یک منبع مطلع از وضعیت مطلب احمدیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، از وخامت شدید شرایط جسمی و عدم رسیدگی مؤثر پزشکی به او خبر داده است. احمدیان که اکنون شانزدهمین سال از محکومیت ۳۰ ساله خود را میگذراند، مدتی پیش در اعتراض به وضعیت درمانیاش دست به اعتصاب غذا زده بود. اگرچه با وعده مسئولان زندان به اعتصابش پایان داد، اما در حال حاضر، پس از انتقال اجباری از زندان اوین به زندان تهران بزرگ، آنهم در پی حمله موشکی به زندان اوین، در محیطی فاقد حداقل امکانات پزشکی و درمانی بهسر میبرد.
او با بیماریهای مزمن و متعددی دستوپنجه نرم میکند: فتق دیافراگم (افقی و عمودی)، فتق ناف، برگشت معده به داخل شش، پارگی پرده دیافراگم، چسبندگی روده، نابودی دیواره معده، زخمهای گوارشی با احتمال سرطانی شدن، ریفلاکس شدید و طولانیمدت، آبگرفتگی ریه، فشار خون ناپایدار، و ضربان قلب غیرطبیعی و خطرناک. بنا بر گزارشها، ضربان قلب او تا ۱۳۴ بار در دقیقه ثبت شده و با وجود مصرف دارو، کاهش نیافته است. پزشکان هشدار دادهاند که این وضعیت میتواند منجر به ایست قلبی، سکته مغزی یا از کار افتادن اعضای حیاتی بدن شود. شدت تورم شکم او به حدیست که گاه تصور میشود دچار اضافهوزن شدید است، در حالی که وزن واقعی او تنها ۵۳ تا ۵۴ کیلوگرم است.
احمدیان نیازمند انجام دستکم تعداد ۹ عمل جراحی فوری و حیاتی است. با وجود وجود نسخههای تخصصی، مسئولان زندان از اعزام او به بیمارستانهای مجهز ممانعت میکنند. حتی در معدود موارد اعزام، نیروهای امنیتی اجازه ملاقات محرمانه با پزشک معالج را نداده و او را بدون رسیدگی به زندان بازگرداندهاند. بسیاری از داروهای ضروریاش نیز توقیف شده و تنها بخش اندکی از آنها با سختی بسیار در اختیارش قرار گرفته است. پزشک هشدار داده که ادامه مصرف داروهای مسکن با دوز بالا ممکن است منجر به پارگی عروق مغز و خونریزی مغزی شود.
این منبع تأکید کرده که هزینههای درمان احمدیان تاکنون بهطور کامل توسط خودش، خانواده و دوستانش تأمین شده و هیچگونه حمایتی از سوی سازمان زندانها، قوه قضاییه یا نهادهای امنیتی صورت نگرفته است. با وجود هشدارهای مکرر پزشکی مبنی بر ضرورت انتقال فوری او به مراکز درمانی تخصصی، همچنان هیچ اقدام مؤثری انجام نشده است.
جان مطلب احمدیان در معرض خطر جدی است.
#مطلب_احمدیان #زندانی_سیاسی #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او با بیماریهای مزمن و متعددی دستوپنجه نرم میکند: فتق دیافراگم (افقی و عمودی)، فتق ناف، برگشت معده به داخل شش، پارگی پرده دیافراگم، چسبندگی روده، نابودی دیواره معده، زخمهای گوارشی با احتمال سرطانی شدن، ریفلاکس شدید و طولانیمدت، آبگرفتگی ریه، فشار خون ناپایدار، و ضربان قلب غیرطبیعی و خطرناک. بنا بر گزارشها، ضربان قلب او تا ۱۳۴ بار در دقیقه ثبت شده و با وجود مصرف دارو، کاهش نیافته است. پزشکان هشدار دادهاند که این وضعیت میتواند منجر به ایست قلبی، سکته مغزی یا از کار افتادن اعضای حیاتی بدن شود. شدت تورم شکم او به حدیست که گاه تصور میشود دچار اضافهوزن شدید است، در حالی که وزن واقعی او تنها ۵۳ تا ۵۴ کیلوگرم است.
احمدیان نیازمند انجام دستکم تعداد ۹ عمل جراحی فوری و حیاتی است. با وجود وجود نسخههای تخصصی، مسئولان زندان از اعزام او به بیمارستانهای مجهز ممانعت میکنند. حتی در معدود موارد اعزام، نیروهای امنیتی اجازه ملاقات محرمانه با پزشک معالج را نداده و او را بدون رسیدگی به زندان بازگرداندهاند. بسیاری از داروهای ضروریاش نیز توقیف شده و تنها بخش اندکی از آنها با سختی بسیار در اختیارش قرار گرفته است. پزشک هشدار داده که ادامه مصرف داروهای مسکن با دوز بالا ممکن است منجر به پارگی عروق مغز و خونریزی مغزی شود.
این منبع تأکید کرده که هزینههای درمان احمدیان تاکنون بهطور کامل توسط خودش، خانواده و دوستانش تأمین شده و هیچگونه حمایتی از سوی سازمان زندانها، قوه قضاییه یا نهادهای امنیتی صورت نگرفته است. با وجود هشدارهای مکرر پزشکی مبنی بر ضرورت انتقال فوری او به مراکز درمانی تخصصی، همچنان هیچ اقدام مؤثری انجام نشده است.
جان مطلب احمدیان در معرض خطر جدی است.
#مطلب_احمدیان #زندانی_سیاسی #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔44❤5👍1🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زمان (آرش) اسماعیلی، زندانی سیاسی، در این فایل صوتی شرایط زندانیان سیاسی منتقل شده از زندان اوین به زندان تهران بزرگ را شرح میدهد.
زندانی که فاقد کمترین امکانات است و حتی آب آشامیدنی در آن قابل استفاده نیست. وضعیت فاضلاب، هواخوری، تراکم زندانیان، تهویه و ... بسیار اسفبار است.
اصولاً چرا باید افراد به دلایل داشتن اعتقاد و بیان اعتقاد و انتقاد در زندان باشند؟ جمهوری اسلامی هر صدای مخالفی را از طریق صدور احکام ظالمانه سرکوب میکند.
این زندانیان دستکم به دلیل شرایط اضطراری جنگی باید آزاد میشدند، ولی عامدانه در زندان نگه داشته شدند و حالا هم در شرایط بسیار بدی قرار دارند.
#زندان_تهران_بزرگ #زندان #زمان_اسماعیلی #آرش_اسماعیلی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی که فاقد کمترین امکانات است و حتی آب آشامیدنی در آن قابل استفاده نیست. وضعیت فاضلاب، هواخوری، تراکم زندانیان، تهویه و ... بسیار اسفبار است.
اصولاً چرا باید افراد به دلایل داشتن اعتقاد و بیان اعتقاد و انتقاد در زندان باشند؟ جمهوری اسلامی هر صدای مخالفی را از طریق صدور احکام ظالمانه سرکوب میکند.
این زندانیان دستکم به دلیل شرایط اضطراری جنگی باید آزاد میشدند، ولی عامدانه در زندان نگه داشته شدند و حالا هم در شرایط بسیار بدی قرار دارند.
#زندان_تهران_بزرگ #زندان #زمان_اسماعیلی #آرش_اسماعیلی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39
طبق گزارش دریافتی، رئیس کل سازمان زندانهای استان تهران حشمت الله حیات الغیب که به همراه گروهی از نیروهای امنیتی و مقامهای قضایی صبح روز شنبه برای فیلم برداری از بازدید و گفتگوی رئیس سازمان زندانهای کشور با زندانیان سیاسی سالن ۹ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ آمده بودند با اعتراض شدید زندانیان روبرو شدند، وقتی زندانیان متوجه شدند که این گروه به منظور تهیه گزارشی تصویری از توجه و پیگیری رئیس سازمان زندانهای کشور و همراهانش وارد زندان شدهاند تا اعتراضها و توجه رسانهها را به وضعیت بحرانی زندانیانی که از بازداشتگاه اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند، خنثی کنند روند فیلمبرداری را متوقف کردند.
زندانیان سیاسی پس از طرح اعتراضهای خود به شرایط وخیم و بحرانی زندان تهران بزرگ و تلاش سازمان زندانهای کل کشور برای ساخت گزارشی یک طرفه و گزینشی با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، رئیس سازمان زندانهای کل کشور و تیم همراهانش را از سالن ۹ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ بیرون کردند.
پس از آن زندانیان به افتخار این همبستگی، شروع به دستزدن ممتد کردند.
یک منبع مطلع میگوید: «بدون تردید رئیس سازمان زندانهای کل کشور و نیروهای امنیتی همراهش با سر زدن به دیگر سالنهای تیپ۲ زندان تهران بزرگ که محل نگهداری زندانیانیست که از زندان اوین منتقل شدهاند میکوشند تا تصاویر لازم را برای نمایش پیگیری و کارآمدی خود تهیه کنند.»
#نه_به_جمهورى_اسلامى #زندانیان_سیاسی #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زندانیان سیاسی پس از طرح اعتراضهای خود به شرایط وخیم و بحرانی زندان تهران بزرگ و تلاش سازمان زندانهای کل کشور برای ساخت گزارشی یک طرفه و گزینشی با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، رئیس سازمان زندانهای کل کشور و تیم همراهانش را از سالن ۹ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ بیرون کردند.
پس از آن زندانیان به افتخار این همبستگی، شروع به دستزدن ممتد کردند.
یک منبع مطلع میگوید: «بدون تردید رئیس سازمان زندانهای کل کشور و نیروهای امنیتی همراهش با سر زدن به دیگر سالنهای تیپ۲ زندان تهران بزرگ که محل نگهداری زندانیانیست که از زندان اوین منتقل شدهاند میکوشند تا تصاویر لازم را برای نمایش پیگیری و کارآمدی خود تهیه کنند.»
#نه_به_جمهورى_اسلامى #زندانیان_سیاسی #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27❤7🕊5💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی از وضعیت برخورد غیرانسانی با خانوادههای زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ
پیام باستانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، در این فایل صوتی از برخورد زننده ماموران با خانوادههای زندانیان در هنگام ملاقات میگوید؛ وضعیتی که نهتنها ناقض کرامت انسانی، بلکه نشاندهنده روند فزاینده تحقیر و آزار خانوادهها و زندانیان سیاسی است.
به گفته آقای پاریزی، پیش از ملاقات، مأموران امنیتی زنان (مادران، همسران و خواهران زندانیان سیاسی) را بهطور کامل و تحقیرآمیز مجبور به بازرسی بدنی برهنه کردهاند؛ رفتاری که آشکارا با اصول انسانی، عرف اجتماعی و موازین حقوق بشر در تضاد است. این عمل، کرامت و عزتنفس زنان را پایمال کرده و تنها بهعنوان ابزاری برای شکستن روحیه مقاومت خانوادهها به کار رفته است.
فرآیند ملاقاتها نیز با تعلل و بینظمیهای عمدی همراه بوده است. خانوادهها و خود زندانیان ساعتها در انتظار حملونقل و عبور از مراحل مختلف نگهداشته شدند. اجازه همراه داشتن خوراکی یا تنقلات برای زندانیان نیز ممنوع اعلام شد، و فروشگاه سالن ملاقات به بهانهی خرابی کارتخوان از کار افتاده بود؛ روشی که بهنظر میرسد عامدانه برای تحت فشار گذاشتن خانوادهها طراحی شده است.
این در حالی است که در بندهای غیرسیاسی، ورود و توزیع گسترده مواد مخدر و حتی گوشیهای تلفن همراه بدون مانع انجام میشود و طبق مشاهدات مستقیم، تأمین این اقلام توسط برخی از مأموران زندان صورت میگیرد.
این تبعیض، نهفقط در رفتار که در سیاستگذاری عریان و آشکار حکومت نسبت به زندانیان سیاسی دیده میشود. کسانی که تنها جرمشان دفاع از آزادی، عدالت، و کرامت انسانی است.
#زندان_تهران_بزرگ #زندانی_سیاسی #بیانیه #پیام_باستانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام باستانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، در این فایل صوتی از برخورد زننده ماموران با خانوادههای زندانیان در هنگام ملاقات میگوید؛ وضعیتی که نهتنها ناقض کرامت انسانی، بلکه نشاندهنده روند فزاینده تحقیر و آزار خانوادهها و زندانیان سیاسی است.
به گفته آقای پاریزی، پیش از ملاقات، مأموران امنیتی زنان (مادران، همسران و خواهران زندانیان سیاسی) را بهطور کامل و تحقیرآمیز مجبور به بازرسی بدنی برهنه کردهاند؛ رفتاری که آشکارا با اصول انسانی، عرف اجتماعی و موازین حقوق بشر در تضاد است. این عمل، کرامت و عزتنفس زنان را پایمال کرده و تنها بهعنوان ابزاری برای شکستن روحیه مقاومت خانوادهها به کار رفته است.
فرآیند ملاقاتها نیز با تعلل و بینظمیهای عمدی همراه بوده است. خانوادهها و خود زندانیان ساعتها در انتظار حملونقل و عبور از مراحل مختلف نگهداشته شدند. اجازه همراه داشتن خوراکی یا تنقلات برای زندانیان نیز ممنوع اعلام شد، و فروشگاه سالن ملاقات به بهانهی خرابی کارتخوان از کار افتاده بود؛ روشی که بهنظر میرسد عامدانه برای تحت فشار گذاشتن خانوادهها طراحی شده است.
این در حالی است که در بندهای غیرسیاسی، ورود و توزیع گسترده مواد مخدر و حتی گوشیهای تلفن همراه بدون مانع انجام میشود و طبق مشاهدات مستقیم، تأمین این اقلام توسط برخی از مأموران زندان صورت میگیرد.
این تبعیض، نهفقط در رفتار که در سیاستگذاری عریان و آشکار حکومت نسبت به زندانیان سیاسی دیده میشود. کسانی که تنها جرمشان دفاع از آزادی، عدالت، و کرامت انسانی است.
#زندان_تهران_بزرگ #زندانی_سیاسی #بیانیه #پیام_باستانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔37❤2
🔷 نه این زندان تازه است و نه این ظلم؛
این ماییم که تازه آمدهایم
✍مهدی محمودیان
زندان تهرانبزرگ
🔹امروز، یکی از مدیران سازمان زندانها به فشافویه آمد. چهرهای متین، نگران و با چاشنی عذرخواهی. آمده بود بگوید: «ما غافلگیر شدیم. باید کمی تحمل کنید تا امکانات فراهم شود.» گفتند که ما را بیخبر آوردند، زندان آماده نبود، قول دادند شرایط بهتر شود.
🔹اما حقیقت این است:
ما را به زندانی تازهتأسیس نیاوردهاند.
اینجا سالهاست که آدمهایی با هر جرمی، هر گذشتهای، هر طبقه و قشری، در همین وضعیت زندگی کردهاند؛ بدون امکانات، بدون صدا، و بدون امکان اعتراض.
🔹اینجا زندانی نیست که «آماده» نباشد. اینجا زندانی است که سالهاست آماده ظلم کردن است. آمادهی خرد کردن انسانها، با خُردترین امکانات ممکن. آنها که پیش از ما اینجا بودند، فریاد نزدند یا فریادشان شنیده نشد و کسی نبود صدایشان را منعکس کند.
و ما، جامعهی مدنی، فعالان سیاسی، روشنفکران، نویسندگان، کسانی که دغدغه آزادی داریم، ما هم ــ اغلب ــ صدای آنها نبودیم.
سالیان سال، هزاران زندانی ــ صرفنظر از جرمشان ــ در سلولهای نمور، بدون تخت، بدون دسترسی به آب شرب، بدون پزشک، با بدرفتاری مأموران و در شرایطی غیرانسانی زندگی کردند.
نه فقط «زندگی»، بلکه تحقیر شدند، فراموش شدند، له شدند.
اما چون «سیاسی» نبودند، چون عنوانی برای دفاع از حقوقشان نبود، چون هویت جمعی و مدنی نداشتند، در اولویت دفاع ما هم نبودند.
🔹حالا که ما را ــ با پابند و دستبند ــ به همین زندان کشاندهاند، فریاد میزنیم.
فریادمان به حق است.
اما اگر راستش را بخواهیم، این فریاد دیر است.
ما دیر فریاد زدیم.
ما، که خود را دلسوز مردم میدانستیم، اغلب در برابر این سطح از تحقیر زندانیان عادی، ساکت بودیم.
🔹سالیان پیش از ما، انسانهایی با نام «اراذل»، «قاچاقچی»، «سارق» و برچسبهای بیرحمانه دیگر، در همین سلولها و راهروها، در همان صفهای کثیف هواخوری، زیر همان سقفهای کوتاه، زیستهاند و خمیده شدهاند.
جمهوری اسلامی با آنها آزمایش انسانزدایی کرده و ما بیشترِ وقتها فقط نظاره کردیم. یا از کنارش گذشتیم.
بیعدالتی را طبقهبندی کردیم. حقوق بشر را طبقاتی دیدیم.
آدمها را بر اساس جنس اتهامشان، درجهبندی کردیم.
و حالا، وقتی خودمان به همان سرنوشت دچار شدیم، تازه داریم میفهمیم که ظلم، هیچگاه صرفاً سیاسی نیست.
ظلم، تمرین میشود.
اول بر ضعیفترینها، بیصداها، فراموش شدهها.
و وقتی خوب تمرین شد، به سراغ ما میآید.
ما ــ فعالان سیاسی و مدنی ــ بهجای آنکه صدا باشیم، گاهی شریک سکوت شدیم و این خودِ ما بودیم که با این سکوت، ظلم را مشروعتر کردیم.
🔹سالهاست که جمهوری اسلامی و ساختار امنیتیقضایی مسلط بر آن، زندان را به مرکزی برای شکستن کرامت انسان تبدیل کردهاند.
در این ساختار، زندان ابزار سلطه است، نه اصلاح.
شکنجه فیزیکی، بیخوابی، فشار روانی، سلول انفرادی، قطع ارتباط با خانواده، انتقالهای ناگهانی، محرومیت از درمان، توهین، دستبند، پابند، و محرومیت از ابتداییترین نیازها، نه استثناء بلکه قاعدهی این سیستم است.
و این سیستم را نه صرفاً قاضی میسازد، نه زندانبان.
این یک سازوکار تمامعیار برای له کردن انسان است، که از بالاترین سطوح قدرت طراحی و پشتیبانی میشود.
🔹امروز که ما از فشافویه مینویسیم، نه از سر نازکدلی است، نه ضعف، نه تازهکار بودن در زندان.
مینویسیم چون نمیخواهیم بار دیگر، صدای کسی را نشنویم.
مینویسیم تا ثبت شود که اینجا «زندان تازهای» نیست؛ اینجا قتلگاه خاموش هزاران انسان بوده.
و اگر ما تا امروز صدایشان نبودیم، از امروز به بعد وظیفهای دو چندان داریم که باشیم.
ـ از کانال تلگرام آقای محمودیان
#زندان_تهران_بزرگ #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #بیانیه #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این ماییم که تازه آمدهایم
✍مهدی محمودیان
زندان تهرانبزرگ
🔹امروز، یکی از مدیران سازمان زندانها به فشافویه آمد. چهرهای متین، نگران و با چاشنی عذرخواهی. آمده بود بگوید: «ما غافلگیر شدیم. باید کمی تحمل کنید تا امکانات فراهم شود.» گفتند که ما را بیخبر آوردند، زندان آماده نبود، قول دادند شرایط بهتر شود.
🔹اما حقیقت این است:
ما را به زندانی تازهتأسیس نیاوردهاند.
اینجا سالهاست که آدمهایی با هر جرمی، هر گذشتهای، هر طبقه و قشری، در همین وضعیت زندگی کردهاند؛ بدون امکانات، بدون صدا، و بدون امکان اعتراض.
🔹اینجا زندانی نیست که «آماده» نباشد. اینجا زندانی است که سالهاست آماده ظلم کردن است. آمادهی خرد کردن انسانها، با خُردترین امکانات ممکن. آنها که پیش از ما اینجا بودند، فریاد نزدند یا فریادشان شنیده نشد و کسی نبود صدایشان را منعکس کند.
و ما، جامعهی مدنی، فعالان سیاسی، روشنفکران، نویسندگان، کسانی که دغدغه آزادی داریم، ما هم ــ اغلب ــ صدای آنها نبودیم.
سالیان سال، هزاران زندانی ــ صرفنظر از جرمشان ــ در سلولهای نمور، بدون تخت، بدون دسترسی به آب شرب، بدون پزشک، با بدرفتاری مأموران و در شرایطی غیرانسانی زندگی کردند.
نه فقط «زندگی»، بلکه تحقیر شدند، فراموش شدند، له شدند.
اما چون «سیاسی» نبودند، چون عنوانی برای دفاع از حقوقشان نبود، چون هویت جمعی و مدنی نداشتند، در اولویت دفاع ما هم نبودند.
🔹حالا که ما را ــ با پابند و دستبند ــ به همین زندان کشاندهاند، فریاد میزنیم.
فریادمان به حق است.
اما اگر راستش را بخواهیم، این فریاد دیر است.
ما دیر فریاد زدیم.
ما، که خود را دلسوز مردم میدانستیم، اغلب در برابر این سطح از تحقیر زندانیان عادی، ساکت بودیم.
🔹سالیان پیش از ما، انسانهایی با نام «اراذل»، «قاچاقچی»، «سارق» و برچسبهای بیرحمانه دیگر، در همین سلولها و راهروها، در همان صفهای کثیف هواخوری، زیر همان سقفهای کوتاه، زیستهاند و خمیده شدهاند.
جمهوری اسلامی با آنها آزمایش انسانزدایی کرده و ما بیشترِ وقتها فقط نظاره کردیم. یا از کنارش گذشتیم.
بیعدالتی را طبقهبندی کردیم. حقوق بشر را طبقاتی دیدیم.
آدمها را بر اساس جنس اتهامشان، درجهبندی کردیم.
و حالا، وقتی خودمان به همان سرنوشت دچار شدیم، تازه داریم میفهمیم که ظلم، هیچگاه صرفاً سیاسی نیست.
ظلم، تمرین میشود.
اول بر ضعیفترینها، بیصداها، فراموش شدهها.
و وقتی خوب تمرین شد، به سراغ ما میآید.
ما ــ فعالان سیاسی و مدنی ــ بهجای آنکه صدا باشیم، گاهی شریک سکوت شدیم و این خودِ ما بودیم که با این سکوت، ظلم را مشروعتر کردیم.
🔹سالهاست که جمهوری اسلامی و ساختار امنیتیقضایی مسلط بر آن، زندان را به مرکزی برای شکستن کرامت انسان تبدیل کردهاند.
در این ساختار، زندان ابزار سلطه است، نه اصلاح.
شکنجه فیزیکی، بیخوابی، فشار روانی، سلول انفرادی، قطع ارتباط با خانواده، انتقالهای ناگهانی، محرومیت از درمان، توهین، دستبند، پابند، و محرومیت از ابتداییترین نیازها، نه استثناء بلکه قاعدهی این سیستم است.
و این سیستم را نه صرفاً قاضی میسازد، نه زندانبان.
این یک سازوکار تمامعیار برای له کردن انسان است، که از بالاترین سطوح قدرت طراحی و پشتیبانی میشود.
🔹امروز که ما از فشافویه مینویسیم، نه از سر نازکدلی است، نه ضعف، نه تازهکار بودن در زندان.
مینویسیم چون نمیخواهیم بار دیگر، صدای کسی را نشنویم.
مینویسیم تا ثبت شود که اینجا «زندان تازهای» نیست؛ اینجا قتلگاه خاموش هزاران انسان بوده.
و اگر ما تا امروز صدایشان نبودیم، از امروز به بعد وظیفهای دو چندان داریم که باشیم.
ـ از کانال تلگرام آقای محمودیان
#زندان_تهران_بزرگ #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #بیانیه #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍32❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازرسی بدنی نامتعارف و وقیحانه و توهینآمیز زنان (همسر، دختر، خواهر و مادر زندانیان) پیش از ملاقات در زندان تهران بزرگ خشم زندانیان را برانگیخته است.
محمد نوریزاد در ابن فایل صوتی میگوید، دختر ۱۳ سالهای را برهنهی برهنه کرده بودند تا بازرسی بدنی بکنند! آن دختر تمام مدت ملاقات با پدرش گریه میکرد.
آقای نوریزاد میگوید زندانیان در اعتراض به این رفتار از حضور در آمارگیری سر باز زدند و در محوطه تجمع کردهاند و گفتهاند تا صبح به اعتراضشان ادامه خواهند داد.
پیشتر فایل صوتی پیام باستانی را منتشر کرده بودیم که او هم در این خصوص اطلاعرسانی کرده بود.
#محمد_نوریزاد #زندان_تهران_بزرگ #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محمد نوریزاد در ابن فایل صوتی میگوید، دختر ۱۳ سالهای را برهنهی برهنه کرده بودند تا بازرسی بدنی بکنند! آن دختر تمام مدت ملاقات با پدرش گریه میکرد.
آقای نوریزاد میگوید زندانیان در اعتراض به این رفتار از حضور در آمارگیری سر باز زدند و در محوطه تجمع کردهاند و گفتهاند تا صبح به اعتراضشان ادامه خواهند داد.
پیشتر فایل صوتی پیام باستانی را منتشر کرده بودیم که او هم در این خصوص اطلاعرسانی کرده بود.
#محمد_نوریزاد #زندان_تهران_بزرگ #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔59❤2👍1
زیر پا گذاشتن شرافت انسانی
بازرسی بدنی بیشرمانهی خانواده زندانیان
کیوان رحیمیان
زندان تهران بزرگ
در دومین سالگرد دستگیریام و پس از اتفاقات یک ماهه اخیر شامل حمله به زندان اوین و در معرض خطر جانی قرار گرفتن و انتقال به زندان تهران بزرگ با پابند، دستبند و پیادهروی بر روی آوار در شب و ورود به زندانی با امکاناتی بسیار اندک بهداشتی و عمومی و تلاش برای سازگاری با شرایط دشوار آن در چهارشنبه بیست و پنجم تیر هنگام ورود خانواده ها برای ملاقات حضوری، بازرسی غیر متعارف و ناشایست صورت گرفت.
این بازرسی با زیر پا گذاشتن تمام شئون اخلاقی و انسانی به طور خاص شامل بانوان شد. مامور بازرسی زنان پس از برهنگی کامل، بانوان را به شیوه ای ناشایست میگشتند، این عمل شنیع با از بین بردن حریم خصوصی و زیر پا گذاشتن شرافت انسانی که خود به نوعی آزار جنسی است موجب آسیب و فشار روانی بسیار زیاد است که میتواند تبعاتی طولانی مدت هم داشته باشد.
هرچند پس از آن بعضی از مسئولین سالن ملاقات از این رفتار عذرخواهی نمودند ولی این عذرخواهی برای التیام این زخم کافی نیست در تاریخ ثبت خواهد شد که چگونه مسئولین زندان با بیدرایتی و عدم مدیریت به بهانه بازرسی و کشف مواد مخدر و اسلحه به ادعای مسئولان، چنین بیشرمانه و وقیحانه بازرسی کنند.
در حالی که هم اکنون در همین سالنهایی که ما هستیم مواد مخدر به راحتی در دسترس است و عدهای مصرف میکنند. به این واسطه از همه آزاد اندیشان و فعالان مدنی و حقوق بشر و آحاد مردم میخواهم نسبت به چنین اعمالی واکنش نشان دهند و از مسئولان میخواهم به نحو مقتضی نسبت به جبران آسیب وارد حداقل با عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانوادههایشان در رسانههای عمومی یا سایت قوه قضاییه و به کارگیری دستگاه برای بازرسی مبادرت ورزند.
ـ کیوان رحبمیان، زندانی بهائی است که پدرش در دهه شصت توسط حکومت اعدام شده و خود سالها و بارها زندانی شده است.
#کیوان_رحیمیان #زندان_تهران_بزرگ #داستان_ما_بکیست #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بازرسی بدنی بیشرمانهی خانواده زندانیان
کیوان رحیمیان
زندان تهران بزرگ
در دومین سالگرد دستگیریام و پس از اتفاقات یک ماهه اخیر شامل حمله به زندان اوین و در معرض خطر جانی قرار گرفتن و انتقال به زندان تهران بزرگ با پابند، دستبند و پیادهروی بر روی آوار در شب و ورود به زندانی با امکاناتی بسیار اندک بهداشتی و عمومی و تلاش برای سازگاری با شرایط دشوار آن در چهارشنبه بیست و پنجم تیر هنگام ورود خانواده ها برای ملاقات حضوری، بازرسی غیر متعارف و ناشایست صورت گرفت.
این بازرسی با زیر پا گذاشتن تمام شئون اخلاقی و انسانی به طور خاص شامل بانوان شد. مامور بازرسی زنان پس از برهنگی کامل، بانوان را به شیوه ای ناشایست میگشتند، این عمل شنیع با از بین بردن حریم خصوصی و زیر پا گذاشتن شرافت انسانی که خود به نوعی آزار جنسی است موجب آسیب و فشار روانی بسیار زیاد است که میتواند تبعاتی طولانی مدت هم داشته باشد.
هرچند پس از آن بعضی از مسئولین سالن ملاقات از این رفتار عذرخواهی نمودند ولی این عذرخواهی برای التیام این زخم کافی نیست در تاریخ ثبت خواهد شد که چگونه مسئولین زندان با بیدرایتی و عدم مدیریت به بهانه بازرسی و کشف مواد مخدر و اسلحه به ادعای مسئولان، چنین بیشرمانه و وقیحانه بازرسی کنند.
در حالی که هم اکنون در همین سالنهایی که ما هستیم مواد مخدر به راحتی در دسترس است و عدهای مصرف میکنند. به این واسطه از همه آزاد اندیشان و فعالان مدنی و حقوق بشر و آحاد مردم میخواهم نسبت به چنین اعمالی واکنش نشان دهند و از مسئولان میخواهم به نحو مقتضی نسبت به جبران آسیب وارد حداقل با عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانوادههایشان در رسانههای عمومی یا سایت قوه قضاییه و به کارگیری دستگاه برای بازرسی مبادرت ورزند.
ـ کیوان رحبمیان، زندانی بهائی است که پدرش در دهه شصت توسط حکومت اعدام شده و خود سالها و بارها زندانی شده است.
#کیوان_رحیمیان #زندان_تهران_بزرگ #داستان_ما_بکیست #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔41❤3👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در واکنشی جسورانه و پرطنین به موج جنایتبار اعدامهای شتابزده و تحریف عامدانهٔ سرود «ای ایران» در مراسم رسمی ، حکومتی که نهتنها آداب، رسوم و فرهنگ ایرانی، بلکه تاریخ و بزرگان این سرزمین را سالهاست تحقیر و تمسخر میکند. زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ، با تجمع در هواخوری زندان، فریاد اعتراض خود را با اجرای یکپارچهٔ این سرود ملی به گوش رساندند.
آنان که خود سالهاست قربانی سرکوب، شکنجه و محاکمات فرمایشیاند، فریاد زدند: ایران را نمیتوان به دار آویخت، و صدای مردم را نمیتوان سانسور یا تحریف کرد.
این اقدام، نه فقط واکنشی به ماشین مرگ جمهوری اسلامی در زندانها، که ضربهای مستقیم و بیملاحظه به حاکمیتیست که میخواهد با خشونت، تاریخ را بازنویسی و هویت ملت را از ریشه قطع کند.
اما فریاد «ای ایران» از دل زندان برخاست تا نشان دهد هنوز قلب این سرزمین میتپد، هنوز امید زنده است، و هنوز صدای مردم خاموش نشده است.»
متن و ویدیو از صفحه اینستاگرام جعفر پناهی
#ای_ایران_بخوان
#نه_به_اعدام
#زندانیان_سیاسی
#زندان_تهران_بزرگ #ایران #ایرانی #جعفر_پناهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ای_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنان که خود سالهاست قربانی سرکوب، شکنجه و محاکمات فرمایشیاند، فریاد زدند: ایران را نمیتوان به دار آویخت، و صدای مردم را نمیتوان سانسور یا تحریف کرد.
این اقدام، نه فقط واکنشی به ماشین مرگ جمهوری اسلامی در زندانها، که ضربهای مستقیم و بیملاحظه به حاکمیتیست که میخواهد با خشونت، تاریخ را بازنویسی و هویت ملت را از ریشه قطع کند.
اما فریاد «ای ایران» از دل زندان برخاست تا نشان دهد هنوز قلب این سرزمین میتپد، هنوز امید زنده است، و هنوز صدای مردم خاموش نشده است.»
متن و ویدیو از صفحه اینستاگرام جعفر پناهی
#ای_ایران_بخوان
#نه_به_اعدام
#زندانیان_سیاسی
#زندان_تهران_بزرگ #ایران #ایرانی #جعفر_پناهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ای_ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤38🕊6
طبق گزارش دریافتی، آقای محمد نوریزاد، مستندساز و فعال سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، در اعتراض به ضبط دستنوشتههایش از جمله یک رمان که در زندان نوشته است توسط بازجو، اقدام به خودزنی با تیغ کرده و توسط همبندیهایش به بهداری منتقل شد.
او پس از پانسمان به بند منتقل شد، اما به علت تزریق آرامبخش، از روز گذشته بیشتر در خواب است و به علت سرگیجه داشتن برای انجام کارهای شخصی به کمک سایر زندانیان نیاز دارد. به طوری که با کمک همبندیهایش به دستشویی میرود و دو بار زمین خورده است.
#محمد_نوریزاد #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او پس از پانسمان به بند منتقل شد، اما به علت تزریق آرامبخش، از روز گذشته بیشتر در خواب است و به علت سرگیجه داشتن برای انجام کارهای شخصی به کمک سایر زندانیان نیاز دارد. به طوری که با کمک همبندیهایش به دستشویی میرود و دو بار زمین خورده است.
#محمد_نوریزاد #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔42👍4🕊3❤1👎1
طبق گزارش دریافتی، دو تن از زندانیان تیپ ۲ سالن ۶ زندان تهران بزرگ توسط یک زندانی جرایم خطرناک، مورد اصابت چاقو قرار گرفتند.
طبق گزارش دریافتی، یک زندانی جرایم خطرناک به نام امید خاندایی، که حدود یک هفته است که به بند زندانیان سیاسی منتقل شده است، با دو تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی به نامهای علی قنادزاده (از دراویش گنابادی) و محمود داراییمنش (از معترضان خیزش ۱۴۰۱) درگیر شده و آقای قنادزاده از ناحیه دست و کمر و محمود داراییمنش از ناحیه کمر مورد اصابت چاقو قرار گرفتند.
علاوه بر امید خاندایی، چند زندانی دیگر جرایم خشن، به بند زندانیان سیاسی منتقل شدهاند. جمهوری اسلامی همواره با عدم رعایت اصل تفکیک جرایم، به طور عمدی جان زندانیان سیاسی را تهدید کرده است و در مواردی با هماهنگی مسئولان زندان، این کار منجر به درگیری شدید و حتی جانباختن زندانیان سیاسی هم شده است. زندانیان سیاسی بر اساس آئیننامه اجرایی سازمان زندانها باید از زندانیان جرائم خشن تفکیک شوند.
این در حالیاست که بارها شاهد بودهایم مقامات زندان از زندانیان جرائم خشن برای فشار بر زندانیان سیاسی سوءاستفاده میکنند، این افراد را ترغیب میکنند که علیه زندانیان سیاسی اقداماتی انجام دهند.
مرگ تلخ علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی را، که در زندان توسط زندانیان جرائم خشن به قتل رسید، به خاطر میآورید؟
#محمود_دارایی_منش #علی_قنادزاده #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، یک زندانی جرایم خطرناک به نام امید خاندایی، که حدود یک هفته است که به بند زندانیان سیاسی منتقل شده است، با دو تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی به نامهای علی قنادزاده (از دراویش گنابادی) و محمود داراییمنش (از معترضان خیزش ۱۴۰۱) درگیر شده و آقای قنادزاده از ناحیه دست و کمر و محمود داراییمنش از ناحیه کمر مورد اصابت چاقو قرار گرفتند.
علاوه بر امید خاندایی، چند زندانی دیگر جرایم خشن، به بند زندانیان سیاسی منتقل شدهاند. جمهوری اسلامی همواره با عدم رعایت اصل تفکیک جرایم، به طور عمدی جان زندانیان سیاسی را تهدید کرده است و در مواردی با هماهنگی مسئولان زندان، این کار منجر به درگیری شدید و حتی جانباختن زندانیان سیاسی هم شده است. زندانیان سیاسی بر اساس آئیننامه اجرایی سازمان زندانها باید از زندانیان جرائم خشن تفکیک شوند.
این در حالیاست که بارها شاهد بودهایم مقامات زندان از زندانیان جرائم خشن برای فشار بر زندانیان سیاسی سوءاستفاده میکنند، این افراد را ترغیب میکنند که علیه زندانیان سیاسی اقداماتی انجام دهند.
مرگ تلخ علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی را، که در زندان توسط زندانیان جرائم خشن به قتل رسید، به خاطر میآورید؟
#محمود_دارایی_منش #علی_قنادزاده #زندان_تهران_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤4🕊3
محمدمهدی محمدیرهبری، در نامهای از زندان تهران بزرگ، شرایط زندانیان حین و پس از انتقال از زندان اوین، بدتر از اسرای جنگی توصیف کرده است.
متن این نامه به شرح زیر است:
من محمدمهدی محمدیرهبری ملقب به Rebel هستم که از تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲۵ بازداشت شدهام و با اتهام «اجتماعی و تبانی» محکوم به پنج سال حبس هستم.
طی ۲۳ ماه گذشته حتی با اینکه به زندان اوین حملهیهوایی شد و با افتضاحترین و غیرانسانیترین حالت ممکن با ما رفتار شد، هیچ حرفی نزدهام و کوچکترین تنشی ایجاد نکردهام. حالا بعد از گذشت یک ماه و پنج روز از شبی که ما زندانیها را با وضعیتی بدتر از اسرای جنگی با دستبند و پابند و با رفتاری زننده به زندان تهران بزرگ منتقل کردند، گذشته است، ولی همچنان طرز رفتار مسئولین زندان با ما بیانگر همان حالتِ بدتر از اسرای جنگی است. از سادهترین کارها گرفته که شامل فروشگاه و امکانات اولیه زندگی است تا مسائل مهمتر مثل اعزام به بیمارستان و پیگیری پرونده و رفتارهای زننده و غیر انسانی با خانوادههایمان و… هیچ مسئول و یا شخص پاسخگوئی وجود ندارد.
روال کار در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ بر اساس گفتهها و دیدهها به این صورت پیش میرود که مثلا اگر با «مددکاری» کاری داشته باشیم، باید صبر کنیم تا هر وقت مددکار حال و حوصله راه رفتن داشت و در هر ساعتی که دلش خواست به سالنها سر بزند و ما اگر شانس داشته باشیم و همان موقع سر سالن حضور داشته باشیم با او صحبت کنیم و نهایت کاری که مددکاری انجام میدهد گرفتن پرینت قضایی است. فروشگاه به صورت کاملاً اتفاقی و به اندازه حال خوب مسئول فروشگاه باز و بسته میشود؛ مسائل مربوط به قیمتها و اجناس تاریخ مصرف گذشته که اصلاً جای بحث ندارد و با عبارت «دزدهای کم فروشِ کفتار صفت» به توصیف آن بسنده میکنم.
زندانیهایی که بیماریهای حاد و خاص دارند نهایتاً با اعزام به بهداریِ بی امکانات خود تیپ و تجویز قرص سرماخوردگی و ضدحساسیت و قرص خواب، مجدداً به سالن بازگردانده میشوند.
در روزهای اول که به اینجا منتقل شدیم، هر روز یکی از مسئولین اوین، تهران بزرگ یا سازمان زندانها به اینجا میآمدند و نگاهی به حال و اوضاع اسرای خود میکردند و میرفتند. حتی بعضاً عکس و فیلم هم میگرفتند که بگویند ما سر زدیم و رسیدگی کردیم و حال و جایشان «خوب» است.
عکس و فیلمگرفتنها که تمام شد، دسترسی به رئیس «اندرزگاه» و رئیس تیپ و مسئول مددکاری و دادیار ناظر بر زندان اوین که در حال حاضر در اینجا مسئول زندانیانِ منتقل شده از اوین است، به کلی از بین رفت و هیچکس پاسخگوی هیچکدام از مشکلات یا رفتار مسئولان نیست. دسترسی به تمام این مسئولان، حتی از دسترسی به یک مقام مسئول کشور و لشکری نیز سختتر است و اگر دست بر قضا شانس بیاوریم و یکی از این مسئولان را از پشت میلههای درِ سالن ببینیم، با جملات زمزمهگونه کلاً از ما بگذرید و به بقیه زندانیان تهران بزرگ رسیدگی کنید، چون نسبت به شرایط موجود و بیانات خودتان احتمالاً آنها الان باید در شرایط مرگ یا زندگی باشند، ولی به هر حال اگر به کمر مبارک فشاری وارد نمیشود و اذیت نمیشوید، باید پاسخگوی این شرایط باشید.
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امّید نیست، شر مرسان (سعدی)
محمدمهدی محمدیرهبری (Rebel)
زندان تهران بزرگ
تاریخ: ۱۴۰۴/۵/۷
#محمدمهدی_محمدی_رهبری #زندان_تهران_بزرگ #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن این نامه به شرح زیر است:
من محمدمهدی محمدیرهبری ملقب به Rebel هستم که از تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲۵ بازداشت شدهام و با اتهام «اجتماعی و تبانی» محکوم به پنج سال حبس هستم.
طی ۲۳ ماه گذشته حتی با اینکه به زندان اوین حملهیهوایی شد و با افتضاحترین و غیرانسانیترین حالت ممکن با ما رفتار شد، هیچ حرفی نزدهام و کوچکترین تنشی ایجاد نکردهام. حالا بعد از گذشت یک ماه و پنج روز از شبی که ما زندانیها را با وضعیتی بدتر از اسرای جنگی با دستبند و پابند و با رفتاری زننده به زندان تهران بزرگ منتقل کردند، گذشته است، ولی همچنان طرز رفتار مسئولین زندان با ما بیانگر همان حالتِ بدتر از اسرای جنگی است. از سادهترین کارها گرفته که شامل فروشگاه و امکانات اولیه زندگی است تا مسائل مهمتر مثل اعزام به بیمارستان و پیگیری پرونده و رفتارهای زننده و غیر انسانی با خانوادههایمان و… هیچ مسئول و یا شخص پاسخگوئی وجود ندارد.
روال کار در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ بر اساس گفتهها و دیدهها به این صورت پیش میرود که مثلا اگر با «مددکاری» کاری داشته باشیم، باید صبر کنیم تا هر وقت مددکار حال و حوصله راه رفتن داشت و در هر ساعتی که دلش خواست به سالنها سر بزند و ما اگر شانس داشته باشیم و همان موقع سر سالن حضور داشته باشیم با او صحبت کنیم و نهایت کاری که مددکاری انجام میدهد گرفتن پرینت قضایی است. فروشگاه به صورت کاملاً اتفاقی و به اندازه حال خوب مسئول فروشگاه باز و بسته میشود؛ مسائل مربوط به قیمتها و اجناس تاریخ مصرف گذشته که اصلاً جای بحث ندارد و با عبارت «دزدهای کم فروشِ کفتار صفت» به توصیف آن بسنده میکنم.
زندانیهایی که بیماریهای حاد و خاص دارند نهایتاً با اعزام به بهداریِ بی امکانات خود تیپ و تجویز قرص سرماخوردگی و ضدحساسیت و قرص خواب، مجدداً به سالن بازگردانده میشوند.
در روزهای اول که به اینجا منتقل شدیم، هر روز یکی از مسئولین اوین، تهران بزرگ یا سازمان زندانها به اینجا میآمدند و نگاهی به حال و اوضاع اسرای خود میکردند و میرفتند. حتی بعضاً عکس و فیلم هم میگرفتند که بگویند ما سر زدیم و رسیدگی کردیم و حال و جایشان «خوب» است.
عکس و فیلمگرفتنها که تمام شد، دسترسی به رئیس «اندرزگاه» و رئیس تیپ و مسئول مددکاری و دادیار ناظر بر زندان اوین که در حال حاضر در اینجا مسئول زندانیانِ منتقل شده از اوین است، به کلی از بین رفت و هیچکس پاسخگوی هیچکدام از مشکلات یا رفتار مسئولان نیست. دسترسی به تمام این مسئولان، حتی از دسترسی به یک مقام مسئول کشور و لشکری نیز سختتر است و اگر دست بر قضا شانس بیاوریم و یکی از این مسئولان را از پشت میلههای درِ سالن ببینیم، با جملات زمزمهگونه کلاً از ما بگذرید و به بقیه زندانیان تهران بزرگ رسیدگی کنید، چون نسبت به شرایط موجود و بیانات خودتان احتمالاً آنها الان باید در شرایط مرگ یا زندگی باشند، ولی به هر حال اگر به کمر مبارک فشاری وارد نمیشود و اذیت نمیشوید، باید پاسخگوی این شرایط باشید.
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امّید نیست، شر مرسان (سعدی)
محمدمهدی محمدیرهبری (Rebel)
زندان تهران بزرگ
تاریخ: ۱۴۰۴/۵/۷
#محمدمهدی_محمدی_رهبری #زندان_تهران_بزرگ #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤3
🔴 روایت یک صحنه آرائی برای سرکوب وحشیانه
🖋️ ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان
🔹در روزهای اخیر، قوه قضائیه با انتشار چند ثانیه تصویر گزینشی از ابتدای حرکت و لحظه رسیدن به زندان اوین، مدعی شده که انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ بدون کوچکترین درگیری، ضربوشتم یا هتک حرمت انجام شده است. این در حالی است که صدها زندانی سیاسی و عادی، و نیز بیش از هزار نیروی امنیتی و انتظامی از سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و یگانهای ویژه، شاهد مستقیم صحنههایی از خشونت، ضرب و جرح و بیحرمتی آشکار بودهاند.
🔹حدود ساعت ۲۳ شب پنجشنبه ۱۶ مرداد چراغهای سالن و بندها روشن شد. به ما اطلاع دادند که ساعت چهار صبح روز جمعه با تعدادی اتوبوس از زندان تهران بزرگ به زندان اوین منتقل خواهیم شد. به هر نفر یک عدد گونی پنجاه کیلویی دادند و گفتند همه وسایلتان را داخل آن بریزید.
🔹در جلوی تیپ دو که قصد سوار شدن بر اتوبوسها را داشتیم، دهها عکاس و صدها نیروی امنیتی از گروههای مختلف، از سپاه و وزارت اطلاعات تا سازمان اطلاعات نیروی انتظامی و یگان انتظامی سازمان زندانها، با دهها ماشین منتظر خروج ما از تیپ ۲ بودند. در مقابل درب، دستبند و پابند در اختیار سربازان بود تا به دست و پای زندانیان بزنند.
🔹ده نفر آخر سالن ۹ شامل ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان، امیرحسین موسوی، حسین شنبهزاده، خشایار سفیدی، محمدباقر بختیار، سعید احمدی، سیامک ابراهیمی و مطلب احمدیان حاضر به زدن دستبند نشدند.
🔹ابتدا از ورودشان به اتوبوس ممانعت شد، اما با هماهنگی تلفنی مسئولین امنیتی اجازه خروج بدون زدن دستبند به این عده داده شد.
🔹همه چیز آماده یک پروژه به نظر میرسید.
🔹بعد از توقف اتوبوس در بین راه تیپ دو تا درب خروج، حدود ۳۰ نفر سرباز با باتوم و حدود ۵۰ نیروی نوپو با لباسهای به اصطلاح دیجیتالی در پشت و مقابل سربازها یک تونل ایجاد کردند.
🔹ما از اتوبوس خارج شدیم. در حال حرف زدن بودیم که یک سرهنگ و یک لباس شخصی با هیکلی خیلی درشت و چاق به سربازها و نیروهای با لباس دیجیتالی دستور حمله دادند.
🔹تقریباً هر کدام از ما ده نفر چندین نیروی انتظامی و امنیتی روی سر و گردنمان سوار شدند. ابتدا زیر پای حسین شنبهزاده و خشایار سفیدی زدند و هر کدام چندین سرباز روی کمر و گردنشان نشستند، سپس محمودیان به خاطر درگیری لفظی که دوبار یکی در زمان عکس گرفتن مامور سازمان زندانها داخل اتوبوس و یکی درگیری لفظی با سرهنگی که داخل اتوبوس تهدید کرده بود، ابتدا با اصابت باتوم یک سرباز به سرش به زمین خورد و بعد توسط چند نیروی یگان و لباس شخصی روی زمین به سمت بیرون تونل کشیده شد.
🔹آقای قدیانی با ۸۲ سال سن توسط چند سرباز ۱۸ ساله به زمین زده شد؛ آقای بختیار و سعید احمدی هم به زمین زده شدند. آقای بختیار چندین بار از زمین بلند شد و دوباره به زمین زده شد. امیرحسین موسوی با ضربهای محکم به سینه اش و توسط دو سرباز به زمین کوبیده شد و سپس روی کمرش نشستند و با فشار به دستانش دستبند زدند.
🔹مطلب احمدیان در حالی که به زمین خورده بود، حداقل توسط ۵ نفر با ضربات لگد به شکم و پهلو مورد حمله قرار گرفت. سیامک ابراهیمی که به سمت مطلب احمدیان رفته بود تا مانع وحشیگری علیه او شود، به زمین زده شد و دستش به دست مطلب دستبند شد. آقای تاجزاده را مجبور کردند روی زمین بنشیند. سپس روی آسفالت خواباندند و به دستانش دستبند زدند.
🔹ما به عنوان آخرین اتوبوس قرار بود از درب تهران بزرگ خارج شویم و با اسکورت ماشینهای انتظامی به سمت اوین حرکت کنیم. نحوه انتقال به این صورت بود که اتوبوسها پشت سر هم قرار میگرفتند و چند ماشین در جلو، چند ماشین از عقب و چند ماشین در کنار، اسکورت را تشکیل میدادند. اما انگار قرار نبود این روز نکبتبار تمام شود.
🔹 آنها یقه محمودیان را کشیدند و در حالی که دستانش از پشت دستبند خورده بود، با زور از اتوبوس بیرونش بردند. به دستور سرهنگ مزبور محمودیان با دستانی که از پشت بسته شده بود، مورد حمله قرار گرفت.
🔹زندانیها اعتراض کردند و هر کدام که امکان داشت، از اتوبوس خارج شدند، و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. محمودیان را پس از چند بار به زمین زدن، به سمت صندوق یک ماشین بردند و به پشت صندوق انداختند.
🔹این اتفاقات جلوی درب خروج افتاد، به همین دلیل اکثر اتوبوسها شاهد این رفتارهای وحشیانه بودند. تقریباً در تمام لحظات درگیری، صدای فریاد زندانیان علیه دیکتاتور و شخص رهبر فضای خروجی زندان را پر کرده بود. زندانیها با گرایشهای مختلف مشت به شیشه میکوبیدند و اعتراضشان را فریاد میزدند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
از کانال تلگرام مهدی محمودیان
@MahmoudianMehdi
#بیانیه #مهدی_محمودیان #ابوالفضل_قدیانی #مصطفی_تاج_زاده #زندان_تهران_بزرگ #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🖋️ ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان
🔹در روزهای اخیر، قوه قضائیه با انتشار چند ثانیه تصویر گزینشی از ابتدای حرکت و لحظه رسیدن به زندان اوین، مدعی شده که انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ بدون کوچکترین درگیری، ضربوشتم یا هتک حرمت انجام شده است. این در حالی است که صدها زندانی سیاسی و عادی، و نیز بیش از هزار نیروی امنیتی و انتظامی از سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و یگانهای ویژه، شاهد مستقیم صحنههایی از خشونت، ضرب و جرح و بیحرمتی آشکار بودهاند.
🔹حدود ساعت ۲۳ شب پنجشنبه ۱۶ مرداد چراغهای سالن و بندها روشن شد. به ما اطلاع دادند که ساعت چهار صبح روز جمعه با تعدادی اتوبوس از زندان تهران بزرگ به زندان اوین منتقل خواهیم شد. به هر نفر یک عدد گونی پنجاه کیلویی دادند و گفتند همه وسایلتان را داخل آن بریزید.
🔹در جلوی تیپ دو که قصد سوار شدن بر اتوبوسها را داشتیم، دهها عکاس و صدها نیروی امنیتی از گروههای مختلف، از سپاه و وزارت اطلاعات تا سازمان اطلاعات نیروی انتظامی و یگان انتظامی سازمان زندانها، با دهها ماشین منتظر خروج ما از تیپ ۲ بودند. در مقابل درب، دستبند و پابند در اختیار سربازان بود تا به دست و پای زندانیان بزنند.
🔹ده نفر آخر سالن ۹ شامل ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان، امیرحسین موسوی، حسین شنبهزاده، خشایار سفیدی، محمدباقر بختیار، سعید احمدی، سیامک ابراهیمی و مطلب احمدیان حاضر به زدن دستبند نشدند.
🔹ابتدا از ورودشان به اتوبوس ممانعت شد، اما با هماهنگی تلفنی مسئولین امنیتی اجازه خروج بدون زدن دستبند به این عده داده شد.
🔹همه چیز آماده یک پروژه به نظر میرسید.
🔹بعد از توقف اتوبوس در بین راه تیپ دو تا درب خروج، حدود ۳۰ نفر سرباز با باتوم و حدود ۵۰ نیروی نوپو با لباسهای به اصطلاح دیجیتالی در پشت و مقابل سربازها یک تونل ایجاد کردند.
🔹ما از اتوبوس خارج شدیم. در حال حرف زدن بودیم که یک سرهنگ و یک لباس شخصی با هیکلی خیلی درشت و چاق به سربازها و نیروهای با لباس دیجیتالی دستور حمله دادند.
🔹تقریباً هر کدام از ما ده نفر چندین نیروی انتظامی و امنیتی روی سر و گردنمان سوار شدند. ابتدا زیر پای حسین شنبهزاده و خشایار سفیدی زدند و هر کدام چندین سرباز روی کمر و گردنشان نشستند، سپس محمودیان به خاطر درگیری لفظی که دوبار یکی در زمان عکس گرفتن مامور سازمان زندانها داخل اتوبوس و یکی درگیری لفظی با سرهنگی که داخل اتوبوس تهدید کرده بود، ابتدا با اصابت باتوم یک سرباز به سرش به زمین خورد و بعد توسط چند نیروی یگان و لباس شخصی روی زمین به سمت بیرون تونل کشیده شد.
🔹آقای قدیانی با ۸۲ سال سن توسط چند سرباز ۱۸ ساله به زمین زده شد؛ آقای بختیار و سعید احمدی هم به زمین زده شدند. آقای بختیار چندین بار از زمین بلند شد و دوباره به زمین زده شد. امیرحسین موسوی با ضربهای محکم به سینه اش و توسط دو سرباز به زمین کوبیده شد و سپس روی کمرش نشستند و با فشار به دستانش دستبند زدند.
🔹مطلب احمدیان در حالی که به زمین خورده بود، حداقل توسط ۵ نفر با ضربات لگد به شکم و پهلو مورد حمله قرار گرفت. سیامک ابراهیمی که به سمت مطلب احمدیان رفته بود تا مانع وحشیگری علیه او شود، به زمین زده شد و دستش به دست مطلب دستبند شد. آقای تاجزاده را مجبور کردند روی زمین بنشیند. سپس روی آسفالت خواباندند و به دستانش دستبند زدند.
🔹ما به عنوان آخرین اتوبوس قرار بود از درب تهران بزرگ خارج شویم و با اسکورت ماشینهای انتظامی به سمت اوین حرکت کنیم. نحوه انتقال به این صورت بود که اتوبوسها پشت سر هم قرار میگرفتند و چند ماشین در جلو، چند ماشین از عقب و چند ماشین در کنار، اسکورت را تشکیل میدادند. اما انگار قرار نبود این روز نکبتبار تمام شود.
🔹 آنها یقه محمودیان را کشیدند و در حالی که دستانش از پشت دستبند خورده بود، با زور از اتوبوس بیرونش بردند. به دستور سرهنگ مزبور محمودیان با دستانی که از پشت بسته شده بود، مورد حمله قرار گرفت.
🔹زندانیها اعتراض کردند و هر کدام که امکان داشت، از اتوبوس خارج شدند، و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. محمودیان را پس از چند بار به زمین زدن، به سمت صندوق یک ماشین بردند و به پشت صندوق انداختند.
🔹این اتفاقات جلوی درب خروج افتاد، به همین دلیل اکثر اتوبوسها شاهد این رفتارهای وحشیانه بودند. تقریباً در تمام لحظات درگیری، صدای فریاد زندانیان علیه دیکتاتور و شخص رهبر فضای خروجی زندان را پر کرده بود. زندانیها با گرایشهای مختلف مشت به شیشه میکوبیدند و اعتراضشان را فریاد میزدند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
از کانال تلگرام مهدی محمودیان
@MahmoudianMehdi
#بیانیه #مهدی_محمودیان #ابوالفضل_قدیانی #مصطفی_تاج_زاده #زندان_تهران_بزرگ #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤7
نگرانی جدی از وضعیت یک زندانی دارای اختلال روانی شدید در زندان تهران بزرگ
خانواده یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با ارسال یادداشتی، نسبت به وضعیت خطرناک و نگرانکننده یک زندانی دیگر که به گفته آنان به اختلال روانی شدید (اسکیزوافکتیو) مبتلاست، ابراز نگرانی کردهاند.
بر اساس این یادداشت، این زندانی بیش از یک سال است که در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود؛ در حالی که از سال ۱۳۹۸ دچار جنون تشخیصدادهشده بوده و بنا بر نظر پزشکی قانونی، فردی خطرناک برای خود اعلام شده است.
ادامه نگهداری او در شرایط عادی زندان، بدون مراقبت تخصصی، میتواند به آسیب جدی به خود یا وقوع یک فاجعه انسانی منجر شود.
به گفته این منبع، با وجود تشخیص رسمی پزشکی قانونی درباره وضعیت روانی این فرد، قاضی رسیدگیکننده همچنان حکم حبس صادر کرده و تاکنون هیچ اقدامی برای انتقال او به مرکز درمانی یا بیمارستان روانپزشکی انجام نشده است. این در حالی است که وی همچنان در بند عمومی، کنار سایر زندانیان و در سالنهای عادی نگهداری میشود.
خانواده این زندانی با طرح این پرسش که «چرا فردی که خطرناک بودنش رسماً تأیید شده، باید در زندان عادی نگهداری شود؟» تأکید کردهاند که بیتوجهی مسئولان قضایی و سازمان زندانها میتواند مسئولیت مستقیم هرگونه آسیب احتمالی را متوجه آنان کند.
طبق قوانین داخلی ایران و همچنین تعهدات بینالمللی، نگهداری افراد مبتلا به اختلالات شدید روانی در زندانهای عمومی ممنوع بوده و این افراد باید تحت درمان تخصصی و در مراکز مناسب نگهداری شوند. با این حال، این یادداشت نشان میدهد که در عمل، این الزامات نادیده گرفته شده و رسیدگی مؤثری صورت نگرفته است.
خانواده این زندانی هشدار دادهاند که اگر اقدامی فوری انجام نشود، ممکن است تنها پس از وقوع یک اتفاق جبرانناپذیر، مسئولان به فکر واکنش بیفتند؛ اتفاقی که به گفته آنان، از هماکنون قابل پیشبینی و قابل پیشگیری است.
#زندان_تهران_بزرگ #حقوق_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خانواده یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با ارسال یادداشتی، نسبت به وضعیت خطرناک و نگرانکننده یک زندانی دیگر که به گفته آنان به اختلال روانی شدید (اسکیزوافکتیو) مبتلاست، ابراز نگرانی کردهاند.
بر اساس این یادداشت، این زندانی بیش از یک سال است که در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود؛ در حالی که از سال ۱۳۹۸ دچار جنون تشخیصدادهشده بوده و بنا بر نظر پزشکی قانونی، فردی خطرناک برای خود اعلام شده است.
ادامه نگهداری او در شرایط عادی زندان، بدون مراقبت تخصصی، میتواند به آسیب جدی به خود یا وقوع یک فاجعه انسانی منجر شود.
به گفته این منبع، با وجود تشخیص رسمی پزشکی قانونی درباره وضعیت روانی این فرد، قاضی رسیدگیکننده همچنان حکم حبس صادر کرده و تاکنون هیچ اقدامی برای انتقال او به مرکز درمانی یا بیمارستان روانپزشکی انجام نشده است. این در حالی است که وی همچنان در بند عمومی، کنار سایر زندانیان و در سالنهای عادی نگهداری میشود.
خانواده این زندانی با طرح این پرسش که «چرا فردی که خطرناک بودنش رسماً تأیید شده، باید در زندان عادی نگهداری شود؟» تأکید کردهاند که بیتوجهی مسئولان قضایی و سازمان زندانها میتواند مسئولیت مستقیم هرگونه آسیب احتمالی را متوجه آنان کند.
طبق قوانین داخلی ایران و همچنین تعهدات بینالمللی، نگهداری افراد مبتلا به اختلالات شدید روانی در زندانهای عمومی ممنوع بوده و این افراد باید تحت درمان تخصصی و در مراکز مناسب نگهداری شوند. با این حال، این یادداشت نشان میدهد که در عمل، این الزامات نادیده گرفته شده و رسیدگی مؤثری صورت نگرفته است.
خانواده این زندانی هشدار دادهاند که اگر اقدامی فوری انجام نشود، ممکن است تنها پس از وقوع یک اتفاق جبرانناپذیر، مسئولان به فکر واکنش بیفتند؛ اتفاقی که به گفته آنان، از هماکنون قابل پیشبینی و قابل پیشگیری است.
#زندان_تهران_بزرگ #حقوق_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔16💯3❤1