Forwarded from گفتوشنود
شورای جهانی کلیساها خواستار لغو مصادره کلیسای «حضرت پطرس» تهران شد
شورای جهانی کلیساها (WCC) در واکنش به مصادره کلیسای «حضرت پطرس» در تهران، از حکومت ایران خواست مالکیت این ملک را به شورای کلیساهای انجیلی ایران بازگرداند و امکان بازگشت ساکنان مجموعه را فراهم کند.
کلیسای انجیلی (پروتستان) «حضرت پطرس»، کلیسایی تاریخی، بنا نهاده شده در ۱۲۵۱ خورشیدی در قلب تهران قدیم است؛ در تقاطع خیابان «سپه» و خیابان «قوام السلطنه» سابق و «سیتیر» کنونی. تا به امروز، این کلیسا مجموعهای اماکن مذهبی و فرهنگی بوده که چندین خانواده مسیحی، از میان ارمنیها و آشوریها در آن زندگی میکردهاند. از جمله اماکن فرهنگی و مذهبی حاضر در این مجموعه به مساحت ۲.۵ هکتار، میتوان به دو مدرسه واقع در این محوطه و انجمن کتاب مقدس اشاره کرد که پیش از این تعطیل شده بود، اشاره کرد.
مقامات جمهوری اسلامی ماه گذشته این مجموعه ۱۰ هکتاری را به تصرف خود درآوردهاند؛ اقدامی که به تخلیه اجباری ۲۰ خانواده آشوری و ارمنی ساکن در این محل منجر شده است. این مجموعه، افزون بر واحدهای مسکونی، دو مدرسه و دفاتری را دربرمیگرفت که انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران از آنها استفاده میکردند.
جری پیلای، دبیرکل شورای جهانی کلیساها، با ابراز «نگرانی عمیق» درباره این رویداد گفت مصادره اموال کلیسا و تخلیه اجباری مسیحیان ساکن در مجموعه، «نقض جدی آزادی مذهب و عقیده» و تهدیدی برای حضور و میراث دیرینه مسیحیان ایران است.
او از دولت ایران خواست کلیسا را به شورای کلیساهای انجیلی بازگرداند و به ساکنان اخراجشده اجازه دهد به محل زندگی خود بازگردند. پیلای همچنین بر رعایت کرامت انسانی، آزادی مذهبی و حقوق اقلیتهای دینی، مطابق با قوانین بینالمللی حقوق بشر، تأکید کرد.
بر اساس گزارشها، آخرین ساکن این مجموعه ۱۲ ژوئیه کلیسا را ترک کرده است؛ موضوعی که نگرانیهایی را درباره احتمال تخریب کلیسا و دیگر ساختمانهای این مجموعه ایجاد کرده است.
کارشناسان سازمان ملل نیز تأکید کردهاند که اخراج اجباری با قوانین بینالمللی حقوق بشر سازگار نیست و میتواند اعضای اقلیتهای دینی و قومی را در معرض بیخانمانی قرار دهد.
گفتنی است مقامهای جمهوری اسلامی مصادره این ملک را با ادعای مالکیت خارجی آن توجیه کردهاند./محبتنیوز
#کلیسا #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
شورای جهانی کلیساها (WCC) در واکنش به مصادره کلیسای «حضرت پطرس» در تهران، از حکومت ایران خواست مالکیت این ملک را به شورای کلیساهای انجیلی ایران بازگرداند و امکان بازگشت ساکنان مجموعه را فراهم کند.
کلیسای انجیلی (پروتستان) «حضرت پطرس»، کلیسایی تاریخی، بنا نهاده شده در ۱۲۵۱ خورشیدی در قلب تهران قدیم است؛ در تقاطع خیابان «سپه» و خیابان «قوام السلطنه» سابق و «سیتیر» کنونی. تا به امروز، این کلیسا مجموعهای اماکن مذهبی و فرهنگی بوده که چندین خانواده مسیحی، از میان ارمنیها و آشوریها در آن زندگی میکردهاند. از جمله اماکن فرهنگی و مذهبی حاضر در این مجموعه به مساحت ۲.۵ هکتار، میتوان به دو مدرسه واقع در این محوطه و انجمن کتاب مقدس اشاره کرد که پیش از این تعطیل شده بود، اشاره کرد.
