🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نقد_نقاشی
"گاری علوفه" / The Hay Wain
نقاش: جان کانستبل – John Constable
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۲۱
در اثر گاری علوفه، #جان_کانستبل منظره ای روستایی را برای کشیدن انتخاب کرده است. منظره چمنزاری زیر گرمای تابش آفتاب و کنار خنکی آب برکه ای که در پیشزمینه نقاشی قرار گرفته است. مضمون این نقاشی به تصویر کشیدن زندگی روستایی و زیبایی های منظره ای است که نقاش بسیار دوست می داشته است. نقاشی گاری علوفه بر اساس مکانی نزدیک به "فلتفورد" کنار رودخانه "استور" در شهر "سافک" #انگلستان است. گاری علوفه نوعی ارابه متصل به اسب است که وسیلهای پرکاربرد در میان تجهیزات کشاورزی دوران جوانی نقاش بوده است کلبه واقع در سمت چپ تصویر را کشاورزی اجاره کرده بود که پشت آسیاب فلتفورد، آسیا ب پدر کانستبل قرار گرفته است. در طول چمن زار در آن دور دورها در سمت راست تصویر گروهی دروگر مشغول کار دیده می شوند.کارگران مزرعه بسیار زحمت کش هستندو به سختی کار میکنند ولی خسته و رنجوربه نظر میآیند و منظره ی زیبایی آنها را احاطه کرده است. تمامی این جنبهها بیانگر نگاه شادمانانه کانستبل به شهر زادگاهش در سافک است.
انقلاب صنعتی
با وجود دیدگاه شاد و خوشبینانه کانستبل نسبت به محیط روستایی انگلیس که در کارهایش حضور داشت،به نظر نمیآید در طول این دوره، این میزان از شادی و آرامش در محیط روستایی حاکم بوده باشد. درپی آغاز انقلاب صنعتی در قرن نوزده، بسیاری از روستاییان بیکار شدند، با صنعتی شدن کارهای کشاورزی، ماشینها جای نیروی انسانی را گرفتند و نیاز به نیروی انسانی برای درو کردن و نگهداری محصولات و حیوانات کاهش یافت. مناطق بسیاری از بریتانیا هم با ناآرامی و آشوب در میان جوامع روستایی مواجه شدند، مردمان آشفته و نگران که شغل هایشان را از دست داده بودند.کانستبل تصاویری از این مشکلات را در نقاشی هایش ترسیم نکرد، شاید نمی خواسته توجه و نگاه ها رااز خود مناظر و چشم اندازها دور کند. در گاری علوفه، کارگران با خوشحالی همسو با طبیعت و درهماهنگی با منطقه زندگی می کنند. از طرفی، هماهنگی رابطه کارگران مزرعه با منطقه و نبود حسی ازبحران های اجتماعی این دوره میتواند به این خاطر باشد که انقلاب صنعتی کانستبل را تحت تأثیر قرارنداد؛ او از خانوادهای ثروتمند بود و انقلاب صنعتی ثروتمندان را ثروتمندتر کرد.از طریق دوستان خانوادگی و ارتباطات تجاری، کانستبل با هنری آشنا شد که بهترین هنر آن زمان بهحساب می آمد، در نتیجه او سبک نقاشی خودش را وسعت بخشید، سبکی که در گاری علوفه نمود پیداکرده است.
تحلیل گاری علوفه
ترکیب بندی
متفاوت از مناظر کلاسیک و متقارن کلود کورین، که حتی تا زمان کانستبل هم به عنوان اوجی در نقاشی شناخته می شد، گاری علوفه به شکل منظره ای واقعی کشیده شده است، بنابراین در این اثر، تقارن به اندازهی واقعگرایی دارای اهمیت نیست. کانستبل چیزی را کشید که جلوی چشمانش بود، چیزی که به خوبی می شناخت و در کنار آن زندگی کرده بود.
تکنیک زیبایی تمام و کمال، چیزی که تنها میتواند در دنیای افسانهها و انجیل وجود داشته باشد. کشیدن این آثاردر زمان کانستبل بسیار رایج بود. نقاش، طبیعت را همانطور که بود نقاشی کرده است. کار او دمیدن نفس تازهای در جهان هنری است پر از مناظر وابسته به سبک و بیش از حد نمایشی.
پالت رنگ
همگام با عشق نقاش به طبیعت، آهنگ طبیعی موجود در نقاشی گاری علوفه، واضح و مبرهن است، وکنتراستی بین برکه آب، درختان بلند و با شکوه و خانه محکم آجری واقع در سمت چپ دیده میشود. آهنگهای مختلف موجود در منظره، همدیگر را تکمیل میکنند و برای ایجاد هماهنگی در اثر، دربخش های مختلف آن تکرار می شوند: رنگ آبی برکه در آسمان انعکاس هم یافته، قرمزی خانه بسیارماهرانه در درختان و زین اسب ها هم برجسته شده ست.درختان و علف ها بر کل ترکیب بندی احاطهدارند، همراه با سایه پردازی چمنزار که در سمت است تا دوردست ادامه یافته و از دید محو میشود واین چنین است که حس محصور بودن و یا نگناهراسی را از اثر دور می کند.
نور
گاری علوفه، روزی آرام تابستانی انگلیس را نشان میدهد و کانستبل این منظره را با استفاده از نورطبیعی و کشیدن نقاشی واقعگرایانهای از طراحی هایش کامل کرده است. کانستبل جوان اغلب اوقات بیرون میرفت و به آسمان نگاه میکرد، با طراحی کردن آسمان و ابرها به بهبود تکنیکش می پرداخت.یکی از نوآورانه ترین تکنیک های کانستبل، ایجاد نور روی آب با استفاده از رنگ سفید به عنوان رنگروشن و برجسته بود. این تکنیک را میتوان در نقاشی گاری علوفه دید؛ قسمت هایی که آب برکه در پس زمینه نقاشی توسط چرخ های گاری به هم ریخته و موج هایی روی سطح آب پدید آورده است.
شیوه
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نقد_نقاشی
"گاری علوفه" / The Hay Wain
نقاش: جان کانستبل – John Constable
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۲۱
در اثر گاری علوفه، #جان_کانستبل منظره ای روستایی را برای کشیدن انتخاب کرده است. منظره چمنزاری زیر گرمای تابش آفتاب و کنار خنکی آب برکه ای که در پیشزمینه نقاشی قرار گرفته است. مضمون این نقاشی به تصویر کشیدن زندگی روستایی و زیبایی های منظره ای است که نقاش بسیار دوست می داشته است. نقاشی گاری علوفه بر اساس مکانی نزدیک به "فلتفورد" کنار رودخانه "استور" در شهر "سافک" #انگلستان است. گاری علوفه نوعی ارابه متصل به اسب است که وسیلهای پرکاربرد در میان تجهیزات کشاورزی دوران جوانی نقاش بوده است کلبه واقع در سمت چپ تصویر را کشاورزی اجاره کرده بود که پشت آسیاب فلتفورد، آسیا ب پدر کانستبل قرار گرفته است. در طول چمن زار در آن دور دورها در سمت راست تصویر گروهی دروگر مشغول کار دیده می شوند.کارگران مزرعه بسیار زحمت کش هستندو به سختی کار میکنند ولی خسته و رنجوربه نظر میآیند و منظره ی زیبایی آنها را احاطه کرده است. تمامی این جنبهها بیانگر نگاه شادمانانه کانستبل به شهر زادگاهش در سافک است.
انقلاب صنعتی
با وجود دیدگاه شاد و خوشبینانه کانستبل نسبت به محیط روستایی انگلیس که در کارهایش حضور داشت،به نظر نمیآید در طول این دوره، این میزان از شادی و آرامش در محیط روستایی حاکم بوده باشد. درپی آغاز انقلاب صنعتی در قرن نوزده، بسیاری از روستاییان بیکار شدند، با صنعتی شدن کارهای کشاورزی، ماشینها جای نیروی انسانی را گرفتند و نیاز به نیروی انسانی برای درو کردن و نگهداری محصولات و حیوانات کاهش یافت. مناطق بسیاری از بریتانیا هم با ناآرامی و آشوب در میان جوامع روستایی مواجه شدند، مردمان آشفته و نگران که شغل هایشان را از دست داده بودند.کانستبل تصاویری از این مشکلات را در نقاشی هایش ترسیم نکرد، شاید نمی خواسته توجه و نگاه ها رااز خود مناظر و چشم اندازها دور کند. در گاری علوفه، کارگران با خوشحالی همسو با طبیعت و درهماهنگی با منطقه زندگی می کنند. از طرفی، هماهنگی رابطه کارگران مزرعه با منطقه و نبود حسی ازبحران های اجتماعی این دوره میتواند به این خاطر باشد که انقلاب صنعتی کانستبل را تحت تأثیر قرارنداد؛ او از خانوادهای ثروتمند بود و انقلاب صنعتی ثروتمندان را ثروتمندتر کرد.از طریق دوستان خانوادگی و ارتباطات تجاری، کانستبل با هنری آشنا شد که بهترین هنر آن زمان بهحساب می آمد، در نتیجه او سبک نقاشی خودش را وسعت بخشید، سبکی که در گاری علوفه نمود پیداکرده است.
تحلیل گاری علوفه
ترکیب بندی
متفاوت از مناظر کلاسیک و متقارن کلود کورین، که حتی تا زمان کانستبل هم به عنوان اوجی در نقاشی شناخته می شد، گاری علوفه به شکل منظره ای واقعی کشیده شده است، بنابراین در این اثر، تقارن به اندازهی واقعگرایی دارای اهمیت نیست. کانستبل چیزی را کشید که جلوی چشمانش بود، چیزی که به خوبی می شناخت و در کنار آن زندگی کرده بود.
تکنیک زیبایی تمام و کمال، چیزی که تنها میتواند در دنیای افسانهها و انجیل وجود داشته باشد. کشیدن این آثاردر زمان کانستبل بسیار رایج بود. نقاش، طبیعت را همانطور که بود نقاشی کرده است. کار او دمیدن نفس تازهای در جهان هنری است پر از مناظر وابسته به سبک و بیش از حد نمایشی.
پالت رنگ
همگام با عشق نقاش به طبیعت، آهنگ طبیعی موجود در نقاشی گاری علوفه، واضح و مبرهن است، وکنتراستی بین برکه آب، درختان بلند و با شکوه و خانه محکم آجری واقع در سمت چپ دیده میشود. آهنگهای مختلف موجود در منظره، همدیگر را تکمیل میکنند و برای ایجاد هماهنگی در اثر، دربخش های مختلف آن تکرار می شوند: رنگ آبی برکه در آسمان انعکاس هم یافته، قرمزی خانه بسیارماهرانه در درختان و زین اسب ها هم برجسته شده ست.درختان و علف ها بر کل ترکیب بندی احاطهدارند، همراه با سایه پردازی چمنزار که در سمت است تا دوردست ادامه یافته و از دید محو میشود واین چنین است که حس محصور بودن و یا نگناهراسی را از اثر دور می کند.
نور
گاری علوفه، روزی آرام تابستانی انگلیس را نشان میدهد و کانستبل این منظره را با استفاده از نورطبیعی و کشیدن نقاشی واقعگرایانهای از طراحی هایش کامل کرده است. کانستبل جوان اغلب اوقات بیرون میرفت و به آسمان نگاه میکرد، با طراحی کردن آسمان و ابرها به بهبود تکنیکش می پرداخت.یکی از نوآورانه ترین تکنیک های کانستبل، ایجاد نور روی آب با استفاده از رنگ سفید به عنوان رنگروشن و برجسته بود. این تکنیک را میتوان در نقاشی گاری علوفه دید؛ قسمت هایی که آب برکه در پس زمینه نقاشی توسط چرخ های گاری به هم ریخته و موج هایی روی سطح آب پدید آورده است.
شیوه
حیوانات از دست انسان خسته شده بودند در طول جلساتی که برگزار کرده بودند به این نتیجه رسیده بودند که باید کاری بکنند و بر علیه انسان قیام کنند. بله حیوانات تصمیم به انقلاب گرفتند و انسان را از مزرعه اش بیرون کردند تا همه برابر باشند، تا همه زندگی خوبی داشته باشند، همه در رفاه باشند، همه شاد باشند ، همه به یک اندازه کار کنند و همه به یک اندازه بهره ببرند ، بله حیوانات انقلاب کردند و در این میان که خوکها رهبری این انقلاب را بر عهده داشتند پیشنهاد دادند که قوانینی نوشته شود تا همه از آن پیروی کنند ، بقیه حیوانات قبول کردند اما چون خواندن و نوشتن نمی دانستند از خوکها خواستند به آنها خواندن و نوشتن بیاموزند خوکها این کار را کردند اما حیوانات تنها توانستند کلمات را تشخیس دهند و مفهومی خاص از آن را درک نمیکردند به جز بنجامین الاغ پیر و باهوش مزرعه که از قبل با سواد بود. هفت فرمان نوشته شد:
1- هرچه دو پاست دشمن است.
2- هرچه چهار پاست یا بال دارد ، دوست است.
3- هیچ حیوانی لباس نمیپوشد.
4- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.
5- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.
6- هیچ حیوانی، حیوان کشی نمیکند.
7- همه حیوانات برابرند.
بعد از گذشت چندین سال از این انقلاب شکوهمند حیوانات، قوانین روز به روز رنگ و بوی خود را از دست میداد به طوری که دیگر خوکها الکل مینوشیدند، بر تخت میخوابیدند، لباس میپوشیدند، با انسانها رابطه داشتند، و حیوان کشی میکردند. اما تنها قانونی که بر دیوار باقی مانده بود را بنجامین برای آخرین بار با صدای بلند خواند ، همه ی حیوانات برابرند اما بعضی برابر ترند!!!! بله ، فرمان ها همه از بین رفته بودند و تنها فرمانی که باقی مانده بود شکلی تحریف شده از فرمان هفتم بود که ..........!!!!!!!!!
در فرمان باقی مانده یا بقولی تصحیح شده همه برابر بودند اما بعضی برابر تر، همه کار میکردند اما بعضی بیشتر، همه میخوردند اما بعضی بیشتر،همه زندگی خوبی دارند اما بعضی خوبتر. دیگر این خوکها بودند که به جای بشر نشسته بودند و بر خلاف روزهای اول انقلاب که همه با هم کار میکردند حالا بعد از گذشت چند سال از انقلاب حیوانات، خوکها شلاق به دست بالای سر حیوانات دیگر بودند تا آنها بیشتر کار کنند و کمتر بهره ببرند، و آنگاه بود که همه برابرند اما بعضی برابرتر...
با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـیروییده دیده. خیلى از حیوانات گفتههـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
ناپلئون دیگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمی شد. اسم او با عنوان رسمی « رهبر ما رفیق ناپلئون » برده می شد، و خوکها اصرار داشتند، که عناوینی از قبیل پدر حیوانات،دشمن بشر،حامی گوسفندان، ناجی پرندگان و امثال آن برایش بسازند. سکوئیلر در نطق هایش اشک می ریخت و از درایت ناپلئون و از خوش قلبی و عشق سرشار او به حیوانات،مخصوصا به حیوانات محروم سایر مزارع سخن می راند.
عادت بر این جاری شده بود که هر عمل موفقیت آمیز و هر پیش آمد خوبی به حساب ناپلئون گذاشته شود. اغلب شنیده می شد که مرغی به مرغ دیگر می گوید:
«تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام.» و یا دو گاوی که از استخر آب می نوشیدند می گفتند:«به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است!»
در ماه آوریل در قلعه ی حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رییس جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به اتفاق آراء انتخاب گردید.
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
#آثار
#1984
#آس_وپاسها
#انگلستان_انگلستان_شما
#تنفس
#دختر_کشیش
#درخت_زندگانی
#روز_های_برمه
#ژرفنا
#قلعه_حیوانات
#گریز
#مراسم_اعدام
#هوای_تازه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
1- هرچه دو پاست دشمن است.
2- هرچه چهار پاست یا بال دارد ، دوست است.
3- هیچ حیوانی لباس نمیپوشد.
4- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.
5- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.
6- هیچ حیوانی، حیوان کشی نمیکند.
7- همه حیوانات برابرند.
بعد از گذشت چندین سال از این انقلاب شکوهمند حیوانات، قوانین روز به روز رنگ و بوی خود را از دست میداد به طوری که دیگر خوکها الکل مینوشیدند، بر تخت میخوابیدند، لباس میپوشیدند، با انسانها رابطه داشتند، و حیوان کشی میکردند. اما تنها قانونی که بر دیوار باقی مانده بود را بنجامین برای آخرین بار با صدای بلند خواند ، همه ی حیوانات برابرند اما بعضی برابر ترند!!!! بله ، فرمان ها همه از بین رفته بودند و تنها فرمانی که باقی مانده بود شکلی تحریف شده از فرمان هفتم بود که ..........!!!!!!!!!
در فرمان باقی مانده یا بقولی تصحیح شده همه برابر بودند اما بعضی برابر تر، همه کار میکردند اما بعضی بیشتر، همه میخوردند اما بعضی بیشتر،همه زندگی خوبی دارند اما بعضی خوبتر. دیگر این خوکها بودند که به جای بشر نشسته بودند و بر خلاف روزهای اول انقلاب که همه با هم کار میکردند حالا بعد از گذشت چند سال از انقلاب حیوانات، خوکها شلاق به دست بالای سر حیوانات دیگر بودند تا آنها بیشتر کار کنند و کمتر بهره ببرند، و آنگاه بود که همه برابرند اما بعضی برابرتر...
با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـیروییده دیده. خیلى از حیوانات گفتههـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
ناپلئون دیگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمی شد. اسم او با عنوان رسمی « رهبر ما رفیق ناپلئون » برده می شد، و خوکها اصرار داشتند، که عناوینی از قبیل پدر حیوانات،دشمن بشر،حامی گوسفندان، ناجی پرندگان و امثال آن برایش بسازند. سکوئیلر در نطق هایش اشک می ریخت و از درایت ناپلئون و از خوش قلبی و عشق سرشار او به حیوانات،مخصوصا به حیوانات محروم سایر مزارع سخن می راند.
عادت بر این جاری شده بود که هر عمل موفقیت آمیز و هر پیش آمد خوبی به حساب ناپلئون گذاشته شود. اغلب شنیده می شد که مرغی به مرغ دیگر می گوید:
«تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام.» و یا دو گاوی که از استخر آب می نوشیدند می گفتند:«به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است!»
در ماه آوریل در قلعه ی حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رییس جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به اتفاق آراء انتخاب گردید.
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
#آثار
#1984
#آس_وپاسها
#انگلستان_انگلستان_شما
#تنفس
#دختر_کشیش
#درخت_زندگانی
#روز_های_برمه
#ژرفنا
#قلعه_حیوانات
#گریز
#مراسم_اعدام
#هوای_تازه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#مکتب_ادبی
#رمانتیسمی
رُمانتیسم (به فرانسوی: Romantisme) یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم (به انگلیسی: Romanticism) عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد، #رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری بهشمار آورد،⬅️از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم میشود: یکی دستهٔ خردگرا ، و دوم دستهٔ احساسات یا بهطور دقیقتر، والاترینها و زیباییها.
⬅️فلاسفه عصر روشنگری، #عقل را محور،،فلاسفه #نیوتن #جان_لاک اعتقاد به #تجربه داشتند,اینجا بود که گزینه سومی که شامل #احساس بود وارد شد(رمانتیسم).رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپارشد کرد،رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری میدانند (اشاره به برلین).ابتدا صفت #رمانتیک بود که کمکم در قرن #هفدهم میلادی در بیشتر زبانهای اروپایی بر سر زبانها افتاد
کلمه لاتینی #رومانتیکو به داستانهایی گفته میشد که به زبانهای عامیانه اروپا نوشته شده باشند(و نه به زبان لاتین)
خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آنگونه که بودند تصور نمیکردند بلکه آنگونه که میخواستند باشد تجسم میساختند؛ بنابراین #رمانتیسم در برابر #واقعگرایی بود.
#ژان_ژاک_روسو از مهمترین متفکرین #رمانتیک میگوید: «در نهایت، عقل راهی را در پیش میگیرد که قلب حکم میکند».
✅رمانتیسیسم در
#موسیقی
#موسیقی #ارنست_هوفمان، #بتهوون، #شوپن،
#شوبرت، #فلیکس_مندلسون،#روبرت_شومان، #فرانتس_لیست، #برامس،
#هکتور_برلیوز، #یوهان_اشتراوس، #آنتوان_بروکنر،
#ریچارد_واگنر و
#پیتر_ایلیچ_چایکوفسکی از برجستهترین موسیقیدانان و آهنگسازان رمانتیک محسوب میشوند.
#ادبیات
#فرانسه: #ویکتور_هوگو ( #بنیانگذار)، #ژان_ژاک_روسو، #شاتوبریان، #لامارتین، #استاندال،
#الکساندر_دوما.
#انگلستان: #ویلیام_وردزورث،
#لرد_بایرون، #ویلیام_بلیک،
#ساموئل_تیلور_کالریج.
#آلمان: #گوته، #شیلر.
#ایتالیا: #مانتسونی و #لئوپاردی.
#اسپانیا: #سوریلیا.
#روسیه: #پوشکین، #لرمانتوف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#مکتب_ادبی
#رمانتیسمی
رُمانتیسم (به فرانسوی: Romantisme) یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم (به انگلیسی: Romanticism) عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد، #رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری بهشمار آورد،⬅️از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم میشود: یکی دستهٔ خردگرا ، و دوم دستهٔ احساسات یا بهطور دقیقتر، والاترینها و زیباییها.
⬅️فلاسفه عصر روشنگری، #عقل را محور،،فلاسفه #نیوتن #جان_لاک اعتقاد به #تجربه داشتند,اینجا بود که گزینه سومی که شامل #احساس بود وارد شد(رمانتیسم).رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپارشد کرد،رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری میدانند (اشاره به برلین).ابتدا صفت #رمانتیک بود که کمکم در قرن #هفدهم میلادی در بیشتر زبانهای اروپایی بر سر زبانها افتاد
کلمه لاتینی #رومانتیکو به داستانهایی گفته میشد که به زبانهای عامیانه اروپا نوشته شده باشند(و نه به زبان لاتین)
خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آنگونه که بودند تصور نمیکردند بلکه آنگونه که میخواستند باشد تجسم میساختند؛ بنابراین #رمانتیسم در برابر #واقعگرایی بود.
#ژان_ژاک_روسو از مهمترین متفکرین #رمانتیک میگوید: «در نهایت، عقل راهی را در پیش میگیرد که قلب حکم میکند».
✅رمانتیسیسم در
#موسیقی
#موسیقی #ارنست_هوفمان، #بتهوون، #شوپن،
#شوبرت، #فلیکس_مندلسون،#روبرت_شومان، #فرانتس_لیست، #برامس،
#هکتور_برلیوز، #یوهان_اشتراوس، #آنتوان_بروکنر،
#ریچارد_واگنر و
#پیتر_ایلیچ_چایکوفسکی از برجستهترین موسیقیدانان و آهنگسازان رمانتیک محسوب میشوند.
#ادبیات
#فرانسه: #ویکتور_هوگو ( #بنیانگذار)، #ژان_ژاک_روسو، #شاتوبریان، #لامارتین، #استاندال،
#الکساندر_دوما.
#انگلستان: #ویلیام_وردزورث،
#لرد_بایرون، #ویلیام_بلیک،
#ساموئل_تیلور_کالریج.
#آلمان: #گوته، #شیلر.
#ایتالیا: #مانتسونی و #لئوپاردی.
#اسپانیا: #سوریلیا.
#روسیه: #پوشکین، #لرمانتوف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity