مادر مجید آدینه: وکیل تسخیری میگفت «سکوت کنید، وگرنه میکشیمش بالا»
فریده رسولی، مادر مجید آدینه، در گفتوگو با صدای آمریکا گفته است وکیل تسخیری فرزندش اطرافیان او را تهدید میکرد که سکوت کنند، وگرنه «میکشیمش بالا»؛ عبارتی که به معنای اعدامکردن او بود. مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، سحرگاه اول شهریور در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
بر اساس گزارش صدای آمریکا، آدینه تا زمان صدور حکم اعدام تنها وکیل تسخیری داشت و خانواده پس از صدور حکم توانستند سه وکیل تعیینی معرفی کنند. با این حال، مادر او میگوید وکلای تعیینی تا یک روز پیش از اعدام به پرونده دسترسی نداشتند و آن روز نیز فقط اجازه یافتند نسخه فیزیکی پرونده را بخوانند، بدون آنکه بتوانند از صفحات آن تصویربرداری کنند.
وکلای آدینه همان روز درخواست اعاده دادرسی تهیه کردند، اما به گفته مادرش، این درخواست حتی ثبت نشد و او روز بعد بدون اطلاع خانواده و وکلایش اعدام شد. مجید آدینه از آخرین تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم ماند.
صدای آمریکا گزارش داده است که پس از اعدام، مقامهای امنیتی برای چند روز از تحویل پیکر او جلوگیری کردند. خانواده ابتدا برای خاکسپاری به بهشت زهرا و سپس به بهشت سکینه کرج فرستاده شدند، اما بهدلیل حضور گسترده مردم، پیکر تحویل داده نشد. سرانجام خانواده با تهدید مأموران مبنی بر خودداری از تحویل پیکر در صورت تجمع یا فیلمبرداری، مجبور شدند او را با حضور شمار محدودی از نزدیکان در بهشت علی کرج به خاک بسپارند.
مادر آدینه گفته است پسرش پیش از بازداشت حدود ۹۵ کیلوگرم وزن داشت، اما پس از اعدام، پیکری بهشدت کموزن به خانواده تحویل داده شد. او همچنین گفته فرزندش دو ماهونیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه و تهدید قرار داشت و در دادگاهی «نمایشی»، به بیان اعترافات دیکتهشده وادار شده بود.
مجید آدینه در فایل صوتی ارسالشده از زندان، حدود ۲۰ روز پیش از اعدام، اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده و گفته بود: «من آزارم به هیچکس نرسیده است.»
رسانههای حکومتی او را به اقدام به نفع اسرائیل و آمریکا، محاربه و نگهداری سلاح متهم کردند، اما مستندات این اتهامها و دفاعیات او و وکلایش را منتشر نکردند. خانوادهاش همچنین گفتهاند ارهبرقی نمایشدادهشده در گزارش صداوسیما، وسیله باغبانی موجود در انبار مؤسسه خیریه او بوده است.
مجید آدینه بیش از ۲۰ سال در زمینه حمایت از کودکان محروم، بیسرپرست و کودکان کار فعالیت داشت. روی دستهگل مزار او نوشته شده بود: «تقدیمی از فرزندانی که امروز یتیم شدند.»
مشروح گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://ir.voanews.com/a/8193311.html
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
فریده رسولی، مادر مجید آدینه، در گفتوگو با صدای آمریکا گفته است وکیل تسخیری فرزندش اطرافیان او را تهدید میکرد که سکوت کنند، وگرنه «میکشیمش بالا»؛ عبارتی که به معنای اعدامکردن او بود. مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، سحرگاه اول شهریور در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
بر اساس گزارش صدای آمریکا، آدینه تا زمان صدور حکم اعدام تنها وکیل تسخیری داشت و خانواده پس از صدور حکم توانستند سه وکیل تعیینی معرفی کنند. با این حال، مادر او میگوید وکلای تعیینی تا یک روز پیش از اعدام به پرونده دسترسی نداشتند و آن روز نیز فقط اجازه یافتند نسخه فیزیکی پرونده را بخوانند، بدون آنکه بتوانند از صفحات آن تصویربرداری کنند.
وکلای آدینه همان روز درخواست اعاده دادرسی تهیه کردند، اما به گفته مادرش، این درخواست حتی ثبت نشد و او روز بعد بدون اطلاع خانواده و وکلایش اعدام شد. مجید آدینه از آخرین تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم ماند.
صدای آمریکا گزارش داده است که پس از اعدام، مقامهای امنیتی برای چند روز از تحویل پیکر او جلوگیری کردند. خانواده ابتدا برای خاکسپاری به بهشت زهرا و سپس به بهشت سکینه کرج فرستاده شدند، اما بهدلیل حضور گسترده مردم، پیکر تحویل داده نشد. سرانجام خانواده با تهدید مأموران مبنی بر خودداری از تحویل پیکر در صورت تجمع یا فیلمبرداری، مجبور شدند او را با حضور شمار محدودی از نزدیکان در بهشت علی کرج به خاک بسپارند.
مادر آدینه گفته است پسرش پیش از بازداشت حدود ۹۵ کیلوگرم وزن داشت، اما پس از اعدام، پیکری بهشدت کموزن به خانواده تحویل داده شد. او همچنین گفته فرزندش دو ماهونیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه و تهدید قرار داشت و در دادگاهی «نمایشی»، به بیان اعترافات دیکتهشده وادار شده بود.
مجید آدینه در فایل صوتی ارسالشده از زندان، حدود ۲۰ روز پیش از اعدام، اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده و گفته بود: «من آزارم به هیچکس نرسیده است.»
رسانههای حکومتی او را به اقدام به نفع اسرائیل و آمریکا، محاربه و نگهداری سلاح متهم کردند، اما مستندات این اتهامها و دفاعیات او و وکلایش را منتشر نکردند. خانوادهاش همچنین گفتهاند ارهبرقی نمایشدادهشده در گزارش صداوسیما، وسیله باغبانی موجود در انبار مؤسسه خیریه او بوده است.
مجید آدینه بیش از ۲۰ سال در زمینه حمایت از کودکان محروم، بیسرپرست و کودکان کار فعالیت داشت. روی دستهگل مزار او نوشته شده بود: «تقدیمی از فرزندانی که امروز یتیم شدند.»
مشروح گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://ir.voanews.com/a/8193311.html
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔51❤7
Forwarded from گفتوشنود
دین موروثی
آنچه علوم شناختی درباره شکلگیری باور میگوید
اگر در عربستان به دنیا میآمدید، مسلمان بودید. اگر در تایلند به دنیا میآمدید، بودایی. این یک حدس نیست، یک واقعیت آماریست.
جامعهشناسان دین به این پدیده میگویند «برنامهریزی فرهنگی» (Cultural Programming). ایده اصلیاش ساده و در عین حال آزاردهنده است: مغز انسان در سالهای اول زندگی، پیش از آنکه قدرت داوری نقادانه داشته باشد، باورهای اطرافیانش را نه بهعنوان «یک گزینه از میان گزینهها»، بلکه بهعنوان «واقعیت مطلق جهان» ضبط میکند.
یک کودک چهار ساله وقتی نماز خواندن پدرش یا صلیب کشیدن مادرش را میبیند، در حال یادگیری ریاضی یا زبان نیست، در حال نقشهبرداری از «جهانی که در آن باید زندگی کند» است.
این یادگیری، برخلاف یادگیری زبان، هرگز بهطور جدی به چالش کشیده نمیشود. چرا؟ چون کسی به کودک نمیگوید «حالا چند تا دین دیگر را هم بررسی کن و بعد تصمیم بگیر».
نکته جالب اینجاست: این فرایند مخصوص دین نیست. زبان مادری، ارزشهای سیاسی، حتی ذائقه غذایی، همگی به همین شکل «نصب» میشوند. اما دین یک ویژگی خاص دارد معمولا با برچسب «مقدس» و «غیرقابلسوال» عرضه میشود، در حالی که ذائقه غذایی اینطور نیست.
اینجاست که سوال جدی مطرح میشود: اگر باور من به هر دینی، محصول تصادف جغرافیایی تولدم است، نه نتیجه تحقیق آگاهانهام، آیا این باور میتواند «حقیقت» نامیده شود؟ یا فقط یک عادت ذهنی بهارثرسیده است که هرگز آزمایش نشده؟
این پرسش، اهانت به هیچ دینی نیست. دعوتیست به یک تمرین ساده: باوری را که داری، یکبار هم که شده، از زاویه دید یک ناظر بیرونی نگاه کن. آیا اگر امروز برای اولین بار با آن مواجه میشدی، بازهم میپذیرفتیاش؟
#دین_موروثی #تفکر_نقاد #آزاداندیشی #علوم_شناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آنچه علوم شناختی درباره شکلگیری باور میگوید
اگر در عربستان به دنیا میآمدید، مسلمان بودید. اگر در تایلند به دنیا میآمدید، بودایی. این یک حدس نیست، یک واقعیت آماریست.
جامعهشناسان دین به این پدیده میگویند «برنامهریزی فرهنگی» (Cultural Programming). ایده اصلیاش ساده و در عین حال آزاردهنده است: مغز انسان در سالهای اول زندگی، پیش از آنکه قدرت داوری نقادانه داشته باشد، باورهای اطرافیانش را نه بهعنوان «یک گزینه از میان گزینهها»، بلکه بهعنوان «واقعیت مطلق جهان» ضبط میکند.
یک کودک چهار ساله وقتی نماز خواندن پدرش یا صلیب کشیدن مادرش را میبیند، در حال یادگیری ریاضی یا زبان نیست، در حال نقشهبرداری از «جهانی که در آن باید زندگی کند» است.
این یادگیری، برخلاف یادگیری زبان، هرگز بهطور جدی به چالش کشیده نمیشود. چرا؟ چون کسی به کودک نمیگوید «حالا چند تا دین دیگر را هم بررسی کن و بعد تصمیم بگیر».
نکته جالب اینجاست: این فرایند مخصوص دین نیست. زبان مادری، ارزشهای سیاسی، حتی ذائقه غذایی، همگی به همین شکل «نصب» میشوند. اما دین یک ویژگی خاص دارد معمولا با برچسب «مقدس» و «غیرقابلسوال» عرضه میشود، در حالی که ذائقه غذایی اینطور نیست.
اینجاست که سوال جدی مطرح میشود: اگر باور من به هر دینی، محصول تصادف جغرافیایی تولدم است، نه نتیجه تحقیق آگاهانهام، آیا این باور میتواند «حقیقت» نامیده شود؟ یا فقط یک عادت ذهنی بهارثرسیده است که هرگز آزمایش نشده؟
این پرسش، اهانت به هیچ دینی نیست. دعوتیست به یک تمرین ساده: باوری را که داری، یکبار هم که شده، از زاویه دید یک ناظر بیرونی نگاه کن. آیا اگر امروز برای اولین بار با آن مواجه میشدی، بازهم میپذیرفتیاش؟
#دین_موروثی #تفکر_نقاد #آزاداندیشی #علوم_شناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍18❤9👌3
حکم صادق ساعدینیا، مدیرعامل شرکت «شکوه شهد نیک»، رئیس هیئتمدیره مجتمع «مهر و ماه» قم و مالک کافههای زنجیرهای ساعدینیا، در دیوان عالی کشور تأیید شد. او به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری، مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول و دو سال محرومیت از اشتغال در حرفه کافهداری در استان قم محکوم شده است.
بر اساس گزارش رسانه قوه قضائیه، پرونده ساعدینیا در ارتباط با اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ تشکیل شده است. مقامهای جمهوری اسلامی این اعتراضات را با عباراتی چون «کودتا» و «اغتشاش» توصیف کردهاند؛ تعابیری که در ادبیات رسمی حکومت برای انکار ماهیت اعتراضی تجمعات و نسبتدادن آنها به دولتها و گروههای خارجی به کار میرود.
اقداماتی که در این پرونده به صادق ساعدینیا نسبت داده شده، شامل انتشار استوری در صفحات اینستاگرامی کافهها و فروشگاههایش، حمایت از فراخوانهای اعتراضی، تعطیلکردن واحدهای تجاری، حضور در تجمعات و تشویق کارکنان به مشارکت در اعتراضات است.
در پی تشکیل این پرونده، ساعدینیا بازداشت و تمامی شعب کافههای متعلق به او با دستور قضایی پلمب شد.
قوه قضائیه اتهامهای مطرحشده علیه او را «فعالیت تبلیغی یا رسانهای برخلاف امنیت کشور»، «اقدام عملیاتی برای گروههای معاند» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» اعلام کرده است. این عناوین اتهامی بر فعالیتهای مسالمتآمیزی چون انتشار مطالب در شبکههای اجتماعی، تعطیلی داوطلبانه کسبوکار و همراهی با اعتراضات استوار شدهاند.
بیدادگاه در نهایت ساعدینیا را به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول به نفع دولت محکوم کرد. همچنین او باید پس از پایان دوران حبس، دو سال از اشتغال در حرفه کافهداری در استان قم محروم باشد. قوه قضائیه این مجازات تکمیلی را به ادعای «تحریک» اعتراضات و ورود خسارت به اموال عمومی صادر کرده است.
دیوان عالی کشور در شهریور ۱۴۰۵ این حکم را تأیید کرد.
صدور چنین مجازات سنگینی برای انتشار استوری، تعطیلکردن کسبوکار و همراهی با اعتراضات، نمونه دیگری از جرمانگاری کنش مدنی و مجازات شهروندان بهدلیل حمایت از اعتراضات مردمی است. مصادره تمامی داراییهای یک شهروند، افزون بر بیش از ۱۲ سال زندان و محرومیت شغلی، حکمی بهشدت نامتناسب و تنبیهی است که عملاً نهفقط آزادی فرد، بلکه حاصل سالها فعالیت اقتصادی و حق او برای ادامه زندگی حرفهای را نیز هدف قرار میدهد.
#صادق_ساعدی_نیا
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش رسانه قوه قضائیه، پرونده ساعدینیا در ارتباط با اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ تشکیل شده است. مقامهای جمهوری اسلامی این اعتراضات را با عباراتی چون «کودتا» و «اغتشاش» توصیف کردهاند؛ تعابیری که در ادبیات رسمی حکومت برای انکار ماهیت اعتراضی تجمعات و نسبتدادن آنها به دولتها و گروههای خارجی به کار میرود.
اقداماتی که در این پرونده به صادق ساعدینیا نسبت داده شده، شامل انتشار استوری در صفحات اینستاگرامی کافهها و فروشگاههایش، حمایت از فراخوانهای اعتراضی، تعطیلکردن واحدهای تجاری، حضور در تجمعات و تشویق کارکنان به مشارکت در اعتراضات است.
در پی تشکیل این پرونده، ساعدینیا بازداشت و تمامی شعب کافههای متعلق به او با دستور قضایی پلمب شد.
قوه قضائیه اتهامهای مطرحشده علیه او را «فعالیت تبلیغی یا رسانهای برخلاف امنیت کشور»، «اقدام عملیاتی برای گروههای معاند» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» اعلام کرده است. این عناوین اتهامی بر فعالیتهای مسالمتآمیزی چون انتشار مطالب در شبکههای اجتماعی، تعطیلی داوطلبانه کسبوکار و همراهی با اعتراضات استوار شدهاند.
بیدادگاه در نهایت ساعدینیا را به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول به نفع دولت محکوم کرد. همچنین او باید پس از پایان دوران حبس، دو سال از اشتغال در حرفه کافهداری در استان قم محروم باشد. قوه قضائیه این مجازات تکمیلی را به ادعای «تحریک» اعتراضات و ورود خسارت به اموال عمومی صادر کرده است.
دیوان عالی کشور در شهریور ۱۴۰۵ این حکم را تأیید کرد.
صدور چنین مجازات سنگینی برای انتشار استوری، تعطیلکردن کسبوکار و همراهی با اعتراضات، نمونه دیگری از جرمانگاری کنش مدنی و مجازات شهروندان بهدلیل حمایت از اعتراضات مردمی است. مصادره تمامی داراییهای یک شهروند، افزون بر بیش از ۱۲ سال زندان و محرومیت شغلی، حکمی بهشدت نامتناسب و تنبیهی است که عملاً نهفقط آزادی فرد، بلکه حاصل سالها فعالیت اقتصادی و حق او برای ادامه زندگی حرفهای را نیز هدف قرار میدهد.
#صادق_ساعدی_نیا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊11❤2
Forwarded from گفتوشنود
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی، به دو سال حبس محکوم شد
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی ساکن مشهد، در مرحله تجدیدنظر با کاهش مجازات به دو سال حبس محکوم گردید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به سه سال حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به دو سال کاهش یافت.
آقای فریدیان در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
صدور و تایید احکام حبس برای شهروندان بهایی در حالی ادامه دارد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل و بازداشتها علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #پیام_فریدیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی ساکن مشهد، در مرحله تجدیدنظر با کاهش مجازات به دو سال حبس محکوم گردید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به سه سال حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به دو سال کاهش یافت.
آقای فریدیان در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
صدور و تایید احکام حبس برای شهروندان بهایی در حالی ادامه دارد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل و بازداشتها علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #پیام_فریدیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊17💔2
رکوردشکنیهای روزانه و سقوط آزاد معیشت مردم
رکوردشکنیهای پیاپی و روزانه نرخ دلار، اقتصاد ایران را وارد مرحلهای مرگبار کرده است.
در شرایطی که دلار از مرز ۲۲۳ هزار تومان فراتر رفته، سکه به آستانه ۲۲۵ میلیون تومان رسیده و شاخص فلاکت روی عدد بیسابقه ۹۶ واحد ایستاده، چرخدندههای بحران با سرعتی ویرانگر در حال له کردن جامعه است.
این اعداد روی تابلو صرافیها، برخلاف ادعای مسئولان مبنی بر «نبود مشکل ارزی»، بازتابی فوری در زندگی روزمره مردم دارند.
تورم ۱۲۸ درصدی خوراکیها، صفر شدن صادرات نفت و سایه سنگین ابرتحریمها، سفرههای خالی خانوارها را روزبهروز کوچکتر کرده است. در حالی که حداقل دستمزد با مزایا به ۲۵ میلیون تومان میرسد، سبد معیشت سر به فلک کشیده و به ۹۰ میلیون تومان بالغ شده است؛ شکافی که مصرف لبنیات و پروتئین را به کف تاریخی دهههای گذشته کشانده است.
در این میان، هشدار نمایندگان مجلس درباره «سقوط طبقه متوسط» پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: فاصله نجومی میان گفتار مقامات و واقعیت عریان کف خیابان، اقشار آسیبپذیر، مزدبگیران و بازنشستگان را در بنبستی بیسابقه رها کرده است.
#دلار #فقر #گرانی
#معیشت
رکوردشکنیهای پیاپی و روزانه نرخ دلار، اقتصاد ایران را وارد مرحلهای مرگبار کرده است.
در شرایطی که دلار از مرز ۲۲۳ هزار تومان فراتر رفته، سکه به آستانه ۲۲۵ میلیون تومان رسیده و شاخص فلاکت روی عدد بیسابقه ۹۶ واحد ایستاده، چرخدندههای بحران با سرعتی ویرانگر در حال له کردن جامعه است.
این اعداد روی تابلو صرافیها، برخلاف ادعای مسئولان مبنی بر «نبود مشکل ارزی»، بازتابی فوری در زندگی روزمره مردم دارند.
تورم ۱۲۸ درصدی خوراکیها، صفر شدن صادرات نفت و سایه سنگین ابرتحریمها، سفرههای خالی خانوارها را روزبهروز کوچکتر کرده است. در حالی که حداقل دستمزد با مزایا به ۲۵ میلیون تومان میرسد، سبد معیشت سر به فلک کشیده و به ۹۰ میلیون تومان بالغ شده است؛ شکافی که مصرف لبنیات و پروتئین را به کف تاریخی دهههای گذشته کشانده است.
در این میان، هشدار نمایندگان مجلس درباره «سقوط طبقه متوسط» پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: فاصله نجومی میان گفتار مقامات و واقعیت عریان کف خیابان، اقشار آسیبپذیر، مزدبگیران و بازنشستگان را در بنبستی بیسابقه رها کرده است.
#دلار #فقر #گرانی
#معیشت
💔14🕊1
گزارشهای مردمی از داخل ایران نشان میدهد بنرهای تهدیدآمیز با هدف تحمیل حجاب اجباری و ایجاد رعب و وحشت دوباره در سطح شهرها نصب شدهاند.
نکته قابلتأمل در این بنرها، بازی با کلمات و انتشار اطلاعات کاملاً نادرست حقوقی برای ترساندن شهروندان است.
طراحان این بنرها برای اثرگذاری بیشتر، تنها بخش دلخواهی از تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی را به نمایش گذاشتهاند و عامدانه از ذکر بخش مربوط به مجازات نقدی چشمپوشی کردهاند.
در حالیکه در این بنرها به عنوان جرم عدم رعایت حجاب شرعی با آب و تاب از مجازات حبس یاد شده، اما طبق قانون، این جرم در زمره جرایم تعزیری درجه هشت قرار دارد و قضات صراحتاً موظفاند بهجای حبس یا شلاق، احکام جایگزین از جمله جریمه نقدی صادر کنند.
حجاب اجباری نقض آشکار حق انتخاب فردی، کرامت انسانی و خودمختاری تن است که بهجای احترام به حقوق شهروندی، با ابزار زور و تهدید تحمیل میشود.
#حجاب_اجباری #نه_به_جمهوری_اسلامی
نکته قابلتأمل در این بنرها، بازی با کلمات و انتشار اطلاعات کاملاً نادرست حقوقی برای ترساندن شهروندان است.
طراحان این بنرها برای اثرگذاری بیشتر، تنها بخش دلخواهی از تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی را به نمایش گذاشتهاند و عامدانه از ذکر بخش مربوط به مجازات نقدی چشمپوشی کردهاند.
در حالیکه در این بنرها به عنوان جرم عدم رعایت حجاب شرعی با آب و تاب از مجازات حبس یاد شده، اما طبق قانون، این جرم در زمره جرایم تعزیری درجه هشت قرار دارد و قضات صراحتاً موظفاند بهجای حبس یا شلاق، احکام جایگزین از جمله جریمه نقدی صادر کنند.
حجاب اجباری نقض آشکار حق انتخاب فردی، کرامت انسانی و خودمختاری تن است که بهجای احترام به حقوق شهروندی، با ابزار زور و تهدید تحمیل میشود.
#حجاب_اجباری #نه_به_جمهوری_اسلامی
❤14🕊7
تماس مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب پس از حدود ۷۰ روز انفرادی؛ «حکومت برای زندانیان سیاسی اعدام تدریجی تدارک دیده است»
مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، روز چهارشنبه ۱۱ شهریور پس از نزدیک به ۷۰ روز امکان تماس تلفنی با خانوادههایشان را پیدا کردند. با این حال، هر دو همچنان در اتاقی محروم از امکانات اولیه و تحت شرایط انفرادی نگهداری میشوند.
مسعود فرهیخته، معلم زندانی که از هفتم تیرماه برای هفتمینبار به سلول انفرادی منتقل شده است، در تماسی کوتاه و در حضور افسر نگهبان اعلام کرد که همراه زرتشت احمدیراغب در یک اتاق فاقد امکانات نگهداری میشود.
او گفته است در ۵۰ روز نخست انتقال به انفرادی حتی برای یک ثانیه نیز امکان هواخوری نداشته و از ابتداییترین حقوق یک زندانی محروم بوده است. فرهیخته در توصیف شرایط نگهداری خود و احمدیراغب گفت: «حتی با یک اسیر جنگی هم اینطور برخورد نمیشود.»
این معلم زندانی با تأکید بر اینکه این محرومیتها خللی در اراده آنان ایجاد نکرده است، گفت: «همچنان محکم و استوار ایستادهایم» و همچنان از حقوق بشر، حقوق شهروندی، عدالت و آزادی دفاع میکنند و نسبت به مشکلات معیشتی مردم معترضاند.
فرهیخته همچنین تأکید کرد که او و زرتشت احمدیراغب در تمام این مدت در کنار یکدیگر بودهاند و فعالیتها و مواضع خود را مشترکاً ادامه میدهند.
زرتشت احمدیراغب نیز در تماس با خانوادهاش با اشاره به احکام طولانیمدت صادرشده علیه زندانیان سیاسی، از جمله خودش، محمد نجفی، محمد نوریزاد، محمدرضا محمدحسینی و منوچهر بختیاری، گفت جمهوری اسلامی با صدور چنین احکامی در عمل برای آنان «اعدام تدریجی» تدارک دیده است.
احمدیراغب همچنین از نامناسببودن وضعیت جسمانی خود خبر داد و گفت مدت زیادی است که فشار خونش بالا مانده و معمولاً در محدوده ۲۰ قرار دارد؛ وضعیتی که در شرایط انفرادی و محرومیت از امکانات کافی، نگرانی جدی درباره سلامت او ایجاد میکند.
در هفتههای گذشته، بهدلیل قطع تماس تلفنی این دو زندانی، پیامها و بیانیههای آنان به شیوهای غیرمستقیم به خارج از زندان منتقل میشد. آنان متن بیانیهها را با صدای بلند میخواندند تا زندانیان محبوس در بند ۱۶ آن را بشنوند و یادداشت کنند؛ سپس متن از طریق تماس تلفنی دیگر زندانیان به بیرون از زندان انتقال مییافت.
با وجود برقراری تماس تلفنی روز چهارشنبه، مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب همچنان از بند عمومی دور نگه داشته شدهاند و به نگهداری آنان در همان اتاق محروم از امکانات ادامه داده میشود.
#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، روز چهارشنبه ۱۱ شهریور پس از نزدیک به ۷۰ روز امکان تماس تلفنی با خانوادههایشان را پیدا کردند. با این حال، هر دو همچنان در اتاقی محروم از امکانات اولیه و تحت شرایط انفرادی نگهداری میشوند.
مسعود فرهیخته، معلم زندانی که از هفتم تیرماه برای هفتمینبار به سلول انفرادی منتقل شده است، در تماسی کوتاه و در حضور افسر نگهبان اعلام کرد که همراه زرتشت احمدیراغب در یک اتاق فاقد امکانات نگهداری میشود.
او گفته است در ۵۰ روز نخست انتقال به انفرادی حتی برای یک ثانیه نیز امکان هواخوری نداشته و از ابتداییترین حقوق یک زندانی محروم بوده است. فرهیخته در توصیف شرایط نگهداری خود و احمدیراغب گفت: «حتی با یک اسیر جنگی هم اینطور برخورد نمیشود.»
این معلم زندانی با تأکید بر اینکه این محرومیتها خللی در اراده آنان ایجاد نکرده است، گفت: «همچنان محکم و استوار ایستادهایم» و همچنان از حقوق بشر، حقوق شهروندی، عدالت و آزادی دفاع میکنند و نسبت به مشکلات معیشتی مردم معترضاند.
فرهیخته همچنین تأکید کرد که او و زرتشت احمدیراغب در تمام این مدت در کنار یکدیگر بودهاند و فعالیتها و مواضع خود را مشترکاً ادامه میدهند.
زرتشت احمدیراغب نیز در تماس با خانوادهاش با اشاره به احکام طولانیمدت صادرشده علیه زندانیان سیاسی، از جمله خودش، محمد نجفی، محمد نوریزاد، محمدرضا محمدحسینی و منوچهر بختیاری، گفت جمهوری اسلامی با صدور چنین احکامی در عمل برای آنان «اعدام تدریجی» تدارک دیده است.
احمدیراغب همچنین از نامناسببودن وضعیت جسمانی خود خبر داد و گفت مدت زیادی است که فشار خونش بالا مانده و معمولاً در محدوده ۲۰ قرار دارد؛ وضعیتی که در شرایط انفرادی و محرومیت از امکانات کافی، نگرانی جدی درباره سلامت او ایجاد میکند.
در هفتههای گذشته، بهدلیل قطع تماس تلفنی این دو زندانی، پیامها و بیانیههای آنان به شیوهای غیرمستقیم به خارج از زندان منتقل میشد. آنان متن بیانیهها را با صدای بلند میخواندند تا زندانیان محبوس در بند ۱۶ آن را بشنوند و یادداشت کنند؛ سپس متن از طریق تماس تلفنی دیگر زندانیان به بیرون از زندان انتقال مییافت.
با وجود برقراری تماس تلفنی روز چهارشنبه، مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب همچنان از بند عمومی دور نگه داشته شدهاند و به نگهداری آنان در همان اتاق محروم از امکانات ادامه داده میشود.
#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11❤7💔3
Forwarded from گفتوشنود
اعلامیهای که «حق تغییر دین» را به رسمیت شناخت
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍3👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهاجرت اجباری و تراژدی از دست رفتن سرمایههای انسانی
ریزش مداوم پایههای اقتصاد ملی و انقباض بازار کار، چرخهای معیوب و نگرانکننده آفریده است که در آن حتی نیروهای متخصص و شاغل در بخشهای حیاتی مانند درمان و صنعت، ناچار به ترک وطن میشوند.
وقتی سیاستگذاریهای کلان اقتصادی توان صیانت از امنیت شغلی شهروندان را از دست میدهد، مهاجرت دیگر نه یک انتخاب برای پیشرفت، که به راهبردی ناگزیر برای بقا بدل میگردد؛ فرآیندی تلخ که با تهیسازی جامعه از نیروی انسانی کارآمد، آینده توسعه کشور را به خطر میاندازد.
این پیام و تصاویر چمدانهای آماده سفر، روایتگر تلخ و واقعی خانوادهای است که توسط یکی از همراهان گرامی برای ما فرستاده شده است:
«سلام عرض میکنم
ساکن تبریزم و این گزارش رو براتون ارسال میکنم. من پرستار بودم و همسرم تو پالایشگاه کار میکرد ولی هر دومون تعدیل نیرو شدیم و دیگه شغل و منبع درآمدی نداریم. بعد از فکر و مشورت زیاد من، همسرم و دو کودک خردسالم تصمیم به مهاجرت گرفتیم چون دیگه تحمل این وضعیتو نداریم ...
آخه باید اینطور زندگی کنیم؟ چرا باید کار و منبع درآمدمونو از دست بدیم؟ چرا فقط برای یه زندگی معمولی باید مجبور به مهاجرت و ترک وطنمون بشیم؟ چرا؟»
#مهاجرت_اجباری #معیشت #فقر #بیکاری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ریزش مداوم پایههای اقتصاد ملی و انقباض بازار کار، چرخهای معیوب و نگرانکننده آفریده است که در آن حتی نیروهای متخصص و شاغل در بخشهای حیاتی مانند درمان و صنعت، ناچار به ترک وطن میشوند.
وقتی سیاستگذاریهای کلان اقتصادی توان صیانت از امنیت شغلی شهروندان را از دست میدهد، مهاجرت دیگر نه یک انتخاب برای پیشرفت، که به راهبردی ناگزیر برای بقا بدل میگردد؛ فرآیندی تلخ که با تهیسازی جامعه از نیروی انسانی کارآمد، آینده توسعه کشور را به خطر میاندازد.
این پیام و تصاویر چمدانهای آماده سفر، روایتگر تلخ و واقعی خانوادهای است که توسط یکی از همراهان گرامی برای ما فرستاده شده است:
«سلام عرض میکنم
ساکن تبریزم و این گزارش رو براتون ارسال میکنم. من پرستار بودم و همسرم تو پالایشگاه کار میکرد ولی هر دومون تعدیل نیرو شدیم و دیگه شغل و منبع درآمدی نداریم. بعد از فکر و مشورت زیاد من، همسرم و دو کودک خردسالم تصمیم به مهاجرت گرفتیم چون دیگه تحمل این وضعیتو نداریم ...
آخه باید اینطور زندگی کنیم؟ چرا باید کار و منبع درآمدمونو از دست بدیم؟ چرا فقط برای یه زندگی معمولی باید مجبور به مهاجرت و ترک وطنمون بشیم؟ چرا؟»
#مهاجرت_اجباری #معیشت #فقر #بیکاری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔19
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5👍2👌2
عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی، در شبکه اجتماعی ایکس در اعتراض به حکم سنگین صادر شده علیه صادق ساعدینیا، نوشت:
«عجب مملکتی ساختهاند!
یک “دزد بیتالمال” که با حکم اعدام روبهرو بوده، با حمایت آشکار حکومت، فرش قرمز برای کارآفرینیاش پهن میشود؛ از ناوگان حمل ونقل تا کافه و کسبوکارهای دیگر.
اما آقای ساعدینیا، فقط بهدلیل اعلام همراهی با مردم در اعتراضات دیماه، به سالها زندان محکوم و اموال منقول و غیرمنقولش مصادره میشود.
عجب عدالتی، عجب حکومتی!»
ـ روز گذشته دیوان عالی کشور حکم بیش از ۱۲ سال و نیم حبس و مصادره کلیه اموال آقای ساعدینیا را تایید کرد. این در حالیست که بابک زنجانی، مفسد اقتصادی معروف، که ابتدا گفته میشد به اعدام محکوم شده، چندی پیش کافهاش را راه اندازی کرده و پیش از آن نیز ناوگان حمل و نقل و سایر کسب و کارش را از سر گرفته است. جرم آقای ساعدینیا همراهی با مردم ایران در اعتراضات دی ماه است.
همچنین حکومت، راه را برای برخی از افرادی که از ایران خارج شده بودند و اتهامات سنگینی به زعم حکومت داشتند، به شرط بدگویی علیه نیروهای اپوزیسیون و سکوت و همراهی و رعایت خطوط قرمز در داخل ایران، برای بازگشت باز گذاشته است تا از آنها برای پروپاگاندای خود استفاده کند.
وظیفه هر شهروند آزادهایست که نسبت به بیعدالتی واکنش نشان دهد و اعتراض کند. آقای عبدالله مومنی در داخل ایران با وجود شرایط سرکوب، نسبت به این بیعدالتی علیه آقای ساعدینیا خاموش ننشسته و صدای اعتراضش را از طریق شبکههای اجتماعی به گوش افراد میرساند.
هر یک از شهروندان اگر خود را مسئول میداند، به اندازه سهم خود کاری انجام دهد، حکومت با سیل عظیمی از افراد معترض مواجه خواهد شد.
#صادق_ساعدی_نیا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی، در شبکه اجتماعی ایکس در اعتراض به حکم سنگین صادر شده علیه صادق ساعدینیا، نوشت:
«عجب مملکتی ساختهاند!
یک “دزد بیتالمال” که با حکم اعدام روبهرو بوده، با حمایت آشکار حکومت، فرش قرمز برای کارآفرینیاش پهن میشود؛ از ناوگان حمل ونقل تا کافه و کسبوکارهای دیگر.
اما آقای ساعدینیا، فقط بهدلیل اعلام همراهی با مردم در اعتراضات دیماه، به سالها زندان محکوم و اموال منقول و غیرمنقولش مصادره میشود.
عجب عدالتی، عجب حکومتی!»
ـ روز گذشته دیوان عالی کشور حکم بیش از ۱۲ سال و نیم حبس و مصادره کلیه اموال آقای ساعدینیا را تایید کرد. این در حالیست که بابک زنجانی، مفسد اقتصادی معروف، که ابتدا گفته میشد به اعدام محکوم شده، چندی پیش کافهاش را راه اندازی کرده و پیش از آن نیز ناوگان حمل و نقل و سایر کسب و کارش را از سر گرفته است. جرم آقای ساعدینیا همراهی با مردم ایران در اعتراضات دی ماه است.
همچنین حکومت، راه را برای برخی از افرادی که از ایران خارج شده بودند و اتهامات سنگینی به زعم حکومت داشتند، به شرط بدگویی علیه نیروهای اپوزیسیون و سکوت و همراهی و رعایت خطوط قرمز در داخل ایران، برای بازگشت باز گذاشته است تا از آنها برای پروپاگاندای خود استفاده کند.
وظیفه هر شهروند آزادهایست که نسبت به بیعدالتی واکنش نشان دهد و اعتراض کند. آقای عبدالله مومنی در داخل ایران با وجود شرایط سرکوب، نسبت به این بیعدالتی علیه آقای ساعدینیا خاموش ننشسته و صدای اعتراضش را از طریق شبکههای اجتماعی به گوش افراد میرساند.
هر یک از شهروندان اگر خود را مسئول میداند، به اندازه سهم خود کاری انجام دهد، حکومت با سیل عظیمی از افراد معترض مواجه خواهد شد.
#صادق_ساعدی_نیا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤6🕊4💔2