آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود

نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت ایران در حال تجربه تحولی عمیق است که نه در ساختار قدرت یا رهبری سیاسی، بلکه در نظام معنایی و اخلاقی جامعه رخ داده است. به‌گفته این نشریه، اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از طریق نهادهای امنیتی و ابزارهای سخت قدرت خود را حفظ کرده، اما کنترل «جهان نمادین و اخلاقی»‌ای را که مشروعیتش بر آن استوار بود، از دست داده است.

بر اساس این گزارش، طی حدود ۱۵ سال گذشته، جامعه ایران از پایین به بالا یک نظام اخلاقی جایگزین شکل داده که به‌جای مفاهیمی چون «فداکاری انقلابی» و تقدس حکومتی، بر کرامت انسانی، اختیار بدن، و حقیقت‌گویی درباره قربانیان خشونت دولتی تأکید دارد. این دگرگونی، به‌زعم فارن پالیسی، چالشی عمیق‌تر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمان‌یافته برای الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.

ریشه این تحول در انباشت شوک‌های اجتماعی و سیاسی دانسته می‌شود؛ از کشته‌شدن ندا آقاسلطان در ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۸، اعدام نوید افکاری، تا مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱. این رخدادها شکاف میان «نظام مقدس حکومتی» و جامعه را عمیق‌تر کرده و با اعتراضات پس از مهسا امینی، حکومت اقتدار عاطفی و اخلاقی خود برای تعریف مفاهیمی چون شهید، امر مقدس و وحدت ملی را از دست داده است.

فارن پالیسی تأکید می‌کند که هرچند جنبش «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرده، اما زبان، ارزش‌ها و نمادهای آن در زندگی روزمره نهادینه شده است؛ از حضور زنان بدون حجاب اجباری تا آیین‌های یادبود و مقاومت نمادین. در پایان، گزارش می‌نویسد جمهوری اسلامی ممکن است در کوتاه‌مدت پابرجا بماند، اما جامعه‌ای را اداره می‌کند که دیگر روایت اخلاقی و مشروعیت نمادین آن را به رسمیت نمی‌شناسد؛ شکافی که پیامدهای بلندمدتی برای آینده سیاسی ایران خواهد داشت.

#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
24👍9🕊4
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیس‌جمهور تاجیکستان در سخنرانی در مجلس نمایندگان این کشور گفت که کشورش دو برابر بیشتر از دیگر کشورهای آسیای مرکزی مسجد ساخته و ساخت‌وساز مسجد همین‌قدر بس است.
او افزود «مسلمانی ما را هیچ‌کس نمی‌گیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست می‌گویم با خرافات دولت ترقی نمی‌کند.» و «ببینید که ملت‌های دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»

در حالی‌که رئیس‌جمهور تاجیکستان صراحتا اعلام می‌کند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت می‌کند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحران‌های عمیق در زیرساخت‌های حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابل‌توجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک می‌کنند.

این رویکرد نه‌تنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیق‌تر کرده است.

همان‌گونه که امامعلی رحمان تاکید می‌کند «با خرافات دولت ترقی نمی‌کند»، تجربه ایران نشان می‌دهد اصرار بر نمادسازی مذهبی به‌جای سرمایه‌گذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان می‌انجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی می‌شود.

#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌3113😍1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود

“دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست”

کهن‌الگوی پدر مقتدر و مقدس در جمهوری اسلامی

پیام همراهان

کارل یونگ، روان‌شناس سوئیسی، مفهوم ناخودآگاه جمعی را معرفی کرد: بخشی از روان که فراتر از تجربه فردی است و شامل الگوها و تصاویر مشترک انسانی می‌شود، مانند پدر، قهرمان، سایه یا منجی. این الگوها، رفتارها و واکنش‌های جمعی را شکل می‌دهند و می‌توانند حتی بدون آگاهی ما، باورها و تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی را هدایت کنند.

شعارهای از قبیل «دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست» نمونه‌ای بارز از فعال شدن کهن‌الگوی پدر مقتدر در جمهوری اسلامی است. رهبر در این شعار نه فقط یک سیاستمدار، بلکه نمادی از پدر فراگیر معرفی می‌شود؛ پدری که امنیت، نظم و بقای جمع را تضمین می‌کند و اطاعت را بر اختیار فردی ارجح می‌داند. نتیجه آن، وابستگی روانی و پذیرش بی‌چون‌وچرای قدرت است.

عبارت «دست خدا بر سر ماست» نیز کهن‌الگوی قدرت الهی و منجی را فعال می‌کند. پیام ناخودآگاه آن این است که مخالفت با رهبر، مخالفت با نظم آسمانی و حتی بقای جامعه است. چنین ترکیبی نقد و پرسشگری را محدود کرده و وابستگی جمعی را تقویت می‌کند.

در عمل، این شعار و کهن‌الگوها باعث می‌شوند جامعه در حالت بقا و اضطراب دائمی قرار گیرد. ترس از تهدیدها یا خطرهای فرضی باعث می‌شود مردم حتی پس از مرگ رهبر یا تغییر شرایط سیاسی، همچنان چرخه اطاعت و استبداد را بازتولید کنند. نمونه‌های تاریخی از دهه‌های اخیر نشان می‌دهند که شعارها و نمادها می‌توانند رفتار و تصمیمات جمعی را بدون منطق یا دلیل روشن هدایت کنند.

شناخت این کهن‌الگوها اولین گام برای ایجاد آگاهی جمعی و تفکر مستقل است. تا زمانی که جامعه به نقش‌های «پدر مقتدر» و «منجی نجات‌دهنده» وابسته باشد، تغییر واقعی در ساختار قدرت دشوار خواهد بود. اما اگر بتوانیم این الگوها را تحلیل و نقد کنیم، فرصت ایجاد نهادسازی، مسئولیت‌پذیری جمعی و گریز از اطاعت کورکورانه فراهم می‌شود.

در نهایت، این یادداشت دعوتی است به نگاهی آگاهانه و انتقادی به شعارها و نمادهایی که روان جمعی را شکل می‌دهند؛ فهم اینکه قدرت چگونه با ناخودآگاه ما بازی می‌کند، نخستین قدم برای تغییر و رشد جامعه است.

#کهن_الگو #یونگ #قدسی_سازی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا


@Dialigue1402
9🕊4
Forwarded from گفت‌وشنود
🔴 ‏بودجه اعلامی برخی از نهادهای مذهبی

🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان

🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان

🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان

🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان

🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان

#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔224
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار تیم‌های ملی ایران و مصر در مقدماتی جام جهانی که قرار است در شهر سیاتل آمریکا برگزار شود، از سوی برگزارکنندگان با عنوان «روز افتخار و رنگین‌کمانی» نام‌گذاری شده است. این موضوع با مخالفت هر دو کشور روبه‌رو شده؛ کشورهایی که هم از نظر حقوقی و هم ایدئولوژیک، همجنس‌گرایی را ممنوع می‌دانند و چنین نام‌گذاری‌ای را مغایر با ارزش‌های رسمی خود تلقی می‌کنند.

در همین چارچوب، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، به قم رفت و با مسئولان و علمای حوزه علمیه جلسه‌ای سه‌ساعته برگزار کرد. محور این نشست، نگرانی‌های مذهبی درباره فضای ورزشگاه‌ها، شعارهای هواداران و به‌ویژه همین مسابقه ایران و مصر بود.


تاج پس از جلسه اعلام کرد که حوزه علمیه قم «دغدغه‌های جدی» درباره برخی ناهنجاری‌ها در ورزشگاه‌ها و همچنین برگزاری بازی ایران و مصر با نمادهای رنگین‌کمانی داشته است. تاج تاکید کرد فدراسیون فوتبال علاقه‌ای ندارد این بازی با چنین نمادهایی برگزار شود و «به‌صورت جدی» به دنبال تغییر شرایط است. او همچنین گفت هر سه بازی تیم ملی در ماه محرم برگزار می‌شود و فدراسیون برای این موضوع نیز تدابیری خواهد اندیشید.

آنچه در این میان نگران‌کننده است، تداوم رویکرد «دیگری‌ستیزانه» در سیاست رسمی ایران است؛ رویکردی که نه‌تنها جامعه رنگین‌کمانی را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه با فشار، حذف و انکار، آن را به حاشیه می‌راند. مخالفت با نماد رنگین‌کمان، صرفا مخالفت با یک پرچم نیست، بلکه نشانه‌ای از تبعیض ساختاری علیه گروهی از انسان‌هاست که حق دیده‌شدن و امنیت دارند. مهم‌تر از آن، پرسش بنیادین این است که چرا علمای قم باید در هر حوزه‌ای از فرهنگ و هنر تا فوتبال و رویدادهای ورزشی دخالت کنند، حتی در موضوعاتی که نه تخصص آن را دارند و نه مسئولیت حقوقی‌اش را. این مسابقه، یک رویداد بین‌المللی تحت قوانین نهادهای جهانی فوتبال است، نه منبری مذهبی و نه عرصه اعمال سلیقه ایدئولوژیک داخلی. اصرار بر چنین مداخلاتی، بیش از آنکه از ارزش‌ها دفاع کند، انزوای بیشتر ورزش و جامعه ایران را در جهان رقم می‌زند.

#فوتبال #جامعه_رنگین_کمانی #حوزه_علمیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊155👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
‌وعده بهشت و جهنمی که جمهوری اسلامی ساخت
پیام همراهان

جمهوری اسلامی با وعده «بهشت» بر زمین قدرت رسید. وعده‌هایی که قرار بود عدالت، کرامت انسانی و رهایی از ظلم به همراه بیاورد، اما در عمل به سازوکاری برای توجیه قدرت، حذف منتقد و کنترل زندگی مردم تبدیل شد. بهشت موعود هرگز نیامد، اما جهنمی زمینی به‌تدریج ساخته شد؛ جهنمی از فقر، ترس و بی‌افقی.

فساد ساختاری، که با پوشش دین تقدیس شد، اعتماد عمومی را نابود کرد. رانت، تبعیض و مصونیت صاحبان قدرت در برابر قانون، نشان داد که «تقوا» نه معیار حکومت، بلکه ابزار تقسیم قدرت است. در این نظم، شهروندان برابر نیستند؛ وفاداران سهم دارند و منتقدان سهم‌شان سرکوب است.

آزادی‌ها از بیان و اندیشه تا سبک زندگی به نام حفظ ایمان محدود شد. دین که مدعی اخلاق بود، به ابزار نظارت و مجازات بدل گشت. نتیجه، جامعه‌ای خسته و خاموش است که در آن خلاقیت، امید و اعتماد فرسوده شده‌اند.

فقر عمومی، پیامد طبیعی حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک است؛ اقتصادی که به جای شایستگی، بر وفاداری می‌چرخد، آینده‌ای روشن نمی‌سازد. چشم‌انداز کشور تیره است و امید جمعی به حداقل رسیده؛ نسلی که وعده‌ها را شنید، اما جز هزینه نپرداخت.

وعده‌های حکومت دینی، اگر به پاسخگویی و حقوق شهروندی گره نخورد، نه بهشت می‌سازد و نه اخلاق. آنچه باقی می‌ماند، جامعه‌ای است که از وعده‌ها عبور کرده و به حقیقت زندگی روزمره خیره شده است.

#حکومت_مذهبی #حکومت_دینی #بهشت #جهنم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍20💯5🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
چرا مردم باید از حکومت دینی ناراضی باشند و چرا حق دارند اعتراض کنند؟

پیام همراهان

من به‌عنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضی‌ام که نام دین را یدک می‌کشد اما نتیجه‌ سیاست‌هایش فقر، تبعیض و بی‌عدالتی است.

وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمی‌توان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ له‌شده‌ی میلیون‌ها انسان است.

تورم، مردم را بیدار ‌کرده. وقتی هر روز فقیرتر می‌شویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژه‌های تبلیغاتی و دستگاه‌های پرهزینه می‌سپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد می‌شوند.

از سوی دیگر، سیاست‌های جنگ‌طلبانه و مداخله‌جویانه در منطقه، هزینه‌های سنگین نظامی و برنامه‌های هسته‌ای، و ماجراجویی‌های پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکه‌ای از رانت‌خواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت می‌شود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.

حکومت دینی وقتی پاسخ‌گو نیست، وقتی نقد را برنمی‌تابد و اعتراض را سرکوب می‌کند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست می‌دهد. دین اگر ابزار قدرت شود، به‌جای عدالت، توجیه‌گر بی‌عدالتی می‌شود. من ناراضی‌ام چون می‌بینم وعده‌ها جای خود را به فقر داده‌اند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر می‌شود.

مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما این‌قدر بی‌ارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بی‌عدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبه‌رو می‌شود.

به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
20
Forwarded from گفت‌وشنود
روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از سه مقام جمهوری اسلامی گزارش داد که هم‌زمان با شدت گرفتن اعتراضات در ایران، مقام‌های ارشد حکومت در نشست‌ها و گفت‌وگوهای خصوصی اذعان کرده‌اند که جمهوری اسلامی «وارد وضعیت بقا شده است».

این سه مقام همچنین گفتند که روز جمعه، پس از تهدید دونالد ترامپ، شورای عالی امنیت ملی نشست اضطراری شبانه‌ای برای بررسی چگونگی مهار اعتراضات و نیز آماده‌سازی برای احتمال حملات نظامی برگزار کرده است.

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، همچنین روز پنج‌شنبه به‌طور خصوصی با شماری از مدیران رسانه‌های وابسته به دولت دیدار کرده است.

این روزنامه به نقل از دو منبع آگاه نوشت که عراقچی این بحران را نبردی برای «بقای حاکمیت» جمهوری اسلامی و حتی کشور توصیف کرده است. او به این مدیران رسانه‌ای گفته است که چشم‌انداز مذاکرات با واشینگتن در حال حاضر وجود ندارد و تصمیم درباره تعامل با آمریکا در اختیار او نیست.

#اعتراضات_سراسرى #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊205👍3
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏سوختن «امامزاده سبز قبا»
دزفول⁩ ١٩ دی ١۴٠۴

تصاویر منتشر شده از بنا و مقبره
سوخته «امامزاده سبز قبا»
دزفول⁩ ١٩ دی ١۴٠۴


برخی جامعه‌شناسان ایران را در وضعیت «رنسانس عقیدتی» ناشی از فشارهای ایدئولوژیک حکومت دیکتاتوری دینی ارزیابی می‌کنند.

#اعتراضات_سراسری #حکومت_دینی #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
👌9💯3
Forwarded from گفت‌وشنود

حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی از منظر جورجو آگامبن


جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه‌ اندیشه‌های فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را به‌عنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل می‌کند.

از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق می‌کنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی به‌تدریج به یک وضعیت دائمی بدل می‌شود.

در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه می‌کند؛ شهروندان در ظاهر درون قانون‌اند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی می‌شوند.

در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت به‌طور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.

از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.

این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادی‌ها و گسترش حوزه‌های نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، همان‌گونه که آگامبن می‌گوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» می‌شود؛ یعنی انسان‌ها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدن‌ها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل می‌یابد، و دولت در قالب زیست‌سیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ می‌کند.

بحران به‌جای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومت‌ورزی بدل شده است.

در نتیجه، حکومت ایران را می‌توان نمونه‌ای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل می‌شود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.

آگامبن در تحلیل خود هشدار می‌دهد که چنین جوامعی به‌تدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل می‌شوند؛ جایی که مردم زنده‌اند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.

#جورجو_آگامبن #آگامبن #وضعیت_استثنایی #بحران #مشروعیت #حکومت_ایدئولوژیک #دیگرستیزی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

در گزارش‌هایی که از شهروندان دریافت می‌کنیم گفته می‌شود که در همه شهرها به خصوص از ساعت ۶ به بعد، چیزی شبیه حکومت نظامی برقرار می‌شود. حکومت قدم به قدم نیروهای امنیتی و بسیجی را مستقر کرده است و حتی برای این کار از کودک سربازان بسیجی هم استفاده می‌کند. حضور خودروهای زرهی و نفربرهای مجهز به تیربار برای ایجاد رعب و وحشت نیز گزارش شده است.
در برخی از شهرها ایست بازرسی کار گذاشته‌اند و گوشی‌های موبایل شهروندان را بازرسی می‌کنند.
این ویدیو شهر مشهد را نشان می‌دهد. ویدیو را وحید آنلاین منتشر کرده است.

جمهوری اسلامی با وجود کشتار بی‌سابقه و جنایت علیه بشریت، همچنان از خشم مردم در هراس است. این جنایت در حافظه تاریخی مردم ایران ثبت می‌شود مردمی که در خون غلطیدن یارانشان و رد خون برجا مانده بر خیابان را از نزدیک دیده‌اند.

#مشهد #حکومت_نظامی #انقلاب_۱۴۰۴ #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفت‌وشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع

پیام همراهان

در حکومت‌های ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه به‌تدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف می‌شود. وقتی فرمان‌برداری از قدرت با ایمان گره می‌خورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی می‌شود. این جابه‌جاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم می‌کند که در بزنگاه‌های بحرانی، آماده‌ی اعمال خشونت علیه جامعه‌ی خود هستند.

نظام آموزشی، رسانه‌های رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزاره‌هایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولی‌فقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل می‌کنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار می‌کند. در چنین ساختاری، خشونت نه به‌عنوان نقض ارزش‌های انسانی، بلکه به‌مثابه انجام «وظیفه» فهم می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فرد از تعریف‌های معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیت‌پذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله می‌گیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف می‌شود.

حکومت دینی تمامیت‌خواه، با دوگانه‌سازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنه‌گر»، فرایند انسان‌زدایی از معترضان را تسهیل می‌کند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نه‌تنها مجاز، بلکه فضیلت‌مند جلوه داده می‌شود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجهه‌ی اخلاقی با رنج دیگری معاف می‌کند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله می‌دهد.

پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیان‌های اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل می‌شود، نه‌تنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست می‌دهد، بلکه در برابر چرخه‌های تکرارشونده‌ی خشونت ناتوان می‌ماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ می‌کند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل می‌دهد و جامعه را در برابر خشونت سازمان‌یافته بی‌دفاع‌تر می‌سازد.

#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10👍7🕊3
Forwarded from گفت‌وشنود
دیالوگ در برابر مونولوگ
بازگشت به امر سیاسی؛ عبور از حکومت

پیام همراهان

چیزی به نام سیاستِ جمهوری اسلامی وجود ندارد. آن‌چه نیم‌قرن دیده‌ایم حکومتِ جمهوری اسلامی است. حکومت چیزی نیست مگر استقرار دائمیِ یک یا تنی‌چند حاکم. حکومت، انسداد رابطه است و در برابر آن سیاست قرار دارد که افتتاحِ دائمیِ رابطه‌ها است.
سیاست پیش از شکل‌گیری مستلزم وجود امرِ سیاسی (The political) است و امر سیاسی یعنی آن‌چه برآمده از رابطه‌ی انسان‌ها باشد.
انسان در جمهوریِ فقه‌بنیادِ اسلامی، موضوع است. هم تن و هم جان‌اش موضوع دست‌کاریِ تمام‌عیارِ دم‌ودست‌گاهِ فقه و حکومت فقهی است. فقیهِ واضع به روی موضوع و برای او و به جای او هرچه می‌خواهد وضع می‌کند. انسانِ مطلوبِ فقیه انسان مطلقاً اقتدارپذیر است و خودِ فقیه اساساً ناسیاسی و البته ضدّ سیاسی است. حکومت به‌طور عام و حکومتِ فقهی به طور خاص، برآمده از انحصارِ رابطه است.
فقه اگرچه از اقتدار مایه می‌گیرد اما با انحصار آن، خصلت رابطه‌وار آن‌را دفع می‌کند و به جای‌اش تقلید را تاسیس می‌کند (مقلَد و مقلِد). فقه، تنظیم و تنسیقِ یک‌طرفه‌ی اقتدار است و تلاش می‌کند که اقتدار را نزد خود یک‌جانشین کند. به همین دلیل است که مونولوگ یا تک‌گویی (منبررفتنِ یک‌طرفه) همیشه مطلوبِ روحانیون و فقها است. در حکومت جمهوری اسلامی، پای چنین وضعیتی به عرصه‌ی عمومی باز شد. فقه، صرفاً چارچوب‌هایی انتزاعی برای انسان‌های مقلِد و فقه‌پذیر نیست؛ بلکه منظومه‌ای از تکنیک‌هاست که هدف غائی‌اش اضمحلال ماهیتِ رابطه‌ایِ انسان‌هاست. سپس با استقرار حکومت، امکان‌های پیدایش سیاست را متلاشی می‌کند و عرصه‌ی عمومی را به حکومتِ محض تبدیل می‌سازد.
امر سیاسی اما، اقتدار را چونان پدیده‌ای منتشَر در انسان‌ها به رسمیّت می‌شناسد و در صورتی که موفق به تاسیس سیاست شود اقتدارِ رابطه‌ای را بنیاد حکم‌رانی قرار می‌دهد. یعنی اقتداری که در رابطه‌ها و از رابطه‌ها شکل می‌گیرد و دیالوگ (همه‌گویی، گفت‌وگو) مبنای وجودیِ آن است. امر سیاسی با آن شکل از قدرت سروکار دارد که نزد همه است و پیشاپیش در متن و بطن جامعه و افرادِ جامعه قرار دارد. فقط امر سیاسی می‌تواند منبع پیدایش سیاست باشد.
هر بینشی که انسانِ سیاسی را نادیده بگیرد؛ هر کنشی که به امحاءِ اقتدارِ رابطه‌محور بپردازد، پیشاپیش زوال و انهدام سیاست را اعلام کرده است. چنین بینش و چنین کنشی، انحصار اقتدار است و به‌وجودآوردنده‌ی حکومتِ محض.
بیاییم برای نخستین‌بار در تاریخ‌مان از هر چه حکومت است و از هرچه به حکومت شبیه است درگذریم و سیاست را برپا سازیم.


این متن دیدگاه یکی از مخاطبان تواناست.
شما چطور فکر می‌کنید؟

#حکومت_فقهی #امر_سیاسی #دیالوگ #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10👌1