من خدا هستم
18.6K subscribers
7.92K photos
10K videos
214 files
2.64K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
من خدا هستم
چگونگی شکل گیری ادیان و تبدیل به یک فرهنگ شدن یک کار و عمل اصل دین= تقلید بدون فکر @khod2 👈👉 @khod3
👆
ویدیو رو ببینید مطلب را درک کنید👇

علت اعتماد و اعتقاد مردم به ادیان و اطاعت از پیشوایان مذهبی تنها ناشی از #ترس و #عادت است،دین نماینده جهان بینی و تفکریست که از نادانی آغاز میگردد و به تاریک اندیشی منتها میشود
،،#دین یک #حقیقت نیست، یک #فرهنگ است،،

@khod2 👈👉 @khod3
#دین
موفق ترین کلاهبرداری هرمی دنیاست که هرعضو،
کودکان خودرا به عضویت در می آورد.

❇️عقایدقسمت بزرگ شخصیت انسانهاراتشکیل میدهد وبازتاب جمعی ادیان وتفکرهادر جامعه جهانی هویداست

#کنکاش_کنیم


🌐 @khod2
واجبات را انجام ندهید

گناه هم بکنید ♨️✔️

پولشو بدید به عاخوند برید بهشت🏖🏰

فی بازار دستتون باشه مومنین💰💳💷😊

#دین_پولی
#دین_الهی

🌐 @khod2
⭐️ چرا تغییر باورهای مذهبی سخت است؟
⭐️ چرا مردم مذهبی در مقابل شواهد باورشان را رها نمیکنند؟

✴️ @khod2
🔆 مردم مذهبی در مواجه با نقد و شواهد خلاف باورهاشون موضع گیری میکنند زیرا دیدگاهشون به اخلاقیاتشون وابسته است.

⭕️ افراد متعصب باورهاشون رو رها نمیکنند حتی اگر توسط متخصصین تناقضاتش آشکار شود چون این باور ها احساسات را در آنها برمی انگیزد.

🔆 برعکس کسانی که باور ندارند، تلاش دارند که چیزی مثبت در مورد آن باور ببینند ولی مغزشان با تفکر تحلیلی خو گرفته است و تلاششان ناموفق خواهد بود به احتمال زیاد.

👈 مسئله مهم در رد باور ها مذهبی #اخلاقیات است، ذهن دینداران از کودکی با تعریف مذهبشان از مسائل اخلاقی خو گرفته.

👈 آنها یادگرفته اند که چه چیزی اخلاقی است و چه چیز نیست و این بر اساس تفکر مذهبیشان است.

👈 نوع #آموزش تفکر بر انگیز نبوده، بلکه دستوری و حفظی بوده در نتیجه اخلاقیات را مسئله ای حل شده و کتابی تصور کرده اند.

👈 همینطور تشدید احساسات و گره زدن مسائل احساسی با مذهب در مغز آنها در مواجهه با نقد واکنش های حسی را بر می انگیزد.

🔆 مردم مذهبی بیشتر در مورد مسائل مختلف اخلاقی و دینی اطمینان خاطر دارند و خیال میکنند درست از غلط را به راحتی میتوانند تشخیص دهند.

👈 برعکس مردم غیر مذهبی در مورد مسائل اخلاقی کم تر اطمینان دارند.

چون اینچنین پیوند حسی در مغز مذهبی ها شکل گرفته جدایی از مذهب و نگاه به آن به شکل منطقی و تحلیلی برایشان دشوار است.

💢 و همینطور شاید بتوان گفت تغییرات ناگهانی برای یک دیندار خطرناک است و نمیتواند جهان بینی صحیحی در مورد اخلاقیات داشته باشد.
بخاطر همین است که افراد بعد از اتفاقی ناگوار ناگهان عصبانی میشوند و بسیاری مسائل اخلاقی را زیر پا میگذارند چون تمام چیزی که آنها را پایبند نگه میداشت یک تفکر مصنوعی بوده.

👈بطور مثال وقتی یک دیندار با مسائلی که در دینش گناه کبیره حساب شده مواجه میشود ممکن است تا حد قتل پیش برود چون در ذهن اون قرار نیست کسی دست به چنین گناه کبیره ای بزند و وقتی زده دین را زیر پا گذاشته است.

👈 یا بطور مثال وقتی فردی متعصب اتفاقی ناگوار مثل زلزله برایش اتفاق می افتد بجای تلاش برای جبران و حل مشکل مسئله را شخصی نگاه میکند و شاید دست به جرم بزند با این تصور که خدا مرا دوست ندارد و من هر کار بخواهم میکنم.

🔆 اعتماد به نفس و اطمینان خاطر خوب است اما اطمینان در مورد این که من درست از غلط را تشخیص می دهم یا انسان با اخلاقی هستم خوب نیست.

⭕️ #تروریست ها درون حباب فکری خودشون اعتقاد دارند کارهایی که انجام میدهند کاملاً اخلاقی هست. آنها اعتقاد دارند در مقابل بدی و شر هستند و از مقدسات(که حق و درست است) دفاع میکنند.

https://link.springer.com/article/10.1007%2Fs10943-017-0433-x
👆 این تحقیق به بررسی این مسئله پرداخته است و در نتیجه آن این آمده که ذهن مذهبی ها بر یک دندگی یا به عبارتی اطمینان خاطر از تفکراتشون استوار است.
و ذهن #آتئیست ها بر تفکر تحلیلی و علمی.


🔆 این مطلب دیگر مسائل بحث برانگیز مثل سیاست، گیاه خواری، فمنیسم و تغییرات اقلیمی را هم شامل میشود.

❇️ در کل میتوان دو گونه افراد را تقسیم بندی کرد، عده ای که اطمینان به چیزی دارند، و عده ای که اطمینان ندارند.
👈 آن عده ای که اطمینان دارند به مسائل ضد و نقیض و نقد ها توجه نمیکنند یا آنها را سر سری میگیرند ولی عده ای که اطمینان ندارند بسته به میزان شک و تردیدشان به نقدها استناد میکنند.

⭕️ توجه کنید که #علوم_تجربی با همه دقت و قطعیت خود تماماً بر نظریه های #ابطال_پذیر استوار است و بر هیچ چیزی برچسب اثبات شده نمیزند.

#جامعه
#مذهب #دین
#اخلاق
✴️ @khod2
#دین_فروشی
#فقه_از_اول_هم_دکان_بود
#دین_کالایی_معامله_ای

〽️از اول هم قرار بود به ما #دین_بفروشند، اما در همین معاماله دو سر سود برای کاسب و نابودگر برای خریدار، در معامله #غش فرمودند
از زبان خودی هایشان بشنوید: 🔰

🆔 @khod2
👈 ‍ فقه "آنها" ، فقه "اينها" 👉

محمّد حسين كريمي پور

💠بي خود نيست من شيدايِ جنابِ خاتمي ام. آن سيّد محمّدِ محبوب القلوب را نمي گويم . همين سيد احمدِ خطيبِ جمعه -حفظ الله جميع المومنين- ، مُرادِ من است.

نه به جانِ شما! دستتان نينداخته ام. دليل دارد اين شيدايي. به گمانِ من، تنها كُدهايِ ماندگار ايشان قادرست يك بَحرِ طويل را در دو كلمه ، آنهم سر جمع پنج حرف ، به اَحسنِ وجه خلاصه كند: "فقه ما"!
الحق اعجازيست خَلقِ اين تركيب دو كلمه اي در فضاي آشفته ادبيات ديني و سياسيِ امروزِ ما! براي منِ حقيرِ سراپا تقصير كه كاشف الغطاء بود اين فرمايش!

💠مدتّهاست كه منِ بچه شيعه از سلسله جليله روحانيت - حفَظهم الّلهُ مِن شُرورِ آخِرِ الزّمان - شكايت داشتم. اما نمي دانستم به چه زباني تقرير دعوا كنم كه مثنوي هفتاد من نشود. قلَّ و دلَّ و لَم يُمِل باشد و محكمه پسند و همه فهم. حاج احمد آقاي خاتمي راهگشايي فرمود.
🆔 @khod2
💠در پيشگاه عدلِ الهي، عارضم كه روحانيت در بزرگترين معامله تاريخِ شيعه با ملّت، كمي تا قسمتي، غشّ در معامله فرموده.
تفصيل آنكه، حينِ معامله، به مسلمانانِ ملّت، فقه فاخرِ سامحِ هوشمندِ معقولِ رحمانيِ تو دل برويِ خواستنيِ طالقاني و مطهري و بهشتي و موساي صدر و علامه طباطبايي را نشان دادند. اما وقتي به استفاده از مبيع پرداختيم خود را بيشتر در محضر و معرضِ حضرات آيات خلخالي و جنتي و مصباح يزدي بگير و بيا تا آملي لاريجاني و علم الهدي و احمد خاتمي يافتيم. به ثَمنِ مُلكِ ايران، متدينينِ ما "فقه آنها" و دينِ آنها و عدلِ آنها و عقلِ آنها را خريدار شدند ولي حالا كاشف بعمل آمده كه بعد از اخذِ ثمن، چيزي غير از مبيع مورد توافق يعني همين "فقه اينها" ، تحويل خريدار شده است. حالا ما مانده ايم مال باخته و شرمنده ساير آحادِ ملّت كه به تدّينِ ما و ادعايِ علويّت ما اعتماد كردند!

💠حوزه مقدّسه اگر از اجناسِ مطابقِ مستوره ارائه شده، تك و توكي هم در چنته داشته يا مثل جناب سيستاني - حفظه الله- به شيعه عراق فروخته يا در قم و مشهد در كُنجِ عُزلتِ خانه و مدرسه وا نهاده.
يا ايُّها الٓملاءُ افتوُني!
علماء! تكليف اين معامله چيست؟

💠من نمي گويم اين كالا بهترست يا آن كالا . هر كس سليقه اي دارد. اما مبيع، مُغايرِ مستوره است. اين نه آن است كه فروختيد و نه آن است كه خريديم.

#محمدحسین_کریمی_پور

#دکان_دین #فقه_فروشی
#انقلاب_بیداری
#قیام_بهمن

✔️ من خدا هستم 🌐
🆔 @khod2
‏من که دیگه باورکردم اسلام کاملترین دین خداست شمارو نمیدونم
ازرفتن به توالت تابزرگ کردن سینه برای شما دعاواحکام دارد

#دین_سکس_و_شهوت
#دین_زوال_انسانیت

✔️من خــــــــدا هـــســـــــتم🌐
🆔 @KHOD2
#دین_افیون_جوامع_انسانی
#اسلام_دشمن_انسان میتواند باشد

🆔 @khod2
⚠️‌ ‏تو اندونزی اعضای یک خانواده مسلمان خودشون رو تو ۳ کلیسای مختلف منفجر کردند و ۷ نفر رو کشتن:
‏پدر خانواده زنش و دو دختر ۹ و ۱۲ ساله رو با وانت به کلیسای اول میبره و اینها خودشون رو منفجر میکنن, بعد خودش یه کلیسای دیگه رو منفجر میکنه,دو پسر جوانش هم کلیسای سوم رو!

‏⁧ #ویروس_اسلام

✔️من خــــــــدا هــســـــــتم🌐
🆔 @KHOD2
💢توهمات سرداران و مسئولین منقلی و معتاد سپاه و نظام(ج آ)باعث شده سالانه چندین میلیارد دلار از پول ملت ایران به گروه های تروریستی کثیف اسلامی کمک مالی بشود:
=========================
⚡️پمپئو(11.04.2019) تردیدی درباره رابطه حکومت ایران و القاعده وجود ندارد
🔗https://plink.ir/nwkge
⚡️مقامات آمریکایی میگویند: ایران سالانه یک #میلیارد_دلار فقط به حزب الله و گروهای فلسطینی کمک مالی می کند.
🔗https://plink.ir/ACkZp
⚡️استفان هایدمن در سال ۲۰۱۵ تخمین زد که ایران سالانه 15 تا 20 #میلیارد_دلار برای حمایت از بشار اسد هزینه می کند
🔗https://plink.ir/Wc5r1
#دین_تروریستی_اسلام
#جمهوری_تروریستی_اسلام
=========================
🔱 @KHOD2
✘مشکل کمونیسم و فاشیسم،
انتقادی بودن بیش از اندازه آنها نسبت به دین نیست.

بلکه مشکل در اینجا است که آنها بیش از اندازه به دین شباهت دارند.

🖋 سم هریس

@khod2 ®من خدا هستم
@rtbatbot ←ارتباط با ادمین

#⃣جستجو با هشتگ↓
#کمونیست #دین #هریس #گفتاورد
🔅دکترسم هریس:وانمود کردن به دانستن چیزی که نمی دانید ؛نیروی حیاتی #دین است...
@khod2
چرا باید در رأی دادن در روز جمعه، تردید داشت؟
🖋️#احمد_بخارایی | جامعه‌شناس


من #جامعه‌شناسی خوانده‌ام و #سیاسی نیستم. اگر سخنی می‌گویم از منظر #جامعه‌شناختی است یعنی از شما و در کنار شما از واقعیت پیرامونی‌مان حکایت می‌کنم و تفاوتی نمی‌کند که شما از کدام جناح هستید. اگر آتشی شعله کشیده، خشک و تر را سوزانده یا خواهد سوزاند. شکم گرسنه، #دین و ایمان و #دموکراسی و انسان‌محوری را نمی‌شناسد! با این مقدمه به چند موضوع می‌پردازم که این روزها موجب شده برخی افرادی که قبلاً تصمیم گرفته بودند در سیزدهمین دوره‌ی #انتخابات_ریاست‌جمهوری در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ شرکت نکنند اینک مردّد شده‌اند و با طرح برخی استدلال‌ها و ایجاد شک در خود و دیگران، قصد #مشارکت دارند. بدون شک در همه‌ی #انتخابات حضور این گونه افراد نقش تعیین کننده‌ای داشته است و بنابراین شایسته است با فکر و تحلیل درست، به صحنه‌ی انتخابات نگاه و تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم. عمدتاً این گونه استدلال‌ها هفت دسته‌اند:

۱ـ می‌گویند: اگر آقای #رئیسی، #رئیس‌جمهور شود هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «جامعه ظرفیت تحمل فشار بیشتر را دارد».
ـ می‌گویم: کاری باقی نمانده که مجموعه‌ی #حاکمیت در ایران انجام نداده باشد و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. به عنوان مثال در دانشگاه‌ها که ما معلمش هستیم چه می‌خواهند انجام دهند؟ چه باقی مانده که انجام دهند؟ اصلاً نگرانی نسبت به چیست؟ اهالی هنر و سینما، #نویسندگان، #روزنامه‌نگاران، #معلمان، #دانشگاهیان، #تولیدکنندگان صنعتی، فقرا و اساساً کدام قشر نگران است که وضع بدتر شود؟ جامعه‌ای که بدنش سرّ شده دیگر چه درد جدیدی را حس می‌کند؟ پس پیش فرض مذکور، ناصحیح است.

۲ـ می‌گویند: با رئیس‌جمهور شدن آقای رئیسی، قدرت یک‌پارچه می‌شود و عملاً سه قوه هم‌سو می‌شوند.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «ناهم‌دستی در حاکمیت در ایران، موجب رشد شده است».
ـ می‌گویم: اولاً موضوع هم‌گونی در حاکمیت، اشکالی ندارد و گاه می‌تواند موجب حرکت رو به جلو در برخی جوامع بشود. ثانیاً فرض کنید آقای #همتی، رئیس‌جمهور شود آیا اینک تصور می‌کنید که زیر مجموعه‌ی #رهبری یعنی #سپاه و #اطلاعات و #قوه_قضاییه و #قوه_مقننه و غیره که بر اساس #قانون_اساسی، اصل و مقوّم مجموعه‌ی #حاکمیت_دینی در #ایران است امکان نفس کشیدن می‌دهند؟ آیا این همه تجربه در بیش از چهل سال کافی نیست؟ پس پیش فرض مذکور، خلاف واقع است.

۳ـ می‌گویند: آمدن رئیسی، مقدمه‌ی رهبر شدنش پس از درگذشت #رهبر فعلی است.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «روند انتخاب رهبری در آینده، بسان گذشته است».
ـ می‌گویم: اتفاقاً برعکس است زیرا با توجه به انبوه #مسائل_اجتماعی شامل #بی‌کاری و #فقر و #اعتیاد و #افسردگی_اجتماعی و غیره، قطعاً رئیسی با مشکلات جدی‌تر مواجه خواهد‌شد و در این بوته‌ی آزمایش در مقام رئیس‌جمهور، شکست خواهد خورد و رهبر شدنش منتفی خواهد شد. از سوی دیگر «#کاریزماتیک» بودن رهبر در دور آینده، دارای وزن نخواهد بود و اساساً روند انتخاب رهبر با فراز و فرودهای ویژه‌ای مواجه خواهد شد. پس پیش‌فرض مذکور، نادرست است.

۴ـ می‌گویند: اگر رئیسی، رئیس‌جمهور شود شاید بعداً با #عدم_شرکت_در_انتخابات و #رأی_ندادن به همّتی، پشیمان شویم و خود را شماتت کنیم.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «با حمایت از #اصلاح‌طلبان_حکومتی در گذشته، کم‌تر خود را شماتت کرده‌ایم».
ـ می‌گویم: بر اساس تجربیات گذشته که اینک بسیاری از کسانی که به آقای #روحانی رأی داده بودند پشیمان هستند چه بسا اگر به آقای همّتی هم رأی داده شود از یک سال نخواهد گذشت که باز پشت دست‌مان خواهیم زد و خواهیم گفت: باز گول خوردیم! پس پیش‌فرض مذکور، خلاف واقع است.

۵ـ می‌گویند: از #تحریم_انتخابات چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود و چه فایده‌ای دارد و چه جایگزینی وجود دارد؟
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «هر کسی که رأی نمی‌دهد قصد سیاسی دارد».
ـ می‌گویم: می‌شود انتخابات را تحریم نکرد زیرا «#تحریم» دارای بار سیاسی است و متعاقباً «#براندازی» را به ذهن نزدیک نکرد. می‌توان نگاه واقعیت‌محور و جامعه‌شناسانه داشت. بر این اساس، #مشارکت_نکردن در انتخابات، اولاً انجام وظیفه و ایفای نقش در چارچوب «#اخلاق_اجتماعی» است و ثانیاً با افزایش تعداد کسانی که رأی نخواهند داد مجموعه‌ی مدیریت کلان اعم از رهبری و زیر مجموعه، بیش از پیش خود را با پرسش از سوی #جامعه و تردید در عمل‌کرد گذشته مواجه خواهند دید. پس پیش‌فرض مذکور، متزلزل است.

۶ـ می‌گویند: با انتخاب شدن آقای رئیسی، این حداقل دموکراسی هم از بین خواهد رفت.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «امکان فشار بیش‌تر بر مجاری تنفسی جامعه وجود دارد».
ـ می‌گویم: مطمئن باشید آن‌قدر فشار بر مجاری تنفسی جامعه زیاد شده است که دیگر جایی برای تنگ‌تر شدن مجاری تنفسی باقی نمانده و اگر چنین شود که شما می‌گویید 👇
@khod2
👍2
هجومی از دل تاریخ به قرن بیست و یکم

💢 طالبان نمایان‌گر یورشی است از دل تاریخ به قرن ما. باور اش دشوار است اما واقعی است. انگار فیلمی از هالیوود را می‌بینیم. مردمانی از دل یک فرهنگ و اجتماع قبیله‌ای با اندیشه‌هایی متناسب با عصر اجتماعات قبیله‌ای و با ارزش‌های چنین باهمستانی، در قرن بیست و یکم ظهور یافته و بر تمدن جدید و زیست امروزین و فرهنگ مدرن یورش می‌برد.

💢 بخش متمدن‌تر و شهری‌ی افغانستان کاملاً زانو زده و ناتوان است و تحت خشونت طالبانی زمین‌گیر شده است. آن‌چه در چشم مردمان امروزین توحش و جهل و سبعیت دانسته می‌شود، در نزد خود طالبانی‌ها امری عادی است؛ زیرا این عین زنده‌گی‌ی آنان است.

💢 به اسارت گرفتن کودکان و دختران، کشتن مردان، غارت کردن و ... جزو روند جاری‌ی زنده‌گی‌ی قبیله‌ای‌شان است. در اجتماع قبیله‌ای دین نیز به همین‌سان قبیله‌ای فهم می‌شود. اسلام یا هر دین دیگری کم و بیش هم‌چون آبی می‌ماند که شکل مظروف خود را می‌گیرد.

💢 اما در این میانه حقوق بشر چه می‌شود و حامیان حقوق بشر کجایند و چه می‌کنند؟ پاسخ ساده اما بس دردناک است. ما مردمان غیرغربی در حالت معمولی در چشم غربیان بشر محسوب نمی‌شویم؛ مگر آن‌که منافع غربیان اقتضا کند و ما گه‌گاه بشر محسوب شویم.

دکتر حسن محدثی‌ی گیلوایی
۲۳ مرداد ۱۴۰۰


#امارت_اسلامی
#دین
#اسلام
#طالبان
#افغانستان
#حقوق_بشر


@KHOD2
بحث و جدل با کسی که به جای #تعقل،

#دین را انتخاب کرده مانند تجویز دارو به بدن یک مرده است.

@KHOD2
👍53👎1
⚔️ جدال خداباوران و خداناباوران: از پیدایش حیات تا آگاهی

در یکی از انجمن‌های اینترنتی، بحث داغی میان خداباوران و خداناباوران شکل گرفت که جرقه‌ی آن با یک سوال ساده زده شد: «آیا خداناباوران می‌توانند توضیح دهند که چرا حیات وجود دارد؟». این بحث به سرعت به لایه‌های عمیق‌تری از فلسفه، علم و دین کشیده شد. در ادامه، چکیده‌ای از مهم‌ترین محورهای این جدال فکری را مرور می‌کنیم.

💬 پرسش اصلی:
یک کاربر خداباور بحث را با این چالش آغاز کرد: «پیدایش حیات از نظر آنتروپی و انرژی، ایده‌آل به نظر نمی‌رسد. آیا آتئیسم پاسخی برای این "چرا" دارد؟»

🧬 محور اول: معمای پیدایش حیات و آنتروپی

دیدگاه خداباورانه: برخی معتقدند که پیدایش خودبه‌خودی حیات (Abiogenesis) و نظم پیچیده‌ی موجودات زنده، با قانون دوم ترمودینامیک (گرایش سیستم‌ها به بی‌نظمی یا آنتروپی) در تضاد است. از این منظر، وجود یک «طراح هوشمند» یا نیروی ماورایی برای خلق چنین نظمی ضروری به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر، علم هنوز «شکاف» بین مواد شیمیایی بی‌جان و یک سلول زنده را پر نکرده است.

پاسخ خداناباورانه: طرف مقابل استدلال می‌کند که این برداشت از آنتروپی اشتباه است. موجودات زنده «سیستم‌های باز» هستند؛ یعنی با محیط اطراف خود انرژی و ماده مبادله می‌کنند. یک موجود زنده با مصرف انرژی (مثلاً غذا) و دفع گرما و مواد زائد، نظم درونی خود را حفظ می‌کند اما در مقیاس بزرگ‌تر، آنتروپی کل جهان را افزایش می‌دهد. بنابراین، حیات نه تنها قوانین فیزیک را نقض نمی‌کند، بلکه نمونه‌ای عالی از عملکرد آن است. از این دیدگاه، «ندانستن» چگونگی دقیق پیدایش حیات، به معنای اثبات وجود خدا نیست (مغالطه‌ی توسل به جهل یا God of the gaps).

🧠 محور دوم: آگاهی، حواس و مبانی باور (Axioms)

چالش خداباورانه: «اگر شما به چیزهایی که اثبات‌پذیر نیستند شک دارید، چرا به حواس خود اعتماد می‌کنید (مسئله استقراء هیوم)؟ یا چرا به سیستم‌های ریاضیاتی که بر پایه‌ی اصول اثبات‌نشده (Axioms) بنا شده‌اند، اعتماد دارید؟ آیا اینها نیز نوعی ایمان نیستند؟»

پاسخ خداناباورانه: اعتماد به حواس یک ضرورت عملی و روزمره است که نتایج سازگار و قابل پیش‌بینی تولید می‌کند. این اعتماد با باور به معجزات یا یک موجود ماورایی که هیچ شواهد مستقلی ندارد، تفاوت بنیادی دارد. ریاضیات نیز اگرچه بر اصول اولیه استوار است، اما یک سیستم منطقی سازگار و فوق‌العاده کاربردی برای توصیف جهان است، در حالی که دعا و باورهای دینی چنین نتایج ملموس و قابل تکراری را ارائه نمی‌دهند.

🌌 محور سوم: تعریف «خدا»

خود خداباوران نیز تعریف یکسانی از خدا ندارند:

- خدای ادیان ابراهیمی: یک وجود متشخص، آگاه و خالق که خارج از زمان و مکان قرار دارد و در جهان مداخله می‌کند.
- خدای پانتئیستی (Pantheism): خدا همان خودِ جهان هستی است و جدا از آن نیست.
- خدای فلسفی (Logos): خدا به عنوان یک اصل منطقی ابدی یا خودِ «وجود محض».

خداناباوران استدلال می‌کنند که این تعاریف متفاوت، نشان‌دهنده‌ی ابهام و تغییر مداوم مفهوم خدا برای فرار از انتقادات علمی و منطقی است.

🏛 محور چهارم: نقش دین در اخلاق و جامعه

دیدگاه خداباورانه: برخی معتقدند که ادیان، به ویژه مسیحیت در غرب، با نهادینه کردن اصول اخلاقی، پایه‌های تمدن را برای قرن‌ها حفظ کرده‌اند و زوال اخلاقی امروز نتیجه‌ی فاصله گرفتن از دین است.

پاسخ خداناباورانه/انتقادی: این دیدگاه با اشاره به تاریخ جنگ‌های صلیبی، تفتیش عقاید و سرکوب علم، ادعا می‌کند که دین نه تنها همیشه منبع اخلاق نبوده، بلکه گاهی مانع پیشرفت نیز شده است. ضمن اینکه اخلاق می‌تواند ریشه‌های انسانی و اجتماعی داشته باشد و نیازی به یک منبع ماورایی ندارد.

📒 این جدال بی‌پایان، تقابل دو جهان‌بینی اساسی را به نمایش می‌گذارد: یکی در جستجوی «چرا»ها و معنای غایی، و دیگری متمرکز بر «چگونه»ها و فرآیندهای طبیعی. هر دو طرف از ابزارهای علم، فلسفه و منطق برای دفاع از مواضع خود استفاده می‌کنند، اما در نهایت، نقطه‌ی شروع باورها (Axioms) و تفسیرشان از جهان، آن‌ها را در دو مسیر متفاوت قرار می‌دهد.

«ادعای وجود خدا، یک ادعای علمی درباره جهان است و باید با همان سخت‌گیری که با سایر نظریه‌ها برخورد می‌کنیم، با آن مواجه شویم.»

💬 این نقل قول، چکیده‌ی یکی از اصلی‌ترین استدلال‌های ریچارد داوکینز در کتاب مشهور خود، «پندار خدا» است. از نظر او، باور به یک خالق هوشمند یک ادعای بزرگ است و بار اثبات آن بر دوش خداباوران قرار دارد، نه اینکه خداناباوران موظف به رد آن باشند. داوکینز استدلال می‌کند که این فرضیه، اصل سادگی (تیغ اوکام) را نقض می‌کند؛ زیرا یک «طراح» خود باید موجودی بی‌نهایت پیچیده‌تر از جهان باشد و این ما را به سوال نهایی می‌رساند: چه کسی خودِ طراح را طراحی کرده است؟

📚 #فلسفه #آتئیسم #دین #علم #مبدا_حیات #آگاهی
📚 @ktyab
👍85