Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهپاد شاهد به ویترین تبلیغات حکومتی اضافه شد؛ اینبار در قالب مهریه!
به نظر میرسد چشمه خلاقیت صدا و سیما به کل خشک شده و حالا برای ترویج ازدواج، دست به دامن تسلیحات نظامی شدهاند!
🔹در آخرین شاهکار مضحک صدا و سیما، عروس و دامادی روی آنتن میآیند و با افتخار ادعا میکنند که "پهپاد شاهد" را به عنوان مهریه تعیین کردهاند! احتمالا از نظر این تولیدکنندگان محتوای سفارشی، هیچ چیز رمانتیکتر و عاشقانهتر از یک ابزار کشتار و غارت جنگی نیست که کارکردی جز ویرانی و مرگ ندارد.
کاربری نوشته:
🔹البته تماشای این نمایش مضحک چندان هم عجیب نیست وقتی بدانیم این زوج هم مانند سایر "عروس و دامادهای حکومتی" و گوش به فرمان هستند که همیشه در صحنه و پای ثابت تمام شوهای تبلیغاتی که شغل شریفشان حضور به موقع در صف اول رایگیری برای شکار توسط لنز دوربینها، شعار دادن در راهپیماییها و اجرای سناریوهای تکراری است!
💸 tavaanatech
به نظر میرسد چشمه خلاقیت صدا و سیما به کل خشک شده و حالا برای ترویج ازدواج، دست به دامن تسلیحات نظامی شدهاند!
🔹در آخرین شاهکار مضحک صدا و سیما، عروس و دامادی روی آنتن میآیند و با افتخار ادعا میکنند که "پهپاد شاهد" را به عنوان مهریه تعیین کردهاند! احتمالا از نظر این تولیدکنندگان محتوای سفارشی، هیچ چیز رمانتیکتر و عاشقانهتر از یک ابزار کشتار و غارت جنگی نیست که کارکردی جز ویرانی و مرگ ندارد.
کاربری نوشته:
«حتما برای هدیه پاگشا هم قرار است یک کلاهک موشکی یا جلیقه انفجاری به عروس خانم تقدیم کنند»
🔹البته تماشای این نمایش مضحک چندان هم عجیب نیست وقتی بدانیم این زوج هم مانند سایر "عروس و دامادهای حکومتی" و گوش به فرمان هستند که همیشه در صحنه و پای ثابت تمام شوهای تبلیغاتی که شغل شریفشان حضور به موقع در صف اول رایگیری برای شکار توسط لنز دوربینها، شعار دادن در راهپیماییها و اجرای سناریوهای تکراری است!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👌1😍1
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی بیش از دوماه پژمان زارع، شهروند بهائی
با گذشت بیش از دو ماه از بازداشت پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، او کماکان از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و بدون تفهیم اتهام، در بلاتکلیفی بهسر میبرد.
به گفته یک منبع مطلع، آقای زارع پس از ۵۸ روز نگهداری در مکانی نامعلوم و بیخبری خانواده از وضعیتش، اخیراً به زندان عادلآباد شیراز منتقل شده و تاکنون تنها یک ملاقات از پشت شیشه با خانوادهاش داشته است.
بیش از یک ماه پیش از خانوادهٔ این شهروند بهائی خواسته شده بود تا برای آزادی او وثیقه تهیه کنند. خانواده با تامین وثیقهٔ مورد نظر، آن را تحویل دادهاند، اما تاکنون اقدامی در جهت آزادیاش صورت نگرفته است.
پژمان زارع، پدر یک کودک ۱۱ ماهه، در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد.
این وضعیت قطعهای از پازل بزرگ «دیگریستیزی» نهادینه شده در ساختار جمهوری اسلامی است که دهههاست جامعه بهائی ایران را هدف قرار داده است. این آزار سیستماتیک که از محرومیتهای تحصیلی و اقتصادی تا بازداشتهای خودسرانه را شامل میشود، همواره با برچسبهای تکراری و اتهامات واهی امنیتی توجیه میگردد. هدف از طرح عناوینی چون «تبلیغ علیه نظام» برای فعالیتهای صرفا عقیدتی، جرمانگاری نفسِ «باور» و سرکوب هویت دینی شهروندانی است که حاضر به همسویی با ایدئولوژی رسمی نیستند. این رویه نه تنها نقض فاحش آزادی بیان و عقیده است، بلکه نشاندهنده استفاده ابزاری از نهاد قضا برای تصفیه عقیدتی و ایجاد فضای رعب و وحشت میان اقلیتهای دینی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از دو ماه از بازداشت پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، او کماکان از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و بدون تفهیم اتهام، در بلاتکلیفی بهسر میبرد.
به گفته یک منبع مطلع، آقای زارع پس از ۵۸ روز نگهداری در مکانی نامعلوم و بیخبری خانواده از وضعیتش، اخیراً به زندان عادلآباد شیراز منتقل شده و تاکنون تنها یک ملاقات از پشت شیشه با خانوادهاش داشته است.
بیش از یک ماه پیش از خانوادهٔ این شهروند بهائی خواسته شده بود تا برای آزادی او وثیقه تهیه کنند. خانواده با تامین وثیقهٔ مورد نظر، آن را تحویل دادهاند، اما تاکنون اقدامی در جهت آزادیاش صورت نگرفته است.
پژمان زارع، پدر یک کودک ۱۱ ماهه، در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد.
این وضعیت قطعهای از پازل بزرگ «دیگریستیزی» نهادینه شده در ساختار جمهوری اسلامی است که دهههاست جامعه بهائی ایران را هدف قرار داده است. این آزار سیستماتیک که از محرومیتهای تحصیلی و اقتصادی تا بازداشتهای خودسرانه را شامل میشود، همواره با برچسبهای تکراری و اتهامات واهی امنیتی توجیه میگردد. هدف از طرح عناوینی چون «تبلیغ علیه نظام» برای فعالیتهای صرفا عقیدتی، جرمانگاری نفسِ «باور» و سرکوب هویت دینی شهروندانی است که حاضر به همسویی با ایدئولوژی رسمی نیستند. این رویه نه تنها نقض فاحش آزادی بیان و عقیده است، بلکه نشاندهنده استفاده ابزاری از نهاد قضا برای تصفیه عقیدتی و ایجاد فضای رعب و وحشت میان اقلیتهای دینی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5
روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی افشاری به پرونده جعفر پناهی، رسیدگی خواهد کرد.
پناهی سال گذشته، همزمان با حضور در کمپین اسکار و معرفی فیلم «یک تصادف ساده»، بهصورت غیابی و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده بود.
پس از اعتراض وکلا، این پرونده برای رسیدگی مجدد در دستور کار دادگاه قرار گرفته است.
جعفر پناهی پس از پایان مراسم اسکار، در ۹ فروردین امسال و در شرایط جنگی، به ایران بازگشت.
#جعفر_پناهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
پناهی سال گذشته، همزمان با حضور در کمپین اسکار و معرفی فیلم «یک تصادف ساده»، بهصورت غیابی و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده بود.
پس از اعتراض وکلا، این پرونده برای رسیدگی مجدد در دستور کار دادگاه قرار گرفته است.
جعفر پناهی پس از پایان مراسم اسکار، در ۹ فروردین امسال و در شرایط جنگی، به ایران بازگشت.
#جعفر_پناهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
فرا رفتن از تنشهای سنتی: داستان یک دوستی
متاسفانه درگیری بر سر مسائل مختلف عقیدتی و هویتی همچنان بخشی از زندگی هر روزه انسانهای بسیاری در جهان به شمار میرود و دامن افرادی از زمینههای متفاوت از جمله خداناباوران یا اقلیتهای مذهبی را میگیرد. به نظر میرسد این پرسش که چگونه میتوان به این درگیریها پایان داد، ذهن بسیاری از اندیشمندان را در طی تاریخ به خود مشغول کرده باشد.
اختلاف و درگیری بر سر عقاید و باورهای مذهبی میان افراد و گروهها، گاهی توجه زیادی از سمت ناظران و مردمی دریافت میکند که خود بخشی از درگیری نیستند یا دستکم «به نظر میرسد» بخشی از درگیری نیستند. اما بسیاری از اختلافها و درگیریها از عموم مردم پنهان میماند. نقاطی از جهان هستند که کمتر از نقاط دیگر توجه و تمرکز خبری دریافت میکنند. در بحبوحه جنگ و درگیری در مناطقی مانند اروپا یا خاورمیانه، مسائل رنجها و گرفتاریهای مردم در سودان یا نیجریه ممکن است کمتر دیده شوند. اما حتی در مناطقی با رسانههای نسبتا آزاد و فعال، خبرنگاران حرفهای و شهروندان دارای دسترسی به پلتفرمهای رسانهای، باز هم این امکان وجود دارد که بخش بزرگ و مهمی از درگیری و ریزپرخاشگریهای مبتنی بر باور یا هویت مذهبی نادیده و ناشنیده باقی بماند.
این یادداشت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/the-story-of-a-friendship/
#رواداری #دوستی #تفاوت_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
متاسفانه درگیری بر سر مسائل مختلف عقیدتی و هویتی همچنان بخشی از زندگی هر روزه انسانهای بسیاری در جهان به شمار میرود و دامن افرادی از زمینههای متفاوت از جمله خداناباوران یا اقلیتهای مذهبی را میگیرد. به نظر میرسد این پرسش که چگونه میتوان به این درگیریها پایان داد، ذهن بسیاری از اندیشمندان را در طی تاریخ به خود مشغول کرده باشد.
اختلاف و درگیری بر سر عقاید و باورهای مذهبی میان افراد و گروهها، گاهی توجه زیادی از سمت ناظران و مردمی دریافت میکند که خود بخشی از درگیری نیستند یا دستکم «به نظر میرسد» بخشی از درگیری نیستند. اما بسیاری از اختلافها و درگیریها از عموم مردم پنهان میماند. نقاطی از جهان هستند که کمتر از نقاط دیگر توجه و تمرکز خبری دریافت میکنند. در بحبوحه جنگ و درگیری در مناطقی مانند اروپا یا خاورمیانه، مسائل رنجها و گرفتاریهای مردم در سودان یا نیجریه ممکن است کمتر دیده شوند. اما حتی در مناطقی با رسانههای نسبتا آزاد و فعال، خبرنگاران حرفهای و شهروندان دارای دسترسی به پلتفرمهای رسانهای، باز هم این امکان وجود دارد که بخش بزرگ و مهمی از درگیری و ریزپرخاشگریهای مبتنی بر باور یا هویت مذهبی نادیده و ناشنیده باقی بماند.
این یادداشت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/the-story-of-a-friendship/
#رواداری #دوستی #تفاوت_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیتابی و سخنرانی مادر جاویدنام متین پرویزی، در زادروز فرزندش در هشتم فروردین ماه ۱۴۰۵
جاویدنام متين پرويزی ٢٢ ساله دانشجوی رشته علوم دامی دانشگاه زنجان بود، كه روز ١٨ دی ۱۴۰۴ در سبزهميدان زنجان با شليك گلوله جنگی به سر کشته شد.
پيكرش را مردم به بيمارستان موسوي انتقال دادند، مأموران امنيتيی پيكرش را از خانواده پنهان کردند و بعد از ٥ روز پيگيریهای مداوم، و در رپز دوشنبه ٢٢ دی پيكرش را دربهشت زهرا تحويل دادند و تحت فشارهای امنيتی به خاك سپرده شد.
هشتم فروردینماه امسال، همزمان با زادروز این دانشجو، مراسمی بر سر مزار او برگزار شد. در این مراسم، مادر متین سخنانی احساسی و اعتراضی ایراد کرد و خطاب به فرزندش گفت:
«متین جان، تو در جوانی، شجاعت و آزادگی را معنا کردی… تو با دستهای خالی، اما دلیل به وسعت ایران گام برداشتی. آنجا که عقبنشینی رسم بود، تو ایستادگی را انتخاب کردی. تو جنگیدی برای آزادی، برای آزادی ایران»
او همچنین با اشاره به کشتهشدن فرزندش گفت: «اکنون من به خون ناحق ریختهات سوگند میخورم، به نبودنت عادت نکنم و رنج رفتنت را بیاثر نکنم.»
مادر متین پرویزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «اشکهایم را پاک نمیکنم، میگذارم بمانند تا یادم نرود در کجای تاریخ ایستادهام.»
او در ادامه افزود: «قسم میخورم به خون به ناحق ریختهات، لحظهلحظهای را که از ما ربودهاند، پس بگیریم… میدانم که رسوایی نزدیک است و خون تو طلوع را نزدیکتر خواهد کرد.»
متین پرویزی از جمله دانشجویانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
#متین_پرویزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام متين پرويزی ٢٢ ساله دانشجوی رشته علوم دامی دانشگاه زنجان بود، كه روز ١٨ دی ۱۴۰۴ در سبزهميدان زنجان با شليك گلوله جنگی به سر کشته شد.
پيكرش را مردم به بيمارستان موسوي انتقال دادند، مأموران امنيتيی پيكرش را از خانواده پنهان کردند و بعد از ٥ روز پيگيریهای مداوم، و در رپز دوشنبه ٢٢ دی پيكرش را دربهشت زهرا تحويل دادند و تحت فشارهای امنيتی به خاك سپرده شد.
هشتم فروردینماه امسال، همزمان با زادروز این دانشجو، مراسمی بر سر مزار او برگزار شد. در این مراسم، مادر متین سخنانی احساسی و اعتراضی ایراد کرد و خطاب به فرزندش گفت:
«متین جان، تو در جوانی، شجاعت و آزادگی را معنا کردی… تو با دستهای خالی، اما دلیل به وسعت ایران گام برداشتی. آنجا که عقبنشینی رسم بود، تو ایستادگی را انتخاب کردی. تو جنگیدی برای آزادی، برای آزادی ایران»
او همچنین با اشاره به کشتهشدن فرزندش گفت: «اکنون من به خون ناحق ریختهات سوگند میخورم، به نبودنت عادت نکنم و رنج رفتنت را بیاثر نکنم.»
مادر متین پرویزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «اشکهایم را پاک نمیکنم، میگذارم بمانند تا یادم نرود در کجای تاریخ ایستادهام.»
او در ادامه افزود: «قسم میخورم به خون به ناحق ریختهات، لحظهلحظهای را که از ما ربودهاند، پس بگیریم… میدانم که رسوایی نزدیک است و خون تو طلوع را نزدیکتر خواهد کرد.»
متین پرویزی از جمله دانشجویانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
#متین_پرویزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊1
گلشن فتحی، نویسنده و فعال مدنی، با انتشار روایتی مفصل از تفتیش منزلش توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه، از فشارهای امنیتی، تهدیدها و محدودیتهای اعمالشده علیه خود پرده برداشت.
او نوشته است: «در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در حالی که برای پیادهروی روزانه به همراه تدی و کلویی (سگهایم) از منزل خارج میشدم، توسط ۱۲ نفر از مأموران سازمان اطلاعات سپاه، با حکم صادره از شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، در منزل شخصیام بازداشت شدم.»
به گفته این نویسنده، «منزل من حدود ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تحت تفتیش کامل قرار گرفت و تمامی لوازم الکترونیکی شخصیام از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلش مموری و سایر تجهیزات دیجیتال، مطابق صورتجلسه تنظیمی، توقیف شد.» او افزوده است که «در حین بازرسی، بخشی از لوازم منزل از جمله مجسمهها و وسایل دکوری بزرگ نیز آسیب دیدند.»
گلشن فتحی همچنین از تهدیدهای مکرر مأموران خبر داده و نوشته است: «در تمام این مدت، مکرراً با تهدید مواجه شدم و به من گفته میشد در صورت عدم همکاری، “وضعیت بسیار بدتر خواهد شد” و اتهاماتم آنقدر سنگین است که “قابل توضیح نیست”.»
او در ادامه نوشته است: «مأموران با قطع برق دوربینهای مداربسته لابی ساختمان و ضبط هارد مرکزی دوربینها، عملاً امکان ثبت و حفظ تصاویر این عملیات را از بین بردند؛ اقدامی که علاوه بر تضییع حقوق من، حقوق دهها نفر از ساکنان برج مسکونی را نیز نقض کرد.»
این فعال مدنی همچنین از رفتار یکی از مأموران زن انتقاد کرده و نوشته است: «در میان مأموران، یک زن نیز حضور داشت که اقدام به بازرسی بدنی اینجانب به شکلی تحقیرآمیز و خارج از عرف کرد و با وجود اعتراض صریح من، این رفتار ادامه یافت.»
او درباره وضعیت سگهایش نیز نوشته است: «سگهایم را نیز حدود یک ساعت در خودروی شخصیام در پارکینگ ساختمان حبس کرده بودند که تنها پس از اعتراضهای شدید و مکرر، با انتقالشان به داخل اتاق خواب موافقت شد.»
فتحی همچنین گفته است: «به من دستور داده شد “حجاب عرفی” را رعایت کنم که با اعتراض شدیدم مبنی بر اینکه در منزل شخصی خود هستم و هیچ الزامی به رعایت حجاب ندارم، از این موضوع عقبنشینی کردند.»
او در بخش دیگری از روایت خود تاکید کرده است: «با وجود آنکه در بازداشتها و فشارهای پیشین، به دلیل نگرانی برای خانوادهام، تهدیدهای مداوم و سنگینی اتهامات، همواره سکوت کرده بودم، این بار تصمیم گرفتم درباره آنچه بر من گذشته سخن بگویم.»
گلشن فتحی همچنین نوشته است: «از ابتدای جنگ، خط تلفن همراه شخصی، حساب بانکی و بخش قابل توجهی از دسترسیهای مالی و ارتباطی من مسدود شده و همچنین ممنوعالخروج شدهام.»
او افزوده است: «در حال حاضر برای من در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، توسط سازمان اطلاعات سپاه، پروندهای مفتوح تشکیل شده و در وضعیت بلاتکلیف حقوقی و قضایی قرار دارم؛ وضعیتی که با مراجعات مکرر و حتی بدون حکم قضایی به منزل شخصیام ادامه یافته است.»
این نویسنده و فعال مدنی، مسدودسازی خطوط تلفن، حسابهای بانکی، محدودیت معاملات و ممنوعالخروجی را «فاقد وجاهت قانونی و نقض آشکار ابتداییترین حقوق شهروندی» توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است: «و شاید “جرم” من فقط این باشد که با وجود همه تهدیدها، سرکوبها، ناامنیها و فشارها، ایران را ترک نکردهام؛ اینکه ماندن در ایران برای من نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق، دلبستگی و انتخاب شخصی بوده است.»
گلشن فتحی در ماههای گذشته با انتشار روزنگاریها و ویدیوهایی از آسمان تهران، درباره «هراس، دلهره، امید، اعتراض، نقض حقوق بشر» و تجربه زیسته خود در دوران جنگ و شرایط پس از آن نوشته و روایتهایی شخصی منتشر کرده است.
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشته است: «در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در حالی که برای پیادهروی روزانه به همراه تدی و کلویی (سگهایم) از منزل خارج میشدم، توسط ۱۲ نفر از مأموران سازمان اطلاعات سپاه، با حکم صادره از شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، در منزل شخصیام بازداشت شدم.»
به گفته این نویسنده، «منزل من حدود ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تحت تفتیش کامل قرار گرفت و تمامی لوازم الکترونیکی شخصیام از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلش مموری و سایر تجهیزات دیجیتال، مطابق صورتجلسه تنظیمی، توقیف شد.» او افزوده است که «در حین بازرسی، بخشی از لوازم منزل از جمله مجسمهها و وسایل دکوری بزرگ نیز آسیب دیدند.»
گلشن فتحی همچنین از تهدیدهای مکرر مأموران خبر داده و نوشته است: «در تمام این مدت، مکرراً با تهدید مواجه شدم و به من گفته میشد در صورت عدم همکاری، “وضعیت بسیار بدتر خواهد شد” و اتهاماتم آنقدر سنگین است که “قابل توضیح نیست”.»
او در ادامه نوشته است: «مأموران با قطع برق دوربینهای مداربسته لابی ساختمان و ضبط هارد مرکزی دوربینها، عملاً امکان ثبت و حفظ تصاویر این عملیات را از بین بردند؛ اقدامی که علاوه بر تضییع حقوق من، حقوق دهها نفر از ساکنان برج مسکونی را نیز نقض کرد.»
این فعال مدنی همچنین از رفتار یکی از مأموران زن انتقاد کرده و نوشته است: «در میان مأموران، یک زن نیز حضور داشت که اقدام به بازرسی بدنی اینجانب به شکلی تحقیرآمیز و خارج از عرف کرد و با وجود اعتراض صریح من، این رفتار ادامه یافت.»
او درباره وضعیت سگهایش نیز نوشته است: «سگهایم را نیز حدود یک ساعت در خودروی شخصیام در پارکینگ ساختمان حبس کرده بودند که تنها پس از اعتراضهای شدید و مکرر، با انتقالشان به داخل اتاق خواب موافقت شد.»
فتحی همچنین گفته است: «به من دستور داده شد “حجاب عرفی” را رعایت کنم که با اعتراض شدیدم مبنی بر اینکه در منزل شخصی خود هستم و هیچ الزامی به رعایت حجاب ندارم، از این موضوع عقبنشینی کردند.»
او در بخش دیگری از روایت خود تاکید کرده است: «با وجود آنکه در بازداشتها و فشارهای پیشین، به دلیل نگرانی برای خانوادهام، تهدیدهای مداوم و سنگینی اتهامات، همواره سکوت کرده بودم، این بار تصمیم گرفتم درباره آنچه بر من گذشته سخن بگویم.»
گلشن فتحی همچنین نوشته است: «از ابتدای جنگ، خط تلفن همراه شخصی، حساب بانکی و بخش قابل توجهی از دسترسیهای مالی و ارتباطی من مسدود شده و همچنین ممنوعالخروج شدهام.»
او افزوده است: «در حال حاضر برای من در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، توسط سازمان اطلاعات سپاه، پروندهای مفتوح تشکیل شده و در وضعیت بلاتکلیف حقوقی و قضایی قرار دارم؛ وضعیتی که با مراجعات مکرر و حتی بدون حکم قضایی به منزل شخصیام ادامه یافته است.»
این نویسنده و فعال مدنی، مسدودسازی خطوط تلفن، حسابهای بانکی، محدودیت معاملات و ممنوعالخروجی را «فاقد وجاهت قانونی و نقض آشکار ابتداییترین حقوق شهروندی» توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است: «و شاید “جرم” من فقط این باشد که با وجود همه تهدیدها، سرکوبها، ناامنیها و فشارها، ایران را ترک نکردهام؛ اینکه ماندن در ایران برای من نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق، دلبستگی و انتخاب شخصی بوده است.»
گلشن فتحی در ماههای گذشته با انتشار روزنگاریها و ویدیوهایی از آسمان تهران، درباره «هراس، دلهره، امید، اعتراض، نقض حقوق بشر» و تجربه زیسته خود در دوران جنگ و شرایط پس از آن نوشته و روایتهایی شخصی منتشر کرده است.
#گلشن_فتحی
@Tavaana_TavaanaTech
❤6💔2
حامد تیزرویان، دانشجوی دکترای مهندسی محیط زیست دانشگاه ملی (شهید بهشتی)، عکاس حیاتوحش و از پژوهشگران شناختهشده محیط زیست ایران، از روز ۱۴ اردیبهشتماه توسط مأموران اداره اطلاعات مازندران بازداشت شده و همچنان در زندان ساری در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
حامد تیزرویان، متولد ۱۳۷۰، از فعالان شناختهشده حوزه محیط زیست و عکاسی حیاتوحش در ایران است. به گفته منابع مطلع، بازداشت او پس از انتشار مطالبی انتقادی در شبکههای اجتماعی درباره کشتار معترضان در دیماه و همچنین اعتراض به اعدامها صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، اتهام مطرحشده علیه آقای تیزرویان«اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
صفحه اینستاگرام حامد تیزرویان پیشتر در آذرماه گذشته، پس از انتشار مطالب انتقادی، به دستور نهادهای امنیتی مسدود شده بود.
این فعال محیط زیست اکنون بدون تعیین وضعیت نهایی پرونده، در زندان ساری محبوس است و نگرانیها درباره تداوم بازداشت و وضعیت حقوقی او افزایش یافته است.
آقای تیزرویان از عکاسان برجسته و سرشناس حیات وحش است و تصاویر با ارزشی از حیاتوحش ایران ثبت کرده است.
#حامد_تیزرویان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حامد تیزرویان، متولد ۱۳۷۰، از فعالان شناختهشده حوزه محیط زیست و عکاسی حیاتوحش در ایران است. به گفته منابع مطلع، بازداشت او پس از انتشار مطالبی انتقادی در شبکههای اجتماعی درباره کشتار معترضان در دیماه و همچنین اعتراض به اعدامها صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، اتهام مطرحشده علیه آقای تیزرویان«اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
صفحه اینستاگرام حامد تیزرویان پیشتر در آذرماه گذشته، پس از انتشار مطالب انتقادی، به دستور نهادهای امنیتی مسدود شده بود.
این فعال محیط زیست اکنون بدون تعیین وضعیت نهایی پرونده، در زندان ساری محبوس است و نگرانیها درباره تداوم بازداشت و وضعیت حقوقی او افزایش یافته است.
آقای تیزرویان از عکاسان برجسته و سرشناس حیات وحش است و تصاویر با ارزشی از حیاتوحش ایران ثبت کرده است.
#حامد_تیزرویان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤2
جاویدنام مسعود عدالتیان، پدر سه فرزند، در دی ماه خونین با گلوله جنگی در مشهد کشته شد
جاویدنام مسعود عدالتیان، ۴۷ ساله، پدر سه فرزند و صاحب کارخانه MDF در مشهد، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به ناحیه سر جان باخت.
نام این قهرمان را به خاطر بسپارید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #مسعود_عدالتیان
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام مسعود عدالتیان، ۴۷ ساله، پدر سه فرزند و صاحب کارخانه MDF در مشهد، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به ناحیه سر جان باخت.
نام این قهرمان را به خاطر بسپارید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #مسعود_عدالتیان
@Tavaana_TavaanaTech
💔13
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتی که مراسم عروسی را هم به نمایش مسلسل، مرگ و جنگ تبدیل کرد!
نمایش یک ماشین عروس مجهز به مسلسل سنگین در نمایش خیابانی موسوم به "جشن زوجهای جانفدا" در میدان امام حسین تهران، شاهکار جدید و مضحک سپاه محمد رسولالله است.
تماشای این صحنه، هر بینندهای را میان خنده و تاسف معلق نگه میدارد!
در شرایطی که جوانان و مردم این کشور بیش از ۸۰ روز است که قطعی اینترنت و قطع ارتباط با کل جهان را تجربه میکنند و زیر بار تورم، گرانی و هزینههای سنگین زندگی کمر خم کردهاند و رویاهایشان نابود شده، راه حل حکومت به این بحران واقعی، برگزاری چنین شوهای مضحک است که اغلب دستمایه طنز رسانههای خارجی نیز میشود!
💸 tavaanatech
نمایش یک ماشین عروس مجهز به مسلسل سنگین در نمایش خیابانی موسوم به "جشن زوجهای جانفدا" در میدان امام حسین تهران، شاهکار جدید و مضحک سپاه محمد رسولالله است.
تماشای این صحنه، هر بینندهای را میان خنده و تاسف معلق نگه میدارد!
در شرایطی که جوانان و مردم این کشور بیش از ۸۰ روز است که قطعی اینترنت و قطع ارتباط با کل جهان را تجربه میکنند و زیر بار تورم، گرانی و هزینههای سنگین زندگی کمر خم کردهاند و رویاهایشان نابود شده، راه حل حکومت به این بحران واقعی، برگزاری چنین شوهای مضحک است که اغلب دستمایه طنز رسانههای خارجی نیز میشود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1
Forwarded from گفتوشنود
عذرخواهی تاریخی کلیسای اسکاتلند بابت نقش در بردهداری؛ آغاز مسیر جبران
کلیسای اسکاتلند در اقدامی تاریخی، طی نشست مجمع عمومی خود در ادینبورگ، به طور رسمی بابت پیوندهای گذشتهاش با نظام بردهداری و ارائه توجیهات الهیاتی برای آن، عذرخواهی کرد.
این نهاد مذهبی با ابراز اندوه عمیق از رنجهای تحمیلشده بر قربانیان، اعلام کرد که کلیسا نه تنها از این سیستم سود برده، بلکه با اعمال و بیعملی خود، در تداوم نابرابریهای نژادی نقش داشته است.
کشیش سالی فاستر-فولتون، این اقدام را لحظهای برای بیان حقیقت و گامی ضروری برای التیام دانست و تأکید کرد که میراث بردهداری همچنان بر ساختارهای جوامع مدرن سایه افکنده است.
این بیانیه پس از مشاورههای گسترده با نمایندگان جوامع آفریقایی و کارائیب تنظیم شده است.
در همین راستا، کلیسا از تشکیل یک گروه کاری ویژه با مشارکت جوامع آسیبدیده خبر داد تا با عبور از کلمات، راهکارهای عملی برای جبران خسارات و تحقق آشتی واقعی ارائه دهد.
نمایندگان کلیساهای آفریقا و کارائیب ضمن استقبال از این شجاعت، بر لزوم تداوم این مسیر تا دستیابی به عدالت و تغییر نگرشهای نژادی تأکید کردند.
این عذرخواهی، تلاشی برای اذعان به حقیقت تاریخی جهت ساختن آیندهای برابرتر است.
#کلیسا #برده_داری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کلیسای اسکاتلند در اقدامی تاریخی، طی نشست مجمع عمومی خود در ادینبورگ، به طور رسمی بابت پیوندهای گذشتهاش با نظام بردهداری و ارائه توجیهات الهیاتی برای آن، عذرخواهی کرد.
این نهاد مذهبی با ابراز اندوه عمیق از رنجهای تحمیلشده بر قربانیان، اعلام کرد که کلیسا نه تنها از این سیستم سود برده، بلکه با اعمال و بیعملی خود، در تداوم نابرابریهای نژادی نقش داشته است.
کشیش سالی فاستر-فولتون، این اقدام را لحظهای برای بیان حقیقت و گامی ضروری برای التیام دانست و تأکید کرد که میراث بردهداری همچنان بر ساختارهای جوامع مدرن سایه افکنده است.
این بیانیه پس از مشاورههای گسترده با نمایندگان جوامع آفریقایی و کارائیب تنظیم شده است.
در همین راستا، کلیسا از تشکیل یک گروه کاری ویژه با مشارکت جوامع آسیبدیده خبر داد تا با عبور از کلمات، راهکارهای عملی برای جبران خسارات و تحقق آشتی واقعی ارائه دهد.
نمایندگان کلیساهای آفریقا و کارائیب ضمن استقبال از این شجاعت، بر لزوم تداوم این مسیر تا دستیابی به عدالت و تغییر نگرشهای نژادی تأکید کردند.
این عذرخواهی، تلاشی برای اذعان به حقیقت تاریخی جهت ساختن آیندهای برابرتر است.
#کلیسا #برده_داری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2🕊2❤1
⭕️ «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» و نه به اعدام به عنوان اصلی ضروری برای دفاع از حق حیات
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوبیستویکم
حاکمان مستبد ایران بیش از دو ماه است خیابانهای شهرها را توسط عوامل و وابستگان حداقلی خود، اشغال کرده و آموزش استفاده از سلاح در ملاءعام میدهند و با استفاده ابزاری از کودکان در این محافل، قصد نهادینه کردن خشونت و سرکوب علیه شهروندان و معترضان را دارند.
حکومت نامشروع ولایت فقیه در هفته اخیر زندانی سیاسی، هموطن بلوچ عبدالجلیل شهبخش، را در زندان زاهدان به دار آویخت؛ و در اقدام جنایتکارانه دیگر محمد عباسی، یکی از دستگیرشدگان خیزش دی ماه، را به اتهام شرکت در قیام، اعدام کرد. این در حالی است که فاطمه عباسی، دختر وی به ۲۵ سال حبس محکوم شده و اینک در زندان اوین محبوس است.
دیکتاتوری حاکم، در وحشت از سرنگونی با صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام هدفی جز ایجاد ترس و وحشت در جامعه ندارد؛ در کنار زندانیان سیاسی هر روز شاهد اعدام جوانان با اتهامات غیرسیاسی هستیم.
ما بارها گفتهایم که اعدام، صرفنظر از نوع اتهام، تنها اجرای یک حکم ناعادلانه قضایی که حق حیات را از انسان سلب میکند نیست بلکه مهمترین ابزار سرکوب و قتل حکومتی است که ریشههای عمیق سیاسی، طبقاتی و ایدئولوژیک در حاکمیت ولایت فقیه دارد. این ابزار برای ایجاد وحشت در میان مردم به کار گرفته میشود تا ستمدیدگان را به تسلیم وادار کند، اما زهی خیال باطل!
اگر امروز حکومت جوانان را یکی پس از دیگری به دار میکشد، بهخوبی میداند که این جوانان با تمام وجود تبعیض طبقاتی را لمس کردهاند و از فساد و غارت سیستماتیک حاکمیت آگاهند. آنها را اعدام میکند تا بترساند، اما غافل از آنکه این خشونت نتنها خاموشکننده نیست، بلکه در دلها بذر آگاهی، مقاومت و خیزش میکارد.
ما باور داریم در برابر این اعدامها نباید مقهور شد. کارزار نه به اعدام، یک گام ضروری به سمت عدالت و آزادی و رفع هرگونه تبعیض و ستم در ایران فردا است.
مخالفت آشکار و عملی با اعدام یک سنجه بسیار مهم و تعیینکننده و سنگ محک واقعی برای مبارزان امروز است.
ما در کارزار سهشنبههای نه به اعدام به عنوان بخشی از جنبش نه به اعدام از تمام فعالان سیاسی، حقوقبشری، صنفی و مدنی میخواهیم برای توقف اعدام بیش از پیش متحد شوند و از کارگران و معلمان و دانشجویان و بازنشستگانی که تاکنون صدای بلند نه به اعدام در کوی و برزن بودهاند درخواست میکنیم صدای ما را به گوش وجدانهای بیدار در جوامع بینالمللی برسانند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به امید ایرانی آزاد و به دور از سرکوب و اعدام، و در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران، سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ در صدوبیست و یکمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیست و یکم
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوبیستویکم
حاکمان مستبد ایران بیش از دو ماه است خیابانهای شهرها را توسط عوامل و وابستگان حداقلی خود، اشغال کرده و آموزش استفاده از سلاح در ملاءعام میدهند و با استفاده ابزاری از کودکان در این محافل، قصد نهادینه کردن خشونت و سرکوب علیه شهروندان و معترضان را دارند.
حکومت نامشروع ولایت فقیه در هفته اخیر زندانی سیاسی، هموطن بلوچ عبدالجلیل شهبخش، را در زندان زاهدان به دار آویخت؛ و در اقدام جنایتکارانه دیگر محمد عباسی، یکی از دستگیرشدگان خیزش دی ماه، را به اتهام شرکت در قیام، اعدام کرد. این در حالی است که فاطمه عباسی، دختر وی به ۲۵ سال حبس محکوم شده و اینک در زندان اوین محبوس است.
دیکتاتوری حاکم، در وحشت از سرنگونی با صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام هدفی جز ایجاد ترس و وحشت در جامعه ندارد؛ در کنار زندانیان سیاسی هر روز شاهد اعدام جوانان با اتهامات غیرسیاسی هستیم.
ما بارها گفتهایم که اعدام، صرفنظر از نوع اتهام، تنها اجرای یک حکم ناعادلانه قضایی که حق حیات را از انسان سلب میکند نیست بلکه مهمترین ابزار سرکوب و قتل حکومتی است که ریشههای عمیق سیاسی، طبقاتی و ایدئولوژیک در حاکمیت ولایت فقیه دارد. این ابزار برای ایجاد وحشت در میان مردم به کار گرفته میشود تا ستمدیدگان را به تسلیم وادار کند، اما زهی خیال باطل!
اگر امروز حکومت جوانان را یکی پس از دیگری به دار میکشد، بهخوبی میداند که این جوانان با تمام وجود تبعیض طبقاتی را لمس کردهاند و از فساد و غارت سیستماتیک حاکمیت آگاهند. آنها را اعدام میکند تا بترساند، اما غافل از آنکه این خشونت نتنها خاموشکننده نیست، بلکه در دلها بذر آگاهی، مقاومت و خیزش میکارد.
ما باور داریم در برابر این اعدامها نباید مقهور شد. کارزار نه به اعدام، یک گام ضروری به سمت عدالت و آزادی و رفع هرگونه تبعیض و ستم در ایران فردا است.
مخالفت آشکار و عملی با اعدام یک سنجه بسیار مهم و تعیینکننده و سنگ محک واقعی برای مبارزان امروز است.
ما در کارزار سهشنبههای نه به اعدام به عنوان بخشی از جنبش نه به اعدام از تمام فعالان سیاسی، حقوقبشری، صنفی و مدنی میخواهیم برای توقف اعدام بیش از پیش متحد شوند و از کارگران و معلمان و دانشجویان و بازنشستگانی که تاکنون صدای بلند نه به اعدام در کوی و برزن بودهاند درخواست میکنیم صدای ما را به گوش وجدانهای بیدار در جوامع بینالمللی برسانند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به امید ایرانی آزاد و به دور از سرکوب و اعدام، و در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران، سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ در صدوبیست و یکمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیست و یکم
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊1
۱۳ فعال مدنی در آذربایجان شرقی مجموعا به ۸۱ سال زندان محکوم شدند
۱۳ فعال مدنی اهل آذربایجان شرقی از سوی دادگاه تجدیدنظر این استان به مجموعا ۸۱ سال و ۵ ماه زندان محکوم شدند.
به گزارش هرانا، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، رای خود مبنی بر محکومیت این ۱۳ فعال مدنی را به وکلای آنها ابلاغ کرده است.
بر اساس رای صادرشده از سوی دادگاه، یوروش مهرعلیبیگلو در ارتباط با اتهام ایجاد گروه غیرقانونی به بیش از ۶ سال زندان و همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم شده است.
در همین پرونده، حامد یگانهپور، ابراهیم عوضزاده، آراز ابراهیمنژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، ناصر رزمجو، داوود شیری، جواد سودبر، مهرداد قادری، علی بابایی و محمدرضا موحد نیز هر یک به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، به ۶ سال و ۴ ماه زندان محکوم شدند.
همچنین مرتضی نورمحمدی نیز در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۲ سال حبس محکوم شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
۱۳ فعال مدنی اهل آذربایجان شرقی از سوی دادگاه تجدیدنظر این استان به مجموعا ۸۱ سال و ۵ ماه زندان محکوم شدند.
به گزارش هرانا، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، رای خود مبنی بر محکومیت این ۱۳ فعال مدنی را به وکلای آنها ابلاغ کرده است.
بر اساس رای صادرشده از سوی دادگاه، یوروش مهرعلیبیگلو در ارتباط با اتهام ایجاد گروه غیرقانونی به بیش از ۶ سال زندان و همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم شده است.
در همین پرونده، حامد یگانهپور، ابراهیم عوضزاده، آراز ابراهیمنژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، ناصر رزمجو، داوود شیری، جواد سودبر، مهرداد قادری، علی بابایی و محمدرضا موحد نیز هر یک به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، به ۶ سال و ۴ ماه زندان محکوم شدند.
همچنین مرتضی نورمحمدی نیز در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۲ سال حبس محکوم شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊4
سه نام، سه داغ و یک حقیقت؛
سومین سالگرد قتل حکومتی صالح، مجید و سعید
سه سال از آن صبح تلخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ میگذرد؛ روزی که چوبههای دار برای استمرار وحشت برپا شدند. صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، سه نامی که در حافظه تاریخی این سرزمین، به نمادی از قربانیان یکی از ناعادلانهترین دادرسیهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شدند.
پرونده «خانه اصفهان» تنها یک روایت حقوقی نبود؛ بلکه تابلویی تمامنما از سازوکار سرکوب بود. نه شواهدی از تیراندازی وجود داشت و نه مستندی جز اعترافات زیر فشار؛ تنها «حضور در صحنه اعتراضات» کافی بود تا دستگاه قضا، با نادیده گرفتن تمامی نقصهای اساسی و ایرادات آشکار، حکم از پیش نوشتهشده را تایید کند. دیوان عالی کشور، در این پرونده بیش از آنکه مرجع حقیقتجو باشد، به بازوی انتقامجوی نظام تبدیل شد که چشمانش را بر ابهامات پرشمار بست تا حکم «محاربه» را بر قامت سه جوان معترض بنشاند.
اعدام این سه جوان، پیامی روشن و بیرحمانه بود که جمهوری اسلامی به بدنه حامیان خود مخابره کرد: اینکه برای بقای یک نظام ظالمانه و حفظ سنگرهای سرکوب، هیچ جنایتی خط قرمز نیست. این اعدامها نه برای اجرای قانون، که برای تضمینِ «وفاداری» به نیروهای سرکوبگر و ایجاد هزینهای سنگین برای هرگونه اعتراض بود. حاکمیت با قربانی کردن جان این سه تن، در حقیقت میخواست به هوادارانش اطمینان دهد که در میدان برخورد با معترضان، ماشین کشتار حکومتی تا آخرین لحظه حامیِ آنهاست و از هیچ ابزاری، حتی ناعادلانهترین احکام قضایی، برای زهرچشم گرفتن از مردم دریغ نخواهد کرد.
امروز در سومین سالگرد پرواز نابهنگام صالح، مجید و سعید، ما نه تنها برای سه عزیز از دست رفته، بلکه برای عدالت ذبحشده سوگواریم. یاد آنها باقی است؛ نه به عنوان مجرمان یک پرونده ساختگی، بلکه به عنوان وجدانهای بیداری که در برابر ظلم ایستادند و بهای این ایستادگی را با جان خویش پرداختند.
یادشان گرامی و نامشان در مسیر رسیدن به آزادی، ماندگار باد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #خانه_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
سومین سالگرد قتل حکومتی صالح، مجید و سعید
سه سال از آن صبح تلخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ میگذرد؛ روزی که چوبههای دار برای استمرار وحشت برپا شدند. صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، سه نامی که در حافظه تاریخی این سرزمین، به نمادی از قربانیان یکی از ناعادلانهترین دادرسیهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شدند.
پرونده «خانه اصفهان» تنها یک روایت حقوقی نبود؛ بلکه تابلویی تمامنما از سازوکار سرکوب بود. نه شواهدی از تیراندازی وجود داشت و نه مستندی جز اعترافات زیر فشار؛ تنها «حضور در صحنه اعتراضات» کافی بود تا دستگاه قضا، با نادیده گرفتن تمامی نقصهای اساسی و ایرادات آشکار، حکم از پیش نوشتهشده را تایید کند. دیوان عالی کشور، در این پرونده بیش از آنکه مرجع حقیقتجو باشد، به بازوی انتقامجوی نظام تبدیل شد که چشمانش را بر ابهامات پرشمار بست تا حکم «محاربه» را بر قامت سه جوان معترض بنشاند.
اعدام این سه جوان، پیامی روشن و بیرحمانه بود که جمهوری اسلامی به بدنه حامیان خود مخابره کرد: اینکه برای بقای یک نظام ظالمانه و حفظ سنگرهای سرکوب، هیچ جنایتی خط قرمز نیست. این اعدامها نه برای اجرای قانون، که برای تضمینِ «وفاداری» به نیروهای سرکوبگر و ایجاد هزینهای سنگین برای هرگونه اعتراض بود. حاکمیت با قربانی کردن جان این سه تن، در حقیقت میخواست به هوادارانش اطمینان دهد که در میدان برخورد با معترضان، ماشین کشتار حکومتی تا آخرین لحظه حامیِ آنهاست و از هیچ ابزاری، حتی ناعادلانهترین احکام قضایی، برای زهرچشم گرفتن از مردم دریغ نخواهد کرد.
امروز در سومین سالگرد پرواز نابهنگام صالح، مجید و سعید، ما نه تنها برای سه عزیز از دست رفته، بلکه برای عدالت ذبحشده سوگواریم. یاد آنها باقی است؛ نه به عنوان مجرمان یک پرونده ساختگی، بلکه به عنوان وجدانهای بیداری که در برابر ظلم ایستادند و بهای این ایستادگی را با جان خویش پرداختند.
یادشان گرامی و نامشان در مسیر رسیدن به آزادی، ماندگار باد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #خانه_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔11
Forwarded from گفتوشنود
جودیت باتلر و اخلاق همزیستی
پذیرش دیگری فراتر از مرزهای هویت
جودیت باتلر (متولد ۱۹۵۶)، فیلسوف و نظریهپرداز پساساختارگرای آمریکایی، یکی از رادیکالترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزههای فلسفه سیاسی، فمینیسم و مطالعات جنسیت است. او که استاد دانشگاه برکلی است، با نقد ساختارهای قدرت و بررسی نحوه شکلگیری هویت، نگاه ما را به مفاهیم « دیگری» و «پذیرش» دگرگون کرده است. باتلر برخلاف سنتهای کلاسیک، رواداری را نه در مدارا با تفاوتها، بلکه در به رسمیت شناختن آسیبپذیری مشترک انسانها جستجو میکند.
نظریه همزیستی؛ فراتر از مرزهای رواداری
از دیدگاه باتلر، پذیرش دیگری تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه شرط بقای زندگی انسانی است. او در آثار متاخر خود، مفاهیم زیر را برای درک بهتر پذیرش مطرح میکند:
۱. آسیبپذیری به مثابه پیوند:
باتلر معتقد است که هر انسانی در ذات خود «آسیبپذیر» است؛ یعنی زندگی ما همواره در دستان دیگری قرار دارد. این وابستگی متقابل، پایه اصلی اخلاق است. پذیرش دیگری یعنی شناخت این حقیقت که امنیت و حیات من، به نحوی به حیات آن کسی که ممکن است با او متفاوت باشم، گره خورده است.
۲. نقد «سوژه» برای رواداری رادیکال:
او معتقد است دستهبندیهای ثابت (مانند ملیت، مذهب یا جنسیت) دیوارهایی میسازند که مانع پذیرش میشوند. رواداریِ باتلر یعنی زیر سوال بردن این دستهبندیهای «خودی و غیرخودی». از نظر او، جامعهای که صرفا به «تحمل» دیگران بسنده کند، همچنان ساختار قدرت را حفظ کرده است. پذیرش واقعی زمانی رخ میدهد که مرزهای هویت از پیش تعیین شده را بشکنیم.
۳. اخلاق عدمخشونت:
باتلر خشونت را ناشی از ناتوانی در دیدن رنج دیگری میداند. در نظر او، پذیرش یعنی پاسخ دادن به تقاضای «صورت دیگری». وقتی من با دیگری روبرو میشوم، آن «صورت» از من میخواهد که او را نکشم، نادیده نگیرم و به عنوان یک انسان صاحب حق بپذیرم. این یک «پذیرشِ ایجابی» و فعالانه است که اجازه میدهد زندگیهای «ناداستان» (زندگیهایی که جوامع تحت قدرت، ارزش آنها را نادیده میگیرند) نیز دیده شوند.
پذیرش در نگاه باتلر، فراتر از تحمل ساکتومنفعل است؛ این نوعی «همزیستی مسئولانه» است. او ما را فرامیخواند تا در جهانی که در آن زندگیها به شکلی نابرابر مورد ارزشمندی قرار میگیرند، برای «ارزش برابر تمام زندگیها» مبارزه کنیم. از نظر او، رواداری واقعی مستلزم این است که بپذیریم در جهانی مشترک زندگی میکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ذاتی ندارد و بقای ما وابسته به پذیرش بیقید و شرط حضور دیگری است.
#جودیت_باتلر #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری فراتر از مرزهای هویت
جودیت باتلر (متولد ۱۹۵۶)، فیلسوف و نظریهپرداز پساساختارگرای آمریکایی، یکی از رادیکالترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزههای فلسفه سیاسی، فمینیسم و مطالعات جنسیت است. او که استاد دانشگاه برکلی است، با نقد ساختارهای قدرت و بررسی نحوه شکلگیری هویت، نگاه ما را به مفاهیم « دیگری» و «پذیرش» دگرگون کرده است. باتلر برخلاف سنتهای کلاسیک، رواداری را نه در مدارا با تفاوتها، بلکه در به رسمیت شناختن آسیبپذیری مشترک انسانها جستجو میکند.
نظریه همزیستی؛ فراتر از مرزهای رواداری
از دیدگاه باتلر، پذیرش دیگری تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه شرط بقای زندگی انسانی است. او در آثار متاخر خود، مفاهیم زیر را برای درک بهتر پذیرش مطرح میکند:
۱. آسیبپذیری به مثابه پیوند:
باتلر معتقد است که هر انسانی در ذات خود «آسیبپذیر» است؛ یعنی زندگی ما همواره در دستان دیگری قرار دارد. این وابستگی متقابل، پایه اصلی اخلاق است. پذیرش دیگری یعنی شناخت این حقیقت که امنیت و حیات من، به نحوی به حیات آن کسی که ممکن است با او متفاوت باشم، گره خورده است.
۲. نقد «سوژه» برای رواداری رادیکال:
او معتقد است دستهبندیهای ثابت (مانند ملیت، مذهب یا جنسیت) دیوارهایی میسازند که مانع پذیرش میشوند. رواداریِ باتلر یعنی زیر سوال بردن این دستهبندیهای «خودی و غیرخودی». از نظر او، جامعهای که صرفا به «تحمل» دیگران بسنده کند، همچنان ساختار قدرت را حفظ کرده است. پذیرش واقعی زمانی رخ میدهد که مرزهای هویت از پیش تعیین شده را بشکنیم.
۳. اخلاق عدمخشونت:
باتلر خشونت را ناشی از ناتوانی در دیدن رنج دیگری میداند. در نظر او، پذیرش یعنی پاسخ دادن به تقاضای «صورت دیگری». وقتی من با دیگری روبرو میشوم، آن «صورت» از من میخواهد که او را نکشم، نادیده نگیرم و به عنوان یک انسان صاحب حق بپذیرم. این یک «پذیرشِ ایجابی» و فعالانه است که اجازه میدهد زندگیهای «ناداستان» (زندگیهایی که جوامع تحت قدرت، ارزش آنها را نادیده میگیرند) نیز دیده شوند.
پذیرش در نگاه باتلر، فراتر از تحمل ساکتومنفعل است؛ این نوعی «همزیستی مسئولانه» است. او ما را فرامیخواند تا در جهانی که در آن زندگیها به شکلی نابرابر مورد ارزشمندی قرار میگیرند، برای «ارزش برابر تمام زندگیها» مبارزه کنیم. از نظر او، رواداری واقعی مستلزم این است که بپذیریم در جهانی مشترک زندگی میکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ذاتی ندارد و بقای ما وابسته به پذیرش بیقید و شرط حضور دیگری است.
#جودیت_باتلر #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1