This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مانوئل اوسترمان، معاون رئیس اتحادیه پلیس آلمان، با اشاره به تجمع گسترده ایرانیان در مونیخ گفت:
🔻او با مقایسه این تجمع با تجمعات گروههای چپ و حامیان فلسطین افزود:
🔻اوسترمان خطاب به جریانهای چپ گفت:
🔻معاون رئیس اتحادیه پلیس آلمان تأکید کرد که:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
این گردهمایی «نمونهای روشن از دموکراسی، همبستگی و احترام به ارزشهای آلمان» بود.
🔻او با مقایسه این تجمع با تجمعات گروههای چپ و حامیان فلسطین افزود:
«برخلاف تجمعهایی که با شعارهای نفرتپراکنانه، خشونت و یهودستیزی همراه است، در این گردهمایی هیچ نشانی از نفرت یا خشونت دیده نمیشد.»
🔻اوسترمان خطاب به جریانهای چپ گفت:
«بهتر است از این تجمع الگو بگیرند.»
🔻معاون رئیس اتحادیه پلیس آلمان تأکید کرد که:
شرکتکنندگان، با قدردانی از پلیس و تأکید بر آزادی، صلح و دموکراسی، نشان دادند اکثریت جامعه چگونه از ارزشهای دموکراتیک دفاع میکند.
📺 شعورِ جمعیِ بینظیرِ ایرانیان
📕زلزلهی سیاسی در پایتختهای جهان
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقهسازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
📺 حیرت نماینده پارلمان فرانسه از شجاعت بینظیر ایرانیان
📺 اهمیتِ کنشگریِ یکپارچهی ایرانیان خارج از کشور
📺 دلیلی که دنیا ایرانیها به احترام میگذارد و دوستشان دارد
📺 تفاوتِ پلیسِ کانادای دموکراتیک و پلیسِ جاعش
.
#انقلاب_ملی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 زمین مسطح و «غروبِ خورشید در چشمۀ گلِآلود» در قرآن
🔸در این ویدیو، ما آیهای از قرآن در افسانهی ذوالقرنین را تحلیل میکنیم که میگوید خورشید بر سطح زمین در «چشمهای گلآلود» غروب میکند و به تاریخچۀ تفاسیر مسلمانان و دلایل موجود در متون اسلامی میپردازیم.
🔻این سومین ویدیو از «عرب نقابدار» است که زیرنویس و ترجمه شدهاست. ویدیوی اول، به پاسخ قرآن به یکی از سوالات چالشِ طراحیشده توسط علمای یهود، یعنی «ذوالقرنین»، بطور تفصیلی پرداخته بود:
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
🔻ویدیو دوم به اصحاب کهف پرداختهبود:
📺 سورۀ کهف: آیهای روشن بر «کذبِ نبوت محمد»
🔻اما جامعترین بررسیِ این چالش علمیِ طراحیشده توسط علمای را در بلندترین اپیزود از پادکست #نقدآگینگپ، شرح دادهبودیم که پیشنهاد جدی میکنیم که آن را بشنوید و برای دیگران بازنشر کنید:
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
👈 ترجمهشده و بازنشریافته از کانالِ وزینِ «عصر روشنگری»: @asre_roshangary
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸در این ویدیو، ما آیهای از قرآن در افسانهی ذوالقرنین را تحلیل میکنیم که میگوید خورشید بر سطح زمین در «چشمهای گلآلود» غروب میکند و به تاریخچۀ تفاسیر مسلمانان و دلایل موجود در متون اسلامی میپردازیم.
