آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
بسته شدن کی‌ اف‌ سی و باز شدن سفارت

کی‌اف‌سی (تازه از نوع حلالش) یک روز پس از شروع به کار در ایران٬ پلمپ شد. چرا؟

چرا یک «ساندویچی» باید این قدر مهم باشد که بستنش برای عده‌ای فتح الفتوح اگر نباشد٬ دست‌کم جلوگیری از نفوذ آمریکا به حساب بیاید؟

ساده و سرراستش را بخواهید٬ موضوع٬ موضوع نمادهاست٬ نمادهای تغییر. نمادها اهمیت دارند چون حکایت از چیزی واقعی می‌کنند. چیزی که در این سال‌‌ها زیر پوست #جامعه و در میان نسل‌های نوتر جریان داشته٬ عملاً جامعه‌ی ما را تغییر داده٬ و #نگرش‌ها و #ارزش‌ها و اولیت‌های مردمانش را دگرگون کرده است. اما دستگاه‌های تبلیغات رسمی با شلیک بی‌وقفه‌ی نمادهای رسمی به چشم و ذهن مردم٬ فقط تلاش می‌کنند (اغلب هم تلاشی مذبوحانه) که این تغییر را بپوشاند.
صاحبان قدرت٬ با جلوگیری از ترویج این #نمادها می‌خواهند بگویند درست است که #توافق_هسته‌ای را پذیرفته‌ایم٬ اما مبادا فکر کنید خانی رفته و خانی دیگر آمده. نه کشتیبان را سیاستی دگر آمده٬ نه قرار است ما همان جامعه‌ی بسته‌ی فرورفته در خودی که بودیم و هستیم٬ نباشیم. ما هنوز می‌خواهیم به #توهم مبارزه با آمریکا ادامه دهیم و نمادهای این #آمریکا‌ستیزی را سرپا نگه داریم.

وقتی فروشگاه‌‌هایی که حتی در اصل هم آمریکایی نیستند اما نماد آمریکایی محسوب می‌شوند قرار باشد در ایران باز باشند و مردم برای خرید محصولات (بعضاُ مزخرفشان) صف ببندند٬ آن وقت نشانه‌ای آشکاری وجود خواهد داشت از این که مردم بسیاری آن‌گونه که حاکمان می‌خواهند٬ فکر و زندگی نمی‌کنند. به زبان بی زبانی٬ این چنین حکمرانانی و چنین شیوه‌ی حکمرانی را نمی‌خواهند.

در واقع٬ با بستن یک ساندویچی تلاش می‌کنند گربه را دم حجله بکشند. کی‌ اف سی را می‌بندند٬ مبادا روز دیگری عده‌ای به فکر بازکردن سفارت آمریکا در تهران بیافتند. سفارت #آمریکا در ایران را هم نمی‌‌خواهند بازگشایی شود٬ چون صف بلند ویزای پشت در #سفارت درست همان معنایی را خواهد داشت که صف کوتاه منتظران برای غذای کی اف سی.

حسین قاضیان، جامعه‌شناس
@Tavaana_Tavaanatech
پیروزی گروگان‌گیری ایرانی
هیئت سردبیری «وال‌استریت‌ژورنال»

اگر تا کنون کمترین شکی وجود داشت، اکنون به یقین می‌دانیم که جیسون رضاییان، خبرنگار واشنگت‌ پست و سه امریکایی دیگر گروگان امتیازدهی‌های امریکا بوده‌اند. روز شنبه روشن شد که خون‌بها، ۱۰۰ میلیارد دلار و تبادل زندانیانی بوده است که ناقض قوانین ایالات متحده بوده‌اند. سپاه پاسداران باید نام این عملیات را «جاروی تمیز» بگذارد.
زمانبندی این آزادسازی نمی‌توانست تصادفی باشد. ایرانیان می‌خواستند اطمینان حاصل کنند چک‌های دیپلماتیک آقای اوباما وصول‌شدنی است. در این روز، تحریم‌های بین‌المللی برداشته شده و در زمینه #نفت و #انرژی ایران تقویت خواهد شد.

ما شادمان هستیم که امریکایی‌ها به کشورشان باز می‌گردند، اگرچه هیچ توجیه قانونی برای بازداشت‌شان وجود نداشت. آقای رضاییان سال ۲۰۱۴ دستگیر شد و بدون مدرک، متهم به جاسوسی شد. دیگر آزادشدگان امیر حکمتی، تفنگدار نیروی دریایی سابق، کشیش مسیحی سعید عابدینی، و نصرت‌اله خسروی رودسری است که بازداشت‌ش تا امروز علنی نشده بود.
#ایرانیان برای #آزادی امریکایی‌ها، تقاضای سنگینی داشتند. هفت ایرانی محکوم شده در ایالات متحده که اغلب مرتکب جرم نقض تحریم‌های ایالات‌متحده شده‌اند آزاد شده‌اند. ایران مجرمینی که در برنامه‌های نظامی‌اش به او یاری رسانده است را پس می‌گیرند و ما بی‌گناهان را این معامله شباهت زیادی با تبادل‌های #نابرابری که دولت اوباما پیشتر با کوبا و طالبان انجام داده است دارد.

ایالات متحده نتوانست موضوع رابرت لوینسون که ایران می‌گوید از جایش خبر ندارد را روشن کند. به علاوه سیامک نمازی که از اکتبر زندانی شده و متهم به جاسوسی است اگرچه هیچ مدرکی ارایه نشده، هم در ایران باقی ماند، احتمالا برای #باج‌خواهی بعدی.
دولت اوباما همچنین موافقت کرده نام ۱۴ ایرانی را از لیست اینترپل خارج کند. یکی از اینها، مدیرعامل ماهان ایر است که متهم است کمک نظامی به دولت بشار اسد می‌رساند.
مبادله زندانی، دلیل مشی مذبذب اوباما در تحریم‌ها را روشن می‌کند. در ماه دسامبر، ایران دو بار موشک‌های بالیستیک آزمایش کرد، و دولت اوباما هیچ واکنشی نشان نداد. دولت اوباما به کنگره گفت که نام ۱۲ نفر را بابت این آزمایش‌ها در لیست تحریم‌ها قرار خواهد داد و بلافاصله سکوت اختیار کرد و موضوع را پی نگرفت.

اما رویترز گزارش داد که جواد ظریف به جان کری اخطار کرده بود که در صورت اعمال تحریم، خبری از #مبادله #زندانی که ماه‌ها به صورت پنهانی در حال انجام بود نخواهد بود. بعد از خروج امریکایی‌ها از ایران، تحریم‌های رقیق شد و محدودی علیه کسانی که به تامین تسلیحاتی پرداخته‌اند اعمال شد ولی ایران وعده داده است آزمایشات موشکی‌اش را تسریع کند.

همه‌ی اینها نشان می‌دهد پیش‌بینی کارشناسان درباره‌ی توافق اتمی صحیح بوده است: غرب با مدارای تمام رفتار خواهد کرد مبادا مفاد #توافق از سوی ایران بی‌اثر اعلام بشود و #ایران هم به بلندپروازی‌های منطقه‌ای‌اش ادامه خواهد داد. #ایرانیان باز اثبات کردند در دولت اوباما، #گروگان‌گیری آمریکایی‌ ها پاداش نظامی سیاسی بالایی دارد.

ترجمه: دانیال جعفری
@Daniel Jafari

لینک مطلب:
http://goo.gl/GL0PG1

@Tavaana_Tavaanatech
Forwarded from گفت‌وشنود
«توافق بر سر عدم توافق» از آن دست اصطلاحاتی است که در ایالات متحده آمریکا کاربرد فراوان دارد:
Let’s agree to disagree

این عبارت به معنای آن است که طرفین یک بحث
خاص وقتی از استدلال همدیگر قانع نشدند جای آنکه این عدم توافق را سمت درگیری بیشتر، غیرضروری و نامطلوب ببرند تلاش می‌کنند با اعلام «توافق بر سر عدم توافق»، مواضع همدیگر را تحمل کنند.
این عبارت از قرن ۱۸ در آمریکا نمود یافت و البته ریشه آن به قرن‌های دورتر باز می‌گردد.

«جان وسلی» که یکی از کسانی که از منادیان این نگاه در ایالات متحده آمریکا بوده است، در نامه‌ای تاکید می‌کند که کسانی که خواهان زندگی در صلح هستند بایستی توافق کنند که در بسیاری از چیزها با دیگران اختلاف نظر دارند و ضمن پذیرش چنین مسئله‌ای نباید بگذارند این واقعیت آنان را از هم جدا سازد.
به نظر می‌رسد ما ایرانیان به چنین نگاهی سخت نیازمندیم. ایرانیان به علت گوناگونی نگاه و چشم‌اندازها نیازمند آن هستند که به جای کشاندن چنین اختلاف‌نظرهایی به سمت نزاع‌هایی زیان‌آفرین، از آن چشم‌اندازهایی مداراجویانه بسازند.
توافق بر سر عدم توافق! موافق هستید؟

#گفتگو_توانا #توافق #مذاکره #گفتگو
@Dialogue1402
👍332
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقری‌نیا: برای نجات ایران و عبور از جمهوری اسلامی، روی حداقل‌ها و اصول مشترک توافق کنیم

دکتر حسن باقری‌نیا در اظهاراتی تازه، خواستار کنار گذاشتن اختلافات ایدئولوژیک میان جمهوری‌خواهان و طرفداران پادشاهی مشروطه و تمرکز بر اصول حداقلی برای عبور از جمهوری اسلامی شد. وی تأکید کرد که «آزادی بیان، دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، جدایی دین از حکومت، تمامیت ارضی و پذیرش رأی مردم برای تعیین نوع حکومت آینده» می‌تواند مبنای اتحاد طیف‌های مختلف سیاسی باشد.
او علت شکل نگرفتن این اتحاد را به فضای استبدادی دهه‌های گذشته نسبت داد؛ فضایی که در آن اعتماد آسیب دیده و ذهن‌ها به حذف رقیب خو گرفته‌اند. باقری‌نیا همچنین نقش ارتش سایبری جمهوری اسلامی را در ایجاد تفرقه میان نیروهای مخالف برجسته دانست و گفت این پروژه‌ها با جعل هویت و پخش شایعات، مانع همگرایی می‌شوند.
وی با یادآوری تجربه تلخ انقلاب ۵۷ و حذف تدریجی نیروهای انقلابی توسط خمینی هشدار داد که نباید اجازه تکرار این سناریو را داد و تأکید کرد: «هیچ‌کس نباید تا ابد حذف شود، تنها مردم ایران باید تصمیم بگیرند.»
او در پایان خواستار پرهیز از ورود به بحث‌های اختلاف‌برانگیز نظیر شکل حکومت شد و پیشنهاد کرد منشوری حداقلی برای همکاری تنظیم، شورایی فراگیر تشکیل، و پروژه‌های عملیاتی مشترک تعریف شود تا از دل عمل، اعتماد دوباره ساخته شود.


#حسن_باقری‌نیا #توافق #همبستگی #ایران_آزاد #اتحاد_رمز_پیروزی #برای_ایران #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌34👍76🕊1

انحصار حقیقت و خشونت فکری؛
بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی

در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مسائل گوناگون اختلاف‌نظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیه‌ی «بیاییم توافق کنیم که اختلاف‌نظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفت‌وگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق می‌داند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فی‌الارض» سرکوب می‌کند.

از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتاب‌ها و رسانه‌ها، محروم‌کردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمن‌های مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونه‌هایی از این سیاست‌اند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب می‌آید.

پیامد این انحصار، جامعه‌ای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان می‌آورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بی‌اعتمادی، خشم و فاصله‌ی روزافزون میان مردم و حاکمان می‌انجامد.

اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسان‌سازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه می‌کند. همین خشونت فکری است که زمینه‌ی خشونت سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است.

تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بی‌هراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند.

#ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
14👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
تناقض بقا
چرا توافق سیاسی در جمهوری اسلامی به «گشایش داخلی» نمی‌انجامد؟

این پرسش که آیا جمهوری اسلامی «اصلاح‌پذیر» است، بیش از آنکه یک بحث تئوریک باشد، تجربه‌ای است که جامعه ایران در چهار دهه گذشته با گوشت و پوست خود لمس کرده است. بسیاری امیدوارند که با نهایی شدن توافقات احتمالی با آمریکا و آزادسازی منابع ارزی، حکومت دست به گشایش‌های سیاسی و اجتماعی بزند؛ اما شواهد موجود، روایت متفاوتی از «ذات بقای ایدئولوژیک» این نظام ارائه می‌دهد.

سیاست جمهوری اسلامی همواره «سینوسی» بوده است؛ به این معنا که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، چه در مواجهه با جنگ و چه در اعتراضات و بحران های داخلی، حکومت از برخی مواضع ایدئولوژیک خود به‌صورت تاکتیکی عقب‌نشینی می‌کند تا «امنیت نسبی» را بازسازی کند. اما بلافاصله پس از عبور از بحران و رسیدن به ثبات، نه تنها گشایشی رخ نمی‌دهد، بلکه سرکوب‌ها با شکل‌های نو بازمی‌گردند.

دقیقا در شرایطی که مردم زیر فشار تورم افسارگسیخته و دلار ۱۸۰ هزار تومانی در حال فروپاشی اقتصادی هستند، حاکمیت نه تنها «قرارداد اجتماعی» را بازنگری نمی‌کند، بلکه برای حفظ ابزار ترس، فشار بر سبک زندگی را به اوج رسانده است. همزمان با اخبار توافق، شاهد پلمب گسترده کافه‌ها و اماکن فرهنگی هستیم. صدور حکم شلاق برای پرستو احمدی و اعضای گروهش به جرم برگزاری یک کنسرت مجازی در یوتیوب، گواهی است بر این حقیقت که «آزادی» برای این حکومت، یک خط قرمز غیرقابل‌عبور است، حتی اگر در اوج نیاز به مشروعیت و آرامش باشد.

این اقدامات نشان می‌دهد که برای حاکمیت، «ثبات سیاسی» از طریق «سرکوب» به دست می‌آید، نه از طریق «رضایت عمومی». توافق با غرب برای جمهوری اسلامی نه راهی برای گشایش فضای تنفسی جامعه، که «اکسیژنی برای دستگاه سرکوب» است. حکومت با استفاده از درآمدهای حاصل از توافق، نه زیرساخت‌های اقتصادی را ترمیم می‌کند و نه به فشارهای اجتماعی پایان می‌دهد؛ بلکه منابع را صرف تقویت نهادهای امنیتی و بازتولید ایدئولوژی‌اش می‌کند.

در واقع، تداوم پلمب‌ها و احکام قضایی علیه هنرمندان در میانه بحران معیشتی، پیامی روشن به جامعه است: حکومت نه تنها اصلاح‌پذیر نیست، بلکه هرگونه گشایش در سیاست خارجی را فرصتی برای «تسویه‌حساب» با جامعه مدنی می‌بیند.

جمهوری اسلامی آموخته است که امتیاز دادن به «دشمن خارجی»، هزینه بقا برای «سرکوب داخلی» است. بنابراین، انتظار گشایش از سیستمی که موجودیتش را در گرو تقابل با سبک زندگی مدرن و خواسته‌های جامعه مدنی می‌داند، نوعی خوش‌خیالی تاریخی است. تا زمانی که ایدئولوژی حاکم بر ستون «دشمن‌تراشی» و «نظارت بر بدن و افکار مردم» استوار است، هیچ توافق خارجی نمی‌تواند منجر به «آزادی داخلی» شود؛ چرا که برای این نظام، آزادیِ شهروندان، بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت حکومت است.

#توافق #سرکوب #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍81👌1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
انحصار حقیقت و خشونت فکری؛
بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی

در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مسائل گوناگون اختلاف‌نظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیه‌ی «بیاییم توافق کنیم که اختلاف‌نظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفت‌وگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق می‌داند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فی‌الارض» سرکوب می‌کند.

از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتاب‌ها و رسانه‌ها، محروم‌کردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمن‌های مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونه‌هایی از این سیاست‌اند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب می‌آید.

پیامد این انحصار، جامعه‌ای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان می‌آورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بی‌اعتمادی، خشم و فاصله‌ی روزافزون میان مردم و حاکمان می‌انجامد.

اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسان‌سازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه می‌کند. همین خشونت فکری است که زمینه‌ی خشونت سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است.

تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بی‌هراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند.

#ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍53💯2👌1