صدیقه وسمقی، شاعر، پژوهشگر دین، با انتشار یادداشتی به بخشنامه اخیر وزارت اطلاعات درباره معرفی «رسانههای معاند» اعتراض کرد و قرار گرفتن نام خود در این فهرست را غیرقانونی و مغایر با اصل برائت دانست. او با تأکید بر اینکه هیچ مرجع قضایی تاکنون چنین اتهاماتی را درباره او مطرح یا اثبات نکرده است، از حق خود برای شکایت از وزارت اطلاعات خبر داد.
اعتراض به وزارت اطلاعات
✍️صدیقه وسمقی
وزارت اطلاعات اخیراً در بخشنامهای که در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ در روزنامه رسمی انتشار یافته، به معرفی مصادیق رسانههای معاند پرداخته است. این بخشنامه در واقع به تبصرهی ماده ۴ قانون «تشديد مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» ملحق شده؛ زین پس دستورالعمل دستگاه قضایی برای برخورد با رسانهها و پیش از آن تعیین رابطهی شهروندان با رسانهها خواهد بود. بر واضح است که چنین بخشنامهای در جمهوری اسلامی که آزادی در آن، امری امنیتی است، میتواند آزادی بیان، آزادی رسانه و اطلاعات و حقوق مدنی شهروندان را بیش از پیش مورد تهدید قرار دهد؛ از اینرو نقد و بررسی دقیق آن توسط حقوقدانان، کارشناسانی که دلباخته عدالت و آزادیاند ضروری است.
در بیان معیار تعیین مصادیق رسانههای معاند در این بخشنامه چنین آمده است: «در تعیین مصادیق اعلامی، وابستگی و ارتباط مصادیق با رژیم کودککش صهیونی، گروههای تروریستی و نیز اتخاذ رویکردهایی همچون تبلیغ و آموزش اقدامات تروریستی، ترویج خشونت، کشتار و جنگ، ایجاد ناامنی و سلب آسایش عمومی در کشور و بهطور کلی رویکرد معاندانه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مد نظر قرار گرفته است.»
هنگامی که در خبر رسمی و نیز در مصادیق منتشر شده نام خود را در ردیف رسانههای معاند دیدم، شگفتزده شدم. نخستین نکتهی قابل توجه آن بود که رسانهی معاند وابسته به بنده با نام Sedigheh Vasmaghi:X معرفی شده است. این در حالیست که من هیچگاه در رسانه X و توئیتر قبلی، حساب فعالی نداشتهام. این امر غلط آشکار هر چند در بخشنامهی وزارت اطلاعات که در روزنامه رسمی نیز انتشار یافته، غلط فاحشی است، اما فاحشتر و شگفتتر از آن، در بخشنامهی صادر شده توسط مهمترین دستگاه امنیتی کشور، اتهامات ناروا و حتی فراتر از آن ارتکاب جرائمی به من نسبت داده شده که در هیچ دادگاهی به آن رسیدگی نشده است. اگر اداره حقوقی وزارت اطلاعات و کارشناسان آن نهادی، چنین ارزانی دارند که یکجانبه و خودسرانه به من به عنوان شهروند ایرانی برخوردار از حقوق و آزادیهای انسانی، هر اتهام ناروا و جرمی را نسبت دهند و چنان آن را مسلم و قطعی بپندارند که در بخشنامهی قانونی، آن را ذکر کرده و در روزنامهی رسمی نیز منتشر سازند؟
نگارنده به عنوان شاعر، نویسنده، دینپژوه و عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه تهران همواره در موضوعات مهم میهنی مواضع خود را به صراحت بیان نمودهام و به دلیل مخالفت با برخی از نقض حقوق و نقض کرامت انسانی، بارها محاکمه، محکوم و حتی زندانی شدهام و این همه را در مبارزه برای آزادی و سربلندی ایران، انجام وظیفهی خود میدانم و مفتخرم بدان. اما باید تأکید کنم که در هیچ یک از پروندههایی که حتی به ظرفیت دستگاههای امنیتی علیه اینجانب تشکیل شده، هرگز از این دست اتهامات به من نسبت داده نشده است. وزارت اطلاعات به استناد کدام رأی قضایی مرا محکوم دانسته است؟
شاید تدوینکنندگان این بخشنامه گمان کردهاند که من نیز همچون همهی انسان رسانههای نامبرده شده، مقیم خارج کشورم؛ چرا که به نظر میرسد تنها نامی که از داخل کشور در این فهرست آمده است، شاید بر این اساس پنداشتهاند که دستگاه قضایی نمیتواند مرا به دادگاه فرا خواند و من نیز نتوانم از خود دفاع کنم. وزارت اطلاعات حق ندارد پیش از یکجانبه داوری و اتخاذ تصمیم بپردازد. حتی اگر فرض بر این نیز میتوانست انتساب چنین جرائم و اتهاماتی را توجیه نماید؛ چرا که هیچکس را نمیتوان مجرم دانست مگر آنکه جرم او در یک دادگاه صالح به اثبات رسیده باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در اصل سی و هفتم بر این مهم تأکید نموده است. بیگمان وزارت اطلاعات دادگاه صالح محسوب نمیشود. نادیده گرفتن اصل مهم و بدیهی یاد شده در تعیین مصادیق رسانهها و بهویژه انسانرسانههای معاند، بخشنامه وزارت اطلاعات را بیاعتبار میسازد. علاوه بر آنچه گفته شد، بخشنامه مذکور با برخی از اصول قانون اساسی نیز در تعارض است که در این نوشتار جای پرداختن به آن نیست. در پایان ضمن تأکید بر اینکه شکایت از وزارت اطلاعات را برای خود محفوظ میدانم، خواهان پاسخگویی آن نهاد و نیز نهاد ریاست جمهوری به عنوان نهاد بالادست وزارت اطلاعات و اقدام لازم برای حذف نامم از این بخشنامه میباشم.
@Tavaana_TavaanaTech
اعتراض به وزارت اطلاعات
✍️صدیقه وسمقی
وزارت اطلاعات اخیراً در بخشنامهای که در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ در روزنامه رسمی انتشار یافته، به معرفی مصادیق رسانههای معاند پرداخته است. این بخشنامه در واقع به تبصرهی ماده ۴ قانون «تشديد مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» ملحق شده؛ زین پس دستورالعمل دستگاه قضایی برای برخورد با رسانهها و پیش از آن تعیین رابطهی شهروندان با رسانهها خواهد بود. بر واضح است که چنین بخشنامهای در جمهوری اسلامی که آزادی در آن، امری امنیتی است، میتواند آزادی بیان، آزادی رسانه و اطلاعات و حقوق مدنی شهروندان را بیش از پیش مورد تهدید قرار دهد؛ از اینرو نقد و بررسی دقیق آن توسط حقوقدانان، کارشناسانی که دلباخته عدالت و آزادیاند ضروری است.
در بیان معیار تعیین مصادیق رسانههای معاند در این بخشنامه چنین آمده است: «در تعیین مصادیق اعلامی، وابستگی و ارتباط مصادیق با رژیم کودککش صهیونی، گروههای تروریستی و نیز اتخاذ رویکردهایی همچون تبلیغ و آموزش اقدامات تروریستی، ترویج خشونت، کشتار و جنگ، ایجاد ناامنی و سلب آسایش عمومی در کشور و بهطور کلی رویکرد معاندانه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مد نظر قرار گرفته است.»
هنگامی که در خبر رسمی و نیز در مصادیق منتشر شده نام خود را در ردیف رسانههای معاند دیدم، شگفتزده شدم. نخستین نکتهی قابل توجه آن بود که رسانهی معاند وابسته به بنده با نام Sedigheh Vasmaghi:X معرفی شده است. این در حالیست که من هیچگاه در رسانه X و توئیتر قبلی، حساب فعالی نداشتهام. این امر غلط آشکار هر چند در بخشنامهی وزارت اطلاعات که در روزنامه رسمی نیز انتشار یافته، غلط فاحشی است، اما فاحشتر و شگفتتر از آن، در بخشنامهی صادر شده توسط مهمترین دستگاه امنیتی کشور، اتهامات ناروا و حتی فراتر از آن ارتکاب جرائمی به من نسبت داده شده که در هیچ دادگاهی به آن رسیدگی نشده است. اگر اداره حقوقی وزارت اطلاعات و کارشناسان آن نهادی، چنین ارزانی دارند که یکجانبه و خودسرانه به من به عنوان شهروند ایرانی برخوردار از حقوق و آزادیهای انسانی، هر اتهام ناروا و جرمی را نسبت دهند و چنان آن را مسلم و قطعی بپندارند که در بخشنامهی قانونی، آن را ذکر کرده و در روزنامهی رسمی نیز منتشر سازند؟
نگارنده به عنوان شاعر، نویسنده، دینپژوه و عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه تهران همواره در موضوعات مهم میهنی مواضع خود را به صراحت بیان نمودهام و به دلیل مخالفت با برخی از نقض حقوق و نقض کرامت انسانی، بارها محاکمه، محکوم و حتی زندانی شدهام و این همه را در مبارزه برای آزادی و سربلندی ایران، انجام وظیفهی خود میدانم و مفتخرم بدان. اما باید تأکید کنم که در هیچ یک از پروندههایی که حتی به ظرفیت دستگاههای امنیتی علیه اینجانب تشکیل شده، هرگز از این دست اتهامات به من نسبت داده نشده است. وزارت اطلاعات به استناد کدام رأی قضایی مرا محکوم دانسته است؟
شاید تدوینکنندگان این بخشنامه گمان کردهاند که من نیز همچون همهی انسان رسانههای نامبرده شده، مقیم خارج کشورم؛ چرا که به نظر میرسد تنها نامی که از داخل کشور در این فهرست آمده است، شاید بر این اساس پنداشتهاند که دستگاه قضایی نمیتواند مرا به دادگاه فرا خواند و من نیز نتوانم از خود دفاع کنم. وزارت اطلاعات حق ندارد پیش از یکجانبه داوری و اتخاذ تصمیم بپردازد. حتی اگر فرض بر این نیز میتوانست انتساب چنین جرائم و اتهاماتی را توجیه نماید؛ چرا که هیچکس را نمیتوان مجرم دانست مگر آنکه جرم او در یک دادگاه صالح به اثبات رسیده باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در اصل سی و هفتم بر این مهم تأکید نموده است. بیگمان وزارت اطلاعات دادگاه صالح محسوب نمیشود. نادیده گرفتن اصل مهم و بدیهی یاد شده در تعیین مصادیق رسانهها و بهویژه انسانرسانههای معاند، بخشنامه وزارت اطلاعات را بیاعتبار میسازد. علاوه بر آنچه گفته شد، بخشنامه مذکور با برخی از اصول قانون اساسی نیز در تعارض است که در این نوشتار جای پرداختن به آن نیست. در پایان ضمن تأکید بر اینکه شکایت از وزارت اطلاعات را برای خود محفوظ میدانم، خواهان پاسخگویی آن نهاد و نیز نهاد ریاست جمهوری به عنوان نهاد بالادست وزارت اطلاعات و اقدام لازم برای حذف نامم از این بخشنامه میباشم.
@Tavaana_TavaanaTech
❤30🕊4👌1
محکومیت فریبا حسینی، دندانپزشک و فعال مدنی، به ۹ سال و ۹ ماه حبس
فریبا حسینی، دندانپزشک، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین اهل شیراز، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز، به ریاست قاضی ساداتی، به ۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده، این حکم در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۵ صادر شده و علاوه بر مجازات حبس، شامل ابطال گذرنامه، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دوساله از فعالیت در فضای مجازی نیز میشود.
بر پایه اطلاعات دریافتی، فریبا حسینی به اتهامهای «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به ۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز برای هر سه اتهام، مجازاتی فراتر از سقف قانونی تعیین کرده است. مطابق ماده ۱۳۴ اصلاحی قانون مجازات اسلامی، صدور مجازاتی بیش از حداکثر قانونی تنها در صورتی امکانپذیر است که فرد به بیش از سه جرم محکوم شده باشد. این در حالی است که سه اتهام علیه خانم حسینی طرح شده است. بنابراین حکم صادره خلاف قانون مجازات اسلامی است.
حکم خانم حسینی در دادگاه تجدیدنظر قابل اعتراض است و در صورت تایید، مجازات اشد، یعنی شش سال حبس، قابل اجرا خواهد بود.
#فریبا_حسینی
@Tavaana_TavaanaTech
فریبا حسینی، دندانپزشک، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین اهل شیراز، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز، به ریاست قاضی ساداتی، به ۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده، این حکم در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۵ صادر شده و علاوه بر مجازات حبس، شامل ابطال گذرنامه، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دوساله از فعالیت در فضای مجازی نیز میشود.
بر پایه اطلاعات دریافتی، فریبا حسینی به اتهامهای «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به ۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز برای هر سه اتهام، مجازاتی فراتر از سقف قانونی تعیین کرده است. مطابق ماده ۱۳۴ اصلاحی قانون مجازات اسلامی، صدور مجازاتی بیش از حداکثر قانونی تنها در صورتی امکانپذیر است که فرد به بیش از سه جرم محکوم شده باشد. این در حالی است که سه اتهام علیه خانم حسینی طرح شده است. بنابراین حکم صادره خلاف قانون مجازات اسلامی است.
حکم خانم حسینی در دادگاه تجدیدنظر قابل اعتراض است و در صورت تایید، مجازات اشد، یعنی شش سال حبس، قابل اجرا خواهد بود.
#فریبا_حسینی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔10❤2
Forwarded from گفتوشنود
ترس از تفاوت
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤3👌2
مریم دریسی از تأیید حکم حبس و مجازاتهای تکمیلی خود خبر داد
این فعال مدنی میگوید دادگاه تجدیدنظر حکم یک سال و سه ماه حبس، ابطال گذرنامه به مدت دو سال و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی را تأیید کرده است.
مریم دریسی، فعال مدنی، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از تأیید حکم صادرشده علیه خود در دادگاه تجدیدنظر خبر داد.
او با اشاره به متن رأی دادگاه نوشت که در حکم صادرشده، از او به عنوان «مارکسیست» و «عضو گروه مارکسیستی» یاد شده است. دریسی این اتهام را رد کرد و نوشت که چنین احکامی بر پایه «توهم» صادر میشوند. او همچنین به بخشی از رأی دادگاه اشاره کرد که نوشتند او در مراسم خاکسپاری فردی جانباخته در یک تصادف! شعارهایی از جمله «بهنام با غیرت» و «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر داده و دادگاه این موضوع را از مصادیق حمایت از «معاندان نظام» دانسته است.
به گفته مریم دریسی، دادگاه تجدیدنظر حکم یک سال و سه ماه حبس تعزیری، ابطال گذرنامه به مدت دو سال و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی را عیناً تأیید کرده است.
این فعال مدنی در ادامه با انتقاد از مجازاتهای تکمیلی، نوشت که گذرنامهای برای ابطال ندارد و قصد ترک ایران را نیز نداشته است. او همچنین تأکید کرد که ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی را به رسمیت نمیشناسد و به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
#مریم_دریسی
@Tavaana_TavaanaTech
این فعال مدنی میگوید دادگاه تجدیدنظر حکم یک سال و سه ماه حبس، ابطال گذرنامه به مدت دو سال و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی را تأیید کرده است.
مریم دریسی، فعال مدنی، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از تأیید حکم صادرشده علیه خود در دادگاه تجدیدنظر خبر داد.
او با اشاره به متن رأی دادگاه نوشت که در حکم صادرشده، از او به عنوان «مارکسیست» و «عضو گروه مارکسیستی» یاد شده است. دریسی این اتهام را رد کرد و نوشت که چنین احکامی بر پایه «توهم» صادر میشوند. او همچنین به بخشی از رأی دادگاه اشاره کرد که نوشتند او در مراسم خاکسپاری فردی جانباخته در یک تصادف! شعارهایی از جمله «بهنام با غیرت» و «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر داده و دادگاه این موضوع را از مصادیق حمایت از «معاندان نظام» دانسته است.
به گفته مریم دریسی، دادگاه تجدیدنظر حکم یک سال و سه ماه حبس تعزیری، ابطال گذرنامه به مدت دو سال و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی را عیناً تأیید کرده است.
این فعال مدنی در ادامه با انتقاد از مجازاتهای تکمیلی، نوشت که گذرنامهای برای ابطال ندارد و قصد ترک ایران را نیز نداشته است. او همچنین تأکید کرد که ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی را به رسمیت نمیشناسد و به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
#مریم_دریسی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔4❤1
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرد که برای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو پرونده قضایی تشکیل شده و کیفرخواست آنها صادر شده است. او همچنین مدعی شد خسارتهای ناشی از جنگ مستندسازی شده و جمهوری اسلامی در حال پیگیری این موضوع در مجامع بینالمللی است.
این در حالی است که قوه قضاییه جمهوری اسلامی سالهاست به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، نبود دادرسی عادلانه، صدور احکام سنگین برای معترضان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و وکلای دادگستری، و نیز اجرای گسترده مجازات اعدام، با انتقادهای جدی نهادهای حقوق بشری روبهروست.
همزمان، وضعیت زندانهای ایران، محرومیت زندانیان از درمان، فشار بر خانوادههای آنان، گزارشهای متعدد از شکنجه، اعترافات اجباری و فقدان شفافیت در روندهای قضایی همچنان از مهمترین مطالبات افکار عمومی و جامعه حقوق بشری است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که قوه قضاییه جمهوری اسلامی سالهاست به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، نبود دادرسی عادلانه، صدور احکام سنگین برای معترضان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و وکلای دادگستری، و نیز اجرای گسترده مجازات اعدام، با انتقادهای جدی نهادهای حقوق بشری روبهروست.
همزمان، وضعیت زندانهای ایران، محرومیت زندانیان از درمان، فشار بر خانوادههای آنان، گزارشهای متعدد از شکنجه، اعترافات اجباری و فقدان شفافیت در روندهای قضایی همچنان از مهمترین مطالبات افکار عمومی و جامعه حقوق بشری است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9❤2
Forwarded from گفتوشنود
آزادی بیان؛ چراغی برای گذار از تاریکی تعصب
آیا توهین به مقدسات غیراخلاقی است؟
ورق بزنید
توهین به مقدسات، بیش از آنکه یک مسئله فقهی یا کلامی باشد، یک چالش بنیادین در سپهر عمومی جوامع متکثر است. در پاسخ به پرسش از «غیراخلاقی بودن» این کنش، باید پرسید: کدام اخلاق؟ اخلاقی که بر پایه صیانت از احساسات پیروان بنا شده یا اخلاقی که بر محوریت کرامت انسانی و حق پرسشگری استوار است؟
مرز باریک میان «آزادی بیان» و «توهین»، جایی است که کنشگر از نقد ایدهها به تحقیر اشخاص عبور میکند. با این حال، نباید فراموش کرد که آزادی بیان، حق «شنیدن حرفهای خوشایند» نیست؛ بلکه حق بیانِ چیزی است که دیگران ممکن است آن را «توهینآمیز» یا «کفرآمیز» تلقی کنند. اگر قرار باشد ترس از «توهین به مقدسات» مانع نقد شود، عملا پرسشگری متوقف و استبداد فکری حاکم خواهد شد.
در تقابل میان «تقدس» و «حقوق بنیادین بشر»، کرامت انسانی تقدم ذاتی دارد. ایمان یک انتخاب فردی و محترم است، اما «مقدسات» برساختههایی انسانیاند که در طول تاریخ تغییر کردهاند. هیچ مفهومی نباید فراتر از نقد و پرسشگری قرار گیرد، چرا که تقدسبخشی مطلق، سرآغاز خشونت است.
آزادی انسان برای اندیشیدن، نقد کردن و حتی به سخره گرفتن باورها، پیششرط پویایی یک جامعه آزاد است. اخلاق واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در تحمل شنیدنِ عقایدی است که با هستیشناسی ما در تضادند.
گفتوگوی میان ناباورمندان و مؤمنان نیز تنها زمانی ممکن است که «تقدس باور» جای خود را به «تقدس گفتوگو» بدهد. ناباورمندان میتوانند با نقد استدلالی و دوری از لفاظیهای تحقیرآمیز، از «حقِ بیان» دفاع کنند، بدون آنکه قصد تخریب هویت مؤمنان را داشته باشند. گفتوگو در بستر احترام به «انسان» به جای احترام به «باور»، تنها راه برونرفت از دوقطبیهای خشونتبار است.
آزادی بیان، بهای سنگینی دارد، اما بهایِ سکوت، یعنی انجماد اندیشه و استبداد مقدسمآبان، بسیار گزافتر است. جامعهای که جرئت مواجهه با نگاههای متفاوت را ندارد، هرگز به بلوغ نمیرسد.
به نظر شما، آیا میتوان فضایی را متصور بود که در آن هم نقد رادیکال مقدسات ممکن باشد و هم تنشهای اجتماعی ناشی از آن به حداقل برسد؟
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا توهین به مقدسات غیراخلاقی است؟
ورق بزنید
توهین به مقدسات، بیش از آنکه یک مسئله فقهی یا کلامی باشد، یک چالش بنیادین در سپهر عمومی جوامع متکثر است. در پاسخ به پرسش از «غیراخلاقی بودن» این کنش، باید پرسید: کدام اخلاق؟ اخلاقی که بر پایه صیانت از احساسات پیروان بنا شده یا اخلاقی که بر محوریت کرامت انسانی و حق پرسشگری استوار است؟
مرز باریک میان «آزادی بیان» و «توهین»، جایی است که کنشگر از نقد ایدهها به تحقیر اشخاص عبور میکند. با این حال، نباید فراموش کرد که آزادی بیان، حق «شنیدن حرفهای خوشایند» نیست؛ بلکه حق بیانِ چیزی است که دیگران ممکن است آن را «توهینآمیز» یا «کفرآمیز» تلقی کنند. اگر قرار باشد ترس از «توهین به مقدسات» مانع نقد شود، عملا پرسشگری متوقف و استبداد فکری حاکم خواهد شد.
در تقابل میان «تقدس» و «حقوق بنیادین بشر»، کرامت انسانی تقدم ذاتی دارد. ایمان یک انتخاب فردی و محترم است، اما «مقدسات» برساختههایی انسانیاند که در طول تاریخ تغییر کردهاند. هیچ مفهومی نباید فراتر از نقد و پرسشگری قرار گیرد، چرا که تقدسبخشی مطلق، سرآغاز خشونت است.
آزادی انسان برای اندیشیدن، نقد کردن و حتی به سخره گرفتن باورها، پیششرط پویایی یک جامعه آزاد است. اخلاق واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در تحمل شنیدنِ عقایدی است که با هستیشناسی ما در تضادند.
گفتوگوی میان ناباورمندان و مؤمنان نیز تنها زمانی ممکن است که «تقدس باور» جای خود را به «تقدس گفتوگو» بدهد. ناباورمندان میتوانند با نقد استدلالی و دوری از لفاظیهای تحقیرآمیز، از «حقِ بیان» دفاع کنند، بدون آنکه قصد تخریب هویت مؤمنان را داشته باشند. گفتوگو در بستر احترام به «انسان» به جای احترام به «باور»، تنها راه برونرفت از دوقطبیهای خشونتبار است.
آزادی بیان، بهای سنگینی دارد، اما بهایِ سکوت، یعنی انجماد اندیشه و استبداد مقدسمآبان، بسیار گزافتر است. جامعهای که جرئت مواجهه با نگاههای متفاوت را ندارد، هرگز به بلوغ نمیرسد.
به نظر شما، آیا میتوان فضایی را متصور بود که در آن هم نقد رادیکال مقدسات ممکن باشد و هم تنشهای اجتماعی ناشی از آن به حداقل برسد؟
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7❤4👌1
امروز ۱۸ جولای، «روز جهانی نلسون ماندلا» است؛ روزی که سازمان ملل متحد برای گرامیداشت زندگی و میراث رهبر مبارزه با آپارتاید آفریقای جنوبی و ترویج آزادی، عدالت، صلح و حقوق بشر نامگذاری کرده است.
نلسون ماندلا که ۲۷ سال از عمر خود را در زندان گذراند، به یکی از ماندگارترین نمادهای مبارزه با تبعیض و استبداد در جهان تبدیل شد. او در ۱۶ فوریه ۱۹۹۰، اندکی پس از آزادی از زندان، درباره چرایی رویآوردن جنبش ضدآپارتاید به مقاومت قاطعانه گفت:
«وقتی حکومت وحشیانه قلعوقمع میکند، از ما انتظار دارید چه کار کنیم؟ باید متوسل به خشونت شویم تا از خودمان دفاع کنیم. این ظالم است که شیوه مبارزه تحت ظلم را تعیین میکند.»
ماندلا و کنگره ملی آفریقا در مقطعی، در کنار شیوههای گوناگون مبارزه، به «خرابکاری شرافتمندانه» نیز روی آوردند؛ راهبردی که هدف آن آسیبرساندن به زیرساختهای حکومت آپارتاید و تضعیف ماشین سرکوب، بدون هدف قراردادن جان غیرنظامیان بود. این شیوه را از دیگر اشکال خشونت کور متمایز میدانستند و آن را پاسخی به بستهشدن همه راههای مسالمتآمیز اعتراض قلمداد میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
نلسون ماندلا که ۲۷ سال از عمر خود را در زندان گذراند، به یکی از ماندگارترین نمادهای مبارزه با تبعیض و استبداد در جهان تبدیل شد. او در ۱۶ فوریه ۱۹۹۰، اندکی پس از آزادی از زندان، درباره چرایی رویآوردن جنبش ضدآپارتاید به مقاومت قاطعانه گفت:
«وقتی حکومت وحشیانه قلعوقمع میکند، از ما انتظار دارید چه کار کنیم؟ باید متوسل به خشونت شویم تا از خودمان دفاع کنیم. این ظالم است که شیوه مبارزه تحت ظلم را تعیین میکند.»
ماندلا و کنگره ملی آفریقا در مقطعی، در کنار شیوههای گوناگون مبارزه، به «خرابکاری شرافتمندانه» نیز روی آوردند؛ راهبردی که هدف آن آسیبرساندن به زیرساختهای حکومت آپارتاید و تضعیف ماشین سرکوب، بدون هدف قراردادن جان غیرنظامیان بود. این شیوه را از دیگر اشکال خشونت کور متمایز میدانستند و آن را پاسخی به بستهشدن همه راههای مسالمتآمیز اعتراض قلمداد میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤11👍4👌2
جمهوری اسلامی در ادامه سیاست سرکوب فرامرزی، اینبار از تشکیل پرونده قضایی علیه ۳۰۰ روزنامهنگار، فعال سیاسی و مخالف حکومت در خارج از کشور خبر داده است.
علیاصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرد دادستانی تهران برای شماری از کارکنان شبکههای ایران اینترنشنال و منوتو، همچنین شاهزاده رضا پهلوی، پرونده قضایی تشکیل داده و آن را به دادگاه انقلاب ارسال کرده است. مقامهای جمهوری اسلامی مجموعهای از اتهامهای کلی از جمله «جاسوسی»، «همکاری با دولتهای متخاصم»، «تروریسم» و «مشارکت در قتل مردم» را بدون ارائه هیچگونه سند یا مدرک قابل راستیآزمایی مطرح کردهاند.
پروندهسازی علیه روزنامهنگاران و منتقدان خارج از کشور، بخشی از سیاست دیرینه جمهوری اسلامی برای خاموشکردن صدای منتقدان در خارج از مرزهای ایران است. این سیاست در سالهای گذشته بارها با تهدید، ربایش، طرحهای ترور و سوءقصد علیه مخالفان و روزنامهنگاران همراه بوده است.
@Tavaana_TavaanaTech
علیاصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرد دادستانی تهران برای شماری از کارکنان شبکههای ایران اینترنشنال و منوتو، همچنین شاهزاده رضا پهلوی، پرونده قضایی تشکیل داده و آن را به دادگاه انقلاب ارسال کرده است. مقامهای جمهوری اسلامی مجموعهای از اتهامهای کلی از جمله «جاسوسی»، «همکاری با دولتهای متخاصم»، «تروریسم» و «مشارکت در قتل مردم» را بدون ارائه هیچگونه سند یا مدرک قابل راستیآزمایی مطرح کردهاند.
پروندهسازی علیه روزنامهنگاران و منتقدان خارج از کشور، بخشی از سیاست دیرینه جمهوری اسلامی برای خاموشکردن صدای منتقدان در خارج از مرزهای ایران است. این سیاست در سالهای گذشته بارها با تهدید، ربایش، طرحهای ترور و سوءقصد علیه مخالفان و روزنامهنگاران همراه بوده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8💯1
Forwarded from گفتوشنود
فردریش نیچه:
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
💯11👍5❤3👌2
مادر جاویدنام سامان ابراهیمپور، جوان ۲۳ سالهای که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی در رشت کشته شد، به زندگی خود پایان داد.
این رویداد تلخ بار دیگر زخم عمیق خانوادههای دادخواه را یادآوری میکند.
سامان ابراهیمپور، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه دانایعلی رشت هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و جان باخت. قتل این جوان، آغاز رنجی بود که خانوادهاش ناچار شدند هر روز با آن زندگی کنند.
جامعه مدنی نباید خانوادههای دادخواه را تنها بگذارد. در کنار دادخواهی و زنده نگهداشتن یاد جانباختگان، باید از بازماندگان نیز حمایت کرد. بسیاری از روانشناسان و مشاوران، بهصورت داوطلبانه آماده ارائه خدمات حمایتی به این خانوادهها هستند.
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادههای دادخواه، خانوادههای زندانیان سیاسی یا دیگر آسیبدیدگان سرکوب توسط جمهوری اسلامی، به مشاوره و حمایت روانی نیاز دارید، میتوانید از طریق پیام به ادمین توانا برای دریافت راهنمایی و ارتباط با مشاوران داوطلب اقدام کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
این رویداد تلخ بار دیگر زخم عمیق خانوادههای دادخواه را یادآوری میکند.
سامان ابراهیمپور، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه دانایعلی رشت هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و جان باخت. قتل این جوان، آغاز رنجی بود که خانوادهاش ناچار شدند هر روز با آن زندگی کنند.
جامعه مدنی نباید خانوادههای دادخواه را تنها بگذارد. در کنار دادخواهی و زنده نگهداشتن یاد جانباختگان، باید از بازماندگان نیز حمایت کرد. بسیاری از روانشناسان و مشاوران، بهصورت داوطلبانه آماده ارائه خدمات حمایتی به این خانوادهها هستند.
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادههای دادخواه، خانوادههای زندانیان سیاسی یا دیگر آسیبدیدگان سرکوب توسط جمهوری اسلامی، به مشاوره و حمایت روانی نیاز دارید، میتوانید از طریق پیام به ادمین توانا برای دریافت راهنمایی و ارتباط با مشاوران داوطلب اقدام کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
💔46🕊5❤1
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔16
هشدار درباره خطر اجرای قریبالوقوع احکام اعدام ۱۲ معترض دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان
در حالی که گزارشها از انتقال شماری از محکومان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به سلولهای انفرادی زندان اصفهان حکایت دارد، نگرانیها درباره اجرای قریبالوقوع احکام اعدام این زندانیان به شدت افزایش یافته است. اگرچه تاکنون هیچ مرجع رسمی زمان اجرای این احکام را اعلام نکرده و برخی منابع مستقل نیز امکان تأیید این خبر را ندارند، اما سابقه جمهوری اسلامی در اجرای ناگهانی احکام اعدام، بهویژه در پروندههای سیاسی و امنیتی، موجب شده است که هر ساعت تأخیر، نگرانی خانوادهها و افکار عمومی را بیشتر کند.
پرونده «میدان علیخانی» به اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازمیگردد؛ اعتراضاتی که پس از کشته شدن چهار عضو بسیج، با موج گستردهای از بازداشتها همراه شد. در جریان این پرونده دستکم ۵۹ نفر بازداشت شدند و در نهایت ۱۲ نفر از آنان به اعدام و ۲۳ نفر دیگر، با وجود گزارشهایی مبنی بر نداشتن نقش مستقیم در این حادثه، به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، احکام اعدام این ۱۲ زندانی در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ از سوی دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارسال شده است. در میان محکومان، چندین جوان ۱۸ و ۱۹ ساله و حتی افرادی متولد سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ دیده میشوند. برخی از آنان نیز به شکل بیسابقه، همزمان به دو، سه و حتی چهار بار اعدام محکوم شدهاند.
اسامی این زندانیان عبارت است از: علیرضا سپاهی، ابوالفضل سپاهی، قائم حسینی، گلمحمد محمدی، شروین باقریان، عرفان اسفندیاری، امیرحسین صفری، امیرحسین ملکی، علی دشتی، ابوالفضل ابراهیمی، علیرضا رئیسی و امیرحسین ابراهیمی انالوچه.
آنچه این پرونده را بیش از پیش نگرانکننده میکند، تنها تعداد احکام اعدام نیست، بلکه روند رسیدگی به آن است. گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که همانند بسیاری از پروندههای مربوط به معترضان، اتهامهایی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» عمدتاً بر پایه گزارشهای نهادهای امنیتی و اعترافات مورد مناقشه مطرح شده و متهمان از حق برخورداری از دادرسی عادلانه، دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و رسیدگی شفاف و بیطرفانه محروم بودهاند.
جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته بارها از مجازات اعدام نه صرفاً به عنوان یک ابزار قضایی، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، خاموش کردن اعتراضات و ارسال پیام هراس به جامعه استفاده کرده است. افزایش صدور احکام اعدام برای معترضان، بهویژه جوانان، این نگرانی را تقویت کرده که دستگاه قضایی بیش از آنکه در پی اجرای عدالت باشد، در خدمت سیاست سرکوب و انتقامگیری از مخالفان قرار گرفته است.
در شرایطی که خطر اجرای این احکام بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، مسئولیت جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی برای پیگیری وضعیت این زندانیان و مطالبه توقف فوری اعدامها اهمیتی دوچندان یافته است. جان این ۱۲ زندانی در معرض خطری جدی قرار دارد و سکوت در برابر چنین روندی میتواند به بهای از دست رفتن جان انسانهایی تمام شود که روند محاکمه آنان ناعادلانه بوده است.
#نه_به_اعدام #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که گزارشها از انتقال شماری از محکومان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به سلولهای انفرادی زندان اصفهان حکایت دارد، نگرانیها درباره اجرای قریبالوقوع احکام اعدام این زندانیان به شدت افزایش یافته است. اگرچه تاکنون هیچ مرجع رسمی زمان اجرای این احکام را اعلام نکرده و برخی منابع مستقل نیز امکان تأیید این خبر را ندارند، اما سابقه جمهوری اسلامی در اجرای ناگهانی احکام اعدام، بهویژه در پروندههای سیاسی و امنیتی، موجب شده است که هر ساعت تأخیر، نگرانی خانوادهها و افکار عمومی را بیشتر کند.
پرونده «میدان علیخانی» به اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازمیگردد؛ اعتراضاتی که پس از کشته شدن چهار عضو بسیج، با موج گستردهای از بازداشتها همراه شد. در جریان این پرونده دستکم ۵۹ نفر بازداشت شدند و در نهایت ۱۲ نفر از آنان به اعدام و ۲۳ نفر دیگر، با وجود گزارشهایی مبنی بر نداشتن نقش مستقیم در این حادثه، به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، احکام اعدام این ۱۲ زندانی در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ از سوی دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارسال شده است. در میان محکومان، چندین جوان ۱۸ و ۱۹ ساله و حتی افرادی متولد سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ دیده میشوند. برخی از آنان نیز به شکل بیسابقه، همزمان به دو، سه و حتی چهار بار اعدام محکوم شدهاند.
اسامی این زندانیان عبارت است از: علیرضا سپاهی، ابوالفضل سپاهی، قائم حسینی، گلمحمد محمدی، شروین باقریان، عرفان اسفندیاری، امیرحسین صفری، امیرحسین ملکی، علی دشتی، ابوالفضل ابراهیمی، علیرضا رئیسی و امیرحسین ابراهیمی انالوچه.
آنچه این پرونده را بیش از پیش نگرانکننده میکند، تنها تعداد احکام اعدام نیست، بلکه روند رسیدگی به آن است. گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که همانند بسیاری از پروندههای مربوط به معترضان، اتهامهایی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» عمدتاً بر پایه گزارشهای نهادهای امنیتی و اعترافات مورد مناقشه مطرح شده و متهمان از حق برخورداری از دادرسی عادلانه، دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و رسیدگی شفاف و بیطرفانه محروم بودهاند.
جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته بارها از مجازات اعدام نه صرفاً به عنوان یک ابزار قضایی، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، خاموش کردن اعتراضات و ارسال پیام هراس به جامعه استفاده کرده است. افزایش صدور احکام اعدام برای معترضان، بهویژه جوانان، این نگرانی را تقویت کرده که دستگاه قضایی بیش از آنکه در پی اجرای عدالت باشد، در خدمت سیاست سرکوب و انتقامگیری از مخالفان قرار گرفته است.
در شرایطی که خطر اجرای این احکام بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، مسئولیت جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی برای پیگیری وضعیت این زندانیان و مطالبه توقف فوری اعدامها اهمیتی دوچندان یافته است. جان این ۱۲ زندانی در معرض خطری جدی قرار دارد و سکوت در برابر چنین روندی میتواند به بهای از دست رفتن جان انسانهایی تمام شود که روند محاکمه آنان ناعادلانه بوده است.
#نه_به_اعدام #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊5❤3
نگرانی از وضعیت امیر خالدیان؛ اعتصاب غذا، انتقال به انفرادی و محرومیت از درمان
بر اساس گزارشهای منتشرشده، امیر خالدیان، شهروند ۳۴ ساله اهل قروه و از بازداشتشدگان پیشین جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حدود یک ماه پیش پس از ماهها زندگی مخفیانه توسط نیروهای امنیتی سپاه پاسداران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد.
منابع آگاه میگویند او در اعتراض به شرایط بازداشت، اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کرده است. گزارشها حاکی از آن است که پس از این اقدام، وی به سلول انفرادی زندان قروه منتقل شده و طی یک هفته گذشته نیز از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده است. بیاطلاعی خانواده از وضعیت جسمانی و محل دقیق نگهداری او، نگرانیها را درباره سلامت و امنیت این زندانی افزایش داده است.
همچنین گزارش شده است که امیر خالدیان در دوران بازداشت به بیماری پوستی مبتلا شده، اما با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است.
بر پایه این گزارشها، نهادهای امنیتی با اعمال فشار، تهدید و شکنجههای جسمی و روانی در تلاشاند او را به پذیرش اتهام «لیدری اعتراضات در قروه» و اعترافات اجباری وادار کنند؛ ادعاهایی که به گفته منابع مطلع، فاقد پشتوانه حقوقی و نتیجه فشارهای امنیتی است.
امیر خالدیان پیشتر نیز در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. به گفته منابع، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز مأموران امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او قصد بازداشتش را داشتند، اما وی با وجود مجروح شدن موفق به فرار شد و تا زمان بازداشت اخیر بهصورت مخفیانه زندگی میکرد.
با ادامه بازداشت، اعتصاب غذا، نگهداری در سلول انفرادی و گزارشهای منتشرشده درباره محرومیت از درمان و فشار برای اخذ اعترافات اجباری، نگرانیها نسبت به وضعیت این زندانی بیش از پیش افزایش یافته است.
#امیر_خالدیان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، امیر خالدیان، شهروند ۳۴ ساله اهل قروه و از بازداشتشدگان پیشین جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حدود یک ماه پیش پس از ماهها زندگی مخفیانه توسط نیروهای امنیتی سپاه پاسداران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد.
منابع آگاه میگویند او در اعتراض به شرایط بازداشت، اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کرده است. گزارشها حاکی از آن است که پس از این اقدام، وی به سلول انفرادی زندان قروه منتقل شده و طی یک هفته گذشته نیز از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده است. بیاطلاعی خانواده از وضعیت جسمانی و محل دقیق نگهداری او، نگرانیها را درباره سلامت و امنیت این زندانی افزایش داده است.
همچنین گزارش شده است که امیر خالدیان در دوران بازداشت به بیماری پوستی مبتلا شده، اما با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است.
بر پایه این گزارشها، نهادهای امنیتی با اعمال فشار، تهدید و شکنجههای جسمی و روانی در تلاشاند او را به پذیرش اتهام «لیدری اعتراضات در قروه» و اعترافات اجباری وادار کنند؛ ادعاهایی که به گفته منابع مطلع، فاقد پشتوانه حقوقی و نتیجه فشارهای امنیتی است.
امیر خالدیان پیشتر نیز در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. به گفته منابع، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز مأموران امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او قصد بازداشتش را داشتند، اما وی با وجود مجروح شدن موفق به فرار شد و تا زمان بازداشت اخیر بهصورت مخفیانه زندگی میکرد.
با ادامه بازداشت، اعتصاب غذا، نگهداری در سلول انفرادی و گزارشهای منتشرشده درباره محرومیت از درمان و فشار برای اخذ اعترافات اجباری، نگرانیها نسبت به وضعیت این زندانی بیش از پیش افزایش یافته است.
#امیر_خالدیان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊2
همزمان با روز جهانی نلسون ماندلا، گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، از میراث مبارزاتی ماندلا و پیوند آن با مفاهیمی چون آزادی، کرامت انسانی، عدالت و حق انتخاب نوشت. او با تأکید بر اینکه آزادی حاصل ایستادگی مردم است، نه هدیه قدرت، بر ضرورت پاسداشت صدای منتقد، مطالبهگری و پرهیز از سرکوب اندیشههای متفاوت تأکید کرد:
«امروز، جهان نام نلسون ماندلا را گرامی میدارد.. مردی که ۲۷ سال زندان را به بهای رؤیای آزادی پذیرفت، اما هرگز زندان را به خانهی اندیشهاش تبدیل نکرد. او میدانست که آزادی، هدیهی قدرتمندان نیست، حاصل ایستادگی مردمی است که از ترس عبور میکنند.
داستان ماندلا داستان همهی ملتهایی است که میان تبعیض، سرکوب، زندان، سانسور و امید، آیندهی خود را جستوجو میکنند.
آنچه ماندلا به جهان آموخت این حقیقت بود که هیچ ساختار سیاسی با تکیه بر قدرت، برای همیشه پایدار نمیماند.. آنچه ماندگار است، خواست انسان برای کرامت، عدالت و حق انتخاب است.
برای ما ایرانیان، نام ماندلا قبل از انکه یک یادبود تاریخی باشد، یادآور این حقیقت است که آزادی، بدون هزینه به دست نمیآید و عدالت، بدون مطالبه زنده نمیماند.
جامعهای که صدای منتقد را دشمن بداند، روزی در سکوت خودش گم میشود. هیچ کشوری با ترس، شکوفا نمیشود و هیچ ملتی با خاموش کردن صداهای متفاوت، به آرامش پایدار نمیرسد.
میراث ماندلا، دعوت به نفرت نیست.. دعوت به ساختن آیندهای است که در آن قانون بر قدرت، کرامت بر تحقیر و انسان بر ایدئولوژی غلبه کند. و به همین دلیل است که نام او هنوز زنده است… زیرا ثابت کرد دیوارهای زندان میتوانند بدن انسان را محبوس کنند، اما نمیتوانند رؤیای آزادی را زندانی کنند.»
مرتبط:
مبارزه ای از زیربنا:جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی
https://tavaana.org/anti-apartheid_south-africa/
توافق و گذار در آفریقای جنوبی، اثر کورتنه یونگ و یان شاپیرو
https://tavaana.org/south-africas-negotiated-transition/
#نلسون_ماندلا
@Tavaana_TavaanaTech
«امروز، جهان نام نلسون ماندلا را گرامی میدارد.. مردی که ۲۷ سال زندان را به بهای رؤیای آزادی پذیرفت، اما هرگز زندان را به خانهی اندیشهاش تبدیل نکرد. او میدانست که آزادی، هدیهی قدرتمندان نیست، حاصل ایستادگی مردمی است که از ترس عبور میکنند.
داستان ماندلا داستان همهی ملتهایی است که میان تبعیض، سرکوب، زندان، سانسور و امید، آیندهی خود را جستوجو میکنند.
آنچه ماندلا به جهان آموخت این حقیقت بود که هیچ ساختار سیاسی با تکیه بر قدرت، برای همیشه پایدار نمیماند.. آنچه ماندگار است، خواست انسان برای کرامت، عدالت و حق انتخاب است.
برای ما ایرانیان، نام ماندلا قبل از انکه یک یادبود تاریخی باشد، یادآور این حقیقت است که آزادی، بدون هزینه به دست نمیآید و عدالت، بدون مطالبه زنده نمیماند.
جامعهای که صدای منتقد را دشمن بداند، روزی در سکوت خودش گم میشود. هیچ کشوری با ترس، شکوفا نمیشود و هیچ ملتی با خاموش کردن صداهای متفاوت، به آرامش پایدار نمیرسد.
میراث ماندلا، دعوت به نفرت نیست.. دعوت به ساختن آیندهای است که در آن قانون بر قدرت، کرامت بر تحقیر و انسان بر ایدئولوژی غلبه کند. و به همین دلیل است که نام او هنوز زنده است… زیرا ثابت کرد دیوارهای زندان میتوانند بدن انسان را محبوس کنند، اما نمیتوانند رؤیای آزادی را زندانی کنند.»
مرتبط:
مبارزه ای از زیربنا:جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی
https://tavaana.org/anti-apartheid_south-africa/
توافق و گذار در آفریقای جنوبی، اثر کورتنه یونگ و یان شاپیرو
https://tavaana.org/south-africas-negotiated-transition/
#نلسون_ماندلا
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👌2😍1
صدای زندانیان سیاسی، در دل زندان نیز خاموش نشده است. در شرایطی که سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی، ایران را با بحرانهای عمیق، ویرانی، ناامنی و انزوای بیشتر روبهرو کرده و هزینه آن را مردم ایران میپردازند، زندانیان سیاسی نیز از پشت دیوارهای زندان نسبت به سرنوشت کشور هشدار میدهند.
نامه پیشرو، دیدگاه سرهنگ سجاد آزاده، یکی از زندانیان سیاسی، درباره وضعیت امروز ایران و نقش نیروهای نظامی در این مقطع حساس است. انتشار چنین نامههایی یادآور این واقعیت است که زندانیان سیاسی حق دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و صدایشان به جامعه برسد.
در جامعهای که بسیاری از صداهای منتقد با زندان، سرکوب و سانسور روبهرو میشوند، شنیدن صدای زندانیان و دفاع از حق آزادی بیان آنان، بخشی جداییناپذیر از دفاع از حقوق بشر و حق دسترسی جامعه به دیدگاههای گوناگون است.
متن کامل این نامه را در ادامه میخوانید:
به نام نامی ایرانزمین
خطاب به همرزمان وطنپرستم در ارتش؛ در سمت درست تاریخ بایستید
۴۸ سال حکومت جمهوری اسلامی دستاوردی جز نابودی ملت ایران، گستراندن سیطره اختاپوسی به نام سپاه تروریستی انقلاب اسلامی و به حاشیه راندن ارتش نداشته است. در حال حاضر هم به خاطر شرارتهای فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، نیروی دریایی و هوایی ارتش نابود شدهاند، نیروی پدافند هوایی از کار افتاده است و نوبت به نیروی زمینی رسیده است تا آن هم در پای شرارتآفرینیهای سپاه جنایتکار و حکومت آخوندی به مسلخ برده شود. سپاه، با بزککردن مجتبی خامنهای در صدد بلعیدن همه ارکان کشور است و در توهماتش برای فردای پس از پیروزی، ارتش به عنوان نهادی پرهزینه، ناکارآمد و مزاحم، دور ریخته خواهد شد.
با قاطعیت به همه همرزمانم در ارتش گفته بودم که عاقبت این حکومت جنگ و ویرانی کشور خواهد بود و با قاطعیت بیشتر به همه شما اعلام میکنم؛ دنیای متمدن بر اساس خرد و عقلانیت سیاسی و نظامی هرگز اجازه پیروزی به جنایتکاران مذهبی و تروریستهای شرور نخواهد داد و جمهوری اسلامی در نهایت از بین خواهد رفت. کار شما در حال حاضر دفاع از ایران و مردم نیست و جز کمک به جمهوری اسلامی برای ادامه شرارتآفرینی و چپاولگری، مصداق دیگری ندارد. برای یکبار هم که شده بر اساس شرافت سربازی به شعار «ارتش فدای ملت» عمل کنید و اجازه تباهشدن زندگی میلیونها ایرانی و نابودی سرزمین عزیزمان را به سپاه تروریست و آخوندهای جنایتکار ندهید و با برگرداندن لولههای تفنگهایتان به سمت دشمنان اصلی این آب و خاک، به وظیفه ملی و میهنی خود عمل کنید.
سرباز پرچم شیر و خورشید: سرهنگ سجاد آزاده
زندان اوین، اندرزگاه ۷، سالن ۲
۱۴۰۴/۴/۲۵
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بیانیه #سجاد_آزاده
@Tavaana_TavaanaTech
نامه پیشرو، دیدگاه سرهنگ سجاد آزاده، یکی از زندانیان سیاسی، درباره وضعیت امروز ایران و نقش نیروهای نظامی در این مقطع حساس است. انتشار چنین نامههایی یادآور این واقعیت است که زندانیان سیاسی حق دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و صدایشان به جامعه برسد.
در جامعهای که بسیاری از صداهای منتقد با زندان، سرکوب و سانسور روبهرو میشوند، شنیدن صدای زندانیان و دفاع از حق آزادی بیان آنان، بخشی جداییناپذیر از دفاع از حقوق بشر و حق دسترسی جامعه به دیدگاههای گوناگون است.
متن کامل این نامه را در ادامه میخوانید:
به نام نامی ایرانزمین
خطاب به همرزمان وطنپرستم در ارتش؛ در سمت درست تاریخ بایستید
۴۸ سال حکومت جمهوری اسلامی دستاوردی جز نابودی ملت ایران، گستراندن سیطره اختاپوسی به نام سپاه تروریستی انقلاب اسلامی و به حاشیه راندن ارتش نداشته است. در حال حاضر هم به خاطر شرارتهای فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، نیروی دریایی و هوایی ارتش نابود شدهاند، نیروی پدافند هوایی از کار افتاده است و نوبت به نیروی زمینی رسیده است تا آن هم در پای شرارتآفرینیهای سپاه جنایتکار و حکومت آخوندی به مسلخ برده شود. سپاه، با بزککردن مجتبی خامنهای در صدد بلعیدن همه ارکان کشور است و در توهماتش برای فردای پس از پیروزی، ارتش به عنوان نهادی پرهزینه، ناکارآمد و مزاحم، دور ریخته خواهد شد.
با قاطعیت به همه همرزمانم در ارتش گفته بودم که عاقبت این حکومت جنگ و ویرانی کشور خواهد بود و با قاطعیت بیشتر به همه شما اعلام میکنم؛ دنیای متمدن بر اساس خرد و عقلانیت سیاسی و نظامی هرگز اجازه پیروزی به جنایتکاران مذهبی و تروریستهای شرور نخواهد داد و جمهوری اسلامی در نهایت از بین خواهد رفت. کار شما در حال حاضر دفاع از ایران و مردم نیست و جز کمک به جمهوری اسلامی برای ادامه شرارتآفرینی و چپاولگری، مصداق دیگری ندارد. برای یکبار هم که شده بر اساس شرافت سربازی به شعار «ارتش فدای ملت» عمل کنید و اجازه تباهشدن زندگی میلیونها ایرانی و نابودی سرزمین عزیزمان را به سپاه تروریست و آخوندهای جنایتکار ندهید و با برگرداندن لولههای تفنگهایتان به سمت دشمنان اصلی این آب و خاک، به وظیفه ملی و میهنی خود عمل کنید.
سرباز پرچم شیر و خورشید: سرهنگ سجاد آزاده
زندان اوین، اندرزگاه ۷، سالن ۲
۱۴۰۴/۴/۲۵
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بیانیه #سجاد_آزاده
@Tavaana_TavaanaTech
❤38👌7