🔻این سومین ویدیو از «عرب نقابدار» است که زیرنویس و ترجمه شدهاست. ویدیوی اول، به پاسخ قرآن به یکی از سوالات چالشِ طراحیشده توسط علمای یهود، یعنی «ذوالقرنین»، بطور تفصیلی پرداخته بود:
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
🔻ویدیو دوم به اصحاب کهف پرداختهبود:
📺 سورۀ کهف: آیهای روشن بر «کذبِ نبوت محمد»
🔻اما جامعترین بررسیِ این چالش علمیِ طراحیشده توسط علمای را در بلندترین اپیزود از پادکست #نقدآگینگپ، شرح دادهبودیم که پیشنهاد جدی میکنیم که آن را بشنوید و برای دیگران بازنشر کنید:
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
👈 ترجمهشده و بازنشریافته از کانالِ وزینِ «عصر روشنگری»: @asre_roshangary
🔻ذوالقرنین و رمانس اسکندر
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
🔻اصحاب کهف
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 چرا قرآن تعداد اصحاب کهف را ذکر نکرد
📕بررسی قصۀ اصحاب کهف در قرآن و نقد دفاعیۀ روشنفکران دینی
📻 «آزمونِ [یهودیِ] نبوتِ محمد» در ترازوی نواندیشان دینی
❓قرآن و علم؟
📕معجزهٔ کروی بودن زمین در قرآن؟ (یک | دوم)
📕معجزه سقف محفوظ بودن آسمان در قرآن
📕پیشبینی تعداد دقیق مفصلهای انسان
📕معجزهٔ جنین:
|بخش یکم: ۱ | ۲| ۳| ۴
|بخش دوم: سه تاريكی
|بخش سوم: تعیین جنسیت کودک
|بخش چهارم: نطفهٔ امشاج
|بخش پنجم: صلب و ترائب
📕معجزهٔ اثر انگشت
📕معجزهٔ کروی بودن زمین:
|بخش یکم: ربالمشرقین و المغربین
|بخش دوم: تخم شتر مرغ
📕معجزهٔ «حرکت زمین» یا «حرکت قارهها»
.
#نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسلامگرایی: جدیترین خطر برای دموکراسی
🔻مانوئل اوسترمان، رئیس اتحادیه پلیس آلمان و سخنگوی پلیس فدرال این کشور، در ویدیویی خطاب به اسلامگرایان، به اعتراضات و جنبش آزادیخواهانه مردم ایران اشاره کرد و گفت:
🔻او تأکید کرد:
🔻او پیشتر، با اشاره به تجمع گسترده ایرانیان در مونیخ گفتهبود:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻مانوئل اوسترمان، رئیس اتحادیه پلیس آلمان و سخنگوی پلیس فدرال این کشور، در ویدیویی خطاب به اسلامگرایان، به اعتراضات و جنبش آزادیخواهانه مردم ایران اشاره کرد و گفت:
ملت ایران به ما نشان میدهد که مشکل اصلی کجاست. ایرانیان با بخطر انداختن جان خود نشان میدهند که اسلامگرایی افراطی تهدیدی مستقیم برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی است.
🔻او تأکید کرد:
مردم ایران برای پایاندادن به «اسلامگرایی عصر حجر» ایستادهاند تا به حقوق برابر، آزادی و زندگی دموکراتیک دست یابند و این واقعیت باید بدون سانسور شنیده شود.
🔻او پیشتر، با اشاره به تجمع گسترده ایرانیان در مونیخ گفتهبود:
این گردهمایی نمونهای روشن از «دموکراسی، همبستگی و احترام به ارزشهای آلمان» بود. برخلاف تجمعهایی که با شعارهای نفرتپراکنانه، خشونت و یهودستیزی همراه است، در این گردهمایی هیچ نشانی از نفرت یا خشونت دیده نمیشد؛ جریانهای چپ بهتر است از این تجمع الگو بگیرند.
📺 شعورِ جمعیِ بینظیرِ ایرانیان
📕زلزلهی سیاسی در پایتختهای جهان
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقهسازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
با بازخوانی تزهای مارکس درباره فویرباخ در نسبت با مسئله ایران، متوجه میشویم که مسئلهای که امروز پیش روی بسیاری از نیروهای چپ در ایران قرار دارد، صرفاً انتخاب میان سلطنت و جمهوری نیست. مسئله عمیقتر است. به ویژه وقتی در شرایطی که یک حکومت تئوکراتیک بر کشور حاکم است و بین جمهوریخواهان آلترناتیو منسجم و دارای رهبری مشخص وجود ندارد.
