دکتر کمال جعفری یزدی، از زندان وکیلآباد مشهد:
جمهوری اسلامی رو به احتضار است
گزارش تماس تلفنی دکتر کمال جعفری یزدی از زندان وکیلآباد مشهد
دکتر کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۱۴، در تماسی تلفنی از زندان وکیلآباد مشهد، خبر داد که در بند ۶/۱ اتاق پنج در کنار آقایان هاشم خواستار و محمدحسین سپهری محبوس است.
او با اشاره به ضرب و شتم مأموران اطلاعاتی در زمان بازداشت، گفت: «عمداً مرا در قرنطینه نگه داشتند تا زخمها و جراحات ناشی از ضرب و شتم بازجویان اطلاعاتی در روز بازداشتم بهبود یابد و امکان پیگیری قانونی نداشته باشد.»
دکتر جعفری یزدی درباره دلایل بازداشت خود گفت: «من خطایی نکردم که بازداشت شدم، فقط حرف زدم و نظرم را بیان کردم.» او افزود: «مهمان بودم که بازداشت شدم. جمهوری اسلامی رو به احتضار است. دقیقه نود است و سوت در دهان داور است.»
وی با اشاره به شرایط کشور و عملکرد حکومت گفت: «از سرنوشت ظالمان و بشار اسد درس نگرفتند. عمر کوتاه است و من در آستانه شصت سالگی هستم و کسی نمیتواند عزت و افتخارم را به خاطر دفاع از وطن و دفاع از مردم تحقیر کند.»
او با اشاره به حضور خود و دیگر زندانیان سیاسی در زندان گفت: «جرم ما فهمیدن است و گناه ما ایثارگری. حضور ما در زندان مصداق بارز نبودن آزادی بیان است. اینکه فردی که کلکسیون ایثارگری است را زندانی کنند، جنایت علیه بشریت است.»
وی درباره عملکرد شخصی و مسئولانه خود گفت: «کوهنوردی که میرفتم، دو کیسه زباله جمع میکردم. حتی یه آشغال ته سیگار روی زمین نمیاندازم. زبالههای دیگران را هم جمع میکنم. آیا جرمم جز ایثارگری است؟»
دکتر جعفری یزدی که از جانبازان جنگ و چهار سال اسیر رژیم بعث عراق بوده است، تأکید کرد: «امثال من زندان هستند اما آنهایی که خون شهدا را پایمال کردهاند و خطبه نمازجمعه میخوانند و اختلاس میکنند، آزادند.»
دکتر جعفری یزدی با نقل قول از پدرش گفت: «پدرم میگفت: آنچه مهم است اخلاق است. جان، مال، آبرو و ناموس مردم را حفظ کن. قدرت اگر داشتی به احدی ظلم نکن. اگر توانستی کوزه کسی را پر آب کن ولی کوزهای را نشکن. خدا به نماز و روزه و حج تو نیاز ندارد. مردمآزاری نکن، به مردم خدمت کن. انسان باش. آدم شدن با نماز و تسبیح و پیشانی سوزانده شده نمیشود.»
دکتر جعفری یزدی تأکید کرد: «جمهوری اسلامی روزهای پایانیش را طی میکند. هرگز حکومت را به این استیصال ندیده بودم.»
در پایان، وی با تأکید بر شایستگی زندانیان سیاسی گفت: «اینها اگر بخواهند برای مدت کوتاهی هم بمانند باید عذرخواهی کنند. باید زندانیان سیاسی را آزاد کنند. زندان جای افراد شایستهای که باید مجسمهشان را به عنوان نماد امنیت ملی ساخته شود، نیست.»
لازم به ذکر است، دکتر جعفری یزدی که بیستم آذرماه ۱۴۰۳ با هجوم وحشیانه مأموران و با ضرب و شتم بازداشت شده است.
#کمال_جعفری_یزدی #زندان_وکیل_آباد #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی رو به احتضار است
گزارش تماس تلفنی دکتر کمال جعفری یزدی از زندان وکیلآباد مشهد
دکتر کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۱۴، در تماسی تلفنی از زندان وکیلآباد مشهد، خبر داد که در بند ۶/۱ اتاق پنج در کنار آقایان هاشم خواستار و محمدحسین سپهری محبوس است.
او با اشاره به ضرب و شتم مأموران اطلاعاتی در زمان بازداشت، گفت: «عمداً مرا در قرنطینه نگه داشتند تا زخمها و جراحات ناشی از ضرب و شتم بازجویان اطلاعاتی در روز بازداشتم بهبود یابد و امکان پیگیری قانونی نداشته باشد.»
دکتر جعفری یزدی درباره دلایل بازداشت خود گفت: «من خطایی نکردم که بازداشت شدم، فقط حرف زدم و نظرم را بیان کردم.» او افزود: «مهمان بودم که بازداشت شدم. جمهوری اسلامی رو به احتضار است. دقیقه نود است و سوت در دهان داور است.»
وی با اشاره به شرایط کشور و عملکرد حکومت گفت: «از سرنوشت ظالمان و بشار اسد درس نگرفتند. عمر کوتاه است و من در آستانه شصت سالگی هستم و کسی نمیتواند عزت و افتخارم را به خاطر دفاع از وطن و دفاع از مردم تحقیر کند.»
او با اشاره به حضور خود و دیگر زندانیان سیاسی در زندان گفت: «جرم ما فهمیدن است و گناه ما ایثارگری. حضور ما در زندان مصداق بارز نبودن آزادی بیان است. اینکه فردی که کلکسیون ایثارگری است را زندانی کنند، جنایت علیه بشریت است.»
وی درباره عملکرد شخصی و مسئولانه خود گفت: «کوهنوردی که میرفتم، دو کیسه زباله جمع میکردم. حتی یه آشغال ته سیگار روی زمین نمیاندازم. زبالههای دیگران را هم جمع میکنم. آیا جرمم جز ایثارگری است؟»
دکتر جعفری یزدی که از جانبازان جنگ و چهار سال اسیر رژیم بعث عراق بوده است، تأکید کرد: «امثال من زندان هستند اما آنهایی که خون شهدا را پایمال کردهاند و خطبه نمازجمعه میخوانند و اختلاس میکنند، آزادند.»
دکتر جعفری یزدی با نقل قول از پدرش گفت: «پدرم میگفت: آنچه مهم است اخلاق است. جان، مال، آبرو و ناموس مردم را حفظ کن. قدرت اگر داشتی به احدی ظلم نکن. اگر توانستی کوزه کسی را پر آب کن ولی کوزهای را نشکن. خدا به نماز و روزه و حج تو نیاز ندارد. مردمآزاری نکن، به مردم خدمت کن. انسان باش. آدم شدن با نماز و تسبیح و پیشانی سوزانده شده نمیشود.»
دکتر جعفری یزدی تأکید کرد: «جمهوری اسلامی روزهای پایانیش را طی میکند. هرگز حکومت را به این استیصال ندیده بودم.»
در پایان، وی با تأکید بر شایستگی زندانیان سیاسی گفت: «اینها اگر بخواهند برای مدت کوتاهی هم بمانند باید عذرخواهی کنند. باید زندانیان سیاسی را آزاد کنند. زندان جای افراد شایستهای که باید مجسمهشان را به عنوان نماد امنیت ملی ساخته شود، نیست.»
لازم به ذکر است، دکتر جعفری یزدی که بیستم آذرماه ۱۴۰۳ با هجوم وحشیانه مأموران و با ضرب و شتم بازداشت شده است.
#کمال_جعفری_یزدی #زندان_وکیل_آباد #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊32👍5❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهراب حسنخانی، زندانی سیاسی سابق، که روز شنبه ۱۷ آذر ماه بازداشت شده بود، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی موقتا آزاد شده است.
او میگوید که در دوران بازداشت پنج روز در انفرادی و ۱۷ روز هم در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بازداشت بود. آقای حسنخانی همچنین خبر میدهد که دو اتهام «اخلال در نظم عمومی» و «تبلبغ علیه نطام» به او منتسب شده است.
او در این پیام از هموطنانی که پیگیر وضعیت او بودند و با خانوادهاش تماس گرفتند تشکر میکند.
لازم به ذکر است، روز ۱۷ آذر ماه، مسعود وظیفه طبق اعلام قبلی برای تحصن در مقابل ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در اعتراض به صدور حکم اعدام برای بچههای اکباتان حاضر شده بود. سهراب حسنخانی، مجتبی ابراهیمی و سینا مالکی نیز به دیدار مسعود وظیفه رفته بودند و هر چهار نفر بازداشت شدند. (در گزارشهای قبلی نام سینا مالکی نیامده بود)
مجتبی ابراهیمی و سهراب حسنخانی با تودیع قرار وثیقه آزاد شدهاند. برای مسعود وظیفه هم وثیقه تعیین شده و به زودی آزاد خواهد شد. درباره سینا مالکی اطلاع چندانی نداریم.
#سهراب_حسنخانی #بچه_های_اصفهان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که در دوران بازداشت پنج روز در انفرادی و ۱۷ روز هم در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بازداشت بود. آقای حسنخانی همچنین خبر میدهد که دو اتهام «اخلال در نظم عمومی» و «تبلبغ علیه نطام» به او منتسب شده است.
او در این پیام از هموطنانی که پیگیر وضعیت او بودند و با خانوادهاش تماس گرفتند تشکر میکند.
لازم به ذکر است، روز ۱۷ آذر ماه، مسعود وظیفه طبق اعلام قبلی برای تحصن در مقابل ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در اعتراض به صدور حکم اعدام برای بچههای اکباتان حاضر شده بود. سهراب حسنخانی، مجتبی ابراهیمی و سینا مالکی نیز به دیدار مسعود وظیفه رفته بودند و هر چهار نفر بازداشت شدند. (در گزارشهای قبلی نام سینا مالکی نیامده بود)
مجتبی ابراهیمی و سهراب حسنخانی با تودیع قرار وثیقه آزاد شدهاند. برای مسعود وظیفه هم وثیقه تعیین شده و به زودی آزاد خواهد شد. درباره سینا مالکی اطلاع چندانی نداریم.
#سهراب_حسنخانی #بچه_های_اصفهان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍16💔8
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویکرد خرافی در زیست دیندارانه به نوعی از دینورزی اشاره دارد که در آن باورها و اعمال دینی بر اساس برداشتهای غیرمنطقی، غیرعلمی یا نادرست از متون دینی و اصول اعتقادی شکل میگیرد. این رویکرد بیشتر بر اساس ترس، عادت، یا تقلید کورکورانه استوار است تا بر تفکر عقلانی و فهم دقیق از دین. خرافات معمولاً ریشه در جهل یا تفسیر نادرست از آموزههای دینی دارند و میتوانند باعث انحراف از معنای اصلی دین شوند.
در اینجا دکتر محمد سلطانی رنانی
عضو پیشین هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان که پس از جنبش زن زندگی آزادی از دانشگاه اخراج شد، در این روایت به نقد این موضوع پرداخته است.
کانال تلگرام دکتر سلطانی رنانی
https://t.me/soltanirenani600
#خرافات #دین #زیست_دیندارانه #دعانویسی #سرکتاب #فال_تسبیح #استخاره #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رویکرد خرافی در زیست دیندارانه به نوعی از دینورزی اشاره دارد که در آن باورها و اعمال دینی بر اساس برداشتهای غیرمنطقی، غیرعلمی یا نادرست از متون دینی و اصول اعتقادی شکل میگیرد. این رویکرد بیشتر بر اساس ترس، عادت، یا تقلید کورکورانه استوار است تا بر تفکر عقلانی و فهم دقیق از دین. خرافات معمولاً ریشه در جهل یا تفسیر نادرست از آموزههای دینی دارند و میتوانند باعث انحراف از معنای اصلی دین شوند.
در اینجا دکتر محمد سلطانی رنانی
عضو پیشین هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان که پس از جنبش زن زندگی آزادی از دانشگاه اخراج شد، در این روایت به نقد این موضوع پرداخته است.
کانال تلگرام دکتر سلطانی رنانی
https://t.me/soltanirenani600
#خرافات #دین #زیست_دیندارانه #دعانویسی #سرکتاب #فال_تسبیح #استخاره #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯17👍3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سارا عباسی، همسر منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی و پدر پویا بختیاری، معترض کشتهشده، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام گفت: «همسرم هزار و ۳۴۳ روز بیگناه در زندان است که ۹۱۲ روز آن را در انفرادی بوده است. به چه جرمی؟ او فقط دادخواه فرزندش است.»
عباسی افزود: «منوچهر بختیاری در زندان بیمار است و نیاز به مراقبت پزشکی دارد، اما نه تنها او را درمان نمیکنند که ممنوع از تماس هم شده است.»
خانم عباسی ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«درود بر مردم شریف ایران...
امروز ۶ روز است که همسرم منوچهر بختیاری ممنوع التماس است و بسیار نگران وضعیت جسمی و روحی همسرم هستم و متاسفانه با وجود نامه کمیسیون پزشکی بیمارستان و پزشکی قانونی و شرایط روحی و جسمی همسرم ایشان از مرخصی محروم و در سلول روزگار سپری میکند.....
ظلمی که در این سالها بعد از به قتل رساندن پویا بر همسرم، من و فرزندم روا داشتند، آنقدر زیاد است که تاریخ فراموش نخواهد کرد....
او دادخواه فرزند و سرزمینش است، کجای دنیا وطن پرستی جرم طلقی میشود و حبس دارد، کجای دنیا فرزندت را بکشند و تو حق نداری بگویی دادخواه فرزندم هستم...
دادخواهی جرم نیست.
جان منوچهر بختیاری در خطر است....
صدای او باشید که صدای ملت مظلوم ایران بوده و هست. 🙏🙏🙏
......
زورتان فقط به بیگناهان رسیده است، زندگیمان را سالهاست نابود کرده اید. پدری را بجرم دادخواهی خون فرزندش به زندان انداخته اید آن هم با وجود بیماری و هر روز برایش پرونده سازی میکنید تا نکند آزاد شود... این عدالت شماست...
حکومت شما ننگ تمام حکومتهای دیکتاتوریست و تا ابد نام شما را به بدی و ظلم به یاد خواهیم آورد...
......
#پویا_بختیاری
#منوچهر_بختیاری
#من_هم_پسر_کسی_هستم
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عباسی افزود: «منوچهر بختیاری در زندان بیمار است و نیاز به مراقبت پزشکی دارد، اما نه تنها او را درمان نمیکنند که ممنوع از تماس هم شده است.»
خانم عباسی ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«درود بر مردم شریف ایران...
امروز ۶ روز است که همسرم منوچهر بختیاری ممنوع التماس است و بسیار نگران وضعیت جسمی و روحی همسرم هستم و متاسفانه با وجود نامه کمیسیون پزشکی بیمارستان و پزشکی قانونی و شرایط روحی و جسمی همسرم ایشان از مرخصی محروم و در سلول روزگار سپری میکند.....
ظلمی که در این سالها بعد از به قتل رساندن پویا بر همسرم، من و فرزندم روا داشتند، آنقدر زیاد است که تاریخ فراموش نخواهد کرد....
او دادخواه فرزند و سرزمینش است، کجای دنیا وطن پرستی جرم طلقی میشود و حبس دارد، کجای دنیا فرزندت را بکشند و تو حق نداری بگویی دادخواه فرزندم هستم...
دادخواهی جرم نیست.
جان منوچهر بختیاری در خطر است....
صدای او باشید که صدای ملت مظلوم ایران بوده و هست. 🙏🙏🙏
......
زورتان فقط به بیگناهان رسیده است، زندگیمان را سالهاست نابود کرده اید. پدری را بجرم دادخواهی خون فرزندش به زندان انداخته اید آن هم با وجود بیماری و هر روز برایش پرونده سازی میکنید تا نکند آزاد شود... این عدالت شماست...
حکومت شما ننگ تمام حکومتهای دیکتاتوریست و تا ابد نام شما را به بدی و ظلم به یاد خواهیم آورد...
......
#پویا_بختیاری
#منوچهر_بختیاری
#من_هم_پسر_کسی_هستم
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52❤4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوان رسول خادم، این ویدیو را منتشر کرده و نوشته است:
«۱۱ دیماه ۱۴۰۳ خورشیدی
روستای حاجیآباد، اطراف شهر زاهدان، سیستان و بلوچستان …
زنان باردار کپرنشین، بدلیل نبودنِ ابتداییترین خدمات پزشکی و بهداشتی در نزدیکیِ روستایشان آسیب میبینند و نوزادشان هم اگر زنده بدنیا بیاید، آسیبی بیشتر …
برای یک نیش عقرب در بیابان باید کودک را کیلومترها کول کنند و یا اگر دسترسی به موتور داشتند، با موتور به درمانگاه برسانند تا نمیرد …!
آنوقت خانه بهداشت آماده و ساخته شده موجود است ولی یک بهیار و پرستار و پزشک موقت ندارد تا حداقل درد مردم را تسکین دهد …
به چه کسی باید گفت …؟!!
چرا کسی اشکهای این کودک را نمیبیند؟!!!»
@ghomaarbaazz
ـ آری این شرایط سیستان و بلوچستان، پاره تن ایران، است اما جمهوری اسلامی در فکر تجهیز مخالفان حکومت جدید سوریه و به تشنج کشاندن منطقه است... با چه پولی؟ با پول این مردم فقیر که از امکانات حداقلی هم محروم ماندهاند.
جمهوری اسلامی با پول همین مردم میلیونها دلار به خانوادههای اعضای حزبالله لبنان پول میدهد!
#فقر_معیشتی
#کودکان_ایرانم
#بلوچستان_ایرانم
#مردم_فراموش_شده
#سهم_بیت_المال #سیستان_بلوچستان #بلوچستان #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«۱۱ دیماه ۱۴۰۳ خورشیدی
روستای حاجیآباد، اطراف شهر زاهدان، سیستان و بلوچستان …
زنان باردار کپرنشین، بدلیل نبودنِ ابتداییترین خدمات پزشکی و بهداشتی در نزدیکیِ روستایشان آسیب میبینند و نوزادشان هم اگر زنده بدنیا بیاید، آسیبی بیشتر …
برای یک نیش عقرب در بیابان باید کودک را کیلومترها کول کنند و یا اگر دسترسی به موتور داشتند، با موتور به درمانگاه برسانند تا نمیرد …!
آنوقت خانه بهداشت آماده و ساخته شده موجود است ولی یک بهیار و پرستار و پزشک موقت ندارد تا حداقل درد مردم را تسکین دهد …
به چه کسی باید گفت …؟!!
چرا کسی اشکهای این کودک را نمیبیند؟!!!»
@ghomaarbaazz
ـ آری این شرایط سیستان و بلوچستان، پاره تن ایران، است اما جمهوری اسلامی در فکر تجهیز مخالفان حکومت جدید سوریه و به تشنج کشاندن منطقه است... با چه پولی؟ با پول این مردم فقیر که از امکانات حداقلی هم محروم ماندهاند.
جمهوری اسلامی با پول همین مردم میلیونها دلار به خانوادههای اعضای حزبالله لبنان پول میدهد!
#فقر_معیشتی
#کودکان_ایرانم
#بلوچستان_ایرانم
#مردم_فراموش_شده
#سهم_بیت_المال #سیستان_بلوچستان #بلوچستان #ایران #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔55👍5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا از شهر کرمان، ضمن ارسال این ویدیو نوشت:
«سلام، خسته نباشید
دیروز در آستانه سالروز کشته شدن قاسم سلیمانی اینجا در کرمان که زادگاهش هست پر شده بود از تبلیغات حکومتی.
نوشته شده که میراث سلیمانی "هنوز زنده است"! گویا خودشون هم فهمیدن که کار محور مقاومت و خواب و خیالهای قاسم سلیمانی تموم شده و ازش جز نقاشی روی بنر هیچ حاصل و اثری نمونده!
از همه اسفناکتر این که میگن "ملت ایران مقاومت سوریه را احیا خواهد کرد"!! سرمایه و پول ملت رو دهه ها صرف جنگافروزیهاشون در منطقه کردند ولی هنوز هم ادامه میدن. ما از مقاومتی که میگن جز خصومت با کشورهای دیگه، تحریم، فقر و بدبختی چی دیدیم که میخوان باز هم حمایت از مقاومت سوریه و ... رو ادامه بدن؟
حتما خودتون هم امروز گزارش جدیدی در این مورد که در این روز سرد و برفی امروز و با برف شدیدی که دیشب اومد چقدر آدم اومدن امروز برن مزار این مرتیکه انگار نه انگار که این خودش باعث بدبختیها و باعث صرف میلیونها تومن برای حمایت از محور مقاومت بوده بجای اینکه این پولها رو صرف خود ملت بدبخت و بیچاره خودمون بکنن😭😭😭»
#محور_شرارت #محور_مقاومت #فقر_فساد_گرونی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«سلام، خسته نباشید
دیروز در آستانه سالروز کشته شدن قاسم سلیمانی اینجا در کرمان که زادگاهش هست پر شده بود از تبلیغات حکومتی.
نوشته شده که میراث سلیمانی "هنوز زنده است"! گویا خودشون هم فهمیدن که کار محور مقاومت و خواب و خیالهای قاسم سلیمانی تموم شده و ازش جز نقاشی روی بنر هیچ حاصل و اثری نمونده!
از همه اسفناکتر این که میگن "ملت ایران مقاومت سوریه را احیا خواهد کرد"!! سرمایه و پول ملت رو دهه ها صرف جنگافروزیهاشون در منطقه کردند ولی هنوز هم ادامه میدن. ما از مقاومتی که میگن جز خصومت با کشورهای دیگه، تحریم، فقر و بدبختی چی دیدیم که میخوان باز هم حمایت از مقاومت سوریه و ... رو ادامه بدن؟
حتما خودتون هم امروز گزارش جدیدی در این مورد که در این روز سرد و برفی امروز و با برف شدیدی که دیشب اومد چقدر آدم اومدن امروز برن مزار این مرتیکه انگار نه انگار که این خودش باعث بدبختیها و باعث صرف میلیونها تومن برای حمایت از محور مقاومت بوده بجای اینکه این پولها رو صرف خود ملت بدبخت و بیچاره خودمون بکنن😭😭😭»
#محور_شرارت #محور_مقاومت #فقر_فساد_گرونی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25💔5💯1
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
روحالله مومننسب، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر تهران، خواستار ابلاغ قانون جدید تحمیل حجاب تا قبل از رسیدن تابستان شد و نوشت: «بیحجابی در روزهای گرم سال، بیشتر حاصل آسانپسندی و جبر محیط است تا از سر لج و اعتراض، پس برای ابلاغ قانون اکنون بهترین زمان است، تعلل نکنید.»
لایحه حجاب و عفاف و تحمیل پوشش اجباری، نمادی از استفاده ابزاری از دین برای ارعاب و کنترل مردم است که نه تنها هیچ نسبتی با آزادی و کرامت انسانی ندارد، بلکه به وضوح با خواست و نگرش عمومی جامعه در تضاد است. این قانون با تکیه بر قرائتی خاص و انحصاری از دین، به جای ایجاد همبستگی و احترام، به ابزار سرکوب و محدودیت بدل شده است. در حالی که اکثریت جامعه بارها مخالفت خود را با این گونه تحمیلها ابراز کردهاند، اصرار بر چنین رویکردهایی تنها به گسترش نارضایتی و تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت منجر میشود. این سیاستها نه پاسخی به نیازهای واقعی جامعه است و نه نشانی از درک عمیق از ارزشهای دینی و انسانی دارد.
#لایحه_عفاف_و_حجاب #پوشش_اجباری #حجاب_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روحالله مومننسب، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر تهران، خواستار ابلاغ قانون جدید تحمیل حجاب تا قبل از رسیدن تابستان شد و نوشت: «بیحجابی در روزهای گرم سال، بیشتر حاصل آسانپسندی و جبر محیط است تا از سر لج و اعتراض، پس برای ابلاغ قانون اکنون بهترین زمان است، تعلل نکنید.»
لایحه حجاب و عفاف و تحمیل پوشش اجباری، نمادی از استفاده ابزاری از دین برای ارعاب و کنترل مردم است که نه تنها هیچ نسبتی با آزادی و کرامت انسانی ندارد، بلکه به وضوح با خواست و نگرش عمومی جامعه در تضاد است. این قانون با تکیه بر قرائتی خاص و انحصاری از دین، به جای ایجاد همبستگی و احترام، به ابزار سرکوب و محدودیت بدل شده است. در حالی که اکثریت جامعه بارها مخالفت خود را با این گونه تحمیلها ابراز کردهاند، اصرار بر چنین رویکردهایی تنها به گسترش نارضایتی و تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت منجر میشود. این سیاستها نه پاسخی به نیازهای واقعی جامعه است و نه نشانی از درک عمیق از ارزشهای دینی و انسانی دارد.
#لایحه_عفاف_و_حجاب #پوشش_اجباری #حجاب_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯16👍2👌1🕊1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام سیدمحسن موسوی، ضمن انتشار این ویدئو نوشت:
:
«دوباره به برگه پزشکی قانونی نگاه میکنم ۱۷۰ ساچمه ، درسته یکصد و هفتاد ساچمه بر قلب مهربانش ، ریه،گلو،پهلو وبازوهاش اصابت کرده
مثل همیشه بغض میکنم اعصابم بهم میریزه قلبم درد میگیره و خشم و نفرت و انزجارم بیشتر و بیش تر...
هر چی فکر میکنم باور نمیکنم یه انسان بتونه به این راحتی و اینقدر بیرحمانه جوان بی دفاع مردم رو از فاصله نزدیک یا وقتی بر زمین افتاده مورد هدف قرار بده غیر ممکنه یه انسان باشرف و با خانواده اینکارو بکنه مگر اینکه یک جایتکار بی رحم و بی وجدان و یک قاتل حرفه ای باشه و یا...
شما دین و مرام ومسلکتون چیه که اینقدر بی رحم و قسی القلب هستین؟
کدام دین و مرام و مسلکی بشما چنین اجازه ای رو داده...!!!؟
امیدوارم گرفتار بدتر از خودتون بشین و به روزی بیفتین که مرگ آرزوی هر روزتون باشه و نفرین بدرقه راهتون»
- محسن موسوی ۳۲ ساله، ۱۶ مهرماه، در محدوده بازار تهران بر اثر اصابت گلوله نیروهای حکومتی کشته شد.
مسئولان امنیتی از دفن او در تهران جلوگیری کردند.
محسن موسوی پیش از رفتن به خیابان در متنی خود را «فرزند وطنم ایران» معرفی کرده و تاکید کرده بود که «در سلامت جسم و روان» برای «مبارزه با حکومت باطل دیکتاتوری جمهوری اسلامی» رفته و ابراز امیدواری کرده بود که در پی این مبارزه وطن «در آرامش و آزادی باشد».
#دادخواهی
#فرزند_وطنم_ایران 🥀
#محسن_موسوی 🌷🕊️ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
:
«دوباره به برگه پزشکی قانونی نگاه میکنم ۱۷۰ ساچمه ، درسته یکصد و هفتاد ساچمه بر قلب مهربانش ، ریه،گلو،پهلو وبازوهاش اصابت کرده
مثل همیشه بغض میکنم اعصابم بهم میریزه قلبم درد میگیره و خشم و نفرت و انزجارم بیشتر و بیش تر...
هر چی فکر میکنم باور نمیکنم یه انسان بتونه به این راحتی و اینقدر بیرحمانه جوان بی دفاع مردم رو از فاصله نزدیک یا وقتی بر زمین افتاده مورد هدف قرار بده غیر ممکنه یه انسان باشرف و با خانواده اینکارو بکنه مگر اینکه یک جایتکار بی رحم و بی وجدان و یک قاتل حرفه ای باشه و یا...
شما دین و مرام ومسلکتون چیه که اینقدر بی رحم و قسی القلب هستین؟
کدام دین و مرام و مسلکی بشما چنین اجازه ای رو داده...!!!؟
امیدوارم گرفتار بدتر از خودتون بشین و به روزی بیفتین که مرگ آرزوی هر روزتون باشه و نفرین بدرقه راهتون»
- محسن موسوی ۳۲ ساله، ۱۶ مهرماه، در محدوده بازار تهران بر اثر اصابت گلوله نیروهای حکومتی کشته شد.
مسئولان امنیتی از دفن او در تهران جلوگیری کردند.
محسن موسوی پیش از رفتن به خیابان در متنی خود را «فرزند وطنم ایران» معرفی کرده و تاکید کرده بود که «در سلامت جسم و روان» برای «مبارزه با حکومت باطل دیکتاتوری جمهوری اسلامی» رفته و ابراز امیدواری کرده بود که در پی این مبارزه وطن «در آرامش و آزادی باشد».
#دادخواهی
#فرزند_وطنم_ایران 🥀
#محسن_موسوی 🌷🕊️ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔42🕊2
شلاقهایی بر پیکر استبداد؛ در مسیر آزادی کنار مهدی یراحی هستیم.
کاملیا سجادیان
در هشتم دیماه هزار و چهارصد و سه، حکم یکسال حبس آقای مهدی یراحی که به پابند الکترونیکی تبدیل شده بود، به پایان رسید و ایشان آزاد شد. با این حال، مجازات هفتاد و چهار ضربه شلاق ایشان باقی مانده است. مهدی یراحی اعلام کرده که برای اجرای حکم هفتاد و چهار ضربه شلاق آماده است. او ضمن محکوم کردن این شکنجه ضدبشری، هیچگونه درخواستی ندارد.
اکنون، من نیز همراه با او با صدای بلند اعلام میکنم که همراه مهدی یراحی، این بزرگمرد هستم و معتقدم که این ضربات، ضربات شجاعت، جسارت، انسانیت، وجدان، شرافت و آزادگی است که بر پیکره بزرگمردی وارد میشود. ما نیز با جان و دل آمادهایم که همراه او، با این ضربات محکمتر، مقتدرتر و استوارتر در مسیری که میدانیم در سمت درست تاریخ قرار دارد، قدم برداریم.
ضمن محکوم کردن این جنایت ضدبشری، هفتاد و چهار ضربه شلاق را نمادی از شجاعت و جسارت میدانیم و به وجود مهدی یراحی افتخار میکنیم. داشتن چنین فرزندان برومند و دلیری مایه مباهات است. این شلاقها ما را آبدیدهتر و شجاعتر از قبل خواهد کرد تا در برابر ستمگران و ظالمان، با تمام توان ایستادگی کنیم و کنار هم به آزادی واقعی برسیم.
امروز، همبستگی و همدلی خود را با بزرگترین و شجاعترین هنرمند، مهدی یراحی، اعلام کرده و از او و فریاد عدالتخواهیاش حمایت میکنم. این سرزمین با داشتن چنین دلیرمردانی زیبا شده و این زیبایی بهزودی سراسر ایران را فرا خواهد گرفت.
از اینستاگرام کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمدحسن ترکمان
#مهدی_براحی #شلاق #محمدحسن_ترکمان #کاملیا_سجادیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاملیا سجادیان
در هشتم دیماه هزار و چهارصد و سه، حکم یکسال حبس آقای مهدی یراحی که به پابند الکترونیکی تبدیل شده بود، به پایان رسید و ایشان آزاد شد. با این حال، مجازات هفتاد و چهار ضربه شلاق ایشان باقی مانده است. مهدی یراحی اعلام کرده که برای اجرای حکم هفتاد و چهار ضربه شلاق آماده است. او ضمن محکوم کردن این شکنجه ضدبشری، هیچگونه درخواستی ندارد.
اکنون، من نیز همراه با او با صدای بلند اعلام میکنم که همراه مهدی یراحی، این بزرگمرد هستم و معتقدم که این ضربات، ضربات شجاعت، جسارت، انسانیت، وجدان، شرافت و آزادگی است که بر پیکره بزرگمردی وارد میشود. ما نیز با جان و دل آمادهایم که همراه او، با این ضربات محکمتر، مقتدرتر و استوارتر در مسیری که میدانیم در سمت درست تاریخ قرار دارد، قدم برداریم.
ضمن محکوم کردن این جنایت ضدبشری، هفتاد و چهار ضربه شلاق را نمادی از شجاعت و جسارت میدانیم و به وجود مهدی یراحی افتخار میکنیم. داشتن چنین فرزندان برومند و دلیری مایه مباهات است. این شلاقها ما را آبدیدهتر و شجاعتر از قبل خواهد کرد تا در برابر ستمگران و ظالمان، با تمام توان ایستادگی کنیم و کنار هم به آزادی واقعی برسیم.
امروز، همبستگی و همدلی خود را با بزرگترین و شجاعترین هنرمند، مهدی یراحی، اعلام کرده و از او و فریاد عدالتخواهیاش حمایت میکنم. این سرزمین با داشتن چنین دلیرمردانی زیبا شده و این زیبایی بهزودی سراسر ایران را فرا خواهد گرفت.
از اینستاگرام کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمدحسن ترکمان
#مهدی_براحی #شلاق #محمدحسن_ترکمان #کاملیا_سجادیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤51👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برادر جاویدنام مجتبی قناعتی خلاری، ضمن انتشار این ویدئو نوشت:
«دوسال در چنین روزی دنیا بر سر برادر و خواهرت خراب شد داداش عزیزم
در چنین روزی سیزدهم دی ماه سال چهارصد یک بعداز ۵ روز همه جا گشتن از ما خواستن تو را شناسایی کنیم ابتدا عکسی با دهانی خونی جهت شناسایی بهم نشان دادند و سپس به سردخانه فرستادن تا تورا شناسایی کنم
کاش هیچ وقت چنین لحظهای را ندیده بودم
لعنت بر تمام قاتلانت
نامت همیشه جاودان خواهد ماند داداش قهرمان
اسمت رمز پیروزی ماست »
1403/10/13
مجتبی قناعتی خلاری، جوانی خودساخته، در ۸ اسفند ۱۳۷۱ در شیراز به دنیا آمد. او در کودکی پدر و مادرش را در حادثهای از دست داد و با خواهرش مریم و برادرش محمد بزرگ شد. مجتبی همزمان با تحصیل، کار میکرد و پس از فارغالتحصیلی در رشته شیمی از دانشگاه ارم شیراز، حسابدار یک شرکت لوازمخانگی شد. او زندگی شادی برای خود ساخته بود و به فوتبال، موسیقی رپ، و خوانندگانی چون هیچکس و بهرام علاقه داشت.
مجتبی در اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ فعال بود و تحت تهدیدهای امنیتی قرار داشت. او با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و با دیوارنویسی مخالفت خود با دیکتاتوری را نشان داد. سرانجام در ۹ دیماه ۱۴۰۱ حین دیوارنویسی بازداشت و در بازداشتگاه تحت شکنجه جان باخت.
پیکر مجتبی ۵ روز بعد در بیابانهای اطراف شیراز رها شد. علیرغم فشارهای نیروهای حکومتی برای تغییر روایت، خانوادهاش علت مرگ را شکنجه اعلام کردند. مراسم تدفین او با حضور سنگین نیروهای امنیتی برگزار شد، اما خانوادهاش به دادخواهی ادامه دادند.
مجتبی نمادی از نسل جوانانی است که با شجاعت برای آزادی و عدالت ایستادگی کردند. یاد او و دیگر جانباختگان این راه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
مجتبی از مخاطبان نسبتا قدیمی توانا بود....
درباره مجتبی قناعتی خلاری:
https://tavaana.org/mojtaba_ghenaati_kholari/
#مجتبی_قناعتی_خلاری
#مجتبی_قناعتی
#شیراز #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دوسال در چنین روزی دنیا بر سر برادر و خواهرت خراب شد داداش عزیزم
در چنین روزی سیزدهم دی ماه سال چهارصد یک بعداز ۵ روز همه جا گشتن از ما خواستن تو را شناسایی کنیم ابتدا عکسی با دهانی خونی جهت شناسایی بهم نشان دادند و سپس به سردخانه فرستادن تا تورا شناسایی کنم
کاش هیچ وقت چنین لحظهای را ندیده بودم
لعنت بر تمام قاتلانت
نامت همیشه جاودان خواهد ماند داداش قهرمان
اسمت رمز پیروزی ماست »
1403/10/13
مجتبی قناعتی خلاری، جوانی خودساخته، در ۸ اسفند ۱۳۷۱ در شیراز به دنیا آمد. او در کودکی پدر و مادرش را در حادثهای از دست داد و با خواهرش مریم و برادرش محمد بزرگ شد. مجتبی همزمان با تحصیل، کار میکرد و پس از فارغالتحصیلی در رشته شیمی از دانشگاه ارم شیراز، حسابدار یک شرکت لوازمخانگی شد. او زندگی شادی برای خود ساخته بود و به فوتبال، موسیقی رپ، و خوانندگانی چون هیچکس و بهرام علاقه داشت.
مجتبی در اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ فعال بود و تحت تهدیدهای امنیتی قرار داشت. او با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و با دیوارنویسی مخالفت خود با دیکتاتوری را نشان داد. سرانجام در ۹ دیماه ۱۴۰۱ حین دیوارنویسی بازداشت و در بازداشتگاه تحت شکنجه جان باخت.
پیکر مجتبی ۵ روز بعد در بیابانهای اطراف شیراز رها شد. علیرغم فشارهای نیروهای حکومتی برای تغییر روایت، خانوادهاش علت مرگ را شکنجه اعلام کردند. مراسم تدفین او با حضور سنگین نیروهای امنیتی برگزار شد، اما خانوادهاش به دادخواهی ادامه دادند.
مجتبی نمادی از نسل جوانانی است که با شجاعت برای آزادی و عدالت ایستادگی کردند. یاد او و دیگر جانباختگان این راه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
مجتبی از مخاطبان نسبتا قدیمی توانا بود....
درباره مجتبی قناعتی خلاری:
https://tavaana.org/mojtaba_ghenaati_kholari/
#مجتبی_قناعتی_خلاری
#مجتبی_قناعتی
#شیراز #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"دارم امید"
خواننده: "لاله تجلی"
ترانه سرا و آهنگساز: "نادر تجلی"
nadertajaly.official
#زن_زندگى_آزادى #هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خواننده: "لاله تجلی"
ترانه سرا و آهنگساز: "نادر تجلی"
nadertajaly.official
#زن_زندگى_آزادى #هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از یکی از برنامههای رسانه آزاد، در شبکههای اجتماعی منتشر شده که در آن دکتر مصطفی مهرآیین، جامعهشناس، عملکرد ادعاهای و ایدئولوژیک حکومت در دفاع از مستضعفین را نقد میکند. او با طرح پرسشی بنیادین، تلاش میکند تناقضهای موجود در این نوع رویکردها را آشکار کند.
وی میگوید: اگر یک نظام ادعای دفاع از مستضعفین را دارد، باید بررسی کرد که آیا این ادعاها به اهداف خود وفادار ماندهاند یا خیر. مهرآیین تأکید میکند که نقد باید «درونماندگار» باشد، به این معنا که باید دید یک اندیشه یا شیوه عمل تا چه حد به آرمانها و اهداف خود پایبند است و آیا در عمل، علیه خودش عمل نمیکند.
او با طرح مثالهایی از عملکرد رژیم، میپرسد: آیا ممکن است حکومتی به نام دفاع از مستضعفین، خود خالق مستضعفین باشد؟ آیا میشود در چنین جامعهای ۲۰ میلیون حاشیهنشین وجود داشته باشد و بیش از ۶۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی کنند؟
مهرآیین به شیوههای حکمرانی، نظمبخشی اقتصادی، و ایدهپردازی سیاسی اشاره میکند و میگوید: اگر این شیوهها به جای کاهش ظلم، باعث ایجاد فقر و گسترش بیعدالتی شوند، چگونه میتوان آن را در راستای دفاع از مستضعفین دانست؟
او در نهایت این پرسش را مطرح میکند که چگونه یک نظام میتواند مدعی مبارزه با ظلم و دفاع از محرومان باشد، در حالی که نتایج عملی آن چیزی جز گسترش فقر و افزایش نابرابری نیست. این تناقض بنیادین به اعتقاد مهرآیین، نیازمند بازاندیشی و نقدی جدی است.
نظر شما چیست؟
#فقر_فساد_گرونی #خط_فقر #حاشیه_نشینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
وی میگوید: اگر یک نظام ادعای دفاع از مستضعفین را دارد، باید بررسی کرد که آیا این ادعاها به اهداف خود وفادار ماندهاند یا خیر. مهرآیین تأکید میکند که نقد باید «درونماندگار» باشد، به این معنا که باید دید یک اندیشه یا شیوه عمل تا چه حد به آرمانها و اهداف خود پایبند است و آیا در عمل، علیه خودش عمل نمیکند.
او با طرح مثالهایی از عملکرد رژیم، میپرسد: آیا ممکن است حکومتی به نام دفاع از مستضعفین، خود خالق مستضعفین باشد؟ آیا میشود در چنین جامعهای ۲۰ میلیون حاشیهنشین وجود داشته باشد و بیش از ۶۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی کنند؟
مهرآیین به شیوههای حکمرانی، نظمبخشی اقتصادی، و ایدهپردازی سیاسی اشاره میکند و میگوید: اگر این شیوهها به جای کاهش ظلم، باعث ایجاد فقر و گسترش بیعدالتی شوند، چگونه میتوان آن را در راستای دفاع از مستضعفین دانست؟
او در نهایت این پرسش را مطرح میکند که چگونه یک نظام میتواند مدعی مبارزه با ظلم و دفاع از محرومان باشد، در حالی که نتایج عملی آن چیزی جز گسترش فقر و افزایش نابرابری نیست. این تناقض بنیادین به اعتقاد مهرآیین، نیازمند بازاندیشی و نقدی جدی است.
نظر شما چیست؟
#فقر_فساد_گرونی #خط_فقر #حاشیه_نشینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍44🕊1
➖فریب بزرگ: جامعه_شما_هستید!
▪️میگویند:
شما به عنوان سلولهای تشکیلدهندهی جامعه، اگر با پرداختن به خود و اصلاح و پرورشِ نفس به شکوفایی برسید، درنهایت جامعه اصلاح شده و به رونق و شکوفایی میرسد.
در این فرض هر کدام از ما انسانها به سلولهایی مستقل تشبیه شدهایم که در کنار یکدیگر، جامعه را تشکیل دادهایم و هرگونه نقص و ضعفی در جامعه، به همین سلولها _یعنی به ما_ باز میگردد.
اما این یک فریب رندانه است که حاکمان توتالیتر که بر گُردهی جهل تودهها سوارند، به منظور تخدیر اذهان عموم، سعی در بسط و گسترش آن دارند تا با انداختن توپ به زمین مردم، خود را از هرگونه مسئولیتی مبرّا سازند!
و این واقعیت آشکار را پنهان میکنند که سلولها در نهایت از مغز فرمان میبرند.
پس حقیقت را از منظری دیگر باید نگریست:
این سلولها، آنگونه که میگویند و ادعا میکنند چندان هم مستقل نیستند و به اذعان نخبگان علوم اجتماعی و جامعهشناسان، هر انسانی خروجی و محصول جامعه و محیطی است که در آن زیست و از آن تغدیه مینماید.
[در ابتدا ما جامعه را میسازیم، سپس جامعه ما را میسازد.
انسانها تحت تأثیر قواعد، فرهنگ و هنجارهایی هستند که ذهن و ضمیرشان را همواره تغذیه میکند.]
➖جامعه به مثابهی رَحِمی است که ما را چون جنینی در خود مُحاط کرده و تغذیه مینماید.
پس چگونه میتوانیم تأثیر آن را بر سرِشت و سرنوشت خود انکار کرده و نسبت به حیات و مَمات آن بیتفاوت باشیم؟!
▪️بر کسی پوشیده نیست که حتی ژنهای ما برای فعال شدن نیاز به محیط مساعد دارند و در میان تنوع و گوناگونیِ استعدادها و ظرفیتهای بالقوهی هر فرد، تنها قسمتی از آنها که در همگونی و سازگاری با محیط پیرامون خود باشند به فعلیت رسیده و شکوفا میشوند.
در تشریح این موضوع میتوان به دوقلوها یا چندقلوهایی اشاره کرد که بر حسب اتفاق در محیطهای متفاوتی زندگی کرده و درنتیجه دچار شخصیت و سرنوشت متفاوت و بعضا متضادی شدهاند.
یا افرادی که در نتیجهی مهاجرت و قرار گرفتن در محیط و جامعهای متفاوت، به وضوح، رفتار و عملکرد متفاوتی از خود بروز میدهند.
بیایید کشور کره را در نظر بگیریم.
پس از پایان جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۵ کره به دو کشور شمالی و جنوبی تقسیم شد که هر کدام تحت حاکمیت و جهانبینی متفاوتی قرار گرفتند و همین امر، سرنوشت کاملا متفاوتی برای مردمان آنها رقم زد.
چه شد که مردمانی با یک نژاد مشترک، یک فرهنگ، یک جغرافیا و یک پیشینهی تاریخی، به دو مسیر کاملا متفاوت در تاریخ کشیده و مقهور سرنوشت جداگانهای شدند؟!
بیگمان آنچه به افکار، اخلاق و عملکرد مردم هر سرزمینی جهت میدهد چیزی وَرای تلاش و تقلّاهای فردی است.
این حاکمیت است که از طریق سیاستها و ساختارهایش به هر شخصی میگوید چگونه فکر کند، چگونه رفتار کند، چه آموزشهایی ببیند، اولویتهایش چه باشد، با چه کسانی دوست و با چه کسانی دشمن باشد، چگونه لباس بپوشد، چه بخورد، چه نخورد، درست و غلط چیست و ...
اما به تودهها همواره اینگونه تلقین میکنند که اختیار نزد خودشان است و آنها در تعیین و تغییر سرنوشت خود آزادی عمل دارند! غافل از اینکه مردمِ یک جامعه بطور خواسته یا ناخواسته از نظام حاکم فرمان میبرند همانگونه که سلولها از مغز فرمان میبرند.
▪️یقینا در هر سیستم و اجتماعی، افرادی پیدا میشوند که در نتیجهی تصادم با آگاهی، عصیان کرده و از مسیر تعریفشده عدول میکنند، اما اینها استثنائند و قاعده هرگز بر حسب استثنائات نوشته نمیشود. مگر آنکه تلاش کنند خود را از حالت استثنا و اقلیت خارج ساخته و بخشی از توده را با خود همراه سازند.
قدرت نزد تودههاست، اما هدایتِ آن در دست حاکمان است. و آنها از طریق ساختارها و کانالهایی که ایجاد میکنند همواره میکوشند کنترل را نزد خود نگاه داشته و به رفتار و حرکت تودهها جهت بخشند.
با اینکه ما سلولهایی مستقل از جامعه و محیط پیرامون خود نيستيم، اما میتوانیم تلاش کنیم _فارغ از هر نتیجهای_ با نشر آگاهی، نوآوری، بهرهمندیِ خلاقانه از تکنولوژی و همراهکردن بخشی از توده، محیط را تغییر داده یا به سود خود تعدیل نماییم.
🔻آگاهی عصیانگری میآورد و عصیانگری به طُرق مختلف موجب تضعیف و گسست ساختار حاکمیتی شده و در صورت استمرار، دومینووار ارکان قدرت را فرو ریخته تا سرانجام با انحلال قواعد قدیمی، قواعد تازه سر بر آورند.
مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
نظر شما چیست؟
#تغییر_اجتماعی #تغییر_ساختاری #ساختار_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
▪️میگویند:
شما به عنوان سلولهای تشکیلدهندهی جامعه، اگر با پرداختن به خود و اصلاح و پرورشِ نفس به شکوفایی برسید، درنهایت جامعه اصلاح شده و به رونق و شکوفایی میرسد.
در این فرض هر کدام از ما انسانها به سلولهایی مستقل تشبیه شدهایم که در کنار یکدیگر، جامعه را تشکیل دادهایم و هرگونه نقص و ضعفی در جامعه، به همین سلولها _یعنی به ما_ باز میگردد.
اما این یک فریب رندانه است که حاکمان توتالیتر که بر گُردهی جهل تودهها سوارند، به منظور تخدیر اذهان عموم، سعی در بسط و گسترش آن دارند تا با انداختن توپ به زمین مردم، خود را از هرگونه مسئولیتی مبرّا سازند!
و این واقعیت آشکار را پنهان میکنند که سلولها در نهایت از مغز فرمان میبرند.
پس حقیقت را از منظری دیگر باید نگریست:
این سلولها، آنگونه که میگویند و ادعا میکنند چندان هم مستقل نیستند و به اذعان نخبگان علوم اجتماعی و جامعهشناسان، هر انسانی خروجی و محصول جامعه و محیطی است که در آن زیست و از آن تغدیه مینماید.
[در ابتدا ما جامعه را میسازیم، سپس جامعه ما را میسازد.
انسانها تحت تأثیر قواعد، فرهنگ و هنجارهایی هستند که ذهن و ضمیرشان را همواره تغذیه میکند.]
➖جامعه به مثابهی رَحِمی است که ما را چون جنینی در خود مُحاط کرده و تغذیه مینماید.
پس چگونه میتوانیم تأثیر آن را بر سرِشت و سرنوشت خود انکار کرده و نسبت به حیات و مَمات آن بیتفاوت باشیم؟!
▪️بر کسی پوشیده نیست که حتی ژنهای ما برای فعال شدن نیاز به محیط مساعد دارند و در میان تنوع و گوناگونیِ استعدادها و ظرفیتهای بالقوهی هر فرد، تنها قسمتی از آنها که در همگونی و سازگاری با محیط پیرامون خود باشند به فعلیت رسیده و شکوفا میشوند.
در تشریح این موضوع میتوان به دوقلوها یا چندقلوهایی اشاره کرد که بر حسب اتفاق در محیطهای متفاوتی زندگی کرده و درنتیجه دچار شخصیت و سرنوشت متفاوت و بعضا متضادی شدهاند.
یا افرادی که در نتیجهی مهاجرت و قرار گرفتن در محیط و جامعهای متفاوت، به وضوح، رفتار و عملکرد متفاوتی از خود بروز میدهند.
بیایید کشور کره را در نظر بگیریم.
پس از پایان جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۵ کره به دو کشور شمالی و جنوبی تقسیم شد که هر کدام تحت حاکمیت و جهانبینی متفاوتی قرار گرفتند و همین امر، سرنوشت کاملا متفاوتی برای مردمان آنها رقم زد.
چه شد که مردمانی با یک نژاد مشترک، یک فرهنگ، یک جغرافیا و یک پیشینهی تاریخی، به دو مسیر کاملا متفاوت در تاریخ کشیده و مقهور سرنوشت جداگانهای شدند؟!
بیگمان آنچه به افکار، اخلاق و عملکرد مردم هر سرزمینی جهت میدهد چیزی وَرای تلاش و تقلّاهای فردی است.
این حاکمیت است که از طریق سیاستها و ساختارهایش به هر شخصی میگوید چگونه فکر کند، چگونه رفتار کند، چه آموزشهایی ببیند، اولویتهایش چه باشد، با چه کسانی دوست و با چه کسانی دشمن باشد، چگونه لباس بپوشد، چه بخورد، چه نخورد، درست و غلط چیست و ...
اما به تودهها همواره اینگونه تلقین میکنند که اختیار نزد خودشان است و آنها در تعیین و تغییر سرنوشت خود آزادی عمل دارند! غافل از اینکه مردمِ یک جامعه بطور خواسته یا ناخواسته از نظام حاکم فرمان میبرند همانگونه که سلولها از مغز فرمان میبرند.
▪️یقینا در هر سیستم و اجتماعی، افرادی پیدا میشوند که در نتیجهی تصادم با آگاهی، عصیان کرده و از مسیر تعریفشده عدول میکنند، اما اینها استثنائند و قاعده هرگز بر حسب استثنائات نوشته نمیشود. مگر آنکه تلاش کنند خود را از حالت استثنا و اقلیت خارج ساخته و بخشی از توده را با خود همراه سازند.
قدرت نزد تودههاست، اما هدایتِ آن در دست حاکمان است. و آنها از طریق ساختارها و کانالهایی که ایجاد میکنند همواره میکوشند کنترل را نزد خود نگاه داشته و به رفتار و حرکت تودهها جهت بخشند.
با اینکه ما سلولهایی مستقل از جامعه و محیط پیرامون خود نيستيم، اما میتوانیم تلاش کنیم _فارغ از هر نتیجهای_ با نشر آگاهی، نوآوری، بهرهمندیِ خلاقانه از تکنولوژی و همراهکردن بخشی از توده، محیط را تغییر داده یا به سود خود تعدیل نماییم.
🔻آگاهی عصیانگری میآورد و عصیانگری به طُرق مختلف موجب تضعیف و گسست ساختار حاکمیتی شده و در صورت استمرار، دومینووار ارکان قدرت را فرو ریخته تا سرانجام با انحلال قواعد قدیمی، قواعد تازه سر بر آورند.
مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
نظر شما چیست؟
#تغییر_اجتماعی #تغییر_ساختاری #ساختار_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯21👍8❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته مراسم دومین سالگرد جانباختن مجتبی قناعتی خلاری بر سر مزارش برگزار شد.
مجتبی قناعتی خلاری، جوانی خودساخته، در ۸ اسفند ۱۳۷۱ در شیراز به دنیا آمد. او در کودکی پدر و مادرش را در حادثهای از دست داد و با خواهرش مریم و برادرش محمد بزرگ شد. مجتبی همزمان با تحصیل، کار میکرد و پس از فارغالتحصیلی در رشته شیمی از دانشگاه ارم شیراز، حسابدار یک شرکت لوازمخانگی شد. او زندگی شادی برای خود ساخته بود و به فوتبال، موسیقی رپ، و خوانندگانی چون هیچکس و بهرام علاقه داشت.
مجتبی در اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ فعال بود و تحت تهدیدهای امنیتی قرار داشت. او با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و با دیوارنویسی مخالفت خود با دیکتاتوری را نشان داد. سرانجام در ۹ دیماه ۱۴۰۱ حین دیوارنویسی بازداشت و در بازداشتگاه تحت شکنجه جان باخت.
پیکر مجتبی ۵ روز بعد در بیابانهای اطراف شیراز رها شد. علیرغم فشارهای نیروهای حکومتی برای تغییر روایت، خانوادهاش علت مرگ را شکنجه اعلام کردند. مراسم تدفین او با حضور سنگین نیروهای امنیتی برگزار شد، اما خانوادهاش به دادخواهی ادامه دادند.
مجتبی نمادی از نسل جوانانی است که با شجاعت برای آزادی و عدالت ایستادگی کردند. یاد او و دیگر جانباختگان این راه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
مجتبی از مخاطبان نسبتا قدیمی توانا بود....
درباره مجتبی قناعتی خلاری:
https://tavaana.org/mojtaba_ghenaati_kholari/
#مجتبی_قناعتی_خلاری
#مجتبی_قناعتی
#شیراز #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مجتبی قناعتی خلاری، جوانی خودساخته، در ۸ اسفند ۱۳۷۱ در شیراز به دنیا آمد. او در کودکی پدر و مادرش را در حادثهای از دست داد و با خواهرش مریم و برادرش محمد بزرگ شد. مجتبی همزمان با تحصیل، کار میکرد و پس از فارغالتحصیلی در رشته شیمی از دانشگاه ارم شیراز، حسابدار یک شرکت لوازمخانگی شد. او زندگی شادی برای خود ساخته بود و به فوتبال، موسیقی رپ، و خوانندگانی چون هیچکس و بهرام علاقه داشت.
مجتبی در اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ فعال بود و تحت تهدیدهای امنیتی قرار داشت. او با انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و با دیوارنویسی مخالفت خود با دیکتاتوری را نشان داد. سرانجام در ۹ دیماه ۱۴۰۱ حین دیوارنویسی بازداشت و در بازداشتگاه تحت شکنجه جان باخت.
پیکر مجتبی ۵ روز بعد در بیابانهای اطراف شیراز رها شد. علیرغم فشارهای نیروهای حکومتی برای تغییر روایت، خانوادهاش علت مرگ را شکنجه اعلام کردند. مراسم تدفین او با حضور سنگین نیروهای امنیتی برگزار شد، اما خانوادهاش به دادخواهی ادامه دادند.
مجتبی نمادی از نسل جوانانی است که با شجاعت برای آزادی و عدالت ایستادگی کردند. یاد او و دیگر جانباختگان این راه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
مجتبی از مخاطبان نسبتا قدیمی توانا بود....
درباره مجتبی قناعتی خلاری:
https://tavaana.org/mojtaba_ghenaati_kholari/
#مجتبی_قناعتی_خلاری
#مجتبی_قناعتی
#شیراز #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤8💔6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیدها را به صدا درآورید: نمادی از اعتراض و امید
حرکتهای نمادین و به ظاهر ساده، گاه میتوانند تأثیری عمیق بر تحولات اجتماعی و سیاسی بگذارند. یکی از این حرکتهای خلاقانه در مبارزات مردم چکسلواکی علیه حزب حاکم کمونیستی به کار گرفته شد؛ مبارزاتی که بعدها به انقلاب مخملی و بهار پراگ معروف شد و الهامبخش بسیاری از انقلابهای رنگی و صلحآمیز در مناطق مختلف جهان گشت.
یکی از نمادهای برجسته این اعتراضات، به صدا درآوردن دسته کلیدها بود. مردم چکسلواکی در جریان تجمعات، همزمان دسته کلیدهای خود را تکان میدادند. این حرکت دو پیام داشت: اول، نشان دادن امید به باز شدن قفلهای بسته و گشایش درهای آیندهای روشن؛ و دوم، ارسال پیامی به مقامات کمونیستی مبنی بر پایان یافتن دوران حکمرانیشان و نزدیک شدن زمان ترک قدرت.
صدای جرینگجرینگ کلیدها به تدریج به نماد مقاومت مسالمتآمیز مردم تبدیل شد و نیرویی الهامبخش برای وحدت و پایداری آنها در برابر فشارهای حاکمیت شد. در نهایت، این اعتراضات گسترده و خلاقانه، با حمایت حضور پرشور مردم و اعتصابات سراسری، به پایان بیش از چهار دهه سلطه حزب کمونیست بر کشور چکسلواکی انجامید و راه را برای تشکیل اولین دولت غیرکمونیستی در این کشور هموار کرد.
اهمیت این حرکت به حدی بود که در بیستمین سالگرد انقلاب مخملی، اسلواکی یک سکه یادبود دو یورویی منتشر کرد که تصویر کلیدی در داخل یک زنگ را نشان میداد. این نماد، پیامی ماندگار از نقش صدای اعتراض در تاریخ تحولات بشری است.
داستان کوتاه «باز کردن هوا» اثر اورسولا لو گویین نیز با الهام از این حرکت، به ماجرای آزادی کشوری خیالی به نام اورسینیا میپردازد، جایی که صدای جرینگجرینگ کلیدها نقشی محوری در بیداری مردم ایفا میکند.
امروز، این حرکت خلاقانه میتواند الگویی الهامبخش برای اعتراضات شهروندان ایرانی باشد؛ راهی برای نمایش همبستگی، امید، و تأکید بر لزوم تغییر، بدون توسل به خشونت. صدای کلیدها، همچنان پژواکی از مقاومت و آزادی است که از تاریخ الهام گرفته و به آینده چشم دوخته است.
https://www.youtube.com/watch?v=nxHbijTw9Xo
#انقلاب_مخملی #چکسلواکی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حرکتهای نمادین و به ظاهر ساده، گاه میتوانند تأثیری عمیق بر تحولات اجتماعی و سیاسی بگذارند. یکی از این حرکتهای خلاقانه در مبارزات مردم چکسلواکی علیه حزب حاکم کمونیستی به کار گرفته شد؛ مبارزاتی که بعدها به انقلاب مخملی و بهار پراگ معروف شد و الهامبخش بسیاری از انقلابهای رنگی و صلحآمیز در مناطق مختلف جهان گشت.
یکی از نمادهای برجسته این اعتراضات، به صدا درآوردن دسته کلیدها بود. مردم چکسلواکی در جریان تجمعات، همزمان دسته کلیدهای خود را تکان میدادند. این حرکت دو پیام داشت: اول، نشان دادن امید به باز شدن قفلهای بسته و گشایش درهای آیندهای روشن؛ و دوم، ارسال پیامی به مقامات کمونیستی مبنی بر پایان یافتن دوران حکمرانیشان و نزدیک شدن زمان ترک قدرت.
صدای جرینگجرینگ کلیدها به تدریج به نماد مقاومت مسالمتآمیز مردم تبدیل شد و نیرویی الهامبخش برای وحدت و پایداری آنها در برابر فشارهای حاکمیت شد. در نهایت، این اعتراضات گسترده و خلاقانه، با حمایت حضور پرشور مردم و اعتصابات سراسری، به پایان بیش از چهار دهه سلطه حزب کمونیست بر کشور چکسلواکی انجامید و راه را برای تشکیل اولین دولت غیرکمونیستی در این کشور هموار کرد.
اهمیت این حرکت به حدی بود که در بیستمین سالگرد انقلاب مخملی، اسلواکی یک سکه یادبود دو یورویی منتشر کرد که تصویر کلیدی در داخل یک زنگ را نشان میداد. این نماد، پیامی ماندگار از نقش صدای اعتراض در تاریخ تحولات بشری است.
داستان کوتاه «باز کردن هوا» اثر اورسولا لو گویین نیز با الهام از این حرکت، به ماجرای آزادی کشوری خیالی به نام اورسینیا میپردازد، جایی که صدای جرینگجرینگ کلیدها نقشی محوری در بیداری مردم ایفا میکند.
امروز، این حرکت خلاقانه میتواند الگویی الهامبخش برای اعتراضات شهروندان ایرانی باشد؛ راهی برای نمایش همبستگی، امید، و تأکید بر لزوم تغییر، بدون توسل به خشونت. صدای کلیدها، همچنان پژواکی از مقاومت و آزادی است که از تاریخ الهام گرفته و به آینده چشم دوخته است.
https://www.youtube.com/watch?v=nxHbijTw9Xo
#انقلاب_مخملی #چکسلواکی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍30❤5
آرمیتا پاویر، زندانی سیاسی سابق اهل تبریز، در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد:
«نگار دباغی ۱۷ساله که فعلا با تودیع وثیقه آزاد هست و دادگاهش اسفند برگزار میشه، با احضار پدرش به اطلاعات، درست در زمانی که نگار رو در بیمارستان بستری کرده بودن، وادارشون کردن وکلای فعلی رو عزل کنن و گفتن در صورتی حکم برائت برای نگار صادر میشه که دادگاه با وکیل تسخیری برگزار بشه.»
او افزود:
«نگار دباغی یکی ازشجاع ترین دخترانی هست که زندان تبریزبه خودش دیده، و فقط ۱۷سالشه، و من و مریم بایرامیان در همون مدت کوتاهی که در زندان بود بارها بهش گفتیم برگرده سر درسش و به آیندهاش فکر کنه چون معتقدیم تاماهستیم نباید این بچه ها پاشون به زندان باز شه. نگار دباغی خط قرمز ماست.»
یکی از نزدیکان نگار دباغی در گفتگو با توانا تایید کرد که این عزل وکیل انتخابی و اجبار به داشتن وکیل تسخیری با فشار عوامل وزارت اطلاعات صورت گرفته است.
بدین ترتیب بار دیگر شاهد سیطره نهاد امنیتی بر نهاد قضایی و نقض استقلال قوه قضاییه هستیم.
#نگار_دباغی #وکیل_تسخیری #یازی_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«نگار دباغی ۱۷ساله که فعلا با تودیع وثیقه آزاد هست و دادگاهش اسفند برگزار میشه، با احضار پدرش به اطلاعات، درست در زمانی که نگار رو در بیمارستان بستری کرده بودن، وادارشون کردن وکلای فعلی رو عزل کنن و گفتن در صورتی حکم برائت برای نگار صادر میشه که دادگاه با وکیل تسخیری برگزار بشه.»
او افزود:
«نگار دباغی یکی ازشجاع ترین دخترانی هست که زندان تبریزبه خودش دیده، و فقط ۱۷سالشه، و من و مریم بایرامیان در همون مدت کوتاهی که در زندان بود بارها بهش گفتیم برگرده سر درسش و به آیندهاش فکر کنه چون معتقدیم تاماهستیم نباید این بچه ها پاشون به زندان باز شه. نگار دباغی خط قرمز ماست.»
یکی از نزدیکان نگار دباغی در گفتگو با توانا تایید کرد که این عزل وکیل انتخابی و اجبار به داشتن وکیل تسخیری با فشار عوامل وزارت اطلاعات صورت گرفته است.
بدین ترتیب بار دیگر شاهد سیطره نهاد امنیتی بر نهاد قضایی و نقض استقلال قوه قضاییه هستیم.
#نگار_دباغی #وکیل_تسخیری #یازی_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💔17👍5🕊2
داریوش رحیمی، جانباخته راه میهن
قربانی افشاگری جنایت کوی دانشگاه
داریوش رحیمی، متولد ۲۶ دیماه ۱۳۴۶، فرزند خانوادهای کارگری و ساکن جنوب ایران بود. او فارغالتحصیل رشته علوم و ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی تهران و انسانی باهوش، پرانرژی، و آرمانخواه بود. از همان دوران کودکی تا دبیرستان، روحیه عدالتخواهی او برجسته بود. او بارها با مدیران مدارس به دلیل انتقاد از آموزشهای ایدئولوژیک و اعزام کودکان به جبهه جنگ درگیر میشد و از شستشوی مغزی نوجوانان برای اهداف حکومتی بهشدت انتقاد میکرد.
در دوران دانشجویی، پس از قتل دکتر سامی، وزیر بهداشت سابق در دولت موقت، داریوش مقالهای با عنوان «امیرکبیر دیگری که در حمام کشته شد» نوشت که با اعتراض دانشجویان به این قتل حکومتی همراه شد. این اقدام باعث شد او به همراه چند دانشجوی دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شود. خانواده او که درگیر سختیهای ناشی از زندگی پس از جنگ و فاصله زیاد میان جنوب ایران و تهران بودند، بارها به زندان رفتند تا شرایط آزادی فرزندشان را فراهم کنند.
داریوش پس از آزادی، فعالیتهای اجتماعی و حرفهای خود را ادامه داد.
او پس از فارغالتحصیلی مدتی در روزنامه سلام کار میکرد و مدتی هم دفتر کاری در خیابان جردن داشت. او در ابتدا از خاتمی حمایت میکرد، ولی پس از مدتی از او ناامید شد.
هر بار که انتخاباتی پیش میآمد، هدف حمله نیروهای حکومتی قرار میگرفت. در جریان حادثه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، او از نخستین کسانی بود که با وجود نبود اینترنت، تصاویر این جنایت را به خارج از کشور ارسال کرد. در جریان کوی دانشگاه با ضرب و شتم بازداشت شد و پس از مدتی با وثیقه آزاد شد.
پس از ازدواج و تشکیل خانواده، او همچنان به افشاگری و حمایت از حقوق مردم ادامه داد. داریوش کاندیدای انتخابات مجلس ششم از یکی از شهرهای اصفهان شد، اما بارها با فشارهای حکومتی و احضاریههای متعدد مواجه شد. با وجود این، او هرگز تسلیم نشد و میگفت: «قصدم خدمت به هموطنانم است. خودم در خانوادهای کارگری بزرگ شدم و درد مردم را میدانم.»
در نهایت، در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۷۸، داریوش رحیمی در سن ۳۲ سالگی، در جریان سفری از تهران به اصفهان، بر اثر صحنهسازی تصادفی مشکوک جان خود را از دست داد. خانواده او معتقدند این حادثه برنامهریزیشده بود و نیروهای امنیتی بارها پیش از این اتفاق، او و خانوادهاش را تهدید کرده بودند.
ماموران پلیس در پاسگاه میمه با مادر داریوش صحبت کردند انها تمام بیوگرافی این خانواده را میدانستند و سپس هشدار دادند که «مادر جان از همین راه که آمدید برگردید، این راه خطرناک است!»
ماموران با تهدیدات خود خانواده را به سکوت واداشتند، حتی ماموران اطلاعات مجبور کردند که به دیگران بگویند که «نمیتوانیم صحبت کنیم، شما هم خوراک تبلیغاتی برای دشمن درست نکنید.»، ولی آنها هر وقت فرصتی فراهم شد، سخن گفتند. آن موقع شبکههای اجتماعی به شکل امروز نبود تا بتوانند ماجرا را برای هموطنان شرح دهند.
مادر او، بیبی طلا بداغی، با گذشت ۲۵ سال از این فاجعه، همچنان در سوگ فرزندش است. او بارها برای افشای حقیقت تلاش کرده و حتی در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دستگیر شد. اما همچنان بر عهد خود با فرزندش ایستاده و میگوید: «نام و یاد داریوش جاودان است. من تا پای جان برای آرمانهای او خواهم ایستاد.»
به گفته خانواده، داریوش رحیمی هرگز با حکومت مماشات نکرد، پیشنهاد فرماندار یکی از شهرها شدن را رد کرد و با وجود داشتن دو فرزند دو ساله و چهار ماهه در سی و دو سالگی کشته شد.
طلوع: ۲۶ دی ۱۳۴۶
غروب: ۵ شهریور ۱۳۷۸
نام و یادش جاودان، راهش پر رهرو باد.
#داریوش_رحیمی #کوی_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
قربانی افشاگری جنایت کوی دانشگاه
داریوش رحیمی، متولد ۲۶ دیماه ۱۳۴۶، فرزند خانوادهای کارگری و ساکن جنوب ایران بود. او فارغالتحصیل رشته علوم و ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی تهران و انسانی باهوش، پرانرژی، و آرمانخواه بود. از همان دوران کودکی تا دبیرستان، روحیه عدالتخواهی او برجسته بود. او بارها با مدیران مدارس به دلیل انتقاد از آموزشهای ایدئولوژیک و اعزام کودکان به جبهه جنگ درگیر میشد و از شستشوی مغزی نوجوانان برای اهداف حکومتی بهشدت انتقاد میکرد.
در دوران دانشجویی، پس از قتل دکتر سامی، وزیر بهداشت سابق در دولت موقت، داریوش مقالهای با عنوان «امیرکبیر دیگری که در حمام کشته شد» نوشت که با اعتراض دانشجویان به این قتل حکومتی همراه شد. این اقدام باعث شد او به همراه چند دانشجوی دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شود. خانواده او که درگیر سختیهای ناشی از زندگی پس از جنگ و فاصله زیاد میان جنوب ایران و تهران بودند، بارها به زندان رفتند تا شرایط آزادی فرزندشان را فراهم کنند.
داریوش پس از آزادی، فعالیتهای اجتماعی و حرفهای خود را ادامه داد.
او پس از فارغالتحصیلی مدتی در روزنامه سلام کار میکرد و مدتی هم دفتر کاری در خیابان جردن داشت. او در ابتدا از خاتمی حمایت میکرد، ولی پس از مدتی از او ناامید شد.
هر بار که انتخاباتی پیش میآمد، هدف حمله نیروهای حکومتی قرار میگرفت. در جریان حادثه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، او از نخستین کسانی بود که با وجود نبود اینترنت، تصاویر این جنایت را به خارج از کشور ارسال کرد. در جریان کوی دانشگاه با ضرب و شتم بازداشت شد و پس از مدتی با وثیقه آزاد شد.
پس از ازدواج و تشکیل خانواده، او همچنان به افشاگری و حمایت از حقوق مردم ادامه داد. داریوش کاندیدای انتخابات مجلس ششم از یکی از شهرهای اصفهان شد، اما بارها با فشارهای حکومتی و احضاریههای متعدد مواجه شد. با وجود این، او هرگز تسلیم نشد و میگفت: «قصدم خدمت به هموطنانم است. خودم در خانوادهای کارگری بزرگ شدم و درد مردم را میدانم.»
در نهایت، در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۷۸، داریوش رحیمی در سن ۳۲ سالگی، در جریان سفری از تهران به اصفهان، بر اثر صحنهسازی تصادفی مشکوک جان خود را از دست داد. خانواده او معتقدند این حادثه برنامهریزیشده بود و نیروهای امنیتی بارها پیش از این اتفاق، او و خانوادهاش را تهدید کرده بودند.
ماموران پلیس در پاسگاه میمه با مادر داریوش صحبت کردند انها تمام بیوگرافی این خانواده را میدانستند و سپس هشدار دادند که «مادر جان از همین راه که آمدید برگردید، این راه خطرناک است!»
ماموران با تهدیدات خود خانواده را به سکوت واداشتند، حتی ماموران اطلاعات مجبور کردند که به دیگران بگویند که «نمیتوانیم صحبت کنیم، شما هم خوراک تبلیغاتی برای دشمن درست نکنید.»، ولی آنها هر وقت فرصتی فراهم شد، سخن گفتند. آن موقع شبکههای اجتماعی به شکل امروز نبود تا بتوانند ماجرا را برای هموطنان شرح دهند.
مادر او، بیبی طلا بداغی، با گذشت ۲۵ سال از این فاجعه، همچنان در سوگ فرزندش است. او بارها برای افشای حقیقت تلاش کرده و حتی در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دستگیر شد. اما همچنان بر عهد خود با فرزندش ایستاده و میگوید: «نام و یاد داریوش جاودان است. من تا پای جان برای آرمانهای او خواهم ایستاد.»
به گفته خانواده، داریوش رحیمی هرگز با حکومت مماشات نکرد، پیشنهاد فرماندار یکی از شهرها شدن را رد کرد و با وجود داشتن دو فرزند دو ساله و چهار ماهه در سی و دو سالگی کشته شد.
طلوع: ۲۶ دی ۱۳۴۶
غروب: ۵ شهریور ۱۳۷۸
نام و یادش جاودان، راهش پر رهرو باد.
#داریوش_رحیمی #کوی_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔45🕊4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته پنجشنبه، ۱۳ دیماه، مراسم سالروز تولد جاویدنام رضا لطفی، از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱, در شهر دهگلان برگزار شد. این مراسم با حضور گسترده خانوادههای جانباختگان، جمعی از مردم محلی، و فعالان سیاسی و مدنی برگزار شد و یاد و خاطره این مبارز فداکار گرامی داشته شد.
در جریان این مراسم، شرکتکنندگان با نثار گل و روشن کردن شمع، یاد و خاطره رضا لطفی را گرامی داشتند و اشعار و سرودهای انقلابی در وصف فداکاری او خوانده شد.
رضا لطفی فقط ۲۰ سال داشت. اهل دهگلان بود و او از اولین جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ است، رضا لطفی روز ۲۸ شهریور در دهگلان با شلیک گلوله کشته شد.
راه او را پدر دادخواهش ادامه داد، کمال لطفی، پدرش، بارها تحت فشار و بازداشت قرار گرفت، و همچنان تحت شدیدترین فشارها هستند.
پدر رضا، پیشتر در پاسخ به ادعای نهادهای امنیتی مبنی بر اینکه فرزندش توسط "ضدانقلاب" کشته شده، با انتشار یک ویدئو ضمن رد این ادعاها اعلام کرد بود که فرزندش توسط نیروی حکومتی کشته شده است.
#رضا_لطفی #دهگلان #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در جریان این مراسم، شرکتکنندگان با نثار گل و روشن کردن شمع، یاد و خاطره رضا لطفی را گرامی داشتند و اشعار و سرودهای انقلابی در وصف فداکاری او خوانده شد.
رضا لطفی فقط ۲۰ سال داشت. اهل دهگلان بود و او از اولین جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ است، رضا لطفی روز ۲۸ شهریور در دهگلان با شلیک گلوله کشته شد.
راه او را پدر دادخواهش ادامه داد، کمال لطفی، پدرش، بارها تحت فشار و بازداشت قرار گرفت، و همچنان تحت شدیدترین فشارها هستند.
پدر رضا، پیشتر در پاسخ به ادعای نهادهای امنیتی مبنی بر اینکه فرزندش توسط "ضدانقلاب" کشته شده، با انتشار یک ویدئو ضمن رد این ادعاها اعلام کرد بود که فرزندش توسط نیروی حکومتی کشته شده است.
#رضا_لطفی #دهگلان #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام حدیث نجفی، متولد ۱۵ دی ماه ۱۳۷۸ بود. اگر جمهوری اسلامی او را نکشته بود، تازه فردا ۲۵ ساله میشد.
ـ «خیلی دوست دارم الان که دارم میرم آخرش وقتی چند سال گذشت خوشحال باشم رفتم تظاهرات و همه چی عوض شده.»
این آخرین پیام حدیث نجفی، دختر پرشور و جوان ۲۳ سالهای بود که در راه آزادی ایران، روز چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، با گلولههای نیروهای حکومتی در کرج کشته شد.
حدیث، نمادی از شجاعت و ایستادگی، در بلوار ارم فردیس کرج هدف شش گلوله جنگی و چندین گلوله ساچمهای قرار گرفت. جانباختن او توسط دو شاهد عینی که وی را به بیمارستان منتقل کردند، تأیید شده است.
خواهرش، افسون نجفی، با تأثر و اندوه از جزئیات آن شب تلخ میگوید: «در شب حادثه، پسری حدیث را به بیمارستان رساند. او با کمک عمهاش و با خودروی شخصی حدیث را به بیمارستان تحویل داد. به تأیید آنها در آن زمان حدیث زنده بود. پس از تماس این مرد با خانواده و حضور ما در بیمارستان، همراه یکی از بیماران حاضر که شاهد رخدادها بود، به ما گفت که حدیث هنگام انتقال به بیمارستان هوشیار نبود اما زنده بود و مأموران او را در حیاط پشتی بیمارستان، در اتاقی محبوس کردند و به کادر درمان هشدار دادند که از مداوای او خودداری کنند تا زمان مرگش فرا برسد.»
حدیث نجفی، که با قلبی مملو از امید و دلیری به خیابان آمده بود، نهتنها جان خود را برای آزادی وطن تقدیم کرد، بلکه شعلهای شد که در دل میلیونها ایرانی برای آزادی و عدالت روشن ماند. نام او، چونان ستارهای در آسمان مبارزات آزادیخواهانه ایران، همواره زنده و جاودان است.
#حدیث_نجفی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ـ «خیلی دوست دارم الان که دارم میرم آخرش وقتی چند سال گذشت خوشحال باشم رفتم تظاهرات و همه چی عوض شده.»
این آخرین پیام حدیث نجفی، دختر پرشور و جوان ۲۳ سالهای بود که در راه آزادی ایران، روز چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، با گلولههای نیروهای حکومتی در کرج کشته شد.
حدیث، نمادی از شجاعت و ایستادگی، در بلوار ارم فردیس کرج هدف شش گلوله جنگی و چندین گلوله ساچمهای قرار گرفت. جانباختن او توسط دو شاهد عینی که وی را به بیمارستان منتقل کردند، تأیید شده است.
خواهرش، افسون نجفی، با تأثر و اندوه از جزئیات آن شب تلخ میگوید: «در شب حادثه، پسری حدیث را به بیمارستان رساند. او با کمک عمهاش و با خودروی شخصی حدیث را به بیمارستان تحویل داد. به تأیید آنها در آن زمان حدیث زنده بود. پس از تماس این مرد با خانواده و حضور ما در بیمارستان، همراه یکی از بیماران حاضر که شاهد رخدادها بود، به ما گفت که حدیث هنگام انتقال به بیمارستان هوشیار نبود اما زنده بود و مأموران او را در حیاط پشتی بیمارستان، در اتاقی محبوس کردند و به کادر درمان هشدار دادند که از مداوای او خودداری کنند تا زمان مرگش فرا برسد.»
حدیث نجفی، که با قلبی مملو از امید و دلیری به خیابان آمده بود، نهتنها جان خود را برای آزادی وطن تقدیم کرد، بلکه شعلهای شد که در دل میلیونها ایرانی برای آزادی و عدالت روشن ماند. نام او، چونان ستارهای در آسمان مبارزات آزادیخواهانه ایران، همواره زنده و جاودان است.
#حدیث_نجفی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤43💔23👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صفحه اینستاگرام احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، از مخالفت سپاه با مرخصی او خبر داد و این موضوع را نشانه استمرار دخالت نهادهای امنیتی در پرونده زندانیان سیاسی دانست.
متن منتشر شده در اینستاگرام آقای حائری به شرح زیر است:
مخالفت سپاه با مرخصی احمدرضا حائری؛ استمرار دخالت نهادهای امنیتی در پرونده زندانیان سیاسی
خبر را از قصه آهنگ عشق، حبس، هجران و زندان و غم دخترک در فراق پدر شروع میکنیم:
مادر هستی:
«این آهنگ را با صدای بلند گوش میدادم، که ناگهان «هستی» گفت: مامان کمش کن لطفا اگر میشه!
گفتم:چرا دخترم!؟ قشنگه که؟
هستی دخترکم با بغضی در گلو و چشمانی نمناک پاسخ داد: آهنگ کردی که میشنوم یاد بابا میافتم دلم میگیره!»
پینوشت مهم:
در آخرین اقدام درخواست مرخصی احمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، بار دیگر با مخالفت نهادهای امنیتی روبهرو شد، این در حالی است که او بیش از یکسوم از حکم چهار ساله ظالمانه خود را سپری کرده است.
دخالت نهادهای امنیتی در امور مربوط به مرخصی و سایر مسائل زندانیان سیاسی یکی از تخلفات آشکاری است که آقای حائری پیش از دوران حبس نیز برای لغو آن فعالیتهای بسیاری کرد، با این حال، این اقدامات در نظام استبدادی موجود به نتیجه نرسید و همچنان نهادهای امنیتی در پروندههای زندانیان سیاسی تصمیمگیرنده اصلی هستند، در چنین شرایطی، دادیار یا دادستان تهران عملاً اختیاری در این مسائل ندارند و همچنان نهادهای امنیتی تا آخرین لحظه در پرونده زندانیان سیاسی حرف اول و آخر را میزنند.
#احمدرضا_حائری
#زندان_قزلحصار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن منتشر شده در اینستاگرام آقای حائری به شرح زیر است:
مخالفت سپاه با مرخصی احمدرضا حائری؛ استمرار دخالت نهادهای امنیتی در پرونده زندانیان سیاسی
خبر را از قصه آهنگ عشق، حبس، هجران و زندان و غم دخترک در فراق پدر شروع میکنیم:
مادر هستی:
«این آهنگ را با صدای بلند گوش میدادم، که ناگهان «هستی» گفت: مامان کمش کن لطفا اگر میشه!
گفتم:چرا دخترم!؟ قشنگه که؟
هستی دخترکم با بغضی در گلو و چشمانی نمناک پاسخ داد: آهنگ کردی که میشنوم یاد بابا میافتم دلم میگیره!»
پینوشت مهم:
در آخرین اقدام درخواست مرخصی احمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، بار دیگر با مخالفت نهادهای امنیتی روبهرو شد، این در حالی است که او بیش از یکسوم از حکم چهار ساله ظالمانه خود را سپری کرده است.
دخالت نهادهای امنیتی در امور مربوط به مرخصی و سایر مسائل زندانیان سیاسی یکی از تخلفات آشکاری است که آقای حائری پیش از دوران حبس نیز برای لغو آن فعالیتهای بسیاری کرد، با این حال، این اقدامات در نظام استبدادی موجود به نتیجه نرسید و همچنان نهادهای امنیتی در پروندههای زندانیان سیاسی تصمیمگیرنده اصلی هستند، در چنین شرایطی، دادیار یا دادستان تهران عملاً اختیاری در این مسائل ندارند و همچنان نهادهای امنیتی تا آخرین لحظه در پرونده زندانیان سیاسی حرف اول و آخر را میزنند.
#احمدرضا_حائری
#زندان_قزلحصار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍5❤1🕊1