🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##چهارشنبه
۰۴ مهر ۱۳۹۷ خورشیدی
۱۶ محرم ۱۴۴۰ قمری
۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸ میلادی
برج فلکی میزان
🌿🍂
#مناسبتها و #رویدادها
۱۳۵۹خ-تشكيل جلسه سازمان كنفرانس اسلامي در مورد جنگ ايران و عراق
⚽️1324خ-سالگرد بنیانگذاری باشگاه فوتبال استقلال تهران (تاج)
۱۳۷۵خ- امضاي پيمان منع آزمايش های هسته اي توسط ايران معاهده CTBT يا معاهده منع آزمايشات هستهايی به امضاء دستگاه ديپلماسي كشور می رسد
۱۳۵۰خ- تلویزیون سیستان و بلوچستان افتتاح و آماده بهره برداری شد
۱۳۵۱خ- قرارداد بهره برداری از معادن مس سرچشمه کرمان با یک شرکت آمریکایی منعقد شد
۱۳۵۴خ- عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه در مجمع عمومی سازمان ملل سیاست ایران را در مسائل مختلف جهانی روشن کرد
۱۳۵۶خ- جیمی کارتر و دولت آمریکا آمادگی خود را برای دفاع از رژیم ایران ابراز داشتند
۱۲۸۸خ- ظل السلطان که چندی پیش وارد رشت شده بود و به دست مجاهدین اسیر و بازداشت بود با پرداخت یکصد هزار تومان آزاد و به اروپا رفت
۱۸۸۷م-اختراع زبان بين المللي "اسپرانتو" توسط "لودويك زامنهوف" لغت شناس روسی
۵۹۰م-آغاز سلطنت "خسرو پرويز" پادشاه معروف سلسله ساسانی
خسرو پرويز پادشاه ساساني
#زادروزها
🌿۱۳۲۵خ - هما روستا، هنرپیشه
🌿۱۳۳۱خ - حبیب، خواننده
🌿۱۳۱۸خ - منوچهر حامدی خراسانی، بازیگر
🌿۱۳۳۸خ-منظرحسینی،نویسنده،
روانشناس و شاعر
🌿۱۸۸۸م- "توماس اِلْيُوت" نويسنده و اديب معروف انگليسی
🌿۱۸۸۹م- "مارتين هايْدْگِر" فيلسوف برجسته آلمانی
🌿۱۸۴۹م- ایوان پاولف، عصبشناس، فیزیولوژیست و روانشناس روس
🌿۱۸۸۸م- تی. اس. الیوت، شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد آمریکایی
🌿۱۸۹۸م- جورج گِرشوین، آهنگساز آمریکایی
🌿۱۳۱۶خ- مهدی کروبی، سیاستمدار اصلاح طلب ایرانی
🌿۱۹۸۱م- سرنا ویلیامز، تنیسور زن آمریکایی
#درگذشتگان
🍂۱۹۴۰م- والتر بنیامین، فیلسوف، مترجم و نویسنده آلمانی
🍂۱۹۴۵م- بلا بارتوک، آهنگساز و پیانیست برجستهٔ مجار
🍂۱۹۷۳م- آنا مانیانی، بازیگر ایتالیایی
🍂۱۹۷۸م- کارل مان گیورگ سیگبن، فیزیکدان سوئدی
🍂۱۹۹۰م- آلبرتو موراویا، رماننویس ایتالیایی
🍂۲۰۰۸م- پل نیومن، بازیگر و کارگردان آمریکایی
🍂۱۳۹۴خ - هما روستا، هنرپیشه
🍂۱۳۶۱خ-استاد "رضا مافي" خطاط صاحب سبك و نقاش برجسته معاصر
🍂۱۹۵۲م-"جورج سانْتايانا" فيلسوف،شاعر و رمان نویس معروف اسپانيایی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##چهارشنبه
۰۴ مهر ۱۳۹۷ خورشیدی
۱۶ محرم ۱۴۴۰ قمری
۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸ میلادی
برج فلکی میزان
🌿🍂
#مناسبتها و #رویدادها
۱۳۵۹خ-تشكيل جلسه سازمان كنفرانس اسلامي در مورد جنگ ايران و عراق
⚽️1324خ-سالگرد بنیانگذاری باشگاه فوتبال استقلال تهران (تاج)
۱۳۷۵خ- امضاي پيمان منع آزمايش های هسته اي توسط ايران معاهده CTBT يا معاهده منع آزمايشات هستهايی به امضاء دستگاه ديپلماسي كشور می رسد
۱۳۵۰خ- تلویزیون سیستان و بلوچستان افتتاح و آماده بهره برداری شد
۱۳۵۱خ- قرارداد بهره برداری از معادن مس سرچشمه کرمان با یک شرکت آمریکایی منعقد شد
۱۳۵۴خ- عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه در مجمع عمومی سازمان ملل سیاست ایران را در مسائل مختلف جهانی روشن کرد
۱۳۵۶خ- جیمی کارتر و دولت آمریکا آمادگی خود را برای دفاع از رژیم ایران ابراز داشتند
۱۲۸۸خ- ظل السلطان که چندی پیش وارد رشت شده بود و به دست مجاهدین اسیر و بازداشت بود با پرداخت یکصد هزار تومان آزاد و به اروپا رفت
۱۸۸۷م-اختراع زبان بين المللي "اسپرانتو" توسط "لودويك زامنهوف" لغت شناس روسی
۵۹۰م-آغاز سلطنت "خسرو پرويز" پادشاه معروف سلسله ساسانی
خسرو پرويز پادشاه ساساني
#زادروزها
🌿۱۳۲۵خ - هما روستا، هنرپیشه
🌿۱۳۳۱خ - حبیب، خواننده
🌿۱۳۱۸خ - منوچهر حامدی خراسانی، بازیگر
🌿۱۳۳۸خ-منظرحسینی،نویسنده،
روانشناس و شاعر
🌿۱۸۸۸م- "توماس اِلْيُوت" نويسنده و اديب معروف انگليسی
🌿۱۸۸۹م- "مارتين هايْدْگِر" فيلسوف برجسته آلمانی
🌿۱۸۴۹م- ایوان پاولف، عصبشناس، فیزیولوژیست و روانشناس روس
🌿۱۸۸۸م- تی. اس. الیوت، شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد آمریکایی
🌿۱۸۹۸م- جورج گِرشوین، آهنگساز آمریکایی
🌿۱۳۱۶خ- مهدی کروبی، سیاستمدار اصلاح طلب ایرانی
🌿۱۹۸۱م- سرنا ویلیامز، تنیسور زن آمریکایی
#درگذشتگان
🍂۱۹۴۰م- والتر بنیامین، فیلسوف، مترجم و نویسنده آلمانی
🍂۱۹۴۵م- بلا بارتوک، آهنگساز و پیانیست برجستهٔ مجار
🍂۱۹۷۳م- آنا مانیانی، بازیگر ایتالیایی
🍂۱۹۷۸م- کارل مان گیورگ سیگبن، فیزیکدان سوئدی
🍂۱۹۹۰م- آلبرتو موراویا، رماننویس ایتالیایی
🍂۲۰۰۸م- پل نیومن، بازیگر و کارگردان آمریکایی
🍂۱۳۹۴خ - هما روستا، هنرپیشه
🍂۱۳۶۱خ-استاد "رضا مافي" خطاط صاحب سبك و نقاش برجسته معاصر
🍂۱۹۵۲م-"جورج سانْتايانا" فيلسوف،شاعر و رمان نویس معروف اسپانيایی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
📚#ادبیات
▪️تی. اِس. اِلیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
شعر بلند سرزمین هرز، شاهکار الیوت در سال ۱۹۲۲ سبب به شهرت رسیدن وی شد. این شعر که براساس اعتقادات و گرایش های مسیحی وی نوشته شده است در واقع تلاش الیوت برای دوباره دیدن است، این شعر که به سرخوردگی بعد از جنگ جهانی اول می پردازد به گفته منتقدان سوگ نامه ای است بر تمام ارزش های از دست رفته بشری
این شاهکار ادبی سبب شد تا الیوت جوان در سال ۱۹۴۸ جایزه ادبی نوبل و مدال لیاقت انگلستان را از آن خود کند. وقتی او نسخه اول سرزمین هرز را برای ازراپاوند خواند، پاوند از او خواست نیم بیشتر آن را حذف کند تا از زیادگویی در شعر دور بماند الیوت هم به حرف او عمل کرد. و قسمت های اضافی را حذف کرد.
آوریل
سنگ دل ترین ماه است
رویش یاس های بنفش از زمین مرده
بر آمیختن امید و خاطره
تکاپوری ریشه های کرخ با باران بهاری
زمستان ما را گرم نگه می داشت
زمین را با برفی فراموشکار می پوشاند
کمی زندگی را به ساقه های خشک می خوراند
و سرزمین هرز اینگونه آغاز می شود و تو باور می کنی که می شود چشم در چشم فصل ها دوخت و با آنها سخن گفت، با زمین، با باران، با درخت. شاعری که این چنین ساده و در برابر فصل ها می ایستد و آنها را بر پرده ذهن تو به تصویر می کشد، انگار تکه ای از طراوت به جا مانده فصل هاست.