حال این سوال مطرح میشود. آیا یک مارکسیست میتواند به صورت تاکتیکی از یک چهره غیرچپ مانند شاهزاده رضا پهلوی برای گذار حمایت کند؟ یا چنین حمایتی خیانت به اصول مارکسیسم است؟
برای پاسخ، باید به جای شعار، به خود مارکس رجوع کنیم؛ به ویژه به «تزهایی درباره فویرباخ».
تز یازدهم و مسئله پراتیک
مارکس در تز یازدهم مینویسد:
فلاسفه جهان را فقط فقط به شیوههای مختلف تفسیر کردهاند؛ حال صحبت بر سر تغییر آن است.
مارکس با این کار، فلسفهای را به نقد میکشد که در سطح ایده باقی میماند و وارد میدان واقعیت تاریخی نمیشود.
حال اگر این را جدی بگیریم، سؤال تغییر میکند.
در وضعیت مشخص ایران، «پراتیک مؤثر» کدام است؟
بخش اول: مارکسیسم دگم
مارکسیسم دگماتیک، تاریخ را با یک نقشه از پیشتعیینشده میخواند. که همواره صحنهای از نبرد طبقات است.
در این نگاه سیاست بیان مستقیم منافع طبقاتی است.
هرگونه ائتلاف با نیروهای «بورژوایی» نوعی انحراف از مسیر تاریخی است.
از نگاه آنان سلطنت نماد نظم پیشاسوسیالیستی است و بنابراین باید طرد شود. در این چارچوب، حمایت از یک چهره سلطنتی حتی به صورت موقت خیانت تلقی میشود.
منطق این مارکسیسم ساده است: اگر هدف نهایی سوسیالیسم است، نمیتوان از ساختاری که ریشه در گذشته دارد حمایت کرد.
بخش دوم: مارکسیسم تاریخی–پراتیکی
مارکسیسم تاریخی، به جای تکیه بر نقشههای از پیشتعیینشده، بر «وضعیت مشخص» تکیه میکند. بنا بر این اصل که باید به سمت تحلیل مشخص از وضعیت موجود و مشخص رفت.
در این رویکرد، سؤال این است:
اگر تضاد اصلی تئوکراسی باشد، ممکن است یک مارکسیست پراگماتیک بگوید:
گذار از نظم قدسی مقدم است بر منازعه درباره شکل نهایی دولت.
در این چارچوب، حمایت تاکتیکی از یک چهره مؤثر در بسیج اجتماعی، به معنای پذیرش سلطنت به عنوان آرمان نهایی نیست؛ بلکه به معنای درک مرحلهای از مبارزه تاریخی است.
مسئله رهبری و خلأ آلترناتیو
پراتیک به این معناست:
نیرویی که بتواند کنش جمعی را هماهنگ کند، در لحظه گذار اهمیت دارد.
شاید از نظر یک مارکسیسم دگم این فرصتطلبی باشد،
اما مارکسیسم تاریخی این پرسش را میتواند مطرح کند:
آیا اصرار بر خلوص نظری در شرایطی که امکان تغییر واقعی وجود دارد، خود نوعی انفعال نیست؟
بنابراین اگر یک مارکسیست در ایران امروز تشخیص دهد که بدون تمرکز اراده حول یک محور مشخص، گذار از تئوکراسی ممکن نیست، میتواند از منظر پراتیک از آن محور حمایت کند. بیآنکه پروژه نهایی خود را رها کند.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کهرم خطاب به پزشکیان:
🔸اسماعیل کهرم، بومشناس و مشاور پیشین سازمان محیط زیست، در گفتوگو با روزنامۀ جهان صنعت با انتقاد تند از نحوه مواجهه دولت با کشتارهای اخیر در کشور، خطاب به پزشکیان خواستار معرفی عاملان این حوادث شد و با اشاره به آمار حدود ۴۰ هزار مورد، تأکید کرد صرف ابراز نگرانی یا بیخوابی کافی نیست و رئیسجمهور باید با اطلاعرسانی شفاف و اقدام عملی، ملت را از ابهام خارج کند.
🔺یک مقام سابق سیاسی در داخلِ ایران، در مصاحبه با یک روزنامهی داخلی به عدد ۴۰ هزار اشاره کردهاست. بعد یکسری خونشورِ بیشرمِ عمدتا چپ/اصلاحطلب، با انواع بهانهها (آمار غزه را خواستهاند به حاشیه ببرند، خواستهاند اقدام نظامی را توجیه کنند و....)، آمار کفی که اینترنشنال اعلام کردهبود را نیز منکر شدهبودند!
بیخوابی کافی نیست، مقصر کشتار ۴۰ هزار ایرانی را معرفی کنید
🔸اسماعیل کهرم، بومشناس و مشاور پیشین سازمان محیط زیست، در گفتوگو با روزنامۀ جهان صنعت با انتقاد تند از نحوه مواجهه دولت با کشتارهای اخیر در کشور، خطاب به پزشکیان خواستار معرفی عاملان این حوادث شد و با اشاره به آمار حدود ۴۰ هزار مورد، تأکید کرد صرف ابراز نگرانی یا بیخوابی کافی نیست و رئیسجمهور باید با اطلاعرسانی شفاف و اقدام عملی، ملت را از ابهام خارج کند.
🔺یک مقام سابق سیاسی در داخلِ ایران، در مصاحبه با یک روزنامهی داخلی به عدد ۴۰ هزار اشاره کردهاست. بعد یکسری خونشورِ بیشرمِ عمدتا چپ/اصلاحطلب، با انواع بهانهها (آمار غزه را خواستهاند به حاشیه ببرند، خواستهاند اقدام نظامی را توجیه کنند و....)، آمار کفی که اینترنشنال اعلام کردهبود را نیز منکر شدهبودند!
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد خونشویی عمادالدین باقی
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند تن از کسانی که طیفهای مختلفِ مشروطهخواهان و پادشاهیخواهان را یککاسه میکردند و فحاش و بیادب و لمپن مینامیدند. یک بار این فحاشان سرشناس و بیشرم را محکوم کردهاند؟
کسانی که از نامهی بیادبانهی بهاره هدایت بهدرستی شکایت کردهبودند و آن را نقد کردهبودند، آیا از فحاشیِ متداول اسامیِ سرشناس جمهوریخواهی نیز روایت کردهاند و آن را موضوعِ نقد و هشدارِ خود قرار دادهاند؟
از اکبر گنجی تا عبدالکریم سروش و اکبر معصوم بیگی و آتش شاکرمی و اسامی سرشناس دیگری، که بسادگی گرایشِ متفاوتِ سیاسی و رقیبِ خود (نه دشمن) را، که بسیاری از جاویدنامها و آسیبدیدگان به آن گرایش و آن خانواده تعلقِ خاطر داشتهاند، با پسوندهای تحقیرآمیز و بهتانهای شرمآور، صدا زدهاند؛ آیا یک بار دیدهاید که جمهوریخواهان و چپها آنها را بعنوان افرادِی فحاش و بیادب و نزاکت سیاسی، محکوم کنند؟ و از «اخلاق رقابتِ سیاسی» بگویند؟ واقعیت این است که ادب نیز بدل به ابزار پروپاگاندای یک گرایش سیاسی شدهاست که غیر از محکوم کردنِ شبانهروزی رقیب و براندازیِ پیشدستانۀ آن، هیچ برنامۀ ایجابیای برای تغییر و انقلاب و هدایت و سازماندهی مردم ندارد.
کسانی که از نامهی بیادبانهی بهاره هدایت بهدرستی شکایت کردهبودند و آن را نقد کردهبودند، آیا از فحاشیِ متداول اسامیِ سرشناس جمهوریخواهی نیز روایت کردهاند و آن را موضوعِ نقد و هشدارِ خود قرار دادهاند؟
از اکبر گنجی تا عبدالکریم سروش و اکبر معصوم بیگی و آتش شاکرمی و اسامی سرشناس دیگری، که بسادگی گرایشِ متفاوتِ سیاسی و رقیبِ خود (نه دشمن) را، که بسیاری از جاویدنامها و آسیبدیدگان به آن گرایش و آن خانواده تعلقِ خاطر داشتهاند، با پسوندهای تحقیرآمیز و بهتانهای شرمآور، صدا زدهاند؛ آیا یک بار دیدهاید که جمهوریخواهان و چپها آنها را بعنوان افرادِی فحاش و بیادب و نزاکت سیاسی، محکوم کنند؟ و از «اخلاق رقابتِ سیاسی» بگویند؟ واقعیت این است که ادب نیز بدل به ابزار پروپاگاندای یک گرایش سیاسی شدهاست که غیر از محکوم کردنِ شبانهروزی رقیب و براندازیِ پیشدستانۀ آن، هیچ برنامۀ ایجابیای برای تغییر و انقلاب و هدایت و سازماندهی مردم ندارد.
Telegram
نقدآگین
📘دربارهی ویدیوی احترام به عقاید (پس از واکنشِ نامعقول و ناشیانهی علی کریمی)
🔻ضمن ارج نهادن به دغدغهمندی و نیات دلسوزانهی این بانوی محترم، ذکر چند نکتهی تحلیلی برای شفافسازیِ بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری به نظر میرسد:
۱. تفکیک «احترام به انسان» از «احترام به عقیده»
گزارهی «باید به تمام عقاید احترام گذاشت» از منظر منطقی و اخلاقی مخدوش است. عقاید، ایدهها و افکار، مقدساتِ مصون از خطا نیستند؛ بلکه پدیدههایی بشریاند که باید زیر تیغ نقد، پرسشگری و راستیآزمایی قرار گیرند. برای مثال، باوری که «کودکهمسری» را مجاز میشمارد، صرفاً یک «تفاوتِ سلیقه» نیست؛ بلکه ایدهای مخرب و خطرناک است که تجاوز به جسم و روان کودک را تئوریزه و اخلاقی جلوه میدهد. در برابر چنین باورهای آسیبزایی، سکوت یا احترام معنایی ندارد. وظیفهی مدنی و انسانیِ ماست که این عقاید را با صریحترین، مستدلترین و بُرندهترین بیانها به چالش بکشیم. نقدِ بیرحمانهی ایدهها، موتور محرکِ پیشرفت و حقوق بشر است.
۲. برابری خدشهناپذیرِ حقوق شهروندی
هرچند عقاید با یکدیگر برابر نیستند و برخی از نظر عقلی و اخلاقی برتر از برخی دیگرند، اما انسانها با هر عقیدهای، در پیشگاه قانون و حقوق بشر کاملاً برابرند. داشتن یک عقیدهی نادرست، خرافی یا حتی ارتجاعی، مادامی که به اقدام عملی علیه حقوق و امنیت دیگران منجر نشود، باعث سلب حقوق شهروندی، آزادی بیان یا کرامت انسانیِ آن فرد نخواهد شد. جامعهی دموکراتیک موظف است از حقوق مدنیِ انسانی که حتی با عقایدش عمیقاً مخالف است، دفاع کند.
۳. درکِ همدلانه نسبت به پیروانِ عقاید (توجه به جبر محیطی)
در مسیر نقدِ تندترین عقاید، باید مراقب بود که شخصیتِ خودِ افراد هدف تخریب و تحقیر قرار نگیرد. بسیاری از باورها، انتخابِ آگاهانه و آزادانهی افراد نیستند؛ بلکه محصول جبر جغرافیا، تربیتِ موروثی و القائات محیطی از دوران کودکیاند. بنابراین، به جای حمله به «فرد معتقد» و برچسبزدن به او، باید با رویکردی آسیبشناسانه ریشههای شکلگیری آن باور را درک کرد. نوک پیکانِ حمله باید به سمت «خودِ عقیده» و «نهادهای تولیدکنندهی آن» باشد، نه انسانی که خود در واقع قربانیِ ناآگاهِ آن ساختار فکری است.
۴. پرهیز از کنشهای نامعقول و غیرپراگماتیک (محاسبهی هزینه-فایده)
نقد رادیکال، تاریخی و علمیِ متون و باورهای مقدس، یک ضرورت روشنفکرانه است؛ اما اعمالی که صرفاً با هدف توهین و تحقیرِ نمادهای مقدسپنداشته (مثل سوزاندن کتب) انجام میشوند، از منظر عملگرایانه (پراگماتیک) خطای استراتژیک هستند. اینگونه رفتارها معمولاً هیچ دستاوردِ معرفتی یا روشنگرانهای ندارند. نتیجهی آنها غالباً جریحهدار شدن شدید عواطف تودهها، بسته شدنِ بابِ گفتوگو، ایجاد مظلومنمایی برای نهادهای سرکوبگر مذهبی، و تشدیدِ تعصباتِ کور است. وقتی کفه «تولید رنج، کینه و هزینهی اجتماعی» بسیار سنگینتر از کفه «آگاهیبخشی» باشد، یک کنشگر خردمند از آن روش دوری میجوید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔻ضمن ارج نهادن به دغدغهمندی و نیات دلسوزانهی این بانوی محترم، ذکر چند نکتهی تحلیلی برای شفافسازیِ بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری به نظر میرسد:
۱. تفکیک «احترام به انسان» از «احترام به عقیده»
گزارهی «باید به تمام عقاید احترام گذاشت» از منظر منطقی و اخلاقی مخدوش است. عقاید، ایدهها و افکار، مقدساتِ مصون از خطا نیستند؛ بلکه پدیدههایی بشریاند که باید زیر تیغ نقد، پرسشگری و راستیآزمایی قرار گیرند. برای مثال، باوری که «کودکهمسری» را مجاز میشمارد، صرفاً یک «تفاوتِ سلیقه» نیست؛ بلکه ایدهای مخرب و خطرناک است که تجاوز به جسم و روان کودک را تئوریزه و اخلاقی جلوه میدهد. در برابر چنین باورهای آسیبزایی، سکوت یا احترام معنایی ندارد. وظیفهی مدنی و انسانیِ ماست که این عقاید را با صریحترین، مستدلترین و بُرندهترین بیانها به چالش بکشیم. نقدِ بیرحمانهی ایدهها، موتور محرکِ پیشرفت و حقوق بشر است.
۲. برابری خدشهناپذیرِ حقوق شهروندی
هرچند عقاید با یکدیگر برابر نیستند و برخی از نظر عقلی و اخلاقی برتر از برخی دیگرند، اما انسانها با هر عقیدهای، در پیشگاه قانون و حقوق بشر کاملاً برابرند. داشتن یک عقیدهی نادرست، خرافی یا حتی ارتجاعی، مادامی که به اقدام عملی علیه حقوق و امنیت دیگران منجر نشود، باعث سلب حقوق شهروندی، آزادی بیان یا کرامت انسانیِ آن فرد نخواهد شد. جامعهی دموکراتیک موظف است از حقوق مدنیِ انسانی که حتی با عقایدش عمیقاً مخالف است، دفاع کند.
۳. درکِ همدلانه نسبت به پیروانِ عقاید (توجه به جبر محیطی)
در مسیر نقدِ تندترین عقاید، باید مراقب بود که شخصیتِ خودِ افراد هدف تخریب و تحقیر قرار نگیرد. بسیاری از باورها، انتخابِ آگاهانه و آزادانهی افراد نیستند؛ بلکه محصول جبر جغرافیا، تربیتِ موروثی و القائات محیطی از دوران کودکیاند. بنابراین، به جای حمله به «فرد معتقد» و برچسبزدن به او، باید با رویکردی آسیبشناسانه ریشههای شکلگیری آن باور را درک کرد. نوک پیکانِ حمله باید به سمت «خودِ عقیده» و «نهادهای تولیدکنندهی آن» باشد، نه انسانی که خود در واقع قربانیِ ناآگاهِ آن ساختار فکری است.
۴. پرهیز از کنشهای نامعقول و غیرپراگماتیک (محاسبهی هزینه-فایده)
نقد رادیکال، تاریخی و علمیِ متون و باورهای مقدس، یک ضرورت روشنفکرانه است؛ اما اعمالی که صرفاً با هدف توهین و تحقیرِ نمادهای مقدسپنداشته (مثل سوزاندن کتب) انجام میشوند، از منظر عملگرایانه (پراگماتیک) خطای استراتژیک هستند. اینگونه رفتارها معمولاً هیچ دستاوردِ معرفتی یا روشنگرانهای ندارند. نتیجهی آنها غالباً جریحهدار شدن شدید عواطف تودهها، بسته شدنِ بابِ گفتوگو، ایجاد مظلومنمایی برای نهادهای سرکوبگر مذهبی، و تشدیدِ تعصباتِ کور است. وقتی کفه «تولید رنج، کینه و هزینهی اجتماعی» بسیار سنگینتر از کفه «آگاهیبخشی» باشد، یک کنشگر خردمند از آن روش دوری میجوید.
.
#اپوزیشنقد #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸بعد این وحوش به مبارزان میگویند هتاک، و جالب اینکه دقیقا خودشان این توصیف شایستهشان است؛ در مجلس شادی روضه میخوانند و در مجلس عزا دوبس دوبس میکنند و بالا پایین میپرند، بدون هیچ فلسفهای؛ اما رقصِ خانوادههای سوگوار فلسفه دارد، و خوب تا مغز استخوانشان را سوزانده.
🔺اساسا این وحوش علاقه دارند زجر کشیدن و عزاداری ببینند؛ ماتم و سرخوردگی انسانها برایشان علامت پیروز شدن است و هیچ لذتی برایشان با دیدن آه و ناله انسان سرکوب شده برابری نمیکند؛ برای همین با دیدن رقص مادران بر مزار فرزندان، رسماً دیوانه شدهاند.
✍🏻 #وحید_هروآبادی
| @vahidheroabadi |
🌾 @Naqdagin
🔺اساسا این وحوش علاقه دارند زجر کشیدن و عزاداری ببینند؛ ماتم و سرخوردگی انسانها برایشان علامت پیروز شدن است و هیچ لذتی برایشان با دیدن آه و ناله انسان سرکوب شده برابری نمیکند؛ برای همین با دیدن رقص مادران بر مزار فرزندان، رسماً دیوانه شدهاند.
✍🏻 #وحید_هروآبادی
| @vahidheroabadi |
📕رقص سوگ مقابل توحشِ مرگپرستان
📺 رقصِ وداع والدین 💔🖤
📕رزمرقصِ زندگی بر فرازِ لجنزارِ مرگ
— تبارشناسیِ یک طغیانِ نیچهای
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
📺 پدر سپهر: از زندگی و شادی بگید
🖤 جشن عزاست برقص برقص
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
.➖➖➖
انقلاب_ملی #داعش_شیعی
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔸بعد این وحوش به مبارزان میگویند هتاک، و جالب اینکه دقیقا خودشان این توصیف شایستهشان است؛ در مجلس شادی روضه میخوانند و در مجلس عزا دوبس دوبس میکنند و بالا پایین میپرند، بدون هیچ فلسفهای؛ اما رقصِ خانوادههای سوگوار فلسفه دارد، و خوب تا مغز استخوانشان…
🔸لبولوچۀ انسانهای مذهبی همیشه آویزان است. آنها آدمهای خیلی غمگینی هستند. آنها زندگی این جهانی را تعطیل کردهاند. آنها هنوز زندگی با خدا را شروع نکردهاند. آنها به غم چسبیدهاند.
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
📕کورچشمی و وارونگیِ بچهشیعه
📕رقص سوگ مقابل توحشِ مرگپرستان
📺 رقصِ وداع والدین 💔🖤
📕رزمرقصِ زندگی بر فرازِ لجنزارِ مرگ
— تبارشناسیِ یک طغیانِ نیچهای
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
📺 پدر سپهر: از زندگی و شادی بگید
🖤 جشن عزاست برقص برقص
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
.
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin