🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
۲ اردیبهشت ☆#جشن_اردیبهشت_گان☆
🍀 #جشن_گیاهآوری
بنابر رسم نیاکانمان و پیروی از جشن های دوازده گانه سال، روز اَردیبهشت از ماه اردیبهشت زمان برگزاری جشنی است که اردیبهشتگان نام دارد. اردیبهشت از واژه 《اَشاوَهیشتای》اوستایی گرفته شده که به چَمِ(معنی) بهترین اَشویی است. این واژه در پهلوی 《ارتاوهشت》 خوانده می شده است که ما اکنون در زبان پارسی آنرا اردیبهشت می گوییم. اردیبهشت سومین روز از ماه در گاهشماری زرتشتی می باشد.
اردیبهشت نام دومین اَمشاسپندان بوده که در فروزه های اهورامزدا قرار دارد. ارج فراوان داشته و یاران وی نیز از پاداش نیکویی برخوردار هستند.
دقیقی، این چنین می سراید:
در افکند ای صنم ابربهشتی
به گیتی خلعت اردیبهشتی
اردیبهشت در جهان مینویی نماینده پاکی و راستی است. نگاهبانی آتش بر دوش او قرار دارد، آتشی که در سرتاسر جهان سپندینه است. در اردیبهشت یشت، زیباترین امشاسپند نام نهاده شده است.
اردیبهشت یشت نام سومین یشت اوستاست که در ستایش و نیایش این امشاسپند است. این یشت ۱۹ بند دارد.
در اوستا و اردیبهشت یشت می خوانیم:
اردیبهشت امشاسپند را می ستایم، به درستی که ستودن اردیبهشت امشاسپند به منزله ستودن همه امشاسپندان است که اهورامزدا جای آسودن آنها را با کردار نیک نگه می دارد. و جای آسودن آنها در گروسمان اهوراست. گروسمان ویژه اشوان است و هیچ یک از دروندان(دروغکاران) را بدان جای پر از آسایش و اشویی(راستی-درستی) برای دیدار اهورامزدا راه نیست.
چون اردیبهشت امشاسپند نماینده اشویی، پاکی و راستی است و همچنین نگهبانی آتش در جهان نیز سپرده به اوست، ایرانیان باستان در این جشن همه با تن پوش سپید به درب مهرها رو می آورند و دسته ای(دسته جمعی) ستایش و پرستش خداوند می کنند. پس از آن جشن و شادمانی آغاز می شود.
امروز نیز زرتشتیان این روز را ارج می دهند و به آتشکده ها رو آورده و اهورامزدا را با خواندن اردیبشهت یشت و دیگر نمازها سپاس می گویند.
🌱 جشن "گیاهآوری" ویژهی گردآوری گیاهان دارویی، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و نخستین جشن اردیبهشتماه بود که در وهمنروز از اردیبهشت، برابر با دوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
در ماه اردیبهشت گیاهان تازه روییدهاند و زمین زیبا و سرسبز است و جشن "گیاهآوری" یکی از آیینهای گرامیداشت سرسبزی و پیشکشهای زمین در میان نیاکان ما بود.
🌿 ایرانیان باستان این روز را در دامنهی کوهها، دشتها و باغها سپری میکردند و به اندازهی نیازشان از گیاهان دارویی و خوراکی گردآوری میکردند. آسیب رساندن به دیگر گیاهان و برداشت بیش از نیاز گیاهان دارویی در میان آنها گناه شمرده میشد.
🍃 آگاهی رسیده به ما دربارهی این جشن بسیار اندک و پراکنده است و تنها ابوریحان بیرونی از آن نام برده و شماری از ایرانشناسان دربارهاش گمانهایی دارند.
☘️ والامنش کسی است که زیستبوم خود را همچون رواناش و خانهاش پاک و شاداب نگه داشته و از آسیب به آن میپرهیزد و از پیشکشهای زمین به اندازهی نیاز و به درستی بهره میگیرد.
بن مایه:
برگرفته از نسک(کتاب) یادگار دیرین
نوشته موبد دکتر کورش نیکنام
نویسنده و پژوهنده فرهنگ ایران باستان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
۲ اردیبهشت ☆#جشن_اردیبهشت_گان☆
🍀 #جشن_گیاهآوری
بنابر رسم نیاکانمان و پیروی از جشن های دوازده گانه سال، روز اَردیبهشت از ماه اردیبهشت زمان برگزاری جشنی است که اردیبهشتگان نام دارد. اردیبهشت از واژه 《اَشاوَهیشتای》اوستایی گرفته شده که به چَمِ(معنی) بهترین اَشویی است. این واژه در پهلوی 《ارتاوهشت》 خوانده می شده است که ما اکنون در زبان پارسی آنرا اردیبهشت می گوییم. اردیبهشت سومین روز از ماه در گاهشماری زرتشتی می باشد.
اردیبهشت نام دومین اَمشاسپندان بوده که در فروزه های اهورامزدا قرار دارد. ارج فراوان داشته و یاران وی نیز از پاداش نیکویی برخوردار هستند.
دقیقی، این چنین می سراید:
در افکند ای صنم ابربهشتی
به گیتی خلعت اردیبهشتی
اردیبهشت در جهان مینویی نماینده پاکی و راستی است. نگاهبانی آتش بر دوش او قرار دارد، آتشی که در سرتاسر جهان سپندینه است. در اردیبهشت یشت، زیباترین امشاسپند نام نهاده شده است.
اردیبهشت یشت نام سومین یشت اوستاست که در ستایش و نیایش این امشاسپند است. این یشت ۱۹ بند دارد.
در اوستا و اردیبهشت یشت می خوانیم:
اردیبهشت امشاسپند را می ستایم، به درستی که ستودن اردیبهشت امشاسپند به منزله ستودن همه امشاسپندان است که اهورامزدا جای آسودن آنها را با کردار نیک نگه می دارد. و جای آسودن آنها در گروسمان اهوراست. گروسمان ویژه اشوان است و هیچ یک از دروندان(دروغکاران) را بدان جای پر از آسایش و اشویی(راستی-درستی) برای دیدار اهورامزدا راه نیست.
چون اردیبهشت امشاسپند نماینده اشویی، پاکی و راستی است و همچنین نگهبانی آتش در جهان نیز سپرده به اوست، ایرانیان باستان در این جشن همه با تن پوش سپید به درب مهرها رو می آورند و دسته ای(دسته جمعی) ستایش و پرستش خداوند می کنند. پس از آن جشن و شادمانی آغاز می شود.
امروز نیز زرتشتیان این روز را ارج می دهند و به آتشکده ها رو آورده و اهورامزدا را با خواندن اردیبشهت یشت و دیگر نمازها سپاس می گویند.
🌱 جشن "گیاهآوری" ویژهی گردآوری گیاهان دارویی، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و نخستین جشن اردیبهشتماه بود که در وهمنروز از اردیبهشت، برابر با دوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
در ماه اردیبهشت گیاهان تازه روییدهاند و زمین زیبا و سرسبز است و جشن "گیاهآوری" یکی از آیینهای گرامیداشت سرسبزی و پیشکشهای زمین در میان نیاکان ما بود.
🌿 ایرانیان باستان این روز را در دامنهی کوهها، دشتها و باغها سپری میکردند و به اندازهی نیازشان از گیاهان دارویی و خوراکی گردآوری میکردند. آسیب رساندن به دیگر گیاهان و برداشت بیش از نیاز گیاهان دارویی در میان آنها گناه شمرده میشد.
🍃 آگاهی رسیده به ما دربارهی این جشن بسیار اندک و پراکنده است و تنها ابوریحان بیرونی از آن نام برده و شماری از ایرانشناسان دربارهاش گمانهایی دارند.
☘️ والامنش کسی است که زیستبوم خود را همچون رواناش و خانهاش پاک و شاداب نگه داشته و از آسیب به آن میپرهیزد و از پیشکشهای زمین به اندازهی نیاز و به درستی بهره میگیرد.
بن مایه:
برگرفته از نسک(کتاب) یادگار دیرین
نوشته موبد دکتر کورش نیکنام
نویسنده و پژوهنده فرهنگ ایران باستان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#جشن_های_ایرانی
☆#جشن_خوردادگان☆
روز خورداد ششمین روز ماه زرتشتی از ماه خورداد و سومین ماه سال برابر با چهارم خورداد در گاهشماری خورشیدی.
خورداد یا هَئوروَتات برای واژه خورداد این چم آمدهاست:
رسایی - تندرستی - خوشباشی - بهزیستی و خوشبختی.
نیاکان ما روز خورداد از ماه خورداد را جشن میگرفتند و در این روز به سر چشمهها و رودخانهها وکنار دریاها میرفتند و نیایش به جا میآوردند و اهوارمزدا را ستایش میکردند. اکنون زرتشتیان در سالن ها و نیایشگاهها گردهم می آیند و پس از نیایش و ستایش اهورامزدا جشن خوردادگان را گرامی میدارند و به شادمانی میپردازند.
اکنون آن را کمی بگشاییم.
این واژه از دو بخش درست شدهاست.
بخش نخست که هَئوروَ (Haurva) بوده است
کم کم دگرگون شدهاست به هرَ Hra یا خرَ Xra که به چم همه، یا کل است که از بن و ریشه پیدا میشود. خرد یا خرَتو Xra-tow به چم تابش همه چیز از کل و بن وجود انسان نیز از همین ریشه میآید.
بخش دوم واژه خورداد، دات یا داد میباشد که از ریشه «دادن» میآید و به چم های داده شده، زاده شده، پیدا شده و یا دهنده و زاینده بیان شدهاست.
پس خورداد را میتوان هم به چم "همه دهنده"، "همه کننده" و یا "کامل" و "کامل کننده" برداشت کرد و یا پیدا شده، زاده شده و داده شده از کل و بن وجود و اینها چنانچه همه یک دریافته دارند و آن این است که:
هنگامیکه بن و ریشه و دانه سرشتی و گوهری انسان در او آزادانه گسترش مییابد و در هماهنگی همه نیروهای درونی او و کل وجودش خرد میشکفد و به بار مینشیند، او به خورداد دست یافته است چم در این هماهنگی و هارمونی و همکاری درستی تن و روان خود را یافته و با خوشی و بهی در این جهان میزید.
این آرمان فرهنگ ایرانی است.
خردادگان
جشن خُردادگان به پاسداشتِ آب و آبادانی برگزار میشود.
زمان برگزاری
روز خرداد (ششمین روز ماه)
از ماه خرداد (سومین ماه سال) است.
انگیزه برگزاری
فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام امشاسپند خرداد و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان.
مفهوم امشاسپند خرداد
خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گاتها یکی از فروزههای اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آبها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری میکند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد میشود. در گاتها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد میشود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آبها و گیاهان اند که به یاری مردمان میآیند و تشنگی و گرسنگی را شکست میدهند. در یسنا، هات ۴۷، آمدهاست که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.
امشاسپند خرداد در متن های کهن
ویرایشچهارمین یشت از یشتهای بیست و یکگانه اوستا ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خرداد است که در آن یشت از زبان اهورا مزدا یادآور میشود که «... یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خرداد را برای مردمان اشون بیافریدم…» و سپس تأکید میشود هر آن کس که خرداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کردهاست. در بندهش نیز دربارهٔ خرداد آمدهاست: «... ششم از مینویان، خرداد است؛ او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت..»، «... خرداد سرور سالها و ماهها و روزهاست [ یعنی] که او سرور همهاست. او را به گیتی، آب خویش است. چنین گوید: هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست…»
گل ویژه جشن خردادگان
در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شدهاست: «... این را نیز گوید که هر گلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: … سوسن خرداد را، ..» که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروفترین نمونههای گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته میشود، همچنین یکی دیگر از گونههای نادر گل سوسن که بومی برخی مناطق شمالی ایران است، سوسن چلچراغ نام گرفتهاست. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» بوی گل سوسن سپید، چون «بوی دوستی» توصیف شدهاست.
آیین های جشن خردادگان
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#جشن_های_ایرانی
☆#جشن_خوردادگان☆
روز خورداد ششمین روز ماه زرتشتی از ماه خورداد و سومین ماه سال برابر با چهارم خورداد در گاهشماری خورشیدی.
خورداد یا هَئوروَتات برای واژه خورداد این چم آمدهاست:
رسایی - تندرستی - خوشباشی - بهزیستی و خوشبختی.
نیاکان ما روز خورداد از ماه خورداد را جشن میگرفتند و در این روز به سر چشمهها و رودخانهها وکنار دریاها میرفتند و نیایش به جا میآوردند و اهوارمزدا را ستایش میکردند. اکنون زرتشتیان در سالن ها و نیایشگاهها گردهم می آیند و پس از نیایش و ستایش اهورامزدا جشن خوردادگان را گرامی میدارند و به شادمانی میپردازند.
اکنون آن را کمی بگشاییم.
این واژه از دو بخش درست شدهاست.
بخش نخست که هَئوروَ (Haurva) بوده است
کم کم دگرگون شدهاست به هرَ Hra یا خرَ Xra که به چم همه، یا کل است که از بن و ریشه پیدا میشود. خرد یا خرَتو Xra-tow به چم تابش همه چیز از کل و بن وجود انسان نیز از همین ریشه میآید.
بخش دوم واژه خورداد، دات یا داد میباشد که از ریشه «دادن» میآید و به چم های داده شده، زاده شده، پیدا شده و یا دهنده و زاینده بیان شدهاست.
پس خورداد را میتوان هم به چم "همه دهنده"، "همه کننده" و یا "کامل" و "کامل کننده" برداشت کرد و یا پیدا شده، زاده شده و داده شده از کل و بن وجود و اینها چنانچه همه یک دریافته دارند و آن این است که:
هنگامیکه بن و ریشه و دانه سرشتی و گوهری انسان در او آزادانه گسترش مییابد و در هماهنگی همه نیروهای درونی او و کل وجودش خرد میشکفد و به بار مینشیند، او به خورداد دست یافته است چم در این هماهنگی و هارمونی و همکاری درستی تن و روان خود را یافته و با خوشی و بهی در این جهان میزید.
این آرمان فرهنگ ایرانی است.
خردادگان
جشن خُردادگان به پاسداشتِ آب و آبادانی برگزار میشود.
زمان برگزاری
روز خرداد (ششمین روز ماه)
از ماه خرداد (سومین ماه سال) است.
انگیزه برگزاری
فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام امشاسپند خرداد و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان.
مفهوم امشاسپند خرداد
خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گاتها یکی از فروزههای اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آبها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری میکند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد میشود. در گاتها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد میشود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آبها و گیاهان اند که به یاری مردمان میآیند و تشنگی و گرسنگی را شکست میدهند. در یسنا، هات ۴۷، آمدهاست که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.
امشاسپند خرداد در متن های کهن
ویرایشچهارمین یشت از یشتهای بیست و یکگانه اوستا ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خرداد است که در آن یشت از زبان اهورا مزدا یادآور میشود که «... یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خرداد را برای مردمان اشون بیافریدم…» و سپس تأکید میشود هر آن کس که خرداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کردهاست. در بندهش نیز دربارهٔ خرداد آمدهاست: «... ششم از مینویان، خرداد است؛ او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت..»، «... خرداد سرور سالها و ماهها و روزهاست [ یعنی] که او سرور همهاست. او را به گیتی، آب خویش است. چنین گوید: هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست…»
گل ویژه جشن خردادگان
در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شدهاست: «... این را نیز گوید که هر گلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: … سوسن خرداد را، ..» که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروفترین نمونههای گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته میشود، همچنین یکی دیگر از گونههای نادر گل سوسن که بومی برخی مناطق شمالی ایران است، سوسن چلچراغ نام گرفتهاست. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» بوی گل سوسن سپید، چون «بوی دوستی» توصیف شدهاست.
آیین های جشن خردادگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#رضا_شاه_بزرگ
#مردان_بزرگ_هرگز_فراموش_نخواهند_شد
آنروز رضاشاه چه گفت؟
نفس ها در سینه حبس شده بود.
شاه با قدم های محکم بطرف دانشجویان حرکت میکرد.
در این لحظه، ناگهان مخبرالسلطنه هدایت رییس الوزرا "رییس مجلس"جلو آمدو تعظیم کرد و گفت:
اعلی حضرتا! امروز یکی از بزرگترین ایام پر افتخار ایرانیان است.
از توجهات عالیه ی اعلی حضرت، همایونی، صد نفر دانشجو به هزینه دولت حسب الامر عازم اروپا میشوند.
شاه لحظه ای به دانش جویان خیره شد و سپس خطاب به مخبرالسلطنه گفت:
اینکه کافی نیست.
باید ببینیم که فقط به تامین مخارج اینها اکتفا کرده اید یا مربیان خوب و حسابی هم برای آقایان در نظر گرفته اید؟
مخبر بار دیگر تعظیم کرد و بعرض رساند که:
قربان! سرهنگ ریاضی و اسماعیل مرآت که از کارمندان عالی رتبه وزارت جنگ و وزارت فرهنگ هستند، یکی سرپرست دانش جویان لشگری و دیگری سرپرست دانش جویان کشوری خواهند بود.
البته به سفرای مربوطه نیز دستور داده شد که نهایت مراقبت را بنمایند.
شاه حالت مخصوصی پیدا کرده بود.
هم شاد بود و هم بغض راه گلویش را گرفته بود.
لحظه ای سکوت کرد و سپس به آقای تقی زاده نزدیک شد و پرسید:
آقای وزیر مالیه! این بودجه ای را که برای هزینه دانش جویان در نظر گرفته ایدکافی خواهد بود یا نه؟
هنوز وزیر مالیه پاسخ نداده بود که شاه دوباره ادامه داد:
مبادا کاری بکنید که ما نزد اروپاییان سرشکسته و ورشکسته معرفی شویم.
هروقت دیدید دولت، کسر بودجه دارد و نمیتواند آنطور که باید و شاید هزینه تحصیلی و زندگی دانشجویان را تامین کند، فورا به من خبر دهید.
من حاضرم برای وزارت فرهنگ و معارف هرقدر که لازم باشد بدهم!
در این لحظه شاه به دانشجویان نزدیک شد و آنان به دور وی حلقه زدند.
رضاشاه با یک یک انها دست داد و سپس خطاب به انها گفت:
آیا میدانید که شماها را برای چه به خارج میفرستم؟
لحظه ای سکوت حکمفرما شد و سپس یکی از دانشجویان شهامت نموده و گفت:
برای تحصیل عالیه تا به مملکت خدمت کنیم.
شاه نگاهش را به او دوخت و سپس سرش را بالا گرفت و به اسمان خیره ماند.
لحظه ای گذشت و سپس خطاب به دانش جویان گفت:
ببینید آقایان! فرض میکنیم من و شما نسبت به یکدیگر وظیفه، ای داریم، درست، شد؟
وظیفه ی من مراقبت از شماست و وظیفه ی شما اندوختن علم و دانش.
این را بدانید که تا من هستم برای تامین سعادت شما میکوشم و دقیقه ای از فکر شما غافل نمیمانم در پاسخ شما هم باید به من قول بدهید که هرگز فراموش نکنید یک ایرانی هستید!
شماها باید بخاطر داشته باشید که نیاکان ما با افتخار زیسته اند.
شما نیز بایستی چنانکه شایسته است کشور خود ایران را به دنیا بشناسانید و آنقدر در خارج خوب رفتار کنید که بخاطر وجود شماها هم که باشد، مردم اروپا نام ایران را از یاد نبرند.
من منتظرم که شماها را پس از کسب موفقیت بار دیگر در همین جاببینم.
در این لحظه اتفاقی افتاد که من شاید و دیگر آقایان که هنوز زنده هستند، هرگز از یاد نبرده و نخواهیم برد و آن اتفاق این بود که اشک از چشمان شاه ناگهان جاری شد اشکی که هرگز از چشم او جاری نشده بود و کسی به خاطر نداشت که آن مرد پر قدرت و جنگ دیده اشک بریزد!
بغض راه گلویش را بسته و اشکش سرازیر شده بود!
او با همان حالت تکان دهنده زمزمه کرد که:
آیا من شماها را بار دیگر خواهم دید...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#یادمان
#رضا_شاه_بزرگ
#مردان_بزرگ_هرگز_فراموش_نخواهند_شد
آنروز رضاشاه چه گفت؟
نفس ها در سینه حبس شده بود.
شاه با قدم های محکم بطرف دانشجویان حرکت میکرد.
در این لحظه، ناگهان مخبرالسلطنه هدایت رییس الوزرا "رییس مجلس"جلو آمدو تعظیم کرد و گفت:
اعلی حضرتا! امروز یکی از بزرگترین ایام پر افتخار ایرانیان است.
از توجهات عالیه ی اعلی حضرت، همایونی، صد نفر دانشجو به هزینه دولت حسب الامر عازم اروپا میشوند.
شاه لحظه ای به دانش جویان خیره شد و سپس خطاب به مخبرالسلطنه گفت:
اینکه کافی نیست.
باید ببینیم که فقط به تامین مخارج اینها اکتفا کرده اید یا مربیان خوب و حسابی هم برای آقایان در نظر گرفته اید؟
مخبر بار دیگر تعظیم کرد و بعرض رساند که:
قربان! سرهنگ ریاضی و اسماعیل مرآت که از کارمندان عالی رتبه وزارت جنگ و وزارت فرهنگ هستند، یکی سرپرست دانش جویان لشگری و دیگری سرپرست دانش جویان کشوری خواهند بود.
البته به سفرای مربوطه نیز دستور داده شد که نهایت مراقبت را بنمایند.
شاه حالت مخصوصی پیدا کرده بود.
هم شاد بود و هم بغض راه گلویش را گرفته بود.
لحظه ای سکوت کرد و سپس به آقای تقی زاده نزدیک شد و پرسید:
آقای وزیر مالیه! این بودجه ای را که برای هزینه دانش جویان در نظر گرفته ایدکافی خواهد بود یا نه؟
هنوز وزیر مالیه پاسخ نداده بود که شاه دوباره ادامه داد:
مبادا کاری بکنید که ما نزد اروپاییان سرشکسته و ورشکسته معرفی شویم.
هروقت دیدید دولت، کسر بودجه دارد و نمیتواند آنطور که باید و شاید هزینه تحصیلی و زندگی دانشجویان را تامین کند، فورا به من خبر دهید.
من حاضرم برای وزارت فرهنگ و معارف هرقدر که لازم باشد بدهم!
در این لحظه شاه به دانشجویان نزدیک شد و آنان به دور وی حلقه زدند.
رضاشاه با یک یک انها دست داد و سپس خطاب به انها گفت:
آیا میدانید که شماها را برای چه به خارج میفرستم؟
لحظه ای سکوت حکمفرما شد و سپس یکی از دانشجویان شهامت نموده و گفت:
برای تحصیل عالیه تا به مملکت خدمت کنیم.
شاه نگاهش را به او دوخت و سپس سرش را بالا گرفت و به اسمان خیره ماند.
لحظه ای گذشت و سپس خطاب به دانش جویان گفت:
ببینید آقایان! فرض میکنیم من و شما نسبت به یکدیگر وظیفه، ای داریم، درست، شد؟
وظیفه ی من مراقبت از شماست و وظیفه ی شما اندوختن علم و دانش.
این را بدانید که تا من هستم برای تامین سعادت شما میکوشم و دقیقه ای از فکر شما غافل نمیمانم در پاسخ شما هم باید به من قول بدهید که هرگز فراموش نکنید یک ایرانی هستید!
شماها باید بخاطر داشته باشید که نیاکان ما با افتخار زیسته اند.
شما نیز بایستی چنانکه شایسته است کشور خود ایران را به دنیا بشناسانید و آنقدر در خارج خوب رفتار کنید که بخاطر وجود شماها هم که باشد، مردم اروپا نام ایران را از یاد نبرند.
من منتظرم که شماها را پس از کسب موفقیت بار دیگر در همین جاببینم.
در این لحظه اتفاقی افتاد که من شاید و دیگر آقایان که هنوز زنده هستند، هرگز از یاد نبرده و نخواهیم برد و آن اتفاق این بود که اشک از چشمان شاه ناگهان جاری شد اشکی که هرگز از چشم او جاری نشده بود و کسی به خاطر نداشت که آن مرد پر قدرت و جنگ دیده اشک بریزد!
بغض راه گلویش را بسته و اشکش سرازیر شده بود!
او با همان حالت تکان دهنده زمزمه کرد که:
آیا من شماها را بار دیگر خواهم دید...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#میراث_یرزمینم
جشن اَمُردادگان
روز اَمُرداد از ماه امرداد در گاهشماری زرتشتی برابر با سوم امرداد در گاهشماری خورشیدی جشن امردادگان نام دارد.
روز فرخ باد ماه خجسته باد
در گاهنمای سی روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه و پنجمین ماه سال ، اَمُرداد نام دارد.
روز امرداد از ماه امرداد برابر با روز سوم امردادماه خورشیدی، جشن امردادگان برگزار می شود.
واژه ی اوستایی اَمِرَتات و پهلوی اَمُرداد به چمار بی مرگی و جاودانگی است که در گفت و گو به نادرست، مرداد به چمار(معنای) مرگ و نیستی گفته می شود.
واژه ی امرداد از سه بخش درست شده است :
( اَ )که در زبان اوستایی، پیشوند نفی است.
(مُر) به چمار مرگ.
(داد) پسوند است به چمار کاملی و رسایی و سالمی و... .
امرتات یا امرداد ششمین امشاسپند یا واپسین گام از پله یزدانشناسی زرتشتی است.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
در امرداد روز، نیاکان ما به باغ،بوستان و مزرعه های سرسبز رفته و با شادی و سرور این جشن را در دامن سبز زیستگاه برپا می داشته اند چون امشاسپند امرداد در گیتی یا جهان مادی، نگهبان گیاهان و رستنی هاست .
گل ویژه یا نمادین امرداد و امردادگان چمبک(زنبق) است.
در چامه، چامه گران پارسى گفتگو از چمبک بسیار است و این نشان مى دهد که این گیاه در میان ایرانیان چه ارجی داشته است.
این جشن امروزه بیشتر در آدریان و یا جاهای همگانی برگزار می شود. در این جشن موبد جامه سپید بر تن می کند.
ابوریحان بیرونی در برگ ۲۵۰ برگردان پارسی
آثار الباقیه می نویسد:
"امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را به واسطه ی رخ دادن ۲ نام با هم جشن می گرفتند و...
امرداد مَه است سخت خرم
مِی نوش پیاپی و دمادم
در متن پهلوی بُندَهِش می خوانیم:
امرداد بی مرگ، سرور گیاهان بی شمار است زیرا او را به گیتی، گیاه خوش است. گیاهان را رویاند و رمه ی گوسپندان را افزاید زیرا همه ی دام ها از او خورند و زیست کنند.
اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد آنگاه امرداد از او آسوده یا آزرده بُود.
مسعود سعد سلمان:
روز امرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع، بازجوان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#میراث_یرزمینم
جشن اَمُردادگان
روز اَمُرداد از ماه امرداد در گاهشماری زرتشتی برابر با سوم امرداد در گاهشماری خورشیدی جشن امردادگان نام دارد.
روز فرخ باد ماه خجسته باد
در گاهنمای سی روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه و پنجمین ماه سال ، اَمُرداد نام دارد.
روز امرداد از ماه امرداد برابر با روز سوم امردادماه خورشیدی، جشن امردادگان برگزار می شود.
واژه ی اوستایی اَمِرَتات و پهلوی اَمُرداد به چمار بی مرگی و جاودانگی است که در گفت و گو به نادرست، مرداد به چمار(معنای) مرگ و نیستی گفته می شود.
واژه ی امرداد از سه بخش درست شده است :
( اَ )که در زبان اوستایی، پیشوند نفی است.
(مُر) به چمار مرگ.
(داد) پسوند است به چمار کاملی و رسایی و سالمی و... .
امرتات یا امرداد ششمین امشاسپند یا واپسین گام از پله یزدانشناسی زرتشتی است.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
در امرداد روز، نیاکان ما به باغ،بوستان و مزرعه های سرسبز رفته و با شادی و سرور این جشن را در دامن سبز زیستگاه برپا می داشته اند چون امشاسپند امرداد در گیتی یا جهان مادی، نگهبان گیاهان و رستنی هاست .
گل ویژه یا نمادین امرداد و امردادگان چمبک(زنبق) است.
در چامه، چامه گران پارسى گفتگو از چمبک بسیار است و این نشان مى دهد که این گیاه در میان ایرانیان چه ارجی داشته است.
این جشن امروزه بیشتر در آدریان و یا جاهای همگانی برگزار می شود. در این جشن موبد جامه سپید بر تن می کند.
ابوریحان بیرونی در برگ ۲۵۰ برگردان پارسی
آثار الباقیه می نویسد:
"امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را به واسطه ی رخ دادن ۲ نام با هم جشن می گرفتند و...
امرداد مَه است سخت خرم
مِی نوش پیاپی و دمادم
در متن پهلوی بُندَهِش می خوانیم:
امرداد بی مرگ، سرور گیاهان بی شمار است زیرا او را به گیتی، گیاه خوش است. گیاهان را رویاند و رمه ی گوسپندان را افزاید زیرا همه ی دام ها از او خورند و زیست کنند.
اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد آنگاه امرداد از او آسوده یا آزرده بُود.
مسعود سعد سلمان:
روز امرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع، بازجوان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
نامه ی تاریخی یعقوب لیث صفاری به خلیفه ی عرب.حتما,حتما و حتما بخوانید.
(رادمان پسر ماهک معروف به یعقوب لیث صفاری)
یعقوب در نبردهای نخست با تازیان انها را به سختی شکست داد وسیستان و خراسان بزرگ را ازاد نمود.او در نبردهای دیگر یک به یک لشکر تازیان را بشکست و کرمان و ایالات پارس را ازاد کرد.خلیفه ی عرب بسیار ترسید به یعقوب نامه داد: (این ایالت ها از ان توباشد ولی از لشکرکشی بیشتر دست بردار).ولی این یل سیستانی بدون از دست دادن زمان,جنگ با تازیان را ادامه داد و در همه ی نبردها به سختی تازیان را درهم کوبید,سرداران عرب را یک به یک کنار گذاشت و گرگان,طبرستان,ری,لرستان,ایلام و حتی بوشهر و خوزستان را ازاد کرد.خلیفه ی عرب که به وحشت افتاده بود به بعقوب نامه داد: (اداره ی همه ی این استان ها را به شما می سپارم جنگ را پایان دهید)
پاسخ نامه ی تاریخی یعقوب به خلیفه ی عرب:
(به خلیفه ی مسلمین المعتمد بالله عباسیان هنگامی که ما درباره ی بخشش و کار شما شنیدیم که استان های بسیاری از ایران را به خود ما ایرانیان بخشیده اید بسیار فریفته شدیم.ما به برادرانمان گفتیم که خلیفه ی عرب تا چه اندازه بخشنده و بزرگوار است که اداره ی استان های خودمان را به خودمان واگذار می کند.از کجا خلیفه قدرت چنین دهشی را به دست اورده؟؟خلیفه ی عرب هرگز دارای استان های ایرانزمین نبوده که اینک اداره اش را به ما ببخشد.اما به راستی بغداد زمانی در میانرودان نخستین استان ایران بود,بر روی خاکستر تیسفون و بر پشته ای کشته شدگان سدها و هزاران هم میهن ما ساخته شده و شما روح سرگردان نیاکان ما را شب ها در حال گام زدن در کنار بارگاه باشکوه خود می توانید ببنید.انها چشم در چشم شما میدوزند و شما را پریشان می کنند.ایا راست نیست بغداد به بهای خون ایرانیان ساخته شده؟خلیفه باید پاسخ این پرسش را بدهد.ایا انچه خلیفه و نیاکانش برای ایران کرده اند می تواند نشانی از دادگستری داشته باشد؟من یعقوب لیث,فرزند سیستان,یک مسگر ساده,یک کارگر ساده,یک فرزند ایران,با قدرت مردم ایران,با این نوشته,هرگونه میا ایی(دخالت)اعراب در کار ایرانیان را رد می کنم.ما به خلیفه ی عرب نیاز نداریم که استان ها خودمان را که پیشاپیش پس گرفته ایم و برای ایران است و نه هیچکس دیگر,به ما ببخشد,خلیفه عرب شاید خلیفه ی جهان باشد,ولی هرگز نمی تواند خلیفه ی ایران باشد)
حتما به اشتراک بگذارید
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
نامه ی تاریخی یعقوب لیث صفاری به خلیفه ی عرب.حتما,حتما و حتما بخوانید.
(رادمان پسر ماهک معروف به یعقوب لیث صفاری)
یعقوب در نبردهای نخست با تازیان انها را به سختی شکست داد وسیستان و خراسان بزرگ را ازاد نمود.او در نبردهای دیگر یک به یک لشکر تازیان را بشکست و کرمان و ایالات پارس را ازاد کرد.خلیفه ی عرب بسیار ترسید به یعقوب نامه داد: (این ایالت ها از ان توباشد ولی از لشکرکشی بیشتر دست بردار).ولی این یل سیستانی بدون از دست دادن زمان,جنگ با تازیان را ادامه داد و در همه ی نبردها به سختی تازیان را درهم کوبید,سرداران عرب را یک به یک کنار گذاشت و گرگان,طبرستان,ری,لرستان,ایلام و حتی بوشهر و خوزستان را ازاد کرد.خلیفه ی عرب که به وحشت افتاده بود به بعقوب نامه داد: (اداره ی همه ی این استان ها را به شما می سپارم جنگ را پایان دهید)
پاسخ نامه ی تاریخی یعقوب به خلیفه ی عرب:
(به خلیفه ی مسلمین المعتمد بالله عباسیان هنگامی که ما درباره ی بخشش و کار شما شنیدیم که استان های بسیاری از ایران را به خود ما ایرانیان بخشیده اید بسیار فریفته شدیم.ما به برادرانمان گفتیم که خلیفه ی عرب تا چه اندازه بخشنده و بزرگوار است که اداره ی استان های خودمان را به خودمان واگذار می کند.از کجا خلیفه قدرت چنین دهشی را به دست اورده؟؟خلیفه ی عرب هرگز دارای استان های ایرانزمین نبوده که اینک اداره اش را به ما ببخشد.اما به راستی بغداد زمانی در میانرودان نخستین استان ایران بود,بر روی خاکستر تیسفون و بر پشته ای کشته شدگان سدها و هزاران هم میهن ما ساخته شده و شما روح سرگردان نیاکان ما را شب ها در حال گام زدن در کنار بارگاه باشکوه خود می توانید ببنید.انها چشم در چشم شما میدوزند و شما را پریشان می کنند.ایا راست نیست بغداد به بهای خون ایرانیان ساخته شده؟خلیفه باید پاسخ این پرسش را بدهد.ایا انچه خلیفه و نیاکانش برای ایران کرده اند می تواند نشانی از دادگستری داشته باشد؟من یعقوب لیث,فرزند سیستان,یک مسگر ساده,یک کارگر ساده,یک فرزند ایران,با قدرت مردم ایران,با این نوشته,هرگونه میا ایی(دخالت)اعراب در کار ایرانیان را رد می کنم.ما به خلیفه ی عرب نیاز نداریم که استان ها خودمان را که پیشاپیش پس گرفته ایم و برای ایران است و نه هیچکس دیگر,به ما ببخشد,خلیفه عرب شاید خلیفه ی جهان باشد,ولی هرگز نمی تواند خلیفه ی ایران باشد)
حتما به اشتراک بگذارید
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
💠 «یلدا» ایرانی نیست! بگویید شب چله!
🔸 «مرا پروای آنان نیست که نشانی خانه پدری خویش را از بیگانگان میپرسند و این سخن، یعنی ایرانیان باید، خود، تاریخ خویش را بکاوند و هویت خویشتن را دریابند.»
🔹 سنایی میگوید:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا
......
🔸 «یلدا» لغت سریانی است، به معنی میلاد و چون شب یلدا، با میلاد مسیح تطبیق میکرده، از این رو بدین نام نامیدهاند.
🔹 باید توجه داشت جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی، آن را روز تولد عیسی قرار دادند.
🔸 در ایران باستان، برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود.
🔹 اما امروزه، ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی درازترین شب اول زمستان که (شب یلدا، آخرین شب پاییز، پایان قوس، آغاز جدی) است، را جشن میگیرند.
🔸 در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله میگویند.
🔹 مردم، زمستان را در حقیقت دوماه یا دوبخش میدانند که ۴۰ روز اول را چله بزرگ و ۴۰ روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک مینامند.
🔸 پیشینیان براین باور بودند که در این شب، فرشته بدیها (اهریمن) با فرشته خوبیها (امشاسپندان) به جنگ میپردازند و در این نبرد طولانی که برابر طولانیترین شب سال است، بالاخره فرشته خوبیها، اهریمن را شکست داده و تاریکی از روشنایی شکست میخورد و صبح بعد زاده شدن مجدد خورشید، آغاز میگردد.
🔹 زایش خورشید و آغاز دی را، آیینها و فرهنگهای بسیاری از سرزمین کهن، آغاز سال قرار دادهاند و به شگون روزی که خورشید از چنگ شبهای اهریمنی نجات مییافت، روزی مقدس برای مهرپرستان بود.
🔸 چله نام فارسی این جشن است ویلدا یک نام سریانی است وپیش تر هیچوقت کلمه یلدا به کار نمی رفت واین نام در همین بیست ،سی سال اخیر باب شده است.
🔹 یک جشنی که منحصر به ایران است و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد، شایسته نیست ایرانیان به نام غیر ایرانی از آن یاد کنند.
🔖 بنیاد نیشابور
🔸 استاد فریدون جنیدی
به گواه رخدادنگاران٬ ایرانیان باستان موسمهای چهارگانه را به خوبی شناخته٬ به جابجایی آنان درگذر سال پی برده بودند. ازاینرو بر پایهی گاهشماری خویش در شروع هر ماه یک جشنی نهادند. چنانکه نوروز در بهار٬ تیرگان در تابستان٬ مهرگان در پاییز و جشن شب چله را در آغاز زمستان برگزار میکردند.
نیاکان ما با آگاهی از دانش اختر شناسی خردمندانه دریافتند نخستین شب زمستان در یکم دی٬ بلندترین شب سال نیز است٬ به باور آنها خورشید از این پس٬ دوباره زاده میشود زیرا آرام ٬آرام در آسمان بیشتر پدیدار شده ٬روشنایی افزونتر میشود، به همین شوند(دلیل) چون از یکم دی تا دهم بهمن سرما بیشتر و سختتر میشد آن را چله بزرگ و از دهم بهمن تا بیست اسفند چله کوچک میگفتند. بدینگونه آیین بلندترین شب سال را جشن شب چله نامیدند.
با آمدن ترسایان( مسیحیان) سریانی به ایران هنگام پادشاهی اشکانیان واژهٔ سریانی «یلدا» به چم (معنای) تولد که همانا زایش خورشید است در کنار نام شب چله ماندگار شد. در برهان قاطع درباره واژه یلدا چنین آمده:«یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است و آن درازترین شبهاست».
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
💠 «یلدا» ایرانی نیست! بگویید شب چله!
🔸 «مرا پروای آنان نیست که نشانی خانه پدری خویش را از بیگانگان میپرسند و این سخن، یعنی ایرانیان باید، خود، تاریخ خویش را بکاوند و هویت خویشتن را دریابند.»
🔹 سنایی میگوید:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا
......
🔸 «یلدا» لغت سریانی است، به معنی میلاد و چون شب یلدا، با میلاد مسیح تطبیق میکرده، از این رو بدین نام نامیدهاند.
🔹 باید توجه داشت جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی، آن را روز تولد عیسی قرار دادند.
🔸 در ایران باستان، برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود.
🔹 اما امروزه، ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی درازترین شب اول زمستان که (شب یلدا، آخرین شب پاییز، پایان قوس، آغاز جدی) است، را جشن میگیرند.
🔸 در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله میگویند.
🔹 مردم، زمستان را در حقیقت دوماه یا دوبخش میدانند که ۴۰ روز اول را چله بزرگ و ۴۰ روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک مینامند.
🔸 پیشینیان براین باور بودند که در این شب، فرشته بدیها (اهریمن) با فرشته خوبیها (امشاسپندان) به جنگ میپردازند و در این نبرد طولانی که برابر طولانیترین شب سال است، بالاخره فرشته خوبیها، اهریمن را شکست داده و تاریکی از روشنایی شکست میخورد و صبح بعد زاده شدن مجدد خورشید، آغاز میگردد.
🔹 زایش خورشید و آغاز دی را، آیینها و فرهنگهای بسیاری از سرزمین کهن، آغاز سال قرار دادهاند و به شگون روزی که خورشید از چنگ شبهای اهریمنی نجات مییافت، روزی مقدس برای مهرپرستان بود.
🔸 چله نام فارسی این جشن است ویلدا یک نام سریانی است وپیش تر هیچوقت کلمه یلدا به کار نمی رفت واین نام در همین بیست ،سی سال اخیر باب شده است.
🔹 یک جشنی که منحصر به ایران است و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد، شایسته نیست ایرانیان به نام غیر ایرانی از آن یاد کنند.
🔖 بنیاد نیشابور
🔸 استاد فریدون جنیدی
به گواه رخدادنگاران٬ ایرانیان باستان موسمهای چهارگانه را به خوبی شناخته٬ به جابجایی آنان درگذر سال پی برده بودند. ازاینرو بر پایهی گاهشماری خویش در شروع هر ماه یک جشنی نهادند. چنانکه نوروز در بهار٬ تیرگان در تابستان٬ مهرگان در پاییز و جشن شب چله را در آغاز زمستان برگزار میکردند.
نیاکان ما با آگاهی از دانش اختر شناسی خردمندانه دریافتند نخستین شب زمستان در یکم دی٬ بلندترین شب سال نیز است٬ به باور آنها خورشید از این پس٬ دوباره زاده میشود زیرا آرام ٬آرام در آسمان بیشتر پدیدار شده ٬روشنایی افزونتر میشود، به همین شوند(دلیل) چون از یکم دی تا دهم بهمن سرما بیشتر و سختتر میشد آن را چله بزرگ و از دهم بهمن تا بیست اسفند چله کوچک میگفتند. بدینگونه آیین بلندترین شب سال را جشن شب چله نامیدند.
با آمدن ترسایان( مسیحیان) سریانی به ایران هنگام پادشاهی اشکانیان واژهٔ سریانی «یلدا» به چم (معنای) تولد که همانا زایش خورشید است در کنار نام شب چله ماندگار شد. در برهان قاطع درباره واژه یلدا چنین آمده:«یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است و آن درازترین شبهاست».
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چهار_شنبه_سوری
💠چهارشنبه سوری آیینی برآمده از دل تاریخ ایران زمین!
#آتش بعنوان یکی از چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده گیتی، برای ما ایرانیان بسیار گرامیست زیرا آنرا پاک کننده، زندگی بخش، انرژی دهنده، روشنایی بخش و بالا رونده میدانیم. از همین رو است که جشنهای آتش در گاهشمار کهن ایران زمین بیشمار است.
🔹از مهمترین جشنهای آتش، جشن سده، آذرگان، اردیبهشتگان، #تش_بوم (آتش افروزی بر بام خانه در شب پایان سال که پس از تازش اعراب به چهارشنبه سوری تبدیل شد) میباشد.
🔸شب پنج روز پایانی سال که پنجه وه نامیده میشود، نیاکان ما برای بدرقه روان و فروهر درگذشتگان آتش می افروزند. اما آنها آتش را گرامی داشته و آنرا بر کف خیابان نمی افروختند و از روی آن نمیپریدند، بلکه آتش را بر بلندیها و بر #بام خانه ها افروخته و بر گرد آن ترانه های شاد کهن را زمزمه میکردند.
🔹رسم کهن بر این بود که در شب جشن سوری سه آتش به نشان اندیشه و گفتار و کردار نیک، و یا هفت آتش به نماد هفت امشاسپندان، میفروختند و بر گرد آن به شادی و پایکوبی میپرداختند.
🔸از خوراکی های شب جشن سوری، #لرک یا آجیل گهنبار است که پس از تازش اعراب آجیل مشکل گشا نامیده شده. لرک، آجیل هفت مغز است که در روزهای پایانی سال برای خشنودی فروهر نیاکان بر سر خوان گهنبار قرار میگیرد.
💠رسوم کهن جشن سوری:
🔥اصلی ترین آیین جشن سوری، #آتش_افروزی است. افروختن آتش بر بام و سرایش اوستای پاک و جشن و شادی مهمترین سنت جشن سوری است.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #قاشق_زنی است که پس از پایان آتش افروزی با قاشق و کاسه بر در خانه اهل محل میرفتند و اهل خانه هم بعنوان هدیه آذوقه ای خشک در قابلمه میانداخت.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #شال_اندازی است که پس از آتش افروزی جوانان شال حریری را از پشت بام به داخل خانه اهل محل مینداختند و صاحب خانه هم خوارکی خشک و فال داخل آن میریخت و گره میزد.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #کوزه_شکنی است و رسم بوده که در این شب کوزه های قدیمی را که دیگر بکار نمیامدند از بام به بیرون پرتاب میکردند و باور داشتند که بدینگونه کهنگی و بیماری از آنان دور میشود.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، رسم #فالگوش ایستادن است که در این شب بر سر معبری می ایستادند، کلیدی زیر پا میگذاشتند. به سخن نخستین عابری که میگذشت گوش میکردند و آنرا با آنچه خود در ذهن داشتند تعبیر میکردند.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #فال_کوزه میباشد که کوزه ای را پر آب میکنند، پارچه سبز روی آن میندازند، بین جمع میگردانند و هر کسی چیزی در آن میندازد. سپس با خواندن شعر یکی یکی آن وسایل را از کوزه بیرون میاوردند.
😍جشنهای ایرانی را به شیوه نیاکانمان برگزار کنیم
❤️#جشن_سوری_خجسته_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چهار_شنبه_سوری
💠چهارشنبه سوری آیینی برآمده از دل تاریخ ایران زمین!
#آتش بعنوان یکی از چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده گیتی، برای ما ایرانیان بسیار گرامیست زیرا آنرا پاک کننده، زندگی بخش، انرژی دهنده، روشنایی بخش و بالا رونده میدانیم. از همین رو است که جشنهای آتش در گاهشمار کهن ایران زمین بیشمار است.
🔹از مهمترین جشنهای آتش، جشن سده، آذرگان، اردیبهشتگان، #تش_بوم (آتش افروزی بر بام خانه در شب پایان سال که پس از تازش اعراب به چهارشنبه سوری تبدیل شد) میباشد.
🔸شب پنج روز پایانی سال که پنجه وه نامیده میشود، نیاکان ما برای بدرقه روان و فروهر درگذشتگان آتش می افروزند. اما آنها آتش را گرامی داشته و آنرا بر کف خیابان نمی افروختند و از روی آن نمیپریدند، بلکه آتش را بر بلندیها و بر #بام خانه ها افروخته و بر گرد آن ترانه های شاد کهن را زمزمه میکردند.
🔹رسم کهن بر این بود که در شب جشن سوری سه آتش به نشان اندیشه و گفتار و کردار نیک، و یا هفت آتش به نماد هفت امشاسپندان، میفروختند و بر گرد آن به شادی و پایکوبی میپرداختند.
🔸از خوراکی های شب جشن سوری، #لرک یا آجیل گهنبار است که پس از تازش اعراب آجیل مشکل گشا نامیده شده. لرک، آجیل هفت مغز است که در روزهای پایانی سال برای خشنودی فروهر نیاکان بر سر خوان گهنبار قرار میگیرد.
💠رسوم کهن جشن سوری:
🔥اصلی ترین آیین جشن سوری، #آتش_افروزی است. افروختن آتش بر بام و سرایش اوستای پاک و جشن و شادی مهمترین سنت جشن سوری است.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #قاشق_زنی است که پس از پایان آتش افروزی با قاشق و کاسه بر در خانه اهل محل میرفتند و اهل خانه هم بعنوان هدیه آذوقه ای خشک در قابلمه میانداخت.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #شال_اندازی است که پس از آتش افروزی جوانان شال حریری را از پشت بام به داخل خانه اهل محل مینداختند و صاحب خانه هم خوارکی خشک و فال داخل آن میریخت و گره میزد.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #کوزه_شکنی است و رسم بوده که در این شب کوزه های قدیمی را که دیگر بکار نمیامدند از بام به بیرون پرتاب میکردند و باور داشتند که بدینگونه کهنگی و بیماری از آنان دور میشود.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، رسم #فالگوش ایستادن است که در این شب بر سر معبری می ایستادند، کلیدی زیر پا میگذاشتند. به سخن نخستین عابری که میگذشت گوش میکردند و آنرا با آنچه خود در ذهن داشتند تعبیر میکردند.
🔥از آیینهای کهن جشن سوری، #فال_کوزه میباشد که کوزه ای را پر آب میکنند، پارچه سبز روی آن میندازند، بین جمع میگردانند و هر کسی چیزی در آن میندازد. سپس با خواندن شعر یکی یکی آن وسایل را از کوزه بیرون میاوردند.
😍جشنهای ایرانی را به شیوه نیاکانمان برگزار کنیم
❤️#جشن_سوری_خجسته_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴##معرفی_کتاب
#روانشناسی
#زنان
#مردان
#عشق
#رفتارهای_جنسی
📕هوس های سرخ
✍️کوروش رستگار
این کتاب ، سعی دارد تا با مرور پژوهشهای انجام شده در حیطه روانشناسی جنسی ، به بررسی چندین رفتار جنسی در دو جنس و ارتباط آنها با یکدیگر بپردازد . زنان ، تغییرات و نوساناتی را در ترجیحات و رفتارهای جنسی شان و همگام با چرخه قاعدگی نشان می دهند. بدین صورت که در مراحل مختلف چرخه قاعدگی ، از نظر جنسی ، خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری متفاوتی را در مردان ، جذاب می یابند. این نوساناتِ مرتبط با چرخه قاعدگی، شامل احتمال خیانت زناشویی نیز میشود. از طرف دیگر، میزان انعطافپذیری جنسی در زنان بیشتر است. بدین معنی که آنها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، تغییرات بیشتری را در نگرشها، ارزشها و رفتارهای جنسی شان نشان می دهند.
مسائل جنسی با مسائل زیبایی شناختی ما آدمیان ، پیوند گسست ناپذیری خورده ا ند. چرا از نظر جنسی ، هر جنس ، بعضی از خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری را در جنس مقابل خود زیبا و برانگیزاننده می یابد؟ چرا زیبایی و جذابیت ، برای افراد ، اینچنین شهوت انگیز و افسونگر است؟ اصولاٌ ، چرا زیبایی زیباست؟! تبیین ارتباط زیبایی و جذابیت در مردان در ارتباط با نوسانات چرخه قاعدگی و خیانت زناشویی در زنان و ریشه های تکاملی چنین تغییرات و ترجیحاتی ، از مباحث محوری این کتاب است. اینکه زیبایی و جذابیت ، چه پیام هایی را به ذهن جنسی تکاملی ما متبادر میکنند و اینکه آمیزش جنسی با افراد زیبا ، احتمالاً چه منافع تکاملی را برای نیاکان ما و خود ما ، در بر داشته و دارد.
رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه نسبت به همسر در مردان ، از جمله موضوعات نیازمند تبیین در روانشناسی دو جنس ، است. یکی از اصول اساسی روانشناسی تکاملی ، این فرض زیربنایی است که هر رفتاری که در جنس زن یا مرد وجود دارد ، می تواند نمایانگر تطابقی تکاملی برای سازش با مشکلات موجود در سیر تکاملی نیاکان انسان باشد. یکی از این چالش های نیازمندِ سازگاری ، انتخاب ها و رفتارهای جنسیِ جنس مقابل است.
بر همین اساس ، بسیاری از رفتارهای انسان و از جمله رفتارهای جنسی او ، ریشه ای مرتبط با رفتارهایِ جنس مقابلش دارد. بطور نمونه ، رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه در مردان ، هماهنگ با رفتارهای جنسی خاص در زنان مانند احتمال خیانت زناشویی و تغییرات مرتبط با چرخه قاعدگی ، نوسان می یابد. این رفتارها ، به این علت در مردان بوجود آمده اند که بعضی از مشکلات مردان مانند مشکلات مربوط به تطابق با محیط و از جمله زندگی زناشویی مانند اطمینان از والدِ فرزند خود بودن و جلوگیری از خیانت زنان را ، حل کنند.
بررسی رفتارهای جنسیِ زن و مرد و نقش جنس مقابل در بوجودآمدن رفتارهای جنس دیگر ، از جمله مسائلی است که می بایست در پژوهشهای علوم رفتاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
همچنین نتایج این پژوهش ها باید راهنمای قانون گذاری ، اجرا و اِعمال سیاست گذاری های مربوط به قوانین حقوقی مرتبط با ارتباطات دو جنس مانند قوانین مربوط به ازدواج ، باشند. در پایان بخش اول این کتاب ، نویسنده ، به بررسی مطلوبیت یا عدم مطلوبیت نظام ها و سبک های مختلف ارتباطی بین دو جنس و هماهنگی آنها با واقعیتهای روانی زیستی دو جنس ، می پردازد.
در بخش دوم کتاب ، فصول متعددی قرار دارند که هر یک ، ارتباط یافته ها و نظریات روانشناسی تکاملی را با سایر موضوعات و مفاهیم مهم اجتماعی ، حقوقی ، اخلاقی ، روانشناختی و جنسی ، با تمرکز بر مسائل جنسی ، مرور می کند. عشق ، ازدواج ، تعارضات و خیانت زناشویی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم از آن جمله اند. در فصل آخر، شما به تعدادی از دلایل هشیار و ناهشیاری که باعث بروز مقاومت در ما نسبت به پذیرش حقایق علمی و از جمله یافته های روانشناسی جنسی تکاملی می شوند ، پی می برید. همه فصول ، بطور جذاب و روان نوشته شده اند و قطعاً هر کدام از آنها ، جواب تعدادی از سئوالات شما در زمینه های مختلف را می دهند.
عناوین فصول این کتاب:
بخش اول
فصل اول: چرخه قاعدگی و تغییر در ترجیحات و رفتارهای جنسی زنان
فصل دوم: انعطاف پذیری جنسی و تفاوتهای بین دو جنس در آن
فصل سوم: مفاهیم اساسی تکامل و فرایندهای تکاملی در روانشناسی تکاملی
فصل چهارم: ریشه های تکاملی رفتارهای جنسی در دو جنس
فصل پنجم: بکارگیری و بحث در یافته ها و نظریات روانشناسی جنسی تکاملی
بخش دوم
فصل ششم: تفاوتهای دو جنس در رفتارهای جنسی ، نسبت جنسی و ارتباطات پیش از ازدواج
فصل هفتم: عشق ، ازدواج ، تعارضات زناشویی و خیانت
فصل هشتم: روانشناسی تکاملی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم
فصل نهم: روانشناسی تکاملی و تعامل با سایر رویکردها و حوزه های روانشناسی
فصل دهم: روانشناسی تکاملی ، زیبایی و تبعیضات ناشی از جذابیت
فصل یازدهم: چالش های روانشناسی تکاملی و آینده پیشِ روی آن به عنوان یک رشته علمی
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴##معرفی_کتاب
#روانشناسی
#زنان
#مردان
#عشق
#رفتارهای_جنسی
📕هوس های سرخ
✍️کوروش رستگار
این کتاب ، سعی دارد تا با مرور پژوهشهای انجام شده در حیطه روانشناسی جنسی ، به بررسی چندین رفتار جنسی در دو جنس و ارتباط آنها با یکدیگر بپردازد . زنان ، تغییرات و نوساناتی را در ترجیحات و رفتارهای جنسی شان و همگام با چرخه قاعدگی نشان می دهند. بدین صورت که در مراحل مختلف چرخه قاعدگی ، از نظر جنسی ، خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری متفاوتی را در مردان ، جذاب می یابند. این نوساناتِ مرتبط با چرخه قاعدگی، شامل احتمال خیانت زناشویی نیز میشود. از طرف دیگر، میزان انعطافپذیری جنسی در زنان بیشتر است. بدین معنی که آنها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، تغییرات بیشتری را در نگرشها، ارزشها و رفتارهای جنسی شان نشان می دهند.
مسائل جنسی با مسائل زیبایی شناختی ما آدمیان ، پیوند گسست ناپذیری خورده ا ند. چرا از نظر جنسی ، هر جنس ، بعضی از خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری را در جنس مقابل خود زیبا و برانگیزاننده می یابد؟ چرا زیبایی و جذابیت ، برای افراد ، اینچنین شهوت انگیز و افسونگر است؟ اصولاٌ ، چرا زیبایی زیباست؟! تبیین ارتباط زیبایی و جذابیت در مردان در ارتباط با نوسانات چرخه قاعدگی و خیانت زناشویی در زنان و ریشه های تکاملی چنین تغییرات و ترجیحاتی ، از مباحث محوری این کتاب است. اینکه زیبایی و جذابیت ، چه پیام هایی را به ذهن جنسی تکاملی ما متبادر میکنند و اینکه آمیزش جنسی با افراد زیبا ، احتمالاً چه منافع تکاملی را برای نیاکان ما و خود ما ، در بر داشته و دارد.
رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه نسبت به همسر در مردان ، از جمله موضوعات نیازمند تبیین در روانشناسی دو جنس ، است. یکی از اصول اساسی روانشناسی تکاملی ، این فرض زیربنایی است که هر رفتاری که در جنس زن یا مرد وجود دارد ، می تواند نمایانگر تطابقی تکاملی برای سازش با مشکلات موجود در سیر تکاملی نیاکان انسان باشد. یکی از این چالش های نیازمندِ سازگاری ، انتخاب ها و رفتارهای جنسیِ جنس مقابل است.
بر همین اساس ، بسیاری از رفتارهای انسان و از جمله رفتارهای جنسی او ، ریشه ای مرتبط با رفتارهایِ جنس مقابلش دارد. بطور نمونه ، رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه در مردان ، هماهنگ با رفتارهای جنسی خاص در زنان مانند احتمال خیانت زناشویی و تغییرات مرتبط با چرخه قاعدگی ، نوسان می یابد. این رفتارها ، به این علت در مردان بوجود آمده اند که بعضی از مشکلات مردان مانند مشکلات مربوط به تطابق با محیط و از جمله زندگی زناشویی مانند اطمینان از والدِ فرزند خود بودن و جلوگیری از خیانت زنان را ، حل کنند.
بررسی رفتارهای جنسیِ زن و مرد و نقش جنس مقابل در بوجودآمدن رفتارهای جنس دیگر ، از جمله مسائلی است که می بایست در پژوهشهای علوم رفتاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
همچنین نتایج این پژوهش ها باید راهنمای قانون گذاری ، اجرا و اِعمال سیاست گذاری های مربوط به قوانین حقوقی مرتبط با ارتباطات دو جنس مانند قوانین مربوط به ازدواج ، باشند. در پایان بخش اول این کتاب ، نویسنده ، به بررسی مطلوبیت یا عدم مطلوبیت نظام ها و سبک های مختلف ارتباطی بین دو جنس و هماهنگی آنها با واقعیتهای روانی زیستی دو جنس ، می پردازد.
در بخش دوم کتاب ، فصول متعددی قرار دارند که هر یک ، ارتباط یافته ها و نظریات روانشناسی تکاملی را با سایر موضوعات و مفاهیم مهم اجتماعی ، حقوقی ، اخلاقی ، روانشناختی و جنسی ، با تمرکز بر مسائل جنسی ، مرور می کند. عشق ، ازدواج ، تعارضات و خیانت زناشویی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم از آن جمله اند. در فصل آخر، شما به تعدادی از دلایل هشیار و ناهشیاری که باعث بروز مقاومت در ما نسبت به پذیرش حقایق علمی و از جمله یافته های روانشناسی جنسی تکاملی می شوند ، پی می برید. همه فصول ، بطور جذاب و روان نوشته شده اند و قطعاً هر کدام از آنها ، جواب تعدادی از سئوالات شما در زمینه های مختلف را می دهند.
عناوین فصول این کتاب:
بخش اول
فصل اول: چرخه قاعدگی و تغییر در ترجیحات و رفتارهای جنسی زنان
فصل دوم: انعطاف پذیری جنسی و تفاوتهای بین دو جنس در آن
فصل سوم: مفاهیم اساسی تکامل و فرایندهای تکاملی در روانشناسی تکاملی
فصل چهارم: ریشه های تکاملی رفتارهای جنسی در دو جنس
فصل پنجم: بکارگیری و بحث در یافته ها و نظریات روانشناسی جنسی تکاملی
بخش دوم
فصل ششم: تفاوتهای دو جنس در رفتارهای جنسی ، نسبت جنسی و ارتباطات پیش از ازدواج
فصل هفتم: عشق ، ازدواج ، تعارضات زناشویی و خیانت
فصل هشتم: روانشناسی تکاملی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم
فصل نهم: روانشناسی تکاملی و تعامل با سایر رویکردها و حوزه های روانشناسی
فصل دهم: روانشناسی تکاملی ، زیبایی و تبعیضات ناشی از جذابیت
فصل یازدهم: چالش های روانشناسی تکاملی و آینده پیشِ روی آن به عنوان یک رشته علمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانی
#جشن_خردادگان_برشما_همایون_باد
در دوران باستان در سرزمین ما در روز ششم از ماه خرداد، بر پایهی برخورد نام ماه و روز به شیوهی همیشگی جشنی برگزار میشد به نام خردادگان.
خرداد پنجمین امشاسپند از شش امشاسپند در آیین ایرانیان باستان است. خرداد در زبان پهلوی، هَئورْوَتات Haurvatat که آمیخته است از هَئورْوَ Haurva به مانیک(معنی) رسایی و والایی و بخش دوم تات tat پسوند است که ما را رهنمون میکند به نام یگانهای مادینه. پس این نام، فروزه (صفت) است. از فروزههای اهورامزدا که نشانهی والایی و رسایی اوست. ولی در جهان مادی و زمین، نگاهبانی آب با خرداد است. نیاکان ما در این روز به سرچشمهها یا کنار رودها و کرانهی دریاها میرفتند پس از ستایش اهورامزدا روز را با شادی و سرور با خانواده و دوستان میگذراندند و به یکدیگر گل نیلوفر یا یاس پیشکش میکردند.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانی
#جشن_خردادگان_برشما_همایون_باد
در دوران باستان در سرزمین ما در روز ششم از ماه خرداد، بر پایهی برخورد نام ماه و روز به شیوهی همیشگی جشنی برگزار میشد به نام خردادگان.
خرداد پنجمین امشاسپند از شش امشاسپند در آیین ایرانیان باستان است. خرداد در زبان پهلوی، هَئورْوَتات Haurvatat که آمیخته است از هَئورْوَ Haurva به مانیک(معنی) رسایی و والایی و بخش دوم تات tat پسوند است که ما را رهنمون میکند به نام یگانهای مادینه. پس این نام، فروزه (صفت) است. از فروزههای اهورامزدا که نشانهی والایی و رسایی اوست. ولی در جهان مادی و زمین، نگاهبانی آب با خرداد است. نیاکان ما در این روز به سرچشمهها یا کنار رودها و کرانهی دریاها میرفتند پس از ستایش اهورامزدا روز را با شادی و سرور با خانواده و دوستان میگذراندند و به یکدیگر گل نیلوفر یا یاس پیشکش میکردند.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#آشيش_وانگ
۲۵ شهریور#آشيش_وانگ نامیده میشود#روز_سالمندان قدمت این روز به سه هزار سال میرسد نیاکان ما در ایرانشهربزرگ بود. ، روز «اشيش وانگ» به دیداربزرگان خانواده وفامیل می روند وهمچنین اینروز روز رحمت #اهورا_مزدای_یزرگ اخلاقيات و روان پاک است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#آشيش_وانگ
۲۵ شهریور#آشيش_وانگ نامیده میشود#روز_سالمندان قدمت این روز به سه هزار سال میرسد نیاکان ما در ایرانشهربزرگ بود. ، روز «اشيش وانگ» به دیداربزرگان خانواده وفامیل می روند وهمچنین اینروز روز رحمت #اهورا_مزدای_یزرگ اخلاقيات و روان پاک است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
۲۵بهمن ماه، حمله اعراب مسلمان وحشی به ایرانزمین و جنگ نهاوند.
کسانی که برای پرسه میآیند مقداری قهوه و نبات برمیدارند و شاخه مورت را به نشان تداوم زندگی با خود بههمراه میآورند، به روان درگذشتگان درود فرستاده و آرزوی تندرستی و سلامتی برای بازماندگان مینمایند.
جنگ نهاوند:
جنگ نهاوند در روز ۲۵بهمن سال ۲۰خورشیدی، روز اورمزد سال ۱۲۰۱شاهنشاهی و ۱۴فوریه سال ۶۴۲میلادی بین سپاه ایران و تازیان، در یورش اعراب مسلمان به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقهای کوهستانی واقع شده، اتفاق افتاد.
ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه بههمراه دارد اما، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و کتابخانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک(:کتاب) از دانش و خردی بود که بدست نیاکان ما گردآوری شده، میتوانست پشتوانهای استوار برای ۱۴۰۰سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه حسرت بکشند.
شاید ۱۴۰۰سال پیش، این جنگ را ایرانیان باختهاند اما طی ۱۴۰۰سال پس از آن، در بازیابی شناسه(:هویت) خویش و جبران این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکردهاند و دست از این نبرد بر نداشتهاند و تا پیروزی نهایی، راه بابک و مازیار و… را فرزندان آنها خواهند پیمود.
تو را، ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را، ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
تو را ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشهات رخشد و من
هم اندیشهات، هم هنر دوست دارم
اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
وگر نقد نقل سیر دوست دارم
نه شرقی نه غربی نه تازی شدن را
برای تو ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
۲۵بهمن ماه، حمله اعراب مسلمان وحشی به ایرانزمین و جنگ نهاوند.
کسانی که برای پرسه میآیند مقداری قهوه و نبات برمیدارند و شاخه مورت را به نشان تداوم زندگی با خود بههمراه میآورند، به روان درگذشتگان درود فرستاده و آرزوی تندرستی و سلامتی برای بازماندگان مینمایند.
جنگ نهاوند:
جنگ نهاوند در روز ۲۵بهمن سال ۲۰خورشیدی، روز اورمزد سال ۱۲۰۱شاهنشاهی و ۱۴فوریه سال ۶۴۲میلادی بین سپاه ایران و تازیان، در یورش اعراب مسلمان به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقهای کوهستانی واقع شده، اتفاق افتاد.
ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه بههمراه دارد اما، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و کتابخانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک(:کتاب) از دانش و خردی بود که بدست نیاکان ما گردآوری شده، میتوانست پشتوانهای استوار برای ۱۴۰۰سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه حسرت بکشند.
شاید ۱۴۰۰سال پیش، این جنگ را ایرانیان باختهاند اما طی ۱۴۰۰سال پس از آن، در بازیابی شناسه(:هویت) خویش و جبران این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکردهاند و دست از این نبرد بر نداشتهاند و تا پیروزی نهایی، راه بابک و مازیار و… را فرزندان آنها خواهند پیمود.
تو را، ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را، ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
تو را ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشهات رخشد و من
هم اندیشهات، هم هنر دوست دارم
اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
وگر نقد نقل سیر دوست دارم
نه شرقی نه غربی نه تازی شدن را
برای تو ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
کتاب شوالیه نا موجود آخرین کتاب از لحاظ سال تالیف از سه گانه نیاکان ما محسوب می شود.
ماجرای کتاب مربوط به جنگ های صلیبی و دعوای میان مسیحیان و مسلمانان است.آژیلوف شوالیه ای است که در سپاه شارلمانی فرانسه حضور دارد.او شوالیه ای منظم با زرهی سفید است که در حقیقت جسم و وجود انسانی ندارد.یک اراده و صدای انسانی درون زرهی فلزی و با این حال دقیق تر و پر کارتر از سایر شوالیه ها.به عبارتی شوالیه ای که وجود ندارد اما حضور دارد.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
کتاب شوالیه نا موجود آخرین کتاب از لحاظ سال تالیف از سه گانه نیاکان ما محسوب می شود.
ماجرای کتاب مربوط به جنگ های صلیبی و دعوای میان مسیحیان و مسلمانان است.آژیلوف شوالیه ای است که در سپاه شارلمانی فرانسه حضور دارد.او شوالیه ای منظم با زرهی سفید است که در حقیقت جسم و وجود انسانی ندارد.یک اراده و صدای انسانی درون زرهی فلزی و با این حال دقیق تر و پر کارتر از سایر شوالیه ها.به عبارتی شوالیه ای که وجود ندارد اما حضور دارد.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جشن_های_سرزمینم_تیرگان
فلسفه #جشن_تيرگان
تيرگان يکی از جشنهای ايرانیست که در روز تير از ماه تير برگزار میشود.
اين روز برابر است با سيزدهم تير در گاهشمار ايران باستان که هر ماه آن دارای ۳۰روز بوده و با دهم تير در گاهشمار خورشیدی برابر شده است.
جشن تيرگان آیین آبريزان نیز نامیده میشود. جشنی شاداب از ستايش آب است.
در استورهها و افسانهها پيدايش اين جشن را به پيروزی آب بر خشکسالی در زندگی نسبت میدهند.
در یشتها و استورههای ایرانی آمده که «تيشتر» ستاره باران برای آبياری زمين و گياهان به دريای فراخکرت رفت تا آب برگيرد و به آسمان ببرد و به سان(:شکل) باران بر زمين بباراند. ولی در ميان راه «اَپوش»، ديو خشکسالی، سد راهش میشود تا نگذارد آب به زمين برساند. سه شبانه روز ميان اين دو جنگ درمیگيرد که سرانجام «تيشتر» شکست میخورد. تيشتر، بار ديگر به دريای فراخکرت میرود و پس از برداشتن آب دوباره با آپوش درگير میشود ولی در اين نبرد تيشتر پيروز میشود و آب را به آسمان میبرد و زندگی و سرسبزی و شادابی را به جهان برمیگرداند.
داستان ديگری که به تيرگان پيوند داده میشود داستان آرش کمانگير استوره ملی ايرانيان است. در شاهنامه فردوسی آمده است که فريدون دارای سه پسر به نامهای ايرج، سلم، و تور بوده است. او در پايان زندگی، سرزمين گسترده خود را ميان فرزندانش بخش کرد. بهگونها که، سرزمين ايران را به ايرج، روم را به سلم، و توران را به تور بخشيد. سلم و برادر بزرگش تور، بر برادر کوچکتر خود رشک(حسد) میبرند و ايرج را با نيرنگ میکشند تا شايد سرزمين ايران را بدست آورند. ولی فريدون پس از مرگ فرزندش ايران را به #منوچهر نوه #ايرج بخشيد.
جنگی که ميان منوچهر پادشاه ايران و افراسياب فرمانروای توران در میگيرد، سالها به درازا میکشد.
منوچهر که از سوی افراسياب در مازندران به تنگنا افتاد پس از چند روز پايداری سرانجام نمايندگانی برای سازش نزد افراسياب فرستاد. پس از گفتگوها برآن شدند که برای گزينش مرز ايران و توران از سپاه ايران تيراندازی برگزيده شود تا با انداختن تير از مازندران بهسوی خورآسان، هر جا که تير فرود آيد آنجا مرز ايران و توران گردد.
آرش پهلوان استورهای سپاه ايران که در تيراندازی پر آوازه بود، برای اينکار برگزيده شد و برای انداختن تير از کوه البرز بالا رفت.
آرش میدانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد همه جان و توان خود را در اين راه بگزارد. آرش از بلندای کوه دماوند زه کمان را کشيد و تير را چنان پرتاب کرد که پيکر بیجان وی بر زمين افتاد. تير پرتاب شده از بامداد تا نيمروز در آسمان در پرواز بود و از کوهها و دشتها گذشت تا سرانجام در کنار رود آمودريا(جيحون) بر تنه ی درخت گردويی بزرگ نشست و آنجا مرز ايران و توران گرديد. به همين روی آرش را آرش کمانگير میگويند و اين رويداد بزرگ هر ساله در تيرگان پاس داشته میشود.
از ویژگیهای جشن تیرگان آیینهایی است که نیاکان ما از دیرباز برپا داشتهاند.
یکی از آنها آیین آبریزان است.
این جشن در کنار آبها، همراه با تراداد(:سنتها) وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیشرو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی آبریزگان یا آبپاشان یاد شده است.
در آیین آبریزان جوانان و کوچکترها بیشتر به شادی می پردازند و هرگونه که میسر باشد با پاشیدن اندکی آب بر یکدیگر از خُنکی آب برخوردار میشوند.
«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در زینالاخبار ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی کیخسرو را نیز در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه دانستهاند.
یکی دیگر از آیینهای این جشن فالکوزه است که زرتشتیان به آن(چکُ دولَه) میگویند.
پیش از جشن تیرگان دوشیزهای را برمیگزینند و کوزهی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او میدهند که دوله نام دارد. او این ظرف را از آب پاکیزه پر میکند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانهی آن میاندازد آنگاه «دوله» را نزد همهی کسانی که میبرد که آرزویی در دل دارند و میخواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله میاندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد میبرد و در آنجا میگذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همهی کسانی که در دوله جسمی انداختهاند و نیت و آرزویی داشتنهاند در جایی گردهم میآیند و دوشیزه دوله را از زیر درخت به میان جمع میآورد.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جشن_های_سرزمینم_تیرگان
فلسفه #جشن_تيرگان
تيرگان يکی از جشنهای ايرانیست که در روز تير از ماه تير برگزار میشود.
اين روز برابر است با سيزدهم تير در گاهشمار ايران باستان که هر ماه آن دارای ۳۰روز بوده و با دهم تير در گاهشمار خورشیدی برابر شده است.
جشن تيرگان آیین آبريزان نیز نامیده میشود. جشنی شاداب از ستايش آب است.
در استورهها و افسانهها پيدايش اين جشن را به پيروزی آب بر خشکسالی در زندگی نسبت میدهند.
در یشتها و استورههای ایرانی آمده که «تيشتر» ستاره باران برای آبياری زمين و گياهان به دريای فراخکرت رفت تا آب برگيرد و به آسمان ببرد و به سان(:شکل) باران بر زمين بباراند. ولی در ميان راه «اَپوش»، ديو خشکسالی، سد راهش میشود تا نگذارد آب به زمين برساند. سه شبانه روز ميان اين دو جنگ درمیگيرد که سرانجام «تيشتر» شکست میخورد. تيشتر، بار ديگر به دريای فراخکرت میرود و پس از برداشتن آب دوباره با آپوش درگير میشود ولی در اين نبرد تيشتر پيروز میشود و آب را به آسمان میبرد و زندگی و سرسبزی و شادابی را به جهان برمیگرداند.
داستان ديگری که به تيرگان پيوند داده میشود داستان آرش کمانگير استوره ملی ايرانيان است. در شاهنامه فردوسی آمده است که فريدون دارای سه پسر به نامهای ايرج، سلم، و تور بوده است. او در پايان زندگی، سرزمين گسترده خود را ميان فرزندانش بخش کرد. بهگونها که، سرزمين ايران را به ايرج، روم را به سلم، و توران را به تور بخشيد. سلم و برادر بزرگش تور، بر برادر کوچکتر خود رشک(حسد) میبرند و ايرج را با نيرنگ میکشند تا شايد سرزمين ايران را بدست آورند. ولی فريدون پس از مرگ فرزندش ايران را به #منوچهر نوه #ايرج بخشيد.
جنگی که ميان منوچهر پادشاه ايران و افراسياب فرمانروای توران در میگيرد، سالها به درازا میکشد.
منوچهر که از سوی افراسياب در مازندران به تنگنا افتاد پس از چند روز پايداری سرانجام نمايندگانی برای سازش نزد افراسياب فرستاد. پس از گفتگوها برآن شدند که برای گزينش مرز ايران و توران از سپاه ايران تيراندازی برگزيده شود تا با انداختن تير از مازندران بهسوی خورآسان، هر جا که تير فرود آيد آنجا مرز ايران و توران گردد.
آرش پهلوان استورهای سپاه ايران که در تيراندازی پر آوازه بود، برای اينکار برگزيده شد و برای انداختن تير از کوه البرز بالا رفت.
آرش میدانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد همه جان و توان خود را در اين راه بگزارد. آرش از بلندای کوه دماوند زه کمان را کشيد و تير را چنان پرتاب کرد که پيکر بیجان وی بر زمين افتاد. تير پرتاب شده از بامداد تا نيمروز در آسمان در پرواز بود و از کوهها و دشتها گذشت تا سرانجام در کنار رود آمودريا(جيحون) بر تنه ی درخت گردويی بزرگ نشست و آنجا مرز ايران و توران گرديد. به همين روی آرش را آرش کمانگير میگويند و اين رويداد بزرگ هر ساله در تيرگان پاس داشته میشود.
از ویژگیهای جشن تیرگان آیینهایی است که نیاکان ما از دیرباز برپا داشتهاند.
یکی از آنها آیین آبریزان است.
این جشن در کنار آبها، همراه با تراداد(:سنتها) وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیشرو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی آبریزگان یا آبپاشان یاد شده است.
در آیین آبریزان جوانان و کوچکترها بیشتر به شادی می پردازند و هرگونه که میسر باشد با پاشیدن اندکی آب بر یکدیگر از خُنکی آب برخوردار میشوند.
«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در زینالاخبار ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی کیخسرو را نیز در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه دانستهاند.
یکی دیگر از آیینهای این جشن فالکوزه است که زرتشتیان به آن(چکُ دولَه) میگویند.
پیش از جشن تیرگان دوشیزهای را برمیگزینند و کوزهی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او میدهند که دوله نام دارد. او این ظرف را از آب پاکیزه پر میکند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانهی آن میاندازد آنگاه «دوله» را نزد همهی کسانی که میبرد که آرزویی در دل دارند و میخواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله میاندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد میبرد و در آنجا میگذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همهی کسانی که در دوله جسمی انداختهاند و نیت و آرزویی داشتنهاند در جایی گردهم میآیند و دوشیزه دوله را از زیر درخت به میان جمع میآورد.
بارى،
بههرروى با پژوهش موجود اوستا، كه نسک دینی زرتشتيان و بنمایه ارزشمند در پیوند به باورها و سنن مزديسنان میباشد، ما میتوانيم به ایرانیان اطمينان دهيم كه داستان ازدواج با نزدیکان در ميان زرتشتيان، انگی بيش نيست و از اينگونه نسبتهاى ناروا در اوراق تاريخ به تبارها و مردمان ایران بسیار آمدهاست.
اکنون به برخی از مردمان جهان در اینباره اشاره میكنيم:
١- سيمون، شخصيت آتنى از اينكه با خواهر ناتنى خود ازدواج كرد باره سرزنش مردم قرار نگرفت.
٢- دموتس، در ادعانامه خود بر ضد اوليد، میگويد: پدر بزرگ من با خواهر خود كه از يک پدرومادر بودند ازدواج كرد.
٣- اسكولياست، میگويد: در میان يونانيان قديم ازدواج با خواهر ناتنى منع قانونى نداشت.
۴- لنان، میگويد: اسپارتیها، میتوانستند هتا با خواهران هم شيره و يک پشت خود ازدواج كنند.
۵- آدام میگويد: ازدواج پدرومادر با فرزندان خود در میان يونانيان مرسوم بودهاست.
۶- در عهد عتيق تورات آمده: لوت پيغمبر در زمان کهنسالی اين کردار را انجام دادهاست.
٧- در تاريخ هرودت آمده: در مصر قديم ازدواج میان خواهر و برادر همگانی بوده است و يهودیهاى که در اسكندريه زندگی میکنند اين گفتار را تایيد میكنند.
٨- لويسن میگويد: آسوریها هم با نزديكان خود پیوند زناشویی میکردند.
٩- اسميت میگويد: در عربستان اينگونه ازدواجها وجود داشته است.
در پایان باید گفته شود که در باور و آیین نیک نیاکان ما ایرانیان و نسک(:کتاب) گاتها که سرودههای #اشوزرتشت_اسپنتمان است و همینگونه در نسک اوستا هرگز پیوند زناشویی با خویشان و نزدیکان هرگز سخنی نیامده است.
✍️شادروان موبدِ موبدان #اردشیر_آذرگشسپ
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
بههرروى با پژوهش موجود اوستا، كه نسک دینی زرتشتيان و بنمایه ارزشمند در پیوند به باورها و سنن مزديسنان میباشد، ما میتوانيم به ایرانیان اطمينان دهيم كه داستان ازدواج با نزدیکان در ميان زرتشتيان، انگی بيش نيست و از اينگونه نسبتهاى ناروا در اوراق تاريخ به تبارها و مردمان ایران بسیار آمدهاست.
اکنون به برخی از مردمان جهان در اینباره اشاره میكنيم:
١- سيمون، شخصيت آتنى از اينكه با خواهر ناتنى خود ازدواج كرد باره سرزنش مردم قرار نگرفت.
٢- دموتس، در ادعانامه خود بر ضد اوليد، میگويد: پدر بزرگ من با خواهر خود كه از يک پدرومادر بودند ازدواج كرد.
٣- اسكولياست، میگويد: در میان يونانيان قديم ازدواج با خواهر ناتنى منع قانونى نداشت.
۴- لنان، میگويد: اسپارتیها، میتوانستند هتا با خواهران هم شيره و يک پشت خود ازدواج كنند.
۵- آدام میگويد: ازدواج پدرومادر با فرزندان خود در میان يونانيان مرسوم بودهاست.
۶- در عهد عتيق تورات آمده: لوت پيغمبر در زمان کهنسالی اين کردار را انجام دادهاست.
٧- در تاريخ هرودت آمده: در مصر قديم ازدواج میان خواهر و برادر همگانی بوده است و يهودیهاى که در اسكندريه زندگی میکنند اين گفتار را تایيد میكنند.
٨- لويسن میگويد: آسوریها هم با نزديكان خود پیوند زناشویی میکردند.
٩- اسميت میگويد: در عربستان اينگونه ازدواجها وجود داشته است.
در پایان باید گفته شود که در باور و آیین نیک نیاکان ما ایرانیان و نسک(:کتاب) گاتها که سرودههای #اشوزرتشت_اسپنتمان است و همینگونه در نسک اوستا هرگز پیوند زناشویی با خویشان و نزدیکان هرگز سخنی نیامده است.
✍️شادروان موبدِ موبدان #اردشیر_آذرگشسپ
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
شرح مصور نقش رستم
زندهیاد علیرضا شاپور شهبازی
۱۳۵۷ خورشدی،
انتشارات بنداد تحقیقات هخامنشی
از مقدمه کتاب:
آثاری که در این کتاب توصیف خواهیم کرد، گواه هایی از کارنامه و آئین نیاکان ما در دو دوره درخشان تاریخی می باشند؛ یکی دوره هخامنشی که با بالا گرفتن کار کوروش بزرگ در 559 ق.م آغاز شد و با تاختن اسکندر به این کشور در 330 ق.م پایان پذیرفت و دیگری دوره ساسانی که با برخاستن اردشیر پایکان و چیره شدنش بر اشکانیان در 224 میلادی شروع گشت و با دست یافتن تاجیان بر تاج و تخت و مملکت ایران در 650 میلادی به انجام رسید. ایرانیان باستان این شاهدها را با جان و دل نگهبانی و نگهداری می کردند و ارزش و احترام ویژه ای می گذاشتند، چنانکه در مدت هزار و دویست سال آبادیشان، همواره پاکیزه و ارجمند ماندند، و مرمت و بازپیرایی شدند و پیغام و هدف و مورد استعمالشان روشن بود و داستانهایی که تصویر کرده اند، بر سر زبانها بود و بازماندگان پهلوانان آن رویدادها شناخته و سرشناس بودند و آن آثار نزد همه ایرانیان تقدس و مقامی روحانی داشت...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
شرح مصور نقش رستم
زندهیاد علیرضا شاپور شهبازی
۱۳۵۷ خورشدی،
انتشارات بنداد تحقیقات هخامنشی
از مقدمه کتاب:
آثاری که در این کتاب توصیف خواهیم کرد، گواه هایی از کارنامه و آئین نیاکان ما در دو دوره درخشان تاریخی می باشند؛ یکی دوره هخامنشی که با بالا گرفتن کار کوروش بزرگ در 559 ق.م آغاز شد و با تاختن اسکندر به این کشور در 330 ق.م پایان پذیرفت و دیگری دوره ساسانی که با برخاستن اردشیر پایکان و چیره شدنش بر اشکانیان در 224 میلادی شروع گشت و با دست یافتن تاجیان بر تاج و تخت و مملکت ایران در 650 میلادی به انجام رسید. ایرانیان باستان این شاهدها را با جان و دل نگهبانی و نگهداری می کردند و ارزش و احترام ویژه ای می گذاشتند، چنانکه در مدت هزار و دویست سال آبادیشان، همواره پاکیزه و ارجمند ماندند، و مرمت و بازپیرایی شدند و پیغام و هدف و مورد استعمالشان روشن بود و داستانهایی که تصویر کرده اند، بر سر زبانها بود و بازماندگان پهلوانان آن رویدادها شناخته و سرشناس بودند و آن آثار نزد همه ایرانیان تقدس و مقامی روحانی داشت...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
« واژه شناسی»
حرکت و برکت پارسی است.
زبانزد ( مثال) « از تو حرکت از خدا برکت» چیست؟
پیش از این واژه ی ایرانی « بَرکَت» را چَم نمودیم :
بَر =میوه، محصول
کَت = بازو
اکنون بدانیم «حرکت» چیست؟
حرکت اَرَبی شده ی واژه ی « کَرکَت» ایرانی است.
کَر = کار ، توان، زور، نیرو ( هرچند که ناشنوا و ساخته هم گفته می شود.) ولی در اینجا نیرو و توان است.
کَر = نیرو، زور ، کار
کَت = بازو ( کَت بسته = بازو بسته)
کَرکَت = نیروی بازو
پس، نیاکان ما می گفتند :
[به نیروی بازوی خود < کَرکَت >از خدا برکت بگیر]
« ما روشنای زیبایِ سپیده دَمِ تاریخیم»
پاینده ایران سرافراز 🌷
خاک پای فرهنگ فرَهمند ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
« واژه شناسی»
حرکت و برکت پارسی است.
زبانزد ( مثال) « از تو حرکت از خدا برکت» چیست؟
پیش از این واژه ی ایرانی « بَرکَت» را چَم نمودیم :
بَر =میوه، محصول
کَت = بازو
اکنون بدانیم «حرکت» چیست؟
حرکت اَرَبی شده ی واژه ی « کَرکَت» ایرانی است.
کَر = کار ، توان، زور، نیرو ( هرچند که ناشنوا و ساخته هم گفته می شود.) ولی در اینجا نیرو و توان است.
کَر = نیرو، زور ، کار
کَت = بازو ( کَت بسته = بازو بسته)
کَرکَت = نیروی بازو
پس، نیاکان ما می گفتند :
[به نیروی بازوی خود < کَرکَت >از خدا برکت بگیر]
« ما روشنای زیبایِ سپیده دَمِ تاریخیم»
پاینده ایران سرافراز 🌷
خاک پای فرهنگ فرَهمند ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_نیاکان_مابه فرزندانشان چه میآموختند؟
#_نیاکان_ما به اطفال خود از سن ۵ تا ۲۰ سالگی سه چیز میآموختند. سوارکاری، تیراندازی و راستگویی. دروغگویی را بدینترتیب عیب میدانستند. دروغگو به دوزخ میرود.
پس از آن قرضداری را زشتترین معایب میدانستند زیرا معتقد بودند که فرد مقروض مجبور است همواره دروغ بگوید. مغان و آموزگاران به کودکان میآموختند که دروغ نگویند، وام نستانند، بدکاری و ستمگری روا مدارند. میهن و پادشاه خود را دوست بدارند، وفادار و مردم دوست باشند، میخواره و شکمباره و گدامنش و ژنده و چرکین بار نیایند.
به آنان یاد میدادند که در معابر آب دهن نیفکنند، در آبها و رودها قضای حاجت ننمایند و در معابر چیزی نخورند.
به اندازه بخورند و بنوشند و نیز احترام پدر و مادر را نگاه دارند. بنا به گفته هرودوت هیچ پارسی تا به حال پدر و مادر خود را نکشته و اگر چنین حادثهای روی داده باشد حتما آن فرزند از نسل آن پدر نبوده است.
منبع:تاریخ هرودوت، ترجمه دکتر هادی هدایتی، جلد یکم،ص۱۳۶
#پاینده_ایران
🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_نیاکان_مابه فرزندانشان چه میآموختند؟
#_نیاکان_ما به اطفال خود از سن ۵ تا ۲۰ سالگی سه چیز میآموختند. سوارکاری، تیراندازی و راستگویی. دروغگویی را بدینترتیب عیب میدانستند. دروغگو به دوزخ میرود.
پس از آن قرضداری را زشتترین معایب میدانستند زیرا معتقد بودند که فرد مقروض مجبور است همواره دروغ بگوید. مغان و آموزگاران به کودکان میآموختند که دروغ نگویند، وام نستانند، بدکاری و ستمگری روا مدارند. میهن و پادشاه خود را دوست بدارند، وفادار و مردم دوست باشند، میخواره و شکمباره و گدامنش و ژنده و چرکین بار نیایند.
به آنان یاد میدادند که در معابر آب دهن نیفکنند، در آبها و رودها قضای حاجت ننمایند و در معابر چیزی نخورند.
به اندازه بخورند و بنوشند و نیز احترام پدر و مادر را نگاه دارند. بنا به گفته هرودوت هیچ پارسی تا به حال پدر و مادر خود را نکشته و اگر چنین حادثهای روی داده باشد حتما آن فرزند از نسل آن پدر نبوده است.
منبع:تاریخ هرودوت، ترجمه دکتر هادی هدایتی، جلد یکم،ص۱۳۶
#پاینده_ایران
🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
❇️ چگونگی برگزاری سـده🔥:
بههر روی آنچه برای ما ارزش دارد، خود جشن سده است که نیاکان ما در این روز، پس از نیمروز آماده شده و گردهم آمده و به ستایش و نیایش اهورامزدا و سخنرانی و راهمنایی مردم میپرداختند. سپس نزدیک فرو رفتن آفتاب با آتشافروزی و سرودخوانی و دست افشانی و پایکوبی جشن را برگزار میکردند.
در این جشن همه افراد کشور از هر رده شرکت میجستند که پس از یورش و تازش تازیان مسلمان و برچیده شدن دودمان ساسانی نیز این جشن مانند دیگر جشنها از رونق نیفتاد و هر سال برگزار میشود.
همانسان که میدانیم جشن سده همه ساله درروز دهم بهمن برگزار میشود. پسین آن روز، مردم به بیرون شهر میروند و گرد تودهای از خس و خاشاک میآیند.
موبدان اوستا میخوانند و به نیایش میپردازند و پیش از آنکه خورشید فرو رود، دستهای از دوشیزگان سپیدپوش و چراغدان بدست، توده را میافروزند و زبانههای آتش بهسوی آسمان بلند میشوند. مردم شادی میکنند و روزی را گرامی میدارند که راز آتشافروزی را دریافتند.
در شهر آنانی که به خانه ماندهاند بر پشتبام میروند و بر آن آتشی میافروزند و گرد آن نشسته به جشن میپردازند.
.
❇️ چرا آتش و چرا بزرگداشت آن🔥:
اگر آتش را از انسان بگیرند. او به سانِ جانوری ساده چون دیگر جانوران خواهد گردید. پس آن آتش است که او را بیجایی رسانده که دیگر جانوران نتوانستهاند برسند. از اینروی بزرگترین یابش و پیدایش انسان را باید راز افروختن و نگاهداشتن آتش شمرد.
بیگمان، انسان نیز چون دیگر جانوران بارها و بارها میدید که آتشی از ابرهای غرنده میجست و درخت و بوته را میسوزاند، یا هرگاه و بیگاهی، تارکِ کوه آتش میافشاند و رودی از آتش گداخته به دامن کوه سرازیر میشد و هرچیز را در راه خود بهکام میکشید. او این را هم دریافته بود که آتش گرما و روشنی میدهد و برخی از درندگان از آن میترسند. پس او کوشید که آنرا نگاه دارد و از آن سود بردارد. او این را هم دریافت که چگونه آتش را که گاه گاهی زیانهایی میرساند، مهار سازد. همین دریافت او را به گداختن و پرداختن فلز رهنمود.
❇️ اما انسان کی به آتشافروزی پرداخت🔥؟
بیگمان پس از نگاهداری آن هرآینه آیا پیش از مهار کردن آن یا نه، درست نمیدانیم، اما روزی که به این راز بزرگ پی برد، دیگر از همه جانوران برای همیشه جدا شد. او سرچشمه روشنی و گرمی و نیرو را یافته بود. او راه فرهنگ و هنر را پیدا کرده بود. بهیاری آتش، انسان از بیخانمانی، خانه بدوشی و آوارگی کاست، خانه و برزن ساخت، انجمن و همبودگاه آراست و سازمانهای داد و ستد، بازرگانی، فرمانروایی و کشورداری را پدید آورد.
پس بیهوده نیست که در نزد هر نژاد و هر تیره و به هر باور و کیش، آتش بس گرامی است.
هر گروهی از مردم افسانه و داستانی دربارهی چگونگی یادگیری راه آتش افروختن و نگاهداشتن آن دارند.
یکی میگوید که خدایی آنرا از آسمان بدزدید و به زمین آورد و آن از افتادن آذرخش نشان دارد.
دیگری میگوید که خدایی آنرا از دل کوه برآورد و آن از آتشفشانی کوه گفتگو میکند.
یکی آتش را از درخت گرفته و آن داستان انسانی است که از درخت یا جنگل سوزان سود جسته.
آن یکی میگوید که دو شاخهی درخت باهم ساییدن گرفتند و آتش از آن برخاست.
یکی هم میافزاید که آنرا ده مادر زاییدهاند و این نشانی از آتش افروختن از سایش چوب با دو دست یا ده انگشت است.
هرآینه داستان ایرانی از همه دلچسبتر میباشد، فردوسی توسی که روانش شاد باد آن را چنین در شاهنامه سروده است که:
یکی روز شاهِ جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پـدیـد آمـد از دور چیـزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
زِ دودِ دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی رَست
بـــرآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فــروغ آذرنگ
نشد مار کـشته و لیــکن ز راز
از آن طبعِ سنگ آتش آمد فراز
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گردِ او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نامِ آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی بـه نیکی ازو یاد کرد.
بههر روی آنچه برای ما ارزش دارد، خود جشن سده است که نیاکان ما در این روز، پس از نیمروز آماده شده و گردهم آمده و به ستایش و نیایش اهورامزدا و سخنرانی و راهمنایی مردم میپرداختند. سپس نزدیک فرو رفتن آفتاب با آتشافروزی و سرودخوانی و دست افشانی و پایکوبی جشن را برگزار میکردند.
در این جشن همه افراد کشور از هر رده شرکت میجستند که پس از یورش و تازش تازیان مسلمان و برچیده شدن دودمان ساسانی نیز این جشن مانند دیگر جشنها از رونق نیفتاد و هر سال برگزار میشود.
همانسان که میدانیم جشن سده همه ساله درروز دهم بهمن برگزار میشود. پسین آن روز، مردم به بیرون شهر میروند و گرد تودهای از خس و خاشاک میآیند.
موبدان اوستا میخوانند و به نیایش میپردازند و پیش از آنکه خورشید فرو رود، دستهای از دوشیزگان سپیدپوش و چراغدان بدست، توده را میافروزند و زبانههای آتش بهسوی آسمان بلند میشوند. مردم شادی میکنند و روزی را گرامی میدارند که راز آتشافروزی را دریافتند.
در شهر آنانی که به خانه ماندهاند بر پشتبام میروند و بر آن آتشی میافروزند و گرد آن نشسته به جشن میپردازند.
.
❇️ چرا آتش و چرا بزرگداشت آن🔥:
اگر آتش را از انسان بگیرند. او به سانِ جانوری ساده چون دیگر جانوران خواهد گردید. پس آن آتش است که او را بیجایی رسانده که دیگر جانوران نتوانستهاند برسند. از اینروی بزرگترین یابش و پیدایش انسان را باید راز افروختن و نگاهداشتن آتش شمرد.
بیگمان، انسان نیز چون دیگر جانوران بارها و بارها میدید که آتشی از ابرهای غرنده میجست و درخت و بوته را میسوزاند، یا هرگاه و بیگاهی، تارکِ کوه آتش میافشاند و رودی از آتش گداخته به دامن کوه سرازیر میشد و هرچیز را در راه خود بهکام میکشید. او این را هم دریافته بود که آتش گرما و روشنی میدهد و برخی از درندگان از آن میترسند. پس او کوشید که آنرا نگاه دارد و از آن سود بردارد. او این را هم دریافت که چگونه آتش را که گاه گاهی زیانهایی میرساند، مهار سازد. همین دریافت او را به گداختن و پرداختن فلز رهنمود.
❇️ اما انسان کی به آتشافروزی پرداخت🔥؟
بیگمان پس از نگاهداری آن هرآینه آیا پیش از مهار کردن آن یا نه، درست نمیدانیم، اما روزی که به این راز بزرگ پی برد، دیگر از همه جانوران برای همیشه جدا شد. او سرچشمه روشنی و گرمی و نیرو را یافته بود. او راه فرهنگ و هنر را پیدا کرده بود. بهیاری آتش، انسان از بیخانمانی، خانه بدوشی و آوارگی کاست، خانه و برزن ساخت، انجمن و همبودگاه آراست و سازمانهای داد و ستد، بازرگانی، فرمانروایی و کشورداری را پدید آورد.
پس بیهوده نیست که در نزد هر نژاد و هر تیره و به هر باور و کیش، آتش بس گرامی است.
هر گروهی از مردم افسانه و داستانی دربارهی چگونگی یادگیری راه آتش افروختن و نگاهداشتن آن دارند.
یکی میگوید که خدایی آنرا از آسمان بدزدید و به زمین آورد و آن از افتادن آذرخش نشان دارد.
دیگری میگوید که خدایی آنرا از دل کوه برآورد و آن از آتشفشانی کوه گفتگو میکند.
یکی آتش را از درخت گرفته و آن داستان انسانی است که از درخت یا جنگل سوزان سود جسته.
آن یکی میگوید که دو شاخهی درخت باهم ساییدن گرفتند و آتش از آن برخاست.
یکی هم میافزاید که آنرا ده مادر زاییدهاند و این نشانی از آتش افروختن از سایش چوب با دو دست یا ده انگشت است.
هرآینه داستان ایرانی از همه دلچسبتر میباشد، فردوسی توسی که روانش شاد باد آن را چنین در شاهنامه سروده است که:
یکی روز شاهِ جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پـدیـد آمـد از دور چیـزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
زِ دودِ دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی رَست
بـــرآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فــروغ آذرنگ
نشد مار کـشته و لیــکن ز راز
از آن طبعِ سنگ آتش آمد فراز
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گردِ او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نامِ آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی بـه نیکی ازو یاد کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۲۵ بهمن ماه هر سال، سالگرد یورش تازیان ددمنشانه به ایران زمین و نبرد نهاوند
یاد جانباختگان ایران اهورایی را گرامی می داریم. در ایران سوگی در کار نیست، در ایران اهورایی کسی نمیگرید، ایرانیان همه آشغ هستند، در دستانشان شاخهای «مورد» گرفتهاند و در آیینی هم انبازی می کنیم که به یاد جانباختگانِ میهن را گرامی بداریم. در اورمزد روز از اسپندماه (نخستین روز اسپندماه از گاهشمار زرتشتی / ۲۵ بهمن ماه خورشیدی ) به یاد پاسداران این سرزمین اهورایی، آیینی برپاست، یادوارهای از اشغ(عشق) و مهر و از آنچه که بر دل نگاشتهاند و این دلنگاشته همواره با ماست و از باد و باران و گذر زمان آن را گزندی نیست.
باد و باران بیهوده میپویند، هیچ راهی نیست و این مهر همواره با ماست و این اشغِ خویش و همخانهی ماست.
جنگ نهاوند در روز اورمزد از اسپند ماه، سال ۲۳۷۹ زرتشتی برابر با ۲۵ بهمن سال ۲۰ خورشیدی، و ۱۴ فوریه سال ۶۴۲ ترسایی(میلادی) بین سپاه ایران و تازیان، در نزدیکی نهاوند که در سرزمین کوهستانی پیشامد، رخ داد.
"ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد ولی، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و نسک(کتاب)خانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانهای استوار برای هزاران سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه آرزو به دل بکشند.
شاید سده ها سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند ولی سده ها سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و تاوان این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهایی، راه پاپک ها و مازیارها و… را فرزندان آنها خواهند پیمود."
بیاد آور نهاوند را...
بیاد آور نیاکانمان را...
گلهای پرپر گشته ایران را...!
براشویی بیافزاییم.
همازور بیم.
همازورهما اشوبیم.
دوراز ونا و وناکاران بیم.
ایدون باد. ایدون ترج باد
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۲۵ بهمن ماه هر سال، سالگرد یورش تازیان ددمنشانه به ایران زمین و نبرد نهاوند
یاد جانباختگان ایران اهورایی را گرامی می داریم. در ایران سوگی در کار نیست، در ایران اهورایی کسی نمیگرید، ایرانیان همه آشغ هستند، در دستانشان شاخهای «مورد» گرفتهاند و در آیینی هم انبازی می کنیم که به یاد جانباختگانِ میهن را گرامی بداریم. در اورمزد روز از اسپندماه (نخستین روز اسپندماه از گاهشمار زرتشتی / ۲۵ بهمن ماه خورشیدی ) به یاد پاسداران این سرزمین اهورایی، آیینی برپاست، یادوارهای از اشغ(عشق) و مهر و از آنچه که بر دل نگاشتهاند و این دلنگاشته همواره با ماست و از باد و باران و گذر زمان آن را گزندی نیست.
باد و باران بیهوده میپویند، هیچ راهی نیست و این مهر همواره با ماست و این اشغِ خویش و همخانهی ماست.
جنگ نهاوند در روز اورمزد از اسپند ماه، سال ۲۳۷۹ زرتشتی برابر با ۲۵ بهمن سال ۲۰ خورشیدی، و ۱۴ فوریه سال ۶۴۲ ترسایی(میلادی) بین سپاه ایران و تازیان، در نزدیکی نهاوند که در سرزمین کوهستانی پیشامد، رخ داد.
"ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد ولی، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و نسک(کتاب)خانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانهای استوار برای هزاران سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه آرزو به دل بکشند.
شاید سده ها سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند ولی سده ها سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و تاوان این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهایی، راه پاپک ها و مازیارها و… را فرزندان آنها خواهند پیمود."
بیاد آور نهاوند را...
بیاد آور نیاکانمان را...
گلهای پرپر گشته ایران را...!
براشویی بیافزاییم.
همازور بیم.
همازورهما اشوبیم.
دوراز ونا و وناکاران بیم.
ایدون باد. ایدون ترج باد
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی «ای ایران» و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی سیزدهبدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی «ای ایران» و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی سیزدهبدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity