Forwarded from تواناتک Tavaanatech
ویدیوهایی که جاسوساند؛ دام تازه هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی
آنچه در نگاه اول یک ویدیوی معمولی به نظر میرسد، میتواند نقطه شروع یک نفوذ کامل به زندگی دیجیتال شما باشد. تازهترین یافتههای پژوهشگران امنیت سایبری نشان میدهد کارزار جدیدی از جاسوسی دیجیتال، کاربران را با تکیه بر کنجکاوی و احساساتشان هدف میگیرد؛ اینبار با «ویدیو».
🔸دو گزارش مستقل از پژوهشگران SafeBreach و Acronis پرده از عملیات هکری هماهنگی برداشتهاند که به هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی نسبت داده میشود. در این حمله، فایلهایی که ظاهرا ویدیویی هستند، در واقع حامل بدافزارهاییاند که میتوانند کنترل کامل دستگاه قربانی را در اختیار مهاجم بگذارند.
طبق گزارش SafeBreach، گروهی با نام «Prince of Persia» از فایلهای ویدیویی آلوده برای نفوذ به گوشیهای Android و سیستمهای Windows استفاده کرده است. هدف نهایی، دسترسی نامحدود به دادهها و امکانات دستگاه قربانی است.
🔸الگوی حمله ساده اما حسابشده است. قربانی یک ایمیل فیشینگ یا پیام در شبکههای اجتماعی دریافت میکند که حاوی لینک یک ویدیو است. موضوع ویدیو اغلب به اعتراضات اخیر ایران گره خورده تا حس کنجکاوی یا همدلی مخاطب را تحریک کند. کلیک که انجام شد، زنجیره آلودگی آغاز میشود.
براساس گزارش Acronis، بدافزار درون فایلهایی با پسوند LNK پنهان شده است. این فایلهای میانبر به شکلی طراحی میشوند که از نظر آیکون و ظاهر، دقیقا شبیه فایل ویدیو یا تصویر باشند. کاربر تصور میکند در حال باز کردن یک ویدیوست، اما در پسزمینه اتفاق دیگری میافتد.
پس از کلیک، یک اسکریپت مخفی چندمرحلهای اجرا میشود:
در پایان، ویدیو یا تصویر فریبدهنده برای کاربر نمایش داده میشود تا عملیات نفوذ از دید او پنهان بماند.
🔸این بدافزار تنها به یک دسترسی محدود بسنده نمیکند. قابلیتهای آن شامل سرقت لیست مخاطبان و پیامکها، ضبط صدا از طریق میکروفون، دسترسی به موقعیت مکانی لحظهای و استخراج فایلها و تصاویر ذخیرهشده در دستگاه است. به زبان ساده، تلفن یا رایانه قربانی به یک ابزار جاسوسی تمامعیار تبدیل میشود.
نکته نگرانکنندهتر، وجود مکانیزمهای «ضد تحلیل» در این بدافزار است. اگر بدافزار تشخیص دهد که در محیطهای آزمایشگاهی یا تحت بررسی پژوهشگران امنیتی قرار گرفته، فعالیت خود را متوقف میکند تا شناسایی نشود. این یعنی شناسایی و مهار آن بهمراتب دشوارتر از بدافزارهای معمول است.
◾️توصیههای مهم:
اولین و مهمترین خط دفاع، بیاعتمادی است. از باز کردن لینکها و دانلود فایلها از منابع ناشناس یا غیرقابل اعتماد خودداری کنید، حتی اگر ظاهر آنها یک ویدیوی عادی یا خبری باشد. استفاده از پیامرسانهای امن با رمزنگاری سرتاسری، بهروزرسانی منظم سیستمعامل و نرمافزارها و پرهیز از اجرای فایلهای مشکوک، ریسک گرفتار شدن در این دام را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1
Forwarded from گفتوشنود
اورنگزیب و سیاستهای مذهبی
پادشاه گورکانی که رویای هند سرتاسر اسلامی داشت
اورنگزیب عالمگیر، ششمین امپراتور گورکانی هند، از سال ۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ میلادی بر یکی از بزرگترین و متنوعترین امپراتوریهای زمان خود حکومت کرد. او شخصیتی است که نامش همچنان در بحثهای مربوط به دین، قدرت سیاسی و مدارا در جنوب آسیا محل مناقشه است. برخی مورخان او را به دلیل سیاستهای سختگیرانه مذهبی، بازگرداندن مالیات جزیه بر غیرمسلمانان و تخریب برخی معابد هندو مورد انتقاد قرار دادهاند؛ هرچند درباره انگیزههای دقیق این اقدامات همچنان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
نوشتار «اورنگزیب» به بررسی زندگی و میراث این فرمانروا در بستر جامعهای چنددینی و چندفرهنگی میپردازد؛ جامعهای که مسلمانان، هندوها، سیکها، جینها و دیگر گروههای مذهبی در آن زندگی میکردند. این مطلب نشان میدهد که چگونه سیاستهای حکومتی در قبال نمادها و باورهای دینی میتواند بر روابط میان جوامع مختلف تأثیر بگذارد و برای قرنها در حافظه تاریخی مردم باقی بماند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، مقایسه میراث اورنگزیب با هند امروز است. اگرچه هند معاصر همچنان با تنشها و چالشهای مذهبی روبهروست، اما قانون اساسی این کشور بر پایه سکولاریسم، آزادی دین و برابری شهروندان بنا شده است. وجود چارچوبهای قانونی برای حفاظت از تنوع دینی و فرهنگی، یکی از تفاوتهای مهم میان هند امروز و دوران حکومت اورنگزیب به شمار میرود؛ هرچند درباره میزان تحقق عملی این اصول همچنان بحث و گفتوگو ادامه دارد.
این نوشتار فرصتی است برای تأمل درباره نسبت دین و قدرت، اهمیت احترام به نمادهای مورد احترام دیگران و چالشهای همزیستی در جوامع متکثر.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/aurangzeb/
#اورنگ_زیب #تنوع_مذهبی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پادشاه گورکانی که رویای هند سرتاسر اسلامی داشت
اورنگزیب عالمگیر، ششمین امپراتور گورکانی هند، از سال ۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ میلادی بر یکی از بزرگترین و متنوعترین امپراتوریهای زمان خود حکومت کرد. او شخصیتی است که نامش همچنان در بحثهای مربوط به دین، قدرت سیاسی و مدارا در جنوب آسیا محل مناقشه است. برخی مورخان او را به دلیل سیاستهای سختگیرانه مذهبی، بازگرداندن مالیات جزیه بر غیرمسلمانان و تخریب برخی معابد هندو مورد انتقاد قرار دادهاند؛ هرچند درباره انگیزههای دقیق این اقدامات همچنان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
نوشتار «اورنگزیب» به بررسی زندگی و میراث این فرمانروا در بستر جامعهای چنددینی و چندفرهنگی میپردازد؛ جامعهای که مسلمانان، هندوها، سیکها، جینها و دیگر گروههای مذهبی در آن زندگی میکردند. این مطلب نشان میدهد که چگونه سیاستهای حکومتی در قبال نمادها و باورهای دینی میتواند بر روابط میان جوامع مختلف تأثیر بگذارد و برای قرنها در حافظه تاریخی مردم باقی بماند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، مقایسه میراث اورنگزیب با هند امروز است. اگرچه هند معاصر همچنان با تنشها و چالشهای مذهبی روبهروست، اما قانون اساسی این کشور بر پایه سکولاریسم، آزادی دین و برابری شهروندان بنا شده است. وجود چارچوبهای قانونی برای حفاظت از تنوع دینی و فرهنگی، یکی از تفاوتهای مهم میان هند امروز و دوران حکومت اورنگزیب به شمار میرود؛ هرچند درباره میزان تحقق عملی این اصول همچنان بحث و گفتوگو ادامه دارد.
این نوشتار فرصتی است برای تأمل درباره نسبت دین و قدرت، اهمیت احترام به نمادهای مورد احترام دیگران و چالشهای همزیستی در جوامع متکثر.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/aurangzeb/
#اورنگ_زیب #تنوع_مذهبی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3❤1👌1
پخشان عزیزی در نامهای از اوین:
من هنوز زندهام، نفس میکشم و بر مواضعم ایستادهام
«پخشان عزیزی»، زندانی سیاسی کرد و مددکار اجتماعی، که در بند زنان زندان اوین محبوس است، در نامهای سرگشاده از وضعیت حقوقی خود، روند رسیدگی به پرونده و شرایط زندان نوشته است. او در ابتدای این نامه با اشاره به فشارها و تهدیدها مینویسد: «مدتها بود که سکوت اختیار کرده بودم. جایی که دستبستهای، موقعیتت به مانند تاریخت لبِ مرزیست و کوچکترین سخنی ممکن است زندگانیات را بگیرد… بایستی فریاد برآورد که من هنوز زندهام، نفس میکشم و هنوز همان جایی که بایستی، ایستادهام.»
عزیزی در ادامه، به وضعیت حقوقی خود اشاره کرده و خود را «تنها زن زندانیِ سیاسی محکوم به اعدامی» معرفی میکند که «۳ سال حبس و ۲ سال زیر حکم ناعادلانه و ظالمانهای» را پشت سر گذاشته و به گفته او، «حکمش تاکنون ۴ بار تأیید شده است» بدون آنکه احکامش نقض شده باشد. او تأکید میکند که «تا حال نیز هیچ توقفِ حکمی که از آن گفته میشود، چه به من و چه به وکیلم، جناب رئیسیان ابلاغ نشده است» و یادآور میشود که «توقف حکم هم به معنای شکستن آن نیست.»
این زندانی سیاسی با تشریح فشارهایی که در این سالها تحمل کرده، وضعیت خود را چنین توصیف میکند: «این دو سه سال تکرار تاریخم بود. زیر شدیدترین فشارها و تهدیدات و تجاوزاتِ فکری و اعتقادی در پروسه بازداشت تاکنون در داخل همین زندان سیاسی، دقیقاً یادآوریِ تاریخ به حاشیه راندهشدهی کردستانم است.»
او همچنین به تنهایی خود در زندان اشاره کرده و مینویسد: «هیچ دوستی، هیچ دوستی غیر از خود ندارم؛ که حتی گاهی ناآگاهی و منفعتطلبی و انکارِ خود باعث انقطاع و انشعاباتی در آن شده که تاریخش را به بیراهه میبرد؛ من آن را با چشم خود دیدهام.»
پخشان عزیزی در بخش دیگری از نامه، با رد اتهامهای منتسب به خود، هرگونه تعلق سازمانی را نفی میکند و مینویسد: «بنده به هیچ عنوان عضو هیچ سازمان خاصی نبوده و نیستم و تماماً مددکار اجتماعی بودهام.» او با اشاره به سوابق کاریاش در مناطق جنگزده توضیح میدهد: «به عنوان مددکاری اجتماعی، سالها در کمپ آوارگان جنگی در سوریه (در بدترین شرایط بهداشتی و زندگانی) که مورد حمله داعش قرار گرفته بود، خدمت کردهام… تنها با یک عکس ادعای عضویت من به واقع اشتباهی محض است.»
او همچنین اتهام «تجزیهطلبی» را رد کرده و آن را رویکردی کهنه میداند: «بنده به هیچ عنوان با تجزیهطلبی که در زمانهی امروز موضعی کلاسیک و ارتجاعی است، موافق نبوده و نیستم، اما رسیدن به حقوقِ حقهی جامعهام با تعریف در داخل خاک ایران و ایجاد فدراسیون در کشورم… را یک امر طبیعی در روند تغییرات اجتماعیِ جهانی میبینم.» عزیزی مسئولیت خود را به عنوان یک زن کرد چنین تعریف میکند: «به عنوان یک زن کرد حفظ فرهنگ و تاریخ کردستان و ایران و خاورمیانه را مسئولیتِ تاریخی–انسانی که در درون آن تعریف میشوم میبینم.»
عزیزی در این نامه بر راهحلهای مسالمتآمیز و مردمی برای خروج از وضعیت خشونتبار تأکید کرده و مینویسد: «باور بدان دارم که برای برقراریِ صلح اساسی بهترین شیوهی دیپلماسی، مذاکره با مردم است؛ آنان که چیزی ندارند، معترضان و مخالفانی که فرصت میخواهند.» او نقش خود را در این مسیر، کار عمیق فرهنگی و اجتماعی در کنار مردم میداند: «کار من با مردم است و نه حکومتها… کار با مردم، در بطن جامعه جهت روییدن جوانههای ذهنی برای گرفتن زندگی و نه مرگ، جدیتر صورت گیرد. این نیز مستلزم ایجاد نهادهای مردمی و مستقل میباشد.»
این زندانی سیاسی در پایان نامهاش، با عبارتی شاعرانه، موضع خود را چنین خلاصه میکند: «من آنیام که برای زندگی میمیرم، نه آن که برای مرگ زندگی کنم.»
او ضمن قدردانی از خانوادهاش، وکیلش آقای رئیسیان و تمامی کسانی که در داخل و خارج زندان از او حمایت کردهاند، از «نیتهای خالصانه» آنان تشکر کرده و بر ایستادگی خود بر سر مواضعش تأکید میکند.
متن کامل نامه پخشان در کانال تلگرام هیدرا قرار دارد:
https://t.me/Hydramediairan/113
#نه_به_اعدام #پخشان_عزیزی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
من هنوز زندهام، نفس میکشم و بر مواضعم ایستادهام
«پخشان عزیزی»، زندانی سیاسی کرد و مددکار اجتماعی، که در بند زنان زندان اوین محبوس است، در نامهای سرگشاده از وضعیت حقوقی خود، روند رسیدگی به پرونده و شرایط زندان نوشته است. او در ابتدای این نامه با اشاره به فشارها و تهدیدها مینویسد: «مدتها بود که سکوت اختیار کرده بودم. جایی که دستبستهای، موقعیتت به مانند تاریخت لبِ مرزیست و کوچکترین سخنی ممکن است زندگانیات را بگیرد… بایستی فریاد برآورد که من هنوز زندهام، نفس میکشم و هنوز همان جایی که بایستی، ایستادهام.»
عزیزی در ادامه، به وضعیت حقوقی خود اشاره کرده و خود را «تنها زن زندانیِ سیاسی محکوم به اعدامی» معرفی میکند که «۳ سال حبس و ۲ سال زیر حکم ناعادلانه و ظالمانهای» را پشت سر گذاشته و به گفته او، «حکمش تاکنون ۴ بار تأیید شده است» بدون آنکه احکامش نقض شده باشد. او تأکید میکند که «تا حال نیز هیچ توقفِ حکمی که از آن گفته میشود، چه به من و چه به وکیلم، جناب رئیسیان ابلاغ نشده است» و یادآور میشود که «توقف حکم هم به معنای شکستن آن نیست.»
این زندانی سیاسی با تشریح فشارهایی که در این سالها تحمل کرده، وضعیت خود را چنین توصیف میکند: «این دو سه سال تکرار تاریخم بود. زیر شدیدترین فشارها و تهدیدات و تجاوزاتِ فکری و اعتقادی در پروسه بازداشت تاکنون در داخل همین زندان سیاسی، دقیقاً یادآوریِ تاریخ به حاشیه راندهشدهی کردستانم است.»
او همچنین به تنهایی خود در زندان اشاره کرده و مینویسد: «هیچ دوستی، هیچ دوستی غیر از خود ندارم؛ که حتی گاهی ناآگاهی و منفعتطلبی و انکارِ خود باعث انقطاع و انشعاباتی در آن شده که تاریخش را به بیراهه میبرد؛ من آن را با چشم خود دیدهام.»
پخشان عزیزی در بخش دیگری از نامه، با رد اتهامهای منتسب به خود، هرگونه تعلق سازمانی را نفی میکند و مینویسد: «بنده به هیچ عنوان عضو هیچ سازمان خاصی نبوده و نیستم و تماماً مددکار اجتماعی بودهام.» او با اشاره به سوابق کاریاش در مناطق جنگزده توضیح میدهد: «به عنوان مددکاری اجتماعی، سالها در کمپ آوارگان جنگی در سوریه (در بدترین شرایط بهداشتی و زندگانی) که مورد حمله داعش قرار گرفته بود، خدمت کردهام… تنها با یک عکس ادعای عضویت من به واقع اشتباهی محض است.»
او همچنین اتهام «تجزیهطلبی» را رد کرده و آن را رویکردی کهنه میداند: «بنده به هیچ عنوان با تجزیهطلبی که در زمانهی امروز موضعی کلاسیک و ارتجاعی است، موافق نبوده و نیستم، اما رسیدن به حقوقِ حقهی جامعهام با تعریف در داخل خاک ایران و ایجاد فدراسیون در کشورم… را یک امر طبیعی در روند تغییرات اجتماعیِ جهانی میبینم.» عزیزی مسئولیت خود را به عنوان یک زن کرد چنین تعریف میکند: «به عنوان یک زن کرد حفظ فرهنگ و تاریخ کردستان و ایران و خاورمیانه را مسئولیتِ تاریخی–انسانی که در درون آن تعریف میشوم میبینم.»
عزیزی در این نامه بر راهحلهای مسالمتآمیز و مردمی برای خروج از وضعیت خشونتبار تأکید کرده و مینویسد: «باور بدان دارم که برای برقراریِ صلح اساسی بهترین شیوهی دیپلماسی، مذاکره با مردم است؛ آنان که چیزی ندارند، معترضان و مخالفانی که فرصت میخواهند.» او نقش خود را در این مسیر، کار عمیق فرهنگی و اجتماعی در کنار مردم میداند: «کار من با مردم است و نه حکومتها… کار با مردم، در بطن جامعه جهت روییدن جوانههای ذهنی برای گرفتن زندگی و نه مرگ، جدیتر صورت گیرد. این نیز مستلزم ایجاد نهادهای مردمی و مستقل میباشد.»
این زندانی سیاسی در پایان نامهاش، با عبارتی شاعرانه، موضع خود را چنین خلاصه میکند: «من آنیام که برای زندگی میمیرم، نه آن که برای مرگ زندگی کنم.»
او ضمن قدردانی از خانوادهاش، وکیلش آقای رئیسیان و تمامی کسانی که در داخل و خارج زندان از او حمایت کردهاند، از «نیتهای خالصانه» آنان تشکر کرده و بر ایستادگی خود بر سر مواضعش تأکید میکند.
متن کامل نامه پخشان در کانال تلگرام هیدرا قرار دارد:
https://t.me/Hydramediairan/113
#نه_به_اعدام #پخشان_عزیزی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊2
Forwarded from گفتوشنود
در جستوجوی پیوندها؛ راهحلهای مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر
در جهانی که انسانها از باورها، فرهنگها، ادیان و جهانبینیهای گوناگون برخوردارند، همزیستی مسالمتآمیز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جامعهای نمیتواند بر پایه حذف، طرد یا تحمیل یک دیدگاه واحد به پایداری، عدالت و پیشرفت دست یابد. در مقابل، جوامعی که توانستهاند میان تفاوتها پل بزنند و فرهنگ گفتوگو، مدارا و احترام متقابل را تقویت کنند، از ظرفیت بیشتری برای حل مسائل مشترک و ساختن آیندهای بهتر برخوردار بودهاند.
ایران نیز جامعهای متنوع و چندلایه است؛ سرزمینی که در آن پیروان ادیان، باورها و فرهنگهای گوناگون در کنار یکدیگر زندگی میکنند. در شرایطی که کشور نزدیک به نیم قرن است با استبداد و شکافهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، آیندهای آزاد و صلحآمیز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تقویت فرهنگ مدارا، گفتوگو و پذیرش تفاوتهاست. چنین آیندهای در گرو آن است که شهروندان، در عین پایبندی به باورهای خود، حق دیگران را برای متفاوت اندیشیدن و متفاوت زیستن به رسمیت بشناسند.
کتابچه «در جستوجوی پیوندها؛ راهحلهای مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» با نگاهی به تنوع فکری و فرهنگی جوامع انسانی، بر ضرورت همزیستی و همکاری میان انسانها تاکید میکند. این اثر ضمن معرفی ارزشهای مشترک و تجربههای موفق جهانی، نمونهها و درسهایی را پیش روی خوانندگان قرار میدهد که میتواند به تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش تنشها و گسترش فرهنگ احترام متقابل یاری رساند و الهامبخش شکلگیری ایرانی آزاد، فراگیر و همدل باشند.
احمد جزایری، پژوهشگر و نویسنده این اثر، دکترای حقوق دارد و سابقه سالها تدریس در دانشگاه، کار مطبوعاتی و تحقیقاتی و آشنایی طولانیمدت با علوم و متون دینی در کارنامه او دیده میشود.
کتابچه «در جستوجوی پیوندها؛ راهحلهای مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/believers-nonbelievers-tolerance-iran/
#کتاب #باورمندان #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جهانی که انسانها از باورها، فرهنگها، ادیان و جهانبینیهای گوناگون برخوردارند، همزیستی مسالمتآمیز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جامعهای نمیتواند بر پایه حذف، طرد یا تحمیل یک دیدگاه واحد به پایداری، عدالت و پیشرفت دست یابد. در مقابل، جوامعی که توانستهاند میان تفاوتها پل بزنند و فرهنگ گفتوگو، مدارا و احترام متقابل را تقویت کنند، از ظرفیت بیشتری برای حل مسائل مشترک و ساختن آیندهای بهتر برخوردار بودهاند.
ایران نیز جامعهای متنوع و چندلایه است؛ سرزمینی که در آن پیروان ادیان، باورها و فرهنگهای گوناگون در کنار یکدیگر زندگی میکنند. در شرایطی که کشور نزدیک به نیم قرن است با استبداد و شکافهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، آیندهای آزاد و صلحآمیز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تقویت فرهنگ مدارا، گفتوگو و پذیرش تفاوتهاست. چنین آیندهای در گرو آن است که شهروندان، در عین پایبندی به باورهای خود، حق دیگران را برای متفاوت اندیشیدن و متفاوت زیستن به رسمیت بشناسند.
کتابچه «در جستوجوی پیوندها؛ راهحلهای مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» با نگاهی به تنوع فکری و فرهنگی جوامع انسانی، بر ضرورت همزیستی و همکاری میان انسانها تاکید میکند. این اثر ضمن معرفی ارزشهای مشترک و تجربههای موفق جهانی، نمونهها و درسهایی را پیش روی خوانندگان قرار میدهد که میتواند به تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش تنشها و گسترش فرهنگ احترام متقابل یاری رساند و الهامبخش شکلگیری ایرانی آزاد، فراگیر و همدل باشند.
احمد جزایری، پژوهشگر و نویسنده این اثر، دکترای حقوق دارد و سابقه سالها تدریس در دانشگاه، کار مطبوعاتی و تحقیقاتی و آشنایی طولانیمدت با علوم و متون دینی در کارنامه او دیده میشود.
کتابچه «در جستوجوی پیوندها؛ راهحلهای مشترک باورمندان و غیر باورمندان برای آینده بهتر» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/believers-nonbelievers-tolerance-iran/
#کتاب #باورمندان #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3👌1
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت علی عنبرستانی،
مردی ۳۷ ساله، مهندس متالورژی، اهل تهران و پدر یک دختر ۸ ساله بود.
به گفته خانواده، علی شامگاه ۱۸ دیماه در محله هفتحوض تهران هدف شلیک مستقیم گلوله به سر قرار گرفت و پس از آن به بیمارستان الغدیر منتقل شد؛.
خواهر او در پیامی نوشته بود:
«برادر من آن شب توی حیاط بیمارستان الغدیر بود… ما جسد برادرم را روز ۱۹ دیماه از همان زیرزمین الغدیر به زور بردیم.»
پشت هر نام، یک زندگی بود؛ یک زندگی ناتمام؛ پدری که دخترش چشمانتظار بازگشت او ماند، برادری که خانوادهاش هنوز با درد و ناباوری از او حرف میزنند، و عزیزی که میتوانست امروز کنار عزیزانش باشد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت علی عنبرستانی،
مردی ۳۷ ساله، مهندس متالورژی، اهل تهران و پدر یک دختر ۸ ساله بود.
به گفته خانواده، علی شامگاه ۱۸ دیماه در محله هفتحوض تهران هدف شلیک مستقیم گلوله به سر قرار گرفت و پس از آن به بیمارستان الغدیر منتقل شد؛.
خواهر او در پیامی نوشته بود:
«برادر من آن شب توی حیاط بیمارستان الغدیر بود… ما جسد برادرم را روز ۱۹ دیماه از همان زیرزمین الغدیر به زور بردیم.»
پشت هر نام، یک زندگی بود؛ یک زندگی ناتمام؛ پدری که دخترش چشمانتظار بازگشت او ماند، برادری که خانوادهاش هنوز با درد و ناباوری از او حرف میزنند، و عزیزی که میتوانست امروز کنار عزیزانش باشد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊1
Forwarded from گفتوشنود
جام جهانی فوتبال مردان و یادی از یک بازی تاریخی
چرا بازی ایران و آمریکا تا این اندازه مهم شد؟
بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، فراتر از یک رویداد ورزشی، به «مسابقه قرن» بدل شد؛ نه به خاطر کیفیت فنی، بلکه به دلیل یک تابوی سیاسی. پس از دو دهه تنش بیوقفه و سیاست «آمریکاستیزی» که ستون اصلی گفتمان جمهوری اسلامی را تشکیل میداد، رویارویی با «شیطان بزرگ» در مستطیل سبز، شوکی ایدئولوژیک بود.
در حالی که پیش از انقلاب ۵۷، فوتبال یک پدیده ورزشی غیر ایدئولوژیک و سکولار بود و حتی بازی با اسرائیل نیز بدون بار سیاسی معاصر در جریان بود، جمهوری اسلامی با سیاست «دیگریستیزی»، ورزش را به میدان جنگی برای تداوم تقابلهای ایدئولوژیک تبدیل کرد.
برای حکومت، این بازی نه یک مسابقه، که جبههای برای اثبات «حقانیت» بود. شخص رهبر جمهوری اسلامی با استقبال از پیروزی تیم ملی و تقلیل آن به یک «پیروزی سیاسی»، تلاش کرد تا از یک رویداد فوتبالی، مشروعیتی برای ایدئولوژی حاکم استخراج کند.
در سوی دیگر میدان اما، واقعیت جهان غرب متفاوت بود. برای اکثر شهروندان و حتی بازیکنان آمریکایی، این بازی نه جنگ ایدئولوژیک، بلکه یک رقابت معمولی در تقویم ورزشی بود. این تضاد نگاه، عمق شکاف میان دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و جهان آزاد را عیان کرد؛ جایی که حکومت سعی داشت «سیاست» را به خورد «ورزش» بدهد، اما در دنیای حرفهای، فوتبال صرفا یک بازی بود.
این رویکرد، در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی همواره برخلاف منشور های ورزشی و عرف بینالملل، ورزش را گروگان گرفته است. از مهندسی انتخاب ملیپوشان بر اساس وفاداریهای سیاسی تا تبدیل سکوها و مستطیل سبز به تریبونهای ایدئولوژیک، فوتبال در ایران بیش از آنکه تجلی استعدادهای ورزشی باشد، ابزاری در دست دستگاه تبلیغاتی حکومت بوده است.
حواشی پایانناپذیر پیرامون تیمهای ملی، نشان از آن دارد که برای جمهوری اسلامی، «گل زدن» به حریف سیاسی اهمیت بیشتری از «گل کاشتن» در عرصه ورزش برای اعتبار ملی دارد؛ رویکردی که نه تنها ورزش را از ماهیت اصلیاش تهی کرده، بلکه فشار روانی مضاعفی را بر دوش ورزشکارانی گذاشته که قربانی این نگاه ابزارگونه به ورزش هستند.
#حکومت_ایدئولوژیک #جام_جهانی #فوتبال #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا بازی ایران و آمریکا تا این اندازه مهم شد؟
بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، فراتر از یک رویداد ورزشی، به «مسابقه قرن» بدل شد؛ نه به خاطر کیفیت فنی، بلکه به دلیل یک تابوی سیاسی. پس از دو دهه تنش بیوقفه و سیاست «آمریکاستیزی» که ستون اصلی گفتمان جمهوری اسلامی را تشکیل میداد، رویارویی با «شیطان بزرگ» در مستطیل سبز، شوکی ایدئولوژیک بود.
در حالی که پیش از انقلاب ۵۷، فوتبال یک پدیده ورزشی غیر ایدئولوژیک و سکولار بود و حتی بازی با اسرائیل نیز بدون بار سیاسی معاصر در جریان بود، جمهوری اسلامی با سیاست «دیگریستیزی»، ورزش را به میدان جنگی برای تداوم تقابلهای ایدئولوژیک تبدیل کرد.
برای حکومت، این بازی نه یک مسابقه، که جبههای برای اثبات «حقانیت» بود. شخص رهبر جمهوری اسلامی با استقبال از پیروزی تیم ملی و تقلیل آن به یک «پیروزی سیاسی»، تلاش کرد تا از یک رویداد فوتبالی، مشروعیتی برای ایدئولوژی حاکم استخراج کند.
در سوی دیگر میدان اما، واقعیت جهان غرب متفاوت بود. برای اکثر شهروندان و حتی بازیکنان آمریکایی، این بازی نه جنگ ایدئولوژیک، بلکه یک رقابت معمولی در تقویم ورزشی بود. این تضاد نگاه، عمق شکاف میان دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و جهان آزاد را عیان کرد؛ جایی که حکومت سعی داشت «سیاست» را به خورد «ورزش» بدهد، اما در دنیای حرفهای، فوتبال صرفا یک بازی بود.
این رویکرد، در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی همواره برخلاف منشور های ورزشی و عرف بینالملل، ورزش را گروگان گرفته است. از مهندسی انتخاب ملیپوشان بر اساس وفاداریهای سیاسی تا تبدیل سکوها و مستطیل سبز به تریبونهای ایدئولوژیک، فوتبال در ایران بیش از آنکه تجلی استعدادهای ورزشی باشد، ابزاری در دست دستگاه تبلیغاتی حکومت بوده است.
حواشی پایانناپذیر پیرامون تیمهای ملی، نشان از آن دارد که برای جمهوری اسلامی، «گل زدن» به حریف سیاسی اهمیت بیشتری از «گل کاشتن» در عرصه ورزش برای اعتبار ملی دارد؛ رویکردی که نه تنها ورزش را از ماهیت اصلیاش تهی کرده، بلکه فشار روانی مضاعفی را بر دوش ورزشکارانی گذاشته که قربانی این نگاه ابزارگونه به ورزش هستند.
#حکومت_ایدئولوژیک #جام_جهانی #فوتبال #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌1
رئیس کل دادگستری استان اصفهان از صدور دستور توقیف اموال ۱۰۰ شهروند به دلیل آنچه «حمایت از دشمن» عنوان کرده، خبر داد.
اسدالله جعفری، بدون اشاره به هویت این افراد، نوع اتهامات، میزان اموال توقیفشده و جزئیات روند رسیدگی قضایی، مدعی شد این شهروندان از راههای مختلف از «دشمن» حمایت کردهاند و آنان را «خائن به وطن» نامید.
این خبر در ادامه موجی از تهدیدها و اقدامات قضایی علیه شهروندان منتشر میشود که پس از آغاز درگیریهای اخیر شدت گرفته است. پیشتر نیز مقامهای قضایی از توقیف اموال دهها شهروند در استانهای مختلف به اتهام «همکاری با دشمن» یا «ارسال اطلاعات برای رسانههای خارج از کشور» خبر داده بودند.
جمهوری اسلامی از نخستین روزهای استقرار خود، مصادره و تصرف اموال شهروندان را به ابزاری سیاسی تبدیل کرده است. از مصادره گسترده اموال مخالفان سیاسی، اقلیتهای مذهبی و فعالان اقتصادی در سالهای نخست انقلاب تا توقیف دارایی منتقدان، زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان در دهههای بعد، همواره سلب مالکیت به عنوان یکی از ابزارهای سرکوب مورد استفاده قرار گرفته است.
@Tavaana_TavaanaTech
اسدالله جعفری، بدون اشاره به هویت این افراد، نوع اتهامات، میزان اموال توقیفشده و جزئیات روند رسیدگی قضایی، مدعی شد این شهروندان از راههای مختلف از «دشمن» حمایت کردهاند و آنان را «خائن به وطن» نامید.
این خبر در ادامه موجی از تهدیدها و اقدامات قضایی علیه شهروندان منتشر میشود که پس از آغاز درگیریهای اخیر شدت گرفته است. پیشتر نیز مقامهای قضایی از توقیف اموال دهها شهروند در استانهای مختلف به اتهام «همکاری با دشمن» یا «ارسال اطلاعات برای رسانههای خارج از کشور» خبر داده بودند.
جمهوری اسلامی از نخستین روزهای استقرار خود، مصادره و تصرف اموال شهروندان را به ابزاری سیاسی تبدیل کرده است. از مصادره گسترده اموال مخالفان سیاسی، اقلیتهای مذهبی و فعالان اقتصادی در سالهای نخست انقلاب تا توقیف دارایی منتقدان، زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان در دهههای بعد، همواره سلب مالکیت به عنوان یکی از ابزارهای سرکوب مورد استفاده قرار گرفته است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔13❤2🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
فروش محتوای مجرمانه علیه کودکان در کانالهای تلگرامی با کارت بانکی؛
سکوت و بیتفاوتی در برابر فروشندگان!
محمد جرجندی(کارشناس امنیت سایبری و موسس کانال وبآموز) با انتشار این تصویر از یک کانال تلگرامی نوشته:
موضوعی که تازگی ندارد. در سالهای گذشته، فعالین حوزه کودکان بارها درباره این کانالها و گروه ها هشدار داده اند، اما متاسفانه در برخی اوقات، به جای برخورد با گردانندگان این کانالها، با شکایت کنندگان و فعالین حوزه کودکان به علت هشدار و انتقاد از این موارد برخورد شده است.
🔸در سال ۱۴۰۲ خبرنگار ایران۲۴ گزارشی را منتشر کردند که باعث نگرانی بسیاری از خانوادهها و کاربران در فضای مجازی شد.
در این تحقیق تکاندهنده، عنوان شده که در اینستاگرام صفحاتی هستند که کودکان ۵ الی ۱۰ ساله را به عنوان بردهجنسی در معرض فروش یا اجاره قرار میدهند.
به اعتراف فروشنده، کودکان خردسال را برای اهداف جنسی تربیت کرده و پسر ۵ ساله دو سال است که به صورت اجارهای در اختیار زنان قرار میگیرد تا هرگونه عمل جنسی بر روی او انجام شود.
در همین سال، سعید سوزنگر(کارآفرین و فعال حوزه فناوری) درباره تجربه قبلی خود از این معضل اجتماعی نوشت:
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، بیتفاوت بودن مراجع انتظامی و قانونی نسبت به فعالیت این افراد و گروههای خطرناک است.
پیام یکی از همراهان در این باره قابل تامل است:
« در بسیاری از کشورها، حتی در کشورهای همسایه مانند ترکیه، پلیس و نهادهای قانونی، محافظت از کودکان در فضای حقیقی و مجازی را به یکی از مهمترین اولویت های خود اختصاص دادهاند، این در حالی است که مهمترین اولویت پلیس ایران، دستگیری زنان و دختران در خیابان و مسدود کردن صفحات آنها در شبکههای اجتماعی به خاطر انتشار موی سر یا پوشیدن لباس دلخواه است.
واقعا شرمآور است که با وجود انواع سرقتهای خیابانی، زورگیریها، فعالیت انواع گروههای زیرزمینی برای خرید و فروش و اجاره کودکان .... پلیس همچنان مشغول رصد و بازداشت زنان در خیابانها به بهانه مو و نوع پوشش است!»
◾️موارد بسیار مهمی که در مواجه با این صفحات باید مورد توجه قرار گیرد:
1️⃣ گزارش صفحات به شبکههای اجتماعی:
اکثر شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام ابزارهایی برای گزارش محتوای غیراخلاقی و غیرقانونی دارند. کاربران میتوانند با استفاده از گزینه «Report» (گزارش)، وجود این صفحات را به مدیریت پلتفرم اطلاع دهند. هر چه تعداد گزارشها بیشتر باشد، احتمال حذف سریع این صفحات بیشتر خواهد بود.
2️⃣ اطلاعرسانی به مراجع قانونی:
در صورت مشاهده صفحات یا محتواهایی که بردگی جنسی کودکان را ترویج میدهند، کاربران میتوانند این موارد را به پلیس یا نهادهای مرتبط گزارش کنند.
3️⃣ خودداری از بازنشر محتواهای مرتبط:
بازنشر محتوای این صفحات به هر شکلی، حتی برای محکوم کردن آنها، میتواند به ترویج بیشتر و جلب توجه برای این صفحات کمک کند. بهترین اقدام، گزارش کردن محتوا و جلوگیری از هر گونه تعامل با آن است.
💸 tavaanatech
سکوت و بیتفاوتی در برابر فروشندگان!
محمد جرجندی(کارشناس امنیت سایبری و موسس کانال وبآموز) با انتشار این تصویر از یک کانال تلگرامی نوشته:
«متاسفانه فروش ویدئوهای پورن کودک با کارت بانکی بیداد میکنه!
وضعیت در تلگرام افتضاحه ولی در پلتفرمهای داخلی هم وجود داره»
موضوعی که تازگی ندارد. در سالهای گذشته، فعالین حوزه کودکان بارها درباره این کانالها و گروه ها هشدار داده اند، اما متاسفانه در برخی اوقات، به جای برخورد با گردانندگان این کانالها، با شکایت کنندگان و فعالین حوزه کودکان به علت هشدار و انتقاد از این موارد برخورد شده است.
🔸در سال ۱۴۰۲ خبرنگار ایران۲۴ گزارشی را منتشر کردند که باعث نگرانی بسیاری از خانوادهها و کاربران در فضای مجازی شد.
در این تحقیق تکاندهنده، عنوان شده که در اینستاگرام صفحاتی هستند که کودکان ۵ الی ۱۰ ساله را به عنوان بردهجنسی در معرض فروش یا اجاره قرار میدهند.
به اعتراف فروشنده، کودکان خردسال را برای اهداف جنسی تربیت کرده و پسر ۵ ساله دو سال است که به صورت اجارهای در اختیار زنان قرار میگیرد تا هرگونه عمل جنسی بر روی او انجام شود.
در همین سال، سعید سوزنگر(کارآفرین و فعال حوزه فناوری) درباره تجربه قبلی خود از این معضل اجتماعی نوشت:
«در مورد گروههای پدوفیلی سال گذشته نتیجه یکسال تحقیق و جمعآوری مستندات را به مسئولین دادم، کانال های 260K به بالا با اطلاعات کارتها، نمونه عکسها، فیلم های سفارشی، خدمات جنسی کودکان!
آقایان گفتند اگر نتوانی ثابت کنی که این یک شبکه است به جرم سیاهنمایی بازداشتت میکنیم:
در این مورد دختری ۱۱ ساله رو از خانواده اش درخواست کردم با مبلغ ۷۰۰ هزار تومان، در مورد دیگری دختری ۱۷ ساله در اهواز بدلیل فروش عکسهاش توسط این گروه ها دست به خودکشی زد و جانش رو از دست داد.
بخش زیادی از این کانالها کلاهبرداریه و بخش کوچکیش متاسفانه حقیقت.
فقر چیزی جز زشتی نیست.»
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، بیتفاوت بودن مراجع انتظامی و قانونی نسبت به فعالیت این افراد و گروههای خطرناک است.
پیام یکی از همراهان در این باره قابل تامل است:
« در بسیاری از کشورها، حتی در کشورهای همسایه مانند ترکیه، پلیس و نهادهای قانونی، محافظت از کودکان در فضای حقیقی و مجازی را به یکی از مهمترین اولویت های خود اختصاص دادهاند، این در حالی است که مهمترین اولویت پلیس ایران، دستگیری زنان و دختران در خیابان و مسدود کردن صفحات آنها در شبکههای اجتماعی به خاطر انتشار موی سر یا پوشیدن لباس دلخواه است.
واقعا شرمآور است که با وجود انواع سرقتهای خیابانی، زورگیریها، فعالیت انواع گروههای زیرزمینی برای خرید و فروش و اجاره کودکان .... پلیس همچنان مشغول رصد و بازداشت زنان در خیابانها به بهانه مو و نوع پوشش است!»
◾️موارد بسیار مهمی که در مواجه با این صفحات باید مورد توجه قرار گیرد:
اکثر شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام ابزارهایی برای گزارش محتوای غیراخلاقی و غیرقانونی دارند. کاربران میتوانند با استفاده از گزینه «Report» (گزارش)، وجود این صفحات را به مدیریت پلتفرم اطلاع دهند. هر چه تعداد گزارشها بیشتر باشد، احتمال حذف سریع این صفحات بیشتر خواهد بود.
در صورت مشاهده صفحات یا محتواهایی که بردگی جنسی کودکان را ترویج میدهند، کاربران میتوانند این موارد را به پلیس یا نهادهای مرتبط گزارش کنند.
بازنشر محتوای این صفحات به هر شکلی، حتی برای محکوم کردن آنها، میتواند به ترویج بیشتر و جلب توجه برای این صفحات کمک کند. بهترین اقدام، گزارش کردن محتوا و جلوگیری از هر گونه تعامل با آن است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4💯1
امروز زادروز گیتی پاشایی، خواننده، آهنگساز و هنرمندی است که نامش با بخشی از خاطره موسیقایی چند نسل از ایرانیان گره خورده است. او از معدود زنان هنرمند نسل خود بود که نهتنها به عنوان خواننده، بلکه به عنوان آهنگساز، تنظیمکننده و خالق آثار موسیقایی نیز حضوری تاثیرگذار داشت.
گیتی پاشایی ۲۳ خرداد سال ۱۳۱۹ در خانوادهای هنردوست به دنیا آمد. او با بهرهگیری از آموزشهای آکادمیک موسیقی در ایران و آمریکا و همکاری با برجستهترین شاعران و آهنگسازان زمان خود، آثاری ماندگار خلق کرد؛ آثاری که همچنان شنیده میشوند و بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان را زنده نگه داشتهاند. او همچنین در عرصه سینما نیز فعالیت داشت و موسیقی چند فیلم شاخص سینمای ایران را ساخت.
در سالروز تولد این هنرمند، نگاهی داریم به زندگی، آثار و میراث گیتی پاشایی؛ زنی که صدایش، موسیقیاش و نگاه هنریاش فراتر از زمانه خود ماندگار شد.
بخوانید:
https://tavaana.org/giti_pashei/
#گیتی_پاشایی
#موسیقی
@Tavaana_TavaanaTech
گیتی پاشایی ۲۳ خرداد سال ۱۳۱۹ در خانوادهای هنردوست به دنیا آمد. او با بهرهگیری از آموزشهای آکادمیک موسیقی در ایران و آمریکا و همکاری با برجستهترین شاعران و آهنگسازان زمان خود، آثاری ماندگار خلق کرد؛ آثاری که همچنان شنیده میشوند و بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان را زنده نگه داشتهاند. او همچنین در عرصه سینما نیز فعالیت داشت و موسیقی چند فیلم شاخص سینمای ایران را ساخت.
در سالروز تولد این هنرمند، نگاهی داریم به زندگی، آثار و میراث گیتی پاشایی؛ زنی که صدایش، موسیقیاش و نگاه هنریاش فراتر از زمانه خود ماندگار شد.
بخوانید:
https://tavaana.org/giti_pashei/
#گیتی_پاشایی
#موسیقی
@Tavaana_TavaanaTech
❤10😍1
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ پیمان گنجی به اعدام محکوم شد.
پیمان گنجی، جوان ۳۳ ساله و یکی از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ که در زندان تهران بزرگ محبوس است. به گزارش «هرانا» پیمان گنجی، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی بدنام ایمان افشاری از بابت اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده و هم اکنون پرونده وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور در دست بررسی است.
به گفته منابع مطلع، عباس جعفری دولتآبادی، دادستان پیشین تهران، وکالت آقای گنجی را در این پرونده بر عهده دارد. همچنین، در این پرونده سوزاندن اموال عمومی به عنوان مصداق اتهام منتسب به آقای گنجی عنوان شده است.
تا کتون هیچ عکس یا اطلاعات بیشتری از ایشان منتشر نشده است. صدای بازداشتشدگان باشیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی هموطنانمان را در سکوت خبری اعدام کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
پیمان گنجی، جوان ۳۳ ساله و یکی از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ که در زندان تهران بزرگ محبوس است. به گزارش «هرانا» پیمان گنجی، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی بدنام ایمان افشاری از بابت اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده و هم اکنون پرونده وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور در دست بررسی است.
به گفته منابع مطلع، عباس جعفری دولتآبادی، دادستان پیشین تهران، وکالت آقای گنجی را در این پرونده بر عهده دارد. همچنین، در این پرونده سوزاندن اموال عمومی به عنوان مصداق اتهام منتسب به آقای گنجی عنوان شده است.
تا کتون هیچ عکس یا اطلاعات بیشتری از ایشان منتشر نشده است. صدای بازداشتشدگان باشیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی هموطنانمان را در سکوت خبری اعدام کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤8🕊2
امروز، ۲۳ خرداد، زادروز بابک بیات، یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان معاصر ایران است؛ هنرمندی که نام او با بخشی از ماندگارترین آثار موسیقی و سینمای ایران گره خورده است.
بابک بیات در طول بیش از چهار دهه فعالیت هنری، با خلق موسیقی برای دهها فیلم، سریال و ترانه، نقش مهمی در شکلگیری حافظه فرهنگی چند نسل از ایرانیان ایفا کرد. او هنرمندی بود که مرز میان موسیقی فیلم و موسیقی پاپ را درنوردید و با سبک منحصربهفرد خود بر بسیاری از آهنگسازان، ترانهسرایان و خوانندگان پس از خود تاثیر گذاشت.
همکاری با چهرههایی چون احمد شاملو، بهرام بیضایی، ایرج جنتی عطایی، داریوش اقبالی، ابی و بسیاری دیگر، تنها بخشی از کارنامه پربار اوست. با این حال، زندگی بابک بیات یادآور دشواریهای بسیاری از هنرمندان در ایران نیز بوده؛ هنرمندی که با وجود جایگاه برجستهاش، سالهای پایانی عمر را با مشکلات درمانی و نبود حمایت کافی از هنرمندان سپری کرد.
در سالروز تولد بابک بیات، نگاهی داریم به زندگی، آثار و میراث هنرمندی که صدای احساس، اعتراض، عشق و خاطره را در موسیقی معاصر ایران ماندگار کرد.
بخوانید:
https://tavaana.org/babak_bayat/
@Tavaana_TavaanaTech
بابک بیات در طول بیش از چهار دهه فعالیت هنری، با خلق موسیقی برای دهها فیلم، سریال و ترانه، نقش مهمی در شکلگیری حافظه فرهنگی چند نسل از ایرانیان ایفا کرد. او هنرمندی بود که مرز میان موسیقی فیلم و موسیقی پاپ را درنوردید و با سبک منحصربهفرد خود بر بسیاری از آهنگسازان، ترانهسرایان و خوانندگان پس از خود تاثیر گذاشت.
همکاری با چهرههایی چون احمد شاملو، بهرام بیضایی، ایرج جنتی عطایی، داریوش اقبالی، ابی و بسیاری دیگر، تنها بخشی از کارنامه پربار اوست. با این حال، زندگی بابک بیات یادآور دشواریهای بسیاری از هنرمندان در ایران نیز بوده؛ هنرمندی که با وجود جایگاه برجستهاش، سالهای پایانی عمر را با مشکلات درمانی و نبود حمایت کافی از هنرمندان سپری کرد.
در سالروز تولد بابک بیات، نگاهی داریم به زندگی، آثار و میراث هنرمندی که صدای احساس، اعتراض، عشق و خاطره را در موسیقی معاصر ایران ماندگار کرد.
بخوانید:
https://tavaana.org/babak_bayat/
@Tavaana_TavaanaTech
❤15👌1
مورا نامدار، معاون امور کنسولی وزارت خارجه آمریکا؛ ایرانیتبار حاضر در قلب بزرگترین رویداد ورزشی جهان
همزمان با آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در ایالات متحده، نام مورا نامدار، معاون امور کنسولی وزارت امور خارجه آمریکا، مورد توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
نامدار در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) از حضور خود در دیدار افتتاحیه تیم ملی فوتبال آمریکا و پیروزی این تیم در لسآنجلس ابراز خوشحالی کرد و نوشت:
«از اینکه امشب برای تشویق تیم ملی فوتبال آمریکا در لسآنجلس حضور داشتم، هیجانزدهام. تمام دنیا برای جام جهانی فیفا به آمریکا آمدهاند و تیمهای کنسولی ما اطمینان حاصل کردند که آنها بتوانند به اینجا سفر کنند. ما ظرفیت کارکنان کنسولی خود را در سراسر جهان افزایش دادیم و برنامه FIFA PASS را برای پاسخگویی به تقاضای بالای ویزا راهاندازی کردیم تا بتوانیم دارندگان بلیت، تیمها و کارکنان را به شکلی ایمن و کارآمد در بزرگترین رویداد ورزشی تاریخ پذیرش کنیم.»
او همچنین در پیامی دیگر با اشاره به پیشینه خانوادگی خود نوشت:
«تجربهای فروتنانه است؛ اینکه فرزند یک مهاجر بتواند در مرکز بزرگترین رویداد جهانی قرار گیرد؛ جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶.»
جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی مشترک ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار میشود، یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان به شمار میرود و میلیونها نفر از بازیکنان، مربیان، خبرنگاران و هواداران فوتبال از کشورهای مختلف برای حضور در این مسابقات راهی آمریکای شمالی شدهاند.
در چنین شرایطی، مدیریت صدور ویزا و تسهیل ورود میلیونها مسافر خارجی، یکی از مهمترین مسئولیتهای وزارت امور خارجه آمریکا محسوب میشود؛ مسئولیتی که بخش مهمی از آن بر عهده مورا نامدار و مجموعه تحت مدیریت او قرار دارد.
نامدار که فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی است، پیش از انتصاب به سمت معاون امور کنسولی وزارت خارجه آمریکا، در حوزه سیاست خارجی و مسائل خاورمیانه نیز فعالیت داشته و در مقام دستیار ویژه در امور منطقه، در برخی ابتکارها و همکاریهای دیپلماتیک نقشآفرینی کرده بود.
اکنون و همزمان با برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، حضور او در یکی از حساسترین بخشهای اجرایی دولت آمریکا، بار دیگر توجهها را به نقش ایرانیان مهاجر و فرزندان آنان در ساختارهای مدیریتی و تصمیمگیری ایالات متحده جلب کرده است.
#جام_جهانی #worldcup
@Tavaana_TavaanaTech
همزمان با آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در ایالات متحده، نام مورا نامدار، معاون امور کنسولی وزارت امور خارجه آمریکا، مورد توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
نامدار در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) از حضور خود در دیدار افتتاحیه تیم ملی فوتبال آمریکا و پیروزی این تیم در لسآنجلس ابراز خوشحالی کرد و نوشت:
«از اینکه امشب برای تشویق تیم ملی فوتبال آمریکا در لسآنجلس حضور داشتم، هیجانزدهام. تمام دنیا برای جام جهانی فیفا به آمریکا آمدهاند و تیمهای کنسولی ما اطمینان حاصل کردند که آنها بتوانند به اینجا سفر کنند. ما ظرفیت کارکنان کنسولی خود را در سراسر جهان افزایش دادیم و برنامه FIFA PASS را برای پاسخگویی به تقاضای بالای ویزا راهاندازی کردیم تا بتوانیم دارندگان بلیت، تیمها و کارکنان را به شکلی ایمن و کارآمد در بزرگترین رویداد ورزشی تاریخ پذیرش کنیم.»
او همچنین در پیامی دیگر با اشاره به پیشینه خانوادگی خود نوشت:
«تجربهای فروتنانه است؛ اینکه فرزند یک مهاجر بتواند در مرکز بزرگترین رویداد جهانی قرار گیرد؛ جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶.»
جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی مشترک ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار میشود، یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان به شمار میرود و میلیونها نفر از بازیکنان، مربیان، خبرنگاران و هواداران فوتبال از کشورهای مختلف برای حضور در این مسابقات راهی آمریکای شمالی شدهاند.
در چنین شرایطی، مدیریت صدور ویزا و تسهیل ورود میلیونها مسافر خارجی، یکی از مهمترین مسئولیتهای وزارت امور خارجه آمریکا محسوب میشود؛ مسئولیتی که بخش مهمی از آن بر عهده مورا نامدار و مجموعه تحت مدیریت او قرار دارد.
نامدار که فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی است، پیش از انتصاب به سمت معاون امور کنسولی وزارت خارجه آمریکا، در حوزه سیاست خارجی و مسائل خاورمیانه نیز فعالیت داشته و در مقام دستیار ویژه در امور منطقه، در برخی ابتکارها و همکاریهای دیپلماتیک نقشآفرینی کرده بود.
اکنون و همزمان با برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، حضور او در یکی از حساسترین بخشهای اجرایی دولت آمریکا، بار دیگر توجهها را به نقش ایرانیان مهاجر و فرزندان آنان در ساختارهای مدیریتی و تصمیمگیری ایالات متحده جلب کرده است.
#جام_جهانی #worldcup
@Tavaana_TavaanaTech
😍1
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، از تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ و همزمان با انتشار پیام صوتی او از زندان، از بند محل نگهداری خود خارج شده و تاکنون، ۲۳ خرداد، هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤1👍1🕊1
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، از تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ و همزمان با انتشار پیام صوتی او از زندان، از بند محل نگهداری خود خارج شده و تاکنون، ۲۳ خرداد، هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊4👍2❤1