🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
نوشتهاى از "دالتون ترومبو" نويسنده و فيلمنامه نویس امريكايى:
یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.
در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند.
و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمیم. آدمهای خیلی معمولی.
#James_Dalton_Trumbo
1905 – 1976
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
نوشتهاى از "دالتون ترومبو" نويسنده و فيلمنامه نویس امريكايى:
یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.
در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند.
و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمیم. آدمهای خیلی معمولی.
#James_Dalton_Trumbo
1905 – 1976
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_هنرمند_چارلز_لو_برون
❐ فیزیوگنومی
فیزیوگنومی ، مطالعه مطابقت سیستماتیک ویژگی های روانی با ویژگی های صورت یا ساختار بدن. از آنجایی که بیشتر تلاشها برای مشخص کردن چنین روابطی بیاعتبار شده است، فیزیوگنومی گاهی به معنای شبهعلم است. قیافهشناسی توسط کسانی که آن را هم بهعنوان شیوهای برای تمایز از نظر ظاهر و هم بهعنوان روشی برای پیشگویی از شکل و ویژگی در نظر میگرفتند.
فیزیوگنومی قدمت زیادی دارد و در دوران باستان و قرون وسطی ادبیات گسترده ای داشته است. از آنجایی که گاهی اوقات نقصهای ژنتیکی با ویژگیهای فیزیکی آشکار میشوند ( مثلاً ظاهر مشخصه سندرم داون ، با چشمهای مایل به بالا و صورت پهن و صاف)، برخی از عناصر فیزیوگنومی در فیزیولوژی و بیوشیمی تکامل یافتهاند.
در جنبه دوم آن (یعنی پیشگویی از شکل و ویژگی )مربوط به طالع بینی و سایر اشکال پیشگویی بود و این جنبه از موضوع در ادبیات خیالی قرون وسطی بزرگ شد. در قدیمی ترین ادبیات کلاسیک ، از جمله هومر و بقراط، شواهدی وجود دارد که قیافه شناسی بخشی از کهن ترین فلسفه عملی را تشکیل می داد.
تأثیر فیزیوگنومی را می توان در سراسر هنر اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ مشاهده کرد. به ویژه در قرن هجدهم، فیلسوفان طبیعی ویژگی های «ایده آل» موجود در مجسمه سازی کلاسیک را پذیرفتند، که به اشتباه تصور می شد نمایانگر ظاهر باستانیان است. برتری فرهنگی مفروض یونان باستان به این ویژگی ها پیوست که توسط هنرمندان اروپایی پذیرفته شد و بارها و بارها به تصویر کشیده شد. "دیگران" - مانند آسیایی ها و آفریقایی ها - نه تنها کمتر زیبا بودند، بلکه کمتر اخلاقی بودند.
❐ فیزیوگنومی و هنر: رابطه ای غنی اما نادیده گرفته شده
چهره ای که به عنوان دوستانه یا خصمانه تلقی می شود، نمونه ای معمولی از چهره شناسی است، و به همین ترتیب، اشیا (کوه در حال غوطه وری، گلی آرام) و رویدادها (جمعیت منتظر، حرکتی تهدیدآمیز) نیز هستند. این معانی عاطفی و شناختی در اصطلاح پدیدارشناختی به طور طبیعی، خود به خود و بدون تأخیر پدیدار می شوند. در این مقاله جایگاه فیزیوگنومی در هنرها، هم به طور کلی و هم برای فرم های خاص، همراه با ارتباط آن با خلاقیت و زیبایی شناسی معرفی می شود.
هنرمندان بهویژه با جلوههای ظاهری آدمها، اشیاء، صحنهها و رویدادهایی که «میخواهند شنیده شوند» هماهنگ هستند. نبض های هیجان انگیز آنها هنرمندان را به چالش می کشد تا پیام های بصری، شنیداری، نوشتاری و متنی را به صورت تخیلی ترجمه کنند. رنگ ها، اشکال، صداها، کلمات و حرکات دستکاری شده و به موسیقی، نقاشی، ادبیات و دیگر اشکال هنری تبدیل می شوند. از این رو، همبستگی مثبتی بین خلاقیت و چهره شناسی وجود دارد (به عنوان مثال، Dailey، Martindale، و Borkum، ۱۹۹۷). هنرمندان خلاق، که در برابر صداها و سایر محرکها باز هستند، آنچه را که شنیدن، دیدن، لمس کردن و توجه کردن برای اکثر ما دشوار است، تشخیص میدهند. جریان های زیرین بیانی یک نقاشی و هنرهای دیگر اگر از معانی تحت اللفظی، ملموس، صریح و دلالتی فراتر نمی روند، مکمل هستند.
جریان های زیرین فیزیوگنومیک توجه مخاطبان هنر، از جمله خوانندگان ادبیات را که به ظرایف ظریف آثار هنری حساس هستند، به خود جلب می کند. آنچه را که در یک نقاشی یا مجسمه می بینند، در یک داستان می خوانند، در یک رقص مشاهده می کنند، در یک تئاتر می شنوند، و در یک کنسرت به آن گوش می دهند، تسهیل و تقویت می شود، به راحتی مورد توجه قرار می گیرد و درک می شود، به شدت احساس می شود، و به معنای واقعی تری نسبت می دهد. جریان های زیرزمینی غیر هنری به ندرت باعث چنین نشاط هایی می شود.
حساسیت بالا به ویژه برای هنری که ناآشنا، انتزاعی و آوانگارد است، مانند یک نقاشی کوبیست از پیکاسو یا یک قطعه استراوینسکی اولیه، که در آن کمی ارجاع روشن و متعارف است، استقبال می شود. امتیازات حداقل، نامربوط و یا وجود ندارند.
مخاطبان هنر نسبت به واکنش نشان دادن به افیشنهای فیزیوگنومیک، بر خلاف رویکرد معمولی آنها نسبت به غیرهنر، که امری واقعی، عملگرا، قاعدهمند، معمولی، کلیشهای و سودمند است، باز هستند. علاوه بر این، واکنشها به هنر تحت فشاری ضمنی برای درست بودن نیست. برخلاف اشیاء روزمره، هنر قرار نیست به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود. از این رو، مخاطبان از اینکه پرتره رامبراند را «بازتابنده» بنامند، ناراحتی کمی دارند.
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_هنرمند_چارلز_لو_برون
❐ فیزیوگنومی
فیزیوگنومی ، مطالعه مطابقت سیستماتیک ویژگی های روانی با ویژگی های صورت یا ساختار بدن. از آنجایی که بیشتر تلاشها برای مشخص کردن چنین روابطی بیاعتبار شده است، فیزیوگنومی گاهی به معنای شبهعلم است. قیافهشناسی توسط کسانی که آن را هم بهعنوان شیوهای برای تمایز از نظر ظاهر و هم بهعنوان روشی برای پیشگویی از شکل و ویژگی در نظر میگرفتند.
فیزیوگنومی قدمت زیادی دارد و در دوران باستان و قرون وسطی ادبیات گسترده ای داشته است. از آنجایی که گاهی اوقات نقصهای ژنتیکی با ویژگیهای فیزیکی آشکار میشوند ( مثلاً ظاهر مشخصه سندرم داون ، با چشمهای مایل به بالا و صورت پهن و صاف)، برخی از عناصر فیزیوگنومی در فیزیولوژی و بیوشیمی تکامل یافتهاند.
در جنبه دوم آن (یعنی پیشگویی از شکل و ویژگی )مربوط به طالع بینی و سایر اشکال پیشگویی بود و این جنبه از موضوع در ادبیات خیالی قرون وسطی بزرگ شد. در قدیمی ترین ادبیات کلاسیک ، از جمله هومر و بقراط، شواهدی وجود دارد که قیافه شناسی بخشی از کهن ترین فلسفه عملی را تشکیل می داد.
تأثیر فیزیوگنومی را می توان در سراسر هنر اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ مشاهده کرد. به ویژه در قرن هجدهم، فیلسوفان طبیعی ویژگی های «ایده آل» موجود در مجسمه سازی کلاسیک را پذیرفتند، که به اشتباه تصور می شد نمایانگر ظاهر باستانیان است. برتری فرهنگی مفروض یونان باستان به این ویژگی ها پیوست که توسط هنرمندان اروپایی پذیرفته شد و بارها و بارها به تصویر کشیده شد. "دیگران" - مانند آسیایی ها و آفریقایی ها - نه تنها کمتر زیبا بودند، بلکه کمتر اخلاقی بودند.
❐ فیزیوگنومی و هنر: رابطه ای غنی اما نادیده گرفته شده
چهره ای که به عنوان دوستانه یا خصمانه تلقی می شود، نمونه ای معمولی از چهره شناسی است، و به همین ترتیب، اشیا (کوه در حال غوطه وری، گلی آرام) و رویدادها (جمعیت منتظر، حرکتی تهدیدآمیز) نیز هستند. این معانی عاطفی و شناختی در اصطلاح پدیدارشناختی به طور طبیعی، خود به خود و بدون تأخیر پدیدار می شوند. در این مقاله جایگاه فیزیوگنومی در هنرها، هم به طور کلی و هم برای فرم های خاص، همراه با ارتباط آن با خلاقیت و زیبایی شناسی معرفی می شود.
هنرمندان بهویژه با جلوههای ظاهری آدمها، اشیاء، صحنهها و رویدادهایی که «میخواهند شنیده شوند» هماهنگ هستند. نبض های هیجان انگیز آنها هنرمندان را به چالش می کشد تا پیام های بصری، شنیداری، نوشتاری و متنی را به صورت تخیلی ترجمه کنند. رنگ ها، اشکال، صداها، کلمات و حرکات دستکاری شده و به موسیقی، نقاشی، ادبیات و دیگر اشکال هنری تبدیل می شوند. از این رو، همبستگی مثبتی بین خلاقیت و چهره شناسی وجود دارد (به عنوان مثال، Dailey، Martindale، و Borkum، ۱۹۹۷). هنرمندان خلاق، که در برابر صداها و سایر محرکها باز هستند، آنچه را که شنیدن، دیدن، لمس کردن و توجه کردن برای اکثر ما دشوار است، تشخیص میدهند. جریان های زیرین بیانی یک نقاشی و هنرهای دیگر اگر از معانی تحت اللفظی، ملموس، صریح و دلالتی فراتر نمی روند، مکمل هستند.
جریان های زیرین فیزیوگنومیک توجه مخاطبان هنر، از جمله خوانندگان ادبیات را که به ظرایف ظریف آثار هنری حساس هستند، به خود جلب می کند. آنچه را که در یک نقاشی یا مجسمه می بینند، در یک داستان می خوانند، در یک رقص مشاهده می کنند، در یک تئاتر می شنوند، و در یک کنسرت به آن گوش می دهند، تسهیل و تقویت می شود، به راحتی مورد توجه قرار می گیرد و درک می شود، به شدت احساس می شود، و به معنای واقعی تری نسبت می دهد. جریان های زیرزمینی غیر هنری به ندرت باعث چنین نشاط هایی می شود.
حساسیت بالا به ویژه برای هنری که ناآشنا، انتزاعی و آوانگارد است، مانند یک نقاشی کوبیست از پیکاسو یا یک قطعه استراوینسکی اولیه، که در آن کمی ارجاع روشن و متعارف است، استقبال می شود. امتیازات حداقل، نامربوط و یا وجود ندارند.
مخاطبان هنر نسبت به واکنش نشان دادن به افیشنهای فیزیوگنومیک، بر خلاف رویکرد معمولی آنها نسبت به غیرهنر، که امری واقعی، عملگرا، قاعدهمند، معمولی، کلیشهای و سودمند است، باز هستند. علاوه بر این، واکنشها به هنر تحت فشاری ضمنی برای درست بودن نیست. برخلاف اشیاء روزمره، هنر قرار نیست به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود. از این رو، مخاطبان از اینکه پرتره رامبراند را «بازتابنده» بنامند، ناراحتی کمی دارند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما آدم ها در زمانِ ناچارى ياد مي گيريم، رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.
نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته مي شود.
شنا كردن را، وقتی تا چشم كار مي كند آب است.
درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.
سنگ بودن را وقتی خاک ها جارو مي شوند و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.
تحمل كردن. اين واژه مغموم.
زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشمها نشت پيدا نكند.
ما آدمها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد مي گيريم طبيب خود بودن را.
#مهتاب_خلیفپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما آدم ها در زمانِ ناچارى ياد مي گيريم، رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.
نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته مي شود.
شنا كردن را، وقتی تا چشم كار مي كند آب است.
درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.
سنگ بودن را وقتی خاک ها جارو مي شوند و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.
تحمل كردن. اين واژه مغموم.
زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشمها نشت پيدا نكند.
ما آدمها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد مي گيريم طبيب خود بودن را.
#مهتاب_خلیفپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
شاید بهتر باشه تو هم بدانی. بگذار بگویمت که قصد دارم تا آخر به گناهانم ادامه دهم. چون گناه شیرین است. همه به آن بد میگویند، اما همگی آدمها در آن زندگی میکنند. منتها دیگران در خفا انجامش میدهند و من در عیان؛ و این است که دیگر گناهکاران به خاطر سادگیام بر من میتازند.
👤 #_داستایوفسکی
📚ابله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
شاید بهتر باشه تو هم بدانی. بگذار بگویمت که قصد دارم تا آخر به گناهانم ادامه دهم. چون گناه شیرین است. همه به آن بد میگویند، اما همگی آدمها در آن زندگی میکنند. منتها دیگران در خفا انجامش میدهند و من در عیان؛ و این است که دیگر گناهکاران به خاطر سادگیام بر من میتازند.
👤 #_داستایوفسکی
📚ابله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
امروزه باستانشناس نشان داده که از زدن دوپارهی سنگ به یکدیگر بود که انسان نخست به راز آتشافروزی پی برد و این با داستان ایرانی جور میآید و باید به آن بالید که آن را نیک بهیادگار زنده نگاه داشتهایم.
.
❇️ آتش و نور از دیدگاه بینش زرتشـتی🔥:
آتش یکی از شگفتیهای زاستار است.
این آخشیج(:عنصر) و مادهی به ظاهر بیجان را بنگریم که چگونه دارای انرژی و توان و جوش و جنبش است و آنهم همواره رو به بالا و سرفراز.
آتش با نور خود پیرامون را روشن میسازد و با روشن کردن و نمودار ساختن راستین پیرامونش جایی برای تاریکی باقی نمیگزارد.
از بن تاریکی از خود هستی نداشته و کمبودِ نور است. آیا براستی دانش و آگاهی و خردمندی هم مانند نور نیست که انسان با داشتن و بدست آوردن آن از تاریکیها بیرون آمده، آگاه و روشن میشود و مگر اهورامزدا همین سرچشمهی دانش و راستینگی و آگاهی تمام نیست و مگر نمیتوان اهورامزدا را با نور نمودار ساخت. پس از اینروست که زرتشتیان همواره نور را بهترین نماد و نشانهی آفریدگار دانسته و رو به آن نیایش میکنند.
آتش را نیز که شیوهی پیدایش نور در زندگی تاریک آدمها گشت از همینرو ارج مینهند و مانند دیگر آخشیجهای زاستاری و سرتاسر زاستار و آفرینش خوب اهورایی ستایش میکنند. پس آتش را فروزان کردن و به آن نگریستن و از آن ستایش کردن، آتش پرستی نیست وانگه گرامی داشتن خدای بزرگ است و نیایش کردن به او.
بگفتهی بزرگان زرتشتی، برگزیدن آتش در دین زرتشتی بهعنوان نماد و نیایش سوی است. از اینروست که باور دارد انسان باید: مانند آتش پاک و درخشان باشد.
همانگونه که فروزههای آتش پیوسته بهسوی بالا در جنبش است انسان نیز باید کوشش بر آن باشد تا همواره بهسوی والایی و رسایی پیشروی نماید.
همچنان که فروزههای آتش هرگز بهسوی پایین کشیده نمیشوند، انسان نیز نباید بهسوی خواهشهای پست نفسانی به پایین کشیده شود و همیشه آرمانهای بزرگ مینویی را در دیده داشته باشد تا به فرهیختگی و والایی انسانیت برسد.
همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و هرگز خود آلوده نمیشود انسان نیز باید با بدی و زشتی بجنگد بدون اینکه خود آلوده به بدی شود.
همانگونه که آتش درخشنده است و همه چیزها را درخشان میکند یک فرد زرتشتی هم باید از فروغ دانش و بینش خود دیگران را سیراب کند و از فروغ نیکی (اشا) یعنی پاکی نظام هستی برخودار باشد.
آتش سرچشمه زیبایی و پایه زندگی است آتش همواره کوشا و بیقرار بوده و تا پایان زندگی خود دمی از کوشش باز نمیایستد و انسان هم بایستی مانند آتش کوششگر بوده و از کار و کوشش باز نایستد.
آن آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک میکند جز اَشا چیز دیگری نیست که از راه فروزههای سهگانه #اندیشه - #گفتار و #کردار نیک) بدست میآید.
🔥آتش در #گاتها📗:
در گاتاها کموبیش ۸بار از آتش نام برده شدهاست. آن نور و روشنایی خرد است. (هاتهای۳-۴و۶-۱۲)
و نور روشناییبخش (۱۹-۴و۹-۱۶) و گرما (۴-۸) که به آدمهای هم خوب و هم بد کمک میکند تا شادی را دریابند. آتش کمک میکند تا در جستجوی راستی و درستی بر آن تمرکز اندیشهای کرد (۹-۸) و اندیشه را روشن میگرداند تا ابزار جلوگیری از خطر فراهم شود.(۷-۱۱).
آتش گامهایی نماد خرد افزایندهی اهورایی است در انسانها و روشنگر ذهن در کار اندیشهی ژرف است.
در اینجا دو نیایش کوتاه، یکی از هفت هات (هپتنگ هاییتیHaptang Haiti و دیگری از آتش نیایش اوستایی آورده میشود که نشانگر نقش نمادین آتش بوده و همچنین بازتابی از آن همبودین هستند که زرتشتیان خواهان آن میباشند:
در پیرامون این آتش، پیش از هر چیز ای اهورامزدا ما پیش تو میآییم از راه افزایندهترین مینویی با روشنی، گرما و نیرو (نمادین شده بوسیلهی آتش). آنرا میستاییم زیرا که تو آنرا دارای ستایش کردهای. آتش، تو از آن اهورای دانا هستی. تو نماد افزایندهترین مینویی او هستی و این از شایستهترین نامهای توست. برای همین ای نور مزدای دانا، ما گرد تو میآییم.
به من ارزانی کن ای آتش، ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان، پناه آسان، زندگی آسان، آسایش فراوان، پناه فراوان، زندگی فراوان، فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان، هوشیاری روان،
پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان پس از آن دلیری و مردانگی، استواری، هوشیاری، بیداری فرزندان برومند و رسا و کاردان، کشور دار و انجمنآرا، بالیده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و سازمان برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ و روشنایی بخشند.
.
❇️ سخنی کوتاه درباره #آتشکده و آتشکدهها🔥:
نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یک سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بودهاست.
.
❇️ آتش و نور از دیدگاه بینش زرتشـتی🔥:
آتش یکی از شگفتیهای زاستار است.
این آخشیج(:عنصر) و مادهی به ظاهر بیجان را بنگریم که چگونه دارای انرژی و توان و جوش و جنبش است و آنهم همواره رو به بالا و سرفراز.
آتش با نور خود پیرامون را روشن میسازد و با روشن کردن و نمودار ساختن راستین پیرامونش جایی برای تاریکی باقی نمیگزارد.
از بن تاریکی از خود هستی نداشته و کمبودِ نور است. آیا براستی دانش و آگاهی و خردمندی هم مانند نور نیست که انسان با داشتن و بدست آوردن آن از تاریکیها بیرون آمده، آگاه و روشن میشود و مگر اهورامزدا همین سرچشمهی دانش و راستینگی و آگاهی تمام نیست و مگر نمیتوان اهورامزدا را با نور نمودار ساخت. پس از اینروست که زرتشتیان همواره نور را بهترین نماد و نشانهی آفریدگار دانسته و رو به آن نیایش میکنند.
آتش را نیز که شیوهی پیدایش نور در زندگی تاریک آدمها گشت از همینرو ارج مینهند و مانند دیگر آخشیجهای زاستاری و سرتاسر زاستار و آفرینش خوب اهورایی ستایش میکنند. پس آتش را فروزان کردن و به آن نگریستن و از آن ستایش کردن، آتش پرستی نیست وانگه گرامی داشتن خدای بزرگ است و نیایش کردن به او.
بگفتهی بزرگان زرتشتی، برگزیدن آتش در دین زرتشتی بهعنوان نماد و نیایش سوی است. از اینروست که باور دارد انسان باید: مانند آتش پاک و درخشان باشد.
همانگونه که فروزههای آتش پیوسته بهسوی بالا در جنبش است انسان نیز باید کوشش بر آن باشد تا همواره بهسوی والایی و رسایی پیشروی نماید.
همچنان که فروزههای آتش هرگز بهسوی پایین کشیده نمیشوند، انسان نیز نباید بهسوی خواهشهای پست نفسانی به پایین کشیده شود و همیشه آرمانهای بزرگ مینویی را در دیده داشته باشد تا به فرهیختگی و والایی انسانیت برسد.
همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و هرگز خود آلوده نمیشود انسان نیز باید با بدی و زشتی بجنگد بدون اینکه خود آلوده به بدی شود.
همانگونه که آتش درخشنده است و همه چیزها را درخشان میکند یک فرد زرتشتی هم باید از فروغ دانش و بینش خود دیگران را سیراب کند و از فروغ نیکی (اشا) یعنی پاکی نظام هستی برخودار باشد.
آتش سرچشمه زیبایی و پایه زندگی است آتش همواره کوشا و بیقرار بوده و تا پایان زندگی خود دمی از کوشش باز نمیایستد و انسان هم بایستی مانند آتش کوششگر بوده و از کار و کوشش باز نایستد.
آن آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک میکند جز اَشا چیز دیگری نیست که از راه فروزههای سهگانه #اندیشه - #گفتار و #کردار نیک) بدست میآید.
🔥آتش در #گاتها📗:
در گاتاها کموبیش ۸بار از آتش نام برده شدهاست. آن نور و روشنایی خرد است. (هاتهای۳-۴و۶-۱۲)
و نور روشناییبخش (۱۹-۴و۹-۱۶) و گرما (۴-۸) که به آدمهای هم خوب و هم بد کمک میکند تا شادی را دریابند. آتش کمک میکند تا در جستجوی راستی و درستی بر آن تمرکز اندیشهای کرد (۹-۸) و اندیشه را روشن میگرداند تا ابزار جلوگیری از خطر فراهم شود.(۷-۱۱).
آتش گامهایی نماد خرد افزایندهی اهورایی است در انسانها و روشنگر ذهن در کار اندیشهی ژرف است.
در اینجا دو نیایش کوتاه، یکی از هفت هات (هپتنگ هاییتیHaptang Haiti و دیگری از آتش نیایش اوستایی آورده میشود که نشانگر نقش نمادین آتش بوده و همچنین بازتابی از آن همبودین هستند که زرتشتیان خواهان آن میباشند:
در پیرامون این آتش، پیش از هر چیز ای اهورامزدا ما پیش تو میآییم از راه افزایندهترین مینویی با روشنی، گرما و نیرو (نمادین شده بوسیلهی آتش). آنرا میستاییم زیرا که تو آنرا دارای ستایش کردهای. آتش، تو از آن اهورای دانا هستی. تو نماد افزایندهترین مینویی او هستی و این از شایستهترین نامهای توست. برای همین ای نور مزدای دانا، ما گرد تو میآییم.
به من ارزانی کن ای آتش، ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان، پناه آسان، زندگی آسان، آسایش فراوان، پناه فراوان، زندگی فراوان، فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان، هوشیاری روان،
پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان پس از آن دلیری و مردانگی، استواری، هوشیاری، بیداری فرزندان برومند و رسا و کاردان، کشور دار و انجمنآرا، بالیده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و سازمان برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ و روشنایی بخشند.
.
❇️ سخنی کوتاه درباره #آتشکده و آتشکدهها🔥:
نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یک سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بودهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
شازده کوچولو از گل پرسید:
آدمها کجان؟
گل گفت:
باد به این ور و آن ورشان میبرد،
این بی ریشگی
حسابی اسباب دردسرشان شده ...
📙 #شازده_کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
شازده کوچولو از گل پرسید:
آدمها کجان؟
گل گفت:
باد به این ور و آن ورشان میبرد،
این بی ریشگی
حسابی اسباب دردسرشان شده ...
📙 #شازده_کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
موقع قضاوت ادمها این جمله جرج اورول یادتون نره:
در مقابلِ درد، هیچکس نمیتواند قهرمان بماند. هیچکس.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
موقع قضاوت ادمها این جمله جرج اورول یادتون نره:
در مقابلِ درد، هیچکس نمیتواند قهرمان بماند. هیچکس.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
شما ممکنه رابطه ات با خیلی از آدمها رو حفظ کنی و ادامه بدی ولی به کیفیت و صمیمیت قبل نباشه؛ مثل وقتی که قلبت میشکنه ولی هنوز میتپه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
شما ممکنه رابطه ات با خیلی از آدمها رو حفظ کنی و ادامه بدی ولی به کیفیت و صمیمیت قبل نباشه؛ مثل وقتی که قلبت میشکنه ولی هنوز میتپه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
وقتی بالا میروی مهربان باش و فروتن، چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشوی..!
👤 #_برتراند_راسل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
وقتی بالا میروی مهربان باش و فروتن، چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشوی..!
👤 #_برتراند_راسل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
آدمی میداند که روزی بالاخره جسمی که دارد پوسیده میشود! تمام ترسش نیز از همین است!
اما روح بیشتر آدمها زودتر از جسم شان میپوسد
نمیدانم چرا کسی از این موضوع وحشتی ندارد...!
👤 #_زولفو_لیوانلی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
آدمی میداند که روزی بالاخره جسمی که دارد پوسیده میشود! تمام ترسش نیز از همین است!
اما روح بیشتر آدمها زودتر از جسم شان میپوسد
نمیدانم چرا کسی از این موضوع وحشتی ندارد...!
👤 #_زولفو_لیوانلی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_آدمها
به هرحال
تو را قضاوت خواهند کرد...
#_زندگیت را صرفِ
تحتِ تاثیر قرار دادن دیگران،
#_نکن
#_برای_خودت_زندگی_کن
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_آدمها
به هرحال
تو را قضاوت خواهند کرد...
#_زندگیت را صرفِ
تحتِ تاثیر قرار دادن دیگران،
#_نکن
#_برای_خودت_زندگی_کن
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
#_آدمها خسته که شدند ؛
بی صدا تر از همیشه می روند ! احساسشان را بر می دارند و پاورچین پاورچین ، دور می شوند !
#_آدمها هر چقدر هم که صبور باشند ؛
یک روز صبرشان لبریز می شود ،
کم می آورند ، همه چیز را به حالِ
خود می گذارند و می روند ...
همان هایی که تا دیروز ، دیوانه وار ،
برایِ ماندن می جنگیدند
همان هایی که سرشان برایِ مهربانی
و هم صحبتی درد می کرد ؛
سکوت می کنند ، بی تفاوت
می شوند ،
و جوری می روند ؛ که هیچ پلی برایِ بازگشتشان ، نمانده باشد ...
#_آدمها به مرزِ هشدار که رسیدند ؛ آدمِ دیگری می شوند !!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
#_آدمها خسته که شدند ؛
بی صدا تر از همیشه می روند ! احساسشان را بر می دارند و پاورچین پاورچین ، دور می شوند !
#_آدمها هر چقدر هم که صبور باشند ؛
یک روز صبرشان لبریز می شود ،
کم می آورند ، همه چیز را به حالِ
خود می گذارند و می روند ...
همان هایی که تا دیروز ، دیوانه وار ،
برایِ ماندن می جنگیدند
همان هایی که سرشان برایِ مهربانی
و هم صحبتی درد می کرد ؛
سکوت می کنند ، بی تفاوت
می شوند ،
و جوری می روند ؛ که هیچ پلی برایِ بازگشتشان ، نمانده باشد ...
#_آدمها به مرزِ هشدار که رسیدند ؛ آدمِ دیگری می شوند !!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدمها بیشتر از اینکه دلبستهی زندگیشون باشن دربند اون هستن و به جای اینکه در زندگی غرق بشن و تجربهش کنن بیشتر نگران تصویری هستن که ازشون به جا میمونه و این وقتی همه چیز فانیه چه اهمیتی داره؟!
📒 بار هستی
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدمها بیشتر از اینکه دلبستهی زندگیشون باشن دربند اون هستن و به جای اینکه در زندگی غرق بشن و تجربهش کنن بیشتر نگران تصویری هستن که ازشون به جا میمونه و این وقتی همه چیز فانیه چه اهمیتی داره؟!
📒 بار هستی
#میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
مرزهایی که دَرهَم شکستهاند
✍🏻تمام این روزها مثل فیلمی بیسر و ته میمونه. هرچیزی که فکر میکردیم سر جاشه، حالا درهم ریخته. قیمتها همونطور که مثل یه رود خروشان از دستهامون عبور میکنن، هیچچیزی دیگه جاش رو ثابت نگه نمیداره. دلار دیگه خودش تبدیل به یه هیولا شده، و ما همه داریم با دستهای خالی در برابرش میایستیم. هیچچیز مثل گذشته نیست. همهچیز از دست رفته، حتی دستاویزی برای فراموشی. این بیپایانی که به نظر میرسه، کی تموم میشه؟
✍🏻اینستاگرام، اون دنیای دروغین و سَرشار از رنگهای نئونی و نمایشهای دروغین شده. میچرخیم تو این فضای پُر از دروغ و آینههای شکسته، ولی هیچچیز پیدا نمیکنیم جز پوچی. شاید دیگه هیچکس حواسش به دَردهای واقعی نیست، این جعبههای سحرآمیز همه رو میکِشونَن به جایی که هیچ چیزی جز ایدههای بیخود و تکراری نمیبینی. خیابانها پُر از فاحشهها و معتادهایی ست که توی این زمینِ زخم خورده به دنبال جایی برای نفس کشیدن میگردن.
✍🏻همه چیز به هم ریخته، آدمها گم شدن توی یه روزمرگی بیپایان. هیچکس نمیدونه تا کی باید اینطور ادامه بدیم. این حالت گُنگ، این وضعیت بیرحم، این سرگشتگی بیوقفه، درک نمیشه. خیلی وقتها فکر میکنم این کابوس ادامه داره تا بیپایان. زندگی توی این شکافهای عمیق، سرشار از تلخی و سردرگمی ست. هر روزی که از خواب بیدار میشی، فقط یه تکه از این شکستهها میافتند و ما توی این دنیای بیروح هنوز راهی رو نمیبینیم.
#-Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
مرزهایی که دَرهَم شکستهاند
✍🏻تمام این روزها مثل فیلمی بیسر و ته میمونه. هرچیزی که فکر میکردیم سر جاشه، حالا درهم ریخته. قیمتها همونطور که مثل یه رود خروشان از دستهامون عبور میکنن، هیچچیزی دیگه جاش رو ثابت نگه نمیداره. دلار دیگه خودش تبدیل به یه هیولا شده، و ما همه داریم با دستهای خالی در برابرش میایستیم. هیچچیز مثل گذشته نیست. همهچیز از دست رفته، حتی دستاویزی برای فراموشی. این بیپایانی که به نظر میرسه، کی تموم میشه؟
✍🏻اینستاگرام، اون دنیای دروغین و سَرشار از رنگهای نئونی و نمایشهای دروغین شده. میچرخیم تو این فضای پُر از دروغ و آینههای شکسته، ولی هیچچیز پیدا نمیکنیم جز پوچی. شاید دیگه هیچکس حواسش به دَردهای واقعی نیست، این جعبههای سحرآمیز همه رو میکِشونَن به جایی که هیچ چیزی جز ایدههای بیخود و تکراری نمیبینی. خیابانها پُر از فاحشهها و معتادهایی ست که توی این زمینِ زخم خورده به دنبال جایی برای نفس کشیدن میگردن.
✍🏻همه چیز به هم ریخته، آدمها گم شدن توی یه روزمرگی بیپایان. هیچکس نمیدونه تا کی باید اینطور ادامه بدیم. این حالت گُنگ، این وضعیت بیرحم، این سرگشتگی بیوقفه، درک نمیشه. خیلی وقتها فکر میکنم این کابوس ادامه داره تا بیپایان. زندگی توی این شکافهای عمیق، سرشار از تلخی و سردرگمی ست. هر روزی که از خواب بیدار میشی، فقط یه تکه از این شکستهها میافتند و ما توی این دنیای بیروح هنوز راهی رو نمیبینیم.
#-Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدمها مانند پنجرههایی
با شیشههای رنگیاند.
وقتی آفتاب میتابد
برق میزنند و میدرخشند،
اما وقتی تاریکی سایه میگسترد
زیبایی حقیقی آنها
فقط در صورتی هویدا میشود
که نوری در درونشان باشد.
#الیزابت_کوبلر_راس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آدمها مانند پنجرههایی
با شیشههای رنگیاند.
وقتی آفتاب میتابد
برق میزنند و میدرخشند،
اما وقتی تاریکی سایه میگسترد
زیبایی حقیقی آنها
فقط در صورتی هویدا میشود
که نوری در درونشان باشد.
#الیزابت_کوبلر_راس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دنیا کوچکتر از آن است
که گمشدهای را در آن یافته باشی
هیچکس اینجا گم نمیشود
آدمها به همان خونسردی که آمدهاند
چمدانشان را میبندند
و ناپدید میشوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بیرحمترینشان در برف
آنچه بر جا میماند
رد پایی است
و خاطرهای که هر از گاه
پس میزند مثل نسیم سحر
پردههای اتاقت را !
▫️ #_شعری از عباس صفاری
▫️ #_نقاشی: گابریله مونتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دنیا کوچکتر از آن است
که گمشدهای را در آن یافته باشی
هیچکس اینجا گم نمیشود
آدمها به همان خونسردی که آمدهاند
چمدانشان را میبندند
و ناپدید میشوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بیرحمترینشان در برف
آنچه بر جا میماند
رد پایی است
و خاطرهای که هر از گاه
پس میزند مثل نسیم سحر
پردههای اتاقت را !
▫️ #_شعری از عباس صفاری
▫️ #_نقاشی: گابریله مونتر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
@Bookirancity کیل کمال.pdf
119.8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#_کیل_کمال (نسخه کامل)
#_فهیمه_سهیلیپناه
كيل ابزاری است برای اندازهگيری كميت، و كمال هدف زندگی است. «كيل كمال» داستان زندگی انسان امروز است در كشاكش جبر و اختيار. وقايع رمان آشناست، گاه شيرين و گاه تلخ و...
ارسطو رئیس بیمارستان روانی در «بروکسل» با خواندن خاطرات زنی که در لحظه مرگ، با نگاه عمیقش زندگی وی را دگرگون کرده، پی به مسائل مختلف آدمها میبرد. دخترک برای فرار از دست بیرحمیهای مادر و کاهش درد فراق پدر، ایران را ترک میکند و . . .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#_کیل_کمال (نسخه کامل)
#_فهیمه_سهیلیپناه
كيل ابزاری است برای اندازهگيری كميت، و كمال هدف زندگی است. «كيل كمال» داستان زندگی انسان امروز است در كشاكش جبر و اختيار. وقايع رمان آشناست، گاه شيرين و گاه تلخ و...
ارسطو رئیس بیمارستان روانی در «بروکسل» با خواندن خاطرات زنی که در لحظه مرگ، با نگاه عمیقش زندگی وی را دگرگون کرده، پی به مسائل مختلف آدمها میبرد. دخترک برای فرار از دست بیرحمیهای مادر و کاهش درد فراق پدر، ایران را ترک میکند و . . .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تنهاییِ آدمها بزرگه، خیلی بزرگ،
شایدم به وسعت یک دریا است؛
اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست.
#گابریل_گارسیا_مارکز
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تنهاییِ آدمها بزرگه، خیلی بزرگ،
شایدم به وسعت یک دریا است؛
اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست.
#گابریل_گارسیا_مارکز
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
اولین آدم امنی رو که در زندگیت ببینی و رفتاراش و با بقیه آدمها مقایسه کنی، دیگه تحمل رفتارهای ناپخته ی آدمای دیگه ی زندگیت برات سختتر میشه و مجبوری انقدر آدمارو غربال کنی تا آخر شبیه اون آدم امنی که دیدی رو پیدا کنی.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
اولین آدم امنی رو که در زندگیت ببینی و رفتاراش و با بقیه آدمها مقایسه کنی، دیگه تحمل رفتارهای ناپخته ی آدمای دیگه ی زندگیت برات سختتر میشه و مجبوری انقدر آدمارو غربال کنی تا آخر شبیه اون آدم امنی که دیدی رو پیدا کنی.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گذران زندگی این را به من آموخت که آدمها معمولا چیزهایی را از دست میدهند که از داشتنش مطمئن هستند!
👤 #_تی_اس_الیوت
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گذران زندگی این را به من آموخت که آدمها معمولا چیزهایی را از دست میدهند که از داشتنش مطمئن هستند!
👤 #_تی_اس_الیوت
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity