اعدام مهدی خانکی؛ ادامه استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ برای سرکوب معترضان
جمهوری اسلامی ایران در ادامه سیاست استفاده از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، بامداد امروز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵، مهدی خانکی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را اعدام کرد.
مرکز رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی با اعلام این خبر، مدعی شده است که مهدی خانکی به دلیل «اقدام عملیاتی به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعدام شده است؛ اتهامی که بر اساس قانون موسوم به «تشدید مجازات جاسوسی» مبنای صدور حکم مرگ برای او قرار گرفته است. با این حال، قوه قضاییه هیچ سند یا مدرک مستقلی برای اثبات این ادعا منتشر نکرده و همچنان جزئیات پرونده در هالهای از ابهام قرار دارد.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری میزان، مهدی خانکی روز ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در کرج بازداشت شده بود. تا زمان اعلام خبر اعدام، هیچ اطلاعرسانی رسمی درباره روند بازداشت، محاکمه، صدور حکم یا وضعیت پرونده او صورت نگرفته بود؛ موضوعی که بار دیگر بر نبود شفافیت و محرمانه نگه داشتن پروندههای منتهی به اعدام در جمهوری اسلامی تأکید میکند.
شواهد مربوط به پروندههای معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که بسیاری از این احکام در روندهایی فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه صادر شدهاند. محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، برگزاری دادگاههای غیرعلنی، اتکا به گزارشهای نهادهای امنیتی بهجای ادله قابل راستیآزمایی و بیاعتنایی به حقوق دفاعی متهمان، از جمله مواردی است که مشروعیت این احکام را بهشدت زیر سؤال میبرد.
استناد مکرر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهاماتی چون «جاسوسی» یا «همکاری با دولتهای متخاصم» علیه معترضان، بدون ارائه مستندات قابل بررسی، نشاندهنده استفاده ابزاری از قوانین کیفری برای حذف مخالفان سیاسی است. در چنین شرایطی، مجازات اعدام نه بهعنوان نتیجه یک دادرسی مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای انتقامگیری سیاسی، ایجاد فضای رعب و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات مردمی به کار گرفته میشود.
اعدام مهدی خانکی نمونهای دیگر از تداوم سیاست سرکوب خونین جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که در آن قوه قضاییه، به جای ایفای نقش یک نهاد مستقل و حافظ عدالت، در عمل به بازوی اجرایی نهادهای امنیتی برای اجرای احکام مرگ علیه مخالفان و معترضان تبدیل شده است.
#مهدی_خانکی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی ایران در ادامه سیاست استفاده از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، بامداد امروز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵، مهدی خانکی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را اعدام کرد.
مرکز رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی با اعلام این خبر، مدعی شده است که مهدی خانکی به دلیل «اقدام عملیاتی به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعدام شده است؛ اتهامی که بر اساس قانون موسوم به «تشدید مجازات جاسوسی» مبنای صدور حکم مرگ برای او قرار گرفته است. با این حال، قوه قضاییه هیچ سند یا مدرک مستقلی برای اثبات این ادعا منتشر نکرده و همچنان جزئیات پرونده در هالهای از ابهام قرار دارد.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری میزان، مهدی خانکی روز ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در کرج بازداشت شده بود. تا زمان اعلام خبر اعدام، هیچ اطلاعرسانی رسمی درباره روند بازداشت، محاکمه، صدور حکم یا وضعیت پرونده او صورت نگرفته بود؛ موضوعی که بار دیگر بر نبود شفافیت و محرمانه نگه داشتن پروندههای منتهی به اعدام در جمهوری اسلامی تأکید میکند.
شواهد مربوط به پروندههای معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که بسیاری از این احکام در روندهایی فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه صادر شدهاند. محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، برگزاری دادگاههای غیرعلنی، اتکا به گزارشهای نهادهای امنیتی بهجای ادله قابل راستیآزمایی و بیاعتنایی به حقوق دفاعی متهمان، از جمله مواردی است که مشروعیت این احکام را بهشدت زیر سؤال میبرد.
استناد مکرر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهاماتی چون «جاسوسی» یا «همکاری با دولتهای متخاصم» علیه معترضان، بدون ارائه مستندات قابل بررسی، نشاندهنده استفاده ابزاری از قوانین کیفری برای حذف مخالفان سیاسی است. در چنین شرایطی، مجازات اعدام نه بهعنوان نتیجه یک دادرسی مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای انتقامگیری سیاسی، ایجاد فضای رعب و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات مردمی به کار گرفته میشود.
اعدام مهدی خانکی نمونهای دیگر از تداوم سیاست سرکوب خونین جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که در آن قوه قضاییه، به جای ایفای نقش یک نهاد مستقل و حافظ عدالت، در عمل به بازوی اجرایی نهادهای امنیتی برای اجرای احکام مرگ علیه مخالفان و معترضان تبدیل شده است.
#مهدی_خانکی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔32👍4❤2
Forwarded from گفتوشنود
آیا ایمان بدون خدا ممکن است؟
نگاهی به جهان میلان کوندرا
میلان کوندرا در رمان سبکی تحملناپذیر هستی، بیش از آنکه داستانی عاشقانه بنویسد، پرسشی فلسفی پیش میکشد: آیا در جهانی بیخدا و بیمعنا هنوز میتوان مؤمن بود؟
او از وحی، نجات و یقین سخن نمیگوید؛ از سبکی، تصادف و ناپایداری هستی میگوید. اما در همین جهان سبک و گذرا، نوعی ایمان تازه سر برمیآورد ، ایمان بدون خدا.
کوندرا معتقد است زندگی «سبک» است، چون هیچ تکراری ندارد؛ هیچ معنا یا ضرورتی ما را به بودن مجبور نکرده است. ما تنها یک بار زندگی میکنیم، و همین بیتکراری، زندگی را هم بیپناه و هم یگانه میکند.
در برابر این سبکی، انسان دو گزینه دارد: یا به مطلقی پناه ببرد تا اضطراب را فراموش کند، یا سبک بودن را بپذیرد و با آگاهی از پوچی، به زندگی معنا دهد.
کوندرا راه دوم را برمیگزیند: پذیرش بیمعنایی و آفرینش معنا در دل آن.
در نگاه او، ایمان دیگر به حقیقتی متافیزیکی مربوط نیست؛ بلکه به شهامت زیستن مربوط است ، شهامت آری گفتن به جهانی که پاسخی نمیدهد.
شخصیتهای او، مانند توما و ترزا، میان سبکی و سنگینی، آزادی و دلبستگی، پیوسته در نوساناند؛ اما رهاییشان در همین نوسان است، نه در رسیدن به قطعیت.
کوندرا به ما میآموزد که ایمان، اگر اصیل باشد، شاید دیگر به خدا نیاز نداشته باشد.
ایمان، در معنای عمیق اگزیستانسیالیستی، نه تسلیم در برابر اقتدار الهی، بلکه پذیرش دلیرانه ناپایداری و بیمعنایی زندگی است.
ایمان بیخدا، در جهان کوندرا، نه انکار ایمان است، بلکه شکل نابتری از آن: ایمانی که از تکیهگاه رها شده و تنها بر شجاعتِ بودن تکیه دارد ، ایمانی سبک، اما تحملناپذیر.
#ایمان #میلان_کوندرا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نگاهی به جهان میلان کوندرا
میلان کوندرا در رمان سبکی تحملناپذیر هستی، بیش از آنکه داستانی عاشقانه بنویسد، پرسشی فلسفی پیش میکشد: آیا در جهانی بیخدا و بیمعنا هنوز میتوان مؤمن بود؟
او از وحی، نجات و یقین سخن نمیگوید؛ از سبکی، تصادف و ناپایداری هستی میگوید. اما در همین جهان سبک و گذرا، نوعی ایمان تازه سر برمیآورد ، ایمان بدون خدا.
کوندرا معتقد است زندگی «سبک» است، چون هیچ تکراری ندارد؛ هیچ معنا یا ضرورتی ما را به بودن مجبور نکرده است. ما تنها یک بار زندگی میکنیم، و همین بیتکراری، زندگی را هم بیپناه و هم یگانه میکند.
در برابر این سبکی، انسان دو گزینه دارد: یا به مطلقی پناه ببرد تا اضطراب را فراموش کند، یا سبک بودن را بپذیرد و با آگاهی از پوچی، به زندگی معنا دهد.
کوندرا راه دوم را برمیگزیند: پذیرش بیمعنایی و آفرینش معنا در دل آن.
در نگاه او، ایمان دیگر به حقیقتی متافیزیکی مربوط نیست؛ بلکه به شهامت زیستن مربوط است ، شهامت آری گفتن به جهانی که پاسخی نمیدهد.
شخصیتهای او، مانند توما و ترزا، میان سبکی و سنگینی، آزادی و دلبستگی، پیوسته در نوساناند؛ اما رهاییشان در همین نوسان است، نه در رسیدن به قطعیت.
کوندرا به ما میآموزد که ایمان، اگر اصیل باشد، شاید دیگر به خدا نیاز نداشته باشد.
ایمان، در معنای عمیق اگزیستانسیالیستی، نه تسلیم در برابر اقتدار الهی، بلکه پذیرش دلیرانه ناپایداری و بیمعنایی زندگی است.
ایمان بیخدا، در جهان کوندرا، نه انکار ایمان است، بلکه شکل نابتری از آن: ایمانی که از تکیهگاه رها شده و تنها بر شجاعتِ بودن تکیه دارد ، ایمانی سبک، اما تحملناپذیر.
#ایمان #میلان_کوندرا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍4👌1
انتقال دوباره مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به مکانی نامعلوم
مسعود فرهیخته، معلم زندانی، که روز یکشنبه ۲۸ تیرماه پس از ۲۰ روز حبس در سلول انفرادی به سالن ۱۶ زندان مرکزی کرج منتقل شده بود، تنها یک روز بعد، دوشنبه ۲۹ تیرماه، بار دیگر به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پیگیریهای همسر و وکیل آقای فرهیخته از طریق مراجعه به دادگاه، تاکنون بینتیجه مانده و هیچ مقام مسئولی درباره محل نگهداری یا وضعیت او پاسخ روشنی ارائه نکرده است. با این حال، برخی مقامات زندان و دستگاه قضایی از احتمال تبعید این معلم زندانی به زندانی دیگر خبر دادهاند.
این هفتمین بار از آغاز دوران محکومیت مسعود فرهیخته، از شهریور ۱۴۰۴ در زندان مرکزی کرج، است که وی به سلول انفرادی یا مکانی نامعلوم منتقل میشود؛ اقدامی که نگرانیها درباره وضعیت سلامت و امنیت او را افزایش داده است.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
انتقال دوباره مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به مکانی نامعلوم
مسعود فرهیخته، معلم زندانی، که روز یکشنبه ۲۸ تیرماه پس از ۲۰ روز حبس در سلول انفرادی به سالن ۱۶ زندان مرکزی کرج منتقل شده بود، تنها یک روز بعد، دوشنبه ۲۹ تیرماه، بار دیگر به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پیگیریهای همسر و وکیل آقای فرهیخته از طریق مراجعه به دادگاه، تاکنون بینتیجه مانده و هیچ مقام مسئولی درباره محل نگهداری یا وضعیت او پاسخ روشنی ارائه نکرده است. با این حال، برخی مقامات زندان و دستگاه قضایی از احتمال تبعید این معلم زندانی به زندانی دیگر خبر دادهاند.
این هفتمین بار از آغاز دوران محکومیت مسعود فرهیخته، از شهریور ۱۴۰۴ در زندان مرکزی کرج، است که وی به سلول انفرادی یا مکانی نامعلوم منتقل میشود؛ اقدامی که نگرانیها درباره وضعیت سلامت و امنیت او را افزایش داده است.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤3💔2
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت ۱۳۰ روز از بازداشت پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، او همچنان بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان عادلآباد این شهر در بازداشت بهسر میبرد.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ جلسهٔ آخرین دفاع آقای زارع در شعبهٔ ۱۴ بازپرسی برگزار شده است. به گفتهٔ یک منبع آگاه، اگرچه معمولاً پس از برگزاری این جلسه امکان آزادی متهم با قرار وثیقه فراهم میشود، اما پروندهٔ آقای زارع هنوز به دادگاه ارجاع نشده و با آزادی او به قید وثیقه نیز موافقت نشده است.
آقای زارع که در دوران بازجویی با رفتار خشونتآمیز مأموران مواجه شده و مورد ضربوشتم قرار گرفته بود، در هفتههای اخیر با هدف دادخواهی نسبت به بدرفتاریها و تخلفات غیرقانونی صورتگرفته در روند رسیدگی به پروندهاش، چندین نامه خطاب به مراجع مسئول نوشته، اما تاکنون اجازهٔ خروج این نامهها از زندان داده نشده است.
یک منبع مطلع با ابراز نگرانی از احتمال پروندهسازی علیه این شهروند بهائی میگوید که با وجود آنکه به نظر میرسد تلاشهایی برای سنگین کردن پروندهٔ او در جریان است، آقای زارع تاکنون از حق دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده است. این منبع همچنین میافزاید که حتی وکیل تسخیری او نیز اجازهٔ مطالعهٔ پرونده را نداشته و ناچار شده بدون اطلاع از محتویات پرونده از موکل خود دفاع کند؛ موضوعی که نقض آشکار حق برخورداری از دادرسی عادلانه محسوب میشود.
این منبع همچنین تاکید میکند افرادی که آقای زارع را از نزدیک میشناسند، او را فردی قانونمدار، خوشنام، بااخلاق و مسئولیتپذیر توصیف میکنند که هیچگونه سابقهٔ بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشته است. او مدیر یک شرکت خدمات رایانهای است که همواره فعالیتهای خود را با اخذ مجوزهای قانونی انجام داده است. هرچند کسبوکار او در سالهای گذشته بارها در پی قطعیهای گسترده و طولانیمدت اینترنت تا آستانه ورشکستگی پیش رفته، اما او هر بار با تلاش و نوآوری توانسته شرکت خود را از بحران نجات دهد.
آقای زارع همچنین از چندین بیماری جدی رنج میبرد و ادامهٔ بازداشت او بدون دسترسی به مراقبتهای درمانی مناسب، نگرانیهای جدی پیرامون وضعیت جسمانیاش ایجاد کرده است.
پژمان زارع پدر یک کودک یک ساله است. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در شیراز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. مأموران پس از تفتیش منزل، به محل کار او نیز مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی و ابزارهای مرتبط با فعالیت حرفهای او را ضبط کردند.
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ جلسهٔ آخرین دفاع آقای زارع در شعبهٔ ۱۴ بازپرسی برگزار شده است. به گفتهٔ یک منبع آگاه، اگرچه معمولاً پس از برگزاری این جلسه امکان آزادی متهم با قرار وثیقه فراهم میشود، اما پروندهٔ آقای زارع هنوز به دادگاه ارجاع نشده و با آزادی او به قید وثیقه نیز موافقت نشده است.
آقای زارع که در دوران بازجویی با رفتار خشونتآمیز مأموران مواجه شده و مورد ضربوشتم قرار گرفته بود، در هفتههای اخیر با هدف دادخواهی نسبت به بدرفتاریها و تخلفات غیرقانونی صورتگرفته در روند رسیدگی به پروندهاش، چندین نامه خطاب به مراجع مسئول نوشته، اما تاکنون اجازهٔ خروج این نامهها از زندان داده نشده است.
یک منبع مطلع با ابراز نگرانی از احتمال پروندهسازی علیه این شهروند بهائی میگوید که با وجود آنکه به نظر میرسد تلاشهایی برای سنگین کردن پروندهٔ او در جریان است، آقای زارع تاکنون از حق دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده است. این منبع همچنین میافزاید که حتی وکیل تسخیری او نیز اجازهٔ مطالعهٔ پرونده را نداشته و ناچار شده بدون اطلاع از محتویات پرونده از موکل خود دفاع کند؛ موضوعی که نقض آشکار حق برخورداری از دادرسی عادلانه محسوب میشود.
این منبع همچنین تاکید میکند افرادی که آقای زارع را از نزدیک میشناسند، او را فردی قانونمدار، خوشنام، بااخلاق و مسئولیتپذیر توصیف میکنند که هیچگونه سابقهٔ بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشته است. او مدیر یک شرکت خدمات رایانهای است که همواره فعالیتهای خود را با اخذ مجوزهای قانونی انجام داده است. هرچند کسبوکار او در سالهای گذشته بارها در پی قطعیهای گسترده و طولانیمدت اینترنت تا آستانه ورشکستگی پیش رفته، اما او هر بار با تلاش و نوآوری توانسته شرکت خود را از بحران نجات دهد.
آقای زارع همچنین از چندین بیماری جدی رنج میبرد و ادامهٔ بازداشت او بدون دسترسی به مراقبتهای درمانی مناسب، نگرانیهای جدی پیرامون وضعیت جسمانیاش ایجاد کرده است.
پژمان زارع پدر یک کودک یک ساله است. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در شیراز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. مأموران پس از تفتیش منزل، به محل کار او نیز مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی و ابزارهای مرتبط با فعالیت حرفهای او را ضبط کردند.
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
🕊13💔1
به گزارش منابع حقوق بشری، یونس نبیزاده، شهروند ۳۷ ساله اهل ارومیه، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی نجفزاده، به اتهام «عضویت در یکی از احزاب مخالف حکومت» به ۱۰ سال و یک روز حبس محکوم شده است.
یونس نبیزاده در خرداد ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی در ارومیه بازداشت شده بود و پس از مدتی به یکی از بازداشتگاههای اداره اطلاعات این شهر منتقل شده بود از آن زمان تاکنون اطلاعاتی درباره محل نگهداری کنونی او منتشر نشده است.
او ۳۷ ساله، فرزند عیسی، متأهل، پدر دو فرزند و اهل روستای دلو از توابع منطقه دیزجدول شهرستان ارومیه است.
جمهوری اسلامی سالهاست با بازداشت، صدور احکام سنگین و ایجاد فضای رعب، میکوشد هر صدای منتقدی را خاموش کند. در چنین شرایطی، رسانهای کردن بازداشتها و اطلاعرسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، یکی از مهمترین راههای جلوگیری از ناپدیدسازی، تشدید فشارهای امنیتی و نقض بیشتر حقوق آنان است.
سکوت، تنها دست سرکوبگران را برای ادامه این روند بازتر میگذارد.
@Tavaana_TavaanaTech
یونس نبیزاده در خرداد ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی در ارومیه بازداشت شده بود و پس از مدتی به یکی از بازداشتگاههای اداره اطلاعات این شهر منتقل شده بود از آن زمان تاکنون اطلاعاتی درباره محل نگهداری کنونی او منتشر نشده است.
او ۳۷ ساله، فرزند عیسی، متأهل، پدر دو فرزند و اهل روستای دلو از توابع منطقه دیزجدول شهرستان ارومیه است.
جمهوری اسلامی سالهاست با بازداشت، صدور احکام سنگین و ایجاد فضای رعب، میکوشد هر صدای منتقدی را خاموش کند. در چنین شرایطی، رسانهای کردن بازداشتها و اطلاعرسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، یکی از مهمترین راههای جلوگیری از ناپدیدسازی، تشدید فشارهای امنیتی و نقض بیشتر حقوق آنان است.
سکوت، تنها دست سرکوبگران را برای ادامه این روند بازتر میگذارد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۳۱ تیر، زادروز نوید افکاری است. اگر جمهوری اسلامی او را اعدام نکرده بود، امروز تنها ۳۳ سال داشت؛ جوانی ورزشکار، کارگر و معترض که زندگیاش را در یک روند قضایی ناعادلانه از او گرفتند تا ماشین سرکوب حکومت همچنان به کار خود ادامه دهد.
پرونده نوید افکاری به یکی از نمادهای بیعدالتی در نظام قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شد. حکم اعدام او بر پایه اعترافاتی صادر شد که خود نوید بارها اعلام کرده بود زیر شکنجه از او گرفته شدهاند. با وجود ایرادهای متعدد حقوقی، نبود شواهد کافی، نادیده گرفتن شهادت شهود و محروم کردن او از دادرسی عادلانه، حکم اجرا شد.
نوید در زمان اعدام، همچنان دو پرونده باز دیگر داشت که هنوز رسیدگی نشده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
پرونده نوید افکاری به یکی از نمادهای بیعدالتی در نظام قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شد. حکم اعدام او بر پایه اعترافاتی صادر شد که خود نوید بارها اعلام کرده بود زیر شکنجه از او گرفته شدهاند. با وجود ایرادهای متعدد حقوقی، نبود شواهد کافی، نادیده گرفتن شهادت شهود و محروم کردن او از دادرسی عادلانه، حکم اجرا شد.
نوید در زمان اعدام، همچنان دو پرونده باز دیگر داشت که هنوز رسیدگی نشده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو بخوان
عزیز قاسمزاده، معلم و فعال صنفی و خواننده، بر روی فایل موسیقی به جامانده از زنده یاد پویا قبادی آواز خوانده است. امروز تولد پویا قبادی است، جوانی که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
آهنگساز: جواد لشگری
شعر: رحیم معینی کرمانشاهی
سنتور: #پویا_قبادی
خواننده: #عزیز_قاسم_زاده
پویا قبادی متولد ۳۱ تیر ۱۳۷۲ در سنقر و فارغ التحصیل مهندسی برق دانشگاه کردستان، علاوه بر نواختن سنتور، در هنر خوشنویسی هم مهارت زیادی داشت. زنده یاد پویا قبادی از صدای خوبی نیز بهرهمند بود.
پویا اولین بار در اردیبهشت ۹۷ و در حالی که یک هفته به پایان سربازیش مانده بود، دستگیر و روانه زندان اوین شد و پس از دو ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد. در اسفند ۹۷ برای بار دوم در منزل دستگیر شد و پس از تحمل ۴ سال زندان، در اسفند ۱۴۰۱ آزاد شد. و بلافاصله به نیک شهر سیستان و بلوچستان تبعید شد.
پویا قبادی در ۴ اسفند ۱۴۰۲ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور دستگیر شد و پس از دو سال و سی و هفت روز در زندانهای اوین، تهران بزرگ و قزلحصار و به رغم نقص در پرونده و انتظار دادرسی مجدد، نهایتاً در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
این کلیپ به بهانه تولد او برای نخستین بار منتشر میشود.
https://t.me/azizghasemzademusic
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
عزیز قاسمزاده، معلم و فعال صنفی و خواننده، بر روی فایل موسیقی به جامانده از زنده یاد پویا قبادی آواز خوانده است. امروز تولد پویا قبادی است، جوانی که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
آهنگساز: جواد لشگری
شعر: رحیم معینی کرمانشاهی
سنتور: #پویا_قبادی
خواننده: #عزیز_قاسم_زاده
پویا قبادی متولد ۳۱ تیر ۱۳۷۲ در سنقر و فارغ التحصیل مهندسی برق دانشگاه کردستان، علاوه بر نواختن سنتور، در هنر خوشنویسی هم مهارت زیادی داشت. زنده یاد پویا قبادی از صدای خوبی نیز بهرهمند بود.
پویا اولین بار در اردیبهشت ۹۷ و در حالی که یک هفته به پایان سربازیش مانده بود، دستگیر و روانه زندان اوین شد و پس از دو ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد. در اسفند ۹۷ برای بار دوم در منزل دستگیر شد و پس از تحمل ۴ سال زندان، در اسفند ۱۴۰۱ آزاد شد. و بلافاصله به نیک شهر سیستان و بلوچستان تبعید شد.
پویا قبادی در ۴ اسفند ۱۴۰۲ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور دستگیر شد و پس از دو سال و سی و هفت روز در زندانهای اوین، تهران بزرگ و قزلحصار و به رغم نقص در پرونده و انتظار دادرسی مجدد، نهایتاً در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
این کلیپ به بهانه تولد او برای نخستین بار منتشر میشود.
https://t.me/azizghasemzademusic
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤2
Forwarded from گفتوشنود
ژان پل سارتر
تبیینگر انتخاب، مسئولیت و معناآفرینی فردی
ژان پل سارتر (۱۹۰۵–۱۹۸۰)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، از چهرههای برجسته اگزیستانسیالیسم در قرن بیستم است. او با طرح این ایده که «وجود بر ماهیت تقدم دارد»، بر این باور بود که انسان ابتدا به دنیا میآید، در جهان حضور مییابد و سپس با انتخابهای خود، ماهیت و هویت خویش را میسازد.
سارتر در سخنرانی مشهور خود با عنوان «اگزیستانسیالیسم یک انسانگرایی است»، استدلال کرد که از هیچ الگوی از پیش تعیینشدهای برای معنای زندگی برخوردار نیستیم. او معتقد بود که آزادی مطلق، مسئولیتی سنگین بر دوش انسان میگذارد و ما خود معمار اعمال و ارزشهای خویش هستیم.
از نظر او، انکار این مسئولیت یا پنهان شدن پشت نقاب تقدیر، نشانهی «بدخویی» یا فرار از حقیقت است. سارتر تاکید داشت که انسان در قبال تمام جامعه و انتخابهایش مسئول است؛ زیرا هر تصمیمی که میگیریم، تصویری از انسان مطلوب ما را بازمیتاباند.
او فلسفه خود را ابزاری برای رهایی و آگاهی فردی دانست. در دیدگاه سارتر، هنر، ادبیات و تعهد اجتماعی باید در خدمت مبارزه با استثمار و بازگرداندن استقلال از دسترفته به انسان باشد تا افراد بتوانند در جهانی بیمعنا، معنای دلخواه خود را خلق کنند.
سارتر بر این نکته پافشاری میکرد که انسانها در انتخاب مسیر زندگی کاملاً آزادند، اما این آزادی جداییناپذیر از مسئولیت است. او هرگونه تفکر جزماندیش یا باور به سرنوشت محتوم را نفی میکرد تا بشر بتواند روی پای خود بایستد و جامعهای مبتنی بر اراده آزاد بسازد.
اندیشه سارتر دعوتی است به بیداری و کنشگری آگاهانه. او به ما میآموزد که انسانیت پروژهای ناتمام است که هر فرد باید آن را با انتخابهای شجاعانه و مسئولانه خود در طول زندگیاش به سرانجام برساند و هویت انسانی خویش را اثبات کند.
#اگزیستانسیالیست #انسانگرایی #سارتر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبیینگر انتخاب، مسئولیت و معناآفرینی فردی
ژان پل سارتر (۱۹۰۵–۱۹۸۰)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، از چهرههای برجسته اگزیستانسیالیسم در قرن بیستم است. او با طرح این ایده که «وجود بر ماهیت تقدم دارد»، بر این باور بود که انسان ابتدا به دنیا میآید، در جهان حضور مییابد و سپس با انتخابهای خود، ماهیت و هویت خویش را میسازد.
سارتر در سخنرانی مشهور خود با عنوان «اگزیستانسیالیسم یک انسانگرایی است»، استدلال کرد که از هیچ الگوی از پیش تعیینشدهای برای معنای زندگی برخوردار نیستیم. او معتقد بود که آزادی مطلق، مسئولیتی سنگین بر دوش انسان میگذارد و ما خود معمار اعمال و ارزشهای خویش هستیم.
از نظر او، انکار این مسئولیت یا پنهان شدن پشت نقاب تقدیر، نشانهی «بدخویی» یا فرار از حقیقت است. سارتر تاکید داشت که انسان در قبال تمام جامعه و انتخابهایش مسئول است؛ زیرا هر تصمیمی که میگیریم، تصویری از انسان مطلوب ما را بازمیتاباند.
او فلسفه خود را ابزاری برای رهایی و آگاهی فردی دانست. در دیدگاه سارتر، هنر، ادبیات و تعهد اجتماعی باید در خدمت مبارزه با استثمار و بازگرداندن استقلال از دسترفته به انسان باشد تا افراد بتوانند در جهانی بیمعنا، معنای دلخواه خود را خلق کنند.
سارتر بر این نکته پافشاری میکرد که انسانها در انتخاب مسیر زندگی کاملاً آزادند، اما این آزادی جداییناپذیر از مسئولیت است. او هرگونه تفکر جزماندیش یا باور به سرنوشت محتوم را نفی میکرد تا بشر بتواند روی پای خود بایستد و جامعهای مبتنی بر اراده آزاد بسازد.
اندیشه سارتر دعوتی است به بیداری و کنشگری آگاهانه. او به ما میآموزد که انسانیت پروژهای ناتمام است که هر فرد باید آن را با انتخابهای شجاعانه و مسئولانه خود در طول زندگیاش به سرانجام برساند و هویت انسانی خویش را اثبات کند.
#اگزیستانسیالیست #انسانگرایی #سارتر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👍3😍1
من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از احضار همزمان خود و وکیلش به دادسرای امنیت خبر داد و این وضعیت را نمادی از عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانست؛ سیستمی که به گفته او، نهتنها شهروندان، بلکه وکلای مدافع را نیز به جای حمایت از حق دفاع، در جایگاه متهم قرار میدهد.
فتحی نوشت که امروز برای سومین بار به دادسرای امنیت احضار شده است. او پیش از حضور در دادسرا با وکیل خود تماس گرفته و از او خواسته بود این بار حتماً در جلسه حاضر شود، زیرا در احضار قبلی اجازه ورود وکیل به شعبه داده نشده بود. اما وکیلش پس از بررسی تاریخ احضاریه به او پاسخ داده است: «نمیتونم… همون روز و همون ساعت، خودم بهعنوان متهم، تو شعبه بغلی باید حاضر بشم.»
این فعال مدنی با اشاره به این همزمانی نوشت: «تلختر از این طنزی سراغ دارید؟»
او سپس به یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه اشاره کرده و نوشته است: «میگویند هر متهمی حق دارد وکیل داشته باشد؛ اما اینجا، وکیل هم باید برای پرونده خودش از شعبهای به شعبه دیگر بدود.»
فتحی با بیان اینکه «من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم»، تأکید کرده است که این وضعیت، خلاصه منطق سیستمی است که آنقدر «متهم» بیدلیل تولید میکند که حتی مدافعان حقوق متهمان نیز از اتهام در امان نمیمانند.
او افزوده است: «روزی که وکیل در اتاق بغلی، همزمان با موکلش، در جایگاه متهم میایستد، خودِ حق دفاع، امنیت قضایی و عدالت، روی صندلی اتهام نشانده شدهاند.»
به گفته این فعال مدنی، در چنین شرایطی، حق برخورداری از وکیل که یکی از اساسیترین اصول دادرسی عادلانه است، عملاً بیاثر میشود؛ زیرا وکلایی که باید از موکلان خود دفاع کنند، خود با پروندههای امنیتی مواجه شده و تحت تعقیب قرار میگیرند. در نتیجه، هم شهروندان از حق دفاع مؤثر محروم میشوند و هم وکلای دادگستری به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود در معرض فشار، تعقیب و اتهام قرار میگیرند.
گلشن فتحی در ادامه نوشته است: «در شرایط فعلی ایران، دادسرای امنیت کارخانه تولید پرونده و متهم است؛ جایی که مرز میان "دفاع" و "اتهام" عمداً محو میشود تا متهم بودن، نه یک استثنا، بلکه به وضعیت عادی جامعه تبدیل شود.»
او در پایان، این روند را خطرناکترین بخش عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانسته و تأکید کرده است که عادیسازی پروندهسازی علیه شهروندان و حتی وکلای مدافع، عدالت را به ابزاری برای سرکوب و ارعاب حکومت تبدیل کرده است.
#گلشن_فتحی #عدالت #سرکوب
@Tavaana_TavaanaTech
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از احضار همزمان خود و وکیلش به دادسرای امنیت خبر داد و این وضعیت را نمادی از عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانست؛ سیستمی که به گفته او، نهتنها شهروندان، بلکه وکلای مدافع را نیز به جای حمایت از حق دفاع، در جایگاه متهم قرار میدهد.
فتحی نوشت که امروز برای سومین بار به دادسرای امنیت احضار شده است. او پیش از حضور در دادسرا با وکیل خود تماس گرفته و از او خواسته بود این بار حتماً در جلسه حاضر شود، زیرا در احضار قبلی اجازه ورود وکیل به شعبه داده نشده بود. اما وکیلش پس از بررسی تاریخ احضاریه به او پاسخ داده است: «نمیتونم… همون روز و همون ساعت، خودم بهعنوان متهم، تو شعبه بغلی باید حاضر بشم.»
این فعال مدنی با اشاره به این همزمانی نوشت: «تلختر از این طنزی سراغ دارید؟»
او سپس به یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه اشاره کرده و نوشته است: «میگویند هر متهمی حق دارد وکیل داشته باشد؛ اما اینجا، وکیل هم باید برای پرونده خودش از شعبهای به شعبه دیگر بدود.»
فتحی با بیان اینکه «من و وکیلم، در یک روز، در دادسرای امنیت و در دو شعبه کنار هم برای دفاع از خودمان احضار شدیم»، تأکید کرده است که این وضعیت، خلاصه منطق سیستمی است که آنقدر «متهم» بیدلیل تولید میکند که حتی مدافعان حقوق متهمان نیز از اتهام در امان نمیمانند.
او افزوده است: «روزی که وکیل در اتاق بغلی، همزمان با موکلش، در جایگاه متهم میایستد، خودِ حق دفاع، امنیت قضایی و عدالت، روی صندلی اتهام نشانده شدهاند.»
به گفته این فعال مدنی، در چنین شرایطی، حق برخورداری از وکیل که یکی از اساسیترین اصول دادرسی عادلانه است، عملاً بیاثر میشود؛ زیرا وکلایی که باید از موکلان خود دفاع کنند، خود با پروندههای امنیتی مواجه شده و تحت تعقیب قرار میگیرند. در نتیجه، هم شهروندان از حق دفاع مؤثر محروم میشوند و هم وکلای دادگستری به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود در معرض فشار، تعقیب و اتهام قرار میگیرند.
گلشن فتحی در ادامه نوشته است: «در شرایط فعلی ایران، دادسرای امنیت کارخانه تولید پرونده و متهم است؛ جایی که مرز میان "دفاع" و "اتهام" عمداً محو میشود تا متهم بودن، نه یک استثنا، بلکه به وضعیت عادی جامعه تبدیل شود.»
او در پایان، این روند را خطرناکترین بخش عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دانسته و تأکید کرده است که عادیسازی پروندهسازی علیه شهروندان و حتی وکلای مدافع، عدالت را به ابزاری برای سرکوب و ارعاب حکومت تبدیل کرده است.
#گلشن_فتحی #عدالت #سرکوب
@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤5🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگار جهانتاب، فیلمساز و بازیگر تئاتر، روز سهشنبه ۳۰ تیرماه با حضور مقابل خانه هنرمندان و در دست داشتن پلاکاردی اعتراضی، از اهالی فرهنگ و هنر خواست در برابر موج فزاینده اعدامها سکوت نکنند و موضعی آشکار اتخاذ کنند. او یک روز پیش از آن نیز با حضور در میدان آزادی، از مردم خواسته بود با همبستگی و همصدایی، برای توقف اجرای احکام اعدام به میدان بیایند.
جهانتاب که خود از آسیبدیدگان خیزش سراسری ۱۴۰۱ است، بار دیگر با وجود خطرات و پیامدهای احتمالی، اعتراض مدنی علنی را برگزید و از هنرمندان خواست سکوت را کنار بگذارند و با حضور در برابر زندانها، مخالفت خود را با اعدامها به شکلی علنی نشان دهند.
او در صفحه اینستاگرام خود نوشته بود: «بچهها رو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه با هم صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیان داخل زندان دست میزنن به اعتصاب غذا که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟»
ساعاتی پس از انتشار این پیام، صفحه اینستاگرام نگار جهانتاب از دسترس خارج شد.
اقدام این فیلمساز و بازیگر در مرکز تهران و در شرایطی که هرگونه اعتراض مدنی با خطر بازداشت و برخوردهای امنیتی همراه است، بار دیگر توجهها را به هزینه سنگین مخالفت با مجازات اعدام در ایران جلب کرده است. اکنون انتظار میرود جامعه هنری ایران نیز با پایان دادن به سکوت، در کنار این هنرمند شجاع بایستد و با صدایی واحد، مخالفت خود را با اعدام و سلب حق حیات اعلام کند.
شهامت مدنی خانم جهانتاب ستودنی است. او را تنها نگذاریم.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جهانتاب که خود از آسیبدیدگان خیزش سراسری ۱۴۰۱ است، بار دیگر با وجود خطرات و پیامدهای احتمالی، اعتراض مدنی علنی را برگزید و از هنرمندان خواست سکوت را کنار بگذارند و با حضور در برابر زندانها، مخالفت خود را با اعدامها به شکلی علنی نشان دهند.
او در صفحه اینستاگرام خود نوشته بود: «بچهها رو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه با هم صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیان داخل زندان دست میزنن به اعتصاب غذا که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟»
ساعاتی پس از انتشار این پیام، صفحه اینستاگرام نگار جهانتاب از دسترس خارج شد.
اقدام این فیلمساز و بازیگر در مرکز تهران و در شرایطی که هرگونه اعتراض مدنی با خطر بازداشت و برخوردهای امنیتی همراه است، بار دیگر توجهها را به هزینه سنگین مخالفت با مجازات اعدام در ایران جلب کرده است. اکنون انتظار میرود جامعه هنری ایران نیز با پایان دادن به سکوت، در کنار این هنرمند شجاع بایستد و با صدایی واحد، مخالفت خود را با اعدام و سلب حق حیات اعلام کند.
شهامت مدنی خانم جهانتاب ستودنی است. او را تنها نگذاریم.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍12🕊3👌1💯1💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام آرش یزدانی:
«نبودنت درد دارد، اما عشق تو تا آخرین نفس همراهم است»
خواهر جاویدنام آرش یزدانی با انتشار این ویدئو است:
«داداشی
نبودنت درد دارد، اما عشقِ تو تا آخرین نفس همراهم است
دلتنگم قهرمان🕊🖤»
🔹آرش یزدانی، جوان ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۲ شب در محدوده هفتحوض نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
او هدف سه گلوله جنگی قرار گرفت که به ناحیه پهلو و کلیه او اصابت کرده بود. به گفته منابع نزدیک، پس از مجروح شدن، او را برای احیا به بیمارستان منتقل کردند، اما تلاشها برای نجات جانش بینتیجه ماند.
🔹پیکر آرش یزدانی پس از انتقال به سردخانه کهریزک، در تاریخ ۲۰ دیماه با حضور بستگان نزدیک شناسایی و تحویل خانواده شد. همچنین گزارش شده است که فضای برگزاری مراسم او به شدت امنیتی بوده و مأموران در اطراف محل برگزاری حضور داشتند.
🔹شبکههای اجتماعی به مهمترین تریبون خانوادههای دادخواه تبدیل شدهاند انتشار روایتها، تصاویر و نام جانباختگان، اجازه نمیدهد صدای فریاد این خانوادهها خاموش شود.
#آرش_یزدانی
💸 tavaanatech
«نبودنت درد دارد، اما عشق تو تا آخرین نفس همراهم است»
خواهر جاویدنام آرش یزدانی با انتشار این ویدئو است:
«داداشی
نبودنت درد دارد، اما عشقِ تو تا آخرین نفس همراهم است
دلتنگم قهرمان🕊🖤»
🔹آرش یزدانی، جوان ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۲ شب در محدوده هفتحوض نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
او هدف سه گلوله جنگی قرار گرفت که به ناحیه پهلو و کلیه او اصابت کرده بود. به گفته منابع نزدیک، پس از مجروح شدن، او را برای احیا به بیمارستان منتقل کردند، اما تلاشها برای نجات جانش بینتیجه ماند.
🔹پیکر آرش یزدانی پس از انتقال به سردخانه کهریزک، در تاریخ ۲۰ دیماه با حضور بستگان نزدیک شناسایی و تحویل خانواده شد. همچنین گزارش شده است که فضای برگزاری مراسم او به شدت امنیتی بوده و مأموران در اطراف محل برگزاری حضور داشتند.
🔹شبکههای اجتماعی به مهمترین تریبون خانوادههای دادخواه تبدیل شدهاند انتشار روایتها، تصاویر و نام جانباختگان، اجازه نمیدهد صدای فریاد این خانوادهها خاموش شود.
#آرش_یزدانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔24❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی خواهر جاویدنام پارسا امینی؛
«تو نقطه قوت زندگیمون بودی»
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در فردیس کشته شد. او پنجشنبه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کمر جان باخت.
خواهر پارسا با انتشار ویدئویی از برادرش نوشته:
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
«تو نقطه قوت زندگیمون بودی»
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در فردیس کشته شد. او پنجشنبه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کمر جان باخت.
خواهر پارسا با انتشار ویدئویی از برادرش نوشته:
«یکی یدونمون بودی پارسا
تو نقطه قوت زندگیمون بودی
ته تغاری که هیچ وقت لوس نشد
نمیدونم این روزا چجوری داره بدون تو میگذره …»
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔31❤3
یادداشتی از سوی #عباس_واحدیان_شاهرودی
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
❤38🕊3💔3👍2
Forwarded from گفتوشنود
نیویورکتایمز جزئیات جدیدی فاش کرد؛
هماهنگی ضارب سلمان رشدی با فردی در ایران برای اجرای فتوای قتل
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، دادستانهای پرونده محاکمه هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، اعلام کردند که او حمله خود را با همکاری فردی مستقر در ایران به نام «کامیار» برنامهریزی کرده است.
طبق مستندات دادگاه، مطر در ماه مه ۲۰۲۲ با ارسال پیامی به «کامیار» در ایران، گفته بود میداند سلمان رشدی را کجا پیدا کند اما درباره نحوه اجرای حمله سوال دارد.
او همچنین پرسیده بود آیا فتوای صادرشده علیه این نویسنده همچنان معتبر است یا خیر. دادستانها تأکید کردند پس از آنکه فرد ساکن در ایران به مطر اطمینان داد فتوا کماکان اعتبار دارد، او نقشه سوءقصد را به مرحله اجرا درآورد.
در ۱۲ اوت ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که برای سخنرانی در مؤسسه هنری چاتاوکوا در ایالت نیویورک آماده میشد، مورد حمله با چاقو قرار گرفت. این سوءقصد به جراحات شدید، از جمله از دست دادن بینایی یک چشم و آسیب به اعصاب دست او منجر شد. ضارب همانجا در محل حادثه دستگیر شد.
در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۹ میلادی) و پس از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، فتوایی را صادر کرد که در آن حکم به قتل رشدی و ناشران آگاه از محتوای آن داد و از مسلمانان خواست تا در هر کجا که به او دسترسی پیدا کردند، او را به قتل برسانند.
#فتوی #سلمان_رشدی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هماهنگی ضارب سلمان رشدی با فردی در ایران برای اجرای فتوای قتل
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، دادستانهای پرونده محاکمه هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، اعلام کردند که او حمله خود را با همکاری فردی مستقر در ایران به نام «کامیار» برنامهریزی کرده است.
طبق مستندات دادگاه، مطر در ماه مه ۲۰۲۲ با ارسال پیامی به «کامیار» در ایران، گفته بود میداند سلمان رشدی را کجا پیدا کند اما درباره نحوه اجرای حمله سوال دارد.
او همچنین پرسیده بود آیا فتوای صادرشده علیه این نویسنده همچنان معتبر است یا خیر. دادستانها تأکید کردند پس از آنکه فرد ساکن در ایران به مطر اطمینان داد فتوا کماکان اعتبار دارد، او نقشه سوءقصد را به مرحله اجرا درآورد.
در ۱۲ اوت ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که برای سخنرانی در مؤسسه هنری چاتاوکوا در ایالت نیویورک آماده میشد، مورد حمله با چاقو قرار گرفت. این سوءقصد به جراحات شدید، از جمله از دست دادن بینایی یک چشم و آسیب به اعصاب دست او منجر شد. ضارب همانجا در محل حادثه دستگیر شد.
در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۹ میلادی) و پس از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، فتوایی را صادر کرد که در آن حکم به قتل رشدی و ناشران آگاه از محتوای آن داد و از مسلمانان خواست تا در هر کجا که به او دسترسی پیدا کردند، او را به قتل برسانند.
#فتوی #سلمان_رشدی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊14❤3👍1