Forwarded from گفتوشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتابهای غبارگرفته نیست، او یک «شورشی آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزماندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود میپنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری میپردازدیم.
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6👌1
Forwarded from گفتوشنود
همبستگی با وجود تفاوت؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤6💯6👌1
با مخالفت با ادامه مرخصی؛ یاسر احمدینژاد به زندان یاسوج بازگردانده شد
یاسر احمدینژاد، شهروند اهل لیکک در استان کهگیلویه و بویراحمد، امروز پس از مراجعه به دادگاه این شهر بازداشت و برای ادامه تحمل حبس به زندان مرکزی یاسوج منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، پیش از بازداشت یاسر احمدینژاد، پدر او از سوی نهادهای مربوطه احضار و بازداشت شده بود. به او اعلام شده بود که تا زمان مراجعه یاسر، آزاد نخواهد شد. در پی این اقدام، یاسر احمدینژاد به دادگاه لیکک مراجعه کرد و پس از حضور در دادگاه بازداشت و به زندان منتقل شد.
آقای احمدینژاد حدود یک ماه پیش، پس از چند ماه حبس، از زندان یاسوج به مرخصی اعزام شده و در انتظار پایان دوران حبس خود بود.
همچنین طبق اطلاعات رسیده، پرونده یاسر احمدینژاد به دیوان عالی کشور ارسال شده بود و او و خانوادهاش در انتظار رسیدگی دیوان و نقض حکم صادرشده بودند. بااینحال، با ادامه مرخصی او مخالفت شد و وی بار دیگر برای ادامه تحمل محکومیت به زندان بازگردانده شد.
یاسر احمدینژاد پیشتر در پی اعتراضات سراسری بازداشت و پس از انتقال به زندان یاسوج، با حکم حبس مواجه شده بود.
او از کارگران ارکان ثالث شرکت ملی حفاری است و پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای صنفی و سیاسی سابقه بازداشت و برخورد قضایی داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #یاسوج
@Tavaana_TavaanaTech
یاسر احمدینژاد، شهروند اهل لیکک در استان کهگیلویه و بویراحمد، امروز پس از مراجعه به دادگاه این شهر بازداشت و برای ادامه تحمل حبس به زندان مرکزی یاسوج منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، پیش از بازداشت یاسر احمدینژاد، پدر او از سوی نهادهای مربوطه احضار و بازداشت شده بود. به او اعلام شده بود که تا زمان مراجعه یاسر، آزاد نخواهد شد. در پی این اقدام، یاسر احمدینژاد به دادگاه لیکک مراجعه کرد و پس از حضور در دادگاه بازداشت و به زندان منتقل شد.
آقای احمدینژاد حدود یک ماه پیش، پس از چند ماه حبس، از زندان یاسوج به مرخصی اعزام شده و در انتظار پایان دوران حبس خود بود.
همچنین طبق اطلاعات رسیده، پرونده یاسر احمدینژاد به دیوان عالی کشور ارسال شده بود و او و خانوادهاش در انتظار رسیدگی دیوان و نقض حکم صادرشده بودند. بااینحال، با ادامه مرخصی او مخالفت شد و وی بار دیگر برای ادامه تحمل محکومیت به زندان بازگردانده شد.
یاسر احمدینژاد پیشتر در پی اعتراضات سراسری بازداشت و پس از انتقال به زندان یاسوج، با حکم حبس مواجه شده بود.
او از کارگران ارکان ثالث شرکت ملی حفاری است و پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای صنفی و سیاسی سابقه بازداشت و برخورد قضایی داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #یاسوج
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤5💔4
آنیشا اسداللهی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت سومین سالگرد بازداشت پخشان عزیزی، مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، متنی درباره او و تجربه حضورش در بند زنان زندان اوین منتشر کرده است.
متن کامل یادداشت آنیشا اسداللهی:
میگویند پخشان در زبانِ کُردی یعنی شعر. برای من، بُغض است، بغضی گیر کرده در گلو از مقاومت پخشان بگویم؟ «آفتاب آمد دلیل آفتاب».. اصلا آدمی زدگی میگیرد از بس که این کلمه را، راه و بیشتر بیراه بر زبان میآورند.
«نه هرگز، هرگز هیچکس چنین خطری را به چنان خاطرهای تاب نیاورد، از آنکه خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها میافزاید»
نه، رنجِ رفته بر آدمی را با سخنِ تکراری از مقاومت نمیتوان تسکین داد، سخن از مقاومتی بلافصل آن طور که مرسوم است توقع و بی رحمی پنهانی با خود دارد و این ستم بزرگی است به جانِ آدمی؛ قسمی انسان زدایی.. چه،انسان را به نفع آرمانی بیگانه، از خویش بیگانه میکند.
پخشان این را به خوبی میدانست.
دی ماه سال چهارصد و چهار بود که قریب به صد و پنجاه تن را به بند زنان اوین آوردند:
«جوانانی هجده، نوزده سال تا پیرزنی فرتوت از خطهی شمال.. تازهواردان، علی الخصوص جوانتران، مبهوت و عصبی و لرزان جنایت رخ داده در دی ماه و آنها شاهدان.»
قدیمیهای زندان، از سرِ وظیفه شناسی، هرچند به سیاق خودشان به این تازهرسیدگان مشقِ مقاومت میدادند تا درسِ مقاومت:
«گریه نکن عزیزم، قوی باش عزیزم، این راهیه که خودت انتخاب کردی عزیزم، ماتم نگیر دختر خوب، عزیزم. مگه رفتی بیرون آمادگی دستگیری نداشتی عزیزم این راه همینه عزیزم»
اما بیخبر که این حرفها در دل هراسزده راه نمیبافت که نمییافت و بیشتر آتشی بود بر خرمن خوف.
پخشان اما مشق نداد. در عوض، شبشعر برپا کرد میدانست در سرای شعر، گرد شعار از چهره فرو میریزد. شعر هنگامهی شنیدن است.. و گرامی داشتن رنج.
« درد آمد بهتر از گنج جهان تا بخوانی مر خدا را در نهان»
و هرکس در آن گام نهد، خود به وقتش راه خویش در مقاومت پیدا کند و پخشان اینها را خوب میدانست..
شبهای شعر شد گرامیترین شبهای بند. آواز و رقص و خنده بود، اشک و غم هم زنده بود، لیک در تنهایی نبود.
«غم همچنان زنده، ولی بیسرزنش چون نالهی نی، نه زبونِ طَعن و طَرَش»
حرف بود، شنیدن بود، جمع بود، تفاوت بود، شباهت بود، تمرین مدارا بود..
شاملو بود، فروغ بود، فردوسی و شاهنامه بود.. همچنان فروغ بود و فروغ بود، حمید مصدق بود.. سهراب سپهری بود، سیمین بهبهانی بود.. حافظ بود، بیژن الهی بود، مختاری بود، لنگستون هیوز بود..
شعر بود، شعر بود، پخشان بود...
مقاومت هم بود..
۱۳مرداد، سومین سال اسارت پخشان عزیزی
مددکار اجتماعی در زندان اوین
#پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
متن کامل یادداشت آنیشا اسداللهی:
میگویند پخشان در زبانِ کُردی یعنی شعر. برای من، بُغض است، بغضی گیر کرده در گلو از مقاومت پخشان بگویم؟ «آفتاب آمد دلیل آفتاب».. اصلا آدمی زدگی میگیرد از بس که این کلمه را، راه و بیشتر بیراه بر زبان میآورند.
«نه هرگز، هرگز هیچکس چنین خطری را به چنان خاطرهای تاب نیاورد، از آنکه خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها میافزاید»
نه، رنجِ رفته بر آدمی را با سخنِ تکراری از مقاومت نمیتوان تسکین داد، سخن از مقاومتی بلافصل آن طور که مرسوم است توقع و بی رحمی پنهانی با خود دارد و این ستم بزرگی است به جانِ آدمی؛ قسمی انسان زدایی.. چه،انسان را به نفع آرمانی بیگانه، از خویش بیگانه میکند.
پخشان این را به خوبی میدانست.
دی ماه سال چهارصد و چهار بود که قریب به صد و پنجاه تن را به بند زنان اوین آوردند:
«جوانانی هجده، نوزده سال تا پیرزنی فرتوت از خطهی شمال.. تازهواردان، علی الخصوص جوانتران، مبهوت و عصبی و لرزان جنایت رخ داده در دی ماه و آنها شاهدان.»
قدیمیهای زندان، از سرِ وظیفه شناسی، هرچند به سیاق خودشان به این تازهرسیدگان مشقِ مقاومت میدادند تا درسِ مقاومت:
«گریه نکن عزیزم، قوی باش عزیزم، این راهیه که خودت انتخاب کردی عزیزم، ماتم نگیر دختر خوب، عزیزم. مگه رفتی بیرون آمادگی دستگیری نداشتی عزیزم این راه همینه عزیزم»
اما بیخبر که این حرفها در دل هراسزده راه نمیبافت که نمییافت و بیشتر آتشی بود بر خرمن خوف.
پخشان اما مشق نداد. در عوض، شبشعر برپا کرد میدانست در سرای شعر، گرد شعار از چهره فرو میریزد. شعر هنگامهی شنیدن است.. و گرامی داشتن رنج.
« درد آمد بهتر از گنج جهان تا بخوانی مر خدا را در نهان»
و هرکس در آن گام نهد، خود به وقتش راه خویش در مقاومت پیدا کند و پخشان اینها را خوب میدانست..
شبهای شعر شد گرامیترین شبهای بند. آواز و رقص و خنده بود، اشک و غم هم زنده بود، لیک در تنهایی نبود.
«غم همچنان زنده، ولی بیسرزنش چون نالهی نی، نه زبونِ طَعن و طَرَش»
حرف بود، شنیدن بود، جمع بود، تفاوت بود، شباهت بود، تمرین مدارا بود..
شاملو بود، فروغ بود، فردوسی و شاهنامه بود.. همچنان فروغ بود و فروغ بود، حمید مصدق بود.. سهراب سپهری بود، سیمین بهبهانی بود.. حافظ بود، بیژن الهی بود، مختاری بود، لنگستون هیوز بود..
شعر بود، شعر بود، پخشان بود...
مقاومت هم بود..
۱۳مرداد، سومین سال اسارت پخشان عزیزی
مددکار اجتماعی در زندان اوین
#پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊11
سیمون فرزامی؛ روزنامهنگاری که ماند و تیرباران شد
سیمون فرزامی میتوانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنانکه بسیاری از روزنامهنگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامهنگاری که دههها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفهاش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.
سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامهنگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسویزبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامهنگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدامهای حکومتی کشته شد.
فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسیتبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و بهدلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفهای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.
کارنامه او تنها به روزنامهنگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانههایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری میکرد.
اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغالکننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده میشد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقاتهای او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.
مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیتالله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف میکند که با طرفهای مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقاتهای منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کماهمیت ارزیابی شدهاند.
با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.
تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بیتأثیر نبود؛ بهویژه در فضایی که پیشتر حبیب القانیان، سرمایهدار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.
سیمون فرزامی میتوانست برود؛ اما ماند تا روزنامهنگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.
#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات
@Tavaana_TavaanaTech
سیمون فرزامی میتوانست پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کند؛ چنانکه بسیاری از روزنامهنگاران آن روزگار رفتند. اما ماند. روزنامهنگاری که دههها در ایران کار کرده بود و به گفته خبرگزاری فرانسه، حرفهاش را عاشقانه دوست داشت، سرانجام در ۷۰ سالگی به اتهام «جاسوسی» تیرباران شد.
سیمون روزنبلوم فرزامی، روزنامهنگار ایرانی-سوئیسی و سردبیر روزنامه فرانسویزبان «ژورنال دو تهران»، ۲۹ آذر ۱۳۵۹ اعدام شد. او از نخستین روزنامهنگارانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی در اعدامهای حکومتی کشته شد.
فرزامی، پسرخوانده ابوالحسن حکیمی، دیپلمات و نماینده مجلس در دوره پهلوی، و فرزند مادری یهودی و سوئیسیتبار بود. پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمد و بهدلیل تسلط بر چند زبان، فعالیت حرفهای خود را در خبرگزاری پارس آغاز کرد.
کارنامه او تنها به روزنامهنگاری محدود نبود. در المپیک زمستانی ۱۹۵۶ سرپرست و پرچمدار کاروان ایران بود، در تأسیس ارکستر فیلارمونیک تهران نقش داشت و با رسانههایی چون آسوشیتدپرس، خبرگزاری فرانسه و تلگراف همکاری میکرد.
اما پس از اشغال سفارت آمریکا، نام او در ارتباط با اسنادی مطرح شد که دانشجویان اشغالکننده سفارت منتشر کردند. در این اسناد از فردی با رمز «SDTRAMP» نام برده میشد که بعدها سیمون فرزامی معرفی شد. آنچه در این اسناد درباره ملاقاتهای او آمده، عمدتاً انتقال خبرها و اطلاعات مربوط به تحولات سیاسی روز ایران بود.
مارک باودن نیز در کتاب «مهمانان آیتالله» فرزامی را فردی باتجربه و مطلع توصیف میکند که با طرفهای مختلف در دوران جنگ سرد ارتباط داشت؛ اما ملاقاتهای منتسب به او با مسئول وقت ایستگاه سیا در تهران، از نظر محتوایی عمدتاً کماهمیت ارزیابی شدهاند.
با این همه، فرزامی به «جاسوسی» متهم و تیرباران شد.
تبار یهودی او نیز احتمالا در سرنوشتش بیتأثیر نبود؛ بهویژه در فضایی که پیشتر حبیب القانیان، سرمایهدار سرشناس یهودی، نیز اعدام شده بود.
سیمون فرزامی میتوانست برود؛ اما ماند تا روزنامهنگار بماند. حکومتی که تازه بر سر کار آمده بود، پاسخ این ماندن را با جوخه آتش داد.
#سیمون_فرزامی #روزنامه_نگار #آزادی_بیان #آزادی_مطبوعات
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤5
احضار نزدیک به صد نفر در پی اعتراض به اعدامها؛ بیش از ۲۰ بازیگر در میان احضارشدگان
بر اساس گزارشی که کانال تلگرامی «خبرنامهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، منتشر کرده است، در روزهای اخیر نزدیک به صد نفر از چهرههای شناختهشده که به موج تازه اعدامها، بهویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، اعتراض کرده بودند، به نهادهای امنیتی یا دادسراها احضار شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به «خبرنامهها»، در میان احضارشدگان دهها هنرمند و سینماگر حضور دارند و بیش از ۲۰ نفر از آنان از بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون هستند.
این موج احضارها پس از آن آغاز شده است که شمار زیادی از هنرمندان، سینماگران، فعالان مدنی و دیگر چهرههای شناختهشده، در واکنش به اعدام معترضان و بهویژه اجرای حکم اعدام در ملأعام در اصفهان، با انتشار مطالبی در شبکههای اجتماعی و استفاده از هشتگ «#نه_به_اعدام» به این احکام اعتراض کردند.
پس از گسترش این اعتراضها، دادستانی نیز با انتشار اطلاعیهای از تشکیل پرونده برای شماری از معترضان خبر داد و اعلام کرد با افرادی که در ارتباط با این اعدامها موضعگیری کنند، برخورد قضایی خواهد شد.
با این حال، گزارش «خبرنامهها» حاکی از آن است که دامنه برخوردهای امنیتی و قضایی بهمراتب گستردهتر از مواردی است که تاکنون بهطور رسمی اعلام شده است و نزدیک به صد نفر در همین ارتباط به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی فراخوانده شدهاند.
«خبرنامهها» همچنین اعلام کرده است که اسامی کامل دهها نفر از احضارشدگان در دسترس این رسانه قرار دارد و در صورت لزوم، در زمان مناسب منتشر خواهد شد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشی که کانال تلگرامی «خبرنامهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، منتشر کرده است، در روزهای اخیر نزدیک به صد نفر از چهرههای شناختهشده که به موج تازه اعدامها، بهویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، اعتراض کرده بودند، به نهادهای امنیتی یا دادسراها احضار شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به «خبرنامهها»، در میان احضارشدگان دهها هنرمند و سینماگر حضور دارند و بیش از ۲۰ نفر از آنان از بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون هستند.
این موج احضارها پس از آن آغاز شده است که شمار زیادی از هنرمندان، سینماگران، فعالان مدنی و دیگر چهرههای شناختهشده، در واکنش به اعدام معترضان و بهویژه اجرای حکم اعدام در ملأعام در اصفهان، با انتشار مطالبی در شبکههای اجتماعی و استفاده از هشتگ «#نه_به_اعدام» به این احکام اعتراض کردند.
پس از گسترش این اعتراضها، دادستانی نیز با انتشار اطلاعیهای از تشکیل پرونده برای شماری از معترضان خبر داد و اعلام کرد با افرادی که در ارتباط با این اعدامها موضعگیری کنند، برخورد قضایی خواهد شد.
با این حال، گزارش «خبرنامهها» حاکی از آن است که دامنه برخوردهای امنیتی و قضایی بهمراتب گستردهتر از مواردی است که تاکنون بهطور رسمی اعلام شده است و نزدیک به صد نفر در همین ارتباط به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی فراخوانده شدهاند.
«خبرنامهها» همچنین اعلام کرده است که اسامی کامل دهها نفر از احضارشدگان در دسترس این رسانه قرار دارد و در صورت لزوم، در زمان مناسب منتشر خواهد شد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊7💔4
علیاصغر امیرانی روزنامهنگاری که تیرباران شد.
او را در تاریخ ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۷ دستگیر کردند. طبق قوانین خود جمهوری اسلامی نیز جرمی مرتکب نشده بود. او تنها یک روزنامهنگار بود. تابستان سال ۱۳۵۸ آزادش کردند اما همه اموال او را مصادره کردند. پس از رهایی از زندان سراغ اموالاش را گرفت. به دادگاه انقلاب مراجعه کرد. او را دوباره دستگیر کردند و به هشت سال زندان محکوم کردند. او به حکم زندانش اعتراض کرد. در تجدید نظر! و دادگاه فرجام اما او را به اعدام محکوم کردند و در روز ۳۱ خردادماه ۱۳۶۰ اعدامش کردند.
با زندگی و تلاشهای خستگیناپذیر علیاصغر امیرانی بیشتر آشنا شوید:
https://tavaana.org/fa/AliAsghar_Amirani
*طرح از رضا عقیلی
@Tavaana_TavaanaTech
او را در تاریخ ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۷ دستگیر کردند. طبق قوانین خود جمهوری اسلامی نیز جرمی مرتکب نشده بود. او تنها یک روزنامهنگار بود. تابستان سال ۱۳۵۸ آزادش کردند اما همه اموال او را مصادره کردند. پس از رهایی از زندان سراغ اموالاش را گرفت. به دادگاه انقلاب مراجعه کرد. او را دوباره دستگیر کردند و به هشت سال زندان محکوم کردند. او به حکم زندانش اعتراض کرد. در تجدید نظر! و دادگاه فرجام اما او را به اعدام محکوم کردند و در روز ۳۱ خردادماه ۱۳۶۰ اعدامش کردند.
با زندگی و تلاشهای خستگیناپذیر علیاصغر امیرانی بیشتر آشنا شوید:
https://tavaana.org/fa/AliAsghar_Amirani
*طرح از رضا عقیلی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤4
محمدجواد محمدزاده تواسانی؛ دانشجوی ۲۱ ساله رودسری با اتهامات متعدد در زندان ازبرم
محمدجواد محمدزاده تواسانی، دانشجوی ۲۱ ساله رشته کامپیوتر و اهل رودسر و ساکن لاهیجان، از ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در بازداشت به سر میبرد. او که همزمان با تحصیل برای تأمین هزینههای زندگی به کارگری و رانندگی اسنپ مشغول بوده، اکنون در بند ۶ زندان ازبرم نگهداری میشود.
بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، محمدجواد متولد ۵ بهمن ۱۳۸۳ و دانشجوی ترم چهارم است و در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشته است. این منبع میگوید بازجویان از او خواستهاند اسامی دوستان و دیگر افرادی را که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشتهاند، در اختیار آنان قرار دهد، اما او از معرفی افراد دیگر خودداری کرده و گفته است که بهتنهایی در اعتراضات شرکت کرده است.
در شامگاه ۲۳ بهمن، حدود ساعت ۱۱ شب، نیروهای امنیتی به منزل محمدجواد مراجعه کردند. مأموران پس از بازرسی اتاق و وسایل شخصی او، تلفن همراهش را ضبط کرده و او را در منزل دستبند زده و با خود بردند.
طبق گفته این منبع نزدیک به خانواده محمدجواد محمدزاده، بر اساس اطلاعات ثبتشده در سامانه ثنا، اتهامات متعددی علیه این دانشجوی ۲۱ ساله مطرح شده است؛ از جمله «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «سرقت مستوجب تعزیر»، «انجام اقدامات عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای اسرائیل، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور»، «اقدام علیه نظام»، «همکاری با گروهها یا دولتهای متخاصم»، «تخریب اموال عمومی» و «همکاری با رسانههای خارجی». این موارد اتهامات مطرحشده در پروندهاند و به معنای اثبات آنها نیستند.
نزدیکان محمدجواد همچنین میگویند او در روزهای نخست بازداشت هنگام بازجویی با برخورد فیزیکی و فشار روحی برای اعتراف و معرفی دیگر معترضان مواجه شده است.
ابوالفضل خسروی بهعنوان بازپرس پرونده معرفی شده و رسیدگی قضایی به پرونده در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو شهرستان لاهیجان در جریان است.
طبق گفته این منبع، خانواده محمدجواد خواستار رعایت حقوق قانونی او، دسترسی به وکیل، بررسی ادعای برخورد فیزیکی و فشار در بازجویی و توجه نهادها و رسانههای حقوقبشری به روند رسیدگی به پرونده این دانشجوی ۲۱ ساله شدهاند.
#محمدجواد_محمدزاده #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
محمدجواد محمدزاده تواسانی، دانشجوی ۲۱ ساله رشته کامپیوتر و اهل رودسر و ساکن لاهیجان، از ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در بازداشت به سر میبرد. او که همزمان با تحصیل برای تأمین هزینههای زندگی به کارگری و رانندگی اسنپ مشغول بوده، اکنون در بند ۶ زندان ازبرم نگهداری میشود.
بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، محمدجواد متولد ۵ بهمن ۱۳۸۳ و دانشجوی ترم چهارم است و در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشته است. این منبع میگوید بازجویان از او خواستهاند اسامی دوستان و دیگر افرادی را که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشتهاند، در اختیار آنان قرار دهد، اما او از معرفی افراد دیگر خودداری کرده و گفته است که بهتنهایی در اعتراضات شرکت کرده است.
در شامگاه ۲۳ بهمن، حدود ساعت ۱۱ شب، نیروهای امنیتی به منزل محمدجواد مراجعه کردند. مأموران پس از بازرسی اتاق و وسایل شخصی او، تلفن همراهش را ضبط کرده و او را در منزل دستبند زده و با خود بردند.
طبق گفته این منبع نزدیک به خانواده محمدجواد محمدزاده، بر اساس اطلاعات ثبتشده در سامانه ثنا، اتهامات متعددی علیه این دانشجوی ۲۱ ساله مطرح شده است؛ از جمله «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «سرقت مستوجب تعزیر»، «انجام اقدامات عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای اسرائیل، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور»، «اقدام علیه نظام»، «همکاری با گروهها یا دولتهای متخاصم»، «تخریب اموال عمومی» و «همکاری با رسانههای خارجی». این موارد اتهامات مطرحشده در پروندهاند و به معنای اثبات آنها نیستند.
نزدیکان محمدجواد همچنین میگویند او در روزهای نخست بازداشت هنگام بازجویی با برخورد فیزیکی و فشار روحی برای اعتراف و معرفی دیگر معترضان مواجه شده است.
ابوالفضل خسروی بهعنوان بازپرس پرونده معرفی شده و رسیدگی قضایی به پرونده در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو شهرستان لاهیجان در جریان است.
طبق گفته این منبع، خانواده محمدجواد خواستار رعایت حقوق قانونی او، دسترسی به وکیل، بررسی ادعای برخورد فیزیکی و فشار در بازجویی و توجه نهادها و رسانههای حقوقبشری به روند رسیدگی به پرونده این دانشجوی ۲۱ ساله شدهاند.
#محمدجواد_محمدزاده #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23💔8❤6
ماهها پس از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۱۵۹ تن از بازداشتشدگان این اعتراضات همچنان در زندان یزد به سر میبرند. شماری از این افراد با احکام سنگین هفت تا ۱۵ سال حبس روبهرو هستند و دهها نفر دیگر همچنان بدون حکم قطعی، در انتظار تعیین تکلیف پروندههای خود ماندهاند.
این شهروندان اکنون در بخشهای مختلف زندان یزد نگهداری میشوند. حدود ۹۴ نفر در دو بند «موقت» و «ایزوله» بخش مردان محبوس هستند و سایر بازداشتشدگان در بندهای ۷، ۱۵، بند قضایی، بند زنان و دیگر بخشهای زندان نگهداری میشوند.
خبرگزاری «هرانا» در گزارشی اعلام کرده است که تاکنون هویت ۱۵ نفر از این بازداشتشدگان را احراز کرده است: موسی سالارزهی، محمدعلی قاضیان، سجاد صادقیان، محمد موسوی، آرمین داوریراد، محمد سربی، محمد کارگر بیده، سهیل ستودهنیا کرانی، ستار خانی، محمد شهریان، کاظم رستگار، امیرحسین محمدی، مسعود شاهولیزاده، رضا یزدی و امیر حبیبیان.
@Tavaana_TavaanaTech
این شهروندان اکنون در بخشهای مختلف زندان یزد نگهداری میشوند. حدود ۹۴ نفر در دو بند «موقت» و «ایزوله» بخش مردان محبوس هستند و سایر بازداشتشدگان در بندهای ۷، ۱۵، بند قضایی، بند زنان و دیگر بخشهای زندان نگهداری میشوند.
خبرگزاری «هرانا» در گزارشی اعلام کرده است که تاکنون هویت ۱۵ نفر از این بازداشتشدگان را احراز کرده است: موسی سالارزهی، محمدعلی قاضیان، سجاد صادقیان، محمد موسوی، آرمین داوریراد، محمد سربی، محمد کارگر بیده، سهیل ستودهنیا کرانی، ستار خانی، محمد شهریان، کاظم رستگار، امیرحسین محمدی، مسعود شاهولیزاده، رضا یزدی و امیر حبیبیان.
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز، یکسنبه ۱۸ مردادماه، در گرمای بالای ۵۰ درجه، بازنشستگان شهر شوش در استان خوزستان، بار دیگر به خیابان آمدند؛ آنها در مقابل ساختمان تأمین اجتماعی این شهر تجمع کردند و با سردادن شعار، نسبت به وضعیت معیشتی و شرایط زندگی خود اعتراض کردند.
از شعارهای معترضان در این تجمع:
«ما دیگه جنگ نمیخوایم؛ نان و زندگی میخوایم»
و
«دادن حق مردم، واجبتر از نماز است»
تداوم تجمعهای بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران، آن هم در شرایط دشوار اقتصادی و گرمای طاقتفرسا، نشانهای روشن از عمق مشکلاتی است که بازنشستگان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
مطالبات بازنشستگان تنها خواستههایی صنفی نیست؛ اعتراض آنان به شرایطی است که در آن هزینههای زندگی پیوسته افزایش یافته، اما درآمد و مستمری بسیاری از بازنشستگان پاسخگوی نیازهای ابتدایی زندگی نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
از شعارهای معترضان در این تجمع:
«ما دیگه جنگ نمیخوایم؛ نان و زندگی میخوایم»
و
«دادن حق مردم، واجبتر از نماز است»
تداوم تجمعهای بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران، آن هم در شرایط دشوار اقتصادی و گرمای طاقتفرسا، نشانهای روشن از عمق مشکلاتی است که بازنشستگان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
مطالبات بازنشستگان تنها خواستههایی صنفی نیست؛ اعتراض آنان به شرایطی است که در آن هزینههای زندگی پیوسته افزایش یافته، اما درآمد و مستمری بسیاری از بازنشستگان پاسخگوی نیازهای ابتدایی زندگی نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16💯3❤2👌1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
مبارک بالا
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5❤3💔2
Forwarded from گفتوشنود
تحول در معناخواهی
جستجوی معنویت در بستر تغییرات اجتماعی
بررسی تاریخ جوامع بشری نشان میدهد که نیاز به معنا و تمسک به معنویت، از عناصر پایداری بوده است که در طول زمانهای مختلف همواره حضور داشته و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر عصر بازتعریف شده است. انسان در هیچ دورهای از تاریخ نسبت به پرسشهای بنیادی وجودی بیتفاوت نبوده، بلکه پیوسته کوشیده است تا الگویی برای درک هستی و جایگاه خود در آن بیابد.
از منظر جامعهشناختی، پدیدار شدن جریانات نوظهور معنوی در جهان معاصر را میتوان در راستای همین دگرگونیهای ساختاری و جامعهشناختی تحلیل کرد. با دگرگون شدن نهادها، روابط اجتماعی و الگوهای زیست در عصر جدید، شیوههای رویکرد انسان به امر معنوی نیز دستخوش تغییر شده است. دیوید تیسی (David Tacey)، پژوهشگر روانشناسی و مطالعات دینی، این وضعیت را نوعی «انقلاب معنوی» در بستر فرهنگ معاصر میداند؛ رویکردی که نشان میدهد تغییر در الگوهای معنوی، برآمده از پویاییهای روانی و اجتماعی جدید است.
در این نگاه، معنویتگرایی معاصر الزاما نفی سنتهای گذشته یا بازگشت مستقیم به آنها نیست، بلکه بازتاب نوعی پویایی فرهنگی است که طی آن، افراد در پی تجربهای از معنویت هستند که با ویژگیهای دنیای امروز همخوانی داشته باشد. همانطور که تیسی اشاره میکند، این جریان در تلاش است تجربهای معنوی شکل دهد که همزمان ابعاد فردی و جمعی و نیز پیوندهای تاریخی و امروزی را در بر گیرد.
در مجموع، تحلیل جامعهشناختی معنویتهای نوظهور نشان میدهد که جامعه معاصر با انکار معنویت روبرو نیست، بلکه شاهد تغییر شکل و تغییر بازنمایی آن در ساختارهای نوین اجتماعی است. تمایل انسان به معناخواهی، امری سیال و متناسب با زمانه است که در هر دوره تاریخی، قالبی نو برای تجلی مییابد.
#دین #معنا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جستجوی معنویت در بستر تغییرات اجتماعی
بررسی تاریخ جوامع بشری نشان میدهد که نیاز به معنا و تمسک به معنویت، از عناصر پایداری بوده است که در طول زمانهای مختلف همواره حضور داشته و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر عصر بازتعریف شده است. انسان در هیچ دورهای از تاریخ نسبت به پرسشهای بنیادی وجودی بیتفاوت نبوده، بلکه پیوسته کوشیده است تا الگویی برای درک هستی و جایگاه خود در آن بیابد.
از منظر جامعهشناختی، پدیدار شدن جریانات نوظهور معنوی در جهان معاصر را میتوان در راستای همین دگرگونیهای ساختاری و جامعهشناختی تحلیل کرد. با دگرگون شدن نهادها، روابط اجتماعی و الگوهای زیست در عصر جدید، شیوههای رویکرد انسان به امر معنوی نیز دستخوش تغییر شده است. دیوید تیسی (David Tacey)، پژوهشگر روانشناسی و مطالعات دینی، این وضعیت را نوعی «انقلاب معنوی» در بستر فرهنگ معاصر میداند؛ رویکردی که نشان میدهد تغییر در الگوهای معنوی، برآمده از پویاییهای روانی و اجتماعی جدید است.
در این نگاه، معنویتگرایی معاصر الزاما نفی سنتهای گذشته یا بازگشت مستقیم به آنها نیست، بلکه بازتاب نوعی پویایی فرهنگی است که طی آن، افراد در پی تجربهای از معنویت هستند که با ویژگیهای دنیای امروز همخوانی داشته باشد. همانطور که تیسی اشاره میکند، این جریان در تلاش است تجربهای معنوی شکل دهد که همزمان ابعاد فردی و جمعی و نیز پیوندهای تاریخی و امروزی را در بر گیرد.
در مجموع، تحلیل جامعهشناختی معنویتهای نوظهور نشان میدهد که جامعه معاصر با انکار معنویت روبرو نیست، بلکه شاهد تغییر شکل و تغییر بازنمایی آن در ساختارهای نوین اجتماعی است. تمایل انسان به معناخواهی، امری سیال و متناسب با زمانه است که در هر دوره تاریخی، قالبی نو برای تجلی مییابد.
#دین #معنا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌1
هشدار درباره خطر اجرای حکم اعدام رسول رضایی؛ حکم معترض ۲۸ ساله در دیوان عالی کشور تأیید شد
حکم اعدام رسول رضایی، شهروند ۲۸ ساله اهل فریمان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید شده و او اکنون در زندان وکیلآباد مشهد در معرض خطر اجرای حکم قرار دارد.
رسول رضایی پیشتر از سوی دادگاه انقلاب مشهد با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، خطر اجرای قریبالوقوع آن را افزایش داده و نگرانیها درباره سرنوشت او و دیگر بازداشتشدگان اعتراضات را تشدید کرده است.
در ماههای گذشته، جمهوری اسلامی شماری از معترضان و زندانیان سیاسی را پس از بازداشت به اعدام محکوم کرده حتی برخی از این احکام نیز به اجرا درآمدهاند. صدور و اجرای چنین احکامی در حالی ادامه دارد که گزارشهای متعددی درباره نقض حقوق متهمان، محرومیت از دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامهای سنگین امنیتی علیه معترضان منتشر شده است.
اکنون با تأیید حکم رسول رضایی، جان او در معرض خطر جدی قرار دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
حکم اعدام رسول رضایی، شهروند ۲۸ ساله اهل فریمان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید شده و او اکنون در زندان وکیلآباد مشهد در معرض خطر اجرای حکم قرار دارد.
رسول رضایی پیشتر از سوی دادگاه انقلاب مشهد با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، خطر اجرای قریبالوقوع آن را افزایش داده و نگرانیها درباره سرنوشت او و دیگر بازداشتشدگان اعتراضات را تشدید کرده است.
در ماههای گذشته، جمهوری اسلامی شماری از معترضان و زندانیان سیاسی را پس از بازداشت به اعدام محکوم کرده حتی برخی از این احکام نیز به اجرا درآمدهاند. صدور و اجرای چنین احکامی در حالی ادامه دارد که گزارشهای متعددی درباره نقض حقوق متهمان، محرومیت از دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامهای سنگین امنیتی علیه معترضان منتشر شده است.
اکنون با تأیید حکم رسول رضایی، جان او در معرض خطر جدی قرار دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊3
یلدا معیری، عکاس خبری، از صدور حکم ۱۵ سال حبس برای خود خبر داد؛ حکمی که بهصورت غیابی از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران صادر شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامهای او در تیرماه، بدون حضور این عکاس خبری برگزار شده بود. هنوز جزئیات اتهامهای مطرحشده علیه معیری و مصادیق آنها اعلام نشده است.
در بهمنماه سال گذشته نیز منزل یلدا معیری توسط نیروهای امنیتی تفتیش و شماری از وسایل الکترونیکی او ضبط شده بود. او پیشتر نیز به دلیل فعالیتهایش با بازداشت و پروندههای قضایی روبهرو شده و در دیماه ۱۴۰۱ به حبس و مجازاتهای تکمیلی، از جمله انجام خدمات عمومی رایگان بهعنوان پاکبان، محکوم شده بود.
معیری در استوری اینستاگرامش، با اشاره به حکم تازه نوشته است:
«به جرم فعالیت در راستای منافع رژیم صهیونیستی! و آمریکا، به ۱۵ سال حبس، ضبط و توقیف دوربینها و وسایل عکاسی و موبایل، ممنوعیت فعالیت فرهنگی و هنری و انفصال از هرگونه خدمات دولتی محکوم شدم!
این هم هدیه روز خبرنگار من بود!»
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه رسیدگی به اتهامهای او در تیرماه، بدون حضور این عکاس خبری برگزار شده بود. هنوز جزئیات اتهامهای مطرحشده علیه معیری و مصادیق آنها اعلام نشده است.
در بهمنماه سال گذشته نیز منزل یلدا معیری توسط نیروهای امنیتی تفتیش و شماری از وسایل الکترونیکی او ضبط شده بود. او پیشتر نیز به دلیل فعالیتهایش با بازداشت و پروندههای قضایی روبهرو شده و در دیماه ۱۴۰۱ به حبس و مجازاتهای تکمیلی، از جمله انجام خدمات عمومی رایگان بهعنوان پاکبان، محکوم شده بود.
معیری در استوری اینستاگرامش، با اشاره به حکم تازه نوشته است:
«به جرم فعالیت در راستای منافع رژیم صهیونیستی! و آمریکا، به ۱۵ سال حبس، ضبط و توقیف دوربینها و وسایل عکاسی و موبایل، ممنوعیت فعالیت فرهنگی و هنری و انفصال از هرگونه خدمات دولتی محکوم شدم!
این هم هدیه روز خبرنگار من بود!»
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊6❤1
مخالفت با آزادی مشروط شیما اعظم فرزان؛ او و همسرش همزمان در اوین زندانیاند
شیما اعظم فرزان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با وجود سپری کردن بیش از یکسوم دوران محکومیت پنجساله خود، همچنان از آزادی مشروط محروم است. همسر او، فرشاد سرایی، نیز در همین پرونده دوران محکومیت ۱۰ ساله خود را در زندان اوین سپری میکند.
شیما اعظم فرزان از دوم مهرماه ۱۴۰۳ برای اجرای حکم خود در زندان اوین به سر میبرد. او در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به مجموع شش سال حبس محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، پنج سال آن قابل اجراست. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی عباسعلی حوزان عیناً تأیید شد.
با وجود سپری شدن بیش از یکسوم دوران محکومیت، تاکنون با آزادی مشروط شیما اعظم فرزان موافقت نشده است. همچنین تلاش او برای اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور نیز به نتیجه نرسیده است.
همسر او، فرشاد سرایی، نویسنده و استاد دانشگاه، نیز در همین پرونده به مجموع ۱۷ سال حبس محکوم شده که بر اساس مقررات تعدد مجازات، ۱۰ سال آن قابل اجراست. او از ششم آبانماه ۱۴۰۳ برای اجرای حکم در زندان اوین به سر میبرد.
این زوج در ۱۶ آبان ۱۴۰۱، هنگام خروج از کشور در فرودگاه بینالمللی امام خمینی بازداشت شدند و حدود ۵۰ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت مدیریت وزارت اطلاعات، در بازداشت و بازجویی گذراندند و سپس با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، شیما اعظم فرزان در دوران حبس با مشکلات متعدد عصبی مواجه شده است. با این حال، درخواست آزادی مشروط او تاکنون با موافقت مسئولان قضایی روبهرو نشده و این زوج همچنان بهطور همزمان دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکنند.
#شیما_اعظم_فرزان #فرشاد_سرایی
@Tavaana_TavaanaTech
شیما اعظم فرزان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با وجود سپری کردن بیش از یکسوم دوران محکومیت پنجساله خود، همچنان از آزادی مشروط محروم است. همسر او، فرشاد سرایی، نیز در همین پرونده دوران محکومیت ۱۰ ساله خود را در زندان اوین سپری میکند.
شیما اعظم فرزان از دوم مهرماه ۱۴۰۳ برای اجرای حکم خود در زندان اوین به سر میبرد. او در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به مجموع شش سال حبس محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، پنج سال آن قابل اجراست. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی عباسعلی حوزان عیناً تأیید شد.
با وجود سپری شدن بیش از یکسوم دوران محکومیت، تاکنون با آزادی مشروط شیما اعظم فرزان موافقت نشده است. همچنین تلاش او برای اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور نیز به نتیجه نرسیده است.
همسر او، فرشاد سرایی، نویسنده و استاد دانشگاه، نیز در همین پرونده به مجموع ۱۷ سال حبس محکوم شده که بر اساس مقررات تعدد مجازات، ۱۰ سال آن قابل اجراست. او از ششم آبانماه ۱۴۰۳ برای اجرای حکم در زندان اوین به سر میبرد.
این زوج در ۱۶ آبان ۱۴۰۱، هنگام خروج از کشور در فرودگاه بینالمللی امام خمینی بازداشت شدند و حدود ۵۰ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت مدیریت وزارت اطلاعات، در بازداشت و بازجویی گذراندند و سپس با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، شیما اعظم فرزان در دوران حبس با مشکلات متعدد عصبی مواجه شده است. با این حال، درخواست آزادی مشروط او تاکنون با موافقت مسئولان قضایی روبهرو نشده و این زوج همچنان بهطور همزمان دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکنند.
#شیما_اعظم_فرزان #فرشاد_سرایی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊6❤3