آموزشکده توانا
49K subscribers
41.8K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
روشنگری سکولار
پیروز بدون هیاهوی تاریخ

ورق بزنید

برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزب‌ها، دسته‌ها، یا فرقه‌ها بلند می‌کنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره‌ زدن پشت منبر و تربیون پیش نمی‌رود. پیروزی‌های روشنگری انسان‌گرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.

ایرانیان دارای سنت دیرینه‌ای از نقد باورهای دینی بوده‌اند. ردپای این سنت را می‌توان در تلاش‌های ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنه‌های مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.

در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:

سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.

هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را می‌گیرد، هر بار که برای تصمیم‌گیری به خرد و اخلاق فکر می‌کنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود می‌زند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزی‌ها آرام و بی‌سروصدا است.

سکولاریسم، برنده‌ای است که کمتر جشن پیروزی می‌گیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت می‌کنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره می‌برند، بی‌آنکه متوجه باشند این پیروزی، سال‌ها پیش و بی‌سروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.

در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوه‌های روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسل‌های جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی می‌دانند، تصمیم‌های خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی می‌گیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل می‌نامید.

تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)

#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
9👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

سال‌هاست برای ما از عاشورا و فجیع بودن کشتار یاران حسین بن علی می‌گویند، اما ردم ما در تمام این سال‌ها کشتار فجیع را در کشور خودمان شاهد بوده‌اند.
در دی ماه ۱۴۰۴ جنایتی بی‌سابق در ایران رخ داد، هزاران نفر از مردم را کشتند، به زخمی‌ها در خیابان و در بیمارستان تیر خلاص زدند، با سلاح جنگی سنگین مردم را به رگبار بستند. از پیکرهای خونین افتاده بر زمین فیلم گرفتند و خندیدند.‌ در خیابان‌ها جوی خون راه انداختند. با ماشین آتش نشانی خون‌ها را شستند. خانواده‌ها را وادار کردند تا صدها و بلکه هزارها کاور مشکی را باز کنند و پیکرهای به خون خفته را ببینند تا عزیز از دست داده خود را پیدا کنند.
در ویدیویی که پدر سپهر شکری، به دنبال پیکر پدرش می‌گردد و مرتب می‌گوید سپهر بابا کجایی.‌ یک لحظه یک کاور مشکی را باز می‌کند، پیکر یک زن را می‌بیند و و می‌گوید آخی الهی بمیرم این زنه. آن زن ستاره رفیعی ۱۹ ساله بود.

در جنایت بی‌سابقه دی ماه ۱۴۰۴ عده زیادی دانش‌آموز، دانشجو کودک، زن، مرد، سالمند ... توسط جمهوری اسلامی کشته شدند. هنوز ابعاد جنایت مشخص نشده است. ولی این خون‌های به ریخته شده، این جان‌های عزیزی که گرفته شدند، گریبان این رژیم را خواهند گرفت.

#سپهر_بابا #ستاره_رفیعی #دادخواهی


@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍5🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر علی ایازی در مراسم عاشورا با تصویر فرزندش حاضر شد؛ فشارهای امنیتی مانع یادآوری نام او نشد

در روز عاشورا، مادر علی ایازی، از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، با در دست داشتن تصویر فرزندش و دسته‌گلی در محل برگزاری مراسم عزاداری در روستای هونجان از توابع شهرضا حضور یافت.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، شب تاسوعا پس از بازگشت خانواده از مراسم، نیروهای امنیتی در تماس‌های تلفنی جداگانه، دو بار با پدر علی ایازی و یک بار با پدربزرگ او تماس گرفته و به آنان هشدار داده بودند که از همراه داشتن تصویر علی و سر دادن شعار در مراسم خودداری کنند. با این حال، مادر این جان‌باخته روز عاشورا با تصویر فرزندش در مراسم حاضر شد.

شاهدان می‌گویند مراسم در ابتدا به شکل معمول در حال برگزاری بود، اما پس از آنکه عزاداران متوجه حضور مادر علی ایازی و تصویر فرزندش شدند، فضای مراسم تغییر کرد. شماری از حاضران با مشاهده تصویر این جان‌باخته، نوحه‌خوانی را متوقف کرده و با سر دادن شعارهایی یاد او را گرامی داشتند.
به گفته منابع محلی، در جریان این مراسم تنش‌هایی نیز رخ داد و برخی افراد به مادر علی ایازی گفته بودند که «از جمع خارج شود و فتنه درست نکند». با این حال، بسیاری از هیئت‌ها و عزادارانی که از محل عبور می‌کردند، در برابر مادر این جان‌باخته توقف کرده، به او ادای احترام می‌کردند و نوحه‌هایی با مضامین مرتبط با کشته‌شدگان و جان‌باختگان می‌خواندند.
تنها مداح یکی از هیئت‌ها، شعار «مرگ بر فتنه‌گر» و «مرگ بر آمریکا» داد که مادر علی ایازی، با سر دادن شعار «مرگ بر ظالم» پاسخ او را داد.

همچنین در بخشی از مراسم، گروهی از نوازندگان طبل و سنج در مقابل مادر علی ایازی ایستاده و به نشانه احترام به او و فرزندش به اجرای عزاداری پرداختند. بر اساس این گزارش، در این میان یک مأمور لباس شخصی تلاش کرده یکی از نوازندگان را از محل دور کند که این اقدام با اعتراض و مشاجره حاضران مواجه شده است.
علی ایازی، ۲۱ ساله و بازیکن تیم فوتبال جوانان سپاهان اصفهان، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان بر اثر اصابت گلوله‌های جنگی نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. نام او در شمار جان‌باختگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ ثبت شده است.

#علی_ایازی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔319👍2🕊2
حذف، همیشه با صدای گلوله یا حکم اعدام آغاز نمی‌شود؛ گاه بی‌صدا و تدریجی پیش می‌رود، در لابه‌لای شایعه‌ها، برچسب‌ها و سکوت‌های معنادار. در جمهوری اسلامی، سرکوب تنها در زندان و شکنجه خلاصه نمی‌شود، بلکه به شکلی پیچیده‌تر، به حذف انسان از «جهان مشترک» می‌انجامد؛ جهانی که در آن دیده می‌شود، شنیده می‌شود و می‌تواند بر سرنوشت جمعی اثر بگذارد. این حذف، از مسیر بی‌اعتبارسازی، انزوای اجتماعی و قطع پیوندهای انسانی عبور می‌کند و در نهایت، فرد را به موجودی بدل می‌سازد که اگرچه زنده است، اما حضورش در عرصه عمومی عملاً محو شده است.
با تکیه بر اندیشه‌های هانا آرنت، می‌توان دید که چگونه این فرایند نه صرفاً محصول خشونت عریان، بلکه نتیجه‌ی فروپاشی داوری مستقل و تکرار بی‌مسئولیت روایت‌هاست. آنجا که شایعه جای حقیقت را می‌گیرد و اتهام بدون امکان دفاع بازتولید می‌شود، حذف از سطح حکومتی به سطح اجتماعی گسترش می‌یابد. در این میان، نقش بخشی از اپوزیسیون نیز پیچیده و نگران‌کننده است؛ جایی که بازنشر اطلاعات مشکوک، اتهامات اثبات‌نشده و روایت‌های «درزکرده»، ناخواسته به تقویت همان سازوکاری می‌انجامد که قرار است با آن مقابله شود.
این یادداشت می‌کوشد نشان دهد که چگونه ترکیب سرکوب عریان، ترور شخصیت و «تنهاییِ سازمان‌یافته» به ابزاری برای حذف تدریجی مخالفان بدل شده است؛ فرایندی که نه‌تنها افراد، بلکه امکان شکل‌گیری اعتماد، همبستگی و مقاومت جمعی را هدف می‌گیرد. پرسش اصلی این است: در چنین وضعیتی، چگونه می‌توان از حقیقت، از انسان، و از خودِ جهان مشترک دفاع کرد؟

متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/rypnykhd

@Tavaana_TavaanaTech
👍125🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
امانوئل لویناس
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟


امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیایی‌تبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازمانده‌ی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه‌ بشری، می‌توان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی می‌دانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.

نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظه‌ی دیدار با دیگری آغاز می‌شود.

۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهره‌ی دیگری روبرو می‌شویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه می‌شویم. چهره‌ دیگری به ما می‌گوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج می‌کند و به من یادآوری می‌کند که هستی من در گرو حضور دیگری است.

۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوت‌ها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بی‌نهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمی‌توانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه‌ هویت خود درآوریم.

۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیت‌پذیری بی‌قید و شرط می‌داند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری می‌کند. جامعه‌ روادار در نگاه او، جامعه‌ای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.

پذیرش در اندیشه‌ لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفه‌ای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت می‌شود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره‌ انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعی‌اش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.

#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👍4👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
شما «نورچشمی‌های خدا» نیستید!
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید

در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزله‌ای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمان‌ها فرو ریختند، آتش‌سوزی گسترده‌ای آغاز شد و سونامی بخش‌هایی از شهر را نابود کرد. ده‌ها هزار نفر جان خود را از دست دادند.

برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکان‌دهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی می‌دانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعه‌ای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟

پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایده‌های اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیده‌ای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی می‌کند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.

برای ایرانیان مذهبی، شاید مهم‌ترین درس این رویداد، تواضع می‌تواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقه‌ها و حکومت‌های دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت می‌پندارند، به‌تدریج دچار نوعی غرور دینی می‌شوند؛ غروری که در آن، موفقیت‌های خود را نشانه تأیید الهی و شکست‌ها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه می‌دانند.

این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه به‌آسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریب‌خورده» معرفی می‌شوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.

#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
15👍11👌1
شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز پنج فعال صنفی فرهنگی و کارگری را به سه سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوع‌الخروجی محکوم کرده است.

بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکی‌نژاد و کوثر ممبینی از جمله افرادی هستند که این احکام برای آنان صادر شده است.

اگرچه حبس تعلیقی به معنای اجرای فوری مجازات زندان نیست، اما چنین احکامی همچنان ابزاری برای اعمال فشار و ایجاد محدودیت علیه فعالان صنفی به شمار می‌روند. ممنوع‌الخروجی، تهدید دائمی اجرای حکم و امکان تشکیل پرونده‌های جدید، می‌تواند فعالیت‌های اجتماعی، حرفه‌ای و مدنی این افراد را با محدودیت‌های جدی مواجه کند.

در سال‌های اخیر، فعالان صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان بارها به دلیل پیگیری مطالبات شغلی، اعتراض به وضعیت معیشتی، شرکت در تجمعات مسالمت‌آمیز یا فعالیت در تشکل‌های مستقل با احضار، بازداشت، بازجویی، اخراج از کار، تعلیق، زندان و محرومیت‌های اجتماعی روبه‌رو شده‌اند.

@Tavaana_TavaanaTech
11🕊5💔3
روز ششم تیرماه، نیروهای امنیتی با یورش به منزل نیروانا تربتی‌نژاد، فعال مدنی ۲۱ ساله اهل گرگان، او را بازداشت کردند.

به گفته منابع مطلع، این بازداشت با خشونت و ضرب‌وشتم همراه بوده است. نیروانا در بازداشت قبلی خود نیز توسط مأموران امنیتی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود. نیروانا تربتی‌نژاد در سال‌های گذشته بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی و ارتباط با پرونده‌های مرتبط با اعتراضات، احضار، بازداشت و محاکمه شده است. او در شهریور ۱۴۰۲ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از چند هفته با تودیع وثیقه از زندان امیرآباد گرگان آزاد شد. پس از آن، در چند پرونده امنیتی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» تحت تعقیب قرار گرفت و به احکام حبس محکوم شد که بخشی از این احکام در مراحل بعدی رسیدگی نقض یا کاهش یافت. بازداشت مجدد این فعال مدنی در حالی صورت گرفته که او همچنان با پرونده‌های قضایی مفتوح روبه‌رو بوده و طی ماه‌های گذشته نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار شده بود.

تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ مقام رسمی درباره علت بازداشت، محل نگهداری یا وضعیت نیروانا تربتی‌نژاد توضیحی ارائه نکرده است. همچنین پیگیری‌های خانواده او تاکنون بی‌نتیجه مانده و ادامه بی‌خبری از وضعیت این فعال مدنی، نگرانی‌ها درباره رعایت حقوق قانونی او، از جمله دسترسی به وکیل و امکان تماس با خانواده، را افزایش داده است.

به گزارش دادبان، این فعال مدنی، بدون اعلام اتهام مشخص و بدون اطلاع‌رسانی درباره محل نگهداری و وضعیت پرونده‌اش بازداشت شده است؛ اقدامی که با اصول آیین دادرسی کیفری، از جمله حق اطلاع فوری از اتهام و اصل قانونی بودن بازداشت، در تعارض است. تداوم بازداشت در چنین شرایطی می‌تواند مصداق بازداشت خودسرانه و نقض حق آزادی شخصی و امنیت فردی باشد.



#نیروانا_تربتی‌_نژاد

@Tavaana_TavaanaTech
20🕊5💔1
Forwarded from گفت‌وشنود
به دنبال تخریب کلیسای انجیلی مشهد در خردادماه سال جاری، گزارش‌ها حاکی از تشدید فشارها و تهدیدها برای تخلیه و تصرف کامل کلیسای تاریخی انجیلی تهران است. منصور خواجه‌پور، از کشیشان کلیسای انجیلی، جزئیاتی از این اقدامات را در گفت‌وگو با صدای امریکا تشریح کرده است.

▪️تاریخچه و مصادره تدریجی
کلیسای انجیلی تهران با قدمتی ۱۵۴ ساله (ساخت ۱۸۷۲ میلادی)، در خیابان سی‌تیر واقع شده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ملک چهار هکتاری به تدریج مصادره شد؛ ابتدا ۱.۵ هکتار برای احداث مدرسه و در سال ۱۳۶۹ نیز بخش «انجمن کتاب مقدس ایران» تصرف گردید. در حال حاضر، تنها ۲.۵ هکتار از این ملک باقی مانده که اگرچه مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه عبادت در آن را دارند، اما حق عبادت از نوکیشان مسیحی (فارسی‌زبانان) سلب شده است.

▪️فشارها، تطمیع و وضعیت حقوقی
هم‌زمان با تخریب کلیسای مشهد، فشارها بر ۲۸ شهروند مسیحی سالخورده که در واحدهای مسکونی این ملک ساکن هستند، افزایش یافته است. نمایندگان نهادهای حکومتی با مراجعه به این افراد، ضمن تحت فشار قرار دادن آن‌ها برای تخلیه، پیشنهاد پرداخت مبلغ دو میلیارد تومان را برای تخلیه داوطلبانه مطرح کرده‌اند که از دیدگاه کشیش خواجه‌پور، اقدامی برای اعمال کنترل کامل بر کلیساست.

از نظر حقوقی، سند این ملک حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در دادگاهی یک‌طرفه و بدون حضور نمایندگان کلیسا، به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» منتقل شده است. با این حال، تا یکشنبه گذشته، مراسم عبادتی به طور منظم در این مکان برگزار می‌شد.

▪️انگیزه‌های تشدید فشارها
این کشیش دو عامل اصلی را برای این اقدامات برمی‌شمرد:
۱. ابعاد سیاسی: تلاش حاکمیت برای نمایش قدرت در مواجهه با تنش‌های منطقه‌ای و فشار بر اقلیت‌های مذهبی.
۲. ارزش مادی: موقعیت ممتاز ملک در خیابان سی‌تیر و ارزش مالی بالای آن که توجه جریان‌های منفعت‌طلب را جلب کرده است.
در نهایت، خواجه‌پور ضمن ابراز نگرانی شدید مسیحیان داخل کشور از وضعیت موجود، تأکید کرد که جامعه مسیحیان خارج از ایران بر پیگیری حقوق خود و مقاومت در برابر این تصرفات تأکید دارند.

#کلیسا #رواداری #تنوع_دینی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔17🕊21
در جریان دیدار فوتبال ایران و مصر، یکی از شهروندان ایرانی حاضر در ورزشگاه، تصویری از رشید مظاهری را با خود به همراه داشت و تلاش کرد یاد و نام او را زنده نگه دارد. به گفته او، برخی از حامیان جمهوری اسلامی با مراجعه به مسئولان ورزشگاه و گزارش‌دادن این موضوع، خواستار جمع‌آوری این تصویر شدند؛ اما مسئولان پس از مشاهده عکس، بدون اقدامی محل را ترک کردند.

این اتفاق بار دیگر نشان می‌دهد که حکومت و حامیانش تا چه اندازه از زنده‌ماندن نام و تصویر مخالفان و بازداشت‌شدگان هراس دارند. گاه حتی یک عکس، یک نام یا یک یادآوری ساده می‌تواند به نمادی از مقاومت، همبستگی و دادخواهی تبدیل شود.
رشید مظاهری در سال‌های گذشته بارها نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی واکنش نشان داده بود. او در اردیبهشت ۱۳۹۸ به هزینه‌های ساخت ورزشگاه در عراق اعتراض کرد و در پی آن از سوی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار و محروم شد.

او در سال ۱۳۹۹ نیز در واکنش به احکام اعدام امیرحسین مرادی، محمد رجبی و سعید تمجیدی، سه معترض آبان ۱۳۹۸، در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «طناب کم می‌آورید، ما زیادیم» و از هشتگ‌های «اعدام نکنید» استفاده کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔286🕊4
بهنام گلخنی، پدر احمد گلخنی از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، روز چهارشنبه ۴ تیرماه در باغ‌بهادران اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و با وجود گذشت چند روز و وعده آزادی، همچنان در بازداشت به سر می‌برد.

بر اساس گزارش‌ها، بازداشت او پس از انتشار استوری‌ای در اینستاگرام صورت گرفت؛ استوری‌ای که در آن از مردم دعوت شده بود تا در روز عاشورا بر مزار جان‌باختگان اعتراضات حاضر شوند. منابع نزدیک به خانواده گفته‌اند که قرار بود او روز شنبه ۶ تیرماه آزاد شود، اما این وعده عملی نشده و همچنان اطلاع روشنی از وضعیت پرونده، محل نگهداری و اتهام‌های احتمالی او در دست نیست.

احمد گلخنی، شهروند ۳۷ ساله اهل باغ‌بهادران، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ مقابل کلانتری این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بازداشت بهنام گلخنی را می‌توان در ادامه فشارهای گسترده بر خانواده‌های دادخواه در سال‌های اخیر ارزیابی کرد؛ خانواده‌هایی که تنها خواسته آنان روشن‌شدن حقیقت، اجرای عدالت و زنده نگه‌داشتن یاد عزیزان جان‌باخته‌شان است.
@Tavaana_TavaanaTech
13💔8🕊4