This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 #در_چنین_روزی در ۲۳ فروردین ۱۳۸۴، #شاهرخ_مسکوب، پژوهشگر، شاهنامهپژوه، مترجم و نویسندهی نامی کشورمان درگذشت. او یکی از آن چهرههای ماندگار غریب و رنجدیدۀ ادبیات ایران است. مسکوب اندیشمند و نویسندهی بزرگی است که چه در ایران و چه دوران مهاجرتش به فرانسه، زندگی تلخ و پرفرازونشیبی داشتهاست. او یکی از بزرگترین شاهنامهپژوهان ایران شناخته میشود.
🍂 از او، آثار بیبدیل بسیاری همچون «روزها در راه»، «سوگ سیاوش» و «مقدمهای بر رستم و اسفندیار» بهجا ماندهاست.
🍂 در مورد مرگ این چنین نوشته بود:
🍂 صدا برشی از سخنرانی او در موضوع «هویت ملی وبنیاد های آن» است.
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
🍂 از او، آثار بیبدیل بسیاری همچون «روزها در راه»، «سوگ سیاوش» و «مقدمهای بر رستم و اسفندیار» بهجا ماندهاست.
🍂 در مورد مرگ این چنین نوشته بود:
«دوباره احساس میکنم نیروهایی از زمین و زمان بلند شدهاند تا جهان را دگرگون کنند. درست است بدنی ندارم که با چشمهای خودم همه چیز را ببینم، اما این کسانی که مرگ من را به جهان یاداور میشوند، آن لحظهای را بیادم میآورند که برگۀ کاغذی از زیر دستم تکان خورد و قلبم ایستاد. میگویند مرگ بدنها را از جهان میبرد، اما رویاها همچون ویروس به تکتک نقاط جهان پخش میشوند و تا وقتی که به همه جا سرایت نکنند، این جهان را ترک نخواهند کرد».
🍂 صدا برشی از سخنرانی او در موضوع «هویت ملی وبنیاد های آن» است.
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
خوانش مسکوب از اسطورهشناسی
@Naqdagin
#نقد_چپ #نقد_روشنفکران
🎧 خوانش مسکوب از #اسطورهشناسی
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
🎧 خوانش مسکوب از #اسطورهشناسی
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
➖➖➖
🌾 @Nagdagin
🍂 همواره این پرسش را داشتهام که چرا چپِ انترناسیونال ایرانی، در چند دهۀ اخیر، اینقدر از واژۀ «ایران» منزجر است؟ پیشترها فرق داشت [برگردید به تجربههای تاریخی پیش از ۵۷]. از نویسنده و فعالهای اخیر بگیر تا هنرمند و مابقی؛ گویی یک قاچ لیمو بگذاری جلوی گربه؛ با انزجار دور میشود. با ظهور کالتهایِ جدیدالتاسیس، این نفرت تئوریزه نیز شده. گویی «ایران» نامِ رمزِ «ستمِ مضاعف» است! برای چه؟ برای اینکه صحبت از «ایران» محول شده به «راستِ فاشیستِ ایرانی»؟ تقسیم وظایفِ نانوشته است لابد!
🍂 تجربههای جهانی، چنین چیزی به ما نمیگویند: از رادیکالترین چپهای ایتالیایی و شیلی تا ژاپنی؛ مثلا پازولینی خود را یک ایتالیایی میدانست و یک رنسانسشناس قهار بود. بلوکیو تاریخشناسِ تواناییست. پاتریشیو گوسمان چهل و اند سال آزگار است از شیلی میگوید، از دشتها و کوهها و سنتهایش؛ او در آثارش با تبحر تاریخ سرزمیناش-شیلی- را سینمایی میکند. شیندو و آداچی در ژاپن، مدام در سرزمینشان سفر میکردند و همه جا میگفتند «ژاپن». آنوقت نویسندۀ چپگرایی همچون #شاهرخ_مسکوب در دهۀ هفتاد، مورد تحقیر بود با القابی چون «چپِ ناسیونالیست»(!). احتمالا چون به تاریخ «ایران» علاقه داشت. تنها در اواخر دهۀ هشتاد و دهۀ نود بود که نام او به میان آمد. شاید بخاطر اینکه -فیالمثل- اضطرارِ فهمِ شاهنامه به میان آمد و جیبِ دانشِ چپ ایرانی خالی بود [آدمی نمیرود دنبالِ فهمِ چیزی که از آن متنفر است]. در درسگفتارهایشان میگفتند بروید فلان کتابِ مسکوب را بخوانید، برای فهم مدرنِ فلان کتاب فارسی.
🍂 مخلص کلام: اگر از ابتذال راست ایرانی منزجر هستیم، گمانهزنی کنیم دربارۀ خاستگاه این ابتذال؛ شاید این خاستگاه لزوما و تماما درونیِ راست نباشد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @poster_cinematography
🍂 تجربههای جهانی، چنین چیزی به ما نمیگویند: از رادیکالترین چپهای ایتالیایی و شیلی تا ژاپنی؛ مثلا پازولینی خود را یک ایتالیایی میدانست و یک رنسانسشناس قهار بود. بلوکیو تاریخشناسِ تواناییست. پاتریشیو گوسمان چهل و اند سال آزگار است از شیلی میگوید، از دشتها و کوهها و سنتهایش؛ او در آثارش با تبحر تاریخ سرزمیناش-شیلی- را سینمایی میکند. شیندو و آداچی در ژاپن، مدام در سرزمینشان سفر میکردند و همه جا میگفتند «ژاپن». آنوقت نویسندۀ چپگرایی همچون #شاهرخ_مسکوب در دهۀ هفتاد، مورد تحقیر بود با القابی چون «چپِ ناسیونالیست»(!). احتمالا چون به تاریخ «ایران» علاقه داشت. تنها در اواخر دهۀ هشتاد و دهۀ نود بود که نام او به میان آمد. شاید بخاطر اینکه -فیالمثل- اضطرارِ فهمِ شاهنامه به میان آمد و جیبِ دانشِ چپ ایرانی خالی بود [آدمی نمیرود دنبالِ فهمِ چیزی که از آن متنفر است]. در درسگفتارهایشان میگفتند بروید فلان کتابِ مسکوب را بخوانید، برای فهم مدرنِ فلان کتاب فارسی.
🍂 مخلص کلام: اگر از ابتذال راست ایرانی منزجر هستیم، گمانهزنی کنیم دربارۀ خاستگاه این ابتذال؛ شاید این خاستگاه لزوما و تماما درونیِ راست نباشد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @poster_cinematography
خوانش مسکوب از اسطورهشناسی
@Naqdagin
🎧 خوانش مسکوب از #اسطورهشناسی
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
.
#نقد_چپ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin