آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.7K photos
41.3K videos
2.57K files
21.4K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
ساعتی پیش خبر مرگ یحیی سنوار منتشر شد.
یحیی ابراهیم سنوار، رئیس دفتر سیاسی حماس و رئیس حکومت حماس در نوار غزه بود.

یحیی ابراهیم سنوار از طراحان حمله تروریستی ۷ اکتبر به اسرائیل بود که در آن صدها غیرنظامی به وحشیانه‌ترین شکل ممکن قتل‌عام شدند.
یحیی سنوار سال‌ها پیش به دلیل قتل چندین شهروند اسرائیلی در زندان‌های اسرائیل بود. در همان زمان، به دلیل بیماری تومور مغزی، حال نامساعدی داشت. پزشکان اسرائیلی تومور مغزی او را جراحی کردند. 

یحیی سنوار، پس از درمان، در جریان تبادل زندانی بین اسرائیل و حماس آزاد شده بود.
او پس از آزادی همچنان در گروه تروریستی حماس فعال بود و در قتل و تجاوز و به گروگان‌گرفتن شهروندان اسرائیلی در عملیات ۷ اکتبر نقش مستقیم داشت.

#نه_به_جمهورى_اسلامى
#یاری_مدنی_توانا
#یحیی_سنوار

@Tavana_TavaanaTech
👌27👍9😍31
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوره حمایت روانی-اجتماعی از سلامت روانی زندانیان سیاسی در ایران


جلسه دوم: چالش‌های بهداشت روانی پس از آزادی از زندان سیاسی


در این جلسه، موضوع چالش‌های روانی پس از آزادی زندانیان سیاسی را بررسی خواهیم کرد. همین‌طور موضوع اختلال استرس پس از سانحه را در زندانیان سیاسی سابق بررسی می‌کنیم و از «مسیرهای مختلف پس از رویدادهای آسیب‌زا» خواهیم گفت و ملاحظه‌های درمان‌بخش در این زمینه را پی خواهیم گرفت. در بخش دیگری از این جلسه، مدل‌های واردات و محرومیت در تبیین اختلالات روانی زندانیان را بررسی می‌کنیم و درباره نقش هویت و معنا‌یابی پس از آزادی بحث می‌کنیم. در پایان هم خطر پزشکی‌سازی یا روانشناسی‌سازی را درباره زندانیان سیاسی به طور مفصل توضیح می‌دهیم.
با ما همراه باشید!



در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس


کانال واتس‌اپ دوره
کانال تلگرام دوره





#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات #شکنجه #حمایت_از_زندانیان_سیاسی #حمایت_روانی
👍7
Audio
دوره حمایت روانی-اجتماعی از سلامت روانی زندانیان سیاسی در ایران


جلسه دوم: چالش‌های بهداشت روانی پس از آزادی از زندان سیاسی


در این جلسه، موضوع چالش‌های روانی پس از آزادی زندانیان سیاسی را بررسی خواهیم کرد. همین‌طور موضوع اختلال استرس پس از سانحه را در زندانیان سیاسی سابق بررسی می‌کنیم و از «مسیرهای مختلف پس از رویدادهای آسیب‌زا» خواهیم گفت و ملاحظه‌های درمان‌بخش در این زمینه را پی خواهیم گرفت. در بخش دیگری از این جلسه، مدل‌های واردات و محرومیت در تبیین اختلالات روانی زندانیان را بررسی می‌کنیم و درباره نقش هویت و معنا‌یابی پس از آزادی بحث می‌کنیم. در پایان هم خطر پزشکی‌سازی یا روانشناسی‌سازی را درباره زندانیان سیاسی به طور مفصل توضیح می‌دهیم.
با ما همراه باشید!



در وبسایت توانا
در یوتیوب
در سانکلاد
در کست باکس


کانال واتس‌اپ دوره
کانال تلگرام دوره





#ایران #یاری_مدنی_توانا #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #امنیت #اعتراضات_سراسری #امنیت_سایبری #امنیت_اعتراضات #شکنجه #حمایت_از_زندانیان_سیاسی #حمایت_روانی
👍8
سیامک امینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به مدت سه هفته از ملاقات با خانواده محروم شده است.
به گفته منابع آگاه، این محرومیت تنبیهی به دلیل شادی این زندانی سیاسی پس از مرگ حسن نصرالله اعمال شده است.
سیامک امینی، شهروند ۶۳ سال دارد که بر اساس حکم دادگاه بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/ خارجی» به ۳ سال و شش ماه و یک روز حبس و بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۷ ماه و شانزده روز حبس، مجموعا ۴ سال و یک ماه و هفده روز زندان محکوم شده بود.

مصداق‌های اتهامات ایشان حمایت از انقلاب ۱۴۰۱ از طریق فضای مجازی و ارتباط با گروه‌های مخالف نظام عنوان شده است.

آقای امینی به سندروم بهجت که یک بیماری التهابی خودایمنی است و عوامل محیطی و ژنتیکی در ایجاد آن نقش دارند، مبتلاست و از این جهت توان تحمل حبس ندارد.

سیامک امینی، از زندانیان سیاسی دهه شصت است که از نوروز ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۸ را در زندان سپری کرده بود.

#سیامک_امینی #یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#حسن_نصرالله
@Tavana_TavaanaTech
🕊11💔8👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
@dialogue1402

می‌توانید حدس بزنید که بسیاری از این بلاگردان‌های حرفه‌ای که داوطلب گرفتن درد و مرض دیگران می‌شدند، برای کار خود پول دریافت می‌کنند. از آنجا که هیچ شری واقعاً این طوری منتقل نمی‌شود، می‌توان حدس زد که این بلاگردانی، شغل ساده و کم‌دردسری‌ست که احیاناً، دست‌کم گاهی اوقات، پول خوبی هم از آن به دست می‌آید. نمازخوان‌های حرفه‌ای که پول می‌گیرند و برای نمازهای نخوانده‌ی فرد درگذشته‌ی خانواده، نماز می‌خوانند، در حقیقت به نوعی بلاگردانی می‌کنند. از دید آدم ناباورمند، کار آنها شبیه دعانویس‌ها و رمال‌هایی‌ست که برای دفع بلا یا شری، نمایشی بازی می‌کنند و مبلغی می‌گیرند و از این راه امرار معاش می‌کنند.

اما قضیه خیلی جدی‌ست! چون حتی در سنت‌های بزرگ دینی هم ردّ این بلاگردانی را می‌توان پیدا کرد؛ آن هم نه در زرنگی بعضی آدم‌های ناقلا که داوطلبانه، انتقال شری را به عهده می‌گیرند تا پولی به جیب بزنند، بلکه حتی در داستان‌های مقدس آنها در متون مرجع دینی‌شان.

در اپیزود بعدی دیگری‌نامه با نام «شستن گناهان با آب» که فردا منتشر خواهد شد، در ادامه مضمون «بلاگردان» به آیین شستن گناهان با آب که در سراسر سیاره نمونه دارد، خواهیم پرداخت.

#دیگری_نامه #دیگری_دشمن #دیگری_بلاگردان #آیین #بلاگردان #آیین_انتقال_شر #رواداری #گفتگو

@dialogue1402
👍132
آیدا شاکرمی، دقایقی پیش نوشت که :
«همچنان هیچ اطلاعی از وضعیت مامانم نداریم.
هیچ!»

نسرین شاکرمی، مادر جاویدنام نیکا شاکرمی، روز گذشته در شهر خرم‌آباد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

فشار بر خانواده‌های دادخواه مدت‌هاست وجود دارد و حکومت از این خانواده‌ها به واسطه فعالیت‌های دادخواهانه‌شان و افشای جنایت، به شدت کینه دارد.

طرح از آیلین فلاح

#نسرین_شاکرمی #نیکا_شاکرمی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔74👍4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر را کشتند
مادر را بازداشت کردند
خواهر ناچار به مهاجرت (تبعید) شد

جمهوری اسلامی که ادعای اقتدار و قدرت را دارد، از یک نوجوان و خانواده‌اش اینچنین هراس دارد.
شهامت نیکا، همچنان ترس و رعشه بر جان دیکتاتور می‌اندازد.
خانواده‌های دادخواه با مقاومت خود جلوی تحریف واقعیت و دروغ گویی حکومت ایستاده‌اند.این ایستادگی الهام‌بخش است.

ویدئو از پوریا افضلی

#نیکا_شاکرمی#نسرین_شاکرمی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔57👍5🕊1
من ‌ #علی_جلیلی⁩ هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۶ مهرماه ۱۴۰۱. چهل و هفت سالم بود، متولد ۹ مرداد ماه ۱۳۵۴. فرزند سید موسی، متأهل، پدر و اهل و ساکن تهران بودم. در دانشگاه مهندسی خونده بودم و مدیر هنرستان دولتی کار و دانش پسرانه شهید برادران مظفر منطقه ۴ آموزش و پرورش در مجیدیه تهران بودم. با بچه‌های مدرسه رابطه خیلی خوبی داشتم و حواسم به بچه‌هایی که وضع مالی خوبی نداشتن بود و بخصوص موقع کنکور تا جایی که می‌تونستم کمکشون می‌کردم.

‏با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته‌شدن مهسا امینی، وقتی مدرسه‌ها باز شدن، در شروع سال تحصیلی دانش آموزها هم مثل دانشجوهای دانشگاه‌های سراسر کشور به اعتراضات پیوستن. منم در کنار دانش‌آموزای مدرسه‌ام بودم و ازشون حمایت می‌کردم. مامورای اطلاعات چند بار منو احضار کردن تا اسم شاگردایی که در اعتراضات شرکت می‌کردن رو بهشون لو بدم ولی من زیر بار نمیرفتم، حاضر نشدم فیلم‌های دوربین‌ مدار بسته مدرسه رو برای شناسایی شاگردای فعال در اعتراضات در اختیارشون بذارم. با وجود احضارهای متوالی به اداره اطلاعات و حراست آموزش و پرورش و تهدیدها و فشارها و شکنجه روانی وقتی برای بار آخر روز ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۱ دوباره در حراست احضار شدم بازم باهاشون همکاری نکردم، موقعی که برگشتم مدرسه حالم بد شد و روی سرفه های شدید افتادم، یه ساعت بعد وقتی رسیدم خونه حالم بدتر شد، من بر اثر مسمومیت ایست قلبی کردم و چشم از دنیا فرو بستم…

‏وقتی خانوادم زنگ زدن برای انتقال جنازم به بیمارستان حتی آمبولانس نفرستادن خونمون!
‏مامورای امنیتی خانوادمو شدیدا تهدید کردن و حتی اجازه گرفتن مراسم بهشون ندادن.

‏پیکر بیجون من در یکی از آرامستان‌های بابل در استان مازندران در تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۱ در جو شدید امنیتی مظلومانه به خاک سپرده شد…

‏دخترم در اولین سالگرد کشته شدنم برام نوشت:
‏«در اولین سالگرد پدرم جاوید نام مهندس علی جلیلی مدیر هنرستان برادران مظفر، یکسال است که قلب مهربانت از مهرورزی باز ایستاده و چشمانمان از دیدن روی خوش و لبخند امید بخشت محرومند. هنوز کوچ نابهنگام و مبهمت در باورمان نمی‌گنجد. اما نام نیک و خاطرات شیرینی که از این زندگی مختصر و پر ثمر بر جا گذاشتی، تسلی‌بخش ماست و نوید بخش این است که برای عشق، معرفت، انسانیت، مرگ و زوالی متصور نیست. تو مدیری دغدغه مند بودی که از بچه های درس گریز و سرکش و بی انگیزه دانش‌آموزانی نمونه و موفق و ورزشکار می‌ساختی و به هیچ وجه راضی به ناراحتی بچه‌ها نبودی و جانت را در این راه فدا و نامت را جاودان کردی».

‏هموطن، من سال‌ها به شاگردام یاد داده بودم که در مقابل ظلم بایستن و سر خم نکنن چطور می‌تونستم در کنارشون مبارزه نکنم؟ هجوم نیروهای امنیتی به مدرسه و ضرب و شتم دانش‌آموزها و زندانی کردنشون فاجعه‌ای دردناک مثل کشتار معترض‌ها تو خیابون بود و من نمی‌تونستم نسبت به این جنایات بی‌تفاوت باشم. روز قبل از مرگم به بچه‌ها گفتم «می‌دونم تلفنم داره شنود میشه توسط امنیتی‌ها»! مزدورای جنایتکار دست از سرم برنداشتن و تا نابودی من پیش رفتن... من دین خودمو به وطنم ادا کردم الان نوبت توست که در راه آزادی مبارزه کنی و وطنمون رو از شر شیاطین پاک کنی، روزی که پیروزی نصیبت شد از منم یاد کن…💔


جمع‌آوری اطلاعات و تنظیم مطلب از خانم لعبت

‏‌ #مهسا_امینی
‏‌ #علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔65🕊64👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«درود بر شما پول نویسی رو ادامه میدیم تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود وقتی از خودپرداز پول برمیدارم همیشه شعار نویسی میکنم که این شعارها دست به دست بچرخند بین مردم و برسن به دست مزدوران حکومت»


متن و ویدیو ارسالی مخاطبان

#مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍25🕊8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمیدرضا امیری، همسر ویدا ربانی، روزنامه‌نگار زندانی به مناسبت تولد او با انتشار این ویدیو نوشت:

«امشب، شب تولد ویداست. این شد سومین تولد ویدا که آن را در زندان می‌گذراند، از حکم سه ساله اش تقریبا نه ماهی باقی مانده.
سال‌های اول زندگی مشترک ما، سال‌هایی که برای همه اوج رابطه عاطفی‌شان است برای ما با نگرانی صدور حکم، بازداشت، زندان، مرخصی‌ها و نگرانی از تمدید نشدنش ملاقات حضوری و خصوصی و کابینی گذشت.
یادم هست یک مهر چهارصد و یک که هر دو بازداشت شدیم، در اتاق بازجويى، وقتى بازجو به من گفت: «اين همسر مناسب تو نيست، راهت را از او جدا كن» در دل به سادگی‌اش خندیدم در حالی که من خوشحال بودم که در این شرایط همسری دارم که محکم، شجاع و همراه است. و دلم به بودنش گرم است، حتی اگر هر دو بازداشت باشیم.
وقتی رابطه ما شروع شد ویدا منتظر صدور حکمش بود و می‌دانستیم که بالاخره این روزها را در پیش داریم.

نمى‌دانند كه تو نه تنها همسر من، بلكه بهترین دوست، رفیق، همدل و همراه من برای رسیدن‌ به بزرگترین آرزوی زندگیم که ‏با تو مشترک است، هستی.
درست است که ناراحتم که حتی نشد قبل از رسیدن پنجشنبه و جمعه که بند نسوان تلفن‌ندارد، تولدت را تبریک بگویم. اگر تلفن داشت هم نمی‌شد.
من صدای ویدا را از دوازده مهر که از مرخصی به زندان برگشت نشنیده‌ام و نه ملاقاتی داشته‌ایم. این بار اولی نیست که ویدا ممنوع الملاقات یا ممنوع‌التماس می‌شود، هیچوقت هم درباره‌اش به خواست خودش چیزی نگفته‌ام. برای اعتراض به حکم اعدام هم بندی‌اش... اینبار ولی خیلی بی‌موقع بود.

اما صبر می‌کنم، به زندگی کوچکمان سر و سامان می‌دهم و وقتی به خانه برگشتی حتی اگر هفته‌ها گذشته باشد، فرصت جشن گرفتن تولدت را از دست نمی‌دهم.»

تولدت سی و پنج سالگیت مبارک عزیزم.

- درباره ویدا ربانی در لینک زیر بیشتر بخوانید:

https://tavaana.org/vida-rabbani/

#زن_زندگی_آزادی
#ویدا_ربانی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍242
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نزدیک به سالگرد جان‌باختن جاویدنام مهرشاد شهیدی است.
پدر مهرشاد، ویدیویی را در استوری اینستاگرام منتشر کرده که نشان می‌دهد مردم مزار فرزندش را گلباران کرده‌اند.

مهرشاد شهیدی‌نژاد منفرد طهرانی، سرآشپز و دانشجو، یکی از جان باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ایران است. او متولد ۶ آبان ۸۱ بود و غروب ۴ آبان ۱۴۰۱، در ۲۰ سالگی، در اراک در نزدیکی محل زندگی‌اش، به قتل رسید.

مهرشاد، جوان با استعدادی بود که آرزوهای بسیار داشت. او می‌توانست امروز کنار خانواده‌اش باشد و برای تولدش که حدود یک هفته دیگر است، برنامه‌ریزی کند. اما جمهوری اسلامی که دشمن جوانی، زیبایی، شهامت و عشق و زندگی است، او را به قتل رساند.


#مهرشادشهیدی
#مهرشاد_شهیدی
#mehrshadshahidi
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔502👍1
۲۷ مهر ماه سالگرد کشته‌شدن اسماعیل شبندی است. او که ماموران امنیتی پیکرش را در ازای خودروی نو اسماعیل تحویل دادند.

او از جان‌باختگان گمنام است، سال گذشته منبعی آگاه در گفت‌و‌گو با ایران‌وایر حادثه اسماعیل را این گونه تعریف می‌کند: «اسماعیل در شیراز کار می‌کرد اما مادر و دو خواهرش در استهبان فارس زندگی می‌کردند، بچه زحمت‌کشی بود و از جوانی کار می‌کرد. به تازگی هم یک ماشین نو، از همین ماشین‌های ایران‌خودرو خریده بود. هنوز روکش‌های ماشین خود را نکنده بود.»

روز جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱، هم‌زمان با خیزش انقلابی مردم ایران، اسماعیل و چند نفر از دوستانش به صف معترضان در خیابان «قاآنی» شیراز می‌پیوندند، شعار می‌دهند و درگیری لباس شخصی‌ها و یگان ویژه با معترضان آغاز می‌شود. دوستانش برای خانواده‌اش روایت کرده‌اند که ابتدا چند گلوله ساچمه‌ای به اسماعیل شلیک کرده بودند. گلوله‌ها به کمرش خورده بودند و توان راه رفتن نداشته است: «دوستانش موتور داشتند، او را ترک موتور می‌نشانند تا از صحنه دور شوند. لباس شخصی‌ها اما رحم نمی‌کنند، با ماشین دنبال موتور آن‌ها می‌افتند و به شدت به موتور می‌کوبند. اسماعیل از ترک موتور پایین می‌افتد. باز هم رحم نمی‌کنند، تازه با باتوم به جان او می‌افتند. بعد هم خودشان زنگ می‌زنند اورژانس و اسماعیل را به بیمارستان رجایی شیراز منتقل می‌کنند.»

به گفته او: «لباس شخصی‌ها و نیروهای امنیتی به طور مدام در بیمارستان حضور دارند و به خانواده‌های معترضانی که به این بیمارستان منتقل می‌شوند، اجازه ملاقات نمی‌دهند. اسماعیل از جمعه ۲۲ مهر تا چهارشنبه ۲۷ مهر در بخش «آی‌سی‌یو» در بیمارستان بستری بود اما به خانواده‌اش اجازه ملاقات نداده بودند: «پرستارها گفته بودند اسماعیل اگر زنده بماند هم قطع نخاع می‌شود.» پس از مرگ اسماعیل، نهادهای امنیتی خانواده شنبدی را تهدید می‌کنند که بگویند علت مرگ، «تصادف» بوده است و همه جا اعلام کنند او در اعتراضات کشته نشده است، در غیر این صورت جنازه را تحویل نمی‌دهند: «دروغ نبود، خودشان اسماعیل را با تصادف کشته بودند. خانواده سکوت کردند بلکه پیکر او را تحویل بگیرند. اما بعد گفتند برای تحویل جنازه باید ۴۵ میلیون تومان بپردازید، چون ۴۵ میلیون تومان هزینه بیمارستان شده است.»

خانواده اسماعیل اما گفته بودند چنین پولی نداریم: «چند روز گذشت تا این که آن‌ها سراغ ماشین اسماعیل را گرفتند. ماشین نو اسماعیل را بردند و پیکرش را تحویل دادند.»

#اسماعیل_شبندی #شیراز #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔461👍1💯1
عرفان ساریخانی دشتی، ۲۱ ساله ساکن تهرانپارس در تهران که در انقلاب ملی ایران در سال ۱۴۰۱ حضور فعالی داشت، در تاریخ ۲۶ مهر‌ماه مفقود و پیکرش در ۲۹ مهر ماه در حوالی جاجرود پیدا شد. پیکر عرفان در حالی که بینی و صورتش شکسته شده بود، پیدا شد.

عرفان دانشجوی حسابداری بود، ولی به خاطر علاقه به عکاسی به طور حرفه‌ای عکاسی می‌کرد. در جریان انقلاب دو بار نزدیک بود بازداشت شود که با کمک مردم رهانده شد. او در جریان اعتراضات در فعالیت عما‌مه‌پرانی مشارکت داشت و حین این کار شناسایی شد.

مزار عرفان ساریخانی ردیف ۸۰ شماره ۳۵ در بهشت زهرا ست و در ردیف پایین علی سیدی دیگر جان‌باخته راه آزادی آرام گرفته است.

مادر عرفان در اینستاگرام نوشت:
 
«باید خیال کنم هستی و دوستم داری
باید خیال کنم امشب زودتر از همیشه خوابیدی
برای همین شب بخیر نگفتی
پیش خودم باید خیال کنم که فردا کلی حرف داریم که باید با هم بزنیم
باید خیال کنم
باید خیال کنم
باید خیال کنم
بعضی رفتنها رو نمیتونیم باور کنیم😔😔»

او همچنین در پستی دیگر ضمن یادآوری خاطره‌ای از غذا دادن عرفان به کلاغی که روز ۲۵ مهر دم پنجره خانه‌شان آمده بود، نوشت:

«خاطره تلخ از یک روز عصر در تاریخ ۲۵ مهر ۱۴۰۱
عرفان بعد از دوبار به مشکل خوردن و از اخرین حرکتی که تو خیابون انجام داد و خیلی هم باعث نگرانی و ناراحتی من شده بود اونروز تو خونه مونده بود و منو تو اتاقش صدا زد و وقتی رفتم با این صحنه مهمون ناخونده لب پنجره اتاقش روبرو شدم،این کلاع اصلا از ما نمیترسید انقدری که عرفان رفت و از تو اشپزخونه براش نون اورد و اونم‌راحت از دستش گرفت و خورد و همونجوری که لب پنجره بود یهو چشمش به دو نفر افتاد که با لباس عادی تو کوچه رفت و امد میکردن،کوچه ما گوچیک و بن بست بود و کاملا رفتارشون مشکوک بود و به ساختمون ما میرسیدن بالا رو نگاه میکردن
اون کلاغ اون روز اومده بود ما رو اگاه کنه،اومده بود یه خبر به ما بده
که فردا شبش عرفان از خونه رفت و دیگه نیومد تا تاریخ ۲۹ مهر ساعت ۸ شب با یه تلفن بدترین خبر زندگیمو شنیدم
هنوز اونشب برای من صبح نشده
هنوز زندگی مثل تاریکی اون شبه
من پشت فرمون و از اگاهی میومدم و در به در عرفان بودم وسط اتوبان تلفنم زنگ خورد و همون وسط اتوبان ایستادم فقط جیغ میزدم و صدای بوق ماشین‌ها هم پیچیده بود و آخر یکی اومد و فرمون ماشین رو حرکت داد و ماشین رو کشید کنار، حتی نتونستم از روی صندلی ماشین جابه جا بشم
خدایا فقط تو میدونی من اونشب چی کشیدم»


#عرفان_ساریخانی_دشتی #عرفان_ساریخانی #عرفان_دشتی #برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔37👍102
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواد رضایی را یادتان هست؟ همان که تصویرش چند روز قبل از کشته شدن در چالش مشت و شکلات به طور اتفاقی منتشر شده بود، ... پدر دو فرزند بود. او سنگ‌کار و کاشی‌کاری بود که به دلیل مشکل کمر، دست از این کار کشیده و در یک کیوسک حوالی میدان انتظام لاهیجان مشغول به کار شده بود.

طاهره خوش‌کلام، همسر جاویدنام جواد رضایی، روز چهارشنبه ضمن انتشار این ویدیو،نوشت:

«بعد از اون چهارشنبه سیاه و خونین هر وقت چهارشنبه میشه دلم عجیب میگیره
دوباره رسیدیم به روز تلخ چهارشنبه آن هم از ۲۵مین روزش
روزی که تو از زندگی منع شدی و با آرزوهایت در آغوش خاک پناه گرفتی

۲۳ ماه از اون تاریخ لعنتی گذشته و برام یادآور این هست که چه جنایتی در حق تو گذشته و برای قاتلان تو آب از آب تکان نخورد و اون حرومزاده ای که دست به اسلحه برد راحت داره تو این شهر زندگی میکنه
این ظلم هیچوقت فراموش نمیشه و میرسه روز حساب»


جواد رضایی ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در لاهیجان کشته شد. به خانواده‌‌ اجازه‌ برگزاری مراسم در مزار او را ندادند و در خانه ترانه‌ موردعلاقه‌اش را اجرا کردند. همسرش نوشت: "باعث افتخارم شدی سربلندم کردی‌. نامت جاودانه شد. تی عاشق دل ره بمیرم".


#جوادرضایی #جواد_رضایی #علیه_فراموشی #دادخواهی
#دادخواهی_جرم_نیست
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38👍4