Telegram
نقدآگین
📘سنجشِ «افسانۀ آدم و حوا»
🍂 اولين فصل از تورات که به آن «سِفر آفرینش» گفته میشود، به تشريح افسانۀ آفرينش پرداخته و در قرآن نيز نعلبهنعل اين داستان تکرار شدهاست.
🍂 با پرسشها و وارسیهای بسیار سادهای، میتوان افسانۀ آدم و حوا را محک زد:
➕طبق گفتۀ اديان ابراهيمی، آدم ابوالبشر، اولين «پيامبر» الهی بود و فرزندانش را بهسوی خدا دعوت میکرد؛ پس، از همان ابتدا، بايد «زبان»ی برای محاوره و مکالمه وجود میداشت؛
❌ درحالیکه امروزه میدانیم که بشر، از ابتدا مجهز به زبان نبوده و زبان و ايضا خط، از جمله «ابداعات بشری در طول ادوار تاریخی» محسوب میشوند.
➕خدا از هابيل و قابيل درخواست کرد که برای او قربانی بياورند. هابيل يک گوسفند قربانی کرد و قابيل گندم آورد.
❌ معنای اين سخن آن است که طبق افسانۀ آفرينش، بشر از از ابتدا دارای «دامپروری و کشاورزی» بوده؛ درحالیکه اين سخن نيز از بیخ و بن، غلط و باطل است و کشاورزی و دامپروری نيز جزء «ابداعات بشر» بوده و در طول هزاران سال بهتدریج شکل گرفتهاند.
➕بر طبق اين افسانه، بشر از ابتدا «يکجانشين» بودهاست؛
❌ حال آنکه انسانها ابتدا غارنشين بود و سپس به مهاجرت و ييلاق و قشلاق پرداختند، سپس يکجانشين و روستانشين شدند و بعدها شهرها پديد آمدند.
➕طبق نقل قولی که از اديان ابراهيمی میشود، قدمت آدم و حوا مربوط به چند هزار سال پيش میرسد و قبل از آن، بشری وجود نداشت؛
❌ اما علم تاريخ و ديرينهشناسی چيز ديگری میگويد و قدمت انسان خردمند هوموساپینس را چندین برابر اين مقدار میداند.
➕بر طبق اين افسانه، فرزندان آدم و حوا، لاجرم مجبور به ازدواج با يکديگر بودهاند و همۀ انسانها تا به امروز حاصل ازدواج خواهران با برادران هستند؛ در نتيجه، همگی ما انسانها حرامزادهايم! مسلمانان در این مورد، دو نظر مختلف دارند:
➕برخی از آنها مدعی هستند که حرمت و ممنوعیت ازدواج محارم در آن شرایط خاص، بطور موقت از جانب خدا لغو شد و فرزندان آدم و حوا بطور استثنائی میتوانستند با یکدیگر ازدواج کنند!
❌ اما این جماعت نادان، غافل از این هستند که اگر «ازدواج محارم» از نظر اخلاقی و عقلانی یک فعل قبیح، شنیع و شر محسوب میشود، رضایت و مجوز خدا نمیتواند ذات آن را بصورت یک عمل پسندیده و خیر درآورد. فیالمثل، ظلم کردن ذاتا یک عمل شر محسوب میشود و شر بودن آن ربطی به نظر و خواست خدا ندارد و اگر خدا آن را مجاز بداند و یا چنانچه خود او نیز ظلم کند، این مسئله منجر به تغییر ماهیت آن از شر به خیر نمیشود.
➕دستۀ دوم از مسلمانان، ادعایی مضحکتر از دستۀ نخست دارند و آن اینکه میگویند قبل از آدم و حوا، انواع مختلفی از انساننماها یا اصطلاحا شِبهانسانها در زمین میزیستهاند و فرزندان آدم و حوا با فرزندان آن شبهانسانها ازدواج کردهاند.
❌ در پاسخ باید گفت که اولا، یک انسان چگونه میتواند یک غیرانسان یا شبهانسان غیرخردمند را متقاعد و مجبور به ازدواج کند؟ پس با این حساب، فرزندان آدم با آن شبهانسانها فقط آمیزش کردهاند و نه ازدواج! مثلا انسان میتواند با میمون آمیزش کند، اما نه ازدواج و تشکیل زندگی!
❌ دوما، اساسا بهعلت وجود تفاوتهای ژنتیکی، از آمیزش میان انسانها با آن موجودات شبهانسان، هیچ فرزندی به وجود نمیآمد و بر فرض تولید نسل، آن فرزندان دیگر انسان خردمند نبودند و الان ما نمیبایستی انسان خردمند میبودیم.
➕طبق متن کتب مقدس(!)، قابيل بعد از قتل هابيل، او را در خاک دفن کرد.
❌ حال آنکه این مورد نیز از ابتدا مرسوم نبوده که انسان، مردههای خويش را دفن کند و به مرور زمان به اين روش روی آورد.
➕آدم و حوا بر روی فرزندانشان نامگذاری میکردند.
❌ اين نيز مضحک و خندهدار است. نامگذاری فرزندان، بهمرور (و پس از شکلگیری بسیار تدریجیِ زبان) شکل گرفت و رايج شد و از ابتدا چنين رسمی وجود نداشت.
➕بر طبق اين افسانه، آدم و حوا از بهشت به زمين هبوط و سقوط کردند. آدم در عراق يا شام امروزی افتاد و حوا در کوههای "جنين" واقع در فلسطين امروزی.
❌ يعنی هر دو در سرزمينهای خاورميانه و نه هیچ نقطۀ دیگری که نویسندگانِ کتاب مقدس بدان علمی نداشتند و تبعا خدای مخلوقشان نیز از آن بیاطلاع بودهاست!
❌ بماند که اين دو با این فاصلۀ مکانی، چگونه همديگر را پيدا کردند؟ ولی آنچه در اينجا مهمتر است، اين است که منشاء پيدايش بشر، نه در خاورميانه، بلکه در آفريقاست.
🔺لازم به ذکر است که به این تناقضها و نقدها، میتوان موارد متعدد دیگری نیز افزود و نشان داد که ما صرفا با یک متن اسطورهای-بشری مواجهیم، نه وحی خدایی دارای علم مطلق از آسمانها!
#نقد_ادیان #چیستا #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اولين فصل از تورات که به آن «سِفر آفرینش» گفته میشود، به تشريح افسانۀ آفرينش پرداخته و در قرآن نيز نعلبهنعل اين داستان تکرار شدهاست.
🍂 با پرسشها و وارسیهای بسیار سادهای، میتوان افسانۀ آدم و حوا را محک زد:
➕طبق گفتۀ اديان ابراهيمی، آدم ابوالبشر، اولين «پيامبر» الهی بود و فرزندانش را بهسوی خدا دعوت میکرد؛ پس، از همان ابتدا، بايد «زبان»ی برای محاوره و مکالمه وجود میداشت؛
❌ درحالیکه امروزه میدانیم که بشر، از ابتدا مجهز به زبان نبوده و زبان و ايضا خط، از جمله «ابداعات بشری در طول ادوار تاریخی» محسوب میشوند.
➕خدا از هابيل و قابيل درخواست کرد که برای او قربانی بياورند. هابيل يک گوسفند قربانی کرد و قابيل گندم آورد.
❌ معنای اين سخن آن است که طبق افسانۀ آفرينش، بشر از از ابتدا دارای «دامپروری و کشاورزی» بوده؛ درحالیکه اين سخن نيز از بیخ و بن، غلط و باطل است و کشاورزی و دامپروری نيز جزء «ابداعات بشر» بوده و در طول هزاران سال بهتدریج شکل گرفتهاند.
➕بر طبق اين افسانه، بشر از ابتدا «يکجانشين» بودهاست؛
❌ حال آنکه انسانها ابتدا غارنشين بود و سپس به مهاجرت و ييلاق و قشلاق پرداختند، سپس يکجانشين و روستانشين شدند و بعدها شهرها پديد آمدند.
➕طبق نقل قولی که از اديان ابراهيمی میشود، قدمت آدم و حوا مربوط به چند هزار سال پيش میرسد و قبل از آن، بشری وجود نداشت؛
❌ اما علم تاريخ و ديرينهشناسی چيز ديگری میگويد و قدمت انسان خردمند هوموساپینس را چندین برابر اين مقدار میداند.
➕بر طبق اين افسانه، فرزندان آدم و حوا، لاجرم مجبور به ازدواج با يکديگر بودهاند و همۀ انسانها تا به امروز حاصل ازدواج خواهران با برادران هستند؛ در نتيجه، همگی ما انسانها حرامزادهايم! مسلمانان در این مورد، دو نظر مختلف دارند:
➕برخی از آنها مدعی هستند که حرمت و ممنوعیت ازدواج محارم در آن شرایط خاص، بطور موقت از جانب خدا لغو شد و فرزندان آدم و حوا بطور استثنائی میتوانستند با یکدیگر ازدواج کنند!
❌ اما این جماعت نادان، غافل از این هستند که اگر «ازدواج محارم» از نظر اخلاقی و عقلانی یک فعل قبیح، شنیع و شر محسوب میشود، رضایت و مجوز خدا نمیتواند ذات آن را بصورت یک عمل پسندیده و خیر درآورد. فیالمثل، ظلم کردن ذاتا یک عمل شر محسوب میشود و شر بودن آن ربطی به نظر و خواست خدا ندارد و اگر خدا آن را مجاز بداند و یا چنانچه خود او نیز ظلم کند، این مسئله منجر به تغییر ماهیت آن از شر به خیر نمیشود.
➕دستۀ دوم از مسلمانان، ادعایی مضحکتر از دستۀ نخست دارند و آن اینکه میگویند قبل از آدم و حوا، انواع مختلفی از انساننماها یا اصطلاحا شِبهانسانها در زمین میزیستهاند و فرزندان آدم و حوا با فرزندان آن شبهانسانها ازدواج کردهاند.
❌ در پاسخ باید گفت که اولا، یک انسان چگونه میتواند یک غیرانسان یا شبهانسان غیرخردمند را متقاعد و مجبور به ازدواج کند؟ پس با این حساب، فرزندان آدم با آن شبهانسانها فقط آمیزش کردهاند و نه ازدواج! مثلا انسان میتواند با میمون آمیزش کند، اما نه ازدواج و تشکیل زندگی!
❌ دوما، اساسا بهعلت وجود تفاوتهای ژنتیکی، از آمیزش میان انسانها با آن موجودات شبهانسان، هیچ فرزندی به وجود نمیآمد و بر فرض تولید نسل، آن فرزندان دیگر انسان خردمند نبودند و الان ما نمیبایستی انسان خردمند میبودیم.
➕طبق متن کتب مقدس(!)، قابيل بعد از قتل هابيل، او را در خاک دفن کرد.
❌ حال آنکه این مورد نیز از ابتدا مرسوم نبوده که انسان، مردههای خويش را دفن کند و به مرور زمان به اين روش روی آورد.
➕آدم و حوا بر روی فرزندانشان نامگذاری میکردند.
❌ اين نيز مضحک و خندهدار است. نامگذاری فرزندان، بهمرور (و پس از شکلگیری بسیار تدریجیِ زبان) شکل گرفت و رايج شد و از ابتدا چنين رسمی وجود نداشت.
➕بر طبق اين افسانه، آدم و حوا از بهشت به زمين هبوط و سقوط کردند. آدم در عراق يا شام امروزی افتاد و حوا در کوههای "جنين" واقع در فلسطين امروزی.
❌ يعنی هر دو در سرزمينهای خاورميانه و نه هیچ نقطۀ دیگری که نویسندگانِ کتاب مقدس بدان علمی نداشتند و تبعا خدای مخلوقشان نیز از آن بیاطلاع بودهاست!
❌ بماند که اين دو با این فاصلۀ مکانی، چگونه همديگر را پيدا کردند؟ ولی آنچه در اينجا مهمتر است، اين است که منشاء پيدايش بشر، نه در خاورميانه، بلکه در آفريقاست.
🔺لازم به ذکر است که به این تناقضها و نقدها، میتوان موارد متعدد دیگری نیز افزود و نشان داد که ما صرفا با یک متن اسطورهای-بشری مواجهیم، نه وحی خدایی دارای علم مطلق از آسمانها!
#نقد_ادیان #چیستا #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن
(۱/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
1️⃣ سورۀ آلعمران، آیههای ۹۶ و ۹۷
🔻 در آیۀ ۱۲۷ از سورۀ بقره، قرآن بیان میکند که چگونه ابراهیم و اسماعیل، «پایههای خانه» را بالا بردهاند (وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ).
🍂 بیشینۀ مفسران بر این باورند که «بیت» در آن آیه و بیت در این آیه، اشاره به «کعبه» است، و در همین راستا، «بکه» صورتی دیگر از «مکه» است، اما غیر از سنتهای تفسیری و روایی اسلامی، هیچ شاهد تاریخی و متنیِ بروندینیای مبنی بر اینکه «بکّه» همان «مکه» است، وجود ندارد؛ از همینرو، بعضی از قرآنپژوهان، تصور میکنند که «بیت» در این آیات الزاماً اشارهای به خانهی کنونی کعبه در مکه نیست، بلکه میتواند اشارهای باشد به بیتی دیگر که ابراهیم در «حِبرون» یا همان شهرِ «الخلیل» —شهری در ۵۰ کیلومتریِ جنوب اورشلیم— بنا نهادهاست؛ یا اشارهای باشد به درۀ «باکا» که در بخش جنوبیِ شهر اورشلیم واقع شدهاست و در مزامیر از آن یاد شدهاست و مؤلفههایِ زیارتی شبیه حج نیز داشتهاست.
🔻 آنچه در قرآن از ساختِ «بیت» روایت میشود، صورتی بومیسازی شدهاست که هم کوشیدهاست تا با باور عام موجود در میان اعراب، که خود را از نسل اسماعیل میدانند، همخوانی داشته باشد، و هم روایتِ مرتبط با زیارتگاهی که ابراهیم در اورشلیم یا نزدیکی اورشلیم، با کمک فرزندش ساختهبودهاست را به روایتی دربارۀ ساخت زیارتگاهی در مکه تبدیل کردهباشد.
🍂 دربارۀ این رأیِ پژوهشگران، و قوّت و ضعفِ شواهد تاریخی و متنیِ موجود به نفع آن در یادداشتی جداگانه خواهم نوشت.
2️⃣ سورۀ آلعمران، آیۀ ۱۸۴
🔻 واژهی «زبور» —که جمعِ واژهی «زُبُر» است— در قرآن برای اشاره به کُراسهای (= کتابی مقدس) که به داود دادهشدهاست بهکار رفتهاست. بهنظر میآید که این واژه، از واژۀ سُریانیِ «مَزمور» به معنای «سرود و نیایش»، به فرهنگ عامیانۀ اعراب راه یافتهاست، اما در معنای «نوشته» استعمال میشدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
1️⃣ سورۀ آلعمران، آیههای ۹۶ و ۹۷
نخستین خانهای (از حیث قدمت و حرمت که با دست انبیاء جهت پرستش و نیایش صحیح خداوند یگانه) که برای مردم بنیانگذاری گشتهاست، خانهایست که در مکه قرار دارد (و کعبه نام و از لحاظ ظاهر و باطن) پربرکت و نعمت است و (از آنجا که قبلهگاه نماز مسلمانان و مکان حجّ آنان، یعنی کنگرهی بزرگ سالانهی ایشان است؛ مایهی) هدایت جهانیان است. ﴿۹۶﴾
در آن نشانههای روشنیست، مقام ابراهیم (یعنی مکان نماز و عبادت او از جملهی آنها است). و هرکس داخل آن (حرم) شود در امان است. و حجّ این خانه واجب الهی است بر کسانی که توانائی (مالی و بدنی) برای رفتن بدانجا را دارند. و هرکس (حجّ خانۀ خدا را به جای نیاورد، یا اصلاً حج را نپذیرد، و بدین وسیله) کفر ورزد (به خود زیان رسانده نه به خدا) چه خداوند از همهی جهانیان بینیاز است ﴿۹۷﴾
🔻 در آیۀ ۱۲۷ از سورۀ بقره، قرآن بیان میکند که چگونه ابراهیم و اسماعیل، «پایههای خانه» را بالا بردهاند (وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ).
🍂 بیشینۀ مفسران بر این باورند که «بیت» در آن آیه و بیت در این آیه، اشاره به «کعبه» است، و در همین راستا، «بکه» صورتی دیگر از «مکه» است، اما غیر از سنتهای تفسیری و روایی اسلامی، هیچ شاهد تاریخی و متنیِ بروندینیای مبنی بر اینکه «بکّه» همان «مکه» است، وجود ندارد؛ از همینرو، بعضی از قرآنپژوهان، تصور میکنند که «بیت» در این آیات الزاماً اشارهای به خانهی کنونی کعبه در مکه نیست، بلکه میتواند اشارهای باشد به بیتی دیگر که ابراهیم در «حِبرون» یا همان شهرِ «الخلیل» —شهری در ۵۰ کیلومتریِ جنوب اورشلیم— بنا نهادهاست؛ یا اشارهای باشد به درۀ «باکا» که در بخش جنوبیِ شهر اورشلیم واقع شدهاست و در مزامیر از آن یاد شدهاست و مؤلفههایِ زیارتی شبیه حج نیز داشتهاست.
🔻 آنچه در قرآن از ساختِ «بیت» روایت میشود، صورتی بومیسازی شدهاست که هم کوشیدهاست تا با باور عام موجود در میان اعراب، که خود را از نسل اسماعیل میدانند، همخوانی داشته باشد، و هم روایتِ مرتبط با زیارتگاهی که ابراهیم در اورشلیم یا نزدیکی اورشلیم، با کمک فرزندش ساختهبودهاست را به روایتی دربارۀ ساخت زیارتگاهی در مکه تبدیل کردهباشد.
🍂 دربارۀ این رأیِ پژوهشگران، و قوّت و ضعفِ شواهد تاریخی و متنیِ موجود به نفع آن در یادداشتی جداگانه خواهم نوشت.
2️⃣ سورۀ آلعمران، آیۀ ۱۸۴
پس اگر (این بهانهجویان) تو را تکذیب کردند (چیز تازهای نیست و غمگین مباش) چه پیغمبران زیادی پیش از تو تکذیب شدهاند، با وجود آنکه معجزات و دلائل روشن و کتابهای متقن و مشتمل بر مواعظ و اندرز و کتاب روشنگر (راه نجات) با خود آوردند.
🔻 واژهی «زبور» —که جمعِ واژهی «زُبُر» است— در قرآن برای اشاره به کُراسهای (= کتابی مقدس) که به داود دادهشدهاست بهکار رفتهاست. بهنظر میآید که این واژه، از واژۀ سُریانیِ «مَزمور» به معنای «سرود و نیایش»، به فرهنگ عامیانۀ اعراب راه یافتهاست، اما در معنای «نوشته» استعمال میشدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن
(۲/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
3️⃣ سورۀ نساء، آیههای ۲۲ و ۲۳
🔻 احکامِ موجود در این آیهها، شباهت بسیار زیادی با احکام محرمات جنسی دارند که در سِفرِ لاویان در توراه آمدهاست. قرآن در این دو آیه، بهنحوی حدود و حریم خانواده را مشخص میکند، و بهنظر میآید که به نظام خانواده در یهودیت نظر داشتهاست و در بسیاری از احکام مربوط به روابط زناشویی و جنسی، از فرهنگ بایبلی وامگرفتهاست؛ اما آنها را بسط دادهاست و با فرهنگ اعراب تطبیق دادهاست.
📚بایبل عبری، توراه، سِفر لاویان، بخش ۱۸، بندهای ۶ تا ۱۹
📗 بخشی از مطالب این فرسته از منبع زیر برگرفته شدهاند:
Reynolds, Gabriel Said. The Qur’an and the Bible: Text and Commentary. New Haven: Yale University Press, 2018.
#بازاندیشی #نقد_ادیان #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #زهیر_میرکریمی
3️⃣ سورۀ نساء، آیههای ۲۲ و ۲۳
و با زنانی ازدواج نکنید که پدران شما با آنان ازدواج کردهاند؛ چرا که این کار، عمل بسیار زشتیست و (در پیش خدا و مردم) مبغوض بوده و روش بسیار نادرستیست؛ مگر آنچه گذشته است (و در زمان جاهلیت بودهاست که مورد عفو خدا قرار میگیرد). ﴿٢٢﴾
خداوند بر شما حرام نمودهاست ازدواج با مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمههایتان، خالههایتان، برادرزادگانتان، خواهرزادگانتان، مادرانی که به شما شیر دادهاند، خواهران رضاعیتان، مادران همسرانتان، دختران همسرانتان از مردان دیگر که تحتِ کفالت و رعایت شما پرورش یافته و با مادرانشان همبستر شدهاید، ولی اگر با مادرانشان همبستر نشده باشید، گناهی (در ازدواج با چنین دخترانی) بر شما نیست، همسران پسران صلبی خود، و (بالأخره این که) دو خواهر را با هم جمع آورید، مگر آنچه گذشتهاست (که با ترک یکی از آن دو خواهر، قلم عفو بر این کار که در زمان جاهلیت واقع شدهاست، کشیده خواهد شد). بیگمان خداوند بسی آمرزندهاست (و گذشته را نادیده میگیرد و) مهربان است (و در آنچه برایتان وضع میکند، حال شما را مراعات میدارد). ﴿۲۳﴾
🔻 احکامِ موجود در این آیهها، شباهت بسیار زیادی با احکام محرمات جنسی دارند که در سِفرِ لاویان در توراه آمدهاست. قرآن در این دو آیه، بهنحوی حدود و حریم خانواده را مشخص میکند، و بهنظر میآید که به نظام خانواده در یهودیت نظر داشتهاست و در بسیاری از احکام مربوط به روابط زناشویی و جنسی، از فرهنگ بایبلی وامگرفتهاست؛ اما آنها را بسط دادهاست و با فرهنگ اعراب تطبیق دادهاست.
📚بایبل عبری، توراه، سِفر لاویان، بخش ۱۸، بندهای ۶ تا ۱۹
هیچکدام از شما به خویشانِ نزدیک خود نزدیک نشود تا شرمگاه او را آشکار سازد. من یَهُوَه هستم. شرمگاه پدر خویش و شرمگاه مادر خود را آشکار مساز. این مادر توست، شرمگاه او را آشکار مساز! شرمگاه زنِ پدرِ خویش را آشکار مساز، این عینِ شرمگاه پدر تو است! شرمگاهِ خواهرِ خویش را آشکار مساز، خواه دخترِ پدرت باشد یا دخترِ مادرت. خواه در خانه زاده شده باشد، خواه در بیرون، شرمگاه او را آشکار مساز. شرمگاه دخترِ پسرِ خویش را آشکار مساز؛ نیز شرمگاه دخترِ دخترِ خود را؛ چرا که شرمگاه ایشان، شرمگاه خود توست. شرمگاه دخترِ زنِ پدرِ خویش را که زادۀ پدرِ توست، آشکار مساز. این خواهر تو است، نباید شرمگاه او را آشکار سازی. شرمگاه خواهرِ پدرِ خویش را آشکار مساز، چرا که گوشتِ پدر توست. شرمگاه خواهرِ مادرِ خویش را آشکار مساز؛ چرا که گوشتِ مادر توست. شرمگاه برادرِ پدر خویش را آشکار مساز؛ پس به همسر او نزدیک مشو؛ چرا که زنِ عموی تو است. شرمگاه عروس خویش را آشکار مساز. این زنِ پسر توست، شرمگاه او را آشکار مساز. شرمگاه زنِ برادر خویش را آشکار مساز؛ چرا که این عین شرمگاه برادر تو است. شرمگاه زنی را با شرمگاه دختر او آشکار مساز؛ دخترِ پسر او و دخترِ دخترش را مگیر تا شرمگاه ایشان را آشکار سازی.
آنان گوشت تو هستند، این زنا با محارم باشد. از برای حَرَم خویش، زنی به همراه خواهر او مگیر و شرمگاه زنِ اخیر را در زمان حیات خواهرش آشکار مساز. به زنی که آلوده به حیضِ خویش است، نزدیک مشو تا شرمگاه او را آشکار سازی. [پ.س.]
📗 بخشی از مطالب این فرسته از منبع زیر برگرفته شدهاند:
Reynolds, Gabriel Said. The Qur’an and the Bible: Text and Commentary. New Haven: Yale University Press, 2018.
#بازاندیشی #نقد_ادیان #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘مولوی و فقدان مواجهۀ دانشپژوهانه دربارۀ بزرگان دین و پرداخت اعتقادیاندیشانۀ شیفتهوار ✍🏻 دکتر #حسن_محدثی 🍂 با کمال تاسف بزرگان و متفکران معاصر ما بارها و بارها با اشتیاق و شوق و ذوق زیاد، اشعار مولوی را در بارهی علی ابن ابیطالب برای مردم ما خوانده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کشیشِ مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دینها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» میخوانند.
🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بیدین، رسوخ کردهاست. در اینجا این کشیش میکوشد که بهظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه میکند.
⬇️ ادامۀ #ویدیو_تحلیل، در یادداشت "نقد و بررسی «قصۀ لوط»"
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بیدین، رسوخ کردهاست. در اینجا این کشیش میکوشد که بهظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه میکند.
⬇️ ادامۀ #ویدیو_تحلیل، در یادداشت "نقد و بررسی «قصۀ لوط»"
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسی «قصۀ لوط»
(۱/۳)
📺 کشیش مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دینها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» میخوانند.
🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بیدین، رسوخ کردهاست. در اینجا این کشیش میکوشد که بهظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه میکند.
روایت بایبل عبری
🍂 لوط برادرزاده و فرزندخواندۀ ابراهیم بود و ابراهیم را در سفرهایش به کنعان، مصر و بازگشت به کنعان همراهی کرد. زمانی که لوط و ابراهیم از مصر بازگشتند، بهدلیل بزرگ شدن گلهشان، میان چوپانهای آنها اختلافی پدید آمد؛ زیرا برای هر دوی آنها چراگاه کافی وجود نداشت؛ در نتیجه، ابراهیم به لوط پیشنهاد کرد که آن دو از یکدیگر جدا شوند تا میان خویشان، نزاع و درگیری روی ندهد. ابراهیم به لوط این حق را داد که مسیر مدنظر خود را انتخاب کند و مسیر دیگر، سهم ابراهیم باشد. لوط درۀ اردن را که حاصلخیز بود، انتخاب کرد. اینجا راوی داستان، بهطور ضمنی، لوط «خودخواه» را در تضاد با ابراهیم «خیرخواه» قرار میدهد و همچنین اشاره میکند که لوط تصمیم گرفت تا به سمت مردمی برود که «بسیار شریر و گناهکار به خدا» بودند
🍂 نهایتاً شهر نابود میشود که نحوه آن در آیات ۲۴ و ۲۸ توضیح داده شده اما منظور دقیق نویسنده مشخص نیست. نکته قابل ذکر دیگر این است که در متن قصه به سرنوشت عموره اشاره نمیشود اما در باقی بخشهای کتاب مقدس آنچه بر سر سدوم و عموره آمد اغلب در کنار هم یاد شدهاند. در این نقطه، روایت به ابراهیم بازمیگردد. او تلاش کرده بود خدا را از نابودی شهر منصرف کند تا بیگناهان کشته نشوند اما خدا نپذیرفته بود. هیچ اشارهای به ابراهیم در خود داستان نابودی سدوم نشده و بعد از پایان آن است که او دوباره ظاهر میشود.. راوی همچنین تأکید میکند لوط به خاطر ابراهیم نجات پیدا کرد.
لوط و دخترانش
🍂 در بند ۳۰ داستان به لوط بازمیگردد و تا بند ۳۸ ادامه دارد. لوط و دخترانش ابتدا به شهر صوغر رفتند اما مدتی بعد در غاری پناه گرفتند. در غار، دختران لوط پدرشان را مست کردند و دو شب پیاپی با او رابطه جنسی داشتند و از او حامله شدند. دختر بزرگتر قبل از رابطه جنسی با پدرش به دختر کوچکتر میگوید «پدرمان پیر است» و به نظر میرسد هدف آنها از خوابیدن با لوط، حفظ نسل لوط بودهاست. تجاوز دختران لوط به او، «عدالتی شاعرانه» است. دختران لوط دو پسر به نامهای موأب و بنعمی زاییدند که داستانپرداز این دو پسر را پدر مردم موأب و عمون معرفی کردهاست.
روایت قرآن براساس زمینۀ تاریخیِ مؤلفان اولیه داستان
🍂 در عبارت ۷۱، لوط به کسانی که بر درِ خانهاش به طلبِ کامجویی از مهمانان او گرد آمدهاند دختران خود را پیشنهاد میکند. مفسران مسلمان کوشیدهاند تا پیشنهاد لوط را با قیدِ «برای ازدواج» مقید و مشروع کنند. اما نه در قرآن و نه در سِفر پیدایش هیچ اشارهای به قید ازدواج نشدهاست؛ چه اینکه در فرهنگِ زمانۀ لوط، زنان و دختران ارزشی کمتر از وظیفۀ مقدّس مهماننوازی داشتهاند (بنگرید به کتاب مقدس اورشلیم، عهد عتیق، جلد ۱، ترجمهی پیروز سیّار، ص ۱۸۴).
🍂 سِفر پیدایش، بخش ۱۹، بندهای ۶ تا ۸: لوط به سوی ایشان در درگاه برون رفت و در را پس پشت خود ببست، و گفت:
🍂 نمونۀ دیگری از این دست که بازتاب دهندۀ نگاهِ زمانۀ تدوینِ بایبل عبری به جایگاه زن بودهاست را میتوان در بخشی از روایتِ ابراهیم هنگامی که به همراه همسرش ساره، به مصر میرود مشاهده کرد که مطابق آن، برای نجاتِ جان خود، همسرش را خواهر خود جا میزند تا فرعون که به خواهر او نظر پیدا کردهبود، به قتل او دست نزند (بنگرید به بخش ۱۲ از سِفر پیدایش).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
📺 کشیش مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دینها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» میخوانند.
🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بیدین، رسوخ کردهاست. در اینجا این کشیش میکوشد که بهظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه میکند.
روایت بایبل عبری
🍂 لوط برادرزاده و فرزندخواندۀ ابراهیم بود و ابراهیم را در سفرهایش به کنعان، مصر و بازگشت به کنعان همراهی کرد. زمانی که لوط و ابراهیم از مصر بازگشتند، بهدلیل بزرگ شدن گلهشان، میان چوپانهای آنها اختلافی پدید آمد؛ زیرا برای هر دوی آنها چراگاه کافی وجود نداشت؛ در نتیجه، ابراهیم به لوط پیشنهاد کرد که آن دو از یکدیگر جدا شوند تا میان خویشان، نزاع و درگیری روی ندهد. ابراهیم به لوط این حق را داد که مسیر مدنظر خود را انتخاب کند و مسیر دیگر، سهم ابراهیم باشد. لوط درۀ اردن را که حاصلخیز بود، انتخاب کرد. اینجا راوی داستان، بهطور ضمنی، لوط «خودخواه» را در تضاد با ابراهیم «خیرخواه» قرار میدهد و همچنین اشاره میکند که لوط تصمیم گرفت تا به سمت مردمی برود که «بسیار شریر و گناهکار به خدا» بودند
🍂 نهایتاً شهر نابود میشود که نحوه آن در آیات ۲۴ و ۲۸ توضیح داده شده اما منظور دقیق نویسنده مشخص نیست. نکته قابل ذکر دیگر این است که در متن قصه به سرنوشت عموره اشاره نمیشود اما در باقی بخشهای کتاب مقدس آنچه بر سر سدوم و عموره آمد اغلب در کنار هم یاد شدهاند. در این نقطه، روایت به ابراهیم بازمیگردد. او تلاش کرده بود خدا را از نابودی شهر منصرف کند تا بیگناهان کشته نشوند اما خدا نپذیرفته بود. هیچ اشارهای به ابراهیم در خود داستان نابودی سدوم نشده و بعد از پایان آن است که او دوباره ظاهر میشود.. راوی همچنین تأکید میکند لوط به خاطر ابراهیم نجات پیدا کرد.
لوط و دخترانش
🍂 در بند ۳۰ داستان به لوط بازمیگردد و تا بند ۳۸ ادامه دارد. لوط و دخترانش ابتدا به شهر صوغر رفتند اما مدتی بعد در غاری پناه گرفتند. در غار، دختران لوط پدرشان را مست کردند و دو شب پیاپی با او رابطه جنسی داشتند و از او حامله شدند. دختر بزرگتر قبل از رابطه جنسی با پدرش به دختر کوچکتر میگوید «پدرمان پیر است» و به نظر میرسد هدف آنها از خوابیدن با لوط، حفظ نسل لوط بودهاست. تجاوز دختران لوط به او، «عدالتی شاعرانه» است. دختران لوط دو پسر به نامهای موأب و بنعمی زاییدند که داستانپرداز این دو پسر را پدر مردم موأب و عمون معرفی کردهاست.
روایت قرآن براساس زمینۀ تاریخیِ مؤلفان اولیه داستان
«قَالَ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ؛ گفت: اگر مىخواهيد [كارى مشروع] انجام دهيد، اينان دختران منند [با آنان ازدواج كنيد]». سورۀ حجر، آیۀ ۷۱
🍂 در عبارت ۷۱، لوط به کسانی که بر درِ خانهاش به طلبِ کامجویی از مهمانان او گرد آمدهاند دختران خود را پیشنهاد میکند. مفسران مسلمان کوشیدهاند تا پیشنهاد لوط را با قیدِ «برای ازدواج» مقید و مشروع کنند. اما نه در قرآن و نه در سِفر پیدایش هیچ اشارهای به قید ازدواج نشدهاست؛ چه اینکه در فرهنگِ زمانۀ لوط، زنان و دختران ارزشی کمتر از وظیفۀ مقدّس مهماننوازی داشتهاند (بنگرید به کتاب مقدس اورشلیم، عهد عتیق، جلد ۱، ترجمهی پیروز سیّار، ص ۱۸۴).
🍂 سِفر پیدایش، بخش ۱۹، بندهای ۶ تا ۸: لوط به سوی ایشان در درگاه برون رفت و در را پس پشت خود ببست، و گفت:
«استدعا دارم، برادرانم، مرتکب بدی نشوید! گوش فرادارید: دو دختر دارم که هنوز باکرهاند، میروم تا آنان را نزد شما آورم. با ایشان آن کنید که در نظرتان نیکو است، لیک با این مردان هیچ کاری مکنید، چه به زیر سایهی سقف من درآمدهاند».
🍂 نمونۀ دیگری از این دست که بازتاب دهندۀ نگاهِ زمانۀ تدوینِ بایبل عبری به جایگاه زن بودهاست را میتوان در بخشی از روایتِ ابراهیم هنگامی که به همراه همسرش ساره، به مصر میرود مشاهده کرد که مطابق آن، برای نجاتِ جان خود، همسرش را خواهر خود جا میزند تا فرعون که به خواهر او نظر پیدا کردهبود، به قتل او دست نزند (بنگرید به بخش ۱۲ از سِفر پیدایش).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسی «قصۀ لوط»
(۲/۳)
دیدگاه تاریخی-انتقادی
🍂 مطابق فرضیه مستند — که دربارهٔ منابع گمنام و قدیمیتری است که نویسندگان تورات از آنها استفاده کردهاند — داستان لوط با ترکیب مطالب منبع پی و دیگر منابع به وجود آمدهاست. به گفته ویبری، از آنجا که ابراهیم در داستان نابودی سدوم غایب است، این احتمال وجود دارد که این داستان در ابتدا اساساً ارتباطی با لوط نداشتهاست و این قصه در ابتدا مربوط به مردی که نامش مشخص نیست و نابودی یک شهر دیگر بوده اما نویسنده آن را با قصه ابراهیم ترکیب کرده و نام برادرزاده او را بر روی قهرمان آن نهادهاست.
🍂 برخلاف باور مرسوم، نویسندگان تورات در روایتکردن گناه مردم سدوم، اشارهای به همجنسگرایی نکردهاند؛ به گفته ویبری، در غیر این صورت، لوط دخترانش را به عنوان گزینه جایگزین پیشنهاد نمیکرد، در نتیجه تورات مردم سدوم را به دلیل خشونت جنسی (تجاوز گروهی) که نقطه مقابل مهماننوازی در نظر گرفته شده، شریر و گناهکار محسوب کردهاست. در واقع منظور از سدومیها از «شناختن» (شناختن در کتاب مقدس به معنای رابطه جنسی است) مهمانان لوط، تجاوز به آنها بودهاست. به گفته رونالد هندل، در نظر نویسندگان این داستان، تجاوز مرد به مرد، عملی تحقیرکننده محسوب میشدهاست. در نتیجه، پیام داستان این است که مردم شهر به جای مهماننوازی (کاری که لوط و ابراهیم انجام دادند)، قصد تحقیر مهمانان را داشتند. خدا همچنین به ابراهیم میگوید که همه مردم سدوم گناهکارند، اما در داستان هیچ اشارهای به زنان سدوم نشده که از به عقیده ویبری، حداقل نشان میدهد «همه مردم سدوم» گناهکار نبودهاند.
🍂 در داستان ابراهیم، یهوه به همراه دو نفر دیگر به ملاقات او میرود و خبر تولد اسحاق را به او میدهد. سپس یهوه نزد ابراهیم میماند و آن دو فرد دیگر، راهی سدوم میشوند. ملاقات میان انسانها و خدایانی که خودشان را شکل آدمها کردهاند، مضمونی رایج در جهان باستان بودهاست؛ شاعر رومی اووید افسانهای مشابه دربارهٔ خدایانِ آدمنما نقل کردهاست. راوی در زمان ملاقات لوط با آن دو پیامآور، رفتار او را با ابراهیم مقایسه کردهاست؛ ابراهیم در زمان ملاقات با آنها به سمتشان «دوید» تا ملاقاتشان کند اما لوط «بلند شد» تا آنها را ببیند. ابراهیم با کیک آرد و لوط با نان فطیر از آنها پذیرایی کرد. ابراهیم در زمان غذا خوردن آنها کنارشان ایستاد اما لوط با آنان همغذا شد. ملاقات این دو با لوط در دروازه شهر انجام میشود؛ در گذشته، ورودی شهرها محل انجام کارهای اداری و تجاری آن شهر بود و به نظر نویسنده میخواهد بگوید لوط به حکومت سدوم رسیدهاست.
🍂 بخش فرار لوط از شهر و تبدیل زن او به ستونی از نمک، به سرگذشتِ ائورودیکه و شوهرش اورفئوس (در اساطیر یونان) شباهت زیادی دارد. در زمان فرار اورفئوس و ائورودیکه از جهانِ مردگان، به آنها گفته شدهبود، ائورودیکه پشت سر اورفئوس حرکت کند و اورفئوس نباید تا زمان رسیدن به جهانِ زندگان، عقب را نگاه کند، اما اورفئوس به عقب بازگشت و ائورودیکه، از جلوی چشمانش محو شد. بی.تی. آرنولد معتقد است که نویسندۀ داستان قصد داشته با تبدیلِ زن لوط به نمک، برای شباهت ستونهای نمک درۀ اردن به انسان، توضیحی ارائه کند.
🍂 رونالد هندل معتقد است که تجاوز دختران لوط به او، در واقع، سزای عمل لوط در پیشنهاد دادن دخترانش به مردان شهر است. داستان رابطه جنسی لوط و دخترانش، مضامین مشترک و مشابهی با دیگر آثار مذهبی و داستانی در این سبک، مثل لولیتا، دارد؛ در اغلب این داستانها، شامل قصۀ لوط، داستانپرداز «پدر بیچاره» را «بیگناه» و «دختر اغواگر» را «گناهکار» نشان میدهد؛ در این داستان، لوط حتی هوشیاری هم ندارد؛ زیرا توسط دخترانش مست شدهاست. بهطور مشابهی، در بیشتر داستانها، مادرِ قصه غایب است و غیبت او در وقوع رابطه پدر-دختر، نقشی حیاتی ایفا میکند؛ در این داستان زن لوط غایب است، زیرا خدا او را کشتهاست.
🍂 بهگفتۀ دانشنامۀ جودائیکا، داستان لوط قویا یادآوریکنندهٔ داستان نوح است. هر دوی اینها، در نسلی گناهکار زندگی کردند و نهایتاً خدا تصمیم گرفت با نیروهای طبیعی خود مردم را نابود کنند؛ اما نوح و لوط به همراه خانوادههایشان نجات پیدا کردند. در پایان این داستان، دختران لوط به او تجاوز میکنند و در پایان آن داستان، حام نوح را برهنه میبیند. پیام هر دو پایانبندی نسل شرمآور همسایگان اسرائیل (کنعان، موأب و عمون) است. به عقیدهٔ فان سترز، ماجرای لوط و نابودی سدوم همچنین در داستان یونس که قصهای طنز است به سخره گرفته شده؛ در آن داستان، یونس اصرار زیادی دارد که خدا نینوا را نابود کند، اما خدا درخواستش را رد میکند، زیرا نگران سرنوشت مردم شهر است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
دیدگاه تاریخی-انتقادی
🍂 مطابق فرضیه مستند — که دربارهٔ منابع گمنام و قدیمیتری است که نویسندگان تورات از آنها استفاده کردهاند — داستان لوط با ترکیب مطالب منبع پی و دیگر منابع به وجود آمدهاست. به گفته ویبری، از آنجا که ابراهیم در داستان نابودی سدوم غایب است، این احتمال وجود دارد که این داستان در ابتدا اساساً ارتباطی با لوط نداشتهاست و این قصه در ابتدا مربوط به مردی که نامش مشخص نیست و نابودی یک شهر دیگر بوده اما نویسنده آن را با قصه ابراهیم ترکیب کرده و نام برادرزاده او را بر روی قهرمان آن نهادهاست.
🍂 برخلاف باور مرسوم، نویسندگان تورات در روایتکردن گناه مردم سدوم، اشارهای به همجنسگرایی نکردهاند؛ به گفته ویبری، در غیر این صورت، لوط دخترانش را به عنوان گزینه جایگزین پیشنهاد نمیکرد، در نتیجه تورات مردم سدوم را به دلیل خشونت جنسی (تجاوز گروهی) که نقطه مقابل مهماننوازی در نظر گرفته شده، شریر و گناهکار محسوب کردهاست. در واقع منظور از سدومیها از «شناختن» (شناختن در کتاب مقدس به معنای رابطه جنسی است) مهمانان لوط، تجاوز به آنها بودهاست. به گفته رونالد هندل، در نظر نویسندگان این داستان، تجاوز مرد به مرد، عملی تحقیرکننده محسوب میشدهاست. در نتیجه، پیام داستان این است که مردم شهر به جای مهماننوازی (کاری که لوط و ابراهیم انجام دادند)، قصد تحقیر مهمانان را داشتند. خدا همچنین به ابراهیم میگوید که همه مردم سدوم گناهکارند، اما در داستان هیچ اشارهای به زنان سدوم نشده که از به عقیده ویبری، حداقل نشان میدهد «همه مردم سدوم» گناهکار نبودهاند.
🍂 در داستان ابراهیم، یهوه به همراه دو نفر دیگر به ملاقات او میرود و خبر تولد اسحاق را به او میدهد. سپس یهوه نزد ابراهیم میماند و آن دو فرد دیگر، راهی سدوم میشوند. ملاقات میان انسانها و خدایانی که خودشان را شکل آدمها کردهاند، مضمونی رایج در جهان باستان بودهاست؛ شاعر رومی اووید افسانهای مشابه دربارهٔ خدایانِ آدمنما نقل کردهاست. راوی در زمان ملاقات لوط با آن دو پیامآور، رفتار او را با ابراهیم مقایسه کردهاست؛ ابراهیم در زمان ملاقات با آنها به سمتشان «دوید» تا ملاقاتشان کند اما لوط «بلند شد» تا آنها را ببیند. ابراهیم با کیک آرد و لوط با نان فطیر از آنها پذیرایی کرد. ابراهیم در زمان غذا خوردن آنها کنارشان ایستاد اما لوط با آنان همغذا شد. ملاقات این دو با لوط در دروازه شهر انجام میشود؛ در گذشته، ورودی شهرها محل انجام کارهای اداری و تجاری آن شهر بود و به نظر نویسنده میخواهد بگوید لوط به حکومت سدوم رسیدهاست.
🍂 بخش فرار لوط از شهر و تبدیل زن او به ستونی از نمک، به سرگذشتِ ائورودیکه و شوهرش اورفئوس (در اساطیر یونان) شباهت زیادی دارد. در زمان فرار اورفئوس و ائورودیکه از جهانِ مردگان، به آنها گفته شدهبود، ائورودیکه پشت سر اورفئوس حرکت کند و اورفئوس نباید تا زمان رسیدن به جهانِ زندگان، عقب را نگاه کند، اما اورفئوس به عقب بازگشت و ائورودیکه، از جلوی چشمانش محو شد. بی.تی. آرنولد معتقد است که نویسندۀ داستان قصد داشته با تبدیلِ زن لوط به نمک، برای شباهت ستونهای نمک درۀ اردن به انسان، توضیحی ارائه کند.
🍂 رونالد هندل معتقد است که تجاوز دختران لوط به او، در واقع، سزای عمل لوط در پیشنهاد دادن دخترانش به مردان شهر است. داستان رابطه جنسی لوط و دخترانش، مضامین مشترک و مشابهی با دیگر آثار مذهبی و داستانی در این سبک، مثل لولیتا، دارد؛ در اغلب این داستانها، شامل قصۀ لوط، داستانپرداز «پدر بیچاره» را «بیگناه» و «دختر اغواگر» را «گناهکار» نشان میدهد؛ در این داستان، لوط حتی هوشیاری هم ندارد؛ زیرا توسط دخترانش مست شدهاست. بهطور مشابهی، در بیشتر داستانها، مادرِ قصه غایب است و غیبت او در وقوع رابطه پدر-دختر، نقشی حیاتی ایفا میکند؛ در این داستان زن لوط غایب است، زیرا خدا او را کشتهاست.
🍂 بهگفتۀ دانشنامۀ جودائیکا، داستان لوط قویا یادآوریکنندهٔ داستان نوح است. هر دوی اینها، در نسلی گناهکار زندگی کردند و نهایتاً خدا تصمیم گرفت با نیروهای طبیعی خود مردم را نابود کنند؛ اما نوح و لوط به همراه خانوادههایشان نجات پیدا کردند. در پایان این داستان، دختران لوط به او تجاوز میکنند و در پایان آن داستان، حام نوح را برهنه میبیند. پیام هر دو پایانبندی نسل شرمآور همسایگان اسرائیل (کنعان، موأب و عمون) است. به عقیدهٔ فان سترز، ماجرای لوط و نابودی سدوم همچنین در داستان یونس که قصهای طنز است به سخره گرفته شده؛ در آن داستان، یونس اصرار زیادی دارد که خدا نینوا را نابود کند، اما خدا درخواستش را رد میکند، زیرا نگران سرنوشت مردم شهر است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسی «قصۀ لوط»
(۳/۳)
یهودیت
🍂 در دیگر بخشهای تنخ هم اشارههایی به نابودی سدوم شده و این اشارهها در قالب اشاره به گناه سدوم و متهمکردن دیگران به شباهت به آنان است. ارمیا، پیامبران اورشلیم را زناکار مینامد و میگوید آنان برای من چون سدوم هستند. اشعیا، عاموس و صفنیا نیز بهطور مشابهی به سدوم اشاره کردهاند. حزقیال گناهان سدوم را روشنتر توصیف کرده و دربارهٔ گناه آنان میگوید که سدوم ثروتمند و مغرور بود و مردمش به اندازه کافی غذا داشتند اما به فقرا کمک نمیکردند.
🍂 تصویر لوط در متون ربانی معمولاً منفی بودهاست، هر چند گاه به خاطر فضیلتهایش ستوده شده و در تفاسیر گفتهاند منظور از «عادل» که ابراهیم در پیدایش ۱۸:۲۳ به کار برده، لوط است. به گفته تفسیر ربانی سفر پیدایش (بریشیث ربه)، زمانی که لوط تصمیم گرفت از ابراهیم جدا شود، در واقع از خدا نیز جدا شد. همان متن میگوید لوط تصمیم گرفت راهی سدوم شود؛ زیرا تمایلات شهوانی داشت. لوط آنجا به رباخواری مشغول شد و بعنوان قاضی ارشد شهر انتخاب گردید؛ زیرا از قضات دیگر بدتر بود. هر چند گفته شده او به خاطر ابراهیم نجات پیدا کرد، در عین حال نجات پیدا کردنش را نتیجهٔ عدم خیانت او به ابراهیم در مصر، زمانیکه ساره را خواهر خودش معرفی کرد، دانستهاند. پاداش بزرگتری نیز برای لوط روایت شدهاست: مسیح از نسل او خواهد بود؛ از طریق روت موأبی و نعمه عمونی.
🍂 لوط مهماننوازی را از ابراهیم یادگرفتهبود و به همین دلیل، آن دو پیامآور را به خانه خودش دعوت کرد؛ آن هم درحالیکه در سدوم، کسانیکه مهمانان را به خانه دعوت میکردند، با حکم اعدام روبرو میشدند. بعنوان پاداشی برای این عمل، اسرائیل از جنگیدن با نوادگان او منع شدهاست. تفسیر ربانی سفر لاویان میگوید، لوط تمام شب را برای نجات مردم سدوم دعا کرد. تنها کسانی که او را همراهی کردند، دو دخترش بودند. ربیها رابطه جنسی لوط با دخترانش را محکوم کردهاند؛ به گفته آنان، هر چند او مست بود و اختیاری نداشت، اما زمانی که متوجه شد دختر بزرگتر با او خوابیده، نباید اجازه میداد دختر کوچکتر هم بتواند چنین کند. با این حال، متون ربانی همچنین میگویند دختران لوط نیت شرافتمندانهای داشتهاند.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #اسطورهشناسی #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
یهودیت
🍂 در دیگر بخشهای تنخ هم اشارههایی به نابودی سدوم شده و این اشارهها در قالب اشاره به گناه سدوم و متهمکردن دیگران به شباهت به آنان است. ارمیا، پیامبران اورشلیم را زناکار مینامد و میگوید آنان برای من چون سدوم هستند. اشعیا، عاموس و صفنیا نیز بهطور مشابهی به سدوم اشاره کردهاند. حزقیال گناهان سدوم را روشنتر توصیف کرده و دربارهٔ گناه آنان میگوید که سدوم ثروتمند و مغرور بود و مردمش به اندازه کافی غذا داشتند اما به فقرا کمک نمیکردند.
🍂 تصویر لوط در متون ربانی معمولاً منفی بودهاست، هر چند گاه به خاطر فضیلتهایش ستوده شده و در تفاسیر گفتهاند منظور از «عادل» که ابراهیم در پیدایش ۱۸:۲۳ به کار برده، لوط است. به گفته تفسیر ربانی سفر پیدایش (بریشیث ربه)، زمانی که لوط تصمیم گرفت از ابراهیم جدا شود، در واقع از خدا نیز جدا شد. همان متن میگوید لوط تصمیم گرفت راهی سدوم شود؛ زیرا تمایلات شهوانی داشت. لوط آنجا به رباخواری مشغول شد و بعنوان قاضی ارشد شهر انتخاب گردید؛ زیرا از قضات دیگر بدتر بود. هر چند گفته شده او به خاطر ابراهیم نجات پیدا کرد، در عین حال نجات پیدا کردنش را نتیجهٔ عدم خیانت او به ابراهیم در مصر، زمانیکه ساره را خواهر خودش معرفی کرد، دانستهاند. پاداش بزرگتری نیز برای لوط روایت شدهاست: مسیح از نسل او خواهد بود؛ از طریق روت موأبی و نعمه عمونی.
🍂 لوط مهماننوازی را از ابراهیم یادگرفتهبود و به همین دلیل، آن دو پیامآور را به خانه خودش دعوت کرد؛ آن هم درحالیکه در سدوم، کسانیکه مهمانان را به خانه دعوت میکردند، با حکم اعدام روبرو میشدند. بعنوان پاداشی برای این عمل، اسرائیل از جنگیدن با نوادگان او منع شدهاست. تفسیر ربانی سفر لاویان میگوید، لوط تمام شب را برای نجات مردم سدوم دعا کرد. تنها کسانی که او را همراهی کردند، دو دخترش بودند. ربیها رابطه جنسی لوط با دخترانش را محکوم کردهاند؛ به گفته آنان، هر چند او مست بود و اختیاری نداشت، اما زمانی که متوجه شد دختر بزرگتر با او خوابیده، نباید اجازه میداد دختر کوچکتر هم بتواند چنین کند. با این حال، متون ربانی همچنین میگویند دختران لوط نیت شرافتمندانهای داشتهاند.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #اسطورهشناسی #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗آیا نسل بشر حاصلِ «ازدواج با محارم» بودهاست؟!
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 علیالظاهر، وفق آیۀ یکم از سورۀ نساء، قرآن پاسخِ پرسش بالا را دادهاست و از قرارِ معلوم، چنین است(!):
🍂 اگر به خرافات و اباطیل قرآن تن دهیم، یعنی اگر بر عقلانیتِ خود گِل بمالیم، باید باور داشته باشیم که بر اساسِ عبارت فوقالذکر، ابتدا جنابِ الله، آدم را با گِلی بدبو ساخته و سپس از روح خود در آن دمیدهاست و در وهلۀ بعد، همسر آدم (موسوم به «حوّا») را از بدنِ آدم آفریدهاست، و در وهلۀ بعد، فرزندان آدم با هم ازدواج کردهاند و از ازدواج فرزندان آنها با هم، نسل بشر در روی زمین پراکنده شدهاست!
🍂 با توجه به محتوایِ این عبارتِ قرآن (که گویا وامگرفتهشده از بهاصطلاح کتبِ مقدسِ قبلی ادیان ابراهیمیست)، مآلاً همۀ انسانها، از جمله همۀ مسلمین، مطابقِ کلامِ الله، حاصلِ «ازدواج با محارم» بودهاند و بهتعبیر خودِ مسلمین، «زنازاده» تشریف دارند! آیا مسلمین با توجه به همین آیۀ قرآن، قبول دارند که اجداد اولیهشان، زناکار بودهاند و خودِ آنها نیز حاصلِ نهایی اینچنین ازدواجهایی هستند؟! و آیا این آیه را نیز از معجزاتِ علمی و اخلاقی قرآن و مصادیقِ تحدی محسوب میکنند؟
🍂 امروزه بر اساس یافتههای دانش مدرن، پی بردهایم که چنین امری درست نیست و هرآنچه در کتب ادیان ابراهیمی، از جمله قرآن، دربارۀ چگونگی پیدایش انسان آمدهاست، مثل مابقی مقولاتِ مذکور در آن کتب، مشتی خرافات و اباطیل و اساطیر بیش نبودهاست و پیدایشِ انسان بر روی کرۀ زمین، «خلقالساعه» و بهدستور و فرمانِ هیچ خدایِ متشخصِ انسانواری (تصویر خدا در قرآن و دیگر کتبِ بهاصطلاح مقدسِ ادیان ابراهیمی) نبودهاست، بلکه حاصل میلیونها سال تغییر و تحولاتِ تدریجیِ زیستی بودهاست.
🍂 اینکه چرا الله (فیالواقع، سازندگانِ تصویر خدا در قرآن، نه خودِ خدا در نفسالامر)، به نحوۀ پیدایش انسان بر روی زمین اشراف نداشته و چنین سخنان مهملی در کتب مقدسِ ادیان ابراهیمی (و اسلام بطور خاص) مطرح شده، دغدغۀ اکنونِ من نیست، اما اینکه مسلمین، در زمانۀ ظهورِ هوش مصنوعی، و با وجودِ دسترسیِ آسان به ثمراتِ دانشِ مدرن و یافتههای علمی متعددِ نقیضِ باورهایِ موروثی و خرافیشان، فاقدِ شجاعتِ حداقلیاند که دربارۀ اینگونه اسطورههای آشکار و مبرهن در منابعِ اسلامی (اقتباسشده از ادیان قبلی)، بهشکلی جدی و اساسی طرحِ پرسش کنند، باید موضوعِ تحقیقات و آزمایشهای علمی شود تا دریابیم که چگونه ویروسِ «دینخویی»، حتی ساختار و بافتارِ مغزی انسان را دچار استحاله و تغییراتِ فیزیکیِ جبرانناپذیر میکند.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 علیالظاهر، وفق آیۀ یکم از سورۀ نساء، قرآن پاسخِ پرسش بالا را دادهاست و از قرارِ معلوم، چنین است(!):
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا؛ اى مردم! از پروردگارتان كه شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز] از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مىكنيد، پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.
🍂 اگر به خرافات و اباطیل قرآن تن دهیم، یعنی اگر بر عقلانیتِ خود گِل بمالیم، باید باور داشته باشیم که بر اساسِ عبارت فوقالذکر، ابتدا جنابِ الله، آدم را با گِلی بدبو ساخته و سپس از روح خود در آن دمیدهاست و در وهلۀ بعد، همسر آدم (موسوم به «حوّا») را از بدنِ آدم آفریدهاست، و در وهلۀ بعد، فرزندان آدم با هم ازدواج کردهاند و از ازدواج فرزندان آنها با هم، نسل بشر در روی زمین پراکنده شدهاست!
🍂 با توجه به محتوایِ این عبارتِ قرآن (که گویا وامگرفتهشده از بهاصطلاح کتبِ مقدسِ قبلی ادیان ابراهیمیست)، مآلاً همۀ انسانها، از جمله همۀ مسلمین، مطابقِ کلامِ الله، حاصلِ «ازدواج با محارم» بودهاند و بهتعبیر خودِ مسلمین، «زنازاده» تشریف دارند! آیا مسلمین با توجه به همین آیۀ قرآن، قبول دارند که اجداد اولیهشان، زناکار بودهاند و خودِ آنها نیز حاصلِ نهایی اینچنین ازدواجهایی هستند؟! و آیا این آیه را نیز از معجزاتِ علمی و اخلاقی قرآن و مصادیقِ تحدی محسوب میکنند؟
🍂 امروزه بر اساس یافتههای دانش مدرن، پی بردهایم که چنین امری درست نیست و هرآنچه در کتب ادیان ابراهیمی، از جمله قرآن، دربارۀ چگونگی پیدایش انسان آمدهاست، مثل مابقی مقولاتِ مذکور در آن کتب، مشتی خرافات و اباطیل و اساطیر بیش نبودهاست و پیدایشِ انسان بر روی کرۀ زمین، «خلقالساعه» و بهدستور و فرمانِ هیچ خدایِ متشخصِ انسانواری (تصویر خدا در قرآن و دیگر کتبِ بهاصطلاح مقدسِ ادیان ابراهیمی) نبودهاست، بلکه حاصل میلیونها سال تغییر و تحولاتِ تدریجیِ زیستی بودهاست.
🍂 اینکه چرا الله (فیالواقع، سازندگانِ تصویر خدا در قرآن، نه خودِ خدا در نفسالامر)، به نحوۀ پیدایش انسان بر روی زمین اشراف نداشته و چنین سخنان مهملی در کتب مقدسِ ادیان ابراهیمی (و اسلام بطور خاص) مطرح شده، دغدغۀ اکنونِ من نیست، اما اینکه مسلمین، در زمانۀ ظهورِ هوش مصنوعی، و با وجودِ دسترسیِ آسان به ثمراتِ دانشِ مدرن و یافتههای علمی متعددِ نقیضِ باورهایِ موروثی و خرافیشان، فاقدِ شجاعتِ حداقلیاند که دربارۀ اینگونه اسطورههای آشکار و مبرهن در منابعِ اسلامی (اقتباسشده از ادیان قبلی)، بهشکلی جدی و اساسی طرحِ پرسش کنند، باید موضوعِ تحقیقات و آزمایشهای علمی شود تا دریابیم که چگونه ویروسِ «دینخویی»، حتی ساختار و بافتارِ مغزی انسان را دچار استحاله و تغییراتِ فیزیکیِ جبرانناپذیر میکند.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘راه طی شده در «ازدواج با نزدیکان»
— پیرامونِ بسطِ مصادیقِ «محارم»
✍🏻#امیرحسین_ترکاشوند
🍂 گویند «عقد دخترعمو پسرعمو را در آسمان بستهاند». با این مَثَل، به ازدواج امام علی با حضرت فاطمه اشاره دارند (هر چند، نسبت آن دو دقیقاً دخترعمو پسرعمو نبود، بلکه حضرت فاطمه، نوۀ عموی علی بود).
🍂 امروزه، با توجه به توصیههای پزشکی، به این نوع ازدواجها (ازدواجهای فامیلیِ نزدیک)، چندان «اعتبار آسمانی» قائل نبوده و خواهانِ احتیاطاند و حتی برخی عرفهای شهری، در خصوص موردِ آن دو بزرگوار، چندان روی خوش ندارد و آن را نمیپسندد؛ زیرا آن دو (ع) علاوه بر نسبت نزدیک، از کودکی با هم در یک خانه و اتاق زندگی میکردند؛ و این بدان علت بود که گویند، حضرت محمد، برای همیاری به عمویش ابوطالب، از همان اوان خردسالیِ علی، وی را از عمو گرفت و در خانۀ خود بزرگ کرد. امروزه، در شهرها، از چنین وصلتی بهخاطر نگاه خواهری و برادری به یکدیگر، پرهیز میشود، ولی البته، همچنان در روستاها و برخی مناطق، اِبایی از این وصلت، با وجودی که با هم در یک جا زندگی کرده باشند، ندارند و حتی آن را در اولویت میدانند.
🍂 خوشبختانه ازدواج علی و فاطمه نه تنها به عوارض ازدواجهای فامیلی دچار نشد بلکه ستارگانِ ما شیعیان (و بلکه عموم مسلمانان) حسن، حسین و زینب از آن وصلت زاده شدند.
نگاه خواهری و برادریِ رشدیافتگانِ یک خانواده
🍂 این نگاه مربوط به برخی جوامع و شهرها و دوران معاصر است که منجر به عدم ازدواج میانِ دو فردی که در یک خانواده بزرگ شدهاند (و بهویژه که مثلا دخترعمو و پسرعمو هم باشند) میشود؛ وگرنه چنانچه تاریخ را ورق بزنیم و به هزارههای پیش رویم، با شگفتی خواهیم خواند که حتی حضرت ابراهیم با خواهرش!! ساره (که پدرشان یکی بود) ازدواج کرد، و اسحاقِ نبی از آن وصلت متولد و سپس یعقوب و آنگاه بنیاسرائیل پدید آمد، و یا عمران با عمهاش ازدواج کرد و حضرت موسی حاصل آن ازدواج شد و یا ...؛ پس نباید نگاه لطیف و عواطفیِ امروزِ شهریها را مبنای ارزیابی گذشتگان قرار داد و باید پذیرفت که بشر، ایستگاه به ایستگاه، مدارج را طی کرده و میکند چنانکه در ایستگاه اسلام، قرآن خطِ ممنوعیت بر ازدواج با کسانی که محارم خوانده شدند، کشید و به تعبیری ازدواج حضرت ابراهیم و سارا و نیز ازدواج پدر و مادرِ حضرت موسی را از آن پس به بعد، غیر شرعی شمرد.
سوره نساء آیه ۲۳: حُرّمت علیکم أمهاتکم و بناتکم و أخواتکم و عمّاتکم و خالاتکم و بنات الأخ و بنات الأخت و أمهاتکم اللاتی أرضعنکم و أخواتکم من الرضاعة و أمهات نسائکم و ربائبکم اللاتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بهنّ فإن لم تکونوا دخلتم بهنّ فلا جناح علیکم و حلائل أبنائکم الذین من أصلابکم و أن تجمعوا بین الأختین ⬅️إِلّا ما قد سَلَف➡️ إِنّ الله کان غفوراً رحیماً
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامونِ بسطِ مصادیقِ «محارم»
✍🏻#امیرحسین_ترکاشوند
🍂 گویند «عقد دخترعمو پسرعمو را در آسمان بستهاند». با این مَثَل، به ازدواج امام علی با حضرت فاطمه اشاره دارند (هر چند، نسبت آن دو دقیقاً دخترعمو پسرعمو نبود، بلکه حضرت فاطمه، نوۀ عموی علی بود).
🍂 امروزه، با توجه به توصیههای پزشکی، به این نوع ازدواجها (ازدواجهای فامیلیِ نزدیک)، چندان «اعتبار آسمانی» قائل نبوده و خواهانِ احتیاطاند و حتی برخی عرفهای شهری، در خصوص موردِ آن دو بزرگوار، چندان روی خوش ندارد و آن را نمیپسندد؛ زیرا آن دو (ع) علاوه بر نسبت نزدیک، از کودکی با هم در یک خانه و اتاق زندگی میکردند؛ و این بدان علت بود که گویند، حضرت محمد، برای همیاری به عمویش ابوطالب، از همان اوان خردسالیِ علی، وی را از عمو گرفت و در خانۀ خود بزرگ کرد. امروزه، در شهرها، از چنین وصلتی بهخاطر نگاه خواهری و برادری به یکدیگر، پرهیز میشود، ولی البته، همچنان در روستاها و برخی مناطق، اِبایی از این وصلت، با وجودی که با هم در یک جا زندگی کرده باشند، ندارند و حتی آن را در اولویت میدانند.
🍂 خوشبختانه ازدواج علی و فاطمه نه تنها به عوارض ازدواجهای فامیلی دچار نشد بلکه ستارگانِ ما شیعیان (و بلکه عموم مسلمانان) حسن، حسین و زینب از آن وصلت زاده شدند.
نگاه خواهری و برادریِ رشدیافتگانِ یک خانواده
🍂 این نگاه مربوط به برخی جوامع و شهرها و دوران معاصر است که منجر به عدم ازدواج میانِ دو فردی که در یک خانواده بزرگ شدهاند (و بهویژه که مثلا دخترعمو و پسرعمو هم باشند) میشود؛ وگرنه چنانچه تاریخ را ورق بزنیم و به هزارههای پیش رویم، با شگفتی خواهیم خواند که حتی حضرت ابراهیم با خواهرش!! ساره (که پدرشان یکی بود) ازدواج کرد، و اسحاقِ نبی از آن وصلت متولد و سپس یعقوب و آنگاه بنیاسرائیل پدید آمد، و یا عمران با عمهاش ازدواج کرد و حضرت موسی حاصل آن ازدواج شد و یا ...؛ پس نباید نگاه لطیف و عواطفیِ امروزِ شهریها را مبنای ارزیابی گذشتگان قرار داد و باید پذیرفت که بشر، ایستگاه به ایستگاه، مدارج را طی کرده و میکند چنانکه در ایستگاه اسلام، قرآن خطِ ممنوعیت بر ازدواج با کسانی که محارم خوانده شدند، کشید و به تعبیری ازدواج حضرت ابراهیم و سارا و نیز ازدواج پدر و مادرِ حضرت موسی را از آن پس به بعد، غیر شرعی شمرد.
سوره نساء آیه ۲۳: حُرّمت علیکم أمهاتکم و بناتکم و أخواتکم و عمّاتکم و خالاتکم و بنات الأخ و بنات الأخت و أمهاتکم اللاتی أرضعنکم و أخواتکم من الرضاعة و أمهات نسائکم و ربائبکم اللاتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بهنّ فإن لم تکونوا دخلتم بهنّ فلا جناح علیکم و حلائل أبنائکم الذین من أصلابکم و أن تجمعوا بین الأختین ⬅️إِلّا ما قد سَلَف➡️ إِنّ الله کان غفوراً رحیماً
#بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 روانکاویِ «زنا با محارم» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🔸«ازدواج فامیلیِ» مورد عمل و توصیۀ آخوندها، امری مشمئزکننده نزد غربیها و مسیحیان تلقی میشود و نوعی «زنای با محارم» فهم میشود 🔸«دلهرۀ جدایی» چیست و چه نقشی در ضمیرِ ناخودآگاه رقمزنندۀ بسیاری از رفتارهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگداشتِ سپندارمذگان
@Naqdagin
🎧 بزرگداشتِ سِپَندارمَذگان
— بزرگداشت زن، زمین، عشق
🍂 پنجم اسفندماه، جشن سپندارمذگان بر تمامی زنان و دلدادگان حوزهٔ تمدنیِ #ایران شاد باد.
🍂 مجموعهٔ ايران پایدار، روز جمعه، پنج اسفند، ساعت ۲۰:۳۰، با حضور #عرفان_نظرآهاری (نویسنده و شاعر)، #محمد_درویش (سردبیر بخش محیطزیست) و #امیر_هاشمیمقدم (سردبیر بخش ایران بزرگ فرهنگی) برنامهای را به پاسداشت این روز برگزار کرد.
#اسطورهشناسی #در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بزرگداشت زن، زمین، عشق
🍂 پنجم اسفندماه، جشن سپندارمذگان بر تمامی زنان و دلدادگان حوزهٔ تمدنیِ #ایران شاد باد.
🍂 مجموعهٔ ايران پایدار، روز جمعه، پنج اسفند، ساعت ۲۰:۳۰، با حضور #عرفان_نظرآهاری (نویسنده و شاعر)، #محمد_درویش (سردبیر بخش محیطزیست) و #امیر_هاشمیمقدم (سردبیر بخش ایران بزرگ فرهنگی) برنامهای را به پاسداشت این روز برگزار کرد.
#اسطورهشناسی #در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زن و عشق در #شاهنامه
✍🏻 دکتر #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
🍂 شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیادِ هُمر که در آن، سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش، موجد جنگ است؛ اینگونه است کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
🍂 در دوران پهلوانیِ شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها، شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابیست، وجود او موجب میشود که این کتاب، در ردیفِ لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
🍂 این زنها هستند که به داستان تراژیک، آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود، مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد؛ همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود.
🍂 در تمام داستانهای شاهنامه، حضور زن را میبینیم. در داستان ضحاک، خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون، باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال، سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس، سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش، سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
🍂 شاهنامه برخلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده، یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه، نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند؛ حتی زنانی که خارجی هستند، چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
🍂 عشق در شاهنامه، در عین برهنگی، پاک و نجیب است. رابطۀ زن و مرد، بیآنکه به تکلّف و تصنع گراییده باشد، از تمدن و فرهنگ برخوردار است.
🍂 ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن، عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است. تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن، عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود. زن در شاهنامه، برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی، به استثنای سودابه، بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست. چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند: تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد، مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#زنان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
🍂 شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیادِ هُمر که در آن، سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش، موجد جنگ است؛ اینگونه است کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
🍂 در دوران پهلوانیِ شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها، شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابیست، وجود او موجب میشود که این کتاب، در ردیفِ لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
🍂 این زنها هستند که به داستان تراژیک، آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود، مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد؛ همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود.
🍂 در تمام داستانهای شاهنامه، حضور زن را میبینیم. در داستان ضحاک، خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون، باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال، سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس، سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش، سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
🍂 شاهنامه برخلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده، یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه، نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند؛ حتی زنانی که خارجی هستند، چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
🍂 عشق در شاهنامه، در عین برهنگی، پاک و نجیب است. رابطۀ زن و مرد، بیآنکه به تکلّف و تصنع گراییده باشد، از تمدن و فرهنگ برخوردار است.
🍂 ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن، عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است. تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن، عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود. زن در شاهنامه، برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی، به استثنای سودابه، بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست. چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند: تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد، مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#زنان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin