Forwarded from گفتوشنود
عبدالحسین سرداری، دیپلمات ایرانی بود که در طول جنگ جهانی دوم به عنوان سرکنسول ایران در پاریس خدمت می کرد.
او به خاطر تلاشهایش برای نجات یهودیان از هولوکاست معروف است؛ زمانی که نازیها فرانسه را اشغال کردند و شروع به اجرای سیاستهای ضد یهود کردند، سرداری برای حفاظت از یهودیان مقیم این کشور اقدام کرد.
ایران مورد تهاجم متفقین قرار گرفت و دولت مرکزی، دستور بازگشت به سرداری داد؛ اما او حتی پس از دریافت این دستور، به کار خود ادامه داد و از موقعیت خود برای صدور گذرنامه و گواهی هویت برای یهودیان استفاده کرد و آنها را به دروغ به عنوان شهروند ایران و به لحاظ نژادی، ایرانی معرفی نمود!
داستان عبدالحسین سرداری سالها بعد برملا شد و او اکنون به عنوان قهرمانی شناخته میشود که امنیت خود را برای محافظت از دیگران در دورهای تاریک از تاریخ به خطر انداخته است. اقدامات او یادآور اهمیت شفقت و ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
مطالعه بیشتر در این مورد در سایت
https://dialog.tavaana.org/sardari_abdolhosein/
#گفتگو_توانا #عبدالحسین_سرداری #یهودی_ستیزی #مدارا #دولت_پهلوی
@Dialogue1402
او به خاطر تلاشهایش برای نجات یهودیان از هولوکاست معروف است؛ زمانی که نازیها فرانسه را اشغال کردند و شروع به اجرای سیاستهای ضد یهود کردند، سرداری برای حفاظت از یهودیان مقیم این کشور اقدام کرد.
ایران مورد تهاجم متفقین قرار گرفت و دولت مرکزی، دستور بازگشت به سرداری داد؛ اما او حتی پس از دریافت این دستور، به کار خود ادامه داد و از موقعیت خود برای صدور گذرنامه و گواهی هویت برای یهودیان استفاده کرد و آنها را به دروغ به عنوان شهروند ایران و به لحاظ نژادی، ایرانی معرفی نمود!
داستان عبدالحسین سرداری سالها بعد برملا شد و او اکنون به عنوان قهرمانی شناخته میشود که امنیت خود را برای محافظت از دیگران در دورهای تاریک از تاریخ به خطر انداخته است. اقدامات او یادآور اهمیت شفقت و ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
مطالعه بیشتر در این مورد در سایت
https://dialog.tavaana.org/sardari_abdolhosein/
#گفتگو_توانا #عبدالحسین_سرداری #یهودی_ستیزی #مدارا #دولت_پهلوی
@Dialogue1402
❤16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
یکی از هزاران جنایت رژیم خامنهای
لحظه کشته شدن جاویدنام شیرین علیزاده، پیش چشم فرزند خردسالش
ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد، محمدرضا شهیدیفر مجری صدا و سیما رنامهای خاطرهای از داماد علی خامنهای تعریف میکند که بیان میکند که خامنهای با کودکی به نام «آرمیتا» که ظاهراً فرزند یکی از دانشمندان هستهای وقت میگذاشت و وقتی از او پرسیدند چرا اینقدر با این بچه وقت میگذاری، او گفت چون این بچه لحظه «شهادت» پدرش را دید.
در دوران حکومت خامنهای، اما فرزندان زیادی بودند که لحظه جانباختن پدر یا مادر خود را دیدند. کارون حاجیزاده هم شاهد قتل پدرش بود و هم خودش با ضربات متعدد کارد ماموران وزارت اطلاعات کشته شد. پسر خردسال شیرین علیزاده، لحظه قتل مادرش را شاهد بود. (همین ویدیویی که مشاهده میکنید) دختر فرشته احمدی شاهد کشته شدن مادرش بود و صدها کودک که داغدار پدر یا مادرشان شدند، ولی خامنهای هرگز بابت آن قتلها عذرخواهی نکرد، بلکه به مقتولان برچسب «دشمن» و «اغتشاشگر» و ... زد. اصلا خودش دستور قتل داده بود.
یا جنایاتی که نیروهای تحت امر خامنهای در سوریه انجام دادند، لکه ننگی که هرگز پاک نخواهد شد.
هرچقدر هم افرادی مثل محمدرضا شهیدیفر اشک بریزند و تلاش کنند تا چهره دیکتاتور را بزک کرده و او را مهربان جلوه دهند، میزان جنایات او آنقدر زیاد است، موفق نخواهند شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از هزاران جنایت رژیم خامنهای
لحظه کشته شدن جاویدنام شیرین علیزاده، پیش چشم فرزند خردسالش
ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد، محمدرضا شهیدیفر مجری صدا و سیما رنامهای خاطرهای از داماد علی خامنهای تعریف میکند که بیان میکند که خامنهای با کودکی به نام «آرمیتا» که ظاهراً فرزند یکی از دانشمندان هستهای وقت میگذاشت و وقتی از او پرسیدند چرا اینقدر با این بچه وقت میگذاری، او گفت چون این بچه لحظه «شهادت» پدرش را دید.
در دوران حکومت خامنهای، اما فرزندان زیادی بودند که لحظه جانباختن پدر یا مادر خود را دیدند. کارون حاجیزاده هم شاهد قتل پدرش بود و هم خودش با ضربات متعدد کارد ماموران وزارت اطلاعات کشته شد. پسر خردسال شیرین علیزاده، لحظه قتل مادرش را شاهد بود. (همین ویدیویی که مشاهده میکنید) دختر فرشته احمدی شاهد کشته شدن مادرش بود و صدها کودک که داغدار پدر یا مادرشان شدند، ولی خامنهای هرگز بابت آن قتلها عذرخواهی نکرد، بلکه به مقتولان برچسب «دشمن» و «اغتشاشگر» و ... زد. اصلا خودش دستور قتل داده بود.
یا جنایاتی که نیروهای تحت امر خامنهای در سوریه انجام دادند، لکه ننگی که هرگز پاک نخواهد شد.
هرچقدر هم افرادی مثل محمدرضا شهیدیفر اشک بریزند و تلاش کنند تا چهره دیکتاتور را بزک کرده و او را مهربان جلوه دهند، میزان جنایات او آنقدر زیاد است، موفق نخواهند شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤4💔3
جنگی که امروز ویرانیاش بر سر مردم آوار شده، جنگی نیست که مردم ایران انتخاب کرده باشند؛ بلکه نتیجه سالها سیاستهای تنشزا و ماجراجوییهاییست که هزینهاش را شهروندان عادی با جان و مال و ویرانی خانههایشان میپردازند.
در حالیکه برای ایرانیان، به صورت مستقیم اعلام شده: «هیچ هزینهای برای بازسازی خانههای ویرانشده پرداخت نمیشود.» در همین چند سال اخیر رهبر حزبالله، به صراحت گفته بود، ایران میلیونها دلار به آوارگان لبنانی پرداخت کرده است. نعیم قاسم تاکید کرده بود به هر فرد لبنانی که خانهاش در جنگ آسیب دیده: «۸ هزار دلار بابت جایگزین وسایل خانه، ۶ هزار دلار بابت اجارهکردن یک خانه جایگزین به مدت یک سال برای ساکنان در بیروت و ضاحیه، ۴ هزار دلار بابت اجارهکردن یک خانه جایگزین به مدت یک سال برای ساکنان خارج از بیروت و ضاحیه.» با نقش پررنگ ایران پرداخت شده است.
این روایت اولویتهاییست که در آن، مردم ایران میان ویرانهها تنها رها میشوند، اما منابع کشورمان و ثروت ایران در جایی دیگر برای ترویج تروریست خرج میشود.
این بار پایان این روایت باید تغییر کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در حالیکه برای ایرانیان، به صورت مستقیم اعلام شده: «هیچ هزینهای برای بازسازی خانههای ویرانشده پرداخت نمیشود.» در همین چند سال اخیر رهبر حزبالله، به صراحت گفته بود، ایران میلیونها دلار به آوارگان لبنانی پرداخت کرده است. نعیم قاسم تاکید کرده بود به هر فرد لبنانی که خانهاش در جنگ آسیب دیده: «۸ هزار دلار بابت جایگزین وسایل خانه، ۶ هزار دلار بابت اجارهکردن یک خانه جایگزین به مدت یک سال برای ساکنان در بیروت و ضاحیه، ۴ هزار دلار بابت اجارهکردن یک خانه جایگزین به مدت یک سال برای ساکنان خارج از بیروت و ضاحیه.» با نقش پررنگ ایران پرداخت شده است.
این روایت اولویتهاییست که در آن، مردم ایران میان ویرانهها تنها رها میشوند، اما منابع کشورمان و ثروت ایران در جایی دیگر برای ترویج تروریست خرج میشود.
این بار پایان این روایت باید تغییر کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍11❤1
قطع اینترنت از ۱۱۰۰ ساعت گذشت
با گذشت ۴۷ روز از قطع یا اختلال شدید اینترنت در ایران، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی همچنان بهطور جدی محدود است. بر اساس گزارش نتبلاکس، این وضعیت اکنون از مرز ۱۱۰۰ ساعت گذشته و عملاً ارتباط کاربران ایرانی با جهان خارج را مختل کرده است.
نتبلاکس به صراحت تاکید میکند: «این اقدام همچنان بهطور جدی توانایی ایرانیان برای اطلاع از وضعیت دوستان و عزیزانشان در خارج از کشور را محدود میکند.»
گزارشهایی از طبقاتیشدن اینترنت در روزهای اخیر منتشر شد اما وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی هرگونه «دسترسی خاص» یا طبقاتیشدن اینترنت را رد کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایرانیان را درگیر جنگ کرده راه ارتباطی آنها را هم مسدود کرده این بهواقع جنایت جنگی است. در عین حال از یاد نبریم جمهوری اسلامی دست به بازداشت گسترده مردم هم زده و بهدلیل قطعی اینترنت و محدودیتهای شدید ارتباطی در ایران، اطلاعرسانی درباره بازداشتها با دشواریهای جدی مواجه شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت ۴۷ روز از قطع یا اختلال شدید اینترنت در ایران، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی همچنان بهطور جدی محدود است. بر اساس گزارش نتبلاکس، این وضعیت اکنون از مرز ۱۱۰۰ ساعت گذشته و عملاً ارتباط کاربران ایرانی با جهان خارج را مختل کرده است.
نتبلاکس به صراحت تاکید میکند: «این اقدام همچنان بهطور جدی توانایی ایرانیان برای اطلاع از وضعیت دوستان و عزیزانشان در خارج از کشور را محدود میکند.»
گزارشهایی از طبقاتیشدن اینترنت در روزهای اخیر منتشر شد اما وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی هرگونه «دسترسی خاص» یا طبقاتیشدن اینترنت را رد کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایرانیان را درگیر جنگ کرده راه ارتباطی آنها را هم مسدود کرده این بهواقع جنایت جنگی است. در عین حال از یاد نبریم جمهوری اسلامی دست به بازداشت گسترده مردم هم زده و بهدلیل قطعی اینترنت و محدودیتهای شدید ارتباطی در ایران، اطلاعرسانی درباره بازداشتها با دشواریهای جدی مواجه شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔2
دانیل رافکاس، قاضی پرونده انفجار «آمیا» در آرژانتین، از اینترپل خواسته اعلان قرمز برای بازداشت اصغر حجازی صادر شود.
انفجار آمیا از مرگبارترین حملات تروریستی آمریکای لاتین، ۲۷ تیر ۱۳۷۳ رخ داد. تروریستها با یک خودروی بمبگذاریشده ساختمان مرکز یهودیان بوئنوسآیرس را ویران کردند. در این حمله ۸۵ نفر کشته شدند و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند. تحقیقات قضایی آرژانتین به این نتیجه رسید که طراحی عملیات در ایران انجام شده و اجرای آن به حزبالله لبنان سپرده شده.
در این پرونده پیشتر نیز برای برخی از مسئولان جمهوری اسلامی حکم جلب بینالمللی صادر شده بود؛ از جمله علی فلاحیان، علیاکبر ولایتی، محسن رضایی، هادی سلیمانپور، محسن ربانی و احمدرضا اصغری.
اصغر حجازی از چهرههای کلیدی و پشتپرده ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است و سالها بهعنوان معاون امنیتی دفتر خامنهای، نقش هماهنگکننده میان نهادهای امنیتی و نظامی را به عهده داشته و به «مرد سایهها» معروف است.
برخی خبرگزاریها در جریان جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل اعلام کردند حجازی کشته شده است، اما این خبر توسط جمهوری اسلامی تایید نشده .
@Tavaana_TavaanaTech
انفجار آمیا از مرگبارترین حملات تروریستی آمریکای لاتین، ۲۷ تیر ۱۳۷۳ رخ داد. تروریستها با یک خودروی بمبگذاریشده ساختمان مرکز یهودیان بوئنوسآیرس را ویران کردند. در این حمله ۸۵ نفر کشته شدند و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند. تحقیقات قضایی آرژانتین به این نتیجه رسید که طراحی عملیات در ایران انجام شده و اجرای آن به حزبالله لبنان سپرده شده.
در این پرونده پیشتر نیز برای برخی از مسئولان جمهوری اسلامی حکم جلب بینالمللی صادر شده بود؛ از جمله علی فلاحیان، علیاکبر ولایتی، محسن رضایی، هادی سلیمانپور، محسن ربانی و احمدرضا اصغری.
اصغر حجازی از چهرههای کلیدی و پشتپرده ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است و سالها بهعنوان معاون امنیتی دفتر خامنهای، نقش هماهنگکننده میان نهادهای امنیتی و نظامی را به عهده داشته و به «مرد سایهها» معروف است.
برخی خبرگزاریها در جریان جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل اعلام کردند حجازی کشته شده است، اما این خبر توسط جمهوری اسلامی تایید نشده .
@Tavaana_TavaanaTech
❤6👌4👍1
دادستان عمومی و انقلاب همدان از صدور دستور توقیف اموال ۱۳ شهروند در این استان خبر داده و مدعی شده این افراد به دلیل «همکاری با دشمن» و اقدام «علیه امنیت ملی» تحت پیگرد قرار گرفتهاند. این مقام قضایی، پیشتر نیز از توقیف اموال ۲۳ شهروند دیگر در همین استان خبر داده بود. البته در گزارشهای منتشر شده، هیچ اشارهای به هویت افراد، مصادیق اتهام یا جزئیات پروندهها نشده است.
پیشتر هم غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، صراحتا از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و حتی تهدید به اعدام، افرادی که «همکار دشمن» خواند، خبر داده بود.
این روند، ادامه همان سیاستی است که جمهوری اسلامی از آغاز با آن روی کار آمد: مصادره اموال، حذف اقتصادی مخالفان و تبدیل ابزار قضایی به اهرم فشار.
امروز این سیاست، هم در داخل و هم خارج از کشور گسترش یافته؛ جمهوری اسلامی از توقیف اموال به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس، خاموشکردن صداها و کنترل جامعه استفاده میکند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
پیشتر هم غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، صراحتا از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و حتی تهدید به اعدام، افرادی که «همکار دشمن» خواند، خبر داده بود.
این روند، ادامه همان سیاستی است که جمهوری اسلامی از آغاز با آن روی کار آمد: مصادره اموال، حذف اقتصادی مخالفان و تبدیل ابزار قضایی به اهرم فشار.
امروز این سیاست، هم در داخل و هم خارج از کشور گسترش یافته؛ جمهوری اسلامی از توقیف اموال به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس، خاموشکردن صداها و کنترل جامعه استفاده میکند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔7❤1👍1
«عزیزکانمان نیستند و همه چیز بوی خون میدهد. دادخواهی را نمیشود دفن کرد، دادخواهیم برای خونهای بهناحقریخته، برای زندگیهای ناتمام، ایستادهایم و روایت میکنیم.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
امیرمحمد باباخانلو، جوان ۲۴ ساله و سرپرست خانواده بود، این جوان صبح شنبه ۲۵ بهمنماه پس از بیش از یک ماه مبارزه با جراحات شدید ناشی از شلیک گلوله، جان خود را از دست داد.
امیرمحمد پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. گلوله به شکم او اصابت کرد و آسیبهای گستردهای به اندامهای حیاتیاش وارد شد؛ بهطوریکه کلیه راستش را از دست داد.
امیرمحمد طی این مدت تحت سه عمل جراحی سنگین قرار گرفت و نزدیک به یک ماه در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود. او ۱۹ بهمنماه از بیمارستان مرخص شد، اما تنها شش روز بعد، در ۲۵ بهمن، بر اثر آمبولی ریه و با وجود تلاش ۴۰ دقیقهای برای احیا، جان باخت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
پیام ارسالی از همراهان توانا
امیرمحمد باباخانلو، جوان ۲۴ ساله و سرپرست خانواده بود، این جوان صبح شنبه ۲۵ بهمنماه پس از بیش از یک ماه مبارزه با جراحات شدید ناشی از شلیک گلوله، جان خود را از دست داد.
امیرمحمد پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. گلوله به شکم او اصابت کرد و آسیبهای گستردهای به اندامهای حیاتیاش وارد شد؛ بهطوریکه کلیه راستش را از دست داد.
امیرمحمد طی این مدت تحت سه عمل جراحی سنگین قرار گرفت و نزدیک به یک ماه در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود. او ۱۹ بهمنماه از بیمارستان مرخص شد، اما تنها شش روز بعد، در ۲۵ بهمن، بر اثر آمبولی ریه و با وجود تلاش ۴۰ دقیقهای برای احیا، جان باخت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤4🕊1
شکیلا قاسمی، شهروند ۲۶ ساله بهائی ساکن کرمان، بیش از ۷۰ روز است که در بازداشت نیروهای سپاه و در سلول انفرادی زندان کرمان نگهداری میشود؛ بدون دسترسی به حقوق اولیه و در شرایطی که فشارهای شدید روانی بر او گزارش شده است.
بر اساس اطلاعات پیشین، بازداشت او با یورش مأموران امنیتی به منزلش همراه بوده؛ مأمورانی که ضمن تفتیش کامل خانه، تمامی وسایل الکترونیکی او و خانوادهاش از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها را ضبط کردند، بیآنکه توضیحی روشن درباره دلیل این اقدام یا اتهامات مطرحشده ارائه دهند. از زمان بازداشت تاکنون، هیچ اطلاع رسمی درباره وضعیت، محل نگهداری دقیق یا روند پرونده به خانواده او داده نشده است.
ادامه نگهداری طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از وکیل و بیخبری خانواده، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و حقوق بنیادین انسانی است. این وضعیت، در کنار فشارهای امنیتی مستمر بر شهروندان بهائی، نشاندهنده تداوم سیاستهایی است که هدف آنها محدودسازی و خاموشکردن صداهای متفاوت در جامعه است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات پیشین، بازداشت او با یورش مأموران امنیتی به منزلش همراه بوده؛ مأمورانی که ضمن تفتیش کامل خانه، تمامی وسایل الکترونیکی او و خانوادهاش از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها را ضبط کردند، بیآنکه توضیحی روشن درباره دلیل این اقدام یا اتهامات مطرحشده ارائه دهند. از زمان بازداشت تاکنون، هیچ اطلاع رسمی درباره وضعیت، محل نگهداری دقیق یا روند پرونده به خانواده او داده نشده است.
ادامه نگهداری طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از وکیل و بیخبری خانواده، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و حقوق بنیادین انسانی است. این وضعیت، در کنار فشارهای امنیتی مستمر بر شهروندان بهائی، نشاندهنده تداوم سیاستهایی است که هدف آنها محدودسازی و خاموشکردن صداهای متفاوت در جامعه است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤2
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان «من» و «هستی» در جهان و اندیشه مارتین بوبر
مارتین بوبر برای «من»، فیلسوفی نیست که در کتابخانههای تاریک به دنبال حقیقت گشته باشد؛ او علاوه بر دانشگاه فیلسوف «خیابان» و «مواجهه» است. در جهانی که ما یاد گرفتهایم همهچیز را به «شیء» تبدیل کنیم تا بهتر مصرفش کنیم، بوبر ایستاده و با صدایی آرام اما قاطع میگوید: «در آغاز، رابطه بود.»
او تمام زیست انسانی را در دو کلمه خلاصه میکند: «من-آن» و «من-تو». غمنامه زندگی مدرن از نگاه بوبر این است که ما در مرداب «من-آن» غرق شدهایم.
در این ساحت، ما با دیگران نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک وسیله، یک آمار یا یک مانع روبرو میشویم. وقتی با راننده تاکسی حرف میزنیم تا فقط به مقصد برسیم، یا وقتی در شبکههای اجتماعی به دنبال «تایید» هستیم، در حال تقلیل دادن جهان به «آن» (It) هستیم. در این فضا، هیچکس واقعا حضور ندارد؛ ما تنها با سایهها معامله میکنیم.
اما بوبر ما را به قلمروی «من-تو» فرا میخواند. گفتوگو در اندیشه او، فراتر از تبادل کلمات است؛ نوعی «رویداد» است. در گفتوگوی حقیقی، من تمام پیشفرضها، ابزارها و نقشههایم را زمین میگذارم تا با «تو» در «حضور کامل وجود» روبرو شوم. در این لحظه، «تو» دیگر ابزاری برای رسیدن به اهداف من نیستی، بلکه تمام جهان منی و من نیز هم.
بوبر معتقد است در این «میانگاه» است که حقیقت متولد میشود.
او به زیبایی میگوید که هیچکس نمیتواند همیشه در حالت «من-تو» بماند؛ نان روزانه ما در دنیای «من-آن» پخته میشود. اما فاجعه آنجاست که انسانیت ما در این دنیای ابزاری گم شود. از نظر او، هر بار که ما صمیمانه و بدون نقاب با انسانی دیگر، با یک اثر هنری یا حتی با طبیعت وارد گفتوگو میشویم، در واقع در حال لمس کردن «تویِ ازلی» یا همان خداوند هستیم.
در دنیای امروز که لبریز از تکگوییهای بلند در لباس گفتوگوست، پیام بوبر حیاتیتر از همیشه است: هویت ما در انزوا شکل نمیگیرد.
ما تنها زمانی «من» میشویم که جرئت کنیم به دیگری بگوییم «تو». گفتوگو برای بوبر، تنها راه نجات از تنهایی وجودی و تنها مسیر برای بازگشت به «توی ابدی» است. او به ما میآموزد که برای انسان بودن، باید یاد بگیریم که دوباره با جهان «حرف بزنیم»، نه اینکه فقط از آن «استفاده کنیم».
#مارتین_بوبر #فلسفه #گفت_و_گو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارتین بوبر برای «من»، فیلسوفی نیست که در کتابخانههای تاریک به دنبال حقیقت گشته باشد؛ او علاوه بر دانشگاه فیلسوف «خیابان» و «مواجهه» است. در جهانی که ما یاد گرفتهایم همهچیز را به «شیء» تبدیل کنیم تا بهتر مصرفش کنیم، بوبر ایستاده و با صدایی آرام اما قاطع میگوید: «در آغاز، رابطه بود.»
او تمام زیست انسانی را در دو کلمه خلاصه میکند: «من-آن» و «من-تو». غمنامه زندگی مدرن از نگاه بوبر این است که ما در مرداب «من-آن» غرق شدهایم.
در این ساحت، ما با دیگران نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک وسیله، یک آمار یا یک مانع روبرو میشویم. وقتی با راننده تاکسی حرف میزنیم تا فقط به مقصد برسیم، یا وقتی در شبکههای اجتماعی به دنبال «تایید» هستیم، در حال تقلیل دادن جهان به «آن» (It) هستیم. در این فضا، هیچکس واقعا حضور ندارد؛ ما تنها با سایهها معامله میکنیم.
اما بوبر ما را به قلمروی «من-تو» فرا میخواند. گفتوگو در اندیشه او، فراتر از تبادل کلمات است؛ نوعی «رویداد» است. در گفتوگوی حقیقی، من تمام پیشفرضها، ابزارها و نقشههایم را زمین میگذارم تا با «تو» در «حضور کامل وجود» روبرو شوم. در این لحظه، «تو» دیگر ابزاری برای رسیدن به اهداف من نیستی، بلکه تمام جهان منی و من نیز هم.
بوبر معتقد است در این «میانگاه» است که حقیقت متولد میشود.
او به زیبایی میگوید که هیچکس نمیتواند همیشه در حالت «من-تو» بماند؛ نان روزانه ما در دنیای «من-آن» پخته میشود. اما فاجعه آنجاست که انسانیت ما در این دنیای ابزاری گم شود. از نظر او، هر بار که ما صمیمانه و بدون نقاب با انسانی دیگر، با یک اثر هنری یا حتی با طبیعت وارد گفتوگو میشویم، در واقع در حال لمس کردن «تویِ ازلی» یا همان خداوند هستیم.
در دنیای امروز که لبریز از تکگوییهای بلند در لباس گفتوگوست، پیام بوبر حیاتیتر از همیشه است: هویت ما در انزوا شکل نمیگیرد.
ما تنها زمانی «من» میشویم که جرئت کنیم به دیگری بگوییم «تو». گفتوگو برای بوبر، تنها راه نجات از تنهایی وجودی و تنها مسیر برای بازگشت به «توی ابدی» است. او به ما میآموزد که برای انسان بودن، باید یاد بگیریم که دوباره با جهان «حرف بزنیم»، نه اینکه فقط از آن «استفاده کنیم».
#مارتین_بوبر #فلسفه #گفت_و_گو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
وضعیت نگرانکننده نرگس محمدی؛ از تهدیدهای مداوم تا محرومیت از درمان
گزارش تفصیلی بنیاد نرگس از «وضعیت بحرانی» نرگس محمدی در زندان مرکزی زنجان
۲۶ فروردین ۱۴۰۵
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی صدوبیست و چهارمین روز از دوران حبس و بازداشت تازه خود را در زندان زنجان سپری میکند که سلامت او با تهدیدی جدی روبهروست. در جریان دو ملاقات حضوری در تاریخهای ۹ و ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ که در حضور مقامات زندان با خانواده انجام شده، نشانههای وخامت حال عمومی او مشهود بوده و وضعیت جسمانیاش «بحرانی» توصیف شده است.
حمیدرضا محمدی، برادر نرگس محمدی، در اینباره گفت: خانواده روز شنبه ۲۲ فروردین موفق به ملاقات حضوری با نرگس شدند. آنها اطلاع دادند که او بهشدت ضعیف شده و کاهش وزن قابل توجهی داشته است. نرگس در اتاق زندانیان متهم به قتل نگهداری میشود و تاکنون چندین بار از سوی این زندانیان تهدید به مرگ شده است.»
نرگس محمدی که مدتهاست از درد شدید قفسه سینه رنج میبرد، در تاریخ چهار فروردین ۱۴۰۵ دچار حمله قلبی شد و در بند زنان زندان زنجان از هوش رفت؛ وضعیتی که بیش از یک ساعت و ۱۵ دقیقه ادامه داشت و نگرانیهای جدی درباره سلامت او ایجاد کرد.
حمیدرضا محمدی در ادامه گفت: «پس از سکته قلبی، او در ۱۰ فروردین برای معاینه به یک متخصص قلب در زنجان ارجاع شد. این پزشک داروهای تجویزشده از سوی پزشک عمومی زندان را از عوامل بروز حمله قلبی دانست و از تجویز داروی جدید یا انجام هرگونه درمان، بدون نظر پزشک معالج و معتمد نرگس در بیمارستان پارس تهران، خودداری کرد. او همچنین تاکید کرد که نرگس باید تحت نظر پزشک خود باشد و نسبت به خطر تکرار سکته قلبی هشدار داد.»
به گفته او، با وجود پیگیریهای خانواده اداره اطلاعات زنجان از پذیرش مسئولیت خودداری کرده است. همچنین اداره اطلاعات تهران تاکنون پاسخی به این پیگیریها نداده و مراجعه به اداره اطلاعات مشهد نیز جز تهدید به بازداشت برادرش نتیجهای در پی نداشته است. محمدی میافزاید: «با وجود دیدار با معاون دادستان کل کشور، آقای خانجانی، و هیأتی از پزشکی قانونی، نرگس همچنان در یکی از ناامنترین زندانهای زنان ایران، بدون دسترسی به درمان مورد نیاز، نگهداری میشود.»
نرگس محمدی از سردردهای شدید نیز رنج میبرد؛ سردردهایی که با تهوع، دوبینی و کاهش بینایی در هر دو چشم همراه است و امکان مطالعه را از او سلب کرده است. این علائم پس از بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ در مشهد آغاز شد؛ زمانی که در جریان بازداشت، ضربات مکرری به سر و گردن او وارد شد. افزون بر این، او دچار نوسان شدید فشار خون است که با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، از نظر پزشکی بسیار خطرناک ارزیابی میشود.
وکلای نرگس محمدی در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ با دادستان استان زنجان دیدار کرده و سه درخواست مشخص را مطرح کردهاند: آزادی با تودیع وثیقه با توجه به وضعیت پزشکی، انتقال فوری به تهران، و اعزام فوری به بیمارستان. آنان تاکید کردند که با توجه به محل سکونت نرگس محمدی، نگهداری او باید در تهران انجام شود. با این حال، دادستان زنجان اعلام کرده که اختیار تصمیمگیری در اینباره را ندارد و پرونده در اختیار دادستانهای مشهد و تهران است.
پس از بیهوشی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد، نرگس محمدی در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ از سوی پزشکی در «بیمارستان رضوی» معاینه شد و ضرورت فوری انجام آنژیوگرافی برای او تشخیص داده شد. با این وجود، او در ۲۱ بهمن، پس از ۶۱ روز بازداشت موقت، بدون اطلاع خانواده و وکلا، به زندان زنجان منتقل شد.
این سومین انتقال نرگس محمدی به زندان زنجان است. او پیشتر نیز در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۸، در پی اعتراضات خود در زندان اوین، به این زندان تبعید شده بود. زندان زنجان با ظرفیت حدود ۲۵۰۰ زندانی، فاقد بند سیاسی مجزا است و نرگس محمدی بهعنوان تنها زندانی سیاسی بند زنان، در کنار زندانیان جرائم خشن نگهداری میشود؛ وضعیتی که به گفته منابع مختلف، محیطی ناامن و پرخطر ایجاد کرده و او را در معرض تهدید و آزار مداوم قرار داده است.
بنیاد نرگس هشدار میدهد که نقض فاحش «اصل تفکیک جرائم» در زندانهای ایران، جان نرگس محمدی و دیگر زندانیان سیاسی را با خطری جدی روبهرو کرده است. با وجود تأکید صریح آییننامه سازمان زندانها بر نگهداری جداگانه زندانیان سیاسی، بسیاری از آنان عامدانه در کنار زندانیان جرائم خشن نگهداری میشوند؛ وضعیتی که بهوضوح بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و عقیدتی به کار گرفته میشود.
ادامه در لینک زیر
https://tinyurl.com/5d6ytjr9
#نرگس_محمدی
@Tavaana_TavaanaTech
گزارش تفصیلی بنیاد نرگس از «وضعیت بحرانی» نرگس محمدی در زندان مرکزی زنجان
۲۶ فروردین ۱۴۰۵
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی صدوبیست و چهارمین روز از دوران حبس و بازداشت تازه خود را در زندان زنجان سپری میکند که سلامت او با تهدیدی جدی روبهروست. در جریان دو ملاقات حضوری در تاریخهای ۹ و ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ که در حضور مقامات زندان با خانواده انجام شده، نشانههای وخامت حال عمومی او مشهود بوده و وضعیت جسمانیاش «بحرانی» توصیف شده است.
حمیدرضا محمدی، برادر نرگس محمدی، در اینباره گفت: خانواده روز شنبه ۲۲ فروردین موفق به ملاقات حضوری با نرگس شدند. آنها اطلاع دادند که او بهشدت ضعیف شده و کاهش وزن قابل توجهی داشته است. نرگس در اتاق زندانیان متهم به قتل نگهداری میشود و تاکنون چندین بار از سوی این زندانیان تهدید به مرگ شده است.»
نرگس محمدی که مدتهاست از درد شدید قفسه سینه رنج میبرد، در تاریخ چهار فروردین ۱۴۰۵ دچار حمله قلبی شد و در بند زنان زندان زنجان از هوش رفت؛ وضعیتی که بیش از یک ساعت و ۱۵ دقیقه ادامه داشت و نگرانیهای جدی درباره سلامت او ایجاد کرد.
حمیدرضا محمدی در ادامه گفت: «پس از سکته قلبی، او در ۱۰ فروردین برای معاینه به یک متخصص قلب در زنجان ارجاع شد. این پزشک داروهای تجویزشده از سوی پزشک عمومی زندان را از عوامل بروز حمله قلبی دانست و از تجویز داروی جدید یا انجام هرگونه درمان، بدون نظر پزشک معالج و معتمد نرگس در بیمارستان پارس تهران، خودداری کرد. او همچنین تاکید کرد که نرگس باید تحت نظر پزشک خود باشد و نسبت به خطر تکرار سکته قلبی هشدار داد.»
به گفته او، با وجود پیگیریهای خانواده اداره اطلاعات زنجان از پذیرش مسئولیت خودداری کرده است. همچنین اداره اطلاعات تهران تاکنون پاسخی به این پیگیریها نداده و مراجعه به اداره اطلاعات مشهد نیز جز تهدید به بازداشت برادرش نتیجهای در پی نداشته است. محمدی میافزاید: «با وجود دیدار با معاون دادستان کل کشور، آقای خانجانی، و هیأتی از پزشکی قانونی، نرگس همچنان در یکی از ناامنترین زندانهای زنان ایران، بدون دسترسی به درمان مورد نیاز، نگهداری میشود.»
نرگس محمدی از سردردهای شدید نیز رنج میبرد؛ سردردهایی که با تهوع، دوبینی و کاهش بینایی در هر دو چشم همراه است و امکان مطالعه را از او سلب کرده است. این علائم پس از بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ در مشهد آغاز شد؛ زمانی که در جریان بازداشت، ضربات مکرری به سر و گردن او وارد شد. افزون بر این، او دچار نوسان شدید فشار خون است که با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، از نظر پزشکی بسیار خطرناک ارزیابی میشود.
وکلای نرگس محمدی در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ با دادستان استان زنجان دیدار کرده و سه درخواست مشخص را مطرح کردهاند: آزادی با تودیع وثیقه با توجه به وضعیت پزشکی، انتقال فوری به تهران، و اعزام فوری به بیمارستان. آنان تاکید کردند که با توجه به محل سکونت نرگس محمدی، نگهداری او باید در تهران انجام شود. با این حال، دادستان زنجان اعلام کرده که اختیار تصمیمگیری در اینباره را ندارد و پرونده در اختیار دادستانهای مشهد و تهران است.
پس از بیهوشی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد، نرگس محمدی در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ از سوی پزشکی در «بیمارستان رضوی» معاینه شد و ضرورت فوری انجام آنژیوگرافی برای او تشخیص داده شد. با این وجود، او در ۲۱ بهمن، پس از ۶۱ روز بازداشت موقت، بدون اطلاع خانواده و وکلا، به زندان زنجان منتقل شد.
این سومین انتقال نرگس محمدی به زندان زنجان است. او پیشتر نیز در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۸، در پی اعتراضات خود در زندان اوین، به این زندان تبعید شده بود. زندان زنجان با ظرفیت حدود ۲۵۰۰ زندانی، فاقد بند سیاسی مجزا است و نرگس محمدی بهعنوان تنها زندانی سیاسی بند زنان، در کنار زندانیان جرائم خشن نگهداری میشود؛ وضعیتی که به گفته منابع مختلف، محیطی ناامن و پرخطر ایجاد کرده و او را در معرض تهدید و آزار مداوم قرار داده است.
بنیاد نرگس هشدار میدهد که نقض فاحش «اصل تفکیک جرائم» در زندانهای ایران، جان نرگس محمدی و دیگر زندانیان سیاسی را با خطری جدی روبهرو کرده است. با وجود تأکید صریح آییننامه سازمان زندانها بر نگهداری جداگانه زندانیان سیاسی، بسیاری از آنان عامدانه در کنار زندانیان جرائم خشن نگهداری میشوند؛ وضعیتی که بهوضوح بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و عقیدتی به کار گرفته میشود.
ادامه در لینک زیر
https://tinyurl.com/5d6ytjr9
#نرگس_محمدی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7🥰1
روایت «قبر خالی»؛ ۳۸ روز جستوجو برای کودکی که هرگز پیدا نشد
به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانشآموز هفتساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».
در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچچیز، مطلقا هیچچیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».
مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانهها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکهای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانهها و روی آوارها بود تا تکهای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».
روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».
مادر میگوید در تمام ساعات جستوجو، هیچ کودک زندهای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود». و درباره وضعیت پیکرها میگوید: «بیشترشان تکهتکه بودند».
در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زندهبودنش داشتم». این امید تا روز سیوهشتم ادامه داشت.
دایی ماکان که خود در میان آوارها به جستوجو پرداخته، صحنهها را اینگونه توصیف میکند: «هرچه آوار برمیداشتند، تکههای دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمیشود وصف کرد». او حتی تکههای بدن را جمعآوری میکرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا میکرد میگذاشت روی گاز استریل و میبرد به پزشکی قانونی».
در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچالهشده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشهای در مسجد محل نگهداری میشود.
قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/3dpnuk38
#ماکان_نصیری #میناب #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانشآموز هفتساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».
در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچچیز، مطلقا هیچچیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».
مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانهها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکهای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانهها و روی آوارها بود تا تکهای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».
روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».
مادر میگوید در تمام ساعات جستوجو، هیچ کودک زندهای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود». و درباره وضعیت پیکرها میگوید: «بیشترشان تکهتکه بودند».
در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زندهبودنش داشتم». این امید تا روز سیوهشتم ادامه داشت.
دایی ماکان که خود در میان آوارها به جستوجو پرداخته، صحنهها را اینگونه توصیف میکند: «هرچه آوار برمیداشتند، تکههای دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمیشود وصف کرد». او حتی تکههای بدن را جمعآوری میکرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا میکرد میگذاشت روی گاز استریل و میبرد به پزشکی قانونی».
در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچالهشده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشهای در مسجد محل نگهداری میشود.
قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/3dpnuk38
#ماکان_نصیری #میناب #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکیلا قاسمی، جوان ۲۶ ساله بهائی ساکن کرمان، بیش از ۷۰ روز است که در بازداشت و در سلول انفرادی زندان کرمان نگهداری میشود؛ بدون دسترسی به حقوق اولیه و در شرایطی که فشارهای شدید روانی بر او گزارش شده است.
بر اساس اطلاعات پیشین، بازداشت او با یورش مأموران امنیتی به منزلش همراه بوده؛ مأمورانی که ضمن تفتیش کامل خانه، تمامی وسایل الکترونیکی او و خانوادهاش از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها را ضبط کردند، بیآنکه توضیحی روشن درباره دلیل این اقدام یا اتهامات مطرحشده ارائه دهند. از زمان بازداشت تاکنون، هیچ اطلاع رسمی درباره وضعیت، محل نگهداری دقیق یا روند پرونده به خانواده او داده نشده است.
نگهداری در سلول انفرادی بهعنوان «شکنجه سفید» شناخته میشود، زیرا بدون استفاده از خشونت فیزیکی آشکار، بهصورت سیستماتیک روان انسان را هدف قرار میدهد. در این وضعیت، فرد از هرگونه ارتباط انسانی، محرکهای محیطی و حس زمان و مکان محروم میشود؛ سکوت، انزوا و یکنواختی، بهتدریج باعث فروپاشی ذهنی میگردد. این شرایط میتواند اضطراب شدید، افسردگی، توهم، اختلال خواب، از دستدادن تمرکز و حتی فروپاشی هویت فردی را ایجاد کند. انسان بهطور طبیعی موجودی اجتماعی است و قطع کامل ارتباط با دیگران، نوعی محرومیت حسی و عاطفی عمیق ایجاد میکند که در بسیاری موارد آثار آن ماندگار و گاه غیرقابل بازگشت است؛ به همین دلیل، نهادهای حقوق بشری این شیوه را مصداقی از شکنجه میدانند.
جمهوری اسلامی از نگهداری در سلول انفرادی و روشهایی مثل خوراندن دارو، برای اخذ اعترافات اجباری استفاده میکند.
ادامه نگهداری طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از وکیل و بیخبری خانواده، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و حقوق بنیادین انسانی است. این وضعیت، در کنار فشارهای امنیتی مستمر بر شهروندان بهائی، نشاندهنده تداوم سیاستهایی است که هدف آنها محدودسازی و خاموشکردن صداهای متفاوت در جامعه است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #شكيلا_قاسمى
#داستان_ما_یکیست
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات پیشین، بازداشت او با یورش مأموران امنیتی به منزلش همراه بوده؛ مأمورانی که ضمن تفتیش کامل خانه، تمامی وسایل الکترونیکی او و خانوادهاش از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها را ضبط کردند، بیآنکه توضیحی روشن درباره دلیل این اقدام یا اتهامات مطرحشده ارائه دهند. از زمان بازداشت تاکنون، هیچ اطلاع رسمی درباره وضعیت، محل نگهداری دقیق یا روند پرونده به خانواده او داده نشده است.
نگهداری در سلول انفرادی بهعنوان «شکنجه سفید» شناخته میشود، زیرا بدون استفاده از خشونت فیزیکی آشکار، بهصورت سیستماتیک روان انسان را هدف قرار میدهد. در این وضعیت، فرد از هرگونه ارتباط انسانی، محرکهای محیطی و حس زمان و مکان محروم میشود؛ سکوت، انزوا و یکنواختی، بهتدریج باعث فروپاشی ذهنی میگردد. این شرایط میتواند اضطراب شدید، افسردگی، توهم، اختلال خواب، از دستدادن تمرکز و حتی فروپاشی هویت فردی را ایجاد کند. انسان بهطور طبیعی موجودی اجتماعی است و قطع کامل ارتباط با دیگران، نوعی محرومیت حسی و عاطفی عمیق ایجاد میکند که در بسیاری موارد آثار آن ماندگار و گاه غیرقابل بازگشت است؛ به همین دلیل، نهادهای حقوق بشری این شیوه را مصداقی از شکنجه میدانند.
جمهوری اسلامی از نگهداری در سلول انفرادی و روشهایی مثل خوراندن دارو، برای اخذ اعترافات اجباری استفاده میکند.
ادامه نگهداری طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از وکیل و بیخبری خانواده، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و حقوق بنیادین انسانی است. این وضعیت، در کنار فشارهای امنیتی مستمر بر شهروندان بهائی، نشاندهنده تداوم سیاستهایی است که هدف آنها محدودسازی و خاموشکردن صداهای متفاوت در جامعه است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #شكيلا_قاسمى
#داستان_ما_یکیست
@Tavaana_TavaanaTech
💔14❤3
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا بدون قرآن، تولد عیسی در تاریخ ادیان زیر سوال میرفت؟
در این ویدیو که مربوط به اوایل دهه ۹۰شمسی است وحید خراسانی، مرجع تقلید شیعه ساکن قم، استدلال میآورد که قرآن است که پاکدامنی مریم را اثبات و تولد عیسی را از ظن حرام مبرا میدارد.
اظهارات وحید خراسانی، مرجع شیعه، از منظر کلامی و تاریخی قابل نقد است؛ چرا که او با نادیده گرفتن استقلال الهیاتی مسیحیت، طهارت مریم و مشروعیت تولد عیسی را صرفا وامدار شهادت قرآن میداند.
این رویکرد، در حالی که قصد دفاع یکسویه از قرآن را دارد، عملا به انکار اعتبار «اناجیل اربعه» میانجامد که قرنها پیش از اسلام بر تولد از باکره و قدسیت مسیح تاکید کردهاند.
تقلیل دادن جایگاه عیسی به یک بنبست تاریخی که تنها با ظهور اسلام گشوده شده، نه تنها با نصوص عهد جدید در تضاد است، بلکه میتواند به جای گفتوگو، به تنشهای مذهبی دامن زده و نوعی «انحصارگرایی دینی» تلقی شود که حقایق تاریخی و متون مقدس سایر ادیان را نادیده میگیرد.
شما چطور فکر میکنید؟
#عیسی #مریم #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در این ویدیو که مربوط به اوایل دهه ۹۰شمسی است وحید خراسانی، مرجع تقلید شیعه ساکن قم، استدلال میآورد که قرآن است که پاکدامنی مریم را اثبات و تولد عیسی را از ظن حرام مبرا میدارد.
اظهارات وحید خراسانی، مرجع شیعه، از منظر کلامی و تاریخی قابل نقد است؛ چرا که او با نادیده گرفتن استقلال الهیاتی مسیحیت، طهارت مریم و مشروعیت تولد عیسی را صرفا وامدار شهادت قرآن میداند.
این رویکرد، در حالی که قصد دفاع یکسویه از قرآن را دارد، عملا به انکار اعتبار «اناجیل اربعه» میانجامد که قرنها پیش از اسلام بر تولد از باکره و قدسیت مسیح تاکید کردهاند.
تقلیل دادن جایگاه عیسی به یک بنبست تاریخی که تنها با ظهور اسلام گشوده شده، نه تنها با نصوص عهد جدید در تضاد است، بلکه میتواند به جای گفتوگو، به تنشهای مذهبی دامن زده و نوعی «انحصارگرایی دینی» تلقی شود که حقایق تاریخی و متون مقدس سایر ادیان را نادیده میگیرد.
شما چطور فکر میکنید؟
#عیسی #مریم #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤2
تداوم بازداشت محمدپارسا گلچین، مدالآور المپیاد ادبی و دانشجوی دانشگاه تهران، در مشهد
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی «دانشجویان متحد»، محمدپارسا گلچین، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ رشته ادبیات دانشگاه تهران و دارنده مدال طلای المپیاد ادبی، شامگاه شنبه ۲۲ فروردینماه در شهر مشهد بازداشت شده است.
طبق این گزارشها، او به همراه جمعی از دوستان دوران دبیرستان خود در دیداری با یکی از معلمان پیشینشان حضور داشته که با ورود دهها مأمور مسلح به محل، تمامی حاضران با اعمال خشونت بازداشت شدهاند. گفته میشود در این عملیات، تلفنهای همراه افراد نیز ضبط شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که در مجموع ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و فردوسی مشهد که همگی از دانشآموختگان مدارس سمپاد بودهاند، در این دیدار حضور داشتند. پس از بازجوییهای اولیه، ۱۴ نفر از بازداشتشدگان آزاد شدند، اما چهار نفر از آنان شامل محمدپارسا گلچین، محمدحسن خوشچهره (دانشجوی مهندسی برق دانشگاه شریف)، ایلیا صبورینسب (دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران) و حسین مهدیپناه (دانشجوی مهندسی برق دانشگاه شریف) به بازداشتگاه منتقل شده و شب نخست را در سلول انفرادی سپری کردند.
بر اساس این اطلاعات، روز یکشنبه ۲۳ فروردینماه در دادسرای انقلاب مشهد، اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به این افراد تفهیم شده و سه نفر از آنان با قرار کفالت آزاد شدهاند. با این حال، محمدپارسا گلچین همچنان در بازداشت بهسر میبرد.
تا لحظه تنظیم این خبر، اطلاعات دقیقی درباره محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و وضعیت کنونی این دانشجو منتشر نشده است.
#محمدرضا_گلچین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی «دانشجویان متحد»، محمدپارسا گلچین، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ رشته ادبیات دانشگاه تهران و دارنده مدال طلای المپیاد ادبی، شامگاه شنبه ۲۲ فروردینماه در شهر مشهد بازداشت شده است.
طبق این گزارشها، او به همراه جمعی از دوستان دوران دبیرستان خود در دیداری با یکی از معلمان پیشینشان حضور داشته که با ورود دهها مأمور مسلح به محل، تمامی حاضران با اعمال خشونت بازداشت شدهاند. گفته میشود در این عملیات، تلفنهای همراه افراد نیز ضبط شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که در مجموع ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و فردوسی مشهد که همگی از دانشآموختگان مدارس سمپاد بودهاند، در این دیدار حضور داشتند. پس از بازجوییهای اولیه، ۱۴ نفر از بازداشتشدگان آزاد شدند، اما چهار نفر از آنان شامل محمدپارسا گلچین، محمدحسن خوشچهره (دانشجوی مهندسی برق دانشگاه شریف)، ایلیا صبورینسب (دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران) و حسین مهدیپناه (دانشجوی مهندسی برق دانشگاه شریف) به بازداشتگاه منتقل شده و شب نخست را در سلول انفرادی سپری کردند.
بر اساس این اطلاعات، روز یکشنبه ۲۳ فروردینماه در دادسرای انقلاب مشهد، اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به این افراد تفهیم شده و سه نفر از آنان با قرار کفالت آزاد شدهاند. با این حال، محمدپارسا گلچین همچنان در بازداشت بهسر میبرد.
تا لحظه تنظیم این خبر، اطلاعات دقیقی درباره محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و وضعیت کنونی این دانشجو منتشر نشده است.
#محمدرضا_گلچین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔10
Forwarded from گفتوشنود
از «پدر خلق» تا «ولی امر»؛
حکایت دو مردی که با «ایدئولوژی» آمدند و با «خون» ماندند
دیکتاتورها فراتر از نامها و جغرافیا، معماران ویرانی هستند؛ آنها با شعار سعادت ملی به قدرت میرسند، اما در نهایت ملتها را در تلهای از وحشت، انزوای جهانی و فروپاشی اخلاقی گرفتار میکنند. قدرت مطلق، در دستان آنها به ابزاری برای مسخ کردن تودهها و قربانی کردن کرامت انسانی تبدیل میشود و میراثی جز دیوارهای بلند، سفرههای تهی و قبرستانهای پرجمعیت به جا نمیگذارد.
ریشههای تلخ: خانواده و سایه سنگین پدر
هر دو دیکتاتور، استالین و خامنهای، از خانوادههایی با سایه سنگین فقر و انضباطی بیرحمانه بیرون آمدند. استالین با مشتهای گرهکرده پدری مست که او را تحقیر میکرد بزرگ شد، و خامنهای در محیطی با زهد خشک و محدودیتهای مذهبی پدری که حتی رادیو را حرام میدانست. این سرکوب اولیه در کودکی، در آنها حس کینهای عمیق نسبت به «دنیای آزاد» و میلی مهارناپذیر برای کنترل مطلق بر دیگران ایجاد کرد تا هرگز دوباره طعم ضعف را نچشند.
صعود به قدرت: از صفوف حزب تا قبضه کردن حکومت
روند به قدرت رسیدن هر دو، محصول زیرکی سیاسی و حذف تدریجی رقبا بود. استالین پس از لنین، با بازی دادن جناحهای مختلف، رقبای بزرگی چون تروتسکی را از میدان به در کرد. خامنهای نیز پس از مرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی، با حمایتهای رفسنجانی به قدرت رسید، اما دیری نپایید که همان متحدان دیرین را به حاشیه راند یا در حصر و انزوا قرار داد تا ثابت کند در نوک هرم قدرت، جایی برای شریک نیست.
استبداد و کیش شخصیت: ساختن بت از حاکم
دیکتاتوری آنها با مقدسسازی همراه بود. استالین خود را «پدر خلق» و «معمار سوسیالیسم» نامید و عکسهایش در هر خانهای اجباری شد. خامنهای نیز با بهرهگیری از مفاهیم مذهبی، جایگاه خود را به عنوان «ولی امر مسلمین» و «نایب امام زمان» به شکلی فرابشری تعریف کرد. این تقدسگرایی، نقد به آنها را از یک کنش سیاسی به یک «گناه نابخشودنی» یا «خیانت ملی» تبدیل کرد تا راه بر هرگونه اعتراض بسته شود.
بازوهای نظامی و امنیتی: ستونهای حفظ وحشت
بقا در قدرت برای آنها بدون ابزارهای سرکوب ممکن نبود. استالین با سازمان مخوف «کمیساریای خلق در امور داخلی» و تصفیههای بزرگ، حتی به وفادارترین افسران خود هم رحم نکرد. در ایران، «سپاه پاسداران» و نهادهای اطلاعاتی موازی، همان نقشی را ایفا کردند که بازوهای استالین داشتند؛ تبدیل کشور به یک پادگان بزرگ که در آن کوچکترین صدای مخالفی با گلوله، انفرادی یا چوبهدار پاسخ داده میشود.
پارانویا: دشمنتراشی برای بقا
هر دو رهبر در سالهای پایانی، در پیلهای از بدگمانی و توهم توطئه فرو رفتند. استالین همه جا جاسوسان امپریالیسم را میدید و پزشکان یهودی را به توطئه متهم میکرد. خامنهای نیز با تکرار مداوم واژه «نفوذ» و «دشمن»، هر حرکت اجتماعی، از مطالبات صنفی گرفته تا جنبشهای مدنی مانند «زن، زندگی، آزادی» را به سرویسهای جاسوسی خارجی نسبت میداد تا سرکوب را تحت نام «امنیت ملی» توجیه کند.
میراث فلاکتبار: فقر، انزوا و فروپاشی
سرانجام هر دو حکومت، تصویری از فلاکت است. استالین شوروی را به کشوری تبدیل کرد که مردمش در صف نان میایستادند و در اردوگاههای گولاگ جان میدادند. خامنهای نیز با سیاستهای تهاجمی و اصرار بر تقابل با جهان، ایران را به کشوری منزوی با تورم کمرشکن و سرمایههای بربادرفته تبدیل کرد. میراث آنها نه عزت، بلکه زخمی عمیق بر پیکره جامعه است که التیام آن دههها زمان خواهد برد؛ حکایت تلخ دو مردی که با «ایدئولوژی» آمدند و با «خون» ماندند.
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/stalin-khamenei/
#دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکایت دو مردی که با «ایدئولوژی» آمدند و با «خون» ماندند
دیکتاتورها فراتر از نامها و جغرافیا، معماران ویرانی هستند؛ آنها با شعار سعادت ملی به قدرت میرسند، اما در نهایت ملتها را در تلهای از وحشت، انزوای جهانی و فروپاشی اخلاقی گرفتار میکنند. قدرت مطلق، در دستان آنها به ابزاری برای مسخ کردن تودهها و قربانی کردن کرامت انسانی تبدیل میشود و میراثی جز دیوارهای بلند، سفرههای تهی و قبرستانهای پرجمعیت به جا نمیگذارد.
ریشههای تلخ: خانواده و سایه سنگین پدر
هر دو دیکتاتور، استالین و خامنهای، از خانوادههایی با سایه سنگین فقر و انضباطی بیرحمانه بیرون آمدند. استالین با مشتهای گرهکرده پدری مست که او را تحقیر میکرد بزرگ شد، و خامنهای در محیطی با زهد خشک و محدودیتهای مذهبی پدری که حتی رادیو را حرام میدانست. این سرکوب اولیه در کودکی، در آنها حس کینهای عمیق نسبت به «دنیای آزاد» و میلی مهارناپذیر برای کنترل مطلق بر دیگران ایجاد کرد تا هرگز دوباره طعم ضعف را نچشند.
صعود به قدرت: از صفوف حزب تا قبضه کردن حکومت
روند به قدرت رسیدن هر دو، محصول زیرکی سیاسی و حذف تدریجی رقبا بود. استالین پس از لنین، با بازی دادن جناحهای مختلف، رقبای بزرگی چون تروتسکی را از میدان به در کرد. خامنهای نیز پس از مرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی، با حمایتهای رفسنجانی به قدرت رسید، اما دیری نپایید که همان متحدان دیرین را به حاشیه راند یا در حصر و انزوا قرار داد تا ثابت کند در نوک هرم قدرت، جایی برای شریک نیست.
استبداد و کیش شخصیت: ساختن بت از حاکم
دیکتاتوری آنها با مقدسسازی همراه بود. استالین خود را «پدر خلق» و «معمار سوسیالیسم» نامید و عکسهایش در هر خانهای اجباری شد. خامنهای نیز با بهرهگیری از مفاهیم مذهبی، جایگاه خود را به عنوان «ولی امر مسلمین» و «نایب امام زمان» به شکلی فرابشری تعریف کرد. این تقدسگرایی، نقد به آنها را از یک کنش سیاسی به یک «گناه نابخشودنی» یا «خیانت ملی» تبدیل کرد تا راه بر هرگونه اعتراض بسته شود.
بازوهای نظامی و امنیتی: ستونهای حفظ وحشت
بقا در قدرت برای آنها بدون ابزارهای سرکوب ممکن نبود. استالین با سازمان مخوف «کمیساریای خلق در امور داخلی» و تصفیههای بزرگ، حتی به وفادارترین افسران خود هم رحم نکرد. در ایران، «سپاه پاسداران» و نهادهای اطلاعاتی موازی، همان نقشی را ایفا کردند که بازوهای استالین داشتند؛ تبدیل کشور به یک پادگان بزرگ که در آن کوچکترین صدای مخالفی با گلوله، انفرادی یا چوبهدار پاسخ داده میشود.
پارانویا: دشمنتراشی برای بقا
هر دو رهبر در سالهای پایانی، در پیلهای از بدگمانی و توهم توطئه فرو رفتند. استالین همه جا جاسوسان امپریالیسم را میدید و پزشکان یهودی را به توطئه متهم میکرد. خامنهای نیز با تکرار مداوم واژه «نفوذ» و «دشمن»، هر حرکت اجتماعی، از مطالبات صنفی گرفته تا جنبشهای مدنی مانند «زن، زندگی، آزادی» را به سرویسهای جاسوسی خارجی نسبت میداد تا سرکوب را تحت نام «امنیت ملی» توجیه کند.
میراث فلاکتبار: فقر، انزوا و فروپاشی
سرانجام هر دو حکومت، تصویری از فلاکت است. استالین شوروی را به کشوری تبدیل کرد که مردمش در صف نان میایستادند و در اردوگاههای گولاگ جان میدادند. خامنهای نیز با سیاستهای تهاجمی و اصرار بر تقابل با جهان، ایران را به کشوری منزوی با تورم کمرشکن و سرمایههای بربادرفته تبدیل کرد. میراث آنها نه عزت، بلکه زخمی عمیق بر پیکره جامعه است که التیام آن دههها زمان خواهد برد؛ حکایت تلخ دو مردی که با «ایدئولوژی» آمدند و با «خون» ماندند.
مطالعه بیشتر در سایت
https://dialog.tavaana.org/stalin-khamenei/
#دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌10❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر اساس ویدئویی که در فضای مجازی منتشر شده، کودکی، که به نظر میرسد حتی زیر ده سال سن دارد، با لباس نظامی، در یک ایست بازرسی حضور دارد؛ این تصویر نشاندهنده عمق بحران در جمهوری اسلامی است. بحرانی که حتی کودکان را نیز به ابزارهای امنیتی تبدیل کرده.
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍4💔2
غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه، بار دیگر با ادبیاتی تهدیدآمیز از برخورد «قاطع» با افرادی سخن گفته که به ادعای او با «دشمن» همکاری کردهاند. او حتی ارسال یک آدرس یا فعالیت در فضای مجازی را مصداق همکاری دانسته و بر برخورد شدید با این موارد تأکید کرده است.
این اظهارات در ادامه روندی است که طی ماههای گذشته شدت گرفته؛ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با پخش گسترده ویدئوهای اعترافات اجباری، بهویژه از جوانان، تلاش کرده فضایی از ترس و ارعاب در جامعه ایجاد کند. اعترافاتی که در شرایط نامعلوم و تحت فشار گرفته میشوند، به ابزاری برای مشروع جلوهدادن سرکوب تبدیل شدهاند.
از زمان اعتراضات دیماه، آمار اعدامها افزایش یافته و نگرانیها درباره استفاده گسترده از مجازات مرگ بهعنوان ابزار کنترل سیاسی را تشدید کرده است.
مجموع این اقدامات نشان میدهد که دستگاه قضایی، بهجای ایفای نقش مستقل و عادلانه، به ابزاری در جهت سرکوب، ایجاد رعب و محدودسازی بیشتر جامعه تبدیل شده است.
محسنیاژهای پیشتر نیز در ساختارهای سرکوب نقش داشته است.
@Tavaana_TavaanaTech
این اظهارات در ادامه روندی است که طی ماههای گذشته شدت گرفته؛ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با پخش گسترده ویدئوهای اعترافات اجباری، بهویژه از جوانان، تلاش کرده فضایی از ترس و ارعاب در جامعه ایجاد کند. اعترافاتی که در شرایط نامعلوم و تحت فشار گرفته میشوند، به ابزاری برای مشروع جلوهدادن سرکوب تبدیل شدهاند.
از زمان اعتراضات دیماه، آمار اعدامها افزایش یافته و نگرانیها درباره استفاده گسترده از مجازات مرگ بهعنوان ابزار کنترل سیاسی را تشدید کرده است.
مجموع این اقدامات نشان میدهد که دستگاه قضایی، بهجای ایفای نقش مستقل و عادلانه، به ابزاری در جهت سرکوب، ایجاد رعب و محدودسازی بیشتر جامعه تبدیل شده است.
محسنیاژهای پیشتر نیز در ساختارهای سرکوب نقش داشته است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊2
مجله تایم در فهرست سالانه ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان در سال ۲۰۲۶، نام دو ایرانی، شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، و جعفر پناهی، فیلمساز شناختهشده و برنده نخل طلای کن، را قرار داده است.
شیرین عبادی سالهاست به دلیل فشارها و تهدیدهای امنیتی، در تبعید اجباری به سر میبرد و امکان بازگشت آزادانه به کشورش را ندارد. جعفر پناهی نیز بارها با محدودیت، بازداشت و محکومیت قضایی مواجه شده؛ او حتی در شرایطی که برای شرکت در رویدادهای جهانی و فعالیت حرفهای خود از ایران خارج شده بود، با احکام قضایی از جمله حبس و محدودیتهای شدید روبهرو شد اما در نهایت به ایران بازگشت.
قرار گرفتن دو ایرانی در چنین فهرستی، در حالیکه هر دو بهنوعی با سرکوب و محدودیت مواجه بودهاند، بار دیگر نشان میدهد که آزادی بیان در ایران وجود ندارد. در چنین شرایطی، بسیاری از صداهای مستقل یا در تبعید هستند یا زیر فشار و سرکوب.
در این فهرست همچنین نام چهرههایی چون دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و پاپ نیز دیده میشود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شیرین عبادی سالهاست به دلیل فشارها و تهدیدهای امنیتی، در تبعید اجباری به سر میبرد و امکان بازگشت آزادانه به کشورش را ندارد. جعفر پناهی نیز بارها با محدودیت، بازداشت و محکومیت قضایی مواجه شده؛ او حتی در شرایطی که برای شرکت در رویدادهای جهانی و فعالیت حرفهای خود از ایران خارج شده بود، با احکام قضایی از جمله حبس و محدودیتهای شدید روبهرو شد اما در نهایت به ایران بازگشت.
قرار گرفتن دو ایرانی در چنین فهرستی، در حالیکه هر دو بهنوعی با سرکوب و محدودیت مواجه بودهاند، بار دیگر نشان میدهد که آزادی بیان در ایران وجود ندارد. در چنین شرایطی، بسیاری از صداهای مستقل یا در تبعید هستند یا زیر فشار و سرکوب.
در این فهرست همچنین نام چهرههایی چون دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و پاپ نیز دیده میشود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8❤3
موج تازه سرکوب؛ بازداشتهای فلهای برای ایجاد ترس
جمهوری اسلامی در دو روز گذشته، دستکم ۵۲ نفر در نقاط مختلف کشور بازداشت کرده؛ آماری که نشان میدهد ماشین سرکوب حتی یک لحظه هم متوقف نشده است.
طبق اعلام نهادهای رسمی، از ابتدای جنگ تنها در سیستان و بلوچستان ۵۵ شهروند با اتهاماتی کلی و تکراری مانند «جمعآوری اطلاعات برای دشمن» بازداشت شدهاند. در شیراز، یک زن به اتهام ارسال تصاویر و «همکاری با رسانههای معاند» دستگیر شده و در گیلان نیز چند شهروند دیگر با برچسبهای امنیتی مشابه بازداشت شدهاند. در استانهای مختلف از جمله خوزستان، اصفهان، کرمانشاه و هرمزگان هم دهها نفر دیگر با همین الگوی تکراری بازداشت شدهاند.
اتهامها همان ادعاهای همیشگیاند: «جاسوسی»، «ارتباط با دشمن»، «تشویش اذهان عمومی». بدون ارائه سند، بدون دادرسی شفاف، بدون دسترسی به وکیل. اینها نه روند قضایی، بلکه سناریوی آشنای سرکوب است.
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی در دو روز گذشته، دستکم ۵۲ نفر در نقاط مختلف کشور بازداشت کرده؛ آماری که نشان میدهد ماشین سرکوب حتی یک لحظه هم متوقف نشده است.
طبق اعلام نهادهای رسمی، از ابتدای جنگ تنها در سیستان و بلوچستان ۵۵ شهروند با اتهاماتی کلی و تکراری مانند «جمعآوری اطلاعات برای دشمن» بازداشت شدهاند. در شیراز، یک زن به اتهام ارسال تصاویر و «همکاری با رسانههای معاند» دستگیر شده و در گیلان نیز چند شهروند دیگر با برچسبهای امنیتی مشابه بازداشت شدهاند. در استانهای مختلف از جمله خوزستان، اصفهان، کرمانشاه و هرمزگان هم دهها نفر دیگر با همین الگوی تکراری بازداشت شدهاند.
اتهامها همان ادعاهای همیشگیاند: «جاسوسی»، «ارتباط با دشمن»، «تشویش اذهان عمومی». بدون ارائه سند، بدون دادرسی شفاف، بدون دسترسی به وکیل. اینها نه روند قضایی، بلکه سناریوی آشنای سرکوب است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4