سوال: خواهش میکنم ادامه سفر را بفرمائید .
سید حسین نصر :رفتیم دیدن ایت الله خوئی ایشان خب انوقت #مرجع_بزرگ #شیعیان بود .این حقایق را نباید فراموش کرد که تقریبا تمام شیعه های #پاکستان و #هند و #ممالک_عربی از ایشان تقلید می کردند .که اگر تعدادشان را جمع بکنید از شیعه های ایران بیشتر میشود ....ایت الله خوئی یک وزنه خیلی خیلی سنگین #فقهی و #دینی بود همه چهار زانو پهلوی ایت الله خوئی روی زمین نشته بودیم .اتاق کوچک وخیلی محقر ی بود بعد از سلام و علیک ایشان اول یک انگشتر به شهبانو داد وگفت این را برای #حفاظت از #پادشاه بدهید بعد هم گفت پیام من این است و دستش را زد به #عمامه که روی سرش بود و گفت :به شاه بگوئید عمامه ما #علما را بگیرند ببندید به #لوله_تفنگ #ارتش_ایران
سوال :منظورش چه بود ؟
سید حسین نصر :یعنی اتحادی پیدا شود بین علما و حکومت ایران و نگذارید که همه نظام به هم بخورد وگرنه یک فاجعه بزرگی برای شیعه برای ایران و برای عراق خواهد بود و این پیام ایت الله خوئی بود
بن مایه : #حکمت_و_سیاست / #مجموعه_تاریخ_شفاهی_و_تصویری_ایران_معاصر /#خاطرات_دکتر_سید_حسین_نصر .
ناشر سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران ۱۳۹۴
صفحات ۲۴۶ الی ۲۵۷
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🍂🍃🦋
🍃🍂

🔴# ‌چه کسی #منشور_کوروش هخامنشی را پیدا کرد؟

نام منشور کوروش هخامنشی، با نام #هرمزد_رسام گره خورده است. #باستان_شناس #آشوری_تباری که در #عراق بزرگ شد و بعدها تابعیت #بریتانیا را گرفت. او دیپلمات و #جهانگردی بود که الواح گلی حماسه #گیلگمش، کهن ترین حماسۀ بشری، همچنین استوانۀ مشهور به لوح حقوق بشر کوروش بزرگ را طی کاوشهای #باستانشناسی در #بین‌النهرین یافت. او که از ۱۹ سالگی کار حفاری در بناهای تاریخی عراق و به خصوص #بابل را شروع کرده بود، در جوانی راهی بریتانیا شد تا تحصیلاتش را در این کشور ادامه دهد اما در همین مدت به استخدام #موسسه_باستان_شناسی بریتانیا در آمد و از این موسسه ماموریت گرفت تا به کشورش برگردد و تحقیقات باستان شناسی خود را در بابل ادامه دهد.
سال ۱۸۷۹ میلادی (۱۲۵۸ خورشیدی) بود که هرمزد رسام، در حین کاوش‌ هایش در شهر #بابل و #نیایشگاه «اسگلیه» به لوحی گلی برخورد که بعدها منشور کوروش هخامنشی نام گرفت. او بعد از تحقیق روی این منشور گِلی ۲۵۰۰ ساله دریافت که این اثر از زمان تصرف بابل و شکست دادن #نبونید پادشاه #بابلیان به جا مانده و #کوروش_بزرگ بعد از ورود به شهر بابل، برای آزادی ملت‌های مختلف از اسارت بابلیان، فرمان مکتوبی صادر کرده که بر پایه آن ۴۰ هزار نفر از بند اسارت آزاد شده اند و به سرزمین‌های خود بازگشته اند.
باستان شناسان پیش بینی می کردند که این فرمان توسط کوروش هخامنشی در زیر یکی از دیوارهای معبد خاک شده باشد که به نوعی نشان دهنده اهمیت منشور به عنوان پایه و اساس و سنگ بنای حکومت او بوده است. رسام بعد از کشف این منشور آن را به موزه بریتانیا تقدیم کرد که از آن زمان تاکنون در بخش «ایران باستان» همین موزه نگهداری می شود.منشور ۴۵ سطری کوروش بزرگ که به اعلامیه کوروش هخامنشی و #منشور_آزادی معروف است، شرحی از ورود بدون خونریزی او به شهر بابل و معرفی مقام و منصب کوروش هخامنشی است.
کوروش بزرگ در دو بخش از منشور خود تکرار می‌کند که او و #ارتش_ایران، به صورتی #آشتی‌جویانه وارد بابل شده‌اند. بعدها، آثار دیگری به دست آمد که نشان می داد نسخه های گوناگونی از روی این فرمان نوشته و به نواحی امپراتوری هخامنشی ارسال شده است. در حال حاضر یک نسخه بدل از منشور کوروش بزرگ به عنوان نشانه‌ای از همزیستی و تفاهم میان ملت‌ها در سازمان ملل متحد نگهداری می‌شود


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# هفدهم آبان سالروز درگذشت نويسنده شهير #محمد_علی_جمالزاده #پدر_داستان _نويسی_نوين_ايران

#سيد_محمد_علی_جمال_زاده در سال ۱۲۷۰ خورشیدی در #اصفهان و در خانواده‏اي بزرگ و عالم به دنيا آمد. پدرش #سيد_جمال_الدين_واعظ_اصفهانی_همدانی از پرنفوذترين #مبلغان_مذهبی دوران #مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت. در سال‏های جوانی محمدعلی، وی همگام با پدر و پس از آن از فعالان برجسته حركت اصلاح طلبانه مشروطيت به شمار مي‏رفت كه يكی از دلايل اين حضور ضد استبدادی، دستگيری و #قتل_پدرش در جريان مشروطيت به دست عمّال #محمد_علی_شاه‏_قاجار بود. سيدمحمدعلی جمالزاده پس از اتمام تحصيلات ابتدايی، راهی #بيروت و سپس #پاريس شد و در #فرانسه در رشته #حقوق فارغ التحصيل گرديد. وی در ۲۲ سالگی در حالی كه بسياری از مناطق ايران بي‏طرف در جريان #جنگ_جهانی_اول به اشغال دولت‏های #روس و #انگليس و #عثمانی درآمده بود به #كرمانشاه رفت و #ارتش_كوچكی از #كردها برای جنگ با #متفقين به وجود آورد. اما خيلی زود اين كار را رها كرد و راهی #برلين در آلمان شد. جمالزاده سپس به مدت بيست و پنج سال در #دفتر_بين‏_المللی كار در #ژنو شروع به فعاليت نمود و در كنار آن به مطالعات وسيعی دست زد. با فرا رسيدن شهريور ۱۳۲۰ خورشیدی، حيات ادبی جمالزاده شروع شد و چند #داستان از او در #تهران به #چاپ رسيد. وی تحت تأثير آشنايی با #روشنفكران_ايرانی به اين نيتجه رسيد كه يكی ازدلايل #بي‏سوادی وسيع مردم ايران در آن زمان اين است كه نخبگان تحصيل كرده، تنها برای خوش‏آمد يكديگر مي‏ نويسند، حال آنكه در #غرب ، حتی متفكران بزرگ هم در نويسندگی از نهايت سادگی بهره می گيرند. نتيجه اين انديشه، نوشتن و انتشار تعدادی #داستان‏_های_كوتاهِ_ابتكاری بود كه بعدها اساس #نخستين_كتاب وی با نام #يكی_بود_يكی_نبود گرديد. اين كتاب ولوله‏ ای در ميان خوانندگان پارسی زبان انداخت، چرا كه او برخلاف عادت معمول نويسندگان معاصرش، در داستان خود از لغات و اصطلاحات روزمره مردم استفاده كرد و از #دشوار_نويسی پرهيز نمود، كه اين، ويژگی خاص نوشته‏ های اوست. #گنج_شايگان ، #صحرا__محشر ، #خاك_و_آدم و #دشمن_ملت و... از جمله كتاب‏های جمالزاده است كه در نتيجه آن‏ها، از او به عنوان #پدر_داستان‏_نويسی_ايران ياد كرده‏ اند. سرانجام محمد علی جمالزاده در حالی كه در حدود نود سال در #اروپا می زيست ولی هميشه قلبش برای #وطن مي‏ تپيد، وی در هفدهم آبان ۱۳۷۶خورشیدی و درسن ۱۰۶ سالگی درگذشت و دربلوک ۲۲ #گورستان #پتی_ساکونه #ژنو در کنار #همسرش #مارگرت_اگرت به خاك سپرده شد

روحش شاد
یادش گرامی

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
حاج عمو دستمال آلوده ای از زیر بالش درآورد دماغش را با صدای بلند گرفت و ریش و پشم را پاک نمود و با لعاب اسفر زه گلوئی تر کرد و گفت نه عزیزم گول این حرفها را مخور. ملک دو عالم را با زبان پشیزی و روضـﮥ رضوان را به جوی می فروشند ولی به مجرد اینکه سرشان به سامانی رسید برای پوست گردوئی تا باردو می دوند و در راه یک وجب خاک شش دانک ملک قناعت را بوسیده بالای طاقچه می نهند و صد بار در محضر شرع و عرف به فروتنی زانو بر زمین زده قبول هرگونه اهانتی را می نمایند به قول کلیم صدف گشاده کف است آن زمان که گوهر نیست» تمام حاتم بازی هایشان تا وقتی است که آه در بساط ندارند و از کیسـﮥ خلیفه می بخشند و الا اطمینان داشته باش همینکه دستشان به جائی بند شد و به مال و علاقه ای رسیدند آن وقت دیگر بخشش به خروار را یکباره فراموش نموده حسابشان به دینار می شود و حتی از کجا که همین خواجه حافظ هم با آن همه بزرگواری وجود و کرم که سمرقند و بخارا را به خال هندوی یار می بخشد اگر دارای دو جریب زمین می شد و پایش می افتاد که مجبور باشد نیم جریب آن را به اسم شاخه نبات از جان عزیز تر قباله کند برای شانه خالی کردن هزار جور کچلک بازی در می آورد. نمی دانم در کجا خوانده ام که یک نفر از فلاسفه مشهور روم که گویا اسمش میسینکا یا چیزی شبیه به این است در پشت میز تمام طلا شرحی در ستایش فقر و تهیدستی نوشته است.
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📗 #دارالمجانین

گفت: "دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدم های دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد."

گفتم: "اگر همه مردم دیوانه بودند، تا حالا همدیگر رو خورده بودند ."

گفت: "نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم ديوانگان بوده اند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه -اگر فرضا پیدا شود- هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد."
#محمدعلی_جمالزاده
#دارالمجانین

نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #نادر_ﺷﺎﻩ ﺑﻪ #ﺩﺭﺑﺎﺭ_ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ #ﺧﺎﮎ_ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺷﻌﺮ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ پﺎﺭﺳﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺩﺭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ :

ﭼﻮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻗﺸﻮﻧﻢ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺳﺤﺮﮔﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺁﻝ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﯿﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﺯ ﭼﻨﮓ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻧﺠﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﭼﻨﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺯ ﮔﺮﺍﻥ
ﮐﻪ ﯾﮑﺴﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ

ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ بزرگ ﻫﻢ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻮﺷﺖ :

ﭼﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﻮﺩ
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺯ ﭘﯿﺸﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺷﻮﺩ
ﻋﻘﺎﺏ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﻧﺘﺮﺳﺪ ﺯ ﺑﻮﻡ
ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﻭ ﺻﺪ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻡ
ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﯾﺰﺩﺍﻥ ﺩﻫﺪ ﺭﻭﻧﻘﻢ
ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﯾﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﯿﺮﻗﻢ

ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺳﻬﻤﮕﯿﻦ #ﺍﺭﺗﺶ_ﺗﻮﭘﺎﻝ #ﻋﺜﻤﺎﻥ_ﭘﺎﺷﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﻭ #ﺧﺎﮎ_ﻭﻃﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ #ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ #ﻗﻔﻘﺎﺯ ، ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﻬﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﻔﺮﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﮑﻪﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ #ﺳﻔﯿﺮ_ﺭﻭﺳﯿﻪ « #ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ » ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ آﻭﺭﺩﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻭ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻗﺎﯼ ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ؛ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺘﺒﻮﻋﺘﺎﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﮎ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﺸﻢ ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽﺭﯾﺰﻡ .
ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ #ﻣﻠﮑﻪ_ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻧﻮﺷﺖ :

« ﻧﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﺻﻼﺡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﯿﻢ »
ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﭘﯿﺮﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮑﻤﺎﻩ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺖ .
( ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ #ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﭘﺮ_ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ #ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﺛﺮ ﺩﮐﺘﺮ #ﻣﯿﻤﻨﺪﯼ_ﻧﮋﺍﺩ )


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🔴#اری گاهی #عکس هایی میسازند برای دل خوشی هایی آرام
حتا خیلی کوچک ...
خانم #ورونیکا که در روزهای اخر بارداریش است، در فلوریدا زندگی میکند ، همسرش در دور دست ها در #ارتش خدمت میکند و امکان اینکه برای عکاسی حاملگی بانو پیش هم باشند وجود نداشته است
انها به کمک عکاسشان تصمیم یک کار کوچک خلاقانه گرفتند
و نتیجه اش همین است که میبینید
یک زن و شوهر کنار هم و در انتظار #نوزاد
ولی او کجا و ان کجا !
مهم باهم بودن است ،حتا در #دورترین نقاط میشود باهم بودن را ثبت کرد
انسان به همین #لحظات #زنده خواهد ماند
پس #ثبتش کنید !
اری شاید لوس و پیش پا افتاده است
ولی چیزی #عمیق در ان جریان دارد
اری گاهی #فاصله ها طولانیست ولی مسافتش برای #عاشقان، فقط به اندازه یک لحظه شیرین است!
این عکس برای انها ثبت شده است
شما چقدر میخواهید حتا در دورترین و جداترین فاصله ها باهم بمانید و باهم ثبت شوید ؟
راستی ایا کسی را دوست دارید ؟

امیر شمس : مدیر گالری
6خرداد 1396
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#ببینید | ‏چه با شکوه می ایستد در برابر ‎#سیل و #طوفان
سروی که عاشقانه در برابر مردم اش خم می شود...

این کلیپ را بارها و بارها باید دید و برای هزاران نفر فرستاد!

#ارتش_فدای_ملت

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
سوال: خواهش میکنم ادامه سفر را بفرمائید .
سید حسین نصر :رفتیم دیدن ایت الله خوئی ایشان خب انوقت #مرجع_بزرگ #شیعیان بود .این حقایق را نباید فراموش کرد که تقریبا تمام شیعه های #پاکستان و #هند و #ممالک_عربی از ایشان تقلید می کردند .که اگر تعدادشان را جمع بکنید از شیعه های ایران بیشتر میشود ....ایت الله خوئی یک وزنه خیلی خیلی سنگین #فقهی و #دینی بود همه چهار زانو پهلوی ایت الله خوئی روی زمین نشته بودیم .اتاق کوچک وخیلی محقر ی بود بعد از سلام و علیک ایشان اول یک انگشتر به شهبانو داد وگفت این را برای #حفاظت از #پادشاه بدهید بعد هم گفت پیام من این است و دستش را زد به #عمامه که روی سرش بود و گفت :به شاه بگوئید عمامه ما #علما را بگیرند ببندید به #لوله_تفنگ #ارتش_ایران
سوال :منظورش چه بود ؟
سید حسین نصر :یعنی اتحادی پیدا شود بین علما و حکومت ایران و نگذارید که همه نظام به هم بخورد وگرنه یک فاجعه بزرگی برای شیعه برای ایران و برای عراق خواهد بود و این پیام ایت الله خوئی بود
بن مایه : #حکمت_و_سیاست /#مجموعه_تاریخ_شفاهی_و_تصویری_ایران_معاصر /#خاطرات_دکتر_سید_حسین_نصر .
ناشر سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران ۱۳۹۴
صفحات ۲۴۶ الی ۲۵۷
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

#ﺍﺭﺗﺶ_ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ_ﮐﻮﺭﻭﺵ_ﺑﺰﺭﮒ

ﺍﺭﺗﺶ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﯾﮏ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﺠﻬﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺩﺍﺭﺍﺑﻮﺩﻥ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻬﺮﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺩﺷﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺻﺤﺮﺍ ﻫﺎ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﮐﺜﺮ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﺁﻥﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻮﺭﺧﯿﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ:
1 ‏) ﺷﺘﺮ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ: ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ ﻭ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﻫﺮﺩﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺷﺘﺮﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﺣﺘﯽ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺳﺎﯾﺮﻭﭘﺪﯼ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﮐﻤﺎﻧﺪﺍﺭﭘﺎﺭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺸﺖ ﺷﺘﺮ ﻫﺎ ﻧﺸﺎﻧﯿﺪ . ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺘﺮ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺘﺢ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﮐﻤﮏ ﺑﺴﯿﺎﺭﮔﺮﻓﺖ . ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﺭﺩ ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺖ ‏( ﺩﺭ ﺩﺷﺖ ﻫﺮﻣﻮﺱ ﻗﺴﻤﺖ ﺷﺮﻗﯽ ﺳﺎﺭﺩ‏) ﺍﺳﺐ ﻫﺎﯼ ﻟﯿﺪﯼ ﺑﺎﺩﯾﺪﻥ ﺷﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﻫﺎ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﻨﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺠﻨﮕﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺸﺖ 14ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﺭﺩ ﺗﺼﺮﻑ ﺷﺪ .
2 ‏) ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ‏( ﺍﺳﺐ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ‏): ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻮﺭﺧﯿﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡﭼﻨﺪﺍﻥ ﻗﻮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺣﺘﯽ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﻓﺎﻗﺪ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡﺑﻮﺩ . ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﺮﺍﯾﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩ ﻭ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﻪﺯﺍﻧﻮ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺩ ﻭ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﻗﻮﯼ ﻭ ﻣﻘﺘﺪﺭﯼﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻣﻨﻄﻖ ﻧﯿﺰ ﺍﺭﺗﺶ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﻗﻮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪﺑﻮﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﺪ .ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻮﺭﺧﯿﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﺐﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻦ ﻏﻨﺎﯾﻢ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﺳﻮﺍﺭﻩﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺶ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻮﺩ . ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﺳﺐ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪﺳﻮﺍﺭﻩ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ‏(ﺳﺎﯾﺮﻭﭘﺪﯼ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﮐﺘﺎﺏ 4 - ﻓﺼﻞ 3 ‏)
3 ‏) ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻧﻈﺎﻡ: ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﺩﺍﺷﺖ . ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺸﺖ ‏(ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﻭ ﮊﻭﺳﺘﻦ ‏) ﺍﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻧﻈﺎﻣﯽﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻫﻤﻮﺗﯿﻢ ﻫﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ . ﻫﻮﻣﻮﺗﯿﻢ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺟﻮﺷﻦ - ﺳﭙﺮ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯﺗﺮﮐﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺪ‏( ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﭼﭗ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻨﺪ ‏) - ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺗﺒﺮ ﯾﺎ ﻧﯿﺰﻩﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ‏( ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻨﺪ‏) . ﻫﻮﻣﻮﺕﯾﻢ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ2 ﻋﺪﺩ ﺯﻭﺑﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻫﺎﯼ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻭ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﻫﻮﻣﻮﺗﯿﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﮐﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻟﯿﺪﯼﻭ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﻫﺎﯼ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
4 ‏) ﻋﺮﺍﺑﻪ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﮔﺮﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎ: ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭﺣﺘﯽ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩ .ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎ ﻭ ﮔﺮﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺳﺖ . ﻭﻟﯽﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﻫﺎ ﻟﯿﺪﯼ ﻫﺎ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
5 ‏) ﺗﻘﻮﯾﺐ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ: ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻪ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ . ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪﻫﺮﻭﺩﻭﺕ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﻭﻗﺘﯽ 14 ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﺭﺩ ﻣﯿﮕﺬﺷﺖ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮔﻔﺖﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﺷﻬﺮ ﺩﺭ 14 ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﯿﻠﻪ ﺟﻨﮕﯽ ﻓﺘﺢ ﺷﺪ . ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪﻫﺮﯾﮏ ﮔﻨﺠﺎﯾﺶ 100 ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺟﻬﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﺎﻥ - ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺩﺍﺩﻥﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﻭﺭﺯﯾﺪﮔﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﻭ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﻧﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﺎﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻥ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﺗﻘﻮﯾﺐ ﺭﻭﺣﯿﻪﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ .

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

یکی ازافسران قدیمی که در #ارتش_شاهنشاهی ، با درجه تیمساری خدمت می کرد روزی مطلبی را تعریف کرد که فوق العاده زیبا بود:
تعریف می کرد در سال 1350 هنگامی که با درجه سرهنگی در ارتش خدمت می کردم، آزمونی در ارتش برگزار گردید تا افراد برگزیده در رشته حقوق، عهده دار پست های مهم قضائی در دادگاه های نظامی ارتش گردند.
در این آزمون، من و 25 نفر دیگر، رتبه های بالای آزمون را کسب نموده و به دانشگاه حقوق قضائی راه یافتیم.
دوره تحصیلی یک ساله بود و همه، با جدیت دروس را می خواندیم.
یک هفته مانده به پایان دوره، روزی از درب دژبانی در حال رفتن به سر کلاس بودم که ناگهان دیدم دو نفر دژبان با یک نفر لباس شخصی منتظر من هستند و به محض ورود من، فرد لباس شخصی که با ارائه مدرک شناسائی، خود را از پرسنل سازمان امنیت معرفی میکرد مرا البته با احترام، دستگیر و با خود به نقطه نامعلومی برده و به داخل سلول انفرادی انداختند.
هر چه از آن لباس شخصی علت بازداشتم را می پرسیدم چیزی نمی گفت و فقط می گفت من مأمورم و معذور و چیز بیشتری نمی دانم!
اول خیلی ترسیده بودم وقتی بداخل سلول انفرادی رفتم و تنها شدم افکار مختلفی ذهنم را آزار می داد
از زندان بان خواستم تلفنی به خانه ام بزند و حداقل، خانواده ام را از نگرانی خلاص کنند که ترتیب اثری نداد و مرا با نهایت غم و اندوه، در گوشه بازداشتگاه، به حال خود رها کرد.
آن روز شب شد و روزهای دیگر هم به همان ترتیب، گذشت و گذشت، تا این که روز نهم، در حالی که انگار صد سال گذشته بود، سپری شد.
صبح روز نهم، مجددا" دیدم همان دو نفر دژبان بهمراه همان لباس شخصی، بدنبال من آمده و مرا با خود برده و یکراست به اتاق رئیس دانشگاه که درجه سرلشگری داشت بردند.
افکار مختلف و آزار دهنده، لحظه ای مرا رها نمیکرد و شدیدا در فشار روحی بودم.
وقتی به اتاق رئیس دانشگاه رسیدم، در کمال تعجب دیدم تمام همکلاس های من هم با حال و روزی مشابه من، در اتاق هستند و البته همگی هراسان و بسیار نگران بودند.
وقتی همه دوستانم را دیدم که به حال و روز من دچار شده اند کمی جرأت بخرج دادم و از بغل دستی خود، آهسته پرسیدم، دیدم وضعیت او هم شبیه من است!
ناگهان همهمه ای بپا شد که ناگهان در اتاق باز شد و سرلشگر رئیس دانشگاه وارد اتاق شده و ما همگی بلند شده و ادای احترام کردیم.
رئیس دانشگاه، با خوشروئی تمام، با یکایک ما دست داده و در حالی که معلوم بود از حال و روز همه ما، کاملا آگاه بود این چنین به ما پاسخ داد:
هر کدام از شما، که افسران لایقی هم هستید پس از فارغ التحصیلی، ریاست دادگاهی را، در سطح کشور بعهده خواهید گرفت، و حالا این بازداشتی شما، آخرین واحد درسی شما بود که بایستی پاس می کردید و در مقابل اعتراض ما گفت:
این کار را کردیم تا هنگامی که شما در مسند قضاوت نشستید، قدرتمند شدید و قلم در دست تان بود، از آن سوءاستفاده نکنید و از عمق وجودتان، حال و روز کسی را که محکوم می کنید درک کرده و بی جهت و از سر عصبانیت و یا مسائل دیگر، کسی را بیش از حد جرمش، به زندان محکوم نکنید!
در خاتمه نیز، از همه ما عذرخواهی گردید و همه ما نفس راحت.
بقول سعدی شیرازی :
زیر پایت چون ندانی، حال مور
همچو حال توست، زیر پای فیل

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#یادمان
#دلیر_مردان_ارتش_شاهنشاهی

مستشارآمریکایی درحین آموزش افسران چتربازتیپ55 هوابردمستقردرشیراز
سه ارتش درجهان مطرح هستند
ارتش امریکاازنظرتجهیزات نظامی وسلاح
ارتش آلمان ازنظردیسیپلین وفرمانبرداری
#ارتش_ایران_از_نظر_رشادت
که به نظرمن حرف اول راارتش ایران میزندچون بدون رشادت
#دیسپلین_وسلاح_کار_ساز_نخواهد_بود

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

#آرتش_نجات_بخش_سرزمینم

❇️سپاه پیاده هخامنشیان شامل سربازانی از اقوام زیر و مجهز به جنگ افزارها و لباس هایی از این دست بود

1. مادها، پارسها
لباس سربازان متشکل از یک نیم تاج یا کلاه نمدی نرم، یک نیم تنه آستین دار گلدوزی شده، یک پوشش زره مانند با پولک ماهی و شلوار بود. جنگ افزارهای آنها شامل سپر حصیری سبک، تیردان هایی که به خود آویزان می کردند، نیزه های کوتاه کمان های قوی با تیرهایی از چوب و خنجرهایی که روی ران سمت راست به کمربندهایشان آویزان می کردند.

٢. کیسیها آنها مانند پارسها لباس می پوشیدند، اما به جای کلاه، دستار بر سر می گذاشتند.

٣. آشوری ها و کلدانیها
مجهز به کلاه خودهای برنزی، سپر، نیزه، خنجر، گرزهای چوبی با روکش آهنی و زره های نیم تنه کتانی بودند.

۴. بلخیهاکلاه های آنان شبیه مادها بود. جنگ افزارهایشان کمانهای چوبی و نیزه های کوچک بود.

۵. سکاهاشلوار می پوشیدند و کلاه های بلند و نوک تیز را به حالت ایستاده روی سر می گذاشتند. سلاحهای آنان شامل کمان، خنجر و تبر جنگی بود.

۶. هندیهالباسهای کتانی می پوشیدند و سلاحهای آنان شامل کمان های چوبی و تیرهایی از جنس چوب با نوک آهنی بود.

۷. آریایی ها مسلح به کمان های مادی بودند و تجهیزات دیگرشان مانند بلخیها بود.

۸ کاسپیها، کاسپیها کت های چرمی می پوشیدند و مسلح به خنجرها و كمانهای چوبی بودند.

۹. زرنگیهاآنها دارای تیروکمان و خنجرهای مادی بودند. لباس زرنگی ها دارای رنگهای تند بود و چکمه های آنها تا زیر زانو می رسید.

۱۰. او تیاییها، موکیاییها و پاکتیان کت های چرمی می پوشیدند و مسلح به کمان و نیزه بودند.

۱۱. عربها ،عربها یک جامه بلند با کمربند می پوشیدند و جنگ افزارهای آنها کمان بلندی بود که به سمت راست خود می بستند

۱۲. اتیوپیاییها لباس هایی از جنس پوست پلنگ و شیر به تن می کردند. کمانهای بسیار بلندی (حدود ۲ متر) از جنس چوب نخل، تیرهای چوبی با نوک آهنی و سرتیز و نیزه هایی از جنس شاخ بزکوهی و گرزهای گرم دار داشتند.

۱۳. لیبیاییها لباس های چرمی می پوشیدند و نیزه های محکم آبدیده داشتند.

۱۴. پافلاگونیاییها ، لیگیهاه، ماتینیاییها ، ماریاندونیها، کاپادوکیه ای هاآنها کلاه خودهای حصیری بر سر می گذاشتند و مسلح به سپرهای کوچک، نیزه های نسبتا کوچک، نیزه های بزرگ و خنجر بودند و چکمه های بلند تا زیر زانو می پوشیدند.

۱۵. لودیاییها و یونانیها مسلح به کلاه خود و سپرهای کوچک و نیزه هایی از جنس چوب محکم بودند.

۱۶. تراکیاییها سرپوش هایی از جنس پوست روباه و نیم تنه هایی با جامه بلند یا شنلی به رنگ روشن بر روی شانه هایشان می پوشیدند و پوتین هایی از جنس پوست گوزن داشتند. سلاحهای آنان شامل نیزه، سپرهای سبک و خنجرهای کوچک بود.

۱۷. پیسیدیها سپرهای کوچک از جنس پوست گاو و یک جفت نیزه شکاری حمل می کردند و کلاه خودهای برنزی نشان دار و مزین به گوش و شاخ گاو نر می پوشیدند و نوارهای پارچه ای سرخ رنگ به دور پاهایشان می بستند

۱۸. میلنی ها نیزه های کوچک حمل می کردند و لباس هایشان با سیخ هایی به هم بسته میشد و بعضی از آنها کمان داشتند و کلاههای چرمی می پوشیدند.

۱۹. موسخاییها، تيبارنیاییها، ماکرونها، موسسوتو کیاییها
کلاه خودهایی از جنس چوب به سر می گذاشتند و مسلح به سپر و نیزه های کوچک با دسته های بلند بودند.

۲۰. ماره ها کلاهخودهای بافته شده می پوشیدند و مسلح به سپرهای چرمی و نیزه بودند.

۲۱. كولخيان کلاهخودهای چوبی می پوشیدند و سپرهای کوچک از جنس پوست دباغی نشده، نیزه های کوتاه و شمشیر داشتند.
سواره نظام این سپاه شامل گروه منتخب از افرادی بود که در سوار کاری با اسب، فیل و یا شتر تبحر داشتن

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#دلاوران_سرزمینم

🔥#ارتش_ساسانیان 🔥

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#دلاوران_سرزمینم

🔥#ارتش_ساسانیان 🔥


سلسله ساسانی در سال ۲۲۴ پس از میلاد توسط اردشیر اول (۲۴۰-۲۲۴م) بنیان گذاشته شد. او آداب و رسوم پارسیان باستان را زنده کرد و ایین زرتشت را دین رسمی فرمانروایی خواند. ساسانیان در این دوره توانستند رومیها و دیگر قوای رقیب در جنوب غرب آسیا را شکست دهند.

ساسانیان فرمانروایی آسیای مرکزی، فلات ایران و میانرودان را در دست گرفتند و به سوریه نیز هجوم بردند. در سراسر سده سوم میلادی، قوای روم را مرتب شکست می دادند و فرمانروایی را کشته، دیگری را دستگیر و سومی را مجبور به پرداخت باج به منظور در امان ماندن ارتشش می کردند. این جنگجویان دومین طبقه اجتماعی را تشکیل می دادند و وظیفه آنان محافظت از فرمانروایی و افراد زیر سلطه اش بود. ابتدا رهبری و هدایت سربازان با ایران سپاهبد بود. سپس، در دوره پیروز ساسانی و پسرش، خسرو اول، تشکیلات سپاه تغییر یافت و به چهار سپاهبد spahbed در چهار گوشه قلمرو فرمانروایی سپرده شد.

سکه های به جا مانده از آن دوره نیز نشان از وجود چهار سپاهبد در چهار گوشه قلمرو فرمانروایی قباد دارد.اتحاد میان روحانیان و نظامیان از اهمیت زیادی برخوردار بود، زیرا روحانیان اندیشه eransahr را که در فرمانروایی ساسانی انسجام یافته بود، به طور مفهومی احیاء و گسترش داده بودند. این وحدت در بقای حکومت در آغاز فرمانروایی ساسانیان از اهمیت زیادی برخوردار بود. با این حال، اندیشه ایرانشهر به عنوان پایه وحدت ملی به بخشی از اصول آیین زردشت تبدیل شده که در آن، دین و حکومت مانند دو پایه جدایی ناپذیر به شمار می آمد و تصور می شد که هریک از این دو بدون دیگری پابرجا نخواهد بود.

ارتش ساسانی سپاه (spah) نام داشت که به نوبه خود به بخش های دیگری تقسیم می شد. نیروی نظام (aswaran) مهم ترین بخش ارتش به شمار می آمد که معمولا متشکل از بزرگان، آزادان و افرادی بود که از خود تواناییهای بی نظیر در هنر جنگ آوری نشان می دادند. در سده چهارم میلادی، آمیانوس مار کلینوس، سواره نظام را نیرویی کاملا زرهی و مجهز به کلاهخودهایی که فقط دو سوراخ در مقابل چشمان جنگجویان داشت، توصیف کرده است

مار کلینوس در توصیف جنگهای ژولین مرتد سپاه ایرانی را چنین توصیف می کند: سربازانی که همگی زره می پوشیدند و بدنشان با زره های فلزی کاملا چسبانی که بندها و اتصالات محکم آن به زیر مفصل های دست و پاهایشان بسته می شد و شمایل چهره های آنان خیلی ماهرانه با سرهایشان متناسب و تمامأ با پوششهای فلزی فلس مانند پوشیده میشد. تنها بخش بدنشان که میشد سلاحی را در آن فرو کرد، سوراخهای کوچکی بود که در مقابل چشمان و سوراخ های بینی برای مقداری دیدن و تنفس ناچیز هوا تعبیه شده بود. سربازانی که با نیزه می جنگیدند چنان ساکن می ایستادند که گویی با بندهای فلزی به جایگاه خود دوخته شده اند.

در کنار نیزه داران، کماندارانی می ایستادند که از دوران کودکی به طور ویژه آموزش دیده بودند. بازوان آنها چنان کشیده می شد که هنگامی که نوک تیرهایشان به دست چپشان می خورد. زه آن روی سینه راستشان قرار می گرفت. این سربازان با انگشتان بسیار ماهر خود تیرهایی را پرتاب می کرده که صدای بلند سوت می کشید و پس از برخورد با دشمن جراحات مرگباری بر تن آنان ایجاد میکرد

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

💥چکامه چمن‌ماه، بازیگر، با انتشار یک پیام ویدیویی در اینستاگرامش در واکنش به سرکوب معترضان، به ارتشی بودن پدرش اشاره کرد و خطاب به اعضای ارتش گفت: «شماها ارتش ایران نیستید، ارتش جمهوری اسلامی هستید و بویی از انسانیت نبرده‌اید.»

🔴شما ای ارتشی، با پیوستن به مردمت ثابت کن که پشت مردمی نه رژیم ضدایرانی

#ایران #ارتش #مهسا_امینی #ارتش_کجایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#_ســـردار_ســـرزمـــیـــنـــم

‏یک رهبر، یک اسطوره، آیت محققی، پرتره یک قهرمان، یک افسانه، آیت ها و مردانش مردند، اما مانند ققنوس، از خاکستر برخاستند و جاودانه شدند آنها به لیست طولانی اسامی پیوستند، اسامی آزادیخواهان ایران که ایران را زیست، ایران را دوست داشت و همچون ایرانیان سرافراز برای ایران جان داد

#ارتش_شاهنشاهی
#آیت_محققی

🌸🍂🌸@Bookirancity

🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