آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
📱مترجم ChatGPT با پشتیبانی از زبان فارسی در دسترس است

صفحه اختصاصی ترجمه ChatGPT اکنون به زبان فارسی در دسترس است و کاربران می‌توانند متن‌های خود را از زبان‌های مختلف به فارسی ترجمه کنند.

🔸براساس توضیحات رسمی OpenAI، این ابزار از بیش از ۴۰ زبان پشتیبانی می‌کند و هنگام ترجمه، تنها واژه‌ها را جایگزین نمی‌کند؛ بلکه تلاش می‌کند مفهوم، لحن و زمینه متن را نیز حفظ کند.

کاربران می‌توانند پس از دریافت ترجمه، با دستورهایی ساده از ChatGPT بخواهند متن را رسمی‌تر، خودمانی‌تر، روان‌تر یا قابل‌فهم‌تر بازنویسی کند. ترجمه متن تایپ‌شده، تصویر، صدا و فایل‌هایی مانند PDF و Word نیز در ChatGPT امکان‌پذیر است.

🔸البته کیفیت خروجی ممکن است با توجه به زبان، پیچیدگی و تخصصی‌بودن متن متفاوت باشد. برای اسناد حقوقی، پزشکی، مالی یا مطالب حساس، ترجمه باید توسط مترجم متخصص بررسی شود.

🔗صفحه رسمی مترجم ChatGPT

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5👍3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رزیتا رخ‌زاده؛
مهندس جوانی که با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی جان باخت

جاویدنام رزیتا رُخ‌زاده، مهندس مکانیک، روز ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی در منطقه صادقیه تهران، با اصابت گلوله از ناحیه پهلو هدف نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات رسیده، رزیتا همراه خواهرش در خیابان حضور داشت که هدف تیراندازی قرار گرفت. خواهر او با وجود شرایط بحرانی، پیکر خون‌آلود رزیتا را با موتور به سمت بیمارستان منتقل کرد، اما او پیش از رسیدن به مرکز درمانی، جان باخت.

🔸گزارش‌ها حاکی است که پس از کشته‌شدن رزیتا، خانواده او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار گرفتند تا از اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای کردن خبر جان‌باختنش خودداری کنند. با این حال، همکلاسی‌ها و دوستانش سکوت را شکستند و نام او را به عنوان یکی دیگر از قربانیان سرکوب خونین ثبت کردند.

🔸رزیتا رُخ‌زاده ساکن تهران و اهل رشت بود. او مهندس مکانیک و فارغ‌التحصیل دانشگاه سراسری گیلان بود و یک تعمیرگاه تخصصی خودروهای کلاسیک را اداره می‌کرد؛ مسیری که برای یک زن جوان در ایران، نماد شجاعت، استقلال و شکستن کلیشه‌ها بود.

او در صفحه اینستاگرام خود نوشته بود:
«اولین دختر مکانیک نیستم، ولی می‌بالم به دختران قوی سرزمینم.»


📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔37💯21
آزاده سالکی، معلم ساکن خواف، برای اجرای حکم یک سال حبس احضار شد

آزاده سالکی، معلم شاغل در خواف و از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، با دریافت ابلاغیه‌ای برای اجرای حکم یک سال حبس خود، به شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان خواف احضار شد.

بر اساس احضاریه صادرشده از سوی شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان خواف، از این معلم خواسته شده است ظرف ۱۰ روز برای اجرای حکم حبس خود در این شعبه حاضر شود.

بر پایه گزارش‌های منتشرشده، خانم سالکی با توجه به شرایط زندگی و ابتلا به بیماری قلبی، درخواست کرده بود دوران محکومیت خود را با استفاده از پابند الکترونیکی و خارج از زندان سپری کند، اما این درخواست از سوی مراجع قضایی رد شده است.

آزاده سالکی در مرحله بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود. این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به پنج سال کاهش یافت و در نهایت میزان محکومیت وی به یک سال حبس تقلیل پیدا کرد.


#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊41
Forwarded from گفت‌وشنود
در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، نظام‌های ایدئولوژیک و مذهبی تمامیت‌خواه، برای تداوم سلطه و تثبیت گفتمان خود، به ابزاری بنیادین نیاز دارند؛ «جزم‌اندیشی» (Dogmatism) در این ساختارها نه یک پدیده اتفاقی، بلکه یک «مهندسی معکوس آگاهی» برای تحقق کنترل اجتماعی است.
این نظام‌ها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهان‌بینی شهروندان را محدود می‌کنند:

۱. ایدئولوژیک‌سازی سیستم آموزشی:
در این نظام‌ها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد می‌دهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظه‌محوری ایدئولوژیک، نظام تلاش می‌کند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث می‌شود «شک علمی» به‌عنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.

۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعت‌گذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعت‌گذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد می‌کند که در آن «اطاعت» به‌عنوان «فضیلت» و «تامل» به‌عنوان «انحراف» تلقی می‌گردد. این «مهندسی هنجارها» باعث می‌شود که جامعه به‌صورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.

هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزم‌اندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوب‌های دیکته‌شده را از دست می‌دهند، توانایی سازمان‌دهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش می‌یابد. در واقع، این حکومت‌ها با جزم‌اندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه می‌کنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.

وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزم‌گرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکت‌ها با روایت‌های رسمی: به چالش کشیدن داده‌های ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روش‌مند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساخت‌های کاذب: رد بدعت‌های مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار می‌روند.

آزاداندیشی در تقابل با جزم‌اندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپس‌گیریِ عاملیت انسانی است. جامعه‌ای که آزاد می‌اندیشد، به سادگی به بند جزمیت‌های ساختگی درنمی‌آید.

#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
بی‌چرایی
بازتولید سکوت ساختاری و فرسایش تفکر انتقادی

در تحلیل جامعه‌شناختی امروز ایران، مفهوم «ملت بی‌چرا» نه یک صفت اخلاقی، بلکه وضعیتی ساختاری است که از تلاقیِ پیشینه‌ استبداد تاریخی، فرهنگ اقتدارگرا و نظام‌های آموزشی حافظه‌محور حاصل شده است. در ایران، «بی‌چرا بودن» به مثابه مکانیسمی برای بقا عمل می‌کند؛ جایی که پرسشگری نه به عنوان کنشی شناختی، بلکه به مثابه تهدیدی برای امنیت فردی تلقی می‌شود.

فکت‌های موجود در تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که هرگاه ساختار قدرت از پاسخگویی گریخته، مکانیزم‌های «نقد درون‌ساختاری» به سرعت سرکوب شده‌اند.
جامعه‌ای که در آن نهادهای واسط (مانند احزاب، سندیکاها و رسانه‌های آزاد) تضعیف شوند، به ناچار به سمت «توده‌وار شدن» پیش می‌رود. در چنین فضای اتمیزه شده‌ای، «بی‌چرا بودن» تنها به معنای پذیرش تحمیلی وضع موجود نیست، بلکه نتیجه‌ فقدان بستر امن برای «نقد» است.

مطالعات علوم سیاسی نیز نشان می‌دهد که در ایران، انحصار در تولید حقیقت توسط مراکز قدرت، جایگاه «پرسش» را به «خط قرمز» تبدیل کرده است. وقتی تفکر انتقادی در سطح کلان تصمیم‌گیری جای خود را به «ایدئولوژی‌های تغییرناپذیر» می‌دهد، بدنه جامعه هم برای پرهیز از هزینه‌های پرشمار پرسشگری، دچار نوعی «انفعال استراتژیک» می‌شود. این انفعال، منجر به شکل‌گیری پدیده‌ای می‌شود که در آن، شکاف عمیقی میان «ساحت خصوصی نقد» و «ساحت عمومی اطاعت» به وجود می‌آید.

تداومِ این وضعیت، فرآیند فرسایشِ سرمایه اجتماعی را تسریع کرده است. در غیاب پرسش‌های بنیادین، افکار عمومی به سمت سطحی‌نگری و پذیرشِ بی‌تردید روایت‌هایی خالی از حقیقت حرکت می‌کند. پیامدِ این «بی‌چرا بودن»، نه تنها توقف توسعه سیاسی، بلکه اضمحلال ظرفیت‌های عقلانی برای مواجهه با بحران‌های روزمره است. در ایران امروز، سکوت ناشی از «بی‌چرا بودن»، نه لزوما نشانه رضایت، که بازتابی از انباشت فشارهای ساختاری است که هرگونه فضایِ «چرا گفتن» را به مثابه تزلزل ثباتِ خود می‌انگارد. این وضعیت، جامعه‌ای را بازتولید می‌کند که در آن پرسشگری پیش از آنکه بیان شود، در گلوگاه محافظه‌کاری جمعی خفه می‌شود.

#تفکر_نقاد #جزم_اندیشی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
6👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فتوای محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران: به بی‌حجاب‌ها حمله کنید؛ حکم آن‌ها مرگ است!

محمدباقر خرازی، دبیر‌کل حزب‌الله ایران‌ که انتشار نطق‌های پرحاشیه‌اش طی روزهای اخیر خبرساز شده، در یک اظهارنظر جدید حکم کشتن بی‌حجاب‌ها را صادر کرد!

سید محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، در ویدئویی جنجالی منتشره در شبکه‌های اجتماعی، فتوایی صادر کرد که بر اساس آن مدعی شد حکم برخورد با زنان بی‌حجاب در مرحله نخست «تضریب» (ضرب و شتم) و در صورت پافشاری آنان، «قتل» است. او در این اظهارات همچنین دولت وقت ایران را «دولت شیطانی» خواند و پیشنهاد کرد گروهی ۵۰ هزار نفری برای برخورد با بی‌حجابان در تهران به خیابان‌ها بیایند.

وی پیش از این نیز در اظهار نظری جنجالی دیگر، ساخت بمب اتم و شلیک آن در اقیانوس اطلس برای ایجاد سونامی و رسیدن موج آن به سواحل آمریکا را راه نجات کشور دانسته بود.

#حجاب_اجباری #فتوا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14🕊51
شقایق افشار نجفی، دانش‌آموز و هنرمند ۱۸ ساله قزوینی، به ۹ سال حبس (پنج سال قابل اجرا) محکوم شد

شقایق افشار نجفی، عکاس، هنرمند و دانش‌آموز ۱۸ ساله ساکن استان قزوین، از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین در مجموع به ۹ سال حبس تعزیری و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد. در صورت تایید در دادگاه تجدیدنظر با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی پنج سال حبس، در خصوص او قابل اجرا خواهد بود.

شقایق افشار نجفی که به‌تازگی ۱۸ ساله شده است، روز ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در منزل بازداشت شد. او پس از یک شب نگهداری در بازداشتگاه اداره اطلاعات، به زندان چوبیندر قزوین منتقل شد و مدتی را در بازداشت موقت گذراند. وی در نهایت با تأمین قرار وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی، تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد.
بر اساس رأی صادرشده، شقایق افشار نجفی متولد ۲۰ آبان ۱۳۸۶، با سه عنوان اتهامی «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «همکاری با دول خارجی متخاصم علیه جمهوری اسلامی ایران» و «فعالیت تبلیغی در بستر فضای مجازی علیه امنیت ملی و حمایت از اسرائیل از طریق ارسال فایل‌های تصویری و ویدیویی به شبکه ایران اینترنشنال» محاکمه شده است.

شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین او را بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به پنج سال، بابت «همکاری با دول خارجی متخاصم» به سه سال و بابت «فعالیت تبلیغی» به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است. با اعمال مقررات تعدد جرم، پنج سال از مجموع ۹ سال حبس صادرشده قابل اجراست و ایام بازداشت پیشین او نیز محاسبه خواهد شد.
در رأی دادگاه، گزارش سازمان اطلاعات سپاه و حضور این دانش‌آموز در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از جمله مستندات محکومیت عنوان شده است.

دادگاه همچنین شقایق افشار را به دو سال ممنوعیت خروج از کشور، شش ماه انجام خدمات عمومی رایگان در شهرداری قزوین و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم کرده است. همچنین حکم ضبط تلفن همراه، خط تلفن همراه و لپ‌تاپ او به نفع دولت صادر شده است.

#شقایق_افشار_نجفی #قزوین #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔47🕊92
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کودکی که نخستین سال‌های زندگی‌اش را پشت دیوارهای زندان می‌گذراند، جهان را چگونه می‌شناسد؟ حبس مادر چه اثری بر رشد روانی، احساس امنیت و آینده یک کودک می‌گذارد؟ آیا زندان فقط مادر را مجازات می‌کند یا کودک نیز ناخواسته بخشی از این مجازات را تحمل می‌کند؟

در لایو اینستاگرامی «مادران و کودکان در زندان»، صبا آلاله، روان‌شناس بالینی، و مریم ابراهیم‌وند، فیلم‌ساز و زندانی سیاسی سابق، از تجربه‌ها و پیامدهای کمتر دیده‌شده زندانی‌شدن مادران سخن گفتند؛ از آسیب‌هایی که نه‌تنها زندگی زنان زندانی، بلکه کودکانشان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.


این برنامه روز دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ به صورت زنده از صفحه اینستاگرام توانا برگزار شد.

#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔51
Forwarded from گفت‌وشنود
انتقاد محمد سروش محلاتی، فقیه و پژوهشگر دینی، به احکام اعدام معترضان: وقتی مسیر اعتراض مسالمت‌آمیز بسته است، مجازات حداکثری موضوعیت ندارد

کانال تلگرامی روزنامه «هم‌میهن» با انتشار تصویری از یک نامه، واکنش «محمد سروش محلاتی»، از پژوهشگران دینی و فقهای شیعه ساکن ایران، را رسانه‌ای کرد که در آن نسبت به صدور احکام اعدام برای معترضان حوادث دی‌ماه هشدار داده شده است.

این چهره دینی در بخشی از دست‌نوشته خود صراحتا تاکید کرده است که در خصوص اجرای حکم اعدام، حتی درباره آن دسته از معترضان که رویکرد خشونت‌طلبانه داشته‌اند نیز باید تامل و بازنگری جدی صورت گیرد.

او همچنین در فراز دیگری از این نامه، سیاست‌های حاکمیتی در سرکوب اعتراضات را به چالش کشیده و استدلال کرده است: در شرایطی که بستر و امکان ابراز اعتراض به‌صورت مسالمت‌آمیز وجود ندارد، نمی‌توان معترضان خشن را به جرم اعتراض مستحق اعمال مجازات‌های حداکثری دانست.

#محمد_سروش_محلاتی #فقیه #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12🕊61
کانون صنفی معلمان تهران با انتشار بیانیه‌ای در مخالفت با مجازات اعدام، افزایش صدور و اجرای این احکام را محکوم کرد و دفاع از حق حیات را بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی دانست.


متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

در هفته‌های اخیر شاهد اوج‌گیری مجدد صدور و اجرای احکام اعدام با عنوان‌های مختلف بوده‌ایم. حضور اعتراضی خانواده‌های زندانیان و شهروندان در برخی نقاط با شعار «نه به اعدام»، نشانه‌هایی روشن از گسترش مخالفت اجتماعی در برابر سیاست مرگ و سرکوب است. این حضور اعتراضی و موج تنفری که نسبت به این احکام در جامعه مشاهده می‌شود نه تنها واکنش به اعدام و خطر اعدام‌های بیشتر زندانیان است، بلکه بیانگر شکاف عمیق میان باور جامعه و حاکمان و نشانه‌ای از شکل‌گیری هسته‌های اولیه همبستگی گسترده‌ای است که صرف نظر از نوع اتهامات و باورپذیر بودن اصل اتهامات وارده، در برابر خشونت سازمان‌یافته، درحال شکل گیری است.

حق حیات، بنیادی‌ترین حق انسانی و سنگ‌بنای همه حقوق و آزادی‌های دیگر است. بر همین اساس، مجازات اعدام از منظر حقوق بشر و حقوق مبتنی بر ادیان الهی، شدیدترین شکل سلب حق حیات به دست حکومت است؛ مجازاتی برگشت ناپذیر که در صورت خطای قضایی، هیچ امکان جبران ندارد و کرامت ذاتی انسان را نقض می‌کند. تجربه جهانی نیز نشان داده اعدام نه عامل مؤثری در کاهش جرم است و نه امنیت پایدار ایجاد می‌کند، بلکه چرخه خشونت را تداوم می‌بخشد.

تاریخ مجازات، تاریخ تحول اندیشه بشر درباره عدالت نیز هست. در جوامع پیشامدرن، مجازات‌ها عمدتاً بر انتقام، ارعاب و نمایش قدرت استوار بودند؛ اعدام، شکنجه، قطع عضو و مجازات‌های بدنی ابزارهایی برای تثبیت اقتدار حکومت‌ها محسوب می‌شدند. اما با گسترش اندیشه‌های روشنگری، شکل‌گیری نظام حقوق بشر و تحول حقوق کیفری مدرن، این نگرش به چالش کشیده شد.
امروزه در بسیاری از نظام‌های حقوقی پیشرو، هدف عدالت، نه انتقام بلکه پیشگیری از جرم، اصلاح و بازپروری، جبران خسارت بزه دیده و بازسازی روابط آسیب‌دیده اجتماعی است. «عدالت ترمیمی» بر این اصل استوار است که پاسخ به جرم باید به ترمیم آسیب، مسئولیت پذیری مرتکب، حمایت از قربانی و بازگشت انسان به جامعه بینجامد، نه حذف فیزیکی او.

اصرار بر مجازات اعدام، در واقع استمرار منطقی الگوهای کیفری ماقبل مدرن است؛ الگویی که دولت را مالک جان انسان‌ها می‌پندارد و خشونت را ابزار مشروع حفظ قدرت می‌داند.
جامعه‌ای که در پی آزادی، عدالت و کرامت انسانی است، نمی‌تواند بر چنین بنیانی استوار باشد.

متاسفانه حاکمان، به جای بازنگری در رویه‌های خشن و نادرست گذشته، با اقدام به موج جدید و فزاینده‌ای از اعدام‌ها صراحتا اعلام می نمایند که خشونت، نه یک انحراف یا واکنش مقطعی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق و شیوه حکمرانی است.
در این ساختار، اعدام، زندان، شکنجه، جنگ، سرکوب ملیت‌ها و نابودی تشکل‌های مستقل مردمی، اقداماتی پراکنده یا استثنایی نیستند، بلکه تجلی ماهیت اقتدارگرایانی است که بقای خود را بر انحصار، خشونت، سرکوب سازمان‌یافته و سلب آزادی‌های بنیادین بنا کرده‌اند.

در این میان هجوم تجاوزکارانه متجاوزان بین‌المللی، فرصت مغتنمی را در اختیار حاکمیت قرار داده تا هم‌زمان با شدت یافتن فضای جنگی، امنیتی‌سازی جامعه و گسترش اعدام‌ها را نیز شدت بخشیده، می‌کوشد هرگونه اعتراض، سازمان‌یابی و مقاومت اجتماعی را درهم بشکند تا تداوم سلطه خود را تضمین کند. در چنین شرایطی،

نخستین قربانیان؛ کودکان، آموزش، آزادی‌های مدنی، حق اعتراض، حق تشکل‌یابی و حق حیات شهروندان هستند. از این رو، می توان گفت جنگ و سرکوب داخلی، دو روی یک سیاست واحد هستند.

امروزه مخالفت با اعدام، صدای مشترک زندانیان، خانواده‌های دادخواه، دانشجویان، زنان، جوانان، معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و همه نیروهای آزادی‌خواهی است که برای کرامت انسانی، آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند.

کانون صنفی معلمان تهران براساس رسالت معلمی خود بر این باور است که مبارزه برای لغو مجازات اعدام، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای کاهش خشونت و تاکید بر وجه رحمانی دین، استقلال دستگاه قضایی، آزادی‌های مدنی، برابری، عدالت اجتماعی و صلح پایدار است.
دفاع از حق حیات، دفاع از کرامت انسان و دفاع از آینده‌ای است که در آن عدالت نه با مرگ، بلکه با حقیقت، مسئولیت پذیری، آزادی و برابری معنا می‌یابد.

کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۵/۵/۱۵

#بیانیه #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
🕊8👍42👌2💯1
رضا ولی‌زاده، روزنامه‌نگار ایرانی-آمریکایی و زندانی دوتابعیتی، در یک پیام صوتی از داخل زندان اوین درباره وضعیت وخیم بهداشت و درمان و شیوع بیماری‌های واگیردار در زندان هشدار داده است.

به گزارش سی‌بی‌اس نیوز، ولی‌زاده گفته بیش از یک سال است خدمات پزشکی در اوین تقریبا وجود ندارد و تنها ابتدایی‌ترین داروها در دسترس زندانیان است. او از بازگشت بیماری‌هایی مانند سل ریوی و سل دستگاه گوارش در میان زندانیان ابراز نگرانی کرده و گفته مشخص نیست چه تعداد از آنان در معرض ابتلا قرار گرفته‌اند.

او همچنین از کیفیت نامناسب غذای زندان، مشکلات جدی دسترسی به دارو و عملکرد پزشکان زندان انتقاد کرده است. به گفته ولی‌زاده، داروهایی که خانواده‌ها برای زندانیان تهیه می‌کنند، در مواردی پیش از رسیدن به آنان توسط کارکنان زندان سرقت می‌شود.

این روزنامه‌نگار همچنین گفته زندانیانی که به شرایط زندان اعتراض می‌کنند، با محرومیت از تماس یا ملاقات با خانواده تنبیه می‌شوند و خودش نیز پنج ماه است اجازه ملاقات با خانواده‌اش را نداشته است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔175🕊4
ربایش و قتل یک مداح حکومتی؛ خشونت در جامعه‌ای که حتی «خودی‌ها» هم امنیت ندارند

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز شنبه ۱۷ مرداد از ربایش و قتل حمیدرضا رجب‌زاده، از مداحان حکومتی، خبر داد.

بر اساس این گزارش، رجب‌زاده چند روز پیش ناپدید شده بود و پس از آن، ویدیویی از لحظه قتل او برای خانواده‌اش ارسال شد.

این خبر از سوی دیگر یادآور این پرسش است که امنیت در جمهوری اسلامی برای چه کسانی و تا کجا تضمین شده است؟ حتی وابستگی به ساختار قدرت نیز ظاهراً مصونیت مطلق ایجاد نمی‌کند.

@Tavaana_TavaanaTech
😍21👍85👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتاب‌های غبارگرفته نیست، او یک «شورشی آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزم‌اندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود می‌پنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری می‌پردازدیم.

🔶جزم‌اندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزم‌اندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظام‌های جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر توده‌ها استفاده می‌کنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسان‌ها به «بندگیِ داوطلبانه» تن می‌دهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» می‌بوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطه‌های مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.

🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیده‌ای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمی‌شود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورت‌های هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بی‌ثباتی می‌دانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی می‌برد.

🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزم‌اندیشی شاید بتواند زبان‌ها را ببندد، اما هرگز نمی‌تواند بر ذهن‌های بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری می‌کند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعه‌ای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍146👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
همبستگی با وجود تفاوت؛ تنها راه عبور از استبداد

هانا آرنت، نظریه‌پرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسان‌ها شرط اساسی سلطه‌ تمامیت‌خواه است». از نظر او، رژیم‌های توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمی‌آورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفت‌وگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بی‌ارتباط تبدیل می‌کنند. این انزوا، هرچند در کوتاه‌مدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر می‌شود.

در ایران امروز، یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت، قطبی‌سازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطن‌پرست در برابر وطن‌فروش. این دوگانه‌ها، همان‌طور که آرنت هشدار می‌دهد، پیوندهای انسانی را تخریب می‌کنند و جامعه را از درون فرسوده می‌سازند. نتیجه این می‌شود که به‌جای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.

میشل فوکو نیز نشان می‌دهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمی‌شود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید می‌شود. یعنی وقتی بی‌اعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار می‌کنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار می‌گیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید می‌کند: فضایی که در آن گفت‌وگوی آزاد و عقلانی شکل می‌گیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمع‌های کوچک آغاز می‌شود دوستان، خانواده، حلقه‌های محدود، اما می‌تواند به تدریج اعتماد از دست‌رفته را بازسازی کند.

همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفت‌وگو و حداقلی از اعتماد، حتی گسترده‌ترین نارضایتی‌ها نیز به کنش موثر تبدیل نمی‌شوند.

آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف می‌کند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.

#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍86💯6👌1
با مخالفت با ادامه مرخصی؛ یاسر احمدی‌نژاد به زندان یاسوج بازگردانده شد

یاسر احمدی‌نژاد، شهروند اهل لیکک در استان کهگیلویه و بویراحمد، امروز پس از مراجعه به دادگاه این شهر بازداشت و برای ادامه تحمل حبس به زندان مرکزی یاسوج منتقل شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، پیش از بازداشت یاسر احمدی‌نژاد، پدر او از سوی نهادهای مربوطه احضار و بازداشت شده بود. به او اعلام شده بود که تا زمان مراجعه یاسر، آزاد نخواهد شد. در پی این اقدام، یاسر احمدی‌نژاد به دادگاه لیکک مراجعه کرد و پس از حضور در دادگاه بازداشت و به زندان منتقل شد.

آقای احمدی‌نژاد حدود یک ماه پیش، پس از چند ماه حبس، از زندان یاسوج به مرخصی اعزام شده و در انتظار پایان دوران حبس خود بود.

همچنین طبق اطلاعات رسیده، پرونده یاسر احمدی‌نژاد به دیوان عالی کشور ارسال شده بود و او و خانواده‌اش در انتظار رسیدگی دیوان و نقض حکم صادرشده بودند. بااین‌حال، با ادامه مرخصی او مخالفت شد و وی بار دیگر برای ادامه تحمل محکومیت به زندان بازگردانده شد.

یاسر احمدی‌نژاد پیش‌تر در پی اعتراضات سراسری بازداشت و پس از انتقال به زندان یاسوج، با حکم حبس مواجه شده بود.

او از کارگران ارکان ثالث شرکت ملی حفاری است و پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های صنفی و سیاسی سابقه بازداشت و برخورد قضایی داشته است.

#یاسر_احمدی_نژاد #یاسوج

@Tavaana_TavaanaTech
🕊135💔4
آنیشا اسداللهی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت سومین سالگرد بازداشت پخشان عزیزی، مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، متنی درباره او و تجربه حضورش در بند زنان زندان اوین منتشر کرده است.

متن کامل یادداشت آنیشا اسداللهی:


می‌گویند پخشان در زبانِ کُردی یعنی شعر. برای من، بُغض است، بغضی گیر کرده در گلو از مقاومت پخشان بگویم؟ «آفتاب آمد دلیل آفتاب».. اصلا آدمی زدگی میگیرد از بس که این کلمه را، راه و بیشتر بیراه بر زبان می‌آورند.
«نه هرگز، هرگز هیچ‌کس چنین خطری را به چنان خاطره‌ای تاب نیاورد، از آنکه خیال خوبی‌ها درمان بدی‌ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آن‌ها می‌افزاید»

نه، رنجِ رفته بر آدمی را با سخنِ تکراری از مقاومت نمی‌توان تسکین داد، سخن از مقاومتی بلافصل آن طور که مرسوم است توقع و بی رحمی پنهانی با خود دارد و این ستم بزرگی است به جانِ آدمی؛ قسمی انسان زدایی.. چه،انسان را به نفع آرمانی بیگانه، از خویش بیگانه می‌کند.
پخشان این را به خوبی می‌دانست.
دی ماه سال چهارصد و چهار بود که قریب به صد و پنجاه تن را به بند زنان اوین آوردند:
«جوانانی هجده‌، نوزده سال تا پیرزنی فرتوت از خطه‌ی شمال.. تازه‌واردان، علی الخصوص جوان‌تران، مبهوت و عصبی و لرزان جنایت رخ داده در دی ماه و آن‌ها شاهدان.»

قدیمی‌های زندان، از سرِ وظیفه شناسی، هرچند به سیاق خودشان به این تازه‌رسیدگان مشقِ مقاومت می‌دادند تا درسِ مقاومت:
«گریه نکن عزیزم، قوی باش عزیزم، این راهیه که خودت انتخاب کردی عزیزم، ماتم نگیر دختر خوب، عزیزم. مگه رفتی بیرون آمادگی دستگیری نداشتی عزیزم این راه همینه عزیزم»

اما بیخبر که این حرف‌ها در دل هراس‌زده‌ راه نمی‌بافت که نمی‌یافت و بیشتر آتشی بود بر خرمن خوف.

پخشان اما مشق نداد. در عوض، شب‌شعر برپا کرد می‌دانست در سرای شعر، گرد شعار از چهره فرو میریزد. شعر هنگامه‌ی شنیدن است.. و گرامی داشتن رنج.
« درد آمد بهتر از گنج جهان تا بخوانی مر خدا را در نهان»
و هرکس در آن گام نهد، خود به وقتش راه خویش در مقاومت پیدا کند و پخشان این‌ها را خوب می‌دانست..
شب‌های شعر شد گرامی‌ترین شب‌های بند. آواز و رقص و خنده بود، اشک و غم هم زنده بود، لیک در تنهایی نبود.
«غم همچنان زنده، ولی بی‌سرزنش چون ناله‌ی نی، نه زبونِ طَعن و طَرَش»
حرف بود، شنیدن بود، جمع بود، تفاوت بود، شباهت بود، تمرین مدارا بود..
شاملو بود، فروغ بود، فردوسی و شاهنامه بود.. همچنان فروغ بود و فروغ بود، حمید مصدق بود.. سهراب سپهری بود، سیمین بهبهانی بود.. حافظ بود، بیژن الهی بود، مختاری بود، لنگستون هیوز بود..
شعر بود، شعر بود، پخشان بود...
مقاومت هم بود..
۱۳مرداد، سومین سال اسارت پخشان عزیزی
مددکار اجتماعی در زندان اوین
#پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊11
سیمون فرزامی؛ روزنامه‌نگاری که ماند و تیرباران شد

سیمون فرزامی می‌توانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنان‌که بسیاری از روزنامه‌نگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامه‌نگاری که دهه‌ها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفه‌اش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.

سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامه‌نگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسوی‌زبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدام‌های حکومتی کشته شد.

فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسی‌تبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و به‌دلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفه‌ای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.

کارنامه او تنها به روزنامه‌نگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانه‌هایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری می‌کرد.

اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغال‌کننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده می‌شد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقات‌های او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.

مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیت‌الله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف می‌کند که با طرف‌های مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقات‌های منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کم‌اهمیت ارزیابی شده‌اند.

با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.

تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بی‌تأثیر نبود؛ به‌ویژه در فضایی که پیش‌تر حبیب القانیان، سرمایه‌دار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.

سیمون فرزامی می‌توانست برود؛ اما ماند تا روزنامه‌نگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.

#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات

@Tavaana_TavaanaTech
💔305
احضار نزدیک به صد نفر در پی اعتراض به اعدام‌ها؛ بیش از ۲۰ بازیگر در میان احضارشدگان

بر اساس گزارشی که کانال تلگرامی «خبرنامه‌ها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، منتشر کرده است، در روزهای اخیر نزدیک به صد نفر از چهره‌های شناخته‌شده که به موج تازه اعدام‌ها، به‌ویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، اعتراض کرده بودند، به نهادهای امنیتی یا دادسراها احضار شده‌اند.

بر اساس اطلاعات رسیده به «خبرنامه‌ها»، در میان احضارشدگان ده‌ها هنرمند و سینماگر حضور دارند و بیش از ۲۰ نفر از آنان از بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون هستند.

این موج احضارها پس از آن آغاز شده است که شمار زیادی از هنرمندان، سینماگران، فعالان مدنی و دیگر چهره‌های شناخته‌شده، در واکنش به اعدام معترضان و به‌ویژه اجرای حکم اعدام در ملأعام در اصفهان، با انتشار مطالبی در شبکه‌های اجتماعی و استفاده از هشتگ «#نه_به_اعدام» به این احکام اعتراض کردند.

پس از گسترش این اعتراض‌ها، دادستانی نیز با انتشار اطلاعیه‌ای از تشکیل پرونده برای شماری از معترضان خبر داد و اعلام کرد با افرادی که در ارتباط با این اعدام‌ها موضع‌گیری کنند، برخورد قضایی خواهد شد.

با این حال، گزارش «خبرنامه‌ها» حاکی از آن است که دامنه برخوردهای امنیتی و قضایی به‌مراتب گسترده‌تر از مواردی است که تاکنون به‌طور رسمی اعلام شده است و نزدیک به صد نفر در همین ارتباط به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی فراخوانده شده‌اند.

«خبرنامه‌ها» همچنین اعلام کرده است که اسامی کامل ده‌ها نفر از احضارشدگان در دسترس این رسانه قرار دارد و در صورت لزوم، در زمان مناسب منتشر خواهد شد.

#نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
12🕊7💔4
علی‌اصغر امیرانی روزنامه‌نگاری که تیرباران شد.

او را در تاریخ ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۷ دستگیر کردند. طبق قوانین خود جمهوری اسلامی نیز جرمی مرتکب نشده بود. او تنها یک روزنامه‌نگار بود. تابستان سال ۱۳۵۸ آزادش کردند اما همه‌ اموال او را مصادره کردند. پس از رهایی از زندان سراغ اموال‌اش را گرفت. به دادگاه انقلاب مراجعه کرد. او را دوباره دستگیر کردند و به هشت سال زندان محکوم کردند. او به حکم زندانش اعتراض کرد. در تجدید نظر! و دادگاه فرجام اما او را به اعدام محکوم کردند و در روز ۳۱ خردادماه ۱۳۶۰ اعدامش کردند.

با زندگی و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر علی‌اصغر امیرانی بیشتر آشنا شوید:

https://tavaana.org/fa/AliAsghar_Amirani

*طرح از رضا عقیلی

@Tavaana_TavaanaTech
💔394
محمدجواد محمدزاده تواسانی؛ دانشجوی ۲۱ ساله رودسری با اتهامات متعدد در زندان ازبرم

محمدجواد محمدزاده تواسانی، دانشجوی ۲۱ ساله رشته کامپیوتر و اهل رودسر و ساکن لاهیجان، از ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در بازداشت به سر می‌برد. او که هم‌زمان با تحصیل برای تأمین هزینه‌های زندگی به کارگری و رانندگی اسنپ مشغول بوده، اکنون در بند ۶ زندان ازبرم نگهداری می‌شود.

بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، محمدجواد متولد ۵ بهمن ۱۳۸۳ و دانشجوی ترم چهارم است و در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه حضور داشته است. این منبع می‌گوید بازجویان از او خواسته‌اند اسامی دوستان و دیگر افرادی را که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشته‌اند، در اختیار آنان قرار دهد، اما او از معرفی افراد دیگر خودداری کرده و گفته است که به‌تنهایی در اعتراضات شرکت کرده است.


در شامگاه ۲۳ بهمن، حدود ساعت ۱۱ شب، نیروهای امنیتی به منزل محمدجواد مراجعه کردند. مأموران پس از بازرسی اتاق و وسایل شخصی او، تلفن همراهش را ضبط کرده و او را در منزل دستبند زده و با خود بردند.

طبق گفته این منبع نزدیک به خانواده محمدجواد محمدزاده، بر اساس اطلاعات ثبت‌شده در سامانه ثنا، اتهامات متعددی علیه این دانشجوی ۲۱ ساله مطرح شده است؛ از جمله «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «سرقت مستوجب تعزیر»، «انجام اقدامات عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای اسرائیل، دولت‌ها، گروه‌های متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور»، «اقدام علیه نظام»، «همکاری با گروه‌ها یا دولت‌های متخاصم»، «تخریب اموال عمومی» و «همکاری با رسانه‌های خارجی». این موارد اتهامات مطرح‌شده در پرونده‌اند و به معنای اثبات آنها نیستند.

نزدیکان محمدجواد همچنین می‌گویند او در روزهای نخست بازداشت هنگام بازجویی با برخورد فیزیکی و فشار روحی برای اعتراف و معرفی دیگر معترضان مواجه شده است.

ابوالفضل خسروی به‌عنوان بازپرس پرونده معرفی شده و رسیدگی قضایی به پرونده در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو شهرستان لاهیجان در جریان است.

طبق گفته این منبع، خانواده محمدجواد خواستار رعایت حقوق قانونی او، دسترسی به وکیل، بررسی ادعای برخورد فیزیکی و فشار در بازجویی و توجه نهادها و رسانه‌های حقوق‌بشری به روند رسیدگی به پرونده این دانشجوی ۲۱ ساله شده‌اند.

#محمدجواد_محمدزاده #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊23💔86