایست تکثری را که از آنها پدید آمده بود - یعنی ثنویت مزدیسنایی، سازه گنوستیکی، اساطیر عبرانی یهودیت، و بعداً سازه نوافلاطونیِ اگوستینی - را در درون ارتودوکسیاش به انسجام برساند! کاری که پنج قرن طول کشید و آخر سر هم حفرههای درشتی در او برجای ماند، مثل تعیینتکلیف شرور در جهانی آفریدهی خدای خیرِ محض، یا تقریری معقول از نامعقولیتِ "گناه نخستین".
🍂 از طرف دیگر قصه زرتشت، اصلاً قصه تورات نیست. خدای تورات خدایی قومی است. "یهوه/الوهیم" ابدا ربط و مناسبتی به اهورامزدا ندارد؛ بسیار کهنتر است، هویتی شبیه به خدایان قومی/طایفهای/شهریِ تمدنهای میانرودانی آشوری، اکدی، بابلی، سومری، عیلامی دارد. این خدایانِ بسیار کهن، خدایان قومی بودند که ابتدا دشمن اقوام و طوایف دیگر بودند ولی بعداً به آنها بیتفاوت شدند. یهوه تورات جایی میان دشمنِ غیریهودیان تا بیتفاوت به آنها ایستاده است.
📌 تعبیر ادیان ابراهیمی، که قرآن مدعیاش بود و حتی در محافل دینپژوهی رومانتیکهای متقدم و میانه اروپایی هم رایج گشت، یک "غلط مصطلح" است. زیرا خطی که از ابراهیم تا پیامبر اسلام هست، خط مستقیم نیست که هیچ، علاوه بر بریدگیهای متعدد، پیوستگیهای جانبی متعددی هم دارد.
📌 چیزی که هست، اگر بخواهیم از تعبیر "ابوالانبیاء" استفاده بکنیم، باید بگوییم "ابوالانبیاءِ" مسیحیت و اسلام، ابراهیم نیست زرتشت است، درحالی که ابوالانبیای بنیاسرائیل ابراهیم است و زرتشت ربطی به یهودیت کهن ندارد، هرچند ربطی به یهودیت متاخری یافت که تلمود بابلی را بعد آزادی به دست کوروش هخامنشی به یهودیه بردند و آنجا با تلمود اورشلیم سرشاخ شد.
🍂 آئین مزدیسنایی بود که واضعِ آخرت (بهشتوجهنم و قیامت و روز داوری و پلصراط) شد که در یهودیت بکلی ناموجودند زیرا یهودیتِ غالب، اصلا معاد ندارد! همین آئین زرتشت است که واضع آخرالزمان و "منجی" (سوشیانت) گردید. یهودیت معنای مبتذلِ قومی/اینجهانی از "منجی" را برگرفت، ولی مسیحیت معنای متعالی از آن را گرفت؛ اسلام هم بکلی نگرفت و "منجی" ندارد! قرآن "قیامت" دارد ولی "آخرالزمان" (که مسیحیت و تشیع دارند) ندارد؛ نکته دقیق اینجاست که "قیامت" قرآن همان "آخرالزمان" مزدیسنایی تا مسیحیت تا تشیع نیست! توجه به این بسیار مهم است. اینکه سازه تشیع اَشبَه به سازه مسیحیت است و برخلاف قرآن "منجی" دارد که همان "امام" است، نشانه وثیقی از بیربطی تشیع به ساختار قرآنی است. چنانکه بارها گفتهام در قرآن امامت و ولایت و وصایت نداریم، آخرالزمان هم نداریم، بجایش قیامت داریم که موضوعیت بکلی دیگری است.
🍂 البته آئین زرتشت هم تعبیر کشداری است. من تعبیر مزدیسنایی را ترجیح میدهم. کهنترین بخش اوستا "گاتها"ست. بقیه اوستا متاخر است، و صورتبندی چیزی که به نام آئین زرتشت مشهور است تا دو الی سه سده نخست هجری ادامه داشت. در قسمتپیش از اسلام، بهنظر میرسد که "کرتیر" همان جایگاه صورتبخشی را برای آئین زرتشت ایفا نمود که پولس رسول برای مسیحیت.
کانال نویسنده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گسستها از ابراهیم تا پیامبر اسلام
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔺جانکلام، آن جمله آخر کمپبل است که رو به جمعیت میپرسد "قصه آشنا نیست؟" و صدای چند خنده میآید!
🍂 برای مردم غربی، قصهی تاریخهستیِ زرتشت، کاملا آشناست که همان قصه مسیحیت است! برای ما شیعیان هم آشناست که همان قصه شیعه است؛ اما برخلاف شیعه دقیقاً قصه قرآن نیست. قرآن خلاف مسیحیت و تشیع، "منجی" (مسیح و امام) ندارد، بلکه "لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی" دارد. [بار گناه کسی را جز خودش نخواهد کشید]. پس خلاف مسیحیت و تشیع در قرآن صِرفِ تمسک به هیچ منجیای خلاصی دهنده از گناهان نیست. مسلمان در قاموس قرآن "مسئولِ" کردار خویش است، مسیح و امامی نیست تا پیش خدا برایش "پارتیبازی" بکند! ابلیس قرآن هم استقلال اهریمن مزدیسنایی را ندارد؛ او رقیبِ الله نیست، رخصتی طفیل خواستِ الهی است برای فتنهگری در میدان انسانی.
🍂 شیطان در مسیحیت نامجمل است. تبارشناسیاش به "خدای شر" گنوزیس میرسد، ولی مسکوتش نهادهاند چون ناقض توحید میشود! تفلسف الهیات مسیحی، دردسر آن شد. الهیات غیرفلسفی یهودیت و اسلام اجازه "گشادبازیهای" کلان در درامالهیاتی را میداد که در یهودیت عرصه اساطیر بود و در اسلام میدان شاعرانگی.
🔺چنان گشادبازیهای بیانسجامی برای مسیحیت که مبتلای به فلسفه شده بود، ممکن نبود. از این جهت بود که مسیحیت میبایست تکثری را که از آنها پدید آمده بود - یعنی ثنویت مزدیسنایی، سازه گنوستیکی، اساطیر عبرانی یهودیت، و بعداً سازه نوافلاطونیِ اگوستینی - را در درون ارتودوکسیاش به انسجام برساند! کاری که پنج قرن طول کشید و آخر سر هم حفرههای درشتی در او برجای ماند، مثل تعیینتکلیف شرور در جهانی آفریدهی خدای خیرِ محض، یا تقریری معقول از نامعقولیتِ "گناه نخستین".
🍂 از طرف دیگر قصه زرتشت، اصلاً قصه تورات نیست. خدای تورات خدایی قومی است. "یهوه/الوهیم" ابدا ربط و مناسبتی به اهورامزدا ندارد؛ بسیار کهنتر است، هویتی شبیه به خدایان قومی/طایفهای/شهریِ تمدنهای میانرودانی آشوری، اکدی، بابلی، سومری، عیلامی دارد. این خدایانِ بسیار کهن، خدایان قومی بودند که ابتدا دشمن اقوام و طوایف دیگر بودند ولی بعداً به آنها بیتفاوت شدند. یهوه تورات جایی میان دشمنِ غیریهودیان تا بیتفاوت به آنها ایستاده است.
📌 تعبیر ادیان ابراهیمی، که قرآن مدعیاش بود و حتی در محافل دینپژوهی رومانتیکهای متقدم و میانه اروپایی هم رایج گشت، یک "غلط مصطلح" است. زیرا خطی که از ابراهیم تا پیامبر اسلام هست، خط مستقیم نیست که هیچ، علاوه بر بریدگیهای متعدد، پیوستگیهای جانبی متعددی هم دارد.
📌 چیزی که هست، اگر بخواهیم از تعبیر "ابوالانبیاء" استفاده بکنیم، باید بگوییم "ابوالانبیاءِ" مسیحیت و اسلام، ابراهیم نیست زرتشت است، درحالی که ابوالانبیای بنیاسرائیل ابراهیم است و زرتشت ربطی به یهودیت کهن ندارد، هرچند ربطی به یهودیت متاخری یافت که تلمود بابلی را بعد آزادی به دست کوروش هخامنشی به یهودیه بردند و آنجا با تلمود اورشلیم سرشاخ شد.
🍂 آئین مزدیسنایی بود که واضعِ آخرت (بهشتوجهنم و قیامت و روز داوری و پلصراط) شد که در یهودیت بکلی ناموجودند زیرا یهودیتِ غالب، اصلا معاد ندارد! همین آئین زرتشت است که واضع آخرالزمان و "منجی" (سوشیانت) گردید. یهودیت معنای مبتذلِ قومی/اینجهانی از "منجی" را برگرفت، ولی مسیحیت معنای متعالی از آن را گرفت؛ اسلام هم بکلی نگرفت و "منجی" ندارد! قرآن "قیامت" دارد ولی "آخرالزمان" (که مسیحیت و تشیع دارند) ندارد؛ نکته دقیق اینجاست که "قیامت" قرآن همان "آخرالزمان" مزدیسنایی تا مسیحیت تا تشیع نیست! توجه به این بسیار مهم است. اینکه سازه تشیع اَشبَه به سازه مسیحیت است و برخلاف قرآن "منجی" دارد که همان "امام" است، نشانه وثیقی از بیربطی تشیع به ساختار قرآنی است. چنانکه بارها گفتهام در قرآن امامت و ولایت و وصایت نداریم، آخرالزمان هم نداریم، بجایش قیامت داریم که موضوعیت بکلی دیگری است.
🍂 البته آئین زرتشت هم تعبیر کشداری است. من تعبیر مزدیسنایی را ترجیح میدهم. کهنترین بخش اوستا "گاتها"ست. بقیه اوستا متاخر است، و صورتبندی چیزی که به نام آئین زرتشت مشهور است تا دو الی سه سده نخست هجری ادامه داشت. در قسمتپیش از اسلام، بهنظر میرسد که "کرتیر" همان جایگاه صورتبخشی را برای آئین زرتشت ایفا نمود که پولس رسول برای مسیحیت.
کانال نویسنده
.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin