مسعود فرهیخته پس از چند روز بیخبری در تماس با خانواده عنوان کرد:
«ما در واقع در یک دخمهای زندانی شدهایم که هیچگونه امکاناتی ندارد.»
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از چند روز بیخبری طی تماسی که با خانواده داشت، شرایط زندان مرکزی کرج را بسیار وخیم گزارش کرده است. او در این تماس تأکید کرده است:
«ما در واقع در یک دخمهای زندانی شدهایم که هیچگونه امکاناتی ندارد و اگر بخواهیم تردد داشته باشیم، به داخل سالنی که ما داخل آن زندانی هستیم ـ که معلوم نیست زندانی هستیم یا اسیر ـ در واقع از سالن ۱۲ باید ورود و خروج کنیم. سه تا حیاط تو در تو را باید بگذرانند تا به ما برسند. در واقع یک دخمهای هست که ما در آن زندانی هستیم که هیچگونه امکاناتی در آن وجود ندارد.»
مسعود فرهیخته به حرکتهای غیرانسانی زندانبانان اشاره کرده و افزوده است:
«از یک طرف دیگر، حرکتهای غیرانسانی که ما از طرف مسئولین زندان میبینیم واقعاً آزاردهنده است و نهتنها برای ما، بلکه برای خودشان هم؛ چون ما مقاومت و ایستادگی را در مرامنامهمان تعریف کردهایم، همه با هم هستیم و حرکتهای غیرانسانی این حضرات را باید ثبت کنیم.
بنده و بیشتر همبندیهایمان در کنار هم داریم متحد عمل میکنیم، پیش میرویم و هیچگونه عقبنشینی هم در کار ما نیست.»
این معلم زندانی با اعلام حمایت از مردم افزوده است:
«ما همراه مردم هستیم. اینجا هر اتفاقی که در واقع در جامعه شکل بگیرد را سعی میکنیم تا جایی که امکان دارد همراهی کنیم و هیچ نگرانی هم نیست.»
او در ادامه تماس خود بار دیگر تأکید کرده است که:
«ما در دخمهای زندانی هستیم که شکنجه سفید در اینجا از طریق بعضی از مسئولین زندان که خودسر هم هستند دارد شکل میگیرد و ما با تمام وجود در برابر آن ایستادگی میکنیم.
در دخمهای که ما در آن زندانی هستیم، هیچگونه امکاناتی وجود ندارد.»
مسعود فرهیخته با هشدار نسبت به شرایط این دخمه تأکید کرده است:
«اینجا اگر هر اتفاقی بیفتد، در واقع همه ما قربانی خواهیم بود؛ چون اگر اینجا کوچکترین اتفاقی بیفتد، مثلاً آتشسوزی شکل بگیرد، تا بخواهند به داد ما برسند، بهطور یقین اتفاقی که در کمپ لنگرود شکل گرفت، برای ما هم اتفاق خواهد افتاد.»
این معلم زندانی خطاب به مسئولین زندان و حاکمان کشور گفته است:
«خیلی متأسفیم که مسئولین زندان و حاکمان این کشور کوچکترین نگاهی به زندانی ندارند و نمیدانیم که ما اسیر هستیم یا زندانی؟!!!»
او در پایان، خطاب به کسانی که تلفنهای زندانیان را شنود میکنند، میگوید:
«قابل توجه کسانی که تلفنهای ما را رصد میکنند و سعی میکنند با شکنجههای سفیدشان باعث آزار و اذیت زندانیان باشند؛ ما زندانی هستیم، ما اسیر نیستیم. خوب دقت کنید وظیفهی تمام مسئولین زندان است که خودشان اینجا بیایند و حرف ما را بشنوند. با نامهنگاری و این کارها چیزی درست نمیشود. ما یک حق و حقوقی داریم که باید حق و حقوق ما را بدهند. این شرایط سیاهی که درست کردهاید، با اتحاد و دوستی با هم سعی میکنیم به نور و روشنایی برسانیم. خیلی مواظب باشید؛ حرکت شما بسیار غیرانسانی است و ما در مقابل هر کار غیرقانونی و غیرانسانی ایستادگی میکنیم.»
#مسعود_فرهیخته #بیانیه #زندانی_سیاسی #معلم_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ما در واقع در یک دخمهای زندانی شدهایم که هیچگونه امکاناتی ندارد.»
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از چند روز بیخبری طی تماسی که با خانواده داشت، شرایط زندان مرکزی کرج را بسیار وخیم گزارش کرده است. او در این تماس تأکید کرده است:
«ما در واقع در یک دخمهای زندانی شدهایم که هیچگونه امکاناتی ندارد و اگر بخواهیم تردد داشته باشیم، به داخل سالنی که ما داخل آن زندانی هستیم ـ که معلوم نیست زندانی هستیم یا اسیر ـ در واقع از سالن ۱۲ باید ورود و خروج کنیم. سه تا حیاط تو در تو را باید بگذرانند تا به ما برسند. در واقع یک دخمهای هست که ما در آن زندانی هستیم که هیچگونه امکاناتی در آن وجود ندارد.»
مسعود فرهیخته به حرکتهای غیرانسانی زندانبانان اشاره کرده و افزوده است:
«از یک طرف دیگر، حرکتهای غیرانسانی که ما از طرف مسئولین زندان میبینیم واقعاً آزاردهنده است و نهتنها برای ما، بلکه برای خودشان هم؛ چون ما مقاومت و ایستادگی را در مرامنامهمان تعریف کردهایم، همه با هم هستیم و حرکتهای غیرانسانی این حضرات را باید ثبت کنیم.
بنده و بیشتر همبندیهایمان در کنار هم داریم متحد عمل میکنیم، پیش میرویم و هیچگونه عقبنشینی هم در کار ما نیست.»
این معلم زندانی با اعلام حمایت از مردم افزوده است:
«ما همراه مردم هستیم. اینجا هر اتفاقی که در واقع در جامعه شکل بگیرد را سعی میکنیم تا جایی که امکان دارد همراهی کنیم و هیچ نگرانی هم نیست.»
او در ادامه تماس خود بار دیگر تأکید کرده است که:
«ما در دخمهای زندانی هستیم که شکنجه سفید در اینجا از طریق بعضی از مسئولین زندان که خودسر هم هستند دارد شکل میگیرد و ما با تمام وجود در برابر آن ایستادگی میکنیم.
در دخمهای که ما در آن زندانی هستیم، هیچگونه امکاناتی وجود ندارد.»
مسعود فرهیخته با هشدار نسبت به شرایط این دخمه تأکید کرده است:
«اینجا اگر هر اتفاقی بیفتد، در واقع همه ما قربانی خواهیم بود؛ چون اگر اینجا کوچکترین اتفاقی بیفتد، مثلاً آتشسوزی شکل بگیرد، تا بخواهند به داد ما برسند، بهطور یقین اتفاقی که در کمپ لنگرود شکل گرفت، برای ما هم اتفاق خواهد افتاد.»
این معلم زندانی خطاب به مسئولین زندان و حاکمان کشور گفته است:
«خیلی متأسفیم که مسئولین زندان و حاکمان این کشور کوچکترین نگاهی به زندانی ندارند و نمیدانیم که ما اسیر هستیم یا زندانی؟!!!»
او در پایان، خطاب به کسانی که تلفنهای زندانیان را شنود میکنند، میگوید:
«قابل توجه کسانی که تلفنهای ما را رصد میکنند و سعی میکنند با شکنجههای سفیدشان باعث آزار و اذیت زندانیان باشند؛ ما زندانی هستیم، ما اسیر نیستیم. خوب دقت کنید وظیفهی تمام مسئولین زندان است که خودشان اینجا بیایند و حرف ما را بشنوند. با نامهنگاری و این کارها چیزی درست نمیشود. ما یک حق و حقوقی داریم که باید حق و حقوق ما را بدهند. این شرایط سیاهی که درست کردهاید، با اتحاد و دوستی با هم سعی میکنیم به نور و روشنایی برسانیم. خیلی مواظب باشید؛ حرکت شما بسیار غیرانسانی است و ما در مقابل هر کار غیرقانونی و غیرانسانی ایستادگی میکنیم.»
#مسعود_فرهیخته #بیانیه #زندانی_سیاسی #معلم_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18🕊11💔7👍1
حبس، زیر آوار تنهایی
طرحی از رضا عقیلی
تقدیم به زندانیان گمنام
https://tavaana.org/fa/Cartoon_UnknownPrisoners
بسیاری از زندانیان در سایه گمنامی، فشار مضاعفی را متحمل میشوند. حکومت به آنها بیشتر فشار وارد کرده، حقوقشان را نقض میکند اما صدای آنها کمتر شنیده میشود.
اطلاعرسانی وکلای مدافع و خانواده و سایر زندانیان میتوانند در شنیده شدن صدای این زندانیان موثر باشد.
#زندانی_سیاسی #زندانیان_گمنام #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرحی از رضا عقیلی
تقدیم به زندانیان گمنام
https://tavaana.org/fa/Cartoon_UnknownPrisoners
بسیاری از زندانیان در سایه گمنامی، فشار مضاعفی را متحمل میشوند. حکومت به آنها بیشتر فشار وارد کرده، حقوقشان را نقض میکند اما صدای آنها کمتر شنیده میشود.
اطلاعرسانی وکلای مدافع و خانواده و سایر زندانیان میتوانند در شنیده شدن صدای این زندانیان موثر باشد.
#زندانی_سیاسی #زندانیان_گمنام #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«۵هزارتومان و ۲ کلهقند آوردند و گفتند دیشب دختران شما را عقد کردیم»
در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنجهایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن میگوید.
این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامهها قرار است بعدها پس از پیادهشدن، به صورت یک کتاب منتشر شود.
این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر میشود.
آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم
جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشتشدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است.
پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسندهای است که سالها در حوزههای مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، بهویژه در مناطق جنوبشرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنهای به شمار میرود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیتهای مدنی احضار و بازداشت شده و در سالهای اخیر نیز در تجمعهای اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشتها، او بهشدت مجروح شد.
در مهرماه ۱۴۰۱ و همزمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهامهایی از جمله محاربه و افساد فیالارض مواجه کرد؛ اتهامهایی که باعث شد او از حضور در دادگاههای جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال بهصورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیتهای مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است.
پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود اینکه تصور میشد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهامهای سنگین محاربه و افساد فیالارض بار دیگر به جریان افتاد.
خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیتهای عامالمنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آنها و سایر خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است.
او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید.
#پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنجهایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن میگوید.
این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامهها قرار است بعدها پس از پیادهشدن، به صورت یک کتاب منتشر شود.
این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر میشود.
آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم
جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشتشدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است.
پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسندهای است که سالها در حوزههای مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، بهویژه در مناطق جنوبشرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنهای به شمار میرود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیتهای مدنی احضار و بازداشت شده و در سالهای اخیر نیز در تجمعهای اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشتها، او بهشدت مجروح شد.
در مهرماه ۱۴۰۱ و همزمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهامهایی از جمله محاربه و افساد فیالارض مواجه کرد؛ اتهامهایی که باعث شد او از حضور در دادگاههای جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال بهصورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیتهای مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است.
پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود اینکه تصور میشد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهامهای سنگین محاربه و افساد فیالارض بار دیگر به جریان افتاد.
خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیتهای عامالمنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آنها و سایر خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است.
او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید.
#پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤19💔12
بلاتکلیفی درمانی فرشته سوری؛ فشار برای بازگشت به زندان با وجود عدم تکمیل مراحل درمانی
یک منبع آگاه از وضعیت فرشته سوری، زندانی سیاسی که بهطور موقت به مرخصی درمانی اعزام شده، خبر داد که با وجود شرایط وخیم جسمی و روانی، او با فشار نهادهای قضایی و امنیتی برای بازگشت به زندان مواجه است.
به گفته این منبع، خانم سوری حدود یک ماه پیش با موافقت کمیسیون پزشکی همدان برای انجام عمل جراحی و استراحت مطلق در منزل از زندان به مرخصی اعزام شده و برای او نوبت عمل جراحی در اوایل همین ماه تعیین شده است. وی از بیماریهای زنان، افسردگی حاد و اختلالات عصبی رنج میبرد و پیشتر نیز تحت نمونهبرداری از رحم قرار گرفته که پاسخ نهایی آن، مبنی بر خوشخیم یا بدخیم بودن، هنوز اعلام نشده است.
این منبع میافزاید با وجود تأیید پزشک معتمد پزشکی قانونی همدان و صدور مرخصی ۲۱ روزه با توصیه استراحت در منزل و تعیین زمان عمل جراحی، مراجع قضایی از پذیرش مدارک پزشکی خودداری کرده و اعلام کردهاند مرخصی او پایان یافته است. این در حالی است که برای انجام مراحل درمان، خانواده او متحمل هزینههای چند میلیون تومانی شدهاند.
بر اساس این گزارش، فرشته سوری در دوران حبس بارها به اداره اطلاعات احضار و برای دورههایی ۵ تا ۱۵ روزه در بازداشت این نهاد نگهداری شده و در جریان این بازجوییها با تهدیدهای شدید مواجه بوده است؛ مسألهای که به گفته منبع آگاه، آسیب جدی به وضعیت روحی و روانی او وارد کرده و ترس از بازگشت به زندان را تشدید کرده است.
این منبع همچنین به بلاتکلیفی قضایی خانم سوری اشاره کرده و گفته است کوتاهی و تعلل مراجع قضایی شهرستان نهاوند باعث افزایش اضطراب شدید در او و خانوادهاش شده، بهطوری که همواره نگران بازداشت مجدد او هستند؛ آنهم در شرایطی که موعد عمل جراحی تعیین شده و وضعیت درمانی وی همچنان ناتمام است.
#فرشته_سوری #نهاوند #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع آگاه از وضعیت فرشته سوری، زندانی سیاسی که بهطور موقت به مرخصی درمانی اعزام شده، خبر داد که با وجود شرایط وخیم جسمی و روانی، او با فشار نهادهای قضایی و امنیتی برای بازگشت به زندان مواجه است.
به گفته این منبع، خانم سوری حدود یک ماه پیش با موافقت کمیسیون پزشکی همدان برای انجام عمل جراحی و استراحت مطلق در منزل از زندان به مرخصی اعزام شده و برای او نوبت عمل جراحی در اوایل همین ماه تعیین شده است. وی از بیماریهای زنان، افسردگی حاد و اختلالات عصبی رنج میبرد و پیشتر نیز تحت نمونهبرداری از رحم قرار گرفته که پاسخ نهایی آن، مبنی بر خوشخیم یا بدخیم بودن، هنوز اعلام نشده است.
این منبع میافزاید با وجود تأیید پزشک معتمد پزشکی قانونی همدان و صدور مرخصی ۲۱ روزه با توصیه استراحت در منزل و تعیین زمان عمل جراحی، مراجع قضایی از پذیرش مدارک پزشکی خودداری کرده و اعلام کردهاند مرخصی او پایان یافته است. این در حالی است که برای انجام مراحل درمان، خانواده او متحمل هزینههای چند میلیون تومانی شدهاند.
بر اساس این گزارش، فرشته سوری در دوران حبس بارها به اداره اطلاعات احضار و برای دورههایی ۵ تا ۱۵ روزه در بازداشت این نهاد نگهداری شده و در جریان این بازجوییها با تهدیدهای شدید مواجه بوده است؛ مسألهای که به گفته منبع آگاه، آسیب جدی به وضعیت روحی و روانی او وارد کرده و ترس از بازگشت به زندان را تشدید کرده است.
این منبع همچنین به بلاتکلیفی قضایی خانم سوری اشاره کرده و گفته است کوتاهی و تعلل مراجع قضایی شهرستان نهاوند باعث افزایش اضطراب شدید در او و خانوادهاش شده، بهطوری که همواره نگران بازداشت مجدد او هستند؛ آنهم در شرایطی که موعد عمل جراحی تعیین شده و وضعیت درمانی وی همچنان ناتمام است.
#فرشته_سوری #نهاوند #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤5
جواد بهداد، ارتشی مخالف حکومت، برای تحمل دوران محکومیتش احضار شد
جواد بهداد ارتشی مخالف رژیم، با انتشار ویدئویی از صدور حکم جدید علیه خود از سوی دادگاههای جمهوری اسلامی خبر داد. او اعلام کرد که بر اساس این حکم، باید طی روزهای آینده برای تحمل دو سال حبس راهی زندان شود و پس از پایان دوره زندان نیز به مدت دو سال به تبعید اجباری در مهریز یزد محکوم شده است.
بهداد در این ویدئو ضمن تأکید بر اینکه هیچگونه پشیمانی از مواضع و فعالیتهای خود ندارد، گفت: «فدای سر تکتک مردم ایران، فدای سر تمام شهدای راه آزادی و همه جاوداننامان وطن.» او ایستادن در کنار مردم را مایه افتخار خود دانست و تأکید کرد که خود را «سرباز مردم ایران» میداند.
این شهروند معترض همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور، از آنچه «تاریکی جمهوری اسلامی» خواند انتقاد کرد و بر ادامه پایبندی خود به مواضعش در حمایت از خاندان پهلوی تأکید کرد و گفت تا آخرین نفس بر باورهایش خواهد ایستاد.
جواد بهداد، از جمله ارتشیهایی است که در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، به مردم پیوست و با انتشار ویدیویی از اعتراضات مردم حمایت کرد.
جواد بهداد از سال ۱۴۰۱ تا کنون، چندین بار بازداشت شده و مورد آزار قرار گرفته است، حقوق او قطع شده و خانوادهاش در شرایط سختی قرار گرفتهاند
اتهاماتی که در دادگاه ایشان که در خرداد ماه برگزار شد، به ایشان نسبت داده شده بود، شامل موارد زیر بود:
«نشر اکاذیب»، «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام معظم رهبری»
آقای بهداد پدر چند فرزند است و خانوادهاش به خاطر اخراجش از ارتش، از مزایای بسیار ناچیز مثل؛ حقوق، سنوات، بیمه، تعاون و سایر حقوق قانونی محروم شدهاند.
#جواد_بهداد #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جواد بهداد ارتشی مخالف رژیم، با انتشار ویدئویی از صدور حکم جدید علیه خود از سوی دادگاههای جمهوری اسلامی خبر داد. او اعلام کرد که بر اساس این حکم، باید طی روزهای آینده برای تحمل دو سال حبس راهی زندان شود و پس از پایان دوره زندان نیز به مدت دو سال به تبعید اجباری در مهریز یزد محکوم شده است.
بهداد در این ویدئو ضمن تأکید بر اینکه هیچگونه پشیمانی از مواضع و فعالیتهای خود ندارد، گفت: «فدای سر تکتک مردم ایران، فدای سر تمام شهدای راه آزادی و همه جاوداننامان وطن.» او ایستادن در کنار مردم را مایه افتخار خود دانست و تأکید کرد که خود را «سرباز مردم ایران» میداند.
این شهروند معترض همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور، از آنچه «تاریکی جمهوری اسلامی» خواند انتقاد کرد و بر ادامه پایبندی خود به مواضعش در حمایت از خاندان پهلوی تأکید کرد و گفت تا آخرین نفس بر باورهایش خواهد ایستاد.
جواد بهداد، از جمله ارتشیهایی است که در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، به مردم پیوست و با انتشار ویدیویی از اعتراضات مردم حمایت کرد.
جواد بهداد از سال ۱۴۰۱ تا کنون، چندین بار بازداشت شده و مورد آزار قرار گرفته است، حقوق او قطع شده و خانوادهاش در شرایط سختی قرار گرفتهاند
اتهاماتی که در دادگاه ایشان که در خرداد ماه برگزار شد، به ایشان نسبت داده شده بود، شامل موارد زیر بود:
«نشر اکاذیب»، «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام معظم رهبری»
آقای بهداد پدر چند فرزند است و خانوادهاش به خاطر اخراجش از ارتش، از مزایای بسیار ناچیز مثل؛ حقوق، سنوات، بیمه، تعاون و سایر حقوق قانونی محروم شدهاند.
#جواد_بهداد #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊9💔6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام کیانوش چراغی از زندان ایلام به خامنهای:
سرنوشتی بهتر از قذافی و صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست
کیانوش چراغی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ایلام، در فایل صوتی، با صراحت علی خامنهای را مستقیماً خطاب قرار داده و او را مسئول اصلی «روند رو به نابودی ایران» دانسته است.
چراغی در این پیام، که در یک تماس تلفنی از داخل زندان داده شده، میگوید بارها در ذهن خود خامنهای را در جایگاه متهم تصور کرده و او را بابت نزدیک به نیم قرن تصمیمگیری و مداخله در همه شئون کشور به محاکمه کشیده است؛ از «بیکفایتی و دخالت در اموری بدون تخصص» تا تحمیل اراده فردی بر سرنوشت میلیونها ایرانی.
این زندانی سیاسی بهطور مشخص به ممنوعیت واکسنهای کرونا، سوءمدیریت منابع آب، نابودی اقتصاد، فشارهای معیشتی، گسترش بزهکاری، فرار نخبگان، حذف متخصصانی چون کاوه مدنی، و نسبت دادن ناکارآمدیها به خدا و عوامل بیرونی اشاره میکند و میپرسد چگونه حاکمیتی که خود طعم فقر و تنگدستی را چشیده، رنج مردم را فراموش کرده و به «زندگی لاکچری» و تحمیل سبک زندگی پرداخته است.
چراغی در بخشهایی از این پیام، خامنهای و ساختار قدرت را متهم میکند که به جای «خدمتگزاری»، خود را «آقا و فرمانده» مردم دانستهاند؛ تا جایی که حتی پوشش شهروندان و دسترسی آنان به اینترنت را تعیین کردهاند. او تأکید میکند که حاکمیت مشروعیت خود را از مردم نگرفته و مردم را مجبور به زیستن بر اساس «افکار بسته و پوسیده» کرده است.
این زندانی سیاسی با اشاره به شرایط بحرانی کنونی کشور و آنچه «پایان محتوم» جمهوری اسلامی مینامد، میگوید حاکمیت دیگر نه پشتوانه مردمی دارد و نه امیدی به حمایت جامعه. او تصریح میکند: «سرنوشتی بهتر از قذافی، صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست» و تأکید میکند که مردم ایران حاضرند برای پایان دادن به این وضعیت، هزینه بدهند.
چراغی در ادامه، با وجود حبس و آنچه «سوگواری برای مرگ آرزوها» در زندان ایلام میخواند، از امید سخن میگوید و خطاب به مردم ایران، از همه جریانها، گروهها و گرایشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی در داخل و خارج کشور میخواهد اختلافات را کنار بگذارند و برای یکبار برای همیشه، سرنوشت ایران را به دست خود مردم بسپارند.
او در پایان این پیام، بر ضرورت خاموش کردن «آتش افتاده در خرمن ایران» تأکید میکند و میگوید آینده کشور باید بر پایه رأی و اراده مردم، احترام به حقوق دیگران و پذیرش نظر مخالف ساخته شود.
#کیانوش_چراغی #بیانیه #زندانی_سیاسی #زندان_ایلام #نه_به_جمهوری_اسلامی همبستگی یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سرنوشتی بهتر از قذافی و صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست
کیانوش چراغی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ایلام، در فایل صوتی، با صراحت علی خامنهای را مستقیماً خطاب قرار داده و او را مسئول اصلی «روند رو به نابودی ایران» دانسته است.
چراغی در این پیام، که در یک تماس تلفنی از داخل زندان داده شده، میگوید بارها در ذهن خود خامنهای را در جایگاه متهم تصور کرده و او را بابت نزدیک به نیم قرن تصمیمگیری و مداخله در همه شئون کشور به محاکمه کشیده است؛ از «بیکفایتی و دخالت در اموری بدون تخصص» تا تحمیل اراده فردی بر سرنوشت میلیونها ایرانی.
این زندانی سیاسی بهطور مشخص به ممنوعیت واکسنهای کرونا، سوءمدیریت منابع آب، نابودی اقتصاد، فشارهای معیشتی، گسترش بزهکاری، فرار نخبگان، حذف متخصصانی چون کاوه مدنی، و نسبت دادن ناکارآمدیها به خدا و عوامل بیرونی اشاره میکند و میپرسد چگونه حاکمیتی که خود طعم فقر و تنگدستی را چشیده، رنج مردم را فراموش کرده و به «زندگی لاکچری» و تحمیل سبک زندگی پرداخته است.
چراغی در بخشهایی از این پیام، خامنهای و ساختار قدرت را متهم میکند که به جای «خدمتگزاری»، خود را «آقا و فرمانده» مردم دانستهاند؛ تا جایی که حتی پوشش شهروندان و دسترسی آنان به اینترنت را تعیین کردهاند. او تأکید میکند که حاکمیت مشروعیت خود را از مردم نگرفته و مردم را مجبور به زیستن بر اساس «افکار بسته و پوسیده» کرده است.
این زندانی سیاسی با اشاره به شرایط بحرانی کنونی کشور و آنچه «پایان محتوم» جمهوری اسلامی مینامد، میگوید حاکمیت دیگر نه پشتوانه مردمی دارد و نه امیدی به حمایت جامعه. او تصریح میکند: «سرنوشتی بهتر از قذافی، صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست» و تأکید میکند که مردم ایران حاضرند برای پایان دادن به این وضعیت، هزینه بدهند.
چراغی در ادامه، با وجود حبس و آنچه «سوگواری برای مرگ آرزوها» در زندان ایلام میخواند، از امید سخن میگوید و خطاب به مردم ایران، از همه جریانها، گروهها و گرایشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی در داخل و خارج کشور میخواهد اختلافات را کنار بگذارند و برای یکبار برای همیشه، سرنوشت ایران را به دست خود مردم بسپارند.
او در پایان این پیام، بر ضرورت خاموش کردن «آتش افتاده در خرمن ایران» تأکید میکند و میگوید آینده کشور باید بر پایه رأی و اراده مردم، احترام به حقوق دیگران و پذیرش نظر مخالف ساخته شود.
#کیانوش_چراغی #بیانیه #زندانی_سیاسی #زندان_ایلام #نه_به_جمهوری_اسلامی همبستگی یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25🕊6❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
شب یلدا
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شب یلدا
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊6❤5
زندانیان سیاسی وجدانهای بیدار جامعهاند
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔7❤2👍2
پروندهسازی در زندان؛ با صدور حکم یکسال حبس دیگر برای سالار طاهرافشار محکومیت او به شش سال حبس افزایش یافت
سالار طاهرافشار، کنشگر سیاسی، با صدور حکم جدیدی از سوی دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع خروج از کشور محکوم شد؛ حکمی که به محکومیت پیشین او افزوده شده و مجموع دوران حبس وی را به شش سال افزایش میدهد.
بر اساس این گزارش، سالار طاهرافشار در تاریخ ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲ در ارومیه بازداشت و پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، در ۹ اسفند همان سال با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شده بود. وی پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به اتهام «اجتماع و تبانی»، به تحمل پنج سال حبس محکوم شده و از اسفندماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را آغاز کرده است.
اکنون در پروندهای جدید که در دوران حبس برای او گشوده شده، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری، با استناد به گزارش ضابطین قضایی، سالار طاهرافشار را به دلیل «تنظیم، امضا و انتشار بیانیههایی» در ارتباط با احکام صادره برای شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، و همچنین مرگ مشکوک سمیه رشیدی در زندان قرچک، محکوم کرده است.
در رأی دادگاه ادعا شده است که این اقدامات مصداق «سیاهنمایی و انتساب اکاذیب به دستگاه قضایی» و «حمایت از افرادی که علیه امنیت کشور اقدام کردهاند» بوده و زمینه «هجمه به جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی» را فراهم کرده است.
بر همین اساس، دادگاه سالار طاهرافشار را به یک سال حبس تعزیری، دو سال منع خروج از کشور و منع عضویت در گروهها و دستهجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرده است. این حکم به محکومیت قبلی وی افزوده شده و در نتیجه، مجموع حبس این زندانی سیاسی به شش سال افزایش یافته است.
#سالار_طاهرافشار #سالار_طاهر_افشار #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سالار طاهرافشار، کنشگر سیاسی، با صدور حکم جدیدی از سوی دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع خروج از کشور محکوم شد؛ حکمی که به محکومیت پیشین او افزوده شده و مجموع دوران حبس وی را به شش سال افزایش میدهد.
بر اساس این گزارش، سالار طاهرافشار در تاریخ ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲ در ارومیه بازداشت و پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، در ۹ اسفند همان سال با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شده بود. وی پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به اتهام «اجتماع و تبانی»، به تحمل پنج سال حبس محکوم شده و از اسفندماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را آغاز کرده است.
اکنون در پروندهای جدید که در دوران حبس برای او گشوده شده، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری، با استناد به گزارش ضابطین قضایی، سالار طاهرافشار را به دلیل «تنظیم، امضا و انتشار بیانیههایی» در ارتباط با احکام صادره برای شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، و همچنین مرگ مشکوک سمیه رشیدی در زندان قرچک، محکوم کرده است.
در رأی دادگاه ادعا شده است که این اقدامات مصداق «سیاهنمایی و انتساب اکاذیب به دستگاه قضایی» و «حمایت از افرادی که علیه امنیت کشور اقدام کردهاند» بوده و زمینه «هجمه به جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی» را فراهم کرده است.
بر همین اساس، دادگاه سالار طاهرافشار را به یک سال حبس تعزیری، دو سال منع خروج از کشور و منع عضویت در گروهها و دستهجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرده است. این حکم به محکومیت قبلی وی افزوده شده و در نتیجه، مجموع حبس این زندانی سیاسی به شش سال افزایش یافته است.
#سالار_طاهرافشار #سالار_طاهر_افشار #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔6🕊3