نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🍂 یک‌ امر مشترک برای مفاخر و سرمایه‌های انسانی سرزمین ایران وجود دارد: آن‌ها در همه جا غریبه‌اند؛ چه در وطن و چه خارج از وطن‌.

🍂 چهل و پنج سال است که آدم‌حسابی‌های ایران، در وضعیتِ «غریب بودن» با محیط اطراف خود به سر می‌برند. آنانی که در وطن مانده‌اند، احساس مهاجر بودن می‌‌‌کنند و آن‌هایی که رفته‌اند هم که مهاجرند.

🍂 درگذشت #فرامرز_اصلانی بعد از مدت‌ها مرا متاثر کرد. وضعیت غریبی را زیست می‌کنیم. شرکت در اجرای موسیقی خوانندگان هم‌وطن برای ما تبدیل به یک رویا شده‌است و گوش‌های‌مان مملو از صدای نکره بانی‌ها و زانکوها و باقی عمله‌اکره‌های پروپاگانداست؛ بر پرده سینما‌های‌مان سخیف‌ترین آثار ممکن به نمایش درمی‌آیند؛ ادبیات‌مان محتضر و رو به موت است، و اگر اندک نفسی هم می‌کشد به سبب فضای مجازی است.

🍂 ایران یکی از سیاه‌ترین دوران‌های تاریخ خود را می‌گذارند و باید به این دوران سیاه پایان دهیم. باید این «در وطن و خارج از وطن خویش غریب بودن» را تمام کنیم.

🍂 کشته‌شدگان جنبش‌های اعتراضی به زندگی شخصی من در این کشور مربوط بودند و هستند؛ شاید جای آن‌ها من کشته می‌شدم و یا کشته شوم؛ بنابراین تاثر از کشته‌شدن آن‌ها، به‌نوعی به زندگی شخصی‌ام مربوط است، اما مدت‌ها بود از مرگ فردی که به زندگی شخصی‌ام مربوط نیست تا این حد غمگین و متاثر نشده بودم.

🍂 مسئله برای من صرفا نوستالژی و خاطره‌بازی با آثار فرامرز اصلانی نیست. مسئله برای من، «غریب بودن ما ایرانی‌ها»ست. جمهوری اسلامی ما را به «میلیون‌ها غریبه» تبدیل کرده‌است. البته این هم به زندگی شخصی‌ام مربوط است. آغاز خوبی برای سال جدید نیست و احتمالا روزهایی سخت در انتظارمان خواهد بود.

✍🏻#محمدجواد_معنوی


#ایران #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @pagardmnv
هنوز
@Naqdagin
🎧 هنوز
— هنوز ای آنکه از من دور گشتی، اشک می‌بارم...

🎙#فرامرز_اصلانی


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
یادی‌ست
@Naqdagin
🎧 یادی‌ست
— یادی‌ست در دلم که ز یاد نمی‌رود...

🎙#فرامرز_اصلانی


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
یادی‌ست
@Naqdagin
🎧 هرگز نخواب کوروش!
— دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد، بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد ...

🎙#فرامرز_اصلانی


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
Divar
Dariush & Faramarz Aslani
🎧 دیوار
— بس که زندگی نکردیم وحشت از مردن نداریم...

🎙#فرامرز_اصلانی و #داریوش


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
تو
@Naqdagin
🎧 تو
— همه کسم تو، هر هوسم تو، هم نفسم تو، بال و پرم تو...

🎙#فرامرز_اصلانی


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
وقتی رفتی
@Naqdagin
🎧 وقتی رفتی
— وقتی رفتی همه چیز رفت، روزای خوب برنگشتن. بهار از پنجره پر زد، پاییزا دائمی گشتن ...

🎙#فرامرز_اصلانی


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 فرامرز اصلانی از آن دست هنرمندانی بود که آدم دوست داشت خودِ هنرمند را هنگام هنرورزی و هنرمندی ببیند و تماشا کند. آدم دوست داشت به تماشای خواندن و نواختنِ او بنشیند؛ نه صرفا گوش‌دادن به آثارش، که دیدنش، تماشایش. و این امر بی‌جهت نبود. آن‌قدر که هنگام اجرا و ایفای اثر و نقشِ هنری‌اش، چه خواندن و چه نواختن، وقار و متانت داشت، جذابیت و گیرایی داشت. آن صدای گوش‌نواز و آوای دلنشین، درخور آن وقار و متانت بود؛ به آن شکل و هیبت می‌خورد؛ یک تیپِ متفاوت و متمایز بود. او هنرمندانه و خلّاقانه، از استعدادی که داشت، از صدایی که داشت، بهرۀ هنری بُرد. برای بسیاری از ما، صدای او و هنر او، خاطرات خوشی را رقم زد. یادش ماندگار.

✍🏻 #رضا_زمان




🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
معرفی گزیده‌ای از غزلیات شمس
@Naqdagin
🎧معرفی کتابِ «گزیده‌ای از غزلیات شمس تبریزی»

🎙خوانش‌گر اشعار و آواز: #فرامر_اصلانی

🍂 به نظر اهل فن، میان چاپ‌های متعدد از یک اثر کلاسیک ادبی، تفاوت وجود دارد. در هشتمین قسمت از برنامه شیرازه، گزیده‌ای از غزلیات شمس تبریزی معرفی می‌شود که با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شده‌است.


#پادکستکش #شعرانه #نقد_کتاب



🌾 @Naqdagin
بی‌نشان
@Naqdagin
🎧 بی‌نشان
— گفتی اسرار در میان آور، کو میان، اندر این میان که منم؟

🎙#فرامرز_اصلانی

شعر: مولانا


#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
اگه یه روز
@Naqdagin
🎧 اگه یه روز بری سفر

🎙#فرامرز_اصلانی



#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
🍂 نه خب واقعاً! شما نه به اندازۀ لیلی افشار گیتاریست خوبی بودی (که اصلاً نبودی)؛ نه به اندازۀ هایده خوانندۀ خوبی بودی (قابل‌مقایسه هم نیستید)؛ نه به اندازۀ براهنی مهم بودی که طرفداری‌ات از فاجعۀ پنجاه و هفت آزارمان دهد (این کجا و آن کجا)؛ نه به اندازۀ فرهاد زندگی تراژیکی داشتی (اصلاً نداشتی)؛ نه مثل داریوش یا شادمهر، جنس صدایت بر نسلی از خوانندگان تأثیر گذاشت (تا آمد مد شود از مد افتاد)؛ نه مانند واروژان و بابک بیات آهنگ‌های تکان‌دهنده‌ای ساختی (فقط یک مگا-هیت در کل کارنامه‌ات)، و نه حتی کارهایت چندان پایۀ ثابت نشستن‌ها و نوشیدن‌هایمان بود! ...

🍂 نمی‌دانم چرا اینجا نشسته‌ای و انتظار داری مثل اینها که نامشان را آوردم، دربارهٔ تو هم بنویسم؟ اصلاً نمی‌دانم چرا اینجایی؟ نمی‌دانم چرا از زمانی که فهمیدم رفته‌ای، حضورت اینجا، در ذهنم، آزارم می‌دهد و نمی‌گذارد چیزی درباره‌ات ننویسم!

🍂 قاعدتاً باید می‌رفتم و متون دوستدارانت را کمی بالا و پایین می‌کردم و از جمله‌سازی با «سفر» و «دیوار» و «خونه» و ... خسته می‌شدم و با یک «آسوده بخواب» یا «R.I.P.» سروته قضیه را هم می‌آوردم و می‌رفتم پی کارم، اما می‌دانم که نمی‌شود. می‌دانم که تو قضیه‌ات فرق دارد.

🍂 تو اینجایی و تصویرت نمی‌گذارد به زندگی‌ام برسم و مدام می‌گوید چیزی بنویس و بگذار بماند. شاید دلیلش همین پاراگراف اولی باشد که نوشتم: تو یک «حس ملودی» خوب داشتی، چند تا ریتم و آکورد روی گیتار بلد بودی، یک صدای زیبا، اما محدود داشتی (در حد یک و نیم اکتاو)، و یک قیافۀ حدوداً جذاب! همین و دیگر هیچ.

🍂 ولی با همین‌ها کاری کردی که امروز، همه نامت و آهنگ‌هایت را به یاد می‌آورند. تو فقط یک چیز خیلی بزرگ داشتی: می‌دانستی با چیزهای کمی که در اختیار داری، چگونه کار کنی.

🍂 می‌گویند زمین در نهایت نه مال صالحان است، نه باهوشان، نه ثروتمندان و نه دانایان؛ زمین مال کسانی است که «می‌دانند چه می‌کنند» و تو برای من تصویر مجسم کسی هستی که می‌دانست دارد چه می‌کند.

🍂 یک گیتار برای همراهی، یک صدای بم مردانه و تا حدودی مصنوعی و کمی ملودی در ذهن و بعد، ناگهان، از هر گوشه و کنار، سیل آهنگ‌هایت در کودکی و نوجوانی ما سرازیر شد: «دستم بگیر، دستم را تو بگیر»، «بره توی تموم جونم، تا باز برات آواز بخونم» و در نهایت «جمع این مطلب زدم من، زندگانی شد». بله آقای اصلانی! زندگانی شد؛ شما هر چه را داشتی جمع زدی و با همان‌ها یک زندگی ساختی؛ یک زندگی پر از صدا، پر از تصویر، پر از ملودی و خاطره. و حالا به زمین باز گشته‌ای. همانجا که تو در نهایت یکی از صاحبانش خواهی بود. مبارکت باشد.

✍🏻 #علی_شاهی




🌾 @Naqdagin