📕تحریف قرآن و امکان ایمان
✍️ #محمدعلی_میرباقری
در نوشتهی زیر توضیح خواهم داد که:
اولاً چرا فکر میکنم قرآن (در لفظ و معنا) مورد تحریف واقع شده است؟
ثانیاً چگونه فرد مومن میتواند با وجود چنین واقعیتی، همچنان به اسلام باور داشته باشد؟
خلاصه
از مجموع مطالبی که درباب تحریف لفظی گفته شد، آشکار است که انکار تحریف لفظی در قرآن ناممکن است؛ پس باید وقوع تحریف در قرآن را پذیرفت.
آنچه میماند این است که با پذیرش تفاسیری که دو آیهی فوق را بهمثابه وعدهی الهی مبنی بر عدم تحریف قرآن در نظر میگیرند، حقانیت قرآن و اسلام زیر سؤال میرود؛
زیرا با پذیرش چنین تفسیری، پذیرفتهایم که قرآن حاوی ادعایی کاذب است. پس تنها راه موجود برای حفظ حقانیت قرآن و اسلام، ارائهی تفسیر بدیل برای دو آیهی فوق است.
تفسیری که میتواند یکی از پیشنهادهای متن (که به نقل از مجمعالبیان ذیل هر دو آیه آمد)، یا تفسیری دیگر باشد.
🌐 متن کامل را در (سایت تلگراف) بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۷ دقیقه
📽مدیای مرتبط:
آیت الله کمال حیدری: کتابی که دست ماست، قرآن نیست رفقا!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ #محمدعلی_میرباقری
در نوشتهی زیر توضیح خواهم داد که:
اولاً چرا فکر میکنم قرآن (در لفظ و معنا) مورد تحریف واقع شده است؟
ثانیاً چگونه فرد مومن میتواند با وجود چنین واقعیتی، همچنان به اسلام باور داشته باشد؟
خلاصه
از مجموع مطالبی که درباب تحریف لفظی گفته شد، آشکار است که انکار تحریف لفظی در قرآن ناممکن است؛ پس باید وقوع تحریف در قرآن را پذیرفت.
آنچه میماند این است که با پذیرش تفاسیری که دو آیهی فوق را بهمثابه وعدهی الهی مبنی بر عدم تحریف قرآن در نظر میگیرند، حقانیت قرآن و اسلام زیر سؤال میرود؛
زیرا با پذیرش چنین تفسیری، پذیرفتهایم که قرآن حاوی ادعایی کاذب است. پس تنها راه موجود برای حفظ حقانیت قرآن و اسلام، ارائهی تفسیر بدیل برای دو آیهی فوق است.
تفسیری که میتواند یکی از پیشنهادهای متن (که به نقل از مجمعالبیان ذیل هر دو آیه آمد)، یا تفسیری دیگر باشد.
🌐 متن کامل را در (سایت تلگراف) بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۷ دقیقه
📽مدیای مرتبط:
آیت الله کمال حیدری: کتابی که دست ماست، قرآن نیست رفقا!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است، روی خوشی را نخواهیم دید!
✍️دکتر #محمدعلی_میرباقری
فکر میکند «واکسن به محض اینکه تایید شد، بیماری از بین میرود» و هیچ نمیداند که تولید انبوه و واکسیناسیون عمومی فرایندی زمانبر است.
بیچاره ما...
یادداشت «به یزدان که گر ما خرد داشتیم» در نقد این متن (اینجا)
➖➖➖
✅نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
✍️دکتر #محمدعلی_میرباقری
فکر میکند «واکسن به محض اینکه تایید شد، بیماری از بین میرود» و هیچ نمیداند که تولید انبوه و واکسیناسیون عمومی فرایندی زمانبر است.
بیچاره ما...
یادداشت «به یزدان که گر ما خرد داشتیم» در نقد این متن (اینجا)
➖➖➖
✅نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
📕به یزدان که گر ما خرد داشتیم
پیرامون «تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است»
✍️#بهرام_بسطامی
ما بیچارهایم چرا که تقریبا فکر نمیکنیم؛ هزار و یک کار میکنیم ولی فکر نمی کنیم. فکر شکنجهی خود و کُشتی دائمی ذهنی به صورتی روشمند است، و تنها کسی اهل فکر است که عاشق رنج این مسیر باشد و زندگی را چیزی جز تفکر و رنجهای تعالیبخش برای حل مشکلات جامعه نداند.
اما کسی که لذتطلب است و یا بقول علیرضا موثق دچار «متافیزیک شیرازی» (اینجا)، در حالت انفعالی و پسیو میزید و اصلا دنبال رنج واقعی و مبارزه برای زندگی اصیل نیست، و نتیجتا فکری هم نمیکند، و تنها میبلعد و دنبال سوراخی برای بلعیدن بیشتر یا بلعیدن بعدی است.
چقدر زنانی دیدهایم که انواع آزارها و تجاوزها به حقوق خود را تحمل میکنند و از مظلوم بودن خود هم لذت هم میبرند و به اصطلاح راضیاند؟
تقریبا ما به بیماری مازوخیسم (لذت بردن از رنجهای نالازم و خودساخته) دچاریم، یعنی ناخودآگاه از شهید شدن مظللوم و معصوم، و حسین کربلا دانسته شدن، لذت میبریم، و نه از قهرمان زندگی خود و جمعی شدن و در تاریخ از خود اثری مثبت و ماندگار به یاد گذاشتن.
ما همان مردمی هستیم که دسته غالب روشنفکران (که رسانههای جریان اصلی دستشان است) و رسانهها، به اسم کنشگری سیاسی، بسادگی و با چند هفته بازی با روان و ضمیر ناخودآگاه ما در جا انداختن دروغِ اهمیت صندوقهای بیعت، ما را به صف صندوقهای رای میکشانند.
حتی ماندن در خانه و تلاش برای دیگران را نیز در خانه نگه داشتن و فشار آوردنهای عقلانی و احساسی که در این خیانت، جنایت و دروغ شرکت نکنند، و در خیانت به میهن و دروغ سهیم نشوند را نیز، به عنوان یک کنش واقعی نمیشناسیم و انجام نمیدهیم.
در پیشروترین مخالفان (که انگشتشماری بیش نیستند) میبینیم از ضرورت تحریم فردی و شخصی و پسیو سخن میگویند. یعنی از حداقل دو مرحلهی لازم دیگر غافل می شوند:
۱- مانع از رای دادن اعضای خانواده، دوستان و همسایگان و حتی کسانی که در حال ورود به حوزه های اخذ بیعت هستند، شدن، با محبت، شماتت و استدلال.
۲- راهپیماییهای سراسری با علائم و شعارهای مربوط به دروغ و فریب انتخابات، در روزهای انتخاباتی.
این دومی به خصوص یک عمل بیشک لازم است و صرفا اینکه ملتی در خانه بنشیند، باعث تغییر و بهبود حال مسئولانی که حتی در مورد واکسن نیز برخوردهای جنونآمیز میکنند، و جان و رای مردم و حتی نمایندگان دستنشاندهی خود را تحقیر میکنند، نمیشود.
اینها قلدرتر و لاتتر از چیزی هستند که با یک رای ندادن ساده، تغییر سیاستهای کلان بدهند و مثلا یکی از اهداف درجه یازدهم خود را بالا بردن معیشت مردم، تا حد متوسط درآمد مردم منطقه بدانند و برای آن از هر اقدام توسعهمحور و جذبکننده سرمایههای خارجی و سرمایههای اجتماعی استقبال کنند.
اتفاقا از نیامدن مردم هم ماهی ِمغزهای فندقی خود را صید میکنند، و بقولی، رئیس جمهور نظامی و سختگیرتر، مطیعتر و کلهشقتری میآورند که رعیت و احشام خود را سیاست کنند، و مجبور کنند که در انتصابات بعدی پر شور شرکت کنند تا یکوقت رئیسجمهوری چنین احمق نیاید!
این سخن علنی شاه خودرای، تقریبا بزرگترین گل به خودی و درس بود برای ملت، اگر اهل ذرهای اندیشه و غیرت اخلاقی باشیم، و میتواند آغازی برای پایان چهل سال خودفریبی، منفعل بودن و گشاد و بیتفاوت بودن به سرنوشت جمعی، و شرکت مکرر در انتخواباتهایی با حقیقت بیعت و فراموشی واقعیت ساختار قدرت باشد، و کل این نمایشهای خر رنگ کن را منقضی کند.
پیامهای سست و انفعالی بسیاری را پس از تماشای آخرین هنرنمایی رهبر حکیم کشور دیدم که مینالیدند از فلک، و خود و ملت را مظلومی معلول جلوه میدادند. و این دقیقا هیزم این جهنم جهل چهل ساله بوده، و ما را در جهان انگشتنمای زبونی و ذلت و بیعقلی و بیغیرتی کرده است.
این پسیو بودن و ناله کردن و جوک گفتن، به جای فکر کردن و کنشگری، دقیقا ضمیر ناخودآگاه ما است که مرتب ما را شکست میدهد و ما را در این چرخهی تکراری فلاکت و خنده-گریه به فلاکت خود، به مثابه شیعهی الگو گیرنده از حسین شهید مظلوم صحرای کربلا میاندازد.
شیعه، عاشق شهید مظلوم بودن، و در تقیه و دروغ و وضعیت ضعیف بودن است. این همه خرج حکومتها برای اجرای روزافزونتر ذهنشوییِ مراسم عزاداری که از صفویه باب شده، و جز به تقویت همین حالت پسیو بیفکری و نتیجتا فلاکت را تقدیری ازلی، مقدس و محتوم دیدن (که نهایتا باید به فلک لعنت فرستاد)، نمیانجامد، بیهوده و بیتاثیر نبوده است.
ما باید به انتخابهای ناخودآگاه خود در مواجهه با پدیدارهای مختلف اجتماعی خودآگاه شویم و آنگاه راهی دیگر را بسازیم. جاده ساختنی است، و بهشت در حرکت و حل مساله است، و نه یک نقطه خوش و بیدردسر غایی.
➖➖➖
✅نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
پیرامون «تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است»
✍️#بهرام_بسطامی
ما بیچارهایم چرا که تقریبا فکر نمیکنیم؛ هزار و یک کار میکنیم ولی فکر نمی کنیم. فکر شکنجهی خود و کُشتی دائمی ذهنی به صورتی روشمند است، و تنها کسی اهل فکر است که عاشق رنج این مسیر باشد و زندگی را چیزی جز تفکر و رنجهای تعالیبخش برای حل مشکلات جامعه نداند.
اما کسی که لذتطلب است و یا بقول علیرضا موثق دچار «متافیزیک شیرازی» (اینجا)، در حالت انفعالی و پسیو میزید و اصلا دنبال رنج واقعی و مبارزه برای زندگی اصیل نیست، و نتیجتا فکری هم نمیکند، و تنها میبلعد و دنبال سوراخی برای بلعیدن بیشتر یا بلعیدن بعدی است.
چقدر زنانی دیدهایم که انواع آزارها و تجاوزها به حقوق خود را تحمل میکنند و از مظلوم بودن خود هم لذت هم میبرند و به اصطلاح راضیاند؟
تقریبا ما به بیماری مازوخیسم (لذت بردن از رنجهای نالازم و خودساخته) دچاریم، یعنی ناخودآگاه از شهید شدن مظللوم و معصوم، و حسین کربلا دانسته شدن، لذت میبریم، و نه از قهرمان زندگی خود و جمعی شدن و در تاریخ از خود اثری مثبت و ماندگار به یاد گذاشتن.
ما همان مردمی هستیم که دسته غالب روشنفکران (که رسانههای جریان اصلی دستشان است) و رسانهها، به اسم کنشگری سیاسی، بسادگی و با چند هفته بازی با روان و ضمیر ناخودآگاه ما در جا انداختن دروغِ اهمیت صندوقهای بیعت، ما را به صف صندوقهای رای میکشانند.
حتی ماندن در خانه و تلاش برای دیگران را نیز در خانه نگه داشتن و فشار آوردنهای عقلانی و احساسی که در این خیانت، جنایت و دروغ شرکت نکنند، و در خیانت به میهن و دروغ سهیم نشوند را نیز، به عنوان یک کنش واقعی نمیشناسیم و انجام نمیدهیم.
در پیشروترین مخالفان (که انگشتشماری بیش نیستند) میبینیم از ضرورت تحریم فردی و شخصی و پسیو سخن میگویند. یعنی از حداقل دو مرحلهی لازم دیگر غافل می شوند:
۱- مانع از رای دادن اعضای خانواده، دوستان و همسایگان و حتی کسانی که در حال ورود به حوزه های اخذ بیعت هستند، شدن، با محبت، شماتت و استدلال.
۲- راهپیماییهای سراسری با علائم و شعارهای مربوط به دروغ و فریب انتخابات، در روزهای انتخاباتی.
این دومی به خصوص یک عمل بیشک لازم است و صرفا اینکه ملتی در خانه بنشیند، باعث تغییر و بهبود حال مسئولانی که حتی در مورد واکسن نیز برخوردهای جنونآمیز میکنند، و جان و رای مردم و حتی نمایندگان دستنشاندهی خود را تحقیر میکنند، نمیشود.
اینها قلدرتر و لاتتر از چیزی هستند که با یک رای ندادن ساده، تغییر سیاستهای کلان بدهند و مثلا یکی از اهداف درجه یازدهم خود را بالا بردن معیشت مردم، تا حد متوسط درآمد مردم منطقه بدانند و برای آن از هر اقدام توسعهمحور و جذبکننده سرمایههای خارجی و سرمایههای اجتماعی استقبال کنند.
اتفاقا از نیامدن مردم هم ماهی ِمغزهای فندقی خود را صید میکنند، و بقولی، رئیس جمهور نظامی و سختگیرتر، مطیعتر و کلهشقتری میآورند که رعیت و احشام خود را سیاست کنند، و مجبور کنند که در انتصابات بعدی پر شور شرکت کنند تا یکوقت رئیسجمهوری چنین احمق نیاید!
این سخن علنی شاه خودرای، تقریبا بزرگترین گل به خودی و درس بود برای ملت، اگر اهل ذرهای اندیشه و غیرت اخلاقی باشیم، و میتواند آغازی برای پایان چهل سال خودفریبی، منفعل بودن و گشاد و بیتفاوت بودن به سرنوشت جمعی، و شرکت مکرر در انتخواباتهایی با حقیقت بیعت و فراموشی واقعیت ساختار قدرت باشد، و کل این نمایشهای خر رنگ کن را منقضی کند.
پیامهای سست و انفعالی بسیاری را پس از تماشای آخرین هنرنمایی رهبر حکیم کشور دیدم که مینالیدند از فلک، و خود و ملت را مظلومی معلول جلوه میدادند. و این دقیقا هیزم این جهنم جهل چهل ساله بوده، و ما را در جهان انگشتنمای زبونی و ذلت و بیعقلی و بیغیرتی کرده است.
این پسیو بودن و ناله کردن و جوک گفتن، به جای فکر کردن و کنشگری، دقیقا ضمیر ناخودآگاه ما است که مرتب ما را شکست میدهد و ما را در این چرخهی تکراری فلاکت و خنده-گریه به فلاکت خود، به مثابه شیعهی الگو گیرنده از حسین شهید مظلوم صحرای کربلا میاندازد.
شیعه، عاشق شهید مظلوم بودن، و در تقیه و دروغ و وضعیت ضعیف بودن است. این همه خرج حکومتها برای اجرای روزافزونتر ذهنشوییِ مراسم عزاداری که از صفویه باب شده، و جز به تقویت همین حالت پسیو بیفکری و نتیجتا فلاکت را تقدیری ازلی، مقدس و محتوم دیدن (که نهایتا باید به فلک لعنت فرستاد)، نمیانجامد، بیهوده و بیتاثیر نبوده است.
ما باید به انتخابهای ناخودآگاه خود در مواجهه با پدیدارهای مختلف اجتماعی خودآگاه شویم و آنگاه راهی دیگر را بسازیم. جاده ساختنی است، و بهشت در حرکت و حل مساله است، و نه یک نقطه خوش و بیدردسر غایی.
➖➖➖
✅نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است، روی خوشی را نخواهیم دید!
✍️دکتر #محمدعلی_میرباقری
فکر میکند «واکسن به محض اینکه تایید شد، بیماری از بین میرود» و هیچ نمیداند که تولید انبوه و واکسیناسیون عمومی فرایندی زمانبر است.
بیچاره ما...
یادداشت «به یزدان…
✍️دکتر #محمدعلی_میرباقری
فکر میکند «واکسن به محض اینکه تایید شد، بیماری از بین میرود» و هیچ نمیداند که تولید انبوه و واکسیناسیون عمومی فرایندی زمانبر است.
بیچاره ما...
یادداشت «به یزدان…
تحدی و اعجاز قرآن کریم
دکتر میرباقری
🎧 صوت کامل سومین جلسه بررسی «رسالهای انتقادی درباب اعجاز قرآن» در دانشگاه امام صادق
🔸 با حضور دکتر #محمدعلی_میرباقری، دانشآموختهی دکتری «فلسفه دین» دانشگاه تهران (نویسنده کتاب)
#نقد_قرآن #بازاندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸 با حضور دکتر #محمدعلی_میرباقری، دانشآموختهی دکتری «فلسفه دین» دانشگاه تهران (نویسنده کتاب)
#نقد_قرآن #بازاندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
رساله_ای_انتقادی_در_باب_اعجاز_قرآن.pdf
4.1 MB
📗رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
این کتاب از بهترین، جامعترین و متقنترین آثاری است که در نقد اعجاز قرآن نوشته شده است. نویسندهی این کتاب به نقد آموزهی کلامی اعجاز قرآن پرداخته و سعی کرده تا نشان دهد که برخلاف مشهور، قرآن فاقد اعجاز است.
برای این منظور ۵ ادعای اصلی دربارهی اعجاز قرآن را نقد کرده است: اعجاز بیانی، اعجاز غیبی، اعجاز علمی، اعجاز تشریعی و اعجاز عددی.
علاوه بر این، به صورت مباحث فرعی به برخی پرسشهای مبنایی در باب معجزه و نسبت آن با نبوت نیز پرداخته است.
به برخی از آیات قرآن و نزولش از طرف خدا، نقدهای اساسی وارد است که حتی ممکن است ما را به این نتیجه برساند که قرآن، کلامی است بشری نه الهی. از این رو مانند دیگر متون مقدس، علاوه بر دیدن نکات مثبت قرآن، باید به آن نگاه انتقادی نیز داشت و در صورت وارد نبودن انتقادات به آن ایمان آورد.
#کتاب #بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
این کتاب از بهترین، جامعترین و متقنترین آثاری است که در نقد اعجاز قرآن نوشته شده است. نویسندهی این کتاب به نقد آموزهی کلامی اعجاز قرآن پرداخته و سعی کرده تا نشان دهد که برخلاف مشهور، قرآن فاقد اعجاز است.
برای این منظور ۵ ادعای اصلی دربارهی اعجاز قرآن را نقد کرده است: اعجاز بیانی، اعجاز غیبی، اعجاز علمی، اعجاز تشریعی و اعجاز عددی.
علاوه بر این، به صورت مباحث فرعی به برخی پرسشهای مبنایی در باب معجزه و نسبت آن با نبوت نیز پرداخته است.
به برخی از آیات قرآن و نزولش از طرف خدا، نقدهای اساسی وارد است که حتی ممکن است ما را به این نتیجه برساند که قرآن، کلامی است بشری نه الهی. از این رو مانند دیگر متون مقدس، علاوه بر دیدن نکات مثبت قرآن، باید به آن نگاه انتقادی نیز داشت و در صورت وارد نبودن انتقادات به آن ایمان آورد.
#کتاب #بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
@officialbook چرا مسلمان هستم.pdf
2.1 MB
📗چرا مسلمان هستم: یک گزارش نیمهفلسفی
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
در این اثر تمام دلایل فلسفی به سود حقانیت اسلام نقد و رد می شود. دلایل فلسفی به سود حقانیت اسلام قرار است ابتدا اصل خداباوری را اثبات و یا دستکم مدلل کنند. اگر اصل خداباوری اثبات و یا دستکم مدلل شود، البته هنوز حقانیت اسلام منطقاً اثبات و یا دستکم مدلل نشده است اما راه برای آن گشوده میشود.
نویسنده در این اثر ابتدا دلایل فلسفی رایج در دفاع از خداباوری را به اختصار طرح، نقد و در نهایت رد میکند. از نظر وی براهین فلسفی اثبات/مدللسازی وجود خدا، مانند برهان نظم و برهان کیهانشناختی، قابل دفاع نیستند.
سپس در فصلی کوتاه به نقد و رد معجزه به عنوان دلیلی به سود حقانیت اسلام میپردازد.
در آخر، از حقانیت اسلام به این شیوه دفاع میکند که زندگی پیامبر نشان میدهد او انسانی قدرتطلب، دروغگو، متوهم و یا روانپریش نبوده است و از این رو میتوان به ادعای پیامبری محمد اعتماد کرد.
#کتاب #معرفی_کتاب #فلسفیدن #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
در این اثر تمام دلایل فلسفی به سود حقانیت اسلام نقد و رد می شود. دلایل فلسفی به سود حقانیت اسلام قرار است ابتدا اصل خداباوری را اثبات و یا دستکم مدلل کنند. اگر اصل خداباوری اثبات و یا دستکم مدلل شود، البته هنوز حقانیت اسلام منطقاً اثبات و یا دستکم مدلل نشده است اما راه برای آن گشوده میشود.
نویسنده در این اثر ابتدا دلایل فلسفی رایج در دفاع از خداباوری را به اختصار طرح، نقد و در نهایت رد میکند. از نظر وی براهین فلسفی اثبات/مدللسازی وجود خدا، مانند برهان نظم و برهان کیهانشناختی، قابل دفاع نیستند.
سپس در فصلی کوتاه به نقد و رد معجزه به عنوان دلیلی به سود حقانیت اسلام میپردازد.
در آخر، از حقانیت اسلام به این شیوه دفاع میکند که زندگی پیامبر نشان میدهد او انسانی قدرتطلب، دروغگو، متوهم و یا روانپریش نبوده است و از این رو میتوان به ادعای پیامبری محمد اعتماد کرد.
#کتاب #معرفی_کتاب #فلسفیدن #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕نقدی بر «قرآن نامعجزه»
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
«قرآن نامعجزه» مرور دکتر یاسر میردامادی بر کتاب «رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن» میباشد.
نوشتهی ایشان متن نکتهسنجانهای است که در آن به بیشتر نکاتی که امیدوار بودم در چنین متنی به آن اشاره شود، اشاره شده. اما گذشته از این، نکتهای در متن ایشان وجود دارد که مایل به اصلاحش هستم.
ایشان در جایی از متن، با نظر به کتاب دیگر من «چرا مسلمان هستم: یک گزارش نیمه فلسفی»، مرا متمایل به «ایمانگرایی» دانستهاند. من این نسبت را نمیپذیرم. کتاب «چرا مسلمان هستم» اگرچه با طرد ادلهی فلسفیِ خداباوری آغاز میشود، اما با آویختن به دلایل تاریخی سعی در اثبات حقانیت اسلام دارد، که این خود نوعی دلیلگروی و نقطهی مقابل ایمانگرایی است.
همچنین ایشان علیرغم اینکه –دستکم بخاطر ماهیت مرور کتاب- دست به نقد گستردهی کتاب نزدهاند، در پایان دو نقد بر مدعای کتاب وارد کردهاند که در زیر نقل و نقد میکنم:
نقد اول ایشان، که تحت عنوان «اعجاز فردی» میآورد، این است که فرد محمد بن عبدالله، از آن جهت که بیسواد بوده، نمیتوانسته چنین کتابی بیاورد. لذا قرآن معجزه است: «اینکه اثری کموبیش فصیح و بلیغ، حاوی نکات درخور درنگِ دینی، اخلاقی، عرفانی، متافیزیکی و غیره از فردی دانشنیاموخته مثل محمد صادر شود، کاری در حد معجزه به نظر میرسد.»
نقد این مطلب آن است که چهبسا بسیاری از شاعران جاهلی نیز «دانشنیاموخته» بودهاند و با این حال آثارشان درخور درنگ بوده است. دستکم فکر میکنم نمیتوان نشان داد که اشعار جاهلی به لحاظ شعریتشان از قرآن کمتر باشند. اما از نظر نکات اخلاقی، عرفانی و متافیزیکی بنظر میرسد باید تلاش کرد در هرکدام از این حوزهها بهطور جداگانه نشان داد که برجستگی قرآن کجاست و دید که آیا آن برجستگی به حد اعجاز میرسد یا خیر.
نقد دوم یاسر میردامادی این است که میتوان قرآن را به لحاظ اخلاقی معجزه دانست. ایشان مینویسد: «آموزههای قرآن "انقلابی اخلاقی" در میان جامعه قبیلهای پراکنده و پرتنش عربستان در قرن هفتم میلادی به پا کرد. قرآن، عربها را به افرادی متحد و ازخودگذشته تبدیل کرد که در مدت کوتاهی توانستند دو امپراطوری ایران و روم را به زانو درآورند. از این گذشته، هنوز قرنها پس از برآمدن قرآن، این اثر برای بسیاری از افراد در سنتهای دینی و فرهنگی مختلف "الهامبخش" و "معناآفرین" است. در نظریه "اعجاز اخلاقی قرآن" تأکید بر روی لفظ قرآن نیست، حتی بر روی معناهای غیبی قرآن هم نیست، بلکه بر روی معنابخشی اخلاقی قرآن است که میتواند افراد و جوامع را از نظر اخلاقی زیر و زبر کند.»
نقد من به گفته ایشان این است که احتمالاً مشابه همین را دربارهی انجیل (یا برخی کتب دیگر) نیز میتوان گفت. با این حال کسی انجیل را معجزه نمیداند.
لازم به ذکر است که یاسر میردامادی میگوید قصد دفاع از این نظریات اعجازباورانه را ندارد و صرفاً درصدد طرح آنها بوده است: «هدف از طرح این دو نظریه در باب "اعجاز قرآن" دفاع از آنها نیست. این نظریهها میتوانند قابل دفاع باشند یا نباشند. اما هر طور که باشند، هدف تنها نشان دادن این نکته است که: راهی را که نویسنده در ردّ سراسری نظریه "اعجاز قرآن" آغاز کرده است، حتی اگر فرضاً در آن پیش هم رفته باشد راهی است که، چه منطقاً و چه عملاً، هنوز به پایان خود نرسیده است.»
#نقد_کتاب #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tamolate_eslami
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
«قرآن نامعجزه» مرور دکتر یاسر میردامادی بر کتاب «رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن» میباشد.
نوشتهی ایشان متن نکتهسنجانهای است که در آن به بیشتر نکاتی که امیدوار بودم در چنین متنی به آن اشاره شود، اشاره شده. اما گذشته از این، نکتهای در متن ایشان وجود دارد که مایل به اصلاحش هستم.
ایشان در جایی از متن، با نظر به کتاب دیگر من «چرا مسلمان هستم: یک گزارش نیمه فلسفی»، مرا متمایل به «ایمانگرایی» دانستهاند. من این نسبت را نمیپذیرم. کتاب «چرا مسلمان هستم» اگرچه با طرد ادلهی فلسفیِ خداباوری آغاز میشود، اما با آویختن به دلایل تاریخی سعی در اثبات حقانیت اسلام دارد، که این خود نوعی دلیلگروی و نقطهی مقابل ایمانگرایی است.
همچنین ایشان علیرغم اینکه –دستکم بخاطر ماهیت مرور کتاب- دست به نقد گستردهی کتاب نزدهاند، در پایان دو نقد بر مدعای کتاب وارد کردهاند که در زیر نقل و نقد میکنم:
نقد اول ایشان، که تحت عنوان «اعجاز فردی» میآورد، این است که فرد محمد بن عبدالله، از آن جهت که بیسواد بوده، نمیتوانسته چنین کتابی بیاورد. لذا قرآن معجزه است: «اینکه اثری کموبیش فصیح و بلیغ، حاوی نکات درخور درنگِ دینی، اخلاقی، عرفانی، متافیزیکی و غیره از فردی دانشنیاموخته مثل محمد صادر شود، کاری در حد معجزه به نظر میرسد.»
نقد این مطلب آن است که چهبسا بسیاری از شاعران جاهلی نیز «دانشنیاموخته» بودهاند و با این حال آثارشان درخور درنگ بوده است. دستکم فکر میکنم نمیتوان نشان داد که اشعار جاهلی به لحاظ شعریتشان از قرآن کمتر باشند. اما از نظر نکات اخلاقی، عرفانی و متافیزیکی بنظر میرسد باید تلاش کرد در هرکدام از این حوزهها بهطور جداگانه نشان داد که برجستگی قرآن کجاست و دید که آیا آن برجستگی به حد اعجاز میرسد یا خیر.
نقد دوم یاسر میردامادی این است که میتوان قرآن را به لحاظ اخلاقی معجزه دانست. ایشان مینویسد: «آموزههای قرآن "انقلابی اخلاقی" در میان جامعه قبیلهای پراکنده و پرتنش عربستان در قرن هفتم میلادی به پا کرد. قرآن، عربها را به افرادی متحد و ازخودگذشته تبدیل کرد که در مدت کوتاهی توانستند دو امپراطوری ایران و روم را به زانو درآورند. از این گذشته، هنوز قرنها پس از برآمدن قرآن، این اثر برای بسیاری از افراد در سنتهای دینی و فرهنگی مختلف "الهامبخش" و "معناآفرین" است. در نظریه "اعجاز اخلاقی قرآن" تأکید بر روی لفظ قرآن نیست، حتی بر روی معناهای غیبی قرآن هم نیست، بلکه بر روی معنابخشی اخلاقی قرآن است که میتواند افراد و جوامع را از نظر اخلاقی زیر و زبر کند.»
نقد من به گفته ایشان این است که احتمالاً مشابه همین را دربارهی انجیل (یا برخی کتب دیگر) نیز میتوان گفت. با این حال کسی انجیل را معجزه نمیداند.
لازم به ذکر است که یاسر میردامادی میگوید قصد دفاع از این نظریات اعجازباورانه را ندارد و صرفاً درصدد طرح آنها بوده است: «هدف از طرح این دو نظریه در باب "اعجاز قرآن" دفاع از آنها نیست. این نظریهها میتوانند قابل دفاع باشند یا نباشند. اما هر طور که باشند، هدف تنها نشان دادن این نکته است که: راهی را که نویسنده در ردّ سراسری نظریه "اعجاز قرآن" آغاز کرده است، حتی اگر فرضاً در آن پیش هم رفته باشد راهی است که، چه منطقاً و چه عملاً، هنوز به پایان خود نرسیده است.»
#نقد_کتاب #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tamolate_eslami
Telegram
نقدآگین
#نقد_کتاب #نقد_قرآن #بازاندیشی
📘قرآن نامعجزه
✍️ #یاسر_میردامادی (دکترای مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبرا اسکاتلند)
📽مدیای و متن مرتبط:
▪️قرآن اصلی دست ما نیست رفقا
▪️محل اصلی مناقشه و اشتباه آخوند کمال حیدری
▪️علامهی ملخخور و توجیه بردهداری
…
📘قرآن نامعجزه
✍️ #یاسر_میردامادی (دکترای مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبرا اسکاتلند)
📽مدیای و متن مرتبط:
▪️قرآن اصلی دست ما نیست رفقا
▪️محل اصلی مناقشه و اشتباه آخوند کمال حیدری
▪️علامهی ملخخور و توجیه بردهداری
…
❓کدام را باور کنیم؟
🔲قسم حضرت عباس و بُکاء ج.ا، برای ۱۳۰ هزار تن از فلسطینیان واکسینهشده توسط اسرائیل با فایزر آمریکایی، و وعده محو اسرائیل در ۲۰ سال آینده؛
یا دُم خروس طالبان شیعه در:
۱) تماشای فیلم اکشن و جذابِ جنایات چین کمونیست در حق مسلمانان ایغور؟
۲) مانورِ سیلیزنانِ عنابستانی به سرباز مدافع امنیت/قانون در جهت تکمیل #انتقام_سخت از هواپیمای مسافربری-جاسوسیِ اوکراینی؟
۳) بصیرت فوق آسمانی رهبر وقتی از اسرائیل در واکسیناسیون ۶۰ درصدی فایزر، عقبیم؟
✍️#بهرام_بسطامی
🔲کمتر اتفاقی مانند حادثه سیلی زدن نمایندهی مجلس به سربازی که قصد حراست از قانون را داشت، ماهیت عدلگریز و ظلممدار ج.ا را آشکار کرد.
در حالی که پروندهی خیلی از افراد با جرمهای پیش پاافتاده با سرعت باورنکردنی رسیدگی شده و محکومیتهای چند ساله را در پی دارد، عنابستانی که:
۱- قصد نقض قانون را داشت؛
۲- به مامور قانون سیلی زد؛
۳-به دروغ گفت نزده؛
آزاد راه میرود و به ریش نظمی که همچون اویی میتواند در آن نماینده شود میخندد؛ در عوض سرباز بیچاره مجازات میشود.
باشد که سینهچاکان نظام قدری تامل کنند.
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🌾@Naqdagin
🔲قسم حضرت عباس و بُکاء ج.ا، برای ۱۳۰ هزار تن از فلسطینیان واکسینهشده توسط اسرائیل با فایزر آمریکایی، و وعده محو اسرائیل در ۲۰ سال آینده؛
یا دُم خروس طالبان شیعه در:
۱) تماشای فیلم اکشن و جذابِ جنایات چین کمونیست در حق مسلمانان ایغور؟
۲) مانورِ سیلیزنانِ عنابستانی به سرباز مدافع امنیت/قانون در جهت تکمیل #انتقام_سخت از هواپیمای مسافربری-جاسوسیِ اوکراینی؟
۳) بصیرت فوق آسمانی رهبر وقتی از اسرائیل در واکسیناسیون ۶۰ درصدی فایزر، عقبیم؟
✍️#بهرام_بسطامی
🔲کمتر اتفاقی مانند حادثه سیلی زدن نمایندهی مجلس به سربازی که قصد حراست از قانون را داشت، ماهیت عدلگریز و ظلممدار ج.ا را آشکار کرد.
در حالی که پروندهی خیلی از افراد با جرمهای پیش پاافتاده با سرعت باورنکردنی رسیدگی شده و محکومیتهای چند ساله را در پی دارد، عنابستانی که:
۱- قصد نقض قانون را داشت؛
۲- به مامور قانون سیلی زد؛
۳-به دروغ گفت نزده؛
آزاد راه میرود و به ریش نظمی که همچون اویی میتواند در آن نماینده شود میخندد؛ در عوض سرباز بیچاره مجازات میشود.
باشد که سینهچاکان نظام قدری تامل کنند.
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🌾@Naqdagin
📕اعجاز تکتک سورههای قرآن؟
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
@tamolate_eslami
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
@tamolate_eslami
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕اعجاز تکتک سورههای قرآن؟
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
اندیشهای در ذهنم راجع به اعجاز قرآن شکلگرفته که مایلم جهت تنقیح، در معرض نظر خوانندگانش قرار دهم.
اعجاز قرآن در کمترین شکلش به سورههای قرآن منتسب است؛ یعنی نه تنها قرآن بهعنوان یک کل، بلکه قرآن در مقیاس سوره نیز معجزه دانسته شده است.
حال، شخص باورمند به اعجاز قرآن، برای اینکه نشان دهد قرآن معجزه است، نباید صرفاً به آوردن شواهدی پراکنده از قرآن اکتفا کند و یک آیه از این سوره، و یک آیه از سورهای دیگر را بهعنوان شواهد اعجاز قرآن معرفی کند؛ چنین فردی باید تکتک سُور قرآن را مورد توجه قرار داده، برای هر کدام دستکم یک وجه اعجاز ذکر کند؛ چون طبق تحدی قرآن (قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ)، قرآن عبارت است از ۱۱۴ معجزهی متمایز که بهتنهایی هماورد میجویند.
پس، تا زمانی که کسی نتواند برای تمامی سُور قرآن وجه اعجاز را معرفی کند، در واقع نتوانسته بهتمامه اعجاز قرآن را نشان دهد؛ زیرا نمیتوان از مخاطب انتظار داشت به صرف اینکه (مثلاً) اعجاز سورۀ بقره را نشان دادهایم، اعجاز سورۀ فیل را نیز بپذیرد.
بعلاوه، پاسخ به تحدی نسبت به پدیدهای که وجه اعجاز آن روشن نیست، ناممکن است؛ درست همانطور من نمیتوانم در اتاقی تاریک فعلی انجام داده، بعد از شما -که انجام فعل را ندیدهاید- بخواهم مانند آن را انجام دهید، درخواست برای آوردن عین سورهای که وجه اعجاز آن نامشخص است نیز، نامعقول است.
اما آیا تاکنون کسی این کار پرمشقت، یعنی ذکر وجه اعجاز برای تمامی سُور، را انجام داده؟ تا آنجا که مطالعات من نشان میدهد، مدافعان اعجاز قرآن عمدتاً به کلیگوی درباب اعجاز قرآن اکتفا کردهاند، و مثلاً به شکل عمومی میگویند قرآن از نظر بلاغت در اوج است؛ بعد یک یا دو آیه را بهعنوان شاهد ذکر میکنند.
اما در برخی موارد، اعجازباوران به شکل گستردهتری وارد مصادیق شده، انواع اعجاز را در آیات قرآن نشان دادهاند؛ بااینحال، نه شخصاً دیدهام که کسی دست به کار سترگ شناسایی وجه اعجاز برای «تمامی» سُور بزند، نه حتی چیزی در اینباره شنیدهام. از آنجاییکه انجام چنین کاری بسیار مهم است و اگر اثری با این هدف نگاشته میشد، احتمالاً برجستگی و شهرت پیدا میکرد، نشنیدن دربارهی آن میتواند شاهدی بر عدم وجود آن باشد؛ و عدم وجود آن به این معناست که تاکنون اعجاز تمامیت قرآن به اثبات نرسیده است.
#بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
اندیشهای در ذهنم راجع به اعجاز قرآن شکلگرفته که مایلم جهت تنقیح، در معرض نظر خوانندگانش قرار دهم.
اعجاز قرآن در کمترین شکلش به سورههای قرآن منتسب است؛ یعنی نه تنها قرآن بهعنوان یک کل، بلکه قرآن در مقیاس سوره نیز معجزه دانسته شده است.
حال، شخص باورمند به اعجاز قرآن، برای اینکه نشان دهد قرآن معجزه است، نباید صرفاً به آوردن شواهدی پراکنده از قرآن اکتفا کند و یک آیه از این سوره، و یک آیه از سورهای دیگر را بهعنوان شواهد اعجاز قرآن معرفی کند؛ چنین فردی باید تکتک سُور قرآن را مورد توجه قرار داده، برای هر کدام دستکم یک وجه اعجاز ذکر کند؛ چون طبق تحدی قرآن (قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ)، قرآن عبارت است از ۱۱۴ معجزهی متمایز که بهتنهایی هماورد میجویند.
پس، تا زمانی که کسی نتواند برای تمامی سُور قرآن وجه اعجاز را معرفی کند، در واقع نتوانسته بهتمامه اعجاز قرآن را نشان دهد؛ زیرا نمیتوان از مخاطب انتظار داشت به صرف اینکه (مثلاً) اعجاز سورۀ بقره را نشان دادهایم، اعجاز سورۀ فیل را نیز بپذیرد.
بعلاوه، پاسخ به تحدی نسبت به پدیدهای که وجه اعجاز آن روشن نیست، ناممکن است؛ درست همانطور من نمیتوانم در اتاقی تاریک فعلی انجام داده، بعد از شما -که انجام فعل را ندیدهاید- بخواهم مانند آن را انجام دهید، درخواست برای آوردن عین سورهای که وجه اعجاز آن نامشخص است نیز، نامعقول است.
اما آیا تاکنون کسی این کار پرمشقت، یعنی ذکر وجه اعجاز برای تمامی سُور، را انجام داده؟ تا آنجا که مطالعات من نشان میدهد، مدافعان اعجاز قرآن عمدتاً به کلیگوی درباب اعجاز قرآن اکتفا کردهاند، و مثلاً به شکل عمومی میگویند قرآن از نظر بلاغت در اوج است؛ بعد یک یا دو آیه را بهعنوان شاهد ذکر میکنند.
اما در برخی موارد، اعجازباوران به شکل گستردهتری وارد مصادیق شده، انواع اعجاز را در آیات قرآن نشان دادهاند؛ بااینحال، نه شخصاً دیدهام که کسی دست به کار سترگ شناسایی وجه اعجاز برای «تمامی» سُور بزند، نه حتی چیزی در اینباره شنیدهام. از آنجاییکه انجام چنین کاری بسیار مهم است و اگر اثری با این هدف نگاشته میشد، احتمالاً برجستگی و شهرت پیدا میکرد، نشنیدن دربارهی آن میتواند شاهدی بر عدم وجود آن باشد؛ و عدم وجود آن به این معناست که تاکنون اعجاز تمامیت قرآن به اثبات نرسیده است.
#بازاندیشی #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی
📘پیرامون «مشکل اصلی صندوقهای بازنشستگی در ایران چیست؟»
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
@tafakoresadeh
🍂 در قیاس با آنچه جمهوری اسلامی برای آیندهی ما رقمزده، حتی شرایط سیاه فعلی گلستان است. ترکیب بیتدبیری و فساد، که هردو در حکومت ایران ساختاری است، کاری کرده که آیندۀ نسل ما بهمراتب از امروز فلاکتبارتر باشد.
🍂 چند سالی است که گفتهام و نوشتهام که ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی بهعلاوهی عدم توسعهی امکانات درمانی، در بیست سی سال آینده ختم به فاجعه میشود. یعنی زمانی که متولدین دههی ۶۰ (بله، باز هم متولدین این دهه!) با جمعیت متراکم خود به سن میانسالی و بازنشستگی میرسند اما نه پولی برای پرداخت مستمری بازنشستگی آنان در صندوقهای بازنشستگی هست، نه امکانات درمانی و بیمارستانی متناسب با جمعیت وجود دارد.
🍂 جمهوری اسلامی میخواهد این فاجعه را با سیاستهای جمعیتی مدیریت کند. البته با نگاهی به اطرافمان میدانیم که این سیاستها، پس از چند سال تلاش، ثمری نداشته است.
🍂 هرچند که حتی اگر در نهایت ثمری هم داشته باشد تنها فاجعهای را به فاجعهای دیگر مبدل میکند؛ یعنی کشوری که محیطزیستش حتی برای ۸۰ میلیون نفر نیز ظرفیت ندارد، کمرش زیر بار جمعیت ۱۵۰ میلیون نفریِ مورد نظر حکومت خواهد شکست که این فاجعه اگر از فاجعهی قبلی هولناکتر نباشد، از آن بهتر نیست.
🍂 سادهترین راه نجات از این وضعیت سر عقل آمدن جمهوری اسلامی و شکلگیری تغییرات بنیادین در آن است. این اتفاق بس بعید مینماید. راه ممکنتر، سقوط حکومت است. این سقوط اگرچه محتملتر از سر عقل آمدن جمهوری اسلامی است، اما هنوز بسیار بعید است که در آیندهای نزدیک (دستکم تا زمانی که فرصت برای جبران خسارت هست) اتفاق بیفتد.
🍂 با این حساب چشمانداز نجات جمعی تاریک است. تنها راه نجات، فردی است؛ یعنی رفتن از ایران و زندگی کردن در کشوری دیگر؛ میخواهد آمریکا و کانادا باشد، یا مالزی، اندونزی و هر جای دیگر.
🗄پست مرتبط:
ترکیب نامیمون؛ «تاواریشْ» دوگین و «امامِ» زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘پیرامون «مشکل اصلی صندوقهای بازنشستگی در ایران چیست؟»
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
@tafakoresadeh
🍂 در قیاس با آنچه جمهوری اسلامی برای آیندهی ما رقمزده، حتی شرایط سیاه فعلی گلستان است. ترکیب بیتدبیری و فساد، که هردو در حکومت ایران ساختاری است، کاری کرده که آیندۀ نسل ما بهمراتب از امروز فلاکتبارتر باشد.
🍂 چند سالی است که گفتهام و نوشتهام که ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی بهعلاوهی عدم توسعهی امکانات درمانی، در بیست سی سال آینده ختم به فاجعه میشود. یعنی زمانی که متولدین دههی ۶۰ (بله، باز هم متولدین این دهه!) با جمعیت متراکم خود به سن میانسالی و بازنشستگی میرسند اما نه پولی برای پرداخت مستمری بازنشستگی آنان در صندوقهای بازنشستگی هست، نه امکانات درمانی و بیمارستانی متناسب با جمعیت وجود دارد.
🍂 جمهوری اسلامی میخواهد این فاجعه را با سیاستهای جمعیتی مدیریت کند. البته با نگاهی به اطرافمان میدانیم که این سیاستها، پس از چند سال تلاش، ثمری نداشته است.
🍂 هرچند که حتی اگر در نهایت ثمری هم داشته باشد تنها فاجعهای را به فاجعهای دیگر مبدل میکند؛ یعنی کشوری که محیطزیستش حتی برای ۸۰ میلیون نفر نیز ظرفیت ندارد، کمرش زیر بار جمعیت ۱۵۰ میلیون نفریِ مورد نظر حکومت خواهد شکست که این فاجعه اگر از فاجعهی قبلی هولناکتر نباشد، از آن بهتر نیست.
🍂 سادهترین راه نجات از این وضعیت سر عقل آمدن جمهوری اسلامی و شکلگیری تغییرات بنیادین در آن است. این اتفاق بس بعید مینماید. راه ممکنتر، سقوط حکومت است. این سقوط اگرچه محتملتر از سر عقل آمدن جمهوری اسلامی است، اما هنوز بسیار بعید است که در آیندهای نزدیک (دستکم تا زمانی که فرصت برای جبران خسارت هست) اتفاق بیفتد.
🍂 با این حساب چشمانداز نجات جمعی تاریک است. تنها راه نجات، فردی است؛ یعنی رفتن از ایران و زندگی کردن در کشوری دیگر؛ میخواهد آمریکا و کانادا باشد، یا مالزی، اندونزی و هر جای دیگر.
🗄پست مرتبط:
ترکیب نامیمون؛ «تاواریشْ» دوگین و «امامِ» زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
تجمع اعتراضی بازنشستگان: مشکل اصلی صندوقهای بازنشستگی در ایران چیست؟
گفتوگو با محمد ماشینچیان، روزنامهنگار اقتصادی
گفتوگو با محمد ماشینچیان، روزنامهنگار اقتصادی
نقدآگین
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_اسلام 📺 پیامبر تروریست یا آخوندیسم تروریست؟ به نظر #حسن_آقامیری، اسلام بعد ۱۴قرن قابل اصلاح و برگشت به اصل پاک، رحمانی و لیبرالمسلکش است و یکسری روایات برساختهٔ بنیعباس بودهاند که محمد را چنین زشت و کریه نمایاندهاند و سلطنت…
ردّ عصمت پیامبران و امامان
@Naqdaign
🎧 ردّ ادعای عصمت پیامبران و امامان و ضرورت دینی این رویکرد
🎙دکتر #محمدعلی_میرباقری (مسلمان و دکترای فلسفه دین)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
🎙دکتر #محمدعلی_میرباقری (مسلمان و دکترای فلسفه دین)
🗄پست مرتبط
📺 اشتباهات و فراموشیهای محمد بزبان آیتالله کمال حیدری
📻 علی و فاطمه هرگز به غدیر استناد نمیکنند | آیه اکمال دین، سند تحریفگیری علمای طراز شیعه
📻 واقعیت داستان غدیر خم و خطبهٔ پیامبر اسلام
📻ا ز افسانهٔ غدیر تا واقعیت: نقد روششناسانهٔ روش تحقیق علمای متأخر شیعه
📻 سندیت نهجالبلاغه و نقد عمیقترین خطبهاش
📕اعجاز تکتک سورههای قرآن؟
📕تحریف قرآن و امکان ایمان
📓رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن
📓کدام قرآن؟
.
#بازنگری #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘پیرامون تقابل فلسطین-اسرائیل
(۱/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 مسئلۀ فلسطین و اسرائیل پیچیده است. آن مقدار که من فهمیدهام حق تا حدی با فلسطینیان است (مثل مسئلۀ شهرکسازیها)، و تا حدی با اسرائیلیها (مثلاینکه علاقهای ندارند کاملاً محو شوند). اما مسئله اینجاست که شرایط مردمان بسیاری در جهان (مثل مسلمانان روهینگیا) بدتر از فلسطینیان است، اما نه خودشان اینقدر تقلا میکنند، نه جهان اینقدر به آنها توجه نشان میدهد.
🍂 نمیدانم اینهمه تقلای فلسطینیان برای چیست؟ به نظر روشن است که آرمان محو کامل اسرائیل توهمی بیش نیست. پس این نظامیگریهای شبه تروریستی که توسط حماس و جهاد اسلامی و غیره انجام میشود، هیچ تأثیری در تحقق این آرمانِ وهمی ندارد؛ میماند مسئلۀ «سر و سامان گرفتن اوضاع فلسطینیان در مرزهای رسمی بینالمللی و داشتن زندگی عادی» (در قالب ایدۀ دو کشور یا هر راهحل دیگری). در اینجا هم به نظرم روشن است که به زمین گذاشتن اسلحه و مبارزۀ بدون خشونت بهمراتب میتواند راهگشاتر از نظامیگری در مقابل حریفی باشد که صدها بار قویتر است.
🍂 اساساً من هم اگر جای اسرائیل میبودم و با قومی طرف بودم که آرمانشان محو کامل من است، هیچوقت وجود مستقل آنها را به رسمیت نمیشناختم؛ پس به نظر شرط اول قدم آن است که اسرائیل احساس نکند بقایش درخطر است، که این با تغییر آرمان (در مقام نظر) و زمین گذاشتن اسلحه (در مقام عمل) قابل تحقق است. به نظرم در چنین شرایطی، هم اسرائیل بیشتر آمادۀ کوتاه آمدن خواهد بود، هم جهان آمادۀ همراهی بیشتر با فلسطینیان میشود.
🍂 اسرائیل به هر شکلی که بوده، در بخشی از سرزمینهای کنونیاش شکلگرفته و جامعۀ بینالمللی نیز وجود آن را به رسمیت شناخته. این اصل بحث است. آیا این اشغالگریست؟ شاید بله، شاید خیر.
🍂 اگر بحث را تاریخی دنبال کنیم، اسرائیلیان مدعی هستند که نخستین ساکنان سرزمین مورد مناقشه یهودیها بودهاند. پس، اگر سکونت تاریخی را ملاک قرار دهیم، آن سرزمین متعلق به یهودیهاست. نمیشود گفت که ما در اِستناد تاریخی، مثلاً، فقط تا هزار سال عقب میرویم، نه بیشتر. چون چنین کاری سلیقهای میشود. اگر هم در تاریخ بهقدر کافی عقب برویم، به یهودیها میرسیم.
🍂 اما اگر کسی بگوید که ملاک، ساکنین هر زمانِ سرزمینها هستند، درست است که صد سال پیش ساکنان سرزمین مورد مناقشه فلسطینیان بودهاند و ازاینجهت اسکان مجدد یهودیها در آن سرزمین نامشروع است، اما باید توجه داشت که اکنون از زمان تأسیس اسرائیل زمانی گذشته و ساکنان فعلی آن سرزمین اسرائیلیها هستند. بهعبارتی، چه از جهت تاریخی، چه از جهت استناد به ساکنین بالفعل سرزمینها، اسرائیلیان (دستکم از منظری) محق هستند که «اکنون» در آن سرزمینها ساکن باشند.
🍂 اما میخواهم به بحث از منظر عملی نیز نگاه کنم. اگر قرار باشد هر قومی نسبت به سرزمینهایی که زمانی در تملک خود داشته ادعا کند، جهان باید هرروز شاهد جنگ باشد؛ ایران باید مدعی قفقاز شود، بریتانیا مدعی آمریکا شود، ایتالیا مدعی بریتانیا شود و... .
🍂 بر همین اساس، باید راهحلی عملی برای حل این مناقشات پیدا کرد. من فکر میکنم احترام به مرزهای مورد تأیید سازمان ملل راهحلی مناسب، یا شاید تنها راهحل باشد. مالکیت اساساً امری قراردادی است. هیچ خاکی ملک ازلی و ابدی هیچ قومی نیست. اقوام میآیند و میروند و خاک باقی میماند. در این میان، باید کاری کرد که انسانها هرچه سعادتمندتر زندگی کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
(۱/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 مسئلۀ فلسطین و اسرائیل پیچیده است. آن مقدار که من فهمیدهام حق تا حدی با فلسطینیان است (مثل مسئلۀ شهرکسازیها)، و تا حدی با اسرائیلیها (مثلاینکه علاقهای ندارند کاملاً محو شوند). اما مسئله اینجاست که شرایط مردمان بسیاری در جهان (مثل مسلمانان روهینگیا) بدتر از فلسطینیان است، اما نه خودشان اینقدر تقلا میکنند، نه جهان اینقدر به آنها توجه نشان میدهد.
🍂 نمیدانم اینهمه تقلای فلسطینیان برای چیست؟ به نظر روشن است که آرمان محو کامل اسرائیل توهمی بیش نیست. پس این نظامیگریهای شبه تروریستی که توسط حماس و جهاد اسلامی و غیره انجام میشود، هیچ تأثیری در تحقق این آرمانِ وهمی ندارد؛ میماند مسئلۀ «سر و سامان گرفتن اوضاع فلسطینیان در مرزهای رسمی بینالمللی و داشتن زندگی عادی» (در قالب ایدۀ دو کشور یا هر راهحل دیگری). در اینجا هم به نظرم روشن است که به زمین گذاشتن اسلحه و مبارزۀ بدون خشونت بهمراتب میتواند راهگشاتر از نظامیگری در مقابل حریفی باشد که صدها بار قویتر است.
🍂 اساساً من هم اگر جای اسرائیل میبودم و با قومی طرف بودم که آرمانشان محو کامل من است، هیچوقت وجود مستقل آنها را به رسمیت نمیشناختم؛ پس به نظر شرط اول قدم آن است که اسرائیل احساس نکند بقایش درخطر است، که این با تغییر آرمان (در مقام نظر) و زمین گذاشتن اسلحه (در مقام عمل) قابل تحقق است. به نظرم در چنین شرایطی، هم اسرائیل بیشتر آمادۀ کوتاه آمدن خواهد بود، هم جهان آمادۀ همراهی بیشتر با فلسطینیان میشود.
🍂 اسرائیل به هر شکلی که بوده، در بخشی از سرزمینهای کنونیاش شکلگرفته و جامعۀ بینالمللی نیز وجود آن را به رسمیت شناخته. این اصل بحث است. آیا این اشغالگریست؟ شاید بله، شاید خیر.
🍂 اگر بحث را تاریخی دنبال کنیم، اسرائیلیان مدعی هستند که نخستین ساکنان سرزمین مورد مناقشه یهودیها بودهاند. پس، اگر سکونت تاریخی را ملاک قرار دهیم، آن سرزمین متعلق به یهودیهاست. نمیشود گفت که ما در اِستناد تاریخی، مثلاً، فقط تا هزار سال عقب میرویم، نه بیشتر. چون چنین کاری سلیقهای میشود. اگر هم در تاریخ بهقدر کافی عقب برویم، به یهودیها میرسیم.
🍂 اما اگر کسی بگوید که ملاک، ساکنین هر زمانِ سرزمینها هستند، درست است که صد سال پیش ساکنان سرزمین مورد مناقشه فلسطینیان بودهاند و ازاینجهت اسکان مجدد یهودیها در آن سرزمین نامشروع است، اما باید توجه داشت که اکنون از زمان تأسیس اسرائیل زمانی گذشته و ساکنان فعلی آن سرزمین اسرائیلیها هستند. بهعبارتی، چه از جهت تاریخی، چه از جهت استناد به ساکنین بالفعل سرزمینها، اسرائیلیان (دستکم از منظری) محق هستند که «اکنون» در آن سرزمینها ساکن باشند.
🍂 اما میخواهم به بحث از منظر عملی نیز نگاه کنم. اگر قرار باشد هر قومی نسبت به سرزمینهایی که زمانی در تملک خود داشته ادعا کند، جهان باید هرروز شاهد جنگ باشد؛ ایران باید مدعی قفقاز شود، بریتانیا مدعی آمریکا شود، ایتالیا مدعی بریتانیا شود و... .
🍂 بر همین اساس، باید راهحلی عملی برای حل این مناقشات پیدا کرد. من فکر میکنم احترام به مرزهای مورد تأیید سازمان ملل راهحلی مناسب، یا شاید تنها راهحل باشد. مالکیت اساساً امری قراردادی است. هیچ خاکی ملک ازلی و ابدی هیچ قومی نیست. اقوام میآیند و میروند و خاک باقی میماند. در این میان، باید کاری کرد که انسانها هرچه سعادتمندتر زندگی کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘پیرامون تقابل فلسطین-اسرائیل
(۲/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 با این مقدمه (که پر از ادعاهای مختلف و قابل مناقشه است) اگر فرض بگیریم که مرزهای بینالمللی محترم هستند و بحث را از این نقطه آغاز کنیم، بهتر میتوان راجع به منازعۀ فلسطین-اسرائیل اظهارنظر کرد.
🍂 در حال حاضر، گروهی در فلسطین وجود دارد به نام حماس، که حدود پانزده سال پیش در یک انتخابات از جانب مردم فلسطین برگزیده شد؛ یعنی مورد حمایت مردم فلسطین بود. بعداً جدالی درونی در فلسطین، حاکمیت این گروه را بر غزه محدود کرد. ایدئولوژی این گروه «محو اسرائیل» است؛ یعنی هیچگونه موجودیتی را برای اسرائیل بهرسمیت نمیشناسد.
🍂 حال، این گروه که اعضایش در مناطق شهری و بین غیرنظامیان سنگر میگیرند، هر چند وقت یکبار به مناطق مسکونی اسرائیل، که فرض گرفتیم حاکمیتش بر مناطق مورد تأیید سازمان ملل مشروع است، حمله میکند. در اینجا اسرائیل چه واکنشی باید نشان دهد؟ پیش از ادامه دادن متن کمی به این مطلب فکر کنید.
