نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در قرآن مجازاتِ اعدام نداریم! (+)
— صدها حکم داریم که خلافِ عقل و قرآن است

🔸حجت‌الاسلام #عبدالرحیم_سلیمانی (عضو مجمع مدرسین حوزه) در بخشی از سخنان خود به تفاوت منابع مورد استناد خود و منابعی که در فقه و حوزه استفاده می‌شود، پرداخت:
این صد‌ها حکم اعدام فکر می‌کنید از کجا آمده‌است؟ حداکثر به «خبر واحد» تکیه دارد؛ «خبر واحد» اصطلاحی‌ست در حوزه که تنها به نقل از یک فرد که به نیکی شناخته می‌شود استناد می‌کند.

آنچه در سخن در حوزه و فقه، منبع به حساب می‌آید کتاب و سنت و اجماع و عقل است اما در عمل کتاب و عقل هیچ جایگاهی ندارد؛ آنچه عملا به عنوان منبع مورد استفاده قرار می‌گیرد، اجماع، شهرت و خبر واحد است که با پشتوانه این ۳ منبع، ما در فقه صد‌ها حکم اجماعی داریم، که ثابت می‌کنم و کرده‌ام که خلاف قرآن و عقل است.

سیر منابع مورد تایید به ترتیب، فطرت، عقل، قرآن و سنت است، و سنت در اینجا به معنای خبر واحد نیست.


🔺سپس او به نقدِ معقول‌دانستنِ «خبر واحد» و «شهرت» و «اجماع» در حوزه‌های علمیه می‌پردازد.


.


#نواندیشی #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #حوزه_علمیه #فقه #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
📘در نقدِ «دفاعیه‌ای از فقه»
— بررسیِ سخنان داود فیرحی دربارۀ «مواجهه روشنفکران با فقه»

✍🏻 #م_م_ش (پژوهشگر فلسفه و دین)

یکم: دوگانه‌سازی میان "فقه و اخلاق" و "حق و تکلیف" نادرست است، فقه خود احکامی اخلاقی دارد، و تکالیف خود پشتیبان حقوق می‌باشند.


🔺نقد
۱. اخلاق [فلسفی - عقلانی] ساختاری شناختی‌ست که به "رفتارشناسیِ ارزشیِ" انسان بر پایۀ "عقلانیت" [اندیشه‌ورزی با تمام توان شناختی] می‌پردازد؛ اما فقه [چه اسلامی، چه یهودی، و چه غیره] ساختاری فرمایشی‌ست که به "برنامه‌ریزیِ ارزشی" نسبت به رفتارهای انسان می‌پردازد.

این دوگانگیِ نهادین مایۀ اختلاف احکام اخلاقی و احکام فقهی می‌باشد. در این اختلاف، احکام اخلاقی بر احکام فقهی برتری دارند؛ چه اینکه احکام اخلاقی، هر کدام بر مبنای استدلالی که "عاقله را ارضا می‌کند" به‌تصویب می‌رسند، اما احکام فقهی، هر کدام بر مبنای استدلالی که شاید بتواند عاقله را "اِسکات کند" [از ادامۀ پرسش‌گری باز-دارد] به‌تصویب می‌رسند، و مقام "اِرضا" بر مقام "اِسکات" برتری دارد.

۲. حق دو معنا دارد: حقِ عقلانی، و حقِ فقهی.
حق عقلانی برآمده از اخلاق عقلانی‌ست؛ اما حق فقهی برآمده از ساختار دینی - فرمایشی‌ست.
بنابراین، اگرچه فقه از حق سخن می‌گوید، اما ساختار شناخت این مفهوم در آن، با ساختار عقلانی تفاوت دارد.

دوم: اخلاق ضمانتِ اجرا ندارد، جامعه نیازمند قانون است، و این فقه است که قانون را می‌سازد.


🔺نقد
اخلاق نه‌تنها احکام فردی، بلکه قانون و احکام جمعی را نیز در بر می‌گیرد. این اخلاق [به معنای فراگیر آن] است که باید مبنای تقنین باشد، و هر تقنین دیگری [چه فقهی، چه سلطنتی، و چه غیره] که با اخلاق ناسازی پیدا کند از اعتبار ساقط است.

سوم: نقد شیوه‌های فقهی، نباید به نقد اصل فقه بیانجامد، همچنانکه نقد شیوه‌های فلسفی، نباید به نقد اصل فلسفه بیانجامد. فقه امکانات بسیاری دارد که می‌توان آن‌ها را در راستای بِه‌بود احکام فقهی به کار برد.


🔺نقد
۱. هرگونه نقد عقلانی به احکام فقهی، می‌تواند تا اندازه‌ای نقدی به اصل فقه باشد؛ چرا که هرگاه ساختاری بتواند به‌گونه‌ای رفتاری نادرست را تولید و از آن پشتیبانی کند، آن ساختار خود موردِ ایراد خواهد بود؛ اگرچه شیوه‌های دیگری نیز در آن ساختار موجه باشند.

۲. نقدِ اصلِ فقه امری ممکن است، اما نقدِ اصلِ فلسفه بی‌معناست، چه این که "نقد"، خود گونه‌ای از فلسفه یا اندیشه‌ورزی می‌باشد.


🗄پست مرتبط
📕انکار حکومت دینی در زمان غیبت؛ از ادعا تا حقیقت
📓جُستاری در بازشناسیِ اسطوره‌هایِ حُکمرانی

.


#فلسفیدن #نواندیشی #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #فقه #آخوند_شیعه #حوزه_علمیه



🌾 @Naqdagin