آموزشکده توانا
49.3K subscribers
41.5K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق، موسیقی فیلم پاپیون را به یاد هم‌بندیان سابق خود که تعدادی از آن‌ها زیر حکم اعدام هستند، می‌نوازد

او ضمن انتشار این ویدیو در کانال تلگرام خود نوشت:

«پاپیون»، موسیقی ماندگار فیلم Papillon، ساخته‌ی جری گلدسمیت است؛ ملودی‌ای که سال‌هاست برای بسیاری، نماد رنج، مقاومت، امید و اشتیاق به آزادی است.
من نوازنده نیستم، اما این اجرای ساده را با تمام احترام تقدیم می‌کنم به منوچهر، پیمان، عمو کریم عزیز و همه زندانیان سیاسی که امروز زیر حکم اعدام هستند.
به امید روزی که هیچ انسانی به خاطر اندیشه، عقیده یا آزادی‌خواهی، در انتظار مرگ نباشد.
#نه_به_اعدام
#منوچهر_فلاح
#پیمان_فرح_آور
#کریم_خجسته

@Tavaana_TavaanaTech
16💔10🕊3👌2
نگرانی از وضعیت جسمی سیامک امینی در زندان اوین؛ درخواست برای مرخصی استعلاجی فوری

سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله محبوس در بند هفت زندان اوین، در حالی با شرایط جسمی نامناسب در زندان نگهداری می‌شود که علاوه بر ابتلا به بیماری بهجت و دیگر بیماری‌های زمینه‌ای، اخیراً نیز از ناحیه دنده دچار آسیب شده است.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روز دوشنبه اول تیرماه، سیامک امینی به دلیل درد شدید و آسیب در ناحیه دنده، با پیگیری سایر زندانیان به بیمارستان طالقانی منتقل شد. با این حال، به او و خانواده‌اش توضیح روشنی درباره وضعیت پزشکی‌اش داده نشد و مشخص نیست که دنده‌های وی دچار شکستگی یا ترک‌خوردگی شده‌اند. پزشکان تنها اعلام کرده‌اند که این آسیب نیازمند گذشت زمان است و اقدام درمانی خاصی برای آن انجام نشده است. وی همان شب به زندان اوین بازگردانده شد.
آقای امینی مبتلا به سندروم بهجت، نوعی بیماری التهابی و خودایمنی، است و خانواده او پیش‌تر نیز به دلیل شرایط جسمی‌اش خواستار اعمال «عدم تحمل حبس» شده بودند. با این حال، پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در تیرماه ۱۴۰۴، به خانواده وی اعلام شد که پرونده پزشکی او در جریان این حمله از بین رفته است. همچنین گزارش شده که در ماه‌های گذشته، به دلیل امتناع او از پوشیدن لباس زندان، از اعزام فوری و ضروری وی برای دریافت خدمات درمانی جلوگیری شده است.
اکنون، یک سال پس از آن حمله و در شرایطی که آسیب جدید در ناحیه دنده به مشکلات جسمی پیشین او افزوده شده، نگرانی‌ها درباره سلامت و جان این زندانی سیاسی افزایش یافته است. خانواده و هم‌بندان وی با اشاره به ابتلا به پوکی استخوان، درد شدید و بیماری‌های زمینه‌ای او، خواستار اعطای فوری مرخصی استعلاجی برای پیگیری روند درمان در خارج از زندان شده‌اند.
سیامک امینی از مردادماه ۱۴۰۳ در زندان به سر می‌برد و به چهار سال حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شده است. او پیش‌تر نیز در دهه شصت به مدت پنج سال زندانی سیاسی بوده و در سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.
پس از پایان جنگ دوازده‌روزه، نهادها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی با گرایش‌های مختلف بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، به‌ویژه زندانیان سالمند، بیمار و نیازمند مراقبت‌های ویژه پزشکی شده‌اند.

#سیامک_امینی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔3
♦️مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی

جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.

وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری می‌شد.

بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.

مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح می‌کند. فعالان حقوق بشر سال‌هاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار داده‌اند.

طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست داده‌اند.

#جبار_مصطفی #زندان_اوین

@Tavaana_TavaanaTech
💔294
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

«از عطر مشهدی تا ادکلن فرانسوی؛ از حاکم فقیه تا شهریار فهیم»

این عنوان سخنان تازه رسول آزادی (عبدالرسول مرتضوی)، زندانی سیاسی و جانباز جنگ، از درون زندان اصفهان است؛ روایتی که بر پایه خاطرات و تجربه‌های زیسته شکل گرفته است.

او در این فایل صوتی با مرور سه خاطره از تغییر نام‌ها، تغییر سبک زندگی و تغییر مناسک مذهبی در جامعه ایران، از دگرگونی عمیقی سخن می‌گوید که طی دهه‌های گذشته در ارزش‌ها، سلیقه‌ها و نگاه نسل‌های جدید رخ داده است.

رسول آزادی معتقد است جامعه ایران امروز با جامعه‌ای که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد تفاوتی بنیادین دارد؛ جامعه‌ای که به گفته او بیش از گذشته به آگاهی، ارتباطات جهانی، پرسشگری و انتخاب‌های فردی گرایش پیدا کرده است. او همچنین با اشاره به کاهش نفوذ نهادهای سنتی مذهبی و تغییر الگوهای فرهنگی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حاکمیت تاکنون این تحولات اجتماعی را دیده و پیام آن را دریافت کرده است؟

این زندانی سیاسی که سال‌ها از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده، در بخش پایانی سخنانش از شکاف میان ارزش‌های رسمی حکومت و گرایش‌های واقعی جامعه سخن می‌گوید و معتقد است هیچ نظام سیاسی نمی‌تواند بدون همراهی اکثریت مردم و بدون انطباق با تحولات زمانه، پایدار بماند.


#رسول_آزادی
#عبدالرسول_مرتضوی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اصفهان
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
👌188👍2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

دختر جاویدنام جمیله شفیعی، ضمن انتشار ویدیویی از رقصیدن مادرش، نوشت:

بهمن‌ماه دو سال پیشه. تازه با مامان از بیمارستان اومدیم. به خاطر مصرف زیاد کورتون برای بیماریش ریه‌ش که عفونت کرده خوب نمی‌شه. تمام روز درگیر بودیم. وحشت‌زده و داغونم. به دکتر گفته «اگه تو نمونه ریه‌م چیز خطرناکی بود به دخترم نگید. طاقت نداره!» برام می‌رقصه تا در برابر همه غم‌ها ازم محافظت کنه. ۱۹ دی‌ماه دو سال بعدش اما قراره طاقتم زیاد بشه! مامانم دیگه فقط مامان من نیست. دلش می‌خواسته از همه بچه‌های ایران محافظت کنه!

ـ جمیله شفیعی، در دی ماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.

#جمیله_شفیعی

@Tavaana_TavaanaTech
💔607🕊7

کاویان، هنرمند ایرانی ترانه «صبح امید» را به یاد جان‌باختگان راه آزادی اجرا کرده است و دو کلیپ منتشر کرده است.

او همچنین نوشته:
ترانهٔ «صبح امید» را تقدیم می‌کنم به جان‌های بی‌گناهی که به دست رژيم كودك كش اسلامی ایران از ما گرفته شدند، و به مادران، پدران، خواهران، برادران و خانواده‌هایی که سنگینیِ طاقت‌فرسای نبود عزیزانشان را هر روز بر دوش می‌کشند. پشت هر نام، رویایی نهفته بود. پشت هر تصویر، زندگی‌ای سرشار از امید، آرزو، خنده و عشق جریان داشت. امروز اما بسیاری از خانواده‌ها با صندلی‌های خالی، حرف‌های ناگفته و خاطراتی زندگی می‌کنند که هرگز از یاد نخواهند رفت. این ترانه ادای احترامی است به آنان که خاموش شدند، به آنان که همچنان در سوگ عزیزان خود می‌گریند، و به شجاعت مردمی که فراموش نمی‌کنند. داستان آنان در قلب میلیون‌ها نفر زنده است و نامشان هرگز از یادها نخواهد رفت. باشد که روزی فرا رسد که عدالت جای ترس را بگیرد و اشک‌های خانواده‌های داغدار به آرامش، کرامت و آزادی بدل شود. برای جان‌باختگان. برای خانواده‌ها. برای ایران. 🕊️💚🤍❤️🎵 ترانهٔ «صبح امید» اکنون در یوتیوب، اسپاتیفای، اپل موزیک و سایر پلتفرم‌های اصلی پخش موسیقی در دسترس است.

#هنر_اعتراض #دادخواهی #صبح_امید

@Tavaana_TavaanaTech
💔2311
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که از زمان آغاز جنگ اخیر تاکنون، در کمتر از چهار ماه دست‌کم ۳۲۹۲ نفر را با اتهام «همکاری با دشمن» بازداشت کرده است؛ آماری که خود به‌تنهایی ابعاد گسترده سرکوب و امنیتی‌سازی جامعه را آشکار می‌کند.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، مدعی شده است که ۶۸۴ نفر از بازداشت‌شدگان در «اقدامات عملیاتی» برای اسرائیل نقش داشته‌اند و ۱۲۵۸ نفر نیز به دلیل «فعالیت‌های سیاسی، تبلیغی یا رسانه‌ای» تحت تعقیب قرار گرفته‌اند. او همچنین از صدور بیش از هزار کیفرخواست و توقیف گسترده اموال متهمان خبر داده است.

این آمار در حالی از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام می‌شود که نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های مستقل در ماه‌های گذشته بارها از موج گسترده بازداشت شهروندان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، وکلا، معلمان، فعالان صنفی، هنرمندان، اقلیت‌های مذهبی و کاربران شبکه‌های اجتماعی خبر داده‌اند.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، شهروندان بسیاری تنها به دلیل انتشار مطالب در شبکه‌های اجتماعی، ابراز نظر سیاسی، فعالیت صنفی یا انتقاد از عملکرد حکومت بازداشت شده‌اند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8💔31
Forwarded from گفت‌وشنود
هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد

فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت «کلیسای مسروپ مقدس» در مشهد، نسبت به فروش، تغییر کاربری یا تخریب این اثر ملی هشدار داده و خواستار مداخله فوری برای حفاظت از آن شده‌اند. این نگرانی‌ها پس از آن بالا گرفت که گزارش‌هایی مبنی بر قصد «شورای خلیفه‌گری ارامنه» برای فروش این بنای تاریخی منتشر شد.

فعالان میراث فرهنگی اعلام کرده‌اند که از سال ۱۴۰۳، شورای خلیفه‌گری ارامنه مانع ورود بازدیدکنندگان به کلیسای تاریخی مشهد شده است. بر اساس این گزارش، شورا قصد دارد این بنای ارزشمند را که تنها کلیسای باقی‌مانده ارامنه در مشهد است، به فروش برساند.
این اقدام در ادامه روندی نگران‌کننده صورت می‌گیرد. پیش از این نیز، دبستان «آرین»، نخستین و تنها مدرسه ارامنه در مشهد که در جوار کلیسا قرار داشت، از مجموعه جدا و پس از فروش در سال ۱۳۹۶، به حسینیه تغییر کاربری داده شد.
حافظه تاریخی شهر مشهد همچنین تخریب شبانه «کلیسای انجیلی» در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ را به یاد دارد. این رویداد که با استفاده از بولدوزر انجام شد، واکنش گسترده رسانه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی را در پی داشت و اکنون نگرانی‌ها از تکرار سرنوشتی مشابه برای کلیسای مسروپ مقدس را دوچندان کرده است.

#کلیسا #مشهد #ارامنه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔201
مصطفی نظامی، زندانی ۳۳ ساله محکوم به اعدام در زندان قزلحصار کرج، روز دوشنبه اول تیرماه با بلعیدن قرص و مصرف مواد مخدر به زندگی خود پایان داد. خبرگزاری «هرانا» هویت این زندانی را مصطفی نظامی، ساکن تهران و مجرد، اعلام کرده است.

مرگ این زندانی بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت بحرانی زندان‌های ایران و فشارهای شدید روانی حاکم بر آن‌ها جلب می‌کند. بسیاری از زندانیان محکوم به اعدام، ماه‌ها و گاه سال‌ها در شرایطی سرشار از اضطراب، بلاتکلیفی، ترس و ناامیدی نگهداری می‌شوند؛ شرایطی که می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای سلامت روان آنان داشته باشد.
هنگامی که فردی در بازداشت حکومت قرار دارد، مسئولیت حفظ جان و سلامت او بر عهده حکومت است. جمهوری اسلامی و مقام‌های مسئول زندان‌ها در قبال جان تمامی زندانیان، از جمله زندانیان محکوم به اعدام، مسئولیت مستقیم دارند.
زندان‌های ایران بارها به دلیل کمبود خدمات درمانی و روان‌پزشکی، شرایط غیرانسانی نگهداری، خشونت، تراکم جمعیت، بی‌خبری از سرنوشت پرونده‌ها و فشارهای مستمر مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار گرفته‌اند.

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊63
Forwarded from گفت‌وشنود
The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one of the relatively tolerant examples of cultural flourishing under religious rule. During the reigns of Abd al-Rahman III and his son, Al-Hakam II, Muslims, Christians, and Jews lived in a society that contemporary observers praised for its intellectual achievements and pluralistic approaches.
Referred to by some as the "Ornament of the World," this region astonished many at the time. Córdoba was a place where all religions engaged with classical traditions to an extent that was hard to imagine for the Christian world of that era. Contemporary historians use the Spanish term "Convivencia" (coexistence) to refer to this harmony between religions, while also emphasizing that Córdoba was never a perfect utopia. In Córdoba, minority religious communities generally benefited from peace and constructive interaction, although instances of religious tension did occur.
An examination of this historical period reveals the complexities of intercultural interactions. While the concept of "coexistence" in Córdoba was progressive compared to many contemporary European societies, a deeper analysis confirms that this environment was a dynamic and sometimes challenging landscape for managing religious diversity rather than an absolute utopia. The intellectual, scientific, and cultural achievements of Andalusia during this period were rooted in the exchange of ideas among the followers of the Abrahamic faiths, which transformed Córdoba into one of the main centers of knowledge in the medieval world.
For a deeper exploration of the dimensions of this coexistence and an analysis of historical questions surrounding religious tolerance in the Caliphate of Córdoba, you can visit the following article on the Tavaana website:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/

@Dialogue1402
💔4👍21
عبدالرضا بچاری از جمله دست‌اندرکاران پروژه «کنسرت کاروانسرا» است که به همراه پرستو احمدی و دیگر عوامل این اجرا از سوی دادگاه کیفری استان قم محکوم شده است.

بر اساس احکام صادرشده، عبدالرضا بچاری نیز همانند دیگر اعضای این پروژه به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت‌های هنری محکوم شده است.

قوه قضاییه اتهام این هنرمندان و عوامل اجرایی را «جریحه‌دار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» عنوان کرده است.

این پرونده پس از انتشار «کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ شکل گرفت؛ اجرایی که پرستو احمدی بدون حجاب اجباری و همراه با گروهی از نوازندگان و عوامل هنری در کاروانسرای تاریخی دیرگچین اجرا کرد. این ویدئو در ساعات نخست انتشار با استقبال گسترده کاربران روبه‌رو شد و تنها در مدت کوتاهی بیش از صد هزار بار دیده شد. نسخه اصلی این اجرا اکنون میلیون‌ها بار مشاهده شده و بخش‌هایی از آن نیز به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیر تعزیه
از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی!

تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونه‌ای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطوره‌ای می‌پردازد. این نمایش با بهره‌گیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایت‌گر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد.

تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافق‌خوان» و «مخالف‌خوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سده‌های متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است.
یکی از شخصیت‌های متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور می‌یابد تا از پیکر کشته‌شدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد.

فرد شبیه‌خوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر می‌پوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربه‌سانان است، در صحنه ظاهر می‌شود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل می‌کند.

در سال‌های اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباس‌های سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکه‌های اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخی‌های تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرم‌کننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمی‌ترین المان‌های هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشان‌دهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است.


تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است


#شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاوید رضایی؛ نوجوان ۱۷ ساله‌ای که پنج روز خانواده‌اش در جستجوی او بودند

جاوید رضایی، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات سراسری روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه سبزه‌میدان این شهر، بر اثر اصابت دو گلوله جنگی به کمر و پا جان خود را از دست داد.
پس از ناپدید شدن جاوید، خانواده او به مدت پنج روز در جستجوی فرزندشان به بیمارستان‌ها، کلانتری‌ها و مراکز مختلف مراجعه کردند، اما هیچ‌گونه اطلاع روشنی درباره سرنوشت او دریافت نکردند. سرانجام در ۲۳ دی‌ماه به خانواده اطلاع داده شد که جاوید کشته شده است.
پیکر این نوجوان ۱۷ ساله همان روز به خاک سپرده شد؛ در حالی که خانواده‌اش پنج روز را در بی‌خبری و نگرانی از سرنوشت او سپری کرده بودند. یاد و نام جاوید رضایی، یکی دیگر از جان‌باختگان جوان اعتراضات، در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند. 🕊️

#جاوید_رضایی #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔173
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یسنا اسکندری؛ وکیلی که فقط آرامش می‌خواست

جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل دادگستری و نقاش ۴۴ ساله، در روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه آریاشهر تهران هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت.

برادر یسنا درباره او گفته است:
«یسنا انسانی آرام و بی‌آزار بود و تنها خواسته‌اش آرامش در زندگی بود.»

او زنی اهل قانون، هنر و زندگی بود؛ اما خشونت حکومتی حتی مجال زیستن آرام را هم از او گرفت.

خواهر یسنا با انتشار این ویدئو در صفحه ایکس خود نوشته:

«سوگند به اشک مادران، قاتلان جوانان بی گناه، تقاص خواهند داد و خدایی که صاحب انتقام است»


#یسنا_اسکندری

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔26🕊32
استفاده بهینه از مهارت دریبل زنی!

کارتونیست: مانا نیستانی

منتشر شده در دویچه‌وله فارسی
💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍201
⚠️ هشدار امنیتی
کانفیگ‌های ناشناس VPN می‌توانند مستقیماً شما را به نهادهای امنیتی وصل کنند

در شرایطی که برخی از کاربران ایرانی برای دسترسی به اینترنت آزاد به انواع VPN، پراکسی و کانفیگ‌های آماده متوسل شده‌اند، استفاده از کانفیگ‌های ناشناس و غیرقابل‌اعتماد می‌تواند به‌طور مستقیم امنیت فردی کاربران را به خطر بیندازد.
واقعیت این است که بسیاری از کانفیگ‌های V2Ray، Shadowsocks، Trojan و نمونه‌های مشابه که در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های تلگرامی دست‌به‌دست می‌شوند، نه‌تنها امن نیستند، بلکه می‌توانند به نقطه نفوذ و شناسایی کاربران تبدیل شوند.

🔹کانفیگی که شما را به سرور ناشناس، اشتراکی یا غیرقابل‌اعتماد وصل می‌کند، در عمل مسیری است که تمام ترافیک اینترنتی شما از آن عبور می‌کند. اگر کنترل این مسیر در اختیار فرد یا گروهی ناشناس باشد، امکان لاگ‌گیری، تحلیل رفتار، ثبت آی‌پی واقعی، زمان اتصال و حتی تحویل داده‌ها به نهادهای امنیتی وجود دارد؛ حتی اگر ادعا شود «بدون لاگ» است. کاربران در این وضعیت، بدون اطلاع، اطلاعات شخصی و دیجیتال خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهند.
برای روشن تر شدن موضوع، این توضیح لازم است که؛ مسئله تنها کانفیگ نیست؛ مسئله این است که پشت آن کانفیگ، چه کسی سرور را کنترل می‌کند.
امنیت کاربران نه در فایل کانفیگ، بلکه در مالکیت و اعتمادپذیری سرور تعیین می‌شود.

🔹استفاده از این ابزارها برای ورود به ایمیل شخصی، حساب‌های شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها یا هر فعالیت حساس دیگر، می‌تواند پیامدهای جدی امنیتی داشته باشد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بی‌احتیاطی دیجیتال، در فضای سرکوب، هزینه‌ای بسیار زیادی داشته باشد.

حتی زمانی که از VPN یا هر ابزار دورزدن فیلترینگ استفاده می‌کنید، همه‌چیز پنهان نمی‌شود. درست است که در اغلب موارد محتوای ارتباط شما رمزگذاری می‌شود، اما این به‌معنای نامرئی‌شدن کامل فعالیت اینترنتی نیست. شبکه‌ای که VPN روی آن فعال است، همچنان می‌تواند الگوهای اتصال را ببیند: این‌که به چه دامنه‌هایی متصل شده‌اید، چه زمانی، با چه حجمی از ترافیک و با چه رفتاری. این اطلاعات برای تحلیل، شناسایی و حتی تطبیق هویتی کافی است، به‌خصوص در شبکه‌هایی که نظارت و DPI فعال دارند.

مسئله زمانی خطرناک‌تر می‌شود که کاربر، کلاینت یا فایل نصبی VPN را به‌صورت فایل APK از منابع نامعلوم مثل کانال‌های تلگرامی دانلود و نصب می‌کند. در این حالت، دیگر فقط بحث دیدن دامنه‌ها نیست. یک APK دستکاری‌شده می‌تواند:

🔘به دفترچه مخاطبان، فایل‌ها و پیام‌ها دسترسی داشته باشد

🔘ترافیک را قبل از رمزگذاری کپی کند

🔘داده‌ها را به سرورهای ثالث ارسال کند

🔘یا حتی نقش ابزار جاسوسی دائمی را بازی کند

در چنین شرایطی، VPN نه‌تنها ابزار امنیتی نیست، بلکه می‌تواند درِ پشتی کامل به گوشی کاربر باشد. ترکیب «شبکه ناامن + سرور ناشناس + کلاینت APK نامعتبر» یکی از پرریسک‌ترین سناریوهای ممکن برای کاربران داخل ایران است.

خلاصه این توضیحاتی که ارائه دادیم را میتوان در چند سطر کوتاه اینگونه نوشت:

رمزگذاری به‌تنهایی امنیت نمی‌آورد.

امنیت یعنی اعتماد به سرور، کلاینت سالم و نصب از منبع معتبر.

هر جا این زنجیره قطع شود، کاربر عملاً خودش داده‌هایش را تقدیم کرده است.

🟪 توصیه مهم:

هر ابزار دورزدن فیلترینگ الزاما ابزار امن نیست. ساده‌انگاری و اعتماد به کانفیگ‌های ناشناس و VPNهای ناامن و ناشناس، دقیقا می‌تواندشما را مستقیما در معرض شناسایی و خطر قرار دهد.

ابزارهای لازم و موردنیاز برای عبور از فیلترینگ را از منابع معتبر و شناخته‌ شده دریافت کنید. هرگز فایل‌های نصبی فیلترشکن‌ها را از کانال‌ها و جاهای ناشناس و مشکوک دانلود و نصب نکنید.

🔗خطرات خرید کانفیگ‌های وی‌پی‌ان از منابع ناشناس

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍3👌1🕊1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام علی پورامامعلی؛ پدری که دیگر در کنار خانواده‌اش نیست

جاویدنام علی پورامامعلی، شهروند ۵۰ ساله اهل روستای سیاوان‌محله رودسر، در جریان اعتراضات سراسری ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر چالوس، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، گلوله جنگی به سر او اصابت کرد و همان جراحت باعث جان‌باختنش شد.

از علی پورامامعلی دو فرزند به یادگار مانده است؛ دختری ۱۶ ساله و پسری ۴ ساله که امروز، در سالروز تولد پدرشان، تنها خاطرات او را در کنار خود دارند.

#علی_پورامامعلی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
24💔7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانواده‌اش پس از ساعت‌ها جست‌وجو و بی‌خبری، پیکر او را در میان جان‌باختگان منتقل‌شده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.

ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگی‌کردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربه‌های تازه باشد، اما گلوله‌های سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.

ستاره آن شب قزار نبود که به خیابان برود ولی به خانواده‌اش گفت: «دوستام میگن دارن بچه‌ها رو میکشن من باید برم» و او رفت و ستاره‌ای شد در شب‌های تار میهن.

پیکر ستاره در حیاط بیمارستان الغدیر پیدا شد؛ مکانی که در روزهای سرکوب خونین دی‌ماه، به یکی از تلخ‌ترین نمادهای جست‌وجوی خانواده‌ها برای یافتن عزیزانشان تبدیل شد.

حالا خانواده ستاره که سال گذشته در خانه کنار هم تولد او را جشن می‌گرفتند، زادروزش را کنار مزارش گرامی داشتند.
ستاره یک برادر هشت ساله دارد. بر پدر و مادر و برادر ستاره، روزهای سختی می‌گذرد. روزهایی بی فروغ، اما به امید روشنایی و آزادی؛ به امید روزی که نام ستاره و همه جان‌باختگان این سرزمین با حقیقت و عدالت گره بخورد.

#ستاره_رفیعی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔42🕊1
ای سوگواران عاشورای حسینی؛ از لب‌های ترک‌خوردهٔ امیر جوادی‌فر چه می‌دانید؟ او نیز تشنه جان داد؛ برای مظلومیت او چه کردید؟

من کربلا و حسینِ زمانهٔ خود را با چشمانم دیده‌ام.

برای من، قتلگاه کهریزک همان صحرای کربلاست؛ یادآور روزهایی که در اوج ناباوری، طعم تلخ شکنجه، تحقیر و مرگ انسانیت را چشیدیم. روزهایی که گویی زمان از حرکت ایستاده بود؛ روزهایی که زیر آفتاب سوزان تابستان و در محاصرهٔ دیوارهای بلند و سوزان، جان و امید انسان‌ها ذره‌ذره تحلیل می‌رفت.

در آن گرمای طاقت‌فرسا، ما را لخت مادرزاد کردند؛ با پاهای سوخته، بدن‌های زخمی و روح‌های درهم‌شکسته. صدای ناله‌ها، فریادهای درد و شکستن آخرین روزنه‌های امید هنوز در گوشم طنین‌انداز است. دود گازوئیل را به قرنطینه می‌فرستادند تا زنده‌زنده خفه شویم. ما را به محل‌هایی می‌بردند که سم‌پاشی شده بود و مرگ تدریجی همراهانمان را به تماشا می‌نشستیم. چهار دست‌وپا، سوار بر یکدیگر، بر آسفالت گداختهٔ تیرماه، در جست‌وجوی اندکی هوا برای نفس کشیدن بودیم.

آنجا بود که فهمیدم کربلا فقط نام سرزمینی دور در تاریخ نیست؛ حقیقتی است که می‌تواند در هر زمان و هر مکان، در همین خاک و همین وطن، تکرار شود.

کربلای من، قتلگاه کهریزک بود و حسینِ زمانه‌ام، امیر جوادی‌فر.

من دیدم که چگونه امیر جوادی‌فر، جوانی سرشار از آرزو و امید، به پیکری رنجور، زخمی و درهم‌شکسته تبدیل شد. او نه شمشیر داشت، نه نیزه و نه سپر؛ تنها سلاحش صدایی بود که از آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی سخن می‌گفت. پاسخ آن صدا اما چیزی جز ضربه، شکنجه، تحقیر، ستم و مرگ انسانیت نبود.

من رنج کشیدن امیر را با چشمان خود دیدم. فکش را شکسته بودند، دنده‌هایش را خرد کرده بودند و بر اثر ضرب‌وشتم، بینایی یکی از چشمانش را از دست داده بود. زخم‌های بدنش روایت خاموش قساوت و بی‌رحمی شده بودند. اما هیچ تصویری برای من دردناک‌تر از لحظه‌ای نیست که امیر، در اوج درد و بی‌پناهی، مادرِ از‌دست‌رفته‌اش را صدا می‌زد؛ مادری که سال‌ها پیش از این جهان رفته بود.

هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که امیر، نیمه‌جان، از من پرسید: چرا یکی از چشم‌هایم نمی‌بیند؟

من به او دروغ گفتم. دلداری‌اش دادم و حقیقت را پنهان کردم؛ در حالی که چشمش دیگر آسیب جدی دیده بود و امیدی به بینایی آن نبود.

هنوز لگدهای پوتین سرهنگ فرج کمیجانی را به خاطر دارم که بر سر و صورت نیمه‌جان امیر فرود می‌آمد؛ تنها به این جرم که در سایه‌ای کم‌جان بر آسفالت داغ دراز کشیده بود.

.
اما شما از کدام تشنگی سخن می‌گویید؟
من تشنگی امیر و لب های خشک او را دیده‌ام.

دیدم که چگونه در گرمای سوزان کهریزک، با لبانی ترک‌خورده و بدنی که دیگر توان ایستادن نداشت، برای جرعه‌ای آب تقلا می‌کرد؛ برای ابتدایی‌ترین حق یک انسان. هرچه التماس کردیم، حتی یک قطره آب به او ندادند. امیر خون بالا می‌آورد و لحظه‌به‌لحظه به پایان نزدیک‌تر می‌شد.

اما آب نرسید؛ حتی یک قطره و او با لبانی تشنه، بدنی مجروح و قلبی آکنده از درد، چشم از جهان فروبست و به سوی مادرش پر کشید.

من شاهد بودم.من دیده‌ام که چگونه کربلا در همین حوالی، بر صفحهٔ تاریخ معاصر ما تکرار می‌شود. و شاید تلخ‌ترین حقیقت زمانهٔ ما همین باشد؛ آن‌که برای مظلومان قرن‌های گذشته اشک می‌ریزیم، اما گاه مظلومان زمانهٔ خویش را نمی‌بینیم.

امیر رفت؛ اما حسرت آن لب‌های تشنه، آن نگاه مظلوم و آن جرعه آبی که هرگز به او نرسید، همچنان بر گلوی این سرزمین سنگینی می‌کند.

این خاک روزی همه‌چیز را روایت خواهد کرد؛ روایت جوانی که با لبان تشنه جان داد، روایت رنجی که بر انسان رفت و روایت حقیقتی که هرگز نمی‌توان آن را از حافظهٔ تاریخ پاک کرد.

آری؛ کربلا گاهی نه در کتاب‌های تاریخ اعراب، بلکه همین نزدیکی‌ها در خاک وطن رخ می‌دهد.

از صفحه مسعود علیزاده


#امیر_جوادی_فر #قتلگاه_کهریزک  #نه_به_فراموشی

@Tavaana_TavaanaTech
💔424👍4🕊1