"من وتنهایی"
می بینم:
درواپسین دم
من وتنهایی
باهم می مانیم
اوآتش سیگارش
خاموش می شود
من نیز…
تاهمیشه به خواب ابدی
خواهم رفت؟!
شیرکو بیکس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
می بینم:
درواپسین دم
من وتنهایی
باهم می مانیم
اوآتش سیگارش
خاموش می شود
من نیز…
تاهمیشه به خواب ابدی
خواهم رفت؟!
شیرکو بیکس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#سینما
#مستند
#زندگینامه_شیرکو_بیکس شاعر آزاده کرد
مگر من از وطنم چه میخواستم
به غیر از نانی و
گوشهای امن و
جیبی با حرمت و
بارانی از عشق؟
پنجرهای باز
كه آزادی و عشق به من دهد؟
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
برای همیشه رفتم.
#شیرکوه_بیکس
دوم ماه مهِ زادروز "شیرکو بیکس" شاعر معاصر کُرد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#مستند
#زندگینامه_شیرکو_بیکس شاعر آزاده کرد
مگر من از وطنم چه میخواستم
به غیر از نانی و
گوشهای امن و
جیبی با حرمت و
بارانی از عشق؟
پنجرهای باز
كه آزادی و عشق به من دهد؟
من چه میخواستم
در این حد، كه به من نداد؟
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
برای همیشه رفتم.
#شیرکوه_بیکس
دوم ماه مهِ زادروز "شیرکو بیکس" شاعر معاصر کُرد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
سه شنبه ۱۴ خرداد خورشیدی
مصادف ۴ ژوئن میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
تهران بر درختان حجاب اجباری پوشید
بر تن آبها عبا پوشید
بر تن جاده ها جبه پوشاند
بر سر باغچه عمامه پوشید
به زور
آواز را مجبور کرد که ریش بگذارد
بر تنِ شعر لباس عاشورا پوشاند
موسیقی بیوه شد
و زندگی را تبدیل به عزا کرد
تهران
به روی کسی نمی خندد
غیر از مرگ
تهران از هیچ چیز خوشش نمی آید
غیر از مرگ
زنانش، پسرانش، و دخترانش
نام همه ی آنها مرگ است
و چیزی که از مادر متولد نمی شود
زندگی ست
🎙✍️ شیرکو بیکس
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#رویدادها
⏪۱۳۶۱خ-روز جهانی حمایت از کودکان قربانی خشونت
در پی رسیدگی به وضعیت کودکان فلسطینی و لبنانی قربانی خشونتهای اسرائیل، روز چهارم ماه ژوئن از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی کودکان معصوم قربانی خشونت
(International Day of Innocent Chindren Victims of Aggression)
و به منظور رسیدگی به آلام کودکان قربانی خشونت و آزار فیزیکی، ذهنی، و عاطفی معرفی شد.
⏪۱۳۱۸خ- سازمان هواپيمايي كل كشور تشكيل گرديد؛رياست هيئت مديره سازمان مزبور بر عهده ابراهيم قوام شيرازی قرار گرفت.
⏪۱۳۴۲خ- کارخانه اتومبیل سازی ایران ناسیونال متعلق به برادران خیامی آغاز بکار کرد.
نام اتومبیلهای این کارخانه پیکان نامگذاری شد.
⏪۱۳۵۷خ-در ساعت۲۱:۳۰، عده ای از اهالی شهرستان نجف آباد
- استان اصفهان-
ضمن خروج از مسجد جامع این شهر تظاهراتی برپا کردند تظاهرکنندگان شیشه های بانک های صادرات، ملی، تهران و بازرگانی را شکستند.
در این تظاهرات دو نفر مجروح و یک نفر به شهادت رسید
⏪۱۳۳۴خ- لايحه چکهای تضمينی از طرف مجلسين تصويب شد
⏪۱۳۳۵خ- شورای دانشگاه تهران با مجانی شدن تحصيل در دانشگاه موافقت کرد.
⏪۱۳۳۶خ- وزارت بهداری برای جلوگيری از بيماری تيفوس در مرزهای بازرگان ، قصر شيرين و فرودگاه آبادان قرنطينه بهداشتی دائر کرد
#زادروزها
🌿۱۳۵۵خ- حمیدرضا حامی، خوانندۀ
🌿۱۳۶۱خ- مهدی سلوکی، بازیگر
🌿۱۱۸۳خ- "ناتانيل هاثْوِرْن" نويسنده برجسته امريكایی
🌿۱۳۰۷ - سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر، روحانی ایرانی، شخصیت سیاسی فکری شیعه و مؤسس و رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان.
🌿۱۷۳۸ - زادروز جرج سوم پادشاه بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
۱۹۵۲ - زادروز برونیسلاو کوموروفسکی رئیسجمهور لهستان
🌿۱۹۷۱ - زادروز ژوزف کابیلا رئیسجمهور جمهوری دموکراتیک کنگو از ژانویه ۲۰۰۱ تا کنون
🌿۱۹۷۵ - زادروز #آنجلینا_جولی بازیگر آمریکایی، برندهٔ جایزه اسکار
🌿۱۹۸۵ - زادروز لوکاس پودولسکی فوتبالیست آلمانی، بازیکنکلن و تیم ملی آلمان
#درگذشتگان
🍂۱۳۶۸ ـ سید روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۷۹۸ - درگذشت جاکومو کازانووا نویسنده ایتالیایی
🍂۱۸۷۶ - درگذشت عبدالعزیز یکم سی و دومین سلطانامپراتوری عثمانی از ۱۸۶۱ تا ۱۸۷۶ میلادی
🍂۱۹۱۸ - درگذشت چارلز دبلیو. فربنکس سناتور سابق عضوحزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۴۱ - درگذشت ویلهلم دوم واپسین قیصر آلمان و پادشاهپروس از ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸
🍂۱۹۴۲ - درگذشت راینهارد هایدریش چهرهٔ برجستهٔ رژیم نازیآلمان
🍂۱۹۷۱ - درگذشت گیورگ لوکاچ فیلسوف، نویسنده، منتقد ادبی، تئوریسین و مبارز کمونیست مجار
🍂۱۳۹۱خ- مصطفی علیمدد، چهره ماندگار حسابداری ایران (زاده ۱۳۱۵)
🍂۱۳۱۵خ- "شيخ خزعل" فرمانروای خوزستان در زمان رضاخان پهلوی
🍂۱۱۴۴خ- "آلكسی كلود كلرو" رياضيدان شهير فرانسوی
🍂۱۳۰۴خ- "پير لوئيس" شاعر و داستان نويس فرانسوی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
سه شنبه ۱۴ خرداد خورشیدی
مصادف ۴ ژوئن میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
تهران بر درختان حجاب اجباری پوشید
بر تن آبها عبا پوشید
بر تن جاده ها جبه پوشاند
بر سر باغچه عمامه پوشید
به زور
آواز را مجبور کرد که ریش بگذارد
بر تنِ شعر لباس عاشورا پوشاند
موسیقی بیوه شد
و زندگی را تبدیل به عزا کرد
تهران
به روی کسی نمی خندد
غیر از مرگ
تهران از هیچ چیز خوشش نمی آید
غیر از مرگ
زنانش، پسرانش، و دخترانش
نام همه ی آنها مرگ است
و چیزی که از مادر متولد نمی شود
زندگی ست
🎙✍️ شیرکو بیکس
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#رویدادها
⏪۱۳۶۱خ-روز جهانی حمایت از کودکان قربانی خشونت
در پی رسیدگی به وضعیت کودکان فلسطینی و لبنانی قربانی خشونتهای اسرائیل، روز چهارم ماه ژوئن از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی کودکان معصوم قربانی خشونت
(International Day of Innocent Chindren Victims of Aggression)
و به منظور رسیدگی به آلام کودکان قربانی خشونت و آزار فیزیکی، ذهنی، و عاطفی معرفی شد.
⏪۱۳۱۸خ- سازمان هواپيمايي كل كشور تشكيل گرديد؛رياست هيئت مديره سازمان مزبور بر عهده ابراهيم قوام شيرازی قرار گرفت.
⏪۱۳۴۲خ- کارخانه اتومبیل سازی ایران ناسیونال متعلق به برادران خیامی آغاز بکار کرد.
نام اتومبیلهای این کارخانه پیکان نامگذاری شد.
⏪۱۳۵۷خ-در ساعت۲۱:۳۰، عده ای از اهالی شهرستان نجف آباد
- استان اصفهان-
ضمن خروج از مسجد جامع این شهر تظاهراتی برپا کردند تظاهرکنندگان شیشه های بانک های صادرات، ملی، تهران و بازرگانی را شکستند.
در این تظاهرات دو نفر مجروح و یک نفر به شهادت رسید
⏪۱۳۳۴خ- لايحه چکهای تضمينی از طرف مجلسين تصويب شد
⏪۱۳۳۵خ- شورای دانشگاه تهران با مجانی شدن تحصيل در دانشگاه موافقت کرد.
⏪۱۳۳۶خ- وزارت بهداری برای جلوگيری از بيماری تيفوس در مرزهای بازرگان ، قصر شيرين و فرودگاه آبادان قرنطينه بهداشتی دائر کرد
#زادروزها
🌿۱۳۵۵خ- حمیدرضا حامی، خوانندۀ
🌿۱۳۶۱خ- مهدی سلوکی، بازیگر
🌿۱۱۸۳خ- "ناتانيل هاثْوِرْن" نويسنده برجسته امريكایی
🌿۱۳۰۷ - سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر، روحانی ایرانی، شخصیت سیاسی فکری شیعه و مؤسس و رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان.
🌿۱۷۳۸ - زادروز جرج سوم پادشاه بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
۱۹۵۲ - زادروز برونیسلاو کوموروفسکی رئیسجمهور لهستان
🌿۱۹۷۱ - زادروز ژوزف کابیلا رئیسجمهور جمهوری دموکراتیک کنگو از ژانویه ۲۰۰۱ تا کنون
🌿۱۹۷۵ - زادروز #آنجلینا_جولی بازیگر آمریکایی، برندهٔ جایزه اسکار
🌿۱۹۸۵ - زادروز لوکاس پودولسکی فوتبالیست آلمانی، بازیکنکلن و تیم ملی آلمان
#درگذشتگان
🍂۱۳۶۸ ـ سید روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۷۹۸ - درگذشت جاکومو کازانووا نویسنده ایتالیایی
🍂۱۸۷۶ - درگذشت عبدالعزیز یکم سی و دومین سلطانامپراتوری عثمانی از ۱۸۶۱ تا ۱۸۷۶ میلادی
🍂۱۹۱۸ - درگذشت چارلز دبلیو. فربنکس سناتور سابق عضوحزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۴۱ - درگذشت ویلهلم دوم واپسین قیصر آلمان و پادشاهپروس از ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸
🍂۱۹۴۲ - درگذشت راینهارد هایدریش چهرهٔ برجستهٔ رژیم نازیآلمان
🍂۱۹۷۱ - درگذشت گیورگ لوکاچ فیلسوف، نویسنده، منتقد ادبی، تئوریسین و مبارز کمونیست مجار
🍂۱۳۹۱خ- مصطفی علیمدد، چهره ماندگار حسابداری ایران (زاده ۱۳۱۵)
🍂۱۳۱۵خ- "شيخ خزعل" فرمانروای خوزستان در زمان رضاخان پهلوی
🍂۱۱۴۴خ- "آلكسی كلود كلرو" رياضيدان شهير فرانسوی
🍂۱۳۰۴خ- "پير لوئيس" شاعر و داستان نويس فرانسوی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان
از میان نوشتهها، سرودهها و داستانهای کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمیخوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.
شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برساند.
شیرکو در خانوادهای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.
از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است و در کتابهای آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.
شیرکوه در وصیت نامهاش میخواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز میخواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسههای شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا اینچنین توصیف میکند:
"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای میگذارد
بر کوهستان....
زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ
طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان
و آهو....
مُشکی
و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس
پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندەای نامهبر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من
شب هنگام
فرشتهی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من میرسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمیدهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که میبیند؟
تو خودت میدانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامهام را
روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامهام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمیداند
به دست خدا نمیرسد
#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان
از میان نوشتهها، سرودهها و داستانهای کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمیخوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.
شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برساند.
شیرکو در خانوادهای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.
از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است و در کتابهای آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.
شیرکوه در وصیت نامهاش میخواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز میخواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسههای شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا اینچنین توصیف میکند:
"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای میگذارد
بر کوهستان....
زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ
طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان
و آهو....
مُشکی
و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس
پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندەای نامهبر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من
شب هنگام
فرشتهی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من میرسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمیدهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که میبیند؟
تو خودت میدانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامهام را
روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامهام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمیداند
به دست خدا نمیرسد
#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شعری_با_عنوان_رنگ_مرگ_سروده_شیرکو_بیکس
ای رنگ مرگ
هنگام! که می آیی، هنگامی که در آخرین سفر
چمدان پاره پاره ی قامت ام را و ....
بقچه ی گره زده ی سرم ر
همراه خود بردی !
هنگام! که در آغوش ات ریختم
هیجان ،
رنگ هایم را دربر می گیرد
رنگ هایم به تو خواهند گفت:
او زمانی...... رنگ روح بود
در کالبد شعرهایی سپید!
او زمانی رنگ خاک بود در صدای آزادی
او زمانی.......... رنگ خون بود در جسد قربانیان
او زمانی........... عطر زن بود در رنگ عشق
او زمانی تا هر آن جا که در توان داشت
خیال آینه می شد در انعکاس آفتابِ زیبایی
تا هر آن جا که در توان داشت........ شعر تازه و پرنده ی تازه و
رویای تازه برای این زبان غمگین کوردی به ارمغان می آورد!
پایین، پاهایم ،
محلی برای بازی ای
برای کودکان شهرم می شود و
از من بالا می روند و
با رنگ زیبای خنده ،.... رنگم می کنند.
عاشقان هم، بر پیراهن سفید م و بر سینه ام و
بر یقه ی ژاکتم
برای یادگار گل امضایی جا می نهند، و روی سکو هم
چند شمع را برای ام روشن می کنند...
آن بالا هم یک جفت پرنده، میان موهایم آشیانه ای
برای آواز و مهربانی این جهان
می سازند .»
ای رنگ مرگ!
چشم به راهم باش!
شاید میان تکه ابری سپید که پروانه و
نورس و شعرهای لطیف در برش گرفته اند
به تو برسم!
شاید بر پشت اسبی که دود و...
که سراب و بخار تنهایی و غربت از آن بر می خیزد.
به تو برسم!
شاید وقتی که به تو می رسم
غروب باشد و برف راه بر آمد و شد چراغ ها و
بر آمد و شد شعر ها و بر تمام موج ها و آهوها و
عاشقان ببندد و
من نیز آن وقت هم چون قاه قاه کرخ کبکی و
بق بقوی یخ زده ی کبوتری، یا بارش زخم خورده ی باران
به تو برسم!
هنگام که بیایم
خسته ی خسته...
دستی در دست آبی داشته باشم و
دستی در گردن سرخ
سر زرد بر شانه هایم باشد و، به تو برسم
قطره قطره سبز از من بچکد،و
آه ی ابریشمین در بکشم و
بعد هم همراه بادیارغوانی به تو برسم.
به همراه خودم «رنگدان » بخت یک شاعر و سرزمینی را
که به عمرت ندیده باشی، برایت خواهم آورد
من رنگی را به تو نشان خواهم داد
که تو را نیز حیران کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#شعری_با_عنوان_رنگ_مرگ_سروده_شیرکو_بیکس
ای رنگ مرگ
هنگام! که می آیی، هنگامی که در آخرین سفر
چمدان پاره پاره ی قامت ام را و ....
بقچه ی گره زده ی سرم ر
همراه خود بردی !
هنگام! که در آغوش ات ریختم
هیجان ،
رنگ هایم را دربر می گیرد
رنگ هایم به تو خواهند گفت:
او زمانی...... رنگ روح بود
در کالبد شعرهایی سپید!
او زمانی رنگ خاک بود در صدای آزادی
او زمانی.......... رنگ خون بود در جسد قربانیان
او زمانی........... عطر زن بود در رنگ عشق
او زمانی تا هر آن جا که در توان داشت
خیال آینه می شد در انعکاس آفتابِ زیبایی
تا هر آن جا که در توان داشت........ شعر تازه و پرنده ی تازه و
رویای تازه برای این زبان غمگین کوردی به ارمغان می آورد!
پایین، پاهایم ،
محلی برای بازی ای
برای کودکان شهرم می شود و
از من بالا می روند و
با رنگ زیبای خنده ،.... رنگم می کنند.
عاشقان هم، بر پیراهن سفید م و بر سینه ام و
بر یقه ی ژاکتم
برای یادگار گل امضایی جا می نهند، و روی سکو هم
چند شمع را برای ام روشن می کنند...
آن بالا هم یک جفت پرنده، میان موهایم آشیانه ای
برای آواز و مهربانی این جهان
می سازند .»
ای رنگ مرگ!
چشم به راهم باش!
شاید میان تکه ابری سپید که پروانه و
نورس و شعرهای لطیف در برش گرفته اند
به تو برسم!
شاید بر پشت اسبی که دود و...
که سراب و بخار تنهایی و غربت از آن بر می خیزد.
به تو برسم!
شاید وقتی که به تو می رسم
غروب باشد و برف راه بر آمد و شد چراغ ها و
بر آمد و شد شعر ها و بر تمام موج ها و آهوها و
عاشقان ببندد و
من نیز آن وقت هم چون قاه قاه کرخ کبکی و
بق بقوی یخ زده ی کبوتری، یا بارش زخم خورده ی باران
به تو برسم!
هنگام که بیایم
خسته ی خسته...
دستی در دست آبی داشته باشم و
دستی در گردن سرخ
سر زرد بر شانه هایم باشد و، به تو برسم
قطره قطره سبز از من بچکد،و
آه ی ابریشمین در بکشم و
بعد هم همراه بادیارغوانی به تو برسم.
به همراه خودم «رنگدان » بخت یک شاعر و سرزمینی را
که به عمرت ندیده باشی، برایت خواهم آورد
من رنگی را به تو نشان خواهم داد
که تو را نیز حیران کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ تیر زادروز #فریاد_شیری
( زاده ۱ تیر ۱۳۵۰ کرمانشاه ) شاعر، داستاننویس و مترجم
فریاد شیری به زبانهای فارسی و کردی شعر میسراید. در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت داشته و ترجمههایی از کردی به فارسی انجام داده است که از جملهی آنها ترجمه آثار شاعران معاصر کرد مانند شیرکو بیکس، لطیف هلمت و فرهاد پیربال است. وی همچنین برنده چندین جایزه ادبی شده است.
آثار :
کلاغها زبان گنجشک رانمی فهمند (شعر) چاپ اول نشر پاسارگاد ۱۳۷۶ چاپ دوم و سوم، نشر داستان ۱۳۸۸و ۱۳۹چاپ چهارم نشر ثالث ۱۳۹۴
پاسپورت لبخند و آرزو (ترجمه شعر معاصر کردی) نشر مینا ۱۳۸۰
آغوش من از سفر پر است (شعر) چاپ اول نشر نیم نگاه، ۱۳۸۱ چاپ دوم و سوم نشر داستان ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ چاپ چهارم نشر ثالث ۱۳۹۴
آدمهای سیاه، آدمهای سفید (داستان کودکان و نوجوانان) نشر نگیما، ۱۳۸۱
شیته گورانیه کانی باران (شعر کردی) چاپ اول ۱۳۸۲/چاپ دوم ۱۳۸۳ نشر شولا
ماه مهمان چشمان تو بود - کلماطرح (شعرهای کوتاه) چاپ اول نشر سفیرعلم /۱۳۸۲چاپ دوم نشر مروارید ۱۳۸۸
داستان نقطه سرراهی (داستان کودکان و نوجوانان) چاپ اول نشر نگیما، ۱۳۸۳/ چاپ دوم نشر پیدایش ۱۳۹۰
امضای تازه میخواهد این نام (شعر)، چاپ اول ۱۳۸۳چاپ دوم ۱۳۸۴، نشر نگیما/ چاپ سوم و چهارم نشر داستان، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰
عاشقانههای سرزمین بلوط (ترجمه عاشقانههای شعر معاصر کردستان ایران) چاپ اول ۱۳۸۴؛ چاپ دوم ۱۳۸۷، نشر مشکی
زنی آهسته گفت عشق (ترجمه عاشقانههای شعرمعاصر کردستان عراق)، نشر مرکز، ۱۳۸۶
ما در عکس زیر باران گم شده بودیم (داستان- عکس) نشر نگیما، ۱۳۸۵
مانیفست یک نفره پناهنده شماره ۳۳۳۳۳ (ترجمه شعرهای فرهاد پیربال) نشر چشمه ۱۳۸۶
صد سیاوچمانه (ترجمه ترانههای هورامی همراه با رئوف سعیدیان) نشر مشکی ۱۳۸۷
شردر، موش صحرایی کلاس/ جاناتان کب (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
گل طلایی/ راب چایلدر (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
مراقب گربه باش/ پاول می (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
خدا دلش برای کی تنگ میشه؟ (شعر سپید برای نوجوانان) نشر پیدایش. ، ۱۳۹۰
آلبوم یادگاری (داستان نوجوانان) نشر پیدایش. ،۱۳۹۰
و تنفروشی نیست (مجموعه شعر) نشر نگاه، ۱۳۹۰چاپ دوم ۱۳۹۲
له مانگ ته نیاترم/تنهاترم از ماه/ (شعرهای کردی همراه با ترجمه)، نشر داستان، ۱۳۹۰
عاشق شدن در ساعت ۲۵ (گزیده شعرهای عاشقانه شیرکو بی کس) نشر سرزمین اهورایی، ۱۳۹۳
همه ی همسران اجنه شیخ محمود (رمانی از لطیف هلمت) نشر کتاب کوله پشتی ۱۳۹۵
جوایز ادبی
رتبه اول دومین دوره جشنواره داستان نویسان غرب کشور ـ بانه ۱۳۷۸
رتبه اول جشنواره شعر و داستان جوان کشور - بندر عباس ۱۳۷۹
برنده جایزه شعر امروز ایران ـ کارنامه ۱۳۸۱ برای کتاب "آغوش من از سفر پر است"
برگزیده جشنواره دوسالانه ادبیات کودک و نوجوان کانون پرورش فکری ۱۳۹۱ برای کتاب " داستان نقطه سرراهی"
برگزیده هشتمین دوره جایزه شعر خبرنگاران ۱۳۹۳ برای کتاب" وتن فروشی نیست".
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ تیر زادروز #فریاد_شیری
( زاده ۱ تیر ۱۳۵۰ کرمانشاه ) شاعر، داستاننویس و مترجم
فریاد شیری به زبانهای فارسی و کردی شعر میسراید. در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت داشته و ترجمههایی از کردی به فارسی انجام داده است که از جملهی آنها ترجمه آثار شاعران معاصر کرد مانند شیرکو بیکس، لطیف هلمت و فرهاد پیربال است. وی همچنین برنده چندین جایزه ادبی شده است.
آثار :
کلاغها زبان گنجشک رانمی فهمند (شعر) چاپ اول نشر پاسارگاد ۱۳۷۶ چاپ دوم و سوم، نشر داستان ۱۳۸۸و ۱۳۹چاپ چهارم نشر ثالث ۱۳۹۴
پاسپورت لبخند و آرزو (ترجمه شعر معاصر کردی) نشر مینا ۱۳۸۰
آغوش من از سفر پر است (شعر) چاپ اول نشر نیم نگاه، ۱۳۸۱ چاپ دوم و سوم نشر داستان ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ چاپ چهارم نشر ثالث ۱۳۹۴
آدمهای سیاه، آدمهای سفید (داستان کودکان و نوجوانان) نشر نگیما، ۱۳۸۱
شیته گورانیه کانی باران (شعر کردی) چاپ اول ۱۳۸۲/چاپ دوم ۱۳۸۳ نشر شولا
ماه مهمان چشمان تو بود - کلماطرح (شعرهای کوتاه) چاپ اول نشر سفیرعلم /۱۳۸۲چاپ دوم نشر مروارید ۱۳۸۸
داستان نقطه سرراهی (داستان کودکان و نوجوانان) چاپ اول نشر نگیما، ۱۳۸۳/ چاپ دوم نشر پیدایش ۱۳۹۰
امضای تازه میخواهد این نام (شعر)، چاپ اول ۱۳۸۳چاپ دوم ۱۳۸۴، نشر نگیما/ چاپ سوم و چهارم نشر داستان، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰
عاشقانههای سرزمین بلوط (ترجمه عاشقانههای شعر معاصر کردستان ایران) چاپ اول ۱۳۸۴؛ چاپ دوم ۱۳۸۷، نشر مشکی
زنی آهسته گفت عشق (ترجمه عاشقانههای شعرمعاصر کردستان عراق)، نشر مرکز، ۱۳۸۶
ما در عکس زیر باران گم شده بودیم (داستان- عکس) نشر نگیما، ۱۳۸۵
مانیفست یک نفره پناهنده شماره ۳۳۳۳۳ (ترجمه شعرهای فرهاد پیربال) نشر چشمه ۱۳۸۶
صد سیاوچمانه (ترجمه ترانههای هورامی همراه با رئوف سعیدیان) نشر مشکی ۱۳۸۷
شردر، موش صحرایی کلاس/ جاناتان کب (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
گل طلایی/ راب چایلدر (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
مراقب گربه باش/ پاول می (ترجمه قصههای دبستانی) نشر پیدایش، ۱۳۸۹
خدا دلش برای کی تنگ میشه؟ (شعر سپید برای نوجوانان) نشر پیدایش. ، ۱۳۹۰
آلبوم یادگاری (داستان نوجوانان) نشر پیدایش. ،۱۳۹۰
و تنفروشی نیست (مجموعه شعر) نشر نگاه، ۱۳۹۰چاپ دوم ۱۳۹۲
له مانگ ته نیاترم/تنهاترم از ماه/ (شعرهای کردی همراه با ترجمه)، نشر داستان، ۱۳۹۰
عاشق شدن در ساعت ۲۵ (گزیده شعرهای عاشقانه شیرکو بی کس) نشر سرزمین اهورایی، ۱۳۹۳
همه ی همسران اجنه شیخ محمود (رمانی از لطیف هلمت) نشر کتاب کوله پشتی ۱۳۹۵
جوایز ادبی
رتبه اول دومین دوره جشنواره داستان نویسان غرب کشور ـ بانه ۱۳۷۸
رتبه اول جشنواره شعر و داستان جوان کشور - بندر عباس ۱۳۷۹
برنده جایزه شعر امروز ایران ـ کارنامه ۱۳۸۱ برای کتاب "آغوش من از سفر پر است"
برگزیده جشنواره دوسالانه ادبیات کودک و نوجوان کانون پرورش فکری ۱۳۹۱ برای کتاب " داستان نقطه سرراهی"
برگزیده هشتمین دوره جایزه شعر خبرنگاران ۱۳۹۳ برای کتاب" وتن فروشی نیست".
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🍂۱۹۹۷ م- درگذشت ژان کالمان دارای طولانیترین عمر تأیید شده یک انسان در تاریخ
🍂۲۰۱۳ م-شیرکو بیکس (زادهٔ دوم ماه مهِ ۱۹۴۰ در سلیمانیه کردستان عراق – درگذشته در چهارم اوت ۲۰۱۳ در سوئد) نویسنده و شاعر معاصر کرد بود که در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی شد. از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر چاپ شدهاست.
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍂۲۰۱۳ م-شیرکو بیکس (زادهٔ دوم ماه مهِ ۱۹۴۰ در سلیمانیه کردستان عراق – درگذشته در چهارم اوت ۲۰۱۳ در سوئد) نویسنده و شاعر معاصر کرد بود که در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی شد. از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر چاپ شدهاست.
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سالمرگ_
#شاعر_بزرگ
#شیر_کو_بیکس
#شیر_کو_بیکس (به کردی: Şêrko Bêkes یا شێرکۆ بێکهس) (زادهٔ دوم ماه مهِ ۱۹۴۰ در سلیمانیه کردستان عراق – درگذشته در چهارم اوت ۲۰۱۳ در سوئد) شاعر معاصر کرد بود که در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی (Kurt Tucholsky) شد. از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر چاپ شدهاست.
سرودههای وی به زبان کردی هستند. او فرزند فایق بیکس از شاعران مبارز و شناخته شده کرد بود.
شیرکو بیکس در سال ۱۹۴۰ در شهر سلیمانیه کردستان عراق به دنیا آمد. پدرِ وی شاعر ملی کُرد «فایق بیکس» بود. تحصیلات ابتدایی را در سلیمانیه و هنرستان فنّی را در بغداد به پایان رساند. در هفده سالگی نخستین شعرش را منتشر کرد. سال ۱۹۴۴ به جمع شورشیان پیوست و در ایستگاه رادیویی به فعالیّت پرداخت. سال ۱۹۶۸ نخستین دفتر شعرش را (پرتو شعر) منتشر کرد. سال ۱۹۷۰ به همراه جمعی از نویسندگان و شاعران کُرد بیانهٔ روانگه (دیدگاه) را حول محور ضرورت تحوّل و نوگرایی در شعر کُردی منتشر ساخت. سال ۱۹۷۴ برای دوّمین بار به شورشیان پیوست و پس از شکست قیام در ۱۹۷۵ به شهر رُمادیه تبعید شد. پس از بازگشت به سلیمانیه در اداره آب به کار گرفته شد. پس از آن به خدمت عثمان هورامی درآمد و بهترین تجربیات شعری را از وی فرا گرفت. اواخر سال ۱۹۸۴ برای سومین بار به شورشیان پیوست. سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرد و از آنجا راهی سوریه شد، سپس به دعوت انجمن حقوق بشر به ایتالیا رفت و برای نخستین بار در شهر فلورانس و در جمع دوستدارانِ شعرش، به شعرخوانی پرداخت. سال ۱۹۸۸ جایزه خانه قلم سوئد کورت توخولسکی به وی اعطا شد و از سوی کشور سوئد به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد و در آنجا اقامت گزید. در فاصله سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ دهها مراسم شعرخوانی در کشورهای مختلف برگزار کرد. سال ۱۹۹۱ پس از قیام سراسری مردم عراق در کنگره گروهههای اپوزیسیون عراقی در بیروت شرکت کرد و ماه اکتبر همان سال به کُردستان برگشت. سال ۱۹۹۲ به عنوان نماینده به پارلمانِ تازه تأسیس کردستان عراق راه یافت. بعدها به عنوان وزیر فرهنگ کردستان منصوب شد. در نوامبر ۱۹۹۳ در اعتراض به پایمال شدن دموکراسی و حقوق مردم، از مقام وزارت کنارهگیری کرد. سال ۱۹۹۸ به همراه تنی چند از ادیبان و روشنفکران کُرد، مؤسسه انتشاراتیِ سهردهم (عصر) را بنیاد نهاد و تا پایان عمر سرپرستی آن را به عهده داشت. اشعار شیرکو از سال ۱۹۸۸ تحت عنوان شعر معاصر کُرد در کتابهای درسیِ دبیرستانهای ایالات متحده و کانادا گنجانده شدهاست. وی عضو کانون نویسندگان کُردستان و سوئد بود. گزیدهٔ اشعارِ شیرکو بیکس به بسیاری از زبانهای دنیا، از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، دانمارکی، مجاری، آلمانی، عربی، ترکی و فارسی ترجمه شدهاست. سال ۲۰۰۱ جایزهٔ شعر پیرهمێرد (پیرمرد)، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو روز چهارم اوت ۲۰۱۳ (مصادف با ۱۳ مرداد ماه ۱۳۹۲) در استکهلم درگذشت، پیکر او به عنوان اولین وزیر فرهنگ کردستان عراق با تشریفات رسمی به کردستان برگردانده و بنا به وصیّتش در پارک آزادی شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد.
زندگی شیرکو تقریباً همزمان با سرآغاز شعر نو در ادبیات کُرد بوده، او و همقطارانش توانستند در این مدت کوتاه شعر کُردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برسانند.
سید علی صالحی از شاعران مطرح معاصر و دبیر کانون نویسندگان ایران در مورد وی چنین میگوید: «شیرکو بیکس بلندآوازهترین نام و شاعر جهانی ملت کُرد است که او را در ردیف شاعرانی چون فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، یانیس ریتسوس، پابلو نرودا، آدونیس (شاعر) و محمود درویش میدانند اما برای من سفیر ستارگان شهید و اندوهسرای زندگان عذابدیدهٔ کردستان است.»
از جمله دفترهای شعر این شاعر میتوان از دو سرود کوهی، عقاب، رودبار، گرگ و میش، آفات، عطشم را شعله فرومینشاند، دره پروانهها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر و سایه نام برد که به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی ترجمه و چاپ شدهاند. در ایران نیز در مجموعههایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (دهربهندی پهپووله) و آزادی، این واژه بیآبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیدهاست.
شیرکو بیکس چندین بار از طرف ملا کریکار از روحانیان دینی کردستان عراق، که در سال ۱۹۸۶ گروه «انصار الاسلام» را تشکیل داد، به خاطر شعرهای هنجارشکن ضد اسلامیش مورد تهدید قرار گرفت.
از وصیتنامه شیرکو بیکس:
📚🤔
🔴#یادمان_سالمرگ_
#شاعر_بزرگ
#شیر_کو_بیکس
#شیر_کو_بیکس (به کردی: Şêrko Bêkes یا شێرکۆ بێکهس) (زادهٔ دوم ماه مهِ ۱۹۴۰ در سلیمانیه کردستان عراق – درگذشته در چهارم اوت ۲۰۱۳ در سوئد) شاعر معاصر کرد بود که در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی (Kurt Tucholsky) شد. از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر چاپ شدهاست.
سرودههای وی به زبان کردی هستند. او فرزند فایق بیکس از شاعران مبارز و شناخته شده کرد بود.
شیرکو بیکس در سال ۱۹۴۰ در شهر سلیمانیه کردستان عراق به دنیا آمد. پدرِ وی شاعر ملی کُرد «فایق بیکس» بود. تحصیلات ابتدایی را در سلیمانیه و هنرستان فنّی را در بغداد به پایان رساند. در هفده سالگی نخستین شعرش را منتشر کرد. سال ۱۹۴۴ به جمع شورشیان پیوست و در ایستگاه رادیویی به فعالیّت پرداخت. سال ۱۹۶۸ نخستین دفتر شعرش را (پرتو شعر) منتشر کرد. سال ۱۹۷۰ به همراه جمعی از نویسندگان و شاعران کُرد بیانهٔ روانگه (دیدگاه) را حول محور ضرورت تحوّل و نوگرایی در شعر کُردی منتشر ساخت. سال ۱۹۷۴ برای دوّمین بار به شورشیان پیوست و پس از شکست قیام در ۱۹۷۵ به شهر رُمادیه تبعید شد. پس از بازگشت به سلیمانیه در اداره آب به کار گرفته شد. پس از آن به خدمت عثمان هورامی درآمد و بهترین تجربیات شعری را از وی فرا گرفت. اواخر سال ۱۹۸۴ برای سومین بار به شورشیان پیوست. سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرد و از آنجا راهی سوریه شد، سپس به دعوت انجمن حقوق بشر به ایتالیا رفت و برای نخستین بار در شهر فلورانس و در جمع دوستدارانِ شعرش، به شعرخوانی پرداخت. سال ۱۹۸۸ جایزه خانه قلم سوئد کورت توخولسکی به وی اعطا شد و از سوی کشور سوئد به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد و در آنجا اقامت گزید. در فاصله سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ دهها مراسم شعرخوانی در کشورهای مختلف برگزار کرد. سال ۱۹۹۱ پس از قیام سراسری مردم عراق در کنگره گروهههای اپوزیسیون عراقی در بیروت شرکت کرد و ماه اکتبر همان سال به کُردستان برگشت. سال ۱۹۹۲ به عنوان نماینده به پارلمانِ تازه تأسیس کردستان عراق راه یافت. بعدها به عنوان وزیر فرهنگ کردستان منصوب شد. در نوامبر ۱۹۹۳ در اعتراض به پایمال شدن دموکراسی و حقوق مردم، از مقام وزارت کنارهگیری کرد. سال ۱۹۹۸ به همراه تنی چند از ادیبان و روشنفکران کُرد، مؤسسه انتشاراتیِ سهردهم (عصر) را بنیاد نهاد و تا پایان عمر سرپرستی آن را به عهده داشت. اشعار شیرکو از سال ۱۹۸۸ تحت عنوان شعر معاصر کُرد در کتابهای درسیِ دبیرستانهای ایالات متحده و کانادا گنجانده شدهاست. وی عضو کانون نویسندگان کُردستان و سوئد بود. گزیدهٔ اشعارِ شیرکو بیکس به بسیاری از زبانهای دنیا، از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، دانمارکی، مجاری، آلمانی، عربی، ترکی و فارسی ترجمه شدهاست. سال ۲۰۰۱ جایزهٔ شعر پیرهمێرد (پیرمرد)، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو روز چهارم اوت ۲۰۱۳ (مصادف با ۱۳ مرداد ماه ۱۳۹۲) در استکهلم درگذشت، پیکر او به عنوان اولین وزیر فرهنگ کردستان عراق با تشریفات رسمی به کردستان برگردانده و بنا به وصیّتش در پارک آزادی شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد.
زندگی شیرکو تقریباً همزمان با سرآغاز شعر نو در ادبیات کُرد بوده، او و همقطارانش توانستند در این مدت کوتاه شعر کُردی را به مرزهای تازهای از ادبیات جهانی برسانند.
سید علی صالحی از شاعران مطرح معاصر و دبیر کانون نویسندگان ایران در مورد وی چنین میگوید: «شیرکو بیکس بلندآوازهترین نام و شاعر جهانی ملت کُرد است که او را در ردیف شاعرانی چون فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، یانیس ریتسوس، پابلو نرودا، آدونیس (شاعر) و محمود درویش میدانند اما برای من سفیر ستارگان شهید و اندوهسرای زندگان عذابدیدهٔ کردستان است.»
از جمله دفترهای شعر این شاعر میتوان از دو سرود کوهی، عقاب، رودبار، گرگ و میش، آفات، عطشم را شعله فرومینشاند، دره پروانهها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر و سایه نام برد که به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی ترجمه و چاپ شدهاند. در ایران نیز در مجموعههایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (دهربهندی پهپووله) و آزادی، این واژه بیآبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیدهاست.
شیرکو بیکس چندین بار از طرف ملا کریکار از روحانیان دینی کردستان عراق، که در سال ۱۹۸۶ گروه «انصار الاسلام» را تشکیل داد، به خاطر شعرهای هنجارشکن ضد اسلامیش مورد تهدید قرار گرفت.
از وصیتنامه شیرکو بیکس:
"نمیخواهم در هیچکدام از تپهها و گورستانهای مشهور شهر به خاک سپرده شوم. اول به خاطر اینکه جای خالی ندارند و دوم اینکه من جاهای شلوغ را دوست ندارم. من میخواهم اگر شهرداری شهرمان اجازه دهد پیکر مرا در جوار تندیس شهدای ۱۹۶۳ سلیمانی به خاک بسپارند زیرا فضای آنجا لذت بخش تر است و نفسم نمیگیرد." این شاعر بزرگ کرد در وصیتنامهاش افزودهاست: "من دوست دارم پس از مرگم نیز همدم همشهریان و صدای موسیقی و رقص و زیباییهای این پارک باشم. کتابخانه و دیوانهای اشعار و عکسهایم را نیز به کنار مزارم ببرید. یک کافه تریا و باغچهای کوچک هم در نزدیکی مزارم درست شود تا شاعران، نویسندگان و دختران و پسران عاشق به بهانه آن مهمان من باشند. دوست دارم از حالا این صحنهها را مانند یک رؤیا ببینم." بیکه س همچنین عنوان کردهاست: "میخواهم همزمان با صدای دلنواز آواز الاویسی ماموستا علی مردان و سرود ”خدایا وطن را آباد کن” و درحالیکه پیکرم در پرچم کردستان پیچیده شده به خاک سپرده شوم. میخواهم در مراسم خاکسپاری موسیقی نواخته شود و تابلوی هنرمندان شهرم در داخل بنای مزارم نصب شود. میخواهم پس از مرگم جایزهای ادبی سالانهای به نام «بیکه س» به زیباترین دیوان شعر منتخب آن سال اهداء شود و هزینه آن نیز از آنچه به ارث میگذارم پرداخت شود.
سید علی صالحی در گفتگویی که به مناسبت درگذشت شیرکو انجام گرفت و در روزنامه آرمان ایران چاپ شد گفت: جنس وجودی بیکس، کرانه ناپذیری بود. انگار بعضیها (انگشتشمار) هم از نخست «اقیانوس» به دنیا میآیند. شیرکو از این سلسله منحصر به فرد بود. هزار و یک دست برای نوشتن داشت، درست مثل ناظم حکمت، مثل یانیس ریتسوس. این سلسله یعنی «جوهرکار»! شیرکو میگفت: «در ایام تبعید به جنوب عراق پی دمپایی بودم بروم دنبال کاری، نفهمدیم کی با زغال دیوار خانه را غرق شعر کردم، کارم یادم رفت». فوران بیوقفه واژهها.. ! این عطیه عظیمی است که قسمت هر کسی نمیشود. شیرکو بیکس از ۱۷ سالگی (چاپ اولین دفتر- مهتاب شعر) تا ۷۲ سالگی-موسم الوداع- یعنی طی ۵۵ سال کار نوشتن، در هیچ شرایطی تن به نومیدی، خنثی زدگی، رکود، تکرار و خستگی نداد. پایانناپذیر مینمود، ذهن جوشان مهار ناپذیر همین است. ستاره بیافول که ظلمت هیچ شبی چشمهایش را نبوسید. میدانید چه میراثی در پی گذاشتهاست؟! هفت هزار صفحه شعر، نمایشنامه، ترجمه و…(سوای مصاحبههای همه سویه او). چه درکمیت و چه در کیفیت، شیرکو یک پدیده بود، در بعضی مسائل ما هرگز نمیتوانستیم کنار یکدیگر بایستیم، اما با این وصف برادر بودیم. آدمیزادی اقیانوسوار که به شدت عاشق زحمتکشان بود، برادر مبارزان بود، همدل اهل تعهد و چنان عاطفی که تو گویی همان کودک هفت ساله در سلیمانیه فقیر است که پی نان برای مادر و خواهران خویش است. یکبار در دفتر خودش در سلیمانیه هم اشک در چشم داشت هم لبخندش محو نمیشد. تند تند زد روی میز: «مادرم هشتاد سال دارد، مثل شیر سوار هواپیما شد، تو آسمان است، میرود آمریکا پیش خواهرم. چقدر رنج کشید این زن… !» شیرکو میگفت: «هر وقت مادرم خواب میدید، میدانستم دارد از دلتنگی دق میکند!» و یک جمله، یک عبارت محشر داشت؛ اولین بار، در همین «دربند» تهران، سایه کوه گفت: «ماشاعران… سراسر این سیاره و سراسر تاریخ، از یک خانواده خاص هستیم. همه مثل هم!» کودکی و معصومیت خاصی داشت. از هر نوع خشونت بیزار بود، شاعر صلح بود؛ شاعر آزادی که عجیب… تو گویی به هر چیزی که نگاه میکرد، شعری در آن مییافت و هزار شکار و هزار کشف. مثل نرودا که از سنگهای لب دریا هم نمیگذشت. شاعران خلاق این جهانی که «سوبژه» را برای اهل آه و ناله باز گذاشتند. واقعیت در شعر این شاعر بزرگ خود «شعر» بود و شعر؛ عین «واقعیت». با آن که شعر شیرکو، اساساً شعر «شهری» و «تکنو» نیست اما در همین جهان پاستورال و شبانی وبیحصر و بیاستثنا «ابژه» نقش اصلی را به عهده دارد. در یککلام او یکی از بزرگترین راویهای رؤیای انسان معاصر است. انسانی که زباناش در شهر به بند درآمده اما ذهناش همچنان درگیر دنیای روستا و شرایط شبانی است.
نمونه اشعار شیرکو بیکس
(۱)
با من بیامیز
ای دختر خاکستر و
ای سرزمینِ آفات
که از شرقِ سرت
شمع و بخورِ مرگم را میسوزانند،
که از شرق تنت
شعر و شراره و سرودم را
شکنجه میدهند.
(۲)
من صلیبی مار به تن تنیدهام
من نفرینی ایزدی ام
من سه میخِ روییدهام
من از الفبای سنگ
از الفبای برف
از الفبای شبنم
از الفبای شعله…
من از تخمِ افسانه
سر برآوردهام…
(۳)
روییدن از خاکستر
از آن صبحدم که مغرب زاده شد
شبی سیاه بود
سید علی صالحی در گفتگویی که به مناسبت درگذشت شیرکو انجام گرفت و در روزنامه آرمان ایران چاپ شد گفت: جنس وجودی بیکس، کرانه ناپذیری بود. انگار بعضیها (انگشتشمار) هم از نخست «اقیانوس» به دنیا میآیند. شیرکو از این سلسله منحصر به فرد بود. هزار و یک دست برای نوشتن داشت، درست مثل ناظم حکمت، مثل یانیس ریتسوس. این سلسله یعنی «جوهرکار»! شیرکو میگفت: «در ایام تبعید به جنوب عراق پی دمپایی بودم بروم دنبال کاری، نفهمدیم کی با زغال دیوار خانه را غرق شعر کردم، کارم یادم رفت». فوران بیوقفه واژهها.. ! این عطیه عظیمی است که قسمت هر کسی نمیشود. شیرکو بیکس از ۱۷ سالگی (چاپ اولین دفتر- مهتاب شعر) تا ۷۲ سالگی-موسم الوداع- یعنی طی ۵۵ سال کار نوشتن، در هیچ شرایطی تن به نومیدی، خنثی زدگی، رکود، تکرار و خستگی نداد. پایانناپذیر مینمود، ذهن جوشان مهار ناپذیر همین است. ستاره بیافول که ظلمت هیچ شبی چشمهایش را نبوسید. میدانید چه میراثی در پی گذاشتهاست؟! هفت هزار صفحه شعر، نمایشنامه، ترجمه و…(سوای مصاحبههای همه سویه او). چه درکمیت و چه در کیفیت، شیرکو یک پدیده بود، در بعضی مسائل ما هرگز نمیتوانستیم کنار یکدیگر بایستیم، اما با این وصف برادر بودیم. آدمیزادی اقیانوسوار که به شدت عاشق زحمتکشان بود، برادر مبارزان بود، همدل اهل تعهد و چنان عاطفی که تو گویی همان کودک هفت ساله در سلیمانیه فقیر است که پی نان برای مادر و خواهران خویش است. یکبار در دفتر خودش در سلیمانیه هم اشک در چشم داشت هم لبخندش محو نمیشد. تند تند زد روی میز: «مادرم هشتاد سال دارد، مثل شیر سوار هواپیما شد، تو آسمان است، میرود آمریکا پیش خواهرم. چقدر رنج کشید این زن… !» شیرکو میگفت: «هر وقت مادرم خواب میدید، میدانستم دارد از دلتنگی دق میکند!» و یک جمله، یک عبارت محشر داشت؛ اولین بار، در همین «دربند» تهران، سایه کوه گفت: «ماشاعران… سراسر این سیاره و سراسر تاریخ، از یک خانواده خاص هستیم. همه مثل هم!» کودکی و معصومیت خاصی داشت. از هر نوع خشونت بیزار بود، شاعر صلح بود؛ شاعر آزادی که عجیب… تو گویی به هر چیزی که نگاه میکرد، شعری در آن مییافت و هزار شکار و هزار کشف. مثل نرودا که از سنگهای لب دریا هم نمیگذشت. شاعران خلاق این جهانی که «سوبژه» را برای اهل آه و ناله باز گذاشتند. واقعیت در شعر این شاعر بزرگ خود «شعر» بود و شعر؛ عین «واقعیت». با آن که شعر شیرکو، اساساً شعر «شهری» و «تکنو» نیست اما در همین جهان پاستورال و شبانی وبیحصر و بیاستثنا «ابژه» نقش اصلی را به عهده دارد. در یککلام او یکی از بزرگترین راویهای رؤیای انسان معاصر است. انسانی که زباناش در شهر به بند درآمده اما ذهناش همچنان درگیر دنیای روستا و شرایط شبانی است.
نمونه اشعار شیرکو بیکس
(۱)
با من بیامیز
ای دختر خاکستر و
ای سرزمینِ آفات
که از شرقِ سرت
شمع و بخورِ مرگم را میسوزانند،
که از شرق تنت
شعر و شراره و سرودم را
شکنجه میدهند.
(۲)
من صلیبی مار به تن تنیدهام
من نفرینی ایزدی ام
من سه میخِ روییدهام
من از الفبای سنگ
از الفبای برف
از الفبای شبنم
از الفبای شعله…
من از تخمِ افسانه
سر برآوردهام…
(۳)
روییدن از خاکستر
از آن صبحدم که مغرب زاده شد
شبی سیاه بود
از آفتاب آن روز
طالعی سنگین سر برآورد
از مصیبت
تنهایی زاده شد
و از بیست و چهارِ نیسان
پاییزی گوژ پشت سر برآورد
زمانهای پیر و پکیده ورد زبانش
سرزمینی دارم
از همان کودکی
هلهلهها از آن چوبههای دار بود
کوچ شناسنامه اش بود و
ظلم پارویش
ودرختهایش زخم شمشال داشتند
جغرافیای زنان شوهر مرده
شهر زنان شوهر مرده
خیابان زنان شوهر مرده
حدود آنجا بود
پروانهٔ کشتهٔ باران
آیینهٔ شکستهٔ چهره ها
نوازشگر پیچک ! .
سرزمینی دارم
که از دود به هم پیوستهاست
دود چهارپاره شدن
دود توتون سیگارهای پیچ
دود بیغوله
دود دستبند ها!
از دریچهٔ سیاه هر کدامشان که نگاه کنی
جنگلِ جیغش
شاخهای از مصیبت
و ییلاقِ اشکی ست
که گرداب شیونش از دور پیداست .
سرزمینی دارم
شبیه هیچکجا نیست
شبیه هیچ گریهٔ دیگری
و مانند هیچ سوختن دیگری نیست
آسیابش میکنند
خس و خاشاک دردهایش را
به باد شمشیر
به باد زره پوش و هواپیما میدهند
تا هر آنچه
که آنجا افسانه است
بازگردد
تا این هیزم خشک
صنوبری شود و
بازگردد
تا دوباره استخوان و جنازهٔ میان این آتش
به هم آمیزد
و تکهتکه این جسد هم
سر پا بایستد
رو به تمام جهان
میگوید من کوردستانم!
من سرزمینی دارم
طلسم شده
در قلادیز کشته میشود
اما درآمد دوباره زنده میشود
در حلبچه سرش را میزنند
اما در کرکوک زندگی میکند
در اربیل که بر دارش میکشند
در ارومیه برمیخیزد
سرزمینی دارم
هفت بند دارد
که از تمام سرزمینها بیشتر است.
ترجمه آثار شیرکو بیکس به زبان فارسی، به ترتیب چاپ اول:
آفات، شیرکو بیکس، ترجمه: ناصح شریفیان، ناشر مترجم ۱۳۷۶
درّه پروانهها، شیرکو بیکس، مترجم: محمد رئوف مرادی، نشر آنا ۱۳۸۰
آزادی این واژهٔ بی آبرو، شیرکو بیکس، ترجمه: محمد رئوف مرادی، نشر آنا ۱۳۸۱
دربند پروانه، شیرکو بیکس، ترجمه: عزیز ناصری، ناشر مترجم، سنندج ۱۳۸۲
گورستان چراغان، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۸۴
سرودهای سنگی، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۸۵
سلیمانیه و سپیدهدم جهان، گزیده اشعار شیرکو بیکس، بازسرایی: سید علی صالحی، محمدرئوف مرادی، با همراهی مریوان حلبچهای و امان جلیلیان، انتشارات نگاه ۱۳۸۵
میهمان خزانی، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر چشمه ۱۳۸۶
مرا به عشق بسپارید، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر افراز ۱۳۹۰
بوی نامه، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۹۲
عاشق شدن در ساعت بیست و پنج، گزیده اشعار شیرکو بیکس، ترجمه: فریاد شیری، انتشارات سرزمین اهورایی ۱۳۹۳
اسبی از گلبرگ شقایق، شیرکو بیکس، ترجمه: سیامند شاسواری، انتشارات سه رده م ۲۰۱۲
صندلی، شیرکو بیکس، ترجمه: سیامند شاسواری، انتشارات سه رده م ۲۰۱۳
آینههای کوچک، شیرکو بیکس، ترجمه: عزیز ناصری، ناشر مترجم، سنندج ۱۳۸۲
پریدگی، شیرکو بیکس، ترجمه: محمد مهدی پور، نشر نصیرا ۱۳۹۶
دیوار، گزینه اشعار شیرکو بیکس، ترجمه بابک زمانی، نشر فصل پنجم ۱۳۹۶
مجموعه اشعار شیرکو بی کس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر نگاه، ۱۳۹۶
تو میتوانی با جرعه ای بوسه، دیگر بار مرا بیافرینی، ترجمه: ناهید اشرفی، ناشر: کانی کتیب، سنندج، ۱۳۹۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
طالعی سنگین سر برآورد
از مصیبت
تنهایی زاده شد
و از بیست و چهارِ نیسان
پاییزی گوژ پشت سر برآورد
زمانهای پیر و پکیده ورد زبانش
سرزمینی دارم
از همان کودکی
هلهلهها از آن چوبههای دار بود
کوچ شناسنامه اش بود و
ظلم پارویش
ودرختهایش زخم شمشال داشتند
جغرافیای زنان شوهر مرده
شهر زنان شوهر مرده
خیابان زنان شوهر مرده
حدود آنجا بود
پروانهٔ کشتهٔ باران
آیینهٔ شکستهٔ چهره ها
نوازشگر پیچک ! .
سرزمینی دارم
که از دود به هم پیوستهاست
دود چهارپاره شدن
دود توتون سیگارهای پیچ
دود بیغوله
دود دستبند ها!
از دریچهٔ سیاه هر کدامشان که نگاه کنی
جنگلِ جیغش
شاخهای از مصیبت
و ییلاقِ اشکی ست
که گرداب شیونش از دور پیداست .
سرزمینی دارم
شبیه هیچکجا نیست
شبیه هیچ گریهٔ دیگری
و مانند هیچ سوختن دیگری نیست
آسیابش میکنند
خس و خاشاک دردهایش را
به باد شمشیر
به باد زره پوش و هواپیما میدهند
تا هر آنچه
که آنجا افسانه است
بازگردد
تا این هیزم خشک
صنوبری شود و
بازگردد
تا دوباره استخوان و جنازهٔ میان این آتش
به هم آمیزد
و تکهتکه این جسد هم
سر پا بایستد
رو به تمام جهان
میگوید من کوردستانم!
من سرزمینی دارم
طلسم شده
در قلادیز کشته میشود
اما درآمد دوباره زنده میشود
در حلبچه سرش را میزنند
اما در کرکوک زندگی میکند
در اربیل که بر دارش میکشند
در ارومیه برمیخیزد
سرزمینی دارم
هفت بند دارد
که از تمام سرزمینها بیشتر است.
ترجمه آثار شیرکو بیکس به زبان فارسی، به ترتیب چاپ اول:
آفات، شیرکو بیکس، ترجمه: ناصح شریفیان، ناشر مترجم ۱۳۷۶
درّه پروانهها، شیرکو بیکس، مترجم: محمد رئوف مرادی، نشر آنا ۱۳۸۰
آزادی این واژهٔ بی آبرو، شیرکو بیکس، ترجمه: محمد رئوف مرادی، نشر آنا ۱۳۸۱
دربند پروانه، شیرکو بیکس، ترجمه: عزیز ناصری، ناشر مترجم، سنندج ۱۳۸۲
گورستان چراغان، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۸۴
سرودهای سنگی، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۸۵
سلیمانیه و سپیدهدم جهان، گزیده اشعار شیرکو بیکس، بازسرایی: سید علی صالحی، محمدرئوف مرادی، با همراهی مریوان حلبچهای و امان جلیلیان، انتشارات نگاه ۱۳۸۵
میهمان خزانی، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر چشمه ۱۳۸۶
مرا به عشق بسپارید، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر افراز ۱۳۹۰
بوی نامه، شیرکو بیکس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر پویان ۱۳۹۲
عاشق شدن در ساعت بیست و پنج، گزیده اشعار شیرکو بیکس، ترجمه: فریاد شیری، انتشارات سرزمین اهورایی ۱۳۹۳
اسبی از گلبرگ شقایق، شیرکو بیکس، ترجمه: سیامند شاسواری، انتشارات سه رده م ۲۰۱۲
صندلی، شیرکو بیکس، ترجمه: سیامند شاسواری، انتشارات سه رده م ۲۰۱۳
آینههای کوچک، شیرکو بیکس، ترجمه: عزیز ناصری، ناشر مترجم، سنندج ۱۳۸۲
پریدگی، شیرکو بیکس، ترجمه: محمد مهدی پور، نشر نصیرا ۱۳۹۶
دیوار، گزینه اشعار شیرکو بیکس، ترجمه بابک زمانی، نشر فصل پنجم ۱۳۹۶
مجموعه اشعار شیرکو بی کس، ترجمه: رضا کریم مجاور، نشر نگاه، ۱۳۹۶
تو میتوانی با جرعه ای بوسه، دیگر بار مرا بیافرینی، ترجمه: ناهید اشرفی، ناشر: کانی کتیب، سنندج، ۱۳۹۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#جلال_ملکشاه
جلال ملکشاه، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال سیاسی کورد اهل سنندج بود. ملکشاه به دو زبان فارسی و کوردی شعر میسرود و آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاست.او در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیای شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانوادهاش به سنندج رفت. جلال ملکشاه از زمان دریافت دیپلم ادبی در سنندج به سرایش شعر و نگارش داستان پرداخت. نخست به سرودن شعر به زبان فارسی پرداخت و بعداً به فعالیت در زمینهی ادبیات کوردی وارد شد و اشعارش را به زبان کوردی و گویش سورانی سرود.
جلال ملکشاه به فعالیتهای مطبوعاتی نیز میپرداخت و به دلیل فعالیتهایش پیش از چاپ کتاب به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد. وی در همان سالها به فعالیت سیاسی پرداخت. او در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در کردستان ایران به فعالیت میپرداخت. وی پس از انقلاب نیز به فعالیت فرهنگی و سیاسی خود ادامه داد. او اندکی پس از انقلاب به دلیل انتشار آثارش دستگیر و به زندان محکوم شد. همچنین فعالیت سیاسی خود را با عضویت در کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران ادامه داد. عمدهی آثار جلال ملکشاه پس از انقلاب به زبان کوردی هستند. او که از اواخر دههی ۱۳۶۰ دست از فعالیت سیاسی کشید، به عنوان عضو شورای سردبیری مجله سروه که به زبان کوردی و در اورمیه به چاپ میرسید به فعالیت پرداخت.
شیرکو بیکس دربارهی شعر ملکشاه گفتهاست:
«شعر ملکشاه سبب توسعه و پیشرفت زبان و ادبیات کوردی شده و زبان او، زبان رسا و دقیق در صفحهی ادبیات ما است. شعر او از دل برمیخیزد و بر دل مینشیند.»
جلال ملکشاه هم در دوران محمدرضا پهلوی و هم بعد از انقلاب بارها زندانی شد. اشعارش بارها او را به بازداشتگاههای اداره اطلاعات و زندان کشاند. پس از حملات داعش به شهر کوبانی در سال ۲۰۱۴ او شعری را برای «مقاومت کوبانی» سرود و به دنبال آن به اداره اطلاعات سنندج احضار شد و علاوه بر تهدید از او خواسته بودند که نباید هیچ سرودهای را در مورد کوبانی و داعش منتشر کند.
جلال ملکشاه در گفتگویی اعلام کردهبود که بیش از ده مجموعه شعر و داستان خلق کرده که به دلیل مسائل مالی و ممانعت از نشر نتوانسته آنها را به انتشار برساند.
ملکشاه در ۱۰ آبان ۱۳۹۹ در در سن ۶۹ سالگی در شهر سنندج بر اثر عارضهی قلبی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#جلال_ملکشاه
جلال ملکشاه، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال سیاسی کورد اهل سنندج بود. ملکشاه به دو زبان فارسی و کوردی شعر میسرود و آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاست.او در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیای شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانوادهاش به سنندج رفت. جلال ملکشاه از زمان دریافت دیپلم ادبی در سنندج به سرایش شعر و نگارش داستان پرداخت. نخست به سرودن شعر به زبان فارسی پرداخت و بعداً به فعالیت در زمینهی ادبیات کوردی وارد شد و اشعارش را به زبان کوردی و گویش سورانی سرود.
جلال ملکشاه به فعالیتهای مطبوعاتی نیز میپرداخت و به دلیل فعالیتهایش پیش از چاپ کتاب به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد. وی در همان سالها به فعالیت سیاسی پرداخت. او در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در کردستان ایران به فعالیت میپرداخت. وی پس از انقلاب نیز به فعالیت فرهنگی و سیاسی خود ادامه داد. او اندکی پس از انقلاب به دلیل انتشار آثارش دستگیر و به زندان محکوم شد. همچنین فعالیت سیاسی خود را با عضویت در کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران ادامه داد. عمدهی آثار جلال ملکشاه پس از انقلاب به زبان کوردی هستند. او که از اواخر دههی ۱۳۶۰ دست از فعالیت سیاسی کشید، به عنوان عضو شورای سردبیری مجله سروه که به زبان کوردی و در اورمیه به چاپ میرسید به فعالیت پرداخت.
شیرکو بیکس دربارهی شعر ملکشاه گفتهاست:
«شعر ملکشاه سبب توسعه و پیشرفت زبان و ادبیات کوردی شده و زبان او، زبان رسا و دقیق در صفحهی ادبیات ما است. شعر او از دل برمیخیزد و بر دل مینشیند.»
جلال ملکشاه هم در دوران محمدرضا پهلوی و هم بعد از انقلاب بارها زندانی شد. اشعارش بارها او را به بازداشتگاههای اداره اطلاعات و زندان کشاند. پس از حملات داعش به شهر کوبانی در سال ۲۰۱۴ او شعری را برای «مقاومت کوبانی» سرود و به دنبال آن به اداره اطلاعات سنندج احضار شد و علاوه بر تهدید از او خواسته بودند که نباید هیچ سرودهای را در مورد کوبانی و داعش منتشر کند.
جلال ملکشاه در گفتگویی اعلام کردهبود که بیش از ده مجموعه شعر و داستان خلق کرده که به دلیل مسائل مالی و ممانعت از نشر نتوانسته آنها را به انتشار برساند.
ملکشاه در ۱۰ آبان ۱۳۹۹ در در سن ۶۹ سالگی در شهر سنندج بر اثر عارضهی قلبی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ونبوون
شیرکو بیکس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دکلمه 🎧
ونبوون (گمشدن) _ شیرکو بیکس
هر بار
که سر روی شانهام میگذاری
و سیر میکنم در موهایت
در آنجا پروانهای سرگردان میشوم
و گم میشوم و برنمیگردم
هر بار
که دست در دستم میگذاری
انگشتان دستانت
پنج ماهی کوچک میشود
و [از رود دستانت] راهی آبگیر چشمانت میشود
و گم میشود و برنمیگردد
و من آنگاه
به خودم میآیم
که تنهایم
و تو آنجا نیستی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دکلمه 🎧
ونبوون (گمشدن) _ شیرکو بیکس
هر بار
که سر روی شانهام میگذاری
و سیر میکنم در موهایت
در آنجا پروانهای سرگردان میشوم
و گم میشوم و برنمیگردم
هر بار
که دست در دستم میگذاری
انگشتان دستانت
پنج ماهی کوچک میشود
و [از رود دستانت] راهی آبگیر چشمانت میشود
و گم میشود و برنمیگردد
و من آنگاه
به خودم میآیم
که تنهایم
و تو آنجا نیستی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همیشه چشمانت
دو چشمهاند در خوابهایم
و همین است که
صبح که شعرم بیدار میشود
میبینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست و
نمنم گیاه و سبزینه.
عشق تو آفتاب است؛
آنگاه که
درونم طلوع میکنی و میبینمت.
آن هنگام هم که میروی، نمیبینمت.
سایهی تنم میشوی و ابر خیالم
پا به پایم راه میافتی و
همراهم میشوی
🌸#_شیرکو_بیکس🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همیشه چشمانت
دو چشمهاند در خوابهایم
و همین است که
صبح که شعرم بیدار میشود
میبینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست و
نمنم گیاه و سبزینه.
عشق تو آفتاب است؛
آنگاه که
درونم طلوع میکنی و میبینمت.
آن هنگام هم که میروی، نمیبینمت.
سایهی تنم میشوی و ابر خیالم
پا به پایم راه میافتی و
همراهم میشوی
🌸#_شیرکو_بیکس🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هرچه در این مشرقزمین،
کوشیدم روبروی آینه،
و بر روی دو صندلی،
واژههای «زن» و «آزادی» را کنار یکدیگر،
البته به مهربانی بنشانم،
بیهوده بود و
همیشه این واژهی «مردم»
به زور میآمد و
تسبیح بهدست،
خود به جای زن مینشست.
▪️#_شیرکو_بیکس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هرچه در این مشرقزمین،
کوشیدم روبروی آینه،
و بر روی دو صندلی،
واژههای «زن» و «آزادی» را کنار یکدیگر،
البته به مهربانی بنشانم،
بیهوده بود و
همیشه این واژهی «مردم»
به زور میآمد و
تسبیح بهدست،
خود به جای زن مینشست.
▪️#_شیرکو_بیکس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو یک روز نیستی
تمام سالی.
تو یک کلمه و یک کتاب
و یک چراغ و یک تابلو نیستی.
اگر دقیقهای نباشی
ساعتها از کار میافتند
خانهها ویران میشوند
جوانهی گیاهان میمیرند
خیابانها اشک میریزند
پرندگان، سیاه میپوشند
و شعرها هم پرپر میشوند.
تو فقط باد و باران هشتم ماه مارس نیستی
تو ای خون فوران تابستان
و گیسوان شبهای پاییز
ای دانهی برف عشق
اگر تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.
▫️ #_شعری از شیرکو بیکس
▫️ #_برگردان به پارسی: مریوان حلبچهای
▫️ #_نقاشی: مارک شاگال
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو یک روز نیستی
تمام سالی.
تو یک کلمه و یک کتاب
و یک چراغ و یک تابلو نیستی.
اگر دقیقهای نباشی
ساعتها از کار میافتند
خانهها ویران میشوند
جوانهی گیاهان میمیرند
خیابانها اشک میریزند
پرندگان، سیاه میپوشند
و شعرها هم پرپر میشوند.
تو فقط باد و باران هشتم ماه مارس نیستی
تو ای خون فوران تابستان
و گیسوان شبهای پاییز
ای دانهی برف عشق
اگر تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.
▫️ #_شعری از شیرکو بیکس
▫️ #_برگردان به پارسی: مریوان حلبچهای
▫️ #_نقاشی: مارک شاگال
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity