Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واکنش تند حسین علیزاده به حکم شلاق عوامل «کاروانسرا»: عصر حجر مقابل چشمان ماست
استاد حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته ایرانی، در مراسم بزرگداشت استیون بلام که به همت مجله بخارا برگزار شد، ضمن محکوم کردن صدور حکم شلاق برای دستاندرکاران کنسرت مجازی «کاروانسرا»، این حکم را نشانهای از تداوم رویکردهای سرکوبگرانه علیه هنرمندان دانست.
او در بخشی از سخنان خود با اشاره به محکومیت جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان گفت: «الان متأسفم که در روزی صحبت میکنم که تعدادی از هنرمندان ما به شلاق محکوم شدهاند؛ یعنی عصر حجر جلوی چشم ماست. همه این دوستان را میشناسم؛ بسیار بااستعداد و موسیقیدانان بسیار خوبی هستند.»
علیزاده با تأکید بر نقش هنر در پرورش شجاعت و آزادگی افزود: «شجاعت یکی از چیزهایی است که هنر به آدم میدهد. وقتی ذهن و دلت پر از عشق باشد، آدم شجاعی میشی. من اول به شجاعت این دوستان تبریک میگویم و در عین حال این تصمیم را که گرفته شده، محکوم میکنم.»
او سپس با لحنی تلخ و کنایهآمیز اظهار داشت: «پیشنهاد میکنم تعداد شلاقها را بین ما تقسیم کنند. من هفتاد تا شلاق را قبول میکنم. البته موضوع شوخیبردار نیست، اما این طنز تلخی است که میگویم.»
کنسرت مجازی «کاروانسرا» سال گذشته با خوانندگی پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان برگزار شد. چند روز پیش احکام صادرشده برای عوامل این برنامه رسانهای شد و بر اساس آن، تمامی دستاندرکاران از جمله پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.
انتشار این احکام با واکنش گسترده هنرمندان، فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. همزمان، کمپینی با این مطالبه شکل گرفته که خوانندگان و هنرمندان مرد در حمایت از پرستو احمدی و دیگر محکومان این پرونده موضعگیری کرده و صدای اعتراض خود را بلندتر کنند.
#پرستو_احمدی #کاروانسرا #حسین_علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
استاد حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته ایرانی، در مراسم بزرگداشت استیون بلام که به همت مجله بخارا برگزار شد، ضمن محکوم کردن صدور حکم شلاق برای دستاندرکاران کنسرت مجازی «کاروانسرا»، این حکم را نشانهای از تداوم رویکردهای سرکوبگرانه علیه هنرمندان دانست.
او در بخشی از سخنان خود با اشاره به محکومیت جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان گفت: «الان متأسفم که در روزی صحبت میکنم که تعدادی از هنرمندان ما به شلاق محکوم شدهاند؛ یعنی عصر حجر جلوی چشم ماست. همه این دوستان را میشناسم؛ بسیار بااستعداد و موسیقیدانان بسیار خوبی هستند.»
علیزاده با تأکید بر نقش هنر در پرورش شجاعت و آزادگی افزود: «شجاعت یکی از چیزهایی است که هنر به آدم میدهد. وقتی ذهن و دلت پر از عشق باشد، آدم شجاعی میشی. من اول به شجاعت این دوستان تبریک میگویم و در عین حال این تصمیم را که گرفته شده، محکوم میکنم.»
او سپس با لحنی تلخ و کنایهآمیز اظهار داشت: «پیشنهاد میکنم تعداد شلاقها را بین ما تقسیم کنند. من هفتاد تا شلاق را قبول میکنم. البته موضوع شوخیبردار نیست، اما این طنز تلخی است که میگویم.»
کنسرت مجازی «کاروانسرا» سال گذشته با خوانندگی پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان برگزار شد. چند روز پیش احکام صادرشده برای عوامل این برنامه رسانهای شد و بر اساس آن، تمامی دستاندرکاران از جمله پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.
انتشار این احکام با واکنش گسترده هنرمندان، فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. همزمان، کمپینی با این مطالبه شکل گرفته که خوانندگان و هنرمندان مرد در حمایت از پرستو احمدی و دیگر محکومان این پرونده موضعگیری کرده و صدای اعتراض خود را بلندتر کنند.
#پرستو_احمدی #کاروانسرا #حسین_علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
👌37❤20👍4🕊2
پدر زندهباد وحید بنیعامریان، زندانی سیاسی که پانزدهم فروردین ماه توسط حکومت جمهوری اسلامی اعدام شد، در اینستاگرام سوالی دردناک نوشت: قیر وحید کجاست؟
جمهوری اسلامی هنوز پیکر وحید بنیعامریان و سایر اعدام شدگان را به خانوادهها تحویل نداده و در صورت دفن کردن پیکرها آدرس مزارشان را نیز نگفته است. هنوز خانوادههای بسیاری از قربانیان جنایت جمهوری اسلامی آدرس مزار عزیزان خود را ندارند.
طبق خبرهایی که به آموزش شده توانا رسیده است، برخی از خانوادهها فکر میکنند که شاید عزیزانشان هنوز زنده باشند.
ممانعت از سوگواری، نداشتن محل مزار و عدم تحویل پیکر عزیزان در واقع شکنجه خانوادههاست. این حق خانوادههای کشته شدگان است که دست کم بدانند مزار عزیزانشان کجاست و با حضور در آن محل بلکه دلشان آرام بگیرد.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #وحید_بنی_عامریان
@Tavaana_TavaanaTech
پدر زندهباد وحید بنیعامریان، زندانی سیاسی که پانزدهم فروردین ماه توسط حکومت جمهوری اسلامی اعدام شد، در اینستاگرام سوالی دردناک نوشت: قیر وحید کجاست؟
جمهوری اسلامی هنوز پیکر وحید بنیعامریان و سایر اعدام شدگان را به خانوادهها تحویل نداده و در صورت دفن کردن پیکرها آدرس مزارشان را نیز نگفته است. هنوز خانوادههای بسیاری از قربانیان جنایت جمهوری اسلامی آدرس مزار عزیزان خود را ندارند.
طبق خبرهایی که به آموزش شده توانا رسیده است، برخی از خانوادهها فکر میکنند که شاید عزیزانشان هنوز زنده باشند.
ممانعت از سوگواری، نداشتن محل مزار و عدم تحویل پیکر عزیزان در واقع شکنجه خانوادههاست. این حق خانوادههای کشته شدگان است که دست کم بدانند مزار عزیزانشان کجاست و با حضور در آن محل بلکه دلشان آرام بگیرد.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #وحید_بنی_عامریان
@Tavaana_TavaanaTech
💔47❤3🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاشار تبریزی از حدود ۵ ماه پیش در زندان به سر میبرد. در طی مدت دچار چندین بیماری شده و مدتی را هم در سلول انفرادی سپری کرده است.
مادر یاشار تبریزی در این ویدیو میگوید که پسر من وقتی به زندان میرفت سالم بود و از وضعیت لامتی کنونی او ابراز نگرانی میکند.
مادر یاشار یگوید که پسرم صدای مردم بود، و از مردم درخواست میکند که صدای یاشار باشند.
#یاشار_تبریزی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
مادر یاشار تبریزی در این ویدیو میگوید که پسر من وقتی به زندان میرفت سالم بود و از وضعیت لامتی کنونی او ابراز نگرانی میکند.
مادر یاشار یگوید که پسرم صدای مردم بود، و از مردم درخواست میکند که صدای یاشار باشند.
#یاشار_تبریزی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤30💔19🕊9
Forwarded from گفتوشنود
انحصار حقیقت و خشونت فکری؛
بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی
در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسانها میتوانند دربارهی مسائل گوناگون اختلافنظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیهی «بیاییم توافق کنیم که اختلافنظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفتوگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق میداند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فیالارض» سرکوب میکند.
از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتابها و رسانهها، محرومکردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمنهای مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونههایی از این سیاستاند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب میآید.
پیامد این انحصار، جامعهای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان میآورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بیاعتمادی، خشم و فاصلهی روزافزون میان مردم و حاکمان میانجامد.
اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطهی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسانسازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه میکند. همین خشونت فکری است که زمینهی خشونت سیاسی و اجتماعی گستردهتر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است.
تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آیندهای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بیهراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند.
#ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی
در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسانها میتوانند دربارهی مسائل گوناگون اختلافنظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیهی «بیاییم توافق کنیم که اختلافنظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفتوگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق میداند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فیالارض» سرکوب میکند.
از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتابها و رسانهها، محرومکردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمنهای مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونههایی از این سیاستاند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب میآید.
پیامد این انحصار، جامعهای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان میآورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بیاعتمادی، خشم و فاصلهی روزافزون میان مردم و حاکمان میانجامد.
اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطهی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسانسازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه میکند. همین خشونت فکری است که زمینهی خشونت سیاسی و اجتماعی گستردهتر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است.
تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آیندهای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بیهراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند.
#ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4❤3💯2👌1
هفدهمین سالگرد زخمی که هرگز التیام نیافت، روایت دو سال نبرد علیرضا صبوری با یک گلوله ، نامی که نباید فراموش بشود.
فرزند ایران و جان فدای میهن:
جاویدنام ، علیرضا صبوری.💔
هفده سال از آن روز تلخ میگذرد؛ از روزی که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، گلولهای جنگی و بیرحم از پایگاه بسیج مقداد بر سر جوانی ۲۲ ساله فرود آمد؛ جوانی که جز آرزوی آزادی و روشنایی برای سرزمینش در دل نداشت.
آن گلوله تنها جمجمه علیرضا صبوری را نشکافت؛
رویاهایش را در هم کوبید، جوانیاش را ربود،
و زندگیاش را به مسیری از درد، رنج و تنهایی کشاند.
علیرضا آن روز کشته نشد؛
او محکوم شد که دو سال تمام با مرگ زندگی کند.
دو سال با تکهای از همان گلوله در مغزش،
دو سال با دردهایی که هیچ واژهای توان توصیفشان را ندارد،
دو سال با زخمهایی که هرگز التیام نیافتند.
او ایستاد. تحمل کرد. جنگید.
اما هر روز، بخشی از جانش زیر سایه همان گلوله خاموش میشد.
از بیمارستانهای تهران تا روزهای تلخ آوارگی و غربت،
از ترکیه تا آمریکا،هیچ پزشکی نتوانست آن زخم عمیق را درمان کند.
گلوله در سرش باقی ماند؛همان گلولهای که آرامآرام زندگی را از او گرفت.
سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۹۰، علیرضا در غربت، دور از وطن و دور از بسیاری از عزیزانش، چشم بر جهان بست. نه بر اثر یک حادثه،بلکه بر اثر زخمی که دو سال پیشش بر او تحمیل شد؛ زخمی که هر روز جانش را ذرهذره میفرسود. پیکر علیرضا صبوری مسیر دشوار دیگری را پیمود تا سرانجام در ۳۰ دی ۱۳۹۰ در گورستان ویلمرزدورف برلین، در آغوش خاکی آرام بگیرد.
در هفدهمین سالگرد آن شلیک شوم، نام علیرضا صبوری را با احترام و اندوه به یاد میآوریم. جوانی که گلوله نتوانست آرمانش را بکشد، جوانی که رنج را تاب آورد اما تسلیم نشد و جوانی که اگرچه جسمش خاموش شد، اما یادش همچنان در حافظه تاریخ زنده است.
هفده سال گذشته است،
اما هنوز میتوان صدای آن گلوله را شنید؛
گلولهای که زندگی یک انسان را تاریک کرد،
خانوادهای را داغدار کرد،
و زخمی بر وجدان یک ملت گذاشت.
یاد جاویدنام علیرضا صبوری گرامی و جاودان باد.
نامش زنده، راهش روشن و خاطرهاش فراموشنشدنی است.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#علیرضا_صبوری
@Tavaana_TavaanaTech
فرزند ایران و جان فدای میهن:
جاویدنام ، علیرضا صبوری.💔
هفده سال از آن روز تلخ میگذرد؛ از روزی که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، گلولهای جنگی و بیرحم از پایگاه بسیج مقداد بر سر جوانی ۲۲ ساله فرود آمد؛ جوانی که جز آرزوی آزادی و روشنایی برای سرزمینش در دل نداشت.
آن گلوله تنها جمجمه علیرضا صبوری را نشکافت؛
رویاهایش را در هم کوبید، جوانیاش را ربود،
و زندگیاش را به مسیری از درد، رنج و تنهایی کشاند.
علیرضا آن روز کشته نشد؛
او محکوم شد که دو سال تمام با مرگ زندگی کند.
دو سال با تکهای از همان گلوله در مغزش،
دو سال با دردهایی که هیچ واژهای توان توصیفشان را ندارد،
دو سال با زخمهایی که هرگز التیام نیافتند.
او ایستاد. تحمل کرد. جنگید.
اما هر روز، بخشی از جانش زیر سایه همان گلوله خاموش میشد.
از بیمارستانهای تهران تا روزهای تلخ آوارگی و غربت،
از ترکیه تا آمریکا،هیچ پزشکی نتوانست آن زخم عمیق را درمان کند.
گلوله در سرش باقی ماند؛همان گلولهای که آرامآرام زندگی را از او گرفت.
سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۹۰، علیرضا در غربت، دور از وطن و دور از بسیاری از عزیزانش، چشم بر جهان بست. نه بر اثر یک حادثه،بلکه بر اثر زخمی که دو سال پیشش بر او تحمیل شد؛ زخمی که هر روز جانش را ذرهذره میفرسود. پیکر علیرضا صبوری مسیر دشوار دیگری را پیمود تا سرانجام در ۳۰ دی ۱۳۹۰ در گورستان ویلمرزدورف برلین، در آغوش خاکی آرام بگیرد.
در هفدهمین سالگرد آن شلیک شوم، نام علیرضا صبوری را با احترام و اندوه به یاد میآوریم. جوانی که گلوله نتوانست آرمانش را بکشد، جوانی که رنج را تاب آورد اما تسلیم نشد و جوانی که اگرچه جسمش خاموش شد، اما یادش همچنان در حافظه تاریخ زنده است.
هفده سال گذشته است،
اما هنوز میتوان صدای آن گلوله را شنید؛
گلولهای که زندگی یک انسان را تاریک کرد،
خانوادهای را داغدار کرد،
و زخمی بر وجدان یک ملت گذاشت.
یاد جاویدنام علیرضا صبوری گرامی و جاودان باد.
نامش زنده، راهش روشن و خاطرهاش فراموشنشدنی است.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#علیرضا_صبوری
@Tavaana_TavaanaTech
💔41🕊4❤3
صدور احکام سنگین برای وکلای دادگستری در ایران، بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت استقلال وکالت و حق دفاع را افزایش داده است.
در همین زمینه، آموزشکده توانا در یک نشست کلابهاوسی با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان» به بررسی احکام صادرشده علیه وکلا و پیامدهای آن برای حق دفاع و دادرسی عادلانه میپردازد.
این برنامه روز
دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
برگزار خواهد شد.
در تازهترین نمونه تهدید وکلا، جواد علیکردی، وکیل دادگستری زندانی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، تبعید، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائم از حرفه وکالت محکوم شده است.
جواد علیکردی آذرماه ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. او برادر زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، است که در سال ۱۴۰۴ به شکلی مشکوک جان باخت.
لینک شرکت در برنامه
https://tinyurl.com/33mz38mn
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جواد_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
در همین زمینه، آموزشکده توانا در یک نشست کلابهاوسی با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان» به بررسی احکام صادرشده علیه وکلا و پیامدهای آن برای حق دفاع و دادرسی عادلانه میپردازد.
این برنامه روز
دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
برگزار خواهد شد.
در تازهترین نمونه تهدید وکلا، جواد علیکردی، وکیل دادگستری زندانی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، تبعید، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائم از حرفه وکالت محکوم شده است.
جواد علیکردی آذرماه ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. او برادر زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، است که در سال ۱۴۰۴ به شکلی مشکوک جان باخت.
لینک شرکت در برنامه
https://tinyurl.com/33mz38mn
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جواد_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
👍4💔3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8🕊1
Forwarded from گفتوشنود
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊13👍2❤1
محسن لشگری از جمله دستاندرکاران پروژه «کنسرت کاروانسرا» است؛ اجرایی که انتشار آن با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد اما برای عوامل آن پروندههای قضایی و احکام سنگین به همراه داشت.
دادگاه کیفری استان قم، محسن لشگری را به همراه پرستو احمدی و هفت تن دیگر از اعضای این گروه موسیقی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم کرده است. اتهام مطرحشده علیه این هنرمندان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» عنوان شده است.
«کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ با اجرای پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان و عوامل اجرایی منتشر شد. این اجرا که بدون حجاب اجباری خواننده ضبط و در فضای مجازی منتشر شد، با استقبال گسترده کاربران روبهرو شد.
در پی انتشار این ویدئو، قوه قضائیه برای دستاندرکاران این برنامه پرونده قضایی تشکیل داد و کاروانسرای تاریخی «دیرگچین» ـ محل اجرای این برنامه موسیقی ـ را پلمب کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
دادگاه کیفری استان قم، محسن لشگری را به همراه پرستو احمدی و هفت تن دیگر از اعضای این گروه موسیقی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم کرده است. اتهام مطرحشده علیه این هنرمندان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» عنوان شده است.
«کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ با اجرای پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان و عوامل اجرایی منتشر شد. این اجرا که بدون حجاب اجباری خواننده ضبط و در فضای مجازی منتشر شد، با استقبال گسترده کاربران روبهرو شد.
در پی انتشار این ویدئو، قوه قضائیه برای دستاندرکاران این برنامه پرونده قضایی تشکیل داد و کاروانسرای تاریخی «دیرگچین» ـ محل اجرای این برنامه موسیقی ـ را پلمب کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊3
Forwarded from گفتوشنود
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونههای نسبتا بردبار شکوفایی فرهنگی تحت تسلط دینی شناخته میشود. در دوران خلافت عبدالرحمان سوم و سپس پسرش، الحَکم دوم، در این منطقه از اروپا، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعهای زندگی میکردند که ناظران همعصر به سبب دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرتگرایانهاش آن را ستایش میکردند.
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4💯1