This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوان رسول خادم در صفحه اینستاگرام خود این ویدئو را منتشر کرد و نوشت:
«اینجا مدرسهای در یکی از محلههای محروم زاهدان در استان سیستان و بلوچستان است …
دانشآموزانی که سرود ملی “ای ایران ای مرز پُرگهر“ را میخوانند، اکثرن بیشناسنامهاند …!
اما عاشق ایرانند …
درود بر آموزگارانی که درس عشق و مهرورزیِ به وطن را، با دل و جان به دانشآموزانشان میآموزند …
……….
تنها مفهوم “وطن” و وفاداری به فرهنگ و خاک و تاریخ “ایران” میتواند جماعتِ خسته از دروغگوییها و ریاکاریها و نفرتپراکنیها و پلشتیها را در کنار هم جای دهد …
جماعتی میهندوست و صاحب غیرتِ ایرانی، از هر قشر و مسلک و مذهب و طبقهای …»
درود بر رسول خادم که دمی از یاد ایران و کودکان محروم کشورمان غافل نبوده.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#سیستان_و_بلوچستان
@Tavaana_TavaanaTech
«اینجا مدرسهای در یکی از محلههای محروم زاهدان در استان سیستان و بلوچستان است …
دانشآموزانی که سرود ملی “ای ایران ای مرز پُرگهر“ را میخوانند، اکثرن بیشناسنامهاند …!
اما عاشق ایرانند …
درود بر آموزگارانی که درس عشق و مهرورزیِ به وطن را، با دل و جان به دانشآموزانشان میآموزند …
……….
تنها مفهوم “وطن” و وفاداری به فرهنگ و خاک و تاریخ “ایران” میتواند جماعتِ خسته از دروغگوییها و ریاکاریها و نفرتپراکنیها و پلشتیها را در کنار هم جای دهد …
جماعتی میهندوست و صاحب غیرتِ ایرانی، از هر قشر و مسلک و مذهب و طبقهای …»
درود بر رسول خادم که دمی از یاد ایران و کودکان محروم کشورمان غافل نبوده.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#سیستان_و_بلوچستان
@Tavaana_TavaanaTech
❤112💔5👍4🕊3💯3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد ۳۴ سالگی محسن قیصری در ایلام
«جانِ برادر امروز با یاد و نامت که به بلندای تاریخ ماندگار شد ، بر مزارت گرد هم آمدیم تا جشن میلادت را با روح و قلب مان پاس بداریم ؛
ما باور داریم که پایان راهت شکوه و سرافرازی ملت ایران است.
۱۵ دی ۱۴۰۳»
از صفحه مصطفی قیصری
mostafa__ghaysari
- محسن قیصری جوانی ۳۲ ساله بود، اهل ایلام، بانشاط و ورزشکار. او فرزند کوچک خانواده بود. پسری مهربان و عاطفی. مدت کمی به خارج از کشور رفت، اما از ۱۰ ماه پیش از مرگش، به وطن بازگشته بود. تصمیم داشت نوروز ۱۴۰۱ مراسم ازدواج را برگزار کنند؛ اما جمهوری اسلامی با قتل محسن، شادی را از خانه کوچک و خوشبخت آنها ربود.
۳۰ شهریور محسن با شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در پارک کودک ایلام، به قتل رسید. بر بدن او بیش از ۵۰ ساچمه فلزی بود. مردم اطرافش را گرفتند و او را به درمانگاهی، که همان نزدیکی بود رساندند؛ اما محسن دیگر زنده نبود. محسن در خیابانهای وطنش مظلومانه به قتل رسید.
#محسن_قیصری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#شهریور_خونین۱۴۰۱ #دادخواهی #ایلام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تولد ۳۴ سالگی محسن قیصری در ایلام
«جانِ برادر امروز با یاد و نامت که به بلندای تاریخ ماندگار شد ، بر مزارت گرد هم آمدیم تا جشن میلادت را با روح و قلب مان پاس بداریم ؛
ما باور داریم که پایان راهت شکوه و سرافرازی ملت ایران است.
۱۵ دی ۱۴۰۳»
از صفحه مصطفی قیصری
mostafa__ghaysari
- محسن قیصری جوانی ۳۲ ساله بود، اهل ایلام، بانشاط و ورزشکار. او فرزند کوچک خانواده بود. پسری مهربان و عاطفی. مدت کمی به خارج از کشور رفت، اما از ۱۰ ماه پیش از مرگش، به وطن بازگشته بود. تصمیم داشت نوروز ۱۴۰۱ مراسم ازدواج را برگزار کنند؛ اما جمهوری اسلامی با قتل محسن، شادی را از خانه کوچک و خوشبخت آنها ربود.
۳۰ شهریور محسن با شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در پارک کودک ایلام، به قتل رسید. بر بدن او بیش از ۵۰ ساچمه فلزی بود. مردم اطرافش را گرفتند و او را به درمانگاهی، که همان نزدیکی بود رساندند؛ اما محسن دیگر زنده نبود. محسن در خیابانهای وطنش مظلومانه به قتل رسید.
#محسن_قیصری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#شهریور_خونین۱۴۰۱ #دادخواهی #ایلام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊7👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاد جاویدنامان محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی در آستانه دومین سالگرد قتل حکومتیشان
هفدهم دی، روزی است که باید از درد، خشم و افتخار سخن بگوییم. دو سال پیش در چنین روزی، محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، دو مبارز راه آزادی، در روندی ناعادلانه و بیرحمانه، توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند.
محمدمهدی (کومار) کرمی، جوانی که پدرش با دستفروشی او را بزرگ کرده بود، جوانی ورزشکار بود و در روزهای آخر به پدرش گفت: "حکم من اعدام است، به مامان چیزی نگو." پدری که هرگز صدایش به جایی نرسید و با بغض و خشم از حکومتی گفت که فرزندش را شکنجه دادند و در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم کرد. محمدمهدی، قهرمانی که با عزت زیست و با افتخار رفت.
سید محمد (کیان) حسینی، دیگر قربانی این جنایت، کارگر و ورزشکاری بود که حتی پدر و مادری نداشت که برایش فریاد بزنند. او نیز تحت شکنجههای غیرانسانی به اعتراف اجباری واداشته شد و طناب دار برایش حکم آخر را صادر کرد. اما تاریخ یادش را زنده نگه میدارد؛ چرا که او به نماد ایستادگی و ظلمستیزی تبدیل شد.
این دو جاویدنام در روزهایی که زندگی برایشان تبدیل به سیاهی و شکنجه شده بود، با شجاعت راه آزادی را برگزیدند. آنها قربانی حکومتی شدند که برای حفظ قدرت خود، زندگی جوانان این مرز و بوم را بازیچه قرار داده است.
این ساعات یادآور آخرین ساعات زندگی این دو قهرمان است. یادآور عدالتخواهیای که به بهای خون آنها به ثبت رسید. اما این خونها هرگز هدر نخواهد رفت. آنها زندهاند در قلب مردم، در فریاد آزادیخواهی، و در مقاومت روزافزون علیه ظلم و استبداد.
جاویدنامان محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، نامتان تا ابد در تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
امروز ماشاالله کرمی که خود را پدر هر دو جاویدنام میدانست، این مرد شریف و دوستداشتنی به جرم دادخواهی در حبس است.
ویدیو از پوریا افضلی
puoria.afzali
#محمدمهدی_کرمی #محمد_حسینی #ماشاالله_کرمی #نه_به_اعدام #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هفدهم دی، روزی است که باید از درد، خشم و افتخار سخن بگوییم. دو سال پیش در چنین روزی، محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، دو مبارز راه آزادی، در روندی ناعادلانه و بیرحمانه، توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند.
محمدمهدی (کومار) کرمی، جوانی که پدرش با دستفروشی او را بزرگ کرده بود، جوانی ورزشکار بود و در روزهای آخر به پدرش گفت: "حکم من اعدام است، به مامان چیزی نگو." پدری که هرگز صدایش به جایی نرسید و با بغض و خشم از حکومتی گفت که فرزندش را شکنجه دادند و در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم کرد. محمدمهدی، قهرمانی که با عزت زیست و با افتخار رفت.
سید محمد (کیان) حسینی، دیگر قربانی این جنایت، کارگر و ورزشکاری بود که حتی پدر و مادری نداشت که برایش فریاد بزنند. او نیز تحت شکنجههای غیرانسانی به اعتراف اجباری واداشته شد و طناب دار برایش حکم آخر را صادر کرد. اما تاریخ یادش را زنده نگه میدارد؛ چرا که او به نماد ایستادگی و ظلمستیزی تبدیل شد.
این دو جاویدنام در روزهایی که زندگی برایشان تبدیل به سیاهی و شکنجه شده بود، با شجاعت راه آزادی را برگزیدند. آنها قربانی حکومتی شدند که برای حفظ قدرت خود، زندگی جوانان این مرز و بوم را بازیچه قرار داده است.
این ساعات یادآور آخرین ساعات زندگی این دو قهرمان است. یادآور عدالتخواهیای که به بهای خون آنها به ثبت رسید. اما این خونها هرگز هدر نخواهد رفت. آنها زندهاند در قلب مردم، در فریاد آزادیخواهی، و در مقاومت روزافزون علیه ظلم و استبداد.
جاویدنامان محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، نامتان تا ابد در تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
امروز ماشاالله کرمی که خود را پدر هر دو جاویدنام میدانست، این مرد شریف و دوستداشتنی به جرم دادخواهی در حبس است.
ویدیو از پوریا افضلی
puoria.afzali
#محمدمهدی_کرمی #محمد_حسینی #ماشاالله_کرمی #نه_به_اعدام #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔48👍3🕊2❤1
نامه محبوبه رضایی از زندان اوین: همچنان با شادی بیشتری دست در دست خواهرانم خواهم رقصید.
محبوبه رضایی، فعال سیاسی پادشاهیخواه محبوس در زندان اوین، در نامهای با اشاره به برخی از واکنشها به انتشار ویدیویی از رقص زنان این زندان، نوشته «از زندان اوین و با صدای بلند فریاد میزنم حکومتی که مجیدرضاها و نیکاها را به قتل رسانده با هیچ رقصی سفیدرو نخواهد شد.»
متن کامل نامه محبوبه رضائی به شرح زیر است:
«دوست ندارم گریه کنن، قرآن نخونن، نماز نخونن، شادی کنن!»
این جمله از مجیدرضا سنت ما برای مبارزه علیه ستم است. زندان به من آموخت که برای دستیابی به عدالت و آزادی پیش از هرچیزی میبایست متحد شد و نشکست، متحد شد و برخاست، برخاستن با جمع متکثری که با وجود اختلاف نظرهای متعدد همه بر سر یک چیز اجماع داریم: اینها باید بروند!
اگر رقصیدن در زندان برای عدهای حکم سفیدشویی جمهوری اسلامی را دارد باید از زندان اوین و با صدای بلند فریاد بزنم حکومتی که مجیدرضاها و نیکاها را به قتل رسانده با هیچ رقصی سفیدرو نخواهد شد. این گزارهای برای به بیراهه بردن مبارزه ما علیه حاکمیت است و هرکس به آن دامن بزند همدست حکمرانان.
من از دیار رقص و پایکوبیام!
قریب به دوسال است هزاران کیلومتر از خانوادهام دور هستم و از حق دیدار مادرم که تنها داراییام است محروم ماندهام اما این محرومیتهایما را خسته نخواهد کرد، همچنان با شادی بیشتری دست در دست خواهرانم خواهم رقصید.
نامهام را با یادآوری شبی که حکم اعدام پخشان عزیزی صادر گردید به اتمام میرسانم؛ پخشان کل میکشید و با رقص فریاد میزدیم: سر برود، جان برود، آزادی از ایران نرود.
پاینده ایران
محبوبه رضایی، زندان اوین.
#محبوبه_رضایی #بند_زنان_اوین #بیانیه #رقص #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محبوبه رضایی، فعال سیاسی پادشاهیخواه محبوس در زندان اوین، در نامهای با اشاره به برخی از واکنشها به انتشار ویدیویی از رقص زنان این زندان، نوشته «از زندان اوین و با صدای بلند فریاد میزنم حکومتی که مجیدرضاها و نیکاها را به قتل رسانده با هیچ رقصی سفیدرو نخواهد شد.»
متن کامل نامه محبوبه رضائی به شرح زیر است:
«دوست ندارم گریه کنن، قرآن نخونن، نماز نخونن، شادی کنن!»
این جمله از مجیدرضا سنت ما برای مبارزه علیه ستم است. زندان به من آموخت که برای دستیابی به عدالت و آزادی پیش از هرچیزی میبایست متحد شد و نشکست، متحد شد و برخاست، برخاستن با جمع متکثری که با وجود اختلاف نظرهای متعدد همه بر سر یک چیز اجماع داریم: اینها باید بروند!
اگر رقصیدن در زندان برای عدهای حکم سفیدشویی جمهوری اسلامی را دارد باید از زندان اوین و با صدای بلند فریاد بزنم حکومتی که مجیدرضاها و نیکاها را به قتل رسانده با هیچ رقصی سفیدرو نخواهد شد. این گزارهای برای به بیراهه بردن مبارزه ما علیه حاکمیت است و هرکس به آن دامن بزند همدست حکمرانان.
من از دیار رقص و پایکوبیام!
قریب به دوسال است هزاران کیلومتر از خانوادهام دور هستم و از حق دیدار مادرم که تنها داراییام است محروم ماندهام اما این محرومیتهایما را خسته نخواهد کرد، همچنان با شادی بیشتری دست در دست خواهرانم خواهم رقصید.
نامهام را با یادآوری شبی که حکم اعدام پخشان عزیزی صادر گردید به اتمام میرسانم؛ پخشان کل میکشید و با رقص فریاد میزدیم: سر برود، جان برود، آزادی از ایران نرود.
پاینده ایران
محبوبه رضایی، زندان اوین.
#محبوبه_رضایی #بند_زنان_اوین #بیانیه #رقص #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤45👍3👌2🕊2
دوازدهمین سالگرد جاویدنام شلر فرهادی
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔17👍5👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سالگرد جانباختن جاویدنام عادل کیانپور، با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه برگزار شد.در این مراسم حسین نادربیگی عزیز، از مصدومان دو چشم، هم حضور داشت.
عادل کیانپور زندانی سیاسیای بود که از چهارم دیماه سال ۱۴۰۰ در اعتراض به محرومیت از حق دادرسی عادلانه و بدون رسيدگى پزشكى اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بود و در پی وخامت حال بعدازظهر روز شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۰ در زندان شیبان اهواز جان باخت.
این زندانی سیاسی پیشتر طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «تبلیغ به سود گروههای مخالف» و «تشویش اذهان عمومی به قصد برهم زدن امنیت ملی» به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
عادل آن سال مهر ماه دچار بیماری کرونا شده بود ولی به او مرخصی نداده بودند.
مادر آقای کیانپور پس از زندانیشدن فرزندش دچار سکته شده و در وضعیت مناسبی بهسر نمیبرد.
عادل که مدتی به یک گروه در کردستان عراق پیوسته بود، وقتی فکر کرد فریب خورده، به ایران بازگشته بود و خود را تسلیم کرده و تبرئه شده بود، اما مجددا بازداشت شد و در ممنوعیت ملاقات ماهها تخت شکنجه قرار گرفته بود. او به سه سال حبس محکوم شد. همسرش از او در این مدت جدا شد
چند بار اعتصاب غذا کرد که اعتنایی نکردند و وعده وعید دادند. با توجه به شرایطی که برایش پیش امده بود در یک فایل صوتی خطاب به «محسنی اژهای»گفت: «مگه نگفتین هر کس خارج کشور هست ما کمک میکنیم به زندگی برگرده؟ منظورتون از زندگی، زندگی تو زندان بود؟ اینجور رفتارها رو نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
بعد از گذشت ۵ ماه، ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کردند که موقتا از زندان آزاد شود، اما ماموران نگذاشتند که مادرش وثیقه بگذارد. متعاقباً در زندان به کرونا مبتلا شد. ...چهارم دی ماه اعتصاب غذا کرد و یازدهم درگذشت.
#علیه_فراموشی #یادمون_نمیره #عادل_کیانپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عادل کیانپور زندانی سیاسیای بود که از چهارم دیماه سال ۱۴۰۰ در اعتراض به محرومیت از حق دادرسی عادلانه و بدون رسيدگى پزشكى اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بود و در پی وخامت حال بعدازظهر روز شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۰ در زندان شیبان اهواز جان باخت.
این زندانی سیاسی پیشتر طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «تبلیغ به سود گروههای مخالف» و «تشویش اذهان عمومی به قصد برهم زدن امنیت ملی» به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
عادل آن سال مهر ماه دچار بیماری کرونا شده بود ولی به او مرخصی نداده بودند.
مادر آقای کیانپور پس از زندانیشدن فرزندش دچار سکته شده و در وضعیت مناسبی بهسر نمیبرد.
عادل که مدتی به یک گروه در کردستان عراق پیوسته بود، وقتی فکر کرد فریب خورده، به ایران بازگشته بود و خود را تسلیم کرده و تبرئه شده بود، اما مجددا بازداشت شد و در ممنوعیت ملاقات ماهها تخت شکنجه قرار گرفته بود. او به سه سال حبس محکوم شد. همسرش از او در این مدت جدا شد
چند بار اعتصاب غذا کرد که اعتنایی نکردند و وعده وعید دادند. با توجه به شرایطی که برایش پیش امده بود در یک فایل صوتی خطاب به «محسنی اژهای»گفت: «مگه نگفتین هر کس خارج کشور هست ما کمک میکنیم به زندگی برگرده؟ منظورتون از زندگی، زندگی تو زندان بود؟ اینجور رفتارها رو نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
بعد از گذشت ۵ ماه، ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کردند که موقتا از زندان آزاد شود، اما ماموران نگذاشتند که مادرش وثیقه بگذارد. متعاقباً در زندان به کرونا مبتلا شد. ...چهارم دی ماه اعتصاب غذا کرد و یازدهم درگذشت.
#علیه_فراموشی #یادمون_نمیره #عادل_کیانپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار قندهاری، مدیر ارتباطات مرکز حقوق بشر در ایران، در ویدئویی که روز شنبه ۱۵ دی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، پیامی برای رژیم جمهوری اسلامی ایران روی دیوار سفارت این کشور در دمشق نوشت: "زن، زندگی، آزادی."
او ضمن انتشار این ویدئو نوشت: "پیامی برای رژیم جنایتکار ایران روی دیوار سفارتش در دمشق سوریه گذاشتم."
قندهاری در ادامه به نقش جمهوری اسلامی در سرکوب مردم سوریه اشاره کرد و گفت: "رژیم ایران ۱۴ سال سوریه را اشغال کرد، از دیکتاتوری اسد حمایت کرد و به سرکوب انقلاب مردم سوریه کمک کرد. این دو رژیم با هم میلیونها نفر را کشتند، بازداشت کردند و آواره ساختند."
او همچنین تأکید کرد که مبارزه برای آزادی از سوریه تا ایران و در همه نقاطی که زیر اشغال و ستم هستند، ادامه دارد. او نوشت: "امروز، رژیم اسد و خامنهای از سوریه خارج شدهاند و به زودی مردم ایران نیز کشورشان را از چنگال این رژیم آزاد خواهند کرد."
سفارت جمهوری اسلامی در دمشق، تنها مرکز دیپلماتیکی بود که در جریان تسلط شورشیان مخالف بشار اسد بر پایتخت، در روز ۱۸ آذر هدف حمله قرار گرفت.
این اقدام بهار قندهاری، نمادی از همبستگی مبارزات مردم ایران و سوریه برای آزادی و عدالت است.
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #سوریه #محور_شرارت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدئو نوشت: "پیامی برای رژیم جنایتکار ایران روی دیوار سفارتش در دمشق سوریه گذاشتم."
قندهاری در ادامه به نقش جمهوری اسلامی در سرکوب مردم سوریه اشاره کرد و گفت: "رژیم ایران ۱۴ سال سوریه را اشغال کرد، از دیکتاتوری اسد حمایت کرد و به سرکوب انقلاب مردم سوریه کمک کرد. این دو رژیم با هم میلیونها نفر را کشتند، بازداشت کردند و آواره ساختند."
او همچنین تأکید کرد که مبارزه برای آزادی از سوریه تا ایران و در همه نقاطی که زیر اشغال و ستم هستند، ادامه دارد. او نوشت: "امروز، رژیم اسد و خامنهای از سوریه خارج شدهاند و به زودی مردم ایران نیز کشورشان را از چنگال این رژیم آزاد خواهند کرد."
سفارت جمهوری اسلامی در دمشق، تنها مرکز دیپلماتیکی بود که در جریان تسلط شورشیان مخالف بشار اسد بر پایتخت، در روز ۱۸ آذر هدف حمله قرار گرفت.
این اقدام بهار قندهاری، نمادی از همبستگی مبارزات مردم ایران و سوریه برای آزادی و عدالت است.
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #سوریه #محور_شرارت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤36👍5🕊3
حضور مادران دادخواه سنندج در مراسم گرامیداشت زادروز جاویدنام محمد شریعتی
۱۵ دی ماە مراسم زادروز محمد شریعتی با حضور خانوادەهای دادخواە در سنندج برگزار شد.
در این گردهمایی، مادران دادخواه با نثار شاخههای گل بر مزار محمد شریعتی، بار دیگر بر خواستههای عدالتجویانه خود تأکید کردند و یاد و خاطره این قهرمان آزادی را زنده نگه داشتند. مردم سنندج نیز با حضور خود در کنار این مادران و خانواده شریعتی، با آنها ابراز همراهی و همدلی کردند.
محمد شریعتی در روز ٢٤ آبان ١٤٠١ در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جانباخت.
#محمد_شریعتی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۱۵ دی ماە مراسم زادروز محمد شریعتی با حضور خانوادەهای دادخواە در سنندج برگزار شد.
در این گردهمایی، مادران دادخواه با نثار شاخههای گل بر مزار محمد شریعتی، بار دیگر بر خواستههای عدالتجویانه خود تأکید کردند و یاد و خاطره این قهرمان آزادی را زنده نگه داشتند. مردم سنندج نیز با حضور خود در کنار این مادران و خانواده شریعتی، با آنها ابراز همراهی و همدلی کردند.
محمد شریعتی در روز ٢٤ آبان ١٤٠١ در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جانباخت.
#محمد_شریعتی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24👍2🕊2
جهانشمولی حقوق اساسی؛ صدای آزادی از کنیا
کتاب جهانشمولی حقوق اساسی اثر گیبسن کامائو کوریا، وکیل برجسته حقوق بشر از کنیا، نگاهی ژرف به مفاهیم بنیادین حقوق بشر دارد. این کتاب، فراتر از تحلیلهای حقوقی، صدایی برای عدالت است، صدایی که از قلب مبارزات آفریقا برخاسته و جهانی شده است.
کامائو کوریا، که از خانوادهای بدون امکانات تحصیلی برخاست و به بالاترین مدارج دانشگاهی رسید، زندگی خود را وقف دفاع از آزادی و کرامت انسانی کرد. او در بخشی از سخنانش میگوید:
«حقوق بشر مجموعهای از حقوق اساسی است که برای زندگی با سربلندی، ضروری است.»
این اثر برای خوانندگان ایرانی، که با چالشهای حقوق بشری و آزادیهای فردی دستوپنجه نرم میکنند، اهمیت دوچندان دارد. چرا که تجارب جهانی مبارزه برای عدالت، الهامبخش است و یادآور میشود که حتی در سختترین شرایط، ایستادگی ممکن است. کوریا در این کتاب، با استناد به نظریه «وضع نخستین» جان رالز، بر این نکته تأکید دارد که جامعهای عادلانه باید حقوق بنیادین همه افراد را بدون تبعیض تضمین کند.
او در این کتاب میگوید:
«هیچ حکومت، نهاد یا فردی نمیتواند اصل برابری انسانها را زیر پا بگذارد، زیرا این اصل، اساس حقوق بشر است.»
کتاب همچنین روایتگر سرگذشت شخصی نویسنده است؛ از بازداشت به جرم دفاع از مخالفان سیاسی تا پناه بردن به سفارت آمریکا و نهایتاً تبعید به این کشور. این تجربهها به اثر او رنگی از واقعیت میدهد و نشان میدهد چگونه ایمان به قانون و عدالت میتواند مقاومت در برابر ظلم را تقویت کند.
کامائو کوریا نیز، در نهایت تهدیدها و شکنجهها، راه خود را ادامه داد و به جهانیان آموخت که آزادی، نه یک امتیاز، بلکه حقی غیرقابل انکار است. این کتاب را بخوانید تا صدای عدالت را بشنوید و به یاد آورید که هرگز تنها نیستید.
https://tavaana.org/universality-of-fundamental-rights/
#کتاب #کتاب_توانا #کتابخوانی #حقوق_بشر #حقوق_اساسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کتاب جهانشمولی حقوق اساسی اثر گیبسن کامائو کوریا، وکیل برجسته حقوق بشر از کنیا، نگاهی ژرف به مفاهیم بنیادین حقوق بشر دارد. این کتاب، فراتر از تحلیلهای حقوقی، صدایی برای عدالت است، صدایی که از قلب مبارزات آفریقا برخاسته و جهانی شده است.
کامائو کوریا، که از خانوادهای بدون امکانات تحصیلی برخاست و به بالاترین مدارج دانشگاهی رسید، زندگی خود را وقف دفاع از آزادی و کرامت انسانی کرد. او در بخشی از سخنانش میگوید:
«حقوق بشر مجموعهای از حقوق اساسی است که برای زندگی با سربلندی، ضروری است.»
این اثر برای خوانندگان ایرانی، که با چالشهای حقوق بشری و آزادیهای فردی دستوپنجه نرم میکنند، اهمیت دوچندان دارد. چرا که تجارب جهانی مبارزه برای عدالت، الهامبخش است و یادآور میشود که حتی در سختترین شرایط، ایستادگی ممکن است. کوریا در این کتاب، با استناد به نظریه «وضع نخستین» جان رالز، بر این نکته تأکید دارد که جامعهای عادلانه باید حقوق بنیادین همه افراد را بدون تبعیض تضمین کند.
او در این کتاب میگوید:
«هیچ حکومت، نهاد یا فردی نمیتواند اصل برابری انسانها را زیر پا بگذارد، زیرا این اصل، اساس حقوق بشر است.»
کتاب همچنین روایتگر سرگذشت شخصی نویسنده است؛ از بازداشت به جرم دفاع از مخالفان سیاسی تا پناه بردن به سفارت آمریکا و نهایتاً تبعید به این کشور. این تجربهها به اثر او رنگی از واقعیت میدهد و نشان میدهد چگونه ایمان به قانون و عدالت میتواند مقاومت در برابر ظلم را تقویت کند.
کامائو کوریا نیز، در نهایت تهدیدها و شکنجهها، راه خود را ادامه داد و به جهانیان آموخت که آزادی، نه یک امتیاز، بلکه حقی غیرقابل انکار است. این کتاب را بخوانید تا صدای عدالت را بشنوید و به یاد آورید که هرگز تنها نیستید.
https://tavaana.org/universality-of-fundamental-rights/
#کتاب #کتاب_توانا #کتابخوانی #حقوق_بشر #حقوق_اساسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توطئه «شبکه آلمان» نیروی قدس سپاه برای ترور شاهین نجفی
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته که نشان میدهد یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران با ایجاد سه جوخه ترور موسوم به «شبکه آلمان» در تلاش برای حذف مخالفان ایرانی خارج از کشور و شهروندان یهودی در سراسر اروپا بوده است. یکی از برنامههای این شبکه، توطئه ترور شاهین نجفی، رپر سرشناس ایرانی مخالف حکومت، بود که شکست خورد. بر اساس این اطلاعات، یک عامل ترور قرار بود ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، شاهین نجفی را در سالن تئاتر ام اگی در شهر هانوفر آلمان ترور کند.
شاهین نجفی در پاسخ به درخواست ایراناینترنشنال برای اظهار نظر گفت در آن شب، کنسرت فضایی غیرعادی داشت و تدابیر امنیتی پلیس بهشدت افزایش یافته بود. عامل ترور در شب برگزاری کنسرت به نزدیکی سالن رسید، اما با افزایش ناگهانی تدابیر امنیتی، در تماسی تلفنی از تهران دستور لغو عملیات را دریافت کرد. طراحان ترور به این نتیجه رسیدند که توطئه احتمالا لو رفته است و برای جلوگیری از افشای کل شبکه، ترجیح دادند ماموریت را لغو کنند.
عامل ترور، دستور را از رامین یکتاپرست دریافت کرده بود، گنگستر ۳۶ ساله ایرانی-آلمانی که اردیبهشتماه به دست عوامل منتسب به موساد در تهران کشته شد. یک منبع اروپایی به ایراناینترنشنال گفت ترور ناموفق شاهین نجفی یکی از پروژههای پنهانمانده از یگان ۸۴۰ سپاه پاسداران بود، واحدی سری که مسئول انجام ترورهای برونمرزی علیه اهداف غربی، اسرائیلی و همینطور مخالفان حکومت ایران است. ریاست یگان ۸۴۰ را یزدان میر بر عهده دارد. یک مقام ارشد یگان ۸۴۰ مسئول عملیاتهای جدید این گروه در خاک اروپا است. نام واقعی این مامور ارشد سپاه پاسداران محسن علینژاد کری بزرگ است. او متاهل است و دو فرزند دارد و در محله نارمک تهران زندگی میکند. محسن علینژاد کری بزرگ مسئول شبکه موسوم به آلمانیهاست. در مراودات درونسازمانی، محسن را بزرگ صدا میزنند. بزرگ کسی است که اهداف را انتخاب و برنامههای عملیاتی را تایید میکند. او با مجموعهای وسیع از مزدوران ایرانی و خارجی کار میکند که در مجموعه سپاه، سربازان بزرگ خوانده میشوند.
مرتبط:
بنیادگرایان اسلامی و قتل دگراندیشان در برون مرز، پرویز دستمالچی
https://tavaana.org/assassinations_of_ir/
ویدیو از ایران اینترنشنال
@iranintltv
#شاهین_نجفی #ترور #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته که نشان میدهد یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران با ایجاد سه جوخه ترور موسوم به «شبکه آلمان» در تلاش برای حذف مخالفان ایرانی خارج از کشور و شهروندان یهودی در سراسر اروپا بوده است. یکی از برنامههای این شبکه، توطئه ترور شاهین نجفی، رپر سرشناس ایرانی مخالف حکومت، بود که شکست خورد. بر اساس این اطلاعات، یک عامل ترور قرار بود ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، شاهین نجفی را در سالن تئاتر ام اگی در شهر هانوفر آلمان ترور کند.
شاهین نجفی در پاسخ به درخواست ایراناینترنشنال برای اظهار نظر گفت در آن شب، کنسرت فضایی غیرعادی داشت و تدابیر امنیتی پلیس بهشدت افزایش یافته بود. عامل ترور در شب برگزاری کنسرت به نزدیکی سالن رسید، اما با افزایش ناگهانی تدابیر امنیتی، در تماسی تلفنی از تهران دستور لغو عملیات را دریافت کرد. طراحان ترور به این نتیجه رسیدند که توطئه احتمالا لو رفته است و برای جلوگیری از افشای کل شبکه، ترجیح دادند ماموریت را لغو کنند.
عامل ترور، دستور را از رامین یکتاپرست دریافت کرده بود، گنگستر ۳۶ ساله ایرانی-آلمانی که اردیبهشتماه به دست عوامل منتسب به موساد در تهران کشته شد. یک منبع اروپایی به ایراناینترنشنال گفت ترور ناموفق شاهین نجفی یکی از پروژههای پنهانمانده از یگان ۸۴۰ سپاه پاسداران بود، واحدی سری که مسئول انجام ترورهای برونمرزی علیه اهداف غربی، اسرائیلی و همینطور مخالفان حکومت ایران است. ریاست یگان ۸۴۰ را یزدان میر بر عهده دارد. یک مقام ارشد یگان ۸۴۰ مسئول عملیاتهای جدید این گروه در خاک اروپا است. نام واقعی این مامور ارشد سپاه پاسداران محسن علینژاد کری بزرگ است. او متاهل است و دو فرزند دارد و در محله نارمک تهران زندگی میکند. محسن علینژاد کری بزرگ مسئول شبکه موسوم به آلمانیهاست. در مراودات درونسازمانی، محسن را بزرگ صدا میزنند. بزرگ کسی است که اهداف را انتخاب و برنامههای عملیاتی را تایید میکند. او با مجموعهای وسیع از مزدوران ایرانی و خارجی کار میکند که در مجموعه سپاه، سربازان بزرگ خوانده میشوند.
مرتبط:
بنیادگرایان اسلامی و قتل دگراندیشان در برون مرز، پرویز دستمالچی
https://tavaana.org/assassinations_of_ir/
ویدیو از ایران اینترنشنال
@iranintltv
#شاهین_نجفی #ترور #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍36❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی - قسمت اول
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/bIx-QRb7af8?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/bIx-QRb7af8?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍14💯4