مقامات جمهوری اسلامی ماه گذشته این مجموعه ۱۰ هکتاری را به تصرف خود درآوردهاند؛ اقدامی که به تخلیه اجباری ۲۰ خانواده آشوری و ارمنی ساکن در این محل منجر شده است. این مجموعه، افزون بر واحدهای مسکونی، دو مدرسه و دفاتری را دربرمیگرفت که انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران از آنها استفاده میکردند.
جری پیلای، دبیرکل شورای جهانی کلیساها، با ابراز «نگرانی عمیق» درباره این رویداد گفت مصادره اموال کلیسا و تخلیه اجباری مسیحیان ساکن در مجموعه، «نقض جدی آزادی مذهب و عقیده» و تهدیدی برای حضور و میراث دیرینه مسیحیان ایران است.
او از دولت ایران خواست کلیسا را به شورای کلیساهای انجیلی بازگرداند و به ساکنان اخراجشده اجازه دهد به محل زندگی خود بازگردند. پیلای همچنین بر رعایت کرامت انسانی، آزادی مذهبی و حقوق اقلیتهای دینی، مطابق با قوانین بینالمللی حقوق بشر، تأکید کرد.
بر اساس گزارشها، آخرین ساکن این مجموعه ۱۲ ژوئیه کلیسا را ترک کرده است؛ موضوعی که نگرانیهایی را درباره احتمال تخریب کلیسا و دیگر ساختمانهای این مجموعه ایجاد کرده است.
کارشناسان سازمان ملل نیز تأکید کردهاند که اخراج اجباری با قوانین بینالمللی حقوق بشر سازگار نیست و میتواند اعضای اقلیتهای دینی و قومی را در معرض بیخانمانی قرار دهد.
گفتنی است مقامهای جمهوری اسلامی مصادره این ملک را با ادعای مالکیت خارجی آن توجیه کردهاند./محبتنیوز
#کلیسا #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤12👍3💔1
Forwarded from گفتوشنود
چهار خطای شناختی، چهار ابزار استبداد؛
بیکن پیشتر هشدار داده بود
فرانسیس بیکن در آغاز دوران مدرن کوشید نشان دهد چرا انسانها در فهم جهان خطا میکنند. او این خطاها را در قالب چهار «بت» یا مانع شناختی توضیح داد: قبیله، غار، بازار و نمایش. آنچه بیکن بهعنوان مانع علم معرفی کرد، امروز میتواند کلید فهم سیاست در نظامهای استبدادی، بهویژه جمهوری اسلامی، باشد؛ زیرا همین خطاها به ابزار سلطه تبدیل شدهاند.
بت قبیله از خطاهای مشترک انسانی سرچشمه میگیرد: تمایل به سادهسازی، ترس جمعی، یا دشمنپنداری. جمهوری اسلامی این نقطهضعف را به سرمایه سیاسی بدل کرده است. با دامن زدن به ترس از «دشمن خارجی»، جامعه را در حالت اضطراب دائمی نگه میدارد تا پرسشگری به حاشیه رانده شود.
بت غار خطاهای فردی و شخصی است؛ هرکس در غار تجربههای محدود خود زندانی است. حکومت این غارها را تقویت میکند: برای مذهبیها با وعده ثواب، برای ملیگرایان با شعار استقلال، برای جاهطلبان با امتیاز و مقام. فرد هرچه بیشتر در غار خویش فرو رود، کمتر توان دیدن واقعیت مشترک خواهد داشت.
بت بازار همان فساد زبان است؛ جایی که واژهها تحریف یا تهی میشوند. در قاموس رسمی، «آزادی» به «بی بندو باری»، «انتخابات» به «بیعت» و «دموکراسی» به «مردمسالاری دینی» بدل میشود. وقتی زبان دروغ میگوید، اندیشه هم اسیر میشود.
و سرانجام بت نمایش: بزرگترین ابزار استبداد. جمهوری اسلامی با رژهها، سخنرانیها، و روایتهای رسمی، پردهای نمایشی بر واقعیت میکشد. فقر به «امتحان الهی»، شکست به «پیروزی»، و اعتراض به «توطئه دشمن» ترجمه میشود. درحالیکه مردم در زندگی روزمره جز ناکامی و رنج نمیبینند.
بیکن هشدار داده بود که شناخت، بیشکستن بتها ممکن نیست. اگر امروز این هشدار را جدی نگیریم، نمایش استبداد همچنان ادامه خواهد یافت و ما در چهار دیوار خطاها زندانی خواهیم ماند.
#خطای_شناختی #فرانسیس_بیکن #چهار_بت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بیکن پیشتر هشدار داده بود
فرانسیس بیکن در آغاز دوران مدرن کوشید نشان دهد چرا انسانها در فهم جهان خطا میکنند. او این خطاها را در قالب چهار «بت» یا مانع شناختی توضیح داد: قبیله، غار، بازار و نمایش. آنچه بیکن بهعنوان مانع علم معرفی کرد، امروز میتواند کلید فهم سیاست در نظامهای استبدادی، بهویژه جمهوری اسلامی، باشد؛ زیرا همین خطاها به ابزار سلطه تبدیل شدهاند.
بت قبیله از خطاهای مشترک انسانی سرچشمه میگیرد: تمایل به سادهسازی، ترس جمعی، یا دشمنپنداری. جمهوری اسلامی این نقطهضعف را به سرمایه سیاسی بدل کرده است. با دامن زدن به ترس از «دشمن خارجی»، جامعه را در حالت اضطراب دائمی نگه میدارد تا پرسشگری به حاشیه رانده شود.
بت غار خطاهای فردی و شخصی است؛ هرکس در غار تجربههای محدود خود زندانی است. حکومت این غارها را تقویت میکند: برای مذهبیها با وعده ثواب، برای ملیگرایان با شعار استقلال، برای جاهطلبان با امتیاز و مقام. فرد هرچه بیشتر در غار خویش فرو رود، کمتر توان دیدن واقعیت مشترک خواهد داشت.
بت بازار همان فساد زبان است؛ جایی که واژهها تحریف یا تهی میشوند. در قاموس رسمی، «آزادی» به «بی بندو باری»، «انتخابات» به «بیعت» و «دموکراسی» به «مردمسالاری دینی» بدل میشود. وقتی زبان دروغ میگوید، اندیشه هم اسیر میشود.
و سرانجام بت نمایش: بزرگترین ابزار استبداد. جمهوری اسلامی با رژهها، سخنرانیها، و روایتهای رسمی، پردهای نمایشی بر واقعیت میکشد. فقر به «امتحان الهی»، شکست به «پیروزی»، و اعتراض به «توطئه دشمن» ترجمه میشود. درحالیکه مردم در زندگی روزمره جز ناکامی و رنج نمیبینند.
بیکن هشدار داده بود که شناخت، بیشکستن بتها ممکن نیست. اگر امروز این هشدار را جدی نگیریم، نمایش استبداد همچنان ادامه خواهد یافت و ما در چهار دیوار خطاها زندانی خواهیم ماند.
#خطای_شناختی #فرانسیس_بیکن #چهار_بت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌6👍3💯2
Forwarded from گفتوشنود
تایید حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، قهرمان پیشین بوکس و شهروند بهایی، در دادگاه تجدیدنظر
شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، شهروند بهایی و قهرمان پیشین بوکس را تایید و قطعی کرد. این رای در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ بهصورت الکترونیکی به وی ابلاغ شده است.
امین ایمانیان پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی بابل با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق نشر و بازنشر مطالب و تصاویر در فضای مجازی» محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. با اعتراض به این حکم، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع داده شد، اما شعبه نهم تجدیدنظر با رد درخواست تجدیدنظرخواهی، حکم دادگاه بدوی را عیناً تأیید و آن را قطعی اعلام کرد.
صدور و تایید احکام زندان برای شهروندانی نظیر امین ایمانیان، بخشی از رویه گسترده و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال فشار بر جامعه بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از ابزارهای حقوقی و انتساب اتهاماتی نظیر فعالیتهای مجازی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای ارعاب و محدودیت، فعالیت مدنی را برای اقلیتهای مذهبی به بالاترین حد برساند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #امین_ایمانیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران حکم یک سال حبس تعزیری امین ایمانیان، شهروند بهایی و قهرمان پیشین بوکس را تایید و قطعی کرد. این رای در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ بهصورت الکترونیکی به وی ابلاغ شده است.
امین ایمانیان پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی بابل با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق نشر و بازنشر مطالب و تصاویر در فضای مجازی» محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. با اعتراض به این حکم، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع داده شد، اما شعبه نهم تجدیدنظر با رد درخواست تجدیدنظرخواهی، حکم دادگاه بدوی را عیناً تأیید و آن را قطعی اعلام کرد.
صدور و تایید احکام زندان برای شهروندانی نظیر امین ایمانیان، بخشی از رویه گسترده و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال فشار بر جامعه بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از ابزارهای حقوقی و انتساب اتهاماتی نظیر فعالیتهای مجازی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای ارعاب و محدودیت، فعالیت مدنی را برای اقلیتهای مذهبی به بالاترین حد برساند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #امین_ایمانیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊13💔4
Forwarded from گفتوشنود
سازمان ملل متحد: شکنجه و ناپدیدسازی بهائیان در ایران «نقض آشکار حقوق بینالملل» و محکوم است
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سیزده گزارشگر ویژه و کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای مشترک، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای غیرانسانساز علیه اعضای جامعه بهائی در ایران را به شدت محکوم کرده و نسبت به خطرات جدی متوجه سلامت جسمی و روانی بازداشتشدگان هشدار دادند.
بر اساس این بیانیه، از آغاز بحران اخیر در ایران، بازداشت شهروندان بهائی بهطور چشمگیری افزایش یافته است. کارشناسان حقوق بشر تأکید کردند که بهائیان در دوران بازداشت از هرگونه تماس با بیرون محروم بوده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل و حق آزادی دین یا عقیده محسوب میشود.
در حال حاضر دستکم ۵۷ شهروند بهائی در بازداشت یا زندان بهسر میبرند که برخی از آنها زیر شکنجه و آزارهای شدید جسمی و روحی مجبور به اعترافات دروغین شدهاند؛ اعترافاتی که بعداً از رسانههای حکومتی پخش شده است.
کارشناسان در بیانیه خود بهطور مشخص از وضعیت نگرانکننده پیوند نعیمی، برنا نعیمی (که متحمل آزارهای شدید از جمله اعدامهای نمایشی شدهاند)، پیام ولی، رؤیا ثابت، آرتین غضنفری و شکیلا قاسمی نام بردهاند.
سازمان ملل یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف به تضمین آزادی عقیده، ممنوعیت شکنجه و رعایت حقوق اقلیتهاست.
کارشناسان از مقامهای ایران خواستند فوراً دسترسی بازداشتشدگان به وکیل و خدمات پزشکی را فراهم کرده و درباره تمامی گزارشهای شکنجه و ناپدیدسازی تحقیقات مستقل انجام دهند.
#سازمان_ملل #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8💔7❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
چرا حکومت دینی نمیتواند حکومتی اخلاقی باشد؟
🔹️اخلاق بر آزادی، انتخاب و وجدان فردی استوار است، اما حکومت دینی بر اجبار، تکلیف و اطاعت بنا میشود.
در چنین نظمی، فضیلت اخلاقی از درون انسان نمیجوشد، بلکه از فرمان قدرت صادر میشود. ایمان به تکلیف شرعی فروکاسته و وجدان به ترس بدل میگردد. وقتی حکومت خود را سخنگوی خدا میداند، نقد را گناه و نافرمانی را کفر میشمارد؛ و در این لحظه، اخلاق از معنا تهی میشود.
🔹️چرا از حکومت دینی مثل جمهوری اسلامی این اندازه ستیزهگری با مدارا بیرون میآید؟
و تجربه جمهوری اسلامی شما را به چه پاسخی برای این پرسش رسانده است؟
🔹️دین، هنگامی که در جایگاه قدرت مینشیند، از ساحت ایمان به قلمرو اجبار رانده میشود. تجربه جمهوری اسلامی نشان داد که حکومت دینی نه به گسترش معنویت، بلکه به تولید ترس، ریا و سرکوب میانجامد. محدودیت آزادی اندیشه، تبعیض علیه زنان، بیحقوقی دگراندیشان و بیخدایان، همه نشانه آن است که دینی که به قدرت تکیه کند، ناگزیر با مدارا بیگانه میشود. این تجربه ما را به یک پاسخ روشن میرساند: هرگاه ایمان ابزار حکومت شود، اخلاق قربانی میشود.
#حکومت_دینی #اخلاق #گفتگو_توانا
🔹️اخلاق بر آزادی، انتخاب و وجدان فردی استوار است، اما حکومت دینی بر اجبار، تکلیف و اطاعت بنا میشود.
در چنین نظمی، فضیلت اخلاقی از درون انسان نمیجوشد، بلکه از فرمان قدرت صادر میشود. ایمان به تکلیف شرعی فروکاسته و وجدان به ترس بدل میگردد. وقتی حکومت خود را سخنگوی خدا میداند، نقد را گناه و نافرمانی را کفر میشمارد؛ و در این لحظه، اخلاق از معنا تهی میشود.
🔹️چرا از حکومت دینی مثل جمهوری اسلامی این اندازه ستیزهگری با مدارا بیرون میآید؟
و تجربه جمهوری اسلامی شما را به چه پاسخی برای این پرسش رسانده است؟
🔹️دین، هنگامی که در جایگاه قدرت مینشیند، از ساحت ایمان به قلمرو اجبار رانده میشود. تجربه جمهوری اسلامی نشان داد که حکومت دینی نه به گسترش معنویت، بلکه به تولید ترس، ریا و سرکوب میانجامد. محدودیت آزادی اندیشه، تبعیض علیه زنان، بیحقوقی دگراندیشان و بیخدایان، همه نشانه آن است که دینی که به قدرت تکیه کند، ناگزیر با مدارا بیگانه میشود. این تجربه ما را به یک پاسخ روشن میرساند: هرگاه ایمان ابزار حکومت شود، اخلاق قربانی میشود.
#حکومت_دینی #اخلاق #گفتگو_توانا
👍21❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
جغرافیا، تصادف و باور
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاهمان بند است؟
ریچارد داوکینز در گفتوگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور میشود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد میشدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمیگزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمیدارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت عقیدتی انسانها دارد.
▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسانها در بستری چند وجهی چشم به جهان میگشایند که از پیش توسط نسلهای پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آدابورسوم و از همه مهمتر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سالهای زندگی است.
اگر کودکی در خانوادهای سنتی در شبهقاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را بهعنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.
▪️فروتنی معرفتشناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون میشود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر میکند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمیدانیم، زیرا درک میکنیم که اگر جای آنها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل میگیرد که بدانیم سیستمهای اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثباتهای علمی و قطعی.
پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما میآموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسانهای دیگر با تمام تفاوتهای عقیدتیشان احترام بگذاریم و فضایی برای گفتوگو و مدارا فراهم کنیم.
شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟
#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13💯3👌2
Forwarded from گفتوشنود
تیغ تیز تبعیض بر پیکر شهروندی
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکمرانی دوگانهساز در جمهوری اسلامی
بیانیه جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسانها را نوید میدهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسیشدهای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دههها با خلق دوگانههای ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجهیک و درجهدو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع میشود.
این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیبپذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایتهای ویژه و زیرساختهای متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بیتوجهی ساختاری مواجهاند که آنها را از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میکند.
نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیانهای اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.
جامعهای که در آن تفاوتها بهانهای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست میدهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکافها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همهی شهروندان است.
راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه میتوان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟
#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2👍1
Forwarded from گفتوشنود
معین محمدیدهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معین محمدیدهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونتآمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دورههای گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.
احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانوادهاش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصلهای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.
آقای محمدی، پیشتر نیز بهواسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7💔5❤2
Forwarded from گفتوشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه رنج دیگری را به بنیان همزیستی بدل کنیم؟
تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانهشناس و تاریخدان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالیترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سالها تحت تاثیر جو خفقانآور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجستهترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریکترین دورانها باشند.
▪️نظریه تفاهم بینفرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری
از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
▪️تفاهم بینفرهنگی (Cross-Cultural Understanding)
تودوروف معتقد است هیچکس نمیتواند ادعا کند فرهنگ یا ارزشهایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی میداند که در آن ما با فرهنگهای بیگانه گفتگو میکنیم تا ابعاد ناشناختهی انسان بودن را کشف کنیم.
▪️اخلاق حافظه و سوگواری
تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید میکند. او هشدار میدهد که استفاده ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود میکند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای همزیستی مسالمتآمیز. یادآوری رنج، قطبنمای اخلاقی رواداری است.
▪️نقد بربریت درونی
تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته غربی نیز سر برمیآورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزشهای خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شدهایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.
پذیرش در اندیشه تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسانگرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه روادار از منظر تودوروف، جامعهای است که در آن حافظه تاریخی مانع از تکرار خشونت میشود و افراد میآموزند که تفاوتها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیقتر جهان مشترک انسانی.
#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌1
Forwarded from گفتوشنود
در علوم سیاسی و جامعهشناسی، نظامهای ایدئولوژیک و مذهبی تمامیتخواه، برای تداوم سلطه و تثبیت گفتمان خود، به ابزاری بنیادین نیاز دارند؛ «جزماندیشی» (Dogmatism) در این ساختارها نه یک پدیده اتفاقی، بلکه یک «مهندسی معکوس آگاهی» برای تحقق کنترل اجتماعی است.
این نظامها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهانبینی شهروندان را محدود میکنند:
۱. ایدئولوژیکسازی سیستم آموزشی:
در این نظامها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد میدهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظهمحوری ایدئولوژیک، نظام تلاش میکند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث میشود «شک علمی» بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.
۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعتگذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعتگذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد میکند که در آن «اطاعت» بهعنوان «فضیلت» و «تامل» بهعنوان «انحراف» تلقی میگردد. این «مهندسی هنجارها» باعث میشود که جامعه بهصورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.
هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزماندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوبهای دیکتهشده را از دست میدهند، توانایی سازماندهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش مییابد. در واقع، این حکومتها با جزماندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه میکنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.
وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزمگرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکتها با روایتهای رسمی: به چالش کشیدن دادههای ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روشمند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساختهای کاذب: رد بدعتهای مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار میروند.
آزاداندیشی در تقابل با جزماندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپسگیریِ عاملیت انسانی است. جامعهای که آزاد میاندیشد، به سادگی به بند جزمیتهای ساختگی درنمیآید.
#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این نظامها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهانبینی شهروندان را محدود میکنند:
۱. ایدئولوژیکسازی سیستم آموزشی:
در این نظامها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد میدهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظهمحوری ایدئولوژیک، نظام تلاش میکند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث میشود «شک علمی» بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.
۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعتگذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعتگذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد میکند که در آن «اطاعت» بهعنوان «فضیلت» و «تامل» بهعنوان «انحراف» تلقی میگردد. این «مهندسی هنجارها» باعث میشود که جامعه بهصورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.
هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزماندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوبهای دیکتهشده را از دست میدهند، توانایی سازماندهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش مییابد. در واقع، این حکومتها با جزماندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه میکنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.
وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزمگرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکتها با روایتهای رسمی: به چالش کشیدن دادههای ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روشمند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساختهای کاذب: رد بدعتهای مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار میروند.
آزاداندیشی در تقابل با جزماندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپسگیریِ عاملیت انسانی است. جامعهای که آزاد میاندیشد، به سادگی به بند جزمیتهای ساختگی درنمیآید.
#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌1
Forwarded from گفتوشنود
بیچرایی
بازتولید سکوت ساختاری و فرسایش تفکر انتقادی
در تحلیل جامعهشناختی امروز ایران، مفهوم «ملت بیچرا» نه یک صفت اخلاقی، بلکه وضعیتی ساختاری است که از تلاقیِ پیشینه استبداد تاریخی، فرهنگ اقتدارگرا و نظامهای آموزشی حافظهمحور حاصل شده است. در ایران، «بیچرا بودن» به مثابه مکانیسمی برای بقا عمل میکند؛ جایی که پرسشگری نه به عنوان کنشی شناختی، بلکه به مثابه تهدیدی برای امنیت فردی تلقی میشود.
فکتهای موجود در تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که هرگاه ساختار قدرت از پاسخگویی گریخته، مکانیزمهای «نقد درونساختاری» به سرعت سرکوب شدهاند.
جامعهای که در آن نهادهای واسط (مانند احزاب، سندیکاها و رسانههای آزاد) تضعیف شوند، به ناچار به سمت «تودهوار شدن» پیش میرود. در چنین فضای اتمیزه شدهای، «بیچرا بودن» تنها به معنای پذیرش تحمیلی وضع موجود نیست، بلکه نتیجه فقدان بستر امن برای «نقد» است.
مطالعات علوم سیاسی نیز نشان میدهد که در ایران، انحصار در تولید حقیقت توسط مراکز قدرت، جایگاه «پرسش» را به «خط قرمز» تبدیل کرده است. وقتی تفکر انتقادی در سطح کلان تصمیمگیری جای خود را به «ایدئولوژیهای تغییرناپذیر» میدهد، بدنه جامعه هم برای پرهیز از هزینههای پرشمار پرسشگری، دچار نوعی «انفعال استراتژیک» میشود. این انفعال، منجر به شکلگیری پدیدهای میشود که در آن، شکاف عمیقی میان «ساحت خصوصی نقد» و «ساحت عمومی اطاعت» به وجود میآید.
تداومِ این وضعیت، فرآیند فرسایشِ سرمایه اجتماعی را تسریع کرده است. در غیاب پرسشهای بنیادین، افکار عمومی به سمت سطحینگری و پذیرشِ بیتردید روایتهایی خالی از حقیقت حرکت میکند. پیامدِ این «بیچرا بودن»، نه تنها توقف توسعه سیاسی، بلکه اضمحلال ظرفیتهای عقلانی برای مواجهه با بحرانهای روزمره است. در ایران امروز، سکوت ناشی از «بیچرا بودن»، نه لزوما نشانه رضایت، که بازتابی از انباشت فشارهای ساختاری است که هرگونه فضایِ «چرا گفتن» را به مثابه تزلزل ثباتِ خود میانگارد. این وضعیت، جامعهای را بازتولید میکند که در آن پرسشگری پیش از آنکه بیان شود، در گلوگاه محافظهکاری جمعی خفه میشود.
#تفکر_نقاد #جزم_اندیشی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بازتولید سکوت ساختاری و فرسایش تفکر انتقادی
در تحلیل جامعهشناختی امروز ایران، مفهوم «ملت بیچرا» نه یک صفت اخلاقی، بلکه وضعیتی ساختاری است که از تلاقیِ پیشینه استبداد تاریخی، فرهنگ اقتدارگرا و نظامهای آموزشی حافظهمحور حاصل شده است. در ایران، «بیچرا بودن» به مثابه مکانیسمی برای بقا عمل میکند؛ جایی که پرسشگری نه به عنوان کنشی شناختی، بلکه به مثابه تهدیدی برای امنیت فردی تلقی میشود.
فکتهای موجود در تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که هرگاه ساختار قدرت از پاسخگویی گریخته، مکانیزمهای «نقد درونساختاری» به سرعت سرکوب شدهاند.
جامعهای که در آن نهادهای واسط (مانند احزاب، سندیکاها و رسانههای آزاد) تضعیف شوند، به ناچار به سمت «تودهوار شدن» پیش میرود. در چنین فضای اتمیزه شدهای، «بیچرا بودن» تنها به معنای پذیرش تحمیلی وضع موجود نیست، بلکه نتیجه فقدان بستر امن برای «نقد» است.
مطالعات علوم سیاسی نیز نشان میدهد که در ایران، انحصار در تولید حقیقت توسط مراکز قدرت، جایگاه «پرسش» را به «خط قرمز» تبدیل کرده است. وقتی تفکر انتقادی در سطح کلان تصمیمگیری جای خود را به «ایدئولوژیهای تغییرناپذیر» میدهد، بدنه جامعه هم برای پرهیز از هزینههای پرشمار پرسشگری، دچار نوعی «انفعال استراتژیک» میشود. این انفعال، منجر به شکلگیری پدیدهای میشود که در آن، شکاف عمیقی میان «ساحت خصوصی نقد» و «ساحت عمومی اطاعت» به وجود میآید.
تداومِ این وضعیت، فرآیند فرسایشِ سرمایه اجتماعی را تسریع کرده است. در غیاب پرسشهای بنیادین، افکار عمومی به سمت سطحینگری و پذیرشِ بیتردید روایتهایی خالی از حقیقت حرکت میکند. پیامدِ این «بیچرا بودن»، نه تنها توقف توسعه سیاسی، بلکه اضمحلال ظرفیتهای عقلانی برای مواجهه با بحرانهای روزمره است. در ایران امروز، سکوت ناشی از «بیچرا بودن»، نه لزوما نشانه رضایت، که بازتابی از انباشت فشارهای ساختاری است که هرگونه فضایِ «چرا گفتن» را به مثابه تزلزل ثباتِ خود میانگارد. این وضعیت، جامعهای را بازتولید میکند که در آن پرسشگری پیش از آنکه بیان شود، در گلوگاه محافظهکاری جمعی خفه میشود.
#تفکر_نقاد #جزم_اندیشی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فتوای محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران: به بیحجابها حمله کنید؛ حکم آنها مرگ است!
محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران که انتشار نطقهای پرحاشیهاش طی روزهای اخیر خبرساز شده، در یک اظهارنظر جدید حکم کشتن بیحجابها را صادر کرد!
سید محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران، در ویدئویی جنجالی منتشره در شبکههای اجتماعی، فتوایی صادر کرد که بر اساس آن مدعی شد حکم برخورد با زنان بیحجاب در مرحله نخست «تضریب» (ضرب و شتم) و در صورت پافشاری آنان، «قتل» است. او در این اظهارات همچنین دولت وقت ایران را «دولت شیطانی» خواند و پیشنهاد کرد گروهی ۵۰ هزار نفری برای برخورد با بیحجابان در تهران به خیابانها بیایند.
وی پیش از این نیز در اظهار نظری جنجالی دیگر، ساخت بمب اتم و شلیک آن در اقیانوس اطلس برای ایجاد سونامی و رسیدن موج آن به سواحل آمریکا را راه نجات کشور دانسته بود.
#حجاب_اجباری #فتوا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران که انتشار نطقهای پرحاشیهاش طی روزهای اخیر خبرساز شده، در یک اظهارنظر جدید حکم کشتن بیحجابها را صادر کرد!
سید محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران، در ویدئویی جنجالی منتشره در شبکههای اجتماعی، فتوایی صادر کرد که بر اساس آن مدعی شد حکم برخورد با زنان بیحجاب در مرحله نخست «تضریب» (ضرب و شتم) و در صورت پافشاری آنان، «قتل» است. او در این اظهارات همچنین دولت وقت ایران را «دولت شیطانی» خواند و پیشنهاد کرد گروهی ۵۰ هزار نفری برای برخورد با بیحجابان در تهران به خیابانها بیایند.
وی پیش از این نیز در اظهار نظری جنجالی دیگر، ساخت بمب اتم و شلیک آن در اقیانوس اطلس برای ایجاد سونامی و رسیدن موج آن به سواحل آمریکا را راه نجات کشور دانسته بود.
#حجاب_اجباری #فتوا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12🕊3