🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سینما
ژان-لوک گدار: «یک فیلم انقلابی باید از دل مبارزات طبقاتی یا جنبش‌های آزادی‌خواه بیرون بیاید. هستند فیلم‌هایی که صرفاً ضبط می‌کنند، آن‌ها بخشی از مبارزه نیستند. آن‌ها صرفاً فیلم‌هایی درباره‌ی سیاست هستند، یا درباره‌ی سیاستمداران. آن‌ها کاملاً بیرون از فعالیتی هستند که دارند ضبطش می‌کنند. در بهترین حالت، آن‌ها فیلم‌های لیبرال هستند. [...] آن‌ها قبل از تجزیه و تحلیل مشکل، راه‌حل ارائه می‌دهند و در همان لحظه‌ی ارائه‌ی راه‌حل، آن‌ها واقعیت را با بازتاب‌ها اشتباه می‌گیرند. فیلم یک واقعیت نیست، آن تنها یک بازتاب است. فیلمسازان بورژوا بر روی بازتاب‌های واقعیت فوکوس می‌کنند و گمان می‌کنند خودِ واقعیت را شکار کرده‌اند. ما درباره‌ی اشتباه گرفتن بازتاب‌های واقعیت به جای واقعیت نگران هستیم [...]
در مورد امیل زولا؛ او به عنوان یک نویسنده‌ی پیشرو کارش را با نوشتن درباره‌ی کارگران معدن و وضعیت طبقه‌ی کارگر آغاز کرد. سپس هی کپی‌های کتاب‌هایش را فروخت. و تبدیل به یک بورژوای واقعی شد، سپس عکاسی اختراع شد. زولا نیز به عنوان یک هنرمند، شروع به عکاسی کرد. اما از چه چیزهایی عکس گرفت؟ از همسر و فرزندانش در باغ. در آغاز کار کتاب‌های او درباره‌ی اعتصاب کارگران معدن بود. تفاوت را می‌بینید؟ او می‌توانست دستکم عکاسی را نیز با کارگران معدن آغاز کند. اما این کار را نکرد. او از همسرش در باغچه عکس گرفت! همانند کاری که نقاشان امپرسیونیست می‌کردند. مانه ایستگاه راه‌آهن را نقاشی می‌کرد اما مطمئنم چیزی درباره‌ی اعتصاب کارکنان آن نمی‌دانست. بنابراین یک چیز که واقعا قابل اثبات است این است که توسعه‌ی فیلم‌ها و اختراع دوربین به معنی پیشرفت نیست، بلکه آن صرفاً فن جدیدی است برای بیان چیزهای مشابه در رمان. به همین دلیل ارتباط بین رمان و فیلمسازی، روشی که فیلمنامه نوشته می‌شود، روشی که کارگردان فیلم برای ساختن آن انتخاب می‌کند، همه‌ی این‌ها در جهت تقویت ایدئولوژی طبقه‌ی حاکم است. خط روایی رمان را به حالت مرگ درآورده است. رمان‌نویس‌ها از تبدیل فرآیند تغییر به حرکت انقلابی ناتوان شدند زیرا که هرگز در فکر این نبودند که بفهمند خط روایی از کجا می‌آید و توسط چه کسی اختراع شده است. در یک فیلم تکنیک محضی وجود ندارد، دوربین بی‌طرف یا زوم. فقط مسئله بر سر استفاده‌ی اجتماعی از زوم است. استفاده‌ی اجتماعی از دوربین. تنها استفاده‌ی اجتماعی از دوربین شانزده میلی‌متری می‌تواند وجود داشته باشد. اما زمانی که دوربین اختراع شد، هیچ تحلیلی درباره‌ی استفاده‌ی اجتماعی از این نور، و دوربین قابل حمل وجود نداشت. بنابراین استفاده اجتماعی از دوربین توسط هالیوود کنترل شد.» | تصاویر از فیلم آخر هفته (Weekend-1967) ساخته‌ی ژان-لوک گدار

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
آدینه #22_آذر خورشیدی
#13_دسامبر میلادی

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

من و تو یکی دهانیم
که با همه آوازش
به زیبا سرودی خواناست.

من و تو یکی دیدگانیم
که دنیا را هر دَم
در منظر خویش
تازه‌تر می‌سازد.
نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد
از هر آنچه محصورمان کند
از هر آنچه وادارد ِمان
که به دنبال بگردیم، ـ

دستی
که خطی گستاخ به باطل می‌کشد.

من و تو یکی شوریم
از هر شعله‌ای برتر
که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق روئینه تنیم

و پرستویی که در سر پناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی تابناک
خانه را
از خدایی گم شده
لبریز می‌کند

#احمد_شاملو

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبت‌ها

روز جهانی معلولین
روز جهانی زبان باسکی
روز قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


#زادروزها

🌿۱۳۳۳ - رسول صدرعاملی، کارگردان
🌿۱۳۵۱ - شاهکار بینش‌پژوه، ترانه سرا، خواننده و آهنگساز اهل ایران
🌿۱۳۶۸ - شارل ششم، پادشاه فرانسه (م. ۱۴۲۲).
🌿۱۴۶۹ – نیکولو ماکیاولی، سیاست‌مدار و نویسنده و مورخ ایتالیایی.
🌿۱۸۵۷ – جوزف کنراد، نویسندهٔ انگلیسی با اصلیت لهستانی.
🌿۱۸۸۰ – فدر فون بک، فیلد مارشال آلمانی در دوره رایش سوم.
🌿۱۸۸۳ – آنتون وبرن، آهنگساز اتریشی.
🌿۱۸۸۶ – کارل مان گیورگ سیگبن، فیزیک‌دان شهیر سوئدی.
🌿۱۸۹۵ – آنا فروید، روانکاو اتریشی.
🌿۱۹۰۰ – ریشارد کون، زیست شیمی‌دان آلمانی-اتریشی و برنده جایزه نوبل شیمی است که در سال ۱۹۳۸ برای کارهایش بر روی کاروتنوئیدها و ویتامین‌ها این جایزه را دیافت کرد]].
🌿۱۹۱۱ – نینو روتا، آهنگ‌ساز ایتالیایی.
🌿۱۹۲۴ – جان بکوس، دانشمند آمریکایی.
🌿۱۹۲۵ – کیم دای جونگ، رئیس‌جمهور سابق کره جنوبی بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳.
🌿۱۹۲۷ – اندی ویلیامز، خواننده موسیقی پاپ اهل آمریکا.
🌿۱۹۳۰ – ژان-لوک گدار، کارگردان نامی موج نو فرانسوی.
🌿۱۹۳۳ – پاول کروتزن، شیمیدان هلندی و برنده جایزه نوبل است که در سال ۱۹۹۵ به همراه فرانک رولند و ماریو مولینا از آمریکا «برای کار دربارهٔ شیمی اتمسفر به خصوص در مورد شکل‌گیری و تجزیه ازن»[۱] جایزه نوبل شیمی به او اعطا شد.
🌿۱۹۳۴ – ویکتور گورباتکو، فضانورد اهل کشور شوروی.
🌿۱۹۳۵ – ادی برنیس جانسون، نمایندهٔ حوزه انتخابیه سی‌ام تگزاس از حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا.
🌿۱۹۴۲ - آلیس شوارتسر، فمینیست و روزنامه‌نگار آلمانی.
🌿۱۹۴۸ – آزی آزبورن، اسطوره‌های موسیقی راک و خواننده گروه انگلیسی بلک سبث.
🌿۱۹۶۰ – آزی آزبورن، بازیگر آمریکایی.
🌿۱۹۶۰ – جولیان مور، بازیگر آمریکایی-بریتانیایی و نویسنده کتاب کودکان.
🌿۱۹۶۵ – اندرو استنتون، کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده و صداگذار آمریکایی.
🌿۱۹۶۸ – برندن فریزر، بازیگر آمریکایی.
🌿۱۹۷۰ – کریستین کارمبئو، بازیکن فوتبال و هافبک اهل فرانسه.
🌿۱۹۷۱ – فرانک سینکلر، بازیکن فوتبال جامائیکا.
🌿۱۹۸۱ – داوید ویا، بازیکن فوتبال اهل اسپانیا.
🌿۱۹۸۲ – مایکل اسین، بازیکن فوتبال اهل کشور غنا.
🌿۱۹۸۴ – آورام پاپادوپولوس، بازیکن فوتبال اهل کشور یونان.
🌿۱۹۸۵ – لاسلو چه، شناگر اهل کشور مجارستان.
🌿۱۹۹۴ – جیک تی. آستین، بازیگر آمریکایی.
زادروزها
🌿۱۲۸۴ – زادروز غلامحسین صدیقی استاد دانشگاه تهران و عضو کابینه دکتر مصدق
🌿۱۳۲۵ - زادروز کوروش یغمایی خواننده، نوازنده و آهنگساز ایرانی و بنیادگذار موسیقی راک در ایران
🌿۱۳۵۳ - زادروز فرناز قاضی‌زاده روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس و مجری بی‌بی‌سی فارسی
🌿۱۸۵۷ - جوزف کنراد (در تصویر)، نویسندهٔ انگلیسی-لهستانی
🌿۱۹۲۴ – جان بکوس دانشمند و مخترع آمریکایی در زمینهٔ علم رایانه
🌿۱۹۲۵ - کیم دای جونگ رئیس‌جمهور کره جنوبی از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳، برندهٔ جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۰
🌿۱۹۴۸ - آزی آزبورن خواننده، نوازنده، آهنگساز و ترانه سرای انگلیسی
🌿۱۹۶۰ - زادروز جولیان مور بازیگر آمریکایی-بریتانیایی، نویسندهٔ کودکان
🌿۱۹۸۱ - داوید ویا بازیکن فوتبال اهل اسپانیا