تابستان
غافلگیرمان کرد
از دریای اشتارنبرگ آمد
با قطره های درشت باران
ما لابه لای نهالستان پناه گرفتیم
در هوای آفتابی
رفتیم تا هوفگارتن
قهوه خوردیم و ساعتی گپ زدیم
او مسافریست که طبیعت به استقبال واژه های ناب او می رود، او می گوید؛ «شاعر نباید از باران بگوید شاعر باید بباراند.»
خاطرات الیوت حکایت از این دارد که دیدار از طبیعت سنت لوئیس جزء نخستین تجربه های او از طبیعت بیرون است، تلاقی دو رودخانه بزرگ قاره آمریکا، می سی سی پی و میسوری در لنت لوئیس مکانی است که الیوت از آن در نوشته هایش اینگونه یاد می کند؛ «اینجا از هر جای دنیا بیشتر بر من تاثیر گذاشته است.» او بارها ادبیات خوب و ژرف را تعریف می کند.
به نظر او با کسب اطلاعاتی درباره فرهنگ و ادب نمی توان نویسنده خوبی شد بلکه شیفتگی به نوشتن مایه اصلی کار نویسنده خوب است، چیزی که شاید در نظر بسیاری از نویسندگان درست به نظر می رسد. الیوت گمنام شبگردیهایش را از خیابان های سنت لوئیس آغاز کرد و تا پنج شهر دیگر ادامه داد و اینگونه زندگی ادبی اش را پایه نهاد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
📚#ادبیات
▪️تی. اِس. اِلیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
شعر بلند سرزمین هرز، شاهکار الیوت در سال ۱۹۲۲ سبب به شهرت رسیدن وی شد. این شعر که براساس اعتقادات و گرایش های مسیحی وی نوشته شده است در واقع تلاش الیوت برای دوباره دیدن است، این شعر که به سرخوردگی بعد از جنگ جهانی اول می پردازد به گفته منتقدان سوگ نامه ای است بر تمام ارزش های از دست رفته بشری
این شاهکار ادبی سبب شد تا الیوت جوان در سال ۱۹۴۸ جایزه ادبی نوبل و مدال لیاقت انگلستان را از آن خود کند. وقتی او نسخه اول سرزمین هرز را برای ازراپاوند خواند، پاوند از او خواست نیم بیشتر آن را حذف کند تا از زیادگویی در شعر دور بماند الیوت هم به حرف او عمل کرد. و قسمت های اضافی را حذف کرد.
آوریل
سنگ دل ترین ماه است
رویش یاس های بنفش از زمین مرده
بر آمیختن امید و خاطره
تکاپوری ریشه های کرخ با باران بهاری
زمستان ما را گرم نگه می داشت
زمین را با برفی فراموشکار می پوشاند
کمی زندگی را به ساقه های خشک می خوراند
و سرزمین هرز اینگونه آغاز می شود و تو باور می کنی که می شود چشم در چشم فصل ها دوخت و با آنها سخن گفت، با زمین، با باران، با درخت. شاعری که این چنین ساده و در برابر فصل ها می ایستد و آنها را بر پرده ذهن تو به تصویر می کشد، انگار تکه ای از طراوت به جا مانده فصل هاست.
تابستان
غافلگیرمان کرد
از دریای اشتارنبرگ آمد
با قطره های درشت باران
ما لابه لای نهالستان پناه گرفتیم
در هوای آفتابی
رفتیم تا هوفگارتن
قهوه خوردیم و ساعتی گپ زدیم
او مسافریست که طبیعت به استقبال واژه های ناب او می رود، او می گوید؛ «شاعر نباید از باران بگوید شاعر باید بباراند.»
خاطرات الیوت حکایت از این دارد که دیدار از طبیعت سنت لوئیس جزء نخستین تجربه های او از طبیعت بیرون است، تلاقی دو رودخانه بزرگ قاره آمریکا، می سی سی پی و میسوری در لنت لوئیس مکانی است که الیوت از آن در نوشته هایش اینگونه یاد می کند؛ «اینجا از هر جای دنیا بیشتر بر من تاثیر گذاشته است.» او بارها ادبیات خوب و ژرف را تعریف می کند.
به نظر او با کسب اطلاعاتی درباره فرهنگ و ادب نمی توان نویسنده خوبی شد بلکه شیفتگی به نوشتن مایه اصلی کار نویسنده خوب است، چیزی که شاید در نظر بسیاری از نویسندگان درست به نظر می رسد. الیوت گمنام شبگردیهایش را از خیابان های سنت لوئیس آغاز کرد و تا پنج شهر دیگر ادامه داد و اینگونه زندگی ادبی اش را پایه نهاد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#یادمان
#ساموئل_بکت
22دسامبر درگذشت #ساموئل_بکت نمایشنامهنویس و شاعر ایرلندی و برنده جایزه نوبل ادبیات
ساموئل بارکْلی بِکت
(به انگلیسی: Samuel Barclay Beckett)
(زاده ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ - درگذشته ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹) نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی بود.
آثار بکت بیپروا، به شکل بنیادی کمینهگرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانهاند. این حس بدبینی اغلب با قریحهٔ طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را در بر دارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بُنمایههای موردنظرشان را به شکلی رمزگونه و کاهشیافته مطرح میکنند.
«بکت در خانوادهای مرفه و مذهبی (پروتستان) بزرگ شده و تا اتمام تحصیلات دانشگاهی و شروع کارش به عنوان استاد هنوز باور مذهبی داشتهاست. پس از ترک قطعی محیط آکادمیک و مهاجرتش به پاریس، گسست از مذهب را در آثارش منعکس میکند. با اجرای در انتظار گودو در سال ۱۹۵۳ تماشاگر با اعلان جنگی شوک آور علیه خدا و مذهب روبرو میشود.» بکت در آثار دیگرش هم با طنز تندی به اصول کاتولیسیسم برخورد میکند.
او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشتههایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فرارَوی و عروج او را میجوید»، جایزه نوبل ادبیات را دریافت نمود.
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی. وقتی میمانی و تحمل میکنی، از خودت یک احمق میسازی.
#مالون_میمیرد
نامه #ساموئل_بکت به مترجم ایتالیایی آخر بازی:
_ جناب مترجم، من روی تک تک کلماتم فکر کرده ام،پس لطفی بکن و هیچ خلاقیتی بروز نده. اگر روزی بفهمم کلمه ای از متنم کم شده است وکیلم را سراغت می فرستم.
- قبل از ترجمه نمایشنامه دو عدد ترب کوهی بخور و بعد چند ساعت داخل فریزر دراز بکش تا احساس مرا بهتر درک کنی.
- شاعرانگی موقوف. کلمات بار عاطفی مشخصی دارند. پس احساس مبتذلت را به متن من نچسبان. یک بار تی اس الیوت بی سواد "آخرین نوار کراپ" مرا به نظم درآورد، می خواستم بروم و سرزمین هرزش را آتش بزنم.
- هیچ علاقه ای به یادگیری ایتالیایی ندارم اما اگر ببینم جملاتت بلندتر یا کوتاه تر از جملات من است جلوی انتشار کتاب را می گیرم، همیشه به یاد داشته باش من نویسنده ام و تو مترجمی.
- پیش از نوشتن هر کلمه پنج دقیقه مکث کن، حتما پیشنهاد می کنم یک کرنومتر بخر.
- از کلمات محدود استفاده کن،فراموش نکن که هیچ کلمه ای مترادف ندارد. "در انتظار گودو" را با سیصد و پنجاه کلمه نوشتم و " آخر بازی" هم دویست کلمه بیشتر ندارد. ما ایرلندی ها بلاغت را در عصر اسکار وایلد به خاک سپردیم اکنون عصر لکنت است.
- اگر روزی ترجمه ات چاپ شد لطفا این نامه را آتش بزن. بیزارم از اینکه خلوت ذهنی ام به دست مشتی خواننده ابله بیفتد.
#ساموئل_بکت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#یادمان
#ساموئل_بکت
22دسامبر درگذشت #ساموئل_بکت نمایشنامهنویس و شاعر ایرلندی و برنده جایزه نوبل ادبیات
ساموئل بارکْلی بِکت
(به انگلیسی: Samuel Barclay Beckett)
(زاده ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ - درگذشته ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹) نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی بود.
آثار بکت بیپروا، به شکل بنیادی کمینهگرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانهاند. این حس بدبینی اغلب با قریحهٔ طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را در بر دارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بُنمایههای موردنظرشان را به شکلی رمزگونه و کاهشیافته مطرح میکنند.
«بکت در خانوادهای مرفه و مذهبی (پروتستان) بزرگ شده و تا اتمام تحصیلات دانشگاهی و شروع کارش به عنوان استاد هنوز باور مذهبی داشتهاست. پس از ترک قطعی محیط آکادمیک و مهاجرتش به پاریس، گسست از مذهب را در آثارش منعکس میکند. با اجرای در انتظار گودو در سال ۱۹۵۳ تماشاگر با اعلان جنگی شوک آور علیه خدا و مذهب روبرو میشود.» بکت در آثار دیگرش هم با طنز تندی به اصول کاتولیسیسم برخورد میکند.
او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشتههایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فرارَوی و عروج او را میجوید»، جایزه نوبل ادبیات را دریافت نمود.
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی. وقتی میمانی و تحمل میکنی، از خودت یک احمق میسازی.
#مالون_میمیرد
نامه #ساموئل_بکت به مترجم ایتالیایی آخر بازی:
_ جناب مترجم، من روی تک تک کلماتم فکر کرده ام،پس لطفی بکن و هیچ خلاقیتی بروز نده. اگر روزی بفهمم کلمه ای از متنم کم شده است وکیلم را سراغت می فرستم.
- قبل از ترجمه نمایشنامه دو عدد ترب کوهی بخور و بعد چند ساعت داخل فریزر دراز بکش تا احساس مرا بهتر درک کنی.
- شاعرانگی موقوف. کلمات بار عاطفی مشخصی دارند. پس احساس مبتذلت را به متن من نچسبان. یک بار تی اس الیوت بی سواد "آخرین نوار کراپ" مرا به نظم درآورد، می خواستم بروم و سرزمین هرزش را آتش بزنم.
- هیچ علاقه ای به یادگیری ایتالیایی ندارم اما اگر ببینم جملاتت بلندتر یا کوتاه تر از جملات من است جلوی انتشار کتاب را می گیرم، همیشه به یاد داشته باش من نویسنده ام و تو مترجمی.
- پیش از نوشتن هر کلمه پنج دقیقه مکث کن، حتما پیشنهاد می کنم یک کرنومتر بخر.
- از کلمات محدود استفاده کن،فراموش نکن که هیچ کلمه ای مترادف ندارد. "در انتظار گودو" را با سیصد و پنجاه کلمه نوشتم و " آخر بازی" هم دویست کلمه بیشتر ندارد. ما ایرلندی ها بلاغت را در عصر اسکار وایلد به خاک سپردیم اکنون عصر لکنت است.
- اگر روزی ترجمه ات چاپ شد لطفا این نامه را آتش بزن. بیزارم از اینکه خلوت ذهنی ام به دست مشتی خواننده ابله بیفتد.
#ساموئل_بکت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن زادروز#ویرجینیا_وولف
آدلاین ویرجینیا وولف (به انگلیسی: Adeline Virginia Woolf) (۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ – ۲۸ مارس ۱۹۴۱)، بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، بهسوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآورده است.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
آدلاین ویرجینیا استیون در سال ۱۸۸۲ در لندن به دنیا آمد. مادر او جولیا پرینسپ استیون (به انگلیسی: Julia Prinsep Stephen) (۱۸۴۶ الی ۱۸۹۵) در هند و از دکتر جان جکسون (به انگلیسی: John Jackson) و ماریا پتل جکسون (به انگلیسی: Maria Pattle Jackson) به دنیا آمده بود، که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون (به انگلیسی: Leslie Stephen) نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
ازدستدادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهورشدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
#خود_کشی_و_مرگ
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن زادروز#ویرجینیا_وولف
آدلاین ویرجینیا وولف (به انگلیسی: Adeline Virginia Woolf) (۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ – ۲۸ مارس ۱۹۴۱)، بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، بهسوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآورده است.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
آدلاین ویرجینیا استیون در سال ۱۸۸۲ در لندن به دنیا آمد. مادر او جولیا پرینسپ استیون (به انگلیسی: Julia Prinsep Stephen) (۱۸۴۶ الی ۱۸۹۵) در هند و از دکتر جان جکسون (به انگلیسی: John Jackson) و ماریا پتل جکسون (به انگلیسی: Maria Pattle Jackson) به دنیا آمده بود، که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون (به انگلیسی: Leslie Stephen) نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
ازدستدادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهورشدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
#خود_کشی_و_مرگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۱ بهمن زادروز #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
فرخ تمیمی فرزند میرزا محمد طالقانی و از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچک خان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولی خان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت به شمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
فرخ تمیمی در دو سالگی پدرش را از دست داد و زیر نظر مادرش "نصرتالسلطنه مقدم مراغهای" در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گه گاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها :
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون ، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشتهٔ ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۱ بهمن زادروز #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
فرخ تمیمی فرزند میرزا محمد طالقانی و از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچک خان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولی خان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت به شمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
فرخ تمیمی در دو سالگی پدرش را از دست داد و زیر نظر مادرش "نصرتالسلطنه مقدم مراغهای" در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گه گاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها :
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون ، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشتهٔ ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن سالروز درگذشت #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
فرخ تمیمی فرزند میرزا محمد طالقانی و از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچک خان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولی خان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت به شمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
فرخ تمیمی در دو سالگی پدرش را از دست داد و زیر نظر مادرش "نصرتالسلطنه مقدم مراغهای" در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گه گاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها :
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون ، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشتهٔ ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن سالروز درگذشت #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
فرخ تمیمی فرزند میرزا محمد طالقانی و از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچک خان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولی خان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت به شمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
فرخ تمیمی در دو سالگی پدرش را از دست داد و زیر نظر مادرش "نصرتالسلطنه مقدم مراغهای" در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گه گاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها :
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون ، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشتهٔ ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ فروردین (۲۸ مارس) سالروز درگذشت #ویرجینیا_وولف
( زاده ۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ لندن -- درگذشته ۲۸ مارس ۱۹۴۱ ) بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی
وی آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵) به سوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآوردهاست.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
مادر او جولیا پرینسپ استیون در هند و از دکتر جان جکسون و ماریا پتل جکسون به دنیا آمده بود که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادری گرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
از دست دادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهور شدن از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
ویرجینیا وولف طی جنگهای جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ (۲۸ مارس ۱۹۴۱) پس از پایانِ آخرین رمانِ خود به نام بین دو پرده نمایش، خسته و رنجور از رویدادهای جنگ جهانی دوم و تحت تأثیر روحیهٔ حساس و شکنندهٔ خود، با جیبهای پر از سنگ به «رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد. جسد او حدود یک ماه بعد در تاریخ ۱۸ آوریل توسط چند کودک در پایین دست رودخانه پیدا شد. جسد او در روز ۲۱ آوریل در حضور همسرش لئونارد سوزانده شد و خاکسترش در سایه درختی در باغچهای به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ فروردین (۲۸ مارس) سالروز درگذشت #ویرجینیا_وولف
( زاده ۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ لندن -- درگذشته ۲۸ مارس ۱۹۴۱ ) بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی
وی آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵) به سوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآوردهاست.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
مادر او جولیا پرینسپ استیون در هند و از دکتر جان جکسون و ماریا پتل جکسون به دنیا آمده بود که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادری گرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
از دست دادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهور شدن از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
ویرجینیا وولف طی جنگهای جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ (۲۸ مارس ۱۹۴۱) پس از پایانِ آخرین رمانِ خود به نام بین دو پرده نمایش، خسته و رنجور از رویدادهای جنگ جهانی دوم و تحت تأثیر روحیهٔ حساس و شکنندهٔ خود، با جیبهای پر از سنگ به «رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد. جسد او حدود یک ماه بعد در تاریخ ۱۸ آوریل توسط چند کودک در پایین دست رودخانه پیدا شد. جسد او در روز ۲۱ آوریل در حضور همسرش لئونارد سوزانده شد و خاکسترش در سایه درختی در باغچهای به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#بیژن_الهی
بیژن الهی از نگاه دیگران
____________
▪️ناما جعفری، شاعر و وبلاگنویس در مورد «بیژن الهی» مینویسد :
( از بیژن الهی نوشتن که سخت نیست. ذهن قوس برمیدارد و فعلها خوب به هم نمیچسبند، چَشم شروع میکند در هفت روز به هفتمین روز رسیدن تا در برابر شعرهای «بیژن الهی» به باختنِ خود اعتراف کنند و طعمِ تلخ تولید شده را سربکشند. )
▪️اغلب ما بیژن الهی را با ترجمههایش میشناسیم :
☆ «اشراقها» (آرتور رمبو)
☆ «حاکی ماوراء» (ولادیمیر نابوکوف)
☆ «گزیدهی اشعار لورکا» (فدریکو گارسیا لورکا)
☆ «ساحت جوانی» (هانری میشو)
☆ «چهارشنبهی خاکستری» (تی. اس. الیوت)
☆ «شطحیات» (حلاج)
☆ «شطحیات» (فریدریش هولدرلین)
● لاکن «بیژن الهی» مجموعه شعری در سال ۱۳۵۰ در دویست نسخه قطع خشتی، با نام «علف ایام» چاپ میکند که همهی آن را میسوزاند.
▪️«الهی» بیانیهی شعر حجم را امضاء نمیکند ولی به نقل از مجلهی بررسی کتاب ویژهی شعر حجم، میگوید :
• این حرکت یک حرکت ایرانیست، همانطور که «عرفانیت» ایرانیست، حرکت ما عرفانی در شعر است - ما در شعر عرفان میکنیم.
▫️«بیژن الهی» شعر را اینگونه میبیند :
شعر تعقیب حقیقت است از بیراهه و که این مذهبِ رابطههاست اما با شناخت راه و رابطهایست که بیراهه را میشناسی.
■ سیامک مهاجری منتقد در مقالهی «در مرگهای بیژن الهی» برای وی مینویسد :
{ «بیژن الهی» بعنوان یکی از مهمترین سَردَمداران «شعر دیگر» درحالی طی یک دهه به فعالیت ادبی پرداخت که بیشک محصول یک گردشِ «زیبایی شناسیک»بود که با نیما شروع شد و در شعر دیگر به نتیجه رسید. از همین روست که شعرهای الهی و حلقهی شاعران «شعر دیگر» ادامهی حقیقی و اصیل «شعر نیما»ست که کمتر بدان اشاره شده است. }
▫️چیزی که اسماعیل خویی، چند ساعت بعد از مرگ «بیژن الهی» به آن اشاره میکند :
«با رفتن او دفتر یک گونه از شعر نیمایی بسته میشود.»
اشارهای که هرگز پیش از مرگاش به آن پرداخته نشد.
▪️ آنچه نیما در نظریهی شعری خود تدوین کرد شباهت نزدیکی به محصولی دارد که با «شعر دیگر» تولید شد. اگر چه «شعر دیگر» تنها وامدار نیما نیست و از شعر جهان نیز تاثیر پذیرفته است.
ولیکن شعر دیگر و بالاخص شعر «بیژن الهی» آنجا که با شطحیات عرفانی ما تلفیق میشود و از دلِ «جهانبینی شعری نیما» بیرون میآید تبدیل به یک شعر جدید میشود که اگر در سُنّت رمانتیک ادبیات معاصر ما گرفتار نمیشد، میتوانست جایگاه وسیعتری را در ادبیات ما اشغال کند و امروزه جایگاه ادبیات «بیژن الهی» باید در ردیف نیما یوشیج و صادق هدایت در ادبیات ما مورد ستایش قرار میگرفت، نه اینکه در این گمنامی و خاموشی به پایان برسد.
● آنچه شعر شاعران «شعر دیگر» و هر حرکت نوآوری را در محاق قرار داد، ضدیت و مقابله با گفتمان رسمی بود که تنها قرائتی رمانتیک را از ادبیات بَرمیتافت.
▪️یدالله رویایی، شاعر و مجری طرح مانیفست شعر حجم در یادداشتی میگوید :
( در امروز ما «بیژن الهی»، همیشه فردا بود. فردای او از گذشتههای دور میآمد و دیروزهای دور، گاهی که شاعرِ پسفردا میشد، آنوقت که فردا را از میان بَرمیداشت و به گذشتههای دورتر میبرد و در این معامله غبار از گذشته بَرمیداشت، مادر لغت میشد که میبرید، و میساخت.
یک «نئولوگ» عاشق، عاشق لوگوس. )
پیشتر و بیشتر از همه دریافته بود که زبان، نیاز به نئولوژی (فُرس نو) دارد و فُرس نو دالانش ترجمه است.
◽️ جعفر مدرس صادقی، داستاننویس نیز گفته :
_ «بیژن الهی» مال این زمانه نبود، از جنس اولیا بود. اینکه با شمار اندکی از دوستان نشست و برخاستی میکرد و سخنی میگفت، همه از سر لطف بود و گرنه او نه همسخنی داشت و نه همدمی.
_ سخت تنها بود و پوست کلفتی هم نداشت که با بیرحمی زمانه دست و پنجه نرم کند. گاهی شکایتی میکرد اما فقط درد دلی بود
▫️پرهام شهرجردی سردبیر مجلهی شعر، در مورد«بیژن الهی»میگوید:
«بیژن الهی» با «نگارش»ها، ترجمهها، برداشتها و بازنویسیهایش از رمبو، از میشو، از گارسیا لورکا، از هولدرلین، از الیوت و از حلاج - به زبان و خیال و دنیای متحجر پارسی زندگیها بخشیده و راهها گشوده، چشمها باز کرده، زبانها آفریده است.
▪️نئولوژیسم و قدرت ساخت کلمات و ترکیبهای نوین، یکی از خصوصیات کم نظیر الهیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#بیژن_الهی
بیژن الهی از نگاه دیگران
____________
▪️ناما جعفری، شاعر و وبلاگنویس در مورد «بیژن الهی» مینویسد :
( از بیژن الهی نوشتن که سخت نیست. ذهن قوس برمیدارد و فعلها خوب به هم نمیچسبند، چَشم شروع میکند در هفت روز به هفتمین روز رسیدن تا در برابر شعرهای «بیژن الهی» به باختنِ خود اعتراف کنند و طعمِ تلخ تولید شده را سربکشند. )
▪️اغلب ما بیژن الهی را با ترجمههایش میشناسیم :
☆ «اشراقها» (آرتور رمبو)
☆ «حاکی ماوراء» (ولادیمیر نابوکوف)
☆ «گزیدهی اشعار لورکا» (فدریکو گارسیا لورکا)
☆ «ساحت جوانی» (هانری میشو)
☆ «چهارشنبهی خاکستری» (تی. اس. الیوت)
☆ «شطحیات» (حلاج)
☆ «شطحیات» (فریدریش هولدرلین)
● لاکن «بیژن الهی» مجموعه شعری در سال ۱۳۵۰ در دویست نسخه قطع خشتی، با نام «علف ایام» چاپ میکند که همهی آن را میسوزاند.
▪️«الهی» بیانیهی شعر حجم را امضاء نمیکند ولی به نقل از مجلهی بررسی کتاب ویژهی شعر حجم، میگوید :
• این حرکت یک حرکت ایرانیست، همانطور که «عرفانیت» ایرانیست، حرکت ما عرفانی در شعر است - ما در شعر عرفان میکنیم.
▫️«بیژن الهی» شعر را اینگونه میبیند :
شعر تعقیب حقیقت است از بیراهه و که این مذهبِ رابطههاست اما با شناخت راه و رابطهایست که بیراهه را میشناسی.
■ سیامک مهاجری منتقد در مقالهی «در مرگهای بیژن الهی» برای وی مینویسد :
{ «بیژن الهی» بعنوان یکی از مهمترین سَردَمداران «شعر دیگر» درحالی طی یک دهه به فعالیت ادبی پرداخت که بیشک محصول یک گردشِ «زیبایی شناسیک»بود که با نیما شروع شد و در شعر دیگر به نتیجه رسید. از همین روست که شعرهای الهی و حلقهی شاعران «شعر دیگر» ادامهی حقیقی و اصیل «شعر نیما»ست که کمتر بدان اشاره شده است. }
▫️چیزی که اسماعیل خویی، چند ساعت بعد از مرگ «بیژن الهی» به آن اشاره میکند :
«با رفتن او دفتر یک گونه از شعر نیمایی بسته میشود.»
اشارهای که هرگز پیش از مرگاش به آن پرداخته نشد.
▪️ آنچه نیما در نظریهی شعری خود تدوین کرد شباهت نزدیکی به محصولی دارد که با «شعر دیگر» تولید شد. اگر چه «شعر دیگر» تنها وامدار نیما نیست و از شعر جهان نیز تاثیر پذیرفته است.
ولیکن شعر دیگر و بالاخص شعر «بیژن الهی» آنجا که با شطحیات عرفانی ما تلفیق میشود و از دلِ «جهانبینی شعری نیما» بیرون میآید تبدیل به یک شعر جدید میشود که اگر در سُنّت رمانتیک ادبیات معاصر ما گرفتار نمیشد، میتوانست جایگاه وسیعتری را در ادبیات ما اشغال کند و امروزه جایگاه ادبیات «بیژن الهی» باید در ردیف نیما یوشیج و صادق هدایت در ادبیات ما مورد ستایش قرار میگرفت، نه اینکه در این گمنامی و خاموشی به پایان برسد.
● آنچه شعر شاعران «شعر دیگر» و هر حرکت نوآوری را در محاق قرار داد، ضدیت و مقابله با گفتمان رسمی بود که تنها قرائتی رمانتیک را از ادبیات بَرمیتافت.
▪️یدالله رویایی، شاعر و مجری طرح مانیفست شعر حجم در یادداشتی میگوید :
( در امروز ما «بیژن الهی»، همیشه فردا بود. فردای او از گذشتههای دور میآمد و دیروزهای دور، گاهی که شاعرِ پسفردا میشد، آنوقت که فردا را از میان بَرمیداشت و به گذشتههای دورتر میبرد و در این معامله غبار از گذشته بَرمیداشت، مادر لغت میشد که میبرید، و میساخت.
یک «نئولوگ» عاشق، عاشق لوگوس. )
پیشتر و بیشتر از همه دریافته بود که زبان، نیاز به نئولوژی (فُرس نو) دارد و فُرس نو دالانش ترجمه است.
◽️ جعفر مدرس صادقی، داستاننویس نیز گفته :
_ «بیژن الهی» مال این زمانه نبود، از جنس اولیا بود. اینکه با شمار اندکی از دوستان نشست و برخاستی میکرد و سخنی میگفت، همه از سر لطف بود و گرنه او نه همسخنی داشت و نه همدمی.
_ سخت تنها بود و پوست کلفتی هم نداشت که با بیرحمی زمانه دست و پنجه نرم کند. گاهی شکایتی میکرد اما فقط درد دلی بود
▫️پرهام شهرجردی سردبیر مجلهی شعر، در مورد«بیژن الهی»میگوید:
«بیژن الهی» با «نگارش»ها، ترجمهها، برداشتها و بازنویسیهایش از رمبو، از میشو، از گارسیا لورکا، از هولدرلین، از الیوت و از حلاج - به زبان و خیال و دنیای متحجر پارسی زندگیها بخشیده و راهها گشوده، چشمها باز کرده، زبانها آفریده است.
▪️نئولوژیسم و قدرت ساخت کلمات و ترکیبهای نوین، یکی از خصوصیات کم نظیر الهیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🍂۱۹۶۰ م- آلبر کامو فیلسوف، نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۷، خالق آثاری چون: بیگانه افسانه سیزیف
🍂۱۹۶۱ م- اروین شرودینگر فیزیکدان مشهور اتریشی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۳
🍂۱۹۶۵ م- تی. اس. الیوت شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد ادبی آمریکایی -بریتانیایی برندهٔ جایزه نوبل ادبیات ۱۹۴۸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍂۱۹۶۱ م- اروین شرودینگر فیزیکدان مشهور اتریشی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۳۳
🍂۱۹۶۵ م- تی. اس. الیوت شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد ادبی آمریکایی -بریتانیایی برندهٔ جایزه نوبل ادبیات ۱۹۴۸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۱ بهمن زادروز #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
تمیمی، فرزند محمد طالقانی، از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچکخان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولیخان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت بهشمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
تمیمی در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گهگاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها:
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشته ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۱ بهمن زادروز #فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
تمیمی، فرزند محمد طالقانی، از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچکخان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولیخان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت بهشمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
تمیمی در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گهگاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها:
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشته ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
تمیمی، فرزند محمد طالقانی، از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچکخان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولیخان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت بهشمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
تمیمی در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گهگاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها:
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشته ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_فرخ_تمیمی
( زاده ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ نیشابور -- درگذشته ۲۳ اسفند ۱۳۸۱ تهران ) شاعر و مترجم
تمیمی، فرزند محمد طالقانی، از خویشاوندان دکتر ابراهیم حشمت طالقانی، همرزم میرزا کوچکخان جنگلی بود. پدرش در جریان انقلاب مشروطه و در هنگام زمامداری ولیخان تنکابنی با سران نهضت جنگل تماس نزدیک داشت و یکی از آزادیخواهان و نویسندگان کمیته انقلاب مشروطیت رشت بهشمار میرفت و از سوی حکومت دو بار مأمور مذاکره با سران نهضت جنگل شد.
تمیمی در تهران پرورش یافت. او دورههای ابتدایی و متوسطه را در دبستان تمدن و دبیرستان دارالفنون گذراند.
در سال ۱۳۴۶ رشته حسابداری و امور مالی را به پایان رساند. سپس به مدیریت حسابرسی و ریاست قسمت حسابداری کارخانجات و شرکتهای مختلفی رسید.
وی به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گهگاه به ترجمه شعر، مقاله و کتاب نیز میپرداخت. از او شش جلد کتاب ترجمه و یا تالیف برجای مانده است.
مجموعههای زیر را فرخ تمیمی منتشر کرده است:
آغوش (۱۳۳۵)
سرزمین پاک (۱۳۴۱)
خسته از بیرنگی تکرار (۱۳۴۰)
دیدار (۱۳۵۰)
از سرزمین آینه و سنگ (۱۳۵۶)
گزینه اشعار (۱۳۶۹)
ترجمهها:
مردان پوک (شعر تی. اس. الیوت همراه با تحلیل اُ. اِف کائیل ، مجله بنیاد سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷. ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱)
دنیا از چشم هسه (گزین گویههای هرمان هسه، مجله دنیای سخن، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص ۷۹-۷۸)
ازرا پاوند (دبلیو ون اوکانر، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۵)
راینر ماریا ریلکه (جی الستون، نسل قلم: کهکشان ۱۳۷۶)
ترانههای پینک فلوید (ترجمه با م. آزاد ثالث ۱۳۷۷)
شور ذهن (زندگینامه فروید. نوشته ایروینگ استون، ترجمه با اکبر تبریزی، مروارید ۱۳۷۸)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_نویسنده
#سارا_کِین Sarah Kane
(۳ فوریه ۱۹۷۱ — ۲۰ فوریه ۱۹۹۹) نمایشنامهنویس بریتانیایی بود. عشق، تمایلهای جنسی، مرگ، خشونت و درد، برخی از مضامین آثار او هستند.
کین پس از آنکه دبیرستان را به پایان رساند، در دانشگاه بریستول به تحصیل در رشتۀ ادبیات نمایشی پرداخت و در ۱۹۹۲ فارغالتحصیل شد. سپس به دانشگاه بیرمنگام رفت و کارشناسی ارشد را در رشتۀ نمایشنامهنویسی دنبال کرد. او در اصل میخواست شاعر شود، اما به این نتیجه رسید که نمیتواند افکار و احساساتش را از این طریق بروز دهد. به هر حال او در سالهای بزرگسالی همواره به نوشتن میپرداخت.
سارا کین در پاسخ به اینکه میتوانی بگویی چرا برای تئاتر مینویسی میگوید:
این شکلی است که ترجیح میدهم، چون نمایشِ زنده است. او خودش را میآفریند بدون اینکه چیزی بتواند با آن مخالفت کند، رابطهای آنی بین صحنه و سالن، رابطهای که با فیلم نداریم. برای فیلمی که سناریویش را نوشتم، "پوست"، مردم میتوانند بیرون بروند یا کانال را تغییر بدهند بدون اینکه هیچ تأثیری در فیلم داشته باشد، فیلم ادامه پیدا میکند، بدون اینکه بههیچوجه تغییر کند. در عوض، وقتی کسی در حین اجرای "ویران" بلند میشود و بیرون میرود، این به عنصر سازندهی تمامی تجربه بدل میشود. تعامل بین نمایشنامه و مخاطب را دوست دارم.
و پرسشی دیگر از او:
به عقیدهی خودت چه کسانی بیشتر از همه بر تو تأثیر گذاشتهاند؟ به نظر میرسد که زیاد میخوانی.
بله. نام بردن از تأثیرات مستقیم همینجوری دشوار است، مگر اینکه شاید هارولد پینتر، هاوارد بارکر و ادوارد باند. عمدتاً به ادبیات اروپایی علاقه دارم، بهویژه بخش مربوط به قاره [اروپا]. قبلاً کمی دربارهی کافکا صحبت کردیم. با اینهمه، هنگام نگارش هر نمایشنامه، متون خاصی را مجدداً بیوقفه بازخوانی میکنم. برای "پاکشده"، "ویتسک"، "۱۹۸۴"، "سونات اشباح" استریندبرگ و "شب دوازدهم" شکسپیر بودند. برای "ویران" حتی آشکارتر بود، چراکه این نمایشنامه برای من از سه بخش تشکیل شده؛ بخش نخست بهشدت به ایبسن گرایش داشت، بخش دوم به برشت و بخش سوم به بکت. به اینها باید "لیرشاه" شکسپیر اضافه شود. برای "عشق فدر"، "بعل" و "بیگانه" اثر کامو بودند. برای "عطش"، چهارمین نمایشنامهام، "سرزمین هرز" اثر تی. اس. الیوت، و برای نمایشنامهی جدید آرتو است که فعلاً مشغولم کرده.
کین سالها با افسردگی شدید دست به گریبان بود. او دو بار به خواست خودش در بیمارستان بستری شد. سرانجام در سال ۱۹۹۹، وقتی به دلیل سوء مصرف قرصهایش در بیمارستان بستری بود، خودش را در دستشویی بیمارستان با بند کفش حلقآویز کرد.
#آثار_سارا_کین_تقدیم_به_شما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_نویسنده
#سارا_کِین Sarah Kane
(۳ فوریه ۱۹۷۱ — ۲۰ فوریه ۱۹۹۹) نمایشنامهنویس بریتانیایی بود. عشق، تمایلهای جنسی، مرگ، خشونت و درد، برخی از مضامین آثار او هستند.
کین پس از آنکه دبیرستان را به پایان رساند، در دانشگاه بریستول به تحصیل در رشتۀ ادبیات نمایشی پرداخت و در ۱۹۹۲ فارغالتحصیل شد. سپس به دانشگاه بیرمنگام رفت و کارشناسی ارشد را در رشتۀ نمایشنامهنویسی دنبال کرد. او در اصل میخواست شاعر شود، اما به این نتیجه رسید که نمیتواند افکار و احساساتش را از این طریق بروز دهد. به هر حال او در سالهای بزرگسالی همواره به نوشتن میپرداخت.
سارا کین در پاسخ به اینکه میتوانی بگویی چرا برای تئاتر مینویسی میگوید:
این شکلی است که ترجیح میدهم، چون نمایشِ زنده است. او خودش را میآفریند بدون اینکه چیزی بتواند با آن مخالفت کند، رابطهای آنی بین صحنه و سالن، رابطهای که با فیلم نداریم. برای فیلمی که سناریویش را نوشتم، "پوست"، مردم میتوانند بیرون بروند یا کانال را تغییر بدهند بدون اینکه هیچ تأثیری در فیلم داشته باشد، فیلم ادامه پیدا میکند، بدون اینکه بههیچوجه تغییر کند. در عوض، وقتی کسی در حین اجرای "ویران" بلند میشود و بیرون میرود، این به عنصر سازندهی تمامی تجربه بدل میشود. تعامل بین نمایشنامه و مخاطب را دوست دارم.
و پرسشی دیگر از او:
به عقیدهی خودت چه کسانی بیشتر از همه بر تو تأثیر گذاشتهاند؟ به نظر میرسد که زیاد میخوانی.
بله. نام بردن از تأثیرات مستقیم همینجوری دشوار است، مگر اینکه شاید هارولد پینتر، هاوارد بارکر و ادوارد باند. عمدتاً به ادبیات اروپایی علاقه دارم، بهویژه بخش مربوط به قاره [اروپا]. قبلاً کمی دربارهی کافکا صحبت کردیم. با اینهمه، هنگام نگارش هر نمایشنامه، متون خاصی را مجدداً بیوقفه بازخوانی میکنم. برای "پاکشده"، "ویتسک"، "۱۹۸۴"، "سونات اشباح" استریندبرگ و "شب دوازدهم" شکسپیر بودند. برای "ویران" حتی آشکارتر بود، چراکه این نمایشنامه برای من از سه بخش تشکیل شده؛ بخش نخست بهشدت به ایبسن گرایش داشت، بخش دوم به برشت و بخش سوم به بکت. به اینها باید "لیرشاه" شکسپیر اضافه شود. برای "عشق فدر"، "بعل" و "بیگانه" اثر کامو بودند. برای "عطش"، چهارمین نمایشنامهام، "سرزمین هرز" اثر تی. اس. الیوت، و برای نمایشنامهی جدید آرتو است که فعلاً مشغولم کرده.
کین سالها با افسردگی شدید دست به گریبان بود. او دو بار به خواست خودش در بیمارستان بستری شد. سرانجام در سال ۱۹۹۹، وقتی به دلیل سوء مصرف قرصهایش در بیمارستان بستری بود، خودش را در دستشویی بیمارستان با بند کفش حلقآویز کرد.
#آثار_سارا_کین_تقدیم_به_شما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
"تاس سترنز الیوت" مشهور به "تی . اس . الیوت" , شاعر , منتقد و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی ، در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۸ در " سنت لوئیز " از ایالت "میسوری" آمریكا متولد شد و در دانشگاههای هاروارد ، سوربن واكسفورد تحصیل كرد .
او از سال ۱۹۱۴ به بعد در انگلستان اقامت كرد و در سال ۱۹۲۷ رسما تبعه این كشور شد. " الیوت" نه تنها برجستهترین نویسنده دوره بین دو جنگ بزرگ جهانی است ، بلكه یكی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نیز به شمار میرود . او در دوره زندگیاش شهرت بسیاری به دست آورد كه بخشی از این آوازه ، مرهون نوآوریهای او در فنون و مضمون شعر بود كه انقلابی در قراردادهای ادبی بازمانده از شاعران و نویسندگان رمانتیك و دوره ویكتوریا به وجود آورد.
" الیوت" كه سنتهای ادبی زبان را برای بیان تجربیات دنیای جدید ناتوان دید , به شعر و ادبیات روی آورد و نثر و شعر سنتی سده ۱۹ انگلستان و نمادگرایان فرانسوی برای او مایه الهام شد ؛ " ژول لافورگ" و" بودلر" سالها سرمشق شعر وی بودند ، اما آشنایی " الیوت" با "پاوند" در لندن ، در شعر او تاثیری ژرف گذاشت. "سرزمین مرز" كه از سرودههای وی است ، بنیانگذار رویكرد تازهای در شعر انگلیسی بود و سرخوردگی نسل پس از جنگ جهانی اول را توصیف میكرد.
از جمله آثار مشهور" الیوت " میتوان به " آوریل بی رحمانهترین ماه سال است " و " من ترس را در مشتی خاك به شما نشان خواهم داد" اشاره كرد.
▪️ خیام یک اتفاق دوست داشتنی
چهارده ساله بود که با خواندن اشعار عمر خیام شاعر ایرانی (ترجمه ادوارد فیتر گرالد انگلیسی) به باورهای به ارث رسیده اش پایان داد و به راهی تازه رسید که خود الیوت این اتفاق را اینطور تعریف می کند؛ در سن چهارده سالگی به طور اتفاقی، رباعیات خیام را خواندم و اشعار این شاعر برجسته ایرانی باعث شد ذوق و هنر شاعرانه را در خود کشف کنم ولی ای کاش هرگز این کتاب به دستم نمی رسید تا خیام را به یاد بیاورم و مجبور به نوشتن شوم، به قول ازراپاوند من بسیار از جهان بینی و طرز تفکر او الهام و تاثیر گرفته ام؛
ای خدا
ای ناهید
ای بخشاینده رزق و روزی
به من یک دکه کوچک سیگار فروشی عطا کن
یا یک حرفه دیگر نصیب من ساز
جز این پیشه لعنتی (نوشتن)
که همواره باید
شعور و خرد
سرمایه کارش باشد.
و این چنین اشعار کلاسیک یک شاعر بزرگ ایرانی، باعث ظهور شاعر، نویسنده و منتقدی برجسته در ادبیات معاصر می شود. او یاد می گیرد به همه چیز نگاهی دیگرگونه بیندازد.
الیوت برای آشنایی با ازراپاوند برنده جایزه نوبل پیشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستی ریخت که او را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب کرد. ازراپاوند که اشعار الیوت را خوانده بود و با اشتیاق به آن واکنش نشان می داد، پس از ملاقات با الیوت توانست تاثیر زیادی روی کار او بگذارد، با دلگرمی های ازراپاوند، اشعار الیوت در مجله های انگلیسی و آمریکایی به چاپ رسید و او به عنوان شاعری حقیقتا مدرن به مردم شناسانده شد.
شاعری که به طور فوق العاده ای شیوه ای متعالی داشت که از هم آمیختن سنت و معرفت والا با تجدد و زبان عامیانه ساخته شده بود. الیوت شاعر پرکاری نبود، اما آثار اندکش به زودی توجه احترام آمیز خوانندگان اشعار مدرن در دو سوی آتلانتیک را به خود جلب کرد. یکی دیگر از شخصیت های مهم در زندگی ادبی الیوت برتراند راسل فیلسوف است، دوستی الیوت و راسل تا آنجا پیش رفت که گاهی راسل سرپرستی از وی وین همسر بیمار الیوت را برعهده می گرفت. سرانجام لندن و خیابان آکسفورد مکان خوبی برای شب گردی های الیوت شد.
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
"تاس سترنز الیوت" مشهور به "تی . اس . الیوت" , شاعر , منتقد و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی ، در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۸ در " سنت لوئیز " از ایالت "میسوری" آمریكا متولد شد و در دانشگاههای هاروارد ، سوربن واكسفورد تحصیل كرد .
او از سال ۱۹۱۴ به بعد در انگلستان اقامت كرد و در سال ۱۹۲۷ رسما تبعه این كشور شد. " الیوت" نه تنها برجستهترین نویسنده دوره بین دو جنگ بزرگ جهانی است ، بلكه یكی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نیز به شمار میرود . او در دوره زندگیاش شهرت بسیاری به دست آورد كه بخشی از این آوازه ، مرهون نوآوریهای او در فنون و مضمون شعر بود كه انقلابی در قراردادهای ادبی بازمانده از شاعران و نویسندگان رمانتیك و دوره ویكتوریا به وجود آورد.
" الیوت" كه سنتهای ادبی زبان را برای بیان تجربیات دنیای جدید ناتوان دید , به شعر و ادبیات روی آورد و نثر و شعر سنتی سده ۱۹ انگلستان و نمادگرایان فرانسوی برای او مایه الهام شد ؛ " ژول لافورگ" و" بودلر" سالها سرمشق شعر وی بودند ، اما آشنایی " الیوت" با "پاوند" در لندن ، در شعر او تاثیری ژرف گذاشت. "سرزمین مرز" كه از سرودههای وی است ، بنیانگذار رویكرد تازهای در شعر انگلیسی بود و سرخوردگی نسل پس از جنگ جهانی اول را توصیف میكرد.
از جمله آثار مشهور" الیوت " میتوان به " آوریل بی رحمانهترین ماه سال است " و " من ترس را در مشتی خاك به شما نشان خواهم داد" اشاره كرد.
▪️ خیام یک اتفاق دوست داشتنی
چهارده ساله بود که با خواندن اشعار عمر خیام شاعر ایرانی (ترجمه ادوارد فیتر گرالد انگلیسی) به باورهای به ارث رسیده اش پایان داد و به راهی تازه رسید که خود الیوت این اتفاق را اینطور تعریف می کند؛ در سن چهارده سالگی به طور اتفاقی، رباعیات خیام را خواندم و اشعار این شاعر برجسته ایرانی باعث شد ذوق و هنر شاعرانه را در خود کشف کنم ولی ای کاش هرگز این کتاب به دستم نمی رسید تا خیام را به یاد بیاورم و مجبور به نوشتن شوم، به قول ازراپاوند من بسیار از جهان بینی و طرز تفکر او الهام و تاثیر گرفته ام؛
ای خدا
ای ناهید
ای بخشاینده رزق و روزی
به من یک دکه کوچک سیگار فروشی عطا کن
یا یک حرفه دیگر نصیب من ساز
جز این پیشه لعنتی (نوشتن)
که همواره باید
شعور و خرد
سرمایه کارش باشد.
و این چنین اشعار کلاسیک یک شاعر بزرگ ایرانی، باعث ظهور شاعر، نویسنده و منتقدی برجسته در ادبیات معاصر می شود. او یاد می گیرد به همه چیز نگاهی دیگرگونه بیندازد.
الیوت برای آشنایی با ازراپاوند برنده جایزه نوبل پیشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستی ریخت که او را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب کرد. ازراپاوند که اشعار الیوت را خوانده بود و با اشتیاق به آن واکنش نشان می داد، پس از ملاقات با الیوت توانست تاثیر زیادی روی کار او بگذارد، با دلگرمی های ازراپاوند، اشعار الیوت در مجله های انگلیسی و آمریکایی به چاپ رسید و او به عنوان شاعری حقیقتا مدرن به مردم شناسانده شد.
شاعری که به طور فوق العاده ای شیوه ای متعالی داشت که از هم آمیختن سنت و معرفت والا با تجدد و زبان عامیانه ساخته شده بود. الیوت شاعر پرکاری نبود، اما آثار اندکش به زودی توجه احترام آمیز خوانندگان اشعار مدرن در دو سوی آتلانتیک را به خود جلب کرد. یکی دیگر از شخصیت های مهم در زندگی ادبی الیوت برتراند راسل فیلسوف است، دوستی الیوت و راسل تا آنجا پیش رفت که گاهی راسل سرپرستی از وی وین همسر بیمار الیوت را برعهده می گرفت. سرانجام لندن و خیابان آکسفورد مکان خوبی برای شب گردی های الیوت شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#عکاس
▪️اروینگ پن “عکاس مد و پرتره “
پایگاه خبری عکاسان جوان
عکسهای مد و پرتره اروینگ پن دارای کیفیت هایی ماندگار هستند وتلقی او از هنر عکاسی ، مقید به زمان و مکان خاصی نیست. دغدغه اصلی اروینگ در عکاسی از هر موضوعی ، همواره این بوده است که به جست و جوی امور مطلقی بپردازد که موضوعات حقیقی عکاسی را تشکیل می دهند و جوهره ی این هنر را در هنگامی که امور سطحی مربوط به سبک و شیوه کنارگذاشته می شوند ، پایدار می سازند.
پس آشکارا شیفته ی مردم وچیزهایی بوده است که در برابر عدسی دوربین او قرار گرفته اند. علاوه بر این، در تصاویر وی کیفیت های نوری و تحلیل شکل، طرح و رنگ نیز به چشم می خورد.
اروینگ پن (عکاس پرتره) در ۱۹۱۷ در نیوجرسی زاده شد. از ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۸ در مدرسه ی هنرهای صنعتی موزه ی فیلادلفیا به تحصیل پرداخت و طرح های او در مجله ی هارپز بازار به چاپ رسید.
از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۱ به عنوان طراح تبلیغاتی برای یکی از مجله های بزرگ نیویورک کار کرد و پس از آن در ۱۹۴۲ برای نقاشی به مکزیک رفت.
یکسال پس ازبازگشت از مکزیک ، از اروینگ خواسته شد که نخستین عکس های خود را برای مجله وگ بگیرد.لیبرمن سرپرست هنری این مجله توانایی های بالقوه ای را که پن ازخود بروز داده بود شکوفا ساخت و موجبات همکاری وی را با انتشارات کنده ناست فراهم آورد . این همکاری اساس کار عکاسی را تشکیل داد.
لیبرمن و مجله ی ووگ آنقدر با فراست بودند که به پن حداکثر آزادی عمل را برای آفرینندگی بخشیدند و پاداش بزرگ این کار خود را نیز با تصاویر متعدد و هنرمندانه ای که پن در طول سالها برای این مجله آفرید ، گرفتند.
آثار پن (عکاس پرتره ) را می توان به سه رده ی مد، پرتره و طبیعت بیجان تقسیم کرد. با این همه تلقی او از عکاسی آنچنان بود که در آثارش گاه این گونه های مختلف، گرایش به تداخل درهم پیدامی کردند و موضوعاتی که ظاهرا متفاوت بودند، با مطالعه ی دقیق و موشکافانه ی وی ، به طرز پیچیده ای باهم پیوند می خوردند.
عدسی دوربین او چه هنگامی که از جامه ی سنتی یک زن مراکشی عکس می گرفت و چه وقتی که لباس بالانسیاگا را تصویر می کرد، احترام یکسانی به ارزش های سلسله مراتبی و زیبایی های ذاتی می گذاشت.
اروینگ پن (عکاس) رفتار فردی از اعضای یک قبیله ی گینه ی جدید را به همان نحو ثبت می کرد که شخصیت پیکاسو، کولت ، یک مانکن و یا نظافت گر شیشه در لندن را می نمایاند.
پن موفقیت زیادی کسب کرد و آثار و سبک او بر عکاسی (پرتره) سال های ۱۹۵۰ سایه افکند.او هنرمندی کمال طلب بود و دغدغه ی کیفیت عکس هایش را در سر داشت و به هنگام برگزاری نمایشگاه های خود ، می کوشید کیفیت تصاویر را ارتقا بخشد. از این رو، دقت وی در کار پدید آوردن عکس هایش همواره افزایش می یافت.
پدید آوردن عکسی زیبا ، در آخرین مرحله ی فرایند آفرینندگی پن قرار داشت. در واقع ذوق او در به کار گرفتن نور و نیز قدرت تمرکز زیادی که از آن بهره مند بود ، پایه و اساس حقیقی قریحه ی وی را تشکیل می داد.
برای پن هر جلسه ی عکس برداری – از هر موضوع یا شیئی – به منزله ی کوششی برای بیان مشاهده ی کامل موضوع تلقی می شد.روش پن عموما این گونه بود که موضوع را از زمینه ای خنثی بیرون می نشاند.
به نظر می رسید پن هیچ یک از رموز کار خود را مخفی نگاه نمی داشت، چرا که توضیحات مفصلی درباره ی روش های فنی که برای رسیدن به نتایج مورد نظر خود از آنها استفاده می کرد، منتشر می ساخت.
ویژگی پرتره های پن، که بسیاری او را شاخص ترین عکاس (پرتره) در جهان می دانند، سادگی و نوعی بدویت ظاهری است.او استاد نور و فضا بود و با عکس هایش از دنیای مد و فضای پرزرق و برق زنانه بعد از جنگ جهانی دوم به شهرت رسید.
ایروینگ پن در امریکا استودیو عکاسی (پرتره) داشت و سال ها عکاس مد مجله وگ بود.در طول سال های گذشته، هنرمندان، بالرین ها, نویسنده ها، آهنگسازها و نقاش های فراوانی سوژه عکس های ایروینگ پن بوده اند.
در میان این پرتره ها کسانی نظیر سیمون دوبوار، پابلو پیکاسو، ژان کوکتو، اینگمار برگمن، ترومن کاپوتی، کولت، فیلیپ راث، تی اس الیوت، آل پاچینو، نیکول کیدمن و وودی آلن به چشم می خورند.
ایروینگ پن در جایی گفته “عکاسی از کیک هم می تواند هنر باشد.” او هر جلسه عکاسی را یک جلسه عشقبازی می نامید.
اروینگ پن (عکاس) روز ۱۶ ژوئن ۱۹۱۷ به دنیا آمد و روز ۷ اکتبر ۲۰۰۹ در ۹۲ سالگی در خانه اش در منهتن از دنیا رفت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#عکاس
▪️اروینگ پن “عکاس مد و پرتره “
پایگاه خبری عکاسان جوان
عکسهای مد و پرتره اروینگ پن دارای کیفیت هایی ماندگار هستند وتلقی او از هنر عکاسی ، مقید به زمان و مکان خاصی نیست. دغدغه اصلی اروینگ در عکاسی از هر موضوعی ، همواره این بوده است که به جست و جوی امور مطلقی بپردازد که موضوعات حقیقی عکاسی را تشکیل می دهند و جوهره ی این هنر را در هنگامی که امور سطحی مربوط به سبک و شیوه کنارگذاشته می شوند ، پایدار می سازند.
پس آشکارا شیفته ی مردم وچیزهایی بوده است که در برابر عدسی دوربین او قرار گرفته اند. علاوه بر این، در تصاویر وی کیفیت های نوری و تحلیل شکل، طرح و رنگ نیز به چشم می خورد.
اروینگ پن (عکاس پرتره) در ۱۹۱۷ در نیوجرسی زاده شد. از ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۸ در مدرسه ی هنرهای صنعتی موزه ی فیلادلفیا به تحصیل پرداخت و طرح های او در مجله ی هارپز بازار به چاپ رسید.
از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۱ به عنوان طراح تبلیغاتی برای یکی از مجله های بزرگ نیویورک کار کرد و پس از آن در ۱۹۴۲ برای نقاشی به مکزیک رفت.
یکسال پس ازبازگشت از مکزیک ، از اروینگ خواسته شد که نخستین عکس های خود را برای مجله وگ بگیرد.لیبرمن سرپرست هنری این مجله توانایی های بالقوه ای را که پن ازخود بروز داده بود شکوفا ساخت و موجبات همکاری وی را با انتشارات کنده ناست فراهم آورد . این همکاری اساس کار عکاسی را تشکیل داد.
لیبرمن و مجله ی ووگ آنقدر با فراست بودند که به پن حداکثر آزادی عمل را برای آفرینندگی بخشیدند و پاداش بزرگ این کار خود را نیز با تصاویر متعدد و هنرمندانه ای که پن در طول سالها برای این مجله آفرید ، گرفتند.
آثار پن (عکاس پرتره ) را می توان به سه رده ی مد، پرتره و طبیعت بیجان تقسیم کرد. با این همه تلقی او از عکاسی آنچنان بود که در آثارش گاه این گونه های مختلف، گرایش به تداخل درهم پیدامی کردند و موضوعاتی که ظاهرا متفاوت بودند، با مطالعه ی دقیق و موشکافانه ی وی ، به طرز پیچیده ای باهم پیوند می خوردند.
عدسی دوربین او چه هنگامی که از جامه ی سنتی یک زن مراکشی عکس می گرفت و چه وقتی که لباس بالانسیاگا را تصویر می کرد، احترام یکسانی به ارزش های سلسله مراتبی و زیبایی های ذاتی می گذاشت.
اروینگ پن (عکاس) رفتار فردی از اعضای یک قبیله ی گینه ی جدید را به همان نحو ثبت می کرد که شخصیت پیکاسو، کولت ، یک مانکن و یا نظافت گر شیشه در لندن را می نمایاند.
پن موفقیت زیادی کسب کرد و آثار و سبک او بر عکاسی (پرتره) سال های ۱۹۵۰ سایه افکند.او هنرمندی کمال طلب بود و دغدغه ی کیفیت عکس هایش را در سر داشت و به هنگام برگزاری نمایشگاه های خود ، می کوشید کیفیت تصاویر را ارتقا بخشد. از این رو، دقت وی در کار پدید آوردن عکس هایش همواره افزایش می یافت.
پدید آوردن عکسی زیبا ، در آخرین مرحله ی فرایند آفرینندگی پن قرار داشت. در واقع ذوق او در به کار گرفتن نور و نیز قدرت تمرکز زیادی که از آن بهره مند بود ، پایه و اساس حقیقی قریحه ی وی را تشکیل می داد.
برای پن هر جلسه ی عکس برداری – از هر موضوع یا شیئی – به منزله ی کوششی برای بیان مشاهده ی کامل موضوع تلقی می شد.روش پن عموما این گونه بود که موضوع را از زمینه ای خنثی بیرون می نشاند.
به نظر می رسید پن هیچ یک از رموز کار خود را مخفی نگاه نمی داشت، چرا که توضیحات مفصلی درباره ی روش های فنی که برای رسیدن به نتایج مورد نظر خود از آنها استفاده می کرد، منتشر می ساخت.
ویژگی پرتره های پن، که بسیاری او را شاخص ترین عکاس (پرتره) در جهان می دانند، سادگی و نوعی بدویت ظاهری است.او استاد نور و فضا بود و با عکس هایش از دنیای مد و فضای پرزرق و برق زنانه بعد از جنگ جهانی دوم به شهرت رسید.
ایروینگ پن در امریکا استودیو عکاسی (پرتره) داشت و سال ها عکاس مد مجله وگ بود.در طول سال های گذشته، هنرمندان، بالرین ها, نویسنده ها، آهنگسازها و نقاش های فراوانی سوژه عکس های ایروینگ پن بوده اند.
در میان این پرتره ها کسانی نظیر سیمون دوبوار، پابلو پیکاسو، ژان کوکتو، اینگمار برگمن، ترومن کاپوتی، کولت، فیلیپ راث، تی اس الیوت، آل پاچینو، نیکول کیدمن و وودی آلن به چشم می خورند.
ایروینگ پن در جایی گفته “عکاسی از کیک هم می تواند هنر باشد.” او هر جلسه عکاسی را یک جلسه عشقبازی می نامید.
اروینگ پن (عکاس) روز ۱۶ ژوئن ۱۹۱۷ به دنیا آمد و روز ۷ اکتبر ۲۰۰۹ در ۹۲ سالگی در خانه اش در منهتن از دنیا رفت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه_پــــارســــی
تولدی دیگر
شاید!
زخمهامان
نفسِ محبوسِ عشق
رؤیایی بیدار
در بیقراری بادِ شب
به پنجرهای باز ختم شود
گلِ لبخندِ زمان
با زیبایی و احساس
به گریهها معنا دهد
نه در تکرارِ غمِ دیروز
که چشمانمان به شوقِ دیداری
خیستر شود.
اینجا!
(پس رنج را چه کسی طراحی کرد؟ عشق.
عشق نامیناآشنا
در پشتِ دستهاییست
که پیراهن غیرقابلِ تحملِ شعله را بافتند)*
فراتر از کلمات
همین امروز
به انتظارِ صدایی دیگر
عشق را لمس کن
اگر میآید
بگذار بیاید.
شاید!
جای تو برای شنیدن
کنارِ همان پنجره باشد.
▫️ شعری از وحید بنیسعید
* بخشی از شعر(۴)گیدینگ کوچک- تی. اس. الیوت-برگردان : بهروز شادلو – نشر بوتیمار – ص۱۷۲
▫️ نقاشی: ماهی طلایی اثر پل کله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه_پــــارســــی
تولدی دیگر
شاید!
زخمهامان
نفسِ محبوسِ عشق
رؤیایی بیدار
در بیقراری بادِ شب
به پنجرهای باز ختم شود
گلِ لبخندِ زمان
با زیبایی و احساس
به گریهها معنا دهد
نه در تکرارِ غمِ دیروز
که چشمانمان به شوقِ دیداری
خیستر شود.
اینجا!
(پس رنج را چه کسی طراحی کرد؟ عشق.
عشق نامیناآشنا
در پشتِ دستهاییست
که پیراهن غیرقابلِ تحملِ شعله را بافتند)*
فراتر از کلمات
همین امروز
به انتظارِ صدایی دیگر
عشق را لمس کن
اگر میآید
بگذار بیاید.
شاید!
جای تو برای شنیدن
کنارِ همان پنجره باشد.
▫️ شعری از وحید بنیسعید
* بخشی از شعر(۴)گیدینگ کوچک- تی. اس. الیوت-برگردان : بهروز شادلو – نشر بوتیمار – ص۱۷۲
▫️ نقاشی: ماهی طلایی اثر پل کله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه_پــــارســــی
تولدی دیگر
شاید!
زخمهامان
نفسِ محبوسِ عشق
رؤیایی بیدار
در بیقراری بادِ شب
به پنجرهای باز ختم شود
گلِ لبخندِ زمان
با زیبایی و احساس
به گریهها معنا دهد
نه در تکرارِ غمِ دیروز
که چشمانمان به شوقِ دیداری
خیستر شود.
اینجا!
(پس رنج را چه کسی طراحی کرد؟ عشق.
عشق نامیناآشنا
در پشتِ دستهاییست
که پیراهن غیرقابلِ تحملِ شعله را بافتند)*
فراتر از کلمات
همین امروز
به انتظارِ صدایی دیگر
عشق را لمس کن
اگر میآید
بگذار بیاید.
شاید!
جای تو برای شنیدن
کنارِ همان پنجره باشد.
▫️ شعری از وحید بنیسعید
* بخشی از شعر(۴)گیدینگ کوچک- تی. اس. الیوت-برگردان : بهروز شادلو – نشر بوتیمار – ص۱۷۲
▫️ نقاشی: ماهی طلایی اثر پل کله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه_پــــارســــی
تولدی دیگر
شاید!
زخمهامان
نفسِ محبوسِ عشق
رؤیایی بیدار
در بیقراری بادِ شب
به پنجرهای باز ختم شود
گلِ لبخندِ زمان
با زیبایی و احساس
به گریهها معنا دهد
نه در تکرارِ غمِ دیروز
که چشمانمان به شوقِ دیداری
خیستر شود.
اینجا!
(پس رنج را چه کسی طراحی کرد؟ عشق.
عشق نامیناآشنا
در پشتِ دستهاییست
که پیراهن غیرقابلِ تحملِ شعله را بافتند)*
فراتر از کلمات
همین امروز
به انتظارِ صدایی دیگر
عشق را لمس کن
اگر میآید
بگذار بیاید.
شاید!
جای تو برای شنیدن
کنارِ همان پنجره باشد.
▫️ شعری از وحید بنیسعید
* بخشی از شعر(۴)گیدینگ کوچک- تی. اس. الیوت-برگردان : بهروز شادلو – نشر بوتیمار – ص۱۷۲
▫️ نقاشی: ماهی طلایی اثر پل کله
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گذران زندگی این را به من آموخت که آدمها معمولا چیزهایی را از دست میدهند که از داشتنش مطمئن هستند!
👤 #_تی_اس_الیوت
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گذران زندگی این را به من آموخت که آدمها معمولا چیزهایی را از دست میدهند که از داشتنش مطمئن هستند!
👤 #_تی_اس_الیوت
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity