آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.1K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سنگ مزار جاوید نام مونا اسمی از جانباختگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ در شهر رشت، شکسته شده است.
با توجه به تصاویر به نظر می‌رسد که این کار در ایام نوروز انجام شده است.

جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز از مردم ایران می‌ترسد و از یاد و نام انباختگان راه آزادی که می‌توانند، دادخواهی را ه زمینه‌ای برای همبستگی ملی تبدیل کنند، هراس دارد.

#مونا_اسمی

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊1
حمیدرضا ریزانه، متولد دی ماه ۱۳۸۶ و دانیال امینی، متولد فروردین ۱۳۸۷، دو جوانی هستند که در پی اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شده‌اند. با گذشت ۱۴۵ روز از زمان دستگیری، این دو هنوز در وضعیت بلاتکلیفی قضایی به‌سر می‌برند و به ترتیب در کانون اصلاح و تربیت و زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شوند.

این دو جوان در تاریخ ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ به علت شرکت در اعتراضات با ضرب و شتم و بازداشت مواجه شدند. ویدیوهایی از اعترافات اجباری آنان به استفاده از میله و حمله به یک مأمور نیز در رسانه‌های حکومتی منتشر شده است.
تصاویری محو و تار از ویدیوی منسوب به حضور آن‌ها در صحنه درگیری منتشر شده که چهره‌ای قابل تشخیص نیست.

طبعا اعتراف اجباری به خاطر وجود عنصر اجبار و فشار و شکنجه در خلال بازجویی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.

خانواده‌های حمیدرضا و دانیال در زمان جنگ، با امید به آزادی موقت آن‌ها به مراجع قضایی مراجعه کردند و وعده آزادی موقت به آن‌ها داده شد، اما این وعده به بهانه‌های تعطیلی و مرخصی کارمندان قضایی هرگز عملی نشد. منبعی معتبر اعلام کرده که وضعیت نامشخص پرونده و اعترافات اجباری و ساختگی، نگرانی‌ها را افزایش داده است. دانیال امینی اکنون به سن ۱۸ سالگی رسیده و قرار است به زودی به زندان دستگرد منتقل شود.

#حمیدرضا_ریزانه #دانیال_امینی #اصفهان #اعترافات_اجباری

@Tavaana_TavaanaTech
💔215🕊3

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سنگ مزار بنیامین علیزاده را در رشت شکسته‌اند، به نظر می‌رسد که این اتفاق در ایام نوروز ۱۴۰۵ افتاده باشد.

بنیامین علیزاده، متولد ۱۳۸۹، در دی ماه خونین ۱۴۰۴ در خیابان باهنر رشت پس از اصابت گلوله به پا، با تاخیر به بیمارستان رسول منتقل و در اثر شدت خونریزی جان باخت.
‏وضعیت بیمارستان به‌گونه‌ای بود که او‌ را چند ساعت روی یک برانکارد رها کرده بودند.
‏خانواده بنیامین ساکن سنگر در نزدیک رشت هستند. مراسم خاکسپاری او در سنگر رود برگزار شد. نیروهای امنیتی اجازه برگزاری مراسم سوم و هفتم را به خانواده ندادند.
‏خانواده او مدت.ها تحت فشار قرار گرفتند.

#بنیامین_علیزاده #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔203
Forwarded from گفت‌وشنود
مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی
آیا شکست دیگری این بار در ام‌القرای اسلامی در پیش است!؟

«آیت‌الله وحید خراسانی سال‌ها پیش در جریان جلسه درس خود ناگهان از کوره در رفته و به مسیحیت تاخته بود! او به طور مشخص از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که “بساط تبلیغ مسیحیت از کشور برچیده شود”.»

این جمله، تنها یک واکنش احساسی یا مذهبی نیست؛ بلکه بازتاب نگاه رسمی و امنیتی جمهوری اسلامی به موضوع تغییر دین و گرایش به مسیحیت است.
نوشتار «مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی» به وضعیت کسانی می‌پردازد که با وجود فشارهای حکومتی، محدودیت‌های قانونی و تهدیدهای امنیتی، دین یا باور خود را تغییر داده‌اند و برای حق انتخاب عقیده خود هزینه پرداخته‌اند.

این مطلب نشان می‌دهد که چگونه حکومت ایران، تغییر دین را نه به‌عنوان یک حق فردی، بلکه به‌عنوان تهدیدی سیاسی و ایدئولوژیک تلقی می‌کند. در این میان، نوکیشان مسیحی با بازداشت، فشار، محرومیت اجتماعی و حتی زندان روبه‌رو شده‌اند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تاکید بر آزادی دین و باور به‌عنوان حقی بنیادین است؛ حقی که شامل آزادی تغییر دین، نداشتن دین یا انتخاب آزادانه باورهای فردی نیز می‌شود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/christian-convert/

@Dialogue1402
👍5👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدوی مادر جاوید نام سیاوش محمودی این ویدیو را در استوری اینستاگرامش منتشر کرد. او تاکید کرده است که راه فرزند قهرمانش را ادامه خواهد داد.
این مادر دادخواه می‌گوید:
«سیاوش من اگر بود الان بیست ساله شد. شما حسرت بزرگ شدن بچ‌ه‌ام رو به دل من گذاشتید. حسرت رعنا شدن بچه‌ام رو به دل من گذاشتید. سیاوش نوجوونی بود که در اوج نوجوونی خیلی بیشتر از سنش فهمید. فهمید که این جامعه چه جوریه، چه شکلیه. فهمید که این جامعه که ما الان داریم توش زندگی میکنیم چه جوریه. پس با یک مشت گره کرده، آزادی و آزادگی را فریاد زد. اما جواب آزادگی فرزند من با یک گلوله جنگی داده شد. و من این اتفاقی که افتاده را هرگز از یاد نخواهم برد. از یاد نخواهم برد که چه بلایی سر من آوردید. زندگی من را کلا نابود کردید. شما با شلیک گلوله به فرزند من نه اینکه فرزندم را، بلکه یک زندگی را از بین ببرید. زندگی من با رفتن فرزندم نابود شد. اما تو این چهار سالی که بچه من را از من گرفتید، سعی کردم صدای فرزندم، صدای آزادی و آزادگی فرزندم باشم. صدای فرزندی که فریاد آزادی و آزادگی را سرداد اما بهش شلیک کردید. من جای پای سیاوش هستم. پایی که سیاوش قدم برداشته، من جای پای سیاوش قدم میزنم. پس راهی که فرزندم رفت مطمئن باشید من هم همان راه را رفتم. همان راه را میرم برای سیاوش، برای تمام فرزندان ایران زمین که شماها به خاک و خون کشیدید. شماها فرزندان ما را کشتید. به قتل رساندید.»


#دادخواهی #سیاوش_محمودی

@Tavaana_TavaanaTech
24🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
یک دین آمریکایی: مورمون‌ها

مورمون‌ها یا اعضای «کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان» یکی از شناخته‌شده‌ترین اقلیت‌های مذهبی در جهان معاصر هستند؛ گروهی که از قرن نوزدهم در آمریکا شکل گرفت و در طول تاریخ خود با سوءظن، تبعیض و حتی خشونت اجتماعی روبه‌رو بوده است. نوشتار «مورمون‌ها» نگاهی دارد به تاریخ، باورها و تجربه زیسته این جامعه مذهبی و چالش‌هایی که در مسیر پذیرش اجتماعی با آن مواجه بوده‌اند.
این مطلب نشان می‌دهد که چگونه ناآگاهی، کلیشه‌ها و پیش‌داوری‌های مذهبی می‌توانند به طرد و حاشیه‌راندن گروه‌های دینی منجر شوند. در عین حال، تجربه مورمون‌ها نمونه‌ای است از تلاش برای حفظ هویت دینی در کنار مشارکت در جامعه‌ای متکثر و مدرن.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که آزادی دین و باور تنها به ادیان اکثریت محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل حق پیروان گروه‌های مذهبی کوچک‌تر نیز هست که بتوانند بدون ترس از تبعیض یا نفرت، باورهای خود را ابراز کنند.
اگر به موضوع تنوع دینی، حقوق اقلیت‌های مذهبی و اهمیت همزیستی در جوامع چندفرهنگی علاقه‌مند هستید، مطالعه این مطلب می‌تواند دیدگاه‌های ارزشمندی در اختیار شما قرار دهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mormons/

#اقلیت_دینی #مورمون #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6👌1💯1
تصاویر و روایت‌های منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمی‌اند که در دی‌ماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بی‌خبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانواده‌هایی که نه‌فقط با داغ فرزند، بلکه با تهدید، پنهان‌کاری، تحقیر و فشار امنیتی نیز روبه‌رو شدند.

گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال تهیه شده، تلاش می‌کند نام و روایت بخشی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسان‌هایی با زندگی، رویا، خانواده و آینده‌ای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت آیدا عقیلی
آیدا، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی‌۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانواده‌اش پس از چند روز جست‌وجو و بی‌خبری، سرانجام پیکر او را در میان جان‌باختگان منتقل‌شده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکه‌های اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشته‌شدنش منتشر شده بود، تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جان‌باختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.


@Tavaana_TavaanaTech
💔252
ما از کره‌ی زمین حذف شدیم
✍️مصطفا آل‌احمد

مصطفی آل‌احمد، نویسنده، فیلمساز و کارگردان ایرانی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام به قطع ۸۸ روزه اینترنت در ایران واکنش نشان داد و آن را «حذف میلیون‌ها ایرانی از جهان» توصیف کرد. او در این نوشته، اینترنت را بخشی از حیات اجتماعی انسان معاصر دانسته و استدلال کرده است که قطع ارتباط آزاد شهروندان با جهان، نشانه‌ای از شکاف میان «قدرت فناورانه» و «تمدن فناورانه» است. آل‌احمد همچنین این پرسش را مطرح کرده که چگونه حکومتی که دستیابی به فناوری‌های پیشرفته را مایه افتخار می‌داند، همزمان ارتباط آزاد مردم با جهان را تهدید تلقی می‌کند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

در همان ساعات اول جنگ، نخستین گلوله‌های جمهوری اسلامی، پل ارتباط جهانی ایرانیان را هدف قرار داد و پیوند ما را با دنیا قطع کرد. میلیون‌ها انسان، ناگهان از جهان حذف شدند و اینترنت ۸۸ روز در ایران خاموش شد، آن هم اینترنتی که در شرایط عادی و حالا نیز با سنگین‌ترین اشکال فیلترینگ و سانسور به مردم تحویل می‌شود و نسبتی با اینترنت آزاد در اغلب کشورهای جهان ندارد. با این حال بسیاری از کارگزاران حکومت _ که خود به اینترنت بدون محدودیت، دسترسی دارند _ نه تنها این محرومیت گسترده را توجیه کردند، بلکه آن را نشانه‌ای از اقتدار دانستند. میلیون‌ها ایرانی در این ۳ ماه، نه صدایشان به جایی رسید، نه تصویری از زندگی‌شان منتشر شد و نه توانستند آزادانه ببینند جهان درباره‌ی آن‌ها چه می‌گوید. گویی دورتادور کشوری، دیواری عظیم کشیده باشند. شاید تا پیش از این بسیاری می‌پنداشتند، اینترنت صرفاً ابزاری برای سرگرمی، کسب و کار یا حضور در شبکه‌های اجتماعی است، اما خاموشی بزرگ اخیر، نشان داد، اینترنت اکنون بخشی از حیات اجتماعی انسان‌هاست. قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند وب‌سایت یا پیام‌رسان نیست، بلکه به مثابه بریدن سیستم عصبی یک جامعه است. تمدن جدید انسانی بر پایه‌ی ارتباطات ساخته شده است. خاموشی اینترنت یعنی اختلال در اقتصاد، آموزش و پژوهش، اختلال در درمان، کسب و کار، حمل و نقل، آگاهی، دوستی، عشق و حتی از دست دادن حافظه‌ی جمعی و تاریخ. به این ترتیب میلیون‌ها انسان در انزوایی اجباری حذف شدند. حکومت‌ها در گذشته برای کنترل جامعه کتاب می‌سوزاندند، روزنامه‌ها را توقیف می‌کردند و کنش‌گران را زندانی می‌کردند، اما قدرت در قرن بیست‌ویکم شکل تازه‌ای پیدا کرده است: حذف انسان از جهان از طریق قطع ارتباط. انسانِ بدون پیوند اجتماعی، انسانی منزوی، خاموش و گرفتار در تاریکی است. پرسش اما این جاست: چگونه حکومتی که دستیابی به فن‌آوری هسته‌ای، موشکی و نظامی را نشانه «پیش‌رفت» معرفی می‌کند، ابتدایی‌ترین شکل پیوند آزاد شهروندانش را قطع می‌کند؟ چگونه سانتریفیوژ و انرژی هسته‌ای می‌توانند به نماد غرور ملی تبدیل شوند، اما پیوند آزاد انسان‌ها با جهان تهدید تلقی می‌شود؟ این شاید فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ی نوعی عدم اقتدار و ناامنیِ عمیق قدرت است. اینجاست که تفاوت میان «قدرت فن‌آورانه» و «تمدن فن‌آورانه» آشکار می‌شود. داشتن فن‌آوری پیشرفته، الزاماً به معنای مدرن بودن یک جامعه نیست. تمدن مدرن فقط با پیچیدگی ابزارها تعریف نمی‌شود؛ بلکه با آزادی گردش اطلاعات، امکان ارتباط آزاد و اعتماد به شهروندان معنا پیدا می‌کند.
حکومتی که ارتباط آزاد مردمش با جهان را قطع می‌کند، حتی اگر به قلب اتم نفوذ کند، همچنان از معنای زندگی مدرن فاصله‌‌ی بسیار دارد.

#iran #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
💔155👍4💯2

تینا دلجو جهت اجرای حکم به زندان لاکان رشت منتقل شد.

امروز شنبه ۹ خرداد ماه ۱۴۰۵، تینا دلجو جهت اجرای حکم یکساله خود روانه زندان شد
شهریور ماه سال گذشته تینا دلجو در شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم و این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر استان تایید شد. حکم فوق امروز ۹ خرداد ماه اجرا و وی به زنذان لاکان رشت منتقل شد.

تینا دلجو، فعال مدنی ساکن رشت و دارنده مدرک دکتری اندیشه سیاسی، در زمستان ۱۴۰۲ با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حکم تعزیری محکوم شد و بخشی از این حکم را با پابند الکترونیک گذراند.

به محض اتمام زمان پابند، با حکم پرونده دوم، وی به زندان لاکان رشت منتقل شد تا حکم مربوط به «نشر اکاذیب درباره مسمومیت مدارس» اجرا شود.
پرونده فوق سومین پرونده این فعال مدنی است که پس اعتراضات سال ۱۴۰۱ به مرحله اجرا رسیده است.

#تینا_دلجو #رشت

@Tavaana_TavaanaTech
💔203🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام احمد طراقيان ۳۲ ساله، پدر یک پسر خردسال ۶ ساله، نوزدهم دی‌ماه در فردیس کرج با شلیک مستقیم عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید.

#احمد_طراقیان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔202
گزارش میدانی ریحانه جولایی در روزنامه شرق تصویری از لایه‌های پنهان فقر در پایتخت ارائه می‌دهد؛ جایی که بحران معیشت دیگر فقط در آمارها دیده نمی‌شود، بلکه در رفتار روزمره مردم، در خریدهای کوچک و در بازگشت «نسیه» به زندگی شهری خود را نشان می‌دهد.

در این گزارش تأکید شده است که طبقه متوسط تهران، کارمندان، مهندسان و قشر تحصیل‌کرده‌ای که روزی ستون ثبات اقتصادی و اجتماعی بودند، امروز زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید، به‌تدریج در حال فرسایش‌اند؛ فرسایشی آرام اما عمیق.

یکی از روایت‌های تکان‌دهنده این گزارش مربوط به زنی جوان است که برای نخستین‌بار در زندگی‌اش مجبور شده اقلامی مثل روغن و رب گوجه‌فرنگی را به صورت نسیه از سوپرمارکت محله تهیه کند؛ تجربه‌ای که برای او نه فقط یک تصمیم اقتصادی، بلکه شکستن یک مرز روانی و طبقاتی بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که حتی الگوی خرید روزمره نیز تغییر کرده؛ از خرید کیلویی میوه به خرید چند عددی، از خرید کامل نان به درخواست «نصف نان»، و از خرید عادی به رفتارهایی که پیش‌تر نشانه فقر پنهان بود اما امروز به یک وضعیت عمومی‌تر تبدیل شده است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔212🕊2
در حالی که مقامات جمهوری اسلامی از «تاب‌آوری اقتصادی» و «مدیریت شرایط» سخن می‌گویند، بسیاری از کارگران در ایران با واقعیتی کاملا متفاوت روبه‌رو هستند؛ دستمزدهای پرداخت‌نشده، اخراج‌های گسترده، قراردادهای موقت، ناامنی شغلی و شرایط کاری خطرناک.

یکی از همراهان توانا از وضعیت نیروهای پیمانکاری شرکت نفت ... در استان فارس خبر داده است. به گفته او، حقوق اسفند و فروردین تنها به‌صورت علی‌الحساب پرداخت شده و با وجود گذشت بیش از دو ماه، نه حقوق اردیبهشت پرداخت شده و نه مطالبات معوقه کارگران تسویه شده است. کارگران در پیگیری‌های خود با این پاسخ روبه‌رو شده‌اند که «خزانه خالی است» و فعلاً امکان پرداخت دستمزدها وجود ندارد.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که تورم، گرانی کالاهای اساسی، افزایش اجاره‌بها و هزینه‌های درمان، زندگی میلیون‌ها خانواده کارگری را با بحران روبه‌رو کرده است. برای بسیاری از کارگران، تأخیر چندماهه در پرداخت حقوق به معنای ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔143
سجاد و شایان ویسی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه احضار شدند

سجاد ویسی و شایان ویسی، دو شهروند پیرو آیین یارسان و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، همچنان در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه در بازداشت به سر می‌برند. بر اساس گزارش منتشرشده، پرونده این دو زندانی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است؛ اتهامی که می‌تواند خطر صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، را در پی داشته باشد و نگرانی خانواده‌های آنان را افزایش داده است.

بنابر گزارش «هرانا» سجاد ویسی در جریان اعتراضات دی‌ماه در کرمانشاه بازداشت شد و شایان ویسی نیز روز سوم اسفند ۱۴۰۴ در جاده کرمانشاه به سرپل‌ذهاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این دو همچنان در زندان دیزل‌آباد نگهداری می‌شوند.

این پرونده در شرایطی به دادگاه ارجاع شده که خانواده ویسی طی روزهای گذشته با فاجعه‌ای دیگر نیز روبه‌رو شده‌اند. سجاد ویسی برادر میثم و مجتبی است؛ دو برادر کُرد یارسان که بامداد هفتم خرداد ۱۴۰۵ در جریان یورش نیروهای اطلاعات سپاه به روستای «قلعه کهوش» از توابع دالاهو، هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔9
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، با تشریح آنچه «شکنجه سیستماتیک، تحقیر، سرکوب و استفاده سیاسی از اعدام» در زندان‌های جمهوری اسلامی خوانده، خواستار ثبت و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، پاسخگویی عاملان و توجه فوری به وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شده است.

متن این نامه به شرح زیر است:

سرکار خانم شیرین عبادی
برنده محترم جایزه صلح نوبل؛

با درود و احترام،

من، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، این نامه را از درون یکی از تاریک‌ترین و سرکوبگرترین زندان‌های جمهوری اسلامی برای شما می‌نویسم؛ جایی که حکومت تلاش می‌کند نه‌تنها جسم انسان‌ها، بلکه روان، هویت و امید آنان را نیز در هم بشکند. با این حال، حتی در میان دیوارهای سرد زندان، ایمان به عدالت، آزادی و کرامت انسانی هنوز زنده است.

خانم عبادی عزیز،

شما سال‌هاست که در صف نخست دفاع از حقوق بشر و دادخواهی ایستاده‌اید و اکنون مسئولیت سنگین تدوین اصول عدالت انتقالی را بر عهده دارید.

من این نامه را نه فقط به‌عنوان روایت شخصی یک زندانی، بلکه به‌عنوان شهادت بخشی از نسلی می‌نویسم که برای آزادی و حق زیستن با کرامت، بهای سنگینی پرداخته است.

آنچه امروز در زندان قزلحصار و دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی جریان دارد، تنها «حبس» نیست؛ مجموعه‌ای سازمان‌یافته از شکنجه جسمی و روانی، تحقیر، ارعاب، محرومیت و تهدید دائمی به مرگ است.

در این زندان، ضرب‌وشتم زندانیان با لوله امری رایج است. زندانیان سیاسی را در سلول‌های انفرادی کوچک و غیرانسانی، گاه در ابعاد حدود دو متر در یک‌ونیم متر، نگهداری می‌کنند؛ سلول‌هایی که در آن حتی امکان دراز کشیدن عادی وجود ندارد. بسیاری از زندانیان را با زور و تحقیر مجبور به پوشیدن لباس زندان می‌کنند و مأموران با خشونت موهای آنان را می‌تراشند؛ رفتاری که آشکارا با هدف شکستن شخصیت و هویت انسانی افراد صورت می‌گیرد.

محدودیت شدید تماس تلفنی، قطع ارتباط با جهان بیرون و بی‌خبر نگه‌داشتن خانواده‌ها، بخشی دیگر از ابزارهای شکنجه روانی است. در واحد چهار بند ۲۰ سالن ۳ و واحد سه بند۳۷ زندان، تنها چند ساعت محدود امکان تماس وجود دارد که همان نیز باید میان شمار زیادی از زندانیان تقسیم شود.

در ماه‌های اخیر، چندین بار نیروهای نقاب‌دار برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام به بندها یورش برده‌اند. زندانیان را با خشونت شدید به سلول‌های انفرادی منتقل کرده و برخی را برای اجرای حکم به «سوله‌های مرگ» برده‌اند.

پوشاندن چهره مأموران، خود نشانه‌ای از آگاهی آنان نسبت به ماهیت غیرقانونی و ضدانسانی این اقدامات است.

اعدام در جمهوری اسلامی صرفاً یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموش کردن صدای اعتراض است. امروز بسیاری از زندانیان سیاسی، به‌ویژه بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و متهمان پرونده‌های امنیتی، در معرض خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ آن هم در شرایطی که از ابتدایی‌ترین حقوق دادرسی عادلانه محروم شده‌اند.

همان‌طور که اطلاع دارید، در هفته‌های اخیر، موارد متعددی از صدور احکام سنگین و اعدام بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه گزارش شده است. در برخی پرونده‌ها، متهمان بدون دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، بدون ابلاغ رسمی دادنامه و حتی بدون امکان تنظیم لایحه فرجام‌خواهی، با احکام اعدام مواجه شده‌اند. خانواده‌ها در بی‌خبری مطلق نگه داشته می‌شوند و بسیاری از متهمان تحت فشارهای شدید امنیتی و روانی قرار دارند.

همچنین انتقال برخی زندانیان سیاسی و امنیتی به زندان قزلحصار، که در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین محل‌های اجرای احکام اعدام تبدیل شده، نگرانی‌ها درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع احکام را افزایش داده است.

خانم عبادی،

حکومت جمهوری اسلامی سال‌هاست که با استفاده از اعدام، شکنجه، پرونده‌سازی امنیتی، اعترافات اجباری و ایجاد فضای رعب، تلاش می‌کند جامعه را به سکوت وادار کند. امروز نیز به بهانه «شرایط جنگی» و «امنیتی»، فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان تشدید شده است. خیابان‌ها، زندان‌ها و حتی زندگی روزمره مردم، به گروگان سیاست سرکوب تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، عدالت انتقالی برای ما فقط یک مفهوم حقوقی نیست؛ امیدی است برای ثبت حقیقت، پایان دادن به چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار این جنایات.

انتظارات ما از کمیته عدالت انتقالی روشن است:

۱. شناسایی و ثبت نام و مسئولیت تمامی آمران و عاملان نقض حقوق بشر؛ از مقام‌های امنیتی، بازجویان و مدیران زندان‌ها تا قضات صادرکننده احکام اعدام و مسئولان نهادهایی که در شکنجه، سرکوب و پرونده‌سازی نقش دارند.


متن کامل در لینک زیر:

https://tavaana.org/reza-mohamadhoseini/

#بیانیه #رضا_محمدحسینی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊145👍2
سپیده قلیان پس از آزادی از زندان وکیل‌آباد: «بار سنگین حقیقت را زمین نخواهم گذاشت»

سپیده قلیان، فعال سیاسی، پس از پایان دوران محکومیت و آزادی از زندان وکیل‌آباد مشهد، با انتشار متنی از حضور خود بر سر مزار زنده‌یاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، خبر داد و از تداوم تلاش برای روایت حقیقت و یادآوری نام زندانیان و جان‌باختگان سخن گفت.

او در این نوشته با اشاره به حس و حال خود پس از آزادی، از استعاره «سیزیف» برای توصیف مسئولیت روایت حقیقت استفاده کرده و نوشته است:

«از زندان یک‌راست آمدم سر خاک خسرو. جور عجیبی حس می‌کنم. چونان سیزیف از طرف خدایگان محکوممان کرده‌اند که سنگی را به بالای تپه ببریم. پس تلاش می‌کنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسام‌آور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکه‌های حقیقت؛ جدا جدا و قطعه قطعه.»

قلیان در ادامه با اشاره به محدودیت‌های اطلاع‌رسانی و سانسور، نوشته است:

«آنچنان که دائم قطع‌مان می‌کنند، مثل همین اینترنتی که طولانی‌ترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشته‌ام از هرچه خسته می‌شوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگ‌های سخت حقیقت نه.»

او همچنین با اشاره به آنچه «رفتار داعش‌گونه جمهوری اسلامی» در مراسم خسرو علیکردی خوانده، تأکید کرده است که این اقدامات نمی‌تواند او را از ادامه مسیر بازدارد:

«رفتار داعش‌گونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمی‌تواند بگذارد که سنگ نیمه‌تمامم را زمین بگذارم. دوباره سلام خسرو. چطور سعی کردند چشم‌های حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم، پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟»

این فعال سیاسی در بخش دیگری از نوشته خود از زندانیانی یاد کرده که هنگام خروج از زندان با آنان خداحافظی کرده است:

«حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان، نمی‌دانم برای چند مدت، دلم در زندان جا مانده؛ پیش چشم‌های رفقایم، آن‌ها که در نی‌نی چشمانشان فقط یک جمله بود: "ما را فراموش نکنید". پیش از خداحافظی از لای دریچه‌ها در زندان، انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی و سهیلا حسینی.»

سپیده قلیان همچنین با ابراز اندوه از کشته‌شدن خسرو علیکردی نوشته است:

«کاش خسرو بود، کاش به جای اینکه سر مزارش می‌رفتم، شماره‌اش را می‌گرفتم تا بهش زنگ بزنم.»

او در ادامه به وقایع ماه‌های اخیر و کشتارهای صورت‌گرفته اشاره کرده و نوشته است:

«زندان بودم که کشتار عظیم دی‌ماه و خبر کشته شدن غیرنظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند.»

قلیان در پایان با اشاره به بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در زندان وکیل‌آباد مشهد تأکید کرده است:

«هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی‌ماه در وکیل‌آباد. نام تک‌تکشان را فریاد خواهم زد. کاش شهرزادشان باشم.»


#سپیده_قلیان #خسرو_علیکردی

@Tavaana_TavaanaTech
💔187🕊4
‌مصطفی نیلی: دادگاه انقلاب شیراز بنیامین نقدی را به اتهام افساد فی‌الارض به اعدام محکوم کرد

شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز بنیامین نقدی را به اتهام افساد فی‌الارض به اعدام محکوم کرد.

به گزارش خبرگزاری امتداد، مصطفی نیلی وکیل بنیامین نقدی با اعلام این خبر گفت: بنیامین نقدی در شب سیزدهم دی ماه در شیراز به دلیل شعله‌ور نمودن یک دستگاه کپسول آتش‌نشانی به سمت مامورین نیروی انتظامی بازداشت شد.

در ابتدا به ایشان اتهام شروع به قتل تفهیم شد ولی پس از آن اتهام وی به محاربه تغییر کرد.

پس از پایان تحقیقات مقدماتی کیفرخواست ایشان با اتهام های محاربه،عضویت در گروه‌های به هم‌زننده امنیت کشور، اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام صادر شد و نسبت به اتهام ایراد صدمه جسمانی به ماموران و حمل سلاح سرد منع تعقیب صادر شد.

در جلسه دادگاه قضات دادگاه تمامی اتهامات را مصداق افسادفی‌الارض تشخیص دادند و بر همین مبنا حکم اعدام برای بنیامین نقدی صادر کردند.

اینجانب و همکارانم در مهلت قانونی از رای صادره فرجام‌خواهی می‌کنیم و امیدواریم با توجه به اینکه هیچ فردی در جریان اتفاق رخ‌داده آسیب ندیده است و اقدامات موکل مصداق افساد فی‌الارض نیست رای صادره در دیوان عالی کشور نقض شود.

#بنیامین_نقدی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊63
Forwarded from گفت‌وشنود
میرزا فتحعلی آخوندزاده؛ پیام‌آور ملحدِ «پروتستانتیسم اسلامی»

جداکردن قلمرو باورها از قلمرو شناخت، یعنی قلمرو دین از قلمرو علم، از مهم‌ترین دستاوردهای فیلسوف آلمانی، ایمانوئل کانت در قرن هجدهم بوده است. با این حال، میرزا فتحعلی آخوندزاده، متولد ۲۱ تیر ۱۱۹۱ خورشیدی و درگذشته در ۱۸ اسفند ۱۲۵۶ با اعتراض به اطلاق لفظ «علم» به محتواهای مکتوب دینی، از جمله تفسیر و حدیث و رجال، پا در جای پای فیلسوف آلمانی گذاشت و نوشت: «… علم تفسیر احادیث و علم کلام و امثال آن‌ها – و بعد از آن فیزیقا [فیزیک] و ماتماتیقا [ریاضیات] و جغرافیا و نجوم… را نیز از علوم تعداد می‌کنند، گویا که اولین نیز نظیر آخرین است! و حال آن‌که مغایرت این آخرین از اولین از آفتاب روشن‌تر است. ما باید اولین را از امور اعتقادیه به حساب بکنیم و تنها آخرین را از امور علمیه بشماریم.»

این نوشتار به زندگی، اندیشه‌ها و میراث فکری میرزا فتحعلی آخوندزاده، از پیشگامان روشنگری و نقد سنت در ایران و قفقاز می‌پردازد. او از نخستین متفکرانی بود که با نگاهی انتقادی به ساختارهای فکری و اجتماعی زمانه خود، بر اهمیت عقلانیت، آموزش نوین، آزادی اندیشه و تمایز میان باورهای دینی و دانش تجربی تأکید کرد.

این نوشتار نشان می‌دهد که آخوندزاده چگونه در میانه قرن نوزدهم، بسیاری از موضوعاتی را مطرح کرد که بعدها به محورهای اصلی جنبش‌های اصلاح‌طلبانه و تجددخواهانه در ایران تبدیل شدند. نقد خرافات، دفاع از آموزش مدرن، توجه به علم و کوشش برای نوسازی فرهنگی، از مهم‌ترین وجوه اندیشه او به شمار می‌روند.

یکی از نکات برجسته این نوشتار، تاکید بر نگاه پیشرو آخوندزاده به مفهوم علم و ضرورت تفکیک آن از حوزه اعتقادات است؛ دیدگاهی که همچنان در مباحث مربوط به آموزش، آزادی اندیشه و توسعه اجتماعی اهمیت دارد.

متن کامل این نوشتار را در سایت گفت‌وشنود بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mirza-fathali-akhundzadeh/

#میرزا_فتحعلی_آخوندزاده #روشنفکر #متفکر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
13👌3