🍂 اسرائیل یا میتواند کلاً ماجرا را نادیده بگیرد، که این ممکن نیست (چون حملات حماس ادامه پیدا میکند و احتمالاً گستردهتر هم میشود)، یا باید به مواضع حماس حمله کند. مواضع حماس اما، در بین مردم غیرنظامی است. در اینجا اسرائیل ناگزیر از حمله به مناطق مسکونی است.
🍂 گفته میشود که اسرائیل از قبل (دستکم گاهی) اطلاع میدهد که ساختمانها را خالی کنند تا کسی بیگناه کشته نشود. احتمالاً در خیلی از موارد چنین هشداری صورت نمیگیرد؛ چون اساساً هدف افراد داخل ساختمان هستند. دراینبین غیرنظامیها، خصوصاً کودکان هم کشته میشود.
🍂 اما گناه بر گردن کیست؟ کسی که پاسخ حملههای راکتی را میدهد یا کسانی که در میان مردم سنگر میگیرند؟ اساساً این تفاوت مهم میان کشتههای غیرنظامی فلسطینیان و اسرائیلیهاست. پایگاههای نظامی اسرائیل و محل استقرار نظامیان آنها مشخص است؛ لذا توجیهی برای کشتن غیرنظامیان توسط حماس وجود ندارد، اما کشته شدن غیرنظامیان در حملات اسرائیل عمدتاً اثر جانبی استقرار نیروهای حماس در دل مناطق مسکونیست.
🍂 محاصره، گزینۀ آلترناتیویست برای تضعیف حماس و احتمالاً ایجاد «نارضایتی مردمی» در جهت سقوط حماس، اما تا جایی که من دیدهام و خواندهام، تقریباً هیچ اعتراض فراگیری (شبیه آنچه در ۱۵ سال اخیر در ایران دیدهایم) به ماهیت حماس صورت نگرفتهاست؛ این یعنی مردم آنقدرها هم از حماس ناراضی نیستند، یا دستکم، حاضر نیستند برای پایین کشیدن حماس هزینه بدهند.
🍂 دراینبین، آیا اسرائیل باید هزینۀ در قدرت ماندن حماس را بدهد؟ بهعبارتی، به نظر میرسد که وضع فعلی غزه ناگزیر است. حماس میخواهد اسرائیل را محو کند؛ در این کار جسور هم هست، و اسرائیل ناچار به دفاع از خود است. حماس «سپر انسانی» درست میکند؛ درنتیجه حملات اسرائیل تلفات غیرنظامی میگیرد.
🍂 همۀ اینها تا اینجا. اما اگر به گذشته برویم، حتماً رفتار اسرائیل درست نبوده. همین حالا هم با شهرکسازیها و اشغال مناطقی خارج از مرزهای بینالمللی، اشغالگری میکند، اما نباید هر جنایتی که اسرائیل در مقاطع زمانی و در مکانهای دیگر انجام داده را به بحث غزۀ امروز تسری داد. امروز، آنچنان که من میبینم، در تقابل با غزه، برخلاف تقابل با سایر مناطق فلسطینی، حق عمدتاً با اسرائیل است؛ حماس سازمانی جنایتکار و جنگطلب است که ازقضا، مانع حلّ مناقشۀ فلسطین و اسرائیل نیز هست.
🔶 پینوشت نقدآگین: کشتار غیرنظامیان ساکن اسرائیل توسط حماس، منشأ قرآنی دارد. از نظر حماس، هرآنکه در اسرائیل ساکن است، اعم از نظامی و غیرنظامی، اشغالگر و کافر حربی محسوب میشود و تکلیف این گروه در سورۀ توبه و آیات سیف (ناسخ آیات مکی)، بهعنوان آخرین سورۀ نازل شده بر پیامبر، مشخص شدهاست. حماس، طالبان و داعش، نماینده بالفعل قرآنند. از یاد نبریم که «جهاد ابتدایی»، هم در فقه اهل سنت هست و هم در فقه شیعه جزو مشهورات است. مفسران متقدم که به عصر نزول نزدیکتر بودند، از آیات قرآن «جهاد ابتدایی» برداشت میکردند. از این منظر، وقتی حماس قدرت گرفت، میتواند جنگ را آغاز کند (جهاد ابتدایی).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
(۲/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 با این مقدمه (که پر از ادعاهای مختلف و قابل مناقشه است) اگر فرض بگیریم که مرزهای بینالمللی محترم هستند و بحث را از این نقطه آغاز کنیم، بهتر میتوان راجع به منازعۀ فلسطین-اسرائیل اظهارنظر کرد.
🍂 در حال حاضر، گروهی در فلسطین وجود دارد به نام حماس، که حدود پانزده سال پیش در یک انتخابات از جانب مردم فلسطین برگزیده شد؛ یعنی مورد حمایت مردم فلسطین بود. بعداً جدالی درونی در فلسطین، حاکمیت این گروه را بر غزه محدود کرد. ایدئولوژی این گروه «محو اسرائیل» است؛ یعنی هیچگونه موجودیتی را برای اسرائیل بهرسمیت نمیشناسد.
🍂 حال، این گروه که اعضایش در مناطق شهری و بین غیرنظامیان سنگر میگیرند، هر چند وقت یکبار به مناطق مسکونی اسرائیل، که فرض گرفتیم حاکمیتش بر مناطق مورد تأیید سازمان ملل مشروع است، حمله میکند. در اینجا اسرائیل چه واکنشی باید نشان دهد؟ پیش از ادامه دادن متن کمی به این مطلب فکر کنید.
🍂 اسرائیل یا میتواند کلاً ماجرا را نادیده بگیرد، که این ممکن نیست (چون حملات حماس ادامه پیدا میکند و احتمالاً گستردهتر هم میشود)، یا باید به مواضع حماس حمله کند. مواضع حماس اما، در بین مردم غیرنظامی است. در اینجا اسرائیل ناگزیر از حمله به مناطق مسکونی است.
🍂 گفته میشود که اسرائیل از قبل (دستکم گاهی) اطلاع میدهد که ساختمانها را خالی کنند تا کسی بیگناه کشته نشود. احتمالاً در خیلی از موارد چنین هشداری صورت نمیگیرد؛ چون اساساً هدف افراد داخل ساختمان هستند. دراینبین غیرنظامیها، خصوصاً کودکان هم کشته میشود.
🍂 اما گناه بر گردن کیست؟ کسی که پاسخ حملههای راکتی را میدهد یا کسانی که در میان مردم سنگر میگیرند؟ اساساً این تفاوت مهم میان کشتههای غیرنظامی فلسطینیان و اسرائیلیهاست. پایگاههای نظامی اسرائیل و محل استقرار نظامیان آنها مشخص است؛ لذا توجیهی برای کشتن غیرنظامیان توسط حماس وجود ندارد، اما کشته شدن غیرنظامیان در حملات اسرائیل عمدتاً اثر جانبی استقرار نیروهای حماس در دل مناطق مسکونیست.
🍂 محاصره، گزینۀ آلترناتیویست برای تضعیف حماس و احتمالاً ایجاد «نارضایتی مردمی» در جهت سقوط حماس، اما تا جایی که من دیدهام و خواندهام، تقریباً هیچ اعتراض فراگیری (شبیه آنچه در ۱۵ سال اخیر در ایران دیدهایم) به ماهیت حماس صورت نگرفتهاست؛ این یعنی مردم آنقدرها هم از حماس ناراضی نیستند، یا دستکم، حاضر نیستند برای پایین کشیدن حماس هزینه بدهند.
🍂 دراینبین، آیا اسرائیل باید هزینۀ در قدرت ماندن حماس را بدهد؟ بهعبارتی، به نظر میرسد که وضع فعلی غزه ناگزیر است. حماس میخواهد اسرائیل را محو کند؛ در این کار جسور هم هست، و اسرائیل ناچار به دفاع از خود است. حماس «سپر انسانی» درست میکند؛ درنتیجه حملات اسرائیل تلفات غیرنظامی میگیرد.
🍂 همۀ اینها تا اینجا. اما اگر به گذشته برویم، حتماً رفتار اسرائیل درست نبوده. همین حالا هم با شهرکسازیها و اشغال مناطقی خارج از مرزهای بینالمللی، اشغالگری میکند، اما نباید هر جنایتی که اسرائیل در مقاطع زمانی و در مکانهای دیگر انجام داده را به بحث غزۀ امروز تسری داد. امروز، آنچنان که من میبینم، در تقابل با غزه، برخلاف تقابل با سایر مناطق فلسطینی، حق عمدتاً با اسرائیل است؛ حماس سازمانی جنایتکار و جنگطلب است که ازقضا، مانع حلّ مناقشۀ فلسطین و اسرائیل نیز هست.
🔶 پینوشت نقدآگین: کشتار غیرنظامیان ساکن اسرائیل توسط حماس، منشأ قرآنی دارد. از نظر حماس، هرآنکه در اسرائیل ساکن است، اعم از نظامی و غیرنظامی، اشغالگر و کافر حربی محسوب میشود و تکلیف این گروه در سورۀ توبه و آیات سیف (ناسخ آیات مکی)، بهعنوان آخرین سورۀ نازل شده بر پیامبر، مشخص شدهاست. حماس، طالبان و داعش، نماینده بالفعل قرآنند. از یاد نبریم که «جهاد ابتدایی»، هم در فقه اهل سنت هست و هم در فقه شیعه جزو مشهورات است. مفسران متقدم که به عصر نزول نزدیکتر بودند، از آیات قرآن «جهاد ابتدایی» برداشت میکردند. از این منظر، وقتی حماس قدرت گرفت، میتواند جنگ را آغاز کند (جهاد ابتدایی).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘در ضرورتِ پرهیز از قمار با «اسب بازنده»
— چرا تحریم عاقلانهترین و اخلاقیترین عملِ سیاسیِ ممکن است؟
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیزهای زیادی میتوان گفت، اما من فقط میخواهم به یک وجه از این انتخابات توجه کنم و بپرسم آیا در این جامعۀ دلزده از انتخابات و اصلاحطلبان، این امکان وجود دارد که اصلاحطلبان بتوانند میزان لازم از مردم را پای صندوق بکشانند تا انتخابات را برنده شوند؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش اجازه بدهید نگاهی به اعداد بیندازیم. در انتخابات ۱۴۰۰ اعداد مهم اینها بودند (اعداد تقریبی هستند):
تعداد کل واجدین شرایط: ۶۰ میلیون،
تعداد آراء مأخوذه: ۲۹ میلیون،
تعداد آراء رئیسی: ۱۸ میلیون،
تعداد آراء کل اصولگرایان: ۲۲.۵ میلیون،
تعداد آراء همتی: ۲.۵ میلیون،
تعداد آراء سفید و باطله: ۴ میلیون.
🍂 با این پیشفرض که شرایط فعلی تقریباً مشابه ۱۴۰۰ است، در حال حاضر مشکل اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات این است که باید فاصلۀ ۲۰ میلیونی میان آراء همتی و آراء کل اصولگرایان در انتخابات قبل را پر کنند تا بتوانند آنها را شکست دهند. ۲۰ میلیون رأی اضافه یعنی میزان مشارکت باید ۳۳ درصد افزایش پیدا کند و از ۴۹ درصدِ سال ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد برسد و همه هم به پزشکیان رأی بدهند. حتی اگر با خوشبینی زیاد آراء باطله را هم به پای اصلاحطلبان بنویسیم، باز هم اصلاحطلبان نیازمند ۱۶ میلیون رأی اضافه هستند تا با اصولگرایان برابر شوند. ۱۶ میلیون رأی یعنی باید میزان مشارکت در انتخابات ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۷۵ درصد برسد و همه هم به اصلاحطلبان رأی بدهند.
🔺محاسبات بالا بر این فرض استوار است که کسانی که در ۱۴۰۰ به اصولگرایان رأی دادند در انتخابات ۱۴۰۳ نیز شرکت کرده و مجدداً به اصولگرایان رأی خواهند داد. با این حساب، تنها امید اصلاحطلبان به کسانی است که در اثر افزایش مشارکت به آنها میپیوندند. ازآنجاییکه در فضای فعلی جامعه افزایش ۳۳ درصدی، یا حتی ۲۶ درصدی مشارکت در انتخابات غیرممکن به نظر میرسد، تلاش اصلاحطلبان در انتخابات محکوم به شکست است و نتیجۀ شرکت کردن آنها در انتخابات چیزی جز بالا بردن نسبی مشارکت انتخاباتی و عبور عدد آن از ۵۰ درصد نخواهد بود که نفع آن هم صرفاً به حاکمیت میرسد.
منبع اعداد: ویکی پدیا
#حکومت_اسلامی #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
— چرا تحریم عاقلانهترین و اخلاقیترین عملِ سیاسیِ ممکن است؟
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیزهای زیادی میتوان گفت، اما من فقط میخواهم به یک وجه از این انتخابات توجه کنم و بپرسم آیا در این جامعۀ دلزده از انتخابات و اصلاحطلبان، این امکان وجود دارد که اصلاحطلبان بتوانند میزان لازم از مردم را پای صندوق بکشانند تا انتخابات را برنده شوند؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش اجازه بدهید نگاهی به اعداد بیندازیم. در انتخابات ۱۴۰۰ اعداد مهم اینها بودند (اعداد تقریبی هستند):
تعداد کل واجدین شرایط: ۶۰ میلیون،
تعداد آراء مأخوذه: ۲۹ میلیون،
تعداد آراء رئیسی: ۱۸ میلیون،
تعداد آراء کل اصولگرایان: ۲۲.۵ میلیون،
تعداد آراء همتی: ۲.۵ میلیون،
تعداد آراء سفید و باطله: ۴ میلیون.
🍂 با این پیشفرض که شرایط فعلی تقریباً مشابه ۱۴۰۰ است، در حال حاضر مشکل اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات این است که باید فاصلۀ ۲۰ میلیونی میان آراء همتی و آراء کل اصولگرایان در انتخابات قبل را پر کنند تا بتوانند آنها را شکست دهند. ۲۰ میلیون رأی اضافه یعنی میزان مشارکت باید ۳۳ درصد افزایش پیدا کند و از ۴۹ درصدِ سال ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد برسد و همه هم به پزشکیان رأی بدهند. حتی اگر با خوشبینی زیاد آراء باطله را هم به پای اصلاحطلبان بنویسیم، باز هم اصلاحطلبان نیازمند ۱۶ میلیون رأی اضافه هستند تا با اصولگرایان برابر شوند. ۱۶ میلیون رأی یعنی باید میزان مشارکت در انتخابات ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۷۵ درصد برسد و همه هم به اصلاحطلبان رأی بدهند.
🔺محاسبات بالا بر این فرض استوار است که کسانی که در ۱۴۰۰ به اصولگرایان رأی دادند در انتخابات ۱۴۰۳ نیز شرکت کرده و مجدداً به اصولگرایان رأی خواهند داد. با این حساب، تنها امید اصلاحطلبان به کسانی است که در اثر افزایش مشارکت به آنها میپیوندند. ازآنجاییکه در فضای فعلی جامعه افزایش ۳۳ درصدی، یا حتی ۲۶ درصدی مشارکت در انتخابات غیرممکن به نظر میرسد، تلاش اصلاحطلبان در انتخابات محکوم به شکست است و نتیجۀ شرکت کردن آنها در انتخابات چیزی جز بالا بردن نسبی مشارکت انتخاباتی و عبور عدد آن از ۵۰ درصد نخواهد بود که نفع آن هم صرفاً به حاکمیت میرسد.
منبع اعداد: ویکی پدیا
#حکومت_اسلامی #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘مغالطاتِ قرآن در توجیهِ فقدانِ معجزۀ محمد
(۳/۳)
❓حال علقههای دینی را کنار بگذاریم و از دید یک غیر مسلمان به جوابهایی که محمد به مشرکین می داد، بنگریم. انصافا آیا حق دارند به محمد ایمان نیاورند و او را یک مدعی دروغین بدانند یا نه؟!ّ
🔻اگر محمد حداقل یک معجزه می آورد و مشرکین تکذیب و درخواست معجزۀ بیشتر میکردند، آنوقت شاید میتوانست بگوید:
🔺اما اینکه از اولِ ادعایِ رسالت، با بهانهتراشیهای متعدد، از آوردن یک معجزه هم سر باز زند، که:
مشرکین هم وقتی این همه بهانه را میدیدند حق داشتند ایمان نیاورند و بگویند او ادعایش دروغ است و بهانه تراشی میکند!
2️⃣ پاسخ دوم:
احتمالاً تا الان پاسخی که در ذهن اکثرتان به این اشکالات آمده، این است که قرآن معجزۀ محمد است، و چه معجزهای بهتر از قرآن، و وقتی مشرکین معجزۀ قرآن را انکار میکردند(؟!) پس قطعاً معاند بودهاند، و طبعاً هر معجزۀ بصری هم محمد میآورد، آن را هم انکار میکردند، و شاید هم بگویید «شق القمر»، معجزۀ محمد بود.
پاسخ:
🔺برای اینکه بفهمید قرآن هیچگونه اعجازی ندارد به کتاب «رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن» نوشته دکتر محمد میرباقری رجوع کنید.
🔺اثبات وقوع شقالقمر هم غیر ممکن است؛ زیرا اگر بخواهید به روایات استناد کنید: اولا، از آنجا که تاریخ، علمی ظنی است، نمیتواند وقوع شق القمر را اثبات کند؛ ثانیا، همان روایات شقالقمر هم دچار ضد و نقیضهای بسیار است که میتوانید به مقالهی «شقالقمر در ترازو» نوشتهی دکتر محمد بهرامی رجوع کنید. و اگر بخواهید به قرآن استناد کنید، بنا به دلایلی که در یادداشت «سورۀ قمر دلالتی بر معجزه شقالقمر ندارد» ذکر کردم، باز هم وقوع شقالقمر اثبات نمیشود، چون هیچ آیهای در قرآن دلالتِ صریح بر دو نیم شدن ماه بعنوان معجزهای برای محمد ندارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۳/۳)
❓حال علقههای دینی را کنار بگذاریم و از دید یک غیر مسلمان به جوابهایی که محمد به مشرکین می داد، بنگریم. انصافا آیا حق دارند به محمد ایمان نیاورند و او را یک مدعی دروغین بدانند یا نه؟!ّ
🔻اگر محمد حداقل یک معجزه می آورد و مشرکین تکذیب و درخواست معجزۀ بیشتر میکردند، آنوقت شاید میتوانست بگوید:
«از آنجا که معجزه قبلی را انکار کردید، دیگر معجزهای در کار نیست چون عناد دارید یا اگر هم بیاورم، عذاب نازل میشود و...»
🔺اما اینکه از اولِ ادعایِ رسالت، با بهانهتراشیهای متعدد، از آوردن یک معجزه هم سر باز زند، که:
معجزه نمیآورم چون معاندید!
معجزه نمیآورم چون عذاب میآید!
عذاب هم بخواهید، باز هم عذاب نمیآید، چون من زندهام و خدا گفته تا تو زندهای عذابی در کار نیست!
معجزه نمیآورم، بهجایش اگر میخواهید مطمئن شوید، من پیامبرم، بروید مصر! و از ناکجاآباد و بدون هیچ نشانۀ شفافی، جسد فرعون را پیدا کنید!!!
مشرکین هم وقتی این همه بهانه را میدیدند حق داشتند ایمان نیاورند و بگویند او ادعایش دروغ است و بهانه تراشی میکند!
2️⃣ پاسخ دوم:
احتمالاً تا الان پاسخی که در ذهن اکثرتان به این اشکالات آمده، این است که قرآن معجزۀ محمد است، و چه معجزهای بهتر از قرآن، و وقتی مشرکین معجزۀ قرآن را انکار میکردند(؟!) پس قطعاً معاند بودهاند، و طبعاً هر معجزۀ بصری هم محمد میآورد، آن را هم انکار میکردند، و شاید هم بگویید «شق القمر»، معجزۀ محمد بود.
پاسخ:
🔺برای اینکه بفهمید قرآن هیچگونه اعجازی ندارد به کتاب «رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن» نوشته دکتر محمد میرباقری رجوع کنید.
🔺اثبات وقوع شقالقمر هم غیر ممکن است؛ زیرا اگر بخواهید به روایات استناد کنید: اولا، از آنجا که تاریخ، علمی ظنی است، نمیتواند وقوع شق القمر را اثبات کند؛ ثانیا، همان روایات شقالقمر هم دچار ضد و نقیضهای بسیار است که میتوانید به مقالهی «شقالقمر در ترازو» نوشتهی دکتر محمد بهرامی رجوع کنید. و اگر بخواهید به قرآن استناد کنید، بنا به دلایلی که در یادداشت «سورۀ قمر دلالتی بر معجزه شقالقمر ندارد» ذکر کردم، باز هم وقوع شقالقمر اثبات نمیشود، چون هیچ آیهای در قرآن دلالتِ صریح بر دو نیم شدن ماه بعنوان معجزهای برای محمد ندارد.
.
#نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
این کتاب از بهترین، جامعترین و متقنترین آثاری است که در نقد اعجاز قرآن نوشته شده است. نویسندهی این کتاب به نقد آموزهی کلامی اعجاز قرآن پرداخته و سعی کرده تا…
✍️ #محمدعلی_میرباقری (دکترای فلسفه دین)
🔻درباره کتاب:
این کتاب از بهترین، جامعترین و متقنترین آثاری است که در نقد اعجاز قرآن نوشته شده است. نویسندهی این کتاب به نقد آموزهی کلامی اعجاز قرآن پرداخته و سعی کرده تا…
Telegram
نقدآگین
🎧اسرائیل چقدر محکوم است؟
🖋🎙 دکتر #محمدعلی_میرباقری
🔸بعضی گمان میکنند اگر شما تشنه به خون اسرائیل نباشید، انسان نیستید. یعنی اگر مثلاً بگویید عامل اصلی کشتار مردم غزه نه اسرائیل، بلکه حماس است، شما آدم بدی هستید. از طرف دیگر، یک عده هم معتقدند «هرچه آن خسرو کند، شیرین کند» و اسرائیل کلاً کارش درست است و فلسطینیها ذاتاً فلانفلان شده هستند.
🔸بعضی معتقدند که هرکه در اسرائیل زندگی میکند نظامی، و ازاینجهت هدف مشروع عملیات نظامی است؛ در طرف مقابل عدهای باور دارند که هر فلسطینی یا تروریست است، یا بعداً تروریست خواهد شد. پس همهشان سزاوار مرگ هستند.
🔸من در اینجا سعی میکنم بار دیگر دیدگاه خودم را نسبت به اسرائیل مطرح کنم تا خود را از این اتهام که دربست چاکر آن دولتم تبرئه کرده باشم.
🔸البته پیشتر باید بگویم که در این طیف، که در یک سر آن اسرائیل حق مطلق است و در سر دیگرش فلسطین چنین ویژگیای دارد، بیشتر به سر مربوط به حقانیت اسرائیل تمایل دارم؛ یعنی معتقدم اصولاً اسرائیل در جنگهایی که انجام میدهد محق است، ولی در چند زمینه عملکردهایش غیرقابلقبول، یا دستکم قابل نقد است.
👈مطالعۀ ادامۀ یادداشت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖋🎙 دکتر #محمدعلی_میرباقری
.... اما آنچه در جنگ حماس و اسرائیل بسیار محکوم است، محاصرۀ غذایی غزه است. اینکه غیرنظامیان را گرسنگی بدهی بههیچوجه قابلقبول نیست و این کار جنایت است.
🔸بعضی گمان میکنند اگر شما تشنه به خون اسرائیل نباشید، انسان نیستید. یعنی اگر مثلاً بگویید عامل اصلی کشتار مردم غزه نه اسرائیل، بلکه حماس است، شما آدم بدی هستید. از طرف دیگر، یک عده هم معتقدند «هرچه آن خسرو کند، شیرین کند» و اسرائیل کلاً کارش درست است و فلسطینیها ذاتاً فلانفلان شده هستند.
🔸بعضی معتقدند که هرکه در اسرائیل زندگی میکند نظامی، و ازاینجهت هدف مشروع عملیات نظامی است؛ در طرف مقابل عدهای باور دارند که هر فلسطینی یا تروریست است، یا بعداً تروریست خواهد شد. پس همهشان سزاوار مرگ هستند.
🔸من در اینجا سعی میکنم بار دیگر دیدگاه خودم را نسبت به اسرائیل مطرح کنم تا خود را از این اتهام که دربست چاکر آن دولتم تبرئه کرده باشم.
🔸البته پیشتر باید بگویم که در این طیف، که در یک سر آن اسرائیل حق مطلق است و در سر دیگرش فلسطین چنین ویژگیای دارد، بیشتر به سر مربوط به حقانیت اسرائیل تمایل دارم؛ یعنی معتقدم اصولاً اسرائیل در جنگهایی که انجام میدهد محق است، ولی در چند زمینه عملکردهایش غیرقابلقبول، یا دستکم قابل نقد است.
👈مطالعۀ ادامۀ یادداشت
📕پیرامون تقابل فلسطین-اسرائیل
📕رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن
📕ردّ ادعای عصمت پیامبران و امامان و ضرورت دینی این رویکرد
📕اعجاز تکتک سورههای قرآن؟
.
#سیاست #بینالملل #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 یک ایدۀ جالب برای پژوهش در فضایی میان فلسفه و مطالعات اسلامی، مطالعۀ موردیِ بعضی از آموزههای اسلامی در پرتو برخی نظریات معرفتشناختی است. به طور مشخص، دربارۀ نظریات معرفتشناختیای صحبت میکنم که میگویند معیار معرفتداشتن بسته به شرایط، تغییر میکند. این گروه از نظریات–که البته درون خودشان تنوع دارند–معتقدند که گاهی دو فرد نسبت به موضوعی واحد شواهد یکسانی دارند، اما به دلیل تفاوت در میزان اهمیت موضوع برای آنها، یکی میتواند بگوید «میدانم که الف» ولی دیگری نمیتواند همین را بگوید. این نظریات عبارتند از «زمینهگرایی معرفتی» (Epistemic Contextualis) و «ثابتگراييِ حساس به زمینۀ فاعل معرفت» (subject-interest invariantism) (و شاید برخی دیگر از نظریات مشابه). با ذکر یک مثال (و قدری تسامح در اینکه این مثال شاید عمدتاً برای یکی از دو نظریه مناسب باشد و برای تطبیق بر نظریۀ دیگر نیازمند قدری تغییر باشد) میتوان این نظریات را توضیح داد:
🍂 فرض کنید اکنون در مسافرت هستید و میخواهید چند روز دیگر که پنجشنبه است به خانه بازگشته، به بانک بروید. اما پرسش اینجاست که آیا بانک در پنجشنبه باز است؟ در اینجا «بانک پنجشنبه باز است» موضوع معرفت شماست. دیدگاههایی مانند زمینهگرایی معرفتی میگویند که بسته به میزان اهمیتی که گزارۀ «بانک پنجشنبه باز است» برای شما دارد، میتوانید به این گزاره معرفت داشته باشید یا نداشته باشید، بیآنکه شواهد در دسترستان تغییر کند. مثلاً فرض کنید صرفاً میخواهید به بانک بروید تا پولی را به حسابتان بخوابانید ولی انجام این کار فوریت ندارد. در این شرایط، صرف اینکه به خاطر دارید چند سال قبل در یک روز پنجشنبه به بانک رفتهاید و بانک باز بوده میتواند کافی باشد تا به «بانک پنجشنبه باز است» باور داشته باشید. در طرف مقابل، اگر چکی به تاریخ پنجشنبه کشیدهاید و حسابتان هم خالی است، دیگر داشتن خاطرهای محو از گذشته برای داشتن معرفت به «بانک پنجشنبه باز است» کافی نیست و برای داشتن معرفت به باز بودن بانک در روز پنجشنبه لازم است شواهد بیشتری (مانند تماس گرفتن با بانک) داشته باشید. حال از این بحث معرفتشناختی چه نتیجهای برای مطالعات اسلامی میتوان گرفت؟
🍂 در میان باورهای اسلامی، برخی از آنها از اهمیت کمتر و برخی از اهمیت بیشتری برخوردارند. برای مثال، باور به معراج و کیفیت آن نه به لحاظ ایمانی و نه به لحاظ سبک زندگی، تأثیر چندانی به حال فرد مسلمان ندارد. بااینحال فرد مسلمان بهصرف اینکه در قرآن اشارهای به این موضوع شده، آن را میپذیرد. از طرف دیگر، موضوعی مانند جانشینی پیامبر را، چنانکه شیعه به آن باور دارد، در نظر بگیرید. این موضوع نهتنها دارای اهمیت است، بلکه یکی از مهمترین مسائل اسلامی است که باور داشتن یا نداشتن به آن نظام باورهای دینی و سبک زندگی فرد مسلمان را تغییر میدهد. از طرفی شواهد قرآنی که برای این موضوع ارائه میشود، کمشمار و دارای دلالتهای مشکوک هستند. روی همین حساب، به نظر میرسد که با توجه به زمینهگرایی معرفتی و نظریات مشابه، نمیتوان با استناد به این آیات چنین باور مهمی را پذیرفت. اگر زمینهگرایی معرفتی نظریۀ قابل قبولی باشد، و اگر باور به چنین موضوعی آنقدر که متکلمین شیعه بر آن تأکید میکنند ضروری است، با توجه به نقش مرکزی قرآن در جهتدهی به باورهای مسلمانان، از خداوند انتظار میرود که در قرآن بیشتر در این باره صحبت کرده باشد و برای باور به آن شواهد بیشتری را در اختیار مسلمانان قرار داده باشد.
🍂 البته چنین پژوهشی باید پیچیدگیهای ناشی از وجود روایات را هم در نظر بگیرد. بعلاوه، میتوان مواجهۀ مشابهی را با خود متون روایی نیز انجام داد. برای مثال، میتوان پرسید با توجه به اهمیت بحث ولایت فقیه، آیا میزان تأکیدی که در روایات بر موضوع ولایت فقیه صورت گرفته بهاندازهای هست که براساس زمینهگرایی معرفتی بتوان پذیرفت که ولایت فقیه یکی از آموزههای کلیدی اسلام است؟ همچنین در مورد برخی موضوعات فقهیِ عملی، مانند حجاب نیز همین پرسش قابل طرح است: با توجه به میزان اهمیت عملی موضوع حجاب، آیا شواهد نقلی برای تعیین لزوم رعایت و کیفیت حجاب کافی است؟
🍂 باتوجه به مطالب بالا، سنجش باورها و احکام اسلامی با ابزار زمینهگرایی معرفتی موضوعی است که میتوان روی آن کار کرد و به گمانم میشود در این باره پژوهش قابلتوجهی انجام داد.
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
@tamolate_eslami
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 فرض کنید اکنون در مسافرت هستید و میخواهید چند روز دیگر که پنجشنبه است به خانه بازگشته، به بانک بروید. اما پرسش اینجاست که آیا بانک در پنجشنبه باز است؟ در اینجا «بانک پنجشنبه باز است» موضوع معرفت شماست. دیدگاههایی مانند زمینهگرایی معرفتی میگویند که بسته به میزان اهمیتی که گزارۀ «بانک پنجشنبه باز است» برای شما دارد، میتوانید به این گزاره معرفت داشته باشید یا نداشته باشید، بیآنکه شواهد در دسترستان تغییر کند. مثلاً فرض کنید صرفاً میخواهید به بانک بروید تا پولی را به حسابتان بخوابانید ولی انجام این کار فوریت ندارد. در این شرایط، صرف اینکه به خاطر دارید چند سال قبل در یک روز پنجشنبه به بانک رفتهاید و بانک باز بوده میتواند کافی باشد تا به «بانک پنجشنبه باز است» باور داشته باشید. در طرف مقابل، اگر چکی به تاریخ پنجشنبه کشیدهاید و حسابتان هم خالی است، دیگر داشتن خاطرهای محو از گذشته برای داشتن معرفت به «بانک پنجشنبه باز است» کافی نیست و برای داشتن معرفت به باز بودن بانک در روز پنجشنبه لازم است شواهد بیشتری (مانند تماس گرفتن با بانک) داشته باشید. حال از این بحث معرفتشناختی چه نتیجهای برای مطالعات اسلامی میتوان گرفت؟
🍂 در میان باورهای اسلامی، برخی از آنها از اهمیت کمتر و برخی از اهمیت بیشتری برخوردارند. برای مثال، باور به معراج و کیفیت آن نه به لحاظ ایمانی و نه به لحاظ سبک زندگی، تأثیر چندانی به حال فرد مسلمان ندارد. بااینحال فرد مسلمان بهصرف اینکه در قرآن اشارهای به این موضوع شده، آن را میپذیرد. از طرف دیگر، موضوعی مانند جانشینی پیامبر را، چنانکه شیعه به آن باور دارد، در نظر بگیرید. این موضوع نهتنها دارای اهمیت است، بلکه یکی از مهمترین مسائل اسلامی است که باور داشتن یا نداشتن به آن نظام باورهای دینی و سبک زندگی فرد مسلمان را تغییر میدهد. از طرفی شواهد قرآنی که برای این موضوع ارائه میشود، کمشمار و دارای دلالتهای مشکوک هستند. روی همین حساب، به نظر میرسد که با توجه به زمینهگرایی معرفتی و نظریات مشابه، نمیتوان با استناد به این آیات چنین باور مهمی را پذیرفت. اگر زمینهگرایی معرفتی نظریۀ قابل قبولی باشد، و اگر باور به چنین موضوعی آنقدر که متکلمین شیعه بر آن تأکید میکنند ضروری است، با توجه به نقش مرکزی قرآن در جهتدهی به باورهای مسلمانان، از خداوند انتظار میرود که در قرآن بیشتر در این باره صحبت کرده باشد و برای باور به آن شواهد بیشتری را در اختیار مسلمانان قرار داده باشد.
🍂 البته چنین پژوهشی باید پیچیدگیهای ناشی از وجود روایات را هم در نظر بگیرد. بعلاوه، میتوان مواجهۀ مشابهی را با خود متون روایی نیز انجام داد. برای مثال، میتوان پرسید با توجه به اهمیت بحث ولایت فقیه، آیا میزان تأکیدی که در روایات بر موضوع ولایت فقیه صورت گرفته بهاندازهای هست که براساس زمینهگرایی معرفتی بتوان پذیرفت که ولایت فقیه یکی از آموزههای کلیدی اسلام است؟ همچنین در مورد برخی موضوعات فقهیِ عملی، مانند حجاب نیز همین پرسش قابل طرح است: با توجه به میزان اهمیت عملی موضوع حجاب، آیا شواهد نقلی برای تعیین لزوم رعایت و کیفیت حجاب کافی است؟
🍂 باتوجه به مطالب بالا، سنجش باورها و احکام اسلامی با ابزار زمینهگرایی معرفتی موضوعی است که میتوان روی آن کار کرد و به گمانم میشود در این باره پژوهش قابلتوجهی انجام داد.
✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری
@tamolate_eslami
➖➖➖
🌾 @Naqdagin