آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
کارن آرمسترانگ؛ چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟

کارن آرمسترانگ، نویسنده و پژوهشگر برجسته بریتانیایی در حوزه ادیان، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های معاصر در زمینه گفت‌وگوی میان‌دینی و مطالعه تطبیقی ادیان است. او در آثار خود کوشیده است نشان دهد که سنت‌های دینی بزرگ جهان، با وجود تفاوت‌هایشان، در بسیاری از ارزش‌های اخلاقی و انسانی با یکدیگر اشتراک دارند؛ به‌ویژه در تأکید بر شفقت، همدلی و احترام به کرامت انسان.

نوشتار «کارن آرمسترانگ» به زندگی، اندیشه‌ها و فعالیت‌های این متفکر برجسته می‌پردازد؛ زنی که پس از سال‌ها پژوهش درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت و دیگر سنت‌های دینی، به یکی از مهم‌ترین مدافعان گفت‌وگو و تفاهم میان پیروان ادیان مختلف تبدیل شد. او معتقد است که بسیاری از تنش‌ها و سوءتفاهم‌های دینی، از ناآگاهی نسبت به دیگری و فقدان گفت‌وگوی سازنده ناشی می‌شوند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر مفهوم «شفقت» به‌عنوان ارزشی مشترک میان فرهنگ‌ها و ادیان گوناگون است؛ مفهومی که آرمسترانگ آن را پایه‌ای برای همزیستی، صلح و فهم متقابل در جهان امروز می‌داند.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/

#کارل_آرمسترانگ #دین #خدا #انسان #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
11👌3👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
ویلیام جیمز و «گونه‌های تجربه دینی»
نگاهی به ایمان از دریچه روان و ضمیر انسان


«گونه‌های تجربه دینی» (The Varieties of Religious Experience) اثر ویلیام جیمز، فیلسوف و روان‌شناس برجسته آمریکایی، یکی از مهم‌ترین آثار کلاسیک در روان‌شناسی دین و فلسفه دین به شمار می‌رود. این کتاب که بر پایه سخنرانی‌های گیفورد در سال‌های ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ شکل گرفت، هنوز هم از تأثیرگذارترین آثار در مطالعه تجربه دینی از منظری غیرالهیاتی و علمی محسوب می‌شود.

نوشتار «ویلیام جیمز و تنوع تجربه دینی» به معرفی این اثر و اهمیت آن در فهم دین می‌پردازد. جیمز در این کتاب، به جای تمرکز بر نهادهای دینی، روحانیت یا آموزه‌های رسمی، توجه خود را معطوف به تجربه‌های شخصی انسان‌ها از ایمان، دعا، عرفان، توبه، تحول درونی و احساس ارتباط با امر قدسی می‌کند. همین جابه‌جایی نگاه، کتاب را به اثری متمایز و ماندگار تبدیل کرده است.

این مطلب نشان می‌دهد که جیمز چگونه کوشید دین را نه صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از عقاید و مناسک، بلکه به‌عنوان بخشی از تجربه زیسته انسان‌ها مطالعه کند. او معتقد بود برای فهم دین، باید به آنچه افراد در زندگی شخصی خود تجربه می‌کنند توجه داشت؛ تجربه‌هایی که می‌توانند بسیار متنوع و گاه متفاوت از روایت‌های رسمی دینی باشند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این موضوع است که مطالعه علمی و روان‌شناختی دین، لزوماً به معنای رد یا تأیید باورهای دینی نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم بهتر نقش دین و معنویت در زندگی انسان‌هاست.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/william-james-2/

#ویلیام_جیمز #دین #روانشناختی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌61
Forwarded from گفت‌وشنود
⁨ ‌

«وقتی به مراسم قربانی‌کردن انسان فکر می‌کنیم، یاد آیین‌های هولناک کنعانیان باستان یا آزتک‌ها می‌افتیم و گمان می‌کنیم که ادیان توحیدی به قربانی‌کردن انسان پایان داده‌اند. اما در واقع، پیروان ادیان توحیدی انسان‌های بسیار بیشتری را قربانی کرده‌اند تا بیشتر فرقه‌های چندخدایی. مسیحیت و اسلام به مراتب انسان‌های بیشتری را به نام خدا کشته‌اند تا پیروان خدایانی چون بَعل یا ویتسلپُچلی، خدای جنگ آزتک‌ها.»

یووال نوح هراری، بیست‌ویک درس برای قرن بیست‌ویکم، ۲۰۱۸


#دین #نقد_دین #یواال_نوح_هراری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍30👌31
Forwarded from گفت‌وشنود


روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته می‌شود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.

در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. خداناباوران، دین‌ناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شده‌اند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.

در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به‌ علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقه‌ای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه می‌شوند.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسه‌ای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدام‌های خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به‌ دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.

شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانی‌مدتی بر قربانیان و خانواده‌هایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاع‌رسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.

این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمان‌ها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاش‌های خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده می‌کنند.

#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
👌9🕊71💔1
Forwarded from گفت‌وشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید


رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سال‌هاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها می‌مانند و زباله‌های سکوهای خود را جمع می‌کنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل می‌دهند و با نوشتن جمله‌ای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری می‌کنند.

نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیت‌پذیری، از ویژگی‌هایی است که سال‌هاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرت‌انگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه می‌گفتند می‌خواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.

بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشته‌اند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگی‌ها بر بستری تاریخی شکل گرفته‌اند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.

شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیان‌گذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعه‌ای از آیین‌ها، پاسداشت «کامی»‌ها (روح‌های‌ ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنی‌ها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنت‌های شینتویی زندگی می‌کنند.

در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزش‌هایی مهم به شمار می‌روند؛ ارزش‌هایی که به‌تدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.

به نظر می‌رسد سال‌هاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» می‌نگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» می‌نامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکل‌گیری فرهنگی مسئولیت‌پذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟

ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکست‌های تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگی‌های برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.

شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتاب‌های مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهم‌تر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعه‌ای می‌سازد؟ چه ثمر و میوه‌ای دارد؟ اگر دینی انسان‌هایی مسئول‌تر، فروتن‌تر، قانون‌مدارتر و محترم‌تر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟

#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍152😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید


رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سال‌هاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها می‌مانند و زباله‌های سکوهای خود را جمع می‌کنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل می‌دهند و با نوشتن جمله‌ای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری می‌کنند.

نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیت‌پذیری، از ویژگی‌هایی است که سال‌هاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرت‌انگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه می‌گفتند می‌خواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.

بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشته‌اند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگی‌ها بر بستری تاریخی شکل گرفته‌اند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.

شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیان‌گذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعه‌ای از آیین‌ها، پاسداشت «کامی»‌ها (روح‌های‌ ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنی‌ها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنت‌های شینتویی زندگی می‌کنند.

در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزش‌هایی مهم به شمار می‌روند؛ ارزش‌هایی که به‌تدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.

به نظر می‌رسد سال‌هاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» می‌نگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» می‌نامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکل‌گیری فرهنگی مسئولیت‌پذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟

ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکست‌های تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگی‌های برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.

شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتاب‌های مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهم‌تر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعه‌ای می‌سازد؟ چه ثمر و میوه‌ای دارد؟ اگر دینی انسان‌هایی مسئول‌تر، فروتن‌تر، قانون‌مدارتر و محترم‌تر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟

#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍113😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
فردریش نیچه:
دین‌ها همگی نظام‌های بی‌رحمی‌اند

«آنگاه که انسان چون ضروری می‌یافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانی‌کردن ازپیش نمی‌رفت؛ هولناک‌ترین قربانگری‌ها و گروگان‌گذاری‌ها - از جمله قربان کردن نخست‌زاده‌ها - دل‌آشوب‌ترین اندام‌بُری‌ها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانه‌ترین آیین‌گزاری‌های همه فرقه‌های دینی - و دین‌ها همگی در زیرین‌ترین زمینه خویش، نظام‌های بی‌رحمی‌اند - ریشه این همه در آن غریزه‌ای‌ست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »

فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنت‌های دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح می‌کند: «دین‌ها همگی نظام‌های بی‌رحمی‌اند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناک‌تر و هول‌انگیزتر از فن حافظه‌سازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیین‌های زهد همگی در واقع تکنیک‌های حافظه‌سازی بوده‌اند. ادیان به عنوان تجلی آیین‌های زهد، با آفریدن سخت‌ترین رنج‌های خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسان‌ها، بنابراین «همگی نظام‌های بی‌رحمی‌اند»

اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه می‌گوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی می‌توانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار می‌کنند و با فن حافظه‌سازی یا تاریخ‌پردازی، تلاش می‌کنند که خود را محق جلوه دهند.

شما چه فکر می‌کنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع می‌دانید؟

#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
💯11👍53👌2
وجدان در محاصره
یادداشت‌هایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیت‌خواهی

چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعه‌ای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره می‌اندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی می‌تواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت می‌تواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت می‌تواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی می‌تواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار می‌شود.

چهار یادداشت این پرونده گفت‌وشنود از همین رو کنار هم آمده‌اند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان می‌دهد چگونه یک مرجع دینی می‌تواند به تصرف سرزمین، برده‌سازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش می‌کشد: وقتی فرقه‌ها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دست‌اندازی می‌کنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» می‌کوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیت‌خواهی» نیز نشان می‌دهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقه‌های مذهبی خلاصه نمی‌شود؛ هر نظام فکری‌ای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، می‌تواند به حذف آزادی بینجامد.

در همه این یادداشت‌ها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو می‌شوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری می‌کنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل می‌کنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژی‌ای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحی‌شده و فرمان‌پذیر بخواهد.

کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!

https://dialog.tavaana.org/collections-8/

#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا

@tavaana

@Dialogue1402
👍101👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به جاودانگی می‌تواند آزادی انسان را محدود کند

میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه می‌شود، به دنبال راه‌هایی برای «ماندن» می‌گردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، می‌تواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش می‌کنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.

راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، می‌توان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مرده‌ایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.

پروژهٔ جاودانگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگان‌بخشانه همه راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم می‌کند.

کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او می‌تواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند:

اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانه‌ای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟

«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم»

#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
دین‌خویی
فقر اندیشه در سایه جزم‌اندیشی

آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دین‌خویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی می‌کند.

دین‌خویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف می‌شود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،

از مواجهه با چالش‌های فلسفی و تجربه‌های تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی می‌بندد.

فرد دین‌خو هیچ‌گاه پرسشگری نمی‌کند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید می‌کند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانسته‌های پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده می‌شود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.

چنین وضعیتی نشان‌دهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل می‌شود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی می‌گردد.

دین‌خویی انسان را به موجودی تک‌ساحتی تبدیل می‌کند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید می‌نگرد.

در این قاب، ایمان به جزمیت بدل می‌شود و حقیقت، جانی برای گفت‌وگو و بازآفرینی باقی نمی‌گذارد.

#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
13👍8👌1💯1