This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی رنجبری» ۱۸ دیماه بر اثر اصابت سه گلوله جنگی به شکمش زخمی شد و به بیمارستان بعثت منتقل شد. او ده روز بعد به شکلی ناگهانی جان باخت.
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
❤36💔20👍1
Forwarded from گفتوشنود
کوری خودخواسته؛ شریک خاموش جنایت
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌22❤7👍7💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از سخنان مادر دادخواه آیدا حیدری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، منتشر شده است. او در این ویدیو از مردم ایران برای همراهی با خانوادهاش در این سال سخت و حمایت از خانوادههای دادخواه قدردانی میکند؛ همراهیای که برای خانوادههایی که عزیزانشان را در جریان سرکوب از دست دادهاند، معنایی فراتر از یک همدردی ساده دارد.
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
مراسم زادروز آیدا نیز هشتم مردادماه بر سر مزار او با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه و مردم برگزار شد. مادر آیدا در سالروز تولد دخترش، بر مزار او از آیدا به عنوان «شیرزنی» یاد کرد که جانش را فدای میهن کرد.
قدردانی مادر آیدا از مردمی که در کنار خانواده او ایستادهاند، یادآور اهمیت همراهی جامعه با خانوادههای دادخواه است؛ خانوادههایی که در کنار تحمل فقدان عزیزانشان، با فشارها و دشواریهای فراوان نیز روبهرو هستند. زنده نگه داشتن نام و یاد جانباختگان و تنها نگذاشتن خانوادههای آنان، بخشی از مسیر دادخواهی است.
#آیدا_حیدری
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیدا حیدری، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جان باخت.
مراسم زادروز آیدا نیز هشتم مردادماه بر سر مزار او با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه و مردم برگزار شد. مادر آیدا در سالروز تولد دخترش، بر مزار او از آیدا به عنوان «شیرزنی» یاد کرد که جانش را فدای میهن کرد.
قدردانی مادر آیدا از مردمی که در کنار خانواده او ایستادهاند، یادآور اهمیت همراهی جامعه با خانوادههای دادخواه است؛ خانوادههایی که در کنار تحمل فقدان عزیزانشان، با فشارها و دشواریهای فراوان نیز روبهرو هستند. زنده نگه داشتن نام و یاد جانباختگان و تنها نگذاشتن خانوادههای آنان، بخشی از مسیر دادخواهی است.
#آیدا_حیدری
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔16👍3
بازداشت و بیخبری از دو طراح و گرافیست؛ آریا کسایی و الهه نقیلو کجا هستند؟
آریا کسایی، طراح گرافیک و بنیانگذار استودیو «کارگاه»، و الهه نقیلو، طراح و گرافیست، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدهاند و بیش از ۱۰ روز است که خانواده و نزدیکانشان از وضعیت و محل نگهداری آنها بیخبرند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آریا کسایی روز ۲۸ تیرماه در تهران توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است. با گذشت بیش از ۱۰ روز، هیچ اطلاعات روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی و شرایط او یا دلیل بازداشتش منتشر نشده است.
الهه نقیلو، از دیگر طراحان گرافیک و همکار آریا کسایی، نیز بازداشت شده و از زمان بازداشت او نیز بیش از ۱۰ روز گذشته است؛ با این حال، خانواده و نزدیکانش همچنان از سرنوشت او بیخبرند.
گزارشها حاکی از آن است که این دو هنرمند چند روز پس از برگزاری رویدادی درباره چپدستی بازداشت شدهاند؛ با این حال، هیچ توضیح رسمی درباره ارتباط این رویداد با بازداشت آنان یا اتهامهای احتمالی علیه این دو طراح منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
آریا کسایی، طراح گرافیک و بنیانگذار استودیو «کارگاه»، و الهه نقیلو، طراح و گرافیست، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدهاند و بیش از ۱۰ روز است که خانواده و نزدیکانشان از وضعیت و محل نگهداری آنها بیخبرند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آریا کسایی روز ۲۸ تیرماه در تهران توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است. با گذشت بیش از ۱۰ روز، هیچ اطلاعات روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی و شرایط او یا دلیل بازداشتش منتشر نشده است.
الهه نقیلو، از دیگر طراحان گرافیک و همکار آریا کسایی، نیز بازداشت شده و از زمان بازداشت او نیز بیش از ۱۰ روز گذشته است؛ با این حال، خانواده و نزدیکانش همچنان از سرنوشت او بیخبرند.
گزارشها حاکی از آن است که این دو هنرمند چند روز پس از برگزاری رویدادی درباره چپدستی بازداشت شدهاند؛ با این حال، هیچ توضیح رسمی درباره ارتباط این رویداد با بازداشت آنان یا اتهامهای احتمالی علیه این دو طراح منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20❤4💔2
Forwarded from گفتوشنود
دینخویی
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍8👌1💯1
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید.»
بیانیه ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان در مورد لزوم احترام حکومت به حق حیات
در پی کشتهشدن شماری از شهروندان در حوادث اخیر در کردستان و افزایش نگرانیها درباره استفاده از سلاح علیه شهروندان، ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان با انتشار بیانیهای خواستار روشنشدن حقیقت این حوادث، پاسخگویی عاملان و آمران و احترام به حق بنیادین حیات شدهاند.
متن کامل این بیانیه در ادامه میآید:
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید
در یک ماه گذشته حوادث تلخ و ناگواری از مریوان تا سنندج جانهای بیگناهی را ستاند و خانوادههایی را داغدار نمود. حق حیات بنیادیترین اصل مکتوم و محترم تمامی ملل است که به راحتی و سهولت نمیتوان آن را گرفت. در قانون اساسی جمهوری اسلامی به ویژه اصول ۲۲، ۳۲ و ۳۴ حق حیات و عدم تعرض به جان و مال شهروندان به صراحت تاکید شده است.
متاسفانه استفاده از اسلحه در کردستان از رویههای قانونی فراتر رفته و در تازهترین مورد ماشین مهدی توکلی هنرمند و فعال مدنی سنندج به همراه مادر و خواهرش در جاده مریوان به بانه به گلوله بسته شد و هر سه جان باختند. پیشتر هم بهرگباربستن ماشین دیگری در جاده مریوان جان کودک ۸ سالهای به نام سامی حسنی را گرفت. اینگونه حوادث تلخ و ناگوار بیشک وجدان عمومی را به درد آورده و افکار عمومی خواهان روشنشدن ابعاد این فجایع جانسوز هستند.
ما شماری از فعالان مدنی، سیاسی، فرهنگی و حقوق بشری کردستان ضمن اظهار همدلی با خانواده جانباختگان اخیر، مصرانه از مسئولان قضایی و امنیتی میخواهیم به دور از هر گونه مصلحتسنجی، حقیقت و واقعیت این حوادث مرگبار را شفاف و روشن با افکار عمومی در میان بگذارند و عاملان و آمران آن نیز به محکمه سپرده شوند.
تردیدی نیست که تداوم این گونه برخوردها جز بذر کینه و تنفر دستاوردی نخواهد داشت.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان در مورد لزوم احترام حکومت به حق حیات
در پی کشتهشدن شماری از شهروندان در حوادث اخیر در کردستان و افزایش نگرانیها درباره استفاده از سلاح علیه شهروندان، ۱۰۰ فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری کردستان با انتشار بیانیهای خواستار روشنشدن حقیقت این حوادث، پاسخگویی عاملان و آمران و احترام به حق بنیادین حیات شدهاند.
متن کامل این بیانیه در ادامه میآید:
«با گرفتن حق حیات از انسانها، امنیت و کرامت به دست نمیآید
در یک ماه گذشته حوادث تلخ و ناگواری از مریوان تا سنندج جانهای بیگناهی را ستاند و خانوادههایی را داغدار نمود. حق حیات بنیادیترین اصل مکتوم و محترم تمامی ملل است که به راحتی و سهولت نمیتوان آن را گرفت. در قانون اساسی جمهوری اسلامی به ویژه اصول ۲۲، ۳۲ و ۳۴ حق حیات و عدم تعرض به جان و مال شهروندان به صراحت تاکید شده است.
متاسفانه استفاده از اسلحه در کردستان از رویههای قانونی فراتر رفته و در تازهترین مورد ماشین مهدی توکلی هنرمند و فعال مدنی سنندج به همراه مادر و خواهرش در جاده مریوان به بانه به گلوله بسته شد و هر سه جان باختند. پیشتر هم بهرگباربستن ماشین دیگری در جاده مریوان جان کودک ۸ سالهای به نام سامی حسنی را گرفت. اینگونه حوادث تلخ و ناگوار بیشک وجدان عمومی را به درد آورده و افکار عمومی خواهان روشنشدن ابعاد این فجایع جانسوز هستند.
ما شماری از فعالان مدنی، سیاسی، فرهنگی و حقوق بشری کردستان ضمن اظهار همدلی با خانواده جانباختگان اخیر، مصرانه از مسئولان قضایی و امنیتی میخواهیم به دور از هر گونه مصلحتسنجی، حقیقت و واقعیت این حوادث مرگبار را شفاف و روشن با افکار عمومی در میان بگذارند و عاملان و آمران آن نیز به محکمه سپرده شوند.
تردیدی نیست که تداوم این گونه برخوردها جز بذر کینه و تنفر دستاوردی نخواهد داشت.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤21👍3👌2
واکنش معصومه قاسمیپور به اعدام؛ «پای نه به اعدام میایستیم»
معصومه قاسمیپور، بازیگر سینما و تلویزیون، در واکنش به افزایش اعدامها و برخورد قضایی با مخالفان اعدام، با انتشار استوریای از ایستادگی در برابر مجازات مرگ نوشت:
«بی هیچ ترس و هراسی
پای نه به اعدام میایستیم
چه میخواهید بکنید با ما؟
بیایید اندک صدایی که برای حفظ کرامت انسان و “انسان بودگی” در این سرزمین باقی مانده را هم خفه کنید..
آنوقت خواهید دید که نه از تاک نشانی خواهد ماند و نه تاکنشان … خواهید دید …»
این نخستین بار نیست که قاسمیپور در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و سرکوب معترضان موضع میگیرد. او پیشتر نیز با انتشار نوشتههایی صریح، از حکومت و حجاب اجباری اعلام برائت کرده و گفته بود پس از سالها فعالیت در سینما، دیگر حاضر نیست با «حجاب تحمیلی و تحقیرکننده» مقابل دوربین برود.
او در نوشتهای که پیشتر منتشر کرده بود، تأکید کرده بود ایستادگی در برابر ساختار حاکم و برداشتن حجاب اجباری را نه امری قهرمانانه، بلکه «انجام وظیفه» و ایستادن پای حقیقت و درستی میداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
معصومه قاسمیپور، بازیگر سینما و تلویزیون، در واکنش به افزایش اعدامها و برخورد قضایی با مخالفان اعدام، با انتشار استوریای از ایستادگی در برابر مجازات مرگ نوشت:
«بی هیچ ترس و هراسی
پای نه به اعدام میایستیم
چه میخواهید بکنید با ما؟
بیایید اندک صدایی که برای حفظ کرامت انسان و “انسان بودگی” در این سرزمین باقی مانده را هم خفه کنید..
آنوقت خواهید دید که نه از تاک نشانی خواهد ماند و نه تاکنشان … خواهید دید …»
این نخستین بار نیست که قاسمیپور در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و سرکوب معترضان موضع میگیرد. او پیشتر نیز با انتشار نوشتههایی صریح، از حکومت و حجاب اجباری اعلام برائت کرده و گفته بود پس از سالها فعالیت در سینما، دیگر حاضر نیست با «حجاب تحمیلی و تحقیرکننده» مقابل دوربین برود.
او در نوشتهای که پیشتر منتشر کرده بود، تأکید کرده بود ایستادگی در برابر ساختار حاکم و برداشتن حجاب اجباری را نه امری قهرمانانه، بلکه «انجام وظیفه» و ایستادن پای حقیقت و درستی میداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤31🕊5👍2💔1
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ما، بنیامین وحیدی، نوجوان ۱۷ ساله اهل جرگلان بجنورد و از جامعه ترکمن، به دو سال حبس تعزیری و پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است؛ حکمی که به گفته منابع، به صورت غیابی و بدون حضور وکیل صادر شده و اکنون برای اجرای آن، این نوجوان در منزل بازداشت شده است.
بنیامین وحیدی، کودک کار و ورزشکار رشتههای بوکس و امامای است. او در سال ۱۴۰۲ در رشته بوکس رتبه نخست را به دست آورده بود و برای راهیابی به تیم ملی تلاش میکرد. با این حال، آینده این نوجوان ورزشکار اکنون تحت تأثیر یک پرونده قضایی و حکم سنگین قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع در اختیار ما گذاشتهاند، یکی از شعب دادگاه انقلاب شهرستان بجنورد بنیامین وحیدی را به اتهامهای «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «تخریب اموال عمومی» و «درگیری با مأموران» به دو سال حبس تعزیری و ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده است.
این در حالی است که بنیامین وحیدی در جریان اعتراضات بازداشت نشده بود. او پیشتر به دوستانش گفته بود که نیروهای امنیتی در پی بازداشت او هستند. سرانجام، حکم صادرشده به صورت غیابی به اجرا گذاشته شد و نیروهای امنیتی او را با خشونت در منزل بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات منابع، بنیامین پس از بازداشت به بازداشتگاه کلانتری ۱۱ بجنورد منتقل شده و به خانواده اعلام شده است که تا زمان پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی، از تماس و ملاقات با خانواده محروم خواهد بود.
گفته میشود بنیامین در جریان رسیدگی به پرونده از حق داشتن وکیل محروم بوده و حکم نیز بدون حضور او صادر شده است. منابع همچنین میگویند به خانواده اعلام شده که حکم نهایی است و پس از پرداخت جریمه نیز بنیامین باید دوران محکومیت حبس خود را سپری کند.
پرونده بنیامین وحیدی، نوجوانی ۱۷ ساله، نمونهای دیگر از برخورد قضایی سنگین با نسلی است که بسیاری از آنان هنوز به سن قانونی بزرگسالی نرسیدهاند؛ نوجوانی که به جای دنبال کردن رؤیای حضور در تیم ملی و ساختن آیندهای برای خود، اکنون پشت درهای بازداشتگاه و زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بنیامین وحیدی، کودک کار و ورزشکار رشتههای بوکس و امامای است. او در سال ۱۴۰۲ در رشته بوکس رتبه نخست را به دست آورده بود و برای راهیابی به تیم ملی تلاش میکرد. با این حال، آینده این نوجوان ورزشکار اکنون تحت تأثیر یک پرونده قضایی و حکم سنگین قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع در اختیار ما گذاشتهاند، یکی از شعب دادگاه انقلاب شهرستان بجنورد بنیامین وحیدی را به اتهامهای «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «تخریب اموال عمومی» و «درگیری با مأموران» به دو سال حبس تعزیری و ۱۰۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده است.
این در حالی است که بنیامین وحیدی در جریان اعتراضات بازداشت نشده بود. او پیشتر به دوستانش گفته بود که نیروهای امنیتی در پی بازداشت او هستند. سرانجام، حکم صادرشده به صورت غیابی به اجرا گذاشته شد و نیروهای امنیتی او را با خشونت در منزل بازداشت کردند.
بر اساس اطلاعات منابع، بنیامین پس از بازداشت به بازداشتگاه کلانتری ۱۱ بجنورد منتقل شده و به خانواده اعلام شده است که تا زمان پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی، از تماس و ملاقات با خانواده محروم خواهد بود.
گفته میشود بنیامین در جریان رسیدگی به پرونده از حق داشتن وکیل محروم بوده و حکم نیز بدون حضور او صادر شده است. منابع همچنین میگویند به خانواده اعلام شده که حکم نهایی است و پس از پرداخت جریمه نیز بنیامین باید دوران محکومیت حبس خود را سپری کند.
پرونده بنیامین وحیدی، نوجوانی ۱۷ ساله، نمونهای دیگر از برخورد قضایی سنگین با نسلی است که بسیاری از آنان هنوز به سن قانونی بزرگسالی نرسیدهاند؛ نوجوانی که به جای دنبال کردن رؤیای حضور در تیم ملی و ساختن آیندهای برای خود، اکنون پشت درهای بازداشتگاه و زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊2❤1
۵ سال حبس برای یک تتوآرتیست؛ سید مهدی حسینی به اتهامهای امنیتی محکوم شد
سید مهدی حسینی، ۲۹ ساله و تتوآرتیست اهل تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از رسیدگی قضایی به پنج سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسینی با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مواجه شده و در نهایت به پنج سال حبس محکوم شده است.
صدور احکام سنگین حبس با استناد به اتهامهای کلی و امنیتی علیه معترضان، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها در پی فعالیتها و اعتراضات مسالمتآمیز شهروندان شکل گرفتهاند. زندان و مجازات نباید ابزاری برای خاموشکردن صدای معترضان و ایجاد هراس در جامعه باشد.
صدای بازداشتشدهها باشیم؛ نامشان را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم در سکوت و بیخبری ناپدید شوند. رسانهایکردن نام و وضعیت زندانیان و بازداشتشدگان، پیگیری سرنوشت آنها و رساندن صدایشان به جامعه، یکی از راههای ایستادن در برابر سرکوب و بیخبری است.
#سید_مهدی_حسینی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سید مهدی حسینی، ۲۹ ساله و تتوآرتیست اهل تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از رسیدگی قضایی به پنج سال حبس محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، حسینی با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مواجه شده و در نهایت به پنج سال حبس محکوم شده است.
صدور احکام سنگین حبس با استناد به اتهامهای کلی و امنیتی علیه معترضان، در حالی ادامه دارد که بسیاری از این پروندهها در پی فعالیتها و اعتراضات مسالمتآمیز شهروندان شکل گرفتهاند. زندان و مجازات نباید ابزاری برای خاموشکردن صدای معترضان و ایجاد هراس در جامعه باشد.
صدای بازداشتشدهها باشیم؛ نامشان را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم در سکوت و بیخبری ناپدید شوند. رسانهایکردن نام و وضعیت زندانیان و بازداشتشدگان، پیگیری سرنوشت آنها و رساندن صدایشان به جامعه، یکی از راههای ایستادن در برابر سرکوب و بیخبری است.
#سید_مهدی_حسینی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
طالبان: آرایش و عطرزدن زن در مراسم عروسی و تبادل حلقه خلاف شرع است
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔32👍2❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عرفان گودرزی؛
جوانی که ۱۸ دیماه با شلیک نیروهای سرکوب در بروجرد جان باخت
عرفان گودرزی؛ ۳۲ ساله، اهل بروجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در شهر بروجرد با شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
همسر جاویدنام عرفان گودرزی با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش در سوگ همسرش نوشت:
🔸شبکههای اجتماعی امروز یکی از اصلیترین تریبون خانوادههای دادخواه برای سخن گفتن با جامعهاند؛ جایی که میتوانند روایت شخصی خود را بیواسطه منتشر کنند، اسناد و خاطرات عزیزانشان را به اشتراک بگذارند و دادخواهی را از یک رنج خانوادگی به مطالبهای عمومی و ماندگار تبدیل کنند.
#عرفان_گودرزی
💸 tavaanatech
جوانی که ۱۸ دیماه با شلیک نیروهای سرکوب در بروجرد جان باخت
عرفان گودرزی؛ ۳۲ ساله، اهل بروجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در شهر بروجرد با شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
همسر جاویدنام عرفان گودرزی با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش در سوگ همسرش نوشت:
«تو میرقصی و ما گریه میکنیم....🕊»
🔸شبکههای اجتماعی امروز یکی از اصلیترین تریبون خانوادههای دادخواه برای سخن گفتن با جامعهاند؛ جایی که میتوانند روایت شخصی خود را بیواسطه منتشر کنند، اسناد و خاطرات عزیزانشان را به اشتراک بگذارند و دادخواهی را از یک رنج خانوادگی به مطالبهای عمومی و ماندگار تبدیل کنند.
#عرفان_گودرزی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔23❤1🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پاداش ۱۵ میلیون دلاری آمریکا برای افشای شبکههای مالی و پهپادی سپاه پاسداران
برنامه «پاداش برای عدالت» وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد در ازای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا مختل کردن شبکههای مالی سپاه پاسداران منجر شود، تا ۱۵ میلیون دلار پاداش میپردازد.
🔹در اطلاعیه منتشرشده در هشتم مرداد، از شرکت «کیمیا پارت سیوان» موسوم به «کیپاس» بهعنوان یکی از بازوهای تولید پهپاد برای نیروی قدس سپاه نام برده شده است. براساس ادعای وزارت امور خارجه آمریکا، مدیران ارشد این شرکت در آزمایش، توسعه و تأمین پهپادها نقش دارند و سپاه نیز از فروش پهپاد و دیگر تجهیزات نظامی برای تأمین بخشی از منابع مالی خود استفاده میکند.
🔹این برنامه از افرادی که به اطلاعاتی درباره مدیران کیپاس، شرکای تجاری آنها یا شبکههای مالی مرتبط دسترسی دارند، خواسته است گزارشهای خود را بهصورت محرمانه از طریق سامانهای مبتنی بر شبکه «تور» ارسال کنند. به گفته مقامهای آمریکایی، ارائهدهندگان اطلاعات مؤثر ممکن است علاوه بر دریافت پاداش، واجد شرایط انتقال به مکانی امن نیز شناخته شوند.
💸 tavaanatech
برنامه «پاداش برای عدالت» وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد در ازای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا مختل کردن شبکههای مالی سپاه پاسداران منجر شود، تا ۱۵ میلیون دلار پاداش میپردازد.
🔹در اطلاعیه منتشرشده در هشتم مرداد، از شرکت «کیمیا پارت سیوان» موسوم به «کیپاس» بهعنوان یکی از بازوهای تولید پهپاد برای نیروی قدس سپاه نام برده شده است. براساس ادعای وزارت امور خارجه آمریکا، مدیران ارشد این شرکت در آزمایش، توسعه و تأمین پهپادها نقش دارند و سپاه نیز از فروش پهپاد و دیگر تجهیزات نظامی برای تأمین بخشی از منابع مالی خود استفاده میکند.
🔹این برنامه از افرادی که به اطلاعاتی درباره مدیران کیپاس، شرکای تجاری آنها یا شبکههای مالی مرتبط دسترسی دارند، خواسته است گزارشهای خود را بهصورت محرمانه از طریق سامانهای مبتنی بر شبکه «تور» ارسال کنند. به گفته مقامهای آمریکایی، ارائهدهندگان اطلاعات مؤثر ممکن است علاوه بر دریافت پاداش، واجد شرایط انتقال به مکانی امن نیز شناخته شوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18❤3🥰1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد پلمپ شد.
این رویداد قرار بود با حضور حدود ۲۰ برند و هنرمند در روزهای ۸ و ۹ مرداد برگزار شود. شرکتکنندگان طی هفتههای گذشته آثار و محصولات خود را برای عرضه آماده کرده بودند و برگزارکنندگان نیز برای تبلیغات، پذیرایی و دیگر تدارکات رویداد زمان، هزینه و انرژی قابل توجهی صرف کرده بودند.
با پلمپ عمارت منشأ، برگزاری این رویداد لغو شد. برگزارکنندگان با انتشار ویدیویی از محل، از مخاطبان خواستند این اطلاعرسانی را بازنشر کنند تا شهروندان برای شرکت در رویداد به عمارت منشأ مراجعه نکنند.
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد و به دلایلی نامعلوم پلمپ شد؛ جایی که قرار بود دهها هنرمند و صنعتگر آثار و دستساختههای خود را به نمایش بگذارند و عرضه کنند.
در شرایط دشوار اقتصادی و فشار روانی حاکم بر جامعه، چنین رویدادهایی فقط یک بازارچه نیستند؛ آنها فضایی برای نفس کشیدن، دیدار، همکاری، خلق کردن و زنده نگه داشتن امیدند. ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی یادآوری میکند که امید، انتظار منفعلانه برای آیندهای بهتر نیست؛ امید همان کاری است که انسانها در دل تاریکی انجام میدهند، بیآنکه از نتیجه مطمئن باشند. هر اثر هنری، هر بازارچه کوچک و هر جمع شدن داوطلبانه مردم، شکلی از همین امید است.
شاید به همین دلیل است که حکومتهای اقتدارگرا از چنین فضاهایی هراس دارند؛ زیرا این گردهماییها فقط محل خرید و فروش نیستند، بلکه شبکهای از اعتماد، همدلی، خلاقیت و کنش جمعی میسازند؛ چیزهایی که کنترلپذیر نیستند.
جوانانی که این رویداد را برپا کرده بودند، از موانع بیشماری عبور کردند. هفتهها وقت، سرمایه و انرژی گذاشتند تا رؤیاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. آنچه پلمپ شد، فقط درِ یک ساختمان نبود؛ تلاشی بود برای خاموش کردن چراغی که عدهای میخواستند در دل تاریکی روشن نگه دارند.
اما همانطور که ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی مینویسد، تاریکی همیشه فقط محل ترس نیست؛ جایی است که امکان تولد آینده نیز در آن نهفته است. امید، دقیقاً از همان لحظهای آغاز میشود که انسانها، با وجود همه موانع، باز هم دست از آفریدن، کنار هم بودن و ساختن برنمیدارند.
جمهوری اسلامی همواره اقداماتی انجام داده تا امید را با ترس جابهجا کند و عرصه عمومی اجتماع را از فعالیتهای جمعی و همکاری و با هم بودن مردم تهی کند. حکومت های استبدادی افراد تکافتاده را راحتتر سرکوب میکنند...
@Tavaana_TavaanaTech
این رویداد قرار بود با حضور حدود ۲۰ برند و هنرمند در روزهای ۸ و ۹ مرداد برگزار شود. شرکتکنندگان طی هفتههای گذشته آثار و محصولات خود را برای عرضه آماده کرده بودند و برگزارکنندگان نیز برای تبلیغات، پذیرایی و دیگر تدارکات رویداد زمان، هزینه و انرژی قابل توجهی صرف کرده بودند.
با پلمپ عمارت منشأ، برگزاری این رویداد لغو شد. برگزارکنندگان با انتشار ویدیویی از محل، از مخاطبان خواستند این اطلاعرسانی را بازنشر کنند تا شهروندان برای شرکت در رویداد به عمارت منشأ مراجعه نکنند.
عمارت منشأ، محل برگزاری رویداد تابستانی «دستآفرید»، درست پیش از آغاز این رویداد و به دلایلی نامعلوم پلمپ شد؛ جایی که قرار بود دهها هنرمند و صنعتگر آثار و دستساختههای خود را به نمایش بگذارند و عرضه کنند.
در شرایط دشوار اقتصادی و فشار روانی حاکم بر جامعه، چنین رویدادهایی فقط یک بازارچه نیستند؛ آنها فضایی برای نفس کشیدن، دیدار، همکاری، خلق کردن و زنده نگه داشتن امیدند. ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی یادآوری میکند که امید، انتظار منفعلانه برای آیندهای بهتر نیست؛ امید همان کاری است که انسانها در دل تاریکی انجام میدهند، بیآنکه از نتیجه مطمئن باشند. هر اثر هنری، هر بازارچه کوچک و هر جمع شدن داوطلبانه مردم، شکلی از همین امید است.
شاید به همین دلیل است که حکومتهای اقتدارگرا از چنین فضاهایی هراس دارند؛ زیرا این گردهماییها فقط محل خرید و فروش نیستند، بلکه شبکهای از اعتماد، همدلی، خلاقیت و کنش جمعی میسازند؛ چیزهایی که کنترلپذیر نیستند.
جوانانی که این رویداد را برپا کرده بودند، از موانع بیشماری عبور کردند. هفتهها وقت، سرمایه و انرژی گذاشتند تا رؤیاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. آنچه پلمپ شد، فقط درِ یک ساختمان نبود؛ تلاشی بود برای خاموش کردن چراغی که عدهای میخواستند در دل تاریکی روشن نگه دارند.
اما همانطور که ربکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی مینویسد، تاریکی همیشه فقط محل ترس نیست؛ جایی است که امکان تولد آینده نیز در آن نهفته است. امید، دقیقاً از همان لحظهای آغاز میشود که انسانها، با وجود همه موانع، باز هم دست از آفریدن، کنار هم بودن و ساختن برنمیدارند.
جمهوری اسلامی همواره اقداماتی انجام داده تا امید را با ترس جابهجا کند و عرصه عمومی اجتماع را از فعالیتهای جمعی و همکاری و با هم بودن مردم تهی کند. حکومت های استبدادی افراد تکافتاده را راحتتر سرکوب میکنند...
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤5👍3
جان ۹ جوان اسفراینی در معرض خطر صدور حکم اعدام است
جان ۹ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان اسفراین، در ارتباط با پروندهای موسوم به «پرونده حسینزاده»، با خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه است.
محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی، مصطفی رجبعلیزاده و امیرحسین ساربان، پس از حادثه آتشسوزی یک کیوسک پلیس در شهر اسفراین و کشته شدن حسینزاده، دادستان اسفراین، و چند مأمور نیروی انتظامی بازداشت شدند.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامات انتسابی به این شهروندان شامل «محاربه، فساد فیالارض، قتل عمد، مشارکت در قتل عمد، تخریب عمدی، ایجاد حریق، اغوا و تحریک مردم به جنگ، اخلال در نظم و آسایش عمومی و برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است. رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب بجنورد در جریان است.
پیشتر متهمان نسبت به تمدید قرار بازداشت موقت خود اعتراض کرده بودند، اما این اعتراض مورد پذیرش قرار نگرفت. هشت نفر از آنان، شامل محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی و مصطفی رجبعلیزاده، در بند امنیتی زندان اسفراین نگهداری میشوند و امیرحسین ساربان، نوجوان ۱۶ ساله این پرونده، در کانون اصلاح و تربیت زندان بجنورد به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروندان در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. همچنین اعترافات دو تن از آنان از صداوسیما پخش شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره روند رسیدگی به این پرونده و احتمال صدور احکام سنگین را افزایش داده است.
طبق اطلاعات موثق، تاکنون هیچیک از این افراد امکان دسترسی مؤثر به وکیل و اطلاعات کامل پرونده خود را نداشتهاند.
#اسفراین
@Tavaana_TavaanaTech
جان ۹ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان اسفراین، در ارتباط با پروندهای موسوم به «پرونده حسینزاده»، با خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه است.
محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی، مصطفی رجبعلیزاده و امیرحسین ساربان، پس از حادثه آتشسوزی یک کیوسک پلیس در شهر اسفراین و کشته شدن حسینزاده، دادستان اسفراین، و چند مأمور نیروی انتظامی بازداشت شدند.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامات انتسابی به این شهروندان شامل «محاربه، فساد فیالارض، قتل عمد، مشارکت در قتل عمد، تخریب عمدی، ایجاد حریق، اغوا و تحریک مردم به جنگ، اخلال در نظم و آسایش عمومی و برهم زدن امنیت کشور» عنوان شده است. رسیدگی به این پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب بجنورد در جریان است.
پیشتر متهمان نسبت به تمدید قرار بازداشت موقت خود اعتراض کرده بودند، اما این اعتراض مورد پذیرش قرار نگرفت. هشت نفر از آنان، شامل محمد آذری، رضا رضاپور، حسین مهرانگیز، سجاد شمسایی، علی ببری، امیرحسین نظرزاده، سجاد سنگسفیدی و مصطفی رجبعلیزاده، در بند امنیتی زندان اسفراین نگهداری میشوند و امیرحسین ساربان، نوجوان ۱۶ ساله این پرونده، در کانون اصلاح و تربیت زندان بجنورد به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروندان در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری قرار گرفتهاند. همچنین اعترافات دو تن از آنان از صداوسیما پخش شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره روند رسیدگی به این پرونده و احتمال صدور احکام سنگین را افزایش داده است.
طبق اطلاعات موثق، تاکنون هیچیک از این افراد امکان دسترسی مؤثر به وکیل و اطلاعات کامل پرونده خود را نداشتهاند.
#اسفراین
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊10❤3
خطر صدور احکام اعدام برای ۱۰ شهروند بازداشتشده در شاندیز؛ حکم اعدام مهدی ظریف ابلاغ شد
جان دستکم ۱۰ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاندیز، با خطر صدور احکام سنگین و اعدام مواجه است. بر اساس گزارشها، حکم اعدام مهدی ظریف، یکی از متهمان این پرونده، به او ابلاغ شده و نگرانیها درباره وضعیت دیگر بازداشتشدگان افزایش یافته است.
جان ۱۰ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر شاندیز در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این شهروندان به نامهای نجمه امینی، مهدی ظریف، ایلیا اکبری، سجاد چراغی، متین شبانی، فرشاد حسینپور، مجید حسینپور، حسین صفرپور، حسین رسولینسب و علی زاغی، در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، اخیراً حکم اعدام مهدی ظریف در ارتباط با پرونده موسوم به «بازداشتشدگان شاندیز» به او ابلاغ شده است. صدور این حکم نگرانیها درباره احتمال صدور احکام مشابه برای دیگر متهمان این پرونده را افزایش داده است.
همچنین گزارش شده است که نجمه امینی با اتهامات سنگینی مواجه است و برخی منابع نزدیک به خانواده او از احتمال صدور حکم اعدام برای وی ابراز نگرانی کردهاند.
برخی منابع تعداد متهمان این پرونده را ۲۵ نفر ذکر کردهاند. از هویت سایر بازداشتشدگان احتمالی این پرونده اطلاعی در دست نیست.
با گذشت چند ماه از زمان بازداشت این شهروندان و در حالی که روند رسیدگی به پرونده آنان همچنان ادامه دارد، نگرانیها نسبت به وضعیت حقوقی آنان، دسترسی به دادرسی عادلانه و احتمال صدور احکام سنگین افزایش یافته است.
گفته میشود اتهام این افراد آتشزدن یک حسینیه است. متهمان این پرونده از ابتدا تا کنون از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بودهاند.
#پرونده_شاندیز #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جان دستکم ۱۰ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاندیز، با خطر صدور احکام سنگین و اعدام مواجه است. بر اساس گزارشها، حکم اعدام مهدی ظریف، یکی از متهمان این پرونده، به او ابلاغ شده و نگرانیها درباره وضعیت دیگر بازداشتشدگان افزایش یافته است.
جان ۱۰ شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر شاندیز در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این شهروندان به نامهای نجمه امینی، مهدی ظریف، ایلیا اکبری، سجاد چراغی، متین شبانی، فرشاد حسینپور، مجید حسینپور، حسین صفرپور، حسین رسولینسب و علی زاغی، در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، اخیراً حکم اعدام مهدی ظریف در ارتباط با پرونده موسوم به «بازداشتشدگان شاندیز» به او ابلاغ شده است. صدور این حکم نگرانیها درباره احتمال صدور احکام مشابه برای دیگر متهمان این پرونده را افزایش داده است.
همچنین گزارش شده است که نجمه امینی با اتهامات سنگینی مواجه است و برخی منابع نزدیک به خانواده او از احتمال صدور حکم اعدام برای وی ابراز نگرانی کردهاند.
برخی منابع تعداد متهمان این پرونده را ۲۵ نفر ذکر کردهاند. از هویت سایر بازداشتشدگان احتمالی این پرونده اطلاعی در دست نیست.
با گذشت چند ماه از زمان بازداشت این شهروندان و در حالی که روند رسیدگی به پرونده آنان همچنان ادامه دارد، نگرانیها نسبت به وضعیت حقوقی آنان، دسترسی به دادرسی عادلانه و احتمال صدور احکام سنگین افزایش یافته است.
گفته میشود اتهام این افراد آتشزدن یک حسینیه است. متهمان این پرونده از ابتدا تا کنون از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بودهاند.
#پرونده_شاندیز #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔45🕊9❤3
Forwarded from گفتوشنود
چشمانداز ابطالپذیری
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌1
اعدام آروین خیرخواه، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در زندان شاهرود
بر اساس گزارش ایران اینترنشنال، آروین خیرخواه، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات سراسری و محکوم به اعدام، صبح شنبه ۱۰ مرداد در زندان شاهرود اعدام شد.
به گزارش منابع مطلع، آروین خیرخواه با اتهاماتی از جمله «محاربه» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود. منابع حقوق بشری روند رسیدگی به پرونده او را همراه با فشارهای امنیتی و بدون رعایت تشریفات دادرسی عادلانه توصیف کردهاند.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، او روز هفتم مرداد به سلول انفرادی منتقل شده بود. همچنین خانواده این زندانی شامگاه جمعه در اعتراض به اجرای حکم، مقابل زندان شاهرود تجمع و تحصن کرده بودند، اما حکم اعدام صبح روز بعد به اجرا درآمد.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
اعدام آروین خیرخواه در حالی صورت گرفته است که نگرانیها درباره افزایش اجرای احکام اعدام علیه بازداشتشدگان اعتراضات در ایران رو به افزایش است.
#آروین_خیرخواه #شاهرود #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش ایران اینترنشنال، آروین خیرخواه، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات سراسری و محکوم به اعدام، صبح شنبه ۱۰ مرداد در زندان شاهرود اعدام شد.
به گزارش منابع مطلع، آروین خیرخواه با اتهاماتی از جمله «محاربه» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود. منابع حقوق بشری روند رسیدگی به پرونده او را همراه با فشارهای امنیتی و بدون رعایت تشریفات دادرسی عادلانه توصیف کردهاند.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، او روز هفتم مرداد به سلول انفرادی منتقل شده بود. همچنین خانواده این زندانی شامگاه جمعه در اعتراض به اجرای حکم، مقابل زندان شاهرود تجمع و تحصن کرده بودند، اما حکم اعدام صبح روز بعد به اجرا درآمد.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
اعدام آروین خیرخواه در حالی صورت گرفته است که نگرانیها درباره افزایش اجرای احکام اعدام علیه بازداشتشدگان اعتراضات در ایران رو به افزایش است.
#آروین_خیرخواه #شاهرود #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔53❤5
سه زندانی سیاسی پس از ضربوشتم در اوین به مکان نامعلومی منتقل شدند
بر اساس اطلاعاتی که منابع مطلع در اختیار توانا قرار دادهاند، صبح شنبه ۱۰ مرداد، نیروهای گارد زندان اوین با یورش به بند ۷، سه زندانی سیاسی، امیرحسین مرادی، احسان رستمی و افشین حیرتیان را پس از ضربوشتم شدید به مکان نامعلومی منتقل کردند.
به گفته همبندیان این زندانیان، مأموران در جریان این یورش، این سه زندانی را مجروح کرده و لباسهایشان را پاره کردند. همچنین در این عملیات، معاون سلامت زندان، رئیس گارد، معاون حفاظت، معاون گارد، رئیس بازرسی و رئیس اندرزگاه ۷ به همراه شمار زیادی از نیروهای گارد حضور داشتند.
در پی این اقدام، زندانیان بند ۷ در اعتراض به انتقال همبندیان خود تجمع کرده و شعار سر دادند. منابع مطلع میگویند فضای این بند همچنان متشنج است و نگرانیها درباره وضعیت و محل نگهداری این سه زندانی ادامه دارد.
رفتار خشونتآمیز با زندانیان، انتقال آنان به مکان نامعلوم و محرومکردن خانوادهها از اطلاع درباره سرنوشت عزیزانشان، از مصادیق نقض حقوق زندانیان و اصول دادرسی عادلانه است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعاتی که منابع مطلع در اختیار توانا قرار دادهاند، صبح شنبه ۱۰ مرداد، نیروهای گارد زندان اوین با یورش به بند ۷، سه زندانی سیاسی، امیرحسین مرادی، احسان رستمی و افشین حیرتیان را پس از ضربوشتم شدید به مکان نامعلومی منتقل کردند.
به گفته همبندیان این زندانیان، مأموران در جریان این یورش، این سه زندانی را مجروح کرده و لباسهایشان را پاره کردند. همچنین در این عملیات، معاون سلامت زندان، رئیس گارد، معاون حفاظت، معاون گارد، رئیس بازرسی و رئیس اندرزگاه ۷ به همراه شمار زیادی از نیروهای گارد حضور داشتند.
در پی این اقدام، زندانیان بند ۷ در اعتراض به انتقال همبندیان خود تجمع کرده و شعار سر دادند. منابع مطلع میگویند فضای این بند همچنان متشنج است و نگرانیها درباره وضعیت و محل نگهداری این سه زندانی ادامه دارد.
رفتار خشونتآمیز با زندانیان، انتقال آنان به مکان نامعلوم و محرومکردن خانوادهها از اطلاع درباره سرنوشت عزیزانشان، از مصادیق نقض حقوق زندانیان و اصول دادرسی عادلانه است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊12❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلمحمدی محمدی، شهروند افغانستانی؛ جانباخته راه نجات ایران
جاویدنام گلمحمد محمدی جوان ۲۴ ساله و شهروند اهل افغانستان بود که در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد. او از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان بود.
🔸انتشار این روایت در شبکههای اجتماعی، نام و فداکاری او را از حاشیه بیرون آورد و به گوش هزاران نفر رساند. در روزگاری که بسیاری از این جانفشانیها ممکن است ناگفته و نادیده باقی بمانند، شبکههای اجتماعی میتواند حافظهای جمعی برای ثبت حقیقت و شناساندن انسانهایی باشد که شرافت را در عمل معنا کردند.
◾️همانطور که این زن افغانستانی در انتهای ویدیو به درستی یادآوری میکند که برای ایستادن کنار مردم ایران و آزادیخواهان نیاز به شناسنامه نیست. نیاز به شرافت است.
#گل_محمد_محمدی
💸 tavaanatech
جاویدنام گلمحمد محمدی جوان ۲۴ ساله و شهروند اهل افغانستان بود که در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد. او از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان بود.
🔸انتشار این روایت در شبکههای اجتماعی، نام و فداکاری او را از حاشیه بیرون آورد و به گوش هزاران نفر رساند. در روزگاری که بسیاری از این جانفشانیها ممکن است ناگفته و نادیده باقی بمانند، شبکههای اجتماعی میتواند حافظهای جمعی برای ثبت حقیقت و شناساندن انسانهایی باشد که شرافت را در عمل معنا کردند.
◾️همانطور که این زن افغانستانی در انتهای ویدیو به درستی یادآوری میکند که برای ایستادن کنار مردم ایران و آزادیخواهان نیاز به شناسنامه نیست. نیاز به شرافت است.
#گل_محمد_محمدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔44🕊24❤10💯4