#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سینما

ژان-لوک گدار: «یک فیلم انقلابی باید از دل مبارزات طبقاتی یا جنبش‌های آزادی‌خواه بیرون بیاید. هستند فیلم‌هایی که صرفاً ضبط می‌کنند، آن‌ها بخشی از مبارزه نیستند. آن‌ها صرفاً فیلم‌هایی درباره‌ی سیاست هستند، یا درباره‌ی سیاستمداران. آن‌ها کاملاً بیرون از فعالیتی هستند که دارند ضبطش می‌کنند. در بهترین حالت، آن‌ها فیلم‌های لیبرال هستند. [...] آن‌ها قبل از تجزیه و تحلیل مشکل، راه‌حل ارائه می‌دهند و در همان لحظه‌ی ارائه‌ی راه‌حل، آن‌ها واقعیت را با بازتاب‌ها اشتباه می‌گیرند. فیلم یک واقعیت نیست، آن تنها یک بازتاب است. فیلمسازان بورژوا بر روی بازتاب‌های واقعیت فوکوس می‌کنند و گمان می‌کنند خودِ واقعیت را شکار کرده‌اند. ما درباره‌ی اشتباه گرفتن بازتاب‌های واقعیت به جای واقعیت نگران هستیم [...]

در مورد امیل زولا؛ او به عنوان یک نویسنده‌ی پیشرو کارش را با نوشتن درباره‌ی کارگران معدن و وضعیت طبقه‌ی کارگر آغاز کرد. پس از آن پیوسته کپی‌ کتاب‌هایش را فروخت و تبدیل به یک بورژوای واقعی شد، سپس شیفته‌ی عکاسی شد و به عنوان یک هنرمند، شروع به عکاسی کرد. اما از چه چیزهایی عکس گرفت؟ از همسر و فرزندانش در باغ، سر میز ناهار و از این قبیل. در آغاز کار کتاب‌های او درباره‌ی اعتصاب کارگران معدن بود. تفاوت را می‌بینید؟ او می‌توانست دستکم عکاسی را نیز با کارگران معدن آغاز کند. اما این کار را نکرد. او از همسرش در باغچه عکس گرفت! همانند کاری که نقاشان امپرسیونیست می‌کردند. مانه ایستگاه راه‌آهن را نقاشی می‌کرد اما مطمئنم چیزی درباره‌ی اعتصاب کارگران آن نمی‌دانست. بنابراین یک چیز که واقعا قابل اثبات است این است که توسعه‌ی فیلم‌ها و اختراع دوربین به معنی پیشرفت نیست، بلکه آن صرفاً فن جدیدی است برای بیان چیزهای مشابه در رمان. به همین دلیل ارتباط بین رمان و فیلمسازی، روشی که فیلمنامه نوشته می‌شود، روشی که کارگردان فیلم برای ساختن آن انتخاب می‌کند، همه‌ی این‌ها در جهت تقویت ایدئولوژی طبقه‌ی حاکم است. خط روایی رمان را به حالت مرگ درآورده است. رمان‌نویس‌ها از تبدیل فرآیند تغییر به حرکت انقلابی ناتوان شدند زیرا که هرگز در فکر این نبودند که بفهمند خط روایی از کجا می‌آید و توسط چه کسی اختراع شده است. در یک فیلم تکنیک محضی وجود ندارد، دوربین بی‌طرف یا زوم. فقط مسئله بر سر استفاده‌ی اجتماعی از زوم است. استفاده‌ی اجتماعی از دوربین. تنها استفاده‌ی اجتماعی از دوربین شانزده میلی‌متری می‌تواند وجود داشته باشد. اما زمانی که دوربین اختراع شد، هیچ تحلیلی درباره‌ی استفاده‌ی اجتماعی از این نور، و دوربین قابل حمل وجود نداشت. بنابراین استفاده اجتماعی از دوربین توسط هالیوود کنترل شد.»

شرح عکس‌ها: امیل زولا هشت سال پیش از مرگش در سال ۱۹۰۲ وسوسه‌ای غریب به عکاسی پیدا کرد. او ۵۴ ساله بود که عکاسی را کشف کرد. مجموعه‌ی شخصی عکس‌های او حاصل کارش با ده دوربین متفاوت است. سوژه‌های او را عموماً همسرش الکساندرین، فرزندانش و ژان؛ مدلی که زولا صمیمانه دوست می‌داشت، تشکیل می‌دادند. زولا همچنین به گرفتن سلف‌پرتره نیز علاقمند بود. "سلف‌پرتره‌ی نویسنده چاپ شده بر روی ورقِ آبی" احتمالاً مشهورترین عکس زولاست. اثری که از نظر آنتوان رومَن؛ منتقد هنری نابهنگام و با توجه به تاریخی که عکاسی شده (۱۹۰۰)، پیشروست.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سینما

▪️ #برناردو_برتولوچی Bernardo Bertolucci
زاده ۱۶ مارس ۱۹۴۱ – درگذشته ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸

کارگردان و فیلمساز از کارگردانان نئورئالیست ایتالیا به‌شمار می‌رود.
برتولوچی شاید بعد از مرگ میکل آنجلوآنتونیونی، مهم‌ترین فیلمساز از نسل کارگردانان بزرگ ایتالیاست که سبک تصویری و شیوه روایتی فیلم‌هایش، تاثیر عمیقی بر سینمای مدرن اروپا و جهان گذاشته است.

برتولوچی به عنوان سینماگری با گرایش‌های چپ، در فیلم‌های خود، تحلیلی مارکسیستی از وضعیت و دوران شخصیت‌های خود ارائه می‌دهد، ضمن اینکه به تحلیل روانکاوانه آن‌ها با رویکردی فرویدی علاقمند است.
او با چنین رویکردی در آثار خود به مطالعه و کالبد شکافی روح انسان پرداخته و از این نظر، بین سینمای او و سینمای استاد و مربی‌اش یعنی پیر پائولو پازولینی، شباهت‌های بسیار نزدیکی وجود دارد. برتولوچی در فیلم باج خور دستیار پازولینی بود و تاثیرش از سینمای پازولینی را هیچگاه انکار نکرد.
جستجو در آثار برتولوچی، ما را به تم‌های دائمی و تکرارشونده در کارهای او می‌رساند. روانکاوی فاشیسم (دنباله رو، ۱۹۰۰، استراتژی عنکبوت)، رابطه پرتنش بین فرزندان و والدین (دنباله رو، استراتژی عنکبوت و تراژدی یک مرد مضحک) و یا روابط غیرمتعارف و دردناک جنسی (ماه، پیش از انقلاب، آخرین تانگو در پاریس و رویاپردازان) برخی از مهم‌ترین این تم هاست که ریشه در گرایش‌ها و دیدگاه‌های فرویدی برتولوچی دارد.
از نظر سبکی نیز برتولوچی، دوره‌های مختلفی دارد. در فیلم‌های اولیه‌اش بشدت تحت تاثیر سینمای موج نوی فرانسه به ویژه فیلم‌های ژان لوک گدار است، اما در فیلم‌های پرخرجش، مثل ۱۹۰۰، آخرین امپراتور و بودای کوچک، به سینمای کلاسیک و روایت‌های حماسی هالیوودی نزدیک‌تر است.
نخستین فیلم برتولوچی، شایعه بی‌اساس اثری مهجور است که در سن ۲۱ سالگی در سال ۱۹۶۲ ساخت. تریلری جنایی و روانکاوانه درباره قتل یک روسپی که داستانش را پیرپائولو پازولینی نوشته بود و از نظر ساختار روایتی تو در تو و فلاش بک‌های متعدد، به فیلم راشومون کوروساوا شباهت داشت.
با این فیلم، برتولوچی خود را به عنوان سینماگری خلاق معرفی کرد که با تکیه بر سنت‌های قدرتمند سینمایی ایتالیا و موج نوی فرانسه و آموزه‌های فروید و مارکس، حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد.
در واقع برتولوچی با دومین فیلم خود یعنی پیش از انقلاب (۱۹۶۴) است که توجه‌ها را به خود جلب می‌کند اگرچه هنوز از نظر سبک سینمایی به شدت متاثر از سینماگران موج نوی فرانسه به ویژه ژان لوک گدار است. حرکت‌های دوربین پیچیده و سیال و استفاده از جامپ کات و مونتاژ غیرتداومی از ویژگی‌های این فیلم بود که در کارهای بعدی برتولوچی نیز تکرار شد.
🔴#دیالوگ_برتر

دو چیز در زندگی انسان مهم است:

برای مردان، زنان
برای زنان، پول

#از_نفس_افتاده
«ژان لوک گدار»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

#شانتال_آکرمن و تجربه‌های سینمایی‌اش

● شانتال آکرمن، یکی از مهم‌ترین زنان سینماگر جهان است اگرچه او با همه اهمیت فیلم‌هایش، تنها در میان نظریه‌پردازان فیلم، فمینیست‌ها و «سینه‌فیل»‌ها، شهرت دارد و در میان تماشاگران عادی سینما چندان شناخته شده نیست. او بعد از #برادران_داردن، مشهور‌ترین فیلمساز بلژیکی است. جی هوبرمن، منتقد برجسته آمریکایی او را مهم‌ترین فیلمساز اروپایی از نسل‌اش دانسته و با #گدار و #فاسبیندر مقایسه کرده است.

خودش گفته است که تحت تأثیر سینمای تجربی و آوانگارد استن براکیج، جوناس مکاس، مایکل اسنو، و اندی وارهول بوده است. در نظرخواهی سال 2012 نشریه سایت‌اند ساوند از منتقدان سینمایی، تنها نام دو فیلمساز زن در لیست 100 فیلم بر‌تر منتقدان قرار گرفت که یکی از آن‌ها #کلر_دنی بود و دیگری شانتال آکرمن که با فیلم «ژان دیلمان» در جایگاه سی و پنجم قرار گرفت.

آکرمن در خانواده‌ای یهودی و لهستانی‌تبار در بلژیک به دنیا آمد. مادرش از بازماندگان آشویتس بود. ابتدا می‌خواست نویسنده شود اما پس از دیدن فیلم «پیرو خله» ژان لوک گدار در سن ۱۵ سالگی، تغییر عقیده داد و تصمیم گرفت فیلمساز شود. آوانگاردیسم سینمایی گدار و رویکرد غیرمتعارف و ساختارشکنانه او، برای آکرمن هیجان‌انگیز بود و از نخستین فیلم کوتاهش تا امروز با او باقی مانده است.

آکرمن بعد از انصراف از تحصیل در مدرسه سینمایی، در سن ۲۱ سالگی به نیویورک مهاجرت کرد. در آنجا با آثار سینمای تجربی و زیرزمینی نیویورک از جمله کارهای جوناس مکاس و مایکل اسنو آشنا شد و تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفت.

آکرمن دومین فیلمش یعنی «ژان دیلمن» را در سن ۲۴ سالگی ساخت یعنی حتی از #اورسون_ولز هم که «همشهری کین» را در ۲۵ سالگی ساخت جوان‌تر بود و نیز #تروفو که در ۲۷ سالگی «۴۰۰ ضربه» را ساخت و #آیزنشتاین که او هم در ۲۷ سالگی اولین فیلمش «رزمناو پوتمکین» را ساخت.

بیشتر فیلم‌های آکرمن به نوعی اتوبیوگرافی او به حساب می‌آیند و بر اساس تجربه‌های شخصی زندگی او و افراد خانواده‌اش به ویژه مادرش شکل گرفته‌اند. بازی او در برخی از فیلم‌هایش نیز این برداشت را تقویت می‌کند. در مورد فیلم «ژان دیلمن» گفته است که آن را بر اساس آنچه که در کودکی دیده و از روی ژست‌های مادرش ساخته است.

■ مینی‌مالیسم آکرمن

آکرمن را یکی از مهم‌ترین نمایندگان سینمای مینی‌مالیستی هم معرفی کرده‌اند. سینمای مینی‌مالیستی آکرمن استوار بر برداشت‌های بلند، دوربین ثابت، سادگی روایت، ریتم آرام و فقدان نماهای نقطه نظر (پی او وی) است. استفاده از برداشت‌های بلند و پرهیز از کات (برش) در تدوین، منجر به خلق ریتم کند و کشداری شده که خصلت اصلی فیلم‌های آکرمن است. در نظر آکرمن، همه عناصر درون قاب از بازیگر گرفته تا رنگ، نور و لوازم صحنه ‌به یک اندازه اهمیت دارند و میزانسن نهایی او را می‌سازند. ویژگی‌هایی که در فیلم‌های سهراب شهید ثالث هم می‌توان جستجو کرد. شباهت‌های میان کارهای دو سینماگر انکارناپذیر است. تنها ویژگی‌های سبکی نیست که سینمای آکرمن را شبیه سینمای شهیدثالث می‌کند بلکه تأکید بر زندگی یکنواخت و ملال‌آور روزمره، نشان دادن رویدادهای معمولی و پیش پا افتاده در زمان واقعی و پرهیز از دراماتیزه کردن رویداد‌ها، از وجوه مشترک فیلم‌های دو سینماگرند. هر دو فیلمساز تقریباً همزمان کار فیلمسازی را شروع کرده‌اند. آکرمن نخستین فیلم بلندش یعنی «من، تو، او» را در سال ۱۹۷۴ ساخت و شهید ثالث نیز «یک اتفاق ساده» (نخستین فیلم بلندش) را در سال ۱۹۷۳ ساخته است.

■ فیلم‌های آکرمن انباشته از شخصیت‌های عادی و زندگی‌های معمولی و روزمره است. او تصویرگر دنیای یکنواخت و کسل‌کننده زنان خانه‌دار و تنهاست. در فیلم «ژان دیلمن»، آکرمن، از زندگی عادی، یکنواخت و بی‌حادثه زنی خانه‌دار در بروکسل که برای گذران زندگی‌اش، خودفروشی می‌کند، درامی بزرگ و تأثیرگذار ساخته است.

■ تأثیر رویکرد سینمایی آکرمن از جمله استراتژی مشاهده‌گرانه، برداشت بلند، دوربین ثابت و نمایش زندگی آدم‌ها در زمان واقعی را امروز می‌توان در فیلم ‌های سینماگرانی چون #جیا_ژانکه، #پدرو_کوستا و #آپیچاتپونگ_ویراستاکول مشاهده کرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما
▪️آلن دلون Alain Delon
تاریخ تولد: ۸ نوامبر ۱۹۳۵ سو، فرانسه

او در طول زندگی حرفه‌ای خود با کارگردانانی همچون لوکینو ویسکونتی، ژان-لوک گدار، ژان-پیر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال کار کرده‌است و جوایزی مانند 🏆نخل طلا از جشنواره کن و چندین مرتبه جایزه سزار را دریافت کرده‌است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ

#خورشیدی: 🌦
۱۳۹۹/۰۹/۱۳
پنج شنبه - ۱۳ آذر ۱۳۹۹
#قمری:
۱۴۴۲/۰۴/۱۷
الخميس - ١٧ ربيع الثاني ١٤٤٢
#میلادی:
2020-12-03
Thursday - 2020 03 December

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

اگر جامه‌ای بهشتی داشتم
گلدوزی شده
با انوارِ طلایی و نقره‌ای
روی پارچه‌های آبی
و خاکستری و تیره
از شب و روز و نیم‌روز
زیرِ پای تو پهن می‌کردم؛
اما من فقیر بودم،
فقط رویا داشتم...
به نرمی زیرِ پایت گستردم
تا قدم بگذاری بر آن
زیرا که قدم گذاشتی آرام
به رویاهای من!

#ویلیام_باتلر_ییتس

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبتها♒️

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸



🌐روز جهانی معلولان

💠در ایران: روز بیمه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#رویدادها👁🗨

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌀۹۱۳ خ- سلطان سلیمان یکم عثمانی بغداد را از ایران گرفت.

🌀۱۲۷۸ خ- استفاده از واكسن حصبه برای اولين‏ بار به منظور پيشگيری از اين بيماری در انسان، مورد استفاده قرار گرفت. واكسنِ حصبه، ابتدا توسط دو محقق فرانسوی كشف شد و سپس "هاوتن" پزشك انگليسی آن را كامل نمود و سرانجام يك محقق ديگر استفاده از اين واكسن را برای عموم مردم ميسر ساخت.

🌀۱۲۹۳ خ- دوره سوم مجلس شورای ملی توسط احمدشاه افتتاح شد. احمد شاه به مناسبت آغاز جنگ جهانی مجدداً بی طرفی ایران را در نطق افتتاحیه خود بازگو کرد. تعداد نمایندگان این دوره مجموعاً ۱۱۷ نفر می باشند. در اولین جلسه حاج عباسقلی سهم الملک به ریاست سنی مجلس انتخاب شد.

🌀۱۳۴۴ خ- ساختمان سد شاه عباس بر روی زاینده رود آغاز شد.

🌀۱۶۷۴ م– ایجاد شهر شیکاگو در کنار دریاچه میشیگان توسط کشیشی فرانسوی به نام «مارکت».

🌀۱۹۸۴ م– فاجعه نشت گاز از کارخانه یونایتد کارباید در بوپال هند

🌀۲۰۰۷ م- شکست طرح هوگو چاوز در همه‌پرسی ونزوئلا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#زادروزها💚

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍀۱۳۰۰) خ- محمدجواد بهروزی نویسنده، شاعر و نوازندهٔ ایرانی(د ۱۳۸۲)

🍀۱۳۱۵) خ- واروژ هاخباندیان ملقب به واروژان موسیقیدان، آهنگ‌ساز و تنظیم کنندهٔ ارمنی‌تبار ایرانی

🍀۱۳۷۴خ)- امیر محمد متقیان جوانترین مجری و بازیگر برنامه های کودک و دستیار عمو پورنگ در برنامه تلویزیونی عموپورنگ است.

🍀۱۳۶۸ م- شارل ششم پادشاه فرانسه از ۱۳۸۰ تا ۱۴۲۲

🍀۱۴۶۹ م– نیکولو ماکیاولی سیاستمدار و نویسنده و مورخ ایتالیایی

🍀۱۸۵۷ م– جوزف کنراد نویسندهٔ انگلیسی با اصلیت لهستانی(

🍀۱۸۸۳ م– آنتون وبرن آهنگساز اتریشی.

🍀۱۸۸۶ م– کارل مان گیورگ سیگبن فیزیکدان شهیر سوئدی

🍀۱۸۹۵ م– آنا فروید روانکاو اتریشی

🍀۱۹۰۰ م–ریشارد کون زیست شیمی‌دان آلمانی-اتریشی و برنده جایزه نوبل شیمی است که در سال ۱۹۳۸ برای کارهایش بر روی کاروتنوئیدها و ویتامین‌ها این جایزه را دیافت کرد.

🍀۱۹۲۴ م– جان بکوس دانشمند و مخترع آمریکایی در زمینهٔ علم رایانه

🍀۱۹۲۵ م- کیم دای جونگ رئیس جمهور کره جنوبی از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳، برندهٔ جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۰

🍀۱۹۳۰ م– ژان-لوک گدار-کارگردان نامی موج نو فرانسوی

🍀۱۹۳۳ م– پاول کروتزن شیمیدان هلندی و برنده جایزه نوبل که در سال ۱۹۹۵ به همراه فرانک رولند و ماریو مولینا از آمریکا «برای کار دربارهٔ شیمی اتمسفر به خصوص در مورد شکل‌گیری و تجزیه ازن جایزه نوبل شیمی به او اعطا شد.

🍀۱۹۴۸ م- آزی آزبورن خواننده، نوازنده، آهنگساز و ترانه سرای انگلیسی

🍀۱۹۶۰ م-جولیان مور بازیگر آمریکایی-بریتانیایی، نویسندهٔ کتاب کودکان

🍀۱۹۶۵ م– اندرو استنتون کارگردان، تهیه کننده، نویسنده و صداگذار آمریکایی.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#درگذشتگان🖤

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۱۳۶۰) خ- جلال‌الدین تاج اصفهانی استاد آواز و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی

🍂۱۳۶۹ خ- محمدحسین مشایخ فریدنی دیپلمات و مترجم و پژوهش‌گر ایرانی در دوران پهلوی وی به هنگام سفری پژوهشی دربارهٔ جادهٔ ابریشم در نزدیکی شهر بمبئی درگذشت.

🍂۳۱۱) م- دیوکلتیان امپراتور روم از ۲۰ نوامبر ۲۸۴ تا ۱ مه ۳۰۵

🍂۱۵۵۲) م- فرانسیسکو زاویر مبلغ مذهبی کلیسای کاتولیک

🍂۱۸۲۳) م- جووانی باتیستا بلتسونی مصرشناس ایتالیایی

🍂۱۸۸۸) م- کارل زایس عینک ساز و صنعتگر آلمانی

🍂۱۸۹۴) م- رابرت لویی استیونسن نویسندهٔ اسکاتلندی، خالق داستان دکتر جکیل و آقای هاید و جزیره گنج

🍂۱۹۱۲ م- پرودنت مورایس سیاستمدار اهل برزیل و سومین رئیس‌جمهور این کشور.

🍂۱۹۱۹ م- پی‌یر آگوست رنوآر نقاش فرانسوی

🍂۱۹۵۶ م- الکساندر رودچنکو هنرمند پیشرو، تندیس‌گر، نقاش، عکاس و طراح گرافیک) اهل روسیه

🍂۲۰۱۰ -م عبدوملک بهاری شاعر کودکان و نخستین داستان‌نویس تاجیک

🌸🍂🌸@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽#ویدئو
🎞#سینما
▪️Une Femme Est Une Femme,1961
(A Woman Is A Woman )
▪️Anna Karina Dancing
▪️رقص آنا کارینا در صحنه ای از فیلم(A Woman Is A Woman ) از ژان لوک گدار

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

▪️در سال 2008 مجله کایه دو سینما با نظر سنجی از 78 منتقد سینما 100 فیلم برتر تمام دوران را انتخاب کرد. در این لیست فیلم همشهری کین #اورسن_ولز با 48 رأی به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد.

📽 لیست کامل 100 فیلم برتر منتقدان:

۱- همشهری کین | اورسن ولز
۲- شب شکارچی | چارلز لاتُن
۳- قاعده بازی | ژان رنوآر
۴- طلوع | فردریش ویلهلم مورنائو
۵- آتالانت | ژان ویگو
۶- اِم | فریتز لانگ
۷- آواز در باران | استنلی دان و جین کلی
۸- سرگیجه | آلفرد هیچکاک
۹- بچه‌های بهشت | مارسل کارنه
۱۰- جویندگان | جان فورد
۱۱- حرص | اریک فون اشتروهایم
۱۲- ریو براوو | هوارد هاکس
۱۳- بودن یا نبودن | ارنست لوبیچ
۱۴- داستان توکیو | یاسوجیرو ازو
۱۵- تحقیر | ژان لوک گدار
۱۶- اوگتسو مونوگاتاری | کنجی میزوگوچی
۱۷- روشنایی‌های شهر | چارلی چاپلین
۱۸- جنرال | باستر کیتون
۱۹- نوسفراتو | فردریش ویلهلم مورنائو
۲۰- اتاق موسیقی | ساتیا جیت‌رای
۲۱- عجیب‌الخلقه‌ها | تاد براونینگ
۲۲- جانی گیتار | نیکلاس ری
۲۳- مامان و فاحشه | ژان اوستش
۲۴- دیکتاتور بزرگ | چارلی چاپلین
۲۵- یوزپلنگ | لوکینو ویسکونتی
۲۶- هیروشیما عشق من | آلن رنه
۲۷- جعبه پاندورا | ژرژ ویلهلم پابست
۲۸- شمال از شمال غربی | آلفرد هیچکاک
۲۹- جیب بر | روبر برسون
۳۰- کلاه‌خود زرین | ژاک بکر
۳۱- کنتس پابرهنه | جوزف منکه‌ویتس
۳۲- ناوگان ماه | فریتز لانگ
۳۳- گوشواره‌های مادام ... | ماکس افولس
۳۴- لذت | ماکس افولس
۳۵- شکارچی گوزن | مایکل چیمینو
۳۶- ماجرا | میکل‌آنجلو آنتونیونی
۳۷- رزمناو پوتمکین | سرگئی آیزنشتاین
۳۸- بدنام | آلفرد هیچکاک
۳۹- ایوان مخوف | سرگئی آیزنشتاین
۴۰- پدرخوانده | فرانسیس فوردکاپولا
۴۱- نشانی از شر | اورسن ولز
۴۲- باد | ویکتور شوستروم
۴۳- ۲۰۰۱؛ یک ادیسه فضایی | استنلی کوبریک
۴۴- فانی و الکساندر | اینگمار برگمان
۴۵- مردم عادی | کینگ ویدور
۴۶- هشت و نیم | فدریکو فلینی
۴۷- اسکله | کریس مارکر
۴۸- پی‌یرو خله | ژان لوک گدار
۴۹- اعترافات یک کلاهبردار | ساشا گوئیتری
۵۰- آمارکورد | فدریکو فلینی
۵۱- دیو و دلبر | ژان کوکتو
۵۲- بعضی‌ها داغشو دوست دارن | بیلی وایلدر
۵۳- بعضی‌ها دوان دوان آمدند | وینست مینه‌لی
۵۴- گرترود | کارل تئودور درایر
۵۵- کینگ کونگ | ارنست شودساک و ماریان جی. کوپر
۵۶- لورا | اتو پره‌مینجر
۵۷- هفت سامورایی | آکیرا کوروساوا
۵۸- چهارصد ضربه | فرانسوا تروفو
۵۹- زندگی شیرین | فدریکو فلینی
۶۰- مردگان | جان هیوستون
۶۱- دردسر در بهشت | ارنست لوبیچ
۶۲- چه زندگی شگفت‌انگیزی! | فرانک کاپرا
۶۳- موسیو وردو | چارلی چاپلین
۶۴- مصائب ژاندارک | کارل تئودور درایر
۶۵- از نفس افتاده | ژان لوک گدار
۶۶- اینک آخرالزمان | فرانسیس فورد کاپولا
۶۷- بری لیندون | استنلی کوبریک
۶۸- توهم بزرگ | ژان رنوآر
۶۹- تعصب | دوید وارک گریفیث
۷۰- روزی در شهر | ژان رنوآر
۷۱- وقت بازی | ژاک تاتی
۷۲- رم، شهر بی‌دفاع | روبرتو روسلینی
۷۳- سنسو | لوکینو ویسکونتی
۷۴- عصر جدید | چارلی چاپلین
۷۵- ون‌گوگ | موریس پیالا
۷۶- خاطره یک رابطه | لئو مک‌کری
۷۷- آندره روبلف | آندری تارکوفسکی
۷۸- ملکه اسکارلت | جوزف فون اشترنبرگ
۷۹- سانشوی مبارز | کنجی میزوگوچی
۸۰- با او حرف بزن | پدرو آلمودوار
۸۱- جشن | بلیک ادواردز
۸۲- تابو | فردریش ویلهلم مورنائو
۸۳- واگن دسته موزیک | وینسنت مینه‌لی
۸۴- ستاره‌ای متولد می‌شود | جرج کیوکر
۸۵- تعطیلات آقای اولو | ژاک تاتی
۸۶- آمریکا، آمریکا | الیا کازان
۸۷- اِل | لوئیس بونوئل
۸۸- بوسه‌ی مرگبار | رابرت آلدریچ
۸۹- روزی روزگاری در آمریکا | سرجیو لئونه
۹۰- روز برمی‌آید | مارسل کارنه
۹۱- نامه‌ای از زن ناشناس | ماکس اوفولس
۹۲- لولا | ژاک دمی
۹۳- منهتن | وودی آلن
۹۴- جاده مالهالند | دیوید لینچ
۹۵- شب من نزد مو | اریک رومر
۹۶- شب و مه | آلن رنه
۹۷- جویندگان طلا | چارلی چاپلین
۹۸- صورت زخمی | هوارد هاکس
۹۹- دزدان دوچرخه | ویتوریو دسیکا
۱۰۰- ناپلئون | ابل گانس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

#شرح_عکس

هنر در سينماى ژان لوک گدار
• نقاشى موديالينی در «پيرو خُله»
• نقاشى رنوار در «از نفس افتاده»
• نقاشى پاول ِكله در «سرباز كوچک»
• نقاشى پيكاسو در «پیرو خُله»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

#یادمان

#ژان_پل_بلموندو

▪️ژان پل بلموندو، بازیگر فرانسوی که با ایفای نقش در فیلم‌های موج نوی سینمای فرانسه به شهرت جهانی رسید، در سن ۸۸ سالگی در پاریس درگذشت.

▪️ژان پل بلموندو Jean-Paul Belmondo
زاده ۹ آوریل ۱۹۳۳
درگذشته ۶ سپتامبر ۲۰۲۱

. از فیلم‌های مشهور او می‌توان به ازنفس‌افتاده، آن مرد از ریو، ترس بر فراز شهر، طغیانگر، آلپاگور، دستبرد، حرفه‌ای، تک‌تاز، کلاه، دزد پاریسی و مغز نام برد.
بلموندو که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی از جمله مشهورترین و پرطرفدارترین هنرپیشه‌های فرانسوی بود، با بازی در فیلم "از نفس‌افتاده" ساخته ژان لوک گدار در سال ۱۹۶۰ به شهرت رسید.
او که اغلب در نقش خلاف‌کارانی خرده‌پا در فیلم‌ها ظاهر می‌شد، همچون آلن دلون چهره‌ای کلیدی برای نسلی از فیلمسازان فرانسوی بود و علاوه بر گدار در آثار کارگردانانی چون فرانسوا تروفو، ژان پیر ملویل و کلود للوش هم ایفای نقش کرد.
او علاوه بر فیلم‌های فرانسوی در فیلم‌های کارگردانانی چون پیتر بروک و ویتوریو دسیکا هم بازی کرده است.
بلموندو که در سال ۱۹۳۳ در یکی از حومه‌های پاریس متولد شده بود، بهار امسال جشن تولد ۸۸ سالگی خود را جشن گرفت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

#یادمان

#ژان_پل_بلموندو


▪️ژان پل بلموندو، وروجک پیر

او در سینمای فرانسه در هر نقشی ظاهر شده است، از روشنفکر گوشه‌گیر تا گانگستر ماجراجو، اما بیشتر سینمادوستان او را در قالب جوان پرشر و شوری به یاد می‌آورند که آرام و قرار ندارد: ژان پل بلموندو.

ژان پل بلموندو، با "موج نو" به دنیا آمد، اما درست‌تر آن است که گفته شود، او مُرد تا "موج نو" زاده شود. فیلم "از نفس افتاده" به کارگردانی ژان لوک گدار با مرگ قهرمان پرشر و شور آن تکمیل می‌شود.

"میشل" با گلوله‌ای در پشت در خیابان فرار می‌کند. دوربین به همراه دخترک امریکایی که او را به پلیس لو داده، او را دنبال می‌کند. آخر خیابان میشل به زمین می‌افتد. آخرین پک را به سیگار می‌زند، برای دخترک که بالای سر او ایستاده، شکلک در می‌آورد و آخرین کلام خود را خطاب به او و تمام زندگی اعلام می‌کند: «از تو حالم به هم می‌خوره!»

با این صحنه زندگی سینمایی ژان پل بلموندو شروع شد. او پیش از آن هم روی صحنه تئاتر و پرده سینما نقش‌های کوچکی ایفا کرده بود، اما استعدادهای او هنوز آشکار نشده بود.

این ژان لوک گدار، کارگردان جسور و جوان "موج نو" بود که توانست استعداد بلموندو را کشف کند و از او که به نظر بسیاری "سیمای غیرسینمایی" داشت، یک ستاره سینما بیرون بیاورد.

بلموندو در روز ۹ آوریل ۱۹۳۳ در محله نویی، در حومه غربی پاریس، به دنیا آمد. پدرش پیکرتراش بود و مادرش رقصنده.

در کودکی همان چیزی بود که بعدها به تماشاگران بی‌شمار سینما عرضه کرد: پسربچه‌ای شیطان و زبل، که بلد بود با ژست‌ها و اداها و شلوغ‌بازی‌های‌اش، همشاگردی‌های خود را سرگرم کند .
پل بلموندو پس از "از نفس افتاده" یک هنرپیشه پرکار حرفه‌ای شد و در ده‌ها فیلم بازی کرد، اما در سال‌های بعد همچنان یکی از ستاره‌های محبوب "موج نو" باقی ماند.


او باز هم در فیلم‌های گدار نقش ایفا کرد، مثلا در فیلم "یک زن زن است" و فیلم اعجاب‌انگیز "پیروی دیوانه"، و همچنین در فیلم‌های لویی مال، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و کلود للوش.

بلموندو به زودی نشان داد که یک بازیگر کارکشته و تمام عیار است که به ایفای هر نقشی تواناست و هر کارگردانی، با هر سبک و سلیقه، مایل به همکاری با اوست.

توانایی او در انعطاف از نقش به نقش خیره‌کننده بود. برای نمونه در سال ۱۹۶۱ از او ۸ فیلم سینمایی به روی پرده آمد: در کنار نقش جدی و ظریف یک روحانی جوان در فیلم "لئون مورن کشیش" به کارگردانی ژان پیر ملویل، او در فیلم های آلبرتو لاتوادا و هانری ورنوی در نقش‌های کمدی و جنایی ظاهر شد.
بلموندو در دهه ۱۹۷۰ در فیلم‌های پلیسی پرهیجان ظاهر شد، معمولا در نقش گانگستری قلدر و پرتحرک که برای عملیات پرماجرا و به ویژه صحنه‌های "خطرناک" آماده است.

در این فیلم‌ها او تمام قدرت و توان بدن ورزیده‌ی خود را به نمایش گذاشت.
ژان پل بلموندو در دهه ۱۹۷۰ گران‌ترین و موفق‌ترین هنرپیشه سینمای فرانسه بود.

محبوبیت او به ویژه به فیلم‌های کمدی شلوغ و پرهیجان برمی‌گردد، که او معمولا نقش یک کلاهبردار زرنگ و حقه‌باز، و در عین حال نیکدل و بامرام و گاهی عاشق‌پیشه را ایفا می‌کند. او در کمدی ظریف و متعادل است و صحنه‌های کتک‌کاری را استادانه اجرا می‌کند

بلموندو، که فرانسوی‌ها او را "ببل" می‌نامند، به دنبال ناراحتی قلبی کمابیش از بازیگری در سینما کنار کشید و به چند کار روی صحنه تئاتر بسنده کرد
او در سال های گذشته تنها در یک فیلم ظاهر شده است: در فیلم "مردی با سگش" او بار دیگر مرد بیچاره و بی‌خانمانی است که در خیابان‌های پاریس به دنبال لقمه‌ای نان می‌گردد و دیگر جز یک سگ همدمی ندارد.

جشنواره سینمایی کن در سال ۲۰۱۱ با اهدای یک جایزه افتخاری، از این استاد همه فن حریف سینمای فرانسه، تجلیل به عمل آورد.

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

▪️نقل قول تُند فیلمسازان درباره‌ی آثار فیلمسازان دیگر

1.فرانسوا تروفو درباره‌ی میکل آنجلو آنتونیونی:
آنتونیونی تنها فیلمساز مهم جهان است که درباره‌اش چیز خوبی برای گفتن ندارم. او مرا کسل می‌کند. او بی‌اندازه ملال‌آور است.

2. اینگمار برگمان درباره‌ی آنتونیونی:
"فلینی، کوروساوا، بونوئل و تا اندازه‌ای تارکوفسکی. آنتونیونی هم در مسیر این‌ها بود. اما تاریخ مصرفش تمام شد!"

3. اینگمار برگمان درباره‌ی ژان لوک گدار:
"من هیچوقت از فیلم‌هایش سردرنمی‌آورم. آن‌ها در دام یک روشنفکری جعلی افتاده‌اند. فیلمبرداری فیلم‌هایش هم خیلی غیرجذاب[نچسب] و کسل‌کننده است. این گدارِ لعنتی واقعاً کسل‌کننده است. او برای خوشایند منتقدان فیلم می‌سازد. یکی از فیلم‌هایش را در سوئد ساخته؛ مذکر، مونث! خیلی کسل کننده بود!

4. اینگمار برگمان درباره‌ی ولز:
"برای من او یک جاعل است. خالی‌ست. جذاب نیست. او مُرده. همشهری کین؛ که منتقدان پرستش‌اش می‌کنند، برای من یک فیلم کسل کننده است. فارغ از این‌ها، اجراهای آن نیز بی‌ارزش است. برای من این حد از احترام برای این فیلم غیرقابل باور است!"

5. ورنر هرتزوک درباره‌ی ژان لوک گدار:
"کسی مثل ژان لوک گدار به نظر من پول تقلبی روشنفکری است در قیاس با یک فیلم خوب کونگ‌فو!"

6. ژان لوک گدار درباره‌ی کوئنتین تارانتینو:
"تارانتینو اسم کمپانی تولید فیلمش را از روی یکی از فیلم‌های من برداشته! بدون اینکه در قبال این پولی به من پرداخت کند!"

7. ژاک ریوت درباره‌ی استنلی کوبریک:
"کوبریک یک ماشین است. یک مریخی. او اصلاً احساس ندارد. اما او بزرگ است. ماشینی که بهتر از ماشین‌های دیگر فیلم می‌سازد؛ مثل 2001: یک ادیسه‌ی فضایی"

8. ژاک ریوت درباره‌ی جیمز کامرون (و استیون اسپیلبرگ)
"کامرون شیطان نیست. او همینطور مثل اسپیلبرگ احمق نیست! او می‌خواهد که یک [سیسیل] بی. دمیل جدید باشد. اما متاسفانه نمی‌تواند از صفحات فیلمنامه‌اش فراتر برود.

9. ژان لوک گدار درباره‌ی استیون اسپیلبرگ:
"شخصاً او را نمی‌فهمم. گمان نمی‌کنم فیلم‌هایش چندان اهمیتی داشته باشند!"

10. الکس کاکس درباره‌ی استیون اسپیلبرگ:
"اسپیلبرگ فیلمساز نیست. قناد[شیرینی‌فروش] است!"

11. تیم برتون در جواب کوین اسمیت که او را متهم به دزدیدنِ پایان‌بندی فیلم سیاره‌ی میمون‌ها از روی کمیک‌بوک‌اش کرده بود:
"هر کسی که من را می‌شناسد، می‌داند که من اصولاً کمیک بوک نمی‌خوانم. حالا چه نوشته‌ی کوین اسمیت باشد چه نباشد. من هرگز چیزی از اسمیت نخوانده‌ام"

12. کوین اسمیت در جواب تیم برتون که گفته بود هرگز کمیک‌بوک نمی‌خواند:
"که اینطور! لطفاً به من بگو بتمن[fucking Batman] را چطوری ساخته‌ای؟!"

13. دیوید کراننبرگ درباره‌ی ام. نایت شیامالان:
"از این بشر متنفرم! لطفاً سوال بعدی!"

14. وینست گالو درباره‌ی مارتین اسکورسیزی:
"حتی با یک دستمزد 10 میلیون دلاری هم حاضر نیستم برای اسکورسیزی بازی کنم. او در طول 25 سال اخیر هیچ فیلم خوبی نساخته است!"

15. وینست گالو درباره‌ی سوفیا کاپولا (و پدر سوفیا کاپولا؛ فرانسیس فورد کاپولا):
"سوفیا شبیه بچه‌هایی است که به‌هرچه دلشان بخواهد، می‌رسند! او اگر بخواهد عکاس شود، می‌تواند. او اگر بخواهد فیلمساز شود، باز هم می‌تواند. سوفیا یک انگل است شبیه خوکِ چاقی که اتفاقاً پدرش است!!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم

🎬 تعطیلات آخر هفته (Week-end) فیلم کمدی آخرالزمانی‌ست ساختهٔ #ژان_لوک_گدار، کارگردان فرانسوی، محصول سال 1967. این فیلم جامعه‌ای حریص و طمع‌کار را به تصویر می‌کشد که به سرعت به سوی مهارگسیختگی و هرج‌ومرج حرکت می‌کند.

▪️خلاصه داستان

کورین (با بازی میری دارک) و رولان (با بازی ژان یان)، زن و شوهر بورژوای پاریسی، نقشه می‌کشند پدر کورین را به قتل برسانند و ثروتش را بالا بکشند. در همان حال، هر یک جداگانه نقشه دیگری را هم در سر می‌پرورانند: هریک خیال دارد به محض این که پول را به دست آورد، دیگری را بکشد و تمام پول را تصاحب کند. صبح روز شنبه، با ماشینشان سراغ پدر کورین می‌روند و او را از کلینیکی که روزهای آخر عمرش را در آن می‌گذراند خارج می‌کنند و به سفری جاده‌ای می‌برند. اما در طول سفر، با جهان موازی دیگری مواجه می‌شوند. جهانی که در آن طبقه الیت و طبقه کارگر، خوش‌گذران‌ها و ولگردها، سیاست و مذهب، کهنه و نو، جهان اول و جهان سوم، انقلابی‌ها و طرفداران وضع موجود، همه و همه در هم می‌ریزند و در نبردی خونین رویاروی هم قرار می‌گیرند.

▪️تولید فیلم

ژان-لوک گدار پیش از ساختن فیلم تعطیلات آخر هفته، به عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی موج نوی فرانسه شناخته شده بود و در هر فیلم (و حتی در صحنه‌های متفاوت یک فیلم واحد) قواعد سینما را از نو خلق می‌کرد. ساخت این فیلم، با نقطه عطفی در زندگی کارگردان و تاریخ فرانسه مصادف شد. فیلم در سال ۱۹۶۷ اکران شد. در این زمان گدار رسماً اعلام کرد مارکسیست لنینیست است و زیر بار روش‌های مرسوم جذب سرمایه برای ساخت فیلم‌هایش نخواهد رفت. روح انقلابی‌گری که در فیلم وجود داشت یک سال بعد در جنبش ۱۹۶۸ فرانسه و قیام دانشجویان نمودار شد.

🏆 جوایز

برنده جایزه بمبی، ۱۹۶۷
نامزد خرس طلای جشنواره فیلم برلین، ۱۹۶۷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

#سینما 🎞

ژان-لوک گـُدار Jean-Luc Godard کارگردان، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینماییِ فرانسوی_سوئیسی و یکی از پیشگامان جنبش سینمایی موج نوی فرانسه
▪️لیست کامل آثار ژان لوک گدار

•کار سیمان(۱۹۵۴)
•زنی لوند (۱۹۵۵)
•شارلوت و ورونیک یا همه پسرها نامشان پاتریک است (۱۹۵۷)
•داستان آب (۱۹۵۸، پخش ۱۹۶۱)
•شارلوت و ژولش (۱۹۵۸)
•از نفس افتاده (۱۹۵۹)
•زن زنست(۱۹۶۱)
•تحقیر (بخشی از هفت گناه بزرگ، ۱۹۶۳)
•گذران زندگی (۱۹۶۳)
•جهان نو، ۲(بخشی از بگذار مغزمان را بشویند: ساختهٔ RoGoPaG 1962)
•سرباز کوچک (۱۹۶۰، پخش ۱۹۶۳)
•تفنگدارها (۱۹۶۳)
•دسته جداافتاده‌ها (۱۹۶۴)
•یک زن شوهردار (۱۹۶۴)
•آلفاویل (۱۹۶۵)
•پی‌یرو خله (۱۹۶۵)
•زنانه، مردانه (۱۹۶۶)
•دو سه چیزی که از او می‌دانم (۱۹۶۷)
(بخش چشم داشت از فیلم کهن‌ترین پیشهٔ جهان)
•دور از ویتنام (۱۹۶۷)
•آخر هفته (۱۹۶۷)
•چینی (۱۹۶۷)
•شادی دانستن(۱۹۶۸)
•فیلمی چون دیگرها(۱۹۶۸)
•یک به‌علاوه یک(۱۹۶۸)
•یک پس از نیمه شب (۱۹۶۸)
•پراودا (۱۹۶۹، گروه ژیگا ورتوف)
•ستیز در ایتالیا(۱۹۶۹ گروه ژیگا ورتوف)
•باد خاوری(۱۹۷۰)
•تا پیروزی(۱۹۷۰)
•ولادیمیر و روزا(۱۹۷۱، گروه ژیگا ورتوف)
•همه‌چیز روبه‌راه است (۱۹۷۲)
•نامه‌ای به جین (۱۹۷۲)
•شماره ۲(۱۹۷۵)
•اینجا و جاهای دیگر(۱۹۷۶)
•شش دو تا: زیرو روی رسانه‌ها(۱۹۷۷)
•هرکی هرکی(۱۹۸۰)
•شور (۱۹۸۲)
•نام کوچک: کارمن (۱۹۸۳)
•سلام بر مریم(۱۹۸۵)
•پدیداری و ناپدیدی یک شرکت کوچک فیلم(۱۹۸۶)
•دادت را بستان(۱۹۸۷)
•موج نو(۱۹۹۰)
•چهره‌های سویس(۱۹۹۰)
•آلمان نه صفر(۱۹۹۱)
•آوخ بر من(۱۹۹۳)
GLG/GLG
•زندگی نامهٔ خویش در ماه دسامبر(۱۹۹۴)
•دو در پنجاه سال سینمای فرانسه(۱۹۹۵)
بچه‌ها به روسی بازی می‌کنند(۱۹۹۵)
•برای همیشه موتزارت(۱۹۹۵)
•سرگذشت سینما(۱۹۹۸)
•ستایش شیدایی(۱۹۹۹)
•هستهٔ سدهٔ بیست ویکم (۲۰۰۰)
•مکان قدیمی (۲۰۰۰)
•در ستایش عشق (۲۰۰۱)
•آزادی و وطن (۲۰۰۲)
•ده دقیقه قبل:ویولون سل (۲۰۰۲)
•موسیقی ما (۲۰۰۴)
•فیلم سوسیالیسم (۲۰۱۰)
•خداحافظ زبان (۲۰۱۴)
•کتاب تصویر (۲۰۱۸)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#نقد_فیلم_هیروشیما_عشق_من

👤کارگردان : #آلن_رنه


اولین و شاید مهم ترین فیلم آلن رنه "هیروشیما عشق من "

فیلم از این جهت مهمه که اون رو به نوعی آغازگر روند انتقادی موج نو میدونن . مکتبی که بسیاری از فیلما و کارگردانای خوب فرانسه از اونجا به دنیا اشنا شدن مثل ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و... . جا داره به این نکته هم اشاره کنم که اولین فیلمی از این رونده که جایزه کن میگیره.

▪️محتوا

محتوا حرف اول فیلمه و دلیل مطرح شدن گسترده اون و اغاز بروز تفکری موج نو همین توجه به محتواست.البته این توجه به محتوا به حدی هم هست که فیلم رو محتوا زده ننامیم. فیلمی که بنظر من در رده بهترین فیلمای ضد جنگ در کنار دکتر استرنجلاو کوبریک میشه دسته بندیش کرد و این در حالیه که طرف خاصی رو در این جنگ نمیگیره. فیلم درباره رابطه عاشقانه زنی به نام نوو(شهری در فرانسه) مردی به نام هیروشیماست . در ابتدای فیلم مرد و زن رو در آغوش یکدیگر میبینیم در حالیکه غباری این دو رو فرا میگیرد ولی همدیگر رو رها نمیکنن‌. سپس زن به شرح مصیبت ها و سختی هایی که بر هیروشیما اومده میپردازه ولی مرد به جمله ای رو تکرار میکنه " نه تو چیزی ندیدی ، توچیزی به یاد نمیاری" که به فراموشی فرانسه و کل دنیا در مورد جنایات جنگی هیروشیما اشاره داره. فیلم رو در تعریف عام میشه شاعرانه نامید.سرتاسر روایت و دیالوگ ها استعاریه و تماما به جنگ اشاره داره . این شیوه روایت از این فیلم اثر جذابی میسازه که میشه رو تک تک دیالوگاش بحث کرد و رازگشایی کرد. دیالوگ ها به صورتیه که هم کنش دراماتیک جلو میره و هم اثر استعاری مد نظر رو میرسونه. بنظر من تمام اعتبار مهم بودن فیلم به فیلمنامه و نویسنده فیلم یعنی مارگریت دوراس میرسه. اتفاقا ایشون برای این فیلم در اسکار نامزد دریافت جایزه هم شد . از استعاره های زیبای فیلم میشه به شعری اشاره کرد که در طول فیلم تکرار میشه (اتفاقی که بعدها در فیلم های گدار هم میبینیم) "مرا ببلع، مرا تا سرحد زشتی از ریخت بیانداز،تا کسی بعد از تو نفهمد ، دلیل این همه میل را " به شعر دقت کنید . نویسنده دلیل این همه جنگ و کشت و کشتار و تخریب هیروشیما رو عشق زیاد میدونه و کلا روندی رو در فیلم پیش میگیره که همه بدون جنگ و دعوا صلح کنند.

▪️کارگردانی

از لحاظ کارگردانی نسبت به دیگر فیلم های موج نو فیلم معمولی به شمار میاد. قاب ها بیشتر در مدیوم شات و معمولی و از صورت دو شخصیت فیلم گرفته میشه.نما هایی که از شهر گرفته میشه و دنبال کردن دو کاراکتر (به طوری در زمانی که کنش سمت بازیگرزن است اون جلوتر می ایسته و بلعکس) از نکات مثبت ایجاد میزانسنی کارگردان محسوب میشه . گرچه رنه به دلیل فیلم اولی بودنش به درستی ریسک نکرده و خب ما هم از خلاقیت موج نویی محرومیم. این فیلم به نوعی اغاز گر تفاوتی از موج نو هست که فیلم ها بجای استودیو در لوکیشن واقعی فیلم برداری میشه که به اثر بیشتر اون بر مخاطب کمک میکنه . برخلاف شعار موج نو که کارگردان-مولف هست این فیلم مولفی به غیر از کارگردان داره و بار اصلی اون رو دوش فیلم نامه فوق العاده اشه. از لحاظ موسیقی از فضای کلاسیک فاصله بسیاری گرفته و بیشتر به فیلم های بعد از اون متمایله و از این رو نیز میشه فیلم رو پیشتاز دونست در حالیکه به عنوان مثال فیلم اول کلودشابرول به نام سرژ زیبا در همین سال با اینکه از لوکیشن های واقعی استفاده میکنه اما وابستگی اون به سینمای کلاسیک به چشم می آد.

▪️جمع بندی

فیلم هیروشیما عشق من ، اولین و یکی از ساختار شکنانه ترین فیلمای موج نوعه که نقش بسزایی در اون چیزی که در اینده رخ میده ایفا میکنه. فیلم نامه محشر ، کارگردانی خوب ، دور ریختن قواعد قبلی و شاعرانگی قابل توجه و پیام مهم فیلم اون رو فیلم بسیار مهمی میکنه.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

از ژان لوک گُدار پرسیده بودند که چرا شخصیت‌های یکی از فیلم‌هایش واقعی به‌ نظر نمی‌رسند و گُدار که خوب می‌دانسته واقعیت برای آن‌‌ که این سؤال را پرسیده همان دنیایی است که در آن زندگی می‌کند جواب داده که شخصیت‌های فیلمش کاملا واقعی‌اند؛ اصلاً آدم‌هایی حقیقی‌اند؛ حقیقی‌تر از آدم‌هایی که صبح تا شب در کوچه و خیابان می‌بینیم و اصلاً خوب که نگاه کنیم ایراد کار از دنیا است که با واقعیت سرِ سازگاری ندارد. جمله‌ بعدی گُدار تیر خلاصی است نثار هر کسی که به جست‌وجوی واقعیت برمی‌آید. او می‌گوید:

«دنیا فیلم‌نامه درستی ندارد و زندگی هم فیلمی است که آن‌ را بد ساخته‌اند.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#سینما_ونقاشی

#فیلم‌ها به ترتیب:

۱: صحرای سرخ، آنتونیونی
نقاشی اثر جورجو د کیریکو(Mystery and Melancholy of the Street)

۲: یک آمریکایی در پاریس، وینسنت مینلی
نقاشی اثر آگوست رنوار

۳: مارکیز اوی، اریک رومر
نقاشی کابوی اثر هنری فوسلی

۴: پیرو خله، ژان لوک گدار
نقاشی ژاکلین با گلها، پابلو پیکاسو

۵: آینه، آندره تارکوفسکی
نقاشی شکارچیان در برف پیتر بروگل

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_سینما هنری نیست که صرفاً زندگی را به تصویر می‌کشد؛ سینما چیزی میان هنر و زندگی است. برخلاف نقاشی و ادبیات، سینما توأمان به زندگی می‌بخشد و هم از آن طلب می‌کند. من در فیلم‌هایم تلاش می‌کنم این مفهوم را انتقال دهم. ادبیات و نقاشی از همان ابتدا به عنوان هنر وجود داشته‌اند؛ اما سینما این‌گونه نبوده است.


#_ژان_لوک_گدار

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity