🔴#موسیقی_ملل
#ایتالیا
Luciano Ligabue
۱۳ مارس ۱۹۶۰
خواننده راک، ترانهسرا، کارگردان و نویسنده
لویچیانو لیگابوئه معروف به "لیگا" قبل از اینکه به یک خواننده بدل شود شغل های مختلفی از جمله کار در کارخانه ها و کشاورزی را تجربه کرده است.
ورود لیگا به دنیای موسیقی به سال ۱۹۸۷ و آشناییش با یک گروه موسیقی آماتور برمیگردد؛ که لیگا به عنوان ترانه سرا با آنها همکاری کرد.
یک سال بعد او با همکاری پیرانجلو برتولی (خواننده و ترانه سرا) ترانه ای به نام "رویای راک اند رول" ساخت و اینگونه به صورت حرفه ای کار خود را آغاز کرد.
لیگا در سال ۱۹۹۰ نخستین آلبومش را با نام "Ligabue" منتشر کرد و تا به امروز با انتشار ۱۹ آلبوم به یکی از موفق ترین و سرشناس ترین چهره های موسیقی ایتالیا بدل شده است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#ایتالیا
Luciano Ligabue
۱۳ مارس ۱۹۶۰
خواننده راک، ترانهسرا، کارگردان و نویسنده
لویچیانو لیگابوئه معروف به "لیگا" قبل از اینکه به یک خواننده بدل شود شغل های مختلفی از جمله کار در کارخانه ها و کشاورزی را تجربه کرده است.
ورود لیگا به دنیای موسیقی به سال ۱۹۸۷ و آشناییش با یک گروه موسیقی آماتور برمیگردد؛ که لیگا به عنوان ترانه سرا با آنها همکاری کرد.
یک سال بعد او با همکاری پیرانجلو برتولی (خواننده و ترانه سرا) ترانه ای به نام "رویای راک اند رول" ساخت و اینگونه به صورت حرفه ای کار خود را آغاز کرد.
لیگا در سال ۱۹۹۰ نخستین آلبومش را با نام "Ligabue" منتشر کرد و تا به امروز با انتشار ۱۹ آلبوم به یکی از موفق ترین و سرشناس ترین چهره های موسیقی ایتالیا بدل شده است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_نویسندگان_ملل
#ایتالیا
#ایتالو_کالوینو
نویسنده ,خبرنگار,منتقد و نظریه پرداز ایتالیایی است که در سال 1923 به دنیا آمد و فضای انتقادی آثارش او را به مهم ترین داستان نویس ایتالیا در قرن بیستم مبدل کرده است.کالوینو در سال 1985در ایتالیا درگذشت.
ایتالو کالوینو 1985ـ1923 در سانتیاگو دلاسوگاسِ کوبا به دنیا آمد پدر و مادرش هر دو گیاهشناس بودند و تأثیر آنها در طبیعتگرایی آثار این نویسنده کاملاً مشهود است.
تا 5 سالگی را در کوبا زیست و سپس به ایتالیا رفت در سال 1945 به نهضت مقاومت پیوست و سپس عضو حزب کمونیست ایتالیا شد.
ایتالو کالوینو در 1947 با نوشتن پایان نامهای دربارة جوزف کنراد در شته ادبیاتِ تطبیقی فارغالتحصیل شد. در آن سالها با الیوویتورینی و ناتالیا گینز بورگ آشنا شد. این دو بعدها در زمرة بهترین و نزدیکترین دوستان کالوینو درآمدند.
مرگِ ویتورینی که از بهترین مترجمان و رماننویسان ادبیات قرن 20 ایتالیا میباشد و همچنین خالق 2 رمان معروف و مهمِ "گفتگو در سیسیل" و "میخک سرخ" است در سپتامبر 1966 تأثیر ژرفی بر روحیات کالوینو گذاشت.
ایتالو کالوینو در دهه 1960 به زادگاهش کوبا رفت و در سفری کوتاه در هاوانا با ارنستو چهگوارا دیدار کرد.
نویسنده نامدار ایتالیایی در پایان دهه 1960 به همراه ویتورینی نشریة معتبر (منابو) را منتشر کرد و عضویت در کارگاه داستاننویسی (اولیپو) را پذیرفت و از این طریق با رمون کنو نیز دوستی و آشنایی پیدا کرد.
کالوینو از پایان همین دهه (60 میلادی) با حفظ سبک اصلی و طنز خاص خود روی به ادبیات علمی ـ تخیلی و فانتزی آورد داستان هایی چون مارکووالدو، کمدیهای کیهانی و شهرهای نامریی را نوشت.
کالوینو در طول حیات ادبی خود در ژانرهای گوناگونی قلم زده است، داستان کوتاه، رمان، مقاله و رساله علمی و ادبی نوشته و تحقیقات فراوانی کرده است مشخصه بارزِ نوشتههای او از هر سنخی که باشد "کالوینویی" بودن آنهاست چرا که سبک و سیاق خاص او در تمامی آثارش به چشم میخورد.
کالوینو نویسندهای مبدع و نوآور است. خلاقیت او در قصهنویسی از موضوع داستان تا طرح و چگونگی پرداخت آن اعجابآور است. رولان بارت او را با بورخس به دو خط موازی تشبیه کرده و از کالوینو به عنوان نویسنده پُست مدرن نام میبرد.
کالوینو نویسندهای است که جایی چنان روشن همهچیز را به طنز میگیرد و جایی جهانی خلق میکند. سراسر ابهام و رمز و راز و از این رو بر غنای داستان میافزاید.
شروع فوقالعاده کتاب "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" گویای تسلط و توانایی او بر شیوههای داستانگویی مدرن است:
تو داری شروع به خواندن داستانِ جدید ایتالوکالوینو میکنی، آرام بگیر، حواست را جمع کن و ...
در دهه 1950 میلادی مطالعه بر روی افسانههای ایتالیایی را آغاز میکند که حاصل آن چاپ کتاب "افسانههای ایتالیایی" و همچنین تریلوژی معروف او: ویکنت شقه شده، شوالیه ناموجود، بارون درخت نشین اوج خلاقیت و پرواز فکری کالوینو در آثار تخیلیاش خواننده را حیران میکند. تسلط او در جمع مباحث علمی و جذابیت داستاننویسی راهها و شیوههای نوین در چشمانداز ادبیات معاصر جهان خلق کرده است .
اومبرتو اکو نویسنده و اندیشمند هموطن کالوینو در مقالهای تحتِ عنوان "نقش روشنفکران" از کتاب بارون درختنشین و پرسوناژ اصلی آن به عنوان یکی از کلیدهای مهم درک مسئولیت روشنفکران نام میبرد. و مطالعه آثار کالوینو را به همه توصیه میکند.
خوشبختانه غالب آثار مهم این نویسنده به زبان فارسی ترجمه و منتشر شدهاند.
🔹آثار داستانی
راه لانه عنکبوت
مورچه آرژانتینی
افسانههای ایتالیایی
شوالیه ناموجود
ویکنت شقهشده
بارون درختنشین
مارکو والدو
کمدیهای کیهانی
تی صفر
کاخ سرنوشتهای متقاطع
شهرهای نامرئی
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری
آقای پالومار
شاه گوش میکند
🔹غیر داستانی
شش یادداشت برای هزاره بعدی
چرا باید کلاسیکها را خواند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#_نویسندگان_ملل
#ایتالیا
#ایتالو_کالوینو
نویسنده ,خبرنگار,منتقد و نظریه پرداز ایتالیایی است که در سال 1923 به دنیا آمد و فضای انتقادی آثارش او را به مهم ترین داستان نویس ایتالیا در قرن بیستم مبدل کرده است.کالوینو در سال 1985در ایتالیا درگذشت.
ایتالو کالوینو 1985ـ1923 در سانتیاگو دلاسوگاسِ کوبا به دنیا آمد پدر و مادرش هر دو گیاهشناس بودند و تأثیر آنها در طبیعتگرایی آثار این نویسنده کاملاً مشهود است.
تا 5 سالگی را در کوبا زیست و سپس به ایتالیا رفت در سال 1945 به نهضت مقاومت پیوست و سپس عضو حزب کمونیست ایتالیا شد.
ایتالو کالوینو در 1947 با نوشتن پایان نامهای دربارة جوزف کنراد در شته ادبیاتِ تطبیقی فارغالتحصیل شد. در آن سالها با الیوویتورینی و ناتالیا گینز بورگ آشنا شد. این دو بعدها در زمرة بهترین و نزدیکترین دوستان کالوینو درآمدند.
مرگِ ویتورینی که از بهترین مترجمان و رماننویسان ادبیات قرن 20 ایتالیا میباشد و همچنین خالق 2 رمان معروف و مهمِ "گفتگو در سیسیل" و "میخک سرخ" است در سپتامبر 1966 تأثیر ژرفی بر روحیات کالوینو گذاشت.
ایتالو کالوینو در دهه 1960 به زادگاهش کوبا رفت و در سفری کوتاه در هاوانا با ارنستو چهگوارا دیدار کرد.
نویسنده نامدار ایتالیایی در پایان دهه 1960 به همراه ویتورینی نشریة معتبر (منابو) را منتشر کرد و عضویت در کارگاه داستاننویسی (اولیپو) را پذیرفت و از این طریق با رمون کنو نیز دوستی و آشنایی پیدا کرد.
کالوینو از پایان همین دهه (60 میلادی) با حفظ سبک اصلی و طنز خاص خود روی به ادبیات علمی ـ تخیلی و فانتزی آورد داستان هایی چون مارکووالدو، کمدیهای کیهانی و شهرهای نامریی را نوشت.
کالوینو در طول حیات ادبی خود در ژانرهای گوناگونی قلم زده است، داستان کوتاه، رمان، مقاله و رساله علمی و ادبی نوشته و تحقیقات فراوانی کرده است مشخصه بارزِ نوشتههای او از هر سنخی که باشد "کالوینویی" بودن آنهاست چرا که سبک و سیاق خاص او در تمامی آثارش به چشم میخورد.
کالوینو نویسندهای مبدع و نوآور است. خلاقیت او در قصهنویسی از موضوع داستان تا طرح و چگونگی پرداخت آن اعجابآور است. رولان بارت او را با بورخس به دو خط موازی تشبیه کرده و از کالوینو به عنوان نویسنده پُست مدرن نام میبرد.
کالوینو نویسندهای است که جایی چنان روشن همهچیز را به طنز میگیرد و جایی جهانی خلق میکند. سراسر ابهام و رمز و راز و از این رو بر غنای داستان میافزاید.
شروع فوقالعاده کتاب "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" گویای تسلط و توانایی او بر شیوههای داستانگویی مدرن است:
تو داری شروع به خواندن داستانِ جدید ایتالوکالوینو میکنی، آرام بگیر، حواست را جمع کن و ...
در دهه 1950 میلادی مطالعه بر روی افسانههای ایتالیایی را آغاز میکند که حاصل آن چاپ کتاب "افسانههای ایتالیایی" و همچنین تریلوژی معروف او: ویکنت شقه شده، شوالیه ناموجود، بارون درخت نشین اوج خلاقیت و پرواز فکری کالوینو در آثار تخیلیاش خواننده را حیران میکند. تسلط او در جمع مباحث علمی و جذابیت داستاننویسی راهها و شیوههای نوین در چشمانداز ادبیات معاصر جهان خلق کرده است .
اومبرتو اکو نویسنده و اندیشمند هموطن کالوینو در مقالهای تحتِ عنوان "نقش روشنفکران" از کتاب بارون درختنشین و پرسوناژ اصلی آن به عنوان یکی از کلیدهای مهم درک مسئولیت روشنفکران نام میبرد. و مطالعه آثار کالوینو را به همه توصیه میکند.
خوشبختانه غالب آثار مهم این نویسنده به زبان فارسی ترجمه و منتشر شدهاند.
🔹آثار داستانی
راه لانه عنکبوت
مورچه آرژانتینی
افسانههای ایتالیایی
شوالیه ناموجود
ویکنت شقهشده
بارون درختنشین
مارکو والدو
کمدیهای کیهانی
تی صفر
کاخ سرنوشتهای متقاطع
شهرهای نامرئی
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری
آقای پالومار
شاه گوش میکند
🔹غیر داستانی
شش یادداشت برای هزاره بعدی
چرا باید کلاسیکها را خواند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نویسندگان_ملل
#ایتالیا
#اوریانا_فالاچی
اوریانا فالاچی (به ایتالیایی: Oriana Fallaci) (۲۹ ژوئن ۱۹۲۹–۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶) روزنامهنگار، نویسنده و مصاحبهگر سیاسی برجسته ایتالیایی بود که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. آنچه بیش از هر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبههای مفصل و مشهور او با رهبران سرشناسی همچون محمدرضا پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، روحالله خمینی، ایندیرا گاندی، گلدا مایر، ملک حسین، معمر قذافی، جرج حبش، و هنری کیسینجر بود.
اوریانا فالاچی در ۲۹ ژوئن سال ۱۹۲۹ در زمان زمامداری موسولینی در فلورانس به دنیا آمد. نه ساله بود که جنگ جهانی دوم شروع شد و پدر او که از موسولینی نفرت داشت، وارد جنبش مقاومت زیرزمینی گردید. اوریانا هم گرچه بعدها نوشت که دو طرف جنگ تفاوت چندانی نداشتند اما به پدر کمک میکرد و تا پایان جنگ تجربههای وحشتناکی را پشت سر گذاشت. هنوز بیست ساله نشده بود که نوشتن در روزنامهها را آغاز نمود و به قول خودش قدرت واژهها را کشف کرد. به خاطر قدرت بیان بالا، درک خاص سیاسی، جسارت فوقالعاده به سرعت از نویسنده ستون کوچکی در یک روزنامه محلی، به خبرنگاری بینالمللی که برای تعدادی از معتبرترین نشریات اروپا قلم میزد تبدیل شد. هر جای دنیا که در آن زمان کانون خبری و رسانهای جنگ قدرت بین زورمداران میبود او را به خود جذب میکرد.
فالاچی در پی سالها فعالیت حرفهای خود، موفق به دریافت جوایز معتبر بسیاری (از جمله مدال طلای تلاش فرهنگی برلوسکونی، جایزه آمبرگنو درو؛ معتبرترین جایزه شهر میلان، جایزه آنی تیلور مرکز مطالعات فرهنگ عامه نیویورک و…) شد. او همچنین یک بار کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبیات گشت
در ایران نام اوریانا فالاچی در اواخر دهه چهل شمسی (دهه شصت میلادی) با ترجمه آثار وی علیه جنگ ویتنام و حکومتهای دیکتاتوری باقیمانده در اروپا (یونان، اسپانیا و پرتغال) مطرح گردید. وی یک بار در سال ۱۳۵۱ برای مصاحبه با محمد رضا پهلوی و بار دیگر در سال ۱۳۵۸ برای مصاحبه با روحالله خمینی و مهندس بازرگان به ایران سفر کرد. این مصاحبهها، آخرین بار در سال ۱۳۸۳ همراه با مصاحبه معمر قذافی، آریل شارون و لخ والسا در ایران منتشر شد.
اوریانا فالاچی که به لحاظ عقاید سیاسی از چپ بریده و راستگرا محسوب میشد، از نظر مذهبی یک «بیخدا» بهشمار میآمد؛ زیرا او ظاهراً به خدا ایمانی نداشت، اما گهگاهی تمایلاتی را به مسیحیت نشان میداد. به عنوان نمونه او در اگوست ۲۰۰۵ با پاپ بندیکت شانزدهم دیدار کرد.[۴]
او هنگامی که فهمید به نوعی سرطان قابل کنترل دچار است تصمیم گرفت دیگر کتاب ننویسد و بقیه عمر را به استراحت بپردازد. او با نگاه ویژهای که به زندگی داشت (که نه خدا را قبول داشت و نه خلقت تصادفی جهان و نه هیچ تئوری دیگری از لائیکها و دیگر دانشمندان بیخدا) گوشه گیرانه در آپارتمانش در نیویورک و ویلایش در توسکانی ایتالیا به زندگی مشغول بود. زمانی که حادثه یازده سپتامبر روی داد، اوریانا نتوانست در برابر این وسوسه بزرگ مقاومت کند. کتابی در اکتبر ۲۰۰۲ از او به چاپ رسید به نام خشم و غرور که در آن خواهان نابودی آنچه امروزه به نام اسلام مطرح است شدهاست. انتشار این کتاب سبب شد که فالاچی در سن هفتاد و دو سالگی مجبور باشد همواره تحت محافظت نیروهای پلیس قرار بگیرد. همچنین این کتاب پیگردهایی را برای نویسندهاش به دنبال داشت. اما تمام این مسایل حاشیهای مانع از فروش بالای این کتاب در سال ۲۰۰۲ در ایتالیا نشد.
مسلمانان در ایتالیا و فرانسه پس از انتشار این کتاب او را تهدید به مرگ کردند. اما پاسخ او این بود که: «من از نه سالگی با درد و مرگ دست و پنجه نرم کردهام. در ویتنام، در لبنان، مکزیک، بولیوی یا هر جای دیگر. اما از سال ۱۹۹۲ که زیر تیغ جراحی برای بهبود سرطان سینه قرار گرفتهام هر روز میمیرم.»
پس از حملات ۱۱ سپتامبر، فالاچی به انتقاد شدید از مسلمانان پرداخت و اعلام کرد در چند سال آینده اروپا مستعمره مسلمانان خواهد شد و آخرین کتابش اعتراض جمع کثیری از مسلمانان مقیم ایتالیا را برانگیخت. چند ماه گذشته نیز هنگامی که زمزمههای ساخت یک مرکز اسلامی در شهر سیینا قوت میگرفت فالاچی در مصاحبهای به خبرنگار نیویورکر گفت: «چنانچه مسلمانان این مرکز اسلامی را بسازند او با کمک دوستانش آن ساختمان را منفجر خواهد کرد.»
اوریانا فالاچی، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶، در سن هفتاد و هفت سالگی در کلینیک خصوصی سانتا کیارا در شهر فلورانس ایتالیا، بر اثر ابتلا به سرطان ریه درگذشت.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#نویسندگان_ملل
#ایتالیا
#اوریانا_فالاچی
اوریانا فالاچی (به ایتالیایی: Oriana Fallaci) (۲۹ ژوئن ۱۹۲۹–۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶) روزنامهنگار، نویسنده و مصاحبهگر سیاسی برجسته ایتالیایی بود که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. آنچه بیش از هر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبههای مفصل و مشهور او با رهبران سرشناسی همچون محمدرضا پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، روحالله خمینی، ایندیرا گاندی، گلدا مایر، ملک حسین، معمر قذافی، جرج حبش، و هنری کیسینجر بود.
اوریانا فالاچی در ۲۹ ژوئن سال ۱۹۲۹ در زمان زمامداری موسولینی در فلورانس به دنیا آمد. نه ساله بود که جنگ جهانی دوم شروع شد و پدر او که از موسولینی نفرت داشت، وارد جنبش مقاومت زیرزمینی گردید. اوریانا هم گرچه بعدها نوشت که دو طرف جنگ تفاوت چندانی نداشتند اما به پدر کمک میکرد و تا پایان جنگ تجربههای وحشتناکی را پشت سر گذاشت. هنوز بیست ساله نشده بود که نوشتن در روزنامهها را آغاز نمود و به قول خودش قدرت واژهها را کشف کرد. به خاطر قدرت بیان بالا، درک خاص سیاسی، جسارت فوقالعاده به سرعت از نویسنده ستون کوچکی در یک روزنامه محلی، به خبرنگاری بینالمللی که برای تعدادی از معتبرترین نشریات اروپا قلم میزد تبدیل شد. هر جای دنیا که در آن زمان کانون خبری و رسانهای جنگ قدرت بین زورمداران میبود او را به خود جذب میکرد.
فالاچی در پی سالها فعالیت حرفهای خود، موفق به دریافت جوایز معتبر بسیاری (از جمله مدال طلای تلاش فرهنگی برلوسکونی، جایزه آمبرگنو درو؛ معتبرترین جایزه شهر میلان، جایزه آنی تیلور مرکز مطالعات فرهنگ عامه نیویورک و…) شد. او همچنین یک بار کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبیات گشت
در ایران نام اوریانا فالاچی در اواخر دهه چهل شمسی (دهه شصت میلادی) با ترجمه آثار وی علیه جنگ ویتنام و حکومتهای دیکتاتوری باقیمانده در اروپا (یونان، اسپانیا و پرتغال) مطرح گردید. وی یک بار در سال ۱۳۵۱ برای مصاحبه با محمد رضا پهلوی و بار دیگر در سال ۱۳۵۸ برای مصاحبه با روحالله خمینی و مهندس بازرگان به ایران سفر کرد. این مصاحبهها، آخرین بار در سال ۱۳۸۳ همراه با مصاحبه معمر قذافی، آریل شارون و لخ والسا در ایران منتشر شد.
اوریانا فالاچی که به لحاظ عقاید سیاسی از چپ بریده و راستگرا محسوب میشد، از نظر مذهبی یک «بیخدا» بهشمار میآمد؛ زیرا او ظاهراً به خدا ایمانی نداشت، اما گهگاهی تمایلاتی را به مسیحیت نشان میداد. به عنوان نمونه او در اگوست ۲۰۰۵ با پاپ بندیکت شانزدهم دیدار کرد.[۴]
او هنگامی که فهمید به نوعی سرطان قابل کنترل دچار است تصمیم گرفت دیگر کتاب ننویسد و بقیه عمر را به استراحت بپردازد. او با نگاه ویژهای که به زندگی داشت (که نه خدا را قبول داشت و نه خلقت تصادفی جهان و نه هیچ تئوری دیگری از لائیکها و دیگر دانشمندان بیخدا) گوشه گیرانه در آپارتمانش در نیویورک و ویلایش در توسکانی ایتالیا به زندگی مشغول بود. زمانی که حادثه یازده سپتامبر روی داد، اوریانا نتوانست در برابر این وسوسه بزرگ مقاومت کند. کتابی در اکتبر ۲۰۰۲ از او به چاپ رسید به نام خشم و غرور که در آن خواهان نابودی آنچه امروزه به نام اسلام مطرح است شدهاست. انتشار این کتاب سبب شد که فالاچی در سن هفتاد و دو سالگی مجبور باشد همواره تحت محافظت نیروهای پلیس قرار بگیرد. همچنین این کتاب پیگردهایی را برای نویسندهاش به دنبال داشت. اما تمام این مسایل حاشیهای مانع از فروش بالای این کتاب در سال ۲۰۰۲ در ایتالیا نشد.
مسلمانان در ایتالیا و فرانسه پس از انتشار این کتاب او را تهدید به مرگ کردند. اما پاسخ او این بود که: «من از نه سالگی با درد و مرگ دست و پنجه نرم کردهام. در ویتنام، در لبنان، مکزیک، بولیوی یا هر جای دیگر. اما از سال ۱۹۹۲ که زیر تیغ جراحی برای بهبود سرطان سینه قرار گرفتهام هر روز میمیرم.»
پس از حملات ۱۱ سپتامبر، فالاچی به انتقاد شدید از مسلمانان پرداخت و اعلام کرد در چند سال آینده اروپا مستعمره مسلمانان خواهد شد و آخرین کتابش اعتراض جمع کثیری از مسلمانان مقیم ایتالیا را برانگیخت. چند ماه گذشته نیز هنگامی که زمزمههای ساخت یک مرکز اسلامی در شهر سیینا قوت میگرفت فالاچی در مصاحبهای به خبرنگار نیویورکر گفت: «چنانچه مسلمانان این مرکز اسلامی را بسازند او با کمک دوستانش آن ساختمان را منفجر خواهد کرد.»
اوریانا فالاچی، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶، در سن هفتاد و هفت سالگی در کلینیک خصوصی سانتا کیارا در شهر فلورانس ایتالیا، بر اثر ابتلا به سرطان ریه درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#کلاسیسیسم (به انگلیسی: Classicism) جنبش هنری و فرهنگی ویژهٔ نیمهٔ دوم قرن هفدهم در اروپاست. این جنبش مبتنی بر آفرینش آثار هنری و ادبی با الهام از هنر باستان #یونان و #روم، و بازگشت به اصول و ارزشهای زیباییشناسی آنان است.
این جنبش تعریف دقیقی ندارد و در دانشنامههای مختلف از آن تعاریف گوناگون ذکر شدهاست.بهطور کلی کلاسیسیسم عبارت است از عقیده طرفداران تقلید از نویسندگان و هنرمندان یونان باستان یا روم، و نویسندگانقرن هفدهم فرانسه است. این مکتب در مقابل #باروک و #رمانتیسم قرار میگیرد.
کلمه #کلاسیک صفتی است که ریشه آن واژه لاتینیکلاسیکوس (classicus) و به معنی درجه اول است.صفت کلاسیک اولین بار در دورهٔ رنسانس برای سخن گفتن از نویسندگان درجه اول جامعه استفاده شد، یعنی کسانی که نوشتههای آنها در کلاسهای درس تدریس میشد. #کلاسیسیسم با شروع رنسانس در #ایتالیا ظهور کرد.
#مکتب_ادبی
قانون وحدت سهگانه (وحدت موضوع، وحدت زمان و وحدت مکان) از اصول فراموش نشدنی متون کلاسیک است.
درمتون #کلاسیک خواننده معمولاً با روند تعادل اولیه- عدم تعادل- رخداد و سپس تعادل ثانویه روبه رو است. نظرگاه متون کلاسیک معمولاً #دانای_کل است و این نوع متون به مسائل و همه امور جنبهٔ قطعیت میبخشند. دانای کل خدای متن است و هرچه او میگوید واقعیت مطلق شمرده میشود. در متون کلاسیک با پایان بسته و خوش روبروییم و توجه به بیان حوادث و اتفاقات بیرونی بر بیان دغدغههای درونی و فردی ارجحیت دارد.
اوج این آثار از یونان باستان آغاز شد و در قرن شانزدهم و هفدهم به اوج و شکوفایی رسید. در کشورهای انگلستان،فرانسه و آلمان در این قرن سخنور داشت.
#لافونتن، #مولیر، #پاسکال
✅اصول و قواعد
تقلید و نمایش از طبیعت
توجه و تقلید از قدیم
اصل عقل
آموزندگی و خوشایندی
اعتدال و میانه روی
نزاکت ادبی
حقیقت نمایی
#پدیدههای_این_مکتب
کمدی
تراژدی(موضوعات تراژدیهای کلاسیک افسانهای یا اسطورهای یا تاریخی و شخصیتهای آنها قهرمان هستند)
حماسی
تراژدی-کمدی
از بزرگترین #نمایشنامهنویسان کلاسیک میتوان #ژان_راسین و سپس #پییر_کورنی را نام برد. #ویکتور_هوگو از اولین نمایشنامهنویسان فرانسوی بود که این اصول را شکست.
#رمان
با وجود این که نوشتن رمان در قرن هفدهم رواج زیادی نداشت و اغلب رمانها توسط نویسندههایی ناشناس منتشر میشدند، نوآوریهای جدیدی در این زمینه دیده میشود. رمانهای کلاسیک، اغلب تحت تأثیر جریانهای #پرسیوزیته نیز در این عصر تحولات زیادی میکند. از رمانهای کلاسیک معروف میتوان آثار #مادام_دو_لافایت (به فرانسوی: Madame de La Fayette) بهویژه #دوشیزه_کلو (به فرانسوی: La Princesse de Clèves) را نام برد.
#کلاسیسیستها
آثار نویسندگان باستاننویس یونانی و آثار نویسندگان معروف قرن هفدهم فرانسه مانند #ژان_دو_لافونتن، #پاسکال، #راسین و #کرنی، آثار کلاسیک هستند.
✅هنرمند کلاسیک معتقد است که همه چیز گفته شده است ولی هیچ چیز کاملاً درک نشدهاست، بنابراین، حقایق باید در هر دوره تکرار شوند؛ بنابراین کلاسیکها تقلید از هنرمندان پیشین یونان و روم را عار نمی دانند و آثار آنان را در خور تعمق و تفکر می دانند و معتقدند که این آثار چیزهای تازهای برای خوانندگان خود دارند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#کلاسیسیسم (به انگلیسی: Classicism) جنبش هنری و فرهنگی ویژهٔ نیمهٔ دوم قرن هفدهم در اروپاست. این جنبش مبتنی بر آفرینش آثار هنری و ادبی با الهام از هنر باستان #یونان و #روم، و بازگشت به اصول و ارزشهای زیباییشناسی آنان است.
این جنبش تعریف دقیقی ندارد و در دانشنامههای مختلف از آن تعاریف گوناگون ذکر شدهاست.بهطور کلی کلاسیسیسم عبارت است از عقیده طرفداران تقلید از نویسندگان و هنرمندان یونان باستان یا روم، و نویسندگانقرن هفدهم فرانسه است. این مکتب در مقابل #باروک و #رمانتیسم قرار میگیرد.
کلمه #کلاسیک صفتی است که ریشه آن واژه لاتینیکلاسیکوس (classicus) و به معنی درجه اول است.صفت کلاسیک اولین بار در دورهٔ رنسانس برای سخن گفتن از نویسندگان درجه اول جامعه استفاده شد، یعنی کسانی که نوشتههای آنها در کلاسهای درس تدریس میشد. #کلاسیسیسم با شروع رنسانس در #ایتالیا ظهور کرد.
#مکتب_ادبی
قانون وحدت سهگانه (وحدت موضوع، وحدت زمان و وحدت مکان) از اصول فراموش نشدنی متون کلاسیک است.
درمتون #کلاسیک خواننده معمولاً با روند تعادل اولیه- عدم تعادل- رخداد و سپس تعادل ثانویه روبه رو است. نظرگاه متون کلاسیک معمولاً #دانای_کل است و این نوع متون به مسائل و همه امور جنبهٔ قطعیت میبخشند. دانای کل خدای متن است و هرچه او میگوید واقعیت مطلق شمرده میشود. در متون کلاسیک با پایان بسته و خوش روبروییم و توجه به بیان حوادث و اتفاقات بیرونی بر بیان دغدغههای درونی و فردی ارجحیت دارد.
اوج این آثار از یونان باستان آغاز شد و در قرن شانزدهم و هفدهم به اوج و شکوفایی رسید. در کشورهای انگلستان،فرانسه و آلمان در این قرن سخنور داشت.
#لافونتن، #مولیر، #پاسکال
✅اصول و قواعد
تقلید و نمایش از طبیعت
توجه و تقلید از قدیم
اصل عقل
آموزندگی و خوشایندی
اعتدال و میانه روی
نزاکت ادبی
حقیقت نمایی
#پدیدههای_این_مکتب
کمدی
تراژدی(موضوعات تراژدیهای کلاسیک افسانهای یا اسطورهای یا تاریخی و شخصیتهای آنها قهرمان هستند)
حماسی
تراژدی-کمدی
از بزرگترین #نمایشنامهنویسان کلاسیک میتوان #ژان_راسین و سپس #پییر_کورنی را نام برد. #ویکتور_هوگو از اولین نمایشنامهنویسان فرانسوی بود که این اصول را شکست.
#رمان
با وجود این که نوشتن رمان در قرن هفدهم رواج زیادی نداشت و اغلب رمانها توسط نویسندههایی ناشناس منتشر میشدند، نوآوریهای جدیدی در این زمینه دیده میشود. رمانهای کلاسیک، اغلب تحت تأثیر جریانهای #پرسیوزیته نیز در این عصر تحولات زیادی میکند. از رمانهای کلاسیک معروف میتوان آثار #مادام_دو_لافایت (به فرانسوی: Madame de La Fayette) بهویژه #دوشیزه_کلو (به فرانسوی: La Princesse de Clèves) را نام برد.
#کلاسیسیستها
آثار نویسندگان باستاننویس یونانی و آثار نویسندگان معروف قرن هفدهم فرانسه مانند #ژان_دو_لافونتن، #پاسکال، #راسین و #کرنی، آثار کلاسیک هستند.
✅هنرمند کلاسیک معتقد است که همه چیز گفته شده است ولی هیچ چیز کاملاً درک نشدهاست، بنابراین، حقایق باید در هر دوره تکرار شوند؛ بنابراین کلاسیکها تقلید از هنرمندان پیشین یونان و روم را عار نمی دانند و آثار آنان را در خور تعمق و تفکر می دانند و معتقدند که این آثار چیزهای تازهای برای خوانندگان خود دارند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#مکتب_ادبی
#رمانتیسمی
رُمانتیسم (به فرانسوی: Romantisme) یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم (به انگلیسی: Romanticism) عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد، #رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری بهشمار آورد،⬅️از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم میشود: یکی دستهٔ خردگرا ، و دوم دستهٔ احساسات یا بهطور دقیقتر، والاترینها و زیباییها.
⬅️فلاسفه عصر روشنگری، #عقل را محور،،فلاسفه #نیوتن #جان_لاک اعتقاد به #تجربه داشتند,اینجا بود که گزینه سومی که شامل #احساس بود وارد شد(رمانتیسم).رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپارشد کرد،رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری میدانند (اشاره به برلین).ابتدا صفت #رمانتیک بود که کمکم در قرن #هفدهم میلادی در بیشتر زبانهای اروپایی بر سر زبانها افتاد
کلمه لاتینی #رومانتیکو به داستانهایی گفته میشد که به زبانهای عامیانه اروپا نوشته شده باشند(و نه به زبان لاتین)
خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آنگونه که بودند تصور نمیکردند بلکه آنگونه که میخواستند باشد تجسم میساختند؛ بنابراین #رمانتیسم در برابر #واقعگرایی بود.
#ژان_ژاک_روسو از مهمترین متفکرین #رمانتیک میگوید: «در نهایت، عقل راهی را در پیش میگیرد که قلب حکم میکند».
✅رمانتیسیسم در
#موسیقی
#موسیقی #ارنست_هوفمان، #بتهوون، #شوپن،
#شوبرت، #فلیکس_مندلسون،#روبرت_شومان، #فرانتس_لیست، #برامس،
#هکتور_برلیوز، #یوهان_اشتراوس، #آنتوان_بروکنر،
#ریچارد_واگنر و
#پیتر_ایلیچ_چایکوفسکی از برجستهترین موسیقیدانان و آهنگسازان رمانتیک محسوب میشوند.
#ادبیات
#فرانسه: #ویکتور_هوگو ( #بنیانگذار)، #ژان_ژاک_روسو، #شاتوبریان، #لامارتین، #استاندال،
#الکساندر_دوما.
#انگلستان: #ویلیام_وردزورث،
#لرد_بایرون، #ویلیام_بلیک،
#ساموئل_تیلور_کالریج.
#آلمان: #گوته، #شیلر.
#ایتالیا: #مانتسونی و #لئوپاردی.
#اسپانیا: #سوریلیا.
#روسیه: #پوشکین، #لرمانتوف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#مکاتب_ادبی
#مکتب_ادبی
#رمانتیسمی
رُمانتیسم (به فرانسوی: Romantisme) یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم (به انگلیسی: Romanticism) عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد، #رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری بهشمار آورد،⬅️از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم میشود: یکی دستهٔ خردگرا ، و دوم دستهٔ احساسات یا بهطور دقیقتر، والاترینها و زیباییها.
⬅️فلاسفه عصر روشنگری، #عقل را محور،،فلاسفه #نیوتن #جان_لاک اعتقاد به #تجربه داشتند,اینجا بود که گزینه سومی که شامل #احساس بود وارد شد(رمانتیسم).رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپارشد کرد،رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری میدانند (اشاره به برلین).ابتدا صفت #رمانتیک بود که کمکم در قرن #هفدهم میلادی در بیشتر زبانهای اروپایی بر سر زبانها افتاد
کلمه لاتینی #رومانتیکو به داستانهایی گفته میشد که به زبانهای عامیانه اروپا نوشته شده باشند(و نه به زبان لاتین)
خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آنگونه که بودند تصور نمیکردند بلکه آنگونه که میخواستند باشد تجسم میساختند؛ بنابراین #رمانتیسم در برابر #واقعگرایی بود.
#ژان_ژاک_روسو از مهمترین متفکرین #رمانتیک میگوید: «در نهایت، عقل راهی را در پیش میگیرد که قلب حکم میکند».
✅رمانتیسیسم در
#موسیقی
#موسیقی #ارنست_هوفمان، #بتهوون، #شوپن،
#شوبرت، #فلیکس_مندلسون،#روبرت_شومان، #فرانتس_لیست، #برامس،
#هکتور_برلیوز، #یوهان_اشتراوس، #آنتوان_بروکنر،
#ریچارد_واگنر و
#پیتر_ایلیچ_چایکوفسکی از برجستهترین موسیقیدانان و آهنگسازان رمانتیک محسوب میشوند.
#ادبیات
#فرانسه: #ویکتور_هوگو ( #بنیانگذار)، #ژان_ژاک_روسو، #شاتوبریان، #لامارتین، #استاندال،
#الکساندر_دوما.
#انگلستان: #ویلیام_وردزورث،
#لرد_بایرون، #ویلیام_بلیک،
#ساموئل_تیلور_کالریج.
#آلمان: #گوته، #شیلر.
#ایتالیا: #مانتسونی و #لئوپاردی.
#اسپانیا: #سوریلیا.
#روسیه: #پوشکین، #لرمانتوف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_جالب_انگشت_گالیله !
- اگر به کشور #ایتالیا و شهر #فلورانس بروید، از هر کسی که بپرسید #گالیله کجا دفن شده است، خیلی سریع #کلیسای معروف di_Santa_Croce# را معرفی میکند.
- زمانی که گالیله در سال ۱۶۴۲ درگذشت، #دوک_بزرگ شهر #توسکانی تصمیم گرفت تا جسد او را در کنار مقبره پدر و نیاکانش دفن کند، اما چون گالیله به عنوان یک ملحد اعلام و معرفی شده بود، در یک اتاق کوچک نزدیک #کلیسای #نو_ایمان_ها دفن شد!
- بعد از اینکه کلیسا متوجه اشتباه خود شد و آن را اعلام کرد، در سال ۱۷۳۷ مقبره او #نبش_قبر شد و بقایای بدنش با احترام کامل در #بخش_اصلی کلیسا دفن شد.
- قبل از اینکه دوباره دفن شود، بعضی از طرفداران افراطی او چند سوغاتی از گالیله را نگه داشتند: و سه #انگشت از انگشتان دست، #دندان و #ستون_فقرات او. ستون فقرات او در دانشگاه Padua، جایی که گالیله سالها در آن تدریس میکرده نگهداری میشود و انگشتان گالیله نسل به نسل از یک #کلکسیونر به کلکسیونر دیگر رسید
تااینکه در سال ۱۹۰۵ کاملا گم شد.
ولی در سال ۲۰۰۹ مجدداً پیدا شد.
- امروزه بازدید کنندگان این کلیسا میتوانند انگشت گالیله را در جامی شیشهای و تخم مرغی شکل ببینند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_جالب_انگشت_گالیله !
- اگر به کشور #ایتالیا و شهر #فلورانس بروید، از هر کسی که بپرسید #گالیله کجا دفن شده است، خیلی سریع #کلیسای معروف di_Santa_Croce# را معرفی میکند.
- زمانی که گالیله در سال ۱۶۴۲ درگذشت، #دوک_بزرگ شهر #توسکانی تصمیم گرفت تا جسد او را در کنار مقبره پدر و نیاکانش دفن کند، اما چون گالیله به عنوان یک ملحد اعلام و معرفی شده بود، در یک اتاق کوچک نزدیک #کلیسای #نو_ایمان_ها دفن شد!
- بعد از اینکه کلیسا متوجه اشتباه خود شد و آن را اعلام کرد، در سال ۱۷۳۷ مقبره او #نبش_قبر شد و بقایای بدنش با احترام کامل در #بخش_اصلی کلیسا دفن شد.
- قبل از اینکه دوباره دفن شود، بعضی از طرفداران افراطی او چند سوغاتی از گالیله را نگه داشتند: و سه #انگشت از انگشتان دست، #دندان و #ستون_فقرات او. ستون فقرات او در دانشگاه Padua، جایی که گالیله سالها در آن تدریس میکرده نگهداری میشود و انگشتان گالیله نسل به نسل از یک #کلکسیونر به کلکسیونر دیگر رسید
تااینکه در سال ۱۹۰۵ کاملا گم شد.
ولی در سال ۲۰۰۹ مجدداً پیدا شد.
- امروزه بازدید کنندگان این کلیسا میتوانند انگشت گالیله را در جامی شیشهای و تخم مرغی شکل ببینند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#ایتالیا_آمریکا
#ماریو_پوزو
ماریو جیانلویجی پوزو نویسنده ایتالیایی آمریکایی و برنده دوباره جایزه اسکار در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ میباشد. شهرت ماریو پوزو به خاطر رمانهای مافیایی وی و علیالخصوص رمان پدر خوانده که مبنای ساخت فیلمی به همین اسم در سال ۱۹۷۲ و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا شد میباشد.
🔹پوزو در یک خانواده مهاجر فقیر که از ناپل ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بود متولد شد. وی پس از فارغ تحصیل شدن از سیتی کالج نیویورک در دوران جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آمریکا پیوست ولی به علت کم بینایی اجازه رزم به وی ندادند و به عنوان افسر روابط عمومی در آلمان گمارده شد.پس از جنگ جهانی وی اولین کتابش به نام عرصه تاریک (The Dark Arena) را نوشت که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.
🔹اثر مطرح پوزو به نام پدر خوانده در سال ۱۹۶۹ منتشر شد وی بعدها در مصاحبهای با لری کینگ انگیزه اصلی خود از نوشتن این کتاب را کسب درآمد عنوان نمود. سرانجام به علت نارسایی قلبی و در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۹ پوزو در خانه شخصیش در نیویورک فوت کرد.
🔹رمان پدرخوانده مانند دیگر آثار پوزو، زندگی سنتی و بر پایه اصول مشخص خاندانهای مافیایی را به تصویر میکشد. ولی پوزو در این اثر فرجام گروههای مافیایی و دور شدن نسل جدید خانواده از ارزشهای پدران خود را روایت کرده است. حبیبالله شهبازی در مقدمهی کتاب در اینباره نوشته است: «نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان ندارند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از اصل خود، که قدرتمند و ثروتمندشان کرد، دور شده و نابود میشوند. و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد: کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر. و اکنون مافیا همهجا هست: از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیرگاو و ترهبار و کود حیوانی!»
مقدمه زائر(مهاجر) خوشبخت
🔹در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند.
ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #زائر_خوشبخت (مهاجر خوشبخت)
نویسنده : ماریو پوزو
📝 در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمرهی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند. ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔹آثار
صحنهیِ تاریکی
مسافر خوشبخت
فرار تابستانی دیوید شاو
پدرخوانده
احمقها میمیرند
سیسیلی
چهارمین کا
آخرین پدرخوانده
اُمرتا
خانواده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#ایتالیا_آمریکا
#ماریو_پوزو
ماریو جیانلویجی پوزو نویسنده ایتالیایی آمریکایی و برنده دوباره جایزه اسکار در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ میباشد. شهرت ماریو پوزو به خاطر رمانهای مافیایی وی و علیالخصوص رمان پدر خوانده که مبنای ساخت فیلمی به همین اسم در سال ۱۹۷۲ و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا شد میباشد.
🔹پوزو در یک خانواده مهاجر فقیر که از ناپل ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بود متولد شد. وی پس از فارغ تحصیل شدن از سیتی کالج نیویورک در دوران جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آمریکا پیوست ولی به علت کم بینایی اجازه رزم به وی ندادند و به عنوان افسر روابط عمومی در آلمان گمارده شد.پس از جنگ جهانی وی اولین کتابش به نام عرصه تاریک (The Dark Arena) را نوشت که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.
🔹اثر مطرح پوزو به نام پدر خوانده در سال ۱۹۶۹ منتشر شد وی بعدها در مصاحبهای با لری کینگ انگیزه اصلی خود از نوشتن این کتاب را کسب درآمد عنوان نمود. سرانجام به علت نارسایی قلبی و در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۹ پوزو در خانه شخصیش در نیویورک فوت کرد.
🔹رمان پدرخوانده مانند دیگر آثار پوزو، زندگی سنتی و بر پایه اصول مشخص خاندانهای مافیایی را به تصویر میکشد. ولی پوزو در این اثر فرجام گروههای مافیایی و دور شدن نسل جدید خانواده از ارزشهای پدران خود را روایت کرده است. حبیبالله شهبازی در مقدمهی کتاب در اینباره نوشته است: «نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان ندارند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از اصل خود، که قدرتمند و ثروتمندشان کرد، دور شده و نابود میشوند. و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد: کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر. و اکنون مافیا همهجا هست: از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیرگاو و ترهبار و کود حیوانی!»
مقدمه زائر(مهاجر) خوشبخت
🔹در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند.
ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #زائر_خوشبخت (مهاجر خوشبخت)
نویسنده : ماریو پوزو
📝 در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمرهی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند. ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔹آثار
صحنهیِ تاریکی
مسافر خوشبخت
فرار تابستانی دیوید شاو
پدرخوانده
احمقها میمیرند
سیسیلی
چهارمین کا
آخرین پدرخوانده
اُمرتا
خانواده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity