This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض زندانیان سیاسی اوین به انکار وجود زندانی سیاسی در ایران
جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین، در واکنش به اظهارات اخیر الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان، که مدعی شده «در کشور زندانی سیاسی نداریم که آنها را آزاد کنیم»، بیانیهای منتشر کردند و این سخنان را «انکار آشکار واقعیت» و «توهین به حافظه جمعی ملت ایران» دانستند.
در این بیانیه که در قالب یک فایل صوتی منتشر شده، زندانیان سیاسی تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری بینالمللی و سازمانهای زیرمجموعه سازمان ملل به دلیل «نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر» محکوم شده است؛ از جمله سرکوب خونین اعتراضات مردمی، شکنجه و اعدامهای فراقضایی، بازداشتهای خودسرانه و ایجاد فضای رعب و وحشت.
آنها با یادآوری کشتار معترضان در آبان ۱۳۹۸ و نام بردن از خانوادهها و چهرههای زندانی، فعال سیاسی و دادخواهی مانند منوچهر بختیاری، ناهید شیرپیشه، مهرداد بختیاری، فاطمه سپهری، محمدحسین سپهری و گوهر عشقی، تأکید کردند که این اسناد و چهرهها «هرگز از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد».
زندانیان سیاسی اوین در بخش دیگری از بیانیه خود نوشتند: «جمهوری اسلامی زندانی بزرگی به وسعت ایران ساخته و میلیونها ایرانی را در فضای سرکوب، محرومیت و فقر نگه داشته است؛ زندانی که نه دیوار و نه میله دارد و هوای آن از نفس آزادی خالی است.»
در پایان، آنها از مردم ایران، فعالان مدنی و سیاسی و آزادیخواهان جهان خواستند به کمپین «من یک زندانی سیاسی هستم» بپیوندند تا «صدای حقطلبی خاموش نماند و دروغگویان نتوانند تاریخ را تحریف کنند».
#بیانیه #زندان_اوین #زندانیان_سیاسی #من_یک_زندانی_سیاسی_هستم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین، در واکنش به اظهارات اخیر الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان، که مدعی شده «در کشور زندانی سیاسی نداریم که آنها را آزاد کنیم»، بیانیهای منتشر کردند و این سخنان را «انکار آشکار واقعیت» و «توهین به حافظه جمعی ملت ایران» دانستند.
در این بیانیه که در قالب یک فایل صوتی منتشر شده، زندانیان سیاسی تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری بینالمللی و سازمانهای زیرمجموعه سازمان ملل به دلیل «نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر» محکوم شده است؛ از جمله سرکوب خونین اعتراضات مردمی، شکنجه و اعدامهای فراقضایی، بازداشتهای خودسرانه و ایجاد فضای رعب و وحشت.
آنها با یادآوری کشتار معترضان در آبان ۱۳۹۸ و نام بردن از خانوادهها و چهرههای زندانی، فعال سیاسی و دادخواهی مانند منوچهر بختیاری، ناهید شیرپیشه، مهرداد بختیاری، فاطمه سپهری، محمدحسین سپهری و گوهر عشقی، تأکید کردند که این اسناد و چهرهها «هرگز از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد».
زندانیان سیاسی اوین در بخش دیگری از بیانیه خود نوشتند: «جمهوری اسلامی زندانی بزرگی به وسعت ایران ساخته و میلیونها ایرانی را در فضای سرکوب، محرومیت و فقر نگه داشته است؛ زندانی که نه دیوار و نه میله دارد و هوای آن از نفس آزادی خالی است.»
در پایان، آنها از مردم ایران، فعالان مدنی و سیاسی و آزادیخواهان جهان خواستند به کمپین «من یک زندانی سیاسی هستم» بپیوندند تا «صدای حقطلبی خاموش نماند و دروغگویان نتوانند تاریخ را تحریف کنند».
#بیانیه #زندان_اوین #زندانیان_سیاسی #من_یک_زندانی_سیاسی_هستم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زندان اوین، بغض غریبانهی تهران
شعری از فرهاد خافظی، زندانی سیاسی
زندان اوین، مرداد ماه ۱۴۰۴
زندان اوین، بغض غریبانهی تهران
نزدیکترین، دورترین نقطۀ ایران
زندان اوین، مسلخ آزادی و پرواز
آزادهدلان در قفس و بندِ حقیران
جادوگر شب، در قفسی تنگ گرفته
با جرمِ صدا، پنجرهها را به گروگان
......
اما سببِ خیر، عدو شد که رسد دست
اینگونه در این بند به گنجینهی یاران
آنان که خموشی نگرفتند به ظلمت
فریاد کشیدند به رسوایی شیطان
سر سبزترین سرخزبانان زمانه
تبعیدی تاریکترین گوشه دوران
دلهای بزرگی که در این سردی و ظلمت
از آتش عشقاند چنین گرم و فروزان
مردان و زنانی چو درختان تناور
تسلیم نگردند به کولاک زمستان
#زندان_اوین #فرهاد_حافظی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعری از فرهاد خافظی، زندانی سیاسی
زندان اوین، مرداد ماه ۱۴۰۴
زندان اوین، بغض غریبانهی تهران
نزدیکترین، دورترین نقطۀ ایران
زندان اوین، مسلخ آزادی و پرواز
آزادهدلان در قفس و بندِ حقیران
جادوگر شب، در قفسی تنگ گرفته
با جرمِ صدا، پنجرهها را به گروگان
......
اما سببِ خیر، عدو شد که رسد دست
اینگونه در این بند به گنجینهی یاران
آنان که خموشی نگرفتند به ظلمت
فریاد کشیدند به رسوایی شیطان
سر سبزترین سرخزبانان زمانه
تبعیدی تاریکترین گوشه دوران
دلهای بزرگی که در این سردی و ظلمت
از آتش عشقاند چنین گرم و فروزان
مردان و زنانی چو درختان تناور
تسلیم نگردند به کولاک زمستان
#زندان_اوین #فرهاد_حافظی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25❤15👍3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت سامان رضایی از سرقت گسترده اموال زندانیان در زندان اوین
سامان رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در یک فایل صوتی از سرقت گستردهی اموال زندانیان توسط مسئولان سازمان زندانها پرده برداشته است.
او میگوید:
«زمانی که ما را از اوین به تهران بزرگ منتقل کردند، مسئولان به دروغ اتهام سرقت را به زندانیان محکوم به "رأی باز" نسبت دادند. اما ما از طریق یکی از دوستانمان که در رأی باز است و همچنان با او در تماسیم، فهمیدیم که تمام وسایل زندانیان ــ از تلویزیون، تشک، کولر و اسپیلت گرفته تا وسایل داخل اتاق و سالن ــ همگی توسط مأموران سازمان زندانها که از فشافویه آمده بودند، به غارت برده شد. به جرأت میگویم حداقل شش میلیارد تومان از اموال زندانیان را دزدیدند. حتی یخچالها را هم بردند و عملاً زندان را خالی کردند، بدون اینکه ما را به بندهای خودمان برگردانند.»
رضایی در ادامه اضافه میکند:
«من خودم وسایل زیادی نداشتم؛ فقط یک کتانی مخصوص که به خاطر مشکل پایم گرفته بودم. روز انتقال گفتند تنها یک وسیله ضروری همراه خود بردارید و فقط جانتان را از اوین بیرون ببرید. وقتی برگشتیم و پیگیر وسایلمان شدیم، گفتند زندانیان رأی باز دزدیدهاند؛ در حالی که این دروغی بزرگ است.»
ـ لازم به ذکر است، طی دههها فعال بودن زندان اوین، زندانیان به تدریج با کمک خیرین و خانوادهها، وسایلی را تهیه کرده بودند. آوردن این وسایل به زندان با مقاومت زندانیان و به سختی انجام شده بود. همچنین برخی از زندانیان مالی با مقامات سابق حکومت که مدتی در زندان بودند، در طی سالها وسایلی را به زندان آورده بودند. حالا تمام آن وسایل غارت شده است!
#سامان_رضایی #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سامان رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در یک فایل صوتی از سرقت گستردهی اموال زندانیان توسط مسئولان سازمان زندانها پرده برداشته است.
او میگوید:
«زمانی که ما را از اوین به تهران بزرگ منتقل کردند، مسئولان به دروغ اتهام سرقت را به زندانیان محکوم به "رأی باز" نسبت دادند. اما ما از طریق یکی از دوستانمان که در رأی باز است و همچنان با او در تماسیم، فهمیدیم که تمام وسایل زندانیان ــ از تلویزیون، تشک، کولر و اسپیلت گرفته تا وسایل داخل اتاق و سالن ــ همگی توسط مأموران سازمان زندانها که از فشافویه آمده بودند، به غارت برده شد. به جرأت میگویم حداقل شش میلیارد تومان از اموال زندانیان را دزدیدند. حتی یخچالها را هم بردند و عملاً زندان را خالی کردند، بدون اینکه ما را به بندهای خودمان برگردانند.»
رضایی در ادامه اضافه میکند:
«من خودم وسایل زیادی نداشتم؛ فقط یک کتانی مخصوص که به خاطر مشکل پایم گرفته بودم. روز انتقال گفتند تنها یک وسیله ضروری همراه خود بردارید و فقط جانتان را از اوین بیرون ببرید. وقتی برگشتیم و پیگیر وسایلمان شدیم، گفتند زندانیان رأی باز دزدیدهاند؛ در حالی که این دروغی بزرگ است.»
ـ لازم به ذکر است، طی دههها فعال بودن زندان اوین، زندانیان به تدریج با کمک خیرین و خانوادهها، وسایلی را تهیه کرده بودند. آوردن این وسایل به زندان با مقاومت زندانیان و به سختی انجام شده بود. همچنین برخی از زندانیان مالی با مقامات سابق حکومت که مدتی در زندان بودند، در طی سالها وسایلی را به زندان آورده بودند. حالا تمام آن وسایل غارت شده است!
#سامان_رضایی #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤6🕊1
علیرضا بختیار، فرزند زندانی سیاسی و جانباز جنگ محمدباقر بختیار، از بازگرداندن پدرش به زندان اوین، با وجود حال وخیمش در پی تزریق یک داروی اشتباه، خبر داد
به گزارش پسر آقای بختیار، وضعیت جسمانی حاج محمدباقر بختیار، زندانی سیاسی و جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، پس از تزریق داروی ممنوعه و برخوردهای غیرانسانی نیروهای امنیتی، به شدت وخیم است. وی که به دلیل مشکلات حاد جسمی، کاهش شدید وزن و ضعف جسمانی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده بود، در شرایطی غیرانسانی تحت فشار و شکنجه قرار گرفت و نهایتاً به اجبار به زندان اوین بازگردانده شد.
محمدباقر بختیار، بنیانگذار نیروی دریایی سپاه پاسداران و فرمانده تیپ ۱۱۴ امیرالمؤمنین ایلام در دوران جنگ، سالهاست به دلیل عوارض شیمیایی، اصابت ترکش و موج انفجار با مشکلات جدی جسمانی دست به گریبان است. به همین دلیل نیز پلاک فلزی بر گردن دارد که حساسیتهای داروییاش روی آن درج شده است. با وجود این، به جای انتقال به بیمارستانهای تخصصی جانبازان شیمیایی مانند ساسان یا خاتمالانبیا، او به بیمارستان طالقانی منتقل شد؛ اقدامی که از همان آغاز، نگرانی خانواده و پزشکان متخصص را برانگیخت.
در بدو بستری، بختیار وضعیت جسمی خود را برای پزشکان شرح داد و بر حساسیت شدید به برخی داروها تأکید کرد. اما ساعاتی بعد نیروهای امنیتی وارد اتاق او شدند و در حالی که وی در شرایط جسمی نامساعد بود، با خشونت تلاش کردند دستبند و پابند به او بزنند؛ اقدامی که با مقاومت بختیار مواجه شد. پزشکان در همان زمان آزمایشهای مختلف از جمله اکو، نوار قلب و سیتیاسکن را تجویز کردند اما مأموران امنیتی مانع انجام برخی آزمایشها، از جمله سیتیاسکن شدند.
یک متخصص کلیه نیز به دلیل کاهش کارکرد کلیهها و خطر جدی، دستور استفاده از سوند پزشکی داده بود اما باز هم نیروهای امنیتی دخالت کرده و مانع اجرای دستور پزشک شدند. فشارها به همینجا ختم نشد: مأموران هر دو تا سه ساعت به اتاق او هجوم میبردند تا وی را مجبور به بستن دستبند و پابند کنند؛ اقدامی که در دو روز اول با مقاومت بختیار مواجه شد.
اما وضعیت زمانی بحرانی شد که شبانه و در حالی که بختیار در خواب بود، دارویی از نوع آنتیبیوتیک به او تزریق شد؛ دارویی که نامش در لیست حساسیتهای دارویی او ثبت شده بود. پس از تزریق، بختیار با سوزش شدید در سراسر بدن از خواب بیدار شد و بدنش به سرعت دچار تاولهای وسیع، بهویژه در مفاصل و کشاله ران، گردید. ابتدا پرستاران ماجرا را «اشتباه» توصیف کردند، اما پس از وخیمتر شدن شرایط، اصل تزریق را انکار کردند.
در پی این وضعیت، توان جسمانی بختیار تحلیل رفت و دیگر نتوانست در برابر فشار نیروهای امنیتی مقاومت کند. آنان نهایتاً توانستند دستبند و پابند به بدن او بزنند و ظهر سهشنبه، در حالی که بدنش پر از تاولهای عفونی بود، وی را برخلاف نظر پزشکان و در شرایطی بسیار نامناسب، از بیمارستان طالقانی به زندان اوین منتقل کردند.
این در حالی است که پزشکان متخصص بیمارستان ساسان بارها درباره خطرات جانی تزریق داروهای اشتباه به جانبازان شیمیایی هشدار داده بودند. انتقال اجباری بختیار در چنین شرایطی، به معنای نادیده گرفتن عمدی جان او و تشدید فشارهای امنیتی بر وی ارزیابی میشود.
خانواده بختیار میگویند نه تنها اجازه ملاقات با او در بیمارستان داده نشده، بلکه خود آنان نیز از سوی مأموران با رفتارهای توهینآمیز مواجه شدهاند. آنان تأکید میکنند این اقدامات بخشی از سیاست عامدانه حکومت برای فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و حتی جانبازانی است که حاضر به سکوت در برابر ظلم و فساد نیستند.
اکنون که بختیار به زندان اوین بازگردانده شده، عفونت ناشی از تاولهای گسترده سراسر بدن او را تهدید میکند و جانش در خطر جدی است. این در حالی است که او، به عنوان جانباز شیمیایی و فردی با شرایط خاص پزشکی، نیازمند بستری فوری در مراکز درمانی تخصصی است.
جمهوری اسلامی حتی نسبت به کسانی که سالها از بدن و جان خود برای دفاع از کشور هزینه دادهاند، نه تنها کوچکترین احترامی قائل نیست، بلکه آنان را نیز به ابزاری برای انتقامگیری سیاسی تبدیل کرده است. روایت دردناک بختیار، بار دیگر پرده از خصومت حاکمیت با زندانیان سیاسی، خانوادههای شهدا و حتی جانبازانی برمیدارد که نام و رنجشان سالها دستمایه تبلیغات حکومتی بوده است.
متن کامل توییت فرزند آقای بختیار را اینجا بخوانید
#محمدباقر_بختیار #زندان_اوین #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش پسر آقای بختیار، وضعیت جسمانی حاج محمدباقر بختیار، زندانی سیاسی و جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، پس از تزریق داروی ممنوعه و برخوردهای غیرانسانی نیروهای امنیتی، به شدت وخیم است. وی که به دلیل مشکلات حاد جسمی، کاهش شدید وزن و ضعف جسمانی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده بود، در شرایطی غیرانسانی تحت فشار و شکنجه قرار گرفت و نهایتاً به اجبار به زندان اوین بازگردانده شد.
محمدباقر بختیار، بنیانگذار نیروی دریایی سپاه پاسداران و فرمانده تیپ ۱۱۴ امیرالمؤمنین ایلام در دوران جنگ، سالهاست به دلیل عوارض شیمیایی، اصابت ترکش و موج انفجار با مشکلات جدی جسمانی دست به گریبان است. به همین دلیل نیز پلاک فلزی بر گردن دارد که حساسیتهای داروییاش روی آن درج شده است. با وجود این، به جای انتقال به بیمارستانهای تخصصی جانبازان شیمیایی مانند ساسان یا خاتمالانبیا، او به بیمارستان طالقانی منتقل شد؛ اقدامی که از همان آغاز، نگرانی خانواده و پزشکان متخصص را برانگیخت.
در بدو بستری، بختیار وضعیت جسمی خود را برای پزشکان شرح داد و بر حساسیت شدید به برخی داروها تأکید کرد. اما ساعاتی بعد نیروهای امنیتی وارد اتاق او شدند و در حالی که وی در شرایط جسمی نامساعد بود، با خشونت تلاش کردند دستبند و پابند به او بزنند؛ اقدامی که با مقاومت بختیار مواجه شد. پزشکان در همان زمان آزمایشهای مختلف از جمله اکو، نوار قلب و سیتیاسکن را تجویز کردند اما مأموران امنیتی مانع انجام برخی آزمایشها، از جمله سیتیاسکن شدند.
یک متخصص کلیه نیز به دلیل کاهش کارکرد کلیهها و خطر جدی، دستور استفاده از سوند پزشکی داده بود اما باز هم نیروهای امنیتی دخالت کرده و مانع اجرای دستور پزشک شدند. فشارها به همینجا ختم نشد: مأموران هر دو تا سه ساعت به اتاق او هجوم میبردند تا وی را مجبور به بستن دستبند و پابند کنند؛ اقدامی که در دو روز اول با مقاومت بختیار مواجه شد.
اما وضعیت زمانی بحرانی شد که شبانه و در حالی که بختیار در خواب بود، دارویی از نوع آنتیبیوتیک به او تزریق شد؛ دارویی که نامش در لیست حساسیتهای دارویی او ثبت شده بود. پس از تزریق، بختیار با سوزش شدید در سراسر بدن از خواب بیدار شد و بدنش به سرعت دچار تاولهای وسیع، بهویژه در مفاصل و کشاله ران، گردید. ابتدا پرستاران ماجرا را «اشتباه» توصیف کردند، اما پس از وخیمتر شدن شرایط، اصل تزریق را انکار کردند.
در پی این وضعیت، توان جسمانی بختیار تحلیل رفت و دیگر نتوانست در برابر فشار نیروهای امنیتی مقاومت کند. آنان نهایتاً توانستند دستبند و پابند به بدن او بزنند و ظهر سهشنبه، در حالی که بدنش پر از تاولهای عفونی بود، وی را برخلاف نظر پزشکان و در شرایطی بسیار نامناسب، از بیمارستان طالقانی به زندان اوین منتقل کردند.
این در حالی است که پزشکان متخصص بیمارستان ساسان بارها درباره خطرات جانی تزریق داروهای اشتباه به جانبازان شیمیایی هشدار داده بودند. انتقال اجباری بختیار در چنین شرایطی، به معنای نادیده گرفتن عمدی جان او و تشدید فشارهای امنیتی بر وی ارزیابی میشود.
خانواده بختیار میگویند نه تنها اجازه ملاقات با او در بیمارستان داده نشده، بلکه خود آنان نیز از سوی مأموران با رفتارهای توهینآمیز مواجه شدهاند. آنان تأکید میکنند این اقدامات بخشی از سیاست عامدانه حکومت برای فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و حتی جانبازانی است که حاضر به سکوت در برابر ظلم و فساد نیستند.
اکنون که بختیار به زندان اوین بازگردانده شده، عفونت ناشی از تاولهای گسترده سراسر بدن او را تهدید میکند و جانش در خطر جدی است. این در حالی است که او، به عنوان جانباز شیمیایی و فردی با شرایط خاص پزشکی، نیازمند بستری فوری در مراکز درمانی تخصصی است.
جمهوری اسلامی حتی نسبت به کسانی که سالها از بدن و جان خود برای دفاع از کشور هزینه دادهاند، نه تنها کوچکترین احترامی قائل نیست، بلکه آنان را نیز به ابزاری برای انتقامگیری سیاسی تبدیل کرده است. روایت دردناک بختیار، بار دیگر پرده از خصومت حاکمیت با زندانیان سیاسی، خانوادههای شهدا و حتی جانبازانی برمیدارد که نام و رنجشان سالها دستمایه تبلیغات حکومتی بوده است.
متن کامل توییت فرزند آقای بختیار را اینجا بخوانید
#محمدباقر_بختیار #زندان_اوین #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤3👍1
عدهای از زندانیان سیاسی زندان اوین به دلیل سرقت اموال شخصیشان از بند ۴ زندان اوین از هدایت الله فرزادی ، رئیس این زندان به محاکم قضایی شکایت کردهاند.
این زندانیان میگویند پس از بمباران زندان اوین و انتقال سریع آنها به زندان تهران بزرگ، اموال آنها به سرقت رفته است که مسئول اصلی این سرقتها هدایت الله فرزادی است.
تا کنون پنج شکایت از سوی زندانیان سیاسی از جمله شهریار براتی، مرتضی پروین ،میر یوسف یونسی، امیر حسین مرادی و محمود اجاقلو علیه فرزادی ثبت شکایت شده است و عدهی دیگری از زندانیان نیز در حال تنظیم شکایتهای خود هستند.
پس از بازگرداندن زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین آنها را به جای انتقال به بندهای سابقشان یعنی بند ۴ و ۸ به بند ۷ منتقل کردهاند که هرگونه دسترسی آنها به اموالی که در سلولهایشان رها کرده بودهاند غیر ممکن شد.
پنج زندانی سیاسی در متن شکایت خود رئیس زندان اوین را به دلیل سوءمدیریت به خیانت در امانت ، حیف و میل و سرقت اموال خود متهم کردهاند که بررسی دوربینهای زندان به روشنی میتواند ادعای آنها را ثابت کند که چه کسانی در سرقت اموال زندانیان نقش داشتهاند.
مفقود شدن اموال زندانیان تنها به محکومان سیاسی محدود نمیشود و برخی از زندانیان مالی نیز که به زندان اوین بازگردانده شدهاند ادعای مشابهی را تکرار میکنند.
هدایت الله فرزادی در فروردین ۱۴۰۴ از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده است.
#زندان_اوین #هدایتالله_فرزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این زندانیان میگویند پس از بمباران زندان اوین و انتقال سریع آنها به زندان تهران بزرگ، اموال آنها به سرقت رفته است که مسئول اصلی این سرقتها هدایت الله فرزادی است.
تا کنون پنج شکایت از سوی زندانیان سیاسی از جمله شهریار براتی، مرتضی پروین ،میر یوسف یونسی، امیر حسین مرادی و محمود اجاقلو علیه فرزادی ثبت شکایت شده است و عدهی دیگری از زندانیان نیز در حال تنظیم شکایتهای خود هستند.
پس از بازگرداندن زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین آنها را به جای انتقال به بندهای سابقشان یعنی بند ۴ و ۸ به بند ۷ منتقل کردهاند که هرگونه دسترسی آنها به اموالی که در سلولهایشان رها کرده بودهاند غیر ممکن شد.
پنج زندانی سیاسی در متن شکایت خود رئیس زندان اوین را به دلیل سوءمدیریت به خیانت در امانت ، حیف و میل و سرقت اموال خود متهم کردهاند که بررسی دوربینهای زندان به روشنی میتواند ادعای آنها را ثابت کند که چه کسانی در سرقت اموال زندانیان نقش داشتهاند.
مفقود شدن اموال زندانیان تنها به محکومان سیاسی محدود نمیشود و برخی از زندانیان مالی نیز که به زندان اوین بازگردانده شدهاند ادعای مشابهی را تکرار میکنند.
هدایت الله فرزادی در فروردین ۱۴۰۴ از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده است.
#زندان_اوین #هدایتالله_فرزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤16👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبهای اوین
شعری از فرهاد حافظی، زندانی سیاسی
شبهای اوین، چراغخانه، سیگار
سرگیجه شدن از ازدحام افکار
شبهای اوین هجوم دلتنگیها
مردی که دهن غصه خود را آزار
یک شهر درون خواب خرگوشی خویش
ما شبزدگان، ز خواب آرام بیدار
تاریخ در آینده شهادت بدهد
با ما چه روا داشت شب تیره و تار
سلول به سلول اوین شاهد درد
هر گوشه پر از خاطرههای غمبار
هر آجر ساکتش پر از فریاد است
ای وای اگر لب بگشاید دیوار
تا صبح قفس، یکسره شب بیداری
تا شام قفس، لحظه به لحظه تکرار
گیرند در این مزرعه حیوانات
هر روز دو بار کره خرها آمار
شرطی شدهاند عدهای زندانی
این گله به صف نشستگان را بشمار
ما چلچلههای از قفس آزادیم
ما را به حساب گوسفندان نگذار
ما را نتوانی که چنین رام کنی
دست از نظر و خیال باطل بردار
مردان و زنان تشنه آزادی
ما را نکند خراب یک مشت حساب
شبهای اوین اگرچه خود ویرانی
هر روز اوین اگر چه سخت و دشوار
در راه وطن که بسیاران دیدیم
سلول و شکنجه کردن و چوبه دار
دیگر نکند افاقه ایجاد نفاق
دیگر نکند افاقه تهدید و فشار
ما در دل خویشتن فریدون داریم
ضخاک اگر به دوش خود دارد مار
ما معتقدم این زمستان برود
ما معتقدیم بر خداوند بهار
با سردی و سوز و ظلم شب میجنگیم
تا سبز شود دوباره این خاک و دیار
میهن پر درد است و دوایش ماییم
همدرد بیا دست به دستم بگذار
در راه رهایی وطن از ظلمت
دل را به دل وطنپرستان بسپار
تاوان سکوت هم وطن نابودی است
بشکن تو سکوت تلخ فریاد بر آر
تاوان سکوت هموطن نابودی است
بشکن تو سکوت تلخ فریاد بر آر
#فرهاد_حافظی #زندان_اوین #زندانی_سیاسی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعری از فرهاد حافظی، زندانی سیاسی
شبهای اوین، چراغخانه، سیگار
سرگیجه شدن از ازدحام افکار
شبهای اوین هجوم دلتنگیها
مردی که دهن غصه خود را آزار
یک شهر درون خواب خرگوشی خویش
ما شبزدگان، ز خواب آرام بیدار
تاریخ در آینده شهادت بدهد
با ما چه روا داشت شب تیره و تار
سلول به سلول اوین شاهد درد
هر گوشه پر از خاطرههای غمبار
هر آجر ساکتش پر از فریاد است
ای وای اگر لب بگشاید دیوار
تا صبح قفس، یکسره شب بیداری
تا شام قفس، لحظه به لحظه تکرار
گیرند در این مزرعه حیوانات
هر روز دو بار کره خرها آمار
شرطی شدهاند عدهای زندانی
این گله به صف نشستگان را بشمار
ما چلچلههای از قفس آزادیم
ما را به حساب گوسفندان نگذار
ما را نتوانی که چنین رام کنی
دست از نظر و خیال باطل بردار
مردان و زنان تشنه آزادی
ما را نکند خراب یک مشت حساب
شبهای اوین اگرچه خود ویرانی
هر روز اوین اگر چه سخت و دشوار
در راه وطن که بسیاران دیدیم
سلول و شکنجه کردن و چوبه دار
دیگر نکند افاقه ایجاد نفاق
دیگر نکند افاقه تهدید و فشار
ما در دل خویشتن فریدون داریم
ضخاک اگر به دوش خود دارد مار
ما معتقدم این زمستان برود
ما معتقدیم بر خداوند بهار
با سردی و سوز و ظلم شب میجنگیم
تا سبز شود دوباره این خاک و دیار
میهن پر درد است و دوایش ماییم
همدرد بیا دست به دستم بگذار
در راه رهایی وطن از ظلمت
دل را به دل وطنپرستان بسپار
تاوان سکوت هم وطن نابودی است
بشکن تو سکوت تلخ فریاد بر آر
تاوان سکوت هموطن نابودی است
بشکن تو سکوت تلخ فریاد بر آر
#فرهاد_حافظی #زندان_اوین #زندانی_سیاسی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊32❤12
بیژن کاظمی، ۹ ماه پس از بازداشت، با وجود صدور کیفرخواست با دو عنوان اتهامی، همچنان بلاتکلیف در زندان اوین
با گذشت بیش از ۹ ماه از زمان بازداشت بیژن کاظمی، این زندانی سیاسی همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود. خبرگزاری هرانا بر اساس اطلاعات بهدستآمده از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده او خبر داده که اخیراً پرونده بیژن کاظمی با صدور کیفرخواست از بابت اتهامات «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی» و «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی ارجاع شده است.
این منبع افزود که بیژن کاظمی ۲۸۸ روز است که در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشود، اما با وجود صدور کیفرخواست، هنوز زمانی برای برگزاری دادگاه او تعیین نشده است. همچنین علیرغم پرداخت هزینههای لازم از سوی خانواده، وی تاکنون از دریافت عینک طبی خود محروم مانده است.
در اواسط مردادماه، جلسه بازپرسی بیژن کاظمی بدون حضور وکیل در شعبه پنج بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ تهران برگزار شد و برای او وثیقه چهار میلیارد تومانی تعیین گردید، اما با وجود این، ضابط پرونده با آزادی او مخالفت کرد. مدتی بعد، وی به بازداشتگاه اداره اطلاعات قم منتقل و در تاریخ ۳ مهرماه مجدداً به زندان اوین بازگردانده شد.
پیشتر و در پی حمله نظامی اسرائیل به زندان اوین، بیژن کاظمی به همراه تعدادی از زندانیان سیاسی به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود.
بیژن کاظمی در تاریخ ۳۰ دیماه ۱۴۰۳ توسط مأموران اداره اطلاعات در شهرستان کوهدشت بازداشت و سه روز بعد به بند ۲۰۹ زندان اوین، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شد. او پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود با برخوردهای امنیتی و قضایی روبهرو بوده است.
#بیژن_کاظمی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اوین
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت بیش از ۹ ماه از زمان بازداشت بیژن کاظمی، این زندانی سیاسی همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود. خبرگزاری هرانا بر اساس اطلاعات بهدستآمده از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده او خبر داده که اخیراً پرونده بیژن کاظمی با صدور کیفرخواست از بابت اتهامات «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی» و «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی ارجاع شده است.
این منبع افزود که بیژن کاظمی ۲۸۸ روز است که در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشود، اما با وجود صدور کیفرخواست، هنوز زمانی برای برگزاری دادگاه او تعیین نشده است. همچنین علیرغم پرداخت هزینههای لازم از سوی خانواده، وی تاکنون از دریافت عینک طبی خود محروم مانده است.
در اواسط مردادماه، جلسه بازپرسی بیژن کاظمی بدون حضور وکیل در شعبه پنج بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ تهران برگزار شد و برای او وثیقه چهار میلیارد تومانی تعیین گردید، اما با وجود این، ضابط پرونده با آزادی او مخالفت کرد. مدتی بعد، وی به بازداشتگاه اداره اطلاعات قم منتقل و در تاریخ ۳ مهرماه مجدداً به زندان اوین بازگردانده شد.
پیشتر و در پی حمله نظامی اسرائیل به زندان اوین، بیژن کاظمی به همراه تعدادی از زندانیان سیاسی به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود.
بیژن کاظمی در تاریخ ۳۰ دیماه ۱۴۰۳ توسط مأموران اداره اطلاعات در شهرستان کوهدشت بازداشت و سه روز بعد به بند ۲۰۹ زندان اوین، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شد. او پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود با برخوردهای امنیتی و قضایی روبهرو بوده است.
#بیژن_کاظمی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اوین
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊4❤1
گزارشی از شرایط کوشان پیرزاده در زندان اوین
منابع نزدیک به خانوادهی کوشان پیرزاده، زندانی سیاسی و قهرمان سابق پرورش اندام، از بازگشت او به قرنطینه زندان اوین پس از تحمل ۱۲ روز انفرادی در شرایط بسیار سخت خبر دادهاند.
صفحه رسمی منتسب به او، که توسط خانوادهاش اداره میشود، چهار روز پیش در پستی نوشت:
«پهلوان کوشان پیرزاده پس از ۱۲ روز بیخبری، در تماسی تلفنی از شرایط دردناک دوران انفرادی سخن گفته است. او توضیح داده که در تاریخ ۳۰ مهر، در اعتراض شدید به شرایط ناعادلانه و محدودیتهایی که از سوی مقامات زندان علیه او اعمال شده بود، اقدام به مجروحکردن بخشی از سر و صورت خود کرده است.»
به گفتهی همین منبع، پس از انتقال او به بهداری، میان پیرزاده و معاون حفاظت اطلاعات زندان اوین درگیری لفظی و فیزیکی رخ داده که در پی آن، مأموران او را با وضعیت جسمانی وخیم به سلول انفرادی منتقل کردهاند.
در همان ساعات نخست، چند تن از مأموران زندان بهصورت دستهجمعی او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادهاند. گزارشها حاکی است که مأموران برای تحقیر بیشتر، او را برای مدتی بهطور کامل برهنه کرده و با فحاشی و الفاظ رکیک، به او هتک حرمت کردهاند و از وی خواستهاند تا پای مأموران را ببوسد.
این رفتارها، به گفتهی خانوادهی او، «غیرانسانی و تحقیرآمیز» بوده و سلامت جسمی و روانی او را بهشدت به خطر انداخته است.
کوشان پیرزاده که از قهرمانان پیشین پرورش اندام، پیشتر نیز بارها در اعتراض به رفتارهای امنیتی و نقض حقوق زندانیان، مورد آزار و تنبیه انفرادی قرار گرفته بود.
آقای پیرزاده بارها اقدام به دوختن پلک و دوختن لبهای خود در اعتراض به شرایط زندان کرده است. در دوره قبلی حبس ایشان در پی اعتصاب غذاهای طولانی به شدت آسیب دیده و به بیمارستان منتقل شده بود. او مدتی از ویلچر استفاده میکرد، پس از آن را فیزیوتراپی در حال بهبود شرایط جسمی بود که دوباره بازداشت شد.
امروز کاربران شبکه اجتماعی ایکس در مورد ایشان طوفان توییتری برگزار کرده و از ایستادگی او در برابر حکومت ستمگر جمهوری اسلامی مینویسند.
#کوشان_پیرزاده #خالد_پیرزاده #زندان_اوین #نقض_حقوق_بشر #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
منابع نزدیک به خانوادهی کوشان پیرزاده، زندانی سیاسی و قهرمان سابق پرورش اندام، از بازگشت او به قرنطینه زندان اوین پس از تحمل ۱۲ روز انفرادی در شرایط بسیار سخت خبر دادهاند.
صفحه رسمی منتسب به او، که توسط خانوادهاش اداره میشود، چهار روز پیش در پستی نوشت:
«پهلوان کوشان پیرزاده پس از ۱۲ روز بیخبری، در تماسی تلفنی از شرایط دردناک دوران انفرادی سخن گفته است. او توضیح داده که در تاریخ ۳۰ مهر، در اعتراض شدید به شرایط ناعادلانه و محدودیتهایی که از سوی مقامات زندان علیه او اعمال شده بود، اقدام به مجروحکردن بخشی از سر و صورت خود کرده است.»
به گفتهی همین منبع، پس از انتقال او به بهداری، میان پیرزاده و معاون حفاظت اطلاعات زندان اوین درگیری لفظی و فیزیکی رخ داده که در پی آن، مأموران او را با وضعیت جسمانی وخیم به سلول انفرادی منتقل کردهاند.
در همان ساعات نخست، چند تن از مأموران زندان بهصورت دستهجمعی او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادهاند. گزارشها حاکی است که مأموران برای تحقیر بیشتر، او را برای مدتی بهطور کامل برهنه کرده و با فحاشی و الفاظ رکیک، به او هتک حرمت کردهاند و از وی خواستهاند تا پای مأموران را ببوسد.
این رفتارها، به گفتهی خانوادهی او، «غیرانسانی و تحقیرآمیز» بوده و سلامت جسمی و روانی او را بهشدت به خطر انداخته است.
کوشان پیرزاده که از قهرمانان پیشین پرورش اندام، پیشتر نیز بارها در اعتراض به رفتارهای امنیتی و نقض حقوق زندانیان، مورد آزار و تنبیه انفرادی قرار گرفته بود.
آقای پیرزاده بارها اقدام به دوختن پلک و دوختن لبهای خود در اعتراض به شرایط زندان کرده است. در دوره قبلی حبس ایشان در پی اعتصاب غذاهای طولانی به شدت آسیب دیده و به بیمارستان منتقل شده بود. او مدتی از ویلچر استفاده میکرد، پس از آن را فیزیوتراپی در حال بهبود شرایط جسمی بود که دوباره بازداشت شد.
امروز کاربران شبکه اجتماعی ایکس در مورد ایشان طوفان توییتری برگزار کرده و از ایستادگی او در برابر حکومت ستمگر جمهوری اسلامی مینویسند.
#کوشان_پیرزاده #خالد_پیرزاده #زندان_اوین #نقض_حقوق_بشر #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔7🕊3
هشدار نسرین ستوده درباره شیوع گال در بند ۷ اوین و ممانعت از اعزام درمانی زندانیان سیاسی
نسرین ستوده، وکیل و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از وضعیت نگرانکننده زندانیان سیاسی در زندان اوین، بهویژه همسرش رضا خندان، خبر داد. او همچنین تصویری را منتشر کرده که به گفتهاش نقاشیِ مهرداد گریوانی است؛ زندانی سیاسیای که به همراه رضا خندان، هر دو اکنون در زندان اوین محبوس هستند.
ستوده در این متن نوشته است که در میان انبوه خبرهای بد، امروز مشخص شده تعدادی از زندانیان بند ۷ زندان اوین ـ بندی که زندانیان سیاسی مرد در آن نگهداری میشوند ـ به بیماری مسری گال مبتلا شدهاند و شماری از آنان به قرنطینه بند منتقل شدهاند. به گفته او، به نظر میرسد این بیماری همراه با زندانیانی که از زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند، به اوین راه یافته است.
او با انتقاد از عملکرد مسئولان زندان تأکید کرده است که زندان اوین، به جای انجام وظایف خود در زمینه حفظ بهداشت و کنترل بیماریهای واگیردار، همچنان به «کنترل بیمارگونه» ادامه میدهد؛ کنترلی که شامل بستن سالنها، ممانعت از دسترسی آزاد زندانیان به کتابخانه، سالن ورزشی و دیگر امکانات محدود زندان است.
نسرین ستوده همچنین نوشته است که در ادامه همین سیاستهای سرکوب و کنترل، مسئولان زندان از اعزام دو زندانی، شهریار براتی و رضا خندان، به بیمارستان جلوگیری کردهاند، چرا که این دو زندانی حاضر نشدهاند لباس زندان بپوشند. او در ادامه متن خود خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شده و تأکید کرده است که جواد علیکردی و بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی باید آزاد شوند. ستوده همچنین بر لزوم رسیدگی به مرگ مشکوک خسرو علیکردی تأکید کرده و نوشته است: «نه به سرکوب زندانیان سیاسی، نه به قتل مخالفان.»
#شهریار_براتی #رضا_خندان #زندان_اوین #نسرین_ستوده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نسرین ستوده، وکیل و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از وضعیت نگرانکننده زندانیان سیاسی در زندان اوین، بهویژه همسرش رضا خندان، خبر داد. او همچنین تصویری را منتشر کرده که به گفتهاش نقاشیِ مهرداد گریوانی است؛ زندانی سیاسیای که به همراه رضا خندان، هر دو اکنون در زندان اوین محبوس هستند.
ستوده در این متن نوشته است که در میان انبوه خبرهای بد، امروز مشخص شده تعدادی از زندانیان بند ۷ زندان اوین ـ بندی که زندانیان سیاسی مرد در آن نگهداری میشوند ـ به بیماری مسری گال مبتلا شدهاند و شماری از آنان به قرنطینه بند منتقل شدهاند. به گفته او، به نظر میرسد این بیماری همراه با زندانیانی که از زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند، به اوین راه یافته است.
او با انتقاد از عملکرد مسئولان زندان تأکید کرده است که زندان اوین، به جای انجام وظایف خود در زمینه حفظ بهداشت و کنترل بیماریهای واگیردار، همچنان به «کنترل بیمارگونه» ادامه میدهد؛ کنترلی که شامل بستن سالنها، ممانعت از دسترسی آزاد زندانیان به کتابخانه، سالن ورزشی و دیگر امکانات محدود زندان است.
نسرین ستوده همچنین نوشته است که در ادامه همین سیاستهای سرکوب و کنترل، مسئولان زندان از اعزام دو زندانی، شهریار براتی و رضا خندان، به بیمارستان جلوگیری کردهاند، چرا که این دو زندانی حاضر نشدهاند لباس زندان بپوشند. او در ادامه متن خود خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شده و تأکید کرده است که جواد علیکردی و بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی باید آزاد شوند. ستوده همچنین بر لزوم رسیدگی به مرگ مشکوک خسرو علیکردی تأکید کرده و نوشته است: «نه به سرکوب زندانیان سیاسی، نه به قتل مخالفان.»
#شهریار_براتی #رضا_خندان #زندان_اوین #نسرین_ستوده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔12❤3
ویدیویی از خانم فائزه هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی و زندانی سیاسی سابق، منتشر شده که او در آن میگوید زندان اوین مثل هتل است و امکانات خوبی دارد.
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق در پاسخ به فائزه هاشمی، با انتشار متنی تاکید میکند که وقتی زندانی را «هتل» مینامند، رنج نامرئی میشود. وقتی سرکوب را به میز و صندلی پلاستیکی تقلیل میدهند، فروپاشی روانی انسانها از روایت حذف میشود. این متن روایت کسی است که سالهایی از جوانیاش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده؛ کسی که در همان «هتل اوین» مورد ادعای فائزه هاشمی، زیر فشار امنیتی، حذف اجتماعی و سرکوب نرم، تا مرز خودکشی پیش رفت.
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
از میز پلاستیکی تا فروپاشی روانی: دروغِ «هتل اوین»
خانم فائزه هاشمی،
گفتید «زندان اوین هتل است!».
من سه سال از جوانیام را در زندانهای جمهوری اسلامی گذراندم؛دو سال در قرچک ورامین،
و یک سال در اوین.اگر منظورتان از «هتل» دو میز و صندلی پلاستیکی است،پس شما آگاهانه یا ناآگاهانه دارید شکنجه، فشار روانی، فروپاشی ذهنی و حذف تدریجی انسان را به اشیای پلاستیکی تقلیل میدهید.
وا مصیبتا اگر معیار شما از رنج، فقط خشونت عریان و خونریزی مستقیم است.
مسئله زندان جمهوری اسلامی فقط باتوم و کابل نیست.مسئله «مکانیسمهای سلطه» است سیستمی که انسان را از درون میجود، قدرتی که هم زندانی و هم زندانبان را در یک ساختار کنترل واحد زندانی میکند،و با سرکوب نرم، با انزوا، با پروندهسازی، با ترور شخصیت، با حذف اجتماعی، انسان را به مرز نابودی میرساند.
میدانستید من در همان «هتل اوین» شما،
بهدلیل فشار امنیتی، روایتسازیهای دروغین،
عدم دسترسی به وکیل،شاکیان خصوصیِ ساختهشده،و منزویکردنم در میان زندانیان سیاسی،
به مرز خودکشی رسیدم؟
میدانستید یک شب هشتاد قرص خوردم؟
حالا بگویید:
آیا آن میز و صندلی پلاستیکی توانست فروپاشی روانی مرا نجات دهد؟
آیا «ظاهر مرتب زندان» میتواند حذف وجودی یک انسان را بپوشاند؟
چطور میشود سرکوب نرم، حذف تدریجی، و قتل روانی رابا یک برچسب عوامفریبانه مثل «هتل اوین» تطهیر کرد؟
و بگذارید صریح بپرسم:
آیا میدانید همانهایی که شما مدعیاید پدرتان را کشتند
از حرف شما خوشحال شدند؟
پدر شما در یک استخر لاکچری کشته شد.
آیا حاضرید آن مرگ را هم به «لاکچری بودن استخر» تقلیل دهید؟آیا میشود حذف و مرگ را با دکور و ظاهر بزک کرد؟
خانم هاشمی، یا از سازوکار قدرت بیاطلاعید که بعید میدانم، یا آگاهانه در حال بازتولید گفتمان جمهوری اسلامی هستید.
در هر دو حالت، این حرفها نه فقط توهین به زندانیان سیاسی، بلکه کمک مستقیم به سفیدشویی سیستمی است که تخصصش نابودی انسانها بدون گذاشتن رد خون است.
و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد.
#زندان #شکنجه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق در پاسخ به فائزه هاشمی، با انتشار متنی تاکید میکند که وقتی زندانی را «هتل» مینامند، رنج نامرئی میشود. وقتی سرکوب را به میز و صندلی پلاستیکی تقلیل میدهند، فروپاشی روانی انسانها از روایت حذف میشود. این متن روایت کسی است که سالهایی از جوانیاش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده؛ کسی که در همان «هتل اوین» مورد ادعای فائزه هاشمی، زیر فشار امنیتی، حذف اجتماعی و سرکوب نرم، تا مرز خودکشی پیش رفت.
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
از میز پلاستیکی تا فروپاشی روانی: دروغِ «هتل اوین»
خانم فائزه هاشمی،
گفتید «زندان اوین هتل است!».
من سه سال از جوانیام را در زندانهای جمهوری اسلامی گذراندم؛دو سال در قرچک ورامین،
و یک سال در اوین.اگر منظورتان از «هتل» دو میز و صندلی پلاستیکی است،پس شما آگاهانه یا ناآگاهانه دارید شکنجه، فشار روانی، فروپاشی ذهنی و حذف تدریجی انسان را به اشیای پلاستیکی تقلیل میدهید.
وا مصیبتا اگر معیار شما از رنج، فقط خشونت عریان و خونریزی مستقیم است.
مسئله زندان جمهوری اسلامی فقط باتوم و کابل نیست.مسئله «مکانیسمهای سلطه» است سیستمی که انسان را از درون میجود، قدرتی که هم زندانی و هم زندانبان را در یک ساختار کنترل واحد زندانی میکند،و با سرکوب نرم، با انزوا، با پروندهسازی، با ترور شخصیت، با حذف اجتماعی، انسان را به مرز نابودی میرساند.
میدانستید من در همان «هتل اوین» شما،
بهدلیل فشار امنیتی، روایتسازیهای دروغین،
عدم دسترسی به وکیل،شاکیان خصوصیِ ساختهشده،و منزویکردنم در میان زندانیان سیاسی،
به مرز خودکشی رسیدم؟
میدانستید یک شب هشتاد قرص خوردم؟
حالا بگویید:
آیا آن میز و صندلی پلاستیکی توانست فروپاشی روانی مرا نجات دهد؟
آیا «ظاهر مرتب زندان» میتواند حذف وجودی یک انسان را بپوشاند؟
چطور میشود سرکوب نرم، حذف تدریجی، و قتل روانی رابا یک برچسب عوامفریبانه مثل «هتل اوین» تطهیر کرد؟
و بگذارید صریح بپرسم:
آیا میدانید همانهایی که شما مدعیاید پدرتان را کشتند
از حرف شما خوشحال شدند؟
پدر شما در یک استخر لاکچری کشته شد.
آیا حاضرید آن مرگ را هم به «لاکچری بودن استخر» تقلیل دهید؟آیا میشود حذف و مرگ را با دکور و ظاهر بزک کرد؟
خانم هاشمی، یا از سازوکار قدرت بیاطلاعید که بعید میدانم، یا آگاهانه در حال بازتولید گفتمان جمهوری اسلامی هستید.
در هر دو حالت، این حرفها نه فقط توهین به زندانیان سیاسی، بلکه کمک مستقیم به سفیدشویی سیستمی است که تخصصش نابودی انسانها بدون گذاشتن رد خون است.
و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد.
#زندان #شکنجه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌44❤5👍4😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رضا ولیزاده، روزنامهنگار زندانی در زندان اوین، در یک فایل صوتی که از داخل زندان به بیرون ارسال شده، روایتی تکاندهنده از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی در این زندان ارائه داده و به اظهارات اخیر فائزه هاشمی درباره «هتل بودن» بند زنان اوین واکنش نشان داده است.
این روزنامهنگار زندانی با تأکید بر وجود تبعیض آشکار در شرایط زندان، میگوید اگرچه ممکن است برخی بندها یا بخشها برای افراد خاص و برخوردار از رانت قدرت امکاناتی متفاوت داشته باشند، اما این وضعیت هیچ نسبتی با شرایط زندانیان سیاسی، سلطنتطلبها، چپها، مجاهدین و دیگر زندانیان عقیدتی ندارد.
رضا ولیزاده که در بند ۷ زندان اوین محبوس است، در این فایل صوتی میگوید:
«همین الان که با شما صحبت میکنم ده روز است که آب گرم نداریم، بیماری«گال» شایع شده و همین عدم دسترسی به حمام وضعیت را بدتر میکند.»
او با اشاره به تراکم بالای جمعیت در بند توضیح میدهد که تعداد زندانیان بسیار فراتر از ظرفیت تعیینشده است و همین مسئله، استفاده از فضاهای عمومی مانند سرویسهای بهداشتی و آشپزخانه را بهشدت دشوار کرده و تنش و مشکلات بهداشتی را افزایش داده است.
این روزنامهنگار زندانی همچنین به محدودیت شدید دسترسی به خدمات درمانی اشاره میکند و میگوید مراجعه به بهداری عملاً به هفتهای یکبار کاهش یافته است؛ به این معنا که زندانیان هر بند فقط در یک روز مشخص اجازه مراجعه دارند. او توضیح میدهد که حتی همین مراجعه محدود نیز با «مراحل اداری و هماهنگی تحقیر آمیز» همراه است و زندانیان برای دریافت ابتداییترین خدمات درمانی با برخوردهای توهینآمیز مواجه میشوند.
رضا ولیزاده در واکنش به توصیف اوین بهعنوان «هتل»، این پرسش را مطرح میکند:
«اگر زندان اوین به واقع هتل است، چرا قوه قضاییه اجازه نمیدهد گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و روزنامهنگاران آزاد از این زندان بازدید کنند؟»
او در ادامه با اشاره به وجود بخشهایی موسوم به «سوئیتهای هتلمانند»، تأکید میکند که این امکانات نه برای زندانیان سیاسی، بلکه «متعلق به مهرههای حکومتی است؛ برای کسانی است که همچنان در قدرت رسمی کشور نقشی دارند یا در قدرت پنهان و غیررسمی دستی دارند.»
#رضا_ولیزاده #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این روزنامهنگار زندانی با تأکید بر وجود تبعیض آشکار در شرایط زندان، میگوید اگرچه ممکن است برخی بندها یا بخشها برای افراد خاص و برخوردار از رانت قدرت امکاناتی متفاوت داشته باشند، اما این وضعیت هیچ نسبتی با شرایط زندانیان سیاسی، سلطنتطلبها، چپها، مجاهدین و دیگر زندانیان عقیدتی ندارد.
رضا ولیزاده که در بند ۷ زندان اوین محبوس است، در این فایل صوتی میگوید:
«همین الان که با شما صحبت میکنم ده روز است که آب گرم نداریم، بیماری«گال» شایع شده و همین عدم دسترسی به حمام وضعیت را بدتر میکند.»
او با اشاره به تراکم بالای جمعیت در بند توضیح میدهد که تعداد زندانیان بسیار فراتر از ظرفیت تعیینشده است و همین مسئله، استفاده از فضاهای عمومی مانند سرویسهای بهداشتی و آشپزخانه را بهشدت دشوار کرده و تنش و مشکلات بهداشتی را افزایش داده است.
این روزنامهنگار زندانی همچنین به محدودیت شدید دسترسی به خدمات درمانی اشاره میکند و میگوید مراجعه به بهداری عملاً به هفتهای یکبار کاهش یافته است؛ به این معنا که زندانیان هر بند فقط در یک روز مشخص اجازه مراجعه دارند. او توضیح میدهد که حتی همین مراجعه محدود نیز با «مراحل اداری و هماهنگی تحقیر آمیز» همراه است و زندانیان برای دریافت ابتداییترین خدمات درمانی با برخوردهای توهینآمیز مواجه میشوند.
رضا ولیزاده در واکنش به توصیف اوین بهعنوان «هتل»، این پرسش را مطرح میکند:
«اگر زندان اوین به واقع هتل است، چرا قوه قضاییه اجازه نمیدهد گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و روزنامهنگاران آزاد از این زندان بازدید کنند؟»
او در ادامه با اشاره به وجود بخشهایی موسوم به «سوئیتهای هتلمانند»، تأکید میکند که این امکانات نه برای زندانیان سیاسی، بلکه «متعلق به مهرههای حکومتی است؛ برای کسانی است که همچنان در قدرت رسمی کشور نقشی دارند یا در قدرت پنهان و غیررسمی دستی دارند.»
#رضا_ولیزاده #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤4💯1💔1
ویدا ربانی، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق، با انتشار دو تصویر از بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین، روایت دستاولی از شرایط غیرانسانی این بازداشتگاه ارائه داده است؛ روایتی که در آن از سلولهایی با ظرفیت چند نفره، خوابیدن کنار توالت، بوی تعفن، تراکم شدید جمعیت و حذف ابتداییترین معیارهای کرامت انسانی سخن میگوید، تصویری که بهروشنی با روایتهای رسمی از «شرایط مناسب» زندانها در تضاد است.
متن نوشته خانم ربانی به شرح زیر است:
«این تصویر یه سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعته عکس بعدی راهرو بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یه سلول انفرادی هست. #ترانه_علیدوستی احتمالا توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده، بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…عقت میگیره
اما سلولهای بین اینها فرق دارن، دیوار بین دو تا سلول رو برداشتن و بزرگ تر شده.
۱۴۰۱ تا نه نفر تو این سلول ها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم، ۴۰۱ من چهل روزی تو یکی از این سلول ها بودم، هی پر و خالی میشد، من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحت تر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم. نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده بود؟ غلغله بود
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹ بعد از ۱۵-۱۶ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلوزیون اوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی ۴۰۱ واقعا آرزو داشتم انفرادی باشم اینقدر که شلوغ بود جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه، طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه، واقعا الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشد! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجره ای در کار نیست، روی پنجره یه سری ورق قلزی سوراخ سوراخ جوش دادن، در این حد میشه بیرون روببینی که بفهمی شبه یا روز»
#بازداشتگاه_۲۰۹
#زندان_اوین
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن نوشته خانم ربانی به شرح زیر است:
«این تصویر یه سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعته عکس بعدی راهرو بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یه سلول انفرادی هست. #ترانه_علیدوستی احتمالا توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده، بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…عقت میگیره
اما سلولهای بین اینها فرق دارن، دیوار بین دو تا سلول رو برداشتن و بزرگ تر شده.
۱۴۰۱ تا نه نفر تو این سلول ها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم، ۴۰۱ من چهل روزی تو یکی از این سلول ها بودم، هی پر و خالی میشد، من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحت تر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم. نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده بود؟ غلغله بود
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹ بعد از ۱۵-۱۶ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلوزیون اوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی ۴۰۱ واقعا آرزو داشتم انفرادی باشم اینقدر که شلوغ بود جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه، طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه، واقعا الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشد! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجره ای در کار نیست، روی پنجره یه سری ورق قلزی سوراخ سوراخ جوش دادن، در این حد میشه بیرون روببینی که بفهمی شبه یا روز»
#بازداشتگاه_۲۰۹
#زندان_اوین
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊5👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب غذای بهفر لالهزاری، حقوقدان و زندانی سیاسی در زندان اوین، در اعتراض به تبعیض در ملاقاتها
بهفر لالهزاری، حقوقدان و زندانی سیاسی محبوس در بند ۷ زندان اوین، روز گذشته اعلام کرده است که از فردا (امروز) دست به اعتصاب غذای اعتراضی خواهد زد.
طبق اطلاعاتی که به دستمان رسیده او از امروز اعتصاب را آغاز کرده است.
این اعتصاب در اعتراض به تبعیض و برخوردهای سلیقهای مسئولان زندان در زمینه ملاقاتهای حضوری و تماسهای تلفنی زندانیان سیاسی انجام میشود.
بر اساس این گزارش، بهفر لالهزاری و شماری از زندانیان سیاسی بند ۷ زندان اوین، بدون ارائه توضیح شفاف و قانونی، مدتهاست که از حق ملاقات حضوری با خانوادههای خود محروم شدهاند؛ در حالی که این حق برای برخی دیگر از زندانیان برقرار است و سلیقهای یا رابطهای عمل میشود. این رویه تبعیضآمیز، نقض حقوق اولیه زندانیان و مغایر با آییننامه سازمان زندانها محسوب میشود.
بهفر لالهزاری دارای دختری یکساله است که طی سه ماه گذشته از ملاقات و دیدار با پدر خود محروم مانده است. محرومیت یک کودک خردسال از دیدار با پدر، نگرانیهای جدی درباره نقض حقوق کودک و آسیبهای روحی و روانی ناشی از این تصمیمات سلیقهای ایجاد کرده است.
در پی اطلاع مسئولان بند از قصد این زندانی سیاسی برای آغاز اعتصاب غذا در اعتراض به ممنوعیت ملاقات حضوری خود و برخی دیگر از زندانیان سیاسی، اکبر سیدی، معاون بند ۷ زندان اوین، واکنشی تند نشان داده است.
به گفته منابع مطلع، وی اعتصاب غذا را «بیاهمیت» دانسته و اظهار کرده است که حتی مرگ زندانی نیز برای او اهمیتی ندارد و تأکید کرده که اعطای ملاقات کاملاً به تصمیم شخصی او بستگی دارد.
اظهارات منتسب به معاون بند ۷ زندان اوین، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی زندانیان سیاسی، نقض کرامت انسانی و اعمال قدرت سلیقهای در زندان اوین را افزایش داده و میتواند مصداق رفتار غیرانسانی و ناقض حقوق بنیادین زندانیان تلقی شود.
اعتصاب غذای بهفر لالهزاری در اعتراض به این رفتارها، با هدف پایان دادن به تبعیض، توقف برخوردهای سلیقهای و احقاق حقوق برابر برای تمامی زندانیان سیاسی انجام میشود.
#بهفر_لاله_زاری #بیانیه #اعتصاب_غذا #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بهفر لالهزاری، حقوقدان و زندانی سیاسی محبوس در بند ۷ زندان اوین، روز گذشته اعلام کرده است که از فردا (امروز) دست به اعتصاب غذای اعتراضی خواهد زد.
طبق اطلاعاتی که به دستمان رسیده او از امروز اعتصاب را آغاز کرده است.
این اعتصاب در اعتراض به تبعیض و برخوردهای سلیقهای مسئولان زندان در زمینه ملاقاتهای حضوری و تماسهای تلفنی زندانیان سیاسی انجام میشود.
بر اساس این گزارش، بهفر لالهزاری و شماری از زندانیان سیاسی بند ۷ زندان اوین، بدون ارائه توضیح شفاف و قانونی، مدتهاست که از حق ملاقات حضوری با خانوادههای خود محروم شدهاند؛ در حالی که این حق برای برخی دیگر از زندانیان برقرار است و سلیقهای یا رابطهای عمل میشود. این رویه تبعیضآمیز، نقض حقوق اولیه زندانیان و مغایر با آییننامه سازمان زندانها محسوب میشود.
بهفر لالهزاری دارای دختری یکساله است که طی سه ماه گذشته از ملاقات و دیدار با پدر خود محروم مانده است. محرومیت یک کودک خردسال از دیدار با پدر، نگرانیهای جدی درباره نقض حقوق کودک و آسیبهای روحی و روانی ناشی از این تصمیمات سلیقهای ایجاد کرده است.
در پی اطلاع مسئولان بند از قصد این زندانی سیاسی برای آغاز اعتصاب غذا در اعتراض به ممنوعیت ملاقات حضوری خود و برخی دیگر از زندانیان سیاسی، اکبر سیدی، معاون بند ۷ زندان اوین، واکنشی تند نشان داده است.
به گفته منابع مطلع، وی اعتصاب غذا را «بیاهمیت» دانسته و اظهار کرده است که حتی مرگ زندانی نیز برای او اهمیتی ندارد و تأکید کرده که اعطای ملاقات کاملاً به تصمیم شخصی او بستگی دارد.
اظهارات منتسب به معاون بند ۷ زندان اوین، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی زندانیان سیاسی، نقض کرامت انسانی و اعمال قدرت سلیقهای در زندان اوین را افزایش داده و میتواند مصداق رفتار غیرانسانی و ناقض حقوق بنیادین زندانیان تلقی شود.
اعتصاب غذای بهفر لالهزاری در اعتراض به این رفتارها، با هدف پایان دادن به تبعیض، توقف برخوردهای سلیقهای و احقاق حقوق برابر برای تمامی زندانیان سیاسی انجام میشود.
#بهفر_لاله_زاری #بیانیه #اعتصاب_غذا #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤15