عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
انتشارات فنی ایران
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#شکارگاه_عجیب
#گروه_سنی_ب
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
انتشارات فنی ایران
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#شکارگاه_عجیب
#گروه_سنی_ب
#گروه_سنی_ج
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
شکارگاه عجیب
زنجیره ای از طبیعت، هنر و زنانگی
الهام فخرایی
"شکارگاه عجیب" را می توان به عنوان یکی از نمونه های تلفیقی موفق و منحصر به فرد ادبیات کودک در ایران معرفی کرد.
همراهی مخاطب با این کتاب، از همان تصویر روی جلد آغاز می شود؛ نمایی آشنا از دار قالی و فرش ایرانی در کنار عنوان "شکارگاه عجیب" بن مایه مناسبی را تدارک دیده، به نحوی که حتی پیش از خواندن کتاب می تواند دستمایه گفتگو، پرسشگری و نگاه خلاقانه قرار بگیرد و پرسش هایی از این دست مطرح شود که راستی در صفحات بعدی قرار است چه چیزهایی بخوانیم و ببینیم؟
در این کتاب از یک سو با داستانی زیست محیطی طرفیم و از سوی دیگر روایت پادشاه، شکارگاه و به کار گرفتن زنان برای بافتن قالی، داستان را همزمان با سیاست، فرهنگ و هنر پیوند می دهد.
نقطه قوت کتاب، کنشگری متفاوت دختران بافنده است. مفهوم کنشگری زنانه همراه با بوم شناختی ایرانی و تلاش برای مراقبت از طبیعت در برابر سلطه شاهانه، گویای بن مایه فلسفی داستان است که می تواند از زاویه اکوفمینیسم مورد توجه قرار بگیرد؛ فارغ از اینکه نویسنده تا چه اندازه آگاهانه این پیوستگی مفهومی را به کار گرفته است.
ایده خاص نویسنده با تصویرگری کاملا چفت شده و همخوانی دارد. رنگ های گرم و زنده در کنار فضاهای خالی، هم زمان فرش ایرانی و وسعتی را که عنوان شکارگاه در ذهن تداعی می کند، به خوبی نشان می دهد.
#شکارگاه_عجیب یک نمونه قابل توصیه است که از جهات مختلف بار آموزشی دارد و کاملا گفتگو محور است. شما می توانید این کتاب را با کودکان 9 سال به بالا بخوانید و همزمان به عنوان فعالیت جانبی در کلاس های علوم، علوم اجتماعی، تاریخ، ادبیات، هنر و نمایش به کار بگیرید و درباره وجوه مختلف آن گفتگو کنید.
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
دسته بندی:
آموزشی
ارزشی
فعالیت محور
مشخصات
عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
ناشر: فنی ایران؛ کتاب های نردبان
#الهام_فخرایی
#شکارگاه_عجیب
#کاوشگری_هنری
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
زنجیره ای از طبیعت، هنر و زنانگی
الهام فخرایی
"شکارگاه عجیب" را می توان به عنوان یکی از نمونه های تلفیقی موفق و منحصر به فرد ادبیات کودک در ایران معرفی کرد.
همراهی مخاطب با این کتاب، از همان تصویر روی جلد آغاز می شود؛ نمایی آشنا از دار قالی و فرش ایرانی در کنار عنوان "شکارگاه عجیب" بن مایه مناسبی را تدارک دیده، به نحوی که حتی پیش از خواندن کتاب می تواند دستمایه گفتگو، پرسشگری و نگاه خلاقانه قرار بگیرد و پرسش هایی از این دست مطرح شود که راستی در صفحات بعدی قرار است چه چیزهایی بخوانیم و ببینیم؟
در این کتاب از یک سو با داستانی زیست محیطی طرفیم و از سوی دیگر روایت پادشاه، شکارگاه و به کار گرفتن زنان برای بافتن قالی، داستان را همزمان با سیاست، فرهنگ و هنر پیوند می دهد.
نقطه قوت کتاب، کنشگری متفاوت دختران بافنده است. مفهوم کنشگری زنانه همراه با بوم شناختی ایرانی و تلاش برای مراقبت از طبیعت در برابر سلطه شاهانه، گویای بن مایه فلسفی داستان است که می تواند از زاویه اکوفمینیسم مورد توجه قرار بگیرد؛ فارغ از اینکه نویسنده تا چه اندازه آگاهانه این پیوستگی مفهومی را به کار گرفته است.
ایده خاص نویسنده با تصویرگری کاملا چفت شده و همخوانی دارد. رنگ های گرم و زنده در کنار فضاهای خالی، هم زمان فرش ایرانی و وسعتی را که عنوان شکارگاه در ذهن تداعی می کند، به خوبی نشان می دهد.
#شکارگاه_عجیب یک نمونه قابل توصیه است که از جهات مختلف بار آموزشی دارد و کاملا گفتگو محور است. شما می توانید این کتاب را با کودکان 9 سال به بالا بخوانید و همزمان به عنوان فعالیت جانبی در کلاس های علوم، علوم اجتماعی، تاریخ، ادبیات، هنر و نمایش به کار بگیرید و درباره وجوه مختلف آن گفتگو کنید.
مفاهیم:
#هنر #زنان_و_طبیعت #اکوفمنیسم #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ
#مشارکت #تجربه #طبیعت
#تغییر و...
دسته بندی:
آموزشی
ارزشی
فعالیت محور
مشخصات
عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
ناشر: فنی ایران؛ کتاب های نردبان
#الهام_فخرایی
#شکارگاه_عجیب
#کاوشگری_هنری
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
جاسوس پنجاپنج
خطری که بیخ گوش ماست!
رمان نوجوان "جاسوس پنجاپنج" به قلم فرحناز عطاریان با دوران معاصر و این روزها به طور خاص نسبت جدی و نزدیکی دارد؛ دورانی که بشر علی رغم همه دستاوردهای علمی و دست اندازی های تسلط گرایانه اش بر طبیعت، با یک پاندمی روبرو شده که هنوز پاسخ قانع کننده ای برایش ندارد.
نویسنده روی موضوعی دست گذاشته و از کاراکترهایی استفاده کرده که در نگاه اول شاید برای مخاطب نوجوان کمی دیریاب به نظر برسد، اما هر چه به اواسط رمان نزدیک تر می شویم، جذابیت و چرایی فضاسازی ها، کاراکترها، روابط، سطوح مختلف داستان و بقیه جزییات بیشتر روشن می شود.
"جاسوس پنجاپنج" از فصل های مختلفی تشکیل شده و عنوان بندی هر فصل گویای یکی از فرازهای داستان است که هر بار خواننده را به دنبال کردن ماجرا تشویق می کند؛ عناوینی مانند تازه به کانال رسیده ها، ملاقات در پارک مرکزی، هاش تو اس، شصت و یک و راز چنار کهنسال.
وقتی داستان را می خوانیم، می دانیم که با یک ماجرای واقعی روبرو نیستیم، اما همزمان نشانه گذاری های مکانی واقع گرایانه این فرصت را به خواننده می دهد تا با داستان ارتباط برقرار کرده و از موقعیت ها یا شخصیت ها آشنایی زدایی کند؛ مانند پارک مرکزی، ایستگاه مترو، باغ های گردو، اداره بحران، محقق، رئیس و... که مخاطب را در میانه دنیای خیال و واقعی نگه داشته و ذهن را قلقلک میدهد که چیزها را جور دیگری نگاه کند؛ مثلا همین طور که روی صندلی نشسته، به این فکر بیفتد که نکند شصست و یک اینجا قایم شده باشد یا ممکن است این همان دریاچه پارک مرکزی باشد؟! آیا ما هم می توانیم راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم و....
مهمترین ویژگی این رمان از جهاتی به کارگیری تکنیک آشنایی زدایی است که به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد.
داستان دو بخش اصلی دارد که با دو موقعیت مکانی و جهت جغرافیایی از هم تفکیک شده است. از یک طرف در جهت جغرافیایی شرق با اعداد طرفیم، نام کسی را نمی دانیم و همه شماره گذاری شده اند، شرق تاریک، زمخت و یکدست است، فردیت، تنوع و تردید در آن جایی ندارد، همه چیز و همه کس در خدمت اهداف گروه خاص "گنده بک" ها است.
در مقابل در غرب با یک مجموعه منسجم، مهربان و معقول طرفیم که هر کدام داستانی شخصی دارند... این تقسیم بندی و تمایز را از زاویه فلسفه سیاسی می توان به شکل های مختلفی تعبیر کرد، هر چند نمی دانیم که آیا نویسنده هم این زوایا و سوابق تاریخی را در نظر داشته یا خیر.
نقطه شروع روایت به لحاظ جغرافیایی، فراز و فرود قهرمان و کارکترهایی که خلق شده، بیش از اینکه خوب یا بد مطلق باشند، یک طیف را نمایندگی می کنند، درواقع شکستن کلیشه ها ناگزیر دوگانه سیاه و سفید را کمرنگ کرده است؛ بنابراین نه تنها با یک ابرقهرمان روبرو نیستیم، بلکه قهرمان و شخصیت های داستان خیلی هم آسیب پذیر هستند. همه آنها چیزی یا چیزهایی را از دست داده اند یا از آنها گرفته شده و همین باعث می شود علی رغم تمام پلشتی ها و ویژگی های منفی که نویسنده در شرق توصیف می کند، باز هم با #جاسوس_پنجاپنج همدلی کرده و آرزو کنیم که بتواند از پس این ماجرا بربیاید، البته نه اینکه ماموریت گنده بک ها را عملی کند.
درواقع اگر ساختار داستان را بر قهرمان منطبق کنیم، با چهار پرده اصلی مواجهیم:
پرده اول: انتخاب پنجاپنج به عنوان جاسوس و ماموریتی که ناخواسته او را به راهروی تاریک می کشاند.
پرده دوم: چالش پنجاپنج با سوالات ذهنی و مشکل شخصی اش؛ تناقض های گنده بک ها را چطور توجیه کند؟ آیا این ماموریت را انجام بدهد یا مشکل شخصی خودش را حل کند؟
پرده سوم: بازگشت پنجاپنج و پرداختن به چالش اصلی
پرده چهارم: پایان داستان
اما مهمترین سوالی که بعد از آشنایی با کاراکترها و بعد از پرده اول برای خواننده مطرح می شود این است که چرا و چطور باید با این ماجرا ارتباط برقرار کند. سوالی که برای پیدا کردن جواب آن باید کمی حوصله کرد و چند فصل را خواند... آن وقت نویسنده غافلگیری خودش را دارد که هرچند به نظر می رسد کمی دیر از آن رونمایی می کند ولی ارزشش را دارد... چون تازه میفهمیم که خطر تا چه اندازه جدی است و موضوع فقط پنجاپنج یا رویارویی کانال شرق و غرب در برابر هم نیست.
همین است که رمان "جاسوس پنجاپنج" را ارزشمندتر می کند و می تواند به عنوان ابزاری برای یک کاوشگری چندجانبه با نوجوان ها به کار گرفته شود.
متن کامل نوشتار در این لینک
مفاهیم:
#طبیعت #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ #مشارکت #تجربه #تغییر #حل_مساله #تفکر_مراقبتی #تفکرنقادانه
دسته بندی:
آموزشی،ارزش مدار
مشخصات
عنوان: جاسوس پنجاپنج
نویسنده: فرحناز عطاریان
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#جاسوس_پنجاپنج
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
خطری که بیخ گوش ماست!
رمان نوجوان "جاسوس پنجاپنج" به قلم فرحناز عطاریان با دوران معاصر و این روزها به طور خاص نسبت جدی و نزدیکی دارد؛ دورانی که بشر علی رغم همه دستاوردهای علمی و دست اندازی های تسلط گرایانه اش بر طبیعت، با یک پاندمی روبرو شده که هنوز پاسخ قانع کننده ای برایش ندارد.
نویسنده روی موضوعی دست گذاشته و از کاراکترهایی استفاده کرده که در نگاه اول شاید برای مخاطب نوجوان کمی دیریاب به نظر برسد، اما هر چه به اواسط رمان نزدیک تر می شویم، جذابیت و چرایی فضاسازی ها، کاراکترها، روابط، سطوح مختلف داستان و بقیه جزییات بیشتر روشن می شود.
"جاسوس پنجاپنج" از فصل های مختلفی تشکیل شده و عنوان بندی هر فصل گویای یکی از فرازهای داستان است که هر بار خواننده را به دنبال کردن ماجرا تشویق می کند؛ عناوینی مانند تازه به کانال رسیده ها، ملاقات در پارک مرکزی، هاش تو اس، شصت و یک و راز چنار کهنسال.
وقتی داستان را می خوانیم، می دانیم که با یک ماجرای واقعی روبرو نیستیم، اما همزمان نشانه گذاری های مکانی واقع گرایانه این فرصت را به خواننده می دهد تا با داستان ارتباط برقرار کرده و از موقعیت ها یا شخصیت ها آشنایی زدایی کند؛ مانند پارک مرکزی، ایستگاه مترو، باغ های گردو، اداره بحران، محقق، رئیس و... که مخاطب را در میانه دنیای خیال و واقعی نگه داشته و ذهن را قلقلک میدهد که چیزها را جور دیگری نگاه کند؛ مثلا همین طور که روی صندلی نشسته، به این فکر بیفتد که نکند شصست و یک اینجا قایم شده باشد یا ممکن است این همان دریاچه پارک مرکزی باشد؟! آیا ما هم می توانیم راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم و....
مهمترین ویژگی این رمان از جهاتی به کارگیری تکنیک آشنایی زدایی است که به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد.
داستان دو بخش اصلی دارد که با دو موقعیت مکانی و جهت جغرافیایی از هم تفکیک شده است. از یک طرف در جهت جغرافیایی شرق با اعداد طرفیم، نام کسی را نمی دانیم و همه شماره گذاری شده اند، شرق تاریک، زمخت و یکدست است، فردیت، تنوع و تردید در آن جایی ندارد، همه چیز و همه کس در خدمت اهداف گروه خاص "گنده بک" ها است.
در مقابل در غرب با یک مجموعه منسجم، مهربان و معقول طرفیم که هر کدام داستانی شخصی دارند... این تقسیم بندی و تمایز را از زاویه فلسفه سیاسی می توان به شکل های مختلفی تعبیر کرد، هر چند نمی دانیم که آیا نویسنده هم این زوایا و سوابق تاریخی را در نظر داشته یا خیر.
نقطه شروع روایت به لحاظ جغرافیایی، فراز و فرود قهرمان و کارکترهایی که خلق شده، بیش از اینکه خوب یا بد مطلق باشند، یک طیف را نمایندگی می کنند، درواقع شکستن کلیشه ها ناگزیر دوگانه سیاه و سفید را کمرنگ کرده است؛ بنابراین نه تنها با یک ابرقهرمان روبرو نیستیم، بلکه قهرمان و شخصیت های داستان خیلی هم آسیب پذیر هستند. همه آنها چیزی یا چیزهایی را از دست داده اند یا از آنها گرفته شده و همین باعث می شود علی رغم تمام پلشتی ها و ویژگی های منفی که نویسنده در شرق توصیف می کند، باز هم با #جاسوس_پنجاپنج همدلی کرده و آرزو کنیم که بتواند از پس این ماجرا بربیاید، البته نه اینکه ماموریت گنده بک ها را عملی کند.
درواقع اگر ساختار داستان را بر قهرمان منطبق کنیم، با چهار پرده اصلی مواجهیم:
پرده اول: انتخاب پنجاپنج به عنوان جاسوس و ماموریتی که ناخواسته او را به راهروی تاریک می کشاند.
پرده دوم: چالش پنجاپنج با سوالات ذهنی و مشکل شخصی اش؛ تناقض های گنده بک ها را چطور توجیه کند؟ آیا این ماموریت را انجام بدهد یا مشکل شخصی خودش را حل کند؟
پرده سوم: بازگشت پنجاپنج و پرداختن به چالش اصلی
پرده چهارم: پایان داستان
اما مهمترین سوالی که بعد از آشنایی با کاراکترها و بعد از پرده اول برای خواننده مطرح می شود این است که چرا و چطور باید با این ماجرا ارتباط برقرار کند. سوالی که برای پیدا کردن جواب آن باید کمی حوصله کرد و چند فصل را خواند... آن وقت نویسنده غافلگیری خودش را دارد که هرچند به نظر می رسد کمی دیر از آن رونمایی می کند ولی ارزشش را دارد... چون تازه میفهمیم که خطر تا چه اندازه جدی است و موضوع فقط پنجاپنج یا رویارویی کانال شرق و غرب در برابر هم نیست.
همین است که رمان "جاسوس پنجاپنج" را ارزشمندتر می کند و می تواند به عنوان ابزاری برای یک کاوشگری چندجانبه با نوجوان ها به کار گرفته شود.
متن کامل نوشتار در این لینک
مفاهیم:
#طبیعت #هوش_زیست_محیطی #فرهنگ #مشارکت #تجربه #تغییر #حل_مساله #تفکر_مراقبتی #تفکرنقادانه
دسته بندی:
آموزشی،ارزش مدار
مشخصات
عنوان: جاسوس پنجاپنج
نویسنده: فرحناز عطاریان
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#جاسوس_پنجاپنج
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
مدرسه رسا
🔻جاسوس پنجاپنج؛ خطری که بیخ گوش ماست! - مدرسه رسا
الهام فخرایی رمان نوجوان "جاسوس پنجاپنج" به قلم فرحناز عطاریان با دوران معاصر و این روزها به طور خاص نسبت جدی و نزدیکی دارد؛ دورانی…
🔻فرزندان ایران (گردآفریدها و سیاوشان)
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤2
🔻فرزندان ایران (گردآفریدها و سیاوشان)
به مناسبت روز بزرگداشت #فردوسی
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #وطن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
به مناسبت روز بزرگداشت #فردوسی
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #وطن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍1
📌 در بزنیم
فرهنگ مثبت ۱
وقتی آشنایی قبلی نداریم، بدون هماهنگی با خود فرد، با شماره شخصیاش تماس نگیریم. یک پیام کوتاه درباره درخواستمان با ذکر نام ارسال کنیم و برای تماس در زمان مشخص اجازه بگیریم.
به نظرم تماس گرفتن با شماره شخصی، اصرار و بیوقفه بدون توجه به آنچه میشنویم به حرف زدن ادامه دادن، درست مثل این است که در نزده وارد فضای شخصی کسی شویم.
راستش اصلا نمیدانم چه دستهبندی برای این سبک نوشته مناسب است. اما بهنظرم لازم است بارها این موارد را بشنویم و بههم یادآوری کنیم. همینطور با رفتارمان این ارزشها را به نسل جدید آموزش دهیم.
#فرهنگ_مثبت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
فرهنگ مثبت ۱
وقتی آشنایی قبلی نداریم، بدون هماهنگی با خود فرد، با شماره شخصیاش تماس نگیریم. یک پیام کوتاه درباره درخواستمان با ذکر نام ارسال کنیم و برای تماس در زمان مشخص اجازه بگیریم.
به نظرم تماس گرفتن با شماره شخصی، اصرار و بیوقفه بدون توجه به آنچه میشنویم به حرف زدن ادامه دادن، درست مثل این است که در نزده وارد فضای شخصی کسی شویم.
آیا لازم است درباره چراییاش هم توضیح دهم؟ مثلا اینکه شما نمیدانید فرد در چه شرایطی قرار دارد، اصلا مایل به گفتگو با شما هست یا خیر، شاید منتظر یک تماس ضروری باشد، شاید احوال روحی مناسبی نداشته باشد و ....پ.ن
راستش اصلا نمیدانم چه دستهبندی برای این سبک نوشته مناسب است. اما بهنظرم لازم است بارها این موارد را بشنویم و بههم یادآوری کنیم. همینطور با رفتارمان این ارزشها را به نسل جدید آموزش دهیم.
#فرهنگ_مثبت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏7👍1
📌 دزدی نکنیم
فرهنگ مثبت ۲
حتما شما هم با دورههای مجازیای برخورد داشتید که محتوا بهگونهای تعریف میشود که امکان کپی (رونوشت برداشتن) در آن محدود شده است.
فارغ از اینکه ارائه دهنده با چه هدف و دلیلی امکان برداشتن، فوروارد یا کپی محتوا را محدود میکند، اینکه ما راهی برای دور زدن و برداشتن محتوا پیدا کنیم، رفتار اخلاقی و شايستهای نیست.
به زبان ساده: دزدی نکنیم.
#فرهنگ_مثبت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
فرهنگ مثبت ۲
حتما شما هم با دورههای مجازیای برخورد داشتید که محتوا بهگونهای تعریف میشود که امکان کپی (رونوشت برداشتن) در آن محدود شده است.
فارغ از اینکه ارائه دهنده با چه هدف و دلیلی امکان برداشتن، فوروارد یا کپی محتوا را محدود میکند، اینکه ما راهی برای دور زدن و برداشتن محتوا پیدا کنیم، رفتار اخلاقی و شايستهای نیست.
به زبان ساده: دزدی نکنیم.
#فرهنگ_مثبت
با رفتارمان این ارزشها را به نسل جدید آموزش دهیم.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👌3❤2👏2
🔻 قدردانی کنشگرانه
فرهنگ مثبت ۳
اخیرا یادداشتی از یک دانشآموخته شریف دانشگاهی خواندم به این مضمون که جهت تامین معاش شرافتمندانه از مخاطبانشان خواسته بودند در قبال مطالبی که ایشان منتشر میکنند، هر مقدار مایل هستند، مبلغی را واریز کنند.
البته اصل موقعیت تازگی ندارد و قبلا شاهد موارد مشابهی در میان فعالان حوزه فرهنگ و دانش بودهام؛ افرادی که بهناچار برای گذران زندگی، کتابخانهشان را به حراج گذاشته بودند یا شبیه این مورد حاصل سالها پژوهش و دانش را.
#فرهنگ_مثبت
اما تکرار این تجربه از چند جهت برای من قابل تامل و ارزشمند است که مایلم با شما به اشتراک بگذارم:
در سالهایی که تازه شروع به کار کرده بودم، گاهی پیش میآمد با افراد یا مجموعههایی مواجه میشدم که تصور میکردند خدمات فرهنگی باید کاملا رایگان یا ارزان باشد.
در حالیکه بهنظرم اوضاع باید کاملا برعکس باشد؛ یعنی برای یک آموزگار یا پژوهشگر، شرایط معمول مالی باید بهگونهای تامین شده باشد که اساسا برایش دغدغه نباشد.
بهاینترتیب میتواند بهترین کیفیت را چه در ارتقای سطح دانش و مهارت خودش و چه در محتوا و خدماتی که ارائه میکند، حفظ کند.
در مباحث «سواد مالی» همیشه بخشی از درآمد ماهانه برای فعالیت داوطلبانه درنظر گرفته میشود.
اما شاید در جامعه ما کمتر به این موضوع توجه شده که حمایت از فرهنگ و دانش نه فقط یک وظیفه است، بلکه میتواند یک نذر فرهنگی باشد؛ یعنی علاوه بر توجیه عقلانی، یک فعالیت معنوی معنادار و آیین مهر نیز باشد.
این رفتار برای من فراتر از یک وظیفه اخلاقی و بلکه نوعی «تمرینِ سپاسگزاری» است.
به این معنا که لازم است در جهت قدردانی در برابر آنچه نیکو است، کاری کنیم یا چیزی بگوییم.
حالا این کار میتواند گاهی صرفا معرفی اثر یک فرد باشد، پیامی برای قدردانی یا این روزها در شبکههای اجتماعی در قالب گزینههایی مانند لایک (پسند) و فوروارد (همرسانی) تعريف شود.
در نهایت، فارغ از اینکه یک اندیشمند با نگرانی مالی کمتر، آزادانهتر میاندیشد، مینویسد و فعالیت میکند، ما نیز به این فرهنگ و ترویج قدردانی نیاز داریم.
بهویژه قدردانی از هر فرد یا فعاليتي که به «سرمایهی عقلانیِ جامعه» و «بهتر شدنِ سبک زندگی» ما کمک میکند و لازم است آن را به یک عادت عمومی و #کنشگری به جای صرفا طلبکار بودن تبدیل کنیم.
در نظریههای فلسفه تربیت، مفهومی فلسفی تحت عنوان فرهیختگی داریم که یکی از ویژگیهایش، تلاش خودخواسته برای ارتقای فرهنگ و سبک زندگی است.
فارغ از اینکه متاسفانه امروزه، بسیاری از افراد در حوزه فرهنگ و آموزش فاقد این فرهیختگی هستند، اما مخاطب فرهیخته روی دیگر این سکه است و ما میتوانیم بخشی از این گروه باشیم و حامی آن روی و گروه دیگر.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
📌رسانه شمایید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
فرهنگ مثبت ۳
اخیرا یادداشتی از یک دانشآموخته شریف دانشگاهی خواندم به این مضمون که جهت تامین معاش شرافتمندانه از مخاطبانشان خواسته بودند در قبال مطالبی که ایشان منتشر میکنند، هر مقدار مایل هستند، مبلغی را واریز کنند.
البته اصل موقعیت تازگی ندارد و قبلا شاهد موارد مشابهی در میان فعالان حوزه فرهنگ و دانش بودهام؛ افرادی که بهناچار برای گذران زندگی، کتابخانهشان را به حراج گذاشته بودند یا شبیه این مورد حاصل سالها پژوهش و دانش را.
#فرهنگ_مثبت
اما تکرار این تجربه از چند جهت برای من قابل تامل و ارزشمند است که مایلم با شما به اشتراک بگذارم:
۱. ارزش کار فرهنگی
در سالهایی که تازه شروع به کار کرده بودم، گاهی پیش میآمد با افراد یا مجموعههایی مواجه میشدم که تصور میکردند خدمات فرهنگی باید کاملا رایگان یا ارزان باشد.
در حالیکه بهنظرم اوضاع باید کاملا برعکس باشد؛ یعنی برای یک آموزگار یا پژوهشگر، شرایط معمول مالی باید بهگونهای تامین شده باشد که اساسا برایش دغدغه نباشد.
بهاینترتیب میتواند بهترین کیفیت را چه در ارتقای سطح دانش و مهارت خودش و چه در محتوا و خدماتی که ارائه میکند، حفظ کند.
۲. نذر فرهنگی
در مباحث «سواد مالی» همیشه بخشی از درآمد ماهانه برای فعالیت داوطلبانه درنظر گرفته میشود.
اما شاید در جامعه ما کمتر به این موضوع توجه شده که حمایت از فرهنگ و دانش نه فقط یک وظیفه است، بلکه میتواند یک نذر فرهنگی باشد؛ یعنی علاوه بر توجیه عقلانی، یک فعالیت معنوی معنادار و آیین مهر نیز باشد.
۳. سپاسگزاری فعالانه
این رفتار برای من فراتر از یک وظیفه اخلاقی و بلکه نوعی «تمرینِ سپاسگزاری» است.
به این معنا که لازم است در جهت قدردانی در برابر آنچه نیکو است، کاری کنیم یا چیزی بگوییم.
حالا این کار میتواند گاهی صرفا معرفی اثر یک فرد باشد، پیامی برای قدردانی یا این روزها در شبکههای اجتماعی در قالب گزینههایی مانند لایک (پسند) و فوروارد (همرسانی) تعريف شود.
۴. سرمایهگذاری برای زیستِ بهتر
در نهایت، فارغ از اینکه یک اندیشمند با نگرانی مالی کمتر، آزادانهتر میاندیشد، مینویسد و فعالیت میکند، ما نیز به این فرهنگ و ترویج قدردانی نیاز داریم.
بهویژه قدردانی از هر فرد یا فعاليتي که به «سرمایهی عقلانیِ جامعه» و «بهتر شدنِ سبک زندگی» ما کمک میکند و لازم است آن را به یک عادت عمومی و #کنشگری به جای صرفا طلبکار بودن تبدیل کنیم.
۵. مخاطب فرهیخته
در نظریههای فلسفه تربیت، مفهومی فلسفی تحت عنوان فرهیختگی داریم که یکی از ویژگیهایش، تلاش خودخواسته برای ارتقای فرهنگ و سبک زندگی است.
فارغ از اینکه متاسفانه امروزه، بسیاری از افراد در حوزه فرهنگ و آموزش فاقد این فرهیختگی هستند، اما مخاطب فرهیخته روی دیگر این سکه است و ما میتوانیم بخشی از این گروه باشیم و حامی آن روی و گروه دیگر.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
📌رسانه شمایید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
👍6🔥1