من خدا هستم
17.6K subscribers
7.5K photos
9.82K videos
211 files
2.11K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️https://t.me/Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
چرا باید در رأی دادن در روز جمعه، تردید داشت؟
🖋️#احمد_بخارایی | جامعه‌شناس


من #جامعه‌شناسی خوانده‌ام و #سیاسی نیستم. اگر سخنی می‌گویم از منظر #جامعه‌شناختی است یعنی از شما و در کنار شما از واقعیت پیرامونی‌مان حکایت می‌کنم و تفاوتی نمی‌کند که شما از کدام جناح هستید. اگر آتشی شعله کشیده، خشک و تر را سوزانده یا خواهد سوزاند. شکم گرسنه، #دین و ایمان و #دموکراسی و انسان‌محوری را نمی‌شناسد! با این مقدمه به چند موضوع می‌پردازم که این روزها موجب شده برخی افرادی که قبلاً تصمیم گرفته بودند در سیزدهمین دوره‌ی #انتخابات_ریاست‌جمهوری در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ شرکت نکنند اینک مردّد شده‌اند و با طرح برخی استدلال‌ها و ایجاد شک در خود و دیگران، قصد #مشارکت دارند. بدون شک در همه‌ی #انتخابات حضور این گونه افراد نقش تعیین کننده‌ای داشته است و بنابراین شایسته است با فکر و تحلیل درست، به صحنه‌ی انتخابات نگاه و تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم. عمدتاً این گونه استدلال‌ها هفت دسته‌اند:

۱ـ می‌گویند: اگر آقای #رئیسی، #رئیس‌جمهور شود هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «جامعه ظرفیت تحمل فشار بیشتر را دارد».
ـ می‌گویم: کاری باقی نمانده که مجموعه‌ی #حاکمیت در ایران انجام نداده باشد و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. به عنوان مثال در دانشگاه‌ها که ما معلمش هستیم چه می‌خواهند انجام دهند؟ چه باقی مانده که انجام دهند؟ اصلاً نگرانی نسبت به چیست؟ اهالی هنر و سینما، #نویسندگان، #روزنامه‌نگاران، #معلمان، #دانشگاهیان، #تولیدکنندگان صنعتی، فقرا و اساساً کدام قشر نگران است که وضع بدتر شود؟ جامعه‌ای که بدنش سرّ شده دیگر چه درد جدیدی را حس می‌کند؟ پس پیش فرض مذکور، ناصحیح است.

۲ـ می‌گویند: با رئیس‌جمهور شدن آقای رئیسی، قدرت یک‌پارچه می‌شود و عملاً سه قوه هم‌سو می‌شوند.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «ناهم‌دستی در حاکمیت در ایران، موجب رشد شده است».
ـ می‌گویم: اولاً موضوع هم‌گونی در حاکمیت، اشکالی ندارد و گاه می‌تواند موجب حرکت رو به جلو در برخی جوامع بشود. ثانیاً فرض کنید آقای #همتی، رئیس‌جمهور شود آیا اینک تصور می‌کنید که زیر مجموعه‌ی #رهبری یعنی #سپاه و #اطلاعات و #قوه_قضاییه و #قوه_مقننه و غیره که بر اساس #قانون_اساسی، اصل و مقوّم مجموعه‌ی #حاکمیت_دینی در #ایران است امکان نفس کشیدن می‌دهند؟ آیا این همه تجربه در بیش از چهل سال کافی نیست؟ پس پیش فرض مذکور، خلاف واقع است.

۳ـ می‌گویند: آمدن رئیسی، مقدمه‌ی رهبر شدنش پس از درگذشت #رهبر فعلی است.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «روند انتخاب رهبری در آینده، بسان گذشته است».
ـ می‌گویم: اتفاقاً برعکس است زیرا با توجه به انبوه #مسائل_اجتماعی شامل #بی‌کاری و #فقر و #اعتیاد و #افسردگی_اجتماعی و غیره، قطعاً رئیسی با مشکلات جدی‌تر مواجه خواهد‌شد و در این بوته‌ی آزمایش در مقام رئیس‌جمهور، شکست خواهد خورد و رهبر شدنش منتفی خواهد شد. از سوی دیگر «#کاریزماتیک» بودن رهبر در دور آینده، دارای وزن نخواهد بود و اساساً روند انتخاب رهبر با فراز و فرودهای ویژه‌ای مواجه خواهد شد. پس پیش‌فرض مذکور، نادرست است.

۴ـ می‌گویند: اگر رئیسی، رئیس‌جمهور شود شاید بعداً با #عدم_شرکت_در_انتخابات و #رأی_ندادن به همّتی، پشیمان شویم و خود را شماتت کنیم.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «با حمایت از #اصلاح‌طلبان_حکومتی در گذشته، کم‌تر خود را شماتت کرده‌ایم».
ـ می‌گویم: بر اساس تجربیات گذشته که اینک بسیاری از کسانی که به آقای #روحانی رأی داده بودند پشیمان هستند چه بسا اگر به آقای همّتی هم رأی داده شود از یک سال نخواهد گذشت که باز پشت دست‌مان خواهیم زد و خواهیم گفت: باز گول خوردیم! پس پیش‌فرض مذکور، خلاف واقع است.

۵ـ می‌گویند: از #تحریم_انتخابات چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود و چه فایده‌ای دارد و چه جایگزینی وجود دارد؟
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «هر کسی که رأی نمی‌دهد قصد سیاسی دارد».
ـ می‌گویم: می‌شود انتخابات را تحریم نکرد زیرا «#تحریم» دارای بار سیاسی است و متعاقباً «#براندازی» را به ذهن نزدیک نکرد. می‌توان نگاه واقعیت‌محور و جامعه‌شناسانه داشت. بر این اساس، #مشارکت_نکردن در انتخابات، اولاً انجام وظیفه و ایفای نقش در چارچوب «#اخلاق_اجتماعی» است و ثانیاً با افزایش تعداد کسانی که رأی نخواهند داد مجموعه‌ی مدیریت کلان اعم از رهبری و زیر مجموعه، بیش از پیش خود را با پرسش از سوی #جامعه و تردید در عمل‌کرد گذشته مواجه خواهند دید. پس پیش‌فرض مذکور، متزلزل است.

۶ـ می‌گویند: با انتخاب شدن آقای رئیسی، این حداقل دموکراسی هم از بین خواهد رفت.
ـ پیش‌فرض ادّعای فوق: «امکان فشار بیش‌تر بر مجاری تنفسی جامعه وجود دارد».
ـ می‌گویم: مطمئن باشید آن‌قدر فشار بر مجاری تنفسی جامعه زیاد شده است که دیگر جایی برای تنگ‌تر شدن مجاری تنفسی باقی نمانده و اگر چنین شود که شما می‌گویید 👇
@khod2
💢درنگ | «آخرین کلام قبل از فردا !»‌

| پنج‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰

🖋احمد_بخارایی |
جامعه‌شناس

امروز پنج‌شنبه است و فردا ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ روز #انتخابات سیزدهمین دوره‌ی #ریاست‌جمهوری! چند ماه است که با یادداشت‌ها و گفت‌و‌گوهایی که داشته‌ام موضوع انتخابات را پی‌گیری و تحلیل کرده‌ام. اینک نیز کلام زیر را از من بشنوید که حدود ۲۵ سال در دانشگاه در عرصه‌ی جامعهشناسی با تدریس و هدایت یا مشاوره‌ی بیش از ۷۰ پایان‌نامه‌ی ارشد و دکتری با پژوهش در خصوص مشکلات حاد اجتماعی و قبل از آن حدود ۱۷ سال در حوزه‌ی فرهنگ فعالیت داشته‌ام. پیش‌بینی کرده‌ و نوشته بودم که در روزهای پایانی و نزدیک به ۲۸ خرداد بسیاری از اهالی سیاست که مدعّی عدم شرکت هستند دوباره به اصل کهن و ناکارآمد: «انتخاب بین بد و بدتر» روی خواهند آورند و شهروندان را تحریک به #رأی دادن خواهند کرد! حال این روزها شاهدیم که چنین شده است! این عزیزان عمدتاً دو دسته‌اند: اهالی #اندیشه و اهالی #سیاست. اهالی اندیشه مانند آقایان عبدالکریم (#سروش) و مصطفی (#ملکیان) و اهالی سیاست مانند سید محمد (#خاتمی)، بهزاد (#نبوی) و محسن (#آرمین). گروه نخست گویی متوجه نشدند که عالم سخن‌وری با عالم اجتماعی و نیز تفلسف با #جامعه‌شناسی، تفاوت دارد. متعجبم از جناب عبدالکریم که از آقای #همتی حمایت می‌کند (با شبیه‌سازی به بزرگ‌مردی هم‌چون جمال عبدالناصر!!!) در حالی که ایشان از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ معاون سیاسی سازمان صدا و سیمایی بوده است که عامل تحمیق و تحقیر مخاطبانش شده بود. همتی و جمال عبدالناصر؟! در سلامت اندیشه‌ورزی عبدالکریم (با همه‌ی احترامی که برایش قائلم) تردید یافته‌ام. جناب مصطفی هم احتمالاً تصور کرده‌اند که شهروندان از جمله #مریدان ایشان هستند و حکایت انتخابات، حکایت کلاس‌های #نقد_فرهنگ است! چگونه می‌شود این عزیزان ندانند که آقای همتی در مناصبی مانند ریاست #بیمه و #بانک_مرکزی و در کل در این چهل سالی که زیر چتر خاندان آقای اکبر #هاشمی_رفسنجانی بوده است هیچ کارنامه‌ی موفقی نداشته است؟ چرا این عزیزان کاری می‌کنند که گفته شود: هر چند عالِمید امّا در عالَم دیگری سیر می‌کنید و پای‌تان را از گلیم خود که اندیشه‌ورزی و محترم است فراتر گذاشته‌اید و چرا اجازه نمی‌دهید که امروز این مردم به روش «دکارت» در موضوع کارآمدی #حاکمیت_اسلامی در ایران با #عدم_مشارکت، «شک» خود را اعلام کنند؟ شما دو بزرگوار به خلاف باورهای‌تان، رفتار کرده‌اید. اما دسته‌ی دوم، یعنی آقایان سیّد محمد و بهزاد و محسن آیا نمی‌دانند که مرجعیت سیاسی‌شان به «صفر» تقریباً نزدیک شده است؟ چرا هم‌نوا با تریبون‌های اقتدار‌طلبی شده‌اند که فقط به «تعداد مشارکت‌کنندگان» می‌اندیشند و فقط نگران حضور اندک و زیر پنجاه درصد واجدان رأی در انتخابات فردا در ایران هستند؟ چرا این عزیزان هم همراه برخی از سلبریتی‌ها و ورزش‌کاران و هنرمندان به تشویق به حضور در انتخابات می‌پردازند حال آن‌که آن افراد عمدتاً مجبور به ارسال تصویر و پیام شده‌اند یا از افق فکری ویژه‌ای برخوردار نیستند؟ چرا این عزیزان می‌خواهند این آخرین تلاش‌های مدنی مردم در ابراز نظر مخالف‌شان نسبت به رویه‌ی ناکارآمد چهل سال گذشته را خنثی کنند؟ آیا این خیانت به مردم نیست؟

اینک کلامی با اهالی #جامعه‌شناس و عزیزانی که #علوم_اجتماعی خوانده‌اند. اگر ملاحظه کرده‌باشید این روزها عمدتاً دو دسته از همکاران جامعه‌شناس اعلام نظر موافق با حضور در انتخابات کرده‌اند. یکی #جامعه‌شناسی_خوانده‌های_حکومتی که به نحوی از انحاء مرتبط با #قدرت و #ثروت هستند و دسته‌ی دوم عزیزانی که هنوز از اسارت #ایدئولوژی خلاصی نیافته‌اند و در ضمن اینکه #جامعه‌شناسی را ممکن است خوب درک نکرده‌ و هنوز نتوانسته باشند فارغ از #تعصبات_دینی، جامعهشناسی کنند و این دو دسته عمدتاً از گفت‌و‌شنود چالشی و مناظره در گذشته پرهیز داشته‌اند و خود را در معرض نقد قرار نداده‌اند. همین جا از ایشان دعوت به گفت‌و‌شنود چالشی در هر زمانی که صلاح دیدند می‌کنم.

نکته‌ی پایانی: از همه‌ی آن‌ها که در بالا اشاره داشتم یک پرسش دارم، «آیا تردید دارید که فردا آقای #رئیسی از صندوق رأی بیرون خواهد‌ آمد؟» اگر «آری»، که به واقع از قافله‌ی سیاست و #جامعه بسیار عقب مانده‌اید و در توّهم به سر می‌برید و اگر «خیر»، چرا دعوت به #مشارکت در انتخاباتی می‌کنید که مجموعه‌ی حاکمیتی که اینک جامعه را با #فروپاشی_اجتماعی مواجه ساخته است تقویت می‌شود؟ متوجه هستید که چه می‌کنید؟ ممکن است بگویید اگر مردم پیام ما را به جان بشنوند نتیجه‌ی انتخابات می‌تواند تغییر کند و آقای همتی پیروز شود. اینک عرض می‌شود: …| ادامه 👉

از کانال t.me/dr_bokharaei
@Khod2
من خدا هستم
@khod2
📎 نظریهٔ ترابط نسبی‌ اجزای فرهنگ: تایید ضمنی‌ قتل ناموسی در مثنوی.

🔹 اجزای فرهنگ در برخی موارد با هم همساز و در پاره‌ای موارد با هم ناهمساز هستند. نقد فرهنگ بدون توجه به این همسازی‌ها و ناهمسازی‌های اجزای فرهنگ، نقد همه‌جانبه‌ای نیست.

🔹 عرف، دین، عرفان، فلسفه، ادبیات و... در درون یک جامعه پیوندهایی با هم دارند. گاه هم را تقویت و گاه هم را تضعیف می‌کنند.

🔹 از این رو، نقد یکی بدون توجه به آن دیگری نقدی ناتمام است. فرهنگ را در پیکره‌ٔ تام و تمامش باید بنگریم. مایه‌ٔ شگفتی است که برخی نقد دین را مجاز می‌دانند اما نقد ادبیات و عرفان را مجاز نمی‌دانند و برخی نقد ادبیات و عرفان و فلسفه و همه چیز را مجاز می‌دانند، اما نقد دین را مجاز نمی‌دانند!

🔹 فرهنگ هر جامعه‌ای به‌رغم برخورداری از تکثر در اجزاء، گاهی پیوندهایی درونی نیز دارد. گاه اجزای مختلف یک فرهنگ از درون و حتی نهفته و ضمنی، همدیگر را تایید و تقویت می‌کنند.

🔹 در ابیات فوق از مثنوی می‌بینیم که چگونه مادرکشی و زن‌کشی و قتل ناموسی بدون قضاوت قاضی و حتی بر اساس تهمت (بنگرید به عنوان ابیات فوق) به‌ طور ضمنی و البته با نگاهی عارفانه تایید شده است!

🔹 همانطور که مادر فاسد و بدخاصیت (آن هم فقط بر اساس تهمت) را باید کشت، نفس را هم باید کشت. این، نوع مواجهه‌ٔ عارف بزرگ ما با یک امر خانوادگی است! اینجا می‌بینیم که تمثیل مولوی فرهنگ زمانه را ارتقاء نمی‌بخشد بلکه عرف زمانه را به‌ طور ضمنی تایید می‌کند.

پس‌نوشت: ایرج میرزا هم در شعر "داد معشوقه به عاشق پیغام / که کند مادر تو با من جنگ" مادرکشی را به‌ تصویر می‌کشد، اما به جای تایید ضمنی‌ آن، به اشکال مختلف مادرکشی را تقبیح می‌کند. اگر نوع استفاده از تمثیل مادرکشی را در کار ایرج میرزا و مولوی با هم مقایسه کنیم، تایید ضمنی‌ مادرکشی در مثنوی آشکارتر می‌شود.

حسن محدثی‌ گیلوایی
📆 ۲۶ مهر ۱۴۰۰

[با کمی تغییر نگارشی از اینستاگرام حسن محدثی گیلوایی]

#مولوی
#نقد_فرهنگ
#قتل_ناموسی
#نظریه‌_ترابط
#جامعه‌شناسی_خانواده

@khod2
♻️فضای ناپاک اجتماعی!

#احمد_بخارایی، #جامعه‌شناس

۱ـ چرا نگفتم: «کثیف» و نوشتم: «ناپاک»؟ زیرا ذکر «کثیف» که جنبه‌ی «ایجابی» دارد، ناظر بر یک «داوری» و قضاوت است که به نظر می‌رسد با جهت‌گیری سیاسی در‌هم آمیخته است اما ذکر «ناپاک» که جنبه‌ی «سلبی» دارد دارای ماهیت «#اجتماعی» است زیرا در #جامعه‌شناسی، «فضای پاک اجتماعی» دارای تعریف مشخصی است که مترادف با #اخلاق_اجتماعی، #عدالت و #انسانیت است. بنابراین ما از نگاه جامعه‌شناختی با درصد اطمینان زیاد می‌گوییم که فضای اجتماعی جامعه‌ی ایران که محصول سیاست‌های #جمهوری_اسلامی است «ناپاک» است.

۲ـ #کمال_خرازی (وزیر اسبق امور خارجه در دو دولت #اصلاح‌طلب(!) سید #محمد_خاتمی از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) امروز (یکشنبه هفت فروردین ۱۴۰۱) در کنفرانس دوحه در حاشیه‌ی نمایشگاه نظامی در کشور قطر مؤکداً گفت که #سپاه_پاسداران باید از فهرست تحریم‌های آمریکا حذف شود. به نظر می‌رسد اینک که مذاکرات برجامی به پایان راه نزدیک شده‌ و امکان حصول توافق نسبی بین ایران و آمریکا و رفع تحریم‌های‌ آزار‌دهنده، مهیا شده است کمال خرازی و #حسین_شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه‌ی کیهان) و امثال آن‌ها که رسماً از رهبری #نظام_اسلامی ایده می‌گیرند با به وسط صحنه انداختن پیشنهاد مؤکد حذف نام سپاه پاسدارانی که خود را «مکلف» به دخالت‌ها و عملیات فرامرزی می‌داند از فهرست گروه‌های تروریستی، فضای توافق را «ناپاک» می‌کنند و اجازه نمی‌دهند اندکی وضعیت کنونی ایران، سامان کوتاه‌مدت بیابد چرا که توافقاتی که با «اما و اگرها» همراه باشد دوام زیادی نخواهد داشت و بسا در زمانی نه چندان دور در دوره‌ی آتی ریاست‌جمهوری در آمریکا، این توافق متزلزل شود.

۳ـ یکی از نشانه‌های «فضای ناپاک اجتماعی» به گروگان گرفتن ملت و سوء استفاده از مذاکرات برجامی و یقه‌گیری طرف مذاکره در زمان رسیدن به پایان راه است تا زیاده‌خواهی شود. این همان شیوه‌ای است که بارها متذکر شده بودم که جمهوری اسلامی (بخوانید: #حاکمیت_شیعی با تفسیر ویژه) بدون توجه به نیازهای اجتماعی ـ اقتصادی مردمش، همواره در اندیشه‌ی تقویت مبانی سیاسی ـ ایدئولوژیک خود بوده‌ و همه‌ی این سیاست‌های ناکارآمد و همه‌ی این پشت کردن‌ها به منافع مردم را چنین نامیده است: «دفاع از #امنیت_ملی»!

🌎@khod2