در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت دو بیتی‌هایی می‌خوانند و دختر در پایان هر شعر دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم کوچک در می‌یابد که دو بیتی خوانده شده مربوط به نیت خواسته و آرزوی او بوده است.
دستبند جشن تیرگان، نخی هفت رنگ و برهم بافته شده است که در آغاز جشن تیرگان این بند را به‌نام «تیر و باد» بر مچ دست راست می‌بندند.
این دستبند از ٧ریسمان به ۷رنگ گوناگون رنگین‌کمان که با تابش نور خورشید پس از بارندگی در آسمان روی می‌دهد برهم بافته شده است از روز تیر به دست می‌بندند و در باد (١٠ روز پس از آن) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت‌بام به «باد» می‌سپارند تا آرزوها و خواسته‌هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن شعر زیر انجام می‌شود:
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
محنت برو روزی بیا
خوشه‌ی مرواری بیا.

#نخ_تیر_و_باد.
از یک‌سو درخواست بارندگی و نمایان شدن رنگین‌کمان در آسمان است و از سوی دیگر اشاره به پرواز تیر آرش به یاری ایزد «باد» دارد که بر بلندای دماوند روی داده است.
تیرگان یکی از جشن‌های ملی‌مان که به ثبت ملی نیز رسیده در روز تیر از ماه تیر در دهم تیرماه برگزار می‌شود.
سیزدهمین روز از ماه تیر این جشن در گرامیداشت تیشتَر (ستاره باران‌آور در فرهنگ ایرانی) است و در روز تیر از ماه تیر برگزار می‌شود.
از دیدگاه تاریخی، جشن تیرگان روز کمان‌کشیدن پهلوان ایرانی به‌نام آرش و پرتاب تیر از فراز البرز کوه بوده‌است که در روایت تشتر یشت پس از نبرد میان ایرانیان و تورانیان رخ داده‌است و سرزمین ایران از دشمن بازپس گرفته شده‌است.
همچنین جشن تیرگان به‌گفته ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، روز بزرگداشت جایگاه نویسندگان در ایران باستان بوده‌است.
در فراهان جشن تیرگان در یکم ماه تیر برگزار می‌شود و این آیین به‌نام جشن تیرگان به ثبت ملی نیز رسیده‌است.
در مازندران نیز جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان‌ماه برگزار می‌شود.
ارامنه اصفهان این جشن را در روز سیزدهم ژانویه برگزار می‌کنند.
انجمن کوهنوردان ایران هر ساله این جشن را در روز سیزدهم تیر در دماوند برگزار می‌کنند.
جشن تیرگان همه ساله در کوه دماوند، آمل و همه ساله بدست ایرانیان زرتشتی در شهرهای تهران، یزد، کرمان، میبد، اردکان، بم، کرج، شیراز، اصفهان، اهواز و روستاهای زرتشتی نشین و اروپا و آمریکا در روز دهم تیر برگزار می‌شود.
«بهار مختاریان» بر این باور است که جشن تیرگان در اصل جشن رستاخیز تابستانی در یکم تیرماه بوده‌است. آنچه که اکنون در فراهان بازمانده است.
بنابر سالنامه یکپارچه باورهای ایران این جشن در روز دهم تیرماه در گاه‌شمار کنونی ایران قرار دارد.
«موبد کورش نیکنام» برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاه‌شماری‌های سنتی با ماه‌های ۳۰روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی‌ در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاه‌شماری ملی و رسمی با ماه‌های ۳۱روزه را یادآور شده‌است.
«جلیل دوستخواه» پژوهشگر ایران‌شناس در زمینه زمان‌ جشن‌های ایرانی و از جمله جشن تیرگان آورده‌است:
«بازهم می‌بینیم که نویسندگان برخی از این نوشتار‌ها، با نادیده‌ گرفتن زمینه‌های استورگی نام‌گزاری این جشن و پژوهش‌های کسانی همچون بیرونی درباره‌ی زمان برگزاری آن و تنها به دست‌آویز ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاه‌شمار کنونی، روز دهم تیرماه را زمان این جشن می‌انگارند. اما درست و بنیادین و برابر با یادگارهای فرهنگی کهن، آن است که مانند نیاکانمان، سیزدهم تیرماه (تیرروز از ماه تیر) را جشن تیرگان بدانیم و با خجستگی برگزاریم. زمان‌ درست جشن‌های دوازده‌گانه، بدین سامان است».
سنت‌ها و آیین‌های جشن تیرگان:
آب‌پاشی:
این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام همگانی «آب‌ریزگان» یا «آب‌پاشان» یا «سر شوران» یاد شده‌است. در گزشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده‌است. ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای دانسته‌اند.
کبک
فال کوزه:
یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن‌های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می‌باشد. روز پیش از جشن تیرگان، دوشیزه‌ای را برمی‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می‌اندازد آنگاه دوله را نزد همه کسانی‌که می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک‌دولَه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله می‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورت می‌برد و در آنجا می‌گزارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی‌که در دوله جسمی انداخته‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌اند در جایی گردهم می‌آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می‌آورد. در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سال خوردگان با آوایی بلند به نوبت سروده می‌خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، بدینگونه صاحب آن جسم متوجه می‌شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده‌است.
دستبند تیر و باد:
در آغاز جشن پس از خوردن شیرینی، بندی به‌نام «تیر و باد» که از هفت ریسمان به هفت رنگ گوناگون بافته شده‌است بدست می‌بندند و در باد روز از تیرماه (پس از ۹روز) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت‌بام به باد می‌سپارند تا آرزوها و خواسته‌هایشان را به‌عنوان پیام‌رسان به‌همراه ببرد. این‌کار با خواندن شعر زیر انجام
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
محنت برو روزی بیا
خوشه مرواری بیا.

باورهای مردمی:
در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد در پیوند با فرشته باران یا تیشتر می‌باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت(تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز نخست ماه به چهره جوانی پانزده ساله درمی‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسپی سپید و زیبا با گوش‌های زرین. تیشتر به شکل اسپ زیبای سپید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسپ سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، نمایی ترسناک دارد روبرو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی‌خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و کمک می‌جوید و به خواست و نیروی پروردگار این‌بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها می‌توانند بدون مانعی به کشتزارها و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای کیهانی برمی‌خواستند به این‌سو و آن‌سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی

#اولینها_در_ایران

مجموعه زیرخلاصه ای از افتخارات،پیشرفت ها،توانمندی ها و سایر دانستنیهایی است که برای اولین بار در میهن عزیزمان تحقق یافته است.

اولین کسی که نقشه ایران را رسم کرد،سرتیپ بلغاری نام داشت.

اولین کتابخانه در ایران ، سال 1267 شمسی در تبریز گشایش یافت.

اولین رصد خانه تعقیب ماهواره در ایران در شیراز توسط دکتر محمود حسابی تاسیس شد.

اولین ایستگاه هواشناسی در ایران ، سال 1310 شمسی توسط دکتر محمود حسابی ایجاد شد.

اولین دستگاه رادیولوژی در ایران ، سال 1310 شمسی توسط دکتر محمود حسابی نصب و راه اندازی شد.

اولین چاه نفت در ایران درسال1287شمسی در مسجد سلیمان زده شد.

• اولین پالایشگاه گاز در آذر ماه 1350 شمسی در بید بلند استان خوزستان به بهره برداری رسید.

اولین کسی که بطور رسمی در ایران چاپخانه تاسیس کرد ، امیر کبیر بود.

اولین بانک ایرانی در سال 1305 شمسی افتتاح گردید.

اولین روزنامه فکاهی ایران (نامه طلوع) نام داشت.

ماهواره امید ، نخستین ماهواره ساخت کشور ایران است که تمام تجهیزاتش در سازمان فضایی ایران طرّاحی و تولید شده‌است.

اولین سکه ایرانی (دریک) نام داشت ، این سکه در زمان داریوش هخامنشی ساخته شد.

اولین کشوری که در خاورمیانه جرثقیل ضدآتش سوزی ساخت ایران بود.

اولین تریلر فوق سنگین گاز سوز جهان ، در ایران ساخته شد.

اولین پایتخت ایران شوش در زمان ایلامیان در هزاره سوم قبل از میلاد مسیح بود.

اولین نیروگاه غرقابی جهان ، در ایران ساخته شد.

اولین مردمانی که مس را کشف کردند ، ایرانیان بودند.

اولین دانشگاه ایران به دستور انوشیروان عادل ، در شهر اهواز ، با عنوان (دانشگاه جندی شاپور) ساخته شد.

اولین تماس تلفنی ایران ، در سال 1285شمسی در تهران برقرار شد.

اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.

اولین کشور اسلامی که اقدام به چاپ قرآن کرد ایران بود.

اولین کامپیوتر در ایران ، در تیرماه 1341 شمسی مورد استفاده قرار گرفت

اولین کتاب در ایران ، در کلیسای وانک جلفای اصفهان در سال 1741میلادی به چاپ رسید.

اولین کسی که برای کشتی ایران مدال طلای جهانی آورد ، مهندس جهانبخت بود که در سال 1952میلادی در وزن 67کیلوگرم قهرمان جهان شد.

اولین ورزشکار ایرانی که از المپیک مدال گرفت ، جعفر سلماسی در المپیک 1948 لندن بود .

اولین مدرسه کر و لال ها در ایران توسط میرزا جبار باغچه بان تاسیس شد.

اولین تمبر ایرانی در سال ، 1285شمسی در پاریس به چاپ رسید.

اولین بهداری در ایران در تهران و در سال 1348شمسی با عنوان (حفظ الصحه) گشایش یافت.

اولین دادگستری در ایران در سال 1275قمری با عنوان (دیوان خانه) تاسیس شد.

اولین پیوند قلب در تهران در تیرماه 1372 شمسی انجام شد.

اولین بار راه آهن سراسری در ایران در سال 1317 شمسی تاسیس شد.

اولین کسی که در ایران دیپلم طب گرفت ، دکتر ابوالقاسم بهرامی بود.

اولین میکروسکوپ هوشمند خاور میانه ساخت ایران است.

اولین گواهینامه در سال 1301 شمسی صادر شد.

اولین مقررات راهنمایی و رانندگی برای نظم بخشیدن به عبور و مرور و کنترل ترافیک ، در سال 1348شمسی در ایران تدوین شد.

اولین خلبان ایران کلنل محمد تقی پسیان بود که فن خلبانی را در آلمان آموخت.

اولین پرواز داخلی در سال 1304 شمسی بین تهران و اصفهان انجام شد

اولین دانشمند ایرانی که برای اولین بار گردش زمین را محاسبه کرد ، ابوریحان بیرونی بود .

اولین شخصی که در سانحه تصادف با اتومبیل در ایران در گذشت ، مرحوم ( درویش خان ) نوازنده و موزیسین مشهور بود که در سال 1305 شمسی با اتومبیل تصاف کرد و جان باخت.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

#جشن_های_سالانه_ایرانی‌مان💚🤍❤️

🍷 #جشن_می_خواره🍷

۱۸ امرداد ماه، جشن می خواره خوش باد🍷🍷
.
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان
.
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین دین من است
گفتم به اروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین من است.
.
زان می که حیات جاودانی است بنوش
سرمایه لذت جوانی است بنوش
سوزنده چو آتش است لیکن غم را
سازنده چو آب زندگانی است بتوش.
.
می نوش که زندگی جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است.
.
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بارتن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم.
✍️ #خیام_نیشاپوری

باری،
جشن «می خواره» برابر است با هجدهم امرداد ماه.
در سرزمین «سُغد» و «ورارود» که ابوریحان بیرونی نیز از آن یاد می‌کند آن را برابر با هجدهمین روز امرداد ماه یا «اشناخندای» سغدی می‌داند.
با توجه به گفتار بیرونی که ویژگی جشن «می خواره» را نوشیدن شیره ناب یاد می‌کند و نیز با توجه به چند شاهد دیگر، می‌توان چنین برداشت کرد که یکی از ویژگی‌های جشن امردادگان، نوشیدن نوشیدنی‌های ویژه‌ای همچو افشرده‌ی گیاه «هوم» و آبجو نیز باشد.
گیاه ورجاوند «هوم» و افشرهی آن برای مردمان ایران همواره یک نوشابه‌ی جاودانی و عامل بی‌مرگی دانسته شده است. آنچنان که از منابع هندو همانند «ریگ ودا» برمی‌آید، این نوشیدنی و نیز جام آن به نام «اَمرته» شناخته می‌شده که به معنای بی‌مرگی است.
همین‌گونه در «ایلیاد» هومر برای شستشوی «آشیل» پهلوان استوره‌ای یونانی از نوشابه‌ای جاودانی به نام «اَمبروسیه» یاد شده است که آن نیز با بی‌مرگی در پیوند است.

#هوم نام نوشابه‌ای سپنت بود كه زرتشتیان در زمان‌های ویژه می‌نوشیدند. همچنین هوم در زمان ساسانیان نام افرادی هم بوده است. حتا گفته می‌شود نام یكی از پیامبران پیش از اشوزرتشت نیز بوده است.
هوم در دنیای مینویی ایزد است و در گیتی گیاه است و درمان بخش است. هوم را پسر اهورامزد نیز گویند. فشردن این گیاه (کوبیدن در هاون برای بدست آوردن شیره گیاه) نوعی شکست بدی و شر است.
مراسمِ هوم از مهم‌ترین مراسمِ مزدیسناست و با آداب شست‌وشوی خاصی با سرود اوستا در برابر آتشدان آتش، پنج تا هفت ساقه از هوم با قدری آب زور و شاخه‌ای اورورام در هاون فشرده شده و قطراتِ حاصل از این مراسم را که از گیاهان فشرده شده بدست آمده پراهوم می‌گویند.

(برگرفته از: آفریده اهورامزدا، پیرو اشوزرتشت، فرزند کورش بزرگ)

#جشن_می_خواره🍷

۱۸ امرداد ماه،
جشن می خواره خوش باد🍷🍷🥂

جشن «می خواره» برابر با ۱۸ امرداد ماه.
در «سُغد» و «ورارود» که ابوریحان بیرونی نیز از آن یاد میکند برابر با هجدهمین روز امرداد ماه یا «اشناخندای» سغدی میداند.
با توجه به گفتار بیرونی که ویژگی جشن «می خواره» را نوشیدنی ناب یاد میکند و نیز با توجه به چند شاهد دیگر، می‌توان چنین برداشت کرد که یکی از ویژگی‌های جشن امردادگان، نوشیدن نوشیدنی‌های ویژه‌ای همچو افشرده‌ی گیاه «هوم» و آبجو نیز باشد.
گیاه ورجاوند «هوم» و افشرهی آن برای مردمان ایران همواره یک نوشابه‌ی جاودانی و عامل بی‌مرگی دانسته شده است. آنچنان که از منابع هندو همانند ریگ‌ودا برمی‌آید، این نوشیدنی و نیز جام آن به نام «اَمرته» شناخته می‌شده که به معنای بی‌مرگی است.
همین‌گونه در «ایلیاد» هومر برای شستشوی آشیل پهلوان استوره‌ای یونانی از نوشابه‌ای جاودانی به نام «اَمبروسیه» یاد شده است که آن نیز با بی‌مرگی در پیوند است.

هوم نام نوشابه‌ای سپنت بود كه زرتشتیان در زمان‌های ویژه می‌نوشیدند. همچنین هوم در زمان ساسانیان نام افرادی هم بوده، حتا گفته می‌شود نام یكی از پیامبران پیش از اشوزرتشت نیز بوده است
#جشن_می_خواره🍷

۱۸ امرداد ماه،
جشن می خواره خوش باد🍷🍷🥂
جشن «می خواره» برابر با ۱۸ امرداد ماه.
در «سُغد» و «ورارود» که ابوریحان بیرونی نیز از آن یاد میکند برابر با هجدهمین روز امرداد ماه یا «اشناخندای» سغدی میداند.
با توجه به گفتار بیرونی که ویژگی جشن «می خواره» را نوشیدنی ناب یاد میکند و نیز با توجه به چند شاهد دیگر، می‌توان چنین برداشت کرد که یکی از ویژگی‌های جشن امردادگان، نوشیدن نوشیدنی‌های ویژه‌ای همچو افشرده‌ی گیاه «هوم» و آبجو نیز باشد.
گیاه ورجاوند «هوم» و افشرهی آن برای مردمان ایران همواره یک نوشابه‌ی جاودانی و عامل بی‌مرگی دانسته شده است. آنچنان که از منابع هندو همانند ریگ‌ودا برمی‌آید، این نوشیدنی و نیز جام آن به نام «اَمرته» شناخته می‌شده که به معنای بی‌مرگی است.
همین‌گونه در «ایلیاد» هومر برای شستشوی آشیل پهلوان استوره‌ای یونانی از نوشابه‌ای جاودانی به نام «اَمبروسیه» یاد شده است که آن نیز با بی‌مرگی در پیوند است.

هوم نام نوشابه‌ای سپنت بود كه زرتشتیان در زمان‌های ویژه می‌نوشیدند. همچنین هوم در زمان ساسانیان نام افرادی هم بوده، حتا گفته می‌شود نام یكی از پیامبران پیش از اشوزرتشت نیز بوده است

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جهت_یاد_آوری

❇️معنی نام ماه‌های گاه‌شماری ایرانی:

نام ماه‌های امروزی سالنامه(:تقویم) ایران بازمانده از «گاه‌شماری اوستایی نو» است. این سالنامه در اواخر دوره هخامنشی تنظیم شده و نام ماه‌های آن برگرفته از نام «ایزدان دین زرتشتی» است.
نام ۶ ماه این تقویم برگرفته از نام «امشاسپندان»(ایزدان برتر زرتشتی) است که در زیر با نشانه✅مشخص شده‌اند. و ۶ نام دیگر هم به شماری دیگر از ایزدان رده پایین‌تر اشاره دارد.

🔺 نکته جالب: از چهار فصل سال #پاییز امشاسپند ندارد و هر دو ماه آخر هر فصل، نام یک امشاسپند است.
🔺 تصویر: برگی از کتاب ۱۰۰۰ ساله‌ی قانون مسعودی از ابوریحان بیرونی.
🔺 توجه: مقاله کامل👇کاری از مجموعه ایران‌زمین است و هیچ جا چنین اطلاعات نابی گیرتان نمیآید😊

۱- #فروردین
از پهلوی ساسانی fravartīn و از ایرانی باستان fra - varti یعنی ماه «بازگشت فروهرها» یا همان روان درگذشتگان.
در اوستا فَروَهَر ذره‌ای از پرتو اهورایی است که آفریننده جهان در وجود آدمیان قرار داده است و این ذره پس از مرگ به سوی آفریننده باز می‌گردد. فروهر با روح تفاوت دارد و بمعنی «فرشته نگهبان آدمی» است.

🔴۲- #اردیبهشت
از پهلوی ساسانی artvahišt و از ایرانی باستان arta - vahišta بمعنی «بهترین راستی» است.
واژگان اردشیر و اردوان و ارژنگ نیز از همین ریشه «ارته، اشه» هستند که بمعنای «نظم، قانون، راستی و اخلاق» است. اردیبهشت از زیباترین امشاسپندان است.

🔴۳- #خرداد
از پهلوی ساسانی xurdād و از اوستایی haurvatāt بمعنای «تمامیت و کمال».
از ریشه haurva بمعنای «هر» است که امشاسپند موکل بر آب‌هاست.

۴- #تیر
از پهلوی ساسانی tīr از ایرانی باستان tīra در اوستایی tištrya تیشتریه
نام ستاره شباهنگ، نام سیاره عطارد. ایزد «باران آوری» در ایران باستان.
سرور و ناظر بر همه ستارگان آسمان و از ریشه tī, tai بمعنای دیدن و نگریستن.

🔴۵- #امرداد
از پهلوی ساسانی amurdat و از ایرانی باستان a-martāt بمعنای «بی‌مرگی، فناناپذیری» است.
از پیشوند نفی اَ و ریشه mar مُردن. از امشاسپندان است و سرور گیاهان و نماینده رویش و زندگی.

🔴۶- #شهریور
از پهلوی ساسانی šahrēvar در اوستایی xšaθra - vairya بعمنای «شهریاری و پادشاهی مطلوب».
از امشاسپندان است و نماد شکوه و قدرت آفریدگار است.

۷- #مهر
از پهلوی ساسانی mihr و از ایرانی باستان miθra (مـِثره).
نام یکی از مهم‌ترین ایزدان ایران باستان. ایزد روشنایی و خورشید و ناظر بر عهد و پیمان‌ها. نام‌های مهران، مهرداد، میترا و... ریشه در ایزد مهر دارند. مهر بمعنای محبت و مهربانی نیز از همین‌جا ریشه گرفته است.

۸- #آبان
از پهلوی ساسانی ābān از ریشه «آب». یعنی ماه آب‌ها. ماه ریزش باران.
گویا به ایزد «اَپام نپات» بمعنای فرزند آب‌ها اشاره دارد، او همانند مزدا لقب اهوره دارد و همان «ایزد ورونه» می‌باشد. آب از پارسی باستان āp آپ ریشه گرفته است.

۹- #آذر
از پهلوی ساسانی ātur و در اوستایی ātar ایزد آتش است.
سه آتش بزرگ و اساتیری در ایران باستان. آتش موبدان، آتش ارتشتاران و آتش کشاورزان بوده است که به ترتیب در فارس، آذربایجان و خراسان قرار داشته‌اند.

۱۰- #دی
خوانش درست آن دَی می‌باشد. از پهلوی ساسانی dadv و در اوستایی daδvah: بمعنای «ایزد». ایزد خالق و آفریدگار.
از ریشه dā بمعنای نهادن، آفریدن.

🔴۱۱- #بهمن: از پهلوی ساسانی vahuman و در اوستایی vohu - manah بمعنای «دارای اندیشه نیک».
از امشاسپندان است و نمادی از خـرد آفریدگار. موکل جانداران سودمند در جهان است و اندیشه نیک را به ذهن آدمیان می‌برد.

🔴۱۲- #اسفند
شکل کامل آن «اسپندارمز» می‌باشد. از پهلوی ساسانی spandarmad. در اوستایی spəṇta - ārmaiti بمعنای «اخلاص و بردباری مقدس».
از امشاسپندان است و نمادی از تحمل و بردباری اهورامزدا است. ایزدبانوی زنان و زمین است. ایزدان آناهیتا، دین و اَرد یاران او هستند.

🔹هر ۳۰روز ماه نیز «نامی ویژه‌» داشته‌ که ۱۲ تای آنها همین ۱۲ نام ماه‌ها بوده است. هرگاه نام روز با نام ماه برابر می‌شد، آن روز را به افتخار آن ایزد جشن می‌گرفتند. جشن مهرگان، تیرگان، آذرگان و...


🌸🍂🌸@Bookirancity

✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
#اردشیر پاپکان و #خسرو انوشیروان دادگر در این روز تن‌پوش‌های نو به مردم می‌بخشیدند و پادشاهان هخامنشی با بالاپوش‌های ارغوانی، در باده پیمایی و شادمانی و دستکوبی با مردم همراهی می‌کردند.
تاریخ نویسان نوشته‌اند که بزرگان کشور به میان مردم می‌رفتند و با آنان به پایکوبی و دست افشانی می‌پرداختند. خوانچه‌های پر از میوه‌های خشک،‌ برگ‌های سبز، شکوفه‌های گل‌های رنگارنگ، شکر، سکه، انار، بِه، کاج یا سرو … همه در خوانچه بودند که نشانه شگون و نیکبختی و فروانی به‌شمار می‌آمدند.
منوچهری در این باره می‌سراید:
برخیز هان ای جاریه
می درفکن در بادیـه
آراسته کن مجلسی
از بلـخ تـا ارمینیـه
آمد خجسته مهرگان
جشن بزرگان خسروان
نارنج و نار و ارغـوان
آورد از هــر ناحیــه.
.
هنگامی‌که خورشید به میانه‌های آسمان می‌رسید فریادهای شادی و خنده در فراخنای کوچه و خیابان تنین می‌انداخت و روبوسی‌ها و شادباش‌ها و آرزوی خوشبختی و سرشادی نمودن برای یکدیگر آغاز می‌شد. پس از آن مردم به رفت و آمد و دید و بازدید ریش سپیدان و بزرگان خانواده و دوستان می‌پرداختند و شادیانه‌ها می‌دادند و پیشیاره‌ها دریافت می‌کردند.
هر نوزادی در این ماه زاده می‌شد نام او با واژه‌ی مهر همراه بود مانند: مهرانگیز، مهربان، زادمهر، مهرداد، مهرزاد، مهرشاد، شادمهر، مهرناز، نازمهر، نوش مهر، مهرنوش، مهری، گلمهر و… همه‌جا رادی و دهشمندی، بزرگواری و گزشت، شور و شادی و خنده بود که تنین می‌انداخت. کینه‌ها از دل‌ها بیرون رانده می‌شدند و مهرورزی و مهربانی و دلشادی جای آنها را می‌گرفتند.
.
✅ زمان مهرگان:
جشن مهرگان از روز شانزدهم مهر ماه، روز مهر و ماه مهر آغاز می‌شد[۵] و به روز بیست و یکم(رام روز) پایان می‌یافت. آغاز جشن را مهرگان کوچک یا خرد(یا مهرگان همگانی) و پایانش را مهرگان بزرگ یا ویژه (یا مهرگان ویژگان) می‌نامیدند.
ابوریحان بیرونی هنگامی‌که از مهرگان بزرگ یا رام روز یاد می‌کند و می‌نویسد:
روز بیست و یکم، رام روز است که مهرگان بزرگ نام دارد. این روز را از آن رو جشن می‌گرفتند که فریدون بر ذهاک چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد و مردم را از شکنجه و آزار رهایی داد.
و فردوسی توسی، زمان چیرگی ذهاک را چنین می‌نمایاند:
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهـان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز به راز
ندانست خود جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن.

تا آنکه کاوه آهنگر به پا می‌خیزد و مردم را به جنبش فرا می‌خواند:
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بـرو انجمن گشـت بازار گـاه
همی برخروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کآهنگران پشت پای
بـپـوشـنـد هـنگـام زخـم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگـه ز بازار برخاست گرد.
اینجاست که برخی به نادرستی رفته و برای نمونه وقتی ابوریحان بیرونی در کتابش آثارالباقیه از برگزاری تیرگان در۱۳ تیر سخن می‌گوید و سیزدهمین روز ماه تیر در گاهشمار اوستایی را در نظر دارد به نادرست می‌پندارند که این همان ۱۳ تیر در گاهشمار کنونی ماست. چنانچه چنین نیست و بیرونی حتا روحش هم از گاهشماری با ساختار جلالی اما نام‌های اوستایی که در سدها سال بعد پدید خواهد آمد خبر نداشته است.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🍁 #جشن_گاهنباری «ایاسرم» و گاه آفرینش گیاهان


🍃🍂 پایان مهر هم‌زمان است با یکی دیگر از جشن‌های شش‌گانه‌ی گاهنباری که همچون گاهانبارهای دیگر در پنج روز برگزار می‌شد و روز پنجم آن همراه با جشنی بزرگ بود.

🍃🍂 گاهشمار (تقویم) گاهنباری کهن‌ترین سامانه‌ی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به‌جامانده از گاهشماری ساده و باریک‌بینانه‌ای باشد که بتوانند یک سال را بخش‌بندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و هم برای کشاورزی برنامه‌ریزی کنند. به گمان، نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار دور سخن می‌گوییم که هیچ‌چیز رویدادنگاری نمی‌شد. اکنون در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده می‌شود.
ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمه‌ی هر فَرشیم (فصل) را بسیار مَهَند (مهم) می‌شمردند و در خوارزم به آن «اَجغار» می‌گفتند.

🍃🍂 بر پایه‌ی آگاهی اندکی که به‌جا‌مانده، بیست‌وپنجم تا سی‌ام مهر (اشتادروز تا انارام روز) چهارمین جشن گاهنباری که «ایاسرم» نام دارد برگزار می‌شد. ایاسَرِم به مانَک (معنی) آغاز سرما و میانه‌ی پاییز است که بر پایه‌ی باورهای کهن، گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
گمان می‌رود که جشن‌های گاهانباری هشت‌گانه بودند ولی اکنون از جشن‌های پایان بهار و نیمه‌ی زمستان نشانی دیده نمی‌شود. از این‌رو گفته می‌شود که ساسانیان در آیین‌نگاری کهن دستبَری (تحریف) کرده‌اند تا باور به آفرینش شش‌گانه را به آن بیافزایند و با گاهشمار مزدیسنایی هماهنگ کنند.
با این دیدگاه درباره‌ی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته می‌شود که باید آن را هم‌زمان با جشن میانه‌ی پاییز یا پاییزانه در نیمه‌ی آبان بدانیم.
🍃🍂 گاهنبارها کهن‌ترین جشن‌های ایرانی بودند. بر پایه‌ی افسانه‌ها آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و آدم در این شش گام آفریده شدند. واژه‌ی گاهنبار برآمده از گاثا یا گاسا به مانک (معنی) گاه بوده و با گات‌ها هم‌ریشه است. در پارسی پهلوی به آن گاسانبار می‌گفتند.
شش گاهنبار سال آیین‌های یکسانی داشتند و ایرانیان باستان در پایبندی به این آیین‌ها سختگیر بودند. اگر کسی از آن سر می‌پیچید، رانده (طرد) می‌شد و نمی‌توانست برای رسیدن به بهشت از پل چینوَت بگذرد. واژه‌ی چینوَت در پارسی باستان به سَرتاک در پارسی پهلوی و صراط در عربی دگرگون شد. گاهانبارها ویژه‌ی بخش کردن سال و برنامه‌ریزی برای کشاورزی بودند.

🍃🍂 پیدایش گاهنبار و جشن‌های گاهنباری را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی می‌دانند. گاهنبارها با پیشه‌ی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونی‌های بنیادین برای کشاورزان رخ می‌داد و این دگرگونی‌ها با خود جشن و شادی می‌آورد.

🍃🍂 گاهنبار یا گاهانبارها جشن ستایش آفرینش بودند. ولی نباید فراموش کرد که بیشتر جشن‌های باستانی ریشه‌ی زیستی داشتند. جشن‌های گاهنباری نیز سال را برای کشاورزان بخش‌بندی می‌کردند. پژوهشگران کنونی می‌گویند در زمان باستان که هنوز گاهشمار (تقویم) هفته و ماه نبود ایرانیان برای بخش‌بندی سال یک سال را به چهار وَرشیم (فصل) بخش می‌کردند و هر ورشیم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی راهکاری ساده ولی باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزه‌های برگزاری جشن‌های نیمه‌ی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشت‌وکار خود برنامه‌ریزی کنند. در گذشته‌های دور به این جشن‌ها گاهنباری می‌گفتند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، ما باید هشت گاهنبار در گاهشمار باستانی داشته باشیم ولی اکنون تنها نام شش گاهنبار را می‌دانیم.

🍃🍂 آیین جشن‌های گاهنباری گرد هم آمدن و ستایش برای دَهِش‌های زمین بود. خوان (سفره) مهمانی گاهنباری باید همه‌جا گسترده می‌شد، مردم جویای روز و روزگار همدیگر می‌شدند و با داد و بخشندگی رفتار می‌کردند. در بندهش آمده است: «اگر کسی در سال یک‌بار به گاهان‌بار برود بر کارهای نیکی که کرده‌است افزوده خواهد شد.»
🍃🍂 گاهشمار (تقویم) گاهنباری کهن‌ترین سامانه‌ی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به‌جامانده از گاهشماری ساده‌ای باشد که بتوانند یک سال را بخش‌بندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و برای کشاورزی برنامه‌ریزی کنند.

🍃🍂 جشن‌های گاهانبار یا گاسانبار شش‌گانه بودند و با آمیختن با استوره‌های زرتشتی آفرینش هر یک نماد آفرینش یکی از هستارها و باشندگان جهان شدند. گفته‌اند که «گاس» در پارسی باستان به مانک وَرشیم (فصل) بود که به «گاه» دگرگون شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــن_اهـــــورایــی_مـــــان

جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان
🔥 #جشن_آذرگان🔥

در نهمین روز از آذرماه که نام روز و ماه یکی می‌شود روز آذر در ماه آذر، #جشن_آذرگان برگزار می‌شود.
جشن آذرگان در سالنامه مزدیسنی(زرتشتی) سوم آذر ماه است.

✅فرخندگی و هم نامی روز و ماه بنام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه #ایرانیان:
آتش یكی از چهار آخشیج(:عنصر) پاک در نزد ایرانیان باستان و زرتشتیان است.
آذر نام ایزد نگاهبان آتش است. از اینرو، آذرگان نیز در شمار جشن‌هایی است كه آیین‌های آن با بزرگداشت آتش كه یكی از فروزه‌های نیک اهورایی است، نزدیكی و همخوانی دارد.
آتش میان ایرانیان از دیرباز از سپنت‌ینگی(:پاکی و ورجاوندی) ویژه‌ای برخوردار بوده ‌است و بنا به یک باور آن‌را جانشین خورشید روی زمین می‌دانستند. به این دلیل است كه در اوستا سروده‌هایی درباره ستایش آتش و خورشید به‌چشم می‌خورد.

✅جایگاه آذر در فرهنگ ایران:
آذر در اوستا «آتَر - آتَرش» و در پهلوی «آتُر - آتَخش» و در پارسی امروزه «آذر- آتش»است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آورده‌اند.
در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های زاستار(:طبیعت) است که ستودنی‌ست چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می‌سازد و با روشنایی خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی می‌بخشد پس «سوی ستایش» اهورامزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می‌کنند. جشن آذرگان از جشن‌های ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار می‌شود.
در یسنا نیز بارها به آذر و آتش و اهمیت آن اشاره شده‌است كه چند نمونه از آن به این شرح است:
«ای آذر تویی خوشی بخش جهان مزدا آفریده، ما خواستاریم به وسیله تو با اندیشه پاک، گفتار راست و كردار درست و آیین نیک، مزدا اهورا را پرستش كنیم و به او نزدیک شویم.
(یسنا. هات۳۶ بند۳).

✅ایزد آذر در نوشتارهای کهن:
در بسیاری از نوشته‌های کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شده‌است. برای نمونه در «یسنا، هات۶٢» از آذر اهورایی با فروزگانی چون «برازنده ستایش و نیایش»،«گشایش بخش»و«پناه‌بخش» یاد شده‌است و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شده‌اند. همین‌گونه در آتش نیایش در ستایش آذر اهورایی آمده‌ است:

«درود بر تو ای آتش، ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا. به تو ای آتش، ای پرتو اهورامزدا، خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد. افروخته باش در این خانه پیوسته افروخته باش در این خانه فروزان باش در این خانه تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه به من ارزانی ده.
ای آتش ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان پناه آسان آسایش فراوان فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی‌زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی‌بخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.»

✅آیین‌های جشن آذرگان:
در فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، مروج الذهب مسعودی و المدخل فی‌صناعة احکام النجوم از کیا کوشیار ابن‌لبان شهری جیلی، این جشن را با نام «آذرخش» نوشته‌اند.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» درباره جشن آذرگان نوشته است:
روز نهم آذر، جشنی است که به فراخور سازگاری و همآوایی دو نام #آذرجشن می‌گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و بنام فرشته‌ای که به همه آتش‌ها گمارده است نامیده شده‌ است.
اشوزرتشت می‌گوید که در این روز در آتشکده‌ها نیایش کنند و در کارهای جهان رایزنی نمایند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــــیــــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#جشن_خره_روز در نخستین #روز_زمستان پس از #جشن_شب‌چله

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه درباره این جشن چنین می‌گوید:
«و در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد و جامه سپید می‌پوشید و بر فرش‌های سپید می‌نشست و دربان‌ها را که هیبت ملک بدان‌هاست بکنار میراند و در امور دنیا فارغ بال نظر می‌نمود و هر کس نیازمند میشد که با پادشاه سخن بگوید، خواه گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع، بی هیچ حاجب و دربانی به نزد پادشاه میرفت و بدون هیچ مانعی با او گفتگو میکرد و در این روز پادشاه با کشاورزان و برزیگران مجالست میکرد و در يک سفره با ایشان غذا میخورد و میگفت: من امروز مانند یکی از شما هستم و من با شما برادر هستم زیرا قوام دنیا به کارهایی است که بدست شما می‌شود و قوام عمارت آن هم به پادشاه است، و نه پادشاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از پادشاه و چون حقیقت امر چنین شد پس من که پادشاه هستم با شما برزیگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود بویژه که دو برادر مهربان هوشنگ و ويكرد چنین بودند»

#_فرتورها_بر_گرفته_از_هوش_مصنوعی_است

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


#_جشن_بهمنگان، ستایش سروش خرد و خوبی


🐓 «بهمن» در باورهای کهن ایران یکی از ویژگی‌های ایزد یکتاست و «بهمنگان» جشنی در ستایش درستکاری است. جشن بهمنگان یا جشن بهمنجنه در بهمن‌روز از بهمن‌ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری (تقویم) ایران باستان برگزار می‌شد. بهمنگان در ایران نماد مردان نیک‌اندیش بود.

🐓 بهمن از واژه‌ی اوستایی «وهومنه» وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) ساخته شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم(معنی) بهترین اندیشه، اندیشه‌ی نیک و منش نیک است.

🐓 «فرهنگ مهر» در نیپیک (کتاب) «فلسفه زرتشت» نوشته است که شش امشاسپند اهورامزدا هریک پاسدار زیست‌بوم (محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آن‌ها فرشته‌ی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیک‌اندیشی در روی زمین بود. از این‌رو ایرانیان در #جشن_بهمنگان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز می‌کردند.

🐓 بر پایه‌ی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیام‌های اهورامزدا از امشاسپند وهومن یاری می‌گرفت. در «گاتها» آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایه‌ی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریده‌ی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه (اورمزد روز) به نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. بر پایه‌ی افسانه‌ها او در روز رستاخیز به کردار آدمی رسیدگی می‌کند.

🐓 ایشمَه یا خشم، آز و اَکوُمَن (اندیشه‌ی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان می‌ستیزد. او در جهان مینوی (معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک (مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشه‌ی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه به‌سزایی دارد.

🐓 «خروس» نشان ویژه‌ی #بهمنگان بود. ایرانیان باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش (از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشه‌ای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژه‌ی بهمن و جشن بهمنگان بود. جشن بهمنگان پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود و در زمان صفویان برخی از آیین‌های آن زنده شد.


#_فرتور (عکس): یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان

#جشن_های_ایرانی

🕊 بهمنگان، جشن پاسداری از جانوران سودمند


🐎 «جشن بهمنگان» جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیک‌اندیشی و پاسداری از جانوران بود. گویا آیین‌های این جشن با گذشت هزاره‌ها دستخوش دگرگونی‌هایی شد. جشن بهمنگان یا بهمنجه در بهمن‌روز از بهمن‌ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری (تقویم) ایران باستان برگزار می‌شد.

🐎 پوشیدن جامه‌ی سپید یکی از آیین‌های کهن #جشن_بهمنگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری می‌جستند. سپس به دیدار یکدیگر می‌رفتند و گل‌های یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش می‌کردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنی‌های گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده می‌شد. از آنجا که این روز، روز پاسداشت نگهداری از جانوران بود، آیین نَبُر یا پرهیز از کشتن جانوران و خوردن گوشت یکی از آیین‌هایش بود. ولی به گمان این باور با گذر زمان دستخوش دگرگونی‌هایی شد.

🐎 «ابوریحان بیرونی» نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی می‌دهند و آشی به نام «دانگو» از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی می‌پزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ (سهم) داشت و برای فراهم کردن آن می‌کوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند «دانکو» نیز به چم بنشن است که می‌تواند همان دانگو باشد.
بیرونی نوشته است که ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر می‌خوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یاده‌ورزی (تقویت حافظه) می‌انجامد. مردم پارس (شیراز کنونی) نیز از بُنشَن (حبوبات) و گوشت خوراک می‌پختند و با شیر می‌خوردند تا بر فراموشی چیره شوند.

🐎 در این آیین‌ها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای داده‌هایش سپاسگزاری می‌کردند.
«اسدی توسی» در نبیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره می‌خوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر می‌آمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونی‌کننده‌ی) تَن درست می‌کردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_های_ماهانه

🌾🌬 #_جشن_بادبره_ نشانه‌ی ارزشمندی «باد» در زندگی نیاکان


🌦 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران «بادروز» نام داشت و گرامی داشته می‌شد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاک‌کننده بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژه‌ای داشت. آن‌ها دریافته بودند که باد چه دگرگونی‌هایی در زیست‌بوم و کشت‌وکار پدید می‌آورد. به این جشن «باذوره» نیز می‌گفتند. باد در زبان اوستایی «واتـَه» گفته می‌شد و ایزد باد از بزرگ‌ترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود.

🌦 پیشینیان سالی یک‌بار بادروز را جشن می‌گرفتند. ایران‌شناسان درباره‌ی اینکه «جشن بادبره» در چه زمانی برگزار می‌شد دو گمان دارند.
برخی بادروز از دی‌ماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمن‌ماه را درست می‌دانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز ۲۲ بهمن‌ماه می‌داند و می‌نویسد که در نوروز جشنواره‌ای همانند جشن بادروز در اسپادانا (اصفهان) و در یک هفته برگزار می‌شود.

🌦 در جشن بادروزی بازار همگانی برپا می‌شد و مردم در آن روز مانند جشن تیرگان رشته‌هایی از نخ هفت‌رنگ را به آغوش باد می‌سپردند.
ابوریحان بیرونی می‌گوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن بادروز با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروان‌های شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژه‌ی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود: «روز بیست و دوم هر ماه باد نام دارد و در بهمن ماه این روز جشنی است که به همین نام معروف است. در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قائل می‌شوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است. چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری برپا می‌شود و عید می‌گیرند و آن را در اصفهان کژین گویند و فقط فرق باد روز و کژین آن است که آن یک روز و این یک هفته است.» برداشت‌ها از نوشته بیرونی این است که جشن کژین در اسپادانا نیز در ستایش باد برگزار می‌شد.

🌦 «جشن باد» افسانه‌ای خواندنی دارد. می‌گویند در هزاره‌های دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و «جشن بادروزی» پدید آمد.
در داستان‌ها نوشته‌اند «شبان نزد کسرا رفت» کسرا اربیده (تازی شده) خسرو است و در گذشته تازیان به همه‌ی پادشاهان ایران کسرا می‌گفتند. در داستان‌های جشن بادروزی نوشته نشده که فردید (منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها می‌توان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن پیش از ساسانیان باشد.


#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #بادروز

📖📖 برداشت از:
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان «هاشم رضی»
- جشن‌های ایرانیان «عسگر بهرامی»

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپایی‌ها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانی‌ها؟

به✍️ بانو #آناهید_خزیر

چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربی‌ها به‌نام ولنتاین می‌شناسند و روز مهرورزی نام‌گزاری كرده‌اند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن می‌گیرند و با خریدن كادو و هدیه‌های رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپایی‌ها، ابراز می‌كنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیش‌تر از غربی‌ها می‌دانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همه‌ی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس درباره‌ی آن چیزی می‌گوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته می‌شود. گفته‌اند كه در سده‌ی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگی‌های خانوادگی دور می‌داشت و اجازه نمی‌داد كه همسری برگزینند اما كشیشی به‌نام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمی‌آورد. پس چندی امپراتور پی به‌كار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباخته‌ی دختر نابینایی می‌شود كه به زندان سر می‌كشید. هنگامی‌كه می‌خواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا می‌فرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی می‌نویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپایی‌ها روز 14فوریه را روز مهرورزی نام‌گزاری كرده‌اند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان می‌كنند كه روی داده باشد پاس می‌دارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه درباره‌ی ولنتاین گفته‌اند.
شگفتی اینجاست كه فاصله‌ی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش می‌كنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز می‌دهیم و تنها به این دلیل كه اروپایی‌ها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كرده‌اند، می‌كوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته به‌شمار می‌رود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشه‌ی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانه‌های اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمی‌شناسد، تنها چنانچه می‌تواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشته‌ی خود نداشته باشیم. در حالی‌كه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن می‌گرفتند و آن را نشانه‌ای از مهر و دوستی می‌دانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده می‌شود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار می‌كنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی می‌نامند پیشینه‌ای كهن و باستانی، تاریخچه‌ای خواندنی، ژرف‌‌تر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپایی‌ها دارد.
در گزشته‌های دور، در گوشه‌هایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو می‌پوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمی‌خاستند، بلكه پیشكش‌هایی هم به آنها می‌دادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام می‌دادند.
ابوریحان بیرونی می‌نویسد:
جشن اسفندگان ویژه‌ی زنان است و آنها شادمان‌اند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت می‌كنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی می‌آورد كه چه‌بسا شگفتی ما را برانگیزد. او می‌نویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی می‌نشینند و فرمان می‌رانند و همه‌ی كارها بدست مردان و پسران انجام می‌شود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفه‌ی اندیشه‌ برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانه‌های سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه به‌جای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه‌ برانگیز و فلسفه‌ی اسفندگان را درک كنیم؟

💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.

هر کس درباره ریشه‌های جشن‌های سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، می‌داند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.

ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت می‌زند، جشن‌هایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر می‌شوند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار


🦊 جشن‌های پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز می‌شود. آب‌پاشان و جشن روباه نام‌های دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاه‌شماری‌های کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان می‌رود که این جشن به بهانه‌ی پایان یخ‌زدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمه‌ها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانه‌ها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوباره‌ی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده می‌دانستند، برگزار می‌شد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشن‌های فروردین دارد ولی داستان‌های ناهمانندی نیز درباره‌اش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشن‌های باران‌خواهی بود که اکنون در استان‌های خشک کشور به شیوه‌های دیگری برگزار می‌شود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.

🦊 افسانه‌های «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنی‌اند:
- در روزگار کیانیان و در آستانه‌ی بهار روباهان بالداری پدیدار می‌شدند که آمدن آنان مایه‌ی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانه‌ی بهار را نیک می‌شمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی می‌کردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفته‌اند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار می‌شود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.

🦊 چند دیدگاه درباره‌ی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان هم‌ریشه با آبشار و نشانه‌ی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مک‌کنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری می‌دانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیده‌اند (معنی کرده‌اند).
- در «ریگ‌ودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را می‌گیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشته‌های بیرونی شاید نشانه‌ی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سروده‌ای از ناصرخسرو می‌گوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سروده‌ی «ابو نواس» در سده‌ی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!


🦊 آیین‌های جشن آبسالان:
بر پایه‌ی افسانه‌ها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آن‌ها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» می‌گفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، درباره‌ی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیش‌بینی می‌کردند. مردم و پادشاه در این روز به دشت‌ها می‌رفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کره‌خر پیشکش می‌کردند.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


✅ آیین « #سبزه پروردن پیش از نوروز»🍀 رسم کهن ایرانی، به جا مانده از آداب نوروزی دوره #ساسانی💚

دو منبع کهن و معتبر در این زمینه وجود دارد:

۱- المحاسن و الأضداد جاحظ (سده ۳ق)

۲- آثار الباقیه ابوریحان بیرونی (سده ۴ق)


✳️۱- جاحظ👇:
بیست‌وپنج روز پیش از نوروز، در کاخ شاه، #دوازده ستون از خشت خام ساخته می‌شد. بر هر یک از این ستون‌ها دانه‌ای متفاوت کاشته می‌شد، #گندم، #جو،
#ماش، #عدس، #برنج، #باقلا، #ارزن، #ذرت، #لوبیا، #نخود، #کنجد و یک نوع دیگر. این محصولات تنها با آواز، موسیقی و شادی برداشت می‌شدند.
در روز ششم #نوروز، پس از برداشت، این دانه‌ها را در مجلس شاه می‌پراکندند، اما تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را از بین نمی‌بردند.
هدف از این کار، تفأل و پیش‌بینی وضعیت محصولات در آن سال بود. می‌گفتند که بهترین رشد و استوارترین گیاه، نشانه‌ی برکت و حاصلخیزی همان محصول در سال آینده است. شاه بویژه با دیدن گیاه #جو تبرک می‌جست.

✳️ ۲- ابوریحان بیرونی👇:
و هر یک از آنها جو را در ظرفی، یا چیز دیگری به قصد تبرک می‌کاشتند سپس این رسم باقی ماند که در این روز، در پیرامون صحن کاخ‌های پادشاهان، «هفت نوع از غلات» بر روی «هفت ستون» کاشته شود و از آنچه از آنها می‌روید، بر قوت و ضعف #محصول سال داوری می‌کردند.


آنچه از این گفته‌ها برداشت می‌شود:

۱- جهت «شگون و تبرک» دانه و تخم محصولات کشاورزی را می‌کاشتند، تا وضعیت کشت‌وکار سال آینده را پیش‌بینی کنند.

۲- ایرانیان ۲۵ روز پیش از نوروز شروع به کاشت دانه‌ها می‌کردند و ظروف این گیاهان را بر روی استوانه یا ستون‌های کوچک از پیش ساخته‌ای قرار می‌دادند

۳- معمولا ۷ گونه تخم یا ۱۲ گونه را می‌کاشتند و «جو» ارزش و تبرک بیشتری نزد ایرانیان داشت.

۴- تا روز ۱۶ فروردین این سبزه‌ها را نگه می‌داشتند. ( اما امروزه سبزه‌ها را تا ۱۳ فروردین نگه می‌دارند)


#می‌ستاییم
#فرهنگ_ناب_ایران‌زمین_را
#تمدن_بزرگ_ایران‌زمین_را
#تاریخ_کهن_ایران‌زمین_را
#آیین_نیک_نیاکان_ایرانی‌مان_را


#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_آثار_الباقیه_عن‌القرون‌الخالیه

#_ابوریحان_بیرونی

#_ترجمه اکبر داناسرشت


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_آثار_الباقیه_عن‌القرون‌الخالیه

#_ابوریحان_بیرونی

#_ترجمه اکبر داناسرشت

الآثارالباقية عن‌القرون‌الخالية اثر ابوریحان بیرونی در گاه‌شناسى و معرفی تقويم ملل و به عبارتى معرفى ايام شادمانى و روزهاى غمناكى ملل است. البته گاهى درخلال گفتگو، به تواريخ ملل و اديان نيز اشاره شده و از اين حيث حاوى اطلاعات سودمندى است. كتاب دربارۀ اعياد و ايام و تواريخ مربوط به ايران اطلاعات فراوان دارد و احتمالاً در حدود سال ۳۹۱ق نگاشته شده است. البته تا سال ۴۲۷ق، تغييراتى در آن صورت داد و مطالبى را نيز بدان افزود. این اثر توسط اکبر داناسرشت به فارسی ترجمه شده است.
بيرونى در این کتاب و نيز کتاب ديگرش «تحقیق ماللهند» دقيق‌ترين گزارشهاى دوران باستان درباره تاريخ علوم مختلف در هند و گاه‌شمارى ملّت‌ها را ارائه مى‌دهد. وى برای آنكه کتابش ملال‌آور نباشد، مسائل پراكنده اما بسيار جالبى را ياد كرده است كه بسيارى از آنها به طبیعیات مربوط مى‌شود.
بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان، روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن، عشق و زمین می‌دانستند. جشن اسفندگان و سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز ۵ اسفند برگزار می‌شود.
اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند، ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان می‌زیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، این روز را ۶ روز به عقب آورده اند که درستی آن هنوز مشخص نیست.
به فرخندگی اسفندگان یا جشن سپندارمذگان از ۲۹ بهمن تا ۵ اسفند خواهد بود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
در اوستا، کهن‌ترین نوشته‌ای که از فره‌وشی‌ها شده‌است در یسنای ۷هات است. گذشته از این، سرودی گسترده در اوستا در ستایش از فره‌وشی‌ها داریم به‌نام فروردین یشت که یشت سیزدهم و بلندترین یشت اوستاست.
در این یشت، هم عناصر بسیار کهن و هم عناصر زرتشتی به‌چشم می‌خورد و در آن، از فروهر همه پاکان و پادشاهان و پرهیزگاران نامور یاد شده ‌است.
بیش از ٣۵٠ نام در این یشت آمده ‌است:
«همه فره‌وشی‌های نیرومند، سپنت و نیک راستان را می‌ستاییم، از گیه‌مرتن(کیومرس) تا سیوشینت(سوشیانت) پیروزگر».
(یشت۱۳بند۱۴۵).

در رنج‌ها و سختی‌ها و ناخوشی‌ها و بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و کمک خواست.
فروهر هر یک از نامداران برای زدایش آفت جداگانه و ویژه خوانده می‌شود، برای نمونه فروهر جمشید برای زدودن تهیدستی و خشک‌سالی، فروهر فریدون برای رفع ناخوشی، فروهر گرشاسپ در برابر دشمن و دزد.
فره‌وشی‌ها خویشکاری پخش کردن آب را بر دوش دارند و از این دیدگاه، همکار خرداد، امشاسپند موکل بر آب، هستند.
همچنین در نبرد تیشتر، ایزد باران، با اپوش، دیو خشکسالی، یاری‌رسان تیشترند.
فروهرها از پیکر گرشاسپ نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بی‌هوشی به‌سر می‌برد، نگهبانی می‌کنند.

✅ جشن ده روزه فروردگان یا جشن همسپثمیدیه:
نیاز به یادآوری است که ابوریحان بیرونی در نسک «آثار الباقیه» از هر دو جشن ماهانه فروردینگان و از جشن ده روزه جشن همسپثمیدیه، که از اشتاد روز۲۶ اسفند تا انیران روز۳۰ اسفند) و پنج روز گاتا یا همان پنجه دزدیده(پنج روز نخست فروردین) برگزار می‌شده با نام فروردگان یاد کرده‌است.
جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه، پیوند با فره‌وشی‌ها از آخرین گاهنبار آغاز می‌شد.
در دوران باستان، فروردگان جشن فروهرها بود و گویا در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می‌شد. بعدها جشن همسپثمیدیه ویژه به یادبود آفرینش انسان شد.
در دوران باستان، فروردگان جشن فروهرها بود و گویا در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می‌شد. بعدها جشن همسپثمیدیه ویژه به یادبود آفرینش انسان شد.
جشن‌های نوروزی و ماه فروردین با فروهرها پیوند خورده‌است، چون باور بر این است که در این روزهای سال، فروهرها به زمین فرود می‌آیند و به خانه‌های پیشین خویش می‌روند. پس مردم باید برای پیشواز آنان خانه را پاکیزه کنند، برای رهنمودی آنان آتش بی‌افروزند و در این روزها، بوی‌های خوش در آتش نهند و روان‌ها را ستایش کنند و اوستا بخوانند تا روان‌ها آسایش داشته باشند و با شادی و شادمانی باشند و برکت ارزانی دارند.
در این روزها، به هیچ کاری نباید دست زد، مگر انجام کارهای نیک تا اینکه فره‌وشی‌ها برای خشنودی بی‌جای‌های خویش برگردند و خوبی بخواهند و در پایان جشن، روان‌ها را بدرود می‌گویند.