آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، اعدام شد؛ افزایش نگرانی‌ها درباره پرونده‌های امنیتی و روند دادرسی

قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ از اجرای حکم اعدام غلامرضا خانی شکرآب، زندانی سیاسی، خبر داد؛ اعدامی که تنها چند روز پس از هشدار نهادهای حقوق بشری درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم او انجام شد.

طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، غلامرضا خانی روز گذشته، هنگامی که از زندان با مادرش تلفنی صحبت کرد، از اعدامش خبر نداشت. مادر سالمندش فکرش را نمی‌کرد که این آخرین باری است که صدای فرزند خود را می‌شنود. پدر غلامرضا هم ذهنیت مثبتی داشت و از وعده‌هایی که به او داده بودند، می‌گفت.

مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرده است که غلامرضا خانی شکراب با اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شده است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی شده که او از «سرشبکه‌های عملیاتی موساد در خارج از کشور» بوده و در راستای اهداف امنیتی اسرائیل اقدام به جذب نیرو و سازماندهی فعالیت‌های ضد امنیتی در داخل ایران کرده است.

این اعدام در حالی صورت گرفته که پیش‌تر گزارش‌هایی درباره ربوده شدن غلامرضا خانی شکراب در عراق و انتقال او به ایران منتشر شده بود؛ موضوعی که از همان ابتدا پرسش‌ها و نگرانی‌هایی درباره روند بازداشت و نحوه رسیدگی قضایی به پرونده او ایجاد کرده بود.

همچنین آموزشکده توانا و نهادهای حقوق بشری و برخی رسانه‌ها طی روزهای گذشته نسبت به خطر اجرای حکم اعدام این زندانی سیاسی هشدار داده بودند.

جزئیات پرونده، مستندات اتهامی، نحوه بازجویی و روند دادرسی غلامرضا خانی شکرآب منتشر نشده و او به وکیل انتخابی دسترسی نداشت.

در سال‌ها و ماه‌های اخیر، استفاده از اتهام‌هایی مانند «جاسوسی برای اسرائیل» یا «همکاری با موساد» در پرونده‌های امنیتی و سیاسی افزایش یافته و فعالان حقوق بشر بارها نسبت به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، بر پایه روندهای غیرشفاف و اعترافات احتمالی تحت فشار هشدار داده‌اند.

غلامرضا خانی متولد ۱۳۷۱، قهرمان سابق رشته MMA، مربی و داور بین‌المللی این رشته بود. او پیش از بازداشت در کشور ترکیه زندگی می‌کرد. او حدود یک سال پیش در یک کامنت در اینستاگرام توانا از چند بار تلاش رژیم جمهوری اسلامی برای ربودنش خبر داده بود.

#غلامرضا_خانی #غلامرضا_خانی_شکرآب #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔112
Forwarded from گفت‌وشنود
گفت‌وشنود در زمینه آزادی دین و باور به‌ویژه در ارتباط با باورمندان

آزادی دین و باور، فقط به معنای حق داشتن یا نداشتن یک عقیده مذهبی نیست، بلکه به معنای حق هر انسان برای اندیشیدن، پرسیدن، تردیدکردن، باورداشتن، تغییر عقیده یا حتی ترک باورهای پیشین است. در جهان امروز، که جوامع بیش از هر زمان دیگری با تنوع فکری، فرهنگی و دینی روبه‌رو هستند، توانایی گفت‌وگو میان افرادی با باورهای متفاوت به یکی از مهم‌ترین مهارت‌های انسانی و اجتماعی تبدیل شده است. با این حال، گفت‌وشنود درباره دین، بی‌دینی، معنویت، آزادی وجدان و مسائل مرتبط با آن، اغلب دشوار، حساس و آمیخته با احساسات عمیق انسانی است. بسیاری از مردم باورهای دینی یا فلسفی خود را بخشی از هویت، خانواده، خاطرات، امیدها، ترس‌ها و تجربه‌های زیسته خود می‌دانند. به همین دلیل، این گفت‌وگوها گاهی به‌سرعت از مسیر تفاهم خارج شده و به تنش، سوءتفاهم یا حتی دشمنی تبدیل می‌شوند.

این راهنمای کوتاه برای افرادی تهیه شده است که می‌خواهند در چنین فضاهایی انسانی‌تر، خردمندانه‌تر و موثرتر گفت‌وگو کنند؛ چه فعالان حقوق بشر باشند، چه کنشگران مدافع آزادی دین و باور، چه افراد مذهبی، خداناباور، ندانم‌گرا و چه کسانی که صرفا در زندگی روزمره با اختلاف‌نظرهای دینی و اعتقادی روبه‌رو می‌شوند.

هدف این متن آن نیست که به افراد بیاموزد چگونه دیگران را شکست دهند، تحقیر کنند یا به تغییر عقیده وادار نمایند. هدف اصلی، تقویت فرهنگ گفت‌وشنود محترمانه، کاهش تنش‌های ناشی از اختلافات فکری، دفاع از کرامت انسانی و یادآوری این نکته است که حتی در عمیق‌ترین اختلاف‌ها نیز می‌توان انسانیت مشترک را حفظ کرد.

این راهنما تلاش می‌کند مجموعه‌ای از اصول عملی و انسانی را ارائه دهد که به افراد کمک کند در بحث‌های حساس مربوط به دین و باور، هم از آزادی اندیشه دفاع کنند و هم حرمت و شان انسان‌ها را از یاد نبرند. زیرا جامعه‌ای آزاد و سالم تنها زمانی شکل می‌گیرد که انسان‌ها بتوانند بدون ترس، اجبار، تحقیر یا خشونت، درباره باورهای خود سخن بگویند و در عین حال حق متفاوت اندیشیدن دیگران را نیز به رسمیت بشناسند.

این کتابچه راهنما را دانلود و مطالعه کنید

https://dialog.tavaana.org/dialogue-on-freedom-of-religion-and-belief/

#گفت_و_شنود #آزادی _دین #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🥰1👌1
نسیم غلامی سیمیاری به دلیل گفتگو با یک زندانی بریتانیایی ممنوع‌التماس شد

صفحه اینستاگرام منتسب به نسیم غلامی سیمیاری، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، از ممنوع‌التماسی شدن او به مدت یک هفته خبر داده و دلیل آن را «همکلام شدن با لیندزی فورمن»، زندانی بریتانیایی، عنوان کرده است.

بر اساس مطلب منتشرشده، مسئولان زندان اوین پیش‌تر نیز نسیم غلامی سیمیاری را به دلیل آنچه «پوشش نامناسب» و پوشیدن شلوارک در داخل بند عنوان شده بود، به ممنوع‌الملاقات شدن تهدید کرده بودند. همچنین گفته شده که همزمان با او، پنج زندانی زن دیگر نیز به دلیل شرکت در مراسمی در مخالفت با اعدام، از ملاقات محروم شده‌اند.

در این مطلب آمده است که مسئولان زندان اوین، به‌ویژه ریاست بند زنان، طی ماه‌های گذشته فشارها بر زندانیان را افزایش داده‌اند و با اعمال محدودیت‌های تازه، تلاش می‌کنند حقوق حداقلی‌ای را که زندانیان طی سال‌ها با مقاومت و هزینه به دست آورده‌اند، از آنان سلب کنند.

بر اساس این گزارش، زندانبان‌ها در ماه‌های اخیر به‌صورت سرزده وارد بند زنان شده و علاوه بر بازرسی‌های مکرر، درباره پوشش زندانیان تذکر می‌دهند و حتی مراسم‌ها و تجمع‌های معمول داخل بند را نیز بهانه‌ای برای اعمال محرومیت و محدودیت قرار داده‌اند. اکنون نیز، به گفته این صفحه، صرف گفتگو و ارتباط میان زندانیان به اعمال ممنوعیت تماس منجر شده است.

در بخشی از این نوشته آمده است:
«ماه‌ها لیندزی فورمن و نسیم در هواخوری کوچک بند زنان کنار هم می‌دویدند؛ مرزها و اتهامات پرونده‌ها هرگز نمی‌توانند مانعی برای برقراری ارتباطات انسانی باشند.»

نسیم غلامی سیمیاری، متولد ۲۲ تیرماه ۱۳۶۷ و دانش‌آموخته رشته معماری، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ توسط مأموران اطلاعات سپاه در تهران بازداشت شد. او در شهریورماه سال گذشته به همراه هفت متهم سیاسی دیگر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه و به حبس، شلاق و تبعید محکوم شد.

بر اساس حکم صادره، وی به اتهام «تخریب اموال عمومی» به ۲۰ سال نفی بلد در شهرستان انگوران استان زنجان محکوم شده است؛ حکمی که در آن تأکید شده او نباید با دیگران معاشرت و رفت‌وآمد داشته باشد. همچنین او بابت اتهام «اخلال در نظم عمومی» به یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و بابت «اجتماع و تبانی» به پنج سال حبس محکوم شده است.

نسیم غلامی سیمیاری از ۴ مهرماه ۱۴۰۲ در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.

#نسیم_سیمیاری #نسیم_غلامی_سیمیاری

@Tavaana_TavaanaTech
💔11
Jacqueline Isaac: Survivor-Centered Advocacy, Religious Freedom

Jacqueline Isaac is a human rights advocate and humanitarian activist who has dedicated much of her work to defending persecuted religious minorities, especially victims of violence and extremism in the Middle East. Her story is not only about activism, but also about compassion, courage, and the responsibility to speak out against injustice.

The article highlights her efforts to support Yazidis, Christians, and other vulnerable communities affected by war, displacement, and religious persecution. It also reflects on the importance of solidarity, human dignity, and raising awareness about the suffering of marginalized groups.

One of the key themes of the text is that silence and indifference in the face of persecution can allow violence and hatred to grow. Jacqueline Isaac’s work emphasizes the need for empathy, dialogue, and collective action in defense of human rights and peaceful coexistence.

This article offers an inspiring perspective on humanitarian advocacy and the importance of standing with those whose voices are often ignored.

Read the full article on the website:

https://en.tavaana.org/jacqueline-isaac/

@Tavaana_TavaanaTech
👌2
اکباتان روایت سربداران امروز

مهدی نوذر، از مخاطبان توانا

خبر کوتاه و هولناک بود : جوانان اکباتان به اعدام محکوم شدند ...

ترسناک‌ترین چیزِ این روزهای ایران، صدای طناب دار نیست؛
عادی شدنِ آن است.
این‌که هر چند روز یک‌بار، عکس چند جوان دیگر را می‌بینیم؛
با همان صورت‌های آشنا،
همان موهای نامرتب،
همان نگاه‌هایی که هنوز در آن زندگی جریان دارد.
بعد زیر عکس می‌نویسند:
«محکوم به اعدام.»
انگار در این سرزمین، جوان بودن خودش تبدیل به جرم شده است.
وقتی به چهره‌های متهمان پرونده اکباتان نگاه می‌کنی آینده‌ای‌ که هنوز در چشم‌هایشان زنده مانده تو را خرد می‌کند
این‌ بچه ها شبیه هیولاهایی که رسانه‌های حکومتی می‌سازند نیستند.
شبیه پسرهایی‌اند که باید الان دغدغه‌ی عاشق شدن، کار پیدا کردن، سفر رفتن، ساختن آینده و زندگی کردن داشته باشند.
نسلی که باید کشور را بسازد هر روز بر طناب دار پای تکان است.
جمهوری اسلامی سال‌هاست برای ادامه‌ی حیات پلید خود، از مرگ تغذیه می‌کند.
حکومتی که مشروعیتش را از دست داده، تنها چیزی که برایش مانده ترس است؛
و ترس را با زندان می‌سازند،
با گلوله حفظ می‌کنند،
و با طناب دار به نمایش می‌گذارند.
این حکومت بیش از هر چیز از «جوان» می‌ترسد.
از نسلی که دیگر مثل گذشته سر خم نمی‌کند.
از نسلی که حقیقت را دیده، دروغ‌ها را فهمیده و هنوز با تمام زخم‌هایش امید را از دست نداده است.
تاریخ ایران پر از حکومت‌هایی بوده که خیال می‌کردند با کشتن می‌توانند ماندگار شوند.
اما هیچ حکومتی با اعدام جوانانش جاودانه نشده است.
برعکس؛
هر طناب دار، میخی شده بر تابوت همان قدرتی که آن را ساخته.
درد فقط مرگ نیست.
درد این است که مادران این سرزمین، هر شب عکس پسرانشان را بغل می‌کنند و از صدای زنگ تلفن می‌ترسند.
درد این است که نسل ما به جای برنامه‌ریزی برای آینده، هر صبح بیدار می‌شود تا ببیند امروز نوبت کدام جوان است که قربانی بقای یک حکومت فرسوده شود.
و تلخ‌تر از همه اینکه اعدام در ایران دیگر «خبر» نیست؛
بخشی از زندگی روزمره ما شده است
آن‌قدر تکرار شده که حکومت فکر می‌کند مردم به آن عادت کرده‌اند.
اما حقیقت این است:
هر جوانی که اعدام می‌شود، تکه‌ای از امید و آینده این کشور را با خود می‌برد.
ایران را دشمن خارجی این‌گونه ویران نکرد؛
این طناب‌هایی ویرانش کردند که سال‌هاست دور گلوی جوانانش انداخته می‌شود.
و روزی خواهد رسید که تاریخ، نه نام قاضی‌ها را به یاد می‌آورد،
نه بازجوها را،
نه آن‌هایی که حکم مرگ صادر کردند.
تاریخ فقط از نسلی خواهد نوشت که با تمام ترس، تحقیر، زندان و اعدام، باز هم آرزوی زندگی داشت.

#نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔2623
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بازداشت و نگرانی از وضعیت جسمی سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز

۴۸ روز پس از بازداشت سارا سپهری، شهروند ۴۱ سالهٔ بهائی، نگرانی‌ها از بلاتکلیفی و وضعیت جسمی او ادامه دارد. طبق اطلاع یک منبع آگاه، خانم سپهری که اکنون در زندان عادل‌آباد شیراز محبوس است، پیش از این از بیماری‌های جدی مرتبط با معده، اثنی‌عشر و شبکیهٔ چشم رنج می‌برد و تحت درمان قرار داشت. شرایط پراضطراب بازجویی، زندان و عدم دسترسی به دارو و درمان مناسب طی هفته‌های اخیر به وخامت وضعیت جسمی او منجر شده به حدی که طبق اظهارنظر پزشک، احتمال خونریزی چشم نیز وجود دارد. طبق گفتهٔ این منبع آگاه، اگرچه به‌تازگی مقادیری دارو در زندان به دست خانم سپهری رسیده است اما در چنین شرایطی او نیازمند دسترسی به پزشک برای تنظیم دوز داروهایش است و در غیر این صورت روند وخامت حال جسمی ادامه پیدا خواهد کرد.

خانم سپهری روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد. او مسئولیت نگهداری از مادر ۸۵ سالهٔ خود را نیز که دارای معلولیت است بر عهده داشت.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7💔3
عرفان شکوری‌زاده در آخرین روزهای حیاتش در قزلحصار:
«به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر»

نامه‌ای منتسب به عرفان شکوری‌زاده، زندانی سیاسی اعدام‌شده، که گفته می‌شود در آخرین روزهای حیاتش در زندان قزلحصار خطاب به برادرش احسان نوشته شده، به دست آموزشکده توانا رسیده است.

عرفان شکوری‌زاده، متولد ۱۳۷۶، دانش‌آموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت تهران بود. بر اساس سوابق علمی منتشرشده، او در حوزه نرم‌افزارهای تست ماهواره، کنترل و موقعیت‌یابی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت و رتبه نخست مقطع کارشناسی ارشد را نیز کسب کرده بود.

طبق اطلاعات منتشرشده، او در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ توسط اطلاعات سپاه با اتهام «جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» بازداشت شد. منابع نزدیک به پرونده گفته بودند که عرفان شکوری‌زاده حدود ۹ ماه را در سلول انفرادی سپری کرده و تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته است.

در بخشی از نامه منتسب به او خطاب به برادرش آمده است:

«برادر شریف و عزیزم، سلام.

می‌دانم در حالی که دارم این متن را نگارش می‌کنم، تو از هیچ تلاشی برای نجات من فروگذار نکرده‌ای. اگر این متن را می‌خوانی، احتمالا به این معنی است که من در این جهان در کنار تو نیستم. اما بدان من از تمام تلاش‌های تو و پدر و مادرمان ممنونم و تمام مدت سعی کردم برای تو برادر خوبی باشم. لاجرم این اتفاق کریه و این رژیم کثیف ما را از هم جدا کرد.

می‌خواهم بدانی که علیرغم سختی این یک سال و نیم و با وجود شکنجه‌ها و اعترافات اجباری، همواره به فکر تو و خانواده بودم. ولی سعی کردم در همین مدت هم خوب زندگی کنم و تا جایی که می‌شود مقاوم باشم.
همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»

او در بخش دیگری از این نامه نوشته است:

«برادر عزیزم، از تو می‌خواهم به جای هر دویمان خوب زندگی کنی و برای پدر و مادرمان هم عرفان باشی و هم احسان. من هیچ وقت نمی‌خواستم تو را اذیت کنم یا پدر و مادرمان را. اما ناخواسته این اتفاق افتاد و من برای همیشه شرمنده تو خواهم ماند.

اما این بهایی بود که خانواده ما برای آزادی ایران‌مان باید پرداخت می‌کرد و قرعه به من افتاد که این هزینه را بدهم.»

در ادامه این نامه، عرفان شکوری‌زاده با اشاره به امیدش برای دیدار دوباره خانواده‌اش نوشته است:

«من در حین نگارش این متن هم باز سرشار از امید به زندگیم. چون پشتم به تو گرم است. برادر عزیزم، بدان برای یک بار صحبت کردن با تو حاضرم هر کاری بکنم. دلم برای صدایت و برای وجودت تنگ است و دوستت دارم.»

او همچنین در بخشی دیگر، نام افرادی را که به گفته او در روند پرونده‌اش نقش داشته‌اند و «نهایت شقاوت را خرج کردند»، ذکر کرده و نوشته است:

«کنار پدر و مادرمان بایست و سرت را بالا بگیر و مطمئن باش برادرت تا لحظه آخر ایستاد و آنطور که تو به من آموختی سرخم نکردم و جنگیدم.»

در بخش پایانی این نامه نیز آمده است:
«در زمانی که در کشورمان دادگاه عادلانه‌ای بود، حتماً خسارات مادی و معنوی را پیگیری کن و بعد از برداشتن مبلغی که بابت خسارات مادی به خانواده ما وارد شد، مابقی صرف ایجاد بنیاد علمی با نام خانوادگی ما در جهت رشد و کمک علمی به فرزندان این کشور شود.»
و در پایان نوشته است:
«قوی بمان و به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر.»

پیش‌تر نیز یادداشتی از عرفان شکوری‌زاده منتشر شده بود که در آن نوشته بود: «من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بی‌گناه دیگر در سکوت و بی‌خبری از دست برود.»

عرفان شکوری‌زاده بامداد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد.

#عرفان_شکوری_زاده #عرفان_شکورزاده #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔309
Forwarded from گفت‌وشنود
عذرخواهی تاریخی پاپ لئو بابت نقش واتیکان در مشروعیت‌بخشی به برده‌داری

پاپ لئو چهاردهم روز دوشنبه ۴ خرداد در اقدامی بی‌سابقه، بابت نقش تاریخی واتیکان در مشروعیت بخشیدن به برده‌داری و قرن‌ها سکوت در برابر آن عذرخواهی کرد و سابقه کلیسای کاتولیک در این زمینه را «زخمی در حافظه مسیحیت» خواند.
اگرچه پاپ‌های پیشین بابت دخالت مسیحیان در تجارت برده در دو سوی اقیانوس اطلس عذرخواهی کرده بودند، اما تاکنون هیچ پاپی به طور علنی به نقش مستقیم رهبران گذشته کلیسای کاتولیک در صدور مجوز برای حاکمان اروپایی جهت به بردگی کشیدن غیرمسیحیان اعتراف نکرده بود.
لئو چهاردهم که نخستین پاپ متولد آمریکا در تاریخ محسوب می‌شود و در تبارنامه خانوادگی‌اش ردپای بردگان و برده‌داران دیده می‌شود، این عذرخواهی را در اولین بخشنامه رسمی خود با عنوان «انسانیت باشکوه» مطرح کرد. او با این اقدام، به دهه‌ها درخواست کاتولیک‌های سیاه‌پوست، فعالان مدنی و محققان از واتیکان برای جبران نقش تاریخی خود در تجارت برده پاسخ داد.

پاپ لئو در این بخشنامه نوشت: «غیرممکن است با تأمل در رنج و تحقیر عظیمی که بسیاری از مردم متحمل شده‌اند — که در تضاد کامل با کرامت بی‌حد و حصرشان به عنوان بندگان محبوب خداوند است — احساس غم و اندوه عمیقی نکنیم. به همین دلیل، به نام کلیسا، صمیمانه درخواست بخشش دارم.»
 
پاپ لئو با یادآوری اینکه پاپ لئو سیزدهم نخستین پاپی بود که در سال ۱۸۸۸ به صراحت برده‌داری را محکوم کرد (آن هم سال‌ها پس از لغو آن در بسیاری از کشورها)، به نقش مستقیم سریر مقدس در قرون گذشته اشاره کرد و نوشت: «در اوایل دوران مدرن، سریر رسولی در پاسخ به درخواست‌های حاکمان، برای مشروعیت بخشیدن به اشکال مختلف سلطه و بردگی کشاندن مداخله کرد.»
او تأکید کرد که هرچند نمی‌توان با معیارهای امروزی اخلاقی بودن تصمیمات گذشته را قضاوت کرد، اما «نمی‌توانیم تأخیر طولانی جامعه و کلیسا در محکوم کردن بلای برده‌داری را انکار یا کم‌اهمیت جلوه دهیم.»
پاپ با اشاره به تاخیر کلیسا برای به رسمیت شناختن ناسازگاری برده‌داری با کرامت انسانی افزود: «این زخمی در حافظه مسیحی است که نمی‌توانیم خود را از آن مبرا بدانیم.»

لئو در پایان هشدار داد که کلیسا امروز باید قاطعانه تمام اشکال قاچاق و استثمار مرتبط با انقلاب فناوری را محکوم کند، تا «در آینده مجبور نباشیم دوباره به دلیل عدم احترام به گنج کرامت انسانی عذرخواهی کنیم.»

#پاپ #برده_داری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
12👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
پل ریکور و گشودگی زبانی
پذیرش دیگری در ساحت گفتگو

پل ریکور (۱۹۱۳–۲۰۰۵)، فیلسوف برجسته فرانسوی، یکی از مهم‌ترین پل‌های ارتباطی میان «پدیدارشناسی» و «هرمنوتیک» است. او با پیوند زدن فلسفه با ادبیات، تاریخ و روان‌کاوی، نگاهی انسانی به جهان داشت. ریکور در آثار خود همواره به دنبال درک معنای «خویشتن» در مواجهه با «دیگری» بود و یکی از تاثیرگذارترین نظریه‌ها را درباره رواداری و مدارای فرهنگی ارائه داد.

نظریه میهمان‌نوازی؛
پذیرش در ساحت زبان و تجربه

از دیدگاه ریکور، رواداری تنها یک سیاست حقوقی نیست، بلکه یک «فضیلت اخلاقی» است. او برای تبیین پذیرش، از استعاره «میهمان‌نوازی» استفاده می‌کند:
۱. میهمان‌نوازی زبانی:
ریکور معتقد است که ما در برخورد با زبان دیگری، با یک «غریبه» مواجه می‌شویم. پذیرشِ دیگری به معنای انجام یک «ترجمه» است؛ یعنی اجازه دهیم زبان و جهان‌بینی غریبه در فضای ذهنی ما ساکن شود. این میهمان‌نوازی زبانی یعنی ما هویت خود را در مواجهه با دیگری از دست نمی‌دهیم، بلکه در «خانه زبان» خود، جایی برای او می‌گشاییم.

۲. خود به مثابه دیگری:
ریکور معتقد است هویت ما ثابت و صلب نیست. ما از طریق گفتگو با دیگری است که به خودشناسی می‌رسیم. پذیرش دیگری برای او یک ضرورت است، زیرا من بدون «دیگری» اساسا نمی‌توانم «خودم» باشم. بنابراین، رواداری در نگاه ریکور، ابزاری برای کامل شدن و گسترش افق‌های فکری خود است.

۳. عفو و بخشش به مثابه پذیرش:
در مباحث متاخر، ریکور بر «حافظه و بخشش» تاکید می‌کند. برای او، رواداری یعنی توانایی جدا کردن «عمل بد» از «فرد». ما باید بتوانیم با پذیرشِ روایت دیگران از رنج‌هایشان، راهی برای هم‌زیستی آینده باز کنیم. پذیرش در اینجا یعنی ظرفیت «فراموش نکردن هویت دیگری» و در عین حال «رها کردن کینه» برای ساختن جامعه‌ای انسانی‌تر.

در نگاه ریکور، رواداری یعنی «گشودگی». او معتقد است که هیچ‌کس نباید در «خودبسته» خویش باقی بماند. پذیرش دیگری به معنای به رسمیت شناختن این است که حقیقت یک امر تک‌بعدی نیست، بلکه در مسیر گفتگو و ترجمه میان افراد شکل می‌گیرد. از نظر او، جامعه‌ای که میهمان‌نواز نباشد، در حقیقت در حال زوال و نابودی میراث انسانی خویش است.

#پل_ریکور #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌5
با بازگشت محدود اینترنت، آنچه کاربران می‌گویند روشن است: مسئله فقط «وصل شدن اینترنت» نیست. مردم از اینترانت وارد فیلترنت شده‌اند؛ فیلترینگ همچنان پابرجاست، بسیاری از مسیرهای ارتباطی هنوز مسدودند و بخشی از جامعه همچنان دسترسی آزاد و امن به اینترنت ندارند.

در تمام این روزها اما صدای مردم خاموش نشد. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تلاش کردند صدای خانواده‌های دادخواه و زندانیان باشند؛ همان چیزی که خواهر دادخواه جاویدنام احمد خسروانی هم به آن اشاره کرده است:

«بچه‌های ایرانی خارج از ایران همه توانشونو گذاشتن… پناه ما خواهرها شدن… صدای زندانی‌ها شدن…»

این همبستگی، در روزهای قطع اینترنت و سرکوب، بخشی از حافظه جمعی مردم ایران خواهد ماند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊62👍2
سینا یوسفی، حقوقدان، خبر داده که محمد طریقت اسفنجانی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای آذربایجان شرقی، از سوی دادگاه انقلاب شهرستان اسکو مجموعا به سه سال حبس محکوم شده است.
این وکیل دادگستری به دلیل انتشار مطالب انتقادی در صفحه اینستاگرام خود، از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال و به اتهام «توهین به رهبری و خمینی» به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.

فشار بر وکلای دادگستری در سال‌های اخیر به یکی از ابزارهای جمهوری اسلامی برای محدودکردن حق دفاع و خاموش‌کردن صدای منتقدان تبدیل شده است. بسیاری از وکلایی که دفاع از زندانیان سیاسی، معترضان یا خانواده‌های دادخواه را بر عهده گرفته‌اند، با احضار، بازداشت، تهدید، محرومیت از وکالت، پرونده‌سازی امنیتی و احکام سنگین زندان مواجه شده‌اند.

در شرایطی که شهروندان برای برخورداری از دادرسی عادلانه به وکلای مستقل نیاز دارند، افزایش فشار بر وکلای دادگستری نه‌تنها حق دفاع متهمان را تضعیف می‌کند، بلکه نشانه‌ای از محدودترشدن فضای حقوقی و مدنی در ایران است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔101
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر بخشی از حافظه جامعه است‌. روایت خانواده‌هایی که در میان ترس، بی‌خبری و فشار امنیتی، به دنبال عزیزانشان می‌گشتند و حتی پس از کشته‌شدن فرزندانشان نیز با تهدید، تحقیر و خشونت روبه‌رو شدند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی که هر کدام زندگی، رویا و آینده‌ای داشتند.

روایت ابوالفضل نجفی آرون
ابوالفضل جوان ۲۵ ساله، یکی از جان‌باختگان این سرکوب بود که در تهرانپارس، حوالی چهارراه تیرانداز، با شلیک سه گلوله جنگی کشته شد.

اما خشونت تنها به لحظه قتل او ختم نشد. بر اساس روایت منابع مطلع، خانواده ابوالفضل پس از کشته‌شدن او نیز تحت فشار و تهدید شدید قرار گرفتند. گفته می‌شود نیروهای امنیتی اجازه دفن پیکر او در بهشت زهرا را ندادند و خانواده را مجبور کردند پیکرش را در رباط‌کریم به خاک بسپارند.


@Tavaana_TavaanaTech
7🕊2👌1
علیرضا بیرانوند، شاعر معترض و فعال فرهنگی ۲۵ ساله، پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی در تهران جان باخته است؛ مرگی که مقام‌های رسمی علت آن را «مسمومیت» اعلام کرده‌اند، اما ابهام‌ها و روایت‌های منتشرشده، پرسش‌های جدی درباره آن ایجاد کرده است.
این شاعر اهل ایذه،⁩ که ۱۵ اردیبهشت در تهران بازداشت شده بود، در بازداشتگاه جان باخته است.

علیرضا بیرانوند پیش‌تر نیز در جریان اعتراضات ۱۳۹۶ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده بود و به‌عنوان شاعری معترض و فعال محیط‌زیست شناخته می‌شد. جان‌باختن او در بازداشت سرکوبگران، نشان می‌دهد که بازداشتگاه‌ها و زندان‌های جمهوری اسلامی به محل مرگ، شکنجه و حذف مخالفان تبدیل شده‌اند.

در سال‌های گذشته نیز نام‌هایی چون بکتاش آبتین، ستار بهشتی، سینا قنبری، وحید صیادی‌نصیری و مهسا امینی به نمادهایی از مرگ‌های مشکوک، قتل زیر شکنجه یا محرومیت از درمان در بازداشت حکومت تبدیل شده‌اند؛ پرونده‌هایی که بسیاری از آن‌ها هرگز با شفافیت و پاسخگویی همراه نبوده‌اند.


@Tavaana_TavaanaTech
💔223
Forwarded from گفت‌وشنود
به‌کارگیری نمادهای تاریخی در گفت‌وشنود اجتماعی


نمادهای تاریخی و فرهنگی، فقط تصویر یا نشانه نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه جمعی، تجربه تاریخی و هویت اجتماعی انسان‌ها را با خود حمل می‌کنند. مردم از طریق نمادها با گذشته ارتباط برقرار می‌کنند، احساس تعلق می‌سازند و روایت‌های مشترک خود را به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند. به همین دلیل، نمادها در دوره‌های بحران، تغییرات سیاسی یا شکاف‌های اجتماعی، نقش مهمی در حفظ یا بازسازی پیوندهای اجتماعی دارند.

این راهنمای کوتاه با عنوان «به‌کارگیری نمادهای تاریخی در گفت‌وشنود اجتماعی» تلاش می‌کند نگاهی مسئولانه‌تر و انسانی‌تر به نقش نمادها در جامعه ارائه دهد. در این متن تاکید می‌شود که نمادهای تاریخی و فرهنگی، مانند شیر و خورشید، متعلق به یک گروه یا جریان سیاسی خاص نیستند، بلکه بخشی از میراث مشترک جامعه‌اند که در طول زمان معناهای گوناگون یافته‌اند.

کتابچه همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حکومت رژیم ولایت فقیه تلاش بسیاری برای حذف و تخریب نمادهای ملی انجام داد، اما بسیاری از این نمادها همچنان در حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه زنده مانده‌اند. در عین حال، متن هشدار می‌دهد که استفاده غیرمسئولانه از نمادها می‌تواند به شکاف، تنش و دشمنی دامن بزند.
هدف این راهنما دفاع از یک نماد خاص نیست، بلکه دعوت به گفت‌وگو، درک متقابل و توجه به نقش نمادها در همزیستی اجتماعی و آینده فرهنگی جامعه است.

این کتابچه راهنما را از وبسایت گفت‌وشنود دانلود و مطالعه کنید:

https://dialog.tavaana.org/historical-symbols-in-social-dialogue/

#نماد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
3👌1