This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شش ماه از کشتار بیرحمانه جمهوری اسلامی در دی ماه خونین ۱۴۰۴ گذشت. کشتاری که هرگز فراموش نخواهد شد.
در شش ماهگی این جنایت، بسیاری از ایرانیان در شبکههای اجتماعی یاد جاوید نامان را گرامی داشتند.
بسیاری از خانوادههای جانباختگان که تا کنون به مناسبتهای مختلف همچون چهلم، نوروز و تولد، در دال فضای جنگی و امنیتی یاد کشتهشدهها را زنده نگه داشته بودند نیز به مناسبت شش ماهگی از دست دادن عزیزانشان از دلتنگیهای خود نوشتند و ویدیوها و تصاویری را منتشر کردند.
این ویدیو را خواهر جاویدنام آرش یزدانی منتشر کرده و نوشته است:
«خیلی دلم تنگه برات…
دار و ندارم رو بگیرمال خودت مال چشات
#جاویدنام_آرش_یزدانی
نیم سال گذشت؛ اما برای دلی که دلتنگه زمان هیچ معنایی نداره
هنوز هم جای نبودنت درد میکنه 💔🕊️»
آرش یزدانی، جوان ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۲ شب در محدوده هفتحوض نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
او هدف سه گلوله جنگی قرار گرفت که به ناحیه پهلو و کلیه او اصابت کرده بود. به گفته منابع نزدیک، پس از مجروح شدن، او را برای احیا به بیمارستان منتقل کردند، اما تلاشها برای نجات جانش بینتیجه ماند.
پیکر آرش یزدانی پس از انتقال به سردخانه کهریزک، در تاریخ ۲۰ دیماه با حضور بستگان نزدیک شناسایی و تحویل خانواده شد. همچنین گزارش شده است که فضای برگزاری مراسم او به شدت امنیتی بوده و مأموران در اطراف محل برگزاری حضور داشتند.
#آرش_یزدانی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
شش ماه از کشتار بیرحمانه جمهوری اسلامی در دی ماه خونین ۱۴۰۴ گذشت. کشتاری که هرگز فراموش نخواهد شد.
در شش ماهگی این جنایت، بسیاری از ایرانیان در شبکههای اجتماعی یاد جاوید نامان را گرامی داشتند.
بسیاری از خانوادههای جانباختگان که تا کنون به مناسبتهای مختلف همچون چهلم، نوروز و تولد، در دال فضای جنگی و امنیتی یاد کشتهشدهها را زنده نگه داشته بودند نیز به مناسبت شش ماهگی از دست دادن عزیزانشان از دلتنگیهای خود نوشتند و ویدیوها و تصاویری را منتشر کردند.
این ویدیو را خواهر جاویدنام آرش یزدانی منتشر کرده و نوشته است:
«خیلی دلم تنگه برات…
دار و ندارم رو بگیرمال خودت مال چشات
#جاویدنام_آرش_یزدانی
نیم سال گذشت؛ اما برای دلی که دلتنگه زمان هیچ معنایی نداره
هنوز هم جای نبودنت درد میکنه 💔🕊️»
آرش یزدانی، جوان ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۲ شب در محدوده هفتحوض نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
او هدف سه گلوله جنگی قرار گرفت که به ناحیه پهلو و کلیه او اصابت کرده بود. به گفته منابع نزدیک، پس از مجروح شدن، او را برای احیا به بیمارستان منتقل کردند، اما تلاشها برای نجات جانش بینتیجه ماند.
پیکر آرش یزدانی پس از انتقال به سردخانه کهریزک، در تاریخ ۲۰ دیماه با حضور بستگان نزدیک شناسایی و تحویل خانواده شد. همچنین گزارش شده است که فضای برگزاری مراسم او به شدت امنیتی بوده و مأموران در اطراف محل برگزاری حضور داشتند.
#آرش_یزدانی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
حبیبالرحمن حکمتیار: طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده فوتبال تماشا نکنند
حبیبالرحمن حکمتیار فرزند گلبدین حکمتیار میگوید که طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده مسابقات ورزشی را تماشا نکنند. او گفته است طالبان گمان میکند در میان کشورهای اسلامی، تنها این گروه از اسلام پیروی میکند و دیگر مسلمانان و کشورها از مسیر دین دور شدهاند.
وی روز چهارشنبه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس به گفتوگوی خود با یکی از اعضای طالبان درباره قوانین بینالمللی فوتبال اشاره کرد. حکمتیار نوشت که آن فرد در پاسخ، این قوانین را به دلیل حضور همزمان زنان و مردان در استادیومها غیرقابلپذیرش خواند. حکمتیار با رد این استدلال تاکید کرد که اگر چنین منطقی معیار باشد، افغانستان دیگر نباید در هیچ مسابقه بینالمللی در خارج از کشور شرکت کند.
او این نوع رویکردها را ناشی از «افراطگرایی شدید» دانست و افزود که طالبان با چنین توجیههایی تلاش میکند علت انزوای بینالمللی خود و رد اصول مشترک جهانی را پنهان کند. به گفته او، این نگاه به معنای متهم کردن تمام جهان اسلام با حدود دو میلیارد جمعیت و نزدیک به پنجاه کشور به بیدینی است.
حکمتیار در ادامه یادآور شد که طالبان میکوشد حضور اجتماعی زنان را به مسائلی چون حجاب، بیحیایی و زنا پیوند بزند تا در نهایت به تفکیک مطلق جنسیتی برسد. وی تصریح کرد: «بر اساس این دیدگاه، زنان عملا نباید در بیمارستانها به عنوان پزشک، در ادارات به عنوان کارمند یا در دانشگاهها به عنوان استاد و دانشجو حضور داشته باشند؛ نتیجه منطقی چنین تفکری، خانهنشینی مطلق نصف جامعه است، چرا که در روی زمین تقریبا هیچ فضای عمومی بدون حضور مردان وجود ندارد.»
او با مقایسه صدر اسلام و وضعیت کنونی خاطرنشان کرد که پیامبر اسلام با غیرمسلمانان تجارت میکرد و مسلمانان در چارچوب "میثاق مدینه" با یهودیان زندگی مسالمتآمیز داشتند؛ اما اکنون پس از ۱۴۰۰ سال، داشتن اصول مشترک با جهان برای طالبان کفر جلوه میکند.
وی با طرح این پرسش که آیا تمام جهان اسلام حاضر است فوتبال، آموزش و کار زنان را در بخشهای دولتی، آموزش، سلامت و امنیت ممنوع کند، افزود: «دشمنی با مدرسه و دانشگاه با هدف از بین بردن ذهنهای کنجکاو صورت میگیرد تا نسلی افراطیتر تربیت شود که آگاهی و جهانبینیاش کاملاً وابسته به روایات این گروه باشد.»
#اسلام #زنان #طالبان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حبیبالرحمن حکمتیار فرزند گلبدین حکمتیار میگوید که طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده مسابقات ورزشی را تماشا نکنند. او گفته است طالبان گمان میکند در میان کشورهای اسلامی، تنها این گروه از اسلام پیروی میکند و دیگر مسلمانان و کشورها از مسیر دین دور شدهاند.
وی روز چهارشنبه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس به گفتوگوی خود با یکی از اعضای طالبان درباره قوانین بینالمللی فوتبال اشاره کرد. حکمتیار نوشت که آن فرد در پاسخ، این قوانین را به دلیل حضور همزمان زنان و مردان در استادیومها غیرقابلپذیرش خواند. حکمتیار با رد این استدلال تاکید کرد که اگر چنین منطقی معیار باشد، افغانستان دیگر نباید در هیچ مسابقه بینالمللی در خارج از کشور شرکت کند.
او این نوع رویکردها را ناشی از «افراطگرایی شدید» دانست و افزود که طالبان با چنین توجیههایی تلاش میکند علت انزوای بینالمللی خود و رد اصول مشترک جهانی را پنهان کند. به گفته او، این نگاه به معنای متهم کردن تمام جهان اسلام با حدود دو میلیارد جمعیت و نزدیک به پنجاه کشور به بیدینی است.
حکمتیار در ادامه یادآور شد که طالبان میکوشد حضور اجتماعی زنان را به مسائلی چون حجاب، بیحیایی و زنا پیوند بزند تا در نهایت به تفکیک مطلق جنسیتی برسد. وی تصریح کرد: «بر اساس این دیدگاه، زنان عملا نباید در بیمارستانها به عنوان پزشک، در ادارات به عنوان کارمند یا در دانشگاهها به عنوان استاد و دانشجو حضور داشته باشند؛ نتیجه منطقی چنین تفکری، خانهنشینی مطلق نصف جامعه است، چرا که در روی زمین تقریبا هیچ فضای عمومی بدون حضور مردان وجود ندارد.»
او با مقایسه صدر اسلام و وضعیت کنونی خاطرنشان کرد که پیامبر اسلام با غیرمسلمانان تجارت میکرد و مسلمانان در چارچوب "میثاق مدینه" با یهودیان زندگی مسالمتآمیز داشتند؛ اما اکنون پس از ۱۴۰۰ سال، داشتن اصول مشترک با جهان برای طالبان کفر جلوه میکند.
وی با طرح این پرسش که آیا تمام جهان اسلام حاضر است فوتبال، آموزش و کار زنان را در بخشهای دولتی، آموزش، سلامت و امنیت ممنوع کند، افزود: «دشمنی با مدرسه و دانشگاه با هدف از بین بردن ذهنهای کنجکاو صورت میگیرد تا نسلی افراطیتر تربیت شود که آگاهی و جهانبینیاش کاملاً وابسته به روایات این گروه باشد.»
#اسلام #زنان #طالبان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17🕊6❤3
دختر جاویدنام جمیله شفیعی، در پیامی از همراهی و همدلی کسانی نوشته است که در ماههای گذشته خانوادههای دادخواه را تنها نگذاشتهاند؛ افرادی که بیهیاهو، در سرما و گرما، آخر هفتههای خود را صرف حضور در کنار این خانوادهها کردهاند تا بار اندوه و تنهاییشان اندکی سبکتر شود.
دادخواهی تنها مطالبه عدالت نیست؛ ایستادن کنار کسانی است که عزیزانشان را از دست دادهاند. گاهی یک حضور، یک پیام، یک تماس یا همراهی در یک دیدار، میتواند به خانوادهای داغدار یادآوری کند که فراموش نشدهاند و جامعه صدای آنها را میشنود.
جمهوری اسلامی همواره کوشیده است خانوادههای دادخواه را با تهدید، فشار و انزوا از ادامه مسیر بازدارد. در برابر این سیاست، همدلی و همراهی شهروندان معنایی فراتر از یک رفتار انسانی پیدا میکند؛ این همراهی، بخشی از مقاومت مدنی و پاسداشت یاد جانباختگان است.
جمیله شفیعی، مادر ۶۶ ساله، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در اراک، هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
توضیح عکس:
خردادماه ۱۴۰۲ حضور گروهی از خانوادههای دادخواه بر مزار مهسا امینی
@Tavaana_TavaanaTech
دادخواهی تنها مطالبه عدالت نیست؛ ایستادن کنار کسانی است که عزیزانشان را از دست دادهاند. گاهی یک حضور، یک پیام، یک تماس یا همراهی در یک دیدار، میتواند به خانوادهای داغدار یادآوری کند که فراموش نشدهاند و جامعه صدای آنها را میشنود.
جمهوری اسلامی همواره کوشیده است خانوادههای دادخواه را با تهدید، فشار و انزوا از ادامه مسیر بازدارد. در برابر این سیاست، همدلی و همراهی شهروندان معنایی فراتر از یک رفتار انسانی پیدا میکند؛ این همراهی، بخشی از مقاومت مدنی و پاسداشت یاد جانباختگان است.
جمیله شفیعی، مادر ۶۶ ساله، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در اراک، هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
توضیح عکس:
خردادماه ۱۴۰۲ حضور گروهی از خانوادههای دادخواه بر مزار مهسا امینی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤6🕊4
امروز سالگرد قتل زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی-کانادایی است؛ خبرنگاری که دوم تیرماه ۱۳۸۲ هنگام عکاسی از تجمع خانواده زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین بازداشت شد و ۱۸ روز بعد، بر اثر شکنجه و ضربات واردشده به سر، جان باخت.
پرونده زهرا کاظمی به یکی از نمادهای مصونیت عاملان نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تبدیل شد. با وجود شواهد متعدد درباره شکنجه و نقش مقامهای قضایی، هیچگاه آمران و عاملان اصلی این قتل محاکمه نشدند و تنها متهم پرونده نیز در نهایت تبرئه شد.
در تمام این سالها، نام سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، بهعنوان یکی از چهرههای اصلی این پرونده مطرح بود. گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز از دخالتهای او در روند تحقیقات و جلوگیری از روشن شدن حقیقت حکایت داشت، اما او هرگز بابت قتل زهرا کاظمی پاسخگو نشد.
شیرین عبادی، یکی از وکلای پرونده، درباره نقش مرتضوی گفته بود:
«سعید مرتضوی از کلیه امکانات قانونی و غیرقانونی خودش استفاده کرد تا جلوی اجرای عدالت را در این پرونده بگیرد و به همین دلیل ما ظن غالب داریم که متهم اصلی پرونده خود او باشد.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/zahra_kazemi/
@Tavaana_TavaanaTech
پرونده زهرا کاظمی به یکی از نمادهای مصونیت عاملان نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی تبدیل شد. با وجود شواهد متعدد درباره شکنجه و نقش مقامهای قضایی، هیچگاه آمران و عاملان اصلی این قتل محاکمه نشدند و تنها متهم پرونده نیز در نهایت تبرئه شد.
در تمام این سالها، نام سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، بهعنوان یکی از چهرههای اصلی این پرونده مطرح بود. گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز از دخالتهای او در روند تحقیقات و جلوگیری از روشن شدن حقیقت حکایت داشت، اما او هرگز بابت قتل زهرا کاظمی پاسخگو نشد.
شیرین عبادی، یکی از وکلای پرونده، درباره نقش مرتضوی گفته بود:
«سعید مرتضوی از کلیه امکانات قانونی و غیرقانونی خودش استفاده کرد تا جلوی اجرای عدالت را در این پرونده بگیرد و به همین دلیل ما ظن غالب داریم که متهم اصلی پرونده خود او باشد.»
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/zahra_kazemi/
@Tavaana_TavaanaTech
👍22🕊9💔4❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شش ماه از کشتار معترضان در دیماه ۱۴۰۴ گذشته است، اما برای خانوادههای دادخواه، زمان هرگز از لحظه جانباختن عزیزانشان عبور نکرده است. جمهوری اسلامی هزاران خانواده را داغدار کرد و هنوز بسیاری از آنان در کنار مزار یا محل کشتهشدن عزیزانشان، خواهان حقیقت و عدالت هستند.
در این ویدیو، خانواده جاویدنام کمیل جمشیدی در محل جانباختن او حضور یافتهاند. صدای مادری را میشنویم که هنوز داغ فرزندش را بر دوش میکشد و خانوادهای که شش ماه پس از آن شب، همچنان با غیاب او زندگی میکنند.
کمیل جمشیدی، ۳۶ ساله و اهل همدان، در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در کرج جان خود را از دست داد. او پدری بود که هرگز فرصت بزرگ شدن فرزندش را ندید.
برادر او با انتشار این ویدیو نوشته است:
«شش ماه پیش، همین ساعتها و دقیقا همینجا تو را از ما گرفتند. نمیدانم چگونه بدون تو دوام آوردهایم. به خون پاکت قسم، اگر صد سال هم بگذرد، داغت برایمان تازه است و نمیگذاریم نامت فراموش شود.»
@Tavaana_TavaanaTech
در این ویدیو، خانواده جاویدنام کمیل جمشیدی در محل جانباختن او حضور یافتهاند. صدای مادری را میشنویم که هنوز داغ فرزندش را بر دوش میکشد و خانوادهای که شش ماه پس از آن شب، همچنان با غیاب او زندگی میکنند.
کمیل جمشیدی، ۳۶ ساله و اهل همدان، در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در کرج جان خود را از دست داد. او پدری بود که هرگز فرصت بزرگ شدن فرزندش را ندید.
برادر او با انتشار این ویدیو نوشته است:
«شش ماه پیش، همین ساعتها و دقیقا همینجا تو را از ما گرفتند. نمیدانم چگونه بدون تو دوام آوردهایم. به خون پاکت قسم، اگر صد سال هم بگذرد، داغت برایمان تازه است و نمیگذاریم نامت فراموش شود.»
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊8❤2
سازمان «فرانت لاین دیفندرز» با انتشار بیانیهای نسبت به خطر قریبالوقوع بازداشت و اجرای حکم نازنین سالاری، محمود طراوتروی و مسعود احمدیان ابراز نگرانی کرده و خواستار لغو فوری اتهامها و پایان دادن به فشارهای قضایی علیه مدافعان حقوق بشر شده است.
این سه وکیل خردادماه امسال از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز، بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به دو سال حبس، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ابطال گذرنامه و همچنین بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شدند. با تأیید حکم در دادگاه تجدیدنظر، بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، دو سال حبس برای هر یک از آنان قابل اجرا خواهد بود.
پرونده این سه وکیل از سال ۱۳۹۹ تشکیل شده و مبنای اتهامها، فعالیتهای حقوق بشری آنان از جمله شرکت در نشستهای مرتبط با حقوق زنان و کودکان، تلاش برای اصلاح قوانین مربوط به خشونت خانگی، فعالیت در کارزارهای «نه به خشونت علیه زنان» و «نه به ازدواج کودکان» و همچنین اطلاعرسانی درباره وضعیت موکلان و موارد نقض حقوق آنان عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
این سه وکیل خردادماه امسال از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز، بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به دو سال حبس، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ابطال گذرنامه و همچنین بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شدند. با تأیید حکم در دادگاه تجدیدنظر، بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، دو سال حبس برای هر یک از آنان قابل اجرا خواهد بود.
پرونده این سه وکیل از سال ۱۳۹۹ تشکیل شده و مبنای اتهامها، فعالیتهای حقوق بشری آنان از جمله شرکت در نشستهای مرتبط با حقوق زنان و کودکان، تلاش برای اصلاح قوانین مربوط به خشونت خانگی، فعالیت در کارزارهای «نه به خشونت علیه زنان» و «نه به ازدواج کودکان» و همچنین اطلاعرسانی درباره وضعیت موکلان و موارد نقض حقوق آنان عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊2❤1
بالاخره زیر خاک رفت
جسد علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، پس از بیش از ۱۳۱ روز تأخیر، به خاک سپرده شد.
او در جریان حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در تهران کشته شده بود. در مراسم دفن، مصطفی خامنهای نماز میت را اقامه کرد، اما مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، در مراسم حضور نداشت.
جمهوری اسلامی در طول برگزاری مراسم تشییع در شهرهای مختلف، تلاش کرد از این رویداد برای نمایش مشروعیت و بسیج هواداران خود بهره بگیرد. در این مراسم شعارهایی علیه آمریکا و دونالد ترامپ سر داده شد و برخی مقامهای حکومتی نیز از «خونخواهی» علی خامنهای سخن گفتند.
طرح از مانا نیستانی
منتشرشده در ایرانوایر
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
@mananey
جسد علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، پس از بیش از ۱۳۱ روز تأخیر، به خاک سپرده شد.
او در جریان حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در تهران کشته شده بود. در مراسم دفن، مصطفی خامنهای نماز میت را اقامه کرد، اما مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، در مراسم حضور نداشت.
جمهوری اسلامی در طول برگزاری مراسم تشییع در شهرهای مختلف، تلاش کرد از این رویداد برای نمایش مشروعیت و بسیج هواداران خود بهره بگیرد. در این مراسم شعارهایی علیه آمریکا و دونالد ترامپ سر داده شد و برخی مقامهای حکومتی نیز از «خونخواهی» علی خامنهای سخن گفتند.
طرح از مانا نیستانی
منتشرشده در ایرانوایر
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
@mananey
👍23❤3🥰2
Forwarded from گفتوشنود
ما، دیگری و امکان همزیستی؛ درباره ایمان، ناباورمندی و حقوق برابر شهروندی
جهان انسانی از از تفاوتها ساخته شده است. آدمیان یکسان نمیاندیشند، یکسان ایمان نمیآورند، یکسان شک نمیکنند و یکسان زندگی را معنا نمیکنند. یکی جهان را از دریچه دین میبیند، دیگری از راه خرد، یکی در سنت خانه دارد و دیگری در پرسش و تردید. مسئله از همینجا آغاز میشود: آیا جامعه میتواند این تفاوتها را تحمل کند بی آنکه دیگری را به حاشیه براند؟
زندگی مسالمتآمیز یعنی پذیرفتن اینکه هیچ باور، دین، اکثریت یا قدرتی حق ندارد مرز انسانبودن را به اندازه خود تنگ کند. دیگری، حتی اگر مانند ما نیندیشد، در حق زیستن، اندیشیدن، باورداشتن یا نداشتن و برخورداری از کرامت و امنیت با ما برابر است.
یادداشتهای این پرونده با نگاه به مرز دشوار میان «ما» و «دیگری»، به ایمان و ناباورمندی، گروههای بهحاشیهراندهشده، تبعیض و حق برابر شهروندی میپردازد. پرسش اصلی این پرونده این نیست که چه کسی بر حق است؛ این است که چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن حق زیستن و محترمماندن، گروگان باور و هویت هیچ کس نباشد.
کتابچه «ما، دیگری و امکان همزیستی» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/collections-4/
#همزیستی #مدارا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جهان انسانی از از تفاوتها ساخته شده است. آدمیان یکسان نمیاندیشند، یکسان ایمان نمیآورند، یکسان شک نمیکنند و یکسان زندگی را معنا نمیکنند. یکی جهان را از دریچه دین میبیند، دیگری از راه خرد، یکی در سنت خانه دارد و دیگری در پرسش و تردید. مسئله از همینجا آغاز میشود: آیا جامعه میتواند این تفاوتها را تحمل کند بی آنکه دیگری را به حاشیه براند؟
زندگی مسالمتآمیز یعنی پذیرفتن اینکه هیچ باور، دین، اکثریت یا قدرتی حق ندارد مرز انسانبودن را به اندازه خود تنگ کند. دیگری، حتی اگر مانند ما نیندیشد، در حق زیستن، اندیشیدن، باورداشتن یا نداشتن و برخورداری از کرامت و امنیت با ما برابر است.
یادداشتهای این پرونده با نگاه به مرز دشوار میان «ما» و «دیگری»، به ایمان و ناباورمندی، گروههای بهحاشیهراندهشده، تبعیض و حق برابر شهروندی میپردازد. پرسش اصلی این پرونده این نیست که چه کسی بر حق است؛ این است که چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن حق زیستن و محترمماندن، گروگان باور و هویت هیچ کس نباشد.
کتابچه «ما، دیگری و امکان همزیستی» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/collections-4/
#همزیستی #مدارا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍3👌1
Forwarded from گفتوشنود
«محمد» برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز شد
دفتر آمار ملی بریتانیا اعلام کرده است که نام «محمد» در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز بوده است.
بر اساس آمار منتشرشده، «نوح» در جایگاه دوم و «لئو» در رتبه سوم محبوبترین نامهای پسرانه قرار گرفتهاند.
کلر گرین، کارشناس وبسایت نامگذاری نوزادان «Nameberry»، گفته است که حفظ جایگاه «محمد» در صدر فهرست، دور از انتظار نیست.
او گفته است تغییر در صدر فهرست نامهای محبوب معمولاً بهآهستگی رخ میدهد و نامهایی که به محبوبیت میرسند، اغلب برای سالها جایگاه خود را حفظ میکنند.
به گفته او، هرچه والدین بیشتری نامی را برای فرزندان خود انتخاب کنند، دیگران نیز بیشتر با آن آشنا میشوند و احتمال انتخاب آن افزایش مییابد.
بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت مسلمانان بریتانیا در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ موضوعی که از عوامل مؤثر در تداوم محبوبیت نام «محمد» در این کشور به شمار میرود.
#اسلام #اروپا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«محمد» برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز شد
دفتر آمار ملی بریتانیا اعلام کرده است که نام «محمد» در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز بوده است.
بر اساس آمار منتشرشده، «نوح» در جایگاه دوم و «لئو» در رتبه سوم محبوبترین نامهای پسرانه قرار گرفتهاند.
کلر گرین، کارشناس وبسایت نامگذاری نوزادان «Nameberry»، گفته است که حفظ جایگاه «محمد» در صدر فهرست، دور از انتظار نیست.
او گفته است تغییر در صدر فهرست نامهای محبوب معمولاً بهآهستگی رخ میدهد و نامهایی که به محبوبیت میرسند، اغلب برای سالها جایگاه خود را حفظ میکنند.
به گفته او، هرچه والدین بیشتری نامی را برای فرزندان خود انتخاب کنند، دیگران نیز بیشتر با آن آشنا میشوند و احتمال انتخاب آن افزایش مییابد.
بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت مسلمانان بریتانیا در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ موضوعی که از عوامل مؤثر در تداوم محبوبیت نام «محمد» در این کشور به شمار میرود.
#اسلام #اروپا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14❤4
صدور و تأیید احکام حبس برای شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای مدنی حضور داشتهاند، همچنان ادامه دارد؛ روندی که بسیاری از نهادهای حقوق بشری آن را نشانهای از تداوم محدودیت آزادیهای مدنی و آزادی بیان در ایران میدانند.
سیما مزلقانی، فعال مدنی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با تأیید حکم دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است. بر اساس این حکم، ۱۸ ماه از مجازات او به مدت دو سال تعلیق شده و شش ماه حبس برای او قابل اجراست.
بر اساس گزارشها، اتهام او «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» عنوان شده است. در این پرونده، مواردی مانند حضور در تجمع اول اسفند ۱۴۰۴، فیلمبرداری از مزارهای بهشت زهرا و خودداری از ارائه رمز تلفن همراه، از جمله مصادیق اتهامی ذکر شده و بر همین اساس، نهادهای امنیتی او را به «لیدری تجمع» متهم کردهاند.
همچنین گزارش شده است که مراجع قضایی از ارائه نسخه کامل رأی به سیما مزلقانی خودداری کرده و تنها خلاصهای از حکم را در اختیار او قرار دادهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
سیما مزلقانی، فعال مدنی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با تأیید حکم دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است. بر اساس این حکم، ۱۸ ماه از مجازات او به مدت دو سال تعلیق شده و شش ماه حبس برای او قابل اجراست.
بر اساس گزارشها، اتهام او «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» عنوان شده است. در این پرونده، مواردی مانند حضور در تجمع اول اسفند ۱۴۰۴، فیلمبرداری از مزارهای بهشت زهرا و خودداری از ارائه رمز تلفن همراه، از جمله مصادیق اتهامی ذکر شده و بر همین اساس، نهادهای امنیتی او را به «لیدری تجمع» متهم کردهاند.
همچنین گزارش شده است که مراجع قضایی از ارائه نسخه کامل رأی به سیما مزلقانی خودداری کرده و تنها خلاصهای از حکم را در اختیار او قرار دادهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊3❤1
الناز شاکردوست، بازیگر سینما و تلویزیون با دریافت ابلاغیه ای به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.
در ابلاغیهای که توسط دادگاه انقلاب تهران صادر شده، از این بازیگر سینما و تلویزیون خواسته شده است تا روز یکشنبه ۲۱ تیرماه برای رسیدگی به اتهامات سیاسی-امنیتی، به دادگاه مراجعه کند.
الناز شاکردوست، پیش از این نیز سابقه برخوردهای قضایی را داشته است.
او پس از دی ماه خونین با انتشار متنی صریح و اندوهبار اعلام کرده بود که در جشنواره فیلم فجر شرکت نخواهد کرد و تأکید کرده بود در شرایطی که جامعه در سوگ «زمستان خونین ۱۴۰۴» است، نه جشنی برایش معنا دارد و نه ادامه فعالیت سینمایی؛ موضعی که بهمعنای کنارهگیری او از بازیگری در اعتراض به خشونت و کشتار عنوان شده است.
متن خانم شاکردوست به شرح زیر است:
«این بودن سختتر از هزار بار مردن است....
افسردگیام چنان عمیق کشته که مرز بین واقعیت و کابوس را گم کردهام... روحم توان تحمل این تراژدیِ جنایتبارِ هولناکِ تاریخی را نداشته... من بازیگرم؛ یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما ای بلا، بهجای چهل هزار هموطنم کشته شدهام... بهجای تکتکِ معشوقههایشان، بهجای اعضای خانوادههایشان، روحم پارهپاره کشته... دیگر حتی انسانبودن هم آرزو نیست... تبدارم؛ ناگهان زنگ تلفن... صدایی از آن سوی خط: «سیمرغ برای توست، بازیات درخشان بوده!» فریاد میزنم: من عزادار عزیزانم هستم؛ کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد،
این نقش اصلی من است!
الناز شاکردوست
زمستان خونین ۱۴۰۴»
#الناز_شاکردوست
@Tavaana_TavaanaTech
در ابلاغیهای که توسط دادگاه انقلاب تهران صادر شده، از این بازیگر سینما و تلویزیون خواسته شده است تا روز یکشنبه ۲۱ تیرماه برای رسیدگی به اتهامات سیاسی-امنیتی، به دادگاه مراجعه کند.
الناز شاکردوست، پیش از این نیز سابقه برخوردهای قضایی را داشته است.
او پس از دی ماه خونین با انتشار متنی صریح و اندوهبار اعلام کرده بود که در جشنواره فیلم فجر شرکت نخواهد کرد و تأکید کرده بود در شرایطی که جامعه در سوگ «زمستان خونین ۱۴۰۴» است، نه جشنی برایش معنا دارد و نه ادامه فعالیت سینمایی؛ موضعی که بهمعنای کنارهگیری او از بازیگری در اعتراض به خشونت و کشتار عنوان شده است.
متن خانم شاکردوست به شرح زیر است:
«این بودن سختتر از هزار بار مردن است....
افسردگیام چنان عمیق کشته که مرز بین واقعیت و کابوس را گم کردهام... روحم توان تحمل این تراژدیِ جنایتبارِ هولناکِ تاریخی را نداشته... من بازیگرم؛ یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما ای بلا، بهجای چهل هزار هموطنم کشته شدهام... بهجای تکتکِ معشوقههایشان، بهجای اعضای خانوادههایشان، روحم پارهپاره کشته... دیگر حتی انسانبودن هم آرزو نیست... تبدارم؛ ناگهان زنگ تلفن... صدایی از آن سوی خط: «سیمرغ برای توست، بازیات درخشان بوده!» فریاد میزنم: من عزادار عزیزانم هستم؛ کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد،
این نقش اصلی من است!
الناز شاکردوست
زمستان خونین ۱۴۰۴»
#الناز_شاکردوست
@Tavaana_TavaanaTech
❤50🕊6💔4
زخمهای هفدهسالگی: روایتی از جنایت کهریزک، قسمت اول
روز ۱۹ تیر ۱۳۸۸؛ آغازِ سفر به دهانه جهنم.
ساعت حوالی ۱۰ صبح بود؛ میدان انقلاب، حیاط پلیس پیشگیری.
ما بازداشتشدگانِ بیپناه را به صف کرده بودند. در میانه حیاط، میزی چیده بودند با میوههایی رنگارنگ و در کنارش دادیار حیدریفر با همراهان نظامیاش نشسته بود. نیمساعت بعد، برگههایی میان ما توزیع شد؛ برگه تفهیم اتهامهایی تکراری و ناعادلانه: آشوبگر، مخل نظم، توهین به رهبری، تخریب اموال دولتی، توهین به رئیسجمهور و ... . اعتراضِ ما به این اتهامات، پاسخی جز باتوم و لگد پوتین نداشت؛ مجبورمان کردند با دستانی لرزان و قلبی آکنده از غم، پای آن ورقهها را امضا کنیم.
دادیار حیدریفر جمعیت را تقسیم کرد؛ حدود ۲۰۰ نفر را به زندان اوین فرستادند و ما ۱۳۶ نفر، سهممان قتلگاه کهریزک شد.
یکی از بچهها با صدایی لرزان پرسید: کهریزک کجاست؟
و پاسخی شنیدیم که استخوانهایمان را لرزاند: حیدریفر گفت!!
اگر تا آخر تابستان زنده از کهریزک بیرون آمدید، تازه میفهمید کهریزک کجاست!
از یک طرف خوشخیال بودم که اوین نمیروم و از یک طرف نمیدانستم به سمت دهانه جهنم در حرکتیم. دستان ما را با دستبند پلاستیکی محکم به یکدیگر بستند و ما را با ۲ اتوبوس به دلِ بیابانهای داغ کهریزک بردند و دلشوره عجیبی داشتم.
حدود یک ساعت پشت درِ کهریزک ماندیم؛ مسئولین بازداشتگاه به بهانه کمبود جا از پذیرش سرباز میزدند، اما با فشار سعید مرتضوی و سردار احمدرضا رادان، درهای جهنم باز شد.
استقبالِ خونین در تونل مرگ
پشت در صفی از سربازانِ و مأموران باتومبهدست انتظارمان را میکشید؛ تونل مرگ بود. از همان لحظه ورود، با ضربات چوب، لوله و لگد از ما استقبال کردند. انگار نه اسیر بودیم و نه متهم؛ گویی دشمنِ خونیشان بودیم. دیوارهای کهریزک از صدای نالهها و فریادهای بیپاسخ، به خون نشسته بود.
هنگامی که پا به کهریزک گذاشتیم، از در و دیوار ناله و ضجه انسانها به گوش میرسید و هراسی سنگین بر جانمان چنگ انداخته بود. لحظاتی بعد، افسر نگهبان، محمدیان، فریاد زد: همه برهنه شوید! به بهانهٔ واهیِ پیشگیری از شپش، ما را ـ از نوجوان شانزدهساله تا پیرمرد شصتساله ـ در حیاط بازداشتگاه، در برابر چشمان یکدیگر لخت عریان کردند.
آن لحظه، افزون بر ترس تلخیِ تحقیر و فروپاشی کرامت انسانی را با تمام وجود احساس میکردیم؛ زخمی که دردش از بسیاری از رنجهای جسمانی و شکنجه عمیقتر بود.
این رفتار لحظه اوج تحقیر و شرم بود.
چشمانمان از خجالت به زمین دوخته شده بود. در این میان، عینکها و وسایل ما را به زور گرفتند؛ محسن روحالامینی و محمد کامرانی التماس کردند خوب نمیتوانیم بدون عینک ببینیم، اما استوار محمدی با ضربات لوله بر سر و صورتشان، صدای اعتراضشان را خفه کرد.یکی از نگهبانان با پوزخند گفت: اینجا آخر دنیاست؛ اینجا خدا هم آنتن نمیدهد!
۶۰ متر؛ ۱۷۰ انسان در قرنطینه مرگ
امیر جوادیفر خودِ تصویر بیعدالتی بود؛ فکش شکسته بود، بینیاش خرد شده، دندههایش آسیب دیده و چهره کبودش از رنجی خاموش حکایت میکرد. یکی از چشمانش را از دست داده بود و نگاهِ باقیماندهاش، گویی روایتگر آن همه درد و ستم بود.
سرانجام با ضربوشتم ما را به قرنطینه یک بردند؛ اتاقی حدود شصت مترمربع، بدون آب آشامیدنی سالم ، بدون موکت، بیپنجره و بیتهویه، دستشویی ها فاقد درب و عاری از ابتداییترین امکانات. در آن لحظه، بهت و وحشت در چهره همه موج میزد؛ انگار مرز میان زندگی و مرگ را پشت سر گذاشته و پا به جایی نهاده بودیم که حتی امید نیز در آن به سختی نفس میکشید.
اندکی بعد، حدود ۳۰ تا ۳۵ نفر از مجرمان خطرناک را به میان ما آوردند؛ افرادی که گفته میشد از خطرناکترین مجرمان و قاتلاناند. چهرههای ترسناک، بدنهای زخمی، و برهنگی ناگزیرشان در گرمای خفهکنندهٔ آنجا، صحنهای فراموشنشدنی و هولناک پدید آورده بود. با دیدن آنان، بهت و وحشت بر جمع ما سایه افکند؛ گویی در همان لحظه دریافتیم که در چه کابوسی گرفتار شدهایم.
حالا ۱۷۰ انسان در ۶۰ متر جا گرفته بودیم؛ نشستن که هیچ، نفس کشیدن هم سخت بود. عادل ترکه که وکیلبند بود، از وحشتِ روزهای چهارشنبه گفت؛ روزی که سردار رادان و یارانش برای تفریح با هلیکوپتر میآمدند تا با شکنجههای هولناکشان، جان بازداشتیها را بگیرند. همچنین از پدری گفت که زیر بار شکنجه، جان سپرد؛ و از پسری که برای آنکه از سهم ناچیز نان پدرش محروم نشود، ناچار شد مرگ او را چند روز پنهان کند؛ تا سرانجام بوی تلخ تعفن پیکر، رازی را که گرسنگی بر آن مُهر سکوت زده بود، آشکار ساخت.
آن شب، خواب، واژهای غریبه بود. گرسنگی و تشنگی، در میانِ دردها و زخمها میسوخت و ترس از آنکه تا آخر تابستان چطور میتوانیم در اینجا زنده بمانیم لحظهای رهایمان نمیکرد.
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
روز ۱۹ تیر ۱۳۸۸؛ آغازِ سفر به دهانه جهنم.
ساعت حوالی ۱۰ صبح بود؛ میدان انقلاب، حیاط پلیس پیشگیری.
ما بازداشتشدگانِ بیپناه را به صف کرده بودند. در میانه حیاط، میزی چیده بودند با میوههایی رنگارنگ و در کنارش دادیار حیدریفر با همراهان نظامیاش نشسته بود. نیمساعت بعد، برگههایی میان ما توزیع شد؛ برگه تفهیم اتهامهایی تکراری و ناعادلانه: آشوبگر، مخل نظم، توهین به رهبری، تخریب اموال دولتی، توهین به رئیسجمهور و ... . اعتراضِ ما به این اتهامات، پاسخی جز باتوم و لگد پوتین نداشت؛ مجبورمان کردند با دستانی لرزان و قلبی آکنده از غم، پای آن ورقهها را امضا کنیم.
دادیار حیدریفر جمعیت را تقسیم کرد؛ حدود ۲۰۰ نفر را به زندان اوین فرستادند و ما ۱۳۶ نفر، سهممان قتلگاه کهریزک شد.
یکی از بچهها با صدایی لرزان پرسید: کهریزک کجاست؟
و پاسخی شنیدیم که استخوانهایمان را لرزاند: حیدریفر گفت!!
اگر تا آخر تابستان زنده از کهریزک بیرون آمدید، تازه میفهمید کهریزک کجاست!
از یک طرف خوشخیال بودم که اوین نمیروم و از یک طرف نمیدانستم به سمت دهانه جهنم در حرکتیم. دستان ما را با دستبند پلاستیکی محکم به یکدیگر بستند و ما را با ۲ اتوبوس به دلِ بیابانهای داغ کهریزک بردند و دلشوره عجیبی داشتم.
حدود یک ساعت پشت درِ کهریزک ماندیم؛ مسئولین بازداشتگاه به بهانه کمبود جا از پذیرش سرباز میزدند، اما با فشار سعید مرتضوی و سردار احمدرضا رادان، درهای جهنم باز شد.
استقبالِ خونین در تونل مرگ
پشت در صفی از سربازانِ و مأموران باتومبهدست انتظارمان را میکشید؛ تونل مرگ بود. از همان لحظه ورود، با ضربات چوب، لوله و لگد از ما استقبال کردند. انگار نه اسیر بودیم و نه متهم؛ گویی دشمنِ خونیشان بودیم. دیوارهای کهریزک از صدای نالهها و فریادهای بیپاسخ، به خون نشسته بود.
هنگامی که پا به کهریزک گذاشتیم، از در و دیوار ناله و ضجه انسانها به گوش میرسید و هراسی سنگین بر جانمان چنگ انداخته بود. لحظاتی بعد، افسر نگهبان، محمدیان، فریاد زد: همه برهنه شوید! به بهانهٔ واهیِ پیشگیری از شپش، ما را ـ از نوجوان شانزدهساله تا پیرمرد شصتساله ـ در حیاط بازداشتگاه، در برابر چشمان یکدیگر لخت عریان کردند.
آن لحظه، افزون بر ترس تلخیِ تحقیر و فروپاشی کرامت انسانی را با تمام وجود احساس میکردیم؛ زخمی که دردش از بسیاری از رنجهای جسمانی و شکنجه عمیقتر بود.
این رفتار لحظه اوج تحقیر و شرم بود.
چشمانمان از خجالت به زمین دوخته شده بود. در این میان، عینکها و وسایل ما را به زور گرفتند؛ محسن روحالامینی و محمد کامرانی التماس کردند خوب نمیتوانیم بدون عینک ببینیم، اما استوار محمدی با ضربات لوله بر سر و صورتشان، صدای اعتراضشان را خفه کرد.یکی از نگهبانان با پوزخند گفت: اینجا آخر دنیاست؛ اینجا خدا هم آنتن نمیدهد!
۶۰ متر؛ ۱۷۰ انسان در قرنطینه مرگ
امیر جوادیفر خودِ تصویر بیعدالتی بود؛ فکش شکسته بود، بینیاش خرد شده، دندههایش آسیب دیده و چهره کبودش از رنجی خاموش حکایت میکرد. یکی از چشمانش را از دست داده بود و نگاهِ باقیماندهاش، گویی روایتگر آن همه درد و ستم بود.
سرانجام با ضربوشتم ما را به قرنطینه یک بردند؛ اتاقی حدود شصت مترمربع، بدون آب آشامیدنی سالم ، بدون موکت، بیپنجره و بیتهویه، دستشویی ها فاقد درب و عاری از ابتداییترین امکانات. در آن لحظه، بهت و وحشت در چهره همه موج میزد؛ انگار مرز میان زندگی و مرگ را پشت سر گذاشته و پا به جایی نهاده بودیم که حتی امید نیز در آن به سختی نفس میکشید.
اندکی بعد، حدود ۳۰ تا ۳۵ نفر از مجرمان خطرناک را به میان ما آوردند؛ افرادی که گفته میشد از خطرناکترین مجرمان و قاتلاناند. چهرههای ترسناک، بدنهای زخمی، و برهنگی ناگزیرشان در گرمای خفهکنندهٔ آنجا، صحنهای فراموشنشدنی و هولناک پدید آورده بود. با دیدن آنان، بهت و وحشت بر جمع ما سایه افکند؛ گویی در همان لحظه دریافتیم که در چه کابوسی گرفتار شدهایم.
حالا ۱۷۰ انسان در ۶۰ متر جا گرفته بودیم؛ نشستن که هیچ، نفس کشیدن هم سخت بود. عادل ترکه که وکیلبند بود، از وحشتِ روزهای چهارشنبه گفت؛ روزی که سردار رادان و یارانش برای تفریح با هلیکوپتر میآمدند تا با شکنجههای هولناکشان، جان بازداشتیها را بگیرند. همچنین از پدری گفت که زیر بار شکنجه، جان سپرد؛ و از پسری که برای آنکه از سهم ناچیز نان پدرش محروم نشود، ناچار شد مرگ او را چند روز پنهان کند؛ تا سرانجام بوی تلخ تعفن پیکر، رازی را که گرسنگی بر آن مُهر سکوت زده بود، آشکار ساخت.
آن شب، خواب، واژهای غریبه بود. گرسنگی و تشنگی، در میانِ دردها و زخمها میسوخت و ترس از آنکه تا آخر تابستان چطور میتوانیم در اینجا زنده بمانیم لحظهای رهایمان نمیکرد.
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
❤27💔21🕊3
Forwarded from گفتوشنود
هانا آرنت
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌16❤4👍2💯1