آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی


جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه‌ اندیشه‌های فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را به‌عنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل می‌کند.

از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق می‌کنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی به‌تدریج به یک وضعیت دائمی بدل می‌شود.

در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه می‌کند؛ شهروندان در ظاهر درون قانون‌اند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی می‌شوند.

در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت به‌طور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.

از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.

این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادی‌ها و گسترش حوزه‌های نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، همان‌گونه که آگامبن می‌گوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» می‌شود؛ یعنی انسان‌ها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدن‌ها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل می‌یابد، و دولت در قالب زیست‌سیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ می‌کند.

بحران به‌جای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومت‌ورزی بدل شده است.

در نتیجه، حکومت ایران را می‌توان نمونه‌ای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل می‌شود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.

آگامبن در تحلیل خود هشدار می‌دهد که چنین جوامعی به‌تدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل می‌شوند؛ جایی که مردم زنده‌اند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.

#بحران #پایان_دیکتاتور #حکومت_ایدیولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5👍1👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ویدیویی که پس از مرگ علی خامنه‌ای «شیخ علی» طلبه-بلاگر کنیایی تحصیل کرده در قم منتشر کرده با طعنه به مردم ایران می‌گوید: شاید شما به بی پدر شدن عادت کردید ولی ما تازه بی‌پدر شدیم.

او محصول مراکزی مثل جامعه‌المصطفی است که با پول ایرانیان و نظر علی خامنه‌ای مشغول توسعه و ترویج شیعیان سیاسی در کشورهایی مثل کنیا و دیگر کشور‌های آفریقایی است.

در حالی که مردم ایران زیر بار تورم، بیکاری و سقوط قدرت خرید کمر خم کرده‌اند، سیاست‌های علی خامنه‌ای و ساختار ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی ایران همچنان هزاران میلیارد تومان از منابع عمومی را صرف صدور ایدئولوژی شیعی می‌کند؛ از بودجه‌های کلان و غیر شفاف برای جامعه المصطفی العالمیه که مأموریتش تربیت طلاب خارجی و گسترش شبکه‌های مذهبی در آفریقا، آسیا و حتی آمریکای لاتین است، تا هزینه‌کرد در کشورهای فقیر برای ساخت مدارس، مراکز دینی و حمایت از گروه‌های همسو با هدف «شیعه‌پروری» سیاسی.

این در حالی است که داخل کشور، کارگران ماه‌ها حقوق نمی‌گیرند، بازنشستگان زیر خط فقرند و زیرساخت‌های آموزشی و درمانی فرسوده شده‌اند.

منتقدان سال‌هاست می‌پرسند چگونه حکومتی که از تامین ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندانش عاجز است، برای پروژه‌های ایدئولوژیک برون‌مرزی چنین دست و دلباز عمل می‌کند؛ تناقضی آشکار میان شعار حمایت از مستضعفان و واقعیت فشار اقتصادی بر همان مردمی که هزینه این سیاست‌ها را می‌پردازند.

#دین_حکومتی #اسلام_سیاسی #حکومت_ایدئولوژیک #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4👌3👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون خامنه‌ای جهان جای بهتری است

بدون هر دیکتاتوری جهان جای بهتری برای زیستن است
و حذف دیکتاتور ها اولین قدم برای ساختن این جهان است

این متن بیلبوردی در میدان تایمز نیویورک است.

جهان بدون دیکتاتورها می‌تواند جای انسانی‌تر و عادلانه‌تری برای زیستن باشد. تجربه تاریخ نشان داده است که حکومت‌های استبدادی با سرکوب آزادی، خاموش کردن صدای مخالفان و قربانی کردن کرامت انسان‌ها، مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت جوامع هستند. حذف و پایان دادن به حاکمیت چنین رهبرانی از جمله کسانی مانند علی خامنه‌ای تنها به معنای کنار رفتن یک فرد نیست، بلکه گامی در جهت باز شدن فضای آزادی، مسئولیت‌پذیری حکومت‌ها و شکل‌گیری جامعه‌ای است که در آن مردم بتوانند بدون ترس، درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. جهانی که در آن دیکتاتوری جایی نداشته باشد، جهانی است که امید، عدالت و کرامت انسانی در آن فرصت شکوفایی پیدا می‌کند.

#پایان_دیکتاتور
#حکومت_ایدئولوژیک
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍74
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فراموش نکنیم که از مداح هفت‌تیرکش ولایی تا فرماندهان ارشد نظامی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک رهبر جمهوری اسلامی رجز خوانی کردند تا امروز شاهد جنگی ناخواسته تحمیل شده به مردم ایران باشیم.
جنگی که حاصل دیگری ستیزی نهادینه در سیاست جمهوری در تقابل با دنیاست.

#جنگ #حکومت_ایدئولوژیک #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
👍9👌21
Forwarded from گفت‌وشنود
خمینی: «ما تا بانگ لا اله الا الله را در سراسر جهان طنین‌انداز نکنیم، مبارزه هست.»
توهمات فرقه‌ای، مبارزه‌خواهی و به آتش کشیدن یک کشور
ورق بزنید

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها این است که خود را مأمور تحقق یک «رسالت الهی و روحانی» می‌دانند. در چنین تفکری، انسانیت، آزادی‌های فردی، مرزهای ملی و منافع مردم یک کشور اهمیت خود را از دست می‌دهد.همه چیز را می‌توان قربانی آن «رسالت الهی» کرد، حتی جان مومنین. خمینی در یکی از سخنان خود می‌گوید: «ما تا بانگ لا اله الا الله را در سراسر جهان طنین‌انداز نکنیم، مبارزه هست.» خمینی می‌گفت حتی جان مهم‌ترین شخصیت فرقه، مهدی، را نیز می‌توان قربانی نمود، بی‌توجه به این که شایداین رسالت صرفا خیالاتِ مومنان فرقه باشد.

این جمله نشان می‌دهد که در نگاه او مبارزه نه محدود به ایران، بلکه یک رسالت معنوی، قُدسی و جهانی است. وقتی چنین تفکری به سیاست رسمی یک حکومت تبدیل شود، نتیجه فاجعه است: سوزاندن فرصت‌ها و منابع یک کشور، دخالت در درگیری‌های منطقه‌ای، حمایت از گروه‌های مسلح و ایجاد دشمنی با کشورهای مختلف، و از دست رفتن جان‌های ارزشمند مردمی که نمی‌خواهند در سایه فرقه زیست کنند.

در چنین شرایطی کشور به جای تمرکز بر توسعه، رفاه مردم و ثبات داخلی، به میدان پروژه‌های ایدئولوژیک تبدیل می‌شود. مردم ایران این واقعیت تلخ را برای دهه‌ها زیسته‌اند. آنان با چشم خود شاهد بودند چگونه زندگی‌ها و آرامش آنان قربانی ایمان فرقه‌ای عده‌ای خشونت‌طلب و ستیزه‌خو اما خود-حق-پندار شد.

تاریخ چهار دههٔ گذشته نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌هایی که ایران با آن روبه‌رو بوده، ریشه در همین نگاه فرقه‌ای دارد. حملات به ایران نیز نتیجه همین دیدگاه ایمانی و اعتقادی است: دیدگاهی که مبارزه و مقاتله در آن جایگاهی محوری دارد.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍3
Forwarded from گفت‌وشنود
«همین که بزرگترین ارتش دنیا اومده به جنگ ما خودش پیروزی نیست؟»

این جمله، در ظاهر ساده است، اما در عمق خود بازتاب یک الگوی فکری ریشه‌دار است؛ الگویی که می‌توان آن را در شعار «بچه شیعه باخت نمیده» هم دید. در این چارچوب، «پیروزی» نه بر اساس نتیجه عینی، بلکه بر اساس نسبت ما با یک روایت ایدئولوژیک تعریف می‌شود.

در سنت ایدئولوژیک شیعه به‌ویژه در خوانش سیاسی آن در جمهوری اسلامی الگوی محوری، مقاومت است نه لزوما غلبه.

در این نگاه، قرار گرفتن در موقعیت تقابل با یک «دشمن بزرگ» خود به‌تنهایی حامل معنا و ارزش است. بنابراین، مواجهه با یک قدرت برتر، به‌جای آنکه نشانه خطر شکست یا اساسا تفکر و ایدیولوژی نادرست تلقی شود، به‌عنوان «اثبات حقانیت» بازخوانی می‌شود.

شعار «بچه شیعه باخت نمی‌دهد» دقیقا در همین نقطه عمل می‌کند: با حذف امکان شکست در سطح معنایی. یعنی اگر پیروزی رخ دهد، نشانه برتری است؛ و اگر شکست رخ دهد، نشانه مظلومیت، حقانیت یا حتی نوعی پیروزی. در نتیجه، هر خروجی‌ای از پیش در چارچوب «برد» تعریف شده است.

جمله مورد بحث، همین منطق را به‌صورت فشرده بیان می‌کند. به‌جای سنجش نتیجه یک درگیری، معیار به «اهمیت دشمن» تغییر می‌کند. این جابه‌جایی، یک کارکرد مهم دارد: غیرقابل‌ابطال کردن روایت. چون در این صورت، هیچ رخدادی نمی‌تواند به‌عنوان شکست تثبیت شود.

مسئله اما اینجاست که وقتی مفهوم پیروزی از نتیجه جدا شود، عملا از معنا تهی می‌شود. اگر صرف درگیر شدن با یک قدرت بزرگ «پیروزی» باشد، دیگر تفاوتی میان موفقیت و ناکامی باقی نمی‌ماند. این همان نقطه‌ای است که ایدئولوژی، به‌جای تبیین واقعیت، آن را بازتعریف می‌کند.

در چنین ساختاری، «باخت» نه یک امکان واقعی، بلکه یک امر ناممکن زبانی است؛ چیزی که نباید نام‌گذاری شود. و دقیقا به همین دلیل است که شعار «بچه شیعه باخت نمی‌دهد» بیش از آنکه یک ادعا باشد، یک سازوکار دفاعی برای حفظ روایت ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی است.

#پیروزی #شکست #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
3💔3👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
کودکان؛ پیاده‌نظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی

🔷اعلام رسمی معاون فرهنگی سپاه تهران مبنی بر جذب کودکان ۱۲ ساله در «گشت‌های اطلاعاتی-عملیاتی» و «تورهای ایست‌وبازرسی» تحت طرحی موسوم به «برای ایران»، پرده‌برداری مجدد از استراتژی هولناکی است که در آن، کودک نه یک موجود انسانی نیازمند حمایت، بلکه ابزاری ارزان برای بقای ایدئولوژی محسوب می‌شود.

🔶تکرار تاریخ؛ از معبر مین تا گشت‌های امنیتی
این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی از کودکان به عنوان «نیروی مصرفی» استفاده می‌کند. سابقه استفاده از دانش‌آموزان در جنگ با عراق، اعزام آن‌ها به خطوط مقدم به عنوان نیروهای «خط‌شکن» و حتی استفاده از آن‌ها برای پاکسازی میادین مین، لکه‌ای پاک‌نشدنی بر کارنامه نظامی‌گری این نظام است. کودکانی که با وعده «کلید بهشت»، عملا به عنوان سپر انسانی در جبهه‌ها قربانی شدند، امروز جای خود را به نوجوانان ۱۲ ساله‌ای داده‌اند که قرار است در خیابان‌ها مقابل شهروندان قرار بگیرند.

🔶سرکوب در خانه، آتش‌افروزی در منطقه
جمهوری اسلامی در حالی از کودکان در یگان‌های بسیج برای سرکوب اعتراضات داخلی استفاده می‌کند که همزمان، تعداد زیادی از کودکان را در جریان اعتراضات مردمی به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته است. پارادوکس تلخ اینجاست که این نظام، از یک سو در آتش جنگ‌های منطقه‌ای می‌دمد و با استفاده از گروه‌های نیابتی و ایجاد گروه‌های پوششی، کودکان را در معرض حملات مرگبار قرار می‌دهد و از سوی دیگر، برای کودکان قربانی جنگی که خود به راه‌انداخته همچون «مدرسه میناب» اشک تمساح می‌ریزد.

🔶کشتار زیر سایه پروپاگاندا
فاجعه مدرسه میناب با بیش از ۱۰۰ کشته، نتیجه مستقیم جنگی است که ایدئولوژی ولایت محور و جمهوری اسلامی در آتش آن می‌دمد.
و حالا جمهوری اسلامی با مسلح کردن کودکان و وارد کردن آن‌ها به ساختارهای عملیاتی، عملا تعاریف بین‌المللی «غیرنظامی» را مخدوش کرده و طبق کنوانسیون‌های حقوق کودک و پروتکل‌های ژنو، مرتکب جنایت جنگی می‌شود.

🔷نظامی که کودکان را مسلح می‌کند، آن‌ها را به خیابان برای سرکوب می‌فرستد و از مدارس به عنوان سنگر استفاده می‌کند، بزرگترین ناقض حقوق بشر و دشمن شماره یک امنیت کودکان است. جنگ، به خودی خود پدیده‌ای شوم است، اما شوم‌تر از آن، حکومتی است که آگاهانه کودکان را به مسلخ ایدئولوژی می‌برد تا از جنازه‌های آنان، ابزاری برای مظلوم‌نمایی و بقای قدرت بسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #حقوق_کودک #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
💔51
Forwarded from گفت‌وشنود
🔶محمدحسن ابوترابی‌فرد، امام جمعه تهران گفت: «سیاست جمهوری اسلامی، ادامه مسیر پیشین و حمایت از محور مقاومت در برابر دشمنان است و این راه با قدرت ادامه خواهد یافت.» او افزود: «ملت ما همچنان در ابتدای راه برای تحقق کامل دولت اسلامی قرار دارد.»
او ادامه داد: «برخورداری از نیروی زمینی، هوایی و دریایی قدرتمند، عامل عزت‌آفرین برای کشور است و این قدرت باید در جهت بازدارندگی به کار گرفته شود، نه کشورگشایی.»


🔷این نوع نگاه ایدئولوژیک که تحت عنوان «محور مقاومت» و ادامه یک مسیر تعریف‌شده ارائه می‌شود، در عمل کشور را طی دهه‌های گذشته به سمت عمیق‌ترین بحران‌ها سوق داده است؛ از درگیری‌های پرهزینه و تنش‌های مستمر منطقه‌ای گرفته تا آتش جنگ‌های ویرانگر. نتیجه این رویکرد، هدررفت گسترده منابع مالی ملی بوده که می‌توانست صرف توسعه، رفاه و بهبود شرایط زندگی مردم شود، اما در عوض به گسترش فقر، شکاف طبقاتی و فرسایش اقتصادی انجامیده است. علاوه بر این، چنین سیاستی ایران را در سطح منطقه‌ای و جهانی با نوعی انزوا و بی‌اعتمادی مواجه کرده و فرصت‌های تعامل سازنده را از بین برده است. در واقع، آنچه به‌عنوان یک «راهبرد» مطرح می‌شود، بیش از آنکه مبتنی بر منافع واقعی مردم باشد، به یک بازی ایدئولوژیک شباهت دارد که هزینه‌های آن مستقیما بر دوش جامعه گذاشته شده؛ جامعه‌ای که نه‌تنها با این مسیر همدل نیست، بلکه به‌طور ملموس از پیامدهای آن آسیب می‌بیند.

#جنگ #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍21
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کارشناس طب اسلامی در صداوسیمای جمهوری اسلامی در رابطه با راهکارهای امام رضا برای افزایش اسپرم توضیح داد. به گفته این کارشناس این شراب که از ترکیبی از آب باران در روزهای ۲۳ فروردین تا ۲۳ اردیبهشت، کشمش و دیگر ترکیبات مقوی درست می‌شود نه فقط کیفیت و کمیت اسپرم را بهبود می‌بخشد، که نازایی را هم درمان می‌کند.

طرح چنین ادعاهایی تحت عنوان «طب اسلامی» در رسانه ملی، بیش از آنکه راهگشای مشکلات پزشکی باشد، نوعی کمدی ناخواسته از تضادهای درونی است؛ چراکه این ترکیبات نه‌تنها هیچ جایگاه علمی و تاییدیه آزمایشگاهی ندارند، بلکه ترویج آن‌ها با برچسب «شراب حلال»، پارادوکسی عمیق و مضحک را در ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی رقم زده است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی با نقد این برخورد دوگانه اشاره می‌کنند سیستمی که دهه‌ها بر سر واژه‌ها و مظاهر خاص حساسیت‌های سخت‌گیرانه داشته، اکنون در چرخشی عجیب برای پیشبرد سیاست‌های ایدئولوژیک، به نسخه‌هایی متوسل می‌شود که مرز میان خرافه و تابوهای خودساخته را جابه‌جا کرده است.

#حکومت_ایدئولوژیک #پروپاگاندا #شراب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
2
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار ویدیوهایی از حضور طلبه‌های غیرایرانی در راهپیمایی‌های حکومتی و شعارهای تند آن‌ها در خیابان‌های ایران، بار دیگر پرونده جنجالی «جامعةالمصطفی» و پروژه‌های صدور ایدیولوژی را در افکار عمومی باز کرده است. این تصاویر، روایتگر شکاف عمیقی است که میان اولویت‌های اقتصادی مردم و هزینه‌های فرامرزی نظام وجود دارد.

نکته کلیدی که در نقد به این تصاویر به چشم می‌خورد، تضاد میان وضعیت معیشتی داخل و هزینه‌های گزاف برای جذب طلبه از کشورهای توسعه‌نیافته است.

این طلبه‌ها با هدف ایجاد یک شبکه نفوذ در خارج از مرزها آموزش می‌بینند تا مبلغ دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی در زادگاه خود باشند.

در حالی که تحریم‌ها و سوءمدیریت اقتصادی، سفره ایرانیان را کوچک‌تر کرده است، تخصیص بودجه‌های کلان به این مراکز آموزشی، نوعی بی‌عدالتی توزیعی تلقی می‌شود.

حضور این افراد در خیابان‌های ایران برای سر دادن شعارهای سیاسی، از دید بسیاری از شهروندان، نه نشان‌دهنده محبوبیت مردمی، بلکه نشان‌دهنده استفاده از «نیروهای نیابتی فرهنگی» برای پر کردن خلاءهای حمایتی است.

حضور طلبه‌های وارداتی در صف اول راهپیمایی‌ها، برای مردمی که با تورم دست‌وپنج نرم می‌کنند، پیامی جز ترجیح «بقا ایدیولوژیک» بر «رفاه ملی» ندارد. این ویدیوها بیش از آنکه قدرت‌نمایی باشند، یادآور ثروتی هستند که به جای آبادانی ایران، صرف پروژه‌هایی با خروجی‌های نامشخص در دوردست‌ها می‌شود.

#پروپاگاندا #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
2🕊1💔1
Forwarded from گفت‌وشنود
توماس دِ تورکِمادا، تفتیش‌گر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت

«در تاریخ جهان، نام برخی افراد با ساختن شهرها، گسترش علم یا اصلاحات سیاسی پیوند خورده است. نام برخی دیگر، بیش‌تر یادآور پرسش‌هایی درباره قدرت، مدارا و برخورد حکومت‌ها با تفاوت‌های فکری و مذهبی است. توماس دِ تورکمادا، روحانی دومینیکن اسپانیایی و نخستین «تفتیش‌گر اعظم» در اسپانیا، در دسته دوم قرار می‌گیرد.»

نوشتار «توماس دِ تورکمادا» به زندگی و نقش یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های مرتبط با دادگاه‌های تفتیش عقاید در اسپانیا می‌پردازد؛ نهادی که در تاریخ اروپا به دلیل برخورد سخت‌گیرانه با دگراندیشان مذهبی و کسانی که از باور رسمی فاصله می‌گرفتند، شهرت یافته است.

سرگذشت تورکمادا، روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که متاسفانه در ایران قرن بیست‌ویکم داستانی آشنا است؛ روایتی که پرسش‌هایی ایجاد می‌کند که در جوامع دیگر و دوره‌های متفاوت نیز تکرار شده‌اند.


این مطلب تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره پیامدهای پیوند قدرت سیاسی و مذهبی، محدودیت آزادی اندیشه و سرکوب تفاوت‌هاست. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه تلاش برای تحمیل یک باور واحد می‌تواند به حذف صداهای متفاوت و نقض حقوق افراد بینجامد.

یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این واقعیت تاریخی است که فقدان مدارا و آزادی عقیده، صرفاً مسئله‌ای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه شناخت این تجربه‌ها می‌تواند به درک بهتر اهمیت حقوق بشر، آزادی دین و باور و ضرورت همزیستی در جوامع امروز کمک کند.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/

#تفتیش_عقاید #دین_حکومتی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
5👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
علت شهادت: ناله و زاری در سوگ خمینی!

کی باور می‌کند که یک زمانی کسی در سوگ خمینی آنقدر گریه‌ کرده که مرده؟!

این سرنوشت حکومت‌های ایدئولوژیک است. با گزاره‌های هیجانی و غیرعقلانی شروع می‌کنند و در نهایت با نفرین و شعارهای مردم علیه ارکان نظام سقوط می‌کنند.

- ارسالی همراهان

#خمینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😍19👌94💯3👍1💔1
Forwarded from گفت‌وشنود
خمینی: «ما تا بانگ لا اله الا الله را در سراسر جهان طنین‌انداز نکنیم، مبارزه هست.»
توهمات فرقه‌ای، مبارزه‌خواهی و به آتش کشیدن یک کشور
ورق بزنید

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها این است که خود را مأمور تحقق یک «رسالت الهی و روحانی» می‌دانند. در چنین تفکری، انسانیت، آزادی‌های فردی، مرزهای ملی و منافع مردم یک کشور اهمیت خود را از دست می‌دهد.همه چیز را می‌توان قربانی آن «رسالت الهی» کرد، حتی جان مومنین. خمینی در یکی از سخنان خود می‌گوید: «ما تا بانگ لا اله الا الله را در سراسر جهان طنین‌انداز نکنیم، مبارزه هست.» خمینی می‌گفت حتی جان مهم‌ترین شخصیت فرقه، مهدی، را نیز می‌توان قربانی نمود، بی‌توجه به این که شایداین رسالت صرفا خیالاتِ مومنان فرقه باشد.

این جمله نشان می‌دهد که در نگاه او مبارزه نه محدود به ایران، بلکه یک رسالت معنوی، قُدسی و جهانی است. وقتی چنین تفکری به سیاست رسمی یک حکومت تبدیل شود، نتیجه فاجعه است: سوزاندن فرصت‌ها و منابع یک کشور، دخالت در درگیری‌های منطقه‌ای، حمایت از گروه‌های مسلح و ایجاد دشمنی با کشورهای مختلف، و از دست رفتن جان‌های ارزشمند مردمی که نمی‌خواهند در سایه فرقه زیست کنند.

در چنین شرایطی کشور به جای تمرکز بر توسعه، رفاه مردم و ثبات داخلی، به میدان پروژه‌های ایدئولوژیک تبدیل می‌شود. مردم ایران این واقعیت تلخ را برای دهه‌ها زیسته‌اند. آنان با چشم خود شاهد بودند چگونه زندگی‌ها و آرامش آنان قربانی ایمان فرقه‌ای عده‌ای خشونت‌طلب و ستیزه‌خو اما خود-حق-پندار شد.

تاریخ چهار دههٔ گذشته نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌هایی که ایران با آن روبه‌رو بوده، ریشه در همین نگاه فرقه‌ای دارد. حملات به ایران نیز نتیجه همین دیدگاه ایمانی و اعتقادی است: دیدگاهی که مبارزه و مقاتله در آن جایگاهی محوری دارد.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍113
Forwarded from گفت‌وشنود
جام جهانی فوتبال مردان و یادی از یک بازی تاریخی
چرا بازی ایران و آمریکا تا این اندازه مهم شد؟


بازی ایران و آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، فراتر از یک رویداد ورزشی، به «مسابقه قرن» بدل شد؛ نه به خاطر کیفیت فنی، بلکه به دلیل یک تابوی سیاسی. پس از دو دهه تنش بی‌وقفه و سیاست «آمریکاستیزی» که ستون اصلی گفتمان جمهوری اسلامی را تشکیل می‌داد، رویارویی با «شیطان بزرگ» در مستطیل سبز، شوکی ایدئولوژیک بود.

در حالی که پیش از انقلاب ۵۷، فوتبال یک پدیده ورزشی غیر ایدئولوژیک و سکولار بود و حتی بازی با اسرائیل نیز بدون بار سیاسی معاصر در جریان بود، جمهوری اسلامی با سیاست «دیگری‌ستیزی»، ورزش را به میدان جنگی برای تداوم تقابل‌های ایدئولوژیک تبدیل کرد.

برای حکومت، این بازی نه یک مسابقه، که جبهه‌ای برای اثبات «حقانیت» بود. شخص رهبر جمهوری اسلامی با استقبال از پیروزی تیم ملی و تقلیل آن به یک «پیروزی سیاسی»، تلاش کرد تا از یک رویداد فوتبالی، مشروعیتی برای ایدئولوژی حاکم استخراج کند.

در سوی دیگر میدان اما، واقعیت جهان غرب متفاوت بود. برای اکثر شهروندان و حتی بازیکنان آمریکایی، این بازی نه جنگ ایدئولوژیک، بلکه یک رقابت معمولی در تقویم ورزشی بود. این تضاد نگاه، عمق شکاف میان دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و جهان آزاد را عیان کرد؛ جایی که حکومت سعی داشت «سیاست» را به خورد «ورزش» بدهد، اما در دنیای حرفه‌ای، فوتبال صرفا یک بازی بود.

این رویکرد، در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی همواره برخلاف منشور های ورزشی و عرف بین‌الملل، ورزش را گروگان گرفته است. از مهندسی انتخاب ملی‌پوشان بر اساس وفاداری‌های سیاسی تا تبدیل سکوها و مستطیل سبز به تریبون‌های ایدئولوژیک، فوتبال در ایران بیش از آنکه تجلی استعدادهای ورزشی باشد، ابزاری در دست دستگاه تبلیغاتی حکومت بوده است.

حواشی پایان‌ناپذیر پیرامون تیم‌های ملی، نشان از آن دارد که برای جمهوری اسلامی، «گل زدن» به حریف سیاسی اهمیت بیشتری از «گل کاشتن» در عرصه ورزش برای اعتبار ملی دارد؛ رویکردی که نه تنها ورزش را از ماهیت اصلی‌اش تهی کرده، بلکه فشار روانی مضاعفی را بر دوش ورزشکارانی گذاشته که قربانی این نگاه ابزارگونه به ورزش هستند.

#حکومت_ایدئولوژیک #جام_جهانی #فوتبال #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
تناقض بقا
چرا توافق سیاسی در جمهوری اسلامی به «گشایش داخلی» نمی‌انجامد؟

این پرسش که آیا جمهوری اسلامی «اصلاح‌پذیر» است، بیش از آنکه یک بحث تئوریک باشد، تجربه‌ای است که جامعه ایران در چهار دهه گذشته با گوشت و پوست خود لمس کرده است. بسیاری امیدوارند که با نهایی شدن توافقات احتمالی با آمریکا و آزادسازی منابع ارزی، حکومت دست به گشایش‌های سیاسی و اجتماعی بزند؛ اما شواهد موجود، روایت متفاوتی از «ذات بقای ایدئولوژیک» این نظام ارائه می‌دهد.

سیاست جمهوری اسلامی همواره «سینوسی» بوده است؛ به این معنا که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، چه در مواجهه با جنگ و چه در اعتراضات و بحران های داخلی، حکومت از برخی مواضع ایدئولوژیک خود به‌صورت تاکتیکی عقب‌نشینی می‌کند تا «امنیت نسبی» را بازسازی کند. اما بلافاصله پس از عبور از بحران و رسیدن به ثبات، نه تنها گشایشی رخ نمی‌دهد، بلکه سرکوب‌ها با شکل‌های نو بازمی‌گردند.

دقیقا در شرایطی که مردم زیر فشار تورم افسارگسیخته و دلار ۱۸۰ هزار تومانی در حال فروپاشی اقتصادی هستند، حاکمیت نه تنها «قرارداد اجتماعی» را بازنگری نمی‌کند، بلکه برای حفظ ابزار ترس، فشار بر سبک زندگی را به اوج رسانده است. همزمان با اخبار توافق، شاهد پلمب گسترده کافه‌ها و اماکن فرهنگی هستیم. صدور حکم شلاق برای پرستو احمدی و اعضای گروهش به جرم برگزاری یک کنسرت مجازی در یوتیوب، گواهی است بر این حقیقت که «آزادی» برای این حکومت، یک خط قرمز غیرقابل‌عبور است، حتی اگر در اوج نیاز به مشروعیت و آرامش باشد.

این اقدامات نشان می‌دهد که برای حاکمیت، «ثبات سیاسی» از طریق «سرکوب» به دست می‌آید، نه از طریق «رضایت عمومی». توافق با غرب برای جمهوری اسلامی نه راهی برای گشایش فضای تنفسی جامعه، که «اکسیژنی برای دستگاه سرکوب» است. حکومت با استفاده از درآمدهای حاصل از توافق، نه زیرساخت‌های اقتصادی را ترمیم می‌کند و نه به فشارهای اجتماعی پایان می‌دهد؛ بلکه منابع را صرف تقویت نهادهای امنیتی و بازتولید ایدئولوژی‌اش می‌کند.

در واقع، تداوم پلمب‌ها و احکام قضایی علیه هنرمندان در میانه بحران معیشتی، پیامی روشن به جامعه است: حکومت نه تنها اصلاح‌پذیر نیست، بلکه هرگونه گشایش در سیاست خارجی را فرصتی برای «تسویه‌حساب» با جامعه مدنی می‌بیند.

جمهوری اسلامی آموخته است که امتیاز دادن به «دشمن خارجی»، هزینه بقا برای «سرکوب داخلی» است. بنابراین، انتظار گشایش از سیستمی که موجودیتش را در گرو تقابل با سبک زندگی مدرن و خواسته‌های جامعه مدنی می‌داند، نوعی خوش‌خیالی تاریخی است. تا زمانی که ایدئولوژی حاکم بر ستون «دشمن‌تراشی» و «نظارت بر بدن و افکار مردم» استوار است، هیچ توافق خارجی نمی‌تواند منجر به «آزادی داخلی» شود؛ چرا که برای این نظام، آزادیِ شهروندان، بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت حکومت است.

#توافق #سرکوب #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍81👌1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلق‌گرایانه دنبال می‌شود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، می‌تواند به ابزاری برای سلطه، حذف و خشونت بدل شود.

پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژی‌هایی، به‌ویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته می‌کنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدس‌ترین مفاهیم می‌شود.

این‌گونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین می‌سازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف می‌کند، بلکه بنیان‌های انسانیت را نیز از میان می‌برد.

#حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍175💔3🕊2😍2
Forwarded from گفت‌وشنود
بررسی تحولات چهار دهه گذشته در ایران نشان می‌دهد که حکومت با استقرار ساختاری متمرکز، نظارت همه‌جانبه‌ای را بر تمامی ابعاد زندگی فردی و عمومی اعمال کرده است. کنترل شدید بر تولیدات فرهنگی و هنری از سوی نهادهای خاص، فیلترهای سفت‌وسخت ایدئولوژیک در سینما، نشر و موسیقی، نمونه بارز تلاش برای حذف تنوع فرهنگی است.

این رویکرد بر پایه ترویج اجباری «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» بنا شده؛ در حالی که جامعه‌شناسی تجربی ایران گواهی می‌دهد جامعه‌ای متکثر، چندفرهنگی و مدرن در جریان است که تمامی اعضای آن لزوما مسلمان یا دارای پایبندی‌های دینی سنتی نیستند. تحمیل این الگوی یکدست، حقوق شهروندی اقلیت‌های فکری و عقیدتی را نادیده می‌گیرد.

بخش عمده‌ای از این مداخله‌ها، معطوف به اعمال محدودیت‌های اجتماعی شدید علیه جوانان و دخالت مستقیم در روابط اجتماعی، نوع پوشش، تفریحات و انتخاب‌های شخصی آنان بوده است. هم‌زمان، نظام آموزشی از مدارس تا دانشگاه‌ها به ابزاری برای شست‌وشوی مغزی و آموزش ایدئولوژیک بدل شده تا از طریق متون درسی هماهنگ، نسلی مطیع تربیت شود.

در کنار این کنترل آموزشی، ترویج رسمی خرافات و گفتمان‌های ضدغربی و ضدیت با ارزش‌های جهان مدرن در رسانه‌های دولتی، شکاف عمیقی میان عقلانیت ابزاری جامعه و نگاه رسمی حاکمیت ایجاد کرده است. تلاش برای قطع ارتباط با دانش و فرهنگ جهانی، هزینه‌های سنگینی را به بدنه علمی و اجتماعی کشور تحمیل نموده است.

هر چند کنترل اخلاق و فرسایش اجتماعی ناشی از آن دامنگیر مردم بوده، اما شواهد عینی و ملموس جامعه امروز ایران نشان می‌دهد که این پروژه کلان یکسان‌سازی و مهندسی اجتماعی با شکست روبه‌رو شده است. جامعه مدنی و به‌ویژه نسل جوان، در برابر تمامی فشارها، انحصار و هزینه‌های گزاف، مقاومت مدنی و فرهنگی عمیقی از خود نشان داده‌اند. جوانان ایرانی امروز با اتکا به آگاهی جمعی، دسترسی به جریان آزاد اطلاعات و خلق فضاهای موازی، سبک زندگی مستقل، مدرن و متفاوتی را زیست می‌کنند که فرسنگ‌ها با استانداردهای دیکته‌شده‌ حاکمیت فاصله دارد؛ واقعیتی که اثبات می‌کند اراده‌ جامعه برای زیست آزادانه، قدرتمندتر از ماشین کنترل و سرکوب است.

#حکومت_ایدئولوژیک #سبک_زندگی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌12👍3
Forwarded from گفت‌وشنود
سایه سنگین «بهشت اجباری» بر تارک آزادی انسان

پدیده «حکومت دینی» در دوران معاصر، با چالشی بنیادین روبروست که ریشه در مصادره مفاهیم قدسی دارد. هنگامی که کارگزاران این ساختار، همچون برخی چهره‌های رسمی در نهادهای قانون‌گذار، وظیفه حاکمیت را «صاف کردن جاده بهشت» و سوق دادن اجباری شهروندان به سوی رستگاری اخروی تعریف می‌کنند، در واقع مرزهای میان اخلاق داوطلبانه و مهندسی سیاسی را مخدوش می‌سازند. این رویکرد که از آن با تعبیر «بهشت زوری» یاد می‌شود، تناقضی آشکار میان رسالت زمینی دولت و آرمان‌های فرامینی ایجاد می‌کند.

چرا حکومت دینی به دنبال رستگاری اجباری است؟

پرسش اساسی این است که چرا چنین ساختارهایی اصرار دارند با چماق قانون و شلاق ایدئولوژی، گام‌های شهروندان را در صراط مستقیم ادعایی خویش تنظیم کنند؟

پاسخ را باید در ماهیت اقتدارگرایی ایدئولوژیک جستجو کرد:

مشروعیت‌بخشی فرمایشی: حکومت‌هایی که از پایگاه مردمی و کارآمدی اقتصادی تهی می‌شوند، ناچارند مشروعیت از دست رفته خود را از آسمان و با تمسک به اهداف ماورایی بازتولید کنند.

انحصار حقیقت: در این نگاه، حکومت خود را مالک انحصاری حقیقت مطلق می‌پندارد و شهروندان را نه به عنوان انسان‌های خردورز و بالغ، بلکه به سان صغاری می‌بیند که نیازمند هدایت دستوری‌اند.

بقا از طریق کنترل: نظارت بر اخلاقیات، بهانه‌ای کارآمد برای دخالت حداکثری در حریم خصوصی و سرکوب هرگونه صدای دگراندیش است.

اصالت آزادی در ترازوی اخلاق

رسالت راستین یک دولت مدرن و کارآمد، فراتر از ایدئولوژی‌زدگی، تامین رفاه مادی، برقراری امنیت حقوقی و پاسداری از آزادی‌های مدنی است. اخلاق و ایمان، زمانی اصالت و ارزش انسانی خود را بازمی‌یابند که از درون جوشش کنند و محصول انتخاب آگاهانه فرد در خلوت وجدان باشند. بهشتی هم اگر وجود داشته باشد، اگر با زور و اکراه حاصل شود، دیگر بهشت نیست، بلکه استبدادی مطلق است که هم کرامت انسان را لگدمال می‌کند و هم دین را از درون تهی می‌سازد.

#بهشت_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍121👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
تقاطع یا تعارض؟
آیا حکومت دینی و دموکراسی قابل جمع‌اند؟

تلاش برای آشتی دادن «حکومت دینی» با «دموکراسی» یکی از پرچالش‌ترین مباحث اندیشه سیاسی معاصر است. در نگاه نخست، این دو مفهوم بر دو مبنای کاملا متفاوت و حتی متضاد بنا شده‌اند که به‌سختی می‌توان آن‌ها را در کنار هم نشاند.

▪️شهروند برابر در برابر مومن پیرو

بنیاد دموکراسی مدرن بر مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان انسان‌هایی آزاد و برابر استوار است. در این ساختار، دولت‌ـملت با هدف تامین منافع همگانی، امنیت و رفاه زمینی شکل می‌گیرد و مشروعیت خود را از آرای «شهروندان» می‌گیرد؛ شهروندانی که صرف‌نظر از عقاید شخصی، در حقوق و تکالیف سیاسی کاملا برابرند.

در نقطه مقابل، مبنای حکومت دینی بر محور «مومن» و اراده الهی می‌چرخد. در این سیستم، جامعه بر اساس احکام قدسی مدیریت می‌شود و میان مومن و غیرمومن، یا حتی میان قرائت‌های مختلف از دین، تفاوت‌های حقوقی و ساختاری وجود دارد. هدف نهایی در چنین نظامی، رستگاری اخلاقی و معنوی انسان‌ها برای سرای آخرت است، نه صرفاً رضایت این‌جهانی شهروندان.

▪️چالش مشروعیت و قانون‌گذاری

این اختلاف بنیادین، شکافی عمیق در ساختار قانون‌گذاری ایجاد می‌کند:
در دموکراسی: منبع مشروعیت قدرت و قانون، اراده جمعی مردم است و قوانین قابل بازنگری و تغییرند.
در حکومت دینی: منبع مشروعیت، شریعت و متون مقدس است که چون از بالا دیکته می‌شوند، تغییرناپذیر یا محدود به تفسیر نهادهای خاص دینی‌اند.

وقتی قدرت سیاسی در انحصار متولیان دین قرار گیرد و نظام حقوقی بر پایه تفاسیر خاصی از مذهب بنا شود، به‌طور طبیعی جایگاه «شهروند» به حاشیه می‌رود و حقوق برابر افراد مخدوش می‌شود.

آیا می‌توان پذیرفت نظامی که مشروعیت خود را از آسمان می‌گیرد، به حاکمیت مطلق زمینی ملت تن دهد؟
یا اینکه اصرار بر تلفیق این دو، ناگزیر به زوال یکی به نفع دیگری (معمولا تضعیف دموکراسی) می‌ انجامد؟
مرز میان آزادی‌های مدرن و اقتدارگرایی دینی کجاست؟


#حکومت_ایدئولوژیک #نقد_دین #دموکراسی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍10👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
حاکمیت، بیت‌المال و آیین‌های دولتی
وقتی دین از مسیر مردم فاصله می‌گیرد

تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه دولت‌ها متولی امور معنوی و عبادی جامعه شده‌اند، دینداری از درون تهی و اعتماد عمومی خدشه‌دار شده است. وظیفه ذاتی حکومت‌ها تمشیت امور مادی، تامین امنیت و نظارت بر اقتصاد است، نه دخالت در روابط فردی انسان‌ها با خداوند یا برگزاری آیین‌های حکومتی.

▪️دولتی‌سازی اربعین و سیاسی‌سازی مناسک
در سال‌های اخیر شاهد دخالت عیان نهادهای دولتی در برگزاری مراسمی مانند راه‌پیمایی اربعین هستیم. این آیین که ریشه‌ای در باورهای درونی داشت، به مرور به یک رویداد کاملا سیاسی و ابزاری تبلیغاتی تبدیل شده است. تزریق بودجه‌های کلان و سازماندهی‌های دولتی، حتی روح معنوی و مردمی این آیین‌ها را مخدوش کرده و آن را به نمایش قدرت یک تفکر خاص تقلیل داده است.

▪️حیف‌ومیل بیت‌المال در شرایط بحران معیشتی
بزرگ‌ترین آسیب این روند، هزینه شدن سنگین‌ترین منابع از بیت‌المال برای اهداف یک گروه خاص و ایدئولوژی حکومتی است. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه ایران، اعم از شهروندان مذهبی، اهل سنت و سایر اقلیت‌های دینی، رضایتی از صرف ثروت ملی برای این پروژه‌ها ندارند.
امروز در شرایطی که گسترش فقر، تورم و بی‌ثباتی اقتصادی، زندگی میلیون‌ها ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است، هدررفت منابع عمومی برای مناسک دولتی، شکاف میان حاکمیت و ملت را عمیق‌تر می‌کند. مردمی که برای تامین نیازهای اولیه زندگی در عسر و حصرند، حق دارند بپرسند چرا سرمایه‌های ملی صرف اولویت‌هایی می‌شوند که هیچ سنخیتی با سفره‌های خالی آن‌ها ندارد.

▪️بازگشت دین به جایگاه مردمی
امور دینی و عبادی اموری درونی و برخاسته از دل جامعه هستند و باید به دست خود مردم اداره شوند. دخالت دولت در این حوزه نه‌تنها به خلوص معنوی آیین‌ها لطمه می‌زند، بلکه بحران مشروعیت و بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند.

#اربعین #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍7👌1