مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، در متنی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، با نگاهی فراتر از لحظه حمله، به تصمیمهایی پرداخت که پیش از آغاز جنگ گرفته شد؛ تصمیمهایی که به گفته او، با وجود پیشبینی خطر و انتقال برخی وابستگان به مکانهای امن، کودکان، از جمله نوههای علی خامنهای، را در موقعیتی ناامن باقی گذاشت و آنها را به قربانیانی بیدفاع بدل کرد؛ کودکانی که هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتند اما بهای آن را با جان خود پرداختند.
متن خانم ابراهیموند با کمی ویرایش به شرح زیر است:
«جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنهای اتفاق افتاد:
جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشتهشده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشتهشدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت میکنند و اگر حمایت نکنند، باعث میشود برچسبی نخورند.
خیلیها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کردهاند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عدهای هم فقط یک بخشی از حقیقت را مینویسند اما اشارهای به ریشه این جنایت نمیکنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشتهشده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما میخواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشتهشدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی میدانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان میدهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] میکردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکانهای دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنهای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابهجایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنهای جنگ، ایثار و ملحقشدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا میکند و کودک سه ساله را جلوی موشکهای آمریکا و اسراییل قرار میدهد. حالا دیگر نباید فقط موشکهای آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشتهشدن همه کودکان، از کودک سهساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیمهایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آنجا که کودک سهساله را با وجود شرایط ناامن جابهجا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.
اینجا کشتهشدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنهای «کودک کُش» است یا موشکهای آمریکایی؟
من نمیتوانم کشتهشدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشکهای آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیمگیری، امکان پیشبینی و حفاظت وجود داشته اما بهطور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمیتوان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشکهای آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیمگیری داخلی است؛ آیا این روند، بهنوعی، زمینهساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بیدفاعاند و هر تصمیم یا عدمتصمیمی که منجر به بهخطر افتادن جان آنها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخگویی قرار گیرد.»
ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیموند
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!
گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.
در مورد قربانیانی همچون نوههای خامنهای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیمگیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشتهشدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.
ـ عکس: نوههای خامنهای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
متن خانم ابراهیموند با کمی ویرایش به شرح زیر است:
«جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنهای اتفاق افتاد:
جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشتهشده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشتهشدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت میکنند و اگر حمایت نکنند، باعث میشود برچسبی نخورند.
خیلیها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کردهاند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عدهای هم فقط یک بخشی از حقیقت را مینویسند اما اشارهای به ریشه این جنایت نمیکنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشتهشده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما میخواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشتهشدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی میدانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان میدهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] میکردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکانهای دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنهای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابهجایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنهای جنگ، ایثار و ملحقشدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا میکند و کودک سه ساله را جلوی موشکهای آمریکا و اسراییل قرار میدهد. حالا دیگر نباید فقط موشکهای آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشتهشدن همه کودکان، از کودک سهساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیمهایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آنجا که کودک سهساله را با وجود شرایط ناامن جابهجا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.
اینجا کشتهشدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنهای «کودک کُش» است یا موشکهای آمریکایی؟
من نمیتوانم کشتهشدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشکهای آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیمگیری، امکان پیشبینی و حفاظت وجود داشته اما بهطور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمیتوان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشکهای آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیمگیری داخلی است؛ آیا این روند، بهنوعی، زمینهساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بیدفاعاند و هر تصمیم یا عدمتصمیمی که منجر به بهخطر افتادن جان آنها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخگویی قرار گیرد.»
ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیموند
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!
گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.
در مورد قربانیانی همچون نوههای خامنهای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیمگیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشتهشدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.
ـ عکس: نوههای خامنهای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا گسترش نیکوکاری نیازمند باور مشترک است؟
در جهان امروز و در حالی که شاهدیم که باورها، و دیدگاههای مذهبی و غیرمذهبی تنوع بیسابقهای یافتهاند، یک پرسش همیشه خودنمایی میکند و آن اینکه: آیا عمل به نیکوکاری و گسترش آن نیازمند باور مشترک است؟
برخی بر این باور هستند که بنیانهای اخلاقی و اساسا اخلاق بدون وجود یک مرجع مطلق مانند خداوند یا پیامبر یا یک کتاب مقدس، هیچ الزامی پدید نمیآورد. به باور آنان حتما بهشت و دوزخی بایستی در میان باشد تا پشتوانهای الزامآور برای نیکوکاری شکل بگیرد.
اما کسانی هم استدلال میکنند که نیکوکاری و اساسا اخلاق فرامذهبی است و مذهب نهایتا نقش تقویتکننده دارد. چه بسیار غیرمذهبیهایی که نیکوکارانی بزرگ بودهاند. به باور آنان، همدلی انسانی و تجربهی زیستهی مشترک انسانها، میتواند در گسترش نیکوکاری موثر باشد. اتفاقا بسیاری از کسانی که حامی این استدلال هستند خود مذهبی هستند. به باور آنان به صرف اینکه انسانی رنج میکشد، در افراد احساس لازم برای کمک و نیکوکاری ایجاد میشود.
واقعیت این است که عملا نشان داده شده که دستهی دوم درست میگویند. تجربهی زندگی انسان روی زمین نشان داده که افراد با جهانبینیهای کاملا متفاوت در سختیها - از زلزله گرفته تا بیماریهای فراگیر - به یاری یکدیگر شتافتهاند بیآنکه از نگاه و باور و مذهب یکدیگر بپرسند.
در لحظهای که انسانی به یاری یک انسان زلزلهزده میشتابد تا او را از زیر آوار نجات دهد، از او نمیپرسد باورت چیست که اگر مسلمان هستی یا شیعه هستی یا مسیحی هستی یا خداناباور هستی تو را نجات دهم. بلکه فقط تمام تلاش خود را میکند او را از رنج آوار نجات دهد.
حتما شما هم در چنین موقعیتی بنا به ندای وجدان خود عمل میکنید و به تنها چیزی که فکر نمیکنید باور و مذهب فرد رنجدیده است.
آیا این، بزرگترین حجت بر بینیازی نیکوکاری از الزام به باور مشترک نیست؟
آیا چنین رویکردی را نمیتوان گسترش داد و آن را از کمک در موقعیت رنج، به همدلی در همهی موقعیتهای زیستی گستراند؟ قطعا میشود؛ اگر به جای اصرار بر هویت مشترک اعتقادی به اشتراک در مسئولیتهای انسانی بیاندیشیم.
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/beneficence/
#نیکوکاری #باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جهان امروز و در حالی که شاهدیم که باورها، و دیدگاههای مذهبی و غیرمذهبی تنوع بیسابقهای یافتهاند، یک پرسش همیشه خودنمایی میکند و آن اینکه: آیا عمل به نیکوکاری و گسترش آن نیازمند باور مشترک است؟
برخی بر این باور هستند که بنیانهای اخلاقی و اساسا اخلاق بدون وجود یک مرجع مطلق مانند خداوند یا پیامبر یا یک کتاب مقدس، هیچ الزامی پدید نمیآورد. به باور آنان حتما بهشت و دوزخی بایستی در میان باشد تا پشتوانهای الزامآور برای نیکوکاری شکل بگیرد.
اما کسانی هم استدلال میکنند که نیکوکاری و اساسا اخلاق فرامذهبی است و مذهب نهایتا نقش تقویتکننده دارد. چه بسیار غیرمذهبیهایی که نیکوکارانی بزرگ بودهاند. به باور آنان، همدلی انسانی و تجربهی زیستهی مشترک انسانها، میتواند در گسترش نیکوکاری موثر باشد. اتفاقا بسیاری از کسانی که حامی این استدلال هستند خود مذهبی هستند. به باور آنان به صرف اینکه انسانی رنج میکشد، در افراد احساس لازم برای کمک و نیکوکاری ایجاد میشود.
واقعیت این است که عملا نشان داده شده که دستهی دوم درست میگویند. تجربهی زندگی انسان روی زمین نشان داده که افراد با جهانبینیهای کاملا متفاوت در سختیها - از زلزله گرفته تا بیماریهای فراگیر - به یاری یکدیگر شتافتهاند بیآنکه از نگاه و باور و مذهب یکدیگر بپرسند.
در لحظهای که انسانی به یاری یک انسان زلزلهزده میشتابد تا او را از زیر آوار نجات دهد، از او نمیپرسد باورت چیست که اگر مسلمان هستی یا شیعه هستی یا مسیحی هستی یا خداناباور هستی تو را نجات دهم. بلکه فقط تمام تلاش خود را میکند او را از رنج آوار نجات دهد.
حتما شما هم در چنین موقعیتی بنا به ندای وجدان خود عمل میکنید و به تنها چیزی که فکر نمیکنید باور و مذهب فرد رنجدیده است.
آیا این، بزرگترین حجت بر بینیازی نیکوکاری از الزام به باور مشترک نیست؟
آیا چنین رویکردی را نمیتوان گسترش داد و آن را از کمک در موقعیت رنج، به همدلی در همهی موقعیتهای زیستی گستراند؟ قطعا میشود؛ اگر به جای اصرار بر هویت مشترک اعتقادی به اشتراک در مسئولیتهای انسانی بیاندیشیم.
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/beneficence/
#نیکوکاری #باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌3
تداوم بازداشت جواد علیکردی، حدود ۱۴۰ روز پس از مراسم هفتم زندهیاد خسرو علیکردی
نزدیک به ۱۴۰ روز است که از بازداشت جواد علیکردی در مراسم هفتم برادرش زنده یاد خسرو علیکردی میگذرد. او حالا چند وقتی است که در بند عمومی زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد. حدود ۱۰ روز پیش جلسه دادگاه او بدون داشتن حق استفاده از وکیل، برگزار شد. هنوز از اتهامات انتسابی اطلاع دقیقی در دست نیست. اما مگر آقای جواد علیکردی چه کار کرد جز سوگواری برای برادرش. برادری که به شکل بسیار مشکوکی جانش را از دست داد.
خانوادهای که عزادار بود چند ماه است که عزیزی دیگر را در زندان دارد. جواد فرزند یکی از جانباختگان جنگ است و امید مادرش، همسر و فرزندانش و خانواده برادرش به اوست. حالا که دادگاه بدوی او برگزار شده، میتوانند جواد علیکردی را با وثیقه دستکم تا پایان مراحل دادرسی آزاد کنند، اما او را بدون هیچ حکمی همچنان در زندان نگه داشتهاند.
او حالا در کنار زندانیانی است که برخی از آنها موکلین خودش یا برادرش بودهاند.
نوع برخوردی که با سوگواران خسرو علیکردی انجام شد بیش از پیش به شائبه قتل او دامن میزند.
#جواد_علیکردی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
نزدیک به ۱۴۰ روز است که از بازداشت جواد علیکردی در مراسم هفتم برادرش زنده یاد خسرو علیکردی میگذرد. او حالا چند وقتی است که در بند عمومی زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد. حدود ۱۰ روز پیش جلسه دادگاه او بدون داشتن حق استفاده از وکیل، برگزار شد. هنوز از اتهامات انتسابی اطلاع دقیقی در دست نیست. اما مگر آقای جواد علیکردی چه کار کرد جز سوگواری برای برادرش. برادری که به شکل بسیار مشکوکی جانش را از دست داد.
خانوادهای که عزادار بود چند ماه است که عزیزی دیگر را در زندان دارد. جواد فرزند یکی از جانباختگان جنگ است و امید مادرش، همسر و فرزندانش و خانواده برادرش به اوست. حالا که دادگاه بدوی او برگزار شده، میتوانند جواد علیکردی را با وثیقه دستکم تا پایان مراحل دادرسی آزاد کنند، اما او را بدون هیچ حکمی همچنان در زندان نگه داشتهاند.
او حالا در کنار زندانیانی است که برخی از آنها موکلین خودش یا برادرش بودهاند.
نوع برخوردی که با سوگواران خسرو علیکردی انجام شد بیش از پیش به شائبه قتل او دامن میزند.
#جواد_علیکردی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز
با گذشت ۲۱ روز از زمان بازداشت سارا سپهری، شهروند ۴۱ سالۀ بهائی، او همچنان در وضعیت بلاتکلیف در زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشود. خانم سپهری روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.
به گفتۀ یک منبع آگاه، سارا سپهری طی سه هفتۀ گذشته چندینبار بهصورت تلفنی با مادر خود تماس داشته است. مادر او دارای معلولیت است و مسئولیت رسیدگی به امور او بر عهدۀ خانم سپهری بوده است. افزون بر این، خود خانم سپهری نیز پیشتر تحت مراقبت پزشکی قرار داشته و فشارهای ناشی از بازداشت و استرسهای مرتبط میتواند سلامت او را بهطور جدی به خطر اندازد.
بهائیان، بهعنوان بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران، طی نزدیک به پنج دهۀ گذشته صرفاً به دلیل باورهای دینی خود با اشکال گوناگونی از نقض حقوق بشر مواجه بودهاند؛ از جمله بازداشت و حبس خودسرانه، آزارهای جسمی و روحی، ناپدیدسازی قهری، مصادره و تخریب اموال، تعطیلی اجباری کسبوکارها، یورش به منازل، و نفرتپراکنی از سوی مقامات، روحانیون و رسانههای حکومتی.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا #سارا_سپهری
@Dialogue1402
با گذشت ۲۱ روز از زمان بازداشت سارا سپهری، شهروند ۴۱ سالۀ بهائی، او همچنان در وضعیت بلاتکلیف در زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشود. خانم سپهری روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.
به گفتۀ یک منبع آگاه، سارا سپهری طی سه هفتۀ گذشته چندینبار بهصورت تلفنی با مادر خود تماس داشته است. مادر او دارای معلولیت است و مسئولیت رسیدگی به امور او بر عهدۀ خانم سپهری بوده است. افزون بر این، خود خانم سپهری نیز پیشتر تحت مراقبت پزشکی قرار داشته و فشارهای ناشی از بازداشت و استرسهای مرتبط میتواند سلامت او را بهطور جدی به خطر اندازد.
بهائیان، بهعنوان بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران، طی نزدیک به پنج دهۀ گذشته صرفاً به دلیل باورهای دینی خود با اشکال گوناگونی از نقض حقوق بشر مواجه بودهاند؛ از جمله بازداشت و حبس خودسرانه، آزارهای جسمی و روحی، ناپدیدسازی قهری، مصادره و تخریب اموال، تعطیلی اجباری کسبوکارها، یورش به منازل، و نفرتپراکنی از سوی مقامات، روحانیون و رسانههای حکومتی.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا #سارا_سپهری
@Dialogue1402
❤6💔2
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در اظهار نظری در شبکه تروتسوشال با انتشار تصویری از خود، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد که «بهتر است هر چه زودتر سر عقل بیابند.»
او در این اظهار نظر گفت که «ایران نمیتواند اوضاعش را سامان دهد. آنها نمیدانند چگونه یک توافق غیرهستهای امضا کنند. بهتر است هرچه زودتر عاقل شوند!»
تصویری که به همراه این اظهار نظر دونالد ترامپ منتشر شده، او را اسلحه به دست در میدان جنگ نشان میدهد و روی تصویر درج شده «دیگر از آن مرد خوشاخلاق خبری نیست»؛ اشارهای به اظهار نظر ۱۰ روز پیش او که با هشدار به جمهوری اسلامی برای پذیرش یک توافق منطقی و منصفانه، گفته بود که او هشدار داد که «دیگر از "آقای خوشاخلاق" خبری نیست. آنها سریع و راحت فرو میریزند و اگر توافق را قبول نکنند، برای من افتخاری خواهد بود کاری را انجام دهم که باید انجام شود.»
#دونالد_ترامپ #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
او در این اظهار نظر گفت که «ایران نمیتواند اوضاعش را سامان دهد. آنها نمیدانند چگونه یک توافق غیرهستهای امضا کنند. بهتر است هرچه زودتر عاقل شوند!»
تصویری که به همراه این اظهار نظر دونالد ترامپ منتشر شده، او را اسلحه به دست در میدان جنگ نشان میدهد و روی تصویر درج شده «دیگر از آن مرد خوشاخلاق خبری نیست»؛ اشارهای به اظهار نظر ۱۰ روز پیش او که با هشدار به جمهوری اسلامی برای پذیرش یک توافق منطقی و منصفانه، گفته بود که او هشدار داد که «دیگر از "آقای خوشاخلاق" خبری نیست. آنها سریع و راحت فرو میریزند و اگر توافق را قبول نکنند، برای من افتخاری خواهد بود کاری را انجام دهم که باید انجام شود.»
#دونالد_ترامپ #جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل، از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند، تا کنون، دستکم ۲۱ نفر در ایران اعدام شدهاند. در میان این افراد، ۹ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه، ۱۰ نفر به اتهام عضویت در گروههای مخالف و دو نفر با اتهام «جاسوسی» اعدام شدهاند.
همزمان، ابعاد بازداشتها نیز به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته. این نهاد اعلام کرده که از ۹ اسفند تاکنون، بیش از ۴۰۰۰ نفر در ایران با اتهامات موسوم به «امنیت ملی» بازداشت شدهاند؛ اتهاماتی مبهم که سالهاست بهعنوان ابزار اصلی سرکوب مخالفان و معترضان به کار گرفته میشود.
پیشتر سازمان عفو بینالملل هشدار داده بود حتی آتشبسهای موقت در منطقه نیز نمیتواند مانع از تشدید بحران انسانی در ایران شود. به گفته این سازمان، شهروندان در ایران با «خطر دوگانه» روبهرو هستند: از یکسو پیامدهای جنگ و از سوی دیگر سرکوب سیستماتیک داخلی.
جمهوری اسلامی موجی تازه از اعدام و سرکوب را در داخل کشور به راه انداخته است؛ موجی که نشان میدهد حکومت از شرایط جنگی برای بستن بیشتر فضا و سرکوب جامعه استفاده میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
همزمان، ابعاد بازداشتها نیز به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته. این نهاد اعلام کرده که از ۹ اسفند تاکنون، بیش از ۴۰۰۰ نفر در ایران با اتهامات موسوم به «امنیت ملی» بازداشت شدهاند؛ اتهاماتی مبهم که سالهاست بهعنوان ابزار اصلی سرکوب مخالفان و معترضان به کار گرفته میشود.
پیشتر سازمان عفو بینالملل هشدار داده بود حتی آتشبسهای موقت در منطقه نیز نمیتواند مانع از تشدید بحران انسانی در ایران شود. به گفته این سازمان، شهروندان در ایران با «خطر دوگانه» روبهرو هستند: از یکسو پیامدهای جنگ و از سوی دیگر سرکوب سیستماتیک داخلی.
جمهوری اسلامی موجی تازه از اعدام و سرکوب را در داخل کشور به راه انداخته است؛ موجی که نشان میدهد حکومت از شرایط جنگی برای بستن بیشتر فضا و سرکوب جامعه استفاده میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💔2💯1
در جمهوری اسلامی، بیخبری و ابهام بخشی از سازوکار سرکوب است؛ خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان بیاطلاع نگه داشته میشوند و وکلا حتی از ابتداییترین حقوق حرفهای خود، از جمله دسترسی به پرونده و اطلاع از روند رسیدگی، محروماند. در چنین شرایطی، وقتی جان انسانها به این میزان بیارزش میشود، طبیعی است که اولین نگرانی هر روز نه پیشرفت پرونده، بلکه زندهماندن موکل باشد.
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در شبکه ایکس نوشت:
«دوستی به نقل از یک وکیل حقوقبشری و در توصیف وخامت و ابهامِ وضعیت پروندهها میگفت: صبح اول خبرها رو چک میکنیم اگه موکلمون اعدام نشده بود بعد دوباره پیگیر پروندهاش میشیم…»
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در شبکه ایکس نوشت:
«دوستی به نقل از یک وکیل حقوقبشری و در توصیف وخامت و ابهامِ وضعیت پروندهها میگفت: صبح اول خبرها رو چک میکنیم اگه موکلمون اعدام نشده بود بعد دوباره پیگیر پروندهاش میشیم…»
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔5❤1
جرمِ وکالت؛ پروندهسازی برای وکلایی که از متهمِ در خطر اعدام دفاع میکنند
در جمهوری اسلامی، حتی اطلاعرسانی درباره یک پرونده قضایی میتواند به «جرم» تبدیل شود؛ بهویژه اگر آن پرونده به یک متهمِ در معرض اعدام مربوط باشد. تازهترین نمونه، تشکیل پرونده قضایی علیه دو وکیل دادگستری است که تنها «جرمشان» تلاش برای دفاع از حق دادرسی عادلانه و جلوگیری از صدور حکم مرگ بوده است.
بر اساس گزارش «امتداد»، امیر رئیسیان و میلاد پناهیپور، دو وکیل دادگستری، در پی اطلاعرسانی درباره وضعیت احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با پروندهسازی قضایی مواجه شدهاند. این دو وکیل به شعبه سوم دادسرای امنیت تهران احضار شده و پس از بازجویی، با قرار کفالت بهطور موقت آزاد شدهاند.
اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «نشر اکاذیب» به دلیل اطلاعرسانی درباره این پرونده و «تبلیغ علیه نظام» به دلیل امضای بیانیه اعتراضی ۴۹ وکیل دادگستری در بهمنماه عنوان شده است؛ بیانیهای که در اعتراض به نقض حقوق متهمان و محرومیت آنان از دادرسی عادلانه منتشر شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
در جمهوری اسلامی، حتی اطلاعرسانی درباره یک پرونده قضایی میتواند به «جرم» تبدیل شود؛ بهویژه اگر آن پرونده به یک متهمِ در معرض اعدام مربوط باشد. تازهترین نمونه، تشکیل پرونده قضایی علیه دو وکیل دادگستری است که تنها «جرمشان» تلاش برای دفاع از حق دادرسی عادلانه و جلوگیری از صدور حکم مرگ بوده است.
بر اساس گزارش «امتداد»، امیر رئیسیان و میلاد پناهیپور، دو وکیل دادگستری، در پی اطلاعرسانی درباره وضعیت احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با پروندهسازی قضایی مواجه شدهاند. این دو وکیل به شعبه سوم دادسرای امنیت تهران احضار شده و پس از بازجویی، با قرار کفالت بهطور موقت آزاد شدهاند.
اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «نشر اکاذیب» به دلیل اطلاعرسانی درباره این پرونده و «تبلیغ علیه نظام» به دلیل امضای بیانیه اعتراضی ۴۹ وکیل دادگستری در بهمنماه عنوان شده است؛ بیانیهای که در اعتراض به نقض حقوق متهمان و محرومیت آنان از دادرسی عادلانه منتشر شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
در پی یک حمله با چاقو «به شهروندان یهودی» در شمال لندن، دو نفر زخمی شدند و پلیس یک مظنون را بازداشت کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این حادثه روز چهارشنبه در منطقه گولدرز گرین، که جمعیت قابل توجهی از یهودیان در آن زندگی میکنند، رخ داد. گروههای یهودی اعلام کردند مهاجم با در دست داشتن چاقو در تلاش برای حمله به شهروندان یهودی بوده است.
بر اساس این گزارش، مجروحان توسط یک سامانه امداد داوطلبانه یهودیان تحت درمان قرار گرفتهاند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، این حادثه را «بسیار نگرانکننده» توصیف کرد و گفت تحقیقات پلیس در این زمینه ادامه دارد.
این رویداد در حالی رخ میدهد که در هفتههای اخیر چندین حمله آتشسوزی به کنیسهها و مراکز یهودی در شمال لندن گزارش شده است.
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پلیس بریتانیا ۲۶ نفر را در ارتباط با حملات مختلفی از این دست، دستگیر کرده است.
#یهودی_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این حادثه روز چهارشنبه در منطقه گولدرز گرین، که جمعیت قابل توجهی از یهودیان در آن زندگی میکنند، رخ داد. گروههای یهودی اعلام کردند مهاجم با در دست داشتن چاقو در تلاش برای حمله به شهروندان یهودی بوده است.
بر اساس این گزارش، مجروحان توسط یک سامانه امداد داوطلبانه یهودیان تحت درمان قرار گرفتهاند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، این حادثه را «بسیار نگرانکننده» توصیف کرد و گفت تحقیقات پلیس در این زمینه ادامه دارد.
این رویداد در حالی رخ میدهد که در هفتههای اخیر چندین حمله آتشسوزی به کنیسهها و مراکز یهودی در شمال لندن گزارش شده است.
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پلیس بریتانیا ۲۶ نفر را در ارتباط با حملات مختلفی از این دست، دستگیر کرده است.
#یهودی_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊1
در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه گروههای اجتماعی، اینبار معلمان در استان کرمان هدف موج تازهای از فشارهای قضایی و امنیتی قرار گرفتهاند. روندی که نشان میدهد حکومت نهتنها از پاسخگویی به مطالبات صنفی ناتوان است، بلکه تلاش میکند با ابزار زندان و فشار اقتصادی، صدای معلمان را خاموش کند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، شعبه نخست اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب کرمان، احکام صادرشده علیه شماری از فعالان صنفی معلمان را به مرحله اجرا رسانده است.
در این میان، محمدرضا بهزادپور، حسین رشیدی و مجید نادری هر یک به شش ماه حبس محکوم شدهاند و قرار است از دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ دوران محکومیت خود را آغاز کنند.
همزمان، گروهی دیگر از معلمان از جمله شهناز رضایی شریفآبادی، زهرا عزیزی، لیلا افشار، میترا نیکپور و فاطمه یزدانی به پرداخت جریمههای سنگین نقدی محکوم شدهاند؛ مبالغی که برای هر نفر به ۷۰ میلیون تومان میرسد. این جریمهها در عمل به ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی بر کنشگران صنفی تبدیل شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای دریافتی، شعبه نخست اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب کرمان، احکام صادرشده علیه شماری از فعالان صنفی معلمان را به مرحله اجرا رسانده است.
در این میان، محمدرضا بهزادپور، حسین رشیدی و مجید نادری هر یک به شش ماه حبس محکوم شدهاند و قرار است از دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ دوران محکومیت خود را آغاز کنند.
همزمان، گروهی دیگر از معلمان از جمله شهناز رضایی شریفآبادی، زهرا عزیزی، لیلا افشار، میترا نیکپور و فاطمه یزدانی به پرداخت جریمههای سنگین نقدی محکوم شدهاند؛ مبالغی که برای هر نفر به ۷۰ میلیون تومان میرسد. این جریمهها در عمل به ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی بر کنشگران صنفی تبدیل شدهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جمهوری اسلامی همه ایرانیان محترم هستند، اما نه همیشه!
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزهای اخیر ویدئویی پربازدید شده که در آن یک حامی حکومت با لحنی صمیمانه مدعی میشود: «همه ایرانیان از هر اقلیتی، از بهایی تا زرتشتی، محترم هستند.» این جملات در ظاهر فریبنده، در ترازوی واقعیت، چیزی جز یک تناقض آشکار و پروپاگاندای لحظهای نیست.
🔷احترام ادعایی در برابر دههها سرکوب:
چگونه میتوان از احترام سخن گفت، در حالی که نظام طی دههها، شهروندان بهایی را از ابتداییترین حقوق انسانی مثل تحصیل و کار محروم کرده، اموالشان را مصادره نموده و بسیاری را تنها به جرم باورشان به بند کشیده یا اعدام کرده است؟
این «احترام» کجای پروندههای سنگین نوکیشان مسیحی و دیگر دگراندیشان قرار دارد؟
🔷ابزار بقا در روزهای سخت:
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر پشیمانی یا بازگشت به ارزشهای انسانی، بلکه یک تاکتیک برای بقا در سایه تهدیدهای خارجی و خطر فروپاشی است. وقتی حاکمیت خود را در تنگنا میبیند، ناگهان «دشمنان خانگی» دیروز را «برادران محترم» امروز میخواند تا از آنها به عنوان سپر بلا یا ابزار مشروعیتسازی استفاده کند.
🔷واقعیت تلخ اینجاست: احترامی که تنها در زمان بحران و برای اهداف تبلیغاتی فاکتور شود، توهین به شعور و رنج تاریخی اقلیتهاست. در منطق پروپاگاندا، شما محترم هستید، اما فقط تا زمانی که تاریخ انقضای نیازِ نظام سر نرسیده باشد.
#رواداری #تکثر #پروپاگاندا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت اعضای یک فرقه مذهبی به اتهام جرایم جنسی و بردهداری در بریتانیا
روزنامه «تلگراف» در گزارشی اختصاصی از عملیات گسترده پلیس بریتانیا علیه یک فرقه مذهبی که خود را شیعه میدانند در شهر «کرو» خبر داد.
بر اساس این گزارش، اعضای ارشد گروهی موسوم به «دین صلح و نور احمدی» به اتهامات سنگینی از جمله بردهداری مدرن، قاچاق انسان و سوءرفتارهای جنسی تحت بازجویی قرار گرفتهاند.
تحقیقات پلیس چشایر بر روی ملکی متمرکز شده است که به عنوان مرکز اصلی فعالیت این گروه شناخته میشود. مقامات امنیتی معتقدند رهبران این فرقه با استفاده از تکنیکهای پیچیده «کنترل اجباری» و شستشوی مغزی، پیروان خود را که عمدتا از اتباع کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هستند، تحت استثمار قرار دادهاند. در این گزارش آمده است که قربانیان وادار شدهاند داراییهای مالی و اموال خود را به طور کامل در اختیار رهبران گروه قرار دهند و در شرایطی زندگی کنند که پلیس آن را «بردهداری مدرن» توصیف کرده است.
این فرقه پیرامون شخصی به نام «عبدالله هاشم»(معروف به ابا الصادق) شکل گرفته است که مدعی است فرستاده الهی و «مهدی» است.
تلگراف تأکید کرده است که این گروه هیچ ارتباطی با «جماعت احمدیه» (یک جامعه اسلامی شناخته شده) ندارد و عقاید آنها از سوی مسلمانان سنتی و حتی احمدیهای متعارف، بدعتآمیز و انحرافی تلقی میشود.
سخنگوی پلیس اعلام کرد که این پرونده شامل اتهامات جدی در خصوص آزارهای جنسی و جسمی علیه اعضای آسیبپذیر است که بسیاری از آنها با وعده زندگی بهتر به بریتانیا کشانده شدهاند. در مقابل، نمایندگان این فرقه با رد تمامی اتهامات، مدعی شدهاند که یک اقلیت مذهبی تحت آزار و اذیت هستند. با این حال، حجم شواهد و گستردگی بازجوییها نشاندهنده یکی از جدیترین پروندههای مربوط به فرقههای مذهبی در سالهای اخیر در بریتانیا است.
مقامات پلیس تاکید کردهاند که این تحقیقات متوجه مذهب نیست، بلکه بر بررسی اتهامات کیفری علیه برخی اعضای این گروه تمرکز دارد. همزمان با ادامه تحقیقات و بازرسی از محل، پلیس اعلام کرده اقدامات حمایتی و حفاظتی برای سایر اعضای گروه نیز در حال انجام است.
تحقیقات برای شناسایی تمامی قربانیان احتمالی و ابعاد پنهان فعالیتهای مالی و ارتباطی این گروه همچنان ادامه دارد.
#فرقه #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روزنامه «تلگراف» در گزارشی اختصاصی از عملیات گسترده پلیس بریتانیا علیه یک فرقه مذهبی که خود را شیعه میدانند در شهر «کرو» خبر داد.
بر اساس این گزارش، اعضای ارشد گروهی موسوم به «دین صلح و نور احمدی» به اتهامات سنگینی از جمله بردهداری مدرن، قاچاق انسان و سوءرفتارهای جنسی تحت بازجویی قرار گرفتهاند.
تحقیقات پلیس چشایر بر روی ملکی متمرکز شده است که به عنوان مرکز اصلی فعالیت این گروه شناخته میشود. مقامات امنیتی معتقدند رهبران این فرقه با استفاده از تکنیکهای پیچیده «کنترل اجباری» و شستشوی مغزی، پیروان خود را که عمدتا از اتباع کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هستند، تحت استثمار قرار دادهاند. در این گزارش آمده است که قربانیان وادار شدهاند داراییهای مالی و اموال خود را به طور کامل در اختیار رهبران گروه قرار دهند و در شرایطی زندگی کنند که پلیس آن را «بردهداری مدرن» توصیف کرده است.
این فرقه پیرامون شخصی به نام «عبدالله هاشم»(معروف به ابا الصادق) شکل گرفته است که مدعی است فرستاده الهی و «مهدی» است.
تلگراف تأکید کرده است که این گروه هیچ ارتباطی با «جماعت احمدیه» (یک جامعه اسلامی شناخته شده) ندارد و عقاید آنها از سوی مسلمانان سنتی و حتی احمدیهای متعارف، بدعتآمیز و انحرافی تلقی میشود.
سخنگوی پلیس اعلام کرد که این پرونده شامل اتهامات جدی در خصوص آزارهای جنسی و جسمی علیه اعضای آسیبپذیر است که بسیاری از آنها با وعده زندگی بهتر به بریتانیا کشانده شدهاند. در مقابل، نمایندگان این فرقه با رد تمامی اتهامات، مدعی شدهاند که یک اقلیت مذهبی تحت آزار و اذیت هستند. با این حال، حجم شواهد و گستردگی بازجوییها نشاندهنده یکی از جدیترین پروندههای مربوط به فرقههای مذهبی در سالهای اخیر در بریتانیا است.
مقامات پلیس تاکید کردهاند که این تحقیقات متوجه مذهب نیست، بلکه بر بررسی اتهامات کیفری علیه برخی اعضای این گروه تمرکز دارد. همزمان با ادامه تحقیقات و بازرسی از محل، پلیس اعلام کرده اقدامات حمایتی و حفاظتی برای سایر اعضای گروه نیز در حال انجام است.
تحقیقات برای شناسایی تمامی قربانیان احتمالی و ابعاد پنهان فعالیتهای مالی و ارتباطی این گروه همچنان ادامه دارد.
#فرقه #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگرانی از وضعیت جسمی و روحی عنقا سیاوشی، جوان ۱۹ سالۀ بهائی
پونه روحیزادگان، خالۀ عنقا سیاوشی، با انتشار یک ویدیو از نگرانی خود و خانوادهاش نسبت به وضعیت عنقا سیاوشی میگوید. عنقا، جوان ۱۹ سالۀ بهائی، در تاریخ ۱۸ فروردین بدون ارائۀ حکم قضائی در منزل خانوادگیاش در شیراز بازداشت شد. پونه به تازگی مطلع شده است که عنقا را به زندان عادلآباد منتقل کردهاند و حال جسمیاش اصلا خوب نیست. عنقا از پیش داروهایی را مصرف میکرده که قطع ناگهانی آن عوارض بسیار جدی و خطرناکی برای او ایجاد میکند. این موضوع بر نگرانی خانواده بیش از پیش افزوده است.
ماموران پیشتر خود به خانوادۀ عنقا خبر داده بودند که حال روحی و جسمی پسرشان «وخیم» است و حتی آنها را تهدید کرده بودند که «دیگر پسرشان را نخواهند دید».
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پونه روحیزادگان، خالۀ عنقا سیاوشی، با انتشار یک ویدیو از نگرانی خود و خانوادهاش نسبت به وضعیت عنقا سیاوشی میگوید. عنقا، جوان ۱۹ سالۀ بهائی، در تاریخ ۱۸ فروردین بدون ارائۀ حکم قضائی در منزل خانوادگیاش در شیراز بازداشت شد. پونه به تازگی مطلع شده است که عنقا را به زندان عادلآباد منتقل کردهاند و حال جسمیاش اصلا خوب نیست. عنقا از پیش داروهایی را مصرف میکرده که قطع ناگهانی آن عوارض بسیار جدی و خطرناکی برای او ایجاد میکند. این موضوع بر نگرانی خانواده بیش از پیش افزوده است.
ماموران پیشتر خود به خانوادۀ عنقا خبر داده بودند که حال روحی و جسمی پسرشان «وخیم» است و حتی آنها را تهدید کرده بودند که «دیگر پسرشان را نخواهند دید».
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7💔5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام مهدی کبوک در تماس با شبکه منوتو : «اسم پسر من را هیچ جا نگفتن. من همه وجودم غمه. نمیدونم با این غم چه کار کنم!»
جاویدنام مهدی کبوک، ۳۱ ساله، برنامهنویس و آهنگساز، روز ۱۹ دیماه در محدوده چهارراه رشید تهران هدف شلیک قرار گرفت و کشته شد.
مادر جاویدنام مهدی کبوک گفت:
پسرم ۳۱ ساله بود؛ با رنج یتیمی بزرگش کردم، مهندسش کردم، دامادش کردم… اما سه روز از عروسیاش گذشته بود که رفت تهرانپارس و دیگه بازنگشت.»
سخنان پر از درد و رنج مادر دادخواه مهدی کبوک، واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی برانگیخت، یکی از کاربران نوشته:
«چه زخمی عمیقتر از این که مادری، تمام جوانیاش را پای بزرگ کردن فرزندش بگذارد، امید ببافد، آینده بسازد، و در نهایت، قلبش زیر آوار داغ فرزند دفن شود.
خامنهای، برای چند صباح بیشتر بر مسند قدرت ماندن، چقدر آتش بر جانِ مادران ایران انداختی؟ چقدر خانه را سیاهپوش کردی؟ چقدر قلب را به خاکستر نشاندی؟ چقدر مادر را، با چشمهای مانده به در، در حسرت یک «برگشتن» جا گذاشتی؟
نام مهدی کبوک فقط یک نام نیست؛ روایتِ نسلیست که با خونِ خود، بهای آزادی را نوشت. روایتِ مادریست که قامتش شکست، اما صدایش در تاریخ خواهد ماند. و روایتِ داغیست که نه فراموش میشود، نه بخشیده.»
یکی دیگر از کاربران نوشت:
«بنویسید که نام مهدی کبوک را نه بر حاشیه کتابها، که باید بر تارک بلند استقامت این خاک حک کرد. او که طعم تلخ یتیمی را با مهندسیِ رنج به شیرینیِ غیرت بدل کرده بود، تنها سه روز پس از آغاز فصل مشترک زندگیاش، میان آغوش گرم زندگی و فریاد سرد خیابان، دومی را برگزید تا نشان دهد برای یک «مرد»، عشق به وطن والاترین پیوند است.
مادر جان! غمت نباشد که نام او را در هر جایی نمیبینی، چرا که فرزند تو با خونِ سرخ خویش، شناسنامهی افتخار این سرزمین را امضا کرد.
مهدی نه در تهرانپارس، که در قلب تاریخ ما مأوا گرفته است.
او همان شاهدی است که از بزم جوانی به میدانِ حماسه شتافت تا ثابت کند که مهندسیِ آزادی، خون میطلبد و قلبی به وسعت دریا.
نام مهدی کبوک، تا همیشه در رگهای این مرز و بوم جاری است و هرگز فراموش نخواهد شد.»
🕊⚘️
#مهدی_کبوک #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام مهدی کبوک، ۳۱ ساله، برنامهنویس و آهنگساز، روز ۱۹ دیماه در محدوده چهارراه رشید تهران هدف شلیک قرار گرفت و کشته شد.
مادر جاویدنام مهدی کبوک گفت:
پسرم ۳۱ ساله بود؛ با رنج یتیمی بزرگش کردم، مهندسش کردم، دامادش کردم… اما سه روز از عروسیاش گذشته بود که رفت تهرانپارس و دیگه بازنگشت.»
سخنان پر از درد و رنج مادر دادخواه مهدی کبوک، واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی برانگیخت، یکی از کاربران نوشته:
«چه زخمی عمیقتر از این که مادری، تمام جوانیاش را پای بزرگ کردن فرزندش بگذارد، امید ببافد، آینده بسازد، و در نهایت، قلبش زیر آوار داغ فرزند دفن شود.
خامنهای، برای چند صباح بیشتر بر مسند قدرت ماندن، چقدر آتش بر جانِ مادران ایران انداختی؟ چقدر خانه را سیاهپوش کردی؟ چقدر قلب را به خاکستر نشاندی؟ چقدر مادر را، با چشمهای مانده به در، در حسرت یک «برگشتن» جا گذاشتی؟
نام مهدی کبوک فقط یک نام نیست؛ روایتِ نسلیست که با خونِ خود، بهای آزادی را نوشت. روایتِ مادریست که قامتش شکست، اما صدایش در تاریخ خواهد ماند. و روایتِ داغیست که نه فراموش میشود، نه بخشیده.»
یکی دیگر از کاربران نوشت:
«بنویسید که نام مهدی کبوک را نه بر حاشیه کتابها، که باید بر تارک بلند استقامت این خاک حک کرد. او که طعم تلخ یتیمی را با مهندسیِ رنج به شیرینیِ غیرت بدل کرده بود، تنها سه روز پس از آغاز فصل مشترک زندگیاش، میان آغوش گرم زندگی و فریاد سرد خیابان، دومی را برگزید تا نشان دهد برای یک «مرد»، عشق به وطن والاترین پیوند است.
مادر جان! غمت نباشد که نام او را در هر جایی نمیبینی، چرا که فرزند تو با خونِ سرخ خویش، شناسنامهی افتخار این سرزمین را امضا کرد.
مهدی نه در تهرانپارس، که در قلب تاریخ ما مأوا گرفته است.
او همان شاهدی است که از بزم جوانی به میدانِ حماسه شتافت تا ثابت کند که مهندسیِ آزادی، خون میطلبد و قلبی به وسعت دریا.
نام مهدی کبوک، تا همیشه در رگهای این مرز و بوم جاری است و هرگز فراموش نخواهد شد.»
🕊⚘️
#مهدی_کبوک #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤10💔7
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت مجدد وفا کاشفی، جوان بهائی در مشهد؛ تداوم بلاتکلیفی در زندان وکیلآباد
وفا کاشفی، جوان بهایی ساکن مشهد، که در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شده بود، پس از یک هفته با قرار وثیقه آزاد شد. با این حال، او اواخر فروردینماه سال جاری مجددا به دادسرا احضار شد و در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۵، پس از مراجعه به دادسرا بار دیگر بازداشت و به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد.
بر اساس گزارش یک منبع نزدیک به خانواده، وی هماکنون در وضعیت بازداشت موقت و بلاتکلیف به سر میبرد.
این بازداشت در شرایطی صورت گرفته که در ماههای اخیر روند بازداشت شهروندان بهایی در ایران شدت گرفته و نگرانیهای جدی را برای خانوادهها و ناظران حقوق بشر ایجاد کرده است.
افزایش فشارها، احضارها و بازداشتهای مکرر، بهویژه با اتهامات مبهم و امنیتی، نشاندهنده تشدید سیاستهای سرکوبگرانه علیه جامعه بهایی در جمهوری اسلامی است؛ روندی که با محدودسازی حقوق اساسی و هدف قرار دادن باورهای دینی، این اقلیت را بیش از پیش در معرض تبعیض و بیعدالتی قرار داده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وفا کاشفی، جوان بهایی ساکن مشهد، که در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شده بود، پس از یک هفته با قرار وثیقه آزاد شد. با این حال، او اواخر فروردینماه سال جاری مجددا به دادسرا احضار شد و در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۵، پس از مراجعه به دادسرا بار دیگر بازداشت و به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد.
بر اساس گزارش یک منبع نزدیک به خانواده، وی هماکنون در وضعیت بازداشت موقت و بلاتکلیف به سر میبرد.
این بازداشت در شرایطی صورت گرفته که در ماههای اخیر روند بازداشت شهروندان بهایی در ایران شدت گرفته و نگرانیهای جدی را برای خانوادهها و ناظران حقوق بشر ایجاد کرده است.
افزایش فشارها، احضارها و بازداشتهای مکرر، بهویژه با اتهامات مبهم و امنیتی، نشاندهنده تشدید سیاستهای سرکوبگرانه علیه جامعه بهایی در جمهوری اسلامی است؛ روندی که با محدودسازی حقوق اساسی و هدف قرار دادن باورهای دینی، این اقلیت را بیش از پیش در معرض تبعیض و بیعدالتی قرار داده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5❤2💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا طالقانی:
آمدهام اینجا خودم را به شما بمالم و بروم!
محمدرضا طالقانی، رییس اسبق فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی، در یک تجمع حکومتی و در جمع هواداران حکومت روی سکو میگوید که
این ویدئو و بهکارگیری واژههایی سرشار از تملق و چاپلوسی، به سوژه طنز کاربران در رسانههای اجتماعی تبدیل شده است.
لازم به یادآوری است که محمدرضا طالقانی (کشتیگیر سابق) راننده خودرویی بود که در تاریخ ۱۲ بهمن سال۱۳۵۷؛ «روحالله خمینی» را از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رساند!
💸 tavaanatech
آمدهام اینجا خودم را به شما بمالم و بروم!
محمدرضا طالقانی، رییس اسبق فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی، در یک تجمع حکومتی و در جمع هواداران حکومت روی سکو میگوید که
«آمدهام اینجا خودم را به شما بمالم و بروم.»
این ویدئو و بهکارگیری واژههایی سرشار از تملق و چاپلوسی، به سوژه طنز کاربران در رسانههای اجتماعی تبدیل شده است.
لازم به یادآوری است که محمدرضا طالقانی (کشتیگیر سابق) راننده خودرویی بود که در تاریخ ۱۲ بهمن سال۱۳۵۷؛ «روحالله خمینی» را از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رساند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
روایت تلخ یک جوان ایرانی:
هرآنچه مسئولان این کشور به من نمیدادند، اینترنت به من داد
این متن، روایت تلخ و صریح یک جوان ایرانی است که در میان نارضایتی و خشم از قطع اینترنت، از تجربه شخصیاش مینویسد؛ روایتی از فرصتهایی که با اینترنت ساخته و اکنون در حال از دست دادن آنهاست:
«من نه عنصر نامطلوبم
نه خطری برای امنیت ملی
نه هر آنچه که اسمشو میزارید
من یک جوان ایرانی هستم که ده سال از بهترین دوران جوانی خودم رو صرف مطالعه و تحقیق و یادگیری کارهایی کردم که همگی آمیخته با تکنولوژی و اینترنت بودند
ارزش افزوده برای این کشور خلق کردم، ارز وارد این کشور کردم، محتوای مفید به مردم ارائه دادم، دانش و علم و تکنولوژی رو در توان خودم گسترش دادم و همه ی این ها رو از صفر و از یک اتاق کوچک و با کمک اینترنت انجام دادم
درست همان چیزی که مسئولین این کشور به من نمیدادند رو اینترنت به من داد
کار میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
پول میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
جایگاه و اعتبار و محبوبیت میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
و حالا همین مسئولینی که هیچ چیز رو به من ندادند تصمیم گرفتند که هر آنچیزی هم که دارم از من بگیرند
اینترنت رو قطع کردند و به هیچکس هم پاسخگو نیستند
به چه زبانی باید اعتراض کنیم که به ما نگویید وطن فروش و تشویش کننده اذهان عمومی؟
به چه زبانی باید بگوییم اینترنت نه تنها حق من بلکه حق تک تک مردم ایرانه، از آن کودک که برای تحصیل از آن استفاده میکند تا پیرزن و پیرمردی که برای سرگرمی از آن استفاده میکنند تا آن معلولی که برای کسب درآمد از آن استفاده میکند
شماها در کاخ خود نشسته اید و حقوق های سه رقمی دریافت میکنید در حالی که جوان ایرانی از آخرین پس انداز هایی که حاصل سالیان سال تلاشش بوده باید مصرف کند و هر لحظه نگران گرسنه ماندنش باشد
ننگ به شما که هرگز کاری برای ما نکردید و هر آنچه که داشتیم هم از ما گرفتید
من و امثال من و تمام جوانان و مردمان این سرزمین سرمایه های اجتماعی این کشور بودیم، آینده بودیم
همه چیز را با هم از دست دادید
هرگز شما رو نخواهم بخشید»
💸 tavaanatech
هرآنچه مسئولان این کشور به من نمیدادند، اینترنت به من داد
این متن، روایت تلخ و صریح یک جوان ایرانی است که در میان نارضایتی و خشم از قطع اینترنت، از تجربه شخصیاش مینویسد؛ روایتی از فرصتهایی که با اینترنت ساخته و اکنون در حال از دست دادن آنهاست:
«من نه عنصر نامطلوبم
نه خطری برای امنیت ملی
نه هر آنچه که اسمشو میزارید
من یک جوان ایرانی هستم که ده سال از بهترین دوران جوانی خودم رو صرف مطالعه و تحقیق و یادگیری کارهایی کردم که همگی آمیخته با تکنولوژی و اینترنت بودند
ارزش افزوده برای این کشور خلق کردم، ارز وارد این کشور کردم، محتوای مفید به مردم ارائه دادم، دانش و علم و تکنولوژی رو در توان خودم گسترش دادم و همه ی این ها رو از صفر و از یک اتاق کوچک و با کمک اینترنت انجام دادم
درست همان چیزی که مسئولین این کشور به من نمیدادند رو اینترنت به من داد
کار میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
پول میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
جایگاه و اعتبار و محبوبیت میخواستم که مسئولین به من ندادند و اینترنت به من داد
و حالا همین مسئولینی که هیچ چیز رو به من ندادند تصمیم گرفتند که هر آنچیزی هم که دارم از من بگیرند
اینترنت رو قطع کردند و به هیچکس هم پاسخگو نیستند
به چه زبانی باید اعتراض کنیم که به ما نگویید وطن فروش و تشویش کننده اذهان عمومی؟
به چه زبانی باید بگوییم اینترنت نه تنها حق من بلکه حق تک تک مردم ایرانه، از آن کودک که برای تحصیل از آن استفاده میکند تا پیرزن و پیرمردی که برای سرگرمی از آن استفاده میکنند تا آن معلولی که برای کسب درآمد از آن استفاده میکند
شماها در کاخ خود نشسته اید و حقوق های سه رقمی دریافت میکنید در حالی که جوان ایرانی از آخرین پس انداز هایی که حاصل سالیان سال تلاشش بوده باید مصرف کند و هر لحظه نگران گرسنه ماندنش باشد
ننگ به شما که هرگز کاری برای ما نکردید و هر آنچه که داشتیم هم از ما گرفتید
من و امثال من و تمام جوانان و مردمان این سرزمین سرمایه های اجتماعی این کشور بودیم، آینده بودیم
همه چیز را با هم از دست دادید
هرگز شما رو نخواهم بخشید»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3💔3
دادگاه انقلاب شیراز چهار تن از بازداشتشدگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴ را به اعدام محکوم کرد
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، دادگاه انقلاب شیراز، چهار تن از بازداشتشدگان مرودشت در خیزش دی ماه ۱۴۰۴ را به اعدام محکوم کرده است.
هویت این افراد حمیدرضا فتحی. عبدالرضا فتحی، سعید زارعی کردشولی و حمیدرضا ثابترای اعلام شده است. اتهام انتسابی به این چهار نفر «افساد فیالارض» اعلام شده است. طبق گزارش دریافتی، در این پرونده تعداد زیادی از بازداشتشدگان مرودشت هستند که هنوز برای آنها رای صادر نشده است.
این حکم در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز با ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی صادر شده است.
قاضی ساداتی همان کسی است که حکم ناعادلانه برادران افکاری را صادر کرده بود. او از سال ۲۰۲۰ تحت تحریمهای ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است.
یک منبع مطلع، به آموزشکده توانا گفته است که این افراد به شدت شکنجه شدهاند.
پیشتر در یکی از کانالهای تلگرامی که اخبار بازداشتشدگان را منتشر میکرد، از شکنجه شدید حمیدرضا فتحی و شکسته شدن دست او در اثر شکنجه و شکنجه شدید حمیدرضا زارعی کردشولی و آسیب شدید به چشم او اطلاع داده شده بود.
این افراد تحت شکنجه بودند تا به قتل یک بسیجی در جریان اعتراضات دی ماه، اعتراف کنند.
بازداشتشدگان این پرونده در طی روزهای اعتراضات در دی ماه ۱۴۰۴ تا پیش از شروع جنگ بازداشت شدهاند.
یک منبع آگاه گفته است آنچه که قبلا ابوذر بارگاهی، زندانی سیاسی، در یک فایل صوتی منتشر شده توسط بیبیسی گفته، درباره شکنجه متهمان همین پرونده است.
آقای بارگاهی گفته بود که افراد در سلول انفرادی نگهداری شده و با شوکر برقی (به سر) مورد شکنجه قرار گرفتند و آنها زیر شکنجه گفتند که «همه بانکهای کشور را ما آتش زدیم.» او همچنین نام سعید را برده بود با شکنجه و اجباری از او اعتراف قتل گرفته بودند. او میگوید که شوکر برقی را مستقیم به سر میزدند. یکی از متهمان گفت «همه بانکهای ایران را من آتش زدم» در حالی که هیچیک از این اعترافات واقعیت نداشت.
پرونده این افراد هنوز به دیوان عالی کشور برای فرجام خواهی ارسال نشده است.
نامشان را فریاد بزنید، اگر اطلاعات بیشتری در مورد هر یک از این افراد دارید برای ما ارسال کنید.
#حمیدرضا_فتحی #عبدالرضا_فتحی #سعید_زارعی_کردشولی #حمیدرضا_ثابت_رای #نه_به_اعدام
#مرودشت
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، دادگاه انقلاب شیراز، چهار تن از بازداشتشدگان مرودشت در خیزش دی ماه ۱۴۰۴ را به اعدام محکوم کرده است.
هویت این افراد حمیدرضا فتحی. عبدالرضا فتحی، سعید زارعی کردشولی و حمیدرضا ثابترای اعلام شده است. اتهام انتسابی به این چهار نفر «افساد فیالارض» اعلام شده است. طبق گزارش دریافتی، در این پرونده تعداد زیادی از بازداشتشدگان مرودشت هستند که هنوز برای آنها رای صادر نشده است.
این حکم در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز با ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی صادر شده است.
قاضی ساداتی همان کسی است که حکم ناعادلانه برادران افکاری را صادر کرده بود. او از سال ۲۰۲۰ تحت تحریمهای ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است.
یک منبع مطلع، به آموزشکده توانا گفته است که این افراد به شدت شکنجه شدهاند.
پیشتر در یکی از کانالهای تلگرامی که اخبار بازداشتشدگان را منتشر میکرد، از شکنجه شدید حمیدرضا فتحی و شکسته شدن دست او در اثر شکنجه و شکنجه شدید حمیدرضا زارعی کردشولی و آسیب شدید به چشم او اطلاع داده شده بود.
این افراد تحت شکنجه بودند تا به قتل یک بسیجی در جریان اعتراضات دی ماه، اعتراف کنند.
بازداشتشدگان این پرونده در طی روزهای اعتراضات در دی ماه ۱۴۰۴ تا پیش از شروع جنگ بازداشت شدهاند.
یک منبع آگاه گفته است آنچه که قبلا ابوذر بارگاهی، زندانی سیاسی، در یک فایل صوتی منتشر شده توسط بیبیسی گفته، درباره شکنجه متهمان همین پرونده است.
آقای بارگاهی گفته بود که افراد در سلول انفرادی نگهداری شده و با شوکر برقی (به سر) مورد شکنجه قرار گرفتند و آنها زیر شکنجه گفتند که «همه بانکهای کشور را ما آتش زدیم.» او همچنین نام سعید را برده بود با شکنجه و اجباری از او اعتراف قتل گرفته بودند. او میگوید که شوکر برقی را مستقیم به سر میزدند. یکی از متهمان گفت «همه بانکهای ایران را من آتش زدم» در حالی که هیچیک از این اعترافات واقعیت نداشت.
پرونده این افراد هنوز به دیوان عالی کشور برای فرجام خواهی ارسال نشده است.
نامشان را فریاد بزنید، اگر اطلاعات بیشتری در مورد هر یک از این افراد دارید برای ما ارسال کنید.
#حمیدرضا_فتحی #عبدالرضا_فتحی #سعید_زارعی_کردشولی #حمیدرضا_ثابت_رای #نه_به_اعدام
#مرودشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔7❤1
احضار فرد دارای معلولیت ذهنی با وجود حکم محجوریت، به اتهام «تبلیغ علیه نظام»
مهدی قاسمزاده آسیابسری، شهروند ساکن استان گیلان، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به شعبه سوم دادیاری دادگاه انقلاب شهرستان صومعهسرا احضار شده است.
بر اساس احضاریهای که در تاریخ نهم اردیبهشتماه ۱۴۰۴ صادر شده، از این شهروند خواسته شده است ظرف مدت پنج روز پس از ابلاغ، جهت ارائه دفاعیات خود در دادسرا حاضر شود.
این در حالی است که مهدی قاسمزاده آسیابسری از بدو تولد دارای معلولیت ذهنی (سندروم داون) بوده و پیشتر نیز با استناد به نظر پزشکی قانونی و رأی دادگاه، حکم محجوریت او صادر شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره مصادیق اتهام مطرحشده علیه این شهروند منتشر نشده است.
لازم به ذکر است، پیشتر خبر داده بودیم که آمنه قاسمزاده (خواهر مهدی قاسمزاده) و فرزندش آریو مشرفی، پیشتر به دلیل خوشحالی پس از کشته شدن علی خامنهای، بازداشت شدهاند و به آنها اتهامات «تبلیغ علیه نظام»، «تبانی و ارتباط با شبکههای معاند» نسبت داده شده و هر دو در زندان کچویی کرج و منتظر برگزاری دادگاه هست.
خانواده خانم قاسمزاده میگویند که به گفته همکارانش، او برای خیرات حلوا درست کرده و به کارخانه محل اشتغالش برده بود، اما یکی از همکارانش برداشت کرد که او دارد بابت خوشحالی از مرگ خامنهای شیرینی پخش میکند و گزارش داده است. در پی این گزارش و تفتیش منزل و گوشی موبایل، اتهاماتی به این مادر و پسر نسبت داده شده است.
#مهدی_قاسم_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی قاسمزاده آسیابسری، شهروند ساکن استان گیلان، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به شعبه سوم دادیاری دادگاه انقلاب شهرستان صومعهسرا احضار شده است.
بر اساس احضاریهای که در تاریخ نهم اردیبهشتماه ۱۴۰۴ صادر شده، از این شهروند خواسته شده است ظرف مدت پنج روز پس از ابلاغ، جهت ارائه دفاعیات خود در دادسرا حاضر شود.
این در حالی است که مهدی قاسمزاده آسیابسری از بدو تولد دارای معلولیت ذهنی (سندروم داون) بوده و پیشتر نیز با استناد به نظر پزشکی قانونی و رأی دادگاه، حکم محجوریت او صادر شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره مصادیق اتهام مطرحشده علیه این شهروند منتشر نشده است.
لازم به ذکر است، پیشتر خبر داده بودیم که آمنه قاسمزاده (خواهر مهدی قاسمزاده) و فرزندش آریو مشرفی، پیشتر به دلیل خوشحالی پس از کشته شدن علی خامنهای، بازداشت شدهاند و به آنها اتهامات «تبلیغ علیه نظام»، «تبانی و ارتباط با شبکههای معاند» نسبت داده شده و هر دو در زندان کچویی کرج و منتظر برگزاری دادگاه هست.
خانواده خانم قاسمزاده میگویند که به گفته همکارانش، او برای خیرات حلوا درست کرده و به کارخانه محل اشتغالش برده بود، اما یکی از همکارانش برداشت کرد که او دارد بابت خوشحالی از مرگ خامنهای شیرینی پخش میکند و گزارش داده است. در پی این گزارش و تفتیش منزل و گوشی موبایل، اتهاماتی به این مادر و پسر نسبت داده شده است.
#مهدی_قاسم_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
💔5❤1
حکم اعدام ساسان آزادوار جونقانی، از معترضان دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید شده و خطر اجرای آن بهطور جدی افزایش یافته است.
به گزارش منابع حقوق بشری، ساسان آزادوار، کاراتهکار ۲۱ ساله اهل اصفهان، در جریان اعتراضات ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و پس از طی روندی امنیتی، در اسفندماه همان سال توسط شعبه یک دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی براتی به اعدام محکوم شد. این حکم پس از اعتراض، در دیوان عالی کشور تأیید و در تاریخ ۳۱ فروردین به وکیل او ابلاغ شده است.
این جوان در حال حاضر در سلول انفرادی زندان دستگرد اصفهان محبوس است. به گفته منابع مطلع، فراخواندهشدن خانواده او برای ملاقات حضوری، نشانهای نگرانکننده از نزدیکبودن اجرای حکم اعدام است.
یکی از اتهامات مطرحشده علیه او «محاربه» عنوان شده؛ اتهامی کلی و مبهم که در سالهای اخیر بارها برای سرکوب معترضان و صدور احکام سنگین، بهویژه اعدام، مورد استفاده قرار گرفته است.
ساسان آزادوار پیش از بازداشت، ورزشکار و دارای سابقه قهرمانی در مسابقات استانی کاراته در اصفهان بوده است. اکنون، جان این جوان ۲۱ ساله در معرض تهدیدی جدی قرار دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش منابع حقوق بشری، ساسان آزادوار، کاراتهکار ۲۱ ساله اهل اصفهان، در جریان اعتراضات ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و پس از طی روندی امنیتی، در اسفندماه همان سال توسط شعبه یک دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی براتی به اعدام محکوم شد. این حکم پس از اعتراض، در دیوان عالی کشور تأیید و در تاریخ ۳۱ فروردین به وکیل او ابلاغ شده است.
این جوان در حال حاضر در سلول انفرادی زندان دستگرد اصفهان محبوس است. به گفته منابع مطلع، فراخواندهشدن خانواده او برای ملاقات حضوری، نشانهای نگرانکننده از نزدیکبودن اجرای حکم اعدام است.
یکی از اتهامات مطرحشده علیه او «محاربه» عنوان شده؛ اتهامی کلی و مبهم که در سالهای اخیر بارها برای سرکوب معترضان و صدور احکام سنگین، بهویژه اعدام، مورد استفاده قرار گرفته است.
ساسان آزادوار پیش از بازداشت، ورزشکار و دارای سابقه قهرمانی در مسابقات استانی کاراته در اصفهان بوده است. اکنون، جان این جوان ۲۱ ساله در معرض تهدیدی جدی قرار دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔5