خشایار سفیدی، زندانی سیاسی سابق و از دوستان حسین شنبهزاده، ویراستار زندانی، در حساب کاربری خود از تماس تلفنی با او خبر داده و نوشته است:
«تلفنی با #حسین_شنبه_زاده صحبت کردم. به همه سلام رسوند. گفت دستم کوتاهه ولی خیلی به یادتونم و این بیت فروغی بسطامی رو تقدیم کرد:
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی»
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی، در مجموع به ۱۲ سال حبس محکوم شده که ۵ سال آن بهعنوان مجازات اشد قابل اجراست.
اتهاماتی که به او نسبت داده شده، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده؛ اتهاماتی که خود او با طنزی تلخ به آن پاسخ داده و میگوید «زندانیِ نقطه» است، نقطهای که زیر یکی از پستهای حساب کاربری علی خامنهای گذاشت و واکنش کاربران به آن، حتی از خود پست هم بیشتر شد.
شنبهزاده پیشتر در نامهای مفصل از درون زندان، از شکنجهها، فشارها و تهدیدهایی که در بازداشت متحمل شده، پرده برداشته بود؛ روایتی که بار دیگر نشان میدهد چگونه حتی سادهترین کنشهای مجازی در جمهوری اسلامی میتواند به پروندهسازی، زندان و سرکوب ختم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
«تلفنی با #حسین_شنبه_زاده صحبت کردم. به همه سلام رسوند. گفت دستم کوتاهه ولی خیلی به یادتونم و این بیت فروغی بسطامی رو تقدیم کرد:
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی»
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی، در مجموع به ۱۲ سال حبس محکوم شده که ۵ سال آن بهعنوان مجازات اشد قابل اجراست.
اتهاماتی که به او نسبت داده شده، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده؛ اتهاماتی که خود او با طنزی تلخ به آن پاسخ داده و میگوید «زندانیِ نقطه» است، نقطهای که زیر یکی از پستهای حساب کاربری علی خامنهای گذاشت و واکنش کاربران به آن، حتی از خود پست هم بیشتر شد.
شنبهزاده پیشتر در نامهای مفصل از درون زندان، از شکنجهها، فشارها و تهدیدهایی که در بازداشت متحمل شده، پرده برداشته بود؛ روایتی که بار دیگر نشان میدهد چگونه حتی سادهترین کنشهای مجازی در جمهوری اسلامی میتواند به پروندهسازی، زندان و سرکوب ختم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7❤2💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پشت پرده صرافی نوبیتکس به گزارش رویترز؛ از ارتباط با خاندان خرازی تا نقش در دور زدن تحریمها
هک صرافی رمزارزی نوبیتکس، فقط یک حمله سایبری ساده نبود. این رخداد بار دیگر نام بزرگترین پلتفرم رمزارز ایران را به یکی از پروندههای حساس مالی و امنیتی جمهوری اسلامی گره زد.
🔸در ۲۸ خرداد، همزمان با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی، گروه هکری «گنجشک درنده» که به اسرائیل منسوب است، اعلام کرد صرافی نوبیتکس را هک کرده است. پیش از آن نیز برخی کاربران گزارش داده بودند پیامهایی هشدارآمیز دریافت کردهاند که از آنها میخواست دارایی خود را از نوبیتکس خارج کنند.
این حمله یک روز پس از هک بانک سپه رخ داد؛ بانکی که از آن بهعنوان یکی از نهادهای مالی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی یاد میشود. گروه هکری گنجشک درنده در بیانیه خود مدعی شد نوبیتکس در دور زدن تحریمها و تامین مالی فعالیتهای جمهوری اسلامی از طریق رمزارز نقش داشته است.
اکنون گزارش تحقیقی رویترز ابعاد تازهای از این پرونده را روشن کرده است. رویترز نوشته صرافی نوبیتکس، بزرگترین صرافی رمزارز ایران، در سال ۲۰۱۸ از سوی دو برادر به نامهای علی و محمد خرازی راهاندازی شد؛ افرادی که به گفته این خبرگزاری، به یکی از خانوادههای بانفوذ جمهوری اسلامی تعلق دارند اما در فعالیتهای تجاری خود از نام خانوادگی «آقامیر» استفاده کردهاند.
🔸بهنوشته رویترز، نوبیتکس طی سالهای گذشته به یکی از گرههای مهم در شبکه مالی موازی جمهوری اسلامی تبدیل شده؛ شبکهای که از رمزارز برای جابهجایی پول در بیرون از دسترس تحریمهای آمریکا استفاده میکند. این گزارش میگوید نوبیتکس تراکنشهایی در سطح دهها تا صدها میلیون دلار را پردازش کرده که با نهادهای تحت تحریم، از جمله بانک مرکزی ایران و سپاه پاسداران، مرتبط بودهاند.
نوبیتکس میگوید بیش از ۱۱ میلیون کاربر دارد و حدود ۷۰ درصد بازار رمزارز ایران را در اختیار گرفته است. در کشوری که تحریمها، تورم و سقوط ارزش ریال، مردم را به سمت رمزارزها سوق داده، این صرافی برای بسیاری از کاربران به راهی برای دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل شده است. اما گزارش رویترز نشان میدهد همین مسیر، همزمان میتواند برای نهادهای تحریمی جمهوری اسلامی نیز به ابزار جابهجایی پول تبدیل شود.
🔸رویترز همچنین تاکید کرده که نوبیتکس تاکنون در فهرست تحریمهای آمریکا و متحدانش قرار نگرفته و مشخص نیست چرا این پلتفرم، برخلاف بسیاری از بازیگران اقتصادی مرتبط با ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، از چنین مجازاتهایی در امان مانده است.
پرونده نوبیتکس اکنون فقط درباره یک صرافی رمزارز نیست؛ درباره پیوند میان فناوری مالی، قدرت سیاسی، تحریمها و شبکههای پنهان پول در جمهوری اسلامی است. هک این صرافی، در کنار گزارش تحقیقی رویترز، تصویری از نهادی ارائه میدهد که در ظاهر یک پلتفرم مالی برای کاربران عادی است، اما در پشت پرده، بهگفته رویترز، به یکی از مسیرهای مهم دور زدن تحریمها تبدیل شده است.
💸 tavaanatech
هک صرافی رمزارزی نوبیتکس، فقط یک حمله سایبری ساده نبود. این رخداد بار دیگر نام بزرگترین پلتفرم رمزارز ایران را به یکی از پروندههای حساس مالی و امنیتی جمهوری اسلامی گره زد.
🔸در ۲۸ خرداد، همزمان با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی، گروه هکری «گنجشک درنده» که به اسرائیل منسوب است، اعلام کرد صرافی نوبیتکس را هک کرده است. پیش از آن نیز برخی کاربران گزارش داده بودند پیامهایی هشدارآمیز دریافت کردهاند که از آنها میخواست دارایی خود را از نوبیتکس خارج کنند.
این حمله یک روز پس از هک بانک سپه رخ داد؛ بانکی که از آن بهعنوان یکی از نهادهای مالی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی یاد میشود. گروه هکری گنجشک درنده در بیانیه خود مدعی شد نوبیتکس در دور زدن تحریمها و تامین مالی فعالیتهای جمهوری اسلامی از طریق رمزارز نقش داشته است.
اکنون گزارش تحقیقی رویترز ابعاد تازهای از این پرونده را روشن کرده است. رویترز نوشته صرافی نوبیتکس، بزرگترین صرافی رمزارز ایران، در سال ۲۰۱۸ از سوی دو برادر به نامهای علی و محمد خرازی راهاندازی شد؛ افرادی که به گفته این خبرگزاری، به یکی از خانوادههای بانفوذ جمهوری اسلامی تعلق دارند اما در فعالیتهای تجاری خود از نام خانوادگی «آقامیر» استفاده کردهاند.
🔸بهنوشته رویترز، نوبیتکس طی سالهای گذشته به یکی از گرههای مهم در شبکه مالی موازی جمهوری اسلامی تبدیل شده؛ شبکهای که از رمزارز برای جابهجایی پول در بیرون از دسترس تحریمهای آمریکا استفاده میکند. این گزارش میگوید نوبیتکس تراکنشهایی در سطح دهها تا صدها میلیون دلار را پردازش کرده که با نهادهای تحت تحریم، از جمله بانک مرکزی ایران و سپاه پاسداران، مرتبط بودهاند.
نوبیتکس میگوید بیش از ۱۱ میلیون کاربر دارد و حدود ۷۰ درصد بازار رمزارز ایران را در اختیار گرفته است. در کشوری که تحریمها، تورم و سقوط ارزش ریال، مردم را به سمت رمزارزها سوق داده، این صرافی برای بسیاری از کاربران به راهی برای دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل شده است. اما گزارش رویترز نشان میدهد همین مسیر، همزمان میتواند برای نهادهای تحریمی جمهوری اسلامی نیز به ابزار جابهجایی پول تبدیل شود.
🔸رویترز همچنین تاکید کرده که نوبیتکس تاکنون در فهرست تحریمهای آمریکا و متحدانش قرار نگرفته و مشخص نیست چرا این پلتفرم، برخلاف بسیاری از بازیگران اقتصادی مرتبط با ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، از چنین مجازاتهایی در امان مانده است.
پرونده نوبیتکس اکنون فقط درباره یک صرافی رمزارز نیست؛ درباره پیوند میان فناوری مالی، قدرت سیاسی، تحریمها و شبکههای پنهان پول در جمهوری اسلامی است. هک این صرافی، در کنار گزارش تحقیقی رویترز، تصویری از نهادی ارائه میدهد که در ظاهر یک پلتفرم مالی برای کاربران عادی است، اما در پشت پرده، بهگفته رویترز، به یکی از مسیرهای مهم دور زدن تحریمها تبدیل شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2💯1
کاظمی، وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، گفت: «یکی از مهمترین وظایف امروز جامعه معلمان این است که هر کلاس درس باید به یک پایگاه موشکی فرهنگی علیه دشمنان اسلام تبدیل شود.»
این اظهارنظر اعترافی است صریح به جهتگیری ایدئولوژیک نظام آموزشی؛ جایی که «کلاس درس» بهعنوان «پایگاه تبلیغاتی» تعریف میشود.
این در حالی است که بر اساس آمار رسمی، نظام آموزشی با کمبود دستکم ۱۲۰ هزار معلم مواجه است؛ کمبودی که مستقیما کیفیت آموزش را فروپاشیده و فشار مضاعفی بر معلمان و دانشآموزان وارد کرده. در چنین شرایطی، انتظار میرود تمرکز بر جبران این بحران، بهبود زیرساختها و تأمین نیروی انسانی باشد، نه تبدیل مدارس به ابزار تبلیغاتی.
از سوی دیگر، بسیاری از مدارس بهدلیل ناامنی و شرایط جنگی تعطیل شدهاند و حتی جایگزین حداقلی مانند آموزش آنلاین نیز بهدرستی فراهم نشده. نتیجه، نسلی از دانشآموزان است که از آموزش محروم ماندهاند و همزمان با اضطراب، ناامنی و آسیبهای روانی دستوپنجه نرم میکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
این اظهارنظر اعترافی است صریح به جهتگیری ایدئولوژیک نظام آموزشی؛ جایی که «کلاس درس» بهعنوان «پایگاه تبلیغاتی» تعریف میشود.
این در حالی است که بر اساس آمار رسمی، نظام آموزشی با کمبود دستکم ۱۲۰ هزار معلم مواجه است؛ کمبودی که مستقیما کیفیت آموزش را فروپاشیده و فشار مضاعفی بر معلمان و دانشآموزان وارد کرده. در چنین شرایطی، انتظار میرود تمرکز بر جبران این بحران، بهبود زیرساختها و تأمین نیروی انسانی باشد، نه تبدیل مدارس به ابزار تبلیغاتی.
از سوی دیگر، بسیاری از مدارس بهدلیل ناامنی و شرایط جنگی تعطیل شدهاند و حتی جایگزین حداقلی مانند آموزش آنلاین نیز بهدرستی فراهم نشده. نتیجه، نسلی از دانشآموزان است که از آموزش محروم ماندهاند و همزمان با اضطراب، ناامنی و آسیبهای روانی دستوپنجه نرم میکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔2🕊1
«خدا راشکر! اموال خوبی توقیف شد.»
این اظهارات دادستان کل تهران درباره توقیف اموال بیش از ۲۵۰ نفر، بار دیگر چهره واقعی سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی را آشکار کرد؛ جایی که مصادره دارایی شهروندان به ابزاری برای مجازات، ارعاب و خاموشکردن صداهای مستقل تبدیل شده است.
او با لحنی قابلتأمل اعلام کرده «خدا را شکر اموال خوبی توقیف شد»؛ در همین اظهارات، به توقیف املاک محمود عنایت، مدیر شبکه ایران اینترنشنال نیز اشاره شده است.
پیشتر نیز مرکز رسانه قوه قضائیه از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و مسدودسازی حسابهای افرادی خبر داده بود که به ادعای حکومت با «رسانههای معاند» یا «جریانهای برانداز» همکاری دارند؛ اتهاماتی کلی و مبهم که سالهاست بهعنوان پوششی برای برخورد با منتقدان و مخالفان استفاده میشود.
جمهوری اسلامی از آغاز شکلگیری تا امروز، با این ابزارهای اصلی شناخته شده: اعدام، سرکوب و توقیف اموال.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این اظهارات دادستان کل تهران درباره توقیف اموال بیش از ۲۵۰ نفر، بار دیگر چهره واقعی سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی را آشکار کرد؛ جایی که مصادره دارایی شهروندان به ابزاری برای مجازات، ارعاب و خاموشکردن صداهای مستقل تبدیل شده است.
او با لحنی قابلتأمل اعلام کرده «خدا را شکر اموال خوبی توقیف شد»؛ در همین اظهارات، به توقیف املاک محمود عنایت، مدیر شبکه ایران اینترنشنال نیز اشاره شده است.
پیشتر نیز مرکز رسانه قوه قضائیه از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و مسدودسازی حسابهای افرادی خبر داده بود که به ادعای حکومت با «رسانههای معاند» یا «جریانهای برانداز» همکاری دارند؛ اتهاماتی کلی و مبهم که سالهاست بهعنوان پوششی برای برخورد با منتقدان و مخالفان استفاده میشود.
جمهوری اسلامی از آغاز شکلگیری تا امروز، با این ابزارهای اصلی شناخته شده: اعدام، سرکوب و توقیف اموال.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊1💔1
وضعیت جسمانی نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، به مرحلهای بحرانی رسیده و نگرانیها درباره جان او بهشدت افزایش یافته است. کمیته صلح نوبل با هشدار نسبت به خطر جدی برای جان او، از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است که فورا زمینه آزادی این زندانی سیاسی را فراهم کنند.
بر اساس گزارشها، نرگس محمدی در زندان زنجان دچار وخامت شدید جسمی شده و پس از چندین نوبت بیهوشی، در بخش مراقبتهای ویژه (سیسییو) بستری شده است. بنیاد نرگس محمدی اعلام کرده که او دو بار بهطور کامل هوشیاری خود را از دست داده و یک بحران شدید قلبی را تجربه کرده و وضعیتش «بهشدت بحرانی» است.
حمیدرضا محمدی، برادر او، نیز تأیید کرده که حال نرگس محمدی «وخیم» است و او با کمک دستگاه اکسیژن تنفس میکند. به گفته او، طی یک ماه گذشته دستکم شش پزشک تأکید کردهاند که ادامه حضور در زندان برای سلامت او خطرناک است و باید حداقل برای یک دوره درمانی از محیط زندان خارج شود؛ موضوعی که حتی مقامهای قضایی نیز به آن اذعان کردهاند، اما همچنان از اجرای آن خودداری شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشها، نرگس محمدی در زندان زنجان دچار وخامت شدید جسمی شده و پس از چندین نوبت بیهوشی، در بخش مراقبتهای ویژه (سیسییو) بستری شده است. بنیاد نرگس محمدی اعلام کرده که او دو بار بهطور کامل هوشیاری خود را از دست داده و یک بحران شدید قلبی را تجربه کرده و وضعیتش «بهشدت بحرانی» است.
حمیدرضا محمدی، برادر او، نیز تأیید کرده که حال نرگس محمدی «وخیم» است و او با کمک دستگاه اکسیژن تنفس میکند. به گفته او، طی یک ماه گذشته دستکم شش پزشک تأکید کردهاند که ادامه حضور در زندان برای سلامت او خطرناک است و باید حداقل برای یک دوره درمانی از محیط زندان خارج شود؛ موضوعی که حتی مقامهای قضایی نیز به آن اذعان کردهاند، اما همچنان از اجرای آن خودداری شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔3🕊1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی دکتر احمد رحیمی و همسرش سهیلا حسینی در مشهد
دکتر احمد رحیمی و همسرش سهیلا حسینی، روز ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شدند. آنها همچنان در بازداشت و بدون حق دسترسی به وکیل به سر میبرند.
گرچه به تازگی خانم حسینی امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده را یافته، اما احمد رحیمی تماسهایی محدود و با نظارت بازجو داشته است.
طبق اطلاعات رسیده، پیگیری خانواده به جایی نرسیده و حتی به آنها گفته شده هنوز پرونده تکمیل نشده و به دادگاه ارسال نشده است.
هنوز از علت بازداشت و اتهام انتسابی به این دو فعال مدنی اطلاعی در دست نیست.
دکتر احمد رحیمی، استاد رشته کامپیوتر و از اعضای پیشین هیئت علمی دانشگاه منتظری مشهد بوده که سابقه تدریس در دانشگاه فردوسی و مؤسسه آموزش عالی شاندیز را نیز دارد. او در سال ۱۴۰۱ در اعتراض به شرایط موجود از سمت خود استعفا داده بود.
سهیلا حسینی نیز نقاش و ادیتور است. یکی از آثار او را در این پست مشاهده میکنید.
طولانی کردن، روند تحقیقات و نگهداری بازداشتشدگان در شرایط بلاتکلیفی، از جمله حربههای نهادهای امنیتی برای وادار کردن آنها به پذیرش اتهامات انتسابی است.
به گفته نزدیکان، این زوج، انسانهایی میهندوست و ملی هستند و زندانی کردن آنها نشانهای دیگر از نقض آزادی و حقوق بشر در جمهوری اسلامی است.
#احمد_رحیمی #سهیلا_حسینی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر احمد رحیمی و همسرش سهیلا حسینی، روز ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شدند. آنها همچنان در بازداشت و بدون حق دسترسی به وکیل به سر میبرند.
گرچه به تازگی خانم حسینی امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده را یافته، اما احمد رحیمی تماسهایی محدود و با نظارت بازجو داشته است.
طبق اطلاعات رسیده، پیگیری خانواده به جایی نرسیده و حتی به آنها گفته شده هنوز پرونده تکمیل نشده و به دادگاه ارسال نشده است.
هنوز از علت بازداشت و اتهام انتسابی به این دو فعال مدنی اطلاعی در دست نیست.
دکتر احمد رحیمی، استاد رشته کامپیوتر و از اعضای پیشین هیئت علمی دانشگاه منتظری مشهد بوده که سابقه تدریس در دانشگاه فردوسی و مؤسسه آموزش عالی شاندیز را نیز دارد. او در سال ۱۴۰۱ در اعتراض به شرایط موجود از سمت خود استعفا داده بود.
سهیلا حسینی نیز نقاش و ادیتور است. یکی از آثار او را در این پست مشاهده میکنید.
طولانی کردن، روند تحقیقات و نگهداری بازداشتشدگان در شرایط بلاتکلیفی، از جمله حربههای نهادهای امنیتی برای وادار کردن آنها به پذیرش اتهامات انتسابی است.
به گفته نزدیکان، این زوج، انسانهایی میهندوست و ملی هستند و زندانی کردن آنها نشانهای دیگر از نقض آزادی و حقوق بشر در جمهوری اسلامی است.
#احمد_رحیمی #سهیلا_حسینی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔4🕊2
پروندهسازی تازه و ارجاع مجدد پرونده رضا محمدحسینی طامه به شعبه بازپرسی ۱۳ کرج؛ نگرانی از تکرار فشارهای امنیتی
بر اساس اطلاعات دریافتی، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با پروندهسازی تازه مواجه شده و بار دیگر به شعبه بازپرسی ۱۳ کرج ارجاع شده است؛ موضوعی که با توجه به سابقه برخوردهای امنیتی با او، نگرانیهایی را درباره تکرار فشارها و نقض حقوق قانونیاش ایجاد کرده است.
گشایش پرونده تازه از طریق سامانه ثنا به افراد معتمد آقای محمدحسینی اطلاع داده شده است، منتها امکان دسترسی به جزئیات این پرونده از طریق سامانه ثنا فراهم نشده است.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که پیشتر نیز در مهرماه سال گذشته، شکایتی از سوی اداره کل اطلاعات استان البرز علیه آقای محمدحسینی طامه با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی» و «نشر اکاذیب» مطرح شده بود. در آن پرونده نیز وی تا زمان احضار، هیچگونه دسترسی به محتویات پرونده از طریق سامانههای رسمی نداشت.
او پس از چند مرحله احضار و شرکت در جلسه ویدیوکنفرانسی با بازپرس، اتهامات مطرحشده را نپذیرفته است. او همچنین پس از آن از زندان به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان البرز منتقل شده بود؛ انتقالی که با چشمبند، پابند و دستبند انجام شده و در پی آن چند روز در سلول انفرادی نگهداری شده بود.
بازپرس پرونده او را تحت فشار قرار داده بود تا با نهادهای امنیتی همکاری کند و در برابر دوربین اعترافاتی اجباری را بیان کند، اما پس از امتناع از این خواستهها، با تهدید به جلوگیری از آزادی مشروط مواجه شده و بار دیگر برای مدت ۷۲ ساعت به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بود.
رضا محمدحسینی در طول این دوره در اعتصاب غذا بوده و به دلیل وضعیت جسمانی نامناسب، پس از چند روز به زندان قزلحصار بازگردانده شد. در نهایت، پرونده پیشین به دلیل «فقدان ادله کافی برای انتساب جرم» با قرار منع تعقیب مختومه شد.
اکنون ارجاع مجدد پرونده به همان شعبه، این نگرانی را تقویت کرده که روندی مشابه بار دیگر تکرار شود.
لازم به ذکر است، بازجوییهای آقای محمدحسینی با چشمبند رو به دیوار انجام شده است که نه تنها از لحاظ حقوق بشری مصداق نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه حتی بر اساس قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز محل اشکال قانونی و نقض آشکار حقوق ابتدایی متهم است.
ادامه فشارها بر آقای محمدحسینی در حالی است که او بهترین سالهای جوانیاش را به اتهام واهی در زندان گذرانده است و به نظر میرسد که نهاد امنیتی در پی آن است که با احکام جدید، بر احتمال آزادی مشروط او تأثیر گذاشته و مانع آن شود.
لازم به ذکر است، امروز سی و سومین زادروز رضا محمدحسینی است و او حدود هفت سال از عمر و جوانیاش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده است.
#رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با پروندهسازی تازه مواجه شده و بار دیگر به شعبه بازپرسی ۱۳ کرج ارجاع شده است؛ موضوعی که با توجه به سابقه برخوردهای امنیتی با او، نگرانیهایی را درباره تکرار فشارها و نقض حقوق قانونیاش ایجاد کرده است.
گشایش پرونده تازه از طریق سامانه ثنا به افراد معتمد آقای محمدحسینی اطلاع داده شده است، منتها امکان دسترسی به جزئیات این پرونده از طریق سامانه ثنا فراهم نشده است.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که پیشتر نیز در مهرماه سال گذشته، شکایتی از سوی اداره کل اطلاعات استان البرز علیه آقای محمدحسینی طامه با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی» و «نشر اکاذیب» مطرح شده بود. در آن پرونده نیز وی تا زمان احضار، هیچگونه دسترسی به محتویات پرونده از طریق سامانههای رسمی نداشت.
او پس از چند مرحله احضار و شرکت در جلسه ویدیوکنفرانسی با بازپرس، اتهامات مطرحشده را نپذیرفته است. او همچنین پس از آن از زندان به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان البرز منتقل شده بود؛ انتقالی که با چشمبند، پابند و دستبند انجام شده و در پی آن چند روز در سلول انفرادی نگهداری شده بود.
بازپرس پرونده او را تحت فشار قرار داده بود تا با نهادهای امنیتی همکاری کند و در برابر دوربین اعترافاتی اجباری را بیان کند، اما پس از امتناع از این خواستهها، با تهدید به جلوگیری از آزادی مشروط مواجه شده و بار دیگر برای مدت ۷۲ ساعت به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بود.
رضا محمدحسینی در طول این دوره در اعتصاب غذا بوده و به دلیل وضعیت جسمانی نامناسب، پس از چند روز به زندان قزلحصار بازگردانده شد. در نهایت، پرونده پیشین به دلیل «فقدان ادله کافی برای انتساب جرم» با قرار منع تعقیب مختومه شد.
اکنون ارجاع مجدد پرونده به همان شعبه، این نگرانی را تقویت کرده که روندی مشابه بار دیگر تکرار شود.
لازم به ذکر است، بازجوییهای آقای محمدحسینی با چشمبند رو به دیوار انجام شده است که نه تنها از لحاظ حقوق بشری مصداق نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه حتی بر اساس قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز محل اشکال قانونی و نقض آشکار حقوق ابتدایی متهم است.
ادامه فشارها بر آقای محمدحسینی در حالی است که او بهترین سالهای جوانیاش را به اتهام واهی در زندان گذرانده است و به نظر میرسد که نهاد امنیتی در پی آن است که با احکام جدید، بر احتمال آزادی مشروط او تأثیر گذاشته و مانع آن شود.
لازم به ذکر است، امروز سی و سومین زادروز رضا محمدحسینی است و او حدود هفت سال از عمر و جوانیاش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده است.
#رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5💔3🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
بازار سیاه اینترنت؛
مزونها و باشگاههای ورزشی هم فروشنده دسترسی به اینترنت شدند!
میلیونها ایرانی همچنان با قطع دسترسی به شبکه جهانی روبهرو هستند؛ اما همان اینترنتی که برای مردم عادی بسته شده، از مسیر رابطه، سهمیه سازمانی، جواز کسب و واسطهگری فروخته میشود. یعنی اینترنت دیگر نه تنها یک حق عمومی نیست؛ یک امتیاز قابل خرید است!
بر اساس بررسی و گزارش زومیت، بازار سیاه اینترنت پرو دستکم از سه مسیر فعال شده است:
ارتباط مستقیم با دفاتر اپراتورها، فروش سهمیههای اضافه شرکتها توسط واسطهها، و شرکتهایی که با تکیه بر جواز خود، عملا به فروشنده سهمیه اینترنت تبدیل شدهاند.
🔸در یکی از نمونههای گزارششده در زومیت، یک مزون در زعفرانیه تهران اعلام کرده هر فرد میتواند با پرداخت حدود پنج میلیون تومان اینترنت پرو بگیرد؛ ۳.۵ میلیون تومان دستمزد واسطهگری و حدود ۲.۱۸ میلیون تومان هزینه بسته فعالسازی. بستهای با فقط ۵۰ گیگابایت حجم که تمدید آن برای هر گیگابایت حدود ۴۰ هزار تومان محاسبه میشود. به بیان ساده، دسترسی به اینترنت آزاد در این مدل نه حق شهروندی است، نه ابزار کار؛ یک کالای لوکس است برای کسانی که پول و رابطه دارند.
🔸نمونه دیگر حتی صریحتر است. مدیر یک باشگاه ورزشی، طبق گزارش زومیت، افراد عادی را بهعنوان "پرسنل سازمانی" مجموعههایی معرفی میکند که ظرفیت خالی برای ثبتنام اینترنت پرو دارند. یعنی کافی است پول بدهید تا روی کاغذ، کارمند جایی شوید که شاید هیچ ارتباطی با آن ندارید. هزینه این معرفی جعلی برای ایرانسل حدود دو میلیون تومان و برای همراه اول حدود یک میلیون تومان اعلام شده است.
اما نکته جالبتر اینجاست؛ حتی این اینترنت پولی و سهمیهای هم اینترنت آزاد و بدون فیلتر نیست. همان واسطه به زومیت گفته دسترسی بدون فیلتر به همه پلتفرمها فراهم نیست؛ اینستاگرام در برخی شهرها همچنان فیلتر است، تلگرام و واتساپ ممکن است باز باشند و برای برخی سایتها هنوز باید از فیلترشکن استفاده کرد. یعنی مردم پول میدهند، دور میزنند، بهعنوان نیروی سازمانی جا زده میشوند، اما باز هم به اینترنت کامل و آزاد نمیرسند.
🔸گزارش زومیت همچنین نشان میدهد پای نمایندگیهای رسمی اپراتورها هم به این بازار باز شده است. یکی از نمایندگیها در استان لرستان در کانال خود در بله نوشته کسانی که مدرک شغلی معتبر و رسمی ندارند نگران نباشند. همین جمله بهتنهایی نشان میدهد بازار اینترنت پرو از چارچوب رسمی عبور کرده و به دلالی علنی رسیده است. در این مورد، برای ثبت سیمکارت پرو فقط ۲۵۰ هزار تومان حق ثبت دریافت میشود.
اما سوالی که به ذهن بیساری از مردم میرسد، این است که اگر اینترنت پرو واقعا برای کسبوکارهاست، چرا مزون، باشگاه ورزشی، فروشنده سیمکارت و نمایندگی اپراتور باید واسطه دسترسی افراد عادی شوند؟
اگر این سرویس قانونی و شفاف است، چرا باید افراد بهعنوان نیروی سازمانی جعلی معرفی شوند؟
🔸واقعیت این است که اینترنت پرو نمیتواند کسبوکارها را نجات دهد، فروشگاه آنلاین فقط با وصل بودن فروشنده زنده نمیماند. مشتری باید بتواند صفحه را باز کند، پیام بدهد، سفارش ثبت کند، پرداخت انجام دهد و با کسبوکار ارتباط بگیرد. وقتی مردم از اینترنت محروماند، وصل کردن چند شرکت و چند نفر خاص، اقتصاد آنلاین را احیا نمیکند؛ فقط شکاف دسترسی را عمیقتر میکند.
یک فروشگاه آنلاین وقتی میتواند بفروشد که مشتری بتواند سایت یا صفحه آن را باز کند. یک تولیدکننده محتوا وقتی درآمد دارد که مخاطب بتواند ویدئو، پست یا تبلیغ او را ببیند. یک فریلنسر وقتی میتواند کار کند که هم خودش به ابزارهای بینالمللی وصل باشد و هم مشتری، کارفرما یا مخاطبش بتواند با او ارتباط بگیرد.
🔸کسبوکار شاید بتواند پنل خود را باز کند، پیام بفرستد یا به چند ابزار خارجی دسترسی داشته باشد؛ اما اگر مشتری نتواند وارد سایت شود، پیام بفرستد، پرداخت کند یا سفارش ثبت کند، چرخه فروش عملا متوقف میماند.
بازار یعنی شبکهای از مردم، مشتریان، خریداران، کاربران، پشتیبانها، تأمینکنندگان و خدمات بانکی و تبلیغاتی. وقتی این شبکه قطع یا فلج شود، وصل کردن چند نقطه خاص مشکل اصلی را حل نمیکند.
لینک کامل گزارش در وبسایت زومیت 📎
💸 tavaanatech
مزونها و باشگاههای ورزشی هم فروشنده دسترسی به اینترنت شدند!
میلیونها ایرانی همچنان با قطع دسترسی به شبکه جهانی روبهرو هستند؛ اما همان اینترنتی که برای مردم عادی بسته شده، از مسیر رابطه، سهمیه سازمانی، جواز کسب و واسطهگری فروخته میشود. یعنی اینترنت دیگر نه تنها یک حق عمومی نیست؛ یک امتیاز قابل خرید است!
بر اساس بررسی و گزارش زومیت، بازار سیاه اینترنت پرو دستکم از سه مسیر فعال شده است:
ارتباط مستقیم با دفاتر اپراتورها، فروش سهمیههای اضافه شرکتها توسط واسطهها، و شرکتهایی که با تکیه بر جواز خود، عملا به فروشنده سهمیه اینترنت تبدیل شدهاند.
🔸در یکی از نمونههای گزارششده در زومیت، یک مزون در زعفرانیه تهران اعلام کرده هر فرد میتواند با پرداخت حدود پنج میلیون تومان اینترنت پرو بگیرد؛ ۳.۵ میلیون تومان دستمزد واسطهگری و حدود ۲.۱۸ میلیون تومان هزینه بسته فعالسازی. بستهای با فقط ۵۰ گیگابایت حجم که تمدید آن برای هر گیگابایت حدود ۴۰ هزار تومان محاسبه میشود. به بیان ساده، دسترسی به اینترنت آزاد در این مدل نه حق شهروندی است، نه ابزار کار؛ یک کالای لوکس است برای کسانی که پول و رابطه دارند.
🔸نمونه دیگر حتی صریحتر است. مدیر یک باشگاه ورزشی، طبق گزارش زومیت، افراد عادی را بهعنوان "پرسنل سازمانی" مجموعههایی معرفی میکند که ظرفیت خالی برای ثبتنام اینترنت پرو دارند. یعنی کافی است پول بدهید تا روی کاغذ، کارمند جایی شوید که شاید هیچ ارتباطی با آن ندارید. هزینه این معرفی جعلی برای ایرانسل حدود دو میلیون تومان و برای همراه اول حدود یک میلیون تومان اعلام شده است.
اما نکته جالبتر اینجاست؛ حتی این اینترنت پولی و سهمیهای هم اینترنت آزاد و بدون فیلتر نیست. همان واسطه به زومیت گفته دسترسی بدون فیلتر به همه پلتفرمها فراهم نیست؛ اینستاگرام در برخی شهرها همچنان فیلتر است، تلگرام و واتساپ ممکن است باز باشند و برای برخی سایتها هنوز باید از فیلترشکن استفاده کرد. یعنی مردم پول میدهند، دور میزنند، بهعنوان نیروی سازمانی جا زده میشوند، اما باز هم به اینترنت کامل و آزاد نمیرسند.
🔸گزارش زومیت همچنین نشان میدهد پای نمایندگیهای رسمی اپراتورها هم به این بازار باز شده است. یکی از نمایندگیها در استان لرستان در کانال خود در بله نوشته کسانی که مدرک شغلی معتبر و رسمی ندارند نگران نباشند. همین جمله بهتنهایی نشان میدهد بازار اینترنت پرو از چارچوب رسمی عبور کرده و به دلالی علنی رسیده است. در این مورد، برای ثبت سیمکارت پرو فقط ۲۵۰ هزار تومان حق ثبت دریافت میشود.
اما سوالی که به ذهن بیساری از مردم میرسد، این است که اگر اینترنت پرو واقعا برای کسبوکارهاست، چرا مزون، باشگاه ورزشی، فروشنده سیمکارت و نمایندگی اپراتور باید واسطه دسترسی افراد عادی شوند؟
اگر این سرویس قانونی و شفاف است، چرا باید افراد بهعنوان نیروی سازمانی جعلی معرفی شوند؟
🔸واقعیت این است که اینترنت پرو نمیتواند کسبوکارها را نجات دهد، فروشگاه آنلاین فقط با وصل بودن فروشنده زنده نمیماند. مشتری باید بتواند صفحه را باز کند، پیام بدهد، سفارش ثبت کند، پرداخت انجام دهد و با کسبوکار ارتباط بگیرد. وقتی مردم از اینترنت محروماند، وصل کردن چند شرکت و چند نفر خاص، اقتصاد آنلاین را احیا نمیکند؛ فقط شکاف دسترسی را عمیقتر میکند.
یک فروشگاه آنلاین وقتی میتواند بفروشد که مشتری بتواند سایت یا صفحه آن را باز کند. یک تولیدکننده محتوا وقتی درآمد دارد که مخاطب بتواند ویدئو، پست یا تبلیغ او را ببیند. یک فریلنسر وقتی میتواند کار کند که هم خودش به ابزارهای بینالمللی وصل باشد و هم مشتری، کارفرما یا مخاطبش بتواند با او ارتباط بگیرد.
🔸کسبوکار شاید بتواند پنل خود را باز کند، پیام بفرستد یا به چند ابزار خارجی دسترسی داشته باشد؛ اما اگر مشتری نتواند وارد سایت شود، پیام بفرستد، پرداخت کند یا سفارش ثبت کند، چرخه فروش عملا متوقف میماند.
بازار یعنی شبکهای از مردم، مشتریان، خریداران، کاربران، پشتیبانها، تأمینکنندگان و خدمات بانکی و تبلیغاتی. وقتی این شبکه قطع یا فلج شود، وصل کردن چند نقطه خاص مشکل اصلی را حل نمیکند.
لینک کامل گزارش در وبسایت زومیت 📎
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس؛ از استفاده کنندگان سیمکارت سفید و اینترنت طبقاتی:
« فعلا اینترنت قرار نیست باز شود»
امیرحسین ثابتی، نماینده تندروی مجلس و از چهرههای نزدیک به جریان پایداری، در حالی برای میلیونها ایرانی نسخه میپیچد که خودش در مرکز یکی از آشکارترین نمونههای تبعیض دیجیتال قرار گرفته است.
🔸در ویدئویی که از سخنرانی او در شبکههای اجتماعی منتشر شده، ثابتی عملا آب پاکی را روی دست مردم میریزد و میگوید با تصمیم شورای عالی امنیت ملی، فعلا اینترنت قرار نیست باز شود. منظورش هم روشن است: اینترنت بینالمللی؛ همان راه ارتباطی میلیونها نفر با کار، آموزش، خانواده، رسانه، تجارت و جهان بیرون.
اما تناقض از همینجا شروع میشود. کسی که از تریبون رسمی میگوید اینترنت مردم نباید باز شود، خودش متهم به استفاده از اینترنت بدون فیلتر و دسترسی ویژه به سیمکارت سفید است.
🔸اما موضوع جالب اینجاست، حساب ایکس امیرحسین ثابتی نیز مسدود شده و در شبکههای اجتماعی درباره تعلیق آن، از جمله بهدلیل محتوای مرتبط با حمایت از تروریسم، گزارشها و روایتهایی منتشر شده است. اما همین فرد و همفکرانش وقتی پای خودشان به میان میآید، ناگهان مدافع آزادی بیان میشوند و غرب را متهم میکنند که آزادی بیان ندارد.
کسی که از قطعی اینترنت برای میلیونها ایرانی دفاع میکند، وقتی حساب خودش در یک پلتفرم خارجی مسدود میشود، فریاد آزادی بیان سر میدهد.
ثابتی در این سخنرانی میگوید حکومت از شکلگیری تجمعات و اعتراضات میترسد و برای جلوگیری از آن، اینترنت را قطع کرده است. این اعتراف مهمی است. یعنی قطع اینترنت دیگر حتی به بهانههای همیشگی مثل امنیت سایبری توضیح داده نمیشود؛ بلکه قطع ارتباط مردم با یکدیگر، خاموشکردن اعتراض، و جلوگیری از دیدهشدن واقعیت است!
💸 tavaanatech
« فعلا اینترنت قرار نیست باز شود»
امیرحسین ثابتی، نماینده تندروی مجلس و از چهرههای نزدیک به جریان پایداری، در حالی برای میلیونها ایرانی نسخه میپیچد که خودش در مرکز یکی از آشکارترین نمونههای تبعیض دیجیتال قرار گرفته است.
🔸در ویدئویی که از سخنرانی او در شبکههای اجتماعی منتشر شده، ثابتی عملا آب پاکی را روی دست مردم میریزد و میگوید با تصمیم شورای عالی امنیت ملی، فعلا اینترنت قرار نیست باز شود. منظورش هم روشن است: اینترنت بینالمللی؛ همان راه ارتباطی میلیونها نفر با کار، آموزش، خانواده، رسانه، تجارت و جهان بیرون.
اما تناقض از همینجا شروع میشود. کسی که از تریبون رسمی میگوید اینترنت مردم نباید باز شود، خودش متهم به استفاده از اینترنت بدون فیلتر و دسترسی ویژه به سیمکارت سفید است.
🔸اما موضوع جالب اینجاست، حساب ایکس امیرحسین ثابتی نیز مسدود شده و در شبکههای اجتماعی درباره تعلیق آن، از جمله بهدلیل محتوای مرتبط با حمایت از تروریسم، گزارشها و روایتهایی منتشر شده است. اما همین فرد و همفکرانش وقتی پای خودشان به میان میآید، ناگهان مدافع آزادی بیان میشوند و غرب را متهم میکنند که آزادی بیان ندارد.
کسی که از قطعی اینترنت برای میلیونها ایرانی دفاع میکند، وقتی حساب خودش در یک پلتفرم خارجی مسدود میشود، فریاد آزادی بیان سر میدهد.
ثابتی در این سخنرانی میگوید حکومت از شکلگیری تجمعات و اعتراضات میترسد و برای جلوگیری از آن، اینترنت را قطع کرده است. این اعتراف مهمی است. یعنی قطع اینترنت دیگر حتی به بهانههای همیشگی مثل امنیت سایبری توضیح داده نمیشود؛ بلکه قطع ارتباط مردم با یکدیگر، خاموشکردن اعتراض، و جلوگیری از دیدهشدن واقعیت است!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊1💔1
رضا محمدحسینی طامه، در آستانه هفتمین سال حبس و در سیوسومین بهار زندگی:
هیچ قدرتی حق ندارد کرامت انسانی را با شکنجه و انفرادی لگدمال کند
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در آستانهی هفتمین سالگرد اسارت خود و همزمان با زادروز سیوسومین سال زندگیاش، با انتشار متنی از تداوم فشارهای امنیتی، نگهداری در سلول انفرادی و نقض حقوق بنیادین خود و در عین حال ایستادگیاش بر آرمانها و باورهایش خبر داد.
متن این نامه به شرح زیر است:
هممیهنان عزیزم،
امروز در آستانهی هفتمین سالگرد اسارتم و همزمان با زادروز سیوسومین بهار زندگیام، از دل این «گوردخمه»ی دو متر در یکونیم برای شما مینویسم. ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم یادآور تولدم است و هم هفت سال از روزی میگذرد که مرا به گروگان گرفتند. در این سالها فشارهایی را تحمل کردهام که گویی برای شکستن یک انسان طراحی شدهاند.
سالهایی را در سلول انفرادی گذراندهام؛ جایی که سکوتش به اندازهی دیوارهای سردش سنگین است. در تمام این مدت، پروندهسازی، تهدید و تحقیر متوقف نشده و حتی در تاریخ ۷ اردیبهشت امسال نیز بار دیگر علیهام پروندهای تازه گشوده شد.
من، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج، اعلام میکنم هرگونه فشار و اجبار در جریان بازجویی، بهویژه در سلول انفرادی، مصداق شکنجه و نقض آشکار حقوق بنیادین بشر است. هر اعتراف یا بیانیهای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است. حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادی وجدان، میراث مشترک همهی ماست و هیچ قدرتی حق ندارد با شکنجه و انفرادی آن را لگدمال کند. من بر این اصول ایستادهام و تا آخرین نفس بر آن پافشاری خواهم کرد.
با وجود همهی این فشارها، هنوز ایستادهام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه میشود و این زخم همچنان در جانم باقی است.
ما هر روز با خبرهای تلخ اعدامها بیدار میشویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است. با این حال، در همین شرایط نیز آموختهایم که زندگی را از یاد نبریم. من باور دارم این فشارها نشانهی ترس کسانی است که از صدای ما هراس دارند. در سیوسومین سال زندگیام به شما میگویم که زندگی حتی در محدودیت نیز میتواند معنا داشته باشد و امید، حتی در تاریکترین شرایط، زنده میماند. ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگر هستیم که میکوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.
از خانوادههای دادخواه میخواهم که رنج خود را به نیرویی برای ایستادگی تبدیل کنند و به جوانان این سرزمین میگویم که از ترس عبور کنند، زیرا ترس تنها ابزار آنان است.
من هر روز به خود یادآوری میکنم که هنوز زندهام، هنوز باور دارم و همچنان ایران را دوست دارم. باور دارم در آیندهای آزاد، هیچ انسانی بهخاطر اندیشهاش زندانی یا اعدام نخواهد شد و ما اجازه نخواهیم داد چرخهی خشونت و استبداد تکرار شود. تا آن روز، با امید به آزادی و با ایمان به پیروزی نور بر تاریکی، ایستادگی ادامه دارد.
رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
هیچ قدرتی حق ندارد کرامت انسانی را با شکنجه و انفرادی لگدمال کند
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در آستانهی هفتمین سالگرد اسارت خود و همزمان با زادروز سیوسومین سال زندگیاش، با انتشار متنی از تداوم فشارهای امنیتی، نگهداری در سلول انفرادی و نقض حقوق بنیادین خود و در عین حال ایستادگیاش بر آرمانها و باورهایش خبر داد.
متن این نامه به شرح زیر است:
هممیهنان عزیزم،
امروز در آستانهی هفتمین سالگرد اسارتم و همزمان با زادروز سیوسومین بهار زندگیام، از دل این «گوردخمه»ی دو متر در یکونیم برای شما مینویسم. ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم یادآور تولدم است و هم هفت سال از روزی میگذرد که مرا به گروگان گرفتند. در این سالها فشارهایی را تحمل کردهام که گویی برای شکستن یک انسان طراحی شدهاند.
سالهایی را در سلول انفرادی گذراندهام؛ جایی که سکوتش به اندازهی دیوارهای سردش سنگین است. در تمام این مدت، پروندهسازی، تهدید و تحقیر متوقف نشده و حتی در تاریخ ۷ اردیبهشت امسال نیز بار دیگر علیهام پروندهای تازه گشوده شد.
من، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج، اعلام میکنم هرگونه فشار و اجبار در جریان بازجویی، بهویژه در سلول انفرادی، مصداق شکنجه و نقض آشکار حقوق بنیادین بشر است. هر اعتراف یا بیانیهای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است. حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادی وجدان، میراث مشترک همهی ماست و هیچ قدرتی حق ندارد با شکنجه و انفرادی آن را لگدمال کند. من بر این اصول ایستادهام و تا آخرین نفس بر آن پافشاری خواهم کرد.
با وجود همهی این فشارها، هنوز ایستادهام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه میشود و این زخم همچنان در جانم باقی است.
ما هر روز با خبرهای تلخ اعدامها بیدار میشویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است. با این حال، در همین شرایط نیز آموختهایم که زندگی را از یاد نبریم. من باور دارم این فشارها نشانهی ترس کسانی است که از صدای ما هراس دارند. در سیوسومین سال زندگیام به شما میگویم که زندگی حتی در محدودیت نیز میتواند معنا داشته باشد و امید، حتی در تاریکترین شرایط، زنده میماند. ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگر هستیم که میکوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.
از خانوادههای دادخواه میخواهم که رنج خود را به نیرویی برای ایستادگی تبدیل کنند و به جوانان این سرزمین میگویم که از ترس عبور کنند، زیرا ترس تنها ابزار آنان است.
من هر روز به خود یادآوری میکنم که هنوز زندهام، هنوز باور دارم و همچنان ایران را دوست دارم. باور دارم در آیندهای آزاد، هیچ انسانی بهخاطر اندیشهاش زندانی یا اعدام نخواهد شد و ما اجازه نخواهیم داد چرخهی خشونت و استبداد تکرار شود. تا آن روز، با امید به آزادی و با ایمان به پیروزی نور بر تاریکی، ایستادگی ادامه دارد.
رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤11💔4🕊2
Forwarded from گفتوشنود
رئیس پلیس لندن: یهودیان بریتانیا با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبهرو هستند
رئیس پلیس متروپولیتن لندن، اعلام کرد که یهودیان بریتانیا با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبهرو هستند و شبکههای اجتماعی به شعلهور کردن یک «اپیدمی» به یهودستیزی دامن میزنند.
مارک راولی، به روزنامه بریتانیایی تایمز گفت: «اگر سه چیز را اکنون کنار هم بگذارید، شامل جرایم ناشی از نفرت، تروریسم و فعالیتهای خصمانه دولتها، و همه اینها را با هم جمع کنید، اثر ترکیبی آن همراه با شکلگیری ایدئولوژی در فضای آنلاین، واقعا خطرناک و نگرانکننده است.»
او افزود: «این موضوع را جوامع یهودی احساس میکنند و میتوانید آن را در نحوه صحبت کردنشان ببینید، در اینکه چگونه این موضوع دارد زندگیشان را تغییر میدهد. این وضعیت وحشتناکی است.»
او به روزنامه تایمز میگوید یهودیان بریتانیا در فهرست «نفرت» هر گروه نژادپرست و افراطگرا قرار دارند.
این رئیس ارشد پلیس بریتانیا به تهدیدها از سوی «چپگرایان افراطی، تروریستهای اسلامگرا، تروریستهای راستگرا، و حتی برخی دولتهای متخاصم با نوعی تهدید مرتبط با ایران» اشاره کرد و گفت: «یک نوع نمودار وحشتناک وجود دارد که آنها در مرکز آن قرار گرفتهاند.»
این اظهارات پس از آن مطرح میشود که دو مرد یهودی روز چهارشنبه مورد حمله چاقو قرار گرفتند و پلیس متروپولیتن اعلام کرد مردی را به اتهام تلاش برای قتل متهم کرده است.
این حمله تازهترین مورد از سلسله حملات علیه جامعه یهودیان لندن است.
بریتانیا سطح تهدید تروریسم ملی خود را به «شدید» افزایش داده است؛ به این معنا که وقوع یک حمله تروریستی بسیار محتمل تلقی میشود.
#یهودی_ستیزی #گفتگو_توانا
@Diaogue1402
رئیس پلیس متروپولیتن لندن، اعلام کرد که یهودیان بریتانیا با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبهرو هستند و شبکههای اجتماعی به شعلهور کردن یک «اپیدمی» به یهودستیزی دامن میزنند.
مارک راولی، به روزنامه بریتانیایی تایمز گفت: «اگر سه چیز را اکنون کنار هم بگذارید، شامل جرایم ناشی از نفرت، تروریسم و فعالیتهای خصمانه دولتها، و همه اینها را با هم جمع کنید، اثر ترکیبی آن همراه با شکلگیری ایدئولوژی در فضای آنلاین، واقعا خطرناک و نگرانکننده است.»
او افزود: «این موضوع را جوامع یهودی احساس میکنند و میتوانید آن را در نحوه صحبت کردنشان ببینید، در اینکه چگونه این موضوع دارد زندگیشان را تغییر میدهد. این وضعیت وحشتناکی است.»
او به روزنامه تایمز میگوید یهودیان بریتانیا در فهرست «نفرت» هر گروه نژادپرست و افراطگرا قرار دارند.
این رئیس ارشد پلیس بریتانیا به تهدیدها از سوی «چپگرایان افراطی، تروریستهای اسلامگرا، تروریستهای راستگرا، و حتی برخی دولتهای متخاصم با نوعی تهدید مرتبط با ایران» اشاره کرد و گفت: «یک نوع نمودار وحشتناک وجود دارد که آنها در مرکز آن قرار گرفتهاند.»
این اظهارات پس از آن مطرح میشود که دو مرد یهودی روز چهارشنبه مورد حمله چاقو قرار گرفتند و پلیس متروپولیتن اعلام کرد مردی را به اتهام تلاش برای قتل متهم کرده است.
این حمله تازهترین مورد از سلسله حملات علیه جامعه یهودیان لندن است.
بریتانیا سطح تهدید تروریسم ملی خود را به «شدید» افزایش داده است؛ به این معنا که وقوع یک حمله تروریستی بسیار محتمل تلقی میشود.
#یهودی_ستیزی #گفتگو_توانا
@Diaogue1402
❤3
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام محراب عبداللهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه، صبح روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت به اجرا درآمده است؛ فردی که از بازداشتشدگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود و در زمان بازداشت ۲۵ سال سن داشت. او با اتهام «افساد فیالارض» در ارتباط با کشتهشدن عباس فاطمیه، از نیروهای موسوم به «داوطلب مردمی»، به اعدام محکوم شده بود.
محراب عبداللهزاده پیشتر در شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به اتهام «افساد فیالارض» از طریق «مشارکت در قتل عمد» یک عضو بسیج به اعدام محکوم شد؛ حکمی که در آذرماه ۱۴۰۴ نیز از سوی شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید شده بود.
در مقابل، وبسایت کردپا پیشتر به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده بود که این زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار گرفته و هیچ مدرک معتبری دال بر حضور او در صحنه قتل وجود ندارد. به گفته این منبع، بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته نیز نشان داده که او در زمان وقوع حادثه در محل حضور نداشته، هرچند این تصاویر در اختیار نهادهای امنیتی باقی مانده است.
محراب عبداللهزاده چند ماه پیش در نامهای از زندان مرکزی ارومیه، با تأکید بر بیگناهی خود، از شرایط دشوار زندانیان محکوم به اعدام سخن گفته و این وضعیت را «مرگی مداوم» توصیف کرده بود. او نوشته بود که یک زندانی محکوم به اعدام «هر شب و هر لحظه با این هراس زندگی میکند که ممکن است برای اجرای حکم فراخوانده شود» و پس از بیش از ۴۰ ماه تحمل این شرایط، از افکار عمومی خواسته بود بیتفاوت نباشند و نسبت به «عادیسازی» اعدام واکنش نشان دهند.
او همچنین در این نامه، با اشاره به فشار بر خانوادهها و آنچه «پروندهسازی» خوانده، از نهادهای حقوق بشری خواسته بود فراتر از صدور بیانیه، برای توقف اجرای احکام اعدام اقدام عملی انجام دهند.
با اجرای این حکم، گزارشها حاکی است که طی ۴۶ روز گذشته، از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۲۵ زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات در ایران اعدام شدهاند.
#محراب_عبدالله_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
محراب عبداللهزاده پیشتر در شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به اتهام «افساد فیالارض» از طریق «مشارکت در قتل عمد» یک عضو بسیج به اعدام محکوم شد؛ حکمی که در آذرماه ۱۴۰۴ نیز از سوی شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید شده بود.
در مقابل، وبسایت کردپا پیشتر به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده بود که این زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار گرفته و هیچ مدرک معتبری دال بر حضور او در صحنه قتل وجود ندارد. به گفته این منبع، بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته نیز نشان داده که او در زمان وقوع حادثه در محل حضور نداشته، هرچند این تصاویر در اختیار نهادهای امنیتی باقی مانده است.
محراب عبداللهزاده چند ماه پیش در نامهای از زندان مرکزی ارومیه، با تأکید بر بیگناهی خود، از شرایط دشوار زندانیان محکوم به اعدام سخن گفته و این وضعیت را «مرگی مداوم» توصیف کرده بود. او نوشته بود که یک زندانی محکوم به اعدام «هر شب و هر لحظه با این هراس زندگی میکند که ممکن است برای اجرای حکم فراخوانده شود» و پس از بیش از ۴۰ ماه تحمل این شرایط، از افکار عمومی خواسته بود بیتفاوت نباشند و نسبت به «عادیسازی» اعدام واکنش نشان دهند.
او همچنین در این نامه، با اشاره به فشار بر خانوادهها و آنچه «پروندهسازی» خوانده، از نهادهای حقوق بشری خواسته بود فراتر از صدور بیانیه، برای توقف اجرای احکام اعدام اقدام عملی انجام دهند.
با اجرای این حکم، گزارشها حاکی است که طی ۴۶ روز گذشته، از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۲۵ زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات در ایران اعدام شدهاند.
#محراب_عبدالله_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊2👌1
Political Prisoner Reza Mohammadhosseini: "We Are Hostages of an Oppressive Structure"
From Ghezel Hesar Prison in Karaj, political prisoner Reza Mohammadhosseini released a poignant letter detailing the grim reality of incarceration in Iran. "We wake up every day to the bitter news of executions," he wrote, "in a place where death has been turned into a tool for instilling fear. We are not prisoners; we are hostages of an oppressive structure that attempts to ensure its survival through pressure and control."
Approaching the seventh anniversary of his "captivity," Mohammadhosseini stated that he continues to face "fabricated cases, threats, and humiliation." He issued a pre-emptive rejection of any state-coerced rhetoric, emphasizing: "Any confession or statement extracted from me under pressure or threat is void and lacks any credibility from the outset."
Despite the relentless psychological warfare, Mohammadhosseini affirmed his resilience: "Despite all these pressures, I am still standing. The longing for my father—whom they took from me through security harassment—is renewed every day, and this wound remains in my soul."
#HumanRights
#FreeRezaMohammadhosseini
#GhezelHesarPrison
#ForcedConfessions
@Tavaana_TavaanaTech
From Ghezel Hesar Prison in Karaj, political prisoner Reza Mohammadhosseini released a poignant letter detailing the grim reality of incarceration in Iran. "We wake up every day to the bitter news of executions," he wrote, "in a place where death has been turned into a tool for instilling fear. We are not prisoners; we are hostages of an oppressive structure that attempts to ensure its survival through pressure and control."
Approaching the seventh anniversary of his "captivity," Mohammadhosseini stated that he continues to face "fabricated cases, threats, and humiliation." He issued a pre-emptive rejection of any state-coerced rhetoric, emphasizing: "Any confession or statement extracted from me under pressure or threat is void and lacks any credibility from the outset."
Despite the relentless psychological warfare, Mohammadhosseini affirmed his resilience: "Despite all these pressures, I am still standing. The longing for my father—whom they took from me through security harassment—is renewed every day, and this wound remains in my soul."
#HumanRights
#FreeRezaMohammadhosseini
#GhezelHesarPrison
#ForcedConfessions
@Tavaana_TavaanaTech
❤5
بازار ارز و طلا در ایران روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشتماه شاهد زلزلهای بیسابقه بود که رکوردهای پیشین را به کلی جابهجا کرد.
قیمت دلار آمریکا در یک جهش تاریخی به آستانه ۱۹۰ هزار تومان رسید و بر اساس گزارشهای رسمی سایتهای اطلاعرسانی طلا و ارز، با نرخ ۱۸۹ هزار و ۳۰۰ تومان معامله شد.
این موج صعودی دامنگیر سایر ارزهای شاخص نیز شد؛ به طوری که یورو به ۲۲۳ هزار تومان و پوند بریتانیا به قیمت ۲۵۸ هزار تومان رسید و رکوردی بیسابقه را ثبت کرد.
همزمان در بازار فلزات گرانبها، هر گرم طلای ۱۸ عیار به عدد باورنکردنی ۲۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسید و سکه تمامبهار آزادی طرح جدید نیز با عبور از مرز ۲۱۲ میلیون تومان، وضعیت بحرانی اقتصاد را بیش از پیش نمایان کرد.
این ارقام تکاندهنده، فراتر از نوسانات عادی بازار، نشاندهنده فروپاشی قدرت خرید و تعمیق بحران معیشت در لایههای مختلف جامعه است. کارشناسان معتقدند ناکارآمدی مزمن دستگاههای اجرایی و فساد ساختاری نهادینه شده، در کنار سیاستهای بحرانآفرینی و ماجراجوییهای منطقهای، اقتصاد کشور را به بنبست کشانده است. تخصیص بودجههای کلان به هزینههای سنگین نظامی و اولویت دادن به تنشزاییهای فرامرزی به جای اصلاحات اقتصادی، منجر به فقر گستردهای شده که اکنون میلیونها ایرانی را به پرتگاه گرسنگی کشانده است.
ناتوانی مردم در تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی و کوچک شدن روزافزون سفرهها، نتیجه مستقیم مدیریتی است که منابع ملی را صرف پروژههایی خارج از منافع عمومی میکند و شهروندان را در برابر تورم افسارگسیخته بیدفاع رها کرده است.
#دلار #یورو #معیشت #فقر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
قیمت دلار آمریکا در یک جهش تاریخی به آستانه ۱۹۰ هزار تومان رسید و بر اساس گزارشهای رسمی سایتهای اطلاعرسانی طلا و ارز، با نرخ ۱۸۹ هزار و ۳۰۰ تومان معامله شد.
این موج صعودی دامنگیر سایر ارزهای شاخص نیز شد؛ به طوری که یورو به ۲۲۳ هزار تومان و پوند بریتانیا به قیمت ۲۵۸ هزار تومان رسید و رکوردی بیسابقه را ثبت کرد.
همزمان در بازار فلزات گرانبها، هر گرم طلای ۱۸ عیار به عدد باورنکردنی ۲۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسید و سکه تمامبهار آزادی طرح جدید نیز با عبور از مرز ۲۱۲ میلیون تومان، وضعیت بحرانی اقتصاد را بیش از پیش نمایان کرد.
این ارقام تکاندهنده، فراتر از نوسانات عادی بازار، نشاندهنده فروپاشی قدرت خرید و تعمیق بحران معیشت در لایههای مختلف جامعه است. کارشناسان معتقدند ناکارآمدی مزمن دستگاههای اجرایی و فساد ساختاری نهادینه شده، در کنار سیاستهای بحرانآفرینی و ماجراجوییهای منطقهای، اقتصاد کشور را به بنبست کشانده است. تخصیص بودجههای کلان به هزینههای سنگین نظامی و اولویت دادن به تنشزاییهای فرامرزی به جای اصلاحات اقتصادی، منجر به فقر گستردهای شده که اکنون میلیونها ایرانی را به پرتگاه گرسنگی کشانده است.
ناتوانی مردم در تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی و کوچک شدن روزافزون سفرهها، نتیجه مستقیم مدیریتی است که منابع ملی را صرف پروژههایی خارج از منافع عمومی میکند و شهروندان را در برابر تورم افسارگسیخته بیدفاع رها کرده است.
#دلار #یورو #معیشت #فقر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍4
غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از چهرههای اصلی دستگاه سرکوب در ایران است و بهدلیل نقش مستقیم در نقض گسترده حقوق بشر، از جمله صدور و اجرای احکام اعدام و سرکوب معترضان، در فهرست تحریمهای بینالمللی قرار گرفته است.
اعدام امروز محراب عبدالهزاده، نمونهای دیگر از همین چرخه خشونت و بیعدالتی است؛ چرخهای که با مدیریت و تأیید مستقیم مقاماتی چون محسنی اژهای ادامه دارد و هر روز جان انسانهای بیشتری را میگیرد.
غلامحسین اژهای، قاتل زنجیرهای
طرح از مانا نیستانی
منتشرشده در دویچهوله فارسی
درباره اژهای بخوانید:
https://tavaana.org/mohseni_ezhei/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@mananey
@dw_farsi
@Tavaana_TavaanaTech
اعدام امروز محراب عبدالهزاده، نمونهای دیگر از همین چرخه خشونت و بیعدالتی است؛ چرخهای که با مدیریت و تأیید مستقیم مقاماتی چون محسنی اژهای ادامه دارد و هر روز جان انسانهای بیشتری را میگیرد.
غلامحسین اژهای، قاتل زنجیرهای
طرح از مانا نیستانی
منتشرشده در دویچهوله فارسی
درباره اژهای بخوانید:
https://tavaana.org/mohseni_ezhei/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@mananey
@dw_farsi
@Tavaana_TavaanaTech
👍7💯3❤1
Mocked by Judges, Stolen by the Noose: The Tragic Execution of Mehrab Abdollahzadeh
27 year old barber Mehrab Abdollahzadeh, a detainee of the “Woman, Life, Freedom” movement, was executed in Urmia after a sham trial. Despite 40 days of brutal torture and his family being used as leverage for a forced confession, Mehrab maintained his innocence. The judiciary ignored technical evidence and mocked his claims of abuse, prioritizing state-led retribution over justice. His execution highlights the regime’s systemic use of capital punishment to silence the dreams of a defiant and hopeful generation.
Mehrab’s path to the gallows was paved with systematic human rights violations. After enduring over 40 days of physical and psychological torment—including the traumatic arrest of his girlfriend to extract a confession—he stood before a judge without independent legal representation. In a desperate plea for justice, Mehrab requested mobile geofencing data to prove his absence from the crime scene, only to be met with judicial derision. The presiding judge reportedly sneered at his torture claims, dismissing them as a rehearsed script used by all political detainees. This pre-determined verdict reveals the judiciary’s role not as an arbiter of law, but as a weapon of political suppression designed to finalize pre-written death sentences.
#StopExecutionsInIran
#HumanRights
#MehrabAbdollahzadeh
@Tavaana_TavaanaTech
27 year old barber Mehrab Abdollahzadeh, a detainee of the “Woman, Life, Freedom” movement, was executed in Urmia after a sham trial. Despite 40 days of brutal torture and his family being used as leverage for a forced confession, Mehrab maintained his innocence. The judiciary ignored technical evidence and mocked his claims of abuse, prioritizing state-led retribution over justice. His execution highlights the regime’s systemic use of capital punishment to silence the dreams of a defiant and hopeful generation.
Mehrab’s path to the gallows was paved with systematic human rights violations. After enduring over 40 days of physical and psychological torment—including the traumatic arrest of his girlfriend to extract a confession—he stood before a judge without independent legal representation. In a desperate plea for justice, Mehrab requested mobile geofencing data to prove his absence from the crime scene, only to be met with judicial derision. The presiding judge reportedly sneered at his torture claims, dismissing them as a rehearsed script used by all political detainees. This pre-determined verdict reveals the judiciary’s role not as an arbiter of law, but as a weapon of political suppression designed to finalize pre-written death sentences.
#StopExecutionsInIran
#HumanRights
#MehrabAbdollahzadeh
@Tavaana_TavaanaTech
💔5
Forwarded from گفتوشنود
سازوکار انسانزدایی در نظامهای توتالیتر مذهبی؛ واکاوی استبداد در ایران
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
MP Amir-Hossein Sabeti: “Internet Will Not Be Restored for Now”
Hardline MP Amir-Hossein Sabeti recently confirmed that the Supreme National Security Council has no plans to restore international internet access for millions of Iranians. This decision cripples livelihoods, education, and global connectivity, yet highlights a glaring “digital apartheid.” While the public is stripped of basic digital rights, Sabeti and other regime loyalists reportedly enjoy unfiltered access as a state-granted privilege. This systemic discrimination weaponizes the internet, punishing the general population while rewarding those within the power structure, further entrenching the regime’s control over information and communication.
#InternetFreedom
#DigitalApartheid
#digitalblackoutlran
#IranProtests
@Tavaana_TavaanaTech
Hardline MP Amir-Hossein Sabeti recently confirmed that the Supreme National Security Council has no plans to restore international internet access for millions of Iranians. This decision cripples livelihoods, education, and global connectivity, yet highlights a glaring “digital apartheid.” While the public is stripped of basic digital rights, Sabeti and other regime loyalists reportedly enjoy unfiltered access as a state-granted privilege. This systemic discrimination weaponizes the internet, punishing the general population while rewarding those within the power structure, further entrenching the regime’s control over information and communication.
#InternetFreedom
#DigitalApartheid
#digitalblackoutlran
#IranProtests
@Tavaana_TavaanaTech
